<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سام ستارزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@therealsamuel</link>
        <description>فارغ‌التحصیل کارشناسی برق شریف+ دانشجوی ارشد دانشگاه تورنتو، یه نویسنده ورزشی تازه‌کار که تو &quot;ایران‌ورزشی&quot; می‌نویسه. اینجا بیشتر از ورزش و اپلای می‌نویسم؛ قدری هم از تجربیات شخصیم از زندگی تو اونور آب</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 06:54:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/64907/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سام ستارزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@therealsamuel</link>
        </image>

                    <item>
                <title>&quot;امید&quot;هایی که &quot;نا&quot; ندارند</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-to9wsvgdbxiq</link>
                <description>خیزش، درخشش، امیدواری، بی‌ثباتی، بی‌توجهی، شکست، ناامیدی؛ این چرخه مدت‌هاست که در تیم‌ملی امید تکرار می‌شود. قدیمی‌ترها دیگر حوصله ندارند حساب کنند که از آخرین حضور فوتبال ایران در المپیک چند سال می‌گذرد. نسل جوان نیز هیچ‌گاه حتی بوی المپیک فوتبال به مشام‌شان نرسیده است. تیمی که همواره متشکل از آتیه‌دارترین استعدادهای فوتبال ایران است، سال‌هاست که نزد فدراسیون حکم یک کودک نوپای سرراهی را دارد. گویا نه انتظار طلسم‌شکنی از آن می‌رود و نه رسیدگی به وضعیت وخیم آن اولویت اول حساب می‌شود. انگار نه انگار که روزهایی وجود دارند که قلب ملتی با عشق و ایمان به حماسه‌سازی این جوانان می‌تپد.نوشتن از باخت‌هایی که از دهه ۹۰ میلادی به این‌سو به امارات، کره، چین و سایرین دادیم تا آنها جای ما را در المپیک بگیرند، دردی دوا نمی‌کند. سرگذشت ۴۰ ‌ساله تیم‌ملی امید پر است از تغییرات نابهنگام سرمربیان، انتصابات افراد فنی و مدیریتی ناشایست و تصمیمات خلق‌الساعۀ کارشناسی ‌نشده. از برنامه‌ریزی‌هایی که فرد دلسوزی نبود تا آنها را پیاده کند تا حتی کامیابی‌نیاهایی که شخص کار درستی نبود که بداند او از بازی برابر عراق محروم بود. اکنون از کدامین اشتباه خود درس عبرت گرفتیم؟ نه‌تنها حتی یک پیچ از تیم امید را سفت نکردیم، بلکه فشار اقتصادی وارده بر فدراسیون نیز در به عقب راندن این ماشین فرسوده دخیل شده است.تابستان سال گذشته، این تیم با نگاهی آینده‌نگرانه برای شرکت در رقابت‌های آسیایی بسته شد؛ بدون استفاده از سهمیۀ بزرگسالان و با شاکله‌ای از بازیکنانی که بتوانند در زمستان ۲۰۲۰ جام ملت‌های زیر ۲۳سال آسیا –‌که حکم انتخابی المپیک را نیز دارد – حضور داشته باشند. با همین بهانه تیمی بی‌تجربه با هدایت زلاتکو کرانچار کارکشته راهی گوانگ‌ژو شد تا با حذف مقابل کره‌ای که از ۲ستاره بزرگسالش، یعنی سون هیونگ مین و هوانگ هی چان، بهره می‌برد، تجربه‌اندوزی کند.اما این برنامه بلندمدت مانند نقشۀ افتتاح ساختمان جدید فدراسیون فوتبال نیمه تمام از آب درآمد. پس از گوانگ‌ژو، دیگر خبری از اردوهای تدارکاتی مناسب نبود. فدراسیون ورشکستۀ فوتبال توان مالی پرداخت دستمزد کرانچار را نداشت و ناچار شد برای حفظ وجهه خود به شعارهای حمایت از سرمربی تولید داخل چنگ بزند.کرانچار رفت و جایش را فرهاد مجیدی گرفت؛ شخصیتی که اعتبار، منش و دانش فنی را یک‌جا داشت تا با بودنش به پیمودن راه توکیو دلگرم‌تر شویم اما به ۴ ماه نکشیده، مجیدی هم عطای نیمکت سرکش امیدها را به لقایش بخشید. بیایید به دوران مجیدی با عینک رنگی نگاه نکنیم؛ او دخالت‌ها و بی‌مهری‌ها را دید ولی اراده موفقیت را در میان متولیان تیم امید نیافت. او خود و شاگردانش را تنها یافت؛ نه میان رقبای سرسختی که با توجه به حضور زشت ایران در سید 4 جام ملت‌ها، انتظار همگروهی با آنان را می‌کشید؛ بلکه میان سهم‌خواهانی که هرگز نپنداشتند زیر ۲۳ ساله‌ها مانند بزرگسالان قرار است پرچم‌دار فوتبال ایران باشند.منفعت‌طلبان متأسفانه نای تیم‌ امید را گرفتند و «نا» را در پیشوند اسم آن قرار دادند اما فوتبال ایران ما را به عاشقی عادت داده است؛ به امیدواری برای رسیدن به آنچه حداقل روی کاغذ حق‌مان نیست. در دوره‌های گذشته نیز به استعداد و حمیت نسل‌های سابق این تیم دل می‌بستیم؛ به بازیکنانی که هر چند آرزوی دیرینه ما را از چراغ جادو بیرون نکشیدند ولی در عوض مهدوی‌کیا، عابدزاده و جواد نکونام شدند؛ نمادهای نسل‌های پرخاطرۀ پیشین. حال نوبت نسلی‌ است که بی‌اغراق می‌گوییم؛ توانایی‌اش از چنین ستارگانی کمتر نیست.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 20:39:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هشدارهای شنیده‌نشده؛ کلام برانکو، عمل استراما</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%9B-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7-b4olc3rrt3gq</link>
                <description>1. در سال 96، تقریباً کل جامعه فوتبال کشور قانع شده‌بود که برای پیش‌رفت در عرصۀ ملی و باشگاهی به حضور مربیان خبره خارجی نیاز است. این را صرفاً شکست‌های سهمگین استقلال و ذوب‌آهن برابر تیم‌های ثروت‌مندی چون العین و الاهلی اثبات‌نکرد؛ بلکه نمونه‌های موفقی مانند برانکو ایوانکوویچ، وینفرد شفر، و کارلوس کی‌روش، تفاوت‌های فنی گزینه‌های خارجی برجسته و اکثر داخلی‌ها را نمایان‌ساختند.2. اما دیری نپائید که طوفان وخامت اقتصادی با حمله به بدنه اقتصادی نحیف فوتبال ایران ادامه حضور چشم‌رنگی‌های کاربلد را با چالش‌های عدیده مواجه‌کرد. حتی پیش از چنین طوفانی، برخی از باشگاه‌های حتی لیگ‌برتری با کسری بودجه شدید و ابهامات مدیریتی و مالکیتی غیرمعقول دست‌وپنجه نرم می‌کردند.3. اکنون، حتی برای غول‌های فوتبال ایران، حتی برای متولی تیم‌های ملی فوتبال، حفظ خارجی‌های سابق سخت‌تر از هر زمان دیگری شده‌است. فسخ قرارداد آندرا استراماچیونی، حتی فوتبال‌دوستانی را که هوادار استقلال نیستند مشوش کرده‌است؛ زیرا تقریباً همه می‌دانند این داستان تلخ جدایی تنها مختصّ آبی‌های تهران نیست؛ امسال این غم‌نامه برای فوتبال ایران یک روایت تکراری بود.4. چند ماه پیش از جنتلمن ایتالیایی، فدراسیون فوتبال دو سرمربی خارجی خود را به‌دلیل عدم استطاعت مالی لازم ازدست داده‌بود؛ کارلوس کی‌روش و زلاتکو کرانچکار. تابستان جاری نیز برانکو و پائولو سرجیو که یکی از درخشان‌ترین برگ‌های تاریخ پرسپولیس و صنعت نفت را قلم زده‌بودند، بار خود را بستند تا راهی لیگ پر زرق‌وبرق عربستان سعودی شوند؛ دو سفر کنایه‌آمیز برای غرور ملی!5. مارک ویلموتس، آندرا استراماچیونی، و مصطفی دنیزلی، در عرض کم‌تر از سه هفته از ایران رفتند تا فوتبال کشورمان تهی‌تر از بار فنی و دانش روز دنیا گردد. اما خبر بدتر آن است که گابریل کالدرون نیز معوقاتش را دریافت نکره‌است و با درهای خروج باشگاه فاصله چندانی ندارد. دراگان اسکوکچیچ نیز دو ماه پیش علنا تهدید به کناره‌گیری از هدایت آبادانی‌ها کرد.6. در چنین فضایی، جمعی از اصحاب رسانه طرح عبور از مربی و بازیکن خارجی را ریخته‌اند و فوتبال ایران را به داخلی‌گرایی صرف تشویق می‌کنند. استدلال آن‌ها چیست؟ پاک‌کردن صورت مسئله؛ یعنی دردسر ناشی از مطالبات پرداخت‌نشده و شکایت خارجی‌ها به فیفا.7. مشکل باشگاه‌داری در ایران اما به‌مراتب فراگیرتر است. باشگاه‌هایی مانند پارس جم هستند که نه‌تنها به سرمربی و بازیکن، بلکه حتی به سوپرمارکت و هتل بدهکارند. در این شرایط، سرمربی داخلی یک مزیت نسبت به همتای خارجی دارد: اگر طلبش را نتوان داد، دستش به جایی بند نیست. نمی‌داند حقش را از چه‌کسی بگیرد. احتمالاً هم در انتها ناچار به بخشش طلبش در ازای دریافت رضایت‌نامه می‌گردد.8. متولیان محترم فوتبال ایران! متاسفانه باید اقرارکنید که در این ورزش حرفه‌ای، سال‌هاست با مژده و هشتگ و وعده و ادبیات حماسی گندمی درو نمی‌شود. اقتصاد فوتبال ما ورشکسته است؛ چه با تحریم، چه بی تحریم. راه نفسش بسته‌است. اگر می‌خواهید این فوتبال نفسی دوباره بکشد و جانی تازه بگیرد، لازم نیست شق‌القمر کنید. فقط حق فوتبال را بدهید. بگذاریذ حق پخش و راه‌های دیگر درآمدزایی در اختیار باشگاه‌ها باقی بماند. از مالکیت خصوصی باشگاه‌ها حمایت عملی کنید. مهم‌تر از همه، به مدیران متفرقه اجازه ورود به این فضا را ندهید.9. همین فروردین امسال بود که برانکو ایوانکوویچ در مصاحبه‌ای گوشزد کرد که با ادامه این شرایط، فوتبال ایران در چند سال آینده آماتور خواهدشد. جدایی استراماچیونی در اوج، صحه‌ای بود که به مصاحبه برانکو گذاشته‌شد. مرد ایتالیایی با صراحت این پیام را به فوتبال ایران منتقل کرد که زیر این ساختارها، هیچ نیروی باکیفیتی در بلندمدت دوام نخواهدآورد. پای‌بست این خانه را ترمیم‌کنید؛ قبل از آن که آوارش روی سر ما خراب‌شود.10. به یاد دارم که سایمون کوپر در &quot;فوتبال علیه دشمن&quot; می‌گفت: &quot;در کشورهای جهان‌سومی، فوتبال شرایط حاکم بر کشور را به‌خوبی منعکس می‌کند.&quot;</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Wed, 11 Dec 2019 18:44:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتاق انتظار تیم‌ملی؛ باکیفیت‌های ناشناس</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-dqpv3oqzcxah</link>
                <description>یکی از حقایقی که در لیست‌های مارک ویلموتس کم‌تر از آن یاد می‌شود، پراکندگی کم دعوت‌شدگان داخلی است. از 23 بازیکنی که برای نبرد مرگ و زندگی مقابل عراق فراخوانده‌شدند، صرف‌نر از 10 شاغل در قطر و لیگ‌های اروپایی، سایر اسامی متعلق به استقلال، پرسپولیس، سپاهان، ویا تراکتور هستند. در اردوی قبلی تیم‌ملی نیز انحصار داخلی‌ها دراختیار این چهار مدعی بود؛ آن هم در حالی که رونمایی از ملی‌پوشان جدید مانند مرتضی متصوری و محمد محبی حاکی از آن است که سرمربی بلژیکی که در اثنای برگزاری لیگ برتر، حتی از تماشای دیدار تیم‌هایی مانند گل‌‌گهر و پارس جنوبی جم اجتناب نمی‌ورزد، در عمل نیز فوتبال باشگاهی داخلی کشورمان را زیر نظر دارد.شکی نیست که زردهای اصفهان، پرشورهای تبریزی، و سرخآبی‌های پایتخت در این سال‌ها پرهزینه‌ترین تیم‌های لیگ بودند و داعیه‌شان به‌مراتب از فتح جام قهرمانی رقابت‌های داخلی بالاتر است. ولی درخشش شگرف این چهار تیم نباید ما را از نگاه به الماس‌های پنهان لیگ غافل‌نماید؛ به‌ویژه شهرخودرویی که درصورت پیروزی مقابل گل‌گهر در هفته جاری، صدرنشین جدید لیگ نام خواهدگرفت.تیم‌ملی ما نسبت به پنج سال گذشته به‌مراتب پرستاره‌تر و پویاتر است؛ به گونه‌ای که حتی با وجود مصدومیت ستارگانی چون دژاگه و عزت‌الهی، و عدم آمادگی علیرضا جهانبخش، بازهم شاهد خط‌خوردن بازیکنان تاثیرگذاری نظیر مهرداد محمدی، امیر عابدزاده، مهدی ترابی و رضا اسدی هستیم. اما به لطف رقابت مثبت و سازنده‌ای که در لیگ ما ایجاد شده‌است، می‌توان خارج از قلمرو &quot;چهار بزرگ&quot; لیگ، به‌دنبال بازیکنانی گشت که علی‌رغم ناشناخته‌بودن، از برترین‌های مسابقات داخلی بوده‌اند و از این حیث شایستگی حضور در رقابت پرتب‌وتابی که بر سر پیراهن تیم‌ملی برقرار است را دارند.پس از پایان لیگ هجدهم، سرمربی بلژیکی یوزها اردویی تدارکاتی را متشکل از بازیکنان لیگ‌برتری تشخیص‌داد؛ اردویی که نشان می‌داد ویلموتس گروهی از لیگ‌برتری‌ها- و حتی دسته‌یکی‌ها- را نشان کرده‌است. بسیاری از اعضای آن اردو، در پست خود از برجسته‌ترین‌های فصل کنونی بوده‌اند.شهریار مغانلوی 24ساله 6گل از 16گل پیکان را به‌ثمر رسانده‌است تا در صدر جدول گلزنان یکه و تنها باشد. سعید واسعی نیز یکی از پاسورهای برتر لیگ بوده و موثر در روند گلزنی‌های مغانلو. محمدحسین مرادمند و علی نعمتی، دو مدافع میانی شهرخودرو، به‌کمک سیدمهدی رحمتی که می‌خواهد نشان‌هد دود از کنده بلند می‌شود دومین خط دفاع برتر لیگ را شکل داده‌اند. دانیال اسماعیلی‌فر حتی در روزهای تیره‌وتار ذوب‌آهن درخشش را ازیاد نبرده و علی‌رغم حواشی ناخواسته‌ای که مدتی حتی پایش را به پادگان بندکرد، مانند پارسال یکی از برترین دفاع کناری‌های فوتبال باشگاهی ایران بوده‌است.به این اسامی می‌توان نام آن‌هایی را نیز اضافه‌نمود که در آن لیست تابستانه مارک ویلموتس غایب بودند. معین عباسیان، بال چپ مشهدی سایپا، با چهار پاس‌گل و درکنار امید نورافکن- کاپیتان احتمالی امیدها- آقای پاس‌گل فعلی مسابقات است. شهاب گردان نیز این روزها با مهارهای خیره‌کننده‌اش در چارچوب دروازه فولاد روزهای خوبش در ذوب‌آهن و سپاهان را تداعی می‌کند. احمدرضا زنده‌روح از قلب خط دفاع ماشین‌سازی چهار گل به سبزهای تبریزی هدیه‌داد تا او و ادواردو مانشای برزیلی گلزن‌ترین زوج دفاع میانی لیگ لقب‌گیرند.هنرنمایی چنین بازیکنان منحصربه‌فردی در تیم‌های میانه‌جدولی و حتی قعر جدولی لیگ نه‌تنها کمک می‌کند تا تماشای دیدارهای تمام باشگاه‌ها جذابیت خاص خود را داشته‌باشد، بلکه دست ویلموتس را بازتر می‌گذارد تا وی بتواند با آزادی عمل دوچندانی دست به انتخاب‌های گوناگون و متنوع در تیم‌ملی بزند. شاید انتخاب چنین بازیکنانی برای هر سرمربی سخت به‌نظر برسد؛ ولی ویلموتس بارها اثبات کرده که در پوشاندن پیراهن سفیدرنگ تیم‌ملی به تن هیچ بازیکن کم‌تر شناخته‌شده‌ای واهمه ندارد.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2019 09:24:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خارجی‌های لیگ برتر: &quot;گران&quot; و &quot;بی‌کیفیت&quot; ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%DB%8C%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-zqqisnscyhaw</link>
                <description>خلاصه استراتژی فدراسیون: حالا که جذب لژیونرها برای ما سخت شده، ما هم ورود خارجی‌ها به فوتبال ایران رو ممنوع می‌کنیم تا نشون بدیم رئیس کیه.چندوقتی هست که عملکرد حیرت‌آور و خیره‌کنندۀ &quot;جونیور براندائو&quot;، مهاجم برزیلی 24سالۀ پرسپولیس تهران، به‌شدت داره توی رسانه‌ها هایلایت می‌شه. بازیکنی که به‌امید برطرف‌کردن مشکل گلزنی پرسپولیس و تو روزهای نه‌چندان درخشان علی علیپور به تیم اضافه‌شد؛ ولی کنترل‌های ساده توپش به‌نحوی بود که هوادارای سرخ‌پوش بیش‌تر به علیپور و وحید امیری (و حتی امیر روستایی) دلبستگی پیدا کردن. بحث‌های رسانه‌ها اما به جونیور ختم‌نشد؛ بلکه جونیور یه مقدمه‌ای شد برای بازکردن بحث درمورد یه موضوع به‌مراتب کلی‌تر: &quot;خارجی‌های گران‌قیمت و بی‌کیفیت&quot;. تمام رسانه‌های صدا و سیما بحثی راه‌انداختن که توش از پول‌های کلانی که این بازیکنا می‌گرفتن صحبت بود؛ از نیمکت‌نشینی‌هاشون، از شکایت‌هاشون به فیفا و پرونده بازکردن‌هاشون؛ و غیره و ذلک.اما هدف چنین آیتم‌های اگزجره‌شده‌ای چی بود؟ هدف این تمرکز شدید رو بحث &quot;دلالیسم در انتقال بازیکن خارجی&quot; که همه این رسانه‌ها فقط از تیترش استفاده‌کردن و هیچ‌گاه این بحث حساس رو کالبدشکافی نکردن؟ برای جواب‌دادن به این سوال، یه فلش‌بک لازمه به مصاحبه‌ای که مهدی تاج، ریاست محترم فدراسیون فوتبال اوائل خرداد امسال انجام‌داد که می‌تونین از این‌جا بخونیدش. (فقط حواستون باشه که این‌جا اینستاگرام نیست که چیزی رو بکشید پائین. به یه کلیک نرم اکتفا کنید:)) ) اگه حوصله‌ندارید که یه تب جدید باز بشه، این مصاحبه رو خلاصه می‌کنم: کی‌روش به هشت‌سال حضورش روی نیمکت ایران پایان داده‌بود؛ با همه خوبی‌ها و بدی‌ها. وعده‌های فدراسیون‌نشینان و وزارت‌نشینان درحد هشتگ طلوع و صف مربیان مطرح (همون هشتگاشون) بود؛ ولی فیفادی مارس رو بدون انتخاب سرمربی جدید گذروندیم. تاج که بابت انتخاب جانشین کی‌روش به‌شدت تحت فشار بود، با چنگ‌زدن به شعار حمایت از کالای تولید داخل و فرماشیات مقام معظم رهبری بحث بی‌سابقه‌ای رو پیش‌کشید: &quot;ممنوعیت حضور نیروی خارجی در فوتبال ایران&quot;. انگیزه؟ به‌خاطر تحریم‌ها که از یه طرف فوتبال ایران رو چندین قدم به ورشکستگی نزدیک‌کرد و از یه طرف حتی مبادلات بانکی جهت تسویه‌حساب با خارجی‌ها رو سخت‌تر، کار تاج برای کنترل افرادی که پولشون رو به دلار و یورو می‌خوان خیلی سخت شده‌بود. مدیری که تو روزهای آرامش اقتصادی [هرچند نسبی] کشور توانایی آوردن تیم‌ملی سیرالئون واقعی به استادویم آزادی رو هم نداشت، تو این شرایط سخت چی‌کار می‌خواست بکنه؟ بهترین راه‌حل براش پاک‌کردن صورت‌مسئله بود؛ اون هم به شکلی قهرمانانه. خلاصه استراتژی فدراسیون: حالا که جذب لژیونرها برای ما سخت شده، ما هم ورود خارجی‌ها به فوتبال ایران رو ممنوع می‌کنیم تا نشون بدیم رئیس کیه.اما انجام این‌کار یه مشکل کوچیک داشت: این وضعیت اقتصادی پرپیچ‌وخم دقیقاً زمانی به کل کشور تحمیل‌شد که فوتبال ایران با تمام وجودش درک کرده‌بود که برای رشد و ترقی، چه تو سطح ملی و چه تو سطح باشگاهی، به ارتباط با دنیا نیازمنده؛ به بهره‌گیری از بازیکن و مربی خارجی درجۀ یک. سرمربی‌های خارجی نظیر برانکو و شفر اختلاف سطحشون با تولید مشابه داخل رو به‌خوبی به‌رخ می‌کشیدن. بازیکنایی مثل مامه تیام و برونو سزار به کل لیگ ما نشون می‌دادن که یه خارجی باکیفیت &quot;ولو گران&quot; چه تفاوت‌هایی می‌تونه تو این مستطیل سبز رقم بزنه. از طرفی، رویارویی با امثال بغداد بونجاح، عمر خریبین، یوسف العربی، کایو لوکاس، رومارینیو و غیره به نماینده‌هامون تو لیگ قهرمانان آسیا یادداد که برای موفقیت و طلسم‌شکنی تو آسیا بازیکن ایرانی (و به‌طور کل، آسیایی) کفایت نمی‌کنه و نیاز به داشتن بازیکن باکیفت خارجی شدیداً حس می‌شه.چیزهایی که از یک جونیور شروع شدندفدراسیون و سازمان لیگ و حتی یکسری نهادهای بالاتر قویاً مصر به ایزوله‌کردن فوتبال ایران از جهان خارج هستن؛ ولی دستشون اومده که نمی‌تونن علی‌فروغی‌وار چنین قانونی رو تصویب‌کنن؛ و اول باید روی دید مثبت باشگاه‌ها نسبت به بازیکن و مربی خارجی خط‌بندازن. خود تاج مجبورشد به‌خاطر فشار مالی قرارداد زلاتکو کرانچکار با تیم امید رو فسخ‌کنه؛ ولی نتونست مارک ویلموتس رو به تهران نکشونه؛ چون که خودش هم می‌دونست بقیه کالاهای مشابه تولید داخل لولشون با ویلموتس &quot;یه‌ذره&quot; متفاوته.سازمان لیگ تو تابستون امسال و وسط پنجره نقل‌وانتقالاتی، کارگروهی جهت نظارت بر روند جذب بازیکنان خارجی تشکیل‌داد که قراربود وظیفه‌اش تنگ‌کردن روزنه ورود لژیونرها به لیگ ایران باشه. اما از دست این کارگروه کاری برنیومد؛ چرا که استقلال آندرا استراماچیونی و شیخ دیاباته رو جذب کرده‌بود؛ و یکی دو تا تیم دیگه هم دست به خرید خارجی زده‌بودن که یادم نیست دقیق. از اون‌جایی که از لیگ چهاردهم فیلترهایی برای ورود بازیکن خارجی به لیگ برتر تعریف شده‌بودن (که جای بحث داره)، ظاهراً هدف این نهاد آماده‌سازی زمینه برای اجرایی‌کردن ممنوعیت خطرناک مذکور بود.بریم سر اصل مطلببه برکت بازی‌های فرازمینی جونیور دلها، به‌طور خودجوش رسانه‌های مملکت دست‌گذاشتن رو بحثی که بحث ماست. یه نمونه‌ش، مطلب &quot;گران‌قیمت‌های حرص‌آور&quot; منتشرشده در آخرین‌خبر، که پره از فرافکنی و اطلاعات غلط و ناقص درمورد لژیونرها. حالا رسالت ما چیه؟من قبلاً یه کاتالوگ‌طور از خارجی‌های لیگ نوزدهم تهیه کردم که نشون بدم با چه رزومه‌ای جذب باشگاه‌هاشون شدن؛ که خیلی طولانیه و خوندنش حوصله می‌خواد؛ و به‌چشم همون کاتالوگ بهش نگاه کنید:)) این مطلب قسمت اول پیش‌درآمد لیگ نوزدهم بود که هیچ‌وقت قسمتای سوم به بعدشو وقت‌نکردم نگارش‌کنم (زندگی دانشجوئیه دیگه:(( ) حالا، عملکرد هرکدومشون رو خلاصه و در حد ماکسیمم سه چهار خط بررسی می‌کنیم و اونا رو تو یکی از چهار دسته &quot;خوب، متوسط، ضعیف، نامعلوم&quot; قرار می‌دیم. نکته مهم: دسته‌بندی بر این اساس انجام نشده که یه بازیکن اگه شق‌القمر نکنه خوب محسوب نشه؛ بلکه بازیکن بر اساس تیمی که توش بازی می‌کنه، بودجه‌ها و هدف‌گذاری‌های تیم، و تاثیرگذاریش توی تیم و تحمیل‌شدنش به ترکیب اصلی دسته‌بندی می‌شه. مثلاً وین فورچون تراکتور بازیکن خوبیه؛ ولی درحد تیمی متمول که داعیه آقایی در ایران و آسیا رو داره نیست. ولی یکی مثل جفرسون رایس باوجود دقائق این که هنوز گلی نزده، نسبت به تیم [با کمال احترام] متوسطی مثل ماشین‌سازی بازیکن خوبی محسوب می‌شه.ما 29 بازیکن خارجی توی لیگ داریم؛ یعنی به‌طور متوسط هر تیم کم‌تر از 2 بازیکن خارجی داره. (پس افت کیفی فوتبال ایران رو به هیچ‌وجه نمی‌شه گردن این بینواها انداخت؛ یا به‌راحتی گفت که ما تو فلان استان صد تا بازیکن داریم که از فلان لژیونر بهتره.)