<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های teimouriresearchteam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@teimouriresearchteam</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:12:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/16751/avatar/xsC0rj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>teimouriresearchteam</title>
            <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک قصه کودکانه خوب چه تأثیری روی کودک می‌تواند بگذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-lwdrxwu0hsbn</link>
                <description> چیزی که تقریباً همه کودکان علاقه و اشتیاق فراوانی به آن دارند، شنیدن قصه کودکانه است. دنیای کودکان، دنیای قصه‌ها و ماجراهای پرهیجان است. کودکان در دنیای قصه بازی می‌کنند، با قصه کودکانه‌ای که والدینشان برایشان می‌خوانند می‌خوابند، بیدار می‌شوند وزندگی می‌کنند. حتی کودکان شلوغ و پر جنب‌وجوش هم با آرامش به قصه‌ها گوش می‌دهند، از قصه‌ها می‌آموزند و از آن پند و اندرز می‌گیرند و حتی در عالم خواب هم قصه‌ها را دنبال می‌کنند. اگر پدر و مادرها و معلمان با دنیای رنگین بچه‌ها آشنا باشند و منطق آن‌ها را عمیق‌تر درک کنند و آن را بپذیرند، می‌توانند با استفاده از هنر و فنون قصه‌گویی جرقه‌ی همه‌ی موفقیت‌ها و ارزش‌های تربیتی و اخلاقی را در کودک روشن کنند و روزبه‌روز آن را شعله‌ور‌تر کنند و به رشد و تقویت شخصیت کودک کمک کنند.چقدر خوب می‌شد که اگر والدین و معلمان در خانه و مدرسه برای تربیت بهتر و حتی آموزش بهتر درس‌ها به هنر قصه‌گویی و اثرات مثبت آن توجه بیشتری می‌شد و آموزش قصه‌گویی بخشی از برنامه‌های اصلی معلمان و مدرسان قرار می‌گرفت.متأسفانه بیشتر والدین و معلمان از تأثیرات بسیار وسیع و مفید قصه کودکانه برای کودکان غافل‌اند و از هنر قصه‌گویی و تأثیراتی که یک قصه‌ی کودکانه‌ی خوب می‌تواند بر کودک بگذارد اطلاعی ندارند و قصه گفتن را برای خود کاری حقیر و بی‌خود و برای کودکان کاری بیهوده تلقی می‌کنند و فکر می‌کنند که با این کار وقتشان را تلف می‌کنند. غافل از اینکه آن‌ها با همین قصه‌گویی‌ها می‌توانند بر ارزش‌های تربیتی و شخصیتی کودک بیفزایند و از آن در جهت برقراری ارتباط با درک و قوه‌ی تفکر کودک و نیز انتقال مفاهیم و قواعد زندگی بهره بگیرند.چراکه در هر قصه کودکانه، نکات آموزنده‌ای نهفته است که کودک را به یادگیری و تفکر درباره چیزهایی که داخل داستان هست فرامی‌خواند. درواقع در هر قصه کودکانه، ماجراهایی دنبال می‌شود که نقاط مجهولی دارد. برای همین به‌راحتی می‌تواند حس کنجکاوی کودک را برانگیزاند؛ بنابراین، این یعنی تقویت حس کنجکاوی و درک عمیق مسائل و موضوعات در کودک.همچنین یک قصه کودکانه علاوه بر اینکه کودک را سرگرم می‌کند، پیوستگی و پشت سر هم بودن صحنه‌های قصه کودکانه باعث ایجاد نظم منطقی در ذهن او می‌شود.نمونه قصه کودکانه : قصه های من و مامانهنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه را در شب به‌عنوان قصه کودکانه شب برای کودک خود تعریف می‌کند، کودک با کمک قوه تخیل ذهنش، خودش را به‌جای یکی از شخصیت‌های قصه می‌گذارد و به‌عنوان‌مثال می‌تواند حس قهرمانی، گذشت یا فداکاری را تجربه کند و بیاموزد.هنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه وقت خواب را از بین کتاب‌های داستانی کتابخانه انتخاب می‌کنند تا برای کودکش تعریف کند، علاوه بر اینکه کودک با شنیدن یک قصه‌ی مفید و جذاب به‌راحتی با آرامش بیشتری به خواب می‌رود، نیروی بیان و تکلم کودک نیز تقویت می‌شود و درنتیجه دایره لغات و اطلاعات او گسترده‌تر و غنی‌تر می‌شود.همچنین قصه کودکانه تصویری نیز به تقویت درک و فهم کودک تأثیر بسیاری دارد. هنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه را همراه با تصاویر مربوط به داستان برای کودک تعریف می‌کند، فاصله میان قدرت شنوایی و قدرت دیداری کودک پر می‌شود و می‌تواند بین آنچه می‌شنود و آنچه می‌بیند ارتباط برقرار کند و مفاهیم را عمیق‌تر و بهتر درک کند و این موضوع یعنی تقویت ارتباط بین قدرت شنیداری و دیداری کودک.کودک با گوش دادن به قصه کودکانه‌ای که برای او بازگو می‌شود با مسائل و موضوعات مختلف زندگی آشنا می‌شود و درنتیجه مهارت‌های زندگی و اجتماعی او افزایش می‌یابد و می‌تواند با مسائل و موضوعات مختلف پیرامون خود درست و منطقی رفتار کند و آن‌ها را با کمک آموزنده‌های خود بهتر مدیریت کند.وقتی‌که کودک به قصه کودکانه‌ای که والدین یا معلمش برای او تعریف می‌کند، گوش می‌دهد ممکن است در میانه‌ی قصه، سؤالاتی بپرسد یا طرز فکرش را درباره ماجرای داستان بیان کند که همین موضوع می‌تواند در پرورش استعدادها و قدرت خلاقیت او کمک شایانی کند.کودکان معمولاً دوست دارند قصه‌ای را که شنیده‌اند بارها و بارها بشنوند و همین نکته هم باعث تقویت قدرت حافظه و نیز قدرت بیان کودک می‌شود.همچنین قصه کودکانه مزایای دیگری هم دارد، به این صورت که اگر یک قصه کودکانه نکات مثبت و پیامدهای اخلاقی همراه با جذابیت و گیرایی خود را داشته باشد می‌تواند مدت‌های مدیدی در ذهن کودک باقی بماند و درنتیجه همان پیامدها و نکات آموزنده را در زندگی خود به کار بگیرد و از فواید آن بهره‌مند گردد. درواقع در هر قصه کودکانه یک سری مفاهیم وجود دارد که در همه عصرها به آن توجه می‌شود و دارای نکات بسیار آموزنده و پرباری هستند. مثلاً در داستان شنل قرمزی پیامی آموزنده مبنی بر اعتماد نکردن به غریبه‌ها وجود دارد که کودک با شنیدن و درک آن پیامی اخلاقی و مفید را می‌آموزد که در زندگی اجتماعی‌اش به کارش خواهد آمد.به‌طورکلی قصه کودکانه بیشتر از دیگر ابزارهای تربیتی در رفتار کودک اثرگذار است به‌شرط آن‌که دقیق و درست انتخاب شود. اگر این‌گونه باشد، به‌راستی‌که قصه می‌تواند ریشه بسیاری از انحرافات اخلاقی و رفتاری را در کودک بخشکاند و با تقویت رفتارهای مثبت و سازنده در آن‌ها تأثیرات مهم تربیتی بر آن‌ها داشته باشد. حتی کودکان نیز می‌توانند با خواندن و شنیدن قصه‌های کودکانه به سرمایه‌های میراث فرهنگی و تمدن خود دست یابند و نیز با آداب‌ورسوم جامعه خود آشنا شده و خود را برای زندگی آینده آماده‌تر سازند. از زمان‌های قدیم قصه‌ها تأثیر چشمگیری در انتقال ارزش‌ها و مفاهیم تربیتی در کودکان داشته‌اند، به این دلیل که قصه کودکانه هیچ‌گاه تاریخ‌مصرف ندارد و تاریخ انقضایی را هم در بر‌نمی‌گیرد. از قیدوبند زمان و مکان رهاست و حتی در سخت‌ترین شرایط اجتماعی هم فراموش نشده‌اند.درست است که هنگامی‌که برای کودک قصه کودکانه می‌گوییم آن‌ها کاملاً سکوت می‌کنند و با آرامش به آن گوش می‌دهند، اما این نوع سکوت یک نوع فریاد هم ذات پنداری است. چراکه کودک با شروع قصه در درون خودش یک بازیگر به تمام‌عیار می‌شود که موازی باشخصیت‌های داستان رفتار می‌کند. در تمام لحظات و ماجراهای داستان جریان دارد، خود را جای قهرمان داستان می‌گذارد، می‌جنگد، گریه می‌کند، می‌خندد، دنبال آرمان‌ها و اهدافش می‌رود و کودک به‌مانند کارگردان خبره‌ای می‌شود که یک‌تنه ماجراها و شخصیت‌های داستان را می‌سازد و در اصل تجسم و تخیل خلاق قصه را کارگردانی می‌کند.مطلب پیشنهادی : نامه عاشقانه به معشوقماجراها و اتفاقات قصه کودکانه باعث می‌شود که کودک همراه باشخصیت‌ها و قهرمان داستان تصمیم بگیرد. از کوچک‌ترین فرصت پیش‌آمده استفاده کند، ارزش وقت را بشناسد، همراه با قهرمان داستان تلاش کند و برای رسیدن به هدفی که مطرح است پا به‌پای قهرمان داستان حرکت کند و سر همه صحنه‌ها حاضر شود و خود را برای رویارویی با مسائل مختلف آماده کند و از اینجاست که تمامی اطلاعات و تجارب و مهارت‌های داستان را در درون گنجینه ذهنش ثبت می‌کند و در زمان‌های مناسب از این ذخیره ذهنی استفاده می‌کند و این همان تأثیر سحرآمیز قصه کودکانه برای کودک است.درواقع یک قصه کودکانه مفید و آموزنده به کودک کمک می‌کند که تمام امیال و محتویات ناخودآگاه خود را تعبیر و تفسیر کند و محیط پیرامون زندگی‌اش را بشناسد و بتواند به‌تنهایی شخصیت خود را رشد دهد و به کمال برسد و درواقع بحران‌هایی مثل بحران‌های عاطفی یا اجتماعی یا استقلال‌طلبی و حتی بحران‌های فرهنگی را نیز پشت سر بگذارد و اضطراب‌ها و تشویش‌های درونی‌اش را در قصه تخلیه کند و به‌نوعی خود را برای زندگی بهتر ارتقا دهد.قصه کودکانه هم عقل و هم احساس کودک را که دو عنصر شکوفایی شخصیت کودک هستند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در داخل ماجراهای داستانی اگر جنگ بر سر سرزمینی صورت گرفته، احترام به مالکیت دیگران را یاد می‌دهد و اگر شخصیت داستان از وسیله و ابزاری استفاده کرده، روح خلاقیت و ابتکار را در کودک تقویت می‌کند. قصه‌ها درست فکر کردن و درست عمل کردن را به کودک یاد می‌دهند. قصه‌ها قوانین اخلاقی، شیوه تبعیت از آن‌ها و نیز نحوه شکل‌دهی فعالانه به خویش و هدف اخلاقی را در ناخودآگاه کودک می‌ریزند و یک نوع جهان‌بینی را ارائه می‌دهند که در آن کودک به سمت تعالی روح سوق می‌یابد و این حرکت درگرو پیام‌ها و ارزش‌های اخلاقی است که کودک از قصه برداشت می‌کند. به‌طور مثال، اگر در قصه‌ای کودکی اسباب‌بازی‌اش را به دوستش که اسباب‌بازی ندارد، می‌دهد پس دیگر نیازی به یاددادن بخشش به دیگران نیست و یا کودک ارزش آزادی را وقتی بهتر درک می‌کند که ببیند حیوانی در قصه اسیرشده است. کودک بارها و بارها شاهد همکاری و همدلی و اتحاد حیوانات بوده و این را به‌راحتی درک کرده است. هر نوع عقده کودکانه یک پیامد و آموزه اخلاقی برای کودک دارد. برخی از قصه‌های کودکانه مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد، برخی شجاعت را و برخی دیگر انسانیت و همیاری و مشارکت در کارها را.نمونه قصه کودکانه : پنج انگشت بودند که ، مراسم و شغل هاکودک همچنین به ارزش دانایی و نادانی پی می‌برد و آموزد که شتاب‌زده عمل نکند؛ بنابراین کودک به‌وسیله قصه کودکانه دریایی از اطلاعات و تجارب را یاد می‌گیرد که در حالت عادی و در شرایط دیگر شاید هرگز تمایلی به یادگیری آن از خود نشان ندهد. علاوه بر این، بازگو کردن قصه کودکانه برای کودک، ساده‌ترین، ارزان‌ترین و مؤثرترین ابزاری است که امکان اجرای آن برای همه حتی خانواده‌ها وجود دارد، چراکه به هیچ وسیله و مقدماتی احتیاج ندارد؛ بنابراین قصه کودکانه ازیک‌طرف نقش مهمی در زندگی کودک بازی می‌کند و از طرف دیگر وسیله‌ای بدون هزینه و در دسترس برای همه والدین و افراد است. به همین دلیل هم هست که استفاده از قصه کودکانه در رشد و تربیت کودکان در عین مؤثر بودن، ساده و مقرون‌به‌صرفه هم است. باوجوداین همه مزایایی که یک قصه کودکانه برای کودکان دارد، متأسفانه حقیقت گویای این است که در خیلی از مواقع والدین و معلمان از این ابزار تربیتی مؤثر و ساده غافل شده‌اند.قصه کودکانه انواع مختلفی دارند که عبارت‌اند از:قصه‌های سحر و جادویی-قصه های حیوانات (تمثیلی و نمادین)- قصه‌های دینی و تاریخی- قصه‌های پهلوانی و اساطیری- قصه‌های اجتماعی- قصه‌های اخلاقی و قصه‌های خنده‌دار.هرکدام از این نوع قصه‌ها و آموزه‌ها، نکاتی پندآموز در دل خوددارند که کودک با شنیدن آن‌ها می‌تواند پی به نکات و آموزه‌های آن ببرد و از آن‌ها در زندگی خود بهره گیرد. درواقع همه قصه‌ها با هر نوع مضمونی پیام‌ها و ارزش‌هایی را به کودک منتقل می‌کنند که کودک در اثر شنیدن، تکرار شدن و حتی فکر کردن به قصه می‌تواند این پیام‌ها را جذب کند و ارزش‌های اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی را دریابد. همچنین غیرمستقیم بودن این پیام‌ها و نکات پندآموز باعث جذاب‌تر و دل‌نشین‌تر شدن این پیام‌ها می‌شود.ناگفته نماند که هنر قصه‌گویی هم اهمیت بسیاری دارد. والدین و معلمان در هنگام بیان قصه کودکانه نباید تمام ماجراهای داستان را با عبارتی واضح و روشن‌بیان کند، بلکه بهتر است با اشاره مختصری از آن بگذرد تا کودک فرصت پیدا کند که بیشتر تفکر و تخیل کند تا هم قوه‌ی هوش و فکر او تقویت شود و هم قوه‌ی تخیل و تجسم او.همچنین یک قصه گوی خوب نباید قصه کودکانه را طوری ساده و بی‌حال تعریف کند که کودک تمایلی به شنیدن ادامه‌ی ماجرا نداشته باشد، بلکه باید هر قصه را متناسب با موقعیت‌ها و ماجراهای داستانی با هیجان و حالت خاصی بازگو کند تا کودک نیز به وجد آید و با شور و اشتیاق به قصه گوش فرا دهد و باعث شادی و لذت در او شود.والدین و معلمان بهتر است برای کودکشان قصه کودکانه‌ای را انتخاب کنند که متناسب با سطح سواد آن‌ها باشد و به سطح سن آن‌ها بخورد. یک بچه نوآموز تنها قادر است متن‌های ساده را درک کند و هر چه سطح سنی و سواد او افزایش یابد می‌تواند به‌مراتب متن‌هایی با دایره لغات و کلمات گسترده‌تری را درک کند.منبع : قصه کودکانه سایت محمدرضا تیموری</description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2019 09:27:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-asqejfrxxuwu</link>
