<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدعلی طوقانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@toghani</link>
        <description>Founder of Pelle agency</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:10:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/318400/avatar/N5DF2L.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدعلی طوقانی</title>
            <link>https://virgool.io/@toghani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه یادداشت برداری می‌کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-lglr3xckxvd3</link>
                <description>اخیراً تعداد زیادی سوال دریافت کرده‌ام که در مورد روش درست یادداشت‌برداری می‌پرسند. وقتی به این سوالات پاسخ می‌دادم، متوجه شدم که موضوع یادداشت‌برداری به خوبی بسیاری از اصول عمیق‌تر یادگیری را در بر می‌گیرد.به جای اینکه فقط به روش یادداشت‌برداری بپردازم، می‌خواهم نحوه تفکر خودم درباره یادداشت‌برداری را توضیح دهم. این موضوع می‌تواند دیدگاه‌های ارزشمندی درباره نحوه یادگیری هر چیزی ارائه دهد.یادداشت‌برداری چه اهمیتی دارد؟اولین سوالی که باید در هر فرآیند یادگیری مطرح شود، چه مطالعه کتاب باشد، چه تماشای ویدئو یا انجام تست‌های تمرینی، این است که از این فعالیت چه هدفی را دنبال می‌کنید؟به نظر من، یادداشت‌ها دو کارکرد اصلی دارند:آنچه یاد گرفته‌اید را ثبت می‌کنند تا بعداً به راحتی به آن دسترسی داشته باشید.توجه شما را متمرکز می‌کنند و به یادآوری بهتر مطالب کمک می‌کنند.بیشتر افراد روی کارکرد اول تمرکز می‌کنند. بدون شک، این مسئله در گذشته اهمیت بیشتری داشت. دسترسی به اطلاعات محدود بود، بنابراین اگر در کلاس قسمتی از توضیحات معلم را از دست می‌دادید، ممکن بود دیگر هیچ‌گاه به آن دسترسی پیدا نکنید. به همین دلیل، یادداشت‌هایی که تمام مطالب آموزشی را ثبت می‌کردند، بسیار حائز اهمیت بودند.اما از نظر من، کارکرد دوم یادداشت‌برداری بسیار مهم‌تر است. آنچه که شما به آن توجه می‌کنید، تعیین‌کننده‌ی حافظه‌ای است که بعدها می‌سازید. روانشناسان این مفهوم را &quot;عمق پردازش&quot; می‌نامند. دانشجویانی که به ویژگی‌های عمیق‌تر مطالب توجه می‌کنند، در آزمون‌های بعدی عملکرد بهتری دارند، در مقایسه با کسانی که روی جزئیات سطحی تمرکز می‌کنند.بنابراین، یادداشت‌برداری فقط یک روش برای نوشتن مطالب نیست. این یک روش برای جهت‌دهی به توجه شماست تا حافظه‌های بهتری بسازید — حتی اگر هرگز دوباره دفتر یادداشت خود را باز نکنید.چگونه افکار خود را سازماندهی کنیمهدف اصلی ما از یادداشت‌برداری، آغاز فرآیند سازماندهی اطلاعاتی است که دریافت می‌کنیم تا بعدها بتوانیم از آن‌ها به‌طور مؤثری استفاده کنیم.بنابراین، سوال «چگونه یادداشت‌برداری کنیم؟» جای خود را به یک سوال عمیق‌تر می‌دهد: چگونه باید مطالبی که یاد می‌گیریم را سازماندهی کنیم تا استفاده از آن‌ها آسان‌تر باشد؟روش صحیح سازماندهی همیشه به هدف شما بستگی دارد. به‌عنوان مثال، می‌توانید کتابخانه خود را بر اساس رنگ کتاب‌ها مرتب کنید و این ممکن است از نظر بصری جذاب باشد. اما اگر دوستی بخواهد کتابی را بر اساس موضوع پیدا کند، این نوع سازماندهی کمک چندانی نخواهد کرد.در واقع، سازماندهی اطلاعات به گونه‌ای که با هدف شما سازگار باشد، کلید موفقیت در یادگیری است. هرچقدر که ساختار ذهنی شما دقیق‌تر و هدفمندتر باشد، دسترسی به اطلاعات مورد نیاز و استفاده از آن‌ها در زمان مناسب آسان‌تر خواهد بود.به همین ترتیب، نحوه یادداشت‌برداری شما همیشه به این بستگی دارد که چگونه از دانش خود استفاده خواهید کرد. اگر اطلاعات به خوبی سازماندهی شوند، خاطرات صحیح به طور خودکار در زمان نیاز به ذهن شما خواهند آمد. اما اگر سازماندهی ضعیفی داشته باشید، ممکن است در آزمون‌ها یا مواقع دیگر برای بازیابی اطلاعات مورد نیاز خود دچار مشکل شوید.چه نوع ساختار دانشی نیاز دارید؟سوال را می‌توانیم باز هم عمیق‌تر کنیم: چه نوع ساختار دانشی برای سازماندهی اطلاعات نیاز دارید؟من دوست دارم این را به صورت گرافیکی تصور کنم، مثل یک نمودار جریان (flow-chart). هدف نهایی یادگیری این است که به یک نوع ساختار برسیم، به طوری که وقتی ورودی‌های خاصی دریافت می‌کنید، قادر باشید خروجی‌های مشخصی تولید کنید.برای برخی از موضوعات، این ساختار ممکن است بسیار ساده باشد. برای مثال، در یک کلاس زبان فرانسه، ممکن است فقط به جفت‌های کلمات نیاز داشته باشید. در یک کلاس آناتومی، ممکن است نیاز به یک نمودار با فضاهای خالی داشته باشید که باید نام صحیح قسمت‌های بدن را در آن‌ها پر کنید.این ساختارها به شما کمک می‌کنند تا بتوانید اطلاعات را به گونه‌ای سازماندهی کنید که در زمان مناسب به آن‌ها دسترسی داشته باشید و از آن‌ها استفاده کنید. ساختار درست و مناسب، فرآیند یادگیری را کارآمدتر و مؤثرتر می‌کند.بیشتر موضوعات درسی، حتی آن‌هایی که به حافظه‌محوری زیادی نیاز دارند، دارای ساختارهای پیچیده‌تری هستند. گاهی اوقات لازم است که گروه‌هایی از اطلاعات را به یاد بسپارید. به عنوان مثال، یک رویداد تاریخی ممکن است شامل مکان، تاریخ، افراد دخیل و اهمیت آن باشد که همه این‌ها به هم مرتبط هستند. یا در یک مسئله فیزیک، ممکن است نیاز باشد که از تشخیص نوع مسئله به صورت انتزاعی شروع کنید، اصول مرتبط را در نظر بگیرید و به یک کتابخانه بزرگ از تکنیک‌های مختلف حل مسئله متصل شوید.این نوع ساختارها به شما کمک می‌کنند تا اطلاعات را به شکلی سازماندهی کنید که بتوانید بین مفاهیم مختلف ارتباط برقرار کنید و به سرعت به راه‌حل‌های مناسب دست یابید. ساختارهای پیچیده‌تر در یادگیری، امکان درک عمیق‌تر و کاربرد بهتر دانش را فراهم می‌کنند، به ویژه در موضوعاتی که نیاز به تحلیل و ترکیب اطلاعات دارند.درک یا شهودموضوعاتی که نیاز به &quot;درک&quot; یا &quot;شهود&quot; دارند، معمولاً دارای نمودارهای جریان (flow-chart) پیچیده‌ای هستند. در مقابل، موضوعاتی که بیشتر بر حفظیات تکیه دارند، به‌ظاهر ساده‌تر به نظر می‌رسند اما شامل تعداد زیادی عناصر قابل یادآوری هستند.لازم نیست که یک تصویر کامل و بی‌نقص از این نمودارهای جریان داشته باشید. در واقع، برای بسیاری از درس‌ها، ممکن است تا زمانی که تجربه کافی در آن زمینه کسب نکرده‌اید، نتوانید چنین نموداری را رسم کنید.اما تفکر درباره یادگیری به این شکل، شما را ترغیب می‌کند که پیش‌بینی کنید چگونه باید از ذهن خود استفاده کنید تا از دانشی که به دست آورده‌اید بهره‌برداری کنید. این رویکرد به شما نشان می‌دهد که چگونه باید یادداشت‌برداری کنید. به عبارت دیگر، این نوع تفکر به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که برای استفاده مؤثر از دانشتان، چگونه باید اطلاعات را سازماندهی کنید و در نهایت به چه نوع یادداشت‌برداری نیاز دارید.این رویکرد به شما امکان می‌دهد تا نه تنها به حفظ مطالب، بلکه به درک و تحلیل عمیق‌تر آن‌ها دست یابید و از آن‌ها در مواقع نیاز به بهترین نحو استفاده کنید.پیش‌بینی کنید که چگونه از ذهن خود استفاده خواهید کردفرآیندی که در هنگام یادگیری طی می‌کنیم، اغلب به ایجاد ساختارهای ذهنی مربوط می‌شود که پیش‌تر توضیح دادم.این به این معنا نیست که شما هر بار که فرانسوی صحبت می‌کنید یا یک مسئله فیزیک را حل می‌کنید، آگاهانه از یک نمودار جریان (flow-chart) عبور می‌کنید. اگر موضوع را به خوبی یاد گرفته باشید، این ارتباطات به طور خودکار عمل می‌کنند. حتی ممکن است با پیشرفت در یک موضوع، به نظر برسد که برخی مراحل را نادیده می‌گیرید. به عنوان مثال، سخنوران مسلط به یک زبان دوم، مستقیماً از معنی به کلمه می‌رسند، بدون اینکه ابتدا از زبان مادری خود عبور کنند.