هدف از تهیه این لیست اینه که ببینیم آیا واقعا تیم‌های لیگ‌برتری نسبت به توقعات و اهدافشون از حضور تو لیگ، بازیکنای خارجی مناسبی خریدن یا نه؛ فقط پولاشون رو دور ریختن؟یه نگاه به عملکردشون داشته‌باشیم؛ بعدشم چند تا نتیجه‌گیری:?تراکتور:?ویلیان میمبلا: آقای گل سال ۲۰۱۸ لیگ پرو، یه بازیکن وحشتناک تو ایستگاهی‌زنی و شوت‌زنی (و البته خلاق)، تو ترافیک خط حمله تراکتوری‌ها جای پاشو تو ترکیب ثابت خیلی زود سفت‌کرد. تنها مشکلش تک‌روی بیش‌ازحده که بین تی‌تی‌ها شایع هست. (همین موضوع هفته پیش صدای دنیزلی رو هم درآورد‌.)?یوکیا سوگیتا: فیکس تیم نیست؛ ولی هروقت بازی کرده، مثمرثمر بوده‌. منظم تو تمرینات و بی‌حاشیه؛ طوری که روزبه‌روز بیش‌تر دل هوادارای تبریزی رو می‌بره. یه سوپرگل و یه پاس‌گل سهمش از لیگ امسال بوده تا این‌جا.❤️کوین فورچون: گران‌قیمت‌ترین بازیکن فصل تراکتور؛ باشگاه فعلیش حداقل تا این هفته و برخلاف لوشامپیونا جزو نقاط درخشان رزومه‌ش نبوده‌. محمدرضا آزادی ۲۰ساله با درخششش فورچون رو تقریبا نیمکت‌نشین کرده. فعلا فورچون فقط یک گل به سایپا زده.❓مازولا: خرید برزیلی تراکتوری‌ها تو تمرینات پیش‌فصل لب هم‌تیمی‌هاشو هم به تحسین بازکرد؛ ولی یه مصدومیت طولانی مانع بازی‌کردنش شد. تنها سه بازی سخت رو حضور داشته؛ بازی‌هایی که تراکتور کلا خوب نبود و باخت. هفته‌های بعد تازه خوب یا بد بودنش رو نشون خواهدداد.?سپاهان:?کی‌روش استنلی: فصل قبل که مشترکاً با لوسیانو پریرا آقای گل شد و ارزشش به سایت ترانسفرمارکت تا یک میلیون‌یورو هم رسید. امسال به‌دلیل تمدید دیرهنگام و مصدومیت از هفته چهارم فیکس تیمش شد؛ و عملکردش مثل پارسال خوب نبود؛ ولی تو سه تا بازی مهم سپاهان با گلزنی تأثیر گذاشت؛ دیدار مقابل پرسپولیس و تراکتور + دربی اصفهان?گئورگی گولسیانی: مدافع میانی گرجستانی سابق ذوب و نساجی انقدر خوب بود که حتی آخرین‌خبر نتونست نگه خوبه:)) جای خالی سیاوش یزدانی رو به نحو احسن پر کرد و قستی از خط دفاعی تیمی شد که تو ده بازی اولش فقط یه گل از روی نقطه پنالتی خورد! یه گلم به ذوب زد.?ولادیمیر کومان: درسته آمارش به یه گل زده به شاهین خلاصه می‌شه؛ ولی بازیسازی و قدرت پاسکاری‌ش انقدر قویه که پای ثابت ترکیب اصلی زردولایی‌ها بود؛ البته قبل مصدومیت اخیرش. می‌شه تو لیست خوب‌ها آوردش تا هر سه خارجی سپاهان نمره قبولی بگیرن.?گل‌گهر سیرجان:?کوین یانسن: هافبک سابق زیر21 هلند زیرنظر وینکو بگوویچ انتظارات هواداران و سرمربی سابقشو برآورده نکرد و حتی نیمکت‌نشین هم شد؛ ولی بعد از اخراج بگوویچ و روی کار اومدن مجید جلالی شرایطش بهتر شده و باری اولین بار هم حضور 90 دقیقه‌ای رو توی ترکیب سیرجانی‌ها تجربه‌کرد؛ تو همین هفتۀ دهم. ❤️جفرسون تاوارس: آقای گل سابقه لیگ بولیوی. البته فعلا نشون داده که لیگ بولیوی یکم با ایران فرق داره:)) نتونسته خودشو حتی به ترکیب اصلی برسونه. هروقت هم اومده تو، فقط کارت زرد گرفته.❤️اوروش دلیچ: کلا فقط با گل‌گهر قرارداد بست. آی‌تی‌سی‌ش ظاهراً تو قزاقستان گیرکرده و مسئولین باشگاه هم نخواستن یا نتونستن مجوز بازی‌شو بگیرن، چون باشگاه قبلیش حال نداره بده. یه مسئله به همین سادگی! (آخرسر هم ظاهراً مجید جلالی این بازیکن رو رد کرد؛ و دوتای دیگه رو تو تیم نگه‌داشت.)?پارس جنوبی جم:?فرناندو ده‌خسوس: کشف بزرگ عبدالله ویسی تو لیگ پونزدهم که بعد از قهرمانی با استقلال خوزستان و جابه‌جا کردن رکورد گل نخوردن متوالی لیگ تو اون دوره، ارزش ترانسفرمارکتش از صفر حدی به یک میلیون یورو رسید! تو 35سالگی گلر فیکس جمی‌هاست؛ و تو 10 بازی 11 گل خورده + 2 کلین‌شیت؛ آماری که برای یه تیم میانۀ جدولی قابل قبوله.?مگنو باتیستا: تو ادامه تور ایران‌گردیش به بوشهر رفت تا مثل ده‌خسوس با فراز کمالوند تجدید بیعت کنه. هافبک دفاعی فیکس تیم؛ جنگنده و تخریبی؛ و به باتجربگی یه بازیکن 33ساله.?کاخابر کاکاشویلی: هافبک گرجستانی که تابستون به ماشین‌سازی برگشت (دفعه قبلی که تو ماشین‌سازی بود، ماشین‌سازی گسترش فولاد بود:/) ولی خیلی زود رسول خطیبی انداختش بیرون تا مثل دوتای قبلی گذرش به آقافراز بخوره. همون تعریفایی که از مگنو کردم + تو بازی با استقلال در حالی‌که یکی از بهترین‌های تیمش بود مصدوم‌شد.?پرسپولیس?بشار رسن: تنها بازمانده اکیپ عراقی‌های لیگ برتر. امسال به هزار دلیل (مصدومیت، عدم تمدید ویزا، محرومیت، سه‌نقطه) نشد که تو ترکیب اصلی پرسپولیس مثل قبل بدرخشه؛ ولی به‌هرحال تنها هافبک هجومی تخصصی تیمه؛ و به کارش خیلی وارده. بهش شک دارین؟ بازی‌های فصل قبلش و نمایش‌هاش با پیراهن تیم‌ملی عراقو ببینید حتماً!?بوژیدار رادوشویچ: گلر خوبیه؛ ولی در حد بیرانوند نیست؛ تمام! دو بار برای پرسپولیس این فصل بازی‌کرد؛ هر دو، کلین‌شیت. شاید بهتر بود به یه تیم لیگ‌برتری دیگه می‌رفت (مثلاً ذوب) که هم بیش‌تر بازیاش به‌چشم بیاد؛ و هم دست‌مزدش صرف زخمای دلاری پرسپولیس بشه. ولی هرچی باشه، قرمزا دوستش دارن و بهش می‌گن &quot;رادوی باتعصب&quot;.❤️جونیور براندائو: لازمه بنویسم؟:))))))))))))))?فولاد?موسی کولیبالی: یکی از بهترین مدافعان وسط خارجی تاریخ لیگ برتر که کنار فرناندو ده‌خسوس از خارجی‌های اس. خوزستان شگفتی‌ساز لیگ پونزدهمم بود. قلدر و سرزن. با کلی حواشی که تو اون کاتالوگ‌طور توضیح دادم از نفت مسجدسلیمان به فولاد پیوست؛ ولی اوائل لیگو به‌دلیل همین حواشی + مصدومیت  حضورنداشت. الان، همون همیشگی خوبش!?لوسیانو پریرا: آقای گل مشترک غیرمنتظره پارسال. الان به 35سالگی رسیده. هم‌چنان مهاجم هدف اول شاگردان نکو. ابهت قبلو حداقل تا اینجای فصل نداشته؛ ولی تک گل این فصلش تو دقیقه نود و انم، تنها شکست فصل پدیده تا اینجای کار رو رقم‌زده.❓اناس بنی‌یاسین: اولین اردنی تاریخ فوتبال ایران. بسیار باتجربه و مسلط در دفاع، با سابقه گل‌زنی به استرالیا رو ضربه کرنر (همین جام ملت‌های پارسال)؛ ولی این یکیو دیگه نگید گرون:))) بازیکن خوبیه؛ ولی احتمالاً به‌خاطر کمبود مدافع و بسته‌بودن پنجره تابستانی، جواد نکونام اونو برای نیمکت ذخیره‌هاش گرفته. فقط یه‌بار برای فولاد به زمین رفته؛ همون یه بارم بازی خوبی ارائه‌داده.?استقلال?شیخ دیاباته: ارزش‌مندترین خارجی چندسال اخیر فوتبال ایران تو سایت معتب ترانسفرمارکت؛ با ارزش 3میلیون یورو! (جالبه بدونید عمر خربین 2 میلیون یورو تشریف دارن!) اولای لیگ درگیر آسیب‌دیدگی و آشنایی با لیگ ایران بود؛ ولی با هت‌تریک جلوی تراکتور- اونم تو تبریز- از این رو به اون رو شد؛ یه گلم به صنعت نفت زد تا به‌طور مشترک با 5 بازیکن دیگه دوین گلزن برتر فصل بشه.?هروویه میلیچ: نیمکت‌نشین سابق ناپولی مائوریتسیو ساری (همین زمستون 2018)؛ یه دفاع چپ مطمئن برای استراما. بازیکنی که هم تو دفاع موثره، هم تو حمله. دو تا گلم تو لیگ برای آبی‌ها زده.?ذوب‌آهن?ماکائولی کریسانتوس: اوائل فصل به‌عنوان یار تعویضی میومد تو. هم تو آسیا، هم تو لیگ و حذفی یه گل برای ذوب زده؛ ولی چندوقته که نیمکت‌نشینه. چراشو خود علیرضا منصوریان می‌دونه.❤️ابوابووی باکر: مدافع 25ساله‌ای که از الکویت به ذوب اومد. خیلی بازی نکرده که هیچ، اسمش تو لیست ذوب هم نبوده. آخرین بار جلوی مس دسته‌یکی تو جام حذفی به‌میدان رفت که تمش هم تونست چهارتا بخوره و با اقتدار حذف‌شه.?ماشین‌سازی? ادواردو مانشا: با اسم &quot;دوس‌سانتوس&quot; ازش اسم برده می‌شه. عملکرد این بازیکن 23ساله تو قلب خط دفاع ماشین‌سازی بی‌نظیر بوده. جدا از کم‌اشتباه بودن، دو گلم تو این 10 هفته زده تا در کنار احمدرضا زنده‌روح 4گله گل‌زن‌ترین زوج دفاع میانی لیگ باشن.?جفرسون رایس: مهاجم وسطی که کم‌تر از یه ماهه جذب سبزپوشان تبریزی شده. با این که هنوز گل نزده، با توجه به دقائق کم حضورش توی تیم و تازه‌وارد بودنش، پرتلاش و تاثیرگذار بوده و جای خودشو تو ترکیب اصلی شاگردان رسول خطیبی پیداکرد. با این حال، تو هفته دهم، درست تو روز تولد 24سالگیش مصدوم شد.?شاهین?ماکسیم کویلیتایا: عملا تنها بازیکن این لیسته که دقائق زیادی برای تیمش بازی کرده؛ ولی اسمش تو دسته خوب نمیاد. اصلا دروازه‌بان مطمئنی نبوده. پنالتی‌گیر خوبیه؛ ولی با این که تو 33سالگی و قبل انتقال به شاهین کاپیتان تورپیدو گرجستان بوده، بارها با اشتباهات بچه‌گانه کار دست بوشهری‌ها داده. نکته مثبتش؟ پنالتی‌ای که مقبل سایپا گرفت تا شاهین با خیال راخت بره دور یک‌چهارم حذفی?لوکا گادرانی: مدافع جوان گرجستانی هم چندان اعمتاد جلب‌کن نبوده و گهگاهی ازش تو ترکیب ثابت استفاده می‌شه. لوکا هم شاید مسیرش با گرجستانی‌های نه‌چندان مطلوب پارسال سپیدرود یکی بشه.?پیکان❤️مارکو ووکسویچ: دفاع راست مونته‌نگرویی پیکان کلا نیمکت‌نشین علی حمودی بوده.?شهرخودرو❤️چوچو: وینگر تکنیکی و ملی‌پوش نیگاراگوئه‌ای. بازیکن بدی نیست؛ ولی به ترکیب اصلی نرسید. یه دو هفته‌ای یحیی و کادرشو بی‌خبر گذاشت و نیومد ایران که باعث دلخوری شدید یحیی شد.نتیجه‌گیری? 12?8❤️7❓2با استناد به این آمار و نظر شخصیم، قبول دارم که وضعیت بازیکنان خارجی توی لیگ چندان چنگی به دل نمی‌زنه؛ اما این آمار و نگاه کلی به‌تنهایی نشون می‌ده که تیتر &quot;بازیکن گران‌قیمت بی‌کیفیت حرص‌آور ملعون فلان و بیسار&quot; یکم (فقط یکم) اگزجره شده‌ست. حالا به موافقان افراطی این طرح ممنوعیت خارجی‌ها (که توی طول متن گفتم سودش رو اول از همه کی می‌بره) چند تا پاسخ بدم:یک: هدف از این رده‌بندی این بوده که جلوی سیاه‌نمایی تو وضعیت بازیکنای خارجی لیگ رو بگیره. جریانی هست که می‌خواد با بولدکردن امثال براندائو بازار ایران رو از نیروی کار خارجی قطع‌کنه که مافیای خودشو تو فوتبال داخلی تقویت‌کنه. این جریان حتی شعار حمایت از کالای تولید داخل رو ابزار کار خودش قرارداده و از بالا حمایت می‌شه. اگه می‌خوایم براندائوها تو لیگ برتر نباشن هم، بدونیم که راهش زدن قید بازیکن خارجی نیست. راهش اینه که درست بازیکن خارجی بیاریم؛)دو: این تصور اشتباه که پای بازیکن خارجی کلی پول ریخته می‌شه رو بذارید کنار! باشگاه‌های اندکی هستن توی ایران که می‌تونن بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار دلار برای یه لژیونر خرج کنن؛ مثل سپاهان، تراکتور، سرخآبی‌ها، و شاید فولاد. بقیه اغلب بازیکنای خارجی‌شون ۱۵۰ هزار دلار به پائین می‌گیرن؛ یعنی زیر ۲ میلیارد. خیلی‌ها حتی از نمونه‌های مشابه داخلی به‌شدت پائین‌تر دستمزد دارن؛ مثل گادرانی و کویلیتایا.سه: حتی ۲۰۰ هزار دلار که می‌شه ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون، خیلی پول نیست؛ وقتی ملی‌پوشای مطرح یا حتی بازیکنایی که صرفا به تیم‌ملی نزدیکن و گهگاهی دعوت می‌شن، بین ۲ تا ۳ میلیارد می‌گیرن.چهار: حتی همون ۶۰۰ هزار دلار مقابل خرج‌های سوپرهنگفت کشورهایی نظیر عربستان اصلا به‌حساب نمیاد. به‌جای این که تو سر باشگاه‌ها بزنید که انقدر پول برا لژیونر دور نریزید.پنج: تعداد خارجی‌های لیگ در حال حاضر ۲۹ است؛ یعنی هر تیم به‌طور میانگین کم‌تر از ۲ بازیکن خارجی استفاده می‌کنه. در حالی‌که تو کشورهای مطرح آسیا، باشگاه‌های شاغل در سطح اول لیگ‌ها، پرکردن ۳+۱ سهمیه براشون عادیه که هیچ، بیشتز کشورها به سمت افزایش سهمیه لژیونر تو لیگ داخلی رفتن؛ قانونی که ممکنه در آینده‌ای نه‌چندان دور تو لیگ قهرمانان آسیا اپلای بشه و باعث بشه فاصله ما با بعضی کشورها از اینی که هست هم بیشتر شه. (خودتون می‌دونید کی جلوتره:)) )شش: با رفرنس به #پنج، افت کیفیت لیگ رو باید گردن نیروی داخلی دونست که جریانی که تو #یک اشاره‌کردم به دروغ و شعارگونه می‌گه که نیروی مشابه داخلی تو کشور هست، پس نرید سراغ بازیکن خارجی. اگه قرار به ممنوع‌کردن بازیکن خارجی هم باشه، اول باید خط تولید بازیکن/مربی داخلی اصلاح بشه.هفت: در ادامه شش، یادآوری کنم که از چهار گلزن برتر لیگ هجدهم سه‌نفر خارجی بودن. سرمربی که یه تیم رو سه فصل متوالی و به طوری بی‌سابقه قهرمان لیگ برتر کرد و همون تیم رو برای اولین بار تو تاریخش به فینال آسیا برد، خارجی بود. از بین پنج سرمربی خارجی لیگ نوزدهم، چهار سرمربی تیم‌هاشون تو نیمه بالای جدوله. اون پنجمی که اخراج شد هم سال‌ها تو ایران بود و دانش فنی‌ش مثل بقیه نمونه‌های مشابه خارجی‌به‌روز نبود؛ ضمن این که همون بابا یه تیم رو بین یک لشکر از مربیان مشابه:)) داخلی  قهرمان دسته‌یک کرد. خلاصه که انقدر عبارت &quot;بازیکن گران‌قیمت بی‌کیفیت خارجی&quot; رو بزرگ نکنید!هشت: این که بازیکن خارجی تو یه لیگ آسیایی جواب نده امر غیرعادی نیست و لزوما هم دال بر بی‌کیفیت بودن اون بازیکن یا لینک‌شدن اون بازیکن به یه جریان دلالی نیست. دلایلش رو تو مقدمه این متن-&gt; آره همین متن &lt;- گفتم.نه: موضوع مهم‌تر از جذب بازیکن خارجی، شیوه قرارداد بستن با اوناست که دست بالا رو به بازیکن میده؛ یعنی‌اگه طرف خوب نبود، میتونه پولشو تمام و کمال بگیره و حتی مبلغی اضافه به‌عنوان خسارت دریافت کگه و فلنگ ببنده. اگر هم جواب‌داد، می‌تونه با مبلغی ناچیز ویا شاید حتی رایگان بره اونور مرزها به فوتبالش ادامه‌بده. فکر می‌کنم اصلاح این موضوع مهم‌تر‌از بحث جذب بازیکنای خارجی هست؛ و حتی به افزایش کیفیت لژیونرها تو لیگ ایران هم کمک شایانی می‌کنه.ده و آخر: گیرم که بازیکن خاجی به ایران نبومد دیگه. به‌جاش باشگاه‌ها کی رو میارن؟ مثلاً لژیونرهای ایرانی مطرح رو بر می‌گردونن؟ غیر از تراکتور کسی توانایی این کار رو داره؟ پیشنهاد می‌کنم اول وضع اقتصادی باشگاه‌ها رو درست‌کنید تا باشگاه‌ها برای جذب بازیکن خارجی گران‌قیمت باکیفیت دستشون باز باشه. برای این منظور هم لازم نیست شق‌القمر کنید؛ فقط حقوق واقعی باشگاه‌ها رو بدید. مثلاً حق پخش، حق بلیط‌فروشی، حق ترانسفر بازیکنا به باشگاه‌های خارجی و حتی داخلی، فروش لباس و تجهیزات هواداری،... (بعضی از این آیتم‌ها به مدیر سالم و بادانش نیاز داره دوستان!)</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2019 07:11:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملی‌پوشان به‌سوی میدان آتش؛ آقایان نظاره‌گر</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D9%85%D9%84%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%D8%9B-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DA%AF%D8%B1-gil0os5dcpjy</link>
                <description>جای تعجب بسیاری دارد که فدراسیون فوتبال ایران نسبت به این فضای تشنج‌آمیزی که قرار است علیه ما باشد کوچکترین واکنشی نشان نداده است. ما هم‌اکنون در منطقه حذف از جام‌جهانی قرار داریم. اگر چنین عوامل غیرفوتبالی ما را در بصره ببازانند، بازگشت به کورس صعود برای ما دشوار می‌شود و شاید بخشیدن چنین مسئولانی دشوارتر.دو هفته‌ای می‌شود که تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از ناآرامی‌ها و موج اعتراضات مردمی از جای‌جای عراق تن ما را لرزانده است. این روزها اخبار مربوط به این اعتراضات در تیتر یک رسانه‌ها قرار دارند، ولی تنها علاقه‌مندان به دنیای پیچیده سیاست نیستند که مشغول رصد و تحلیل رخدادهای عراق هستند. این کشور، در دنیای فوتبال و در ورای مرزهای دوستی، جدی‌ترین رقیب تیم ملی ایران در راه صعود به دور نهایی مقدماتی جام‌جهانی است؛ مانع سرسختی که قرار است کمتر از دو هفته دیگر در بصره، یکی از همین شهرهای بی‌آرام‌وقرارش پذیرای یوزپلنگان باشد.از آخرین باری که تیم ملی ایران پا به عراق نهاد، بیش از 18 سال می‌گذرد. اتفاقاً آن مرتبه هم برای راهیابی به جام‌جهانی می‌جنگیدیم و در نهایت بغداد را با دست پر ترک گفتیم؛ تنها چهار روز پیش از فاجعه تروریستی که پس‌لرزه‌های آن کشور عراق -و بالطبع فوتبال آن- را به ویرانی کشاند. اکنون نیز ما به‌عنوان برترین تیم آسیایی رنکینگ فیفا با شیرهای رافضیه رودررو خواهیم شد. از این‌رو ملی‌پوشان این آمادگی را دارند تا با همان شجاعت عازم بصره شوند.اما ناآرامی‌های اخیر عراق تهدیدی برای امنیت جانی بازیکنان ایرانی به‌شمار می‌روند. محمدرشید مظاهری می‌داند که شرایط پیش‌رو به‌هیچ‌عنوان شوخی‌بردار نیست. همین بهار امسال بود که وی با سایر اعضای ذوب‌آهن راهی کربلا شد تا مقابل الزوراء عراق قرار گیرد. رشید به یاد دارد که در پایان بازی، خدا او و هم‌تیمی‌هایش را از میان مشت و لگدهای هولیگان‌های عراقی به‌سلامت عبور داد. حال شرایط عراق به‌مراتب خشونت‌بارتر است. یاغی‌های ضدایرانی گستاخی را به‌حدی رسانده‌اند که کنسولگری ایران را هم چندباری درنوردیدند. قدرت و توان خطرآفرینی این افراد در بصره نسبت به کربلا به‌مراتب بیشتر است. فوتبالی‌های متعصب عراق چندان بدشان نمی‌آید بر این آتش ناآرامی که با ایرانی‌ستیزی هم عجین شده بدمند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. نور صبری، سنگربان سابق تیم ملی عراق پیشنهاد داده اتوبوس حامل بازیکنان ایرانی از میدان اصلی بصره عبور داد‌ شود تا پیروزی میزبان تضمین گردد! یونس محمود سرشناس نیز با اشتراک کاریکاتوری در اینستاگرام خود ایرانیان را به‌شکلی توهین‌آمیز دشمن کشورش خطاب کرد.از سویی دیگر، درست در روزی که وزارت امور خارجه از زائران عتبات عالیات خواست تا از سفر به کربلا خودداری ورزند، کنفدراسیون فوتبال آسیا ادهم مخادمه اردنی را به‌عنوان داور وسط این دیدار حساس معرفی‌کرد؛ داوری که به قرار گرفتن در جو ورزشگاه و سوت زدن به‌سود تیم میزبان شهره است.جای تعجب بسیاری دارد که فدراسیون فوتبال ایران نسبت به این فضای تشنج‌آمیزی که قرار است علیه ما باشد کوچکترین واکنشی نشان نداده است. ما هم‌اکنون در منطقه حذف از جام‌جهانی قرار داریم. اگر چنین عوامل غیرفوتبالی ما را در بصره ببازانند، بازگشت به کورس صعود برای ما دشوار می‌شود و شاید بخشیدن چنین مسئولانی دشوارتر. فدراسیونی که در آستانه دیدار با هنگ‌کنگ مرتباً پیگیر ناآرامی‌های وقت آن کشور شده بود تا مبادا آن موج لطمه‌ای به مارک ویلموتس و شاگردانش بزند، در قبال تمام جنجال‌های اخیر عراق تنها محمدرضا ساکت را عازم بصره کرد تا از امکانات ورزشگاه این شهر بازدید ‌کند.در این بحث، دوستی با کشوری که حضور بازیکنانش در لیگ برتر رابطه سازنده‌اش با کشورمان را تقویت کرده مطرح نیست، بلکه بحث صیانت از حقوق تیم ملی ایران روی میز است. با توجه به شرایط کنونی، اگر فدراسیون و مسئولان کنونی‌اش برای لغو تحمیل شرایط فعلی بصره به ملی‌پوشان کاری نکند، در هر کارشکنی خواسته یا ناخواسته که منجر به یک ناکامی احتمالی گردد، در تقصیرات سهیم خواهد بود.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 00:12:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیام - رشید؛ یک دوئل غیرمنتظره</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%9B-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%A6%D9%84-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D9%87-rqxvctmxvihy</link>