                <description> هدف از کار کردن چیست؟هدف از زندگی کردن چیست؟هدف از تحصیل کردن چیست؟هدف از ورزش کردن چیست؟هدف از تشکیل خانواده چیست؟هدف از راه انداختن یک کسب و کار چیست؟همه ی ما انسان های روی کره ی زمین ، با این دست از سوال ها که با کلمه ی کلیدی ” هدف” همراه هستند ، در تمام طول زندگی روبرو هستیم و بارها و بارها در مسائل مختلف زندگی باید از خود بپرسیم که “ هدف چیست “ .اما مسئله این جاست که همیشه بجای آنکه به بطن این سوال و عمق این سوال که “ هدف چیست “ پی ببریم ، همیشه به دنبال جواب آن بوده ایم. شاید باور کردنی نباشد ، اما یکی از شیوه ها و خط مشی هایی که فلاسفه برای زندگی بشر و موفقیت و سعادتمندی بشر در زندگی تعیین کرده اند ، ذکر این نکته است که یک بار برای همیشه به جای پاسخ دادن به سوال “ هدف چیست “ ، به درک فرامتن سوال “ هدف چیست “ ، پی ببریم.اگر بخواهیم تمامی گفته های علمی را کنار بگذاریم و از در صداقت با یکدیگر سخن بگوییم ، باید به این نکته اعتراف کنیم که سوال “ هدف چیست “ نه تنها مهم ترین سوال یک انسان برای زندگی خویش است ، بلکه یکی از مهم ترین سوالات دولت ها و در یک گام فراتر کل کائنات برای ادامه ی حیات خویش می باشد.ما به هیچ وجه نمی توانیم جهانی را تصویر کنیم که با سوال “ هدف چیست “ غریبه باشد. یکی از اصولی که انسان ها همیشه در معرض آن قرار دارند و به طور کلی می توان گفت که خداوند متعال در دل همه ی کائنات آن را قرار داده است ، ذکر سوال “ هدف چیست “ و به دنبال آن مقوله ی هدفمندی بوده است. هیچ چیز در این جهان بی هدف نیست ، چرا که جهان خود به تنهایی یک سیر هدفمند در گستره ی کائنات است. نمی دانیم که با شنیدن سوال “ هدف چیست “ چه چیزی در ذهن شما می گذرد و یا وقتی که واژه ی هدفمندی را می شنوید ، چه چیزی در ذهن تان زنده می شود ، اما یقینا مهم ترین نکته ی مشترکی که در پی سوال “ هدف چیست “ ، در ذهن همه ی انسان ها زنده می شود ، مسیر و به دنبال آن غایت و یا مقصدی است که یک انسان بسته به شرایط زندگی به دنبال آن شتاب می کند. اما هدف و به دنبال آن مفهوم “ هدف چیست “ ، مقوله ای نیست که تنها در یک سیر خطی ما بخواهیم به دنبال آن باشیم ، بلکه این مفهوم یعنی مفهوم “ هدف چیست “ ، مسئله ای است که باید به صورت سلسله ای و زنجیر وار آن را در دل هستی یافت کنیم و آن را ریشه یابی کنیم تا بتوانیم آنگاه درک دقیقی از مفهوم هدفمندی و پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ در اختیار داشته باشیم. برای درک مفهوم “ هدف چیست “ ، همانطور که پیش تر به آن اشاره کردیم ، نیاز است که دست از پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ برداشته و خود سوال” هدف چیست “ را در فرا متن ، مورد بررسی قرار دهیم.پس بیایید که در چندین قدم مفهوم پرسش “ هدف چیست “ را با یکدیگر بررسی کنیم.از این رو ما سعی کرده ایم که مختصری در باب تاریخچه ی پرسش هدف چیست خدمتتان ارائه کنیم که امیدواریم مفید به فایده واقع شود.تاریخچه ی پرسش “ هدف چیست “یکی از مواردی که می تواند ما را به عمق معانی موجود در دل یک مفهوم در جهان هستی برساند ، بررسی تاریخی و تحلیلی آن است در اولین قدم ، قصد داریم که کمی نگاه تان را به این مفهوم ، یعنی مفهوم “ هدف چیست “ گسترده تر کنیم. نخستن امری که باید با آن آشنا شوید ، این است که اگر ما بر این باور داشته باشیم که تمامی مفاهیم در دنیا و آنچه که در هستی وجود دارد ، تماما توسط خداوند خلق شده است ، باید به این امر هم اشاره داشته باشیم که هدف و هر آنچه که گرد موضوع هدف می گردد ، نیز توسط خداوند متعال خلق شده است و اوست که نخستین هدف گذاری را در تاریخ جهان ، صورت داده است. خداوند متعال ، خالق هدف است. او جهانی راخلق می کند ، در درون آن انسان ها و آدمیانی را بوجود می آورد. به گرد انسان و آنچه که در زمین وجود دارد ، هزاران ستاره و سیاره خلق می کند و به نظمی مقرر کائنات و هر آنچه که در آن وجود دارد را خلق می کند. این خلق ، نه تنها در مقوله ی آفرینش هدفمند است و به گرد هدف معنای خود را می یابد ، بلکه در مقوله ی نظم ، قانون گذاری و هزاران مفهوم مشابه دیگر نیز هدف مند است. اگر بخواهیم تنها به چند نکته در این باب اشاره کنیم باید بگوییم که خداوند متعال ، جهان را خلق کرده و از دل آن به یک کره ی خاکی ، حیات بخشیده است. در آن موجوداتی خلق کرده است و تمامی شرایط را مهیا کرده است که موجودات خلق شده در روی کره ی زمین به آسودگی زندگی کرده و به حیات متعالی خویش دست پیدا کنند. او از بدو خلقت ، هدفمندی خویش را با خلق چهار عنصر اصلی در حیات این کره ی خاکی نشان میدهد. پس از آن قوانینی وضع می کند که تا به امروز همیشه بر سر منوال خویش بوده است. روز را برای کار و شب را برای آسایش خلق می کند. زمین ها را بارور می کند. جاذبه را ایجاد می کند و اگر بخواهیم همه ی این المان های خلقت را کنار هم بگذاریم ، می بینیم که اولین وجودی که در جهان هستی مفهوم هدف را تعریف کرده است و به سوال “ هدف چیست “ پاسخ داده است ، خود خداوند بوده است و در اینجا نیز جا دارد که به یک استقرای فلسفی دست زده و بگوییم که: “آن وجود که خلق هدف می کند ، خود وجودی هدفمند است.”.پس نخستین وجود هدفمند در این دنیا نیز خود خداوند بوده است. اما هدف خلقت به این جا و این نقطه محدود نمی شود و پا بسیار فراتر از این امر می گذارد. اگر ما بخواهیم کل هستی را فاکتور گرفته و در زمین و این کره ی خاکی خلاصه کنیم ، باید بگوییم که لاجرم به این امر اجبار پیدا می کنیم که باز هم تمامی المان های خلقت در زمین را نیز حذف کرده و تنها بشر را در مرکز پرسش قرار دهیم و از او صادقانه این پرسش را مطرح کنیم که هدف چیست ؟ اینجاست که ما نخستین بارقه های هدفمندی را در انسان می بینیم و این نخستین مبدا برای ورود به چالش تحلیل پرسش “ هدف چیست “ در طول تاریخ است.اگر به تاریخ بشر رجوع کنید حتما با این گزینه روبرو خواهید شد که انسان های نخستین ، تمام هدف زندگی خویش را بر روی زنده ماندن و بقا بنا کرده بوده اند و تمام سعی آن ها ذکر این نکته بوده است که با طبیعت یک همخوانی پیدا کرده و بتوانند زندگی خود را از شر بلایای طبیعی و یا حمله ی سایر موجودات خلق شده در کره ی زمین مصون بدارند. پس می توان گفت که نخستین وجه تاریخی پرسش “ هدف چیست “ بر می گردد به امر بقا در انسان های نخستین . در واقع انسان نخستین ، با ذکر این سوال که “ هدف چیست “ و هدف از زندگانی چیست ؟ ، شرایطی را برای خود مهیا کرده است که با آن تنها برای بقای خویش بجنگد. ذکر سوال “ هدف چیست “ شرایطی را برای انسان نخستین مهیا می کند که هدف و غایت زندگی خود را بیابد و از آن پس تمام سعی خود را بر این می گذارد که برای زنده ماندن ابزار و شرایطی را برای خود فراهم کند.این فراهم آوری ابزار و شرایط برای بقا و یا حفظ شرایط زیستی در انسان های اولیه ، نخستین ثمرات پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ را در دل انسان نخستین ایجاد می کند. نخستین ثمره ای که ما با آن در پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ روبرو می شویم ، مفهوم خلاقیت بشر برای رهایی از بلایایی است که او را دچار آسیب می کرده است. این پاسخ و تحلیل فرا متن این پاسخ به انسان قدرت آن را داد که از دل ساخت ابزار به سوالی گران قدر تر یعنی هدف از تولید ابزار چیست ؟ که به دنبال پرسش “ هدف چیست “ در ذهن او مطرح شده بوده است ، دست پیدا کند.پاسخی که نوآوری و خلاقیت را مرزهای توسعه وصله زد و انسان برای نخستین بار مفهوم بقا را با واژه ای به نام ” جاودانگی” عوض کرد و آن جا بود که انسان با مفهومی به نام توسعه آشنا شد. چرخ اختراع شد. آتش یافت شد. و اگر بخواهیم پیش تر برویم می بینیم که باز هم بررسی و پاسخ تحلیل گرانه ی بشر به مفهوم “ هدف چیست “ ، او را به تمدن می رساند. و اکنون نه تنها انسان ها بلکه تمدن ها که خود متشکل از مجموعه ی انسان ها هستند ، با پرسش “ هدف چیست “ روبرو می باشند. بنا بر آنکه مجال آن نیست که تمام تاریخ بشر را بررسی کنیم ، اما بررسی تحلیلی گذاری تاریخ بشر نیز این شمای کلی را به ما میدهد که این پرسش “ هدف چیست “ است که بشر را تا به امروز مدام در مسیر پیشرفت قرار داده است و امروز به جایی رسیده است که بشر نه تنها برای بقا از دست حیوانات وحشی و یا بلای طبیعی فرار نمی کند ، بلکه برای مفهوم جاودانگی ، همه ی دیگر موجودات را نیز به تسخیر خویش در آورده است و تمام طبیعت را نیز مهار خود کرده است و این ها همه از دل یک پرسش یعنی “ هدف چیست “ بیرون می آید. پس می توان به راحتی این ادعا را مطرح کرد که انسان ها موجوداتی هستند که با هدفمندی زاده شده اند ، با هدفمندی ادامه ی مسیر داده اند و با هدفمندی قصد تسخیر دنیا را دارند.ما نمی توانیم هیچ قضاوتی بر روی رویکرد انسان در این منظر داشته باشیم ، اما می توانیم بگوییم که آنچه شاخصه ی انسان برای رشد در طول این سالها بوده است ، ذکر این نکته است که انسان توانسته است به کمک پرسش “ هدف چیست “ ، مراحل پیشرفت را بدون هیچ عقب گردی در طول سالیان سال پشت سر بگذارد.خب ، حال به گمانم درک کرده اید که منظور ما از فرامتن پرسش “ هدف چیست “ چه بوده است و به درستی به این فهم رسیده اید که این مفهوم تنها یک پرسش ساده نیست. اگر میخواهید یک خلاصه تا بدین جای بحث داشته باشید باید بگوییم که  : ” همه ی ما انسان ها در سرمان سوال ها و مفاهیم زیادی را داریم که روزانه با آن ها سر و کار داریم و روزانه هزاران بار از آن ها استفاده می کنیم. اما دقیقا نمی دانیم که هر کدام از این مفاهیم در زندگی ما چه نقشی دارند.این عدم آگاهی ، گاهی ممکن است ما را از استفاده کردن از تمامی ظرفیت های آن مفهوم عقب بیاندازد. از این رو ما نیاز داریم که علاوه بر توضیحات و پاسخ هایی که نسبت به پرسش های ذهنی در باب مفاهیم زندگی ارائه میدهیم ، به پشت پرده و یا اصالت مفهومی هر کدام از این پرسش ها نیز پی ببریم. یکی از آن سوالاتی که بسیار مطرح می شود و همه ی ما شاید هزاران بار در طول یکسال با آن درگیر هستیم مفهوم “ هدف چیست “ ، می باشد. همه ی ما به محض برخورد به این سوال بدنبال جواب آن هستیم ، اما اگر یکبار بدانیم که دقیقا پشت این سوال چه مفهوم عمیقی وجود دارد ، آنگاه است که هم پاسخ دادن به این سوال برای ما آسان تر می شود و هم اینکه ما می توانیم به راحتی از تمامی ظرفیت های سوال “ هدف چیست “ استفاده کنیم. برای اینکه ما یک نمونه مثال از این رویکرد ، یعنی تحلیل مفاهیم زندگی بیاوریم ، سعی کرده ایم سیر پیشرفت انسان را در گرو هدف گذاری و پرسش در باب “ هدف چیست “ ، بررسی کنیم و به این نتیجه رسیدیم که اگر انسان با سوال “ هدف چیست “ روبرو نمی شد ، به هیچ وجه من الوجوه جایگاه امروزی خودش را در خلقت نداشت.  ” .مطلب پیشنهادی :   قانون جذب افراد موفق و نکات کلیدی آنحال که این درک از فرامتن از پرسش “ هدف چیست “ در ما شکل گرفته است ، وقت آن است که خود سوال “ هدف چیست “ را بررسی کنیم و ببینم که اصلا “ هدف چیست “ و چه به درد ما می خورد؟“ هدف چیست “ و ویژگی های یک هدف درست چیست؟اما پرسش مهمی که پس از بررسی فرامتن “ هدف چیست “ در ذهن مطرح می شود ، معنا و مفهوم پرسش “ هدف چیست “ است. ما برای آنکه به یک درک درست از یک مفهوم برسیم ، نیاز داریم که آن را تعریف کنیم و از این رو نیاز است که در این مقاله نیز ابتدا یک تعریف درست از مفهوم پرسش “ هدف چیست “ مطرح کنیم تا که به جوانب مفهوم و معنای کلمه ی هدف دست پیدا کنیم. از هدف تعریف های بسیار متفاوتی ارائه شده است و در برابر پرسش “ هدف چیست “ ، افراد زیادی از شاخه های مختلفی دست به تعریف این مفهوم زده اند.این تعدد تعریف ها در باب “ هدف چیست “ نیز به این دلیل اهمیت این مسئله شکل گرفته است. هنگامی که ما با یک سوال اساسی چون “ هدف چیست “ ، مواجه می شویم ، که طبیعتا دلیل حیات و غایت حیات بشر را برای ما روشن می کند ، باید این انتظار را نیز داشته باشیم که از علمای دینی تا عالمان علمی ، همه و همه به گونه ای در تعریف این پرسش یعنی “ هدف چیست “ شریک باشند. از این رو ما سعی کرده ایم که در این جا برایتان چندین نمونه از تعاریف موجود در حوزه ی “ هدف چیست “ را برایتان بیاوریم و سعی کنیم که این مسئله را برایتان تببین کنیم. نخستین تعریفی که قصد داریم برایتان ارائه کنیم ، یک تعریف علمی از واژه ی هدف و پرسش “ هدف چیست “ است. از نگاه بسیاری از دانشمندان هدف ، یک ایده و یک شمای کلی از یک آینده ی مطلوب در زندگی است که افراد سعی می کنند برای رسیدن به آن برنامه ریزی ، طرح ریزی و تلاش کنند تا که آن را به دست آورند. در واقع هدف ، از نگاه علم ، نوعی غایت ، دلیل و مطلوب است که انسان ها به دنبال آن می توانند دلیل حیات و همچنین دستاوردهای زندگی خویش را در آن یافت کنند. ( ویکی پدیا ) .