مغز انسان پیچیده است و آنچه در واقع هنگام یادگیری و اجرا انجام می‌دهید، بسیار پیچیده‌تر از یک نمودار جریان است. اما به عنوان یک ساده‌سازی برای توصیف آنچه که قصد دارید انجام دهید، نمودارهای جریان اغلب به خوبی کار می‌کنند.هر زمان که به یک موضوع جدید می‌پردازم، یکی از اولین سوالاتی که از خود می‌پرسم این است که چه نوع ساختاری را می‌خواهم ایجاد کنم. چه موقعیت‌هایی باید باعث شوند که این دانش را به یاد آورم؟ چگونه باید آن را دستکاری کنم، بین موقعیت‌های مشابه تمایز قائل شوم، محاسبه یا با آن استدلال کنم؟اگر نمودار جریان ساده باشد، ممکن است بر ساخت فلش‌کارت‌ها تمرکز کنم. وقتی ساختار پیچیده است و مطمئن نیستم که به خوبی آن را درک کرده‌ام، بیشتر به تمرین مسائل تکیه می‌کنم. اگر هدف نهایی من بیشتر درک موضوع باشد، سعی می‌کنم آن را به کسی دیگر (یا حتی خودم) آموزش دهم. اگر هدف نهایی حل یک مشکل عملی باشد، باید به کاربردهای آن فکر کنم.اگر موقعیت‌هایی که می‌خواهید از دانش خود استفاده کنید، متنوع باشند، بهتر است خود را در معرض نمونه‌های مختلف قرار دهید. اما اگر هدف شما به یک وظیفه خاص محدود می‌شود، بهتر است تمرینات مکرر انجام دهید تا بتوانید هر بار که با آن موقعیت مواجه می‌شوید، به یاد آن دانش بیفتید.چگونه یادداشت‌برداری کنیمیادداشت‌برداری اغلب اولین قدم در فرآیند یادگیری است. معمولاً هنگامی که برای اولین بار با یک ایده آشنا می‌شوید یا درباره آن مطالعه می‌کنید، یادداشت‌برداری می‌کنید. هدف در این مرحله این نیست که کاملاً بر موضوع مسلط شوید، بلکه این است که شروع به شناسایی نوع ساختاری کنید که نیاز دارید ایجاد کنید و آن را بسازید.یکی از چالش‌هایی که به سرعت نمایان می‌شود این است که در کلاس‌های سخت، معمولاً همگام شدن با مطالبی که گفته می‌شود بسیار دشوار است. در کلاس‌های کندتر و کمتر جذاب، ممکن است زمان بیشتری برای سازماندهی ذهنی و فراتر رفتن از آنچه که به‌طور مستقیم گفته می‌شود، داشته باشید.در کلاسی که برایم گیج‌کننده است، ممکن است بیشتر تمرکز کنم بر روی کپی کردن دقیق آنچه که گفته می‌شود. انتظار دارم که بعداً این مطالب را مرور کنم و در زمان مناسب‌تر به‌طور عمقی‌تر یاد بگیرم. از سوی دیگر، در کلاسی که به خوبی آن را درک می‌کنم، ممکن است بخواهم زمان بیشتری را به فکر کردن درباره مثال‌های دیگر، کاربردها و یا پرسیدن سوالات عمیق‌تر درباره‌ی مطالب اختصاص دهم.بنابراین، روش صحیح یادداشت‌برداری به دو عامل بستگی دارد: ساختاری که قصد دارید یاد بگیرید و توانایی شما برای کار کردن روی آن ساختار در اولین مواجهه با مطالب. اگر ساختاری که قصد دارید ایجاد کنید را در ذهن داشته باشید، هنگام گوش دادن به مطالب، بیشتر احتمال دارد که توجه‌تان به یادگیری به شیوه‌ای معطوف شود که در آینده به نفع شما باشد.این رویکرد به شما کمک می‌کند که به‌طور هدفمندتری یادداشت‌برداری کنید و از همان ابتدا یادگیری خود را به سوی درک عمیق‌تر و کارآمدتر هدایت کنید.نکته پایانییادداشت‌برداری نباید تنها به حفظ و ضبط مطالب محدود شود، بلکه باید به عنوان ابزاری برای شروع فرآیند ساختاردهی ذهنی استفاده شود. یادگیری، بیش از آنکه به ثبت جزئیات محدود شود، به توانایی شما در برقراری ارتباط بین مفاهیم و استفاده کاربردی از آن‌ها وابسته است.</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Aug 2024 15:36:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۲ عادت اساسی برای یک زندگی خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%DB%B1%DB%B2-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-qvqrq9p1vvz1</link>
                <description>یک سال، دوازده ماه است. بنابراین، اگر هر ماه را به تقویت یکی از این عادت‌ها اختصاص دهید (و همچنین در طول سال برای حفظ و پایدار کردن آن‌ها تلاش کنید)، زمان کافی برای تمرکز بر دوازده عادت مختلف وجود دارد.در اینجا فهرستی از عادت‌هایی که قصد دارم به آن‌ها بپردازم، به همراه عادت‌های کلیدی که به آن‌ها کمک خواهند کرد، آورده شده است:۱. تناسب اندام عادت کلیدی: هر روز سی دقیقه ورزش کنید. تناسب اندام یک مثال برجسته از عادت‌های اساسی است. اگرچه لازم نیست همه ما در سطح ورزشکاران المپیکی باشیم، اما همه از اینکه در وضعیت جسمی خوبی باشیم، بهره می‌بریم. تناسب اندام با فهرستی بلند از مزایا همراه است؛ از جمله بهبود سلامت، خلق‌وخو، طول عمر و حتی توانایی‌های شناختی.اما تناسب اندام چیزی نیست که بتوان آن را با یک پروژه فشرده به دست آورد و بعد از آن دیگر نگرانش نبود. شما باید عادات و نگرش‌های خوبی را حفظ کنید تا مطمئن شوید که به طور طبیعی و بدون نیاز به &quot;تلاش برای رسیدن به تناسب اندام&quot;، فعالیت فیزیکی کافی دارید.۲. بهره‌وری عادت کلیدی: ایجاد یک سیستم جامع ثبت وظایف، قرارها، پروژه‌ها و ایده‌ها، به گونه‌ای که هیچ چیز فراموش یا گم نشود. در یکی از گفتگوهای اخیرم با کال نیوپورت، او بر اهمیت دیده شدن به عنوان فردی قابل اعتماد و بهره‌ور تاکید کرد — نه کسی که با شدت کار می‌کند تا کارها را به پایان برساند، بلکه فردی که هیچ چیز را از دست نمی‌دهد.بهره‌وری، و شهرتی که همراه با آن می‌آید، یکی از عادت‌های اساسی است که به شما این امکان را می‌دهد که (به‌طور نسبی و شاید پارادوکس‌گونه) در برابر فرهنگ فرسودگی و کار بیش از حد مقاومت کنید. اگر همه بدانند که شما زمان و فهرست کارهای خود را به خوبی سازماندهی کرده‌اید و می‌گویید که فضایی برای کار بیشتر ندارید، به شما باور خواهند داشت. اما اگر فکر کنند شما بی‌نظم یا تنبل هستید، ممکن است تصور کنند که می‌توانند با فشار بیشتر کار بیشتری از شما بگیرند.علاوه بر دستاوردهای بزرگ یا اجتناب از کار کردن بیهوده در ساعات اضافی، دلیل اهمیت سیستم‌های اولیه بهره‌وری این است که اگر شما بتوانید کارهایتان را به خوبی مدیریت کنید، خیلی بهتر می‌توانید به شکلی که برایتان منطقی و مفید است کار کنید. در واقع، مدیریت صحیح کارها باعث می‌شود که توانایی بیشتری برای انجام کارها به روشی که برای شما مناسب‌تر است، داشته باشید.۳. پول عادت کلیدی: ردیابی مخارج خود. همه افراد ثروتمند نخواهند بود، اما همه باید نسبت به وضعیت مالی خود احساس خوبی داشته باشند.مانند سایر عادت‌های اساسی، اصول اصلی مدیریت مالی شخصی نسبتاً ساده است: کمتر از درآمد خود خرج کنید، به اندازه کافی برای مواقع اضطراری و بازنشستگی پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کنید، از بدهی‌های مصرفی دوری کنید و پول خود را صرف چیزهایی کنید که واقعاً برای شما اهمیت دارند، نه چیزهایی که جامعه یا دیگران به شما می‌گویند باید بخرید.۴. غذا عادت کلیدی: یک ماه بدون مصرف فست‌فود، و سپس تعیین دستورالعمل‌های شخصی واضح برای استثنائات.بعد از تناسب اندام، تغذیه سالم شاید بهترین سرمایه‌گذاری‌ای باشد که می‌توانید برای بدن خود انجام دهید. اما تغذیه صحیح می‌تواند واقعاً چالش‌برانگیز باشد.اول از همه، مغز ما به گونه‌ای تکامل یافته که تمایل به مصرف بیش از حد دارد. ما در محیطی زندگی می‌کنیم که پر از کالری است، اما غرایز ما برای مقابله با تهدید گرسنگی در آینده طراحی شده‌اند.دوم، توصیه‌های تغذیه‌ای گیج‌کننده هستند. آیا باید غذاهای کم‌چرب مصرف کنیم یا کم‌کربوهیدرات؟ آیا کره برای ما مفید است؟ تخم‌مرغ چطور؟ با وجود اینکه به نظر می‌رسد علم تغذیه گاهی تغییر جهت می‌دهد، اصول اصلی تغذیه سالم کاملاً واضح است — فقط ما همیشه آن را رعایت نمی‌کنیم.