<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تای</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ti1997</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:23:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/295007/avatar/oItuob.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تای</title>
            <link>https://virgool.io/@ti1997</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آینده سربازی: مقایسه ایران با کره جنوبی، و تکلیف مهاجرزاده ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-cfjm0sloxjvd</link>
                <description>هر وقت صحبت از حقوق زنان بود، عده از پسرهای دهه هفتادی میخواستند بحث عوض شود &quot;ما هم باید بریم سربازی!&quot; انگار قانون سربازی را حامیان حقوق برابر تنظیم کرده باشند. پسرهای دهه هشتادی دیگر سربازی را توی سر دخترها نمیزنند چون به اصلاح کردن قوانینی که زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار میدهد امید دارند.این یعنی باید سربازی حذف شود؟ اصلا حذف سربازی شدنی است یا نه؟ به نظر من، به عنوان کسی که دغدغه حقوق زنان و مهاجرزاده ها و اقلیت های به رسمیت نشناخته شده در ایران را دارد، باید درمورد تغییر سربازی صحبت کنیم. نه به خاطر این که تقصیر ماست! بلکه چون روی همه ما تاثیر میگذارد. راه حلی که به ذهن من رسیده کوتاه تر کردن دوره خدمت و شرکت دادن دخترها و مهاجرزاده هاست. در ادامه دلایل خودم را توضیح میدهم.قانون سربازی صرفا برای تحقیر پسرها نیست، اما اجرای اجباری آن به شکاف های تبعیض جنسیتی دامن میزند. و یکی از کشورهای نسبتا مردم سالار (اما نه چندان حامی حقوق زنان) هم قوانین سربازی سفت و سخت گیرانه ای دارد: کره جنوبی. در کره جنوبی هم سربازی برای پسرهای بین هجده تا سی و پنج سال اجباری و طول دوره آموزشی و خدمت در عمل حدود سه سال است. طبق این مقاله درباره سربازی کره ای ها و صحبت های یک دوست همکلاسی کره ای  که خودش هم برای خدمت سربازی بعد تمام کردن کارشناسی به کره برگشت، فهمیدم که &quot;بیشتر پسرهای کره ای بعد از خواندن دو سال از دانشگاه (تقریبا معادل کاردانی) و یا بعد از تمام کردن دانشگاه راهی خدمت میشوند، یعنی اوایل بیست سالگی&quot;. شرایط معافیت بسیار سخت و تقریبا غیرممکن است، حتی اعضای گروه BTS با وجود شهرت جهانی از خدمت اجباری کاملا و بدون جنجال معاف نشدند و هنوز هم ممکن است به خدمت فراخوانده شوند (گرچه قانونی به اسم قانون بی تی اس برای این مورد تصویب شد که افرادی که خدمت بزرگی به فرهنگ و تاثیر کره جنوبی در دنیا داشته باشند بتوانند از سربازی معاف شوند).در کره جنوبی دوره سربازی در بخش های نظامی دو سال و در بخش های صنعتی و پزشکی و .. حدود سه سال است.آثار منفی سربازی اجباری در کره جنوبی من وقتی دیدم حمایت جامعه مدنی کره جنوبی از اعتراض های اخیر ایران درباره حقوق زنان کم بود درباره این موضوع سرچ کردم و در نهایت به همین کلمه عجیب که پسرهای کلاس سال ها توی سرم زده بودند رسیدم &quot;سربازی&quot;. سربازی طولانی در کره جنوبی باعث میشود پسرها دیرتر تحصیلات دانشگاهی یا تخصصی خودشان را تمام کنند، دیرتر شغل تمام وقت پیدا کنند، درآمد کمتری داشته باشند و حس کنند از دخترها به شدت عقب افتاده اند. این باعث میشود حس زن ستیزی و این که دخترها دارند نفع میبرند و همه شغل ها و موقعیت های خوب را درو میکنند در پسرهای جوان به وجود بیاید و در نهایت در انتخابات آخری که در کره جنوبی شاهد بودیم، نامزدی که از شعارهای زن ستیزانه استفاده کرد توانست با جذب رای مردان جوان انتخابات را برنده شود. بر خلاف چیزی که در سریال ها و موسیقی پاپ کره میبینیم، شرایط زندگی در کره برای جوان ها گل و بلبل نیست و نسل جدید به خودش میگوید نسل n po که به زبان عامیانه کره ای یعنی نسلی که باید بیخیال n تعداد از نیازهایش شود، در راس این نیازها رابطه عاطفی، بچه دار شدن، ازدواج، و خانه دار شدن هستند. حالا کره جنوبی پایین ترین نرخ زاد و ولد دنیا را دارد و با پیری جمعیت رو به رو خواهد شد، و سیاست گذارها بابت این موضوع سرزنش میشوند. پسرهای کره ای از یک سمت با تصویرهای سنتی و ایده آل گرایانه که در سریال های کره ای و باور سنتی وجود دارد دست و پنجه نرم میکنند (پسری پولدار و خوشتیپ که تنها دغدغه اش به دست آوردن دل یک دختر ساده لوح و ابله خوش قلب که حتی دست راستش را از چپش تشخیص نمیدهد است! و آن قدر پول دارد که میتواند زندگی و همه نیازهای او را کاملا تامین کند)  و از سمت دیگر با واقعیتی که وجود دارد (حتی پسرهای واقعا عاشق پیشه کره ای در رفع نیازهای اولیه خودشان مشکل دارند و با پدر و مادرشان زندگی میکنند پس فکر ازدواج زیاد به سرشان نمیزند،  - البته اگر بی انصاف نباشیم باید بگوییم دخترهای کره ای هم برخلاف چیزی که در سریال ها میبینیم ساده لوح نیستند و آن ها هم میدانند شرایط ازدواج چقدر سخت است، پس صرفا برای رفع نیازهای روانی و فیزیکی به روابطی که آینده مشخصی ندارد تن میدهند).در ایران پسرها حس نمیکنند که دخترها دارند از آن ها جلو می افتند چون اوضاع اقتصادی برای همه نا به سامان است و از این گذشته قوانین ضدزن زیادی وجود دارند. من حتی بیلبوردهایی را در تهران دیدم که زن های شاغل را مادرهای بد و بیمسئولیتی معرفی میکرد. این وسط گرچه بعضی اشتغال زن ها را عامل بیکاری میدانستند اما این موضوع به طور مستقیم به سربازی ربط داده نمیشد.سربازی برای دخترها در کره جنوبی اختیاری و در کره شمالی اجباری استهمسایگی با کره شمالی و سایه تهدید دائمیکره شمالی سلاح اتمی دارد و همین حالا که من دارم این مقاله را مینویسم چند روز از حمله موشکی اش به نزدیکی جزایر کره جنوبی میگذرد. مردم کره جنوبی سال هاست با سایه این تهدید زندگی کرده اند و سایه تهدید کره شمالی در آثار هنری آن ها، از فیلم پاراسایت گرفته تا سریال عاشقانه نسل خورشید، دیده میشود. در لزوم داشتن سربازی برای مردم کره جنوبی شکی وجود ندارد و هیچ حزبی دنبال لغو کردن این قانون نیست. کره جنوبی 51 میلیون نفر جمعیت دارد و بار آمادگی نظامی بر دوش جنس مذکر است گرچه دخترها هم میتوانند برای خدمت سربازی ثبت نام کنند. جمعیت کره شمالی 25 میلیون نفر است اما سربازی برای هر دو جنس اجباری و طولانی تر است، به علاوه سرعت رشد جمعیت کره شمالی بیشتر از کره جنوبی است.منظور از مقایسه بالا این است که کره جنوبی به نیروی نظامی نیاز دارد، و این نیاز از ایران بیشتر است.اطلاعاتی از بودجه کره شمالی برای بخش نظامی ندارم (احتمالا کل بودجه کشور برای بخش نظامیست)، اما کره جنوبی بخش مهمی از بودجه اش را به مجهز کردن خودش به تسلیحات لازم اختصاص داده است. برای کشوری که درآمد نفتی ندارد و بیشتر به زور بازو و فکر خودش باید تکیه کند، لزوم داشتن ارتش قوی و مجهز به اقتصاد کشور فشار وارد میکند. نگرانی هایی برای کره شمالی وجود دارد که به جا هستند، و به نظرم به همین دلیل این کشور باید با تایوان و ژاپن همکاری بیشتری داشته باشد و کینه های قدیمی را کنار بگذارند چون نسل جدید ژاپن و کره منافع و مشکلات مشترکی دارند (البته تقصیر ژاپن هم هست که بابت جنایت های جنگ جهانی دوم عذرخواهی درست و حسابی از مردم کره و چین نکرد).تهدیدهای نظامی علیه ایران؟من متخصص امور نظامی نیستم اما تهدیدهای جنگی ملموسی برای کره جنوبی وجود دارند، تهدیدهای موجود برای ایران این قدر ملموس و متمرکز نیستند. ما در همسایگی افغانستان اشغال شده توسط طالبان، عراق و یمن درگیر ناآرامی، و حکومت تروریسم پرور پاکستان هستیم، اما بر خلاف جعبه سیاه کره شمالی، اخباری از جوامع پاکستان، عراق و افغانستان میرسند که نشان میدهند بارقه هایی از امید برای صلح و دموکراسی وجود دارند. ایدئولوژی جنگ طلبی در این کشورها شکست خورده است و گرچه تسلیحات زیادی در اختیار دارند (پاکستان سلاح اتمی دارد) منافع کشورهای قدرتمندتر منطقه مثل هند و ترکیه کمابیش با منافع مردم ایران یکی هستند (هند بیشتر از پاکستان سلاح اتمی دارد و ترکیه عضو ناتو است). بودجه نظامی ایران برای من مشخص نیست اما احتمالا یکی از بالاترین بودجه های نظامی دنیا را دارد. تعداد نیروهای دائم مسلح ایران زیاد است و با کمبود نیروی نظامی برای مقابله با جنگ احتمالی به آن صورت مواجه نیست، به همین دلیل در مقایسه با کره جنوبی، خیلی از پسرهای ایرانی به دلایل کهولت سن والدین، شرایط جسمی و غیره شانس دریافت معافیت سربازی را دارند. از سوی دیگر نیاز شدیدی به نیروی سربازی برای گسترش عدالت اجتماعی و زیرساخت های حداقلی در شهرها و روستاهای ایران وجود دارد: سرباز-معلم ها، سرباز-پزشک ها و نیروهای دیگری که باید در ازای تحصیل رایگان در دانشگاه های دولتی خدمت انجام بدهند باید این شکاف ها را پر کنند. این خدمت بعد از تحصیل شامل دخترها هم میشود ولی به طور کلی دخترها از هر صحنه نظامی به جز گشت حذف شده اند.