<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های time fard</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@timefard</link>
        <description>تمامی زمان ها منحصر به فرد هستن// توی مسیر موفقیت بیشتر از شکست ها میگم//</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:24:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1162174/avatar/OBEtPy.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>time fard</title>
            <link>https://virgool.io/@timefard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آکو سنتر پرند -مجتمع تجاری تفریحی -تجربه من ۱۴۰۴</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/%D8%A2%DA%A9%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF-h3zwbmdrtqtn</link>
                <description>آکوسنتر پرند و تجربیات من از همکاری با این مجموعهشاید شما هم جزو افرادی باشید که قصد دارید در مجتمع تجاری تفریحی آکو سنتر در پرند سرمایه گذاری کنید. اگر نمی دونید اکوسنتر کجاست و چیه باید بگم آکو سنتر یه پروژه تجاری رفاهی هست که در پرند فاز ۶ در حال اجرا و ساخته شدنه.من سرم کلاه رفت ، شما مواظب باشیدخوشبختانه یا متاسفانه من بهمن ماه ۱۴۰۳ با این مجموعه آکو سنتر پرند آشنا شدم و تجربیات خوب و بعضا عجیب و غریبی بدست آوردم که برام خیلی مفید بود و در کنار مفید بودن عجیب هم بود. دلیلش اینه که در طول دوره ی کاری حرفه ای حدود ۸ ساله من تا به حال با چنین شرایطی برخورد نکرده بود.خلاصه در این مقاله من اول تجربه خودم رو به صورت کامل بی طرفانه و شفاف و واقعی در مورد همکاری با آکو سنتر بیان می کنم و در انتهای همین مقاله به  سناریوی احتمالی در مورد آینده پروژه آکو سنتر پرند می پردازم.مجتمع تجاری تفریحی آکو سنتر پرندشاید شما هم کنجکاو باشید و دوست داشته باشید تجربه های من رو از همکاری حدود ۲ الی ۳ ماهه با مجموعه آکوسنتر در پرند روبدونید. من هم سعی میکنم داستان های این چند ماه رو در همین مقاله به مرور تکمیل کنم.از اتفاقاتی که در روز اول جلسه حضوری افتاد تا مشکلاتی که در حین کار من پیش اومد و تا درگیری های لفظی و کلامی با مدیریت پروژه، اقای مهدی رجبی که در انتهای همکاری با آکو سنتر اتفاق افتاد و در نهایت به بحث و درگیری لفظی و قطع همکاری منجرو شد.اینم دفتر اکوسنتر در پرنداولین قرار ما در یک روز سرد زمستانی بود که قرار بود ساعت ۱۲ ما هم رو ببینیم با یکی از رفقا از تهران راه افتادیم و نیم ساعت زود تر از موعد قرار رسیدیم. آقای رجبی که مدیریت مجموعه آکوسنتر رو دارن حدود ۱ الی ۲ ساعت بعد رسیدن ولی در این بین با برادر ایشون صحبت کردیم. خلاصه تا جلسه ما شروع بشه چند نفری که همکار رجبی بودن وارد دفتر می شدن و ایشون خیلی رفتار عجیبی داشت و من کم کم متوجه شدم کلا از لحاظ اخلاق همکاری دارای مشکل هستن. مثلا همکارانش رو جلوی من شماتت و خرد می کرد، منی که تازه وارد مجموعه آکو سنتر شده بودم بودم و جلسه اول بود که اومده بودم توی دفترشون و این کار یک هشدار به من بود.بعد ۲ ساعت معطل شدن و نیم ساعت هم حرکات و صحبت های مدیریت آکوسنتر رسیدیم به اصل قضیه که صحبت در مورد طراحی سایت آکوسنتر وسئو سایتش و... بود.دیدم آقای رجبی شروع کرد غیبت طراح سایت قبلی که آره اینجوری کرده و هی میگفته من بلدم و آخرشم هیچ کاری از دستش برنیومده - خلاصه بعدها متوجه شدم که این آقایی که رجبی دیریت آکو سنتر داشته در موردش بد و بیراه می گفته در طول این صحبت ها روبه روی من نشسته و در سکوتی عمیق فرو رفته البته من این رو چند روز بعد فهمیدم...مهدی رجبی - مجتمع تجاری آکو سنتر در پرندسعی میکنم بدون سوگیری به مرور این تجربه رو با شما هم در میون بذارم تا اگر قصد همکاری و یا سرمایه گذاری در پروژه آکو سنتر دارید با چشم و گوش بازتر اقدام کنید.واقعیتش من به آینده این پروژه ها خیلی امیدوارم نیستم چون مدیران اون با دوز و کلک و حق مردم خوری دارن کارشون رو جلو می برن و اصلا براشون مهم نیست که در این وسط یه عده ناراحت یا متضرر بشن و تنها تنها به فکر سود کوتاه مدت و بلند مدت خودشون هستن.الان که دارم این مطلب رو تکمیل می کنم خرداد ۱۴۰۴ هست، و وضعیت مسکن کاملا راکت و کم معامله است. در حال حاضر مجموعه اکوسنتر با مدیریت آقای رجبی به صورت پیش فروش کار میکنه. یعنی پول رو از شما به صورت نقد و اقساط میگیره و یک واحد مثلا ۶ متری تجاری در همون مجتمع آکوسنتر پرند به شما میده. این که این واحد تجاری که در پرند هست فقط به شما فروخته شده و جایگذاری اون در نقشه کامل و دقیق هست خودش یک موضوع قابل بحث هست که می تونیم درستی یا نادرستی این فکر رو در چند سال آینده بسنجیم.