در نهایت، رژیم غذایی سخت است زیرا یک عادت واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عادات است. تصمیم‌گیری درباره اینکه چه صبحانه‌ای بخوریم، آیا در محل کار میان‌وعده مصرف کنیم و یا در تعطیلات با خانواده چقدر از غذاها لذت ببریم، همگی تصمیماتی پیچیده هستند که باید میان سلامتی، لذت و تعهدات اجتماعی تعادل ایجاد کنند.۵. مطالعه عادت کلیدی: هر شب قبل از خواب به مدت ده دقیقه کتاب بخوانید. کمتر فعالیتی به اندازه خواندن کتاب‌های بیشتر می‌تواند ایده‌های باکیفیت را وارد زندگی شما کند. این عادت در میان افراد عادی به مرور زمان ضعیف شده است؛ تعداد کتاب‌هایی که به‌طور میانگین خوانده می‌شود، از زمان اختراع گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی به‌شدت کاهش یافته است.در حالی که وبلاگ‌ها و دوره‌ها می‌توانند چیزهای زیادی به شما بیاموزند، اما کتاب‌ها چیز خاصی دارند. نویسنده برای نوشتن یک کتاب باید چندین سال از عمر خود را صرف تفکر عمیق درباره یک موضوع کند. خواندن یک کتاب خوب به شما محصول فشرده سال‌ها اندیشیدن یک فرد هوشمند درباره یک موضوع خاص را ارائه می‌دهد. این همان چیزی است که احتمالاً نمی‌توان درباره یک استوری معمولی در اینستاگرام گفت.همه ما می‌دانیم که باید بیشتر مطالعه کنیم، اما همیشه شرایط لازم برای این کار را فراهم نمی‌کنیم.۶. ارتباطات عادت کلیدی: هفته‌ای یک بار در فعالیتی شرکت کنید که به شما امکان ملاقات با افراد جدید را می‌دهد. کیفیت زندگی ما به کیفیت روابطمان بستگی دارد. شما ممکن است بدنی عالی و ثروت زیادی داشته باشید، اما اگر در زندگی خود از ارتباطات انسانی بی‌بهره یا فاقد آن باشید، همچنان احساس ناخوشایندی خواهید داشت.من روابط با دیگران را به دو بخش جداگانه تقسیم می‌کنم: ارتباطات و پیوندها. ارتباطات شامل ملاقات با افراد جدید و برقراری دوباره ارتباط با افرادی است که می‌شناسید اما کمتر با آن‌ها در تماس هستید. گسترش شبکه اجتماعی‌تان به شما فرصت‌های جدیدی برای پیدا کردن دوستان، شناخت بهتر همکاران یا حتی پیدا کردن شریک زندگی می‌دهد.۷. خواب عادت کلیدی: پایبندی به زمان‌های ثابت خواب و بیداری (حتی در آخر هفته‌ها). خواب، سومین رکن اساسی سلامت، پس از تناسب اندام و تغذیه، است. در حالی که به نظر ساده‌ترین مورد از این سه است، رسیدن به آن به شکل درست می‌تواند دشوار باشد.اما خواب فراتر از صرفاً بیهوشی است. ریتم‌های خواب و بیداری شما، روزتان را تعریف می‌کنند، میزان انرژی‌تان را تعیین می‌کنند و مشخص می‌کنند که در چه فعالیت‌هایی می‌توانید به بهترین شکل عمل کنید. دلیل اینکه کتاب‌های کاملی به موضوع بیدار شدن زودهنگام اختصاص داده شده‌اند، این است که تغییر در ریتم‌های خواب می‌تواند زندگی شما را به‌طور چشمگیری تغییر دهد.۸. تأمل عادت کلیدی: روزانه ده دقیقه نوشتن.اگر مطالعه منظم جریان اطلاعات ورودی به ذهن شما را شکل می‌دهد، نوشتن منظم ایده‌هایی را که از قبل در ذهن دارید، نظم می‌بخشد. یادداشت‌نویسی، چه برای ثبت وقایع، چه برای برنامه‌ریزی آینده یا حل مشکلات زندگی، به عنوان پایه‌ای برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه و سنجیده عمل می‌کند.تأمل یکی از عادت‌هایی است که برای بسیاری از ما به دلیل فوریت کارهای روزمره به فراموشی سپرده می‌شود. ما آنقدر مشغول هستیم که زمانی برای نشستن و فکر کردن به اهداف، مشکلات و انگیزه‌های خود پیدا نمی‌کنیم. اما این سرعت دیوانه‌وار ما را تشویق می‌کند که در تصمیم‌گیری‌هایمان عجولانه عمل کنیم، به جای اینکه به طور عمیق و آگاهانه فکر کنیم. این وضعیت می‌تواند شلوغی و بی‌نظمی را که باعث شد از ابتدا از تأمل صرف‌نظر کنیم، تشدید کند!۹. ارتباطات عمیق عادت کلیدی: هر روز یک گفتگوی واقعی و صمیمی با یکی از دوستان نزدیک خود داشته باشید. روابط کلیدی ما، با خانواده، شریک زندگی و دوستان نزدیکمان، بی‌شک اهمیت زیادی دارند. اما اغلب، ما در تقویت این روابط کوتاهی می‌کنیم. در حالی که به دنبال اهداف دوردست هستیم، روابط نزدیک و اساسی که پایه‌های خوشبختی ما را تشکیل می‌دهند، نادیده گرفته می‌شوند.تلفن‌ها و حواس‌پرتی‌های دیجیتال این وضعیت را بدتر کرده‌اند. اکنون می‌توانیم به‌طور فیزیکی در همان اتاق با دیگران باشیم، اما کاملاً از آن‌ها جدا و بی‌ارتباط باشیم.۱۰. تمرکز عادت کلیدی: زمانی را برای کار عمیق روزانه اختصاص دهید. اولین رکن بهره‌وری این است که در مدیریت وظایف خود سازمان‌یافته باشید — یعنی کسی باشید که کارها را به سرانجام می‌رساند و هیچ چیز را فراموش نمی‌کند.دومین رکن بهره‌وری این است که کارهای درست و مهم را انجام دهید. کار عمیق، اصطلاحی که توسط کال نیوپورت ابداع شده، معیاری مناسب برای تمرکز مداوم است که به ما کمک می‌کند کارهایی که واقعاً اهمیت دارند را انجام دهیم. همه کارها عمیق نیستند، اما معمولاً کارهای عمیق همان‌هایی هستند که در زندگی روزمره‌مان کمترین توجه را به خود اختصاص می‌دهند.۱۱. سازمان‌دهی عادت کلیدی: در ابتدا، روزانه یک فضای کوچک را سازمان‌دهی کنید (مثل یک کشو، قفسه یا پوشه کامپیوتری). بعداً، اطمینان حاصل کنید که هر چیزی جای مشخصی داشته باشد (تا سیستم سازمان‌دهی پایدار بماند).سازمان‌دهی وظایف ما نقش محوری در بهره‌وری دارد — اگر مدام کارها و قرارهایمان را گم کنیم، نمی‌توانیم به‌طور مؤثری عمل کنیم.این مسئله در محیط فیزیکی ما نیز صدق می‌کند. اگر فضای فیزیکی ما شلوغ و بی‌نظم باشد، استفاده مؤثر از وسایل‌مان دشوار می‌شود.با این حال، سازمان‌دهی می‌تواند ترسناک باشد. هزینه اولیه برای مرتب کردن و خلوت‌سازی بالا است، که ممکن است باعث شود با بی‌نظمی کنار بیاییم به جای اینکه آن را حل کنیم. سیستم‌های سازمان‌دهی نامناسب معمولاً اگر متناسب با نیازهای زندگی‌مان نباشند، به‌سرعت به آشفتگی بازمی‌گردند.۱۲. خدمت عادت کلیدی: حداقل یک بار در هفته به صورت داوطلبانه کمک کنید. تمامی عادت‌هایی که تا اینجا به آن‌ها اشاره کردم، عمدتاً بر محور خودمان متمرکز هستند.این الزاماً چیز بدی نیست. داشتن زندگی منظم و پایدار احتمالاً مهم‌ترین پیش‌شرط برای زندگی نوع‌دوستانه است. اگر عادت‌های مالی‌مان را نادیده بگیریم، ممکن است به دوستی تبدیل شویم که همیشه بی‌پول است و نیاز به قرض دارد. اگر عادت‌های بهره‌وری خود را نادیده بگیریم، ممکن است آن‌قدر در کارمان سردرگم شویم که نتوانیم به دیگران کمک کنیم. اگر عادت‌های مربوط به روابط و علاقه‌های خود را نادیده بگیریم، ممکن است به دلیل سال‌ها بی‌تحرکی در خانه گیر بیفتیم. نادیده گرفتن عادت‌های اساسی معمولاً باعث می‌شود کمتر قادر به کمک به دیگران باشیم و بیشتر نیازمند کمک از سوی دیگران شویم.اما اگر تمام تلاش ما برای ایجاد عادت‌های بهتر صرفاً خودمحورانه باشد، در نهایت شکست خواهد خورد. در نهایت، ما فقط برای منافع شخصی خود زندگی نمی‌کنیم؛ بلکه برای بهتر کردن زندگی اطرافیان‌مان نیز تلاش می‌کنیم. خدمت به دیگران، پایه و اساس یک زندگی معنادار است.در مورد معنویت، خلاقیت یا نخ دندان چطور؟! این فهرست کامل نیست. ده‌ها مورد دیگر هم وجود دارد که می‌توانستند در این لیست قرار بگیرند — مثل بیان خلاقانه خود، گذراندن وقت در طبیعت یا تمرین ذهن‌آگاهی. حتی بهداشت دندان‌ها هم دست کم گرفته شده است، زیرا نادیده گرفتن نخ دندان به‌طور واقعی خطر حملات قلبی را افزایش می‌دهد.شاید بزرگترین غفلت در این لیست، نادیده گرفتن اختصاص یک ماه به نوعی از تمرینات معنوی یا مذهبی باشد. با این حال، تمرینات معنوی بسیار متنوع و دشوار است که بتوان آنها را برای افراد مختلف با ایمان‌ها و نظام‌های اعتقادی متفاوت یکسان‌سازی کرد. با این وجود، بسیاری از عادات ذکر شده در بالا می‌توانند در جهتی معنوی‌تر هدایت شوند (مطالعه می‌تواند به سمت متون مذهبی متمرکز شود، تأمل می‌تواند به دعا یا مدیتیشن تبدیل شود، و خدمت نیز بخشی از بیشتر ادیان جهان است).