به دنبال این تعریف ، دانشمندان برای اینکه پرده از هر گونه ابهامی در باب هدف بردارند ، این چنین عنوان می کنند که : ” هدف یک آرزو نیست ، بلکه یک خواسته ی ذهنی به همراه تلاش فیزیکی به منظور رسیدن به یک مطلوب است. بسیاری از انسان ها هستند که خواسته ها و آرزوهای بسیاری دارند اما هدف ندارند و نمی توانند در برابر پرسش “ هدف چیست “ ، پاسخ درستی به ما عطا کنند ، از این رو باید همیشه این نکته را مد نظر بگیریم که هدف داشتن نیاز به یک سری از ویژگی ها و مشخصه ها دارد که ما را در مسیر رسیدن به پاسخ “ هدف چیست “ کمک می کند. ” . اگر بخواهیم بخشی از این ویژگی ها را بگوییم ، می توانیم این چنین اشاره کنیم که : ” یک هدف ، برای رشد زندگی انسان در پی نیاز او به هم افزایی و گسترش مهارت های فردی و اجتماعی ایجاد می شود. این امر در جوامع بزرگ تر نیز همین رویکرد را دارد اما مناظر دست یابی به آن متفاوت است. اگر ما بپذیریم که یک انسان هدف را به منظور گسترش فردی خود در زندگی به کار می گیرد ، این نکته را نیز باید بپذیریم که جوامع بزرگ تر نظیر دولت ها ، حزب ها ، فرقه ها و …. نیز از هدف به منظور گسترش پتانسیل درونی خویش استفاده می کنند. آنچه که می توان به طور کلی از این مفهوم بیرون کشید ، ذکر این نکته است که یک هدف زمانی محقق می شود که فرد در پی پرسش “ هدف چیست “ ، به پاسخی نظیر گسترش فردی و یا جمعی و یا رسیدن به مطلوب های آرمانی در زندگی دست پیدا کند. ” . اما دومین المان و ویژگی ای که می توانیم برای تعریف هدف و “ هدف چیست “ می توانیم بیان کنیم ذکر این نکته است که هدف ها دارای اولویت هستند. این امر نیز یکبار دیگر می تواند صحه بر جمله ی ” هدف یک آرزو نیست. ” ، بگذارد. چرا که آرزوها بر خلاف هدف ها دارای اولویت بندی نیستند. شما از امروز می توانید بنشینید و بدون پاسخ به هیچ پرسشی از قبیل “ هدف چیست “ و یا اولویت بندی “ هدف چیست “ ، به خیال پردازی بپردازید و آرزوهایتان را مطرح کنید. اما در زمینه ی هدف گذاری شما باید به این نکته توجه داشته باشید که تمامی کارهای شما در جهان ، زمانی به مطلوب خویش می رسد که دارای اولویت بندی صحیح باشد. در واقع هر کاری در دنیا زمانی به موفقیت خویش می رسد که شما بسترهای لازم برای به تحقق رسیدن آن را در ذهن داشته باشید.( ویکی پدیا )بگذارید دو مثال ساده در این باب بیاوریم. اگر کسی از شما بپرسد که در باب کار و آینده ی تان ، “ هدف چیست “ ؟ آنگاه چه به او خواهید گفت ؟ طبیعی است که اگر در ایران زندگی کنید و تفکر جمع را نیز در نظر بگیرید ، به این نکته اشاره می کنید که باید درسم را تمام کنم و بعد به سر کار بروم و بعد ازدواج و همینطور تا پایان کار. در واقع شما برای اینکه به یک زندگی خوب برسید ، نیاز دارید که تحصیلات داشته باشید ، بعد از تحصیلات ، به واسطه ی مدرک و یا سواد علمی در یک کار خوب استخدام شوید و یا کاری خوب راه اندازی کنید و سپس با درآمد کسب شده در این راه به یک زندگی خوب دست پیدا کنید. ار دقت کرده باشید می بینید که شما برای هر کدام از بخش های زندگیتان یک هدف گذاری کرده اید و هر یک را بستری کرده اید برای رسیدن به یک هدف بزرگ تر . همین امر می تواند در موارد دیگر نیز اتفاق بیافتد. اگر شما خواستار آن باشید که یک ورزشکار موفق بشوید و هدفتان مدال آوری در المپیک باشد ، نیاز به آن دارید که از ابتدا با ثبت نام در یک باشگاه ورزشی کار خودتان را شروع کنید. سپس به مسابقات استانی برسید و همینطور مراتب را در سطح کشور و آسیا و جهان طی کنید تا در المپیک پیروز شوید. در واقع شما در این مسیر نیاز دارید که ابتدا یک هدف استانی برای خودتان طراحی کنید و بعد به سراغ هدف های بزرگتر بروید. در واقع اگر بخواهیم شفاف تر بیان کنیم ، باید به این امر اشاره داشته باشیم که این اولویت ها در رسیدن به هدف ، همان پیش نیازهایی هستند که شما به سبب بستر سازی برای رسیدن به هدف باید آن ها را فراهم کنید. اما به سبب شرایط ، شما باید میان زمان رسیدن به آن ها ، کیفیت رسیدن به آن ها و چگونگی رسیدن به آن ها یک اولویت بندی صحیح داشته باشید. شاید شما برای استاد شدن در دانشگاه اقدام کنید. اما یقینا برای استاد شدن باید یک هدف کوتاه مدت تر ، یعنی تکمیل تحصیلات عالیه را داشته باشید. از این رو هدف زمانی هدف است که اولویت بندی در گسترش و بسط فردی و جمعی را در دل خود داشته باشد.اما دیگر تعریفی که قصد داریم خدمت شما ارائه کنیم ، تعریفی است که روانشناسان و مدرسین حوزه ی موفقیت در مجله ی  “Known Success” ارائه کرده اند.از نگاه این مجله ی معتبر ، انسان بودن به دنبال هدفمند بودن تعریف می شود و انسانی که هدفی در زندگی خویش ندارد ، تنها و تنها یک موجود ناطق است و هیچ جایگاهی در هستی ندارد. در واقع انسان زمانی می تواند به درکی از خود برسد که به سوال و پرسشی مهم چون “ هدف چیست “ پاسخ بگوید.هیچ انسانی نمی تواند راه و مسیر زندگی خویش را بیابد مگر آنکه بداند که هدف چیست و هیچ انسانی نمی تواند یک قدم به سوی پیشرفت بردارد ، مگر آنکه قدرتمند به پرسش “ هدف چیست “ پاسخ بگوید.این قاعده و قانون هستی است. در باب تعریف پرسش “ هدف چیست “ می توان این چنین گفت که :” هدف ، مطلوب و خواسته ای است که در پس تفکر انسان شکل گرفته و با تلاش و سعی او به پایان برساند. ” . هدف از نگاه دانشمندان و اساتید این ژورنال معتبر ، مطلوب و یا غایت یک فرد یا یک جمع است که برای رسیدن به آن باید چاشنی برنامه ریزی ، سعی و تلاش را همراه کرد. در واقع آنچه که ایشان بدان معتقدند ، ذکر این نکته است که انسان چه در مفهوم فردی و چه در مفهوم جمعی ، زمانی می تواند خواسته ی خویش را از دنیا دریافت کند ، که هدفمند زندگی کند و از سویی دیگر نیز هدف زمانی به انسان تعلق می گیرد که پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، به همراه طرح ریزی صحیح صورت گیرد.هدف از نگاه نویسندگان این ژورنال ، تنها یک مقصد نیست. بلکه یک پروسه ی طولانی است که با پرسش “ هدف چیست “ آغاز می شود و با پرسش “ هدف چیست “ ادامه پیدا می کند  ، با پرسش “ هدف چیست “ طرح ریزی می شود ، با پرسش “ هدف چیست “ برنامه ریزی می شود ، با پرسش “ هدف چیست “ مبانی راهش مشخص می شود و با پرسش “ هدف چیست “ به دست می آید.اما نکته ی مهمی که در این مقاله و در این ژورنال نیز با آن برخورد می کنیم ، ذکر این نکته است که هدف ، یک آرزو نیست ، بلکه یک مسیر برای رسیدن به مطلوب هاست.از این رو می توان چنین گفت که هدف در نگاه نویسندگان صاحب نام این ژورنال نیز دارای یک سری از مشخصه ها و ویژگی هاست که با بررسی آن می توانیم در یابیم که “ هدف چیست “ و چگونه می توان نام یک مطلوب را هدف گذاشت؟نخستین دلیلی که این ژورنال برای ما ارائه می کند ، ذکر این نکته است که هدف ها ، دارای صفات و نقاط مشخص در طی مسیر هستند.این امر بدین معناست که وقتی یک انسانی دارای هدف باشد ، نقطه ی آغاز به کار ، پروسه ی طی شده و آنچه که باید بدان برسد را بطور دقیق بلد است و این امر او را یاری می دهد که به دقت به آنچه که می خواهد برسد. این امر دقیقا بر خلاف رویاها و آرزوهای انسان است. اگر دقت کرده باشید انسان ها هنگامی که به رویاپردازی و آرزو بافی می رسند ، ذهنی پراکنده دارند.حتی نمی توانند میان آنچه که بدان باور دارند و آنچه که می خواهند مرزی مشخص قائل شوند. از این رو می توان این چنین گفت که در هدف و در پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، فرد می تواند پاسخی صحیح و دقیق نسبت به بازه ی زمانی ، المان های دستیابی به هدف و تمایلات و مطلوبات خویش بدهد. به زبانی ساده ، هر گاه که یک انسان توانست ، هر آنچه که از یک مطلوب در ذهن دارد را با ریز جزییات بر روی یک صفحه ی کاغذ پیاده کند ، آنگاه است که می توان گفت آن شخص دارای هدف است و به پرسش “ هدف چیست “ پاسخ داده است.رشد فردی دومین گام برای شناسایی و تمایز هدف با یک آرزو از نگاه این ژورنال معتبر است.شاید شما هم بارها دیده باشید که هنگامی که یک فرد هدفی را تعیین می کند ، به دنبال یک راهنما است. مدام زندگی نامه افراد معروف را می خواند ، مدام کتاب های مربوط به آن حوزه را مطالعه می کند و سعی دارد که هر روزش یک گام پیش تر از دیروزش باشد.مطلب پیشنهادی :   30 راه رسیدن به آرامش درونیاین گونه است که می توان ادعا نمود ، فردی دارای هدف است و به پرسش “ هدف چیست “ پاسخ داده است که دارای یک بنیه برای رشد فردی است. سومین گام برای شناخت هدف این است که فرد برای رسیدن به آن و برای انجام دادن آن هدف ، هیچ اجباری را تحمل نکرده و از طی مسیر بیش از رسیدن به هدف لذت می برد. این یکی از ویژگی های یک هدف است.هدف باید به انتخاب خود شخص باشد.درواقع این خود شخص است که باید به سوالی چون “ هدف چیست “ پاسخ بدهد تا آنگاه بتواند مسیر خویش را برای رسیدن به خواسته ی متعالی خودش طی کند. از سوی دیگر فردی که هدف دارد و به پرسش ، “ هدف چیست “ پاسخ داده است ، به درستی می داند که طی کردن مسیر برای رسیدن به هدف یک پروسه ی دلپذیر است و او برای رسیدن به هدف نیاز به آن دارد که این پروسه را طی کند و او از طی کردن این پروسه لذت می برد. و اما آخرین گام برای شناسایی ویژگی یک هدف و تمایز آن با آرزو ، این است که ما در قبال پرسش “ هدف چیست “ این نکته را نیز مطرح کنیم که آیا هدف ما منطقی است و یا غیر منطقی.یکی از ویژگی هایی که یک هدف دارد ، منطقی بودن آن است. اکثر آرزوهای بشر ، به شکلی غیر منطقی در ذهن او ایجاد می شوند. البته منکر این نیستم که آرزوها می توانند هدف ساز نیز باشند ، اما باید به این نکته هم اذعان داشته باشیم که زمانی یک آرزو به هدف تبدیل می شود که از چاله ی خیال گذشته و رنگ واقعیت ، یعنی منطق را بگیرد. از این رو ما به مطلوبی هدف می گوییم که در برابر پرسش “ هدف چیست “ ، یک پاسخ منطقی نیز داشته باشد. پس منطقی بودن دیگر مولفه ی موجود در زمینه ی شناساسیی درستی هدف است.انواع هدف چیستیکی از  پرسش هایی اساسی که بارها نیز از ما در سمینارها و همایش ها پرسیده اند ، ذکر این نکته است که : ” خب ، ما بعد از آنکه فهمیدیم “ هدف چیست “ ، حالا باید چه کار کنیم ؟ ” .پاسخ دقیقا این است که شما باید نوع هدف گذاری خودتان را تعیین کنید. بعد از ان که شما دریافتید “ هدف چیست “ و بعد از آن که به این نتیجه رسیدید که ریشه ی پرسش “ هدف چیست “ در کجاست و تعاریف “ هدف چیست “ را نیز مرور کردید و از همه مهم تر آن که ویژگی های یک هدف درست را شناختید ، حال نیاز دارید که بدانید ، انواع هدف گذاری چیست ؟ البته این نکته را نیز اشاره کنیم که انواع هدف گذاری نیز در پی پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ مطرح می شود. یعنی شما تا دقیقا ندانید که می خواهید چه هدفی را کسب کنید و به زبان ساده تر تا دقیقا ندانید که روبروی پرسش “ هدف چیست “ ، چه عباراتی بگذارید ، نمی توانید به هیچ وجه من الوجوه یک هدف گذاری در حیطه های مختلف داشته باشید.پس اگر هنوز هم شک دارید و نمی دانید که پاسخ شما به پرسش “ هدف چیست “ ، دقیقا چه نکته ای می باشد ، یکبار دیگر تمامی المان های مورد نیاز را بررسی کنید تا ابتدا حداقل یک پاسخ یک خطی هم که شده برای پرسش “ هدف چیست “ داشته باشید و آنگاه به سراغ انواع هدف گذاری بروید.یکی از سوالات چالش برانگیز در گرو سوال “ هدف چیست “ ، ذکر این نکته است که چند نوع هدف داریم ؟هدف گذاری ها گونه های مختلفی دارند ، می توان هدف گذاری ها را به بازه های زمانی تقسیم کرد ، می توان هدف گذاری ها را به دو دسته ی شخصی و جمعی تقسیم کرد و حتی می توان با توجه به موضوع بندی های متفاوت آن ها را به درجات متعددی تقسیم کرد. اما مسئله این جاست که به هر کدام از این حوزه های تقسیم بندی که ورود کنیم ، به قدری مبحث گسترده است که دقیقا می توانیم بگوییم که به درازای تاریخ بشر باید برای آن عنوان بنویسیم. اما از انجا که ما سعی کرده ایم تمام انرژی خودمان را بر روی مقوله ی “ هدف چیست “ بگذاریم ، پس سعی می کنیم تا جای ممکن ، تا جایی که بتوانیم نیازهای اصلی را پوشش دهیم و یک درک درست از انواع هدف ها را خدمتتان تقدیم کنیم.هدف گذاری کوتاه مدتیکی از مهم ترین انواع هدف گذاری ها در یک انسان و یا در یک مقیاس کلی در یک اجتماع بررسی هدف گذاری کوتاه مدت است. در واقع هدف گذاری کوتاه مدت ، تشکیل شده از دو کلمه است که یک هدف را شامل می شود و دو ، یک بازه ی زمانی را  ، از این رو بهترین کار این است که ما ابتدا به امر یک درک درست از “ هدف چیست “ داشته باشیم تا بتوانیم سپس اقدام به داشتن یک هدف در یک بازه ی زمانی کنیم. مسئله ی “ هدف چیست “ در قسمت های پیشین بررسی شده است و ما به این امر اشاره کرده ایم که هر پروسه ای هدفمند که به منظور رشد یک انسان و یا یک اجتماع ختم شود ، یک هدف را تشکیل میدهد. پس به راحتی ما می توانیم ، “ هدف چیست “ را پاسخ دهیم و به این فکر باشیم که به بخش دوم این کلمه یعنی  ” کوتاه مدت” رجوع کنیم تا که بتوانیم درک درستی از این ترکیب در اختیار بگیریم. هنگامی که صحبت از یک بازه ی زمانی می شود ، ما با دو مقوله روبرو هستیم. یک آنکه باید به این باور احترام بگذاریم که هر شخصی با توجه به توانایی های خودش ، بازه ی زمانی مورد نظر خود را دارد و نمی توان یک قاعده ی کلی گفت که ما برای همه ی انسان ها به یک میزان بازه ی زمانی کوتاه مدت را تعریف کنیم. در واقع یک انسان ممکن است با توانایی های موجود در خود ، بازه ی زمانی کوتاه مدت خود را بعد از پاسخ دادن به پرسش “ هدف چیست “ ، روی زمان یک هفته تنظیم کند و برای یک انسان دیگر نیز ممکن این مهم در یک سال صورت بگیرد. پس از این رو برای انتخاب بازه ی زمانی در مسئله ی هدف گذرای با توجه به پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، یک مقوله ی شخصی است. اما مقوله ی دوم ذکر این نکته است که روانشناسان و دانشمندان بر اساس تحقیقاتی که در حوزه ی مقوله ی هدف و مسئله ی “ هدف چیست “ و هدف گذاری کوتاه مدت داشته اند به این نکته دسترسی پیدا کرده اند که هر انسان به طور تقریبی برای هدف های کوتاه مدت خویش می تواند بازه ای بین یک روز تا شش ماه را در اختیار بگیرد.