البته من شنیده بودم که قرار نقشه ها عوض شه بعد به اون آقای مطلع گفتم شما اینا رو مگه نفروختین (پیش فروش) پس چطوری میتونید نقشه ها رو عوض کنید . خندید و گفت ای بابا درست میشه حالا...ولی با توجه به نوع نگرش مدیریت مجموعه آکوسنتر در پرند من آینده رو برای مشتریان این شرکت پر از درگیری و نارضایتی می بینم البته کلماتم رو به صورت خوشبینانه دارم استفاده می کنم.حدود چند روز پیش بود که یک خانمی از یک مجموعه ای با من تماس گرفت ( الان فامیلیش یادم نیست) که میخواستن دسترسی های سایت مجموعه آکوسنتر رو از من بگیرین و کار طراحی مجدد سایت رو انجام بدن - من هم بعد از سلام و آشنایی گفتم که آقای رجبی با بنده باید تماس بگیرین و من نمی تونم دسترسی های سایت آکو سنتر رو به شما بدم و ایشون هم پذیرفتن و گفتن پس میگم تماس بگیره با شما.الان حدود ۱ هفته از اون ماجرا گذشته است و هیچ تماسی صورت نگرفته و معنی اش اینه که کار خودش رو انجام میده و حساب و پول ما روهم قصد نداره تسویه کنید/حدود ۳ ماه بدون یک ریال پرداختی کارش رو انجام دادیم و بردیم جلو، شب عید زنگ می زدیم جواب نمیداد پیام میدادیم جواب نمیداد بعد هم گفت تا اردیبهشت بهم مهلت بده با کلی درگیری و حرف و حدیث ما قبول کردیم و اردیبهش هم رسید و خبری نبود البته تنها چیزی که قبول کرد این بود که اره ما به شما بدهکاریم ولی نداریم ...آخه مرد مومن مگه کل طلب ما چقدره که شمایی که دارای مجتمع رفاهی میسازی پول نداری؟؟هیچی دیگه در انتها بگم تمام حرف هایی که اینجا گفتم رو خیلیاش رو سانسور کردم، و برای همه مدرک دارم از چت ها و پیام ها تا قرارداد همکاری با این آقا و مجتمعش.🎯 سه سناریوی واقعی برای آینده آکوسنتر (بهترین حالت – بدترین حالت – محتمل‌ترین حالت)سناریوی اول: بهترین حالت ممکن(اگر همه‌چیز درست پیش برود)🔸 وضعیت ساختپروژه طبق برنامه جلو می‌رودتاخیرها کم است و هر مرحله ساخت شفاف اطلاع‌رسانی می‌شودامکاناتی که در تبلیغات گفته شده تقریباً کامل اجرا می‌شودنقشه‌ها تغییر جزئی دارند، اما تحویل واحد مطابق قرارداد است🔸 وضعیت مدیریتمدیریت پروژه ساختار خود را اصلاح می‌کندجوابگوی مشتریان می‌شودتیم پاسخگو برای پشتیبانی پس از فروش تشکیل می‌دهد🔸 نتیجه برای خریدارانارزش ملک با تکمیل پروژه رشد می‌کندواحدهای تجاری در آینده مشتری و مستاجر پیدا می‌کنندبه دلیل موقعیت و کمبود مراکز خرید حرفه‌ای در پرند، آکوسنتر سودآور می‌شود🎉 جمع‌بندی بهترین حالتاگر این سناریو رخ دهد، خریداران اولیه بیشترین سود را می‌برند.اما احتمال وقوع این سناریو کامل، متوسط تا کم است.🔴 سناریوی دوم: بدترین حالت ممکن (سناریوی بحران)🔸 وضعیت ساختپروژه با تاخیرهای طولانی روبه‌رو می‌شودبخشی از وعده‌های اصلی (پارکینگ، فودکرت، سینما،...) حذف یا کوچک می‌شودکیفیت ساخت پایین‌تر از استاندارد تبلیغات استنقشه‌ها چند بار تغییر می‌کند و تحویل با آنچه فروخته شده متفاوت می‌شود🔸 وضعیت مالی و مدیریتیخریداران سردرگم هستندتسویه‌ها ناقص استمدیریت پاسخگو نیستواحدها دیر تحویل داده می‌شودخریداران مجبور به شکایت یا پیگیری طولانی قضایی می‌شوند🔸 نتیجه برای خریدارانارزش ملک در کوتاه‌مدت پایین یا ثابت می‌ماندامکان اجاره دادن واحد ضعیف می‌شودبرخی واحدها هیچ‌وقت به کاربری درست نمی‌رسندهزینه و اعصاب مشتری‌ها صرف پیگیری حقوقی می‌شود🚨 جمع‌بندی بدترین حالتخریداران متضرر می‌شوند، زمان و پول هدر می‌رود.این سناریو اگر مدیریت شفاف نباشد، احتمال وقوع متوسط است.سناریوی سوم: «حالت محتمل و واقعی»(نه عالی، نه فاجعه — ترکیبی از فرصت و مشکل)🔸 وضعیت ساختپروژه تکمیل می‌شود اما با تأخیر (۶ تا ۲۴ ماه)بخشی از امکانات اجرا می‌شود، اما نه به شکلی که در تبلیغات گفته بودندنقشه‌ها ممکن است در بعضی طبقات تغییر کنند🔸 وضعیت مدیریت و رضایتمدیریت پاسخگو است اما کند و غیرحرفه‌ایبعضی خریداران راضی هستند، بعضی ناراضیاختلافات بین مدیریت و مشتریان گاهی پیش می‌آیدپیگیری سند و تحویل زمان می‌برد🔸 وضعیت اقتصادی و تجاریبازار پرند به آرامی رشد می‌کندواحدهای بزرگ‌تر یا در طبقات اصلی، ارزش قابل قبولی پیدا می‌کنندواحدهای کوچک یا جانمایی نامناسب، با مشکل مشتری مواجه می‌شوندسود سرمایه‌گذاری وجود دارد اما کمتر از وعده‌های