به‌طور مشابه، جنبه‌های مهم دیگر زندگی، مانند امتحان کردن چیزهای جدید یا بیان خلاقانه خود، در روش‌های مختلفی می‌توانند در زندگی ما جا بیفتند. بنابراین، در حالی که آنها قطعاً اهمیت دارند، کمتر با رفتارهای جهانی و ملموس پشتیبانی می‌شوند.اما بهتر است نخ دندان بکشید :)تمام این عادات، وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، ممکن است زیاد به نظر برسند. اما تعهد روزانه و هفتگی لازم برای حفظ این دوازده عادت تقریباً در حد یک ساعت در روز است و بسیاری از این عادات نیازی به زمان اضافه‌ی روزانه ندارند.تلاش کوتاه‌مدت برای شروع این عادات بیشتر است، اما به همین دلیل است که تمرکز بر هر عادت برای یک ماه منطقی به نظر می‌رسد — ممکن است مدتی طول بکشد تا به نقطه‌ای برسید که عادات سبک بتوانند شما را برای سال‌های آینده حمایت کنند. برای مثال، راه‌اندازی یک سیستم مالی شخصی خوب ممکن است نیاز به تحقیق و تلاش داشته باشد، اما پس از انجام آن، نباید بیش از یک بررسی ماهانه مختصر نیاز داشته باشد.</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 21:01:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ راه برای لذت‌بخش کردن مطالعه (بدون قربانی کردن اثربخشی)</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%DB%B5-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-s0qd05qhh1ei</link>
                <description>یادگیری نیاز به تمرکز دارد و دلیل آن ساده است:یادگیری یک فرآیند ساختن حافظه‌های بلندمدت است.شما از چیزهایی که به آن‌ها توجه می‌کنید، حافظه بلندمدت ایجاد می‌کنید.توجه محدود است؛ شما نمی‌توانید همزمان به چندین چیز توجه کنید.اما فقط به این دلیل که یادگیری نیاز به تمرکز دارد، به این معنی نیست که نمی‌تواند لذت‌بخش باشد. بسیاری از فعالیت‌ها نیاز شدیدی به توجه ما دارند، اما همچنان از انجام آن‌ها لذت می‌بریم: بازی‌های ویدئویی، ورزش‌ها، پازل‌ها و موارد دیگر.نظریه هزینه فرصت در زمینه تلاش، به توضیح این تفاوت کمک می‌کند. طبق این نظریه، به دلیل اینکه توجه ما محدود است، سیستم انگیزشی در مغز ما دائماً ارزیابی می‌کند که آیا توجه به چیزی که روی آن تمرکز داریم، استفاده خوبی از این منبع محدود است یا خیر. این را مانند یک مدیر پرمشغله تصور کنید که سعی دارد تصمیم بگیرد کدام وظایف را به نیروی محدود خود اختصاص دهد.انجام فعالیتی که نیاز به توجه زیادی دارد اما پاداش چندانی ندارد، دشوار به نظر می‌رسد. ممکن است هنگام انجام یک فعالیت که نیاز به توجه کمی دارد احساس بی‌حوصلگی کنیم، اما سخت به نظر نمی‌رسد. در مقابل، انجام یک فعالیت که نیاز به توجه زیادی دارد و پاداش‌های بالایی ارائه می‌دهد، جذاب به نظر می‌رسد.بر اساس اصول گفته‌شده، یادگیری مؤثر نمی‌تواند در شرایطی با توجه کم صورت بگیرد. یادگیری زیرآستانه‌ای (Subliminal Learning) واقعیت ندارد. اما می‌توانیم با افزایش جنبه پاداش‌دهی، یادگیری را لذت‌بخش‌تر کنیم. اگر یادگیری به‌طور مداوم پاداش‌دهنده باشد، به‌جای خسته‌کننده یا مایوس‌کننده، جذاب‌تر خواهد بود.پنج راه برای لذت‌بخش‌تر کردن یادگیری۱. نرخ موفقیت خود را بالا نگه دارید—به دنبال ۸۵٪ پاسخ درست باشید.تجربه یادگیری یک جریان از لذت‌های کوچک و ناامیدی‌های کوچک است. فرض کنید در حال مرور فلش‌کارت‌ها هستید: همان‌طور که آن‌ها را مرور می‌کنید، احتمالاً هنگام درست جواب دادن به یک کارت، احساس خوشایند کوچکی از رضایت خواهید داشت، و وقتی یک کارت را اشتباه جواب می‌دهید، یک احساس ناامیدی ملایم را تجربه می‌کنید.نگه داشتن نرخ موفقیت در حدود ۸۵٪ به این معناست که اکثر اوقات در حال درست پاسخ دادن هستید و این حس موفقیت باعث ایجاد انگیزه می‌شود. اگر نرخ موفقیت خیلی پایین باشد، ممکن است ناامیدی غالب شود و انگیزه را کاهش دهد، و اگر خیلی بالا باشد، ممکن است چالش کافی وجود نداشته باشد و یادگیری را به امری کسل‌کننده تبدیل کند.این استراتژی به شما کمک می‌کند تا یادگیری خود را به یک فرآیند مستمر و لذت‌بخش تبدیل کنید، جایی که هر موفقیت کوچک، یک پاداش روانی ارائه می‌دهد و شما را به ادامه یادگیری ترغیب می‌کند. تنظیم سطح دشواری به گونه‌ای که با توانایی‌های فعلی شما مطابقت داشته باشد، کلید این موفقیت است.میزان لذت شما از انجام فلش‌کارت‌ها به شدت به مسیری که این جریان طی می‌کند بستگی دارد. اگر تعداد زیادی از کارت‌ها را پشت سر هم اشتباه بزنید، انجام این کار برایتان خسته‌کننده خواهد شد زیرا مراکز انگیزشی مغزتان به دنبال حواس‌پرتی‌های دیگر می‌گردند. برعکس، اگر همه آن‌ها را به راحتی درست بزنید، ممکن است این کار به توجه زیادی نیاز نداشته باشد و باعث شود احساس خستگی و بی‌حوصلگی کنید. توجه شما دارای ظرفیت اضافی است که ممکن است به جای دیگری منتقل شود.کلید مطالعه لذت‌بخش، این است که خود را در وضعیتی قرار دهید که بیشتر جواب‌ها را درست بزنید، اما نه آنقدر که باعث شود از کار دور شوید.چگونه می‌توانید سختی فعالیت را کنترل کنید؟یکی از روش‌ها این است که وظایف را بر روی یک مقیاس لغزنده از سختی قرار دهید. چند روش برای این کار وجود دارد:از مطالعه باز به بسته: ساده‌ترین نوع تمرین این است که با داشتن یک مثال تقریباً مشابه در مقابلتان یک مسئله را حل کنید. سخت‌ترین حالت، حل یک مسئله جدید بدون دسترسی به هیچ‌گونه مرجع است. در هنگام مطالعه، منابع مرجع خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که به نقطه تعادل بین موفقیت عمده و شکست‌های گاه‌به‌گاه برسید.از مسائل ساده به پیچیده: یک مسئله پیچیده دارای چندین جزء است که باید به درستی انجام شوند تا جواب صحیح به دست آید. بنابراین، یک راه برای افزایش نرخ موفقیت این است که مسائل پیچیده را به بخش‌های ساده‌تری تقسیم کنید. از طرف دیگر، اگر بخش‌های ساده خیلی آسان باشند، می‌توانید به سراغ مسائل پیچیده‌تری بروید که توجه کامل شما را به خود جلب می‌کنند.تغییر استانداردهایی که برای خودتان تعیین می‌کنید: برای مسائلی که درجاتی از موفقیت دارند، به جای پاسخ‌های ساده درست یا غلط، می‌توانید با تغییر استانداردهایی که برای خود تعیین کرده‌اید، سختی را تنظیم کنید.تنظیم زمان‌بندی: انجام کارها تحت فشار زمانی می‌تواند سختی را افزایش دهد. به همین ترتیب، کاهش فشار زمانی می‌تواند یک کار را آسان‌تر کند.بهینه‌سازی جریان انگیزشی در مطالعهتوانایی ما برای تغییر کامل جریان انگیزشی پاداش‌ها در طول مطالعه معمولاً محدود است. بنابراین، احتمالاً نمی‌توانیم از ابزارهای طراحان بازی‌های ویدئویی برای جذاب کردن مطالعه به اندازه یادگیری یک بازی جدید به طور کامل استفاده کنیم. اما می‌توانیم با کاهش ناامیدی به روش‌های ظریف، یک کار خسته‌کننده را به یک کار جالب تبدیل کنیم.به عنوان مثال، می‌توانید با تنظیم میزان سختی، هم‌زمان با ایجاد چالش‌های کافی، از کسل شدن جلوگیری کنید و به این ترتیب، فرآیند یادگیری را به طور مستمر جذاب و دلپذیر نگه دارید. این استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند تا از کارهای روزمره و خسته‌کننده فراتر رفته و مطالعه را به یک فعالیت رضایت‌بخش و مؤثر تبدیل کنید.۲. به طور مکرر به خودتان پاداش دهید.پاداش‌های خارجی (Extrinsic Rewards) تاریخ پیچیده‌ای در روان‌شناسی دارند. تحقیقات نشان داده است که پاداش‌های صریح گاهی می‌توانند انگیزه درونی را کاهش دهند—اگر به کسی برای انجام یک کار پول بدهید، ممکن است از آن کار کمتر لذت ببرد یا وقتی دیگر پولی دریافت نکند، آن را متوقف کند، حتی اگر آن کار را بدون دریافت پول با خوشحالی انجام می‌داد.اما، نتیجه‌گیری از این تحقیق که هرگز نباید از پاداش‌های خارجی استفاده کنیم، اشتباه است. برخی از وظایف ممکن است هرگز به‌طور ذاتی جالب نباشند، و در این موارد پاداش‌ها می‌توانند یک اهرم قدرتمند برای جذاب کردن این وظایف باشند، حتی اگر جالب نباشند.