یعنی بر اساس یک میانگین و یک متوسط که در همه ی انسان ها وجود دارد ، انسان ها می توانند بازه ی یک روز تا شش ماه را برای یک هدف گذاری کوتاه مدت انتخاب کنند و به هدفی که در ذهن دارند ، جامه ی عمل بپوشانند. البته اگر بخواهیم یک تعریف کوتاه و جامع هم در این باب ارائه دهیم می توانیم به تعریفی که ژورنال ” Career wise ” برای ما فراهم دیده است اشاره کنیم که می گوید : ” هدف های کوتاه مدت به کلی هدف هایی هستند که انسان ها می توانند در نزدیک ترین زمان ممکن با توجه به توانایی های درونی ای که دارند به آن ها جامه ی عمل بپوشانند. ” . یک هدف گذاری کوتاه مدت می تواند هر چیزی ، با هر موضوعی را شامل شود. بعنوان مثال خرید یک تلویزیون ، گذراندن یک دوره ی آموزشی و یا حتی در مقیاس های بزرگ تر برای اجتماع ” طرح سالمسازی فضای مجازی ” ، ” ایجاد اشتغال در روستاها ” و …. باشد.اما ما برای اینکه یک برنامه ریزی کوتاه مدت خوب را بتوانیم شکل دهیم نیاز داریم که یک سری از قوانین را بطور کلی رعایت کنیم. هر کدام از این قوانین می توانند ما را در به ثمر رسیدن پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، یاری کنند و از سویی در بازه ی زمانی کوتاه مدت ما را به خواسته ی خودمان برسانند.هدف های کوتاه مدت نیاز به جزئیات دقیق دارندنخستین امری که در هدف گذاری کوتاه مدت باید به آن بپردازید ، این است که در گرو پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، به این نکته نیز توجه داشته باشید که چه ارزیابی های در دسترسی وجود دارد که شما به هدف خودتان در بازه ی زمانی کوتاه مدت برسید. ارزیاب ها چیستند؟ ارزیاب ها درست مانند یک خط کش اندازه گیری برای پیشرفت شما در رسیدن به هدف مورد نظرتان می باشند. درست مانند یک سرعت سنج و یا یک کیلومتر شمار که به شما می گویند که با چه سرعتی در حال رسیدن به هدف کوتاه مدت خود هستید و تا رسیدن به هدف کوتاه مدت خود چه میزان دیگر راه دارید.اما مسئله ی اساسی اینجاست که تمامی داده های لازم را ، شما باید به این ارزیاب بدهید تا آنگاه او شروع به اندازه گیری پروسه ی پیشرفت شما کند. از این رو ، حتما در مرحله ی پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، تمامی جزئیات هدف کوتاه مدت خود را ذکر کنید تا که مسیر رسیدن به هدف برایتان سهل تر باشد. اگر بخواهیم یک مثال هم برایتان بزنیم ، می توانیم اینطور بگوییم که اگر قرار است در این ترم معدل خود را سه نمره نسبت به معدل ترم قبل خودتان ، بهبود دهید ، باید کاملا جزئیات درس هایتان را بنویسید و به ارزیاب خود این داده ها را بدهید که مثلا با مطالعه ی روزی سه ساعت از هر درس من می توانم تا فلان زمان ، این نتایج را کسب کنم و با کسب این نتایج می توانم نمره ی خود را بهبود دهم. این یک مثال واضح برای نخستین گام رسیدن به هدف کوتاه مدت است .اهداف کوتاه مدت باید بستری برای اهداف بلند مدت باشنددومین نکته ذکر این بحث است که شما باید از اهداف کوتاه مدت بعنوان بستری برای اهداف بلند مدت خودتان بسازید. این گفته به چه معناست؟ ببینید ، اگر شما قصد دارید که خانه ی تان را از نو بسازید و یا اینکه قصد دارید که یک تعمیرات اساسی روی خانه ی تان داشته باشید ، باید به این نکته دقت کنید که این امر می تواند بسیار زمان گیر باشد و هدف شما تقریبا یک هدف بلند مدت محسوب می شود ، از این رو شما نیاز دارید که یک سری از هدف های کوتاه مدت را به عنوان بسترسازی برای آن هدف بلند مدت ، در اختیار بگیرید. بعنوان مثال شما می توانید نخستین هدف گذاری کوتاه مدت خود را اینگونه بیان کنید که من برای تعمیر خانه ی خودم در بلند مدت که پاسخ به سوال “ هدف چیست “ در من بوده است ، می توانم با یک هدف کوتاه مدت مثل رنگ کردن خانه ی خودم شروع کنم . و با چینش این هدف گذاری های کوتاه مدت در طول زمان شما می توانید یک هدف بلند مدت را به ثمر برسانید. این نکته را به خاطر داشته باشید که یک انسان هدفمند در زندگی هیچگاه از ساختن ساختمان زندگی متعالی خود دست نمی کشد و هر هدفی را که به ثمر می رساند از آن بعنوان مصالحی برای ساخت طبقه ی بعدی ساختمان خودش استفاده می کند.هدف گذاری های کوتاه مدت را در اولویت زندگی خودتان قرار دهیدبه محض اینکه یک انسان در مسیر هدفمند  و هدف گذاری در زندگی قرار گرفت و به محض آنکه یک انسان و یا دریک مقیاس بزرگتر یک جامعه به این پرسش پاسخ داد که “ هدف چیست “ ، آنگاه تمام زندگی او پر از هدف های کوتاه مدت و بلند مدت می شود که برای رسیدن به آن ها تمام تلاش خود را می کند. اما همین مسئله با تمامی خوبی اش ، می تواند بسیار دردسر ساز هم باشد. چرا که یک انسان گاه در ساز و کار هدف گذاری هایش گم می شود و نمی تواند توانایی های موجود در خویش را با توجه به هدف گذاری هایی که صورت داده است ، به منصه ی ظهور برساند. از این رو نیاز است که حتما یک اولویت بندی در اختیار داشته باشد. بهترین اولویت بندی برای انسان ها ، مسله ی زمان است. پس می توانیم به این نکته اشاره داشته باشیم که یک انسان می تواند با اولویت بخشیدن به هدف های کوتاه مدت ، گامی بلند در رسیدن به همه ی اهداف زندگی خود بردارد. پس اهداف کوتاه مدت را در اولویت بگذارید تا هم ذره ذره ساختمان موفقیت خویش را رشد دهید و هم آنکه یک تمرینی باشد تا که بتوانید صبر و قدرت خود را برای اهداف بلند مدت زندگی رشد دهید.مطلب پیشنهادی :   هدف گذاری چیست ؟هدف گذاری بلند مدتدیگر پروسه ای که در هدف گذاری وجود دارد ، هدف گذاری بلند مدت است. هدف گذاری بلند مدت نیز باز ، از یک کلمه اصلی به نام هدف ، که در گرو پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ شکل می گیرد ، تشکیل شده است و در کنارش نیز یک بازه ی زمانی به نام بلند مدت را نیز همراه خود دارد. هدف های بلند مدت ، عمدتا هدف های اساسی هستند که از چندین هدف کوتاه مدت تشکیل شده اند و بازه ی دستیابی به آنان ، نیز زمان بر است. اگر بخواهیم یک توضیح مختصری در این باب بدهیم می توانیم این چنین بگوییم که در ابتدا یک انسان و یا در یک مقیاس بزرگتر یک جامعه برای رسیدن به هدف نیاز دارد که بداند “ هدف چیست “ و سپس وقتی که “ هدف چیست “ را مشخص کرد ، باید به این درک برسد که پاسخ مورد نظر به “ هدف چیست “ چه رویکردها و چه المان هایی را به همراه دارد و در مسیر رسیدن به “ هدف چیست “ باید از چه ابزاری استفاده کرد. برای چه در هر بخش باید سوال مربوط به “ هدف چیست “ ، را از خود پرسید ؟ برای این امر که شما در مسیر رسیدن به هدف های خود نیاز دارید که یک محرک و یک ارزیاب را در اختیار داشته باشید. اگر شما بدانید که “ هدف چیست “ ، و تمامی المان های مربوط به “ هدف چیست “ و هدف گذاری را نیز بدانید ، آنگاه می توانید یک ارزیاب در اختیار داشته باشید که شما به چه میزان نسبت به هدفی که اختیار کرده اید دور و یا نزدیک هستید و یا به چه میزان سرعت رسیدن به آن هدف را در دست دارید. اما از سوی دیگر این کار ، یعنی پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ به شما می گوید که مبدا و مقصد هدف شما چیست و ایستگاه های لازم برای رسیدن به هدف را نیز در اختیار شما قرار میدهد و شما با هر بار کسب کردن و یا بعبارتی فتح کردن این ایستگاه ها ، این قدرت را دارید که با شوقی بیشتر به سمت هدف های بزرگ تر پرواز کنید. در واقع هدف گذاری بلند مدت ، درست مانند رفتن به یک قله ی صعب العبور است. شما نیاز دارید که ابتدا مبدا و مقصد خود را مشخص کنید که این کار درست اولین مزیتی است که سوال “ هدف چیست “ به شما می دهد. بعد از این مسئله شما نیاز دارید که بدانید چه ایستگاه هایی برای استراحت کردن و تجدید قوا دارید که باز هم دیگر مزیت سوال “ هدف چیست “ دقیقا این است که به شما ابزارها و فرجه های مربوط به رسیدن هدف را در اختیار قرار میدهد. اگر شما همه ی این ها را کنار هم بگذارید ، می توانید انگاه به یک هدف بلند مدت دست پیدا کنید.خب ، حال برای رسیدن به یک هدف بلند مدت ، باید چه رویکردی را در پیش بگیرید ؟ از آنجا که هدف های بلند مدت نیز موضوع خاصی ندارند و نمی توان برای آن ها به طور دقیق محدودیتی تعیین کرد ، باید گفت که همه ی هدف ها با هر جامعه ی آماری ، با هر موضوعی ، می توانند در زمره ی اهداف بلند مدت قرار بگیرند. پس ما نیاز داریم که یک سری از پروسه ها و خط مشی ها مورد نظر برای اهداف بلند مدت را نیز در اختیارتان قرار دهیم. برای این کار ما به سراغ ژورنال ” Forbes ” ، که یکی از معتبرترین ژورنال های بین المللی است ، رفته ایم و سعی کرده ایم که با استناد به تحقیقات این مرکز تحقیقاتی رویکردها و اصول رسیدن به یک هدف گذاری بلند مدت را خدمتتان تقدیم کنیم.یک نامه به آینده ی خودتان بنویسیداگر می خواهید به درکی درست از معنای هدف برسید. اگر می خواهید به درکی درست از پرسش “ هدف چیست “ در هدف گذاری بلند مدت برسید. اگر می خواهید بدانید که ویژگی هدف شما در بلند مدت چیست و چرا برای هدف گذاری بلند گام برداشته اید ، یک نامه به آینده ی خودتان بنویسید. کریستین سامسون یکی از اعضای هیئت تحقیق و تحریریه نشریه Forbes  ، معتقد است که : ” یکی از موثرترین تمرین های هدف گذاری در رسیدن به یک هدف گذاری بلند مدت این است که شما یک نامه به آینده ی خودتان بنویسید.” .  فرقی نمی کند که کجای راه هستید ، یک نامه به 80 سالگی خود بنویسید. در این نامه ذکر کنید که دقیقا چه چیزی را در آن زمان بدست آوریده اید ؟ چه جایگاهی دارید ؟ موفقیت های شما چه بوده اند ؟ چرا و به چه دلیل می توانید در آن زمان به خودتان افتخار کنید که یک زندگی هدفمند داشته اید ؟ این کارها به شما یک قدرت و یک انگیزه برای رشد در هدف گذاری آن هم در بازه های بلند مدت می دهد. این نکته را به خاطر داشته باشید که در نوشتن نامه ، همه چیز را قطعی بنویسید.هیچگاه ننویسید که  : ” من در 80 سالگی آرزو دارم و یا هدفم این است که یک فرد پولدار بشوم. ” ، بلکه بنویسید : ” من در 80 سالگی ، یک شخصیت پولدار و ثروتمند هستم و چندین کارخانه با کلی کارمند دارم. ” .موقعیت کنونی خودتان را بسنجیداولین گام برای حرکت کردن در مسیر موفقیت و رسیدن به نقطه ی اوج این است که شما به درکی از موقعیت کنونی خود برسید. مارگات بریسکی ، دیگر عضو تحریریه ی نشریه ی Forbes  ، به این امر اشاره می کند که برای رسیدن به یک مقصد ارزشمند ، ما نیاز به یک مسیر داریم و هر مسیری نیاز به یک مبدا و یک مقصد دارد ، اگر میخواهید مسیر مشخص و معینی برای رسیدن به اهداف تان داشته باشید ، به این نکته توجه کنید که شما نیاز به یک مبدا و یک مقصد دارید. مقصد شما که به طور مشخص هدف گذاری بلند مدت شماست ، اما مبدا شما چیزی است که شما نیاز به تعیین آن دارید. مبدا شما همان نقطه ای است که شما اکنون در آن قرار دارید. پس آن را تعیین کنید تا بتوانید قدرتمند به حرکت در مسیر خود ادامه دهید.یک شمای روشن از زندگی متعالی را در ذهن داشته باشیدسومین گام برای رسیدن به یک هدف گذاری بلند مدت این است که شما در گرو پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، یک زندگی متعالی را نیز برای خودتان تصویر کنید. کریستین پولیوت ، دیگر عضو تحریریه ی نشریه Forbes ، بر این باور است که تنها تعیین مسئله ی “ هدف چیست “ ، نمی تواند انسان را به یک هدف گذاری درست راهنمایی کند ، بلکه نیاز است که یک انسان علاوه بر هدف گذاری صحیح و پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ ، درکی از یک زندگی نعالی را نیز در خدمت خویش بگیرد.در واقع یک انسان باید مسیر رسیدن به خواسته های خویش را تصویر کنید. با خودتان خلوت کنید و به این فکر کنید که چه چیزی در زندگی شما را به آن لذت والای هدفمند بودن می رساند. ببینید که چه کارهایی و چه اتفاق هایی برایتان رخ دهد ، شما به درکی عالی از لذت زندگی می رسید. خب ، حالا نوبت آن است که برای این چنین زندگی ای ، تلاش کنید و هدف گذاری تان را بر اساس گام هایی که باید در مسیر رسیدن به زندگی متعالی بردارید ، شکل دهید.یک راهنما داشته باشیدبرای موفقیت در بازه های بلند مدتِ هدف گذاری شما نیاز دارید که فردی را پیدا کنید تا که او نیز چون شما به درکی درست از سوال اساسی زندگی شما یعنی “ هدف چیست “ برسد و آنگاه شما را راهنمایی کند تا که به موفقیت در هدف گذاری بلند دست پیدا کنید. دیوید اسمیت ، دیگر عضو تیم تحقیق نشریه ی Forbes بر این باور است که راهنما کسی است که می تواند آنچه که در ذهن دارید را تبدیل به یک واقعیت کنید. همه ی ما انسان های برای رسیدن به موفقیت یک باور ذهنی داریم و یک طرح ریزی ذهنی انجام داده ایم که در گذر زمان و در طی پاسخ به پرسش “ هدف چیست “ به دست آورده ایم. اما از سوی مقابل ما برای به ثمر رساندن این ایده های ذهنی فراز و نشیب های بسیاری را باید پشت سر بگذاریم که اگر در مسیر رسیدن به هدف ، تنها باشیم ، به مراتب راه سختی را در پیش داریم . اما اگر یک راهنما داشته باشیم ، آنگاه کار ما  برای رسیدن به هدف بسیار راحت تر است. از این رو توصیه می کنیم که یک راهنما را در مسیر رسیدن به هدف گذاری های بلند مدت خودتان در اختیار داشته باشید. راهنما پیدا کردن ، خود نیز یک پروسه ی هدفمند است. سعی کنید از افرادی استفاده کنید که حرفه ای هستند و در این راه تجربه ی کافی را دارند.