اولیه📌 جمع‌بندی حالت محتملاین سناریو واقع‌بینانه‌ترین حالت است:ساخت انجام می‌شودپروژه سود متوسط می‌دهداما ناراحتی، تاخیر، تغییر نقشه و مشکل مدیریتی هم وجود دارد🔍 جمع‌بندی نهایی و توصیه مهم برای تصمیم‌گیریاگر قرار است وارد آکوسنتر شوی:✔️ انتخاب کن اگر:واحد در موقعیت خوب (طبقه همکف یا اول) باشدقرارداد محکم و شفاف بگیری به همراه مشورت با یک یل معتمدپرداخت‌ها را مرحله‌ای بدهی، نه یکجاقدرت پیگیری داشته باشیبه سرمایه‌گذاری ۳–۵ ساله فکر کنی✖️ انتخاب نکن اگر:تحمل تاخیر نداریبه وعده‌های مدیران اعتماد محض داریانتظار داری «همان چیزی که در تبلیغات گفتند» ۱۰۰٪ اجرا شودمی‌خواهی سریع اجاره بدهی و درآمد ثابت ایجاد کنی</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Fri, 16 May 2025 15:37:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲-کاری که برای تابستون شروع کردم!</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/%DB%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-nnbjx8g7mhax</link>
                <description>روز دوم نویسندگی #DP ✋???‍?خدمتتون عارضم یه قرص استامینوفن ۳۰۰ خوردم و اومدم که بنویسم و الان حدوداْ ساعت ۱۲ شبه ...خب دو روز پیش بود که بعد از نوشتن پست &amp;quot;کاری که برای تابستون شروع کردم&amp;quot; رو به پایان رسوندم رفتم سراغ دیدن دوره  طراحی محصول در اسپات پلیر وسط دوره به این نتیجه رسیدم باید برگردم از اول جلسه &quot;معارفه بوت کم‍‍پ&quot; رو ببینم.خیلی هم برام جذاب بود  و به نظرم خیلی چیز ها رو با دیدن مرور جلسه تازه متوجه شدم که امیر رایان چی میگه....??آشنایی با پرهام باغستانی از قدیمی های Product Design بعد از اینکه تقریباْ به وسط جلسه رسیدم و با شنیدن اسم پرهام باغستانی ویدیو رو استاپ کردم و در مورد پرهام خوندم که الان فک کنم آمریکاست. در نهایت توی کارگاه یه گفت گو ازش پیدا کردم و خلاصه نشستم پای ویدیوش که بیش از ۱ ساعت بود...پرهام باغستانی و گفتگو در کارگاهاین ویدیو مال سال قبله فک کنم ه هرحال چیزای جالبی یاد گرفتم و دید بهتری از طراحی محصول پیدا کردم - مثلا اینکه برای شروع و مطالعه بهتره از تجربه کاربری User Experience یا همون UX شروع کنیم و اطلاهاتمون رو بالا ببریم که البته خودش دنیایی از دانش های مختلفه ...دانلود کتاب چگونه کار خودمان را در UX شروع کنیممنم به صورت عملی دست به کار شدم چند تا صفحه از  پی دی اف یه کتاب دیجیتال ۱۸۳ صفحه ای رو برای مطالعه پرینت گرفتم ...این کتاب مال مجموعه کتاب خانه تجربه کاربری هستش که کلی کتاب توی این زمینه داره...نقشه راه طراح محصولبعدشم با سایت زیر آشنا شدم که نقشه راه یا Road Map طراح محصول شدنه !!!!https://product-design-roadmap.com/خلاصه در مورد داستان با سلام و نقد های که در رابطه با ریدیزاینش پارسال ترند بود صحبت کردن و...و اما کتاب هایی که از نشر نوین گرفتمدر انتها چند تا کتاب پرهام گفت که از نشر نوین خریدم. یکیش به دنیا نمی آیند - مدیران ساخته می شوند.و دیگری هم کتاب ساختن بود که برام جالب بود چون طراح محصول اپل اون نوشته که الان طراح محصول فیسبوک . اینم آنچه که در این دو روز اتفاق افتاد و با کمترین جزییات سعی کردم مختصر و عنوان وار بگم که حوصلون سر نره ...۱۴۰۲٫۰۵٫۲۰ارادت. تایم فرد (امین) ?</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 01:10:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱- کاری که برای تابستون شروع کردم !</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-csv11wmxkqe5</link>
                <description>سلام به همه ✋???‍?مدت خیلی زیادیه اینجا نیومده بودم برای نوشتن هرچند گه گاهی سر میزدم به کامنت های شما و لایک هایتون.واقعا این مدت که از ویرگول دور بودم دلم برای همتون تنگ شده بود. برای خود تو که الان داری می خونی. برای ویرگول. برای نوشتن....حتی دلم برای خودم هم تنگ شده بود ...اما اینجا میخوام شروع هدفمندی داشتم باشم. من تابستون امسال ۱۴۰۲ - ترم دانشگاهی بر نداشتم و سعی کردم یه دوره خوب و مرتبط با شغلم که توی حوزه #دیجیتال_مارکتینگ هست شروع کنم  اگر هم دوره پیدا نکردم دوره ها و دانسته های قبلی رو مرور و به روز کنم. خلاصه توی همین گیر و دار بودم که می دونم از کجا . چطور و چه زمانی درگیر مدرسه دیزاینویچ شدم. کمتر از کسری از روز دوره رو ثبت نام کردم ....بوت کمپ دیزاین محصول دیجیتالخلاصه میخوام یادگیری تمارین و تجربه هام رو باهاتون به اشتراک بذارم.