یک مکانیزم پاداش ساده می‌تواند دادن یک آب‌نبات به خودتان هر بار که یک مسئله از تکالیف خود را تمام می‌کنید باشد. یا ممکن است به خود &quot;امتیاز&quot; بدهید که هر بار که یک فلش‌کارت را درست می‌کنید یا یک بخش از کتاب درسی خود را می‌خوانید، آن را در یک جدول امتیازدهی قرار دهید.از آنجایی که پاداش‌های خارجی ممکن است انگیزه درونی را کاهش دهند، از آن‌ها زمانی که هدف، ایجاد انگیزه برای انجام فعالیتی بدون پاداش است، استفاده نکنید. اما، اگر فعالیت مطالعه به خودی خود فقط یک مرحله ضروری به سوی چیزی واقعاً پاداش‌دهنده‌تر باشد، استفاده از پاداش‌ها به طور فراوان می‌تواند این فعالیت را لذت‌بخش‌تر کند.۳. وسوسه‌ها و حواس‌پرتی‌ها را از بین ببریدنظریه هزینه فرصت در زمینه تلاش، یک مفهوم مهم را در بر دارد: میزان تلاشی که برای انجام یک کار لازم است، به گزینه‌های جایگزین ضمنی که در دسترس ما قرار دارند، بستگی دارد. فشار مطالعه تنها ویژگی آن کار نیست؛ بلکه تحت تأثیر هر چیز دیگری است که می‌توانیم در آن لحظه با توجه محدود خود انجام دهیم.متأسفانه، محیط توجه ما مملو از مکانیسم‌های پاداش متغیر و کم‌نیاز شده است. رسانه‌های اجتماعی یک پینگ لذت‌بخش با تلاش کم فراهم می‌کنند، زمانی که چیزی خنده‌دار یا جالب پیدا می‌کنیم. گوشی‌های ما همیشه امکان حواس‌پرتی را فراهم می‌کنند.پاکسازی محیط توجه ما یک قدم اول خوب برای لذت‌بخش‌تر کردن مطالعه است. ادامه دادن به کار وقتی که گوشی، کامپیوتر، دوستان یا تلویزیون نزدیک نیست، آسان‌تر است. اگر مطالعه به این شیوه را به یک عادت تبدیل کنید، تمرکز آسان‌تر می‌شود، زیرا خود حواس‌پرتی‌ها در دسترس نیستند.۴. اصطکاک‌های غیرضروری را هموار کنیداز دریچه انگیزشی که به موضوع نگاه کنیم، محیط می‌تواند بسیاری از پاداش‌ها و مجازات‌های کوچک را ایجاد کند که مستقیماً به کار مربوط نیستند.به عنوان مثال، به آماده‌سازی برای مطالعه فکر کنید. شاید نیاز باشد کتاب خود را پیدا کنید. و میزتان نامرتب است، پس باید آن را تمیز کنید. و صندلی راحت نیست، پس باید یک صندلی جدید پیدا کنید. و فن در اتاق دیگر صدای آزاردهنده‌ای می‌دهد ... و غیره.اصطکاک‌ها موانع کوچکی هستند که انجام یک کار را دشوارتر می‌کنند. کاهش این موانع برای ورود به جریان کار می‌تواند مطالعه را لذت‌بخش‌تر کند. از آنجا که این‌ها خارج از نیازهای توجهی خودِ یادگیری هستند، می‌توان آن‌ها را بهبود داد بدون اینکه اثربخشی را قربانی کنید.۵. مطالعه را معنادارتر کنیدتا اینجا، هر پیشنهادی که ارائه کرده‌ام شامل پاداش‌ها و مجازات‌های سطحی یک کار بوده است: نرخ موفقیت، پاداش‌های خارجی، وسوسه‌ها و اصطکاک‌های خارجی. کنترل این موارد ضروری است، زیرا آن‌ها به راحتی قابل تنظیم هستند.اما آنچه که واقعاً در یک فعالیت لذت می‌بریم، فقط نقاط کم‌رنگ لذت و درد نیست که در حین انجام آن احساس می‌کنیم. بلکه، این معنایی است که به آن فعالیت می‌دهیم و معانی‌ای که هنگام انجام آن تجربه می‌کنیم.بخش زیادی از مطالعه و یادگیری ممکن است خسته‌کننده باشد، زیرا احساس نمی‌کنیم که معنادار است. نمی‌توانیم هدفی را که برای یادگیری آن تلاش می‌کنیم، ببینیم. هیچ ارتباط ملموسی با چیزی که می‌خواهیم انجام دهیم، به دست آوریم، بفهمیم یا در زندگی خود انجام دهیم وجود ندارد. در نتیجه، این فقط یک کار اجباری، بی‌رنگ و خسته‌کننده است که باید انجام شود.افزایش معنا در یادگیری همیشه آسان نیست و دلایل آن عبارتند از:اهمیت یک قطعه دانش یا روش به رابطه آن با سایر دانش‌ها بستگی دارد. به همین دلیل، ما تمایل داریم که موضوعات را جالب‌تر بیابیم وقتی که بیشتر درباره آن‌ها یاد می‌گیریم، زیرا اطلاعات جدید در یک زمینه غنی‌تر ساخته می‌شوند. اما این یک دوراهی ایجاد می‌کند: باید قبل از اینکه بتوانیم از یادگیری لذت ببریم، تلاش کنیم تا چیزی را یاد بگیریم.بار شناختی ممکن است تمرینات بی‌معنی را ضروری کند. گاهی اوقات، پروژه‌هایی که برای ما معنادار هستند، بسیار دشوارند که بتوانیم در آن‌ها موفق شویم. ما می‌خواهیم یک برنامه‌نویس بزرگ شویم، اما تنها برنامه‌ای که می‌توانیم بنویسیم &quot;Hello World&quot; است. ما می‌خواهیم مانند داوینچی نقاشی کنیم، اما نمی‌توانیم چیزی بیشتر از آدمک‌ها بکشیم. ساختن از اصول اولیه اغلب ضروری است، حتی اگر همیشه سرگرم‌کننده نباشد—بنابراین، ترفندهای سطحی برای افزایش انگیزه ممکن است در این مرحله از یادگیری ابزار مهمی باشند.زمینه معنادار دور است. ما در حال یادگیری زبان فرانسه هستیم، اما سفرمان به فرانسه چندین ماه دیگر است. ما در حال یادگیری آمار هستیم، اما شغل‌مان به عنوان دانشمند داده سال‌ها بعد خواهد بود. در این موارد، انگیزه واقعی برای یادگیری وجود دارد، اما فاصله زمانی از نتیجه مطلوب باعث می‌شود که این انگیزه نتواند علاقه به خود کار را به وجود آورد. محققان دریافته‌اند که تأخیر زمانی یک عامل مرکزی در تعلل است.چگونه می‌توانیم معنای یادگیری را افزایش دهیم؟حتی اگر همیشه نتوانیم مطالعه را به طور عمیق معنادار کنیم، می‌توانیم تلاش‌هایی برای افزایش معنایی که از آن دریافت می‌کنیم انجام دهیم:بیشتر درباره پیش‌زمینه مهارت‌ها و دانش‌هایی که می‌خواهید یاد بگیرید بخوانید. کسب اطلاعات بیشتر در زمینه‌ای که در حال یادگیری آن هستید می‌تواند آن را برای شما جذاب‌تر و قابل فهم‌تر کند.بین فعالیت‌های معنادار و تمرینات پشتیبانی‌کننده آن‌ها تغییر حالت دهید. انجام پروژه‌های برنامه‌نویسی واقعی، مکالمات واقعی به زبان دیگر، یا انجام آزمایش‌های شیمی واقعی—حتی اگر بد انجام شوند—می‌تواند یک پس‌زمینه انگیزشی برای اجزای ضروری یادگیری فراهم کند.دوستان و انجمن‌هایی برای افرادی که به آن مهارت علاقه دارند پیدا کنید. پیوندهای اجتماعی می‌توانند یک کار انتزاعی را به چیزی جذاب تبدیل کنند. جامعه می‌تواند یادگیری را جالب و انگیزشی کند.این مطالب برگرفته از کتاب &quot;بیش‌یادگیری&quot; نوشته اسکات یانگ است. این کتاب به روش‌ها و استراتژی‌هایی می‌پردازد که به شما کمک می‌کند یادگیری خود را به حداکثر برسانید و از زمان و منابع خود به بهترین شکل ممکن استفاده کنید. یانگ در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با تمرکز بر اصول ساده اما مؤثر، مهارت‌های جدید را با سرعت و کارایی بالا آموخت.جمع‌بندییادگیری، به ویژه زمانی که با چالش‌ها و فشارهای روزمره همراه است، نیاز به رویکردی هوشمندانه دارد. همانطور که در کتاب &quot;بیش‌یادگیری&quot; اسکات یانگ اشاره شده، برای موفقیت در یادگیری لازم است که تلاش‌های خود را به صورت هدفمند و معنادار سازماندهی کنید. این شامل تنظیم سطح دشواری، استفاده از پاداش‌ها برای حفظ انگیزه، حذف حواس‌پرتی‌ها و ایجاد محیطی که یادگیری را تسهیل کند، می‌شود.در نهایت، یادگیری مؤثر به معنای یافتن تعادلی است که در آن هم انگیزه و هم معنا در فرآیند یادگیری حضور داشته باشند. با پیروی از استراتژی‌های مطرح شده در این کتاب، می‌توانید تجربه یادگیری خود را بهبود بخشیده و به اهداف خود با سرعت و کارایی بیشتری دست یابید.</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2024 15:08:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ روش تضمینی برای افزایش یادگیری در زندگی روزمره (برای افراد پرمشغله)</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%DB%B5-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%87-l7vnkyu2fg8r</link>
