<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارسا عباسی مفرد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@thisis_fredi</link>
        <description>ترجیح میدادم کاوشگر، جهانگر، نجار، مجسمه ساز یا مکانیک میشدم. اما الان فردی هستم که شغلم توسعه دهنده وب و کارشناس SEO هستش و دارم سعی میکنم تاسی که برام اومده رو به بهترین نحو بازی کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:23:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2454033/avatar/HhkkRC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارسا عباسی مفرد</title>
            <link>https://virgool.io/@thisis_fredi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اینجانب، سرباز وظیفه. . .</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-g2f3f3cgrmmw</link>
                <description>کار کردن توی شرکت ها و موسسه هایی که نسبتا بزرگن یک باگه بزرگ داره و اون اینه که تقریبا هر کار نسبتا بزرگی که بخوای انجام بدی، اینقدر توی سیر مراحل اداری مثل امضا گرفتن و تایید دادنو فیلانو بیسار گیر میکنی که در آخر ترجیح میدی بیخیالش شی.بعد از یه مدت هم ترجیح میدی دیگه خارج از حیطه ی شغلیت ، مسئولیتی قبول نکنی و به مرور آدم منفعل تری سره کارت میشی. میدونی به نظرم نباید ۸۰ درصد ظرفیت ذهنی و اجرایی ذهن یک فرد درگیر اینجور حواشی بشه. ترجیح اینه که این ۸۰ درصد صرف انجامو پیشبرد امور بشه. توی شرکت های بزرگ، عمدتا اونی که از همه قدیمی تره، بیشترین مقاومت رو نسبت به تغییر از خودش نشون میده و حتی ممکن پیش هم بیاد که به صورت مستقیم بهت بگن که نه این کارو انجام نمیدیم و حالا تو باید بری توی صف که شخص اول اون سازمان رو ملاقات کنی و گزارش وضعیت بدی که اره مثلا فلان گروه همکاری نمیکنه. کلا کسی نیروی انسانی به یه ورشم نیست توی ایران. اینجا اینقدر ازت کار میکشن تا صدات در بیاد. میدونی مثلا من هیچوقت تجربه ی این رو نداشتم که بهم بگن پارسا بابت فعالیت مازادی که انجام دادی، اینقدر پاداش بهت تعلق میگیره. شاید تقدیر و قدردانی انجام بشه ولی قطعا نه به صورت مالی. وقتی هم که دلار روی ۱۶۰ هزار تومنه، تقدیره لفظی خیلی به کارم نمیاد. نه اینکه حسه خوبی بهم نده ها؛ ولی خب میدونی برای بقا آدم نیاز به پول داره. برای اینکه عزت نفسش حداقل پیش خودش حفظ بشه. توصیم به رفقایی که هنوز سربازی نرفتن اینه که حتی به سربازی رفتن فکر هم نکنن. در حدود ۲۱ ماه باید به حقوق ماهی ۶ ۷ تومن زندگی کنه و تسهیلات خاصی هم بهت داده نمیشه. من به نظرم اگر کسی بخاطر خارج از کشور رفتن، بیاد بره سربازی ، سوخت داده. قاچاقی هم بره از کوه و کمر، باز شرایطش احتمال قوی بهتر از ۲۱ ماه کار کردن با نصف حقوق وزارت کاره. تهه تهش باید ۶ ماه توی کمپ پناهندگان باشی که نسبتا شرایط وحشتناکی نداره. با احتساب ۶ ماه توی کمپ بودن هم ،‌۱۵ ماه نسبت به سربازی رفتن جلو تره آدم.</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Sun, 15 Feb 2026 10:40:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالمان خوب است…</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-c5vqk4eyu6uy</link>