بهترین سناریو برای سربازی در ایرانبه نظر من سن بیست و دو به بعد سن بدی برای سربازی رفتن است. در حال حاضر اکثر پسرها با استرس آزمون ورودی دانشگاه را در هجده سالگی میدهند و گاه در رشته ای که نمیخواهند و با تحصیل در آن هم به عضو مفیدی برای جامعه تبدیل نمیشوند را میخوانند تا صرفا سربازی رفتن را به عقب بیندازند. حق هم دارند، چون با سربازی رفتن در این سن دیگر چیزی به آن ها اضافه نمیشود، و تجربه های مستقل شدن و کار پاره وقت و غیره را در دانشگاه به دست آورده اند.پیشنهاد من کم کردن یکی دو سال از تحصیلات رسمی مدرسه و عادی تر کردن کاهش سن سربازی و شرکت دادن دخترها و نسل مهاجرهای متولد ایران که از همه حقوق و شرایط شهروندی محروم شده اند است: بچه ها دیپلمی که برای رفتن به دانشگاه بس است را در سن طلایی شانزده هفده سالگی بگیرند، مراکز سربازی متنوع تر و نوع خدمت دقیقا با توجه به نیاز جامعه تعیین شود، و البته با توجه به آموزش هایی که بچه ها در مدرسه دیده اند. برای خدمت سربازی به هر مهاجرزاده ای از افغانستان یا جاهای دیگر که خودش را ایرانی میداند و دوست دارد به ایران خدمت کند و تابعیت ایران را بگیرد - که تعدادشان هم کم نیست - خوش آمد گفته شود، و با توجه به هم زبان بودن به افغانستانی ها و تاجیک ها اولویت داده شود.در سربازی بخشی به اسم دوره آموزشی داریم، به نظرم به همین دلیل هم باید کارشناسان آموزش و پرورش در برنامه ریزی سربازی نقش داشته باشند و فرمانده ناظر سربازها صرفا یک آدم با تجربه نظامی نباشد. اگر همتی برای از بین بردن تعصب های قومی و مذهبی وجود داشته باشد، دوره سربازی بهترین دوره برای آموزش منسجم و یادگرفتن برابری است چون دیگر برخلاف دوران مدرسه با افراد محله خودتان سر و کار ندارید و ممکن است با هر کسی از هر جای ایران همخدمتی شوید.استفاده از تخصص ها هم مهم است. بچه های هنرستان و فنی حرفه ای باید بتوانند با جوشکاری و نجاری سربازی خودشان را تمام کنند و آموزش آمادگی نظامی هم ببینند، سربازی یک ساله باشد، و انواعی از خدمت سربازی مخصوص دخترها هم وجود داشته باشد. حقوق کم سربازها برای جوان های بیست و چند ساله خیلی کم است اما برای نوجوان در آستانه بزرگسالی که هفده سال دارد، همین حقوق اتفاقا ممکن است جذاب و یک فرصت برای تبدیل شدن به یک عضو مفید جامعه هم باشد. از سمت دیگر کسی که طعم مستقل شدن - حتی در حد هزینه رفت و آمد و خوراکی - را چشیده باشد دیگر وارد چرخه بیکاری و تورم آکادمیک و فوق لیسانسه بیکار شدن نمیشود (خیلی از تحصیل کرده های بیکار به نظر من صرفا نتیجه آموزش ناکارآمد هستند)، و در عین حال این تجربه به هیچ وجه مانع تحصیلات هدفمند افرادی که دوست دارند به دانشگاه بروند نمیشود چون بعد از پایان خدمت تازه هجده نوزده ساله شده اند و هنوز کلی وقت و انرژی دارند.آیا محیط سربازی برای نوجوان هفده ساله مناسب است؟در حال حاضر محیط سربازی برای مرد سی ساله سردی و گرمی چشیده هم مناسب نیست و اخبار خودکشی سربازها گاهی اوقات شنیده میشود. کسی با رفتن به سربازی و تحمل سختی های بی دلیل مرد نمیشود. اگر مشکلاتی در این زمینه وجود دارد باید حل شوند نه این که سن سربازی را بالا ببریم. اتفاقا باید توجه به سلامت روانی در زمینه هایی که مختص جنس مرد هستند بالا برود و افرادی که تعلیم روانشناسی دیده اند در دوره آموزشی سلامت روانی جوانان را رصد کنند. هدف کشف مشکل و حل کردن آن در این سن حساس و حفظ سرمایه های جامعه است. ممکن است در وحله اول و در دهه اولی که از دو جنسیتی شدن سربازی میگذرد هنوز هم بیشتر از سه چهارم نیروهای سربازی پسر باشند، و نیاز به توجه ویژه به مشکلات پسرها در این سن به خصوص مهارت های کنترل خشم و حل مسئله و به رسمیت شناختن نیازهای احساسی وجود داشته باشد.به نظر من محیط های خدمت باید هم مختلط و هم تک جنسیتی باشند و افراد بسته به اعتقادات خودشان، انتخاب و نوع فعالیت بتوانند در یکی از این دو محیط خدمت خودشان را کامل کنند. برای مثال به نظر من نیازی نیست همه مراکز آموزش آمادگی نظامی تک جنسیتی باشد اما خوابگاه ها تک جنسیتی خواهند بود (مثلا هر ساختمان یا هر طبقه مختص یک جنسیت، با به رسمیت شناختن فضایی برای افراد ترنس).به عبارت دیگر، جوان ها باید در دوره سربازی خدمت کنند و خدمت دریافت کنند. سربازی باید جایی باشد که بیماری های روانی خطرناک یا حتی مواردی مثل میل به اعتیاد و غیره شناسایی و درمان شوند.سربازی برای دخترها دخترها ممکن است دوست داشته باشند عضو ارتش شوند، من که بدم نمی آمد، البته به روحیه سرکش من نمیخورد! اما زمینه های دیگری هم وجود دارند که نیازمند نیروهای توانمند و زندگی بخش دختران جوان است، برای مثال، کمک به اشتغال زایی برای زنان سرپرست خانوار یا اعضای فقیرتر جامعه که در حال حاضر هم توسط اعضای داوطلب که اکثرشان دختر بودند در مراکز اجتماعی اتفاق می افتد ولی کسی از این دخترها بابت خدمت به وطن تقدیر و آن ها را در سطح ملی سازمان دهی نمیکند.دخترهای هفده ساله باید گزینه های مختلفی برای خدمت داشته باشند و به نظر من یکی از بهترین گزینه ها کمک به زنان نخبه و شاغل است. فرض کنید شما یک زن استاد دانشگاه یا سرپرست یک کارگاه هستید و دوست دارید مادر شوید، اما شغل شما فشار زیادی روی زندگی خانوادگی شما میگذارد، در این شرایط اگر دولت به شما یک پرستار کودک رایگان که دوره آموزشی را در برخی از درس های دبیرستان و دوران خدمتش گذرانده است را واگذار کند، میتوانید عضو مفیدتر و شادتری برای جامعه باشید. ظرفیت خدمات با کیفیت پرستاری از کودکان در تمام دنیا و حتی در کشوری مثل کانادا بسیار کمتر از میزان تقاضا هستند چون این شغل دشوار و درآمد آن معمولا برای خود پرستار کودک کم است و بیشتر پول توی جیب واسطه ها میرود. با دولتی کردن این خدمات و بالا نگه داشتن سطح کیفیت آن، میتوان خدمت بسیار بزرگی به همه اعضای جامعه کرد چون آمارها نشان میدهند فرزندان زنان شاغل در کشورهای توسعه یافته در آینده شغل های بهتر و تحصیلات بالاتری خواهند داشت، اما متاسفانه اکثر زنان شاغل به خاطر دشواری های مدیریت زندگی میلی به بچه دار شدن ندارند. این نوع خدمت برای دختران جوان هم تجربه ای خواهد بود که زندگی آن ها را تغییر میدهد چون همانطور که در بالا گفتم، اکثر بچه ها را زنان غیرشاغل به دنیا می آورند و دخترهای بسیاری هستند که الگوی موفقی از یک زن شاغل اطراف خودشان ندارند. این دخترها حتی اگر جاه طلب و باهوش هم باشند، مجبورند با آزمون و خطا چیزهایی را که از مادرشان یاد نگرفته اند بفهمند و متاسفانه معمولا یک جنبه مهم از زندگی عاطفی یا سلامتی یا زندگی شغلی آن ها فدا میشود. سن هفده سالگی یک سن طلایی است که اگر در این سن در معرض آشنایی با افرادی خارج از حلقه عادی اطراف خودتان و به خصوص افراد نوآور و پیشرو قرار بگیرید، مسیر زندگی و فکر شما تغییر میکند. من اصلا مخالف ازدواج و سبک زندگی سنتی برای دختران نیستم! اما دوست دارم دخترها بتوانند این انتخاب را بعد از حداقل هفده سالگی و آشنا شدن با حداقل مهارت های لازم برای مدیریت رابطه و بچه بزرگ کردن انجام بدهند.البته پسرهای جوان هم باید اجازه داشته باشند به این نوع خدمت هایی که به طور سنتی دخترانه هستند وارد شوند چون تاثیر وحشتناکی در بلوغ عاطفی آن ها دارد! و اتفاقا باید به وارد شدن به عرصه هایی مانند خدمات احتماعی، پرستاری و کار با کودکان تشویق شوند.سربازی برای خدمات مذهبیقبل از این که برخی افراد داد بزنند ایران باید کاملا سکولار شود، بگذارید بگویم داشتن مذهب حق هر انسانی است. بخشی از جامعه ایران مذهبی هستند و این افراد اگر دوست داشته باشند باید بتوانند مالیاتی برای داشتن خدمات مذهبی بدهند، و برای مثال مالیات تشکیل یک نهاد خدمت مذهبی را فراهم کنند تا دولت با این مالیات و با هزینه ای که از خود افراد دریافت شده، حقوق سربازان وظیفه ای که دوست دارند در یک فضای مذهبی خدمت کنند را بدهد و این دسته رویدادهای مذهبی یا هزینه نگه داری از اماکن دینی را فراهم کنند. در این مراکز هم باید کرامت و حقوق اولیه انسان ها کاملا رعایت شود و اجازه سو استفاده به کسی داده نشود.سربازی برای ... سربازی یا بگذارید بگویم خدمت متقابل جوانان و جامعه به هم میتواند یک فرصت عالی برای توانمند کردن جوانان به خصوص در مناطق حاشیه ای و به دور از امکانات باشد. وقتش رسیده به همه روش های استفاده از این ظرفیت برای حل کردن مشکلات جامعه مدرن و جامعه سنتی فکر کنیم. ما باید از تجربه جوامع دیگر درس بگیریم و همان طور که ایران تا به حال موفق شده الگوی فوق العاده ای برای دنیا از نظر جرائت داشتن برای تغییر باشد، باز هم برای دنیا الگو شویم.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Fri, 18 Nov 2022 15:38:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دختران دبیرستانی؟</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-ato53jlhl6cc</link>
