<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Toktam Kashani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@toktamkashani1980</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 10:30:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1667491/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Toktam Kashani</title>
            <link>https://virgool.io/@toktamkashani1980</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قسمت دوم پرنده ای در قفس قلبش</title>
                <link>https://virgool.io/@toktamkashani1980/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D9%82%D9%84%D8%A8%D8%B4-qulwo8sgmmmh</link>
                <description>پرنده ای در قفس قلبش- قسمت دوم...................شاید فکر می کنید برای حال بدش ناراحت شدم و می بایست با او حس همدردی می کردم، ولی باید اعتراف کنم که با کمال افتخار از حال و روزش که چنین بار افسردگی را به جانش یدک می کشید، خرسند بودم . وقتی انسانی از بار سنگین درد و رنج های روحی و ذهنی فراوانی که به دوش می کشد، سخن به میان می آورد و در جستجوی این است که بداند چگونه می تواند راهش را تغییر دهد. یعنی اولین مسیر به سوی تغییرات....این نقطه عطف زن بینوا بود که قصد شروع تغییرات در احوالات و زندگی خویش را داشت. زیرا که کائنات هوشمند از دنیای ایستا و شخص ناپویا، حمایت و پشتیبانی نخواهد کرد و او را به حال خودش رها می کند. و در نتیجه شخص بواسطه اشتباهات خود، در بند خودش گرفتار خواهد شد.وقتی فرد حس می کند به انتهای زندگی خود نزدیک می شود، دو انتخاب زندگی پیش پای اوست، راه اول اینکه تصمیم می گیرد به زندگی میرایی و ساکن خود بدون تغییر در روند زندگی ادامه دهد، در جستجوی رهایی از قفس هم نخواهد بود، به همین شیوه ادامه می دهد تا مرگ او فرا برسد و راه دیگر این است که می ترسد ایستا بماند و درجا بزند و به قعر درد و رنج زندگی بیوفتد، ازاینرو برخواهد خواست و تغییر مسیر زندگی و رویه زندگی می دهد، و به سمت زندگی بهتر جاری می شود. زیرا که جهان هستی تلاشگران را دوست دارد و در پیشبرد مسیر حقیقی زندگی اورا یاری می دهد تا راه زندگی حقیقی را بیابد، از اینرو جهان هستی، معلم و دوستانی سر راهش قرار می دهد تا  این تغییر او را به سمت تکامل پیش ببرد.روزی پیامبر با دونفر از اصحابش از کوچه ای گذر می کردند، پیامبر اکرم، جوانی را دید که ساکت و بدون هیچ حرکتی، نزدیک دروازه نشسته بود و رو به پیامبر کرد و سلامی گفت ولی پیامبر با اکراه جواب سلام او را داد و به سرعت از آنجا عبور کرد. ساعاتی بعد پیامبر در حین بازگشت، جوانک را دوباره دید که سرجایش نشسته و مشغول بازی با دستهایش بود و وقتی به پیامبر سلام نمود. پیامبر با روی گشاده با جوان برخورد کرد. اصحاب پیامبر که در کنارش بودند، از این رفتار پیامبر تعجب کردند. یکی از یارانش از ولی خدا در زمین پرسید:یا رسول الله، این جوانی که نشسته بود همان جوانی ست که در مسیر رفت، او را دیدیم شما اخمی را نثار او کردید، ولیکن در زمان برگشت اخلاق شما با او متفاوت شد و پاسخ او را با خوشرویی دادید.