                <description>من نه اصلا حالم خوبه، نه میتونم حالم خوب باشه و نه اصلا «خوب بودن حال در این شرایط»، انسانی به نظر می‌رسه؛ولی خب‌ حفظ ظاهر میکنم که حداقل اطرافیانم حالشون بدتر نشه.صبح پامیشم با صبحونه یه ویاس میندازم بالا و میرم سره کار؛ تا دیروقت همونجا میمونم کاره اضافه انجام میدم که زمانم بگذره؛ بعدم مستقیم میام خونه قرص خوابمو میخورم که خوابم ببره.نه یادم رفته چه اتفاقی افتاده؛ نه جواب ندادن تلفن رفیقام که دیگه قرار نیست صداشون رو پشت تلفن بشنوم ، برام عادی شده.راه حلی هم برای خروج ازین وضعیت ندارم؛ اینارم گفتم که اگه منو مشغول به امور روزمرم دیدی، حواست باشه که ویترینه؛ کوچک‌ترین چیزی میتونه این ویترین رو خراب کنه و کل سازه از هم فرو‌بریزه.</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Sat, 14 Feb 2026 00:46:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اردوگاه آشویتز؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ashites/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B2-fjxeuwvnyrm8</link>
                <description>میدونی خیلیم نمیشه سخت گرفت. دیگه همینه دیگه. باید فکر کنیم ببینیم اونایی که در اردوگاه آشویتز گیر افتادم و ازون تجربه زنده بیرون اومدن، چطوری توی اون برحه ی زمانی دووم آوردن. اصلا میشه دووم آورد؟ یا اینقدر این فرایند دوام آوردن قراره ادامه پیدا کنه تا مثل خیلی دیگه از ادمایی که دیدم، شب بخوابم و صبح دیگه از خواب بیدار نشم. علت فوت ؟ خب قطعا پزشکی قانونی «ایست قلبی» رو به عنوان علت فوت درج میکنه. ولی خب منو شما میدونیم که صرفا «ایست قلبی» نمیتونه علت فوت باشه. پشت اون «ایست قلبی» دلیلی فراتر از صرفا زیست شناسی نهفتست. میدونی بالاخره همه ی ما میدونیم که سکته علتش نرسیدن اکسیژن به یک سری سلول حیاتی بدنه. مثلا مغز یا قلب. حالا این نرسیدن اکسیژن میتونه علت های بالینی مختلفی داشته باشه. مثلا یکی لخته ی خون توی مغزش باعث میشه خون به یه بخش دیگه نرسه و اون آدم دچار سکته مغزی میشه. یا مثلا لخته توی رگ های خون رسان به سلول های قلب باعث میشه بخشی از سلول ها از بی اکسیژنی بمیرن و قلب دیگه مثل سابقش نتونه کار کنه و الفاتحه.  ولی به نظر من بازم باید عمیق تر شد. چی باعث میشه اون لخته هه ایجاد بشه؟علم پزشکی جواب های مختلفی برای این موضوع احتمالا داره ولی خب به نظر من شرایط محیطی از تمام این موارد موثر ترن. یه سری چیزا رو باز میشد هضم کرد. مثلا بی اعتبار شدن یا نرسیدن به یک سری شغل هایی که دوستشون داشتی و از بچگی آرزوشو داشتی رو میشه هضم کرد. یا چمیدونم مثلا شکست عشقی رو میشه هضم کرد. یا ترومای از دست دادن آدم هایی که دوستشون داری برای همیشه رو هم باز میشه هضم کرد به تنهایی. ولی  به نظر من دیگه همه ی اینا در کناره فروپاشی اقتصادی و سیاسی کشورت، نبود هیچ روزنه ی امیدی به آینده ، در کنار اتفاقات و غم هایی که پیوسته دارم به سبب جبر جغرافیایی متحمل میشم، میتونه کار هر کسی رو یک سره کنه. اینارم صرفا دارم مینویسم که پس فردا اگر شرایط تغییر کرد ، بیام بخونم و پرام بریزه از مسیری که طی کردم. هرچند…</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Sat, 14 Feb 2026 00:44:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دندم نرم و چشمم کور</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D9%88-%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%B1-c08qaf9hs1kd</link>