                <description>چرا دختران دبیرستانی از پایه و اساس به همه چیز اعتراض دارند؟ مگر میشود کسی صرفا به خاطر نپوشیدن مقنعه یا رفتن به ورزشگاه تظاهرات کند؟ یکی از دوستان من که روانشناس کودک و نوجوان است استوری جالبی درمورد نوجوان ها گذاشت: نوجوان بودن سخت است چون قدرت درک و تحلیل یک بزرگسال را داری اما بدون تجربه یک بزرگسال! و ارزش تجربه هرقدر بزرگ تر میشوی برایت بیشتر مشخص میشود. نوجوان ها میخواهند تجربه کنند و این کاملا قابل درک است.من بیست و پنج سال دارم، و هنوز هم خاطرات نوجوانی و چیزهایی که میخواستم برایم تازه هستند. اصلا ظاهر عجیب و غریبی نداشتم، حتی زیر مقنعه به اجبار مدرسه هدبند میپوشیدم تا مبادا یک تار مویم دیده شود و معلم و همکلاسی های همجنس خودم موهام را ببینند (عجیبه ؟) و بیرون از مدرسه هدبند را برمیداشتم تا سرم درد نگیرد. به خاطر ژن های آسیایی زیاد درگیر برداشتن موهای صورتم نبودم ولی گاهی اوقات این کار را میکردم. بیرون از مدرسه گاهی اوقات چادر میپوشیدم تا از مردهایی که خیلی از من بزرگ تر بودند متلک نشنوم یا تعقیب نشوم اما تاثیری نداشت، اتفاقی که خوشبختانه با بهتر شدن فرهنگ حالا که دیگر چادر هم نمیپوشم کمتر رخ میدهد. من به یاد می آوردم که چقدر درمورد پسرها کنجکاو و در عین حال از برقراری ارتباط انسانی با جنس مخالف ناامید بودم، دلم میخواست مدرسه مان مختلط باشد نه برای این که فکر میکردم پسرها موجودات بسیار جذابی هستند و میخواستم راه به راه عاشق شوم! بلکه صرفا برای این که به قول ناتور دشت، اطرافم چهارتا موجود به اسم پسر را ببینم که سرشان را میخارانند یا دست توی دماغشان میکنند و به حضور نیمی از جامعه در کنارم عادت کنم (بر خلاف انتظارم حالا تا حدی موفق شدم). یادم است یک بار در مینی بوس مجبور شدم بین چند پسر همسن خودم بایستم و حالم از ترس بد شد (پسرها هیچ کار بدی نکردند ولی تاثیر تفکیک جنسیتی این قدر زیاد بود!). هنوز یادم می آید که چقدر دوست داشتم به گیم نت بروم و با دوست هایم بازی های ویدیویی که دوست داشتم را تجربه کنم ولی در مشهد دخترها حق تفریح نداشتند (حالا که میتوانم به گیم نت های مرکزهای خرید بروم هم دیگر وقت این کار را ندارم) و این که چقدر دوست داشتم با دوست هایم وقت بگذرانم و بدون ازدواج کردن و قبول کردن یک تعهد عجیب و غریب و مادام العمر، مستقل شدن و داشتن خانه با بهترین دوست هایم از بین همکلاسی هایم را تجربه کنم. چرا این ها یادم است؟ چون خاطراتم را هرروز مینوشتم!دخترهای هم دوره من این شکلی بودند، خیلی فرقی نداریم، نه؟من عشق فوتبال نبودم اما دوست های صمیمی ام چرا، و دلشان میخواست به استادیوم بروند ولی حتی خوابش را هم نمی دیدند. من به کتاب ها و فیلم های هری پاتر علاقه داشتم و دلم میخواست دنیای خودم را داشته باشم، دنیایی بدون سنت هایی که اطرافم میدیدم. دوست هایم هم سریال های رمانتیک خون آشامی و غیره تماشا میکردند، سریال هایی که هرچند آن موقع نگاه از بالا به پایین به آن ها داشتم باز هم حداقل روایت قابل قبول تری از نوجوانی به ما میدادند: قرار است خیلی بی دلیل از یک پسر خوش قیافه که سواد احساسی به شدت پایینی دارد خوشت بیاید، هر دو نفر احساسات خودتان را دست کم یا خیلی دست بالا بگیرید و هیچی نگویید، سر این که با هم به پارک بروید یا یک پروژه درسی انجام بدهید آسمان و زمین را به هم بزنید و دو سه نفر دیگر هم این وسط از هر کدام از شما خوششان بیایید و هر موقعیت اجتماعی به ظاهر ساده ای مثل یک شام دورهمی با دوستان هم سن و سال خودتان تبدیل به یک فضای پر تنش شود .... و در نهایت با هم قرار بذارید!به عبارت دیگر، توی دنیای من (و احتمالا دخترهای دبیرستانی الآن) ترس از چیزهای جدید زیاد بود اما اصلا قرار نبود فکر و ذکرم این باشد که آشپزی و خانه داری یاد بگیرم (کار خانه جنسیت ندارد، به علاوه ماشین ها این کار ها را انجام میدهند و من انسان دغدغه های مهمتری دارم!) و منتظر خواستگاری از طبقه اجتماعی خودم بمانم، در موقعیت ها و اصطلاحا مهمانی های اجتماعی – که اکثرا مهمانی هم نبودند و عزا و روضه و محلی برای رواج فرهنگ مقابله با شادی بودند – با حضور نسل قبلی شرکت کنم و توسط یک زن میانسال پسندیده شوم، مادر من و مادر پسر با هم حرف بزنند و هر مهمانی را تبدیل به فضای سیاسی خودشان بکنند و سر مهریه و جهیزیه و مزخرفاتی از این دست بحث کنند و با تصمیم گرفتن برای زندگی ما زندگی کسل کننده خودشان و حس نداشتن قدرت و کنترل روی زندگی را فراموش کنند (واقعیت این است که حتی وقتی ما را مجبور به ازدواج با شرایط خودشان میکنند هم حق اختیار ندارند و صرفا دنباله روی نسل قبلی و راهی که اجدادشان انتخاب کردند هستند)، بالاخره با هزار دعوا و کشمکش مجلس عروسی راه بندازند، بعد ازدواج کنیم و مسیر زندگی خودمان را بر اساس این انتخاب واقعا غیر جذاب تغییر بدهیم – پسرک برود سراغ یک کار که نان در بیاورد و صبح تا شب کار کند و من هم به خودم برسم و زن باشم (اصلا زن بودن یعنی چه؟؟) و هر دو با نان و آب خالی زندگی را سر کنیم و من بچه به دنیا بیاورم که جمعیت جوان شود! حتی وقتی میفهمیم که من و این پسر تفاهمی با هم نداریم، باز هم ادامه میدهیم چون ... راه دیگری نیست؟ تازه به این داستان ها مهاجر زاده بودن و نپذیرفته شدن این هویت ترکیبی از طرف درس های مدرسه (که همه خطاب به دانش آموزان اصیل ایرانی و عمدتا فارس نوشته شده اند) را هم اضافه کنید.ما در مدرسه با زبان بی زبانی به دخترهای دبیرستانی میگوییم مسئول تولید بچه هستند. این واقعیت است. کسی به قدرت تحلیل و تفکر آن ها اهمیتی نمیدهد. این خیلی عصبانی کننده است و حتی از نظر علمی خلاف واقعیت است، چون رشد لگن دخترها قبل از بیست سالگی کامل نشده و به دنیا آوردن بچه در این سن خطرناک است. اصلا دلیل این که ازدواج درست شد همین بود که انسان ها بچه های کمتری به دنیا بیاورند و در عوض شانس بقای این بچه ها با حضور دو والد و سرپرست در سال های کودکی و نوجوانی بالا برود. انسان بر خلاف همه حیوانات دیگر، خیلی آرام تر رشد میکند و مستقل میشود، علت آن هم داشتن یک مغز بزرگ تر و ظرفیت بسیار بالاتر است.وقتی همه در ها را به روی دخترهای نوجوان ببندیم و فقط یک سناریو را برای آن ها باز بگذاریم که توی این سناریو هم شخصیت داشتن آن ها را انکار کنیم، خیلی بدیهی است که راه ما را انتخاب نکنند و آن بیرون برای خودشان یک شخصیت جدید خلق کنند. دیگر حتی برایشان مهم نیست ما سبک زندگی که آن ها میخواهند را قبول داشته باشیم یا نه. هیچ تنبیه و تهدیدی نمیتواند جلوی این را بگیرد که یک آدم خودش باشد. آن ها خودشان هستند، و شاید حتی نگرانی کمتری از این بابت داشته باشند چون میدانند قرار نیست آن طور که معلم های پرورشی میگویند با دیر ازدواج کردن – یا اصلا ازدواج نکردن – خودشان و جامعه را تباه کنند. افرادی مثل من هم شاید نقشی در این قضیه داشته باشیم، دخترهای نوجوان میبینند که ما به قهقرا نرفتیم، زندگی ساده ای داریم: مستقل زندگی میکنیم، ورزش میکنیم، به روانشناس مراجعه میکنیم، کار میکنیم و عضوهای مفیدی برای جامعه هستیم، درس میخوانیم، نقاشی میکشیم، از حیوانات مراقبت میکنیم، آواز میخوانیم، موهایمان را رنگ های عجیب و غریب میکنیم، و با خانواده ها هم در ارتباط هستیم، و معیارهای زیادی برای انتخاب شریک عاطفی داریم. من حتی سیگار هم نمیکشم و الکل نمیخورم، نوشابه کم میخورم و شب ها قبل از ساعت دوازده میخوابم، اما باز هم با معیارهای سنتی، دختر خیلی بدی هستم!