با خودتان عهد ببندید و به عهدتان پایبند باشیدآخرین توصیه ای که قصد داریم در اختیارتان بگذاریم ، توصیه ای است از کاسیا جمروز ، که او نیز یکی از اعضای تحریریه ی Forbes است. او معتقد است که انسان ها برای رسیدن به اهداف بلند مدت نیاز دارند که با خود عهد ببندند و به این عهد پایبند و استوار باشند تا بتوانند آن را به دست بیاورند. وقتی که یک انسان بی محابا به دل زندگی هدفمند ورود می کند ، میان حقیقت و آنچه که در ذهن دارید ، یک شکاف بسیار واضح می بیبند ، اما تعهد به خود و عهد بستن با خود می تواند این شکاف را پر کند. اگر بخواهیم مثالی در این باب داشته باشیم باید بگوییم که وقتی شما به یک هدف بلند مدت فکر می کنید و پاسخ میدهید که “ هدف چیست “ و برای آن برنامه ریزی می کنید ، میان خودتان تارسیدن به آن هدف یک دوری احساس می کنید ، اما اگر به خودتان متعهد شوید که در یک بازه ی زمانی مشخص ، با توانایی های درونی ، تمام موانع را پشت سر خواهید گذاشت و به آن هدف دست خواهید یافت ، آنگاه دیگر هیچ چیز دور از دسترسی برایتان وجود دارد ، بلکه می توانید با الزام به ان تعهد ، به هدف گذاری بلند مدت خودتان دست پیدا کنید.پس از آنکه هدف گذاری ها را به لحاظ بازه ی زمانی و در گرو پرسش “ هدف چیست “ ، به شما معرفی کردیم ، حال نوبت آن است که شما با مفهوم هدف گذاری در مقیاس کمیت روبرو شوید.منبع :  https://mohamadrezateimouri.com/what-is-the-goal/ مطلب پیشنهادیhttps://mohamadrezateimouri.com/law-of-attraction-new/</description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Tue, 05 Mar 2019 19:33:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون جذب پول</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D9%BE%D9%88%D9%84-x6erbb02umtf</link>
                <description> امروز می خواهیم مسئله قانون جذب پول را از زیر مجموعه های قانون جذب را برای شما تشریح کنیمآیا از قانون جذب پول چیزی میدانید ؟ می دانستید که امروزه بیش از شصت درصد کسانی که سرمایه داران بازار دنیا را تشکیل می دهند و ما به آنها میلیاردهای دنیا می گوییم ، با استفاده از قانون جذب پول به ثروت رسیده اند ؟ اگر شما هم می خواهید بدانید که چگونه می توان با استفاده از قانون جذب پول به پول رسید باید بگوییم که این مقاله برای شما نوشته شده است. در این مقاله شما یاد خواهید گرفت که چگونه از قانون جذب پول استفاده کنید و چگونه با استفاده از قانون جذب کائنات ، به جذب فوری ثروت بپردازید. همچنین تمرین هایی را در اختیار شما قرار خواهیم داد که شما را برای رسیدن به پول آن هم با استفاده از قانون جذب پول ، شما را مصمم تر می کند و راه را برای شما هموار می کند. اما پیش از هر چیز شما باید اطلاعات جامعی در باب قانون جذب پول داشته باشید. قانون جذب پول همان راز کائنات برای رسیدن به ثروت است که تنها گروهی از مردم دنیا به این راز دست پیدا کرده اند و توانسته اند با آن به اوج موفقیت برسند و قانون جذب پول  در کائنات نیز ، همان قانون جذبی است که بر کائنات جاری است و اکثر مردم از آن اطلاعی ندارند و نسبت به آن نا آگاه هستند .و به همین امر است که اکثر افراد سخت کار می کنند تا که تنها شکم هایشان را سیر کنند اما پولدارها کسانی هستند که منطقی ترین کارهای ممکن را در کمترین ساعت های کاری ممکن انجام میدهند اما به پول های هنگفت می رسند. در یک نگاه ساده وقتی شما از قانون جذب پول استفاده می کنید چنین مکالمه ای بین شما و کائنات برقرار می شود که جهان و هر آنچه که در آن وجود دارد ، از تمامی خواسته ها و آرزوهای شما استقبال می کند و این حق را در اختیار شما قرار میدهد که به هر چه که می خواهید دست پیدا کنید. اما نکته ی مهم این جاست که چگونه به این خواسته ها نگاه می کنید.جهان به شما می گوید:” که من آماده ام تا تو هر چه می خواهی را تقدیمت کنم ، اما این کاملا وابسته به احساسات توست. اگر تو احساس مثبتی داشته باشی و آنچه را که می خواهی ، با شور و شوق و با هر آنچه که در دلت از امید رسیدن به خواسته هایت داری لمس کنی و بخواهی ، آنگاه مسیر رسیدن به این خواسته برای تو هموار است و من بعنوان یک انرژی گران بها و قدرتمند ، خواسته ی تو را به دستت می سپرم.” . پس می بینیم که با استفاده از قانون جذب پول ما می توانیم به تمامی خواسته ها و آرزوهایمان برسیم. یکی از بزرگترین سخنرانان انگیزشی و مربیان قانون جذب یعنی برایان تریسی می گوید : ” بسیاری از افراد را هر روز می بینم که آرزو دارند که به یک ویلای بزرگ دسترسی پیدا کنند و یا اینکه تعطیلات شان را بدون دغدغه ، پشت سر بگذارند.در واقع این انسان ها آرزهای زیبایی دارند ، اما برای رسیدن به این آرزوها راه های درستی را انتخاب نمی کنند و دقیقا نمی دانند که چه می خواهند و باید به کجا برسند تا که کارشان را به بهترین شکل ممکن با کسب ثروت خاتمه دهند. اگر این آرزوهای زیبا ، در مسیر رسیدن به خواسته ی کائناتی فرد هم باشد ، آنگاه می توان به راحتی به همه ی این موراد دست یافت و اینجاست که باید بگوییم تنها راه حل برای بهره بردن از همه ی این آرزوها این است که ما قانون جذب پول را بشناسیم و به آن عمل کنیم و از آن بهره بگیریم. ” . پس می توانیم اینطور استناد کنیم که اگر کسی در دنیا قانون جذب پول را بلد باشد ، دروازه های ثروت به سمت او گشوده شده است و به هیچ وجه دیگر غم نداشته ها را ندارد و می تواند به راحتی هر چه تمام تر به هر آنچه که خواست در دنیا برسد و آن قدر پول جمع کند که حتی نتواند آن ها را بشمرد. اگر شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که می خواهید به پول بسیار برسید و می خواهید این کار را از طریق قانون جذب پول انجام دهید ، اما نمی دانید که چطور باید این کار را کنید و چطور باید با استفاده از قانون جذب پول ، پولدار شوید و یا راه قرارگیری در مسیر قانون جذب پول را بلد نیستید ، باید بگوییم که دیگر نگران نباشید. ما در بخش بعدی تمامی راهکارها و تمرین های لازم را برای بهره بردن از قانون جذب پول را به شما یاد خواهیم داد.مطلب پیشنهادی :   تکنیک های مدیتیشن به صورت کاملا عملی و کاربردیتمرین ها و اصول بهره بردن از قانون جذب پولبرای رسیدن به قانون جذب پول شما نیاز دارید که پیش از هر چیزی به یک پیش نیاز تسلط داشته باشید. پیش نیاز شما برای رسیدن به قانون جذب پول این است که شما باید حتما تسلط کافی روی مسائل مقدماتی قانون جذب داشته باشید ، از این رو می توانید برای دریافتن قانون جذب و همچنین یادگیری آن به مقاله ی جامع قانون جذب مراجعه کنید تا بتوانید به راحتی هر چه تمام تر مسائل مربوط به قانون جذب پول را یاد بگیرید. اما پس از اینکه به قانون جذب مسلط شدید ، نوبت آن است که قانون جذب پول را یاد بگیرید.1) باور داشته باشید که ثروتمند می شویدبعضی ها هستند که می خواهند ثروت مند شوند ، اما وقتی با آن ها صحبت می کنیم به این نتیجه می رسیم که این افراد هیچ میلی و همچنین هیچ دورنمایی برای رسیدن به پول ندارد و به هیچ وجه نیز خودشان را برای رسیدن به پول قبول ندارند. از این رو می توانیم این چنین بگوییم که قانون جذب پول به ما می گوید که اگر می خواهید به پول برسید و ثروت مند شوید ، پیش از هر چیز نیاز دارید که خودتان را تحت هر شرایطی که هستید بسنجید و به این امر اطمینان داشته باشید که از طریق قانون جذب پول ، انسان قدرت دارد که به هر آنجه که می خواهد در حوزه ی قانون جذب پول و سرمایه دار شدن به ان برسد. از این رو باید بگوییم که اولین کار این است که بنیشنید و تمرکز کنید و قانون جذب پول را در ذهن بیاورید و تمامی فکرهای منفی و تمامی اندیشه هایی که پیش از این در سر شما برای رسیدن به پول وجود داشته است را دور بریزید و شروع کنید به تغییر کردن. یادتان باشد که پول یک عامل بیرونی است و قانون جذب پول نیز یک وسیله است که شما را به پول می رساند و پولدار می کند. اما این بین یک عنصر کم است. آن هم انسان است. انسانی که وسیله را به حرکت در آورد و به مقصد برساند.برای حرکت کردن با ماشین قانون جذب پول ، شما نیاز به یک گواهینامه دارید . گواهینامه شما در راه رسیدن به قانون جذب پول ، باور شما و خودباوری شماست به این که پولدار می شوید و به موفقیت خواهید رسید. پس ابتدا باورتان وخود باوریتان را مورد اصلاح قرار دهید و سپس روی این نکته کار کنید که چطور می توانید با استفاده از قانون جذب پول به موفقیت در بازار سرمایه و کار برسید.مطلب پیشنهادی :   نشانه افراد درونگرا : با این 8 مورد افراد درون گرا را بشناسید2) زندگی نامه ی افراد ثروت مند را بخوانیدگران ترین ارزشی که جهان به خود دیده است و در جهان وجود دارد ، ارزش تجربیات انسان ها است. یکی از راه هایی که انسان ها می توانند به موفقیت در قانون جذب پول برسند ، این است که زندگی نامه افراد معروف که در راه رسیدن به پول زحمات بسیاری کشیده اند و از سویی نیز یکی از میلیاردهای جهان محسوب می شود ، را مطالعه کنید. این مطالعه به شما کمک می کند که چراغ های راه را برای رسیدن به قانون جذب پول ، روشن کنید. مطالعه کردن این کتاب ها چه سودی برای ما دارد ؟ اولین اصل این است که بر طبق قانون جذب پول ، ما زمانی که با انسان های بزرگ همنشین می شویم و از آن ها مسائل جدیدی یاد میگیریم خودمان را در مسیر رسیدن به خواسته ها گداشته ایم و انرژی را در خودمان انتشار داده ایم و به ارتعاش در آورده ایم. از این رو بسیار مهم است که یک انسان بداند که بزرگان سرمایه های جهان ، چگونه و به چه شکلی این مسیر را پیمودند. , و قطعا این مسئله به یک انسان کمک خواهد کرد که راحت تر و آسان تر در مسیر رسیدن به پول با استفاده از قانون جذب پول دسترسی پیدا کند و نکته ی مهم تر اینکه شما می توانید با تجربه ی بیشتری راه ها را طی کنید و این تجربه خود یک اصل اساسی برای رسیدنب به تمامی خواسته های مالی از طریق قانون جذب پول است. این کار یک نتیجه ی دیگر هم دارد و آن این است که راه های ذهنی ما برای رسیدن به موفقیت از طریق قانون جذب پول نیز بازتر می شود. منظور ما از راه های ذهنی چیست؟ یکی از راه هایی که میتواند کانال رسیدن به قانون جذب پول را برای ما قوی تر کند ، این است که ما در هر زمان حرفی جدید برای گفتن داشته باشیم و طرحی جدید برای پیاده کردن در حوزه ی کارهای مالی خودمان در چنته داشته باشیم . شما باید به کائنات ثابت کنید که قدرت آن را دارید که به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید و وقتی که شما جا پای بزرگان می گذارید و از ترکیب ایده های ذهنی آنان به یک ردپای جدید می رسید ، این درک را به تمامی کائنات داده اید که شما نه تنها قانون جذب پول را بلدید ، بلکه خودتان نیز یکی از منابع انرژی هستید که دیگران برای رسیدن به قانون جذب پول از آن بهره می برند و مطمئن باشید که این تاثیرگذاری به صورت شگرفی شما را به سمت رسیدن به فرصت های بهتر سوق خواهد داد.مطلب پیشنهادی :   چگونه موفق شویم؟3) کار کنید ، سرمایه گذاری کنید و فرصت ها را از دست ندهیدیکی از اساسی ترین اصول قانون جذب پول این است که انسان باید برای رسیدن به پول کار کند. کار کردن از نظر بعضی ها خلاف قانون جذب است ، چرا که فکر می کنند برای رسیدن به پول آن هم با استفاده از قانون جذب پول نیاز به این ندارند که حتی یک ریال هم هزینه کنند ، اما باید بگوییم که این دسته از افراد سخت در اشتباه هستند. انسان ها برای رسیدن به پول باید کار کنند و بعد از آن برای آنکه طبق مسیر قانون جذب پول پیش بروند ، باید پول هایشان را سرمایه گذاری کنند و این سرمایه گذاری باید پس از مدتی منجر به فرصت های جدید شغلی شود تا ان ها تبدیل به یک فرد پول ساز شوند. در واقع تمامی افراد سرمایه دار هم یک شبه به پول نرسیده اند و مدتهای زیادی را صرف این کرده اند که راه های متعدد و فرصت های مختلف را تجربه کنند تا به پول برسند. از این رو باید گفت که کائنات به شخصی احترام می گذارد که هدف گذاری صحیحی برای رسیدن به موفقیت داشته باشد و بداند که مسیر را باید چگونه طی کند. اگر به این شکل قدم بردارید ، آنگاه است که موفقیت نصیب شما خواهد شد.4) ببخشید تا ثروتمند شویداگر می خواهید بر اساس قانون جذب پول پیش بروید ، بخشنده باشید. دیگر اصل مهمی که در قانون جذب پول وجود دارد این است که انسان برای رسیدن به پول بیشتر باید بسیار بخشنده باشد . اگر شما نبخشید ، به هیچ وجه بدست نمی آورید ، این یک اصل است. بسیاری از افراد هستند که فکر می کنند باید پولدار شوند تا مثلا یک مقداری از پولشان را به خیریه ها بدهند و یا از شخصی دست گیری کنند . اما قانون جذب پول می گوید : ” اتفاقا برعکس است. شما باید ببخشید تا ثروتمند شوید و قرار نیست که ثروتمند شوید تا ببخشید. ” . این حرف هم بسیار درست است. چرا که کائنات هم برای این که به شما سرمایه ای عظیم بدهد نیاز دارد که به شما اطمینان کند. از این رو شما باید ثابت کنید که حتی در زمانی که چیزی از این راه کسب نکرده اید و حتی حداقلی ترین در آمدها را دارید ، شخصیتی بخشنده هستید ، چرا که هر انسان ثروتمندی قادر به بخشیدن پول است و این به هیچ وجه برتری محسوب نمی شود. اما اگر شما از ابتدایی که در مسیر قرار می گیرید تنها ده درصد از درآمد خودتان را به این کار اختصاص دهید و صرف خیریه کنید ، آنگاه خواهید دید که به چه میزان جذب پول برای تان صورت می گیرد. لیاقت خودتان را به کائنات نشان دهید تا بهترین ها نصیب تان شود. این را ما نمی گوییم ، قانون جذب پول می گوید. منبع: محمدرضا تیموری</description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 11:08:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون جذب در قرآن</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/httpsmohamadrezateimouricomlaw-of-attraction-new-pfj4dryngkwx</link>