                <description>نبرد یک‌به‌یک نیازمند و مظاهری تناظر نزدیکی با جدال سپاهان و تراکتور برای پایان‌بخشیدن به روند قهرمانی‌های متوالی پرسپولیس در لیگ دارد. هم امیر قلعه‌نویی و هم مصطفی دنیزلی به‌خوبی آگاهند که یک تیم منسجم و مدعی را ابتدا باید از عقب بست.هنوز دو سال از رقابت نفسگیر علیرضا بیرانوند و سیدحسین حسینی بر سر فتح رکورد کلین‌شیت تاریخ لیگ برتر نگذشته‌است؛ رقابتی که در مقاطعی از لیگ هفدهم، حتی بیشتر از جدال قهرمانی سرخابی‌ها مورد توجه قرار گرفته‌بود. شاید در آن مقطع تصور نمی‌شد که لیگ خلیج فارس در آینده‌ای نزدیک شاهد چنین نبرد تن‌به‌تن کلاس بالایی باشد؛ ولی در فصل جاری، مدتی است که علاقه‌مندان به فوتبال داخلی دوباره به دستکش دو دروازه‌بان خیره‌تر شده‌اند تا ساق‌های دیگر بازیکنان. این روزها، یک چشم دنبال‌کنندگان لیگ برتر به اصفهان دوخته شده و چشم دیگر آنها به تبریز.محمدرشید مظاهرییک دوئل جانانه در جریان است؛ دوئلی که طرف‌هایش سنگربانانی هستند که سودای گرفتن پیراهن شماره یک تیم‌ملی از علیرضا بیرانوند را در سر دارند. جنگ کلین‌شیت پیام نیازمند جوان و محمدرشید مظاهری باتجربه گرد و خاک شدیدی به‌پا ساخته‌است. برای درک این جمله، کافیست این حقیقت را بدانید: در تاریخ سطح اول فوتبال داخلی ایران سابقه نداشته که دروازه‌بانی در هر هفت بازی نخست تیمش محافظت از قفس توری را برعهده بگیرد اما یک بار هم گل دریافت ‌نکند اما در فصل جاری، این دو قلعه‌چی پابه‌پای هم مأموریت غیرممکن را به سرانجام رساندند.نبرد یک‌به‌یک نیازمند و مظاهری تناظر نزدیکی با جدال سپاهان و تراکتور برای پایان‌بخشیدن به روند قهرمانی‌های متوالی پرسپولیس در لیگ دارد. هم امیر قلعه‌نویی و هم مصطفی دنیزلی به‌خوبی آگاهند که یک تیم منسجم و مدعی را ابتدا باید از عقب بست. حرکت شانه‌به‌شانه شماره‌یک‌های آماده دو تیم در جدول کلین‌شیت لیگ نیز تداعی می‌کند که جدال تیم‌های این دو سرمربی خوش‌سابقه در کورس قهرمانی تا چه اندازه حساس و نزدیک است.سیدپیام نیازمنداهمیت دو سنگربان آماده شیرهای طلایی و گرگ‌های سفید هنگامی پررنگ‌تر می‌شود که بازی‌های شهرخودرویی را مرور کنیم که دقیقاً یک گام از این دو عقب‌تر است. این یک گام می‌توانست پرشود اگر مهدی رحمتی مقابل نفت مسجدسلیمان به‌اشتباه از دروازه خارج نمی‌شد و یا در اهواز برابر شوت لوسیانو پریرا واکنش صحیحی نشان می‌داد. همین نلغزیدن رشید و پیام در به‌ترتیب 9 و 15 موقعیتی که در این فصل مجبور به مهار توپ شدند است که سپاهان و تراکتور را از شهرخودرو جداکرده و در یک خط قرار داده ‌است. حال که در هفته هفتم نیز هیچ‌یک از دو سنگربان جذاب امسال کوتاه ‌نیامدند، رقابت رشید و پیام وارد یک مرحله جدید شده‌است؛ پیام نیازمند با رکورد 872 دقیقه بدون گل خورده سیدحسین حسینی تنها 97 دقیقه فاصله‌دارد. سنگربان شیرازی استقلال دو فصل قبل 57 دقیقه برابر سایپا مقاومت‌کرد تا نام خود را در تاریخ لیگ برتر ثبت‌کند. حال، سایپایی جوان‌تر آخرین مانع رکوردشکنی نیازمند است؛ با این تفاوت که او باید 67 دقیقه برابر نارنجی‌ها دوام ‌بیاورد. با این وجود، حتی اگر پس از سپری‌شدن این زمان قفل دروازه نیازمند شکسته ‌شود، فرصت در اختیار رشید مظاهری قرار می‌گیرد تا با عبور از صنعت نفت و استقلال با دو کلین‌شیت، به نقش جهان برسد و در بحبوحه تقابل سرنوشت‌ساز افندی- ژنرال، رکورد نیازمند را مقابل دیدگان هواداران اصفهانی از وی برباید.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Wed, 23 Oct 2019 21:49:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این شهر به سوپرمن نیاز دارد.</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-qgvehm9alfkh</link>
                <description>بی‌شک شجاع، کنعانی و انصاری از خوب‌های پرسپولیس امسال بودند اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند در ردای فرماندهی عمل کنند که کمربند دفاعی تیم را سفت نگاه دارد. هیچ‌یک به‌قدری تجربه ندارند که چشمه‌ای از مثل معروف «دود از کنده بلند می‌شود» را در مستطیل سبز مسابقه نشان دهند؛ کارهایی که در تخصص سیدجلال بود.پرسپولیس یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های فصل را برابر پیکان به چنگ آورد تا از یک بحران مقطعی به‌موقع خارج شود. ارتش سرخ به ۲۱۰ دقیقه گل‌نزدن در لیگ خاتمه بخشیدند و به جبران شکست برابر سه مدعی قهرمانی لیگ در نیمه آسان نیم فصلشان دلگرم‌تر شدند ولی در آزمون دفاعی با سربلندی کامل بیرون نیامدند. علیرضا بیرانوند برابر خودروسازانی که برترین خط آتش مسابقات را در اختیار دارند، تاب نیاورد تا در 6 نمایش نخستش در فصل جاری تنها دو کلین شیت ثبت کرده باشد.مانند استقلال استراماچونی، پرسپولیس کالدرون نیز برای شکل‌گیری نیاز به زمان دارد. همچنین برای خروج از زیر سایه برانکو. با این حال، هضم اینکه چگونه خط دفاعی که تحت هدایت برانکو صلب‌تر از صخره به توپ‌هایی که به سویش می‌آمد واکنش نشان می‌داد، در دوران پسابرانکو تا این اندازه متزلزل ظاهر می‌شود، بسیار سخت است. مدافعان همان مدافعان هستند. تازه این جعبه ابزار دفاعی با خرید حسین کنعانی‌زادگان ملی‌پوش پرمهره‌تر نیز شده ‌است اما اگر به ترکیب اصلی نگاه کنیم، به یک تغییر اثرگذار میان خط دفاع منتخب برانکو و کالدرون پی می‌بریم؛ به جای خالی سیدجلال حسینی.سیدجلال حسینی در نقشی متفاوت!نه اینکه سایر دفاع وسط‌های حال حاضر سرخ‌ها در حد ترکیب اصلی نباشند. اتفاقاً برعکس؛ قلدری شجاع خلیل‌زاده و ذکاوت محمد انصاری قوت قلب هواداران سرخ‌دل است. حتی کنعانی‌زادگانی که هنگام بازگشت به جمع سرخ‌پوشان با سیلابی از انتقادات فنی روبه‌رو شد، پاسخ تمام دودلی‌ها را با عملکرد قابل تحسینش داد. بی‌شک شجاع، کنعانی و انصاری از خوب‌های پرسپولیس امسال بودند اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند در ردای فرماندهی عمل کنند که کمربند دفاعی تیم را سفت نگاه دارد. هیچ‌یک به‌قدری تجربه ندارند که چشمه‌ای از مثل معروف «دود از کنده بلند می‌شود» را در مستطیل سبز مسابقه نشان دهند؛ کارهایی که در تخصص سیدجلال بود. با خروج کاپیتان اول از ترکیب قرمزها، برخی از وظایف وی روی زمین ماندند و کسی نتوانسته عهده‌دار آنها شود. سرمربی آرژانتینی پس از مصدومیت سیدجلال پیش از هفته سوم لیگ، دیگر هرگز به وی بازی نداده بود. گرچه در دقایق پایانی دیدار برابر پیکان که تیمش به سختی از رقیب سختکوش پیش ‌افتاد و به یک نیروی دفاعی تازه‌نفس نیاز داشت، به سوپرمن خود روی آورد تا این طلسم شکسته شود اما حتی در دو دیدار اخیر لیگ که نمی‌توانست از حضور شجاع بهره چندانی ببرد، محمد انصاری را به عنوان مسن‌ترین بازیکن در ترکیب ثابت به کار برد. دلیلش هم همان سن سیدجلال بود. کالدرون از میکروفن‌ها پنهان نکرد که انتظارش از یک مدافع ۳۶ساله که نقاهت خود را سپری می‌کند، تلاشی دوچندان نسبت به سایرین است. فرمول‌های فکری سرمربی سرخ‌ها قابل احترام است اما این سؤال را پاک نمی‌کند که مگر کاپیتان حسینی با یک مصدومیت جزیی تا چه اندازه از سطح پارسال خود فاصله گرفته؟ روی سه پرده از گل‌های خورده پرسپولیس در هفته‌های اخیر ذره‌بین می‌گذاریم؛ در مقابل سپاهان، خلیل‌زاده با یک چرخش محمد محبی ۲۰ساله فریب خورد و نبرد تن‌به‌تن را به وی باخت تا زمینه گلزنی وی را فراهم سازد. در مشهد، حسین کنعانی از یارگیری فرشاد فرجی غافل شد تا در دقایق زخمی کت به تن یحیی گل‌محمدی برود. عصر یکشنبه نیز احمد نوراللهی با یک خطای مبتدیانه ضربه ایستگاهی به پیکان داد که سعید واسعی از آن یک ابرگل ساخت. روی هر سه گل، جای خالی یک فرد با قدرت فرماندهی و تجربه غنی حس می‌شود. شاید خود کالدرون هم این موضوع را لمس کرده باشد و کم‌کم به فکر باز کردن جایی برای بازگشت حلقه گمشده صخره دفاعی سابقاً رسوخ‌ناپذیر سرخ‌ها باشد؛ به فکر بازگرداندن سوپرمن به شهری که دل مردمش برای آن تنگ شده است.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 08:57:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما تازه به خط آغاز رسیده‌اید!</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF-zaldvkyg5oax</link>
                <description>گذشته استقلال و پرسپولیس به ما نشان می‌دهد هیچ بازیکنی با یک گل، یک پاس گل، یک نمایش درخشان یا یک مهار چشم‌نواز نتوانسته نشانی برای سینه‌اش به ارمغان بیاورد. محبوبیت، شهرت، جاودانگی و تحسین در باشگاه‌های پرطرفدار تهرانی با تداوم عملکرد مطلوب به‌مدت طولانی به‌دست می‌آیند.پس از یک شروع کم‌فروغ در لیگ، دو دیدار حذفی برابر دو تیم سرسخت دسته یک و البته گل‌گهر تازه لیگ برتری شده و البته تعطیلی دوهفته‌ای فوتبال باشگاهی، فرصت مناسبی بود جهت تکمیل پروژه پیچیده‌ای که آندره‌آ استراماچونی برای استقلال درنظر گرفته است. چینش سه‌دفاعه که بازیکنان آبی‌پوش برای خو گرفتن با آن به عنصر زمان نیاز دارند، یک بعد از تحولاتی است که کم‌کم تأثیر خود را در تیم بروز می‌دهد، اما تحول اصلی در تغییر شیوه اتصال مهره‌های ماشین نوین استقلال رخ نداده است؛ بلکه خود مهره‌ها نیز عوض شده‌اند و وظیفه پر کردن جای خالی مهره‌های قبلی برروی دوش‌شان سنگینی می‌کند.می‌توان گفت تمام جدیدالورودهای استقلال به‌نوعی تحت‌الشعاع عملکرد ستاره‌هایی قرار دارند که در این دو فصل به هر علتی راه در خروجی باشگاه را در پیش گرفتند. عارف غلامی در کنار سیدمجید حسینی لیگ هفدهم زیر ذره‌بین می‌رود، به سیاوش یزدانی به‌عنوان جانشینی برای پژمان منتظری نگاه می‌شود، تعداد گل‌های شیخ دیاباته حتی در دوران مصدومیتش با مامه تیام مقایسه می‌شود، از ساق‌های علی دشتی جادویی انتظار می‌رود که خاطرات تلخ و شیرین طارق همام را از یاد آبی‌های پایتخت پاک کند، حتی سجاد آقایی که با گلزنی‌هایش در قلب استقلالی‌ها جایش را باز کرده، به‌گونه‌ای پنهان با عملکرد اللهیار صیادمنش سال گذشته -پیش از سرماخوردگی‌اش- رقابت می‌کند.سجاد آقایی و هروویه میلیچ، دو بازیکن جدید استقلالفعلاً مهم نیست این بازیکنان تا چه حد در زمین تمرین یا مسابقه کمر به تلاش بسته‌اند؛ مادامی که هواداران استقلال تیم محبوب‌شان را فرسنگ‌ها پایین‌تر از جایی که دوست دارند می‌بینند، نه یک گل، نه 100 پاس سالم، نه برتری در 10 نبرد تن‌به‌تن و هر چیز دیگری از بازیکن تازه‌وارد در ذهن‌شان یک ناجی جدید نمی‌سازد.برای هواداری که تیمش در رده یازدهم جدول جا خوش کرده است، اهمیتی ندارد که مسعود ریگی یکی از دقیق‌ترین بازیکنان آبی‌پوش در ارسال پاس است یا آرش رضاوند با به‌کار بردن تکنیک و هوش خود بارها پسران آبی را در موقعیت گلزنی قرار داده است. این ریگی و رضاوند جای آیاندا پاتوسی و امید ابراهیمی را در هیچ قلب آبی نمی‌گیرند.از سویی دیگر، به‌غیر از دیاباته و هروویه میلیچ، هیچ‌کدام از خریدهای تابستانی استقلال روزی که با پیراهن آبی باشگاه عکس یادگاری گرفتند از کارنامه‌ای در سطح یک مهره کلیدی که بتوان برای دیدارهای حساس و سرنوشت‌ساز روی آنها حساب باز کرد برخوردار نبودند. سلطان نیمه‌آبی پایتخت، علی جباری، روز معارفه آندره‌آ استراماچونی این جمله را به‌صراحت بیان کرد: «بازیکنان جدید در حد و اندازه نام استقلال نیستند.» ریگی، رضاوند، دشتی و سیاوش یزدانی هیچ‌کدام در پست خود از برترین‌های لیگ هجدهم نبودند. شاید آنها بتوانند نظر اسطوره استقلال نسبت به خودشان را تغییر دهند، ولی تنها نه در چند هفته پیش‌رو.گذشته استقلال و پرسپولیس به ما نشان می‌دهد هیچ بازیکنی با یک گل، یک پاس گل، یک نمایش درخشان یا یک مهار چشم‌نواز نتوانسته نشانی برای سینه‌اش به ارمغان بیاورد. محبوبیت، شهرت، جاودانگی و تحسین در باشگاه‌های پرطرفدار تهرانی با تداوم عملکرد مطلوب به‌مدت طولانی به‌دست می‌آیند. وریا غفوری روزی که به استقلال پیوست، یکی از بهترین مدافعان راست کشور بود، ولی او هم در جمع آبی‌پوشان یک‌شبه وریا غفوری نشد. از طرفی، مرتضی تبریزی و ایسما گونسالوس در نخستین بازی خود برای استقلال پایشان به گلزنی هم باز شد. جایگاه نازل این دو روی سکوهای آبی گواه خوبی بر این موضوع هستند؛ سندی بر اینکه تازه‌واردهای استقلال تازه نبرد برای سفت کردن جای پای‌شان در تاریخ استقلال را آغاز کرده‌اند.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 06:53:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت بلوهوریزونته، هفت لندن</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D9%88%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86-oimvxxealdyn</link>
                <description>ورزشگاه تازه‌تأسیس تاتنهام غرق در شرم و اندوهی بود که وایت‌هارت‌لین هیچ‌گاه تجربه نکرده‌بود. احساسات ناگوار روی سکوهای سفید وصف‌پذیر نبودند. مائوریتسیو پوچتینو آرام‌تر از همیشه شاگردانش را به برخاستن مانند یک مرد تشویق می‌کرد. او برابر میکروفون‌ها سعی‌داشت از نیمۀ اول خوب تیمش بگوید؛ از بدهنگام‌بودن دقائق گل‌های خورده زنبق‌ها که تمرکزشان را به‌هم ریخت؛ ولی خارج از اتاق کنفرانس، هیچ‌کس زدن هفت گل در لندن را صرفاً یک اتفاق نمی‌دانست.بایرن‌مونیخ که شناخته‌شده‌ترین نماد فوتبال باشگاهی آلمان در قارۀ سبز است، شب سه‌شنبه نظم تیمی و آمادگی روانی بالای آلمان 2014 را با خود به لندن برد. بازی بزرگ سه‌شنبه‌شب قراربود یکی از نزدیک‌ترین تقابل‌های هفتۀ دوم لیگ قهرمانان باشد. تاتنهام با پشتوانه نائب‌قهرمانی تاریخی سال قبل پا به میدان گذاشته‌بود؛ و بایرن نیز برای سپردن شروع ضعیفش در فصل جدید به بار فراموشی. کارل هاینس رومنیگه افسانه‌ای از این نبرد به‌عنوان رویارویی دو مهاجم هدف برتر جهان یاد کرده‌بود. مانوئل نویر و هوگو لوریس از زمان تقابل سهمگینی در یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی 2014 داشتند در باشگاه‌هایشان در اوج بودند. لوریس هم‌چنان در تیم‌ملی فرانسه کاپیتان سه بازیکن اصلی بایرن، پاوارد، کومان، و تولیسو بود.اما گویا این‌دست پیروزی‌های مقتدرانه در نبردهای بزرگ تخصص آلمانی‌هاست. نظم تیمی در زمین، دوری از اضطراب و غرور، و تمرکز کامل به پیروزی سه ویژگی بارزی هستند که هرگاه یک تیم آلمانی از آن برخوردار بوده، دست به کار بزرگی زده‌است. همین ترکیب بی‌نظیر پنج سال قبل مانشافت را با خردکردن قلب برزیل راهی ماراکانایی کرد که قراربود آوردگاه انتقام سلسائو از فوتبال بابت شکست غم‌بار سال 1950 و تقدیم جام قهرمانی به اروگوئه باشد.نبرد آلمان-برزیل در نیمه‌نهایی که بسیاری آن را از دیدار نهایی رقابت‌ها نیز جذاب‌تر پیش‌بینی می‌کردند به‌طرز غیرمنتظره‌ای یک‌طرفه جریان‌یافت. بازخوردها از برد حماسی هفت-یک برابر سلسائو، شخصیت حرفه‌ای پسران یواخیم لو را برگ برندۀ ژرمن‌ها قلمداد می‌کردند. متس هوملس، رهبر خط دفاعی مانشافت، رمز برد تاریخی تیمش را در این دانست که آلمان با احترام به رقیب قدم به زمین نهاد و ازروی همین احترام، تمام توانش را برای 90 دقیقه پیش‌رو به‌کار برد. گویا تنها یک حقیقت در زندگی 11 سفیدپوش درون چارچوب سبز وجود داشت: نیمۀ اول دیدار.بایرن‌مونیخ که شناخته‌شده‌ترین نماد فوتبال باشگاهی آلمان در قارۀ سبز است، شب سه‌شنبه نظم تیمی و آمادگی روانی بالای آلمان 2014 را با خود به لندن برد. سرژ گنابری هرگاه اراده می‌کرد، از هرجای زمین، ضربۀ بغل‌پای خود را به تور دروازه لوریس می‌چسباند. یان فرتونگن و توبی آلدروایرلد برابر حملات مهاجمین باواریایی با نهایت سردرگمی ایستادگی کردند. اوج داستان را رابرت لواندوفسکی به‌نهایش گذاشت؛ سر همان گلی که پوچتینو بدهنگام بودن آن را توجیه مناسبی برای آشفتگی بازیکنانش در نیمۀ دوم خواند. او در شلوغی شدید محوطه هجده‌قدم صاحب توپ شد. پشت خط جریمه؛ و در حالی‌که پشتش به دروازه بود. اما با چرخش ناگهانی‌اش را توأم با ضربۀ دقیقی کرد که کنج دروازه خروس‌ها را در آغوش گرفت. گویی از دو چشم غیبی در پشت سرش کمک‌گرفته.نمایش بایرن کواچ بیش از این‌که ما را به این فکر بیندازد که بایرن امسال تا چه اندازه مدعی تصاحب جایزۀ بزرگ چمپیونزلیگ است، فوتبال را امیدوار به تماشای دوباره تیمی ساخت که آلمان رویایی 2014 را تداعی می‌کند. آن‌هم در حالی‌که حال آلمان یواخیم لو چندان مطلوب نیست و حذف از گروهی جام‌جهانی سال گذشته هنوز بر دوش فوتبال‌دوستان این کشور سنگینی می‌کند.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 10:16:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران سیاه‌وسفید</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-bwnewntikyzn</link>
                <description>خواستم بنویسم ابرهای سیاه نژادپرستی دوباره فوتبال ایتالیا را احاطه کرده‌اند؛ ولی دیدم که گاهی سفید می‌تواند تداعی دقیق‌تری از زشتی و پلیدی باشد؛ به گونه‌ای که زیبنده ‌است سفید را به‌جای سیاه شوم بپنداریم. دالبرت، دفاع چپ برزیلی و سیه‌چردۀ فیورنتینا که یکشنبه مورد اهانت نژادی قرارگرفت.اینکه شخصی در یک ورزشگاه به‌واسطه رنگ پوستش مورد توهین و تمسخر قرارگیرد، حتی با حرارت کری‌های ورزشی متداول توجیه‌پذیر نیست؛ ولی متأسفانه چنین رخدادی مرتباً در سرزمینی که همۀ رنگ‌ها را برای آرایش خود گرد هم آورده ‌است، تکرار می‌شود. شب بکشنبه نیز سری‌آ شاهد رژه تلخ ابر سفید شوم نژادپرستی بود.دیدار دو تیم آتالانتا و فیورنتینا قرار نبود جنجالی‌ترین پرده از هفتۀ اخیر لیگ ایتالیا باشد. آتالانتا به نمایش‌های تحسین‌برانگیز سال قبل خود ادامه داده‌است؛ ولی فعلاً درکورس قهرمانی قرار ندارد. لا ویولا هم به‌شکل غیرمنتظره‌ای فانوس به‌دست گرفته و هوادارانش را نگران سقوط به دستۀ پایین‌تر پس از 16سال نموده‌است. با وجود اینها، این تقابل معمولی در دقایق واپسین نیمۀ اول خبرساز شد؛ هنگامی‌که دالبرت، مدافع چپ سیه‌چرده تیم میهمان با شعارهای نژادپرستانه هواداران آتالانتا مواجه‌ شد. در پی این شعارها، دانیله اورساتو، قاضی مشهور ایتالیایی، از قوانین جدید فیفا استفاده‌کرد و بدون تعارف بازی را برای چند دقیقه متوقف‌کرد.توهین‌هایی که رنگی به تیرگی سفید داشتند، به‌سرعت به تیتر یک فوتبال ایتالیا بدل‌شدند. هرچند وینچنزو مونتلا و جیان‌پیرو گاسپرینی، سرمربی‌های دو طرف، پس از بازی گفتند که این شعارها را نشنیدند، جیانی اینفانتینو فریادهای آلوده را از ورزشگاه انیو تاردینی شنید. رئیس فیفا خیلی زود واکنش خود را به همین سه دقیقه ظلمانی نشان‌داد و بی‌پرده از وضع وخیم نژادپرستی در فوتبال ایتالیا گفت و خواستار برخورد قاطع با زیرپا گذارندگان فرهنگ تماشاگری شد.باشگاه آتالانتا که امسال با نخستین حضور تاریخش در لیگ قهرمانان اروپا می‌تواند اعتبار خود را در سطح جهانی بالا ببرد نیز در این زمینه سابقه خوبی ندارد؛ از پرتاب تمسخرآمیز موز برای نایجل دی‌یونگ و کوین کنستانت تا توهین به میکی باتشوایی در لیگ اروپا.حتی در فصل جدید، دالبرت نخستین قربانی آفت رنگ‌پرستی نبود. پیش‌تر، روملو لوکاکوی تازه‌وارد مورد حملۀ نژادی هواداران کالیاری قرارگرفت. فرانک کسیه، هافبک میلان نیز در ورونا شعارهای غیراخلاقی طرفداران هلاس را به‌جان خرید اما هیچ‌یک از این موارد تا به حال با جریمه از سوی نهادهای قضایی ورزشی ایتالیا روبه‌رو نشدند.آنچه اینفانتینو را بر آن داشته ‌است که لزوم محکومیت بدون واهمه تماشاگران خاطی را از فدراسیون فوتبال ایتالیا بخواهد این است که غبار نژادپرستی در فصل‌های قبل نیز روی سکوهای ایتالیایی نشسته ‌بود.اواخر فصل گذشته، اهانت طرفداران کالیاری به مویسه‌کین جنجال‌ساز شد. کوین-پرینس بواتنگ در حین یک بازی دوستانه شعارهای زشت را از سوی هواداران خودی شنید و در میانه دیدار، به‌شکل قهرآمیزی زمین را ترک‌کرد. ماریو بالوتلی نیز در 18سالگی در تورین این طعنه‌های بدرنگ را دریافت‌کرد. باشگاه آتالانتا که امسال با نخستین حضور تاریخش در لیگ قهرمانان اروپا می‌تواند اعتبار خود را در سطح جهانی بالا ببرد نیز در این زمینه سابقه خوبی ندارد؛ از پرتاب تمسخرآمیز موز برای نایجل دی‌یونگ و کوین کنستانت تا توهین به میکی باتشوایی در لیگ اروپا.برخلاف کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان و انگلیس که حضور بازیکنان سیاه‌پوست متعدد در تیم‌ملی آنها، نژادها و رنگ‌های گوناگون را زیر پرچم سبز فوتبال به یکدیگر نزدیک کرده‌است، هنوز سیاه‌پوستانی نظیر ماریو بالوتلی، آنجلو اوگبونا و مویسه کین در سطوح بالای فوتبال ایتالیا پرشمار نبوده‌اند اما بازیکنان خارجی باکیفیت زیادی از نژادها و تبارهای گوناگون در سری‌آ فعالیت می‌کنند.لذا، حمایت از نژادهای مختلف و وضع قوانین سفت‌وسخت جهت پایان‌بخشیدن به بحران سفیدوسیاه نه‌تنها برای فوتبال ایتالیا، بلکه برای اعتبار آنها در سطح جهانی از اولویت بالایی برخوردار است.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 23:33:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6+1 نبرد تن‌به‌تن شهرآورد 90</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/61-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%87%D8%AA%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-90-snagrelglsb7</link>