دیگر نمیتوان درمورد عواقب نداشتن یک سبک زندگی سنتی داستان های غیرواقعی گفت، به خصوص حالا که انتخاب ها از همیشه بیشتر شده اند. حتی اگر یک دختر از مدرسه ای با آموزش های مختلف محروم باشد، میتواند با کمک اینترنت متوجه شود که گزینه هایی به اسم هنر، تکنولوژی و ورزش وجود دارند که در انحصار هیچکس نیستند. الآن دنبال کردن علایق خودت و پیدا کردن گروهی که مثل تو فکر میکنند از همیشه آسان تر شده. من به زحمت میتوانستم بین بچه های مدرسه یک طرفدار هری پاتر دیگر پیدا کنم، اما بچه های حالا با یک کلیک به انجمن افراد شبیه خودشان در ردیت یا جاهای دیگر دسترسی دارند (حالا شاید با چند کلیک بیشتر).آیا همه چیزهای سنتی بد هستند؟ نه. ولی اگر محافظه کار و دوست دار سنت هستید، وقتش رسیده که تجدید نظر کنید. حتی همین حالا هم دیر است. بچه ها حتی برای داشتن همین زندگی ساده ای که امثال من داریم هم به حمایت خانواده نیاز دارند. گرفتن یک خانه و شغل عوض کردن و مدیریت فشارهای زندگی برای یک جوان تازه بالغ شده دشوار است، چه برسد به وقتی که همه چیز زندگی برایت جدید باشد.پینوشت: انیمیشن Turning Red هر حرفی که باید رو در این زمینه زده. </description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 11:49:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فمینیست ها از مردها (حتی در افغانستان) متنفر نیستند</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-hqccmvp1msw5</link>
                <description>یکی از عجیب ترین و گیج کننده ترین تاثیرات تبعیض های جنسیتی وقتی که با مسائل اجتماعی و سیاست قاطی شده باشند، تفاوت های شخصیتی و در نهایت جدایی عمیق دخترها از پسرهای افغان است. سرکوب هایی که یک پسر افغان - به خصوص هزاره هایی که با چهره از بقیه متمایز میشوند - تحمل میکند، بسیار وسیع تر و عمیق تر از سرکوب هایی هستند که دخترها تحمل میکنند. طالبان این اواخر دیگر از کشتن زن ها ابایی ندارد، اما مادرم تعریف میکرد که در گذشته هم طی بیشتر قتل عام های طالبان، مردهای خانواده (به خصوص هزاره ها) بودند که سربریده میشدند. زنده ماندن زن ها از نظر من در این حالت یک امتیاز نبود، شاید حتی بدتر بود، اما این نادیده گرفته شدن و معافیت از تبعیض های شدید و خشونت فیزیکی در حالت های رقیق تر در ایران تا حدودی به نفع دخترها تمام شد - حداقل در ظاهر، چون در نهایت تبعیض و خشونت جنسیتی به ضرر همه افراد جامعه است.چرا ایرانی ها باید دست از سرزنش مردهای افغانستان بردارندچیزی راحت تر از قضاوت کردن آدم هایی که در مصیبت هستند و دیگر نمیتوانند استانداردهایی که به نظر ما حداقل انسانیت یا آینده نگری است را رعایت کنند وجود ندارد.But I can be a member of Kabul&#x27;s Sky Diving Club.تصویری که احتمالا هیچ وقت فراموش نمیکنم، تصویر آویزان شدن پسرهای نوجوان افغانستان از هواپیمای آمریکایی است. فرودگاه پر از مردها و پسرهایی است که فکر میکنند با به جان خریدن خطر میتوانند فرصت خاصی برای یک آینده بهتر را به دست بیاورند. این فرصت خاص و طلایی برای شهرت یا ثروت آنچنانی نیست، بلکه صرفا یک فرصت برای داشتن حداقل های زندگی است. یکی از دردناک ترین قضاوت های همسایه ایرانی، فرض کردن این بود که مهاجرت مردها و پسرها از روی خودخواهی است که حاضرند دخترها و زنان را پشت سر خودشان رها کنند. کاش این مردم سری به اردوگاه های صفر مرزی میزدند تا بفهمند مسیر پناهنده شدن حتی به نزدیک ترین کشور، یعنی ایران، چقدر سخت و طاقت فرساست! و چرا پسرها و مردهای ما در اقیانوس و دریا در راه اروپا غرق میشوند، یا از هواپیما سقوط میکنند یا لب مرز تیر میخورند: تا بعد از رسیدن به مقصد، شرایط آمدن خانواده خودشان را فراهم کنند. باورتان بشود یا نه، زنان فمینیست افغانستان از جنس مرد متنفر نیستندمبارزه پسرها برای داشتن حداقل های زندگی یا فراهم کردن شرایط تحصیل خواهرانشان و دخترانشان مبارزه ای است که دهه ها ادامه داشته و تاثیرش را امروز میبینیم.شاید این مبازره های هرروزه برای تامین معاش به اندازه تظاهرات زنان افغانستان برای حقوق مدنی خودشان مورد توجه رسانه ها قرار نگرفته باشد، اما همه این زنان از خانواده هایی هستند که اعضای مذکر خانواده حتی اگر با معیارهای بی مصرف و باکلاس غربی فمینیست نباشند و باوررهای سنتی داشته باشند، نقش مهمی در زنده ماندن و تامین معاش خانواده خودشان داشته اند. بدترین واکنش به این پدیده و مصیبت، زیر سوال بردن مردانگی مردان و پسرانی است که متوسط امید به زندگی آن ها 46 سال و متوسط سن آن ها 17 سال است.جای خالی پسرها در مطالبات مدنیچرا مردهای افغانستانی کمتر به تظاهرات میروند؟ چرا کمتر حقوق خودشان را مطالبه میکنند و شاید به قول نفهم ترین آدم های روی زمین؛ توسری خور هستند؟ چون در مبارزه های فرسایشی و هرروزه در دنیایی که به شدت خشن است شکسته شده اند.به قول عالیه عطایی افغانستانی ها در دوست داشتن بد و شدید هستند و عشق برای آن ها یک چیز متعادل نیست (حالا من نقل قول دقیق کتاب را به خاطر نمی آورم اما محتوای کلام همین است!) و هرقدر شرایط بیرون بدتر باشد، بیشتر به خانواده پناه میبرند و سعی میکنند ایده آل خودشان را آنجا بسازند، به خصوص در مواجه با طردشدگی اجتماعی. کانون خانواده در حالت ایده آل جای امنی است، جایی که خیال کردن و امید و آرزو سرکوب نمیشود. دخترها زمان بیشتری را در خانه میگذرانند و پسرها زمان بیشتری را بیرون از خانه و در تلاش برای به دست آوردن حداقل ها. دخترها خواب ها و امیدهای بیشتری دارند تا پسرها. خانواده های افغانستانی زیادی هستند - حتی در ایران - که پسرهای خانواده در سال های نوجوانی و جوانی کار کردند تا دختر خانواده تحصیل کند و شرایط بهتری در جامعه داشته باشد.تا یکی دو سال پیش هم ترک تحصیل و آسیب های زیاد کارهای خطرناک و دشوار بیشتر متوجه پسرها بود، حالا به لطف بحران های پشت سر هم، دخترهای افغانستانی ساکن ایران هم دارند ترک تحصیل میکنند.شناخت متقابل به جای خشونتمن ناتور دشت را همان نوجوانی خواندم و سعی کردم در بازه هجده تا بیست و یک سالگی تعداد مشخصی دوست از جنس مخالف داشته باشم تا بفهمم این موجودات بی رویا (!) چه فرقی با من دارند؟ و تا حدی موفق هم شدم، اما مشکل این بود که 95 درصد این دوست ها ایرانی های بزرگ شده ایران یا ایرانی های مهاجر بودند. گرچه دخترهای افغان در دانشگاه و محیط کار در اقلیت بودند، در نهایت هنوز هم نصف دوست های صمیمی دخترم از یک ریشه با من هستند و شناخت و درک خوبی از هم داریم، اما شناخت من از پسرهای افغانستان هنوز که هنوز است به برادرها، همسر دوست های صمیمی ام و یک دوست قدیمی محدود میشود.مثل هر دختر افغان دیگری، برخوردهای من با خواستگارهایی که از ریشه خودم بوده اند به خواستگارهای ساکن کشورهای غربی برمیگردد، پسرهایی که دلم میخواست با آن ها دوست باشم و بفهمم چه چیزی از سر گذرانده اند که به جای ازدواج با یک فرد در همان نزدیکی و رفتن سر قرارهای حضوری، دنبال کسی هستند که کیلومترها آن طرف تر، نزدیک مرز سرزمین مادریشان بزرگ شده باشد؟ اما به دلیل داشتن پیش داوری شخصی خودم در این مورد موفق نبوده ام.حرف من این است: تبعات خشونت و به حاشیه رانده شدن پسرها و مردها را جدی بگیریم. شاید عجیب باشد اما در بسیاری از موارد یک پسر ایرانی از طبقه کارگر درک بهتری از شرایط یک پسر افغانستانی دارد تا دختری مثل من. در همه نقاط دنیا، جنس مرد نوع دیگری از سختی ها و به حاشیه رانده شدن را تجربه میکند که تحت عنوان شرایط لازم برای &quot;مرد شدن و مردانگی&quot; ندیده گرفته میشوند. این مردانگی سمی که به اسم Toxic Masculinity در فرهنگ عامه غرب شناخته میشود قبل از اینکه بتواند به طور مستقیم جنس زن را سرکوب کند، ذهن یک پسر را تحت تاثیر قرار میدهد.امیدوارم نسل بعدی زخم های کمتری از تبعیض جنسیتی خورده باشد.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 21:11:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین محله های تهران برای زندگی افراد مجرد کدام هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-vesygun2trkj</link>