                <description> امروز می خواهیم مسئله قانون جذب در قرآن را از زیر مجموعه های قانون جذب را برای شما تشریح کنیمبسیاری از دانشمندان حوزه های مختلف ، از قرآن به عنوانی یکی از راز آلودترین کتاب های موجود در دنیای امروزی یاد می کنند و معتقدند که این کتاب اگر به درستی خوانده شود و اگر به درستی ادراک شود ، می تواند هزاران دروازه از علم که امروزه برای مردمان جهان باز نیست را بگشاید. از این رو یکی از راه های اعتبارسنجی هر علمی می تواند قرآن باشد . از آنجا که خود خداوند متعال نیز به این امر اشاره داشته است که انسان ها برنامه جامع زندگی خودشان را می توانند در قرآن داشته باشند و به آن برسند ، ما نیز می توانیم سیری در قرآن داشته باشیم تا به کمک آن به این درک برسیم که قانون جذب در قرآن به چه شکل به آن اشاره شده است ؟ . در واقع انگیزه ای که ما را به این سمت کشید ، ذکر این نکته بود که ما بعنوان یک ایرانی و یک مسلمان با باورهایی دینی ای که داریم نیاز به این داریم که تمامی مطالبی که در حوزه های مختلف علم وجود دارد را اعتبار سنجی کنیم. یکی از آن اعتبار سنجی ها یقینا مربوط به قانون جذب است و تنها راهی که می شود قانون جذب را اعتبار سنجی کرد ، جستجو در قرآن در باب قانون جذب در قرآن است تا آنگاه بتوان با یک سری ریشه یابی ها به این درک رسید که قانون جذب در قرآن نیز وجود دارد و به آن اشاره شده است.از سوی دیگر نیز ، اگر ما یخواهیم معیار دیگری نیز بر این راه در نظر بگیریم و ببینیم که آیا برداشت ما از قانون جذب در قرآن صحیح است یا نه می توانیم به کلام کسی رجوع کنیم که در باب او گفته اند که حق به دور او می چرخد و با اوست.ما علاوه بر قرآن برای اینکه اعتبار سنجی کنیم که برداشت ما از قرآن در زمینه ی قانون جذب در قرآن درست بوده است ، سری به نهج البلاغه که متن سخنان حضرت علی (ع) است زده ایم تا که ببینیم آیا برداشت ما از قانون جذب در قرآن صحیح بوده است یا خیر . از این رو دریافتیم که برداشت های از قانون جذب در قرآن نه تنها صحیح بوده است بلکه بسیار منطقی و به روز بوده و به جرئت می توانیم این  ادعا را داشته باشیم که مطلب بیان شده در ذیل ، با توجه به آیاتی از قرآن ، منحصر بفرد ترین تحقیقات موجود در باب قانون جذب در قرآن است. روشی که ما در پیش گرفته ایم و امروز برای شما بیان می کنیم و از ان در تببین قانون جذب در قرآن بهره می گیریم روشی است که از جز به کل به نتیجه می رسد. ما برای اینکه قانون جذب در قرآن را به شما آموزش دهیم ، ابتدا به یک صورت کلی تر از قانون جذب در قرآن در سخنان حضرت علی اشاره می کنیم و سپس به قانون جذب به طور مستقیم در قرآن می پردازیم. این روش به ما کمک می کند که ابتدا یک شمای کلی از قانون جذب در قرآن داشته باشیم و سپس به طور مشخص به این امر یعنی استفاده از قانون جذب در قرآن بپردازیم.قانون جذب در نهج البلاغه&quot;کسی که چیزی را طلب کند به کل آن یا به قسمتی از آن می‌رسد &quot; ، نهج البلاغه _ حکمت 393این سخن حضرت علی را می توان یکی از شاهکارترین جملات قانون جذب در قرآن و در سایر سرفصل های موجود در قانون جذب ، نظیر قانون جذب عشق ، قانون جذب برای ازدواج و  سایر سرفصل ها ، صد البته متنی بر قانون جدب در قرآن دانست. بر اساس مستنداتی که ما یافت کرده ایم ، قانون جذب در قرآن نخستین متنی است که می توان به آن بعنوان یک متن الهی و همچنین یک متن بسیار منطقی یاد کرد که در باب قانون جذب صحبت کرده است. این سخن حضرت علی ، خلاصه ای از تمام آن چیزی است که قانون جذب در قرآن برای ما بهمراه دارد. قانون جذب در قرآن دارای یک سری از مراحلی است که نتیجه ی آن ، یعنی نتیجه ی قانون جذب در قرآن بطور مستقیم در این متن و در این حکمت بیان شده از حضرت علی بیان شده است. آنجه که حضرت علی ، به عنوان کسی که ببیشترین تسلط را بر قرآن داشته است ، در باب قانون جذب در قرآن می گوید ، ذکر این نکته است که بنا بر گفته ی قرآن در باب قانون جذب ، هر انسانی که چیزی بخواهد و چیزی را طلب کند. این قدرت را دارد که به آن برسد. اما بر اساس آموزه های قانون جذب در قرآن رسیدن شخص به آن چه که می خواهد نیازمند تلاش است و این تلاش است که انسان را به مرز رسیدن به خواسته ها بر اساس آموزه های قانون جذب در قرآن می رساند.قانون جذب در قرآناما از هر چه بگذریم ، سخن دوست خوش تر است. ما برای اینکه به یک اعتبار سنجی درست از قانون جذب برسیم ، حتما نیاز داریم که به قانون جذب در قرآن بپردازیم . از این رو ما یک سوره از قرآن مجید را که از نظر ما کامل ترین نگاه به مقوله ی قانون جذب در قرآن ر ا بیان کرده است را انتخاب کرده ایم و آن را خدمت شما ارائه داده ایم.1) بسم اﷲ اﻟرﺣﻣن اﻟرﺣﯾمنخسین گام در جذب قانون های هستی و استفاده از قانون جذب که در مراحل بهره گیری از قانون جذب نیز به آن اشاره کردیم ، چه بود؟ آرامش ذهن. همه ی ما مسلمانان جهان ، حداقل برای یکبار هم که شده این تعبیر زیبا را شنیده ایم که  : &quot; یاد خداوند ، آرام کننده دلهاست. &quot; . پس نخستین مرحله از قانون جذب در قرآن ، یعنی آرامش روح ، آرامش ذهن ، در پی یاد خدا در ما ظاهر می شود. نکته ی بسیار زیبایی که در این سوره وجود دارد ، این است که سوره ی حمد تنها سوره ای از قرآن است که عبارت &quot; بسم الله الرحمن الرحیم &quot; در آن یک آیه محسوب شده است و این خود نشانه ای است که باید به آن توجه کرد. و چرا باید توجه کرد؟ چون که خداوند در این آیه برای ما یک راز گذاشته است. آنچه که در قانون جذب در قرآن باید بسیار به آن توجه داشت ، انرژی کلمات است. چرا که یکی از اصل هایی که ما بسیار به آن در قانون جذب در قرآن می توانیم استناد کنیم ، مقوله ی کلمات و انرژی آن ها در قانون جذب در قرآن است. از این رو ، دو واژه ی &quot;رحمان&quot; و &quot; رحیم &quot; رازی است که خداوند در دل این آینه برای ما بیان کرده است. او به ما گفته است که : &quot; ای بندگان من ، آرام باشید و در پناه نام من آسوده بیاندیشد ، چرا که من هر آنچه که شما بخواهید را به شما میدهم. من بخشنده ترین کسی هستم که شما در زندگی با آن روبرو خواهید شد. &quot; . آیا این حرف خداوند متعال ، که خالق جهان هستی است ، آرامش را به ما هدیه نمی دهد؟ یقینا آرامشی در دل ما می گذارد که به هیچ وجه و با هیچ عاملی دچار آشوب نخواهد شد.پس دریافتیم که آرامش ، اولین اصلی است که خداوند بر اساس آموزه های قانون جذب در قرآن به ما هدیه می کند.2) الحمدالله رب العالمیندر دومین مرحله  از بررسی آموزه های قانون جذب در قرآن ،خداوند ، سپاس و ستایش را به انسان می آموزد.شاید از خودتان بپرسید که خداوند چرا باید چنین چیزی را به انسان بیاموزد؟ و سپاس چه تاثیری و ربطی به آموزه های قانون جذب در قرآن دارد ؟ باید بگوییم که این آیه ، یک یادآوری است. خداوند از آنجایی که به جمیع علوم آشنایی دارد ، می داند که انسان عمدتا به خاطر خوشی ها و بخاطر نکات مثبت است که خداوند را ستایش و شکرگزاری می کند. در واقع خداوند با این آیه ، بطور ضمنی ذهن انسان را به سمت انرژی های مثبت و خوشی ها و نعمت هایی که در زندگی بدست آورده است و به آن ها مالکیت دارد ، سوق می دهد و دقیقا در همین نقطه است که ارتعاشات انرژی و قانون جذب شکل می گیرد.پس ما باید به این نکته در قانون جذب در قرآن توجه داشته باشیم که خداوند جمیع صفات در رسیدن ما به خواسته هایمان را داراست و ما تنها باید به او در رسیدن به آنچه که قصد آن را داریم ،کمک بگیریم.3) الرحمن الرحیم و مالک یوم الدینتاکید بر بخشندگی و تاکید بر مهربانی خداوند باز هم در این آیه مشاهده می شود. خداوند به ما برای بار دوم اشاره می کند که تنها پناهگاه امن خواسته های انسانی تنها وجود اوست.4) ایاک نعبد و ایاک نستعینخداوند در این آیه اصل خواستن را  با توجه به آموزه های قانون جذب در قرآن ،به انسان ها می آموزد. همه ی ما می دانیم که برای رسیدن به آنچه که در قانون جذب در قرآن بدان اشاره شده است ، باید در خواست کنیم و این درخواست ما باید هدفمند باشد.این درخواست هدفمند است که انسان ها را در قانون جذب به موفقیت هدایت می کند. خداوند در این آیه ، دو نکته را مد نظر قرار داده است. نخست طلب کردن و دیگری طلب کردن در عین هدفمندی. مفهوم یاری خواستن ، که در این آیه ذکر شده است ، به معنای طلب کردن است. ببینید خداوند چقدر زیبا جایگاه خود و انسان را در یک مقام عالی رتبه قرار داده است و به جای واژه ی طلب از یاری بهره برده است.این آیات دقیقا آموزه ای است که خداوند در زبان یک انسان قرار داده است و به او آموخته است که با من چنین سخن بگو تا هر آنچه که میخواهی را به تو هدیه بدهم. خداوند هرگز به انسان نمی گوید ، طلب کن ، بلکه می گوید یاری بخواه. این دقیقا نشان از یک رابطه ی عمیق و دوستانه میان انسان و خدای خودش است. خداوند از انسان میخواهد که از خداوند یاری بخواهد و سپس هدفمندی را مقدم بر این یاری خواستن می کند. خداوند به انسان اشاره می کند که قبل از اینکه یاری بخواهی ، ببین که از چه کسی یاری می خواهی؟ و برای چه چیزی یاری می خواهی. ما خداوند را عبادت می کنیم و از او یاری می خواهیم ، ولی سوالی که پشت این آیه مطرح می شود این است که برای چه از او یاری می خواهیم و برای چه از کسی که عبادت می کنیم ، یاری می خواهیم ؟ و پاسخ این است که ما می دانیم ، خداوند تنها وجودی است در عالم که ناظر بر همه ی اعمال ماست. همه ی آنچه که در قلب ماست را می بیند ، می شنود و می داند که چه چیز بهترین و برترین ثمره برای انسان را به همراه دارد و آن را در اختیار او می گذارد. هدفمند یاری جستن ، دقیقا از همین نکته برداشت می شود. هدفت را هدفمند از کسی بخواه که همه ی هدف ها به سمت او خاتمه می یابد و همه ی اهداف به دست او به ثمر می رسد.5) اهدنا الصراط المستقیمو اصل پایانی یعنی اعتماد به خداوند در قانون جذب ، در این آیه مطرح شده است. ما به خداوند اعتماد می کنیم ، در خواست یاری می کنیم ، هدفمند بودن در خواست خود را پیش از یاری خواستن مطرخ می کنیم و در انتها نیز به او اعتماد کرده و از او می خواهیم که با دانشی که در اختیار دارد ما را در مسیر بهترین فرکانس ها قرار دهد. صراط مستقیم ، همان بهترین فرکانس ها برای قرار گرفتن در مسیر خوشبختی است و جالب است که به فعل این آیه توجه کنید .خداوند از &quot; هدایت کردن&quot; صحبت می کند. خداوند نمی گوید که هنگام خواستن هدف خود به او بگویید :&quot; راه مستقیم را به من نشان بده  &quot; و یا اینکه  &quot; راه مستقیم را برای من بساز. &quot; ، بلکه می گوید بگویید  :&quot; مرا به راه مستقیم هدایت کن. &quot; . ما چه زمانی کسی را به راهی هدایت می کنیم؟ وقتی که راهی وجود داشته باشد و تنها یک راهنمایی کوچک فرد را در مسیر بگذارد. برای راهنمایی و هدایت کردن نیازی به ساخت راه نیست. در قانون جذب نیز همینطور است.همه ی راه ها در جهان ساخته شده است. همه ی راه ها در جهان ایجاد شده است و همه ی این ها به لطف خداوند صورت گرفته است و تنها یک راهنمایی کوچک از جانب اوست که ما را در مسیر درست می گذارد و ما را به سمت فرکانس مورد نظر هدایت می کند.منبع: محمدرضا تیموری</description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Mon, 18 Feb 2019 11:30:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه نامه اداری</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-x6cvqsje0g1d</link>