                <description>این مطلب در شماره 6304 روزنامه ایران‌ورزشی (تاریخ یکشنبه 31 شهریور- روز شهرآورد 90-) چاپ شده‌است.· ملاقات آتش و یخبرای ساخت یک شهرآورد جذاب، چه چاشنی‌ای بهتر از رویارویی دو سرمربی با رویکرد متفاوت وجود دارد؟ یکی از غرب اروپا، دیگری از قلب آمریکای لاتین. در سوی آبی‌ها، استراماچیونی‌ای که همواره لبخندش در غلاف است و اخمش برهنه؛ و در اردوی سرخ‌ها، کالدرونی که آرامش را در هیچ شرایطی از خود سلب نمی‌کند. سکان‌دار نیمکت پسران آبی دوست‌دارد شاگردانش با کم‌ترین تعداد پاس ممکن توپ را به نزدیکی دروازۀ رقبا برسانند؛ در حالی‌که سرمربی قرمزپوشان به بازی مالکانه و باطمأنینه علاقه‌دارد. استراما و کالدرون از لحاظ تیپ شخصیتی و افکار فنی مانند یین و ین در تضاد با یکدیگرند؛ اما هر دو سرمربی به‌دنبال ارائه یک فوتبال بی‌پروا و هجومی هستند؛ تفکری که یک شهرآورد تماشاگرپسند به دو نسخه از آن نیازدارد.· در تکاپو برای کلین‌شیت شمارۀ یکدر دربی 90 با یک خرق‌عادت قابل‌توجه روبه‌رو خواهیم‌شد؛ دیگر خبری از نبرد دو سنگربان بر سر رکورد کلین‌شیت فصل لیگ نیست. علیرضا بیرانوند و سیدحسین حسینی بازهم بر سر بسته نگاه‌داشتن دروازه با یکدیگر رقابت خواهندداشت؛ ولی این‌بار برای این‌که نخستین کلین‌شیت خود را در لیگ نوزدهم ثبت‌کنند. پیراهن شمارۀ یک چندان برای دروازه‌با شیرازی استقلال خوش‌یمن نبوده؛ او در هر سه دیداری که با این پیراهن به زمین رفت، گل دریافت‌کرد. هم‌شماره‌ای وی در پرسپولیس نیز دو بازی را به‌علت محرومیت انصباطی ازدست داده و در تبریز نیز در حراست دروازه‌اش مقابل تراکتور ناکام بوده‌است. هر دو سنگربان به کلین‌شیت در شهرآورد نیازدارند؛ چرا که پیام نیازمند و محمدرشید مظاهری که با گل‌نخوردن در سه دیدار ابتدایی خود گام بزرگی برای کسب دستکش طلایی فصل برداشته‌اند.· اغتشاشی‌هاسیاوش یزدانی دوباره به شجاع خلیل‌زاده رسید؛ این‌بار با پیراهن آبی. او یک انتقام به شجاع بدهکار است؛ و بازی بزرگ هفتۀ چهارم لیگ هم فرصت مناسبی است برای تسویه‌حساب با مدافع آمادۀ این‌روزهای ارتش سرخ. خاطره جدال نقش‌جهان هنوز از اذهان فوتبال‌دوستان پاک نشده‌است. فحاشی یزدانی به خلیل‌زاده به آتش داغ حواشی دیدار پرسپولیس-سپاهان دامن‌زد؛ اما پس از اشتباه مهلک سیاوش که منجر به صعود لحظۀ آخری سرخ‌پوشان به فینال جام‌حذفی شد، حتی هواداران استقلال به نمایش فنی و اخلاقی آن شب وی واکنش منفی نشان‌دادند. اکنون، هر دو مدافع در بهترین فرم ممکن قراردارند؛ یزدانی اعتماد مارک ویلموتس را جلب‌کرده، و خلیل‌زاده هم در پرسپولیسی که دو تن از برترین مدافعین کشور را در اختیار دارد، خود را به ترکیب اصلی تیم میخ کرده‌است.شاید دو دسته زیرساخت‌ها اگر در برترین ورزشگاه کشور مهیابودند، دختر آبی و پسر سرخ فارغ از نتیجه به‌دست آمده روی سکوهای آن از یک عصر خاطره‌انگیز یکشنبه لذت می‌بردند. افسوس که دستۀ اول را نمی‌توانیم بسازیم؛ و دستۀ دوم را می‌خواهیم نداشته‌باشیم.· ال‌سایپائینودر فوتبال ایران، گذشت زمان با سرعت سرسام‌آوری دو هم‌باشگاهی را بدل به دو رقیب جدی و سرسخت می‌کند؛ نظیر اتفاقی که برای دو مدافع میانی سایپا در لیگ هفدهم افتاد. البته ترکیب دانشگر-کنعانی در قلب خط دفاعی نارنجی‌پوشان چندان پایدار نبود و با مصدومیت درازمدت کنعانی‌زادگان برای همیشه ازهم پاشید. البته عملکرد این زوج به‌قدری رضایت‌بخش نبود که آن‌ها را در چنین روزی در پیراهن‌های سرخآبی تصورکنیم. سایپای دو سال قبل در 6 دیداری که از این دو نفر بهره می‌برد، آمار ضعیف 9 گل خورده و صفر کلین‌شیت را به‌ثبت رساند. شکل‌گیری جدال جذاب سایپایی‌های سابق مشروط به این است که همانند دیدار با صنعت نفت، گابریل کالدرون ملی‌پوش کنونی تیمش را به ملی‌پوش سابق، یعنی سیدجلال حسینی ترجیح‌دهد.· پیراهن سفید را به من بدهافت سعید عزت‌الهی و پابه‌سن گذاشتن امید ابراهیمی، دندان احمد نورالهی و علی کریمی را برای بدل‌شدن به هافبک دفاعی ثابت تیم‌ملی تیز کرده‌است. احسان حاجی‌صفی که در تراکتور دنیزلی در این پست به‌کار گرفته می‌شود، در تیم‌ملی نیز به میانۀ میدان منتقل شده‌است؛ ولی هم‌چنان یک جای خالی در کنار وی وجود دارد. شهرآورد پیش‌رو، تقابلی دیدنی خواهدبود میان بازی تخریبی مثال‌زدنی فرمانده پرسپولیسی‌ها و نمایش خلاقانه و متکی بر ارسال پاس‌های بلند دقیق توسط کریمی. آن‌چه بر حرارت این تقابل می‌افزاید این است که به احتمال فراوان هر دو سرمربی تیمشان را با تنها یک هافبک دفاعی روانۀ میدان می‌کنند. البته نمی‌توان انکارکرد که مصدومیت‌های پی‌درپی کریمی وی را یک گام از نورالهی عقب انداخته‌است؛ ولی شاید دربی 90 نقطۀ بازگشت وی به کورس با کاپیتان جدید سرخ‌ها باشد.· ساعت فراموشیشاید برای مرتضی تبریزی و علی علیپور، ساعت فراموشی در حقیقت ساعت 16 یکشنبه(امروز) باشد. هر دو مهاجم نیازدارند نوسانات ناامیدکننده چراغ درخشش خود را بر باد فراموشی بسپارند و نودمین قسمت رویاروی‌های سرخآبی‌ها را پلی برای اوج‌گیری دوباره خود قراردهند. علیپور سال گذشته تا آستانۀ تکرار آقای گلی رفت؛ ولی امسال چیزی جز بی‌دقتی در ضربات نهایی از وی ندیدیم. مرتضی تبریزی هم در دیدارهای پیش‌فصل استقلال خودی به استراماچیونی نشان‌داد؛ اما به‌ناگهان در لیگ به نیمکت ذخیره‌ها دوخته‌شد. حال، کالدرون زوج علیپور-براندائو را مورد اعتماد خود قرار داده‌است؛ و مصدومیت شیخ دیاباته و محرومیت فرشید اسماعیلی راه بازگشت ستارۀ کم‌فروغ همدانی به ترکیب استقلال را هموار ساخته‌است.· دختر آبی، پسر قرمزهرچند که عده‌ای می‌گویند آن پسر هم استقلالی بوده‌است، این دو چهره ویژه فضای احساسی شهرآورد 90 را تحت تأثیر درگذشت غمناک خود قرار می‌دهند. دو قربانی فراهم‌نبودن چندین‌سالۀ زیرساخت‌های فوتبال کشور. شاید دو دسته زیرساخت‌ها اگر در برترین ورزشگاه کشور مهیابودند، این دو هوادار هم فارغ از نتیجه به‌دست آمده روی سکوهای آن از یک عصر خاطره‌انگیز یکشنبه لذت می‌بردند. افسوس که دستۀ اول را نمی‌توانیم بسازیم؛ و دستۀ دوم را می‌خواهیم نداشته‌باشیم. دختر آبی و پسر سرخ می‌توانند انگیزه‌ای باشند برای جنگیدن بازیکنان دو تیم با تمام وجود؛ ولی بالاتر از آن، می‌توانند بهانه‌ای برای اتحاد دوبارۀ سکوهای رنگارنگ آزادی در دربی پیش‌رو شوند؛ اتحادی که نظیر آن را آخرین‌بار حدود چهار سال قبل و چند روز پس از درگذشت مرحوم هادی نوروزی دیدیم.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 07:27:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش ایرانی‌ ماندن</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-zzut81pohpol</link>
                <description>درست مانند چالش سطل آب یخ که چهار سال قبل جای خود را به‌سرعت میان سلبریتی‌ها بازکرد، قاعده بازی ساده است و عمل‌کردن به آن، سخت. یا آب سردی روی خود می‌ریزی؛ یا قسمتی از دارایی خود را وقف هدفی می‌کنی. منتهی تفاوت در این‌جاست: اگر انتخابت آب سرد باشد؛ آن را بر پیکرۀ رویاپردازت باید بریزی؛ و اگر وقف را برگزینی، باید هویتت را جای‌بگذاری. آن هم نه برای درمان یک بیمار خاص؛ بلکه برای این که از یک حق طبیعی زندگی بهره‌مند گردی؛ حق گرفتن مزد تلاش‌ها. در این چالش، باید ببازی. تنها در شیوۀ باختنت است که تو حق انتخاب داری.سعید مولایی غریب‌ترین بازندۀ شهر است. نه سرافرازانه بردن‌های سعید را کسی دید؛ نه ایستاده مردن‌های سعید را.از میان چهره‌های شاخص کشور، تنها سیروان خسروی (اگه اشتباه نکنم:)) ) بود که وقف را بر سطل یخ برگزید. در داستان ما، در چالش ایرانی ماندن، سعید مولایی مانند سیروان خسروی عمل‌کرد؛ اما با یک تفاوت بزرگ. سعید از آب سرد خسته شده‌بود؛ از قانون نانوشته‌ای که قرار بود رویاها و مدال‌ها را یکی پس از دیگری از وی بگیرند. از پای‌بندی به عهدی که دیگران به‌جای وی بسته‌بودند. از عمل به اعتقادی که هرگز نداشت. سعید مولایی غریب‌ترین بازندۀ شهر است. نه سرافرازانه بردن‌های سعید را کسی دید؛ نه ایستاده مردن‌های سعید را. اما صدای فریادش هنگام ذوب‌‌شدن هویتش را همه شنیدند. هیچ‌کداممان نفهمیدیم که از کسب آخرین طلای جهانی جودو که آرش میراسماعیلی نصیبمان کرده‌بود پانزده سال گذشه‌بود که سعید مولایی در باکو نسخۀ جدیدی از آن را به خاک میهنش هدیه‌کرد. تنها یک پرده از سعید مولایی در چشممان نقش بسته‌است که در دو واژه خلاصه می‌شود: شکست اجباری، پناهندگی.بسیاری حتی نمی‌دانند که این چهارمین مرتبه‌ای بود که سعید به‌خاطر رودررونشدن با حریفی از رژیم صهیونیستی قید مدال را زد؛ ببخشید! قید مدال را باید می‌زد. مگر سعید تاوان اشتباه کدام شخص را پس می‌داد؟ آن‌هایی که باید دست به بازنگری ابعاد مختلف قانون نانوشتۀ مبارزه‌نکردن با نمایندگان رژیم صهیونیستی بزنند؛ ولی نمی‌زنند؟ آنان که باید عواقب اجرای این قانون نانوشته را بپذیرندۀ ولی نمی‌پذیرند؟ آنان که باید از ورزش‌کارانی که به‌خاطر این قانون روی کارنامۀ حرفه‌ای خود خط سیاه می‌کشند حمایت‌کنندۀ ولی نمی‌کنند؟سعید مولایی چهار مرتبه از مبارزه با جودوکارهای رژیم صهیونیستی سرباز زد؛ اما در نهایت چه شد؟ هویت ورزشی ایرانی خود را کنارگذاشت؛ از فشارهای متولیان ورزش کشور برای اجرای قانونی که با قوانین کمیتۀ جهانی المپیک هم‌خوانی ندارد پرده‌برداشت؛ با شبکۀ معاندی که بردن اسمش در شأن ما نیست مصاحبه‌کرد؛ بر ناخالصی نیت ورزشکاران صحه‌گذاشت؛ و در یک کلام، آبرو و اخلاق ورزش- حداقل جودوی- ایران را زیر علامت سوال کشاند. اما هنوز کسی از مسئولین ورزش و فرهنگ کشور برنخاسته‌است که بگوید شاید این قانون نانوشته اصلاً یک بدعت افراطی و ضد اخلاقی باشد. کسی نیامده که بگوید می‌توان با رقیب اسرائیلی مبارزه‌کرد؛ پیشانی وی را بر خاک مالید؛ امّا به وی دست‌نداد. نظیر آن‌چه ورزش‌کاران عربی و مصر حامی فلسطین عزیز گاهی انجام می‌دهند. حتی اگر قرار بر مسابقه‌ندادن باشد، این تصمیم نباید به‌هیچ عنوان با فشار و اجبار صورت بگیرد که ارزش آن به زوال برود. بهتر است در این قضیه، ابزار تشویقی، تمجیدی، و حمایتی جایگزین زور و قوّه قهریّه شوند.به هر ترتیب، نتیجۀ این رویکرد برای ما روشن است. نمایندگان کشورمان را برای عدم پیکار با هم‌تایان اسرائیلی تحت فشار می‌گذاریم؛ نماینده رژیم غاصب صهیونیستی را به مدال طلا می‌رسانیم و آن مدال را چون به یک اسرائیلی رسیده‌است، خوار و خفیف می‌شماریم؛ ولی برای این که از تورنومنتی که آن مدال جایزه بزرگش است کنار نرویم، به فدراسیون جودو، به جامعۀ ورزش جهانی، و به رسانه‌های ورزشی سرتاسر کرۀ خاکی دروغ می‌گوئیم. انگار نه انگار که دروغ نیز گناه کبیره است. این دروغ مصلحتی است. باخت‌های ما هم مصلحتی‌اند. گویی دین ما مصلحت است؛ نه اسلام. اکانت رسمی توئیتر فدراسیون جهانی جودو، ظهر دوشنبه 11 شهریوربه ورزش‌کارانمان شکست مصلحتی قبل از رسیدن به رقیب اسرائیلی را تحمیل می‌کنیم. بانوانمان را گزینشی به ورزش‌گاه‌ها راه می‌دهیم. چرا؟ چون نه جرأت دست‌کشیدن از افکار لج‌بازانه قدیم خود را داریم؛ و نه شهامت دفاع از حاصل افکارمان را. روزهایی که نمایندگانمان مقتدرانه و در اعتراض به جنابات چندین‌سده‌ای این رژیم غاصب، از مبارزه با آنان انصراف می‌دادند، شکوه و روشنایی بیش‌تری در فضای ورزش کشورمان بودند. کاش عادت نکنیم برای اصلاح در هر زمینه و عرصه‌ای، به ابزار دردناک تهدید خارجی روی‌بیاوریم. اگر خودمان صادقانه و خالصانه تصمیم به چنین اصلاحی بگیریم، غرورمان خوش‌تر خواهد درخشید.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 03:00:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌درآمد لیگ نوزدهم (2): شانزده منهای یک استعداد درخشان</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/iplpreview02-v0g3z2u34vmg</link>
                <description>به‌نام خداسلام به ورزشی‌دوستان سایت ویرگول:) درسته که لیگ برتر شروع شده، ولی هنوزم خیلی میشه ازش پیش‌درآمد نوشت. حتی لازم بود لیگ شروع بشه که یه دیدی نسبت به پیش‌بینی هامون از هفته‌ها و ماه‌های باقی‌مونده‌ش داشته‌باشیم.  درمورد بازیکنان جوان لیگ این حرف خیلی صدق می‌کنه؛ چرا که خیلی از این بازیکنا ممکنه در میانۀ فصل خودشونو نشون بدن؛ اما کم نیستن جوونایی که تو همین هفته اول درخشیدن و نشون‌دادن میشه روشون برای مدت طولانی حساب بازکرد. اولین پیش‌درآمدی که نوشتم درمورد بازیکنان خارجی لیگ نوزدهم بود که با کلی رو همین تیتر می‌تونید بخونیدش. دومین پیش‌درآمد به بررسی قسمتی از استعدادهای برتر لیگ نوزدهم اختصاص داره. چرا قسمتی؟ چون همیشه هستن اسامی که الان نمیشناسیمشون؛ ولی سه‌ماه بعد حسابی سوپرایزمون می‌کنن.لیگ ما تو هر زمینۀ‌ای عقب‌افتاده باشه و دچار پسگرد شده‌باشه،تو جوونگرایی پیش‌رفتش خیلی هم قابل‌تحسین بوده. اینو من نمیگم؛ محصولات این جوونگرایی می‌گن: &quot;مهدی طارمی، علیرضا بیرانوند، سیدمجید حسینی، الهیار صیادمنش، مهدی ترابی، کاوه رضایی، میلاد محمدی، ...&quot;. نه که از موانع جوانگرایی تو فوتبال ایران خبری نیست. تو باشگاه‌های دولتی، مدیرعامل‌هاشون سال‌به‌سال عوض می‌شن، طبیعتاً این کادرهای مدیریتی به برنامه‌های چندساله و بلندمدت ازجمله ارتقای آکادمی بهای زیادی نمیدن؛ چرا که کارنامه‌شون با اونا سنجیده نمی‌شه. مشکلات مالی باشگاه‌ها هم موجب شده که بودجه فوتبال پایه به‌شدن پائین بیاد. به همین دلیلی که عرض‌کردم، در مواقع کسری بودجه اولین جایی که قیدشو می‌زنن همین آکادمی هستن. با این وجود، هستن باشگاه‌هایی- مخصوصاً صنعتی‌ها، مثل فولاد، ذوب، سپاهان، سایپا حتی- که به این سیستم به‌خوبی بها میدن و استعدادهای نابی به فوتبال کشور معرفی می‌کنن. در سال‌های اخیر هم، محدودکردن سهمیه بزرگسالان موجب توفق اجباری استفاده از بازیکن‌های جوان و آتیه‌دار شده. قبل پرداختن به اصل مطلب اینم بگم که لفظ &quot;پدیده&quot; با &quot;جوان&quot; فرق داره. پدیده عمدتاً به بازیکنی می‌گن که فارغ از سنش، توی اولین سال حضورش توی یه تورنومنت فراتر از حد انتظارات ظاهر بشه؛ مثل وحید امیری توی اولین سال حضورش توی لیگ برتر- که 25ساله بود- یا وحید خشتان لیگ پارسال. صفت جوان، توی آسیا به بازیکن زیر 23سال اطلاق می‌شه. توی اروپا این عدد هرسال پائین‌تر میاد. توجه به استعدادای زیر 20سال مثل جیدون سانچو، کیلیان امباپه، وینیسیوس، آلفونسو دیویس، رافائل لیائو، نیکلاس پپه، جوآ فلیکس و ... به‌قدری زیاد شده که تو قارۀ سبز، یه بازیکن 22ساله دیگه جوان حساب نمی‌شه! در کل، آسیا تو جوانگرایی به‌شدت از اروپا عقبه. ضعف ما تو این فاکتور صرفاً مختص ما نیست. بی‌تعارف تنها کشور قارۀ عزیزمون که از نظر توجه به بازیکن جوان به استانداردهای اروپا نزدیک هست، ژاپنه. ما تو این حوزه وضعمون از خیلی از رقبا بهترم هست. ولی با توجه به وضع اقتصادی فعلی فوتبال کشور، لازمه بیش از پیش رو این بخش فوکوس کنیم که هزینۀ باشگاه‌هامون برای رقابت با غول‌های عربستانی و قطری کاهش پیداکنه.تو این مقاله، بعد از پرداختن به وضعیت جوانان هر تیم، یه استعداد از اون تیم معرفی می‌کنیم. جمعاً می‌شه 16 نفر. 16 بازیکنی که باید چشم بهشون دوخت؛ و انتظار پا گذاشتن و کفش‌های بزرگ رو ازشون داشت. البته اسامی مثل مهدی قائدی، سینا مریدی، محمد کریمی، امید نورافکن، محمد نادری و غیره که همین الان حسابی مطرح هستن فاکتور می‌گیریم و به بازیکنایی اشاره می‌کنیم که امسال می‌تونن به لول بالایی برسن.پرسپولیس تهران: &lt;&lt; امیر روستایی &gt;&gt;با مدافع قهرمانی سه‌سال اخیر لیگ برتر خلیج همیشه‌فارس شروع می‌کنیم. پرسپولیس برانکو از لحاظ فنی هیچ جایی برای انتقاد نذاشت؛ ولی نتایج فوق‌العادۀ پروفسور یه ضعف بزرگ تیم رو از دید خارج‌کرد؛ عدم جوانگرایی! تو دو فصل اخیر، تنها بازیکن جوانی که روی کار اومد صادق محرمی، فرزند خلف مجتبای بزرگ بود؛ که اونم پارسال به نیمکت و سکوی دیناموزاگرب کرواسی پیوست. پارسال، پنجرۀ بسته توفیق اجباری برای میدان‌دادن به آینده‌دارترهایی نظیر آدام همتی، سعید کریمی، و محمدامین اسدی شد؛ که هیچکدوم به ترکیب اصلی حتی نزدیک هم نشدن (حتی با این که همتی و کریمی دو تا گل حساس برای تیم زدن). حالا گابریل کالدرون، باید به‌قول دنریس تارگرین این چرخ رو بشکونه. اسلحه‌ش برای تغییر رویه کی هست؟ مهاجم تیم‌ملی امید که از پیکان جذب‌شده؛ امیر روستایی.امیر روستاییامیر روستایی پارسال بعد از بازشدن پای حسین فرکی به پیکان بازی بیش‌تر بهش رسید. البته به‌عنوان یار تعویضی. یه گل هم جلوی استقلال خوزستان به‌ثمر رسوند. روستایی توی پیکان جانشین خوبی برای هم‌بازی سابقش، گادوین منشا نبود؛ ولی یه مهاجم فرصت‌طلب و باهوش هست که اگه قدر خودشو بدونه می‌تونه نظر مثبت کالدرون رو بیش‌تر از این‌ها جلب‌کنه. تو بازی برابر پارس‌جم، روستایی یکی از خنثی‌ترین بازیکنای تیم بود (اگه نگیم خنثی‌ترین). این نمایش متوسط کار روستایی رو برای رقابت با علیپور-براندائو سخت‌کرد؛ ولی روستایی ان‌شاالله قرار نیست ناامید بشه و محکم ادامه می‌ده برای قرص‌کردن دل هوادارای سرخ‌دل.استقلال: &lt;&lt; شاهین طاهرخانی &gt;&gt;مگه چاره دیگه‌ای هم دارن؟ 16 بازیکن از دست دادن؛ ولی جانشین‌های تاپ نگرفتن. تو بعضی پست‌ها، به‌شدت کمبود بازیکن دارن. آندرا استراماچیونی با این وضعیت باید هم چشم امید به درخشش جوانان داشته‌باشه؛ مخصوصاً وقتی امثال امیرحسین کارگر، سجاد آقایی، و شاهین طاهرخانی  توی بازی‌های دوستانۀ تیم دل‌گرم‌کننده ظاهرشدن. استقلالی‌ها توی این سال‌ها از جدایی استعدادهاشون نظیر سیدمجید حسینی، الهیار یادمنش، امید نورافکن، و سه‌نقطه حسابی زخمی هستن؛ ولی باز از روکردن پدیده دست بر نمی‌دارن. امسال، مهدی قائدی 20ساله به پیراهن شمارۀ 10 باشگاه رسیده. اما ترجیح می‌دم از یه جوان مستعد دیگه اسم‌ببرم که کم‌تر می‌شناسیمش؛ مدافعی که فیکس‌بودنش تو بازی اول استقلال یه توفیق اجباری بود. این شما، این هم شاهین طاهرخانی!شاهین طاهرخانیمدافع تاکستانی امسال استقلال، فوتبالش رو از گشترش شروع‌کرد. دو فصل قبل، برای پیکان ه دقائق اندکی تو لیگ برتر بازی‌کرد. بعد، تو شوی شبانه پ.ت با آبی‌های پایتخت قرارداد بست. امسال بخت بهش رو آورد؛ چرا که یه لشگر مدافع میانی از تیم جدیدش جدا شده؛ و خریدهای جدید استقلال تو این پست هم کارت بازی دیر بهشون رسید. این شد که تو رویارویی با ماشین‌سازی، استرا به‌ناچار هم که شده شاهین رو جلوی عقاب (حسین حسینی) گذاشت؛ کنار محمد دانشگر. طاهرخانی با بازی خوب و کم‌اشتباهش جلوی ماشین آبی‌دلا رو سوپرایزکرد؛ اما رقبای زیادی برای ترکیب ثابت بودن داره. سیاوش یزدانی، میلاد باقری، و عارف غلامی ک مثل خودش 22ساله هست.سپاهان: &lt;&lt; محمد محبی &gt;&gt;ما فوتبالی‌های نسل جوان وقتی از بوشهر حرف می‌زنیم، یاد مهدی طارمی و مهدی قائدی می‌افتیم. اما تو این متن صحبت از یه بوشهریه که نه اسمش مهدیه، و نه از باشگاه ایران‌جوان رشدکرده؛ ولی می‌تونه مثل این دو نر تو فوتبال بترکونه. محبی برای انداختن اسش سر زبان‌های فوتبال‌دوستان اصفهانی به زمان زیادی نیاز نداشت. بعد از محمد کریمی، وینگر راست سابق شاهین بوشهر دومین محمدی بود که امیر قلعه‌نویی توی دو فصل متوالی کشف‌کرد و به فوتبال کشورمون معرفی‌کرد. درحالی‌که بعد از خلأ وینگر توی سپاهان ژنرال قویاً حس می‌شد، محبی با درخشش غیرمنتظره‌ش خیال سپاهانی‌ها رو از این بابت راحت‌کرد.محمد محبیمحبی که پارسال یکی از ستون‌های اصلی شاهین شهرداری عبدالله ویسی بود و نائب‌قهرمانی دسته یک رو هم تجربه‌کرد، تو هفته اول لیگ امسال جلوی تیم سابقش فوق‌العاده عل‌کرد. یه پاس‌گل که صاف روی بند کفش ولادیمیر کومان فرستاده‌شد؛ و یه گل. ویسی درموردش گفت &quot; وی از بازیکنان بزرگ آینده فوتبال کشور است و خوشحالیم که از بوشهر به سطح اول فوتبال کشور راه پیدا کرده و به تیم ملی نیز دعوت شده است.&quot; محبی تو این دو هفته، و البته توی دسته‌یک، نشون داده که توی سانتر و پاس کلیدی از بهترین‌جوانان کشوره.پدیده: &lt;&lt; محمد آقاجانپور &gt;&gt; آقایحیی سال قبل با بازیکنان بومی عالی نتیجه‌گرفت؛ و مهم‌تر این که تیمش زیبا بازی‌کرد. اما تنها سه جوان تو تاریخ‌سازی نماینده مشهد سهم داشتن: مهدی مهدی‌خانی، علی نعمتی، و محمد آقاجانپور. اولی که فعلا افسارش دست کمیته انصباطی باشگاه هست؛ چون از حضور توی تمرینات تیم بدون اطلاع سرپیچی کرده. (حیف هم شد؛ تو فرار انفجاری و چیپ‌زدن حرف‌نداشت.) دومی هم 23ساله شده و از محدوده بررسی ما خارج شده. (ظاهرا مدنظر برانکو هم بود؛ اما برانکو خودش...) می‌رسیم به سومی؛ که احتمالاً امسال سالش باشه؛ اگه قدر خودشو بدونه.محمد آقاجانپورمدافع راست بابلی پدیده این فصل میخش رو توی ترکیب ثابت تیم کوبیده. با جدایی محمد منصوری و کنارگذاشته‌شدن رضا ناصحی از تیم مشهدی، آقاجانپور 22ساله رقیب جدی فرشاد محمدی‌مهر تو سمت راست خط دفاعی مشهدی‌ها محسوب می‌شه. البته که، یکی از بهترین‌های تیمش تو دو هفته نخست لیگ هم بود. آقاجانپور مدافع راست فیکس تیم امید هم هست. پارسال، حضور تو بازی‌های آسیایی اونو اوائل فصل از ترکیب باشگاهش دور نگه‌داشت؛ ولی امسال می‌ره که با سعید صادقی یه سمت راست زهردار و ویرانگر برای پدیده بسازه.