                <description>با توجه به بازدید بالا، تصمیم گرفتم ویرایش و به روزرسانی برای این مقاله را انجام بدهم. این مقاله بیشتر نتیجه تجربه سه ساله من از جابه جایی در محلات تهران است. مهم ترین معیارها برای انتخاب یک محل به نظر من مبلغ کرایه و رهن، هزینه های زندگی، دسترسی راحت، فروشگاه های مواد غذایی تازه، فرهنگ بالا، امنیت، و دسترسی به فضای سبز هستند. طبیعتا نمیتوانیم انتظار داشته باشیم یک محل همه این امکانات را به طور هم زمان برای ما فراهم کند! اما در ادامه چند راهکار و پیشنهاد برای جوان هایی که تازه دارند مستقل زندگی کردن را شروع میکنند دارم.نکات ریز شاید بهتر باشد سعی کنید یک صاحبخانه خوب پیدا کنید که شخصیت مستاجر از اجاره بها برایش مهم تر باشد! گول امکانات ظاهری (تراس بزرگ، کابینت های زیاد!) که در نهایت تاثیر زیادی در زندگی شما ندارند را نخورید. شما در نهایت به خانه ای احتیاج دارید که نیاز اولیه شما یعنی آرامش را فراهم کند. پارکینگ داشتن یک گزینه مهم است اما قبل از اینکه مبلغ زیادی را برای کرایه یک خانه پارکینگ دار در محله های دارای بافت قدیمی بپردازید، کمی پرس و جو کنید تا ببینید پارکینگ سرپوشیده و امنی در محل شما وجود دارد یا نه.شما احتمالا باید دنبال یک آپارتمان کوچک با عمر نهایتا ده ساله باشید. نداشتن خط تلفن یا اینترنت ثابت معمولا با مودم های سیم کارت شاتل (که به همه اپراتورهای تلفن همراه وصل میشوند) جبران میشود. ترکیب شدن سلیقه مدرن و مینیمالیستی جوان های بیست و چند ساله با بافت قدیمی و روحیه خانه هایی که احتمالا صاحبخانه اگر میتوانست آن را حتما بازسازی و تبدیل به یک مجتمع مسکونی بزرگ میکرد، از ویژگی های خاص بیشتر خانه های مجردی  دوستان است که دیده ام.استدیو آپارتمان هایی که با کار سخت و به تدریج مبله میشوند از هر جای دنیا قشنگ ترند. با این حال قطعا عکس تزئینی است!خیابان شریعتی و مطهری؟یکی از اولین محله هایی که تجربه کردم! از نظر دسترسی و فضای سبز خیابان شریعتی و مطهری چیزی کم ندارد. فرهنگ محله پذیرای افراد مجرد و شاغل است، با این حال قیمت این محله کمی بالاست. خانه های کوچکتر و اقتصادی در کوچه های شریعتی یا معلم ممکن است پیدا شوند. دسترسی این محله به میدان تره بار برای افرادی که در خیابان مطهری زندگی میکنند خیلی راحت نیست اما اگر وسیله نقلیه دارید میتوانید راحت تر خرید های خودتان را انجام بدهید. این محله با پارک قصر که یک پارک خانوادگی با زمین مناسب اسکیت و دوچرخه است فاصله کمی دارد. کافه برد گیم مطهری هم که شاید معروف ترین کافه بازی های تخته ای باشد در همین خیابان مطهری قرار دارد. قیمت بازی ها کمی بالاست ولی ارزش یک بار بازی کردن در هر ماه را دارد! دسترسی این محله نسبت به محله بعدی که قصد معرفی آن را دارم  (خواجه نظام )  بهتر است.منطقه هفت؟خیابان شهید اجاره دار - که اسم آن شباهت زیادی به وضعیت زندگی تعداد زیادی از ساکنان آن دارد! - از انتخاب های اول برای افرادی است که در نیمه شمال شرقی تهران کار میکنند. دسترسی به اتوبان امام علی از طریق خط بی آر تی لاله ممکن میشود. بیشتر مردم این محل شمالی هستند! مواد غذایی تازه و تره بار فروشی های زیادی هستند که با تره بار پارک قصر رقابت میکنند.خانه های کوچک و مناسب افراد مجرد در این محله از هر جایی بیشتر هستند. سر و صدا و تراکم جمعیت در این محل بالاست، اما هوای تمیز و قطع نشدن برق که احتمالا به خاطر همجواری با دفترهای اصلی پلیس در این منطقه است :)))) از دیگر مزایای این منطقه محسوب میشود. آنتن ایرانسل در بیشتر خانه ها ضعیف میشود!فضای سبز شهری باید جای حیاط یا باغ خانه شهرستان را برای شما پر کند.منطقه ده - نواب، آذربایجان، سلسبیلجایی که از نظر دسترسی هم به انواع بی آر تی های شمال-جنوب و شرق-غرب دسترسی دارد هم به متروهای مهم. البته تراکم جمعیت و شلوغی هم در هر ساعت از شبانه روز بیداد میکند! با این حال شما میتوانید در کوچه پس کوچه ها خانه های خلوت و آرام زیادی را پیدا کنید. من کافه خاصی در این محل پیدا نکردم، ولی گاهی اوقات به قهوه فروشی دوستم بهار، به اسم رُز کافی، در میدان جمهوری سر میزدم. برج های گردون نواب هم یک کافه در طبقه بالا دارند که سقف متحرک دارد و به نوبه خودش جالب است، اما به شخصه به خاطر آلودگی هوا خیلی از کافه هایی که حالت پنت هاوس دارند استقبال نمیکنم.بعضی اوقات خانه های محله سلسبیل حیاط دار و خیلی دنج هستند، و لازم نیست برای چای و قهوه خوردن از خانه بیرون بزنید.دسترسی به مواد غذایی و فضای سبز مناسب هم در مرکز شهر کمی دشوار میشود، پس آماده سر و کله زدن با این مشکلات باشید!منطقه سه؟ اگر میتوانید اینقدر از مرکز شهر دور شوید، یعنی احتمالا دورکار هستید یا محل کار شما همان اطراف شمال شهر است. مواد غذایی تازه با قیمت مناسب، آب و هوای خوب، مردم با حوصله! ما درمورد ده ونک حرف میزنیم. دسترسی این محل به سعادت آباد (جایی که احساس میکنم نصف هم سن و سالان ما مشغول به کارند) راحت است.خانه های قدیمی و بعضا با متراژ بیشتر در این محل با قیمت منصفانه تری در دسترس شما قرار میگیرند، اما پیدا کردن خانه کمی سخت تر است، اما به زحمتش می ارزد. دلیل انتخاب معیارهامبلغ کرایه و رهن که برای هر جوانی مهم هستند. با توجه به افزایش کمرشکن کرایه ها و البته فشار زندگی (!) داشتن یک همخانه با روحیه متعادل و کمی بیخیال توصیه میشود. نصف کردن هزینه ها بار بزرگی از دوش شما برمیدارد.دسترسی به میدان های میوه و تره بار کمک میکند خرید بهتری داشته باشید. تازه، خرید کردن مواد غذایی سالم باعث میشود کم کم به آشپزی عادت کنید و کمتر از اسنپ فود غذای آماده سفارش بدهید. اگر حوصله و امکان خرید ندارید، حداقل اسنپ مارکت را جایگزین اسنپ فود کنید! چون باز هم در هزینه ها صرف جویی میشود و طبق تجربه من بیشتر اوقات کیفیت میوه ها و سبزی ها مناسب هستند.بیشتر مردم تهران و مخصوصا جوان ها سبک زندگی اروپایی دارند: یعنی ترجیح میدهند بیشتر وقت خودشان را خارج از منزل بگذرانند. در این حالت نزدیک بودن به پارک یک مزیت مهم است که کمک میکند کمی هم با مردم محل آشنا شوید!این مقاله ممکن است در آینده اصلاح و به روزرسانی شود! پیشنهاد شما چیست؟ چه تجربیاتی از زندگی در محله های تهران دارید که به درد جوان هایی که تازه میخواهند مستقل شوند میخورد؟</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Tue, 12 Oct 2021 15:32:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه آموزشگاه آنلاین زبان برتر ایران کدامند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/toplanguageinstitutes-by4vy08mrbph</link>
                <description>آموزشگاه زبان آنلاین جایی است که میتوانید به طور غیرحضوری زبان یاد بگیرید. این آموزشگاه ها در طول دو سال گذشته با تمام وجود تلاش کردند تا جای خالی آموزش زبان حضوری را برای زبان آموزان پر کنند. علاوه بر افرادی که به یادگیری زبان نیاز دارند، همه افرادی که دوست دارند از زمان خود به بهترین شکل استفاده کنند هم میتوانند در کلاس های آنلاین شرکت کنند. شما احتمالا نام آموزشگاه های سفیر گفتمان، سامانه آموزش زبان تیکا و موسسه زنگنه را شنیده اید. من قصد دارم در این مقاله از دید خودم این سه آموزشگاه را معرفی کنم.به طور کلی هر آموزش زبان آنلاینی که به طور منظم و اصولی انجام شود، محدودیت های مکانی و زمانی را از بین میبرد. به علاوه هزینه های یادگیری به طور قابل توجهی کاهش پیدا میکند چون معمولا کلاس های آنلاین چه خصوصی و چه گروهی با درصدی تخفیف ارائه میشوند.آموزشگاه زبان سفیر گفتمانآموزشگاه زبان سفیر یکی از شناخته شده ترین آموزشگاه های زبان ایران است. این آموزشگاه در بسیاری از شهرهای ایران شعبه دارد. سفیر از ساختار یکسانی برای برگزاری کلاس های زبان عمومی و سطح های های مختلف تا آمادگی برای آیلتس بهره میبرد. برخی شعبه های سفیر به خصوص در تهران آموزش زبان فرانسه را نیز در برنامه های زبان خود دارند.سفیر گفتمان پیش از شیوع ویروس کرونا نیز دارای بخش کلاس های آنلاین بود که به صورت دوره های گروهی و ترکیبی - ضبط شده و آنلاین - برگزار میشدند. پس از گذشت چند ماه از شیوع کرونا، آموزشگاه آنلاین زبان سفیر با تغییراتی در نحوه برگزاری کلاس ها و فراهم کردن زیرساخت های بیشتر سعی کرد به ارائه خدمات به زبان آموزانی که قبلا در کلاس ها حضوری ثبت نام کرده بودند ادامه بدهد.روند انتقال به آموزش آنلاین برای یک آموزشگاه حضوری روندی چالش برانگیز است، با این وجود سفیر گفتمان به عنوان یکی از قدیمی ترین آموزشگاه زبان ایران با استفاده از ناتوس از پس آن به خوبی بر آمد.ویژگی های مثبتاز ویژگی های مثبت آموزشگاه سفیر میتوان به زبان آموز محور بودن این آموزشگاه اشاره کرد.مدرسین زبان سفیر معمولا جوان و با انگیزه هستند: بسیاری از معلمین زبان آموزش را از آموزشگاه زبان سفیر شروع کرده اند.این آموزشگاه به ویژه برای دانش آموزان مناسب است.کتاب های آموزش زبان مورد استفاده در سفیر و سایر منابع همه جا در دسترس هستند.