دود یکماه از این دوره گذشته و حدود ۲ ماه دیگه از این دوره ۳ ماهه باقی مونده.برای شروع کمی دیر اقدام کردم ... ولی اینجا سعی می کنم هفته ای دو یا ۳ پست در موردش باهاتون به اشتراک بذارم...مطمنم جذاب خواهد بود.....?۱۴۰۲٫۰۵٫۱۷می بینمتون. تایم فرد (امین) ?</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Wed, 09 Aug 2023 23:21:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4- غیبت 50 روزه و درماندگی و چالش برنامه هفتگی من</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/4-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-50-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-lbozavnd9mqo</link>
                <description>هفته ای یه بار آبشون میدم و پاییز هم نتونست گلاشون رو خشک کنه... خب سلامی به وسعت غیبت 50 روزه پاییزی من در ویرگول و حرفهای جدید و باحالی که برای خودم قرار بنویسم و شاید کسی هم بخونه و حال کنه یا نقدی برش داشته باشه ... هرچه از دوس رسد خوش است...?آخرین نوشته من در ویرگول مربوط میشه به کمتر از 2 ماه پیش با عنوان 3- روز سوم چالش، تسلیم وسوسه نشو  اگر نخونیدن خوشحال میشم بخونید و اگر هم خوندین خوشحالتر میشم دوباره بخونید و اگر نظر یا پیشنهاد جدیدی دارین برام بنویسید. حتی اگر قبلا روی پست چالش سوم من کامنت گذاشتین خوندن کامنت های خودتون بعد از 2 ماه جالب باشه چالش سوم کلیک کنید. ?این نوشته من سه قسمت داره با عناوین زیر داره ://قسمت اول غیبت 50 روزه // قسمت دوم درماندگی // قسمت سوم موفقیت در برنامه هفتگی// قسمت اول // 50 روز غیبت بر من چ گذشت ??توی این 2 ماه اتفاقات زیادی برام افتاد کلا توی چالش و نوسان بودم چالش آب سرد رو به 5 دقیقه رسوندم و رو به پایان بود (تو روز سوم چالش رکوردم 47 ثانیه بود) چالش آب سرد بخاطر این موضوع رو به پایان بود چون کلاً دوش گرفتن زیاد(مثلا هفته ای 3تا4بار) اونم در فصل پاییز با آب سرد برای سلامتی جسمی خیلی خطرناکه و من با علم به این موضوع چالش دوش آب سرد را در اوج رکورد 5 دقیقه ایم رها کردم ?? و ادامه چالش آب سرد رو موکول کردم به فصل زمستان چون واقعا خیلی اثرات مثبتی توی برنامه های زندگیم داشت.قسمت دوم // درماندگی و اینکه حسش نیست ??و اما قرار بود برنامه روتین و منظم هفتگی و روزانه داشتم باشم اما مثل خیلی از آدمهای با برنامه دیگه که مدعی هستن زندگیشون با برنامه پیش میره، برنامه من خوب پیش نرفت، واقعیت انگیزه کافی هم نداشتم کلاً این یکسال اخیر که فریلنسر (دورکار) شدم خدا رو شکر دوران سردرگمی و کلافگی و بی حوصلگی من بود.شاید بپرسی چرا شاکری برای این موضوع ؟؟! جوابم اینه تجربه شخصیم توی این 6 سال اخیر و اعتقادم بهم میگه اغلب کلافگی و سردرگمی نشانه رفتن به سمت برنامه ریزی قوی تره مثل زمانی که شغلت رو عوض میکنی و احتمال افسردگیت بالا میره یا حتی افسردگی بعد از زایمان ....اغلب اوقات درد نشانه رشد هست هرچند بعضی اوقات باید به درد فرصت ترمیم و بازنگری داد(دوران افسردگی و غرق شدن در اشتباهات یا تجربه های گذشته)من خودم طی 6 سال اخیر در سال 1 الی 3 ماه حالت سردرگمی دارم و همیشه تونستم از لحاظ شخصی رشد کنم و چیزای جدیدتری از خودم و دورنم یاد بگیرم و بکار ببندم.خلاصه بعد از چالش دوندگی و مطالعه و دوش آب سرد متوجه شدم اصلاً دل و دماغی نسبت به انجام کارهای مهم و فوری پروژهای کاری و کسب و کار شخصی خودم ندارم و یک مقدار از لحاظ مالی هم به مشکل خورده بودم/چندین بار برنامه روزانه و هفتگی چیدم و اونجور که انتظار داشتم خوب پیش نمی رفت (البته اغلب اوقات اینجوره ?)اما نکته جالبی که برام داشت اینه که نسبت به برنامه های چیده شده ی سری قبلم بهتر عمل میکردم(ببین قبلا چ افتضاحی بودم من?) و همین باعث می شد نا امید نشم...کلی کتاب تو قفسه داشتم که یا نخونده بودم یا نصفه نیمه خونده بودم ولی هیچ انگیزه ای برای باز کردن کتاب جدید نداشتم و هر از گاهی میرفتم توی متمم و مهارت یادگیری می خونم...خب حدودا ماجرهای بالا حدود 1 ماه اتفاق افتاد و در چند سطر خلاصه شد. هر چند میدونم همین چند سطر برای مخاطب امروزی کلی طولانیه، چون دنیای مدرن سرعتش رو به ما انتقال داده ولی من فک میکنم کاربر ویرگول مقداری صبور تر هست...قسمت سوم// پیش روی لاک پشتی به سمت برنامه هفتگیتا اینکه عزم رو جزم کردم رفتم سراغ کتاب قرآن و یک کتاب تفسیر روان و خودمونی رو بعد سرچ سفارش دادم و خریدم و بعد از چند روز با پست رسید و توی برنامه ام هر روز 1 صفحه از اون رو گنجوندم. میخواستم ببینم واقعا حرف حساب این کتاب چیه...