نساجی: &lt;&lt; علی شجاعی &gt;&gt;تحت هدایت رضا مهاجری، انتظار شدیدی داریم که نساجی 98 یکی از بومی‌گرا ترین تیم‌های لیگ باشه؛ و البته چند تا پدیدۀ باکیفیت هم زیرنظر این روزنامه‌نگار سابق و مربی فعلی خوش‌نام کشور رشدکنن. توی همین دو هفته هم، دیدیم امثال رحمان جعفری و رضا دهقانی (وینگر سابق سپاهان) چقدر مورد اعتماد مهاجری قرارگرفتن. هم‌چنین، نیما میرزازاد که نیمکت‌نشین یه گلر 23ساله به‌اسم محمدامین بائوج‌رضایی هست، از اون آینده‌داراشه که حتی کی‌روش یه‌بار به اردوی تیم‌ملی دعوتش کرد. ولی مهم‌ترین جوان تیم علی شجاعی هست؛ بازیکنی که گفته می‌شه استقلال هم یه نیم‌نگاهی به خریدش توی تابستون داشت.علی شجاعیعلی شجاعی ایستگاهی‌زن اول تیم‌ملی امید، و یکی از ایستگاهی‌زن‌های تیم نساجی به‌شمار می‌ره. برخلاف اغلب هم‌پستی‌هاش توی ایران و مثل محمد محبی، علی شجاعی هم از اون وینگرایی هست که نقطه قوتش پاس‌های دقیق و قدرت بدنی بالاش هست؛ نه سرعت و چابکی. به کمک فیزیک بدنی مطلوب و تکنیک بالاش، علی شجاعی می‌تونه تو نبردهای تن‌به‌تن از بسیاری از مدافعین سرتر باشه. شجاعی تو تیم‌های پایه مملکت انقدر درخشید که چشم کارشناس‌ها و استعدادیاب‌های خارجی رو هم گرفت. اونا با الکس تلس، مدافع چپ پورتو- که زمانی ازش به‌عنوان مارسلوی دوم یاد می‌شد- مقایسه‌ش می‎‌کردن و علی رو بازیکنی با خصوصیات اون می‌دونستن. بیش‌تر از فصل قبل، این فصل علی تو نساجی داره تاثیرگذاری خودشو نشون می‌ده. هفتۀ دوم، با سر به وحید شیخ‌ویسی چیپ زد؛ یکی از گلای نابودگر فصل قطعاً!فولاد: &lt;&lt; وحید نامداری &gt;&gt;جواد نکونام جوان‌ترین مربی این فصل لیگه فعلاً. مربی‌ای که دوست داره با بازیکنای جوان هم کار کنه تا چند نفر لنگۀ خودش رو پرورش بده. توی فولاد هم شرایط براش فراهمه. یکی از مدرن‌ترین آکادمی‌های فوتبال باشگاهی کشور در اختیار فولادی‌هاست. دویست دستگاه، لاماسیای وطنی! آکادمی معروفی که از سال 79 و با مدیریت فنی چند چهره شاخص داخلی و نناد نیکولیچ کروات آغازبه‌کار کرد؛ و امثال پژمان منتظری، ایمان مبعلی، ابراهیم میرزاپور، بختیار رحمانی و ساسان انصاری رو به فوتبال کشورمون معرفی کرده. وحید نامداری، جدیدترین محصول این آکادمی فوق‌العاده هست.نامداری، وحیدشونوحید تو 16سالگی بازیکن تیم زیر19سال فولاد بوده؛ که البته به تیم رقیب، یعنی استقلال خوزستان (رحمه‌الله علیه) می‌ره. عضو تیم‌ملی نوجوانان هم بوده، که تو پیروزی 4-0 حماسی مقابل آلمان، گل آخر ما رو زد. پارسال هم وحید مجموعاً 1411 دقیقه برای قعرنشین لیگ هجدهم بازی‌کرد و یه گل هم به سپیدرود زد. حالا، تو 19سالگی وحید هم بازیکن تیم‌ملی امید هست؛ و هم جوان‌ترین بازیکن فصل فولاد. 10 دقیقه هم برابر استقلال به‌میدان رفت؛ البته به‌عنوان بال چپ، در حالی‌که پست اصلیش هافبک هجومی هست. اسمش رو به‌ذهن بسپارید. یکی از متولدین هزارۀ جدید؛ شاید یونس دلفی بعدی فوتبالمون.سایپا: &lt;&lt; امیرحسین حسین‌زاده &gt;&gt;اگه فکر کردین وحید نامداری جوا‌ترین پدیدۀ احتمالی لیگ هست، اشتباه کردین! تو جوانگرایی، سایپا و ابراهیم صادقی پابه‌پای فولاد و جواد نکو دارن پیش می‌رن. اسطوره بی‌بدیل سایپا، امسال دومین مربی جوان لیگ هست. تیمش هم که به‌خاطر مشکلات اقتصادی که توی کارخانه‌های ماشین‌سازی ظاهراً شدیدتر از بخش‌های دیگه کشور هست به آکادمی باکیفیت و محصولاتش روی آورده. محمدرضا سلیمانی 24ساله که از پایه‌های استقلال به تیم امید سایپا هایجک‌شده‌بود، امسال خط حملۀ تیم رو تنهایی دستش گرفته. طاها شریعتی و محمد شریفی هم دیگر با کم‌تر از 20سال سن جاشون و توی ترکیب ثابت سایپا پیدا کردن. اما بزرگ‌ترین سوپرایز ابراهیم صادقی فقط 18سال سن داره! به‌قول زنده‌یاد بهرام شفیع: بریم که داشته‌باشیمش.امیرحسین حسین‌زاده (اونی که شماره‌ش 25 نیست:/ )امیرحسین حسین‌زاده شاید ارزش‌مندترین استعداد لیگ نوزدهم باشه. شاید خیلیاتون ندونید؛ ولی بعد از درخشش توی جام‌جهانی نوجوانان حتی شایعه پیوستنش به کوردوبای اسپانیا هم شنیده‌شد. زمستان امسال، از مقاومت راهی سایپا شد؛ و تو 12 دیدار انتهایی باشگاه جدیدش تو فصل قبل 4 گل به‌ثمر رسوند. به سه تا از چهارتای اهوازی گل سه‌امتیازی زد. امسال هم تو اولین بازی تیمش برابر ذوب 90دقیقه به‌میدان رفت. تو هفتۀ دوم هم تا دقیقۀ 87 تو زمین بود. یه ترکیب عالی از تکنیک و سرعت!!!ذوب‌آهن: &lt;&lt; حمید ملکی &gt;&gt;ذوب‌آهن و علیرضا منصوریان بدجوری به‌هم میان. باشگاهی که تو روکردن استعدادهای بومی نظیر محسن مسلمان و رضا شکاری شهرت و مهارت داره؛ مربی‌ای که به‌لطف تجربۀ هدایت تیم‌ملی امید بلده با بازیکنای جوان کار کنه. امسال کلی بازیکن جوان دستش هست. نیما طاهری، مهران درخشان‌مهر، علیرضا قادری،... تا نیم‌فصل دوم صبرکنید و از نمایش دل‌پذیر تک‌تک این اسامی لذت‌ببرید. برای پارت ذوبی‌ها، روی دو اسم فکرکردم: علی‌رضا چراغعلی، و حمید ملکی. بعد دیدن بازی گاندوها جلوی سایپا، ملکی رو انتخاب‌کردم که ازش می‌نویسم:حمید ملکیملکی 22ساله که از پارسال به جمع سبزها پیوست، زمانی توی تیم چهره‌شد که علیرضا منصوریان جای امید نمازی رو پشت سکان هدایت تیم گرفت. اعتماد داشعلی به ملکی به‌قدری زیاد بود که به این مدافع چپ حتی تو بازیای آسیایی فیکس میدان می‌داد. جلوی النصر عربستان، با اوت بلندش پایه‌گذار گل اول و تساوی‌بخش گاندوها شد؛ دیداری که در نهایت ذوب اونو 3-2 از صدرنشین وقت لیگ سعودی برد. این مدافع طوری بازی می‌کنه که انگار 26سالش هست و از جوانی و تجربه باهم بهره‌منده. اگه روزی حمید ملکی به پیراهن تیم‌ملی رسید تعجب نکنید.ماشین‌سازی: &lt;&lt; محمد خرم‌الحسینی &gt;&gt;ماشین‌سازی تو اولین فصل گسترش‌فولاد نبودنش یه‌کم به دردسر افتاد برای بقا. ولی امسال بابرنامه‌تر ظاهر شده و خریدای بومی خوبی داشته. رسول خطیبی 40ساله هم دوباره به تیم سابقش برگشته. معمولاً ماشین‌سازی تیمی نشون داده که از بازیکنای جوان مخصوصاً بومی خوب حمایت کنه. بازیکنایی که خوب کار کنن هم شانس بالایی برای پوشیدن پیراهن تراکتور در آینده دارن. از اونور هم، بازیکنایی مثل محمد مسلمی‌پور که توی تراکتور خیلی فرصت بازی بهشون نمی‌رسه میان تو این تیم کسب تجربه می‌کنن. در کنار همین مسلمی‌پور و اتابک زارعی، نگاه‌های ما قراره به ساق‌های بهترین بازیکن جوان این تیم خیره بشه؛ هافبکی که شاید زودتر از اونی که خودش و خودمون فکر می‌کنیم به قله‌های فوتبال ایران برسه؛ و حتی فراتر.محمد خرم‌الحسینیخرم‌الحسینی اصالت قزوینی داره و تو باشگاه مقاومت رشد کرده؛ ولی گسترش فولاد راهشو به لیگ برتر بازکرد. خرم الحسینی یکی از بازیکنای چندپستۀ جدید فوتبال ایرانه. هافبک دفاعی، هجومی، و دفاع/هافبک چپ می‌تونه بازی کنه. بازیکن خشنی هم هست. تو هر دو تا بازی فصل جدید تونسته کارت زرد بگیره. فیزیک بدنیش حرف نداره. دریبل‌زن خوبی هم هست. اما مهم‌ترین ویژگی مثبتش پاس‌هاش هست. دقت بالای پاس‌هاش که از هوش فوتبالی قوی‌ش چشمه می‌گیره خرم‌الحسینی رو می‌تونه به مسعود شجاعی جدید فوتبال کشور بدل‌کنه.تراکتور: &lt;&lt; محمدرضا آزادی &gt;&gt;این که باشگاه پرهوادار تراکتور دست مالک ثروت‌مندی مثل محمدرضا زنوزی افتاده خوبی‌های زیادی داره؛ ولی بدی‌های خاص خودش  رو هم، داره. اگه مدیر ورزشی توی باشگاه نباشه، تراکتور به یه باشگاه مصرف‌گرا و دور از حرفه‌ای گرایی تبدیل می‌شه. البته آتازنوزی تو یک سال و اندی فعالیتش به‌عنوان تراکتور، و پیش‌تر توی گسترش فولاد طوری نشون‌داده که امیدوارباشیم این اتفاق برای پرشورهای تبریزی نیفته. گرگ‌های سفید تبریز بازیکنای جوان خوبی دارن؛ ایمان سلیمی، مهدی تیکدری، سعید مهری، و رضا اسدی- که هرسه 23سال دارن- و رضا شکاری که از توی دهن پرسپولیس هایجک‌شد. اما مثل دو سال قبل، چشم به پیش‌رفت مهاجم جوانشون، محمدرضا آزادی دارن.محمدرضا، آزادی تبریزی‌هاآزادی که همین روزا که این متنو می‌نویسم، تولد 20سالگیش بوده (یا خواهدبود:/ ) از دست‌آوردهای پنجرۀ بستۀ دو سال قبل تراکتوری‌هاست. هفتۀ اول لیگ، 20دقیقه برابر نفت مسجدسلیمان تو زمین رفت؛ ولی حضور کوین فورچونه، مازولا، و ساسان انصاری و توانایی بازی ویلیان میمبلا تو نوک حمله فرصت برای بازی رسیدن به آزادی رو کم می‌کنن. با این حال، مهاجم سرزن نقده‌ای شناس‌ترین بازیکن جوانی هست که محصول آکادمی خود باشگاه هم هست؛ و رقابت با خارجی‌های باکیفیتی که اسمشون رو عرض‌کردم می‌تونه تجربه و انگیزه ش برای ترقی رو چندبرابر کنه.صنعت نفت: &lt;&lt; محمدرضا غبیشاوی &gt;&gt;بعد از آخرین بازگشتشون به لیگ برتر، نفتی‌های آبادان سال‌به‌سال و با یه برنامه‌ریزی دقیق دارن پیش‌رفت می‌کنن و بهتر ظاهر می‌شن. هرسال هم جوانان خوبی از تیم‌های پایه‌شون به تیم اصلی راه پیدا می‌کنن. مثل رضا جبیره، جعفر سلمانی، حسین ساکی، مسلم مجدمی که حتی چند بازی کاپیتان برزیل وطنی هم بود. دو سالی هم هست که دنبال مربیای خارجی رفتن که تو کار با بازیکنان جوان سابقۀ خوبی دارن. پارسال سرجیو، امسال هم اسکوکچیچ. تو صنعت نفت، وقتشه به یه قرن بیست‌ویکمی دیگه نگاه امیدوارانه داشته‌باشیم: کاپیتان سابق تیم‌ملی نوجوانان، محمدرضا غبیشاوی.محمدرضا غبیشاویغبیشاوی 19ساله هافبک وسط بازی می‌کنه؛ ولی میل عجیبی به حضور تو حملات تیمش داره. بازیکن شوت‌زنی هم هست. پارسال تنها سه‌بار برای نفتی‌ها فیکس بازی‌کرد؛ 9مرتبه هم به‌عنوان یار تعویضی اومد تو. ولی آمارش خوب بود. یه گل به نفت مسجدسلیمان، یه سوپرگل به سایپا، تو قائمشهر هم یه‌تنه سه امتیاز بازی با نساجی رو تو جیب سرجیو گذاشت. البته، مربیای غبیشاوی از اخلاق حرفه‌ایش خیلی بیش‌تر از بازیش تعریف می‌کنن. به گفتۀ اونا، غبیشاوی هیچ‌گاه دچار غرور نشده و همیشه آدم منظمی بوده. اگه خودش رو حفظ کنه، دیری نخواهدپائید که تو باشگاه‌های تاپ اروپا بدرخشه. ایشالا که بشه براش.نفت مسجدسلیمان: &lt;&lt; حبیب فرعباسی &gt;&gt;مهدی تارتار تو زمان حضورش تو پارس جم با جوان‌های این تیم عالی کارکرد. امثال علی دشتی، فرشاد محمدی‌مهر، میثم تیموری، احمد گوهری، و سعید محمدی‌فرد زیرنظر این مربی یه لول بالا رفتن. ولی کار تارتار توی نفت مسجدسلیمان به‌مراتب سخت‌تره. تیمی که به‌دلیل مشکلات مالی نقل‌وانتقالات خوبی رو سپری نکرد و یکی از کم‌ترین بودجه‌ها رو بین تیم‌های لیگ برتری داشت. برای بقا تو لیگ، شاید سنگربان 21ساله اونا عصای دستشون بشه؛ حبیب فرعباسی.حبیب فرعباسیفرعباسی 21ساله برای رسیدن به پیراهن تیم‌ملی امید کمی از دروازه‌بان دوم‌های جوان تیم‌های مطرح مثل معراج اسماعیلی، مهدی امینی، و علی کیخسروی عقبه؛ ولی یه امتیاز بزرگ نسبت به همشون داره: فیکس بودن تو نفت مسجدسلیمان. پارسال جضور مهرداد طهماسبی و میلاد فراهانی موجب‌شد فقط 8 تا بازی به حبیب برسه؛ که تو سه‌تاش کلین‌شیت کرد و در مجموع 8 تا گل خورد؛ که 5تاشو تراکتوری‌ها و ذوبی‌ها زدن. اما امسال و در نبود طهماسبی و فراهانی، فرعباسی گلر اول ا‌م‌آی‌اس هست. اون کارشو تو لیگ نوزدهم عالی شروع‌کرد؛ با کلین‌شیت جلوی تراکتور پرمهره. حبیب حرف‌های زیادی برای گفتن داره. در طول لیگ بیش‌تر ازش تعریف خواهیدشنید.پیکان: &lt;&lt; محمد خدابنده‌لو &gt;&gt;سیاست &quot;بساز و ازدست بده&quot; خیلی با یه تیم معمولی سازگار نیست؛ ولی پیکان از این حیث یه تیم معمولی نیست. اونا با کمال میل، امسال امیر روستایی و ابوالفضل رزاق‌پور رو مفت به باشگاه‌های برتر لیگ تقدیم‌کردن. تو این سال‌ها، مرتضی آقاخان، پیام نیازمند، مهدی شیری، گادوین منشا، سیامک نعمتی، سیاوش یزدانی، و سه‌نقطه رو با سود صفر به تیم‌های متمول‌تر کشور واگذار کردن. تو این مورد، ایراد از مدیریت باشگاههو اما پیکان قصۀ ما هنوز بازیکن خوب تو چنته داره. آخرین محصول باکیفیت‌ترین قسمت کارخانۀ ایران‌خودرو، یعنی باشگاه فوتبالشون، هافبک‌دفاعی 20ساله‌ایه که دوست‌داره بخشی از تیم‌ملی {ان‌شاالله} تاریخ‌ساز تو المپیک دی‌ماه باشه.محمد خدابنده‌لودو سال قبل که خدابنده‌لو جلوی استقلال بازی‌کرد، انگار نه انگار که 18سالش بود. کاملاً پخته، با فکر، از پس تخریب بازی هجومی شاگردان وینفرد شفر تا حد مطلوبی بر اومد. اما برخلاف تصورات، پارسال تنها سه بازی بهش رسید. یه‌طورایی سال باشگاهی خدابنده‌لو قربانی حضورش تو اردوهای تیم‌ملی امید شد؛ و اون نتونست جای خودش رو باز کنه؛ نه تو تیم مجید جلالی، نه تو تیم حسین فرکی. اما ما ازش ناامید نیستیم. خدابنده‌لوی 19ساله بازهم می‌تونه نشون بده که لیاقت زورآزمایی با غول‌های فوتبال ایران رو داره.گل‌گهر: &lt;&lt; حسام پورهاشم &gt;&gt;خب؛ رسیدیم به تیمای تازه‌وارد لیگ برتر. البته دوست‌داشتیم این تیما چند تا بازیکن جوان هم با خودشون به سطح اول فوتبال ایران بیارن که جذاب‌تر بشن؛ ولی حداقل امسال که از این خبرا نیست. گل‌گهر کلاً با سه بازیکن جوان شاخص به لیگ برتر صعودکرد. اولی، پیمان نامور که 23سالش شد. دومی، سینا خادم‌پور که با اتمام قرارداد قرضی‍ش به باشگاه سابقش، استقلال بازگشت. سومی، حسام پورهاشم، دفاع چپ ثابت این فصلشون که درموردش می‌خونیم.حسام پورهاشمپورهاشم متولد روستای گرده، شهرستان استهبان، استان فارس هست. پارسال شروع خوبی توی دستۀ‌یک نداشت. تو همون دیدار اول گل‌گهر برابر رقیب اصلی قهرمانی، شاهین، کارت قرمز مستقیم گرفت. چند هفته بعد، جایگاه ثابتش رو از دست داد. اما نیم‌فصل دوم خوش‌درخشید و تبدیل به یکی از مهره‌های کلیدی وینکو بگوویچ برای صعود به لیگ برتر شد. دو تا گل و یه پاس‌گل هم ثبت‌کرد. دو بازی اول گل‌گهر توی لیگ هم پورهاشم 22ساله فیکس به‌میدان رفت. اون از پای چگش خوب استفاده می‌کنه؛ و سبک بازیش کمی شبیه سعید آقایی هست. شاید تونست امسال با جاگذاشتن ابوالفضل‌های رزاق‌پور و جلالی، پیراهن تیم‌ملی امید رو هم به‌دست بیاره.شاهین شهرداری بوشهر: &lt;&lt; ابوالفضل درویش‌وند &gt;&gt;مانند گل‌گهر، برخلاف ایرانجوان. شاهین بوشهر با یه گونی استعداد نوشکفته پا به لیگ نذاشت. آینده‌دارترین بازیکن جوانشون محمد محبی بود که رفت تا پدیدۀ فصل سپاهان بشه. عبدالله ویسی که از خوبای جوانگرایی لیگ هست- و این رو تو سالی که با استقلال خوزستان خدابیامرز قهرمان لیگ شد اثبات‌کرد- شاید بعداً نام‌های جدیدی رو کشف‎‌‌کنه؛ ولی فعلاً باارزش‌ترین بازیکنان جوانش دو یاری هستن که قرضی از پرسپولیس به جمع شاگردانش اضافه‌شدن؛ ابوالفضل درویش‌وند و سعید کریمی و ابوالفضل درویش‌وندابوالفضل درویش‌وند از ابوالفضل درویش‌وند هنوز عکس آن‌چنانی با پیراهن شاهین در دسترس نیست؛ ولی دو هفتۀ دیگه خواهدبود. به همین دلیل به‌جای سعید کریمی از درویش‌وند نوشتم. شرایط شاهین تو چارچوب دروازه‌شون این فصل فاجعه‌ست. ماکسیم ویلیتایای گرجستانی تو جام شهدا و بازی اول جلوی سپاهان چند تا شوخی بد با هواداران تیم ریشه‌دار بوشهری انجام‌‌داد؛ و در ادامۀ عملکرد زیباش ، توی دیدار دوم شاهین برابر پدیده، دقیقه 6 موفق‌شد به تیم مشهدی پنالتی-اخراج بده. پس بازی بلعدی، حتماً درویش‌وند فیکس خواهدبود؛ مگر این‌که مصدومی چیزی بشه خدای ناکرده. سنگربان 22سالۀ کرجی تا دو فصل دیگه تحت قرارداد پرسپولیسه؛ تیمی که با صفر بازی، باهاش 7 تا جام کسب‌کرد. وقت جدایی قرضی هم یه استوری گذاشت و با دلخوری گفت که اینا بعد گرفتن هفت تا جام قرضم دادن یه جا دیگه:(((.پار‌س‌جم: &lt;&lt; :دی &gt;&gt;متأسفانه به‌جای اسم بازیکن مجبورشدم اموجی بذارم:/ تیمی که تو همین دو فصل حضورش تو لیگ برتر الاس‌هایی نظیر علی دشتی، فرشاد محمدی‌مهر، میثم تیموری، احسان گوهری، و سه‌نقطه رو روکرد، الان پیرترین تیم لیگ هست. با بازیکن‌های بالای 32 مثل مگنو، دخسوس، و رضا خالقی‌فر؛ بدون جوانی که انتظار داشته‌باشیم فراز کمالوند بهش بازی بده. حالا که این‌طور شد، من از پارت باشگاه دوست‌داشتنی جمی سواستفاده می‌کنم برای نوشتن یه جمع‌بندی کوچیک.  همون‌طور که می‌دونید، جام ملت‌های زیر23سال آسیا نزدیکه. تیمی که زمستان امسال با هدایت فرهاد مجیدی راهی تایلند خواهدشد تا با کسب مقام سومی یا بالاتر به یکی از حسرت‌های خیلی سالۀ فوتبال ایران، یعنی حضور در المپیک، پایان ببخشه. 8 بازیکن از این 15تایی که نوشتم توی آخرین لیست ملی‌پوشان زیر23 هستن؛ به‌اضافۀ امثال مهدی قائدی، عارف غلامی، امید نورافکن، رضا جبیره، یونس دلفی، مهدی مهدی‌خانی، ابوالفضل رزاق‌پور و محمد بلبلی که از سوپرایزهای لیگ فصل[های] قبل بودن. نوشتن این متن یه‌هفته ازم زمان برد. پس، فقط آرزو میکنم تک‌تک افرادی که اسم‌بردم، و سایر جوانان مستعدی که اسم نبردم، موفق باشن و قدر قابلیت‌هاشون رو بدونن. </description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Mon, 02 Sep 2019 04:42:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژاووی پراگ</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/%D8%AF%DA%98%D8%A7%D9%88%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%AF-ik4lwrjfqekl</link>
                <description>سلام دوباره! امیدوارم حالتون خوب باشه.قبل مطلب؛ چن تا چیز. اولاً این که متن مال ستونم تو ایران‌ورزشی هست. من متنایی که ازم هرروز تو ایران‌ورزشی چاپ می‌شه رو سعی می‌کنم شب چاپ اینجا بذارم. امشب سه چهار تا مطلب از روزای قبل می‌فرستم این‌جا که حالشو ببرید.دوماً هم این‌که اگه به فوتبال داخلی علاقه‌مندید، &quot;پیش‌درآمد لیگ: بررسی تیم‌به‌تیم خارجی‌ها&quot; یه آپدیت سنگین خورد. از بازیکنای جدید تیما مثل میمبلا، میلیچ، جونیور براندائو و غیره هم توش نوشتم. پوزش بابت دیر آپدیت شدن اون مطلب؛ چرا که چند روز به مشکل سنگین اینترنت برخوردم. دومین پیش‌درآمد لیگ رو هم ان‌شاالله فردا-پس‌فردا آپلود می‌کنم.خب؛ بریم بخونیم از تامی آبراهام چلسی که سوپرجام اروپا رو دودستی به رقیب بزرگ آبی‌های لندن تقدیم‌کرد (جاست جوکینگ:)) ):تامی آبراهام؛ بعد شاهکارش تو سوپرجام.کم‌تر بازیکنی در جهان فوتبال پیدا می‌شود که با برچسب &quot;مقصر شکست&quot; مورد عذاب و شکنجه واقع نشده‌باشد. احساس تقصیر بابت ازبین بردن حاصل زحمت‌های کشیده‌شده و عرق‌های ریخته‌شده توسط یک تیم تنها به کسری از ثانیه برای رخنه‌کردن در وجود هر فوتبالیستی نیاز دارد. اهمیتی ندارد که شخص مورد نظر یک شماره26 اسطوره‌ای، یک شماره 18 آینده‌دار، ویا یک شمراه 9 گم‌نام باشد؛ از دست دادن یک موقعیت، ارتکاب یک اشتباه مرگ‌بار در خط دفاعی، ویا هدردادن یک ضربه پنالتی، حتی از یک قهرمان چهره مغمومی می‌سازد که تا مدت‌ها از شرم نگاه هواداران تیم معشوقش، خود را در منزل حبس‌کند.کوین تامارابی (تامی) آبراهام، آخرین قربانی این خودسوزی ناخواسته‌است. از دید طرفداران چلسی، او قرار نبود منجی تیم دست‌وبال بسته‌ئ این فصل آن‌ها باشد. با این حال، مهاجم نیجریه‌ای-انگلیسی آبی‌های لندن با کوله‌باری از انگیزه مهیای خودنمایی برابر دو غول سرخ‌ فوتبال کشورش، یعنی منچستریونایتد و لیورپول شد؛ و مزدی گرفت که با قطره‌های عرقی که در این مدت ریخته‌بود هم‌خوانی نداشت. دربرابر شیاطین سرخ، زمانی که آبراهام در همان دقائق ابتدایی با یک شوت استثنائی تیرک دروازه‌ئ داوید دخه‌آ را به رعشه درآورد، همه امیدوار بودند تا با این بازیکن بلندقامت با نمایش چشم‌نواز خود، خروج آلوارو موراتا از استمفوردبریج را از یاد آن‌ها ببرد.ولی در سوپرجام اروپا، ضربه پنالتی آبراهام با مقاومت آدریان از دروازه لک‌لک‌ها دورشد تا جام قهرمانی به اردوگاه آن‌ها نزدیک‌گردد، دنیا درمقابل چشمانش سیاه شد. پرتوهای امید که تامی از اولدترافولد با خود به استانبول برده‌بود محوشدند؛ گویی خورشید در آسمان زندگی وی جای خود را به ماه داده‌است. اما این شب تیره برای آبراهام نباید به درازا بکشد.فرانک لمپارد، سرمربی امسال آبی‌پوشان لندنی، بزرگ‌ترین حامی وی برای بازگشت به سحر خواهدبود. اعتماد به محصولات آکادمی باشگاه نه صرفاً تنها گزینه پیش‌روی سوپرفرانکی، بلکه خواست قلبی او است. هافبک سابق چلسی با بازی‌دادن به جوانانی نظیر میسون مانت و فیکایو توموری درکنار آبراهام این اعتماد را در اثنای سوپرجام اروپا بروزداد. درحالی که که آمار فنی بازی نشان دادند که دو پای این رقابت در تمامی فاکتورها با یکدیگر برابر بودند و تنها نبرد تن‌به‌تن آبراهام و آدریان تفاوت‌ را رقم‌زد، فرانک لمپارد پس از این بازی با اشاره به پنالتی‌هایی که سابقاً مقابل دروازه‌بانانی نظیر جو هارت، شی گیون و دیوید جیمز به‌بار ننشانده‌بود، به مهاجم شماره 9 خود دل‌گرمی بخشید و به‌ثورت تمام‌قد به حمایت از او برخاست.لغزش مهاجم 21ساله چلسی در استانبول، طرفداران این باشگاه را به‌یاد کابوس پراگ انداخت. شکست در سوپرجام سال 2013 و هفته گذشته شباهت‌های جالبی دارند؛ تساوی 2 بر 2 برابر بایرن‌مونیخ، ورود روملو لوکاکوی جویای نام به‌زمین به‌عنوان بازیکن ذخیره، و از دست رفتن پنالتی آخر چلسی توسط این مهاجم بلژیکی. کتاب داستان آبراهام در استانبول بسته‌نشد؛ همان‌گونه که پراگ نقطه‌ئ پایان لوکاکو نخواهدبود. و همان‌طور که با لیزخوردن جان‌تری در مسکو که پنالتی آخر شیرهای لندن را بر باد داد و عنوان قهرمانی چمپیونزلیگ سال 2008 را به رقیب دیرینه (یونایتد) تقدیم‌کرد، اندکی از محبوبیت 26 فراموش‌نشدنی چلسی کاسته نشد. آبراهام تازه در ابتدای مسیر پرواز است؛ مانند لوکاکوی شش سال قبل. شیرهای دست‌وبال‌بسته لندن در سخت‌ترین فصل دهه 2010 خود پروبال تامی را با تمام وجود خواهندگرفت. فقط کافیست که با همان انیزه سابق به کوشش و پیش‌رفت ادامه‌دهد و منتظر فرارسیدن روز پرواز خود باشد.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2019 22:53:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزارها و میلیون‌هایی که از &quot;یک&quot; کم‌تر بودند</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/navad20anniversary-d56zv9yxeirm</link>