پیامبر در پاسخ گفت: در برگشت که جوان را دیدم، ساکت و بیکار نبود و پویا بود و بالاخره مشغول انجام کاری بود. پویایی و حرکت در نزد من ارزشمند است. وقتی تحرک آگاهانه و واقعی نداشته باشیم، جسم و ذهن ما به تدریج به سمت نابودی می رود.طفره نمی روم. در این افکار بودم، در افکار شناخت ویژگی های انسانها و مربوط بودن آن با جهان برتر و هوشمند بودم . در افکاری که به خودم و خدای خودم قول داده ام در مسیر و سرنوشت حقیقی زندگی خودم را نگه دارم و پذیرنده باشم. البته سعی می کنم شخص پذیرنده ای باشم که این خصلت یکی از قوانین مهم جهان هستی است.  نه به قضاوت می نشینم و نه ایرادی در شخصی می بینم. چون همه ی ما مملو از ایرادات و ابهامات هستیم و هیچ کس از من جدا نیست. همه مشابه هم هستیم. یهو به خودم آمدم که این زن رنجور و غمگین که درکی از معنای زندگی ندارد، به من نیاز داره و من وظیفه دارم در خدمت بشر الهی باشم.از روح الهی طلب کردم که جاده ی پرپیچ و خم زندگی را به او نشان دهم.فورا سوالی به ذهنم خطور کرد،پرسیدم: خوشی های درون دلت چیست؟به سرعت پاسخ داد: دلخوشی ای ندارم.با صدایی محکم و تقریبا بلند پرسیدم: یعنی خانه ای برای زندگی کردن نداری؟ لباسی برای پوشیدن چی؟ نداری؟ جایی برای خوابیدن نداری؟آیا خانواده ای نداری که به امید وجود آنها به خانه برگردی؟ با خانواده ات سر میز شام نمی نشینی؟وقتی غذایی می خوری لذتی وجود نداره؟  آیا سلامت نیستی؟ یا هر روز هزینه ی داروهای نایاب و گرانبها را می دهی؟  مگه این زندگی همانی نبود که آرزویش را چندین سال قبل داشتی؟ پس چرا ناشکری می کنی؟ چرا کفران نعمت می کنی؟هر چیزی که در زندگی داریم، نعمت هایی ست که خداوند به ما ارزانی داشته. اگه لیاقت داشتن آنها را نداشته باشیم و این نعمت ها را نادیده بگیریم، نه تنها بیشتر نخواهد شد، بلکه هر چه به ما داده شده از ما پس گرفته خواهد شد. مثل سلامتی، خانواده، پول و شغل و روابط اجتماعی.....سپس با صلابت و استواری ادامه دادم: معمولا آدمها خوش هایشان برایشان کمرنگ است و آن را نمی بینند و همچنین شادی ها و خوش ها درون دلشان است و فقط غم هایشان را بازگو می کنند و آن را بیرون می ریزند. اینقدر شدید در مورد غم و رنجشان سخن می گویند که این درد و رنج پررنگتر از خوشی ها و سعادت برایشان شده. یکی از ایرادات ما این است که یاد نگرفتیم به موقع غمگین باشیم یا به موقع شاد...همیشه می خواهیم صورتک غمگین و من بیچاره را به چهره بزنیم. انگار نسل به نسل ما اینگونه تربیت شده ایم.به او گفتم: از الان نیم ساعت بهت زمان می دهم که هر چیزی که در زندگیت است، تمامی داشته هایت را که تاکنون یا بهش توجه نکرده بودی و یا توجه بسیار اندکی داشتی را مو به مو بنویسی و من هم بهت کمک خواهم کرد. اگه در ذهنت نداشته هایت برایت پررنگ شد، آنها را دور بیانداز و روی ذهنت کنترل داشته باش و فقط نعمت هایی که منبع هستی به تو داده رو بنویس.نور را در زندگیت پیدا کنزن شروع کرد به نوشتن هر چیزی که در طول مدت 45 سالی که در زندگی داشت و یا بدست آورده بود.نوشت و نوشت و هر دقیقه آرامش و سبکی را در وجود او می توانستم ببینم و احساس کنم.زن دردمند، با چشمانی خیره که پلک هم نمی زد، به من زل زده بود، خشکش زده بود. گویا غرق در افکارش بود.یهو بهم گفت انگار دری از زندگی را به رویم باز کردی....چراغهایی که خیلی وقت بود کم نور شده بود و رو به خاموشی می رفت را برایم روشن کردی.برق امید در چشمان زن جوان که از غصه و درد صورت تکیده ای پیدا کرده بود را دیدم.چند دقیقه ساکت شد و گفت: من یک دختر بسیار خوب دارم و یک همسر صبور. ولی چون برایم همیشگی هستند، انگار خوبی های آنها یادم رفته و نمی بینم.سپس با چشمانی پر از اشک و  با صدایی در اعماق گلویش گفت:My life is my messageاین داستان ادامه دارد...</description>