                <description>من بخش زیادی از وقتم را صرف فکر کردن به این موضوع می‌کنم که چگونه می‌توانیم بهره‌وری یادگیری را افزایش دهیم. اگر با منابع و زمان مشابهی کار کنیم، چطور می‌توانیم بیشتر یاد بگیریم؟در حالی که بهره‌وری (Efficiency) در یادگیری می‌تواند مفید باشد، تمرکز بیش از حد بر آن ممکن است ما را از مهم‌ترین عامل موفقیت در یادگیری دور کند: میزان زمانی که صرف یادگیری می‌کنیم.به عنوان مثال، فرض کنید می‌خواهید با استفاده از فلش‌کارت‌ها واژگان یک زبان جدید را یاد بگیرید. اگر تمرکزتان بر بهره‌وری باشد، سعی می‌کنید بهترین روش برای یادگیری هر کارت را پیدا کنید. آیا باید کلمات را به تنهایی مطالعه کنید یا هر کلمه را در یک جمله بگنجانید؟ برای هر واژه یک کارت استفاده کنید یا چند کارت؟ آیا از تصاویر استفاده کنید یا فقط از کلمات؟این سؤالات مهم هستند، اما بهبود بهره‌وری فلش‌کارت‌ها در مقایسه با سؤال بسیار مهم‌تر «چند کارت را مطالعه می‌کنید؟» کم‌اهمیت به نظر می‌رسد.زمانی که مشغول یادگیری زبان چینی ماندارین بودم، هدف خود را بر این قرار دادم که روزانه ۱۰۰ فلش‌کارت جدید را مرور کنم، به علاوه بازبینی کارت‌های قبلی. هر واژه چندین کارت داشت، اما این روش به من اجازه می‌داد روزانه ۲۰ تا ۵۰ واژه جدید به دایره لغات خود اضافه کنم، که در نهایت به من کمک کرد تا در مدت کوتاهی که در چین بودم به سطح مکالمه‌ای مناسبی برسم.این رویکرد &quot;هر چه بیشتر، بهتر&quot; محدود به استفاده از فلش‌کارت‌ها نیست. ارزش افزایش حجم یادگیری در همه جا مشهود است:تعداد کتاب‌هایی که در سال می‌خوانید (در مقایسه با تلاش برای خواندن &quot;کتاب‌های درست&quot;).تعداد مقالاتی که منتشر می‌کنید.تعداد آزمون‌های تمرینی که تکمیل می‌کنید.تعداد دفعاتی که یک آهنگ را تمرین می‌کنید.تعداد معماهای برنامه‌نویسی که حل می‌کنید.تعداد دقایقی که به زبان دیگری مکالمه می‌کنید.بهره‌وری (Efficiency) زمان موجود را ثابت فرض می‌کند و فرض را بر این می‌گذارد که بهترین راه برای بهبود نتیجه یادگیری، یافتن مؤثرترین روش است. در مقابل، &quot;خروجی&quot; (Throughput) روش را ثابت نگه می‌دارد و می‌پرسد: چطور می‌توانم بیشتر یاد بگیرم؟در حالی که من معمولاً بر بهره‌وری یادگیری تمرکز می‌کنم، امروز می‌خواهم به برخی از روش‌هایی که می‌توانیم خروجی یادگیری را افزایش دهیم، بپردازم.۱. زمان‌های طولانی و بدون وقفه را برنامه‌ریزی کنید.بهترین روش برای انجام مقدار زیادی از یک کار این است که آن را در تقویمتان قرار دهید. اگر از قرار دادن آن در تقویم تردید دارید، احتمالاً برای انجام واقعی آن کار دو برابر بیشتر تردید خواهید داشت.این عامل یکی از &quot;رازهای&quot; بزرگ موفقیت من در یادگیری است که شاید کمتر به صراحت درباره آن صحبت کرده باشم. وقتی که در چالش MIT شرکت کردم، بیشتر درباره روش‌های مؤثر مطالعه و یادگیری نوشتم، اما واقعیت این است که من روزانه ۱۰ تا ۱۱ ساعت مطالعه می‌کردم و زمان‌های استراحت بسیار کمی داشتم.این نکته را مطرح می‌کنم چون گاهی اوقات از من پرسیده می‌شود که چگونه می‌توان یکی از پروژه‌های من را در حالی که فرد دیگری همزمان مشغول کار تمام‌وقت است، تکرار کرد. فرض تلویحی این سوال این است که کار تمام‌وقت در زمینه‌ای دیگر، مانعی برای رسیدن به جدول زمانی مشابه نخواهد بود. من همیشه در درک این دیدگاه مشکل داشتم، اما وقتی متوجه شوید که چقدر کار در پشت صحنه انجام شده است، این دیدگاه قابل درک می‌شود.برنامه‌ریزی برای اختصاص زمان‌های طولانی به پروژه‌هایی که مستقیماً به کار یا زندگی خانوادگی من مربوط نمی‌شوند، این روزها برایم آسان نیست، اما وقتی یک پروژه نیاز به این زمان‌ها دارد، آن را در اولویت قرار می‌دهم. برای نوشتن کتاب جدیدم، &quot;چگونه در هر چیزی بهتر شوید&quot;، بیش از ۱۰۰ کتاب و ۶۰۰ مقاله علمی را خواندم. من این کار را بیشتر با نشستن و خواندن در طول روزها و ماه‌های متوالی انجام دادم.۲. به‌طور فعال از زمان‌های پراکنده استفاده کنیداگر زمان‌های طولانی و متمرکز شما از قبل برنامه‌ریزی شده است، چه کاری می‌توانید انجام دهید؟مرحله بعدی استفاده از زمان‌های بدون برنامه است. دو راه اصلی وجود دارد که می‌توانید این کار را انجام دهید:۱) فعالیت‌های گوشی خود را با چیز دیگری جایگزین کنید.استفاده از گوشی هوشمند (یا سایر دستگاه‌ها) بخش زیادی از زمان ما را به خود اختصاص می‌دهد، به‌ویژه زمانی که فعالیت‌های جایگزین آسانی وجود ندارد. ما گوشی‌های خود را زمانی که در صف فروشگاه ایستاده‌ایم، وقتی دوستی میز رستوران را برای استفاده از دستشویی ترک می‌کند، یا در اتوبوس در حال رفت‌وآمد هستیم، بررسی می‌کنیم. این زمان‌ها معمولاً برای فعالیت‌های یادگیری عمیقی که در نکته اول اشاره شد، قابل استفاده نیستند، اما به‌کلی هم بی‌فایده نیستند.یافتن اینکه با آن زمان چه کاری می‌توانید انجام دهید - و داشتن انضباط در استفاده از آن - می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. قبل از سفرم به چین با وات، تقریباً ۱۰۰ ساعت به یادگیری زبان چینی اختصاص دادم، در حالی که فقط حدود دوازده ساعت زمان مطالعه واقعی برنامه‌ریزی شده بود. بیشتر تمرین‌های من از استفاده از زمان‌های پراکنده برای مرور فلش‌کارت‌ها به دست آمد.به همین ترتیب، داشتن اپلیکیشن کیندل بر روی گوشی می‌تواند به طور قابل توجهی تعداد کتاب‌هایی که می‌خوانید را افزایش دهد و دانلود کردن ویدیوهای آموزشی برای تماشای بعدی در گوشی می‌تواند تعداد درس‌هایی که مشاهده می‌کنید را بیشتر کند.معمولاً مانع اصلی برای دستیابی به این هدف، سایر فعالیت‌های موجود در گوشی شماست. اگر اپلیکیشن‌هایی مانند توییتر یا اینستاگرام دارید، احتمالاً فلش‌کارت‌های خود را مرور نخواهید کرد. بنابراین، بهترین راه برای برنامه‌ریزی این زمان‌ها این است که اپلیکیشن‌های مخل را حذف کنید تا تنها کارهایی که می‌توانید با گوشی انجام دهید، مواردی باشند که واقعاً برایتان اهمیت دارند.۲) پروژه‌ها و فعالیت‌ها را آماده نگه دارید.زمان‌های پراکنده دیگری که می‌توانیم بازپس بگیریم، دوره‌های زمانی از روز هستند که می‌توانیم یاد بگیریم، اما تمایل نداریم. این‌ها زمان‌هایی هستند که می‌توانیم به تماشای نتفلیکس بپردازیم، اما می‌توانیم به جای آن مطالعه کنیم، برنامه‌نویسی تمرین کنیم یا نقاشی کنیم.مانع اینجا معمولاً این است که پروژه‌هایی که ممکن است درگیر آن‌ها شویم، هزینه‌های انرژی یا لجستیکی بالایی برای شروع دارند. وقتی وارد پروژه می‌شوید، معمولاً کار یادگیری به اندازه کافی لذت‌بخش است که به شما برای ادامه دادن آن انگیزه دهد. اما اگر نتوانید از آن مرحله اولیه عبور کنید، به‌ویژه اگر در پایان روز خسته باشید، زمان زیادی را برای کارهای خود سرمایه‌گذاری نخواهید کرد.می‌توانید این مشکل را با آماده نگه داشتن فعالیت‌ها حل کنید. داشتن یک فضای اختصاصی در خانه برای پروژه‌های هنری باعث شده که ادامه دادن به آن‌ها بسیار آسان‌تر شود (در مقایسه با زمانی که باید برای هر جلسه همه چیز را آماده و سپس جمع می‌کردم). به همین ترتیب، من دوست دارم پنجره‌های پروژه‌های برنامه‌نویسی خود را به‌طور مداوم باز نگه دارم، بنابراین تنها کاری که باید انجام دهم، کلیک کردن روی منطقه کاری است. در نهایت، متوقف نگه داشتن ویدیوهای آموزشی در جایی که از آن خارج شده‌اید، شما را از پیدا کردن دوباره ویدیو و جایی که از آن خارج شده‌اید، نجات می‌دهد. این‌ها ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسند، اما می‌توانند به‌شدت به افزایش میزان کارهای شما کمک کنند.باید توجه داشته باشم که سیاست شخصی من این است که این استراتژی را برای پروژه‌هایی که از قبل به‌شدت برنامه‌ریزی شده‌اند، به کار نبرم. اگر قبلاً چندین ساعت مطالعه هدفمند انجام می‌دهید، بهتر است زمانی برای مطالعه در زمان‌های آزاد در نظر نگیرید، زیرا این تمایل دارد که انرژی شما را از برنامه اصلی‌تان خارج کند.