                <description>سلام دوستان گرامی! امشب تولد بیست‌سالگی محبوب‌ترین برنامه تاریخ صداوسیمای کشوره؛ 90 خدابیامرز. برنامه‌ای که عارت بزرگ جام‌جم براش زیادی کوچک بود. به ای مناسبت، من یه متن مفصل درمورد حدودا نوزده‌ونیم سال نود با شما عزیزان به‌اشتراک می‌ذارم. البته نگارش متن خردادماه انجام‌شده و همون ماه تو اولین نشریه ورزشی تاریخ دانشگاه شریف (&quot;حرکت&quot;) که با جمعی از بچه‌های مشتاق راه‌اندازیش کردیم منتشر‌شده؛ اونم به‌عنوان &quot;پرونده ویژه&quot;. قبل این که بریم سراغ متن، من تو دو تا پاراگراف به یه نکته و یه داستان در این باب اشاره می‌کنم که شنیدنش خالی از لطف نیست. ضمن این که مطلب قبلیم درمورد بررسی تیم‌به‌تیم خارجی‌های لیگ برتر  ان‌شا‌الله فردا ظهر یه آپدیت می‌خوره.من اصلا کاری ندارم نود خوبه یا بد. داستان اینه که هر برنامه تلویزیونی‌ای اگه بد باشه با ریزش مخاطبانش باید به ته دره بره؛ و اگه خوب باشه با حمایت بینندگانش باید پابرجا بمونه. البته این جمله برای کشوری که از آزادی رسانه حداقلی برخوردار نیست و توش تلویزیون انحصاری، و آلترناتیوای اون مثل تلگرام و غیره فیلتر هستن صدق نمی‌کنه. تو یه کشور نرمال، اگه شبکه &quot;الف&quot; برنامه محبوبی رو از کنداکتورش خارج‌کنه، شبکه &quot;ب&quot; فرصت‌طلبی می‌کنه و با جذب عوامل اون برنامه یه گل مفت به شبکه &quot;الف&quot; می‌زنه؛ اما تو کشور ایران، صداوسیما چنین نیازی به برنامه نداره؛ برعکس این شوی تلوزیونی هست که آپشنی به‌جز صداوسیما نداره و حیاتش به تنها گزینه موجود وابسته‌س. &quot;صداوسیمای انحصاری&quot; می‌تونه حق‌پخش باشگاه‌ها که مهم‌ترین منبع درآمدشون هست رو نده؛ می‌تونه اجازه پرداختن به این موضوع رو به برنامه‌ای مثل 90 رو نده؛ و اصلا چه‌کاریه؟ می‌تونه برنامه 90 رو برای همیشه تعطیل‌کنه.اردیبهشت‌ماه بود که ما بچه‌های &quot;حرکت&quot; خواستیم دست‌به‌کار بشیم برای جمع‌آوری یه طومار حمایتی برای حمایت از عادل فردوسی‌پور و نود. نتیجه کارمون شد 1500 امضا که ثبت و به سازمان صداوسیما و جناب آقای حسام‌الدین آشنا ارسال شد. این که طومار رو به جناب آقای علی‌عسگری (ریاست محترم صداوسیما) تحویل دادیم و به‌عنوان پاسخ بی‌تفاوتی دریافت‌کردیم طبیعی بود؛ ولی انتظارات ما از آقای آشنا، مشاور رئیس‌جمهور تدبیر و امید عزیزمون که خودم بهش رای دادم یکم بیش‌تر بود. ایشون عضو شورای سازمان نظارت بر صداوسیما بودن؛ و قرار بر این بود که در جلسه‌ای موضوع تعطیلی نود بررسی بشه. دو روز قبل این جلسه طومار رو به ایشون رسوندیم؛ و بعد از جلسه که نمایش مردم‌گرایی آقایون محترم به‌سر اومد، با ذکر جمله &quot;تعطیلی برنامه نود از اختیارات آقای علی فروغی بود&quot; دوستان فاتحه نود رو قرائت‌کردن. این بی‌تفاوتی‌ها بد بود؛ و پوزخند و پشت‌کردن دانشجویانی که علی‌رغم ناراحتیشون از خداحافظی نود، به‌هوای بی‌نتیجه بودن کار ما حتی از زدن یه امضای ساده روی اون طومار دریغ می‌کردن، دردآورتر. ما خودمون توقع نداشتیم این طومار مثل شنل سوپرمن عمل کنه و معجزه‌آسا باشه؛ ولی حق‌طلبی و تلاش برای احقاق خواسته‌های جامعه رو وظیفه خودمون دونستیم و براش قدم ورداشتیم. این که خیلی از دانشجویان الیت کشور این موضوع رو درک‌نکردن و براشون عادی شده که آقایون و زاده‌هاشون برای اونا تصمیم بگیرن، واقعیت ترسناکیه. طوماری که جمع‌کردیم و به خود عادل هم نشون دادیم.من این‌جا واکنش عادل خان به اون پارت توی پاراگراف بالا که درمورد بی‌تفاوتی آقای آشنا نوشتم رو اضافه می‌کنم. منتهی بنا به دلایل شخصی، جمعه بعد (همین‌جا رو آپدیت می‌کنم و اون تیکه رو می‌نویسم). خلاصه که سرتونو درد نیارم. متن رو بخونید و لذت‌ببرید؛))        طلوع در دل شباولین قسمت تاریخ برنامه نود؛ با حضور استاد حاج‌رضاییکمی بیش‌تر از یک سال از پرشور‌ترین دوران فوتبال کشورمان می‌گذشت. کام مردم ایران هنوز از خاطرات برجای‌مانده از حماسه ملبورن و  پیروزی تاریخی برابر آمریکا در جام‌جهانی فرانسه شیرین بود. فوتبال، اعجاز هزاره جدید، گویی شادی و پایکوبی را به ملتی که با تحمل شرایط سخت سال‌های دفاع مقدس بزرگ شده‌بودند دوباره یاد داده‌بود و جای خود را در دل‌های مردم ایران باز کرده‌بود. شب شنبه 23 مرداد 1378 بود. شماری از فوتبال‌دوستان پای تلویزیون‌های 14اینچی معروف آن‌زمان بودند تا اولین نمایش برنامه‌ای را مشاهده‌کنند که قراربود سال‌ها پیوند مردم و فوتبال را عمیق‌تر کند. یک نمای بسته از یک مجری جوان با چشمانی پر از استرس، موهای فرفری کوتاه و لبخندی دلربا که درکنار دو مهمان برنامه و پشت یک میز سبز در یک استودیوی کوچک نشسته بود، اولین قاب برنامه‌ای بود که قراربود عینکی باشد تا فوتبال‌دوستان ایرانی یک شب از هفته را با آن سپری کنند و به تماشای حقائق زشت و زیبای فوتبال ملی و باشگاهی کشور بپردازند؛ آن‌هم در دورانی که ابزار و راه‌های ارتباطی به‌قدری گسترش نیافته‌بودند که مردم قادرباشند در هر لحظه با آسودگی خاطر به تازه‌تزین اخبار و مطالب در زمینه‌های مختلف دسترسی داشته‌باشند. بی‌شک خلاقیت، ریسک‌پذیری و ذکاوت وی نقش بسزایی در پشت سر گذاشتن چالش‌های این راه داشته‌است. با این حال، دغدغه‌های  هدفمند عادل ارزشمندترین دارایی وی در این دو دهه بودند که برنامه نود را به جایگاه والای کنونی‌اش رساندند.عادل فردوسی‌پور 25ساله، مترجم سابق روزنامه ابرار ورزشی، و گزارشگر تازه‌کار ورزشی که چهره‌اش پس از گزارش چند بازی جام‌جهانی 1998 شناخته‌تر نیز شده‌بود، هم‌زمان با آغاز دوره ماقبل‌آخر لیگ آزادگان از نخستین قسمت برنامه نود رونمایی‌کرد. در نگاه اول شاید این برنامه نوپا یک ایده اقتباس‌شده از برنامه‌های نقد و بررسی ورزشی مشهور فوتبال جهان به‌نظر بیاید؛ ولی کافیست نگاه بعدی را به فضای رسانه ورزشی در دهه 70 و به دغدغه‌ها و اهداف عادل بیندازیم. آتش شور و اشتیاق مردم به فوتبال از هر زمانی شعله‌ورتر شده‌بود و شیوع تب فوتبال در ذهن و قلب ایرانیان شدت بیشتری به‌خود گرفته‌بود. این امر به همان اندازه که خود فوتبال ایران را به‌سوی حرفه‌ای‌گرایی سوق می‌داد، مشوقی برای رسانه‌های داخلی بود که ظرفیت‌های خود را جهت تغذیه خبری افزایش‌دهند و سلایق ورزش‌دوستان را پوشش‌دهند. به‌علاوه، سازمان صدا و سیما که در دهه هفتاد اقدام به افزایش تعداد شبکه‌های تلویزیونی‌اش نمود، برای ساخت برنامه‌های تلویزیونی مخاطب‌پسند و مطابق با استانداردهای روز دنیای رسانه در زمینه‌های مختلف در ابتدای مسیری طولانی قرارداشت. در چنین فضایی عادل فردوسی‌پور و تیم رسانه‌ای‌اش بنای عظیمی را در سیمای ملی ساختند که شکوه آن حتی در دهه‌های بعد پابرجا ماند. بی‌شک خلاقیت، ریسک‌پذیری و ذکاوت وی نقش بسزایی در پشت سر گذاشتن چالش‌های این راه داشته‌است. با این حال، دغدغه‌های  هدفمند عادل ارزشمندترین دارایی وی در این دو دهه بودند که برنامه نود را به جایگاه والای کنونی‌اش رساندند. در ادامه این پرونده، مروری به این دغدغه‌ها خواهیم‌داشت.        رسالت نود؛ فراتر از یک اتاق شیشه‌ایطبیعتا احساس نیاز به وجود رسانه‌ای که جزئیات متن و حاشیه مسابقات مختلف و حتی وقایع بیرون زمین را برای همگان به‌تصویر کشیده و بررسی‌کند، اولین جرقه برای شکل‌گیری نود را در ذهن عادلی زد که برنامه‌های تلویزیونی مشابه در کشورهای اروپایی (از جمله برنامه معروف Match of the day) را به‌شدت دنبال می‌کرد؛ ولی مجری بلندپرواز این داستان، از همان ابتدا پا را فراتر گذاشت و رسالت بزرگی را برای بذری که در باغ رسانه ملی کاشت تعریف‌کرد؛ برنامه نود قراربود دادگاهی باشد برای بررسی مسائل مهم و مشکوک به فساد در فوتبال کشور؛ دادگاهی که قاضی آن خود مردم باشند. بنا بر این بود که این برنامه نوظهور در راس رسانه ورزشی کشور به شفاف‌سازی در موضوعات گوناگونی ازقبیل تبانی در بازی‌ها، رشوه، شرط‌بندی، جادوگری، لابی‌گری برای حضور در لیست تیم‌های ملی و حتی حضور افراد متفرقه در مقام‌های مدیریتی فوتبال کشور. بلی! عادل فردوسی‌پور از همان روز اول تلاش‌کرد تا زشت و زیبای فوتبال ایران را به گونه‌ای متوازن به مخاطب نشان‌دهد. وی و همکارانش همان‌طور که با ساخت آیتم‌های حماسی سعی در ترغیب بیشتر بیننده به فوتبال و جذابیت‌های آن داشتند، در شناخت مفسدین فعال در این ورزش محبوب در کنار مخاطبین نود بودند و برای آگاهی فوتبال‌دوستان ایرانی از حقائق این ورزش محبوب از چیزی فروگذار نبودند.         شهرزاد فوتبال و قصه‌های دوشنبهپــا بـــه دهــه هشتاد گذاشتیم. برنامه نود جایگاه خود را در سیمای ملی تثبیت کرده‌بود و نه‌تنها برای شبکه سه، بلکه حتی برای شب‌های دوشنبه به یک برند تبدیل شده‌بود. انتظار برای شروع برنامه در ساعتی که در کنداکتور ذکر شده‌است، معطلی 20 تا 30 دقیقه‌ای و سپس شنیدن عذرخواهی عادل بابت تاخیر به‌وجود‌آمده و قول‌دادن برای پخش سروقت برنامه از هفته آتی، شاید برخی از ما را اندکی کفری می‌کرد؛ ولی هنگامی‌که این برنامه چشم ما را تا پاسی از شب به جعبه جادویی می‌دوخت، ما به‌قدری از خود بی‌خود می‌شدیم که بدقولی این ‌هفته و هفته ‌بعد عادل را با هم فراموش می‌کردیم. گفت‌وگوی زنده با دو کارشناس خبره جای خود را به کارشناسی داوری بازی‌ها، مصاحبه‌های حضوری، و مباحثه‌ها و مناظرات حضوری و تلفنی -که بیشتر اوقات به یک جنجال لفظی داغ تبدیل می‌شدند.- دادند. با اعمال این تغییرات مثبت در روند برنامه نود، مغز ما هر دوشنبه شب به گونه‌ای اشباع می‌شد که دیگر جایی برای اطلاعات بیهوده دیگر نبود؛ حتی برای دانستن این که ساعت 2 شب است و ما باید فردا صبح زود از خواب بیدار شویم و خود را آماده رفتن به مدرسه/ دانشگاه/ محل کار کنیم. در آستانه شروع فصل هشتم نود، او (عادل) به خبرنگار شبکه یک که به‌شوخی از وی پرسیده‌بود &quot;آیا قصد استراحت ندارید؟&quot; با این جمله جواب داد: &quot; من فکر می‌کنم کار برای خودم استراحت خوبی است.&quot;.         استراحت خوبتلاش مداوم برای تحقق بلندمدت یک هدف، هر آدمی را از پای درمی‌آورد؛ مگر این‌که آن شخص عاشقانه با رویای تحق اهدافش مشتاقانه زندگی ‌کند. چنین آدمی اراده‌اش به‌جای قلبش برایش می‎تپد و او را سرپا نگه‌ می‌دارد. عادل در کوتاه‌ترین زمان ممکن  به مخاطبان نود اثبات کرد که برای نگه‌داشتن فرزندش در اوج- آن‌هم به‌مدت دو دهه- به‌اندازه کافی دیوانه است. با گذشت زمان، نه تنها استودیوی برنامه بزرگ‌تر و مدرن‌تر می‌شد، بلکه آیتم‌های نود نیز به پختگی بیش‌تری می‌رسیدند. عادل فردوسی‌پور نیز با تجربه‌اندوزی، سال‌به‌سال بر مهارت خویش در اجرای یکی از طولانی‌ترین برنامه‌های زنده تاریخ صدا و سیما می‌افزود. در آستانه شروع فصل هشتم نود، او به خبرنگار شبکه یک که به‌شوخی از وی پرسیده‌بود &quot;آیا قصد استراحت ندارید؟&quot; با این جمله جواب داد: &quot; من فکر می‌کنم کار برای خودم استراحت خوبی است.&quot;.         عادل و نود: پا به پای هم، بالاتر از قلهپیشرفت برنامه‌ای که دست‌رنج یک تیم رسانه‌ای خبره به سرپرستی عادل فردوسی‌پور بود، با پیشرفت خود عادل در هر دو عرصه مجری‌گری و گزارشگری توام شد. دانشجوی جوان رشته صنایع دانشگاه شریف که 6 سال قبل از پایه‌گذاری نود برای نخستین بار و با تلفظ نام کامل &quot;پله&quot; در مسابقه هفته- که تا دهه 80 با اجرای خوب مرحوم منوچهر نوذری برگزار می‌شد- اطلاعات فوتبالی خود و عشق ورزی‌اش به این رشته ورزشی را به ‌رخ بینندگان تلویزیونی کشید، با پیاده‌سازی سبک ساده اما دلربای خود در گزارش‌های دیدارهای مهم، ازجمله چند شهرآورد و فینال جام‌جهانی 2002، نام خود را به ‌عنوان برترین گزارشگر دهه 80 مطرح کرد. بزرگ‌ترین ویژگی در گزارش عادل این بود که برخلاف اغلب همکاران حال و سابقش در این عرصه، وی حساسیت بسیار زیادی در ارائه اطلاعات سرشار و صحیح درمورد مسابقه برگزارشده، به‌خصوص تلفظ صحیح نام بازیکنان خارجی، به‌خرج می‌دهد. هم‌چنین، عادل که خود عشق به فوتبال دیوانگی با آن را در زندگی‌اش معنا کرده‌است، می‌تواند با انتقال احساس درونی خود نسبت به هر مسابقه و وقایع درون مستطیل سبز با ساده‌ترین لحن و کلمات، لذت مخاطبینش از هر بازی را دوچندان کند. با این‌ وجود، این گزارشگر لاغراندام و دوست‌داشتنی، هم‌چنان بخش عظیمی از محبوبیت خود را مدیون موفقیت نودی بود که دیگر به داشتن بیننده‌های میلیونی عادت کرده‌بود.        قاب‌هایی که به نوه‌هایمان سوغاتی خواهیم‌دادبرنامه نود و ماجرایش در طول دو دهه فعالیتش، یک کلکسیون از ژرف‌ترین احساساتی بود که یک انسان در زندگی می‌تواند به ‌آن دست‌ یابد؛ دقیقاً مثل خود فوتبال. بغض تلخ محمد مایلی‌کهن از پشت خط که عادل فردوسی‌پور را &quot;کیروشی‌پور&quot; خطاب کرده و وی را عامل عقب‌ماندگی فوتبال کشور معرفی می‌کرد، با آرامش ناب عادل که پاسخ می‌داد: &quot; شما برای من همیشه آقای مایلی‌کهن هستید.&quot; و با لبخند جوکروار معروفش به جمله خود زینت می‌بخشید، درمی‌آمیخت.  خشم امیر قلعه‌نویی در هنگام روانه‌سازی تهمت‌هایش به عادل در یک کنفرانس مطبوعاتی که آتش آن، روز بعد به سکوهای آبی ورزشگاه آزادی که شعار &quot;فردوسی‌پور دلاله، دشمن استقلاله&quot; را سر می‌دادند نیز کشیده‌شد، صداقت عادل در واگذاری مردم در قضاوت عملکرد نود را درپی داشت. حس رضایت هوادار متعصب سپاهان که سر کری‌خوانی فوتبالی با رفیق صمیمی پرسپولیسی‌اش، مرتکب قتل غیرعمد شد و پس از سپری‌کردن 10 سال در زندان، با گلریزان برنامه نود و حمایت مالی بینندگانش از بند رها شد، با رنجی که در رنگ سپید موهای آن هوادار پنهان‌بود  تضادی عاشقانه می‌ساخت. شکایت هواداران تراکتورسازی از این که نتایج نظرسنجی پرهوادارترین باشگاه ایران با ریاضیات متفاوتی محاسبه شده‌اند و سیستم پیامکی برنامه پیامک‌های مردم تبریز را رد می‌کرد تا تراکتور بعد منچستر اول نباشد، خنده را بر لبان تماشاگران برنامه می‌نشاند. از آن‌سو، خنده‌های علی‌اکبر ملکی (عضو سابق هیئت‌مدیره استقلال) و سردرگمی سیدمهدی رحمتی نهفته بود و شرایط تأسف‌بار آبی‌های پایتخت در آن زمان را بازتاب می‌داد. جسارت عوامل برنامه در پخش آیتمی که گوینده‌اش با یک متن شبیه به اشعار رپ و به بی‌حال‌ترین شکل ممکن صعود معجزه‌آسای پرسپولیس به فینال آسیا را روایت می‌کرد، بی‌تفاوتی را در وجود مردم تقویت می‌کرد.جدیت خاص علی کریمی در زمان مناظره رودررو با محمدرضا ساکت و به چالش کشیدن عملکرد وی و فدراسیون فوتبال تجلی محبوبیت &quot;هشت شاکی&quot; پرسپولیسی‌ها بود. شادی کودکان و نوجوانان مناطق دورافتاده ایران که محمدحسین میثاقی نزد آنان می‌رفت تا از صدا و تصویر آنان قسمتی از شاهکار هنری نود را بسازد، به گونه‌ای خود را در قاب جادویی تلویزیون جای می‌داد که گویی خورشید و ماه را در دست راست این عاشقان بی‌بضاعت فوتبال قرار داده‌بودند. تلفق این احساسات طی این سال‌ها اثر هنری بی‌بدیلی را پدید آوردند که فوتبال‌دوستان ایرانی را هفته‌ای چندساعت با اشک‌ها و لبخندهای فوتبال کشور همراه می‌ساختند و فارغ از زندگی شخصی خود، در جهانی مشترک با میلیون‌ها هم‌وطن خود گردهم می‌آوردند.        سال 90، سال نودبی‌شک اوج محبوبیت عادل فردوسی‌پور به‌عنوان نماد مبارزه رسانه با انواع گوناگون فساد و دخالت نابجا در فوتبال همین سال بود؛ سیزدهمین سال فعالیت نود. دستاورد باشکوه دانشجوی سابق دانشگاه صنعتی شریف که حال استاد درس زبان تخصصی صنایع در همین دانشگاه شده‌بود، ریشه‌هایش در خاک قلب مردم سفت شده‌بود و حضور میلیونی مردم در نظرسنجی‌های هفتگی‌اش ستون اتکای آن بود. در سال 90، پرداختن برنامه نود به پرونده‌های بحث‌برانگیز فوتبالی به اوج خود رسید.اولین و مهم‌ترین این پرونده‌ها درمورد انتقال تیم‌های تهرانی به شهرستان‌ها بود. در آن زمان، تیم‌های تهرانی پاس و پیکان با دخالت برخی نمایندگان وقت مجلس به‌ترتیب به همدان و قزوین منتقل شده‌بودند و هردو با شرایط بحرانی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. در بحبوحه فصل 89-90 لیگ برتر نیز سناریوی مشابهی برای بخشیدن تیم قدیمی و ریشه‌دار نفت تهران به شهر اراک طراحی شد. پیش از سال 90، عادل فردوسی‌پور یک گفت‌وگوی تلفنی با جناب آقای محمود احمدی بیغش، نماینده مجلس هشتم، برقرار کرده‌بود که با سخنان مغلطه‌آمیز ایشان درمورد جایگاهش مواجه‌شد و ضمن تاکید بر این نکته که برنامه او کاملا ورزشی است و ارتباطی با جهان سیاست ندارد، با شجاعت این پاسخ به‌یادماندنی را به ایشان داد: &quot;دین و ایمان فقط مال شما نیست آقای محترم! دیگران هم دین و ایمان دارند و این مسأله کاملا شخصی است.&quot; در خردادماه سال 90 و در انتهای فصل، و در حالی که که با سقوط هر دو باشگاه قربانی طرح انتقال به شهرستان به لیگ آزادگان به‌اتمام رسید، طولانی‌ترین مناظره زنده شبانه تاریخ تلویزیون ملی کلیدخورد.حضور دو نماینده مجلس موافق و مخالف، رای قاطع 91درصدی مردم به زیان‌بار بودن این طرح و پخش صحبت‌های صاحب‌نظران، ازجمله جناب آقای علی‌آبادی، رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی، همه و همه به بقای تیم نفت در تهران  و جلوگیری از ابتلای آن به سرنوشت تلخ پاس، پیکان و صباباتری رأی می‌دادند. پیش‌تر در این مطلب اشاره‌ کرده‌بودم که برنامه نود قراربود دادگاهی با قضاوت مردم- و نه شخص عادل فردوسی‌پور- باشد. این مسئله، بزرگ‌ترین نمود این دادگاه باشکوه بود؛ جایی که مردم از حقانیت یه باشگاه فوتبالی دفاع‌کرده و مانع ورود سیاست به ورزش جهت بهره‌برداری شخصی و شاید گروهی شدند. فشارهای مردمی ایجادشده طی این برنامه چندماه بعد مسبب این شد که هیئت دولت در جلسه‌ای انتفای هبه تیم مردمی مس سرچشمه ( که در آن سال به لیگ برتر راه یافته‌بود) به همدان را مصوب‌کند.البته این داستان تنها جنجال بزرگ آن سال نود در راستای دفاع از حقوق فوتبال نبود. مهرماه همان‌سال، عادل فردوسی‌پور به مقابله دوباره با ورود سیاست در ورزش برخاست و انتصاب اعضای سیاسی هیئت مدیره سرخابی‌های پرطرفدار پایتخت را به سوال کشید. سردار محمد رویانیان از نیروی انتظامی و ستاد حمل‌ونقل سوخت به صندلی مدیریت باشگاه پرسپولیس رسیده‌بود. آقایان لطف‌الله فروزنده دهکردی، محمدحسین نژادفلاح، مقداد نجف‌نژاد (که خاطره حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا 2006 به‌علت اهمال کادر وی از ذهن هواداران قلب‌آبی هنوز در اذهان باقی مانده‌بود)، و امیدوار رضایی ازجمله دیگر سیاست‌مردانی بودند که به مناصب ورزشی سرخابی‌ها رسیده‌بودند. رویارویی لفظی نماینده فوتبال‌دوستان در برنامه نود با این اشخاص گردوخاک عظیمی برپاکرد. عادل تحت حمله لفظی شدید آقای علیرضا دهقان، عضو کمیسیون تربیت‌بدنی مجلس قرارگرفت که با صراحت تمام و روی آنتن سخن از تهدید مجری برنامه به‌میان آورد. سردار رویانیان سعی‌داشت با توجیه‌های دست‌وپا شکسته سابقه خود را به دنیای ورزش مرتبط‌کند. امیدوار رضایی نیز صبح روز بعد استعفای خود را تقدیم هیئت‌مدیره باشگاه استقلال کرد.