امکان ثبت نام در آزمون جامع آنلاین برای هر دو زبان انگلیسی و فرانسوی به صورت آنلاین فراهم شده است.کاستی هاامکان برگزاری کلاس در ساعت های دلخواه هنوز برای بسیاری از کلاس ها وجود ندارد.مدرسین در تعریف برنامه درسی آزادی عمل زیادی ندارند.زبان آموزان درونگرا و یا بزرگسال ممکن است کمی برای هماهنگ شدن با برنامه آموزشگاهی مشکل داشته باشند.ممکن است مدرسین با تجربه در هر ترم تعداد محدودی کلاس داشته باشند.آموزشگاه آنلابن زبان زنگنهآیا هدف شما مهاجرت تحصیلی به آمریکا است و نیاز دارید برای آزمونGRE آماده شوید؟ موسسه زبان زنگنه یکی از موسسات زبانی است که به طور تخصصی روی این مهارت ها تمرکز میکند. این آموزشگاه نیز برای افرادی مناسب است که دوست دارند از یک مسیر هموار که بارها آزموده شده است به هدف خود برسند.آموزشگاه زبان زنگنه از تعدادی اساتید با تجربه جهت برگزاری این دوره ها برخوردار است. این آموزشگاه از ابزازهای مختلف برای تدریس آنلاین کمک میگیرد. اگر دوست دارید محتوی آموزش زبان را در قالب بسته های چند رسانه ای در اختیار داشته باشید، این آموزشگاه مناسب شما است.موسسه زنگنه آزمون های آزمایشی یا ماک تافل و جی آر ای را نیز برای زبان آموزان خود برگزار میکند.مزایا و نکات مثبتاستاد اصلی این آموزشگاه در زمینه تافل و آیلتس تخصص دارند.هزینه کلاس ها به نسبت کلاس های خصوصی حضوری برای نمرات بالای تافل وGRE مناسب تر است.آزمون های ارزیابی به طور منظم در این آموزشگاه برگزار میشوند.سایت این آموزشگاه دارای طبقه بندی منظم برای موضوع های مهاجرتی است.کاستی هااین آموزشگاه در هر زمان همه دوره ها را در اختیار شما قرار نمیدهد و باید طبق برنامه کلاس های آنلاین ثبت نام کنید.تعداد اساتید زبان ذر این موسسه برای دوره های خصوصی محدود است.قیمت و مدت زمان جلسات حضوری و آنلاین و قیمت جلسات خصوصی و نیمه خصوصی یکسان هستند.این موسسه فقط برای زبان انگلیسی و بیشتر برای آزمون های تخصصی کاربرد دارد.آموزشگاه آنلاین زبان تیکاآموزشگاه زبان تیکا یک پلتفرم جامع برای آموزش زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ترکی استانبولی، اسپانیایی، ایتالیایی، هلندی، سوئدی، کره ای، چینی، ژاپنی، عربی و روسی است. شما از هر نقطه دنیا و برای هر ساعتی از روز که مایل باشید میتوانید با اساتید تیکا کلاس زبان رزرو کنید. تیکا برای همه گروه های سنی از کودک تا سالمند اساتید مناسبی دارد.جلسه اول یک جلسه آزمایشی است تا شما بتوانید بهتر با روش تدریس استاد آشنا شوید و درک کلی از برنامه درسی که قرار است مخصوص شما چیده شود پیدا کنید. فرآیند رزرو کلاس در تیکا بسیار ساده است و بیشتر اساتید به ویژه اساتید جدید تخفیف های ویژه ای را برای کلاس های آنلاین خود تعریف میکنند.کلاس ها به صورت تصویری و همزمان برگزار میشوند. همچنین امکان ضبط کلاس هایی که در پلتفرم های تیکا برگزار شوند وجود دارد. سوپروایزرها و پشتیبان های فنی میتوانند در صورت نیاز و یا برای نظارت در کلاس ها حضور پیدا کنند.همه اساتید زبانی که در تیکا فعال میشوند رزومه و یک ویدیوی معرفی دارند. شما میتوانید با مشاهده ویدیوی معرفی هر استاد انتخاب بهتری داشته باشید. به علاوه تیکا پشتیبان هایی دارد که میتوانند پشت تلفن هم به شما در انتخاب استاد و دوره مناسب خودتان کمک کنند.بیشتر اساتید تیکا سابقه تدریس در سایر آموزشگاه های مطرح زبان را نیز دارند. همچنین شما برای تخصص هایی از جمله آموزش زبان برای آیلتس یا تاقل، فرانسوی و آلمانی برای مهاجرت، آزمون تومر ترکی استانبولی و ... میتوانید استاد مناسب خودتان را پیدا کنید.تیکا علاوه بر برگزاری کلاس ها، به طور منظم لایوها و وبینارهایی برای عموم علاقه مندان برگزار میکند که شرکت در آن ها رایگان است.مزایا و امکانات تیکاداشتن بیش از 400 استاد زبان برای مهارت های مختلف 14 زبان زنده دنیاتضمین بازگشت وجه در صورت عدم برگزاری کلاسبرگزاری کلاس های گروهی، خصوصی و نیمه خصوصیانعطاف پذیری برای برآورده کردن نیازهای اساتید و زبان آموزانامکان برگزاری کلاس در پلتفرم های مختلفکاستی هادر حال حاضر دوره های گروهی هنوز در دست تکمیل هستند.در صورتی که ساکن کشورهای قاره آمریکا یا نیمکره جنوبی مانند استرالیا باشید، ساعت تدریس بیشتر مدرس های تیکا با شما هماهنگ نخواهد بود.در حال حاضر امکان برگزاری کلاس های حضوری هنوز مجددا فراهم نشده است.سخن آخربرای پیدا کردن یک آموزشگاه آنلاین خوب وقت بگذارید، اما در نهایت شروع را به تعویق نیندازید! از مهم ترین ویژگی های یک آموزشگاه زبان خوب، ارائه کردن یک برنامه یادگیری مناسب شماست. بنابراین نگران جزئیاتی مانند اینکه باید چند جلسه در هفته در کلاس های آنلاین شرکت کنید و یا اینکه یادگیری چقدر سخت است نباشید. از خدمات مشاوره تلفنی آموزشگاه ها کمک بگیرید. بیشتر مشاورین هرروز با افرادی مثل شما سر و کار دارند و میتوانند به خوبی شما را راهنمایی کنند. در صورتی که اطلاعات تکمیلی درمورد آموزش آنلاین و این آموزشگاه ها دارید در کامنت ها مطرح کنید. با آرزوی موفقیت برای شما.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Wed, 06 Oct 2021 12:36:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مکتب آنلاین هرات - آموزش آنلاین به دختران افغانستانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-mb9kaiwiwbvp</link>
                <description>نوشتن درمورد امید در شرایط فعلی کار سختی است. من درمورد امید و یک تغییر بزرگ نمینویسم. درمورد حرکتی که از دست انسان های مستقل برمی آید مینویسم.آموزش آنلاین یکی از روش های پل زدن روی خیلی از محرومیت ها و محدودیت هاست. ابزاری که وقتی در خدمت مردم باشد میتواند نتیجه بزرگی داشته باشد. این روزها قوانین طالبان زنان و دختران را از داشتن تلفن همراه دوربین دار منع میکند. اما باز هم، تدریس آنلاین در پستوی خانه ها در کشوری که سایه سیاه جهل همه جا را گرفته ادامه دارد. اسم مکتب آنلاین هرات یادآور اسم مکتب نگارگری هرات استشما میتوانید به افغانستان یک سفر مجازی داشته باشید. نه به عنوان یک توریست که به هیچ وجه نمیتواند با مردم محلی ارتباط صمیمی بگیرد، بلکه به عنوان یک شهروند همراه و همدل با مردمی که هویتشان با شما ریشه های مشترک بسیاری دارد.متن زیر را از پست اینستاگرام خانم آنجلا غیور، باشنده هرات که با هجوم طالبان مکتب آنلاین هرات را راه انداخت برداشته ام:&quot; با عرضِ سلام و درود!می‌دانیم همه‌ی ما در یک وضعیتِ بحرانی و بلاتکلیف قرار داریم؛ با این‌حال و آرزوی برگشتن به روزهای عادی و رو به تمدن به کمکِ جمعی از اساتید و دوستانِ خوبِ هم‌زبان و همسایه‌ که لطفِ بی‌دریغ و محبت‌شان را از ما دریغ نکرده‌اند بر آن شدیم که آموزش‌های رایگان و آنلاینی/آفلاین برای دخترخانم‌های عزیز راه‌اندازی کنیم. لیستی از مضمون‌ها و برنامه‌ها را در آخرِ این پست می‌گذاریم که خانم‌ها چه برای خودشان و چه کودک‌های‌شان می‌توانند انتخاب کرده و برای ما پیام بگذارید تا به استاد و مربیِ مورد‌نظر متصل شویم. کلاس‌ها به احتمالِ زیاد در تلگرام اعمال شده و یا به‌صورتِ آنلاین در اسکای‌روم یا هر اپی که شما و مربی به آن دسترسی داشتید. اما در مرحله‌ی اول این گروه‌ها در تلگرام تشکیل می‌دهیم. خواهشا اسم و اسم خانوادگی و انتخاب‌تان را از لیست در دایرکت برایم بگذارید.لیستِ برنامه‌ها و تدریس:آموزش زبان انگلیسی، ترکی، عربی، آلمانی، فرانسویتدریس فیزیک، ریاضی، شیمی، زیست‌شناسی، جغرافیااقتصاد، منطق، فلسفه، ادبیات، روان‌شناسی، جامعه‌شناسیمشاوره‌درسی و برنامه‌ریزی،آموزشِ موسیقی و آواز، گیتار ابتدایی، طراحیکمک در تحقیقاتِ پزشکی، تدریس دروس پرستاریآموزش فتوشاپ، برنامه‌نویسی،نقاشی و کاردستی، نقاشی کودکانمقاله‌نویسی، پروپوزال‌نویسی، رزومه‌نویسی، کار با برنامه‌های رفرنس‌دهیدوره‌های تندخوانی، آموزش آلفا، داستان‌نویسیتدریس دوره‌ی ابتدایی، راهنمایی و..گفتاردرمانی برای افرادی که نارسا خوانی، لکنت، اچ‌دی‌اچ‌دی، اوتیسم و .. دارند.&quot;برای همکاری از شما دعوت میکنم به صفحه اینستاگرامی خانم غیور به آدرس زیر پیام بدهید:https://www.instagram.com/angela__ghayour/ یوزرنیم : @angela__ghayourهمچنین جمعیت امام علی جهت همکاری برای تدریس به کودکان پناهنده ای که در حال حاضر به ایران رسیده اند فراخوان داده است. &quot;مهر بی‌مرز طرحی برای آموزش پناه‌جویان افغانستانی‌?