چند تا نکته جالب از تفسیر آیات قرآن:::واقعا انسان موجودی عجول و شتاب زده است ... 7روز میخواییم ثروتمند شیم- با رژیم در دوهفته 10 کیلو کم کنیم و...به هدفت ایمان داشته باش تا قدرت ادامه مسیر و حل مشکلات رو پیداکنی، و یکی از اصول رهبری عدم رودربایستی و قاطعیت در کارمشاهده این کتاب در دیجی کالا یه کتاب دیگه هم که حدود 2 سال پیش خریدم رو گذاشتم توی برنامه ام به نام جهاد با نفس (شما بخونید مبارزه با تنبلی و مبارزه به هوس ها) این کتاب ما رو آگاه میکنه نسبت به خودمون و اینکه چطور با خودمون مبارزه کنیم و موانع رشد رو برداریم.خودت بر خودت نظارت کن تا کارات جلو بره وگرنه هیچ کس برای نفع خودت این کار رو برات نمیکنهخب دلیل اینکه من سراغ این مطالب میرم به خاطر این هستش که من رو بیشتر به فکر کردن دعوت میکنه و انگیزه و هیجان اضافی به من وارد نمی کنه مثل کتاب های انگیزشی امروزی که توی بازار پره مثل کتاب قورباقه ات رو تف کن و اثر مرکب و... نمی خوام بگم خوندن این کتاب ها ارزشمند نیست بلکه برعکس اگر نخوندین حتما بخونید خودم خریدم و چندین بار خوندم منتها به من دید و انگیزه و اراده بلند مدت نمیده و بیشتر انگیزه و هیجان لحظه ای رو انتقال میده نه تفکر و تامل رو ....مثلا به سرعت و جنب و جوش تو رو به تکاپو در میاره در صورتی که ما باید تامل و صبر کنیم تا فکر کنیم و اون مطلب در اعماق روح و روانمون هک و ثبت بشه... این راز ماندگاری و عمیق شدن در مهارت هاست (تامل و تعقل) سپس به کار گیری ...(نظر شخصی منه)یه نکته داخل پرانتزی : ببینید بچه ها اگر من مسیر روز مره خودم رو دارم مینویسم دلیلی نمیشه که شما هم باید اینجوری پیش برید اصلاً; فقط نباید نا امید شد، باید فکر کرد و مشکلات رو از درون پیدا کنیم نه از عوامل خارجی مثل محیط اجتماعی و شرایط جامعه و وضع مملکت و دنیا.... تفکر در مشکلات نقطه مقابل بی خیالی و بادی به هرجهته .... اگر کاری نمی تونیم انجام بدیم مشکلی نیست، حداقل بی خیال نباشیم و فکر کنیم ... مسیر خودش ما رو میکشونه .... مثل یه معجزه میمونه ....باورکن....خلاصه بعد از خوندن این دو کتاب یعنی تفسیر و جهاد با نفس، متمم خوانی رو هم توی به صورت جدی تر در برنامه روزانه اوردم و باید درس مهارت یادگیری رو تا اواسط زمستون تموم کنم.-- اما 10 روز  فوق العاده اخیری که برمن گذشتطی 10 روز گذشته روی کاغذ یک برنامه روتین روزانه ایجاد کردم برنامه روتین روزانه یعنی چی ! من اینجور تعریفش کردم برای خودم که: من در روز چه بی کار باشم، چه هزار کار داشته باشم ،باید این روتین رو انجام بدم مثل نهار خوردن و نفس کشیدن یا توالت رفتن...در این روتین کارهای مهم که منو سرزنده نگه میداشت رو نوشتم 1- عبادت سروقت  و خلوت کردن باخود و خدای خود سروقت، 2- خواندن کتاب جهاد با نفس حتی اگر به اندازه ی باز و بسته شدن باشه (یعنی فشار نمی اوردم و به خودم آسون میگرفتم) 3- یک صفحه خواندن تفسیر روان قرآن کریم 4- خواندن حداقل 40 صفحه کتاب مطالعه ی خلاق (انتشارات سایه سخن) چون این کتاب مرتبط بود با درس مهارت یادگیری متمم. این کتاب رو 2 یا 3 سال پیش خریده بودم و طی روتین در این ده روز تا الان 238 صفحه اش تموم شده اونم با دقت بالا در مطالعه ویاد داشت برداری نکات مهم ودرک عمیق مطالب  و 1 فصل پایانی مونده ک حدود 20 صفحه است.نکته جالبی در مورد استرس که کمتر بهش توجه میکنیم... کارهای انباشه شده ای ک میخواییم در زمان کم باقیمونده انجامشون بدیمکتاب مفیدی بود اگر حالش رو داشتم و البته شما هم علاقمند بودیم میتونم خلاصه ی این کتاب رو تو ویرگول بذارم براتون---علاقه داشتین تو کامنت بگیدمن طی این 10 روز، در آخر هر روز به این لیست نگاه میکردم و دم دست میذاشتمش و تیک کارهای روتین رو میزدم این لیست از 28-7-1400 شروع شد و تا امروز ک 7-8-1400 هست ادامه داشته .خب این اولین باره که من تونستم برای اولین بار 10 روز بروتین رو حفظ کنم باید اعتراف کنم 2 و3 روز اول بعضی کارهای لیست از یادم میرفت ولی فرداش جبرانش می کردم و رفته رفته عالی شد.در این ده روز تونستم در مورد ترک اعتیاد و فرآیند مغز در رابطه با شکل گیری عادات و نقش دوپامین مقالاتی رو مطالعه کنم و خوندن این مقالات تونست ارده ام رو در ترک عادات بد و ایجاد عادت مفید تقویت کنه.