                <category>Toktam Kashani</category>
                <author>Toktam Kashani</author>
                <pubDate>Sat, 03 Dec 2022 13:16:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرنده ای در قفس قلبش</title>
                <link>https://virgool.io/@toktamkashani1980/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D9%82%D9%84%D8%A8%D8%B4-i0q6jo1udxqt</link>
                <description>پرنده ای در قفس قلبششکسته بود. پاهایش به سختی روی زمین کشیده می شد. گویی دیگه امیدی برای ادامه نداشت. حس کردم نیازمند کمک من است. رویش را به سمت من برگرداند. نگاهم کرد و خیلی آروم روی صندلی روبروی من نشست. بدون اینکه سوالی بپرسم و به صحبت دعوتش کنم، بسرعت گفت:گفت: خسته ام، دیگه بریده ام. کم آورده ام. انرژی ام بسیار کم شده. همش کابوس می بینم. همش احساس پوچی و ضعف دارم. احساس می کنم آدمهای رفته، جلوی چشمانم هستند و به سمت من برمی گردند، بهشون  می گم شما که زنده نیستید، فقط منو نگاه می کنند. این کابوس هرشب من است. دارم الکی زندگی می کنم و قدرت هم ندارم که زندگی ام رو ول کنم و با دنیا خداحافظی کنم.بهش گفتم: یعنی عین جسد زندگی می کنی؟ تا جاییکه زندگی ات تمام بشه؟گفت: دقیقا درستهبدون تامل گفتم: شبیه پرنده ای می مونی که در قفسه و تلاشی هم برای آزادی نمی کنه. فقط گهگاهی دوردستها در بیرون از قفس رو نگاه می کنه و طوریکه آرزوی بیرون رفتن از این قفس رو داره ولی نه جرأت پرواز داره و نه حتی توان پریدن.گفت: چطوری از قلب من خبر داری؟در جواب بهش گفتم: چون من در گذشته شبیه تو می اندیشیدم و حال تو را داشتم.آهی از اعماق قلبش کشید. چشمان بی روحش را به من دوخت. چشمانش فریاد می زد که خسته است ولی دلش هوای بیرون از قفس را می خواهد ولی فکر می کنه چطوری؟ مگه می شه راهی دیگر رفت؟ اصن چه راهی؟ توانایی دارم یا نه؟این حرفها، ذهن انسان قبل از تغییر است، بخاطر اینکه راهی جز زندگی کردن در درد و رنج، چیز دیگه ای نمی بینه. اصن راه دیگه ای بلد نیست و به ذهنش خطور نمی کنه. نه اینکه راهی نباشه، بلکه راهی نمی بینه و یا تعصب زیاد بهش اجازه نمی ده که راه دیگه ای رو ببینه و انتخاب کنه.با احساس حاکی از درک کردن او نگاهش کردم و لبخندی نثارش کردم که احساس نزدیکی بیشتری با من بکند. حس و احوالات اکثر آدمها را می شناسم و با ویژگی های اونها عجین هستم. چون یادم نمی رود و نمی خواخم یادم بره که تمام ویژگی های نیک و بد همه انسانها در گذشته از آن من بود.ازش پرسیدم: دوست داری خوب زندگی کنی؟در چشمان بی روحش برقی از شوق دیدم ولی اندیشه ای نامعلوم و تاریک برای چند لحظه ای خاموشش کرد و با صدایی که از ته گلویش در می آمد، گفت: کی دوست نداره خوب زندگی کنه؟گفتم اگه می خواهی خوب زندگی کنی باید ذهنت زیبا باشه، هیکل زیبایی داشته باشی. باید زحمت بکشی. هیچ گوهری بدون زحمت بدست نمیاد. باید بدونی که افکار گذشته ات که باعث شده تو به این حس و حال و فرکانس پایین برسی رو بشناسی و پاک کنی.