عادل فردوسی‌پور خطاب به آقای فروزنده، معاون سابق ریاست‌جمهوری: «شما فقط به دلیل سوابق سیاسی و حمایت نهادهای قدرت به عنوان عضو هیئت مدیره انتخاب شده‌اید و این‌گونه انتخاب مدیران، به حذف همه نیروهای متخصص ورزشی منجر شده‌است.» در دی‌ماه نیز پرونده بزرگ دلالی در فوتبال ایران روی میز و تلویزیون استودیوی نود رفت و نوک پیکان اتهام‌های متعددی اشخاص بسیارزیادی را نشانه‌گرفتند. حسین هدایتی مدعی‌شد که محمود یاوری کارکشته برای سرمربیگری استیل‌آذین به‌نوعی غیرمستقیم و ازسوی سازمان لیگ به وی تحمیل شده‌است. این درحالی‌بود که قوانین آن‌سال لیگ برتر (محدودیت سرمربی‌گری در بیش از دو تیم در یک فصل) محمود یاوری را از پذیرفتن هدایت هر تیم لیگ‌برتری در آن برهه ممنوع کرده‌بودند. هدایتی بر این باور بود که شخصی قدرتمند در فدراسیون دستور سقوط استیل‌آذین را داده‌بود. محمود یاوری نیز روی خط شدیداً از مشکلات اخلاقی شدید بازیکنان این تیم گلایه‌کرد. مربی سابق باشگاه نیروی زمینی رشوه همین استیل‌آذین برای خرید امتیاز میزبانی تیمش در پلی‌آف دسته یک را مطرح‌کرد که حتی با حمایت فدراسیون هم همراه شده‌بود. البته این داستان انگشت اتهام را روی اشخاص متعددی ازجمله آقایان محمدمهدی نبی، عباس ترابیان، فریدون معینی ار فدراسیون فوتبال و حتی علی پروین و دامادش قرارداد. حجت زادمحمود، بازیکن سابق سپاهان و گسترش‌فولاد از نقش یکی از بازیکنان شاهین بوشهر در انتقال بازیکنان به این تیم گفت.         ماموریت‌های ناتمامبرنامه نود، فرزند کسی که خود را فرزند رسانه ملی می‌پنداشت (و شاید هنوزهم بپندارد)، دیگر تنومند و بارور شده‌بود. عادل فردوسی‌پور پس از سال 90 هم رسالت بزرگ خود و برنامه‌اش را ازیاد نبرد و موارد جنجالی بی‌شماری را برای مردم شرح‌داد؛ به‌امید این‌که از این راه بتواند هم‌چنان در کاهش و حل‌وفصل این موارد موثرباشد. با این وجود، انتقاداتی به این برنامه وجوددارد؛ چرا که مردم دغدغه‌های قابل‌توجهی در حوزه فوتبال دارند که نود- به هر دلیل موجه یا غیرموجهی- هیچ‌گاه آن‌طور که باید به آنان نپرداخت.مهم‌ترین این مسائل، بحث حق پخش تلویزیونی است. فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و باشگاه‌های ایرانی برای پخش دیدارهایشان در داخل کشور گزینه‌ای غیر از صدا و سیما دراختیار ندارند. این انحصار، خودآگاه یا ناخودآگاه به تنها رسانه تلویزیونی ملی کشور این حق را داده‌است که از پرداخت رقم واقعی حق پخش باشگاه‌ها خودداری‌کند. این درحالی است که باشگاه‌های فعال در لیگ‌های معتبر جهان نیمی از درآمد خود را از طریق همین حق پخش دریافت می‌کنند. چنان‌چه در ایران نیز امکان دریافت این حق پخش مهیا بود، حتی با وجود شرایط نابسامان اقتصادی کشور، باشگاه‌های داخلی قادربودند بسیاری از نیازهای خود در زمینه‌های مختلف را در بهترین سطح ممکن فراهم نمایند. عادل فردوسی‌پور به گفته خودش، در دوسال اخیر در تلاش بود مناظره‌ای میان سران صدا و سیما و نمایندگانی از فوتبال باشگاهی کشور ترتیب‌دهد؛ ولی مسئولین رسانه ملی ظاهرا هیچ‌گاه برای حضور دربرابر دوربین‌های نود اعلام آمادگی قطعی نکردند. پرداختن به موضوع ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه‌ها دیگر انتظار برآورده‌نشده از نود بود. شاید نتوان با صراحت تمام گفت که این تصمیم که سال‌هاست در اکثر اماکن ورزشی کشور اجرایی می‌شود، صحیح است یا غلط؛ ولی واضح‌است که برای دست‌یابی به نقطه‌نظر مشترک در این مقوله، نیاز به درک ابعاد اهمیت این مسئله در زمینه اجتماعی و حقوق بانوان و ایجاد گفتمان میان موافقین و مخالفین این تصمیم است. عادل فردوسی‌پور به‌طور شخصی بارها حمایت خود از حق حضور خانواده‌ها برای تماشای مسابقات فوتبال را با کلام بیان نموده‌است؛ ولی هیچ‌گاه آیتمی جهت ایجاد مباحثه ثمربخش پیرامون این بحث تدارک‌ندید. وی حتی پس از فینال سال گذشته لیگ قهرمانان آسیا که با حضور گزینشی(!) بانوان در ورزشگاه آزادی همراه‌شد چهره این بانوان را به‌تصویر نکشید. انتقادات دیگر از نود حتی در برهه کنونی که این برنامه در اوج مظلومیت خود قراردارد وارد می‌گردند؛ مانند جهت‌گیری بیش از اندازه عادل در حمایت از کارلوس کی‌روش و عدم حمایت وی از مسعود شجاعی، کاپیتان محبوب تیم ملی، در ماجرایی که سال گذشته وی را برای مدت کوتاهی از تیم ملی دور نگه‌داشت. با این حال، قابل درک است که خطا و اشتباه از هر انسان، مجموعه و گروهی ممکن‌است سر بزند. به‌جا بودن انتقاداتی که در این مدت طولانی درباره برنامه نود وجودداشت، چیزی از ارزش بالای زحمات صادقانه و خالصانه تیم اجرایی پربیننده‌ترین برنامه دو دهه اخیر رسانه ملی کم نمی‌کند.        از 90 تا 18؛ و سپس صفربرنامه نود واردسال بیستم حیات خود شد. آیتم‌های قدیمی و جدید برنامه، صدای عادل، جنجال‌های لفظی که با سکوت توام با رضایت مجری برنامه درمی‌آمیختند و یک سمفونی نانوشته را شکل می‌دادند، همه مانند صدای گیتار بودند. با گذشت زمان، نه پیرتر، بلکه جاافتاده‌تر می‌شدند و بیش از پیش دل از شنونده می‌ربودند. خاطره‌ها از گزارش عادل، از برنامه نود بی‌شمار بودند و دست از خلق‌شدن برنمی‌داشتند. عادل گویا مطمئن‌بود که برای دوام نود، داشتن رضایت مردم به‌تنهایی کفایت می‌کند و نیازی به در امان ماندن از دست دیکتاتورها و شاهنشاه‌ها نیست.در مراسم قرعه‌کشی، در کنار عادل، جواد نکونام، پژمان منتظری، و لوئیز فیگو نشستیم تا به‌ تماشای افتادنمان در گروه مرگ بنشینیم و یکی‌از زیباترین بهت و افسوس های زندگی‌مان را تجربه‌کنیم. در &quot;بیست‌هجده&quot; نیز با عادل هم‌راه بودیم و در کنار ساموئل اتوئو پیروزی یوزپلنگان برابر شیران مراکشی را دیدیم و شب را بر روی ابرها به صبح رسانیدیم. در بازی اسپانیا قرار بود میزبان خوبی برای کارلس پویول باشیم؛ ولی صاحبان دیوار وی را به داخل صدا و سیما راه‌ندادند. عادل شاکی‌شد؛ مذاکره‌کرد؛ قهرکرد و خودش هم تا پیش از فرارسیدن نوبت رزم تیم ملی در برنامه‌اش حاضرنشد. وقتی‌هم حاضرشد، گویی همه‌چیز را از او گرفته‌بودند. ناراحت‌تر از پویولی بود که قراربود به اسپانیا بازگردد و از بی‌مهری و بی‌احترامی‌ای که در ایران با او شد- و بی‌شک شایسته این برخوردها نبود- دم‌بزند. ما هم با عادل رنجورشدیم؛ به‌قدری که از یادمان برود همین که هنوز عادل را داریم غنیمتی بزرگ است؛ بی‌آنکه بدانیم زمستان سختی در راه است... .        و اینک، والامقام علی‌شاه!زمستان، پرده غمناک فصل‌های پر از فرازونشیب نود، در سال 97 فرارسید؛ ولی نه در دی‌ماه؛ بلکه در میانه بهاری که نسیمش جوان 30ساله و ماجراجویی را از درب‌ ورودی و باغ‌های مجلل جام‌جم ردکرد و به صندلی آهنین ریاست بر سازمان صداوسیما رساند. آقای علی فروغی، رئیس جدید این سازمان، پیش‌تر سابقه مجری‌گری و سردبیر در دانشگاه تحصیل خود، دانشگاه امام صادق(ع)، و هم‌چین مستندسازی را داشته‌است. با ورود وی به صداوسیما قرارنبود گردوخاک برپا شود؛ زیرا هنوز کسی از آتشی که زیر خاکستر قرارداشت خبرنداشت. برمی‌گردیم به داستان تلخ پویول و بیست‌هجده. ارباب خاکستر ارزش‌ها را به‌آتش می‌کشد. برای شیدایی این آتش مهیب نیز فقط کافیست خاکسترها از روی کنارروند؛ مانند آن‌چه در داستان پویول رخ‌داد. محبوبیت خریدنی نیست؛ نه؟!اختلافات عادل و علی فروغی، نبرد مردم‌گرایی و یک‌جانبه‌گرایی بود؛ نبردی که در زمین وسیع سازمان صداوسیما و ساعاتی پیش از سوت آغاز دیدار تاریخی ایران و اسپانیا کلیدخورد. پس از ماجرای پویول، چندماهی اوضاع آرام‌گشت؛ ولی در انتهای آخرین نود مردادماه، فوتبال‌دوستان آگاه‌شدند که این آرامش خود نذیر طوفانی سهمگین بود. فشار دولت‌مردان، مدیر شبکه سه را مجاب به جلوگیری از پخش آیتم جنجالی مربوط به دیدار فصل گذشته نساجی قائمشهر و خونه‌به‌خونه بابل کرده‌بود. عادل فردوسی‌پور در اعتراض به این تصمیم مداخله‌جویانه، با بیان این جملات واکنش نشان‌داد: «می خواهم یک چیزی بگویم که هم شما و هم بچه های شبکه احتمالا شوکه می‌شوید؛ اما امشب برنامه را نیم ساعت زودتر تمام می‌کنیم. ما برای این بحث نیم ساعت زمان گذاشته‌بودیم؛ اما همچنان این تصاویر اجازه پخش ندارد.» این اقدام قهرآمیز عادل، دوباره آتش اختلافات میان وی و علی‌شاه شبکه 3 را برانگیخت. این‌بار، برای دیدن پرده بعدی نبرد لازم‌نبود مدت زیادی منتظر بمانیم.لغو برنامه نود در مهرماه به بهانه‌ی پخش دیدارهای نه‌چندان پربیننده لیگ ملت‌های اروپا، سکانس بعدی جنگ نود و علی فروغی را رقم‌زد. مصاحبه‌عادل به مذاق علی‌فروغی خوش‌نیامد و وی بیش از یک‌ماه از تهیه برنامه نود محروم‌ماند. در این زمان و در اوج تنش میان این دو، گزارش بازی پرسپولیس و السد فرصت خوبی برای عادل بود تا طعنه بعدی را به علی فروغی بیندازد. کافی‌بود وی گزارشش را با جمله «سلام خدمت شما مردم باوفا!» آغازکند. این کنایه‌ها، ایستادگی‌ها و اجبارناپذیری‌ها، هریک تاوانی داشتند. مدیریت شبکه 3 سیما، دیگر به‌وضوح و با بهانه‌های واهی درپی این بود تا از زمان پخش نود بکاهد یا آن را تماماً به هفته‌آتی موکول‌کند. زمستان هم‌چنان ادامه‌داشت. جشنواره سالیانه جام‌جم و رقابت برسر عنوان برترین برنامه شبکه 3 سیما آخرین پرده این تنش باخت-باخت بود.عادل خان: برای سختی‌هایی که امسال کشیدم منقلب شدم، ولی این جایزه که لطف مردم و سازمان بود، مثل یک اکسیر است و تمام غم‌هایم را کنارمی‌گذارم.                آن هزارها و میلیون‌هاحضور میلیونی هواداران فوتبال داخلی در نظرسنجی‌های متعدد برنامه نود همواره سند محکمی بر محبوبیت آن بودند. با این حال، فضای تنش میان عادل فردوسی‌پور و علی فروغی به‌قدری داغ و شایعه‌خیز شده‎‌بود که رأی مردم به این برنامه در جشنواره جام‌جم بیش از هر زمان دیگری حیاتی بود. بینندگان صداوسیما با قاطعیت تمام «نود» را به‌عنوان برترین برنامه شبکه 3 سیما انتخاب‌کردند. حتی داستان دست‌بردن در آرای مردمی نتوانست ابری باشد که جلوی تشعشع پرتوهای محبوبیت نود را بگیرد. تقلبی که پیش از این‌که به‌سود برنامه نوپای «برنده‌باش» باشد، به‌ضرر نود بود، خیلی زود آشکارشد و به‌لطف ورود نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مربوطه، ازجمله وزارت محترم ارتباطات، از آرای مردم به‌خوبی صیانت‌شد. افسوس که پس از این اتفاق، نه جست‌وجو برای یافتن مقصر اصلی داستان تقلب در آرا رنگ و بوی جدی به‌خود گرفت؛ و نه شبکه 3 سیما مطابق خواست اکثریت تماشاگرانش ادامه‌یافت. سخن‌رانی پر از کنایه عادل آتش سوزانی در نهان خود داشت. تشکر معنادار مجری دوست‌داشتنی نود از حامیان پرشمار دست‌رنج بیست‌ساله‌اش، و اشاره بر این که در سال 97 حتی در رسانه‌ای که در آن سال‌هاست که کار می‌کند به وی بی‌مهری شد، به‌طوری بر قلب رئیس حاشیه‌دوست شبکه جوان نشست که وی را مجاب‌ساخت تا پلن زد را اجراکند . به‎‌شکلی بی‌سابقه نظر مردم را پشت گوش خود بیندازد.پخش برنامه نود متوقف‌شد. دیگر گزارش بازی‌ای فوتبال به عادل فردوسی‌پور داده نمی‌شد. برنامه فوتبال120، دیگر دست‌آورد جذاب عادل در مدت حضورش در سازمان صداوسیما، حال تنها پل ارتباطی میان عادل و دوست‌دارانش بود. بینندگان برنامه نود حیرت‌زده بودند؛ چرا که نمی‌توانستند حساب‌کنند چند سال به عقب بازگشتند. اصلاً آیا تا به حال شب‌های دوشنبه بدون نود را تجربه کرده‌بودند؟ آن‌ها با ترس از تداوم این غم تلاش کردند صدای خود را از هر دری که مانده‌بود به مراجع نظارت برسانند.اینم یه عکس شوآف‌طور از خودم، در حال نشون‌دادن طومار به عادل خان (من اونیم که بهش نمیخوره من باشم:)) )مخاطبین پرشمار نود تعداد قابل توجهی نظرات خود را در سامانه مربوط به ... در شورای نظارت بر صداوسیما (scib) ثبت‌کردند. جامعه روزنامه‌نگاران و خبرنگاران طوماری حمایتی تدوین‌کرده و آن را بیش از هزار امضا تقدیم ریاست محترم سازمان صداوسیما کردند. مدت اندکی بعد، خانواده بزرگ دانشگاه صنعتی شریف این کار را تکرارکردند و بیش از هزار امضا تقدیم جناب آقای عبدالعلی علی‌عسگری کردند. شریفی‌ها یک گام نیز برداشتند و رونوشتی از نامه خود را برای جناب آقای حسام‌الدین آشنا، مشاور ریاست جمهوری و عضو شورای نظارت بر صدا و سیما فرستادند؛ به‌امید این که در جلسه پیش روی این شورا- که قرار بر بررسی ماجرای تعطیلی نود نیز بود- از خواسته برحق آنان دفاع‌شود؛ پس از این جلسه، شورا نیز پاسخ تمامی این درخواست‌های متعدد را با یک جمله ساده داد: «تعطیلی برنامه‌های صدا و سیما از اختیارات مدیران ارشد سازمان صدا و سیما است.». جای مردم در این جمله چقدر خالی بود؛ مردمی که سال‌ها جنگیدند تا دیکتاتوری شاه ستم‌گری را سرنگون سازند که عمل علیه خواسته‌های ملت خود (و یا بدون توجه به خواست عامّه مردم) را حق خود می‌پنداشت. این حق مردم نبود که در رسانه‌ای که نام «ملی» را یدک می‌کشد، گرفتار یک‌جانبه‌گرایی علی‌شاه شوند. این حق مردم نخواهدبود که چو 1400 آید، نود هم پیش آنان نباشد.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2019 01:46:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌درآمد لیگ نوزدهم (1): لژیونرها</title>
                <link>https://virgool.io/@therealsamuel/iplpreview01-wddrzvxld6l2</link>
                <description>سلام به همگی! عید قربان و غدیر پساپس (و پیشاپیش) مبارکتون باشه. مسئولین فوتبالمون هم به شیوه خودشون به ما بابت این روزای فرخنده عیدی و تبریک فرستادن؛ به‌سبک خودشون، یه عیدی عادی که غیرعادیش کردن: اعلام تاریخ شروع لیگ برتر. از امروز تا زمان شروع لیگ برتر یه‌سری مطلب کلی درمورد لیگ نوزدهم میذارم که این اولیشه. بنا به مصلحت، بررسی تیم به تیم رو میذارم برای بعد از شروع هفته اول لیگ.این نکته رو بگم که از نوشتن متن با لحن رسمی و نوشتاری خوشم میاد؛ ولی اینجا نه! تو ویرگول خودمونی بنویسم راحت‌ترم!طبیعتا همه بازیکنایی که این بالا می‌بینید تو لیگ نوزدهم حضور ندارن:)))خب بریم سر اصل مطلب! درمورد بازیکن خارجی تو لیگ برتر یه تکیه‌کلامی هست که میگه: &quot;بازیکن خارجی هندونه دربسته‌س.&quot; کلا عملکرد باشگاه‌های ایرانی تو جذب بازیکن خارجی همیشه یه حالت رندوم داشته. یعنی بگیرنگیر خیلی بالا! می‌پرسید چرا؟ دلایل بسیار مختلفه. یه دلیلش دخالت بالای دلالاس که هممون تا حدی ازش می‌دونیم و... بگذریم! دلیل دوم اقتصاد شکوفای ممکلته که محرومیت باشگاه‌های ایرانی از منابع درآمد طبیعی مثل حق‌پخش، تولیدی پوشاک و غیره اثر این اقتصاد گل‌&amp;بلبل رو روی تیمای ایرانی بیش‌تر جلوه میده. در نتیجه، تمایل باشگاه‌ها به جذب گزینه‌های ارزون قیمت و بازیکن آزاد بیش‌تر می‌شه. بازیکنایی که چندین ماهه تیم ندارن، اخیرا مصدومیت شدیدی داشتن، اسیر حواشی شدن و به‌شدن افت کردن، و غیره به تیمای ما لینک میشن. دلیل سوم، شرایط خاص کشور از لحاظ اجتماعیه. فقط بحث تفاوت‌های مذهبی- که باعث می‌شه بازیکنای خارجی بدون خونوادشون بیان ایران، یا خواوادشون تو کشور احساس راحتی نداشته‌باشن- نیست. یه مسئله مهم زبانه؛ که به‌خاطر سطح بالای تحصیلات بازیکنان مملکت، زبانشون عمدتا قوی نیست و وقتی می‌خوان با یه خارجی ارتباط برقرار کنن مثل یه دوست خوبی در جواب ?How are you می‌گن: Yes. علت‌های دیگری هم وجود دارن. گفتم که این علت‌ها بسیارن. با این وجود، ما با دیدن تیمای آسیایی دستمون اومده که برای موفقیت تو سطح باشگاهی بین‌المللی و حتی پیشرفت لیگمون نیاز به نیروی خارجی و کلا ارتباط با جهان فوتبال بیرون داریم. حالا آقای م.ت هرچقدر بخوان بگن: &quot;در خود کشور ما از ظرفیت‌های بالایی بهره‌مندیم.&quot; دیدیم که رومارینیوی الاتحاد یه‌تنه دفاع ذوب‌آهنو نابودکرد. یا امثال بغداد بونجاح، بافتیبی گومیس، کایو لوکاس و مدحی بن‌عطیه با تیمای ایرانی و غیره چه کردن. از یه‌طرف، با دلار 12هزار تومنی خرید بازیکن خارجی خوب سخت‌تر شده. تازه، دست اون دلالا بازشده که با یه سناریو حتی به باشگاه‌های پرطرفدار مملکت یه بازیکن بنجل بندازن و مدیرام شرایط قابل درک اقتصادی مملکتو علم عثمون کنن. اما با این وجود، روند ورود خارجی باکیفیت به لیگ ایران شیب صعودی داره. باشگاه‌ها به نسبت بضاعتشون دنبال جذب بازیکن خارجی هستن که سطحشون از لیگ برتر بالاتر باشه. خب؛ مقدمه‌چینی بسه دیگه! بریم به‌صورت &quot;تیم‌به‌تیم&quot; به لژیونرهای لیگ نوزدهم نگاهی بندازیم ببینیم چه‌خبره!سپاهان اصفهان: &lt;&lt;کی‌روس استنلی، ولادیمیر کومان، گئورگی گولیسیانی&gt;&gt;کی‌روس اسنتلی (اونور عکس)، ولسیانی (اینور عکس)همه نگاهای ما به پرسپولیس، استقلال، و تراکتور بود که برای بازیکن خارجی هزینه کنن؛ ولی سپاهان فعلا یه سور به این تیما زده. این شاهکار امیر قلعه‌نویی بود که سه تا خارجی تاپ به لیگ ایران آورد؛ و حالا داره از هر سه‌تاش تو سپاهان استفاده می‌کنه.زمان حضورش توی ذوب‌آهن، ژنرال سابق کی‌روس (که خیلی دوست داریم کیروش صداش کنیم!) رو از یه تیم توی سری D برزیل و ولسیانی رو از دینامو تفلیس که یکی از بهترین باشگاه‌های گرجستانه به تیمش اضافه‌کرد. خرید کی‌روس حسابی دردسرساز شد؛ چون اون اصلا شرایط حضور تو لیگ ایران رو نداشت (طبق قوانین بازیکنای خارجی اگه تو دو سال اخیر توی تیم ملی کشورشون یا لیگای معتبر که فدراسیون مشخص کرده تعداد مشخصی بازی انجام ندن نباید باهاشون قرارداد بسته‌بشه)؛ ولی به هر ترتیبی که شده با ریش‌سفیدی اجازه حضورش تو ذوب صادر شد. این مدلی که &quot;آقا قراردادشو بسته دیگه کاریش نمیشه کرد. بذارین بچه بازیشو بکنه.&quot; اما کی‌روس خودشو خیلی خوب نشون‌داد و با موفقیتش موجب روی‌آوردن تیمای دیگه به مهاجم سرزن و قدبلند خارجی شد. (چیزی که نمونه‌داخلی خیلی نداره؛ مثل علی قربانی و آرمان رمضانی) ولادیمیر کومانولسیانی فصل قبل رو تو نساجی گذروند و یکی از بهترین مدافعای لیگ بود. کی‌روس هم که تو سپاهان با 16 گل زده به‌طور مشترک با شیمبا آقای گل شد؛ و الان ارزش ترانسفرمارکتش به 1میلیون یورو رسیده. اما زردوطلایی‌ها یه خرید خوب دیگه هم داشتن: ولادیمیر کومان؛ اولین مجارستانی تاریخ فوتبال ایران. بازیسازی که سابقه بازی تو سمپدوریا و موناکو رو تو کارنامه‌ش داشت و از آداناسپور ترکیه به سپاهان اومد؛ و تو آقای‌گل شدن کی‌روس و آمار جالب‌توجه خط حمله سپاهان نقش خیلی موثری داشت. سپاهان با کی‌روس و کومان قرارداد یک‌ساله بست. همین موضوع اونا رو برای تمدید با این دو خیلی به دردسر انداخت و باعث‌شد اونا یه بخش خوبی از پیش‌فصل لیگو از دست بدن؛ اما به‌لطف تعویق بی‌سابقه لیگ انتظار آمادگی بالا رو می‌تونیم از همین اول ازشون داشته‌باشیم. خرید ولسیانی هم همون ابتدای لیگ نهایی‌شد تا سهمیه غیرآسیایی نائب‌قهرمان دوره قبل لیگ خیلی زود پر بشه. بعیده سپاهان بخواد یه بازیکن آسیایی به کادر بازیکناش اضافه‌کنه؛ هرچند که آقای تابش احتمالش رو کامل رد نکرده.