                <description>ماهیانه بین ۱ الی ۱.۵ میل پوله vpn میدم. حداقل ۳ تا اکانت شکن تهیه میکنم که میشه حدودا همون ۱ میل. همه ی اینا کناره پوله اینترنتیه که میدم که اونم میگیریم ماهیانه بین ۷۰۰ هزار الی ۱ میل تومان.همه ی اینارو کنار هم بذاریم میشه حدودا بین ۲.۷۰۰ الی ۳ دارم ماهانه هزینه میکنم بازم نمیتونم عین آدم از اینترنت استفاده کنم و کارمو انجام بدم. یعنی کاری که باید ظرف ۲۰ دقیقه انجام بدم، ۲ ساعت زمان میبره اینقدر که باید هر سری روش های جدیدی رو برای اتصال به اینترنت تست کنم و بین نت های مختلف بچرخم.حالا این یعنی با همین وضعیت باید ادامه بدم؟قطعا نه! این وضعیت صرفا من رو قانع تر میکنه که به سمت خرید استارلینک برم چون قطعا نمیتونم صبر کنم که یه مشت کون گشاده دولتی که میانگین ساعت مفیدی که کار میکنن روزانه ۱ ساعته ، وضعیت اتصال به اینترنتم رو stable کنن. تقدیم به همه ی دوستان کون گشاد وزارت ارتباطات و اون دسته از پلشتایی که فکر میکنن میتونن اینترنت رو طبقاتی کنن.</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Feb 2026 11:12:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فایل APK اپلیکیشن Napsternet Tunnel</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-apk-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-napsternet-tunnel-i2fxtwdm5raq</link>
                <description>رفقایی که این پست رو میبینین سلام !‌وقت همگی بخیر و امیدوارم حالتون خوب باشهمیخواستم خواهش کنم اگر کسی  فایل نصب جدید ترین نسخه Napsternet (Nvp Tunnel) که از پروتکل nvpt پشتیبانی میکنه رو داره، برام به این ایمیل بفرسته. thisis_fredi@mail.ir</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 17:01:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه‌چیز باید غیرمتمرکز جلو بره</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AC%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%87-t6e2z5o1jsos</link>
                <description>شرایط کنونی کشور به نظرم دوباره و برای باره سوم، این مطلب رو یاداوری کرد که در بزنگاه های مهم، هیچ‌فردی در هیچ سطحی از کشور، به فکر کسب‌و‌کار های غیر خصولتی نیست و عملا قطع اینترنت به یک راه حل «دمه‌دستی‌» تبدیل شده که به راحتی انجام میشه و عواقب ناشی از اون که خسارت های بزرگ مالی به کسب و کار ها و بدنه‌ی اقتصاد دیجیتال هستش رو ندید میگیره. به نظرم پرداختن به سیستم های بربستر بلاکچین میتونه گزینه ای باشه که جامعه‌ی توسعه‌دهندگان میتونه بهش بپردازه و درواقع </description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 16:24:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر یا مقصد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-fzvkjqh0ty2w</link>