از نو بیاندیش.از نو خودت را بساز.از نو خشت خشت خونه ی زندگیت رو بساز و تلاش کن که بتونی هم خودت با آرامش زندگی کنی و هم چراغ راه دیگران باشی.از خودت بپرس چقدر زجر کشیدی؟چقدر آزار دیدی؟چقدر در زندگیت دوست داشته نشدی؟چقدر مسخرت کردند؟چقدر بهت گفتند تو هوش نداری؟ پس حق انتخاب نداری. تو گول می خوری.همه ی اینها به تو درس زندگی داد، شناخت داد، تجربه داد که لوس و ضعیف نیستی و می تونی دنیای خودت را بسازی. یادت نره که دنیای تو از زمانی که فکر کنی و بیاندیشی شروع می شود.با اشتیاق ازم پرسید: می شه همه چی تغییر کنه؟ می تونم زندگیم رو بسازم؟ حالا با چی شروع کنم؟ اصن چطور شروع کنم؟گفتم: شروع مسیر زندگی هر شخصی با دیگری متفاوته. هر آدمی بر حسب ویژگی شخصیتی، شرایط زندگی و موقعیتی که داره، مسیر زندگیش با آدم دیگه فرق داره. یکی با مدیتیشن شروع می کنه، یکی با شناخت باورها و گذشته ی سپری شده اش، دیگری با کتاب خوندن و یا پادکست گوش کردن. فرد دیگه ای با شکرگزاری، و یا ورزش سنگین مثل کیک بوکسینگ، دویدن ماراتن و شخص دیگه با یوگا .دوباره پرسید: شما چه راهی را رفتی و چه راهی رو برای من پیشنهاد می کنی؟پاسخ دادم: یادگرفتن قوانین جهان  هستی و همگام و هماهنگ شدن با آن.و دیگر اینکه قدرت کنترل همه چیز در دست توست و تو می تونی به هر چیزی که می خواهی برسی، البته اگه تصمیم بگیری و تلاش کنی که روح، روان، ذهن و جسمت را قوی کنی. پرسش های نفسانی را بشکافی و با روح پاک به سمت طبیعت اصیل خودت قرار بگیری.با عصبانیت گفت: طفره نروید. من این چیزها رو نمی فهمم. صاف و پوست کنده برو سر اصل مطلب. بهم بگو از کجا باید شروع کنم؟شکیبا باش که این داستان ادامه دارد.</description>
                <category>Toktam Kashani</category>
                <author>Toktam Kashani</author>
                <pubDate>Fri, 25 Nov 2022 23:33:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با یوگا و مدیتیشن، رایگان به آرامش و قدرت جسمی، ذهنی و روحی برسیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@toktamkashani1980/%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D9%88-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-nuueiba1hxnh</link>
                <description>مدیتیشنی که ذهن  را از درگیریفکری دور می کند. آیا دوست دارید با مدیتیشن(مراقبه) و یوگا بیشتر آشنا شوید؟ آیا مدیتیشن همان یوگاست؟ اصلا تابحال به قدرت یوگا و مدیتیشن پی برده اید؟به جرات می توان ادعا کرد که یوگا و مدیتیشن که بیشتر از 2000 سال پیش بوجود آمده، مادر ورزش ها و تمرینات سخت است.بطوریکه تکتم کاشانی دانشجوی دکتری تخصصی فیزیک پلاسمای کوانتومی که عاشق قوانین جهان هستی و راز و رمزهای آن است، برای ایجاد قدرتمندی در بدن و ایجاد و حفظ آرامش و آگاهی با جهان برتر، این ورزش فرح بخش و شادی آور را در اینستاگرام بصورت رایگان، از صفر تا 100 آموزش می دهد. این آموزش را سالها ابتدا از خود شروع کرده و در حال گسترش آن است. جهت اطلاعات بیشتر می توانید آدرس پیج اینستاگرام @toktam_kashani را دنبال کنید و خودتون به این حقیقت پی ببرید.