تراکتورسازی تبریز: &lt;&lt; یوکیا سوگیتا، مازولا، ویلیام میمبلا&gt;&gt;مارسلینو جونیور لوپز آرودابرخلاف انتظارات عامه، عملکرد آقای زنوزی تو خرید بازیکن خارجی ورای فاجعه بود. لینکی که ایشون با بریتانیای کبیر زده‌بود پای یه‌مشت خارجی رو به فرودگاه یادگار تبریز بازکرد که الان همشون پی زندگی خودشون رفتن. یان توشاک ولزی (مربی اول فصل قبل تی‌تی‌ها) و پسرش خیلی زود استعفا دادن. هری لی فورستر فصل شروع نشده به ماشین‌سازی تبعید شد؛ و اونجا که بود، به بهونه عروسی خواهرش رفت و دیگه هیچ‌وقت برنگشت. هری لی اروین جلو ذوب‌آهن هتریک کرد، افسرده شد و تو فصل پائیز برگشت خونه‌ش. آنتونی استوکسم خودشو به افسردگی زد و با اروین رفت که برگردوندنش؛ اما ته فصل فرارکرد و رفت آداناسپور. کوین کنستانت که اومدنش به تراکتور خیلی سروصدا به‌پا کرد قراردادش مشروط به این بود که سلامت قلبش تأئید بشه؛ که هیچ‌وقت تأئید نشد. از بین دو سرمربی و هفت بازیکن خارجی که تو تیمای آقای زنوزی بودن، تنها یه بازیکن تو تبریز موندگار شده: یوکیا سوگیتاسوباسا اوزارا؛ چیزه ببخشید؛ یوکیا سوگیتاشما اگه شنیده‌باشید هم یادتون نمیاد؛ ولی فدراسیون فوتبال ایران و ژاپن قرارداد خواهرخواندگی بستن؛ بدین معنی که هر بازیکن ژاپنی که توی لیگ ایران بازی کنه (ویا برعکس) سهمیه خارجی محسوب نشه! تراکتوری که آسیایی نشد هم می‌تونه از این قانون استفاده‌کنه؛ ولی ظاهرا براشون مهم نیست خیلی. به‌هر‌حال، سوگیتای 26ساله پارسال از دالکورد سوئد (که امسال به سطم دوم سقوط‌کرد) به تراکتور اومد. اون تا حالا برای تیم‌ملی ژاپن بازی نکرده- و بعیده بازی کنه-؛ ولی تو اسپانیا مدتی لژیونر بوده. درخشش سوگی تو تبریز یکم دور از حد انتظارات بوده. اون تو پست وینگر چپ و هافبک پشت مهاجم نمایش‌های خوبی رو برای تراکتور ارائه‌داد؛ و امسالم قراره به روند خوبش ادامه‌بده. تراکتور دنیزلی تا این‌جای کار یه خارجی دیگه هم گرفته: مازولا (که اسم کاملشو اون بالا نوشتم) که تو هرررر پست هجومی توانایی بازی داره. بازیکن گرون‌قیمتی هست؛ ولی پارسال تو سری بی برزیل کلا یه گل زد! البته هم‌تیمی‌های جدیدش از عملکردش تو تمرینا خیلی تعریف می‌کنن. اگه مصدومیت حزئیش رفع‌شه، هفته اول خواهیم‌دید چطور بازیکنیه این مازولا؛ ولی فعلا اگه تو گوگل سرچ کنید مازولا، براتون عکس روغن سرخ‌کردنی میاره (آتویی که پرشورای تبریزی می‌تونن از الآن از مازولا داشته‌باشن:)) )ویلیام میمبلا کاسرسو اما سومین خرید تبریزیا که 26 مرداد ازش رونمایی شد؛ ویلیام میمبلا! هافبک بازیساز پرویی که توی تیم چهارم لیگ پرو (از در پشتی) بازی می‌کرد؛ یونیون کومرسیو. بازیکن ثابت بود؛ ولی تو یه تقریباً نیم‌فصل فقط یه گل زد و دو تا پاس‌گل داد. هیچ‌وقت هم پیراهن تیم‌ملی کشورش رو نپوشیده. البته تو لیگ 2018 (از می تا آگوست برگزار شد) با 8 گل زده نفر دوم جدول بود که با توجه به مهاجم نبودنش فوق‌العاده محسوب می‌شه. باشگاه تراکتور هم با &quot;مارادونای پرویی&quot; خطاب‌کردن میمبلا سر شوخی رو باهاش خیلی زود باز کرده. به هر حال ان شا الله که در مورد این بازیکن 27 ساله حق با تراکتوری‌ها باشه.ظاهرا لینکای امسال مسئولین تراکتور به لیگ پرو زده شده که در نوع خودش جالبه. ظاهراً چهارمین و آخرین بازیکن خارجی تی‌تی‌ها هم از لیگ پرو میاد؛ برناردو کوئستای آرژانتینی. گرچه شایعات پیرامون پیوستن امانوئل آدبایور معروف به تراکتور هم ضعیف نیستن، بحث خرید مهاجم 30ساله ملگار پرو جدی‌تر به‌نظر می‌رسه. کوئستا زمستان پارسال به ملگار برگشت و یکی از کاپیتان‌های این تیمه. اون تو سه بازی از 12 بازی خودش تو این فصل لیگ پرو هت‌تریک کرده که مهم‌ترینش برابر اسپورت کریستال، تیم دوم لیگ بوده که به‌تنهایی یه سه امتیاز سخت رو برای تیمش که سیزدهم جدوله به ارمغان آورد. الآن هم آقای گل مسابقات باشگاهی پرو محسوب می‌شه.پرسپولیس تهران: &lt;&lt;بشار رسن، بوژیدار رادوشویچ، جونیور براندائو&gt;&gt;بشار رسندرمورد سرخابیا خیلی توضیح نمیدم؛ چون خودتون می‌شناسیدشون؛))اگه تو ایران یه تیم باشه که به بازیکن خارجی احتیاج چندانی نداشته‌باشه، اون پرسپولیسیه که بیش‌ترین تعداد ملی‌پوش رو تو لیگ داره. لیست بلندبالایی که تو تابستون اسم حسین کنعانی و وحید امیری هم بهشون اضافه شده. اونا تحت مشکلات شدید مالی هستن و از طرفی، جایی برانکو بهشون فشار زیادی آورد و مجبور شدن مقداری هم برای سرمربی جدیدشون، گابریل کالدرون دست به جیب شن. مهاجم نه‌چندان محبوبشون، ماریو بودیمیر، از تیم جدا شد و بعد از برگشتن به کرواسی بارها تیم سابقشو تهدید به شکایت به فیفا سر همون همیشگی (پرداخت مطالبات) کرد. اونا براب نگه‎داشتن دو تا لژیونر دیگه‌شون، یعنی بشار رسن و بوژیدار رادوشویچ هم حسابی اذیت شدن.بشار 22ساله که یکی از ستونای رقیب جام‌جهانی ایران، یعنی عراق، هست، خیلی اهل گلزنی نیست. اون بیشتر تکنیک و خلاقیتشو در اختیار تیم قرار میده. سطح بالای بازیش + اخلاق‌ حرفه‌ایش که اونو از خیلی از عراقیای سابق لیگ ایران متمایز می‌کنه جای شماره 5 ارتش سرخو تو قلب هوادارای تیم خیلی بازکرد. موندن بشار تو پرسپولیس کلی حاشیه به‌همراه داشت؛ ازجمله دروغی که سر تمدید قراردادش تو عید سرهم شد. ولی تهش بشار موند تا با رفع مصدومیت پارسالش به قرمزای تهران کمک کنه برای پوکر قهرمانی.بوژیدار رادوشویچرادو تنها دروازه‌بان دوم خارجی فوتبال ایرانه که سه‌سال در عین متانت نیمکت‌نشین علی بیرو شد و فقط 18بار توی چارچوب دروازه پرسپولیس وایساد؛ ولی هوادارای سرخ‌دل حساب ویژه‌ای روش باز می‌کنن. انگیزه رادو از موندن تو قهرمان سه‌دوره اخیر لیگ اینه که بعد ترانسفرشدن بیرو- که دیر و زود داره؛ ولی سوخت‌وسوز نداره- گلر اول تیم بشه؛ که این اتفاق شاید لزوما نیفته.جونیور براندائوعلاوه بر این دو، پرسپولیسیا دنبال جذب یه مهاجم تمام‌کننده بالفطره خارجی هم بودن که پس از کلی کشمکش یکی گیر آوردن! اونا اول کارشون تونستن با نرمین هاسکیچ (آقای گل سابق صربستان) به توافق مالی نرسن و مودیبو مایگا، هم‌بازی سابق کاوه رضایی تو شارلروا رو بیارن ایران تا بعد تست پزشکی متوجه‌بشن که جنس تقلبیه:))) گزینه بعدی گابریل کالدرون برای تقویت خط آتش تیم، جونیور براندائوی 23ساله هست (رسانه‌ها به‌اشتباه گفتن 24). بازیکنی که سال 2018 تو اتلتیکو گویاننسه 9گل زده و الآن تحت قرارداد لودوگورتس بلغارستانه. جونیور تو تیم بلغاری خیلی موفق نبود و زودی پرچ نیمکت‌ شد.  ارزش ترانسفرمارکتش هم این اواخر از 1.5 میلیون یورو به زیر 1 میلیون یورو سقوط‌کرد. این که قرارداد قرضیش با پرسپولیس بند خرید اجباری داره یا نه، خبرش که بیاد میگم؛ ولی دست‌مزدش 500هزاردلار خواهدبود.استقلال تهران: &lt;&lt;شیخ دیاباته، هروویه میلیچ&gt;&gt;عکس تزئینی:))پسران آبی خیلی زود قید منشا و ایسما، دو خارجی جنجالی فصل قبلشون رو زدن. پاتوسی هم تو امارات تاکسی گرفته‌بود که بره هتلی که علی خطیر توش بود و باهاش برای فصل بعد به توافق برسه؛ ولی وقتی سوار شد دید راننده وینفرد شفره و... :)) طارقم بعد از یه زنجیره پیوسته از قهروآشتی‌ها تو همون سفری که علی خطیر به دوبی داشت تا پاتوسی رو نگه‌داره با معاون ورزشی اسبق آبی‌های پایتخت برای فسخ قرارداد به‌توافق رسید و درنهایت به الاسماعیلیه مصر پیوست. منشا هم رفت عجمان تا جای خالی مامه تیامو پرکنه. ایسما هنوز تیم آینده‌ش مشخص نیست.شیخ تیدیانه دیاباتهآبی‌های تهران تا این‌جای کار تنها یه بازیکن خارجی جذب‌کردن: شیخ دیاباته. مهاجم مالیایی که اخیرا تو بنه‌ونتوی ایتالیا و الامارات امارات آمار گلزنی خوبی داشته. (تو الامارات تعداد گل‌هاش نزدیک به تیام بود.) توی ترانسفرارکت هم ارزش این بازیکن 3 میلیون یورو درج‌شده که خرید بازیکنی با این ارزش تو لیگ برتر ایران بی‌سابقه‌س! (دقت‌کنید که حقوق سالیانه بازیکن به‌مراتب کم‎تر از این رقمه.) حالا اون می‌خواد یاد و خاطره فونیکه‌سی، گلزن مالیایی سابق نفت آبادانو زنده‌کنه.هروویه میلیچخرید بعدی آبی‌ها که قرارداد سالانه 100هزاردلاری‌ش احتمالاً 27 مرداد رسمی بشه، هروویه میلیچ، مدافع چپ سابق ناپولی هست. بازیکنی که سبک بازیش به ووریا غفوری خیلی شبیهه. میلیچ هرچی باشه از گزینه‌های قبلی مدنظر باشگاه مثل درامه و پاولوویچ کارنامه امیدوارکننده‌تری داره. همین که زمستان 2018 به عضویت ناپولی در اومد و شاگرد مائوریتیسو ساری شد یعنی بازیکن قابلیه. نیم‌فصل اخیر ولی توی تیم کروتونه حاضر در سری‌ب ایتالیا بازیکن فیکس نبود و بازی 90دقیقه‌ای خیلی نداشته. توی تیم‌ملی کرواسی هم میلیچ تنها یه‌بار در سال 2014 بازی رسمی انجام‌داده؛ مقدماتی یورو 16، برابر مالت. کامل‌هم بازی‌کرد و کشورش هم 2 صفر رقیب نه‌چندان مطرحش رو برد.با اعلام رسمی امیرحسین فتحی، مدیرعامل استقلال، در تاریخ 27 مرداد، استقلال یه هافبک بازیساز یا مهاجم سایه خارجی هم به‌خدمت خواهدگرفت که آخرین خریدشون تو این تابستون شلوغ و پرحاشیه خواهدبود.ذوب‌آهن: &lt;&lt;ابوآبووی باکر، ماکالی کریسانتوس&gt;&gt;ماکالی کریسانتوسذوب‌آهن که تنها نماینده باقی‌مونده تو لیگ قهرمانان آسیای 2019 بود، هر دو بازیکن خارجی خودشو ازدست داد. ماریون سیلوا که مدنظر علی‌رضا منصوریان نبود؛ و کریستین اوساگونا که علی‌رغم درخشش توی دور گروهی و پلی‌آف و با شاهکاری که مدیران ذوب به‌خرج دادن و باهاش چدماهه بستن، نزدیک به 500هزار دلار برای فصل جدیدش از تیم خواست و چون این مبلغ در توان ذوب نبود، این بازیکن هم از جمع گاندوها خداحافظی‌کرد. ذوب‌آهن برای فصل پیش‌رو دو مدافع نیجریه‌ای به‌خدمت گرفت.ابوابووی باکرباکر، مدافعی که فصل قبل فیکس تیم القادسیه کویت بود، خرید خوبی به‌نظر می‌رسید؛ ولی تو بازی‌های رفت‌وبرگشت جلوی الاتحاد حتی تو لیست 18نفره سبزهای اصفهان قرارنگرفت تا ذوب با مدافع‌های ایرانیش بره و جلوی ببرهای جده گل‌بارون بشه. اما ماکالی، فعلا تنها خارجی لیگ برتره که ازش رونمایی شده. اون تو بازی برگشت از اول جلوی الاتحاد به‌میدان رفت؛ به‌لطف مصدومیت احسان پهلوان و ارسلان مطهری تا انتها تو زمین موند؛ و علی‌رغم این که بازیش جای بهتر شدن داشت، گل سوم ذوب رو هم زد. کریسانتوس خودشو مهاجم قلدری نشون داد؛ دقیقاً مثل هم‌وطنش، گادوین منشا. بازیکنی که با سرعت و تنومندیش مدافع‌های رقیبو تو دردسر میندازه؛ ولی مثل منشا تمام‌کننده قهاری نیست.گاندوهای دوست‌داشتنی قبل بازی‌های یک‌هشتمشون تو آسیا تیمو کامل بستن؛ اما حالا که به الاتحاد باختن و حذف‌شدن، مدیرعامل باشگاه، سعید آذری، گفته که یه خارجی دیگه هم می‌خوایم جذب‌کنیم.فولاد خوزستان: &lt;&lt; لوسیانو پریرا، موسی کولیبالی&gt;&gt;لوسیانو پریرا یا همون شیمبافولادی‌ها از بین لژیونرهای فصل پیشش تاکافومی آکاهوشی، زیه دیاباته، و رافائل مسی رو بیرون‌کرد و فقط آقای گل مشترک فصل قبلش رو نه‌داشت؛ لوسیانو پریرا ملقب به شیمبا. پریرا توی 35سالگی دست به کار بزرگی زد. اون توی 7 بازی آخر فولاد 9 گل زد و ضمن تکرار تجربه شیرین ساسان انصاری تو گلزنی تو n دیدار متوالی برای فولاد، خودشو انداخت وسط رقابت آقای‌گلی که بین کی‌روس و علی علیپور در جریان بود. در نهایت، تعداد گلاشو با کی‌روس برابر کرد. اون تو تمرینات پیش‌فصل فولاد هم خوش‌درخشیده و آماده عرض‌اندام تو نوک خط حمله تیم جواد نکو هست.موسی کولیبالی (شانسی عکس جفت فولادیا رو با پیراهن سپاهان گذاشتم:)) )و اما دومین خارجی فولاد تو لیگ نوزدهم؛ موسی کولیبالی. موسی که پارسال برای اولین بار تو لیگ برتر کشورمون زیرنظر یه مربی غیر از عبدالله ویسی (تو نفت مسجدسلیمان) بازی‌کرد، به‌خاطر این که تیمش تو منطقه سقوط بود خیلی به‌چشم نمیومد؛ ولی هم‌چنان یه مدافع وسط تنومند و کلاس‌بالا به‌حساب میاد. کولیبالی امسال تنها چند روز بعد از این که با یه برگه و تو دفتر باشگاه نفت MIS عکس‎‌گرفت تا سران این تیم ادعا کنن موسی با ما تمدید‌کرده، خیلی شیک و مجلسی با فولاد قراردادشو امضاکرد تا اسم چهارمین تیم ایرانی‌ش رو تو رزومه‌ش بنویسه. موسی کولیبالی و شیخ دیاباته‌ی استقلال دو بازیکن مالیایی این فصل فوتبال ایران خواهندبود.فولاد ممکن هست که بازیکن خارجی سومی هم بگیره؛ اما ظاهرا جواد نکونام اصرار داره که بازیکن خارجی باید به‌صورت تستی توی تمرینات تیم شرکت‌کنه. این در حالیه که خیلی وقته که بازیکنای خارجی که حاضر می‌شن بیان تو ایران تست بدن یا نظر سرمربی رو جلب نمی‌کنن، یا تو تیم جدیدشون موفق عمل نمی‌کنن. بازیکن خارجی باکیفیت زیر بار تست‌دادن تو یه باشگاه نمیره و می‌گه اگه با کارنامه‌م حال می‌کنی با من ببند؛ وگرنه خدانگهدارت.پارس جنوبی جم: &lt;&lt; فرناندو ده‌خسوس، مگنو باتیستا، کاخابر کاکاشویلی&gt;&gt;فرناندو ده‌خسوسبعد از سه‌سال همکاری مهدی تارتار و پارس جم پایان‌یافت. جانشین تارتار، فراز کمالوند، با یه گونی خرید و یه طومار از بازیکنای خروجی کل تیمو شخم‌زد که تو مطلبای بعدی ازش خواهم‌نوشت. پارس جم که پارسال هیچ بازیکن خارجی‌ای نداشت، سه تا بازیکن خارجی جذب‌کرد که قبلاً آقافراز باهاشون تو گسترش فولاد کار کرده‌بود.مگنو باتیستا آلوزفرناندو ده‌خسوس که اونو با قهرمانی شگفتی‌آورش با استقلال خوزستان به‌یاد میاریم، تو 35سالگی فصل درخشانی رو با تیم دوم آتازنوزی سپری‌کرد. ده‌خسوس پارسال 8 بار کلین‌شیت کرد تا تیم فصل قبلش صاحب ششمین خط دفاع برتر لیگ هجدهم بشه. اون و مگنو باتیستا، هافبک دفاعی فصل قبل پیکان، از بازیکنای مورد علاقه کمالوند بودن که توی فصل آتی هم نقش به‌سزایی برای بوشهری‌ها ایفا خواهندکرد. کاخابر کاکاشویلی (باورتون میشه این عکس برای یه‌ماه پیشه؟!)سومین و احتمالا آخرین خارجی این فصل جمی‌ها کاخابر کاکاشویلی هست؛ مدافع گرجستانی که همین تابستون به تیم سابقش ماشین‌سازی برگشت (اون موقع که ماشین‌سازی گسترش فولاد بود کاخا توش بازی می‌کرد.)؛ ولی بعد از شکست سنگین سبزای تبریز جلوی استقلال تو یه دیدار دوستانه به‌همراه پاول ماتیاش (گلر تستی که البته تو تیم ملی قرقیزستان هم بازی می‌کنه) از اون تیم دیپارت (به‌غلط توی کشور جا افتاده &quot;دیپورت&quot;) شد؛ و این اواخر هم به پارس جم پیوست. نکته جالب تو قرارداد خارجی‌های پارس جنوبی جم اینه که طبق ادعای کمالوند این قراردادا به ریال (و نه دلار/یورو) ثبت شدن. اگه این حرف درست باشه، جمی‌ها سنت‌شکنی بزرگ، مثبت، و نه‌چندان آسونی انجام‌دادن.شاهین شهرداری بوشهر: &lt;&lt;ماکسیم ویلیتایا، لوکا گادرانی&gt;&gt;لوکا گادرانیبه‌لطف شرایط اقتصادی کشور و البته نمایش فوق‌العاده گئورگی ولسیانی، گرجستان به‌عنوان یه بازار ارزون‌قیمت تبدیل به یه هدف جذاب برای تیمای ایرانی شده. گرجستانیایی که زمستون پارسال جذب تیمای ایرانی شدن (روما چاچوآ، لاشا توتادزه، لوکا نوزادزه) حضورشون تو ایران خیلی طول‌نکشید و کیفیت بالایی نداشتن. حالا نوبت کاخا و دو تا گرجستانی جدیده که کشف عبدالله ویسی هستن. ویسی توی استقلال خوزستان هنر خودش تو روکردن لژیونر رو با جذب موسی کولیبالی و فرناندو ده‌خسوس نشون‌داد. همین موضوع ما رو به موفقیت دو خرید جدیدش تو بوشهر دلگرم می‌کنه.ماکسیم ویلیتایااولین خرید شاهین عبدالله گواردیولا، ماکسیم ویلیتایای 33ساله‌ای بود که پارسال، تو رقابت‌های مقدماتی چمپیونزلیگ/لیگ اروپا دروازه‌بان دوم و تو لیگ گرجستان تو بازی‌هایی که تو ترکیب تیمش بود، کاپیتان بود. تو جام شهدا نمایشش مورد انتقاد واقع‌شد. کم‌اشتباه نبود. ولی ویسی پاش وایساد و گفت بهش ایمان دارم. جمله جالب دیگه ویسی درمورد ویلیتایا که شندنش خالی از لطف نیست: &quot;ما دنبال گلر بودیم. دروازه‌بان ایرانی از ما 1.5 میلیارد می‌خواست. ما هم رفتیم با 450 میلیون ویلیتایا رو آوردیم.&quot;و اما خرید دوم؛ لوکا گادرانی که تحریریه ورزش‌سه بهش گفته &quot;ولسیانی جدید&quot;. مدافع 22ساله‌ی روستاوی که پارسال عضو تیم‌ملی زیر21 گرجستانم بود. البته پارسال لوکا نوزادزه و روما چاچوآ تو شرایطی مشابه با گادرانی به سپیدرود ملحق‌شدن؛ ولی بازیاشون رضایت‌بخش نبودن. ببینیم چه میکنه این گادرانی... گل‌گهر سیرجان: &lt;&lt;کوین جانی جانسن، جفرسون تاوارس&gt;&gt;کوین جانی جانسنبگل‌گهری که با وینکو بگوویچ قهرمان دسته‌یک شد، این چند وقت به‌طرز عجیبی داره خوب کار میکنه تو خرید بازیکن خارجی. گزینه‌های ارزون‌قیمت و خوش‌کارنامه به‌خوبی توسط باشگاه کشف و جذب می‌شن. اولین اونا کوین جانی جانسن بوده که تو خبرکزاری‌ها به‌اشتباه اسمش رو جانسون رد کردن. هافبک‌دفاعی سابق تیم‌ملی زیر21 هلند و فاینورد بوده که نیم‌فصل قبل تو سطح دوم فوتبال هلند تو باشگاه میان‌جدولی &quot;کامبور&quot; بازیکن ثابت بوده. سال قبلشم تو نایمخن (تیم سابق علیرضا جهانبخش) برای صعود به اردیویژه می‌جنگید که اونجا بیشتر به‌عنوان یار تعویضی میومد تو زمین. این رزومه خیلی خوبه؛ برای تیمی که تازه لیگ‌برتری شده. البته دو بازین هلندی قبلی تاریخ فوتبال ایران دوران موفقی نداشتن (کالینز جان تو مس سرچشمه، داناوان دیکمن تو نفت) شاید تقدیر برای کوین طور دیگه‌ای رقم‌خورد.جفرسون تاوارس داسیلوادومین خارجی نماینده کرمان که انتقالش به این تیم تقریباً (و نه کاملاً) نهایی شده جفرسون هست. مهاجم قدبلند برزیلی که سال 2018 توی لیگ بولیوی یکی از برترین گلزن‌ها بوده؛ اما تو سال جدید میلادی تو تیم &quot;مولودیه&quot; مراکش عملکرد خوبی نداشت. با این حال، می‌شه به موفقیتش توی لیگ برتر امیدوار بود.ماشین‌سازی: &lt;&lt;ادووارد مانشا، آبل عیسی کامارا&gt;&gt;با یه باخت دوستانه برابر استقلال، سرمربی ماشین‌سازی (رسول خطیبی) دو تا خارجی جدیدش، کاخابر کاکاشویلی و پاول ماتیاش قرقیزستانی رو دیپارت کرد. از فصل قبل هم، علاوه بر ده‌خسوس که به بوشهر رفت، جای کویتونگو (رفیق صمیمی آنخل گومز منچستر) رو هم به‌علت بی‌انضباطی فرستاد پیش استوکس اینا.ادواردو مانشاپس از واقعه، خطیبی فقط ادوارد مانشا رو نگه‌داشت؛ مدافع چپ/وسط 23ساله برزیلی که فصل پیش تو تیم مطرح بیرکیرکارا تو لیگ مالت بازیکن ثابت بوده (گرچه تیمش فصل فاجعه‌ای رو سپری‌کرد) و همین فیکس‌بودنش تو حتی لیگ درندشت مالت ما رو امیدوار به درخشش تو لیگ برتر ایران می‌کنه؛ البته با توجه به سن کمش. مانشا قبلاً بازیکن گوارانی برزیل واقع در سری‌ب این کشور هم بوده؛ ولی خب به‌عنوان یه بازیکن جوان اونجا بهش چندان بازی نرسید. آبل عیسی کاماراغیر از مانشا، با خرید آبل کامارای 29ساله هشتمین تیم لیگ مملکت شدن که مهاجم خارجی استفاده می‌کنه. رسانه‌ها اطلاعات ناقصی از این بازیکن دادن. اسمش رو &quot;عیسی کامرا&quot; ذکر‌کردن؛ که اونور آب بیش‌تر بهش &quot;آبل&quot; میگن تا عیسی. گفتن 5 تا بازی ملی تو تیم‌ملی گینه داره؛ که البته منظورشون گینه بیسائو بوده. گفتن تو 21 بازی برای جوانان پرتغال 5 گل زده که ما تصحیحش می‌کنیم (8 بازی، 2 گل). توی بلننسس پرتغال عجب دورانی داشت! حتی تو چند دیدار، برای این تیم با بازوبند کاپیتانی داخل زمین شد. (همین دو سال پیش این اتفاقا افتاد.) ولی پارسال سر از پاولودار قزاقستان و الازیگ‌اسپور ترکیه (تو لیگ یک این کشور حضور داره.) درآورد و کلا یه گل تو قزاقستان به‌ثمر رسوند. آبل سال قبلش هم توی لیگ قبرس تونسته جلوی خودشو بگیره و خیلی گل نزنه. امیدوارم گسترش فولاد سابق رو برای سنت‌شکنی و برگشتن به دوران اوجش انتخاب کرده‌باشه.باقی تیم‌ها چه می‌کنن؟از این‌جا به بعد عکسو فاکتور بگیریم:))پیکان مگنو باتیستا رو به پارس جم انفاق‌کرد و مارکو ووکسویچ رو که جانشین مهدی شیری شده‌بود حفظ‌کرد.سایپا تنها خارجیش، ساموئل سارفو رو از قفس آزاد کرد تا این مدافع غنایی خشن راهی الخلیج عربستان بشه؛ تیمی که تو سطح دوم فوتبال سعودی حضور داره.نفت آبادان هر چهار خارجیش رو به اضافه سرمربی سال قبلش، پائولو سرجیو ازدست داد. شاید برای دراگان اسکوچیچ بخوان بازیکن خارجی بگیرن؛ گرچه تحریم‌های نفتی کار رو برای مدیران باشگاه سخت کرده. مدیرعامل باشگاه هم طی یه مصاحبه جالب گفته: &quot; خارجی‌های که بهشون آفر می‌دیم فکر می‌کنن توی ایران هم مثل عراق جنگه!&quot;نفت مسجدسلیمان هم بعد از جداشدن موسی کولیبالی ظاهرا به‌فکر خرید دو مهاجم خارجی افتاده.نساجی هم ظاهرا بعد از پر دادن بازیکنای خارجیش برنامه‌ای برای خرید لژیونر نداره.پدیده که نماینده شرق ایران تو لیگ قهرمانان آسیای 2020 هست، اواخر سال قبل یه وینگر نیگاراگوئه‌ای به‌اسم چاواریا گرفت که با همون بازیکن تمدید کرد؛ ولی بازیکنای خارجی مدنظر یحیی جذب نشدن. دو تا بازیکن هم تستی به محل تمرین تیم اومدن که رضایت گل‌محمدی رو جلب‌نکردن. سرمربی پدیده گفته که اگه خارجی باکیفیت پیدا کنیم یکی دیگه هم به تیم اضافه می‌کنیم.جمع‌بندیتا الان 26 تا بازیکن خارجی توی لیگ نوزدهم حضورشون قطعی شده. تراکتور، استقلال، ذوب‌آهن، و نفت‌ها قطعاً، و پدیده و فولاد شاید خارجی جدید جذب‌کنن. تنها تیمی که از هر 4 سهمیه خودش فول استفاده می‌کنه تراکتور خواهدبود. نکته جالب دیگه این‌که فقط دو تا بازیکن آسیایی توی لیگ نوزدهم توپ می‌زنن؛ سوگیتا و بشار. تنها تیم‌هایی که قطعا با یه تیم کاملاً تولید داخل پا به دوره جدید مسابقات فوتبال داخلی می‌ذارن، نساجی و سایپا خواهندبود. البته سایپا شرایطش خاصه و اگه حتی بنده حقیر همین‌جا بگم سایپا شاید لژیونر جذب‌کنه، 3 میلیون میره رو قیمت پراید.نکته آخراین پست مکررا ویرایش و آپدیت می‌شه؛ تا زمان پایان نقل‌وانتقالات تابستونی.هر خبری که شد، اینجا کار می‌کنیم. + یه‌سری اشتباه تایپی ریز که به بزرگواری خودتون ببخشید؛ ولی پیداشون کنم، ویراستاری می‌شن.</description>
                <category>سام ستارزاده</category>
                <author>سام ستارزاده</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 02:16:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>