کودکانی که قربانی جنگ و ناآرامی در افغانستان شده‌اند و اکنون ایران را پناه زندگی یافته‌اند مانند تمام کودکان جهان و بر اساس ماده 28 کنوانسیون حقوق کودک، حق تحصیل و آموزش دارند.‌?جمعیت امام علی با اجرای طرح مهر بی‌مرز با کمک داوطلبان همیشه همراه، در نظر دارد برنامه‌ای منسجم برای آموزش کودکان پناه‌جوی افغانستانی در پیش گیرد.‌? در همین راستا از تمام علاقمندان به همکاری به ویژه کسانی که با زبان‌های پشتو و دری آشنا هستند دعوت می‌شود تا در این طرح همراه کودکان باشند.‌? ‌برای عضویت در این طرح به دایرکت اینستای جمعیت امام علی پیام دهید یا با شماره‌ی روابط عمومی تماس بگیرید.۰۲۱۸۸۸۳۴۵۶۷&quot;هر دوی این پروژه ها در حال تکامل هستند. من پیگیر اخبار هر دو طرف هستم.آموزش آنلاین همزمان یک تفاوت بزرگ با آموزش آنلاین غیرهمزمان و از طریق دوره های ضبط شده دارد: ارتباط انسانی.ما پیشرفت نمیکنیم مگر اینکه صدای افراد مورد تبعیض را بشنویم. شاید آموزش آنلاین مشکلات مردان و زنان و دختران و پسران افغانستانی را حل نکند، اما شنیده شدن همیشه مرهم بزرگی است روی دردهای غیرقابل درمان.عمیقا باور دارم که سختی و دشواری بخشی از زندگی است. همه ما افرادی که از دل سختی بلند شده اند و تغییری ایجاد کردند یا لااقل قلب و هویت انسانی خودشان را از دست نداده اند میشناسیم. فرق این افراد با سایر افرادی که زندگی سختی دارند و زندگی را برای بقیه هم دشوار میکنند، این است که حداقل یک بار در طول عمرشان طعم مهربانی و همدلی را چشیده اند.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Mon, 04 Oct 2021 12:01:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور میتونم به مردم افغانستان (و ایران) کمک کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%85-s7c67t2aaekt</link>
                <description>اوضاع بحرانی نیاز به توجه فوری و پیگیری از سمت همه مردم داره. اوضاع فلسطین و افشاگری های مردمی که هر کدوم در صفحه های شخصی خودشون رسانه و صدای قربانی ها شدند به رسوا شدن اسرائیل کمک زیادی کرد. صهیونیست ها مجبور شدند کشتار کودکان رو متوقف کنند چون دیدند در مرکز توجه دنیا قرار گرفتند. در نهایت اسرائیل از طرف چند کشور دنیا از جمله ایرلند تحریم شد. خیلی از واکنش های دولت ها به قضیه کشتار مردم شاید نمادین و سیاسی بود اما حداقل باعث کمتر شدن تلفات غیرنظامی شد.دولت های حامی تروریستی مثل آمریکا هیچ وقت از هیچ جنایتی که براشون بهایی نداشته باشه ابایی ندارند. این رو قبول کنید و براشون هزینه بتراشید. هزینه ای که اسرائیل پرداخت همین از دست رفتن چهره ای بود که آمریکا سعی داشت از اسرائیل به عنوان یک کشور واقعی و پیشرو بسازه. ذات تروریست و آدمکش صهیونیست ها به کمک روایت های مردم و قضاوت وجدان افرادی که شاهد این روایت ها بودند فاش شد.داستان امروز اتفاقات وحشتناک و باورنکردنی که در افغانستان میفته هم همینه. اکثر مردم حس میکنند شنیده نمیشن و باید قبول کنیم در این گوشه از دنیا گویا جون انسان ها واقعا بی ارزش تره.اما دست از تلاش برندارید. فعالیت در سوشال مدیا برای مقابله با تروریسم رو دست کم نگیرید. همین الآن میتونید برین به تویتر و صد ها اکانت و بلکه هزاران اکانت اعضای طالبان که به تبلیغ برای خودشون مشغولند رو ببینید. اگه بی فایده بود زحمت اینکار رو به خودشون نمیدادند.اگه رسواشون نکنید و صداتون رو بلند تر نکنید، احتمالا به زودی محتواهای تخصصی تری در باب اینکه دختربچه های 12 ساله چقدر از دزدیده شدن و مورد تجاوز قرار گرفتن راضی هستند و چقدر در دامان طالبان به سعادت رسیدند منتشر میکنند. فمینیست های غربی در سکوت تماشا خواهند کرد یا حتی به این اتفاق یه چشم &quot;یک تفاوت فرهنگی که نباید خارج از فرهنگ اون منطقه قضاوت بشه&quot; نگاه میکنند. صداتون رو بلند کنید! کشته شدن و مورد تجاوز قرار گرفتن جزو فرهنگ خاورمیانه نیست.همونطور که همین الآن تحت حمایت بایدن و پاکستان و کشورهای منطقه خودشون رو به عنوان &quot;یک جنبش اصیل مردمی&quot; به دنیا تحمیل کردند.از هشتگ های انگلیسی مثل #helpAfghanistan و #StopTaliban و هشتگ های ترند دیگه استفاده کنید. پای پست های پربازدید ورزشی یا خبری یا هنری کامنت بگذارید. افراد معمولی با دیدن کامنت شما اینکار رو یاد میگیرند. همونطور که در قضیه کشتار مردم غزه این اتفاق باعث همراه شدن تدریجی جهان شد! اگه مهارتی در زمینه موشن گرافی یا پوستر دارید از تولید محتوای آگاهی بخش غافل نشید. ما باید خودمون رو نجات بدیم. اگه این جنایت ادامه پیدا کنه حتی اگه وارد مرزهای ایران نشه - گرچه همین حالا هم به اقرار ظریف طالبان در مشهد و تهران خونه ها و قرارگاه هایی دارند - سایه شوم بدبختی و واپس گرایی روی کل منطقه سنگینی خواهد کرد و هر چه از حقوق انسانی میخواستیم از دسترس ما دورتر خواهد شد.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 10:02:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا چند سال در یک محل کار کردن درجا زدنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ti1997/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D8%A7-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D9%87-s5i19edydznt</link>
                <description>ما بیست و چند ساله ها امتیازاتی داشتیم که عاشق به رخ کشیدنشون هستیم: فرصت های بیشتر و تجربه نسل قبل. نسل ما سرعت و تنوع و کارآیی رو به هر چیز ترجیح میده. این روحیه تو زمینه کاری هم بروز پیدا کرده، تا جایی که در صورتی که خودت نیروی کار متخصص باشی و نه صاحب کسب و کار، و چند سال متوالی یک جا مونده باشی ممکنه ازت بپرسن چرا؟ انگار رشد جز با برداشتن قدم های بزرگ و تغییرات ریشه ای دائمی ممکن نیست! موفقیت و سخت کوشی یعنی همیشه در حال ریسک کردن و انجام یک کار دشوار باشی. منطقه امنی نداشته باشی و هر هفته به این فکر کنی که کسب و کارت و یا تخصصت داره دچار چه تحول های بزرگی میشه؟ و حواست به جا به جایی های میلیمتری پنیر خودت باشه!بعدا دوست دارم درمورد این بنویسم که جو و فضایی راه افتاده که تشویقت میکنه خودت رو توی کار غرق کنی و هر چه زودتر!! به اوج توانایی کاری و حرفه ای خودت برسی. این روحیه با رقابت و دست آوردهایی مثل &quot;جوان ترین کارآفرین&quot; یا &quot;جوان ترین مدیر&quot; و ... بودن در بین اطرافیان خودت تغذیه میشه. کسی که دچار این روحیه است خیلی به پیشرفت آروم و در طی زمان اهمیت نمیده. ساختارها مدام باید در هم شکسته بشن تا &quot;پیشرفت&quot; محقق بشه. مگه نه...؟باید خودت رو به قهوه ببندی، غذا رو از بیرون سفارش بدی، تو مسیر هم به جای گوش دادن به موسیقی تماس های کاری رو راست و ریس کنی، هر هفته و بلکه هرروز با آدم های &quot;پیشرونده&quot; و ایده های جدید سر و کله بزنی، با طبیعت و بچه ها و سالمندها کمتر در ارتباط باشی، و همه چیز رو با نهایت کارآیی پیش ببری تا .... حس کنی کافی هستی؟ تا بتونی موقعیتی که با سرعت عادی تو چهل سالگی بهش میرسی رو توی بیست و هشت یا سی سالگی به دست بیاری ... و تازه حس secure بودن پیدا کنی؟ اگه فرد توانمندی باشی اکثریت تشویقت میکنن کسب و کار خودت رو راه بندازی طوری که انگار کار کردن برای یه گروه اشتباهه. بعدا درمورد این روحیه &quot;کارآفرینی&quot; و ریشه هاش بیشتر مینویسم!خیلی از دوست های من تا حدی یک جا بند نمیشوند که قرارداد بالای چهار ماه نمیبدند. بین خودمان بماند که من هم جزو همین دسته بودم! و وقتی مدت زمان آخرین قراردادم به شش ماه افزایش پیدا کرد واقعا حس خفگی و راکد شدن پیدا کردم و از خودم پرسیدم: یعنی برای این میزان از تعهد و برنامه بلند مدت آمادگی دارم؟اما شاید بشه طور دیگه ای هم نگاه کرد: شاید هشت ساعت کار کردن در روز کافیه؟ شاید جلو نرفتن با حداکثر توان در یک جهت چیزی از ارزش انسان بودن کم نمیکنه؟ شاید لازم نیست با چالش های پشت سر هم خودمون رو به شخص ایکس یا ایگرگ یا همسن و سالامون ثابت کنیم؟ درسته درسته ما وضع زندگیمون خیلی معلوم نیست! پدر و مادر من تو این سن - بیست و چهار سالگی- تو مرحله متفاوتی بودند: خونه خریده بودند و بچه داشتند! چیزهایی که هنوز برای من قابل تصور نیست ، اما اونا مجبور نبودند همه چیز رو از ده سال قبل با استرس زیاد برنامه ریزی کنند. این فرق ما و اون هاست. اون ها با یه روند طبیعی تر این مراحل رو طی کردند، و فکر کنم استرس کمتری داشتند! من یک جوان مستقل هستم، و باید خودم از خودم مراقبت کنم. اگه نخوام تن به فشاری که میگه &quot;به پیش برو!