تونستم به کسب وکارم در کنار روتین روزانه بپردازم و فهمیدم چقدر وقت اضافه دارم که بدون توجه داره هدر میره ومن اصلاً متوجه نیستم.واقعیتش الان پیدا کردن وقت های مرده و پراکنده در روز، برام مثل دیدن سکه و اسکناس روی زمین شده و با هیجان و اشتیاق به فرصت ها حمله میکنم.مثلا امروز که جمله بود قرارم بر این بود ک کتاب مطالعه ی خلاق رو جلو بندازم و بیش از روتین روزانه خوندم فصل 8 این کتاب در مورد مدیریت زمان بود که بعد از اتمامش اومدم سری به ویرگول زدم و دیدم دو روز پیش دوستم با نام کاربری صدای ماه برام کامنت گذاشته و جویای احوالم شده و ایده و انگیزه نوشتن این پست رو در ویرگول بهم داد بعد از حدود دو ماه در عرض 15 دقیقه این پست رو در دفتر یادداشتم نوشتم وقرار بر تایپش شد که حدود 1 ساعت ویرایش و تایپش وقتم رو گرفتالبته چند روزیه ک نوشتن در ویرگول توی ذهنم بود ولی نمی دونستم کی و چطور بنویسم ولی کامنت صدای ماه انگیزه ای شد ک موتورم رو روشن کنه و این شد...منتظر حرفاتون هستم ... با ارزوی موفقیت برای شما</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Fri, 29 Oct 2021 22:17:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3-روز سوم چالش،تسلیم وسوسه نشو / TIME FARD</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/3-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-time-fard-rhsog06i2x8t</link>
                <description>خوب این پستی که الان دارم می‌نویسم رو قرار بود جمعه نوشته بشه... اما واقعا اینقدر خسته بود که نتونستم این کار رو جمعه انجام بدم....طبق تعهدی که به خودم دادم قرار بود جمعه برم دوندگی، تا ظهر لفتش دادم، حال نداشتم برم، هی با خودم سر رفتن یا نرفتن، کلنجار می رفتم ...تا اینکه ساعت حدود ۶ونیم عصر یه دوش آب سرد گرفتم (که رکورد قبلی رو زدم،۴۷ثانیه) و با همین دوش واقعا اوضاع روحی خیلی مساعد شد و عصر راه افتادم.... جاتون خالی واقعا مسیر زیبا و دلچسبی بود ، مخصوصا صدای رودخونهتوی مسیر اولش تا بدنم گرم شد، خیلی خسته شدم ... ?و همین اولش حدود ۳۰ دقیقه طول کشید تا دیگه گرم شدم و فشار کم تر شد... چند تا از دوستای ویرگول هم بهم پیام دادن، یکی موزیک پیشنهاد داد و دیگری گفت مگه مرتاض هندی هستی که داری خودت رو با این چالش ها اذیت می کنی و دیگری هم آرزوی موفقیت کرد....خلاصه واقعا توی این مسیر بر خلاف سری ها قبل که خیلی راحت این مسافت ۸ کیلومتری رو می رفتم، اما واقعا این سری آخر اذیت شده بودم و شاید دلیل این بود که بین دوندگیم یک هفته تاخیر افتاد ....اینم مقصد و مسیر دوندگی من که یه جاده کوهستانیهبهر حال  به مقصد رسیدم و یه استراحت ۱۰‌دقیقه ای کردم و به سمت خونه حرکت کردم ...اون ۲۰ دقیق آخر هم واقعا بهم سخت گذشت و دیگه مثل یه اسب جنگی، نفس هام به شماره افتاده بودهی وسوسه می شدم که آژانس بگیرم برم خونه اما با این فکر و پیشنهاد مبارزه کردم و در نهایت شکستش دادم ...الان که دارم اینو می‌نویسم به این فکر میکنم که این داستان که یه برنامه می چینیم، و تا بیام بهش عمل کنیم و اوایل عمل کردن به اون برنامه چقدر سخته (مثل گرم شدن من برای دوندگی) و بعدش یه مقدار فشار کمتر میشه و بعد قسمت آخر که میخوای نتیجه رو بگیری وکار رو تموم کنی، فقط باید استقامت کنی و با وسوسه تسلیم شدن مبارزه کنی ... دقیقا این فرآیند فلسفه موفقیت توی هر کاریه به نظرم...حرفی دیگه ای نیست، فقط یه بار دیگه از حمایت ها و نقد کردناتون ممنونم ...۱۴۰۰٫۰۶٫۱۵تایم فرد(امین)</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Mon, 06 Sep 2021 05:03:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصویر پروفایل و اینکه کی ام</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%A7%D9%85-sirppdukiyi8</link>
                <description>خودم رو قرار به چالش هایی بکشونم که تاحال حتی به ذهنم خطور نکردهرهایی از منطقه امن لعنتی که خیلی هم خوش آب و هواست اتفاقاً...وشکستن ساختار های ذهنی برای رسیدن به وضعیت اید آل زندگی ...2 پست قبل رو نخونی هیچ اتفاقی نمی افته و بخونی شاید با هم دوستی رو ایجاد کنیم و سالها با هم باشیم...من کی ام https://virgool.io/@timefard/who-am-i-i5mre74dwv33</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 22:53:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>2-چشمی که خون شد!!! برنامه وچالش آب سرد/ TIME-FARD</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%AF-a0hggzdy7is1</link>