                <description> ما در مقاله چگونه نویسندگی را شروع کنیم ؟ مبانی را یاد گرفتیم حال می خواهیم نامه اداری  را از سری مقالاتآموزش نویسندگی با هم یاد بگیریم.نامه های اداری را می توان به چندین دسته ی اصلی تقسیم کرد که از بین آنان نامه های اداری درخواستی ، پیگیری و شکایت اصلی ترین نوع نامه ها هستند. ما در ادامه چندین نوع از این نامه ها را برایتان بعنوان نمونه ذکر کرده ایم.نامه در خواست تجهیزات اداریجناب آقای ( نام مسئول بخش)مدیریت محترم ( سمت مسئول)احتراما ،نظر به تجهیز بخش اداری و همچنین تسهیل امور کارمندان جدید ، نیازمند به تجهیز بخش اداری می باشیم. خواهشمند است ، دستور لازم را جهت تهیه ی اقلام ذیل مبذول بفرمایید.لیست تجهیزات مورد نیاز :یک دستگاه پرینترسه دستگاه اسکنر دیجیتال3 . …..……با سپاس از همکاری صمیمانه شما( نام نویسنده و سمت)در نوشتن نامه اداری چه اصولی را باید رعایت کرد؟نامه نگاری یقینا یکی از موثرترین روش هایی است که انسان ها می توانند با یکدیگر از طریق آن ارتباط برقرار کنند.در واقع همانطور که بارها به این امر اشاره کرده ایم ، انسان ها شیوه های مختلفی از ارتباط را در جهان حاضر تجربه می کنند و هر کدام از این شیوه های ارتباط خود فلسفه ای دارند و مزایا و معایبی دارند که آن ها را از یکدیگر متمایز می کند.از این میان ارتباط نوشتاری ، یعنی همان نامه نگاری موثرترین شیوه و همچنین پر مزیت ترین شیوه ای است که می توان با آن ارتباط برقرار کرد و منظور را با آن به دیگران تفهیم کرد.پیش از اینکه ما بخواهیم به بحث نامه نگاری اداری رجوع کنیم و آن را با تمامی اصول های مورد نیاز برای نوشتن نامه ی اداری بررسی کنیم ، ترجیح می دهیم که مروری داشته باشیم به شیوه های مختلف ارتباط گیری در جهان مدرن.تا بتوانیم اثبات کنیم و به این نتیجه دست پیدا کنیم که نامه نگاری به جد یکی از موثرترین راه ها و شیوه های موجود در جهان است که انسان می تواند از طریق آن ارتباط برقرار کند و راه های ارتباطی خویش را به بهترین شکل ممکن با دیگرانی که در اطراف او هستند ، پایه ریزی کنند.نخستین مقوله ای که در باب ارتباط باید بگوییم این است که تمامی راه های ارتباطی جهان مدرن و هر آنچه که درون آن وجود دارد از یک اصل پیروی می کند و این اصل ، مهارت ارتباطی است.در واقع هر شیوه ای که ما برای ارتباط گیری با جهان داریم و هر آنچه که ما به زبان می آوریم و یا می نویسیم و یا هر شیوه ی دیگری که برای سخن گفتن و انتقال پیام در جهان استفاده می کنیم ، زیر مجموعه ی یک اصل از اصول قرار می گیرد که در علم ارتباطات به آن مهارت های ارتباطی می گویند.مهارت های ارتباطی با توجه به علم روز به چند سرفصل اصلی تقسیم می شود .به اختصار و تا به آنجا که به پیشرفا این مطلب ، یعنی نامه نگاری اداری کمک کند ، به آن اشاره خواهیم کرد.نخستین شیوه ای که ما برای ارتباط گیری در جهان داریم ، مهارت ارتباطی کلامی است. در واقع کلام نخستین شیوه ای است که انسان ها با هم ارتباط شان را می سازند.البته به این نکته هم باید توجه داشت که منظور ما از نخستین شیوه ، با توجه به بستر فعلی در جهان هستی است.اگر بخواهیم تاریخ ارتباطات در جهان هستی را بررسی کنیم ، یقینا مقوله ای است که در حوصله ی این مقاله نمی گنجد و باید برای آن سرفصلی از مقاله ای جداگانه تعیین کرد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت .اما آنچه که می توانیم از آن صحبت کنیم و آن را ملاک گفتگوی خویش با شما قرار دهیم ، ذکر این نکته است که ما با توجه به گستره ی زندگی امروز خودمان می توانیم تنها راه های ارتباطی را بررسی کنیم که برای همه ی شما نیز این مسئله واضح و شفاف جا بیفتد.بله همانطور که گفتیم نخستین راه این است که ما با دیگران وارد گفتگو شویم و این مسئله گسترده ترین نوع ارتباط را در بر می گیرد.در واقع روزانه ما با هزاران کلمه و جمله با تمامی افرادی که چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم با آن ها در ارتباط هستیم ، سخن می گوییم و با آن ها یک مکالمه برقرار می کنیم .مکالمه برقرار کردن و مهارت ارتباط کلامی چندین حسن دارد که می توان به آن ها اشاره کرد.یک آنکه بسیار سریع صورت می گیرد و سرعت ارتباط در آن بسیار بالاست .هنگامی که شما ارتباط کلامی با کسی برقرار می کنید در کسری از ثانیه حرف هایتان را می زنید و طبیعتا نیز در کسری از ثانیه پاسخ های جامع و کاملی از شخص مقابل می گیرید و این سرعت ارتباط را در شما گسترش میدهد.اما از سوی دیگر ذکر این نکته نیز مهم است که وقتی شما سخن می گویید ، جوابی که می گیرید آیا همان جوابی است که به آن نیاز دارید و یا اینکه نیاز به گفتگوی مجدد با شخص دارید.در واقع علاوه بر آن مزیتی که ما برای گفتگوی سریع در مهارت ارتباطی کلامی گفتیم باید به این امر هم اشاره کنیم که گفتگوی ما ممکن است با کژتابی ها و کج فهمی ها از سوی فرد مقابل مواجه شود که این کار ما را بشدت سخت می کند.جرا که ما نیاز داریم دوباره وقتی را بگذاریم و از نو با او صحبت کنیم و به او مسئله ی خودمان را تفهیم کنیم.دیگر مسئله ای که باید به آن بپردازیم ، این است که ما در یک گفتگوی کلامی به هیچ وجه فرصت فکر کردن برای سخن گفتن نداریم.شما همیشه در ارتباطات نباید مثال های پیش پا افتاده را در ذهن داشته باشید ، بلکه باید گسترده به حوزه ی ارتباطات نگاه کنیم.بعنوان مثال ، فرض کنید که شما یک تاجر هستید و در یک مجموعه ی تجاری قرار است که به صحبت کردن بپردازید و نیاز دارید که یک مسئله را برای فرد دیگری که از یک مجموعه ی تجاری دیگر است ، چیزی را توضیح بدهید .آنگاه است که شما نمی توانید و این فرصت را ندارید که فکر کنید و بهترین تصمیم را در حوزه ی گفتگوی خودتان بگیرید واین مسئله می تواند برای شما مشکلات بسیاری ایجاد کند.دومین گونه ای که می خواهیم از آن صحبت کنیم ، مهارت ارتباطی اشاره ای است. گونه ای دیگر از راه های ارتباطی که انسان ها از آن بهره می گیرند مهارت ارتباطی اشاره ای است.در واقع بدین جهت به این نوع از مهارت ارتباطی پیش از مهارت ارتباطی نوشتاری اشاره کرده ایم که قصد داریم به طور مفصل به بحث نامه نگاری بپردازیم و آن را ملاک قرار دهیم. اما شما باید بدانید که علاوه بر مهارت ارتباطی کلامی ، گزینه ای دیگر از مهارت های ارتباطی نیز وجود دارد که ما به آن گزینه ی مهارت ارتباطی اشاره ای می گوییم.در واقع این گزینه از مهارت های ارتباطی آنچنان که باید و شاید هنوز در میان مردم جا نیفتاده است ، اما یکی از گزینه های ارتباطی است.در واقع آنچه که بسیار در این گونه از مهارت های ارتباطی ، تعریف می شود ، زبان بدن است.همانطور که می دانید ، زبان بدن ، با توجه به فرهنگ های مختلف متفاوت است و این امر هم می تواند برای شما دردسر های بسیاری در زمینه ی ارتباطات ایجاد کند.هر چند که ما بارها به این نکته اشاره کرده ایم که زبان بدن می تواند انتقال انرژی بسیار عالی ای در مکالمات صورت دهد ، اما از طرفی هم زبان بدن یک مسئله ی عرفی است و در هر کجا نمی توان از آن به شکل مثبت استفاده کرد .پس این گزینه ی ارتباطی نیز علی رغم تمامی ویژگی هایی که دارد ، یک گزینه ی ارتباطی فراگیر نیست.اما آخرین گزینه ای که می خواهیم به آن اشاره داشته باشیم ، گزینه ی مهارت ارتباطی نوشتاری است.همانطور که می دانید گزینه ی ارتباط آن هم با استفاده از مهارت های نوشتاری ، امروزه صورت های گسترده ای به خودش گرفته است ، اما مهم ترین آن و پایه و بن مایه ی آن را نامه نگاری تشکیل می دهد.نامه نگاری نه تنها امروزه ، بلکه از زمان های قدیم همیشه به عنوان یکی از بهترین راه های ارتباط بین افراد و اشخاص مختلف شناخته می شده است.امروزه نیز با گسترش تکنولوژی و همچنین بسترهای جدید ، صورت های متنوعی به خودش گرفته است که می توان از آن به صورت های نامه اداری ، نامه دوستانه و نامه عاشقانه به انواع و اقسام مختلف اشاره کرد .اما بحتی که در این مقطع می خواهیم به آن بپردازیم ، بحث نامه اداری است. می دانیم که یکی از روش های ارتباطی با اداره جات در سطح دولتی و غیر دولتی ، نامه نگاری است .نامه نگاری از دیر زمان همیشه یکی از راه های ارتباطی دولت با مردم و همچنین مردم با دولت بوده است.بسیاری از اداره جات تا بسیاری از دیوان های کشوری ، از نامه نگاری بعنوان تنها ترین راه و یا نزدیک ترین راه ارتباطی برای ارتباط برقرار کردن مردم استفاده می کنند.اگر نگاهی به تاریخچه ی نامه ی اداری داشته باشیم ، می بینیم که از دیر زمان ، هنگامی که یک پادشاه قصد ارتباط با یکی از زمامداران خود داشت ، از نامه اداری استفاده می کرده است.یا اگر کمی  نزدیک تر بیاییم ، تمامی دستورات دولتی و همچنین تمامی راه های ارتباطی مردم با دولتمردان ، از طریق نامه اداری بوده است و همچنان نیز نامه اداری به قوت خویش به طور فعال در ایران و سایر کشورها بعنوان یک راه ارتباطی پابرجاست.اما امروزه نامه اداری نیز با صورت های متعددی روبرو شده است. چرا که دیگر در یک کشور ، تنها یک پادشاه و یا تنها یک دیوان دار  وجود ندارد.با وجود سیاست های موجود در دولت و همچنین گستردگی ارگان های دولتی ، ما اداره جات ، مراکز سازمانی و بسیاری از دیگر مراکز دولتی و غیر دولتی را داریم که برای رسیدن به مطلوب خود ، یعنی ارتباط و راه انداختن کار ارباب رجوع ، از نامه نگاری استفاده می کنند که به سبک این نامه نگاری نیز نامه نگاری اداری می گویند.امروزه شما برای ثبت نام فرزندتان در یک مدرسه و یا انتقالی گرفتن برای دانشجویتان باید از نامه نگاری استفاده کنید و باید به اصول نامه نگاری اداری آگاه باشید. یا اگر بخواهید یک وام بگیرید و یا از مدیریت یک شرکت ، قصد همکاری و یا درخواستی داشته باشید ، نیز باید نامه اداری بنویسید .یکی از نکاتی که اخیرا مجله ی تایمز به آن اشاره کرده است ، ذکر این نکته است که حتی مجموعه های تجاری نیز امروزه به دنبال شیوه های نامه نگاری اداری هستند.بر اساس طبقه بندی جدیدی که در این حوزه اعمال شده است نامه های اداری سرفصل اصلی برای نامه نگاری های تجاری با مراکز دولتی و غیر دولتی در سطح بلند پایه در یک کشور هستند.مقوله ی اصلی اینجا شکل می گیرد که بسیاری از مردم ما علاوه بر اینکه می دانند باید به اصول نامه نگاری اداری آشنا باشند ، به این کار مبادرتی نمی کنند و هیچ تلاشی در این زمینه نمی کنند و قصد به یادگیری آن نیز ندارند.این مسئله از نگاه ما دو ریشه ی اصلی و اساسی دارد. در واقع می توان گفت که این عدم وجه به نامه اداری و نامه نگاری اداری از دو منشا اصلی نشات می گیرد که نخستین آن عدم آگاهی است.در واقع بسیاری از مردم ما می دانند که نامه اداری چیست و نامه نگاری اداری یکی از سرفصل های مهم برای پیش بردن کارهای آنان در اداره جات است .اما متاسفانه به زوایای این امر آگاه نیستند که به چه میزان نامه نگاری اداری می تواند به پیش برد کارهای آنان و به قدرت به ثمر رسیدن کارهای آنان کمک کند.از این روست که میلی به این کار نمی کنند و یا اگر هم روزی بالاجبار بخواهند نامه ی اداری بنویسند ، از دیگرانی که در این امر تجربه دارند ، استفاده می کنند و بهره می برند .دیگر مسئله و یا همان دومین ریشه ای که ما عدم آگاهی به اصول نامه نویسی خصوصا در نامه اداری را در آن جسته ایم ، ذکر این نکته است که اگر افرادی هم در این زمینه میل به یادگیری داشته باشند ، هیچ منبعی ندارند.یعنی ما در ایران هیچ منبعی نداریم که بخواهد بطور جامع به این امر بپردازد که ما چگونه باید نامه اداری بنویسیم  و این خود یک معضل اساسی است.یکی از مشکلاتی که ما در آموزش کشور داریم و تبدیل به یک فاجعه در سالهای اخیر شده است ، ذکر این نکته است که ما ابتدا به امر نوشتن را به کودکان و نوجوانان آموزش نمی دهیم و صرفا کپی کاری و الگوبرداری را بعنوان یک روش تقلیدی به آنان می آموزیم .از سوی دیگر این که مهارت های اجتماعی را صرفا در یک سری از دستورهای اخلاقی خلاصه می کنیم و مسائلی چون نامه اداری نوشتن ، نوشتن نامه عاشقانه و سایر موارد را که در حوزه ی فرهنگ ایران زمین است ، به دانش آموزان و حتی دانشجویان یاد نمی دهیم.اما بهر طریق ، اگر ریشه ی درد را شناختیم باید به دنبال آن باشیم و یکی از رسالت های تیم مطالعاتی تیموری این است که ما بتوانیم با استفاده از بهترین آموزش های موجود در حوزه ی نویسندگی مراتب یادگیری انواع فرم های نویسندگی ، از رمان نویسی ، محتوا نویسی ، نامه نویسی و …. را خدمت شما دوستان آموزش دهیم.در واقع شیوه و رویه ی صحیح نیز همین است که بخش خصوصی ما در آموزش خلا های موجود در بخش دولتی آموزش را پر کرده و موجب شکوفایی شود.مطمئنا شما عزیزانی که این مقاله را در باب نوشتن نامه اداری می خوانید ، به هر طریق این دغدغه را در خود احساس کرده اید که نیاز به یادگیری نوشتن نامه اداری دارید و کنون در این صفحه به یادگیری می پردازید.یا اینکه این امر را یکی از بسترهای اساسی رشد دانسته اید و به این سو گرایش پیدا کرده اید.در هر صورت ورود شما به این صفحه را به فال نیک می گیریم و این نوید را خدمت شما عزیزان می دهیم که شما با کامل ترین مجموعه آموزش نامه نگاری اداری روبرو هستید.ما در این مقاله سعی کرده ایم که به جامع ترین شکل ممکن ، تمامی آنچه که مورد نیاز برای رسیدن به هدف ، یعنی نوشتن یک نامه اداری است را خدمت شما دوستان ارائه کرده ایم .اما نخستین سوالی که باید از خودمان بپرسیم این است که  :برای چه و در چه زمان هایی ما باید نامه اداری بنویسیم ؟سوالی که بسیاری از دوستان از ما پرسیده اند و همچنین نیز ما در تحقیقات خودمان در سطح اجتماع به آن پی برده ایم ، این است که عزیزان نمی دانند که چرا باید نامه اداری بنویسند و یا در چه زمان هایی باید نامه اداری بنویسند.در باب چرایی این امر که برای چه باید نامه اداری بنویسیم ، بهتر است که در بخش ویژگی های نامه اداری به آن بپردازیم ، اما در باب بخش دوم سوال می توانیم توضیحاتی جامع ارائه دهیم که می تواند به شما کمک بسیار کند.1) درخواست کنیدیکی از وجوه نوشتن نامه اداری در خواست کردن است . هنگامی که شما در خواستی را از یک ارگان دولتی و یا یکی از سیاست مداران دولت دارید ، می توانید با نوشتن یک نامه تمام آنچه که باید به او بگویید را خلاصه کنید و به دست او برسانید.