                <description>تا نیمه‌ی دوم سال1399 که خب سرم همش توی درس و کتابم بود و چیزی از زندگی نفهمیده بودم ولی خب از اونجا به بعد دیگه محیط خشک – بی‌روح و بی‌ثمر دانشگاه و البته کتاب های کتاب های تاریخ گذشتش نتونست منو قانع کنه که زمانمو براش بذارم . منی که تا اون موقع صرفاً از خوندن اخبار تکنولوژی لذت میبردم ، تصمیم گرفتم که &quot;بزنم یک صفحه از این زندگانی را&quot; و علاوه بر لذت بردن از پیگیری اخبارش  سعی کنم بخشی ازش باشم . دنبال یه راهی میگشتم که وارد این حوزه بشم ولی خب این هزارتوی تکنولوژی رو چه به من ! با هزار جور کلنجار رفتن با خودم و البته دیدن دوره‌ی پایتون مقدماتی جادی (که البته تمومش نکردم) به این نتیجه رسیدم که به قول جادی با همون دیتایی که دارم انجامش بدم و به مرور بهترش کنم  که البته دیتای من چیزی بیشتر از سرچ های گوگل و پست های اینستا نبود . اتفاقی پستر دوره‌ی طراحی وبسایت آمانج رو دیدم ؛ همونو چسبیدم و توی دورش ثبت نام کردم . درواقع آمانج شد دروازه‌ی ورود من به حوزه تکنولوژی و برنامه نویسی . دوره تقریبا 6 ماهی طول کشید و من هر لحظه ای که برای آموزشش وقت میذاشتم ، اول مشعوف می‌شدم و بعد به خودم بد و بی‌راه می‌گفتم که چرا زودتر دنبالش نرفتم . خلاصه  دوره تموم شد ولی من دیگه اون آدم سابق نشدم . من زخم خورده بودم ؛ زخمم هم الحق و الانصاف کاری بود ! کارم شده بود سرچ کردن دنبال کلید واژه هایی که از توی دوره‌ی آمانج دیده بودم . میدونستم همین کلیدواژه‌ها باید قدم بعدی من باشن . میدونستم که باید روی حوزه فرانت-اند زمان بذارم و توش خودمو بهتر کنم اما واقعا نمیدونستم قدم بعدیم باید چطور بردارم!از خوندن tutorial های w3school   و انتظار برای لود شدن وبسایتش رسیدم به پوستر های بوتکمپ کوئرا . چیزه خفنی بنظر می‌رسید . پیگیرش شدم که ببینم میتونم توش ثبت نام بکنم یا نه ولی با دیدن پیش‌نیاز هاش فهمیدم که هنوز مونده تا برسم ! ولی خب خبر خوب این بود که فهمیده بودم از کدوم کانال باید پیگیری کنم . دقیقا ! خوده کوئرا ! توی وبسایتش گشتم و دیدم دوره ی فرانت اند برگذار می‌کنه و با دیدن سرفصلاش ، حس ترس و اشتیاق هم زمان بهم دست داد . میخواستم یادشون بگیرم اما می‌ترسیدم از اینکه سخت باشه و دوره رو ادامه ندم ! بهترین گزینه ی روی میزمو انتخاب کردم . دقیقا ! . . .ثبت نام کردم .کم کم پیش میرفتم و خب چون یک سری دیتای جامع ازش توی دوره‌ی قبلی بهم داده بودن مسیرم نسبتا خوب بود و البته هرجا حس میکردم که دیگه نمیفهمم ، یا دیگه نمیتونم راه حل رو پیدا کنم  ، یاد حرف جادی میفتادم که میگفت هرجا دیدی گیر کردی برگرد و مبحث رو دوباره شروع کن و منم دقیقا همین کارو می‌کردم . البته الان که دارم این متن رو می‌نویسم هنوز دوره تموم نشده متاسفانه چون در کنارش تمرکزمو روی یک مبحث جذاب دیگه هم گذاشتم . درست حدس زدید . سئو ! استارت ماجرای سئو وقتی خورد که پدرم شاکی بود از اینکه سایتش که خودم براش طراحی کردم با سرچ کردن اسمش بالا نمیاد . وقتی در جواب بهش گفتم که :&quot; خب چون سئو نیست&quot; گفتش که خب &quot;برو یاد بگیر&quot; و همون جا بود که فهمیده داشتن دانش سئو برای پیشرفت حوزه‌ی کاریم لازمه . نکته‌ی خوب قضیه اونجا بود که دیگه لازم نبود برم بگردم و یک دوره‌ی معتبر پیدا کنم برای سئو ؛ چون آمانج داشت دورش رو برگزار می‌کرد و  فقط کافی بود همون‌جا ثبت نام کنم . رفته رفته که دوره رو طی میکردم علاقم به سئو بیشتر می‌شد و وقتی با حوزه‌ی تولید محتوا بیشتر آشنا شدم  متوجه علاقه‌ی شدیدم به نوشتن شدم . درواقع من آدم پیگیری بودم و البته قبلش هم روزمرم رو تا حدودی می‌نوشتم اما وقتی دیدم توی سئو و تولید محتوا دقیقا همین ویژگی ها بکارم میاد ، پیش خودم گفتم که چرا توی همین حیطه مشغول به کار نشم ؟ درواقع در این زمان تصمیم گرفتم که به صورت حرفه‌ای این مسیر رو ادامه بدم و الان به اون نقطه رسیدم که می‌خوام در مجموعه ای که کارآموز سئو و تولید محتوا می‌‌پذیره  مشغول به کار شم . درواقع اینجوری شد که اینطوری شد  ! ارادتمند</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2023 22:28:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرفکشنیسم یا کمال گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@thisis_fredi/%D9%BE%D8%B1%D9%81%DA%A9%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-uvw1rktozqiy</link>
                <description>چیزی که خیلی موقع شروع کار و انجام پروژه ها اذیتم میکنه اینه که باید یادم بمونه  لازم نیست همه چیو بلد باشی تا پروژه/تکلیف رو انجام بدی . هرچیزی شو که بلدی انجام بده و بقیش رو هرکدوم که بلد نبودی سرچ کن .لازم نیست که همه چیو بلد باشی و بعدش شروع کنی به انجام دادن ؛سیستم داوری quera  یادم داد که اول با هرچی که بلدم ، پروژه رو شروع کنم و بعد با دیباگ کردن بهش پرو بال بدم .کلا پرفکشنیم باعث میشه اینجوری فکر کنی نه من روی همه ی مباحثش تسلط ندارم پس ولش کن انجامش نمیدم ولی نکتش اینجاست که اصلا تسلط روی همه ی مباحث نه تنها لازم نیست بلکه غیر منطقی هم هست . فقط باید به سمت جلو حرکت کنی و هرجا که لازم شد بری اون Docs اون موضوع و component مد نظرت رو پیدا کنی و یادش بگیری . ینی کلا در هر زمینه ای همینه . چه توی تدوین فیلم باشه ، چه توی ساخت انیمیشن یا موشن گرافیک باشه ، نباید منتظر بمونی که همشو یاد بگیری یا همه ی سوراخ سنبه هاشو بلد باشی و بعدش شروع کنی کار زدن . خیلی هم بعیده که بتونی اینقدر صبر کنی و همشو یاد بگیری و بعدش تازه شروع کنی خروجی گرفتن از کارت .از زمانی که یادمه همیشه همین موضوع خیلی منو عقب نگهم داشته . &quot;یا برو و بهترین نتیجه رو بگیر یا اصلا نرو&quot; خدا میدونه این جمله چقدر تلاش های منو زیر سوال برده . &quot;یا 1 ساعت کار کن یا اصلا کار نکن&quot; . &quot;یا بهرین ادیت رو بزن یا اصلا نزن&quot; . &quot;یا بهترین رزومه رو بفرست یا اصلا نفرست&quot; . فکر کنم به این دیدگاه میگن باینری(صفر و یکی) . خیلی بعیده کسی با این دیدگاه بتونه کاری رو شروع کنه . چون میدونی خب همیشه یه چیزی هست که روش تو تسلط کافی نداری . بنابر به خودت جرات 50 از 100 گرفتن رو نمیدی یا شاید اصلا به خودت جرات ورود به عرصه رو هم ندی . چرا چون حس میکنی مطلبی هست که هنوز روش تسلط کافی نداری :)</description>
                <category>پارسا عباسی مفرد</category>
                <author>پارسا عباسی مفرد</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 19:53:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>