<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های theLighted</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@thelighted</link>
        <description>زندگی، افکار و تخیلات یک ناشناس که دوست داره روزی خوشحال بشه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 07:40:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5190/avatar/RyVgHz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>theLighted</title>
            <link>https://virgool.io/@thelighted</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خانه و کاشانه</title>
                <link>https://virgool.io/@thelighted/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-jc0bnqaqkpmw</link>
                <description>چند روزی است به دنبال خانه‌ای برای اجاره هستم تا از خانواده (مادرم) مستقل بشم.فقط توی دیوار و سایتای دیگه دنبال خونه گشتم ولی تا الان چیز مناسبی پیدا نکردم.یا به محل کارم دوره یا خیلی گرونه.راستی چجوری میشه کسی بالای ۵ میلیون تومن اجاره خونه میده؟ مگه حقوق مردم چقدره؟کاش اگه کم حقوق می‌گیرم بفهمم، خیلی زود تر از اینکه کلی حقم خورده بشه...کاش یک یا دوتا دوست داشتم یکی از این خونه هایی که اجاره‌شون ۲-۳ میلیون هست با هم شریک می‌شدیم. ولی دوست ها. کسی که حرفم رو بفهمه، حرفش رو بفهمم و رفیق باشیم...</description>
                <category>theLighted</category>
                <author>theLighted</author>
                <pubDate>Sat, 07 Apr 2018 23:00:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفریحات سالم - ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@thelighted/%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%DB%B1-wyas9zylplnn</link>
                <description>راستی تفریحات سالم چی داریم؟ چیکار می‌شه کرد به عنوان تفریح؟مثلا میشه فیلم دید، کتاب خوند، رفت سفر، کنسرت، تئاتر، سینما، پارک، شهربازی، کافه، رستوران، مهمونی با دوستان، مهمونی با خانواده، بازی‌های کامپیوتری و ...!!!!(خوشحال میشم اون سه نقطه رو کامنت بگذارید و بگید شما چی می‌تونید بهش اضافه کنید)من آدم تنهایی هستم.با مادرم زندگی می‌کنم. هیچ دوست صمیمی‌ای ندارم و دوستام همه از نوع «آشنا» هستن (هم‌کلاسی، هم دانشگاهی، هم‌کار، آشنا). حتی فامیل هم زیاد ندارم.پس اون مهمونی با دوستان و فامیل خط میخوره!یک سری از اون تفریحاتم واقعا تنهایی حال نمیده و وقتی تنهایی باشه اصلا تفریح حساب نمیشه. مثل پارک، شهربازی، کافه، رستوران.کنسرت و سینما رو دوست دارم و هر چند وقت یک بار میرم ولی از مشکلات حاشیه‌اش کلی عصبی میشم، جوری که واقعا لذت نمی‌برم از خود فیلم.مثلا کلی ترافیک هست تا برسی، بلیط جای خوب گیرت نیومده، شانست بد باشه کنار یه سری بی فرهنگ باید بشینی که تو سینما همه‌اش حرف میزنن و تو کنسرت یا دارن بلند تو گوشت میخونن، یا جلوییت داره فیلم میگیره! (این مشکلات برای تئاتر هم هست ولی من کلا تئاتر دوست ندارم.) یک نکته دیگه راجع به کنسرت. تو تهران بیشترشون توی سالن میلاد (نمایشگاه بین‌المللی) اجرا میشه که شمال تهران هست، یعنی برای حدود ۳/۴ از جمعیت تهران دور هست! و پر ترافیک.رفتنش راحت تره، برگشتش .... اگر زود ماشین گیرت بیاد ۲۰-۳۰ تومن میدی راحت میرسی خونه!!!!می‌رسیم به یاران قدیمی فیلم، کتاب، بازی‌های کامپیوتری. که این روزا بازی ها دیگه باب میل من نیست حداقل. فقط می‌مونه فیلم و کتاب. چقدر فیلم ببینیم؟ (برای من که سلیقه محدودی دارم، واقعا کمه)چقدر کتاب بخونیم؟ من کارم با کامپیوتره، این چشما خسته‌است، خسته...سفر، داخلی؟ زیاد با مناظر حال نمی‌کنم. غذا دوس دارم، ولی این همه راه برم برای غذا؟ اکثرشون رو خوردم، تو همین تهران کلی رستوران محلی خوب هست.سفر خارجی؟ سربازی؟ وثیقه؟ مگه مجرمم که وثیقه بذارم! از قیمت دلار که بگذریم،‌ اون وثیقه گذاشتن و کارای اداریش کلی برنامه زمانی رو به هم میزنه. منم که دانشجو و کارمندم نمیتونم هر موقع دلم خواست برم سفر، باید برنامه ریزی کنم براش.یه چیزی جا موند، همه این تفریحات، وقتی با دوستات باشی بیشتر حال میده، وقتی حال کردن دیگران با دوستاشون رو میبینم حسودیم میشه...</description>
                <category>theLighted</category>
                <author>theLighted</author>
                <pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:26:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترافیک سنگین!</title>
                <link>https://virgool.io/@thelighted/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-iejiypvio7ww</link>