در واقع اگر بخواهیم حقیقت را در نظر بگیریم ، باید این چنین بگوییم که وقتی که ما قصد به نامه نگاری می کنیم و قصد داریم که این نامه را به دست یک مسئول برسانیم ، باید به این نکته توجه داشته باشیم ، که نامه نگاری فرصتی را در اختیار ما قرار میدهد که ما بدون دغدغه این کار را انجام دهیم. چطور ؟مطلب پیشنهادی :   دریافت شابکفرض کنید که شما یک کشاورز هستید و می خواهید که با وزیر کشاورزی در باب عدم وجود آب کافی برای کشاورزی صحبت کنید.ابتدا به امر شما باید به تهران مراجعه کرده و یا در یکی از سفرهای سالیانه ی وزیر کشاورزی شرکت کنید تا بتوانید وزیر را ببینید.دوما آنکه شما پس از اینکه به وزارتخانه آمدید ، باید زمان ملاقات عمومی وزیر و دیدارهای مردمی او را بیابید.از سوی دیگر اگر به هر دلیلی برنامه ای برای وزیر پیش بیاید ، شما محبور هستید که دیدارتان را به تعویق بیاندازید.همچنین برای دیدن وزیر شما نیاز دارید که یک سری از سلسله مراتب های موجود را هم پشت سر بگذارید.شما باید ابتدا با یکی از کارمندان وزارتخانه صحبت کنید و سپس اگر کارتان به مراجع بالاتر سوق پیدا کرد ، نهایت امر معاون وزیر را ببیند و دسترسی به وزیر تقریبا می توان گفت که امر مشکلی است.آن هم نه به این دلیل که وزیر در دسترس نیست ، بلکه وزیر آنقدر  مشغله دارد که نمی توان روی زمان دیدار های مردمی او حسابی باز کرد.از این ها هم گذشته ، اگر شما وزیر را ببینید ، آن هم در یک دیدار عمومی آن قدر مردم دیگر مثال شما هستند که نمی توانید و یا وقت زیادی برای گفتگو با او ندارید و همه چیز را در واقع باید در چند کلمه خلاصه کنید که به هیچ وجه محتوای حرف شما را نخواهد رساند.این امر حتی برای کارمندان هم صادق است. شما اگر بخواهید با کارمندان وزارت خانه صحبت کنید ، باید این نکته را مد نظر قرار بدهید که به حدی سرشان شلوغ است که نمی توانند بیش از دو تا سه دقیقه گفتگویی موثر با شما داشته باشند .بعد از آن باید مدام به تلفن ها جواب بدهند و یا اینکه مدام نامه های اداری که در پرتال اداری آنان وجود دارد را پاسخ گویند.?در این صورت شما می توانید به راحتی این مسئله را درک کنید که گفتگو به هیچ وجه نمی تواند بستری برای درخواست کردن آن هم در یک مقیاس گسترده باشد .پس شما می توانید از نامه نگاری استفاده کنید. وقتی شما یک نامه می نویسید و این نامه را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و هر آنچه که باید و شاید را مستند در آن نامه ذکر می کنید و صد البته نیز اصول نامه نگاری اداری را هم در آن رعایت کنید.آنگاه خواهید دید که به چه میزان پاسخ شما جامع تر به دست شما خواهد رسید و علاوه بر اینکه فرصت گفتگو پیدا کرده اید ، صدای شما نیز به گوش وزیر خواهد رسید.چرا که کارشناسان مربوطه تمامی نکات موجود در نامه ها را جمع آوری کرده و در جلسات درون سازمانی وزارت خانه ، همه ی موارد را بررسی می کنند.پس می توان گفت که شما هدفمند ترین راهی که برای در خواست کردن دارید ، نوشتن نامه اداری است.اما این مسئله را اگر بخواهیم از حوزه ی گسترده به یک حوزه ی کوچک تر ارجاع دهیم ، می توانیم به مثال درخواست یک معلم از بخش امور مالی و تسهیلات اداره ی آموزش و پرورش استفاده کنیم.فرض کنید که شما یک معلم هستید و یا بطور کل یک کارمند دولت هستید و در بازه ای از زندگی دچار مشکلی شده اید که نیاز به وام دارید و این وام باید حتما به دست شما برسد.اگر شما بخواهید بصورت حضوری بروید و صحبت کنید ، در خواست شما می تواند در بین هزاران در خواستی که در یک روز به این اداره تقدیم می شود ، گم شود.یا از سمت دیگر ، به هر حال شما یک دبیر هستید و یا یک کارمند هستید و به هر طریق نیز انسان ها دچار روحیات مختلف هستند و شاید شما خجالت بکشید و یا کمی در مضیقه باشید برای اینکه در خواست خودتان را مطرح کنید.از این رو می توانید با نوشتن یک نامه اداری در خواست خود را مبنی بر دریافت یک وام اعلام نمایید. این امر از چند جهت باز هم برای شما مفید خواهد بود.نخست اینکه وقتی شما نامه اداری می نویسید ، کلمات نامه اداری شما می تواند بسیار تاثیر گذار واقع شود و باعث شود که آنها کمی با سرعت بیشتری و با تمرکز بیشتری مطلب شما و درخواست شما را پیگیری نمایند.از سوی دیگر به این دلیل که درخواست شما کاملا مستند بوده است ، امکان پیگیری آن و در دسترس بودن آن نیز بیشتر است و این امر به تسریع کار شما بسیار بیش از پیش کمک می کند .سوم اینکه وقتی شما نامه ای بنویسید ، آنگاه می توانید نامه را پیگیری کنید.شما اگر سخن بگویید و بعد از چند روز به این سخن شما واکنشی نشان داده نشود ، امکان پیگیری آن را ندارید ، چون اگر باز هم به اداره مراجعه کنید ، طبیعتا به دلیل مشغله ی بالای کاری ، فرد مسئول ممکن است درخواست شما را از خاطر برده باشد .اما اگر کتبی و در طی یک نامه اداری در خواست خودتان را تقدیم اداره کرده باشید ، آنگاه این امکان وجود دارد که عطف به سابق کنید و نامه ی خودتان را پیگیری کنید. برای یک درخواست اداری ، یک نامه اداری می تواند پیشرو ترین روش برای انتقال پیام و ارائه ی درخواست باشد.همچنین اگر شما قصد انتقالی دارید و یا اینکه می خواهید از پستی به پست دیگر بروید ، نامه نگاری اداری  و نامه اداری به شما کمک خواهد کرد که مسیر پیش رویتان هموارتر شود و کارهایتان سریع تر صورت پذیرد.پس به هیچ وجه نباید از این مسئله یعنی درخواست کردن از طریق نامه اداری غافل شوید.آنچه که روایت عینی این روزهای سیستم دولتی ما است ، ذکر این نکته است که مکاتبات همیشه در اولویت قرار دارد.پس شما نیز سعی کنید که با نوشتن نامه اداری کارهایتان را در اولویت قرار دهید.2) امورات کاری و اداری تان را پیگیری کنیدیکی دیگر از زمان هایی که شما می توانید از یک نامه اداری برای کارهایتان استفاده کنید ، پیگیری کردن در باب وضعیت کاری و یا روند اداری کارهایتان می باشد.اگر بخواهیم یک محاسبه ی سرانگشتی هم داشته باشیم می توانیم به این نکته اشاره کنیم که امروزه بسیاری از کارهای روزمره ما به اداره جات گره خورده است و ما باید از طریق اداره جات مختلف و یا سازمان ها و مراکز دولتی و غیر دولتی کارمان را پیگیری کنیم.از این رو ما نیاز داریم که حتما از یک نامه اداری برای پیگیری کردن وضعیت کارهایمان بهره ببریم.پیگیری کردن ، اصولا در پی یک عدم رویه ی صحیح در کارها ایجاد می شود.اگر بخواهیم مثالی روشن بزنیم ، باید این چنین بگوییم که وقتی که شما یک کاری را صورت میدهید و یا یک مسئله ای را درخواست می کنید و یا در اداره ای فعالیتی اداری انجام میدهید و پاسخ مورد نظر را از آن خواسته و یا هر آنچه که مربوط به یک فعالیت اداری است ، دریافت نمی کنید ، آنگاه است که شما می توانید از پیگیری کردن استفاده کنید.پیگیری زمانی صورت می پذیرد که ما پاسخ صحیحی از آنچه که باید و شاید ، در یک کار اداری دریافت نمی کنیم.پیگیری کردن نیز دو صورت دارد و در دو حالت پیگیری کردن صورت می پذیرد:یک آنکه شما گفتگویی کرده اید و این گفتگو پاسخی در پی نداشته است.دو اینکه شما سابقا نامه زده اید ، اما به شما پاسخی در خور نداده اند.در حالت نخست ، شما اگر بخواهید به صورت حضوری و با گفتگو دوباره مسئله ی خودتان را پیگیری کنید ، هیچ سندی مبنی بر این ندارید که سابقا نیز درخواستی مطرح کرده اید.پس شما باید بصورت یک نامه اداری در خواست خود را دوباره مطرح کنید و یا اگر شماره پیگیری و شماره پرونده ای دارید ، آن را در نامه مطرح کرده و عطف به سابق کنید.اما اگر شما نامه اداری زده باشید و حالا به شما جوابی نداده باشند ، می توانید با استفاده از یک نامه دیگر و ارجاعاع دادن به نامه ی قبلی هر آنچه که برای امر پیگیری بر اساس یک نامه اداری نیاز دارید را مورد بررسی قرار دهید.به این نکته توجه داشته باشید که پیگیری کردن در ادارات تنها به یک طریق امکان پذیر است و آن نوشتن نامه اداری است.اگر شما بخواهید مداوم حضوری مراجعه کنید ، هم وقت و هم انرژی بسیاری برای بالا پایین رفتن در این اداره جات باید صرف کنید.اما می توانید با یکبار رفتن به یک اداره و همچنین ثبت یک نامه در دبیر خانه یک اداره و گرفتن شماره نامه ، به طور بسیار راحتی نامه خود را پیگیری کنید و مطمئن باشید که نامه اداری جهت پیگیری با سرعت بیشتری و همچنین دقت بیشتری پاسخ داده می شود.3) شکایت خودتان را ابلاغ کنیدهر اداره ای و یا هر روند اداری ای ممکن است با نقص هایی روبرو باشد و شما بعنوان یک ارباب رجوع باید به این امر واقف باشید که حق شکایت کردن دارید.اما منظور ما شکایت از طریق مراجع قضایی نیست ، بلکه منطور مستقیم ما شکایت به یک بالا دستی است.بعنوان مثال فرض کنید که شما برای گرفتن یک مجوز به اداره و یا سازمان مربوطه می روید و فردی که قرار است کار شما را راه بیاندازد ، کمی اهمال کاری می کند و در کار شما سنگ اندازی می کند ، این جاست که شما باید به یک مسئول بالا رتبه شکایت ببرید.بعنوان مثال می توانید به بخش شکایات و یا ریاست آن اداره و سازمان بروید و شکایت خود را مطرح کنید.اما مسئله این جاست که شما اگر تنها به صورت گفتگوی حضوری کارتان را پیگیری کرده باشید ، هیچ سندی دال بر این که شما مدتهاست جوابی دریافت نکرده اید و یا اینکه سخن شما پاسخ گفته نشده است ، نخواهید داشت .از این رو است که ما به شما توصیه می کنیم که حتما از نامه نگاری اداری و نامه اداری استفاده کنید که بتوانید یک سند در داشت داشته باشید برای این که شکایت های خودتان را مطرخ کنید و مستند نیز این کار را انجام دهید.ادامه مطلب در سایت محمدرضا تیموری</description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Wed, 06 Feb 2019 14:57:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون جذب راست یا دروغ</title>
                <link>https://virgool.io/@teimouriresearchteam/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-slpxlwv5fxih</link>
                <description>آیا تا به حال اسم ” قانون جذب ” به گوشتان خورده است ؟اصلا چیزی در موردش می دانید؟به این قانون اعتقاد دارید یا نه ؟راستش را بخواهید قانون جذب ، مسئله ای است که بیش از نیمی از افکار انگیزشی و موفقیت ما را شامل می شود هر انسانی چه به این قانون آگاه باشد و چه نباشد ، در معرض این قانون است و از آن استفاده می کند اما مقوله ی اصلی این جاست که بسیاری از افرادی که در مسیر موفقیت حرکت می کنند ، دقیقا نمی دانند این قانون جذب چیست و چه تاثیراتی در زندگی ما دارد.مرد باحال قانون جذب و آشنایی با آن مقوله ی اصلی در قانون جذب، این جاست که بسیاری از افرادی که در مسیر موفقیت حرکت می کنند ، دقیقا نمی دانند این قانون جذب چیست و چه تاثیراتی در زندگی ما دارد.ما قصد داریم که در این مطلب برای شما از قانون جذب بگوییم. قانونی که مطمئنا آشنایی با آن می تواند زندگی شما را متحول کند.پس ما با ما همراه باشید تا یک گام بزرگ و اساسی را در یادگیری یکی از مهمترین اصل های موفقیت برداریم.این روزها اگر سری به کتابفروشی ها بزنید و یا اینکه در سایت های اینترنتی به دنبال مطالب انگیزشی باشید ، هزاران هزار جلد کتاب و بیش از میلیون ها مقاله می بینید ، که همگی به یک عنوان اشاره کرده اند و آن ” قانون جذب ” است.امروزه به جرئت می توان گفت که قوی ترین و موثرترین قانون ، برای رسیدن به یک زندگی آرام و یک زندگی موفق و سراسر از شادی ، در تمام دنیا قانون جذب است.قانون جذب ، مجموعه ای راهکارها و رویکرد هایی است که یک انسان را در مدار رسیدن به خواسته هایش قرار میدهد و باعث می شود که انسان به هر آنچه که می خواهد برسد.در حقیقت ، قانون جذب شرایطی را برای یک انسان فراهم می کند که مسیر رسیدن به خواسته های درونی خودش را در جاده ی ناهموار خواسته ها و آرزوها ، هموار کند و به کمک آن بتواندبه عشق ، ثروت و آرامش و هر آنچه که در این جهان خواستار آنست دست پیدا کند.شاید برای شما هم سوال باشد که این قانون مهم دقیقا چیست و قرار است چه نقشی در زندگی ما داشته باشد ؟و یا اینکه اگر این چنین قانونی وجود دارد و ما می توانیم به کمک این قانون به هر آنچه که می خواهیم برسیم ، چگونه می توانیم آن را یاد بگیریم و چگونه می توانیم در زندگی مان از آن بهره بگیریم؟ .ما در این مقاله قصد داریم به کامل ترین شیوه ی ممکن هر آنچه که درباره ی قانون جذب لازم است بدانید را برایتان بیان کنیم.این مقاله قرار است به تمامی سوالات ذهنی شما که ممکن است در مسیر استفاده و بهره گیری از قانون جذب به آن برخورد کنید را پاسخ دهد. هر سوالی نظیر : قانون جذب چیست ؟چگونه می توان از قانون جذب استفاده کرد؟ چگونه می توان با قانون جذب به موفقیت های بزرگ رسید ؟قانون جذب شامل چه مواردی می شود؟ ریشه ی این قانون در کجاست؟آیا این قانون به لحاظ علمی اثبات شده است؟کمک به یکدیگردر این مقاله پاسخ داده می شود.ادامه مطالعه را در سایت محمدرضا تیموری </description>
                <category>teimouriresearchteam</category>
                <author>teimouriresearchteam</author>
                <pubDate>Sat, 15 Dec 2018 19:25:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>