                <description>چشم خون شده ی من زیر دوش آب سرد....مواردی که در این پست خواهم گفت :1-چشمم آسیب دید2- روزم بسیار کسل کننده شروع شد3- به برنامه روزانه مورد انتظارم نرسیدم4-درس بزرگی گرفتم که حتی بدون انگیزه هم ادامه بدوم و تسلیم نشم5-نکته های جالبی که ازکتاب آقای مارتین میدوز خوندم و خیلی مرتبط بود با شروع نوشتم در ویرگولخب حدود 2 ساعت از اولین نوشته شخصی من در ویرگول نگذشته بود، که ناگهان در حین خواب حشره ای موزی هوس پیاده روی روی بدن من به سَرش خورد....چندین بار که متوجه شدم با چراغ قوه گوشی دنبال میگشتم که به بیرون راهنماییش کنم ...منتها تا میومدم قفل گوشی رو باز کنم و نور فلش رو روشن کنم، غیب می شد... خلاصه سری آخر که دیگه چشمام گرم شد یهو رو صورتم حسش کردم.... و با یه چَک به خودم اونو هم خلاص کردم ... در واقع با یه تیر دو نشون زدم، هم چَک خوردم، هم از شرش خلاص شدم ... یه عنکبوت به اندازه /یک سوم /بند انگشت... هیچی دیگه! خواب از سرم پرید و به زور ساعت 5 صبح 1400/06/11 خوابم گرفت....همین اتفاق فقط عنکوبتش کوچیکتر بود...صبح ساعت 8 یه مزاحم از جنس آدمیزاد، که قرار بود ساعت 10 بیاد منو از خواب عمیق پروند ....چشم راستم به زور باز شد ...وقتی کار مزاحم مورد نظر رو راه انداختم، جلوی آینه به خودم نگاه کردم! دیدم چشمم به شدت باد کرده و قرمز شده !!!متوجه شدم که دستم وقتی اون عنکبوت کوچیک رو می کشتم آلوده بوده و ناخودآگاه در خواب به چشمم مالیدم و باعث شده زهر عنکبوت این بلا رو سرم بیاره.... من  به شدت نیاز به خواب داشتم و اینم از وضعیت چشمم... خوابیدم تا 11 ... خیلی شاکی بودم و اعصابم داغون بود چون می دونستم از برنامه امروزم با این حال واوضاع داغون عقب خواهم افتاد.... خلاصه روزم بسیار کم انرژی و کسل کننده شروع شد و حال هیچ کاری رو نداشتم... صبحانه رفتم بربری گرفتم و یه نیمرو زدم ... ولی احساس خواب الودگی رو هنوز داشتم... یه سری کار های روزمره عادی کردم (مثل آب دادن به باغچه و گلدون ها) و ساعت 2 ظهر شد ...دوباره خوابیدم تا 4 عصر و همچنان کسل تر از صبح و ظهر بودم ... داشتم به برنامه روزانه فکر می کردم که هیچ حالی برای انجامش ندادشتم... با خودم گفت اگر این کار رو امروز (5شنبه)انجام ندم میوفته واسه شنبه و ممکنه کنسل بشه و اینکه امروز باید فصل 5 کتاب مارتین میدوز به اسم &quot;چگونه انضباط فردی ایجاد کنم؟&quot; رو بخونم  (در مورد مقاومت در برابر وسوسه ها و رسیدن به اهداف بلند مدت)مهمترین بخش کتاب رو تقریبا تو چند پارگرافت روی کتاب نوشتم///حال نداشتی بقیه پست رو نخون :-*هیچی دیگه تو فصل قبلی این کتاب در مورد وسوسه تسلیم شدن یه تکنیک گفته بود... اسمش چالش آب سرد بود.... به فکرم زد همین الان برم یه دوش آب سرد بگیرم و رکورد قبلیم که 5 ثانیه مقاومت زیر آب یخ بود رو بشکنم....بدون فکر کردن به هر چیز دیگه ای لحاف رو کنار زدم و در چشم به هم زدی وارد حمام شدم و آب یخ رو باز کردم و به صورت دیوانه وار زیر دوش آب سرد رفتم.... رکورد قبلی رو با یه اختلاف بالا شکستم ...20 ثانیه مقاومت زیر آب سرد اون هم در منطقه ای که من زندگی میکنم ...فشم ... که دمای هوا بسیار معتدل و سرد هست...بعد از اون سریعا تماس های تلفنیم روبرای فروش یکسری کالابه مشتریام شروع کردم و تا ساعت 6 کارام تموم شد....یه ربع به 7 عصر بعداز خوردن یه قهوه شروع کردم به خوندن یه فصل از کتاب که جزو برنامه روتین روزانه ام قرارش دادم...خیلی جالب بود برام این فصل دقیقا در مورد چیزی صحبت میکردکه طی 24 ساعت گذشته برام اتفاق افتاده بود...یعنی نوشتن اولین پست من در ویرگول با عنوان&quot; من کی ام و قراره چکار کنم! &quot;این فصل در مورد ارتباطات اجتماعی (آنلاین و غیر آنلاین) و تاثیرش روی شکل گیری عادت های جدید بود...مارتین میگه : دوستان و خانواده میتونن ما رو درگیر &quot;چاقی&quot; ویا بی نظمی و یا عادت به غذهای مضر فست فود کنن... یعنی کارهای اطرافیان ما چه بخواییم چه نخواییم روی ما تاثیر داره اون کارها میتونه بد یا خوب باشه...و به جمله ی جیم ران اشاره میکنه&quot; ما میانگین پنج نفری هستیم که بیشتر وقتمان را باآنها میگذرانیم&quot; هرچند این جمله خیلی عملی نیست اما مخالفت باهاش خیلی دشواره....مارتین اعتقاد داره موفقیت ما بستگی به میزان انضباط فردیمون در روز داره...و درفصل 5 این کتاب اشاره میکنه به اینکه اگر میخوای انظباط و نظم ایجاد کنی باید اطرافت رو با نوعی از انرژی پر کنی که به تغییرات مثبت ختم میشه....