                <description>الان که دارم این نوشته رو می‌نویسم باید پاشم برم سر کار، ولی فکر ترافیک رو که می‌کنم می‌ترسم.مسیر من دو قسمت هست، یک قسمت رو باید با تاکسی/سواری برم، قسمت دوم رو با مترو!جالب اینجاست که هر کدوم یک سری بدی‌ها دارند.خب اول ببینیم مشکلم با تاکسی چیه:سه نفر عقب باید سوار بشن و تو هم دیگه فشرده بشن، من خیلی گرماییم و تحملش سخته.پس یا باید صبر کنم یک ماشین بیاد که جلوش کسی نشسته باشه، یا باید ۴۰ دقیقه این وضعیت رو تحمل کنم.ترافیک سنگین! مسیری که در زمان‌های خلوت ۱۰ دقیقه طول می‌کشه رو باید ۴۰ دقیقه توی ترافیک باشم. ترافیک هم پخش نیست، یک میدون هست که پلیس کنترلش می‌کنه! و دقیقا همونجا ترافیک میشه.مورد آخر پول خرد هست! خرد منظورم ۵۰۰ تومنی نیست! منظورم ۲۰۰۰ تومنیه!حالا می‌رسیم به مترو:جا هست سوار بشم؟- آره: خب من سوار می‌شم و بقیه هل‌ام میدن و له میشم.- نه: صبر می‌کنم قطار بعدی بیاد تا سوار بشم و بقیه هل‌بدن و من له بشم.یکی آرنجش تو صورت آدمه، یکی پاهاش رو دو برابر عرض شونه باز کرده.اگر یک مقدار خلوت تر باشه، حالا نوبت دست فروش هست که راحتی رو ازت بگیره.موقع پیاده شدن هم که هل داده می‌شی!در آخر هم که نفس - نفس زنان از مترو میای بیرون و میبینی که خیس عرق شدی.حالا دیگه رسیدی و باید با ادامه روزت بسوزی و بسازی.</description>
                <category>theLighted</category>
                <author>theLighted</author>
                <pubDate>Sun, 04 Mar 2018 07:34:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقر، ثروت، کارگری، زندگی شهری!</title>
                <link>https://virgool.io/@thelighted/%D9%81%D9%82%D8%B1-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-e2wxsnlmpt5o</link>
                <description>بله،‌ یک کارگر هستم! (برنامه نویس هم می‌تواند کارگر باشد)می‌دانی سبک زندگی من چیست؟ پول درآورم تا چند سال آینده بتوانم خانه‌ای بگیرم!وقتی کاری که می‌کنی مورد علاقه‌ات نیست ولی به خاطر پول خوبش مجبوری انجامش بدی میدونی چی میشه؟ از خودت متنفر میشی، این اعتقاد تو نیست، دلت نمی‌خواد برای پول کار کنی، ولی چاره ای نداری.چرا؟ چون مثل خیلی‌ها نقطه شروعت یک خانواده با سطح متوسط نبوده.پدرت بی سواد بوده، کارگر بوده، تنبل بوده، شغل عوض کرده، کلی پول به باد داده، معتاد شده، ترک کرده، پیر شده، خیانت کرده، طلاق گرفته.مادرت باهاش ساخته، کارگر بوده، بی‌سواد بوده، کلی زحمت کشیده، تک فرزندشون رو خیلی خوب بزرگ کرده، بهش خیانت شده،‌ طلاق گرفته.میدونی فقر فقط فقر مالی نیست. وقتی کسی سواد نداره یعنی فقیره، وقتی کسی همت نداره یعنی فقیره، وقتی کسی تلاش نمی‌کنه یعنی فقیره و در نهایت وقتی کسی پول نداره یعنی فقیره.از نظر من کسی که حتی یکی از موارد بالا رو نداشته باشه فقیرهتازه اگر چیزایی که بالا هست رو داشته باشی، میشی متوسط، وقتی ازشون خیلی داشته باشی میشی ثروتمند.می‌دونی اگر توی یک خانواده متوسط بزرگ میشدم چقدر الان جلو بودم؟الان من متوسط حساب می‌شم!از خیلی‌ها جلوترم، ولی با ثروت ۹۰٪ راه رو فاصله دارم.محل کارم مرکز و شمال تهران هست! راه رفتن توی اون مناطق دردناکه!نه فقط به خاطر این که اونجا ماشینای عالی میبینی، آدمای پولدار و خوشتیپ میبنی که با هم خوشننه فقط به خاطر این که خونه‌های آنچنانی میبینی، نه به خاطر اینکه کنار خیابون و توی پارکینگا ماشینای مدل بالا میبنی. آره همه اینها تاثیر داره، ولی وقتی تاثیرش چند برابر میشه که هزاران نفر رو میبینی مثل خودت، از طبقه متوسط که برای کار میان اونجا، بیشتر از ۱۰ کیلومتر راه میان تا برای پول درآوردن کار کنن.از یک طرف از خودم معذرت می‌خوام به خاطر اینکه این شهر لعنتی رو ول نمی‌کنم برم! از طرف دیگه میگم تو که جایی رو نداری بری!تو شرق تهران متولد شدی، بردنت حومه غرب تهران زندگی می‌کنی!تو که یه روستایی رو نداری که پاشی بری! هرجا بری زبونشون رو بلد نیستی. هرجا بری کار گیرت نمیاد مهندسِ کارگر!بی‌خیال! به امید خوشحالی یا مرگ!</description>
                <category>theLighted</category>
                <author>theLighted</author>
                <pubDate>Sat, 03 Mar 2018 20:29:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع کردم، باشد که تمام شوم.</title>
                <link>https://virgool.io/@thelighted/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D9%85-vsh9d6khgjsg</link>
                <description>این اولین نوشته من است که می‌خواهم شروع به نوشتن کنم.حال و هوای من متنوع است اما اکثرا در یک سطح.می‌خواهم بخوابم، خوابی ابدی. اما نمی‌شود که!بهترین روز زندگی من روزی است که واقعا شاد باشم.آرزوی زندگی من شادی است.</description>
                <category>theLighted</category>
                <author>theLighted</author>
                <pubDate>Sat, 03 Mar 2018 20:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>