&quot; بدم، باید یک شبکه جایگزین برای رفع نیاز هام پیدا کنم. برگشتن به عقب و کمتر کردن رقابت در عرصه کار شدنی نیست، اما شاید کم کردن استرس شدنی باشه؟ شاید &quot;متوسط&quot; بودن و نشکوندن شاخ غول قبل از بیست و هشت سالگی خیلی هم بد نیست؟شاید بشه توی یک کار موند و ریزه کاری های اون رو یاد گرفت. کارهای ناتموم و بعضا کسل کننده رو سر و سامون داد و بین این روزها به انجام کارهایی که جوون های بیست و چند ساله در حالت عادی انجام میدن هم فکر کرد. به نظر من این کار سالم تریه! من توان اینکه پونزده ساعت در روز کار کنم و هرروز صبحونه کاری و قرار شام با آدم های جدید داشته باشم رو دارم، اما شاید فکر خوبی نباشه!اینه که امروز من سعی میکنم با آدم های مختلفی که دوست دارم و به هم نیاز داریم زندگیمو شریک بشم. غذا و تفریح، گفت و گو، ورزش و .... حتی گاهی اوقات فرصت های شغلی رو به پیشنهاد دوستان قبول میکنم! و بله... چند سال در یک کار میمونم، و حس نمیکنم راکد شدم. </description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Sat, 07 Aug 2021 18:51:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتیجه شش سال تحصیل در ادبیات انگلیسی در ایران ...</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-uefsgmm5zmcp</link>
                <description>این روز ها کنکوری های زیادی نتیجه آزمون خودشون رو گرفتند. به همین بهونه میخوام خیلی رک و ساده رشته ادبیات انگلیسی و نتایج انتخاب اون رو به شما معرفی کنم. من شاید تو زندگی انتخاب های خیلی خوبی نداشته باشم! اما رشته ام رو خوب انتخاب کردم. با این حال اگه اطلاعاتی که الآن دارم رو قبلا داشتم، احتمالا حتی از دوران تحصیلم بیشتر لذت میبردم! اگه شما هم کنکور زبان دادید و نتیجه باب میلتون بوده، این مطلب میتونه کمکتون کنه.انتخاب دوم من رشته ادبیات انگلیسی بود، به چند دلیل:کنار این رشته میتونستم کار کنم. زبانم خوب بود و کتاب های زیادی خونده بودم، پس قائدتا نباید ادبیات انگلیسی چیز خیلی دشوار و وقت گیری باشه، مگه نه؟به علاوه افرادی که زبان انگلیسی میخونند معمولا از رشته های مختلف و پس زمینه های متفاوتی میان. کلاس ادبیات انگلیسی جای آدم های کسل کننده نیست!این رشته با نوشتن و خلق کردن ارتباط نزدیکی داره. من به نوشتن علاقه داشتم، پس این یه امتیاز محسوب میشد.چرا ادبیات مادر رشته های علوم انسانی محسوب میشه؟ما از ادبیات حرف میزنیم! این رشته رابطه نزدیکی با خیلی از رشته های علوم اجتماعی، هنری و روانشناسی داره. پس اگه آدم کنجکاوی هستید، براتون ارضا کننده خواهد بود. جو رشته و بچه های کلاس؟بچه های ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران معمولا بچه های خرخون و کنجکاوی هستند. نسبت به اکثر بچه های علوم انسانی دوستانه تر و بازیگوش ترن! اما ممکنه خیلی منظم و جدی پیگیر انجمن ها نباشند و اصطلاحا میشه گفت فردگرایی بیداد میکنه. میتونن به شدت درگیر حاشیه ها بشن! پس حواستون رو جم کنید :) اما در کل میتونم بگم کلاس ادبیات انگلیسی جای خوبیه برای دوست پیدا کردن. تعداد دخترها معمولا بیشتر از پسرهاست! اما بچه ها معمولا فاز ازدواج ندارند و این جو رو ساده تر میکنه!ورودی ما ورودی 94 بود، و چند تا همکلاسی خارجی داشتیم و دو نفر نیمه خارجی- که یکیشون من بودم. بقیه بچه ها تجربه کار با خارجی ها و تعدادیشون هم تجربه زندگی و تحصیل به زبان انگلیسی رو داشتند و این هم یه نکته مثبت دیگه بود. اکثر ما با علاقه انتخاب کرده بودیم.اینکه دانشگاه تهران جز انگلیسی هشت تا زبان دیگه هم داشت یه نکته مثبت و جذاب دیگه بود. البته نکته منفی این بود که خیلی از بچه های رشته های دیگه با علاقه انتخاب نکرده بودند و ریزش داشتند، رو این حساب ممکن بود دوست های خودتون در رشته های ژاپنی و اردو رو به ترم سه نرسیده از دست بدید!Hitting the Romantic Poetry Phase! Sitting like this and reciting odes...ادبیات انگلیسی و اسطوره شناسیپیش نیاز بیشتر درس های ادبیات انگلیسی در دانشگاه های ایران و جهان آشنایی با اسطوره ها و تاریخ تمدن غرب هست. چرا؟ چون این اسطوره ها زبان تفکر و انسان شناسی مردم غرب رو پایه ریزی کردند! خوشبختانه لازم نیست یونانی و لاتین یاد بگیرید، اما باید نگاهی به کتاب های آشنایی با اساطیر بندازید. سایت ها و ویدیوهای جذاب زیادی تو اینترنت و یوتیوب هستند که میتونند کمکتون کنند.حتی آثار مدرن ادبیات انگلیسی - به خصوصی جنش مدرنیسم در قرن بیستم- اشاره های زیادی به اسطوره ها و تمدن یونان باستان دارند. احتمالا اسم عقده ادیپ و یا کهن الگوهای یونگ رو شنیدید. خب تو درس های اولیه ادبیات انگلیسی قراره داستان پیشزمینه این اصطلاحات رو یاد بگیرید! این کهن الگوها در رشته های فلسفه و روانشناسی و به خصوص سایکوآنالیسز هم جایگاه پررنگی دارند. پس شاید بد نباشه با دانشجوهای فلسفه و روانشناسی هم اتاقی بشید! البته این نظریات به تاریخ علم پیوستند و کلی نقد بهشون وارده پس بهتره بخونید و ازشون رد بشید :). لذت خوندن متن های حماسی نوشته شده به زبان Old English با لذت شاهنامه خونی برابری میکنه! اسطوره هایی مثل Beowulf  و Gilgamesh دید عمیقی درمورد معنای  فانی بودن و در عین حال قدرت غیر قابل انکار  انسان به شما میدن. نکته جالب درمورد ادبیات غرب اینه که ... بر خلاف ادبیات شرقی که معمولا ما رو دعوت به فروتنی و تفکر میکنه، به عصیان و قدرتنمایی که در ذات بشر هست ارزش خاصی میده!البته شما معمولا به نسخه هایی که حاشیه نویسی و ساده نویسی شدند نیاز خواهید داشت چون زبان انگلیسی قدیم برای خود انگلیسی زبان های تحصیل کرده هم ممکنه غیر قابل فهم باشه. ادبیات و هنر، زوج دوست داشتنی!شما حرف های مشترک زیادی با بچه های رشته های ادبیات نمایشی، ادبیات فارسی و تئاتر خواهید داشت! اما حتما با نقاشی های معروف و مکتب های هنری هم آشنا میشید. Drama از پایه های همیشگی برنامه درسی شماست چه توی کارشناسی چه تو ارشد. البته عجیب هم نیست، خیلی از آثار ادبی بزرگ انگلیسی نمایشنامه هستند. اجرا کردن تئاتر به زبان انگلیسی باید جزوی از برنامه تحصیلی بچه های ادبیات انگلیسی باشه، اما متاسفانه ممکنه تو بیشتر دانشگاه های ایران این اتفاق نیفته. خودتون دست به کار بشید، نمیتونید توقع داشته باشید شکوه Othello یا نمایشنامه هایی مثل Blasted رو صرفا با خوندنشون درک کنید. البته درمورد Blasted شوخی کردم، خیلی بعیده بتونید روی صحنه اجراش کنید!تاریخ تمدن ها در زبان استعمارگران!وقتی درس شما بیشتر پیش بره، باید با کلیات تاریخ تمدن دنیا یا حداقل کشورهایی که تحت استعمار قرار گرفتند هم آشنا بشید. گرچه استعمار و برده داری حقایق تلخی هستند، اما باعث شدند جنبه های جدیدی به ادبیات انگلیسی - که دیگه به هیچ وجه محدود به مردم انگلیس نمیشه - اضافه بشه.ادبیات هند، ادبیات آفریقا، و حتی شرق آسیا، و ادبیات مهاجران! آثار زیادی در این دسته ها هستند که به زبان انگلیسی نوشته شدند. مثل آقای ایشی گورو که معرف حضورتون هست، یا جومپا لاهیری، یا حتی غولی مثل ولامیر ناباکوف!به علاوه باید اعتراف کنیم تعداد زیادی از بهترین ترجمه های ادبی دنیا از زبان های دیگه به زبان انگلیسی نوشته شدند. به عبارت دیگه، اگه میخواهید کتاب هایی به زبان های دیگه مثلا فاوست گوته یا جنایت و مکافات داستایوسکی رو بخونید و تحلیل کنید، ترجمه انگلیسی اون آثار احتمالا بهتر از ترجمه های مشابه به زبان های دیگه خواهند بود.بازار کار رشته ادبیات انگلیسی؟؟ خیلی از فارغ التحصیل های این رشته وارد شاخه های مختلف تجارت میشن! شاید باورش براتون سخت باشه اما تعداد زیادی از افرادی که در کارشناسی رشته ادبیات انگلیسی رو انتخاب کردند، در ادامه وارد بازاریابی دیجیتال، سیاست و یا مدیریت و گردشگری شدند. البته برای بچه های فارغ التحصیل از ادبیات انگلیسی، گزینه هایی مثل تدریس زبان و ترجمه ادبی هم همیشه روی میز هستند.فارغ التحصیل های این رشته در ایران هم نرخ بیکاری خیلی کمی دارند، و معمولا رضایت بالایی از تجربه دانشگاهی خودشون دارند. واقعا باید آدم کم ذوقی باشید که از درس های داستان کوتاه و رمان لذت نبرید! و البته انجام دادن تکالیف که ممکنه نوشتن مقاله یا شعر یا نقد داستان باشه حوصله میخواد اما ارزشش رو داره.اگه سئوالی بود خوشحال میشم جواب بدم.</description>
                <category>تای</category>
                <author>تای</author>
                <pubDate>Wed, 04 Aug 2021 12:57:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>