دقیقا عین این کاری که من دارم میکنم....وقتی در اطرافیانم همچین انرژی هایی رو پیدا نم کنم باید در شبکه های اجتماعی مثل ویرگول و ... دوستانی رو پیدا کنم که دیدگاه وطرز فکر مشتری با من داشته باشن و با انرژی های مثبتشون منو احاطه کنن....وقتی دوستان و خانواده این ویژگی ها رو ندارن کتاب و اینترنت برای محاصره شدن درنوع دیگری از انرژی بسیار کار سازهمارتین میگه من علاقه زیادی به ورزش کردن داشتم ولی دوستان نزدیک من تمایل زیادی به ورزش کردن ندارن و من تنها کسی بودم که هفته ای 3 بار ورزش می کرد. اما عادت های دوستانم نتونست روی من تاثیر بذاره و علت اون یه دلیل ساده است... من از طریق انجمن ها وگروه های مختلف آنلاین خودم رو با افراد موفقیت گرا،احاطه کرده بودم هرچند من هیچ  کدوم از این افراد رو همانند دوستانم نمی شناختم، اما طرز فکر اونها مسری بود و انگیزه تلاش بیشتر رو برای من ایجاد کرد.کسی که باگرگ ها همنشین میشه ، یاد میگیره چطور زوزه بکشه...  :)امیدوارم متن زیاد طولانی نشده باشه... حیفم میاد ننویسم این تجربیات گران قدر مارتین رو (حداقل برای خودم)مارتین در ادامه میگه شریک انضباط فردی پیدا کنید...یعنی اگر میخوایین یه عادت جدید رو شکل بدین و یکی از دوستانتون قصد انجام اون رو داره ، با اون شریک بشین تا همدیگه رو با انگیزه ومسئولیت پذیر نگه دارید.این ترکیب باعث هم افزایی بیشتر میشه و میتونه انگیزه ای برای ادامه دادن در روزه هایی باشه که قصد تسلیم شدن داریم....بهترین انتقام خوب زندگی کردن است...اگر تا آخر این مطلب رو خوندی اول به خودم تبریک میگم و بعد به شما که اینقدر صبور بودی ...امیدوارم این روزمره نویسی حداقل 1 نکته مفید برای شما  داشته باشه...1400/06/1110 شب قربان شما تایم فرد(امین)</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 22:17:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1- من کی هستم و قرار چکار کنم / TIME-FARD</title>
                <link>https://virgool.io/@timefard/who-am-i-i5mre74dwv33</link>
                <description>این نوشته برای هیچ شخص خاصی تایپ نمیشه و صرفا دارم حال و روز خودم رو می نویسم، اعتقاد دارم لحظات عمر آدم منحصر به فرد و تکرار نشدنیه و همین ویژگی باعث ارزشمند بودن زمان هستش چه حال این لحظاتم خوب باشه یا بد، ناکامی باشه یا کامیابی قرار همه اش رو ثبت کنم تا بمونه برام....من یه آدم عادی ام که تا جایی که یادم میاد سعی ام بر این بوده در زندگیم تغییر ایجاد کنم، بعضی وقتا درست عمل کردم و بیشتر اوقات غلط، چون اگر اینجور نبود الان موفقیت هام بیشتر از شکست هام بود هاهاهاهاها....تصمیمات اشتباه داشتم، تا دلت بخواد....عملکرد ضعیف و دیر هنگام داشتم تا دلت بخواد...ولی اعتراف می کنم 90 درصد هدفگذاریام درست و منطقی بوده ....خلاصه زمان زیادی طول کشید که بفهمم ایراد کارم کجاست وچرا هی درجا می زنم.... هرچند هنوز خیلی هاش رفع نشده خیلی وقت ها اراده کردم برنامه ریختم اما 7 روز نکشیده کلا از مسیر خارج شدم به دلایل مختلف ....اما دمم گرم هیچ وقت نبریدم، ناامید نشدم، دمم گرم که هدفهایی رو که از مسیر های اشتباه در جای اشتباه و ادم های اشتباهی که چند سال رفته بودم و براش زجر کشیده بودم، رو با شجاعت کنار بذارم هر چند بقیه از این تصمیمات سخت مات می موندن ....امیدوارم متوجه شده باشید که من تا اینحا کار هیچ پوخی نشدم هاهاهاها .... و شاید در اینده پوخی شوم شاید ....قرار بنویسم از شکست هایی روزانه و موفقیت و برنامه  و کارهایی که قرار بنویسم و چالش هاش / خودمم گیچ شدم ....اقا مثلا قرار 20 کیلومتر در روز دوندگی داشته باشم و از چالش هاش اینجا برای خودم بنویسم و یا روزی یک فصل از یه کتاب گه معرفی می کنم رو  بخونم  (الان در حال خوندن کتاب های مارتین میدوز هستم )و یا هر روز رکورد دوش آب سرد بزنم (برای بالا بردن سخت کوشی ذهنی و خود کنترلی) و خوشحال میشم دوستانی پیدا کنم,منم سخت علاقمندم مثل اندروید و IOS هر روز خودم رو به یه نسحه جدید ارتقا بدم هر چند تا الان هم سعی ام بر این بوده حالا چقدر موفق بودم به نظرم مهم نیست (البته فعلا)1400/06/112 بامداد قربان شما تایم فرد(امین)</description>
                <category>time fard</category>
                <author>time fard</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 02:09:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>