۳. هر بار تکرار را مؤثرتر کنیددر زمینه صنعتی، بخش بزرگی از افزایش خروجی، حذف حتی مقدار کمی از هدررفت‌هایی است که در هر بخش مونتاژ رخ می‌دهد. یکی از دیدگاه‌های بزرگ هنری فورد این بود که فرآیند را از جابجایی کارگران بین ماشین‌ها به حرکت ماشین‌ها به سمت کارگران تغییر داد - تسمه نقاله خط مونتاژ زمان صرف شده توسط کارگران برای راه رفتن را به حداقل رساند.به همین ترتیب، اغلب می‌توانید اقداماتی انجام دهید تا مراحل غیرموثر یادگیری خود را کاهش دهید و تمرکز بیشتری بر یادگیری واقعی داشته باشید.توجه به موارد زیر:۱. زمان صرف شده برای انتخاب مواد آموزشیاین می‌تواند انتخاب چیزی برای کشیدن، کلماتی برای حفظ کردن، کتاب‌ها یا مقالاتی برای خواندن یا مسائلی برای حل کردن باشد. یکی از منابع اصلی اتلاف زمان، تصمیم‌گیری برای یادگیری مطلب بعدی است. اگر یک صف ترتیب دهید و آن را با مواد آموزشی پر کنید، می‌توانید از این نوع اتلاف وقت جلوگیری کنید.۲. زمان صرف شده برای بیکاری در وظایفیک زیرنقاشی نیاز به خشک شدن دارد تا بتوانید آن را ترمیم کنید. یک مدل یادگیری ماشین باید آموزش ببیند تا بتوانید آن را اشکال‌زدایی کنید. باید منتظر نوبتتان بمانید تا از استاد سؤال بپرسید. می‌توانید این شکاف‌ها را با انجام کارهای همزمان از بین ببرید یا اگر این امکان‌پذیر نیست، فعالیت جایگزینی را که مکمل کاری است که انجام می‌دهید، انتخاب کنید (مثلاً از تمرین به خواندن کتاب تغییر دهید).۳. زمان صرف شده برای آماده‌سازی موادایجاد فلش‌کارت‌ها، سازماندهی یادداشت‌ها، دانلود محیط توسعه و چاپ مطالب خواندنی همگی بخشی از کار یادگیری هستند، اما شامل هیچ‌گونه تفکر فعالی که به یادگیری منجر شود، نیستند. می‌توانید این فعالیت‌ها را با دسته‌بندی وظایف مشابه، ایجاد الگوهایی برای کارهای آینده، یا حتی نادیده گرفتن کامل آن‌ها بهینه کنید (برای مثال، من قبلاً مقالات را چاپ می‌کردم تا آن‌ها را بخوانم؛ اما اکنون همه چیز را روی رایانه انجام می‌دهم تا در زمان صرفه‌جویی کنم).یک نکته مهم:در حالی که می‌خواهیم چرخه‌های یادگیری خود را مؤثرتر کنیم، نباید این کار را با کوتاه کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. حفظ کردن یک راه‌حل بدون درک آن، عبور سریع و بی‌دقت از یک فرآیند زمانی که هدف دقت است، یا استفاده از موادی که دارای اشتباه هستند بدون صرف وقت برای اصلاح آن‌ها می‌تواند خروجی یادگیری شما را کاهش دهد، حتی اگر ظاهراً سرعت یادگیری را افزایش دهید.۴. یادگیری را لذت‌بخش‌تر کنیدیک ارتباط ساده بین لذت و افزایش خروجی وجود دارد: انجام کارهای لذت‌بخش بسیار آسان‌تر از انجام کارهایی است که احساس خسته‌کننده یا ملال‌آور دارند. از آنجا که اغلب انگیزه، نه زمان، چیزی است که کمبود آن را احساس می‌کنیم، لذت‌بخش کردن فرآیند یادگیری می‌تواند به طور خودکار درگیری و مشارکت شما را افزایش دهد.من در مقاله‌ای جداگانه به چگونگی لذت‌بخش‌تر کردن یادگیری بدون کاهش بهره‌وری پرداخته‌ام. به طور خلاصه، بهینه‌سازی سختی برای دستیابی به نرخ بالای موفقیت، پیدا کردن راه‌هایی برای معنادارتر کردن موضوع، و پاداش دادن به خود به طور مکرر، همه روش‌هایی هستند که می‌توانند فعالیت یادگیری را آن‌قدر لذت‌بخش کنند که نیازی به انضباط زیاد برای اجرای آن نداشته باشید.۵. تصمیم بگیرید از چه چیزی کمتر انجام دهید تا بیشتر یاد بگیریددر بحث بهبود فردی، صحبت درباره‌ی انجام کمتر از برخی فعالیت‌های مفید برای یادگیری بیشتر، معمولاً تابو است. تصور رایج این است که باید ورزش کنید، به معاشرت بپردازید، مدیتیشن کنید، یادداشت‌نویسی داشته باشید، کار کنید، سفر کنید، زمان باکیفیت با خانواده خود بگذرانید و روزانه شانزده لیوان آب بنوشید.اما این کارها غیرممکن است. شما واقعاً نمی‌توانید همه‌چیز را انجام دهید و افرادی که به نظر می‌رسد همه کارها را انجام می‌دهند، در واقع چنین نمی‌کنند.در واقع، تصمیم به یادگیری بیشتر همیشه تصمیمی است که به معنای انجام کمتر از برخی چیزهای دیگر است. گاهی اوقات این مبادله‌ها تضاد ارزش معناداری ایجاد نمی‌کنند (مثلاً من اصلاً از رسانه‌های اجتماعی دل‌تنگ نمی‌شوم)، اما همیشه این‌طور نیست. به عنوان مثال، تصمیم به صرف زمان بیشتر برای خواندن کتاب ممکن است به معنای صرف زمان کمتر برای پیگیری اخبار باشد. یا تصمیم به یادگیری یک زبان ممکن است به این معنا باشد که دیگر سی دقیقه در روز برای مدیتیشن وقت نخواهید داشت.گاهی این مبادله بین چیزهایی است که قصد یادگیری آن‌ها را دارید. پس از داشتن فرزند، من عمداً تصمیم گرفتم که تمرین منظم مکالمه برای زبان‌هایی که آموخته‌ام را متوقف کنم. از این بابت احساس بدی داشتم، تا حدی به این دلیل که حفظ سطح مکالمه در این زبان‌ها برایم مهم بود. با این حال، اگر اصرار می‌کردم که چندین ساعت در هفته برای حفظ پروژه‌های یادگیری قبلی خود برنامه‌ریزی کنم، مانع از یادگیری چیزهای دیگر می‌شدم که برایم ارزش بیشتری دارند.نیاز به پذیرش این مبادله‌ها یکی از دلایلی است که من پروژه‌های یادگیری با جدول زمانی مشخص را بیشتر از عادت‌هایی که به‌طور نامحدود ادامه می‌یابند، می‌پسندم. متعهد شدن به بهبود مهارت‌های خود در زبان فرانسه، جاوااسکریپت یا سخنرانی عمومی آسان‌تر است اگر این مدت چهار ماه باشد تا یک تعهد دائمی.با این حال، فکر می‌کنم بسیاری از ما بهتر عمل خواهیم کرد اگر این مبادله‌ها را صریح بیان کنیم، به جای اینکه بی‌فکرانه تصمیم بگیریم و بعداً از آن احساس گناه کنیم.منبع</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2024 14:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کامندهای در حال انقراض توزیع‌های مختلف لینوکس!</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3-zmdha5t2pu2y</link>
                <description>سلام، تو این پست می‌خوام در مورد یک سری کامند که احتمالا اکثر ما در حال استفاده ازشون هستیم اما یا دیگه آپدیت نمی‌شن یا جایگزین بهتری دارن صحبت کنم. البته می‌دونم ممکنه به این کامندها عادت کرده باشیم ولی چه بخوایم چه نخوایم باید با بعضی‌هاشون خدافظی کنیم :) پس اگر از این کامندها داخل اسکریپت خاصی استفاده کردید بهتره که جایگزین‌شون کنید.ممکنه این دستورات تو توزیع مورد نظر شما منسوخ شده باشن یا در حال منسوخ شدن باشن، بنابراین چون نمی‌شه تک به تک برای توزیع‌های مختلف این مورد رو بررسی کرد، این قسمتش با خودتون و روی توزیعی که باهاش کار می‌کنید حتما یک بررسی داشته باشید. خب دیگه بریم سراغ کامندها!1. scpاگر تا به حال انتقال بک‌آپ بین دو سرور رو تجربه کرده باشید به احتمال زیاد از این کامند استفاده کردید. scp برای انتقال فایل بین دو سرور روی پروتکل SSH استفاده می‌شه (مشابه دستور cp عمل می‌کنه منتها از cp برای کپی فایل‌ها روی یک سرور (یا ماشین) استفاده می‌کنیم)با توجه به اینکه این کامند مدت زیادیه که آپدیت نشده می‌تونه مشکلات زیادی به همراه داشته باشه (برای اطلاعات بیشتر یه سر به اینجا و اینجا بزنید)جایگزین مناسب برای scpیکی از ابزارهای جایگزین می‌تونه rsync باشه، حتی برای بک‌آپ گرفتن روی یک سرور دیگه می‌تونید به راحتی از rsync کمک بگیرید، با این کار فقط فایل‌هایی که بین دو سرور تفاوت دارن منتقل می‌شه و نیازی به انتقال تمام فایل‌ها نیست.rsync -a ~/dir1 username@remote_host:destination_directoryدیگه خودتون می‌دونید برای اطلاعات بیشتر در خصوص این کامند چیکار کنید! (اگر نمی‌دونید به man page این کامند یه سری بزنید)برای توزیع‌هایی مثل Red Hat و Fedora هم می‌تونید این مطلب رو در خصوص کامند sftp بخونید2. egrep and fgrepاین دو تا دستور از کامند‌های قدیمی لینوکس به حساب میان که احتمالا قدیمی‌ترها زیاد ازش استفاده می‌کنن. نمی‌خوام وارد جزئیات و کارکرد این کامندها بشم چون بحث ما نیست، فقط دیگه نیازی به استفاده از این کامندها نداریم چون خود کامند grep با flagهای جدیدش هر دوی این کامندها رو پوشش میده، به طور مثال برای استفاده از Regex به جای دستور egrep میتونیم از کامند grep -E و به جای fgrep هم از grep -F استفاده کنیم. به همین راحتی :) البته این رو هم بگم که هر دوی این کامندها هنوز هم در توزیع‌های مختلف فعال هستند.3. netstatدیگه بعید می‌دونم کسی با لینوکس کار کرده باشه و netstat رو نشناسه :) از این کامند برای بررسی پکت‌های TCP/UDP، بررسی interfaceهای شبکه و... استفاده می‌کنیم. این کامند یکی از ابزارهای net-tools هست و طرفدارهای زیادی داره. درسته که این کامند منسوخ نشده اما جایگزینی مثل ss داره (البته خودم همچنان از netstat استفاده می‌کنم ولی خوبه که با جایگزینش هم آشنا بشیم)4. arp, route, iptunnel, nameif, iwconfigاز این کامندها تو نسخه‌های جدید لینوکس خبری نیست و حتی قابل نصب هم نیستن. از اسمشون مشخصه که برای بررسی موارد مختلف شبکه کاربرد دارند. احتمالا جایگزین این ابزارها رو بهتر بشناسید. در حال حاضر برای همه این ابزارها می‌تونیم از کامند ip با optionهای مختلف استفاده کنیم:arp – replaced by ip niptunnel – replaced by ip tunnelnameif – replaced by ip linkroute – replaced by ip routeiwconfig - replaced by iwدر خصوص کامند iwconfig حواستون به تفاوتش با بقیه کامندها باشه. iwconfig همچنان در اوبونتو 22 وجود داره اما تو توزیع‌های مختلف Red Hat دیگه خبری ازش نیست.5. iptablesباز هم اگر یکبار گذرتون به بستن یا بازکردن دسترسی یک IP روی سرور افتاده باشه به احتمال زیاد از این کامند استفاده کردید. (مخصوصا زمانی که نیاز داشتید IPهای یک سری از CDN providerها رو روی سرور وایت‌لیست کنید)ابزار iptables یکی از پروژه‌های netfilter بوده که به دلیل پیچیدگی زیادی که با arptables و ip6tables و ebtables داشته با ابزار nftables جایگزین شده. (برای مطالعه بیشتر در خصوص تفاوت‌های iptables و nftables به این مقاله سر بزنید)این کامند هنوز روی خیلی از توزیع‌های لینوکس کار می‌کنه منتها بهتره که کم‌کم برید سراغ nftablesبرای نوشتن این مقاله از این منبع و این منبع استفاده کردم، منتها این آخر کار نیست و سعی می‌کنم باز هم این مطلب رو کامل‌تر کنم.</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jul 2022 01:53:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه‌اندازی سیستم کوتاه‌کننده لینک روی دامنه اختصاصی</title>
                <link>https://virgool.io/@toghani/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-v3ezja9sncf3</link>
                <description>سلام به همه دوستان، امیدوارم تو این روزهای کرونایی سلامت باشید، این اولین پست من تو ویرگوله :) زیاد اهل حاشیه رفتن و پیچوندن مطلب نیستم، پس بریم سر اصل مطلب یعنی آموزش راه‌اندازی سیستم کوتاه‌کننده لینک روی دامنه اختصاصیچی هست اصلا؟کوتاه کردن لینک کاریه که احتمالا تا الان خیلی از شماها با سیستم‌هایی مثل bit.ly انجام دادید و یک لینک طولانی رو به یک لینک کوتاه‌تر تبدیل کردید، خب این‌کار کاربرهای زیادی داره، به طور مثال شما نمی‌تونید یک لینک طولانی رو تو کپشن اینستاگرام‌تون بذارید و انتظار داشته باشید که مخاطب‌تون اون رو تایپ کنه! برای همین میاید لینک رو کوتاه می‌کنید تا راحت‌تر بشه بهش دسترسی داشت (این یکی از ساده‌ترین کاربردهای کوتاه کردنِ لینکه!)دامنه اختصاصی؟!بله! شما با این روش می‌تونید لینک‌هاتون رو با دامنه خودتون کوتاه کنید و دیگه نیازی نیست از سرویس‌هایی مثل bit.ly استفاده کنید، به طور مثال شما یک دامنه (Domain) به اسم virgl.ir دارید و قصد دارید از این دامین برای کوتاه کردن لینک‌هاتون استفاده کنید. مثلا لینک طولانی زیر رو:https://virgool.io/@rayboardco/7-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AC-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-dh4hrbtatqzs?source=newFeed---BoFT--------1به این لینک کوتاه با دامنه شخصی خودتون تبدیل کنید :virgl.ir/p1خیلی با کلاسه مگه نه؟ :)پس بریم سراغ آموزش و ببینیم قراره چجوری این کار رو انجام بدیمقبل از هرچیزی فراموش نکنید که باید دامین در اختیار شما باشه و در واقع دامنه رو خریداری کرده باشید. هر دامنه‌ای با هر پسوندی برای این آموزش قابل استفاده هستشروع آموزشبرای راه‌اندازی این سیستم روی دامین شخصی از سرویس رایگان short.io استفاده می‌کنیمدر مرحله اول به این سایت سر می‌زنید و یک حساب رایگان برای خودتون ایجاد ‌می‌کنید. از طریق حساب گوگل (Gmail) هم می‌تونید به سرعت عضو بشید (در صورتی که به صفحه عضویت دسترسی نداشتید از برنامه‌های گذر از تحریم! استفاده کنید)بعد از ساخت اکانت و ورود به پنل short.io صفحه زیر به شما نمایش داده می‌شه، برای اضافه کردن دامنه شخصی خودتون طبق تصویر زیر روی بخش Add my own domain کلیک کنیددر مرحله بعدی باید دامین خودتون رو وارد کنید، از این دامنه برای کوتاه کردن لینک‌های شما استفاده می‌شهدر صورتی که دامین شما خالی هست (سایتی روش فعال نیست) و قصد دارید از خود دامین (بدون ساب‌دامین و...) استفاده کنید گزینه اول رو انتخاب کنیداگر قصد استفاده از کوتاه کننده لینک روی ساب‌دامین دارید گزینه دوم رو انتخاب کنید و sub-domain مورد نظرتون رو انتخاب یا وارد کنیدبعد از وارد کردن دامنه صفحه زیر به شما نمایش داده می‌شه:مرحله بعدی ست کردن IP روی دامنه موردنظر هست. برای این‌کار باید یک A Record با IP گفته شده روی دامنه خودتون ست کنید. (ست کردن یکی از ipها کافیست)در صورتی که با نحوه ایجاد A Record آشنا نیستید می‌تونید یک مثال از این کار رو اینجا مشاهده کنیدبعد از ایجاد A Record به منوی DOMAIN SETTINGS مراجعه کنید و از بخش Domain status ست شدن ip رو بررسی کنید.همونطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، هنوز دامنه ما شناسایی نشده، این‌کار ممکنه بین 1 دقیقه تا چند ساعت زمان نیاز داشته باشه (بسته به پسوند دامنه متغیر هست)بعد از فعال شدن دامنه مطابق تصویر زیر باید پیغام active را مشاهده كنيدکار تمومه :) از الان به بعد می‌تونید لینک‌های خودتون رو از طریق short.io و با دامنه شخصی کوتاه کنید. دقت کنید که این سایت پلن‌های مختلفی داره که می‌تونید در صورت نیاز ازشون استفاده کنید، در پلن رایگان بهتون اجازه میده تا 3 دامنه شخصی اضافه کنید و در هر دامنه تا 1000 لینک رو کوتاه کنید (عدد نسبتا خوبیه!) برای مشاهده پلن‌ها و جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنیدنحوه کوتاه کردن لینکبرای کوتاه کردن لینک‌هاتون از طریق دشبورد short.io به راحتی ‌می‌تونید این کار رو انجام بدیدکافیه لینک مورد نظرتون رو در بخش مشخص شده وارد کنید و لینک کوتاه شده رو با دامنه شخصی خودتون دریافت کنید :) شما می‌تونید نامک (slug) تمام لینک‌هاتون رو هم شخصی سازی کنید! علاوه بر این آمار مربوط به لینک‌ها هم براتون ثبت می‌شه که برای آنالیز آمار و... فوق العاده کاربردیهشما دوستان عزیز می‌تونید ویدیوی این آموزش رو تو کانال یوتوب بنده مشاهده کنید (اینجا کلیک کنید)امیدوارم از این آموزش لذت برده باشید :)سوالی بود در خدمتتون هستم موفق باشید</description>
                <category>محمدعلی طوقانی</category>
                <author>محمدعلی طوقانی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Oct 2020 19:57:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>