یوگا و مدیتیشن هردو فعالیت های بدنی هستند که باعث سلامتی جسم، ذهن و روح ما می شود.در مدیتیشن آرام و ساکت می نشنید و بر دم و بازدم خود تمرکز می کنید. در نتیجه دم و بازدم های طولانی، عمیق، آهسته و یا سریع باعث سوخت و ساز بیشتر شما می شود.موضوع جالب و وسوسه برانگیز این است که شما با یوگا و مدیتیشن می توانید؛اگر اضافه وزن و یا نقصان وزن دارید، سعی کنید با دم و بازدم صحیح ، سریع آگاهانه وزنتان را به تعادل برسانید. البته لازم به یک تذکر است که نمی­توانید انتظار داشته باشید که بسرعت به وزن ایده آل خودتون برسید. وقتی لذت لاغر ماندن را تجربه کردید، دیگر نمی توانید از یوگا و مراقبه دست بردارید(ارزش امتحان کردن را دارد).نکته پراهمیت این است که باید بدانید که یوگا بسیار منظم است و هر آسانا( حرکت) با دم و بازدم، قدرت تجسم و تمرکز شما همراه است. این نظم بقدری دلچسب است که ادامه ی این فعالیت برای شما شگفتی به بار خواهد آورد. تکتم کاشانی این ورزش و سپس سکون و سکوت را بر شما زیباتر نمایان می کند.تکتم کاشانی با تلاش و پشتکار و با سختگیری های یک مربی به شما می آموزد که چطور از تنبلی، بی تحرکی و افکار منفی نجات پیدا کنید.بیشترین توجه و سختگیری های این مربی روی تنفس های عمیق و آگاهانه ، طرز قرارگرفتن شما در آساناهای یوگا و طرز نشستن شما همانند کوه محکم و استوار است که باعث اعتماد بنفس بیشتر شما شده و به بازکردن فضای بین مهره های ستون فقرات شما در هنگام مدیتیشن کمک می کند که بتوانید اندام و ذهنتان را کنترل کنید، همانند کنترل کردن فرمون ماشین در هنگام رانندگی.البته قابل بیان است که تکتم کاشانی شما را همراهی می کند تا تخیل و تجسم خود را در جهت افکار مثبت تقویت کنید. این امر باعث شده که هورمون شادی در مغز و بدن شما ترشح شود.در میان مربیان ، باید مربی فوق حرفه ای و قابل اعتماد پیدا کنید که در انجام آسانا و دریافت انرژی زیست کیهانی به شما آسیب نزند. و ناجی شما در کنترل کردن و مهار انرژی های روحی و روانی باشد.مربی با تجربه و متبحر باید هر گونه ناهماهنگی در حرکات، صبر و تنفس های شما را شناسایی کرده و درک کند که بتواند تعادل طبیعی را به شما بازگرداند. چند تفاوت آشکار یوگا با مدیتیشن چیست؟1- یوگا نوعی ورزش است، اما ورزشی آهسته، آگاهانه که با احتیاط لازم می­بایست روی هر حرکت یوگا تمرکز و توجه کرد.2- در یوگا باید هر لحظه در همین لحظه بمانید و جدا نشوید که بتوانیم روی تک تک اندامها تمرکز کرده و آنها را قوی نگه داریم.3- با ورزش آرام و قدرتی یوگا می توانید انعطاف اندام و قدرت عظلات خود را بیشتر کنید.4-  توجه به حرکات و تنفس های عمیق بزرگترین تفاوت این ورزش با دیگر ورزش هاست.چند تفاوت آشکار یوگا با مدیتیشن چیست؟1- یوگا نوعی ورزش است، اما ورزشی آهسته، آگاهانه که با احتیاط لازم می­بایست روی هر حرکت یوگا تمرکز و توجه کرد.2- در یوگا باید هر لحظه در همین لحظه بمانید و جدا نشوید که بتوانیم روی تک تک اندامها تمرکز کرده و آنها را قوی نگه داریم.3- با ورزش آرام و قدرتی یوگا می توانید انعطاف اندام و قدرت عظلات خود را بیشتر کنید.4-  توجه به حرکات و تنفس های عمیق بزرگترین تفاوت این ورزش با دیگر ورزش هاست. یوگا ورزش 5 مرحله ایست که با ورزشهای دیگر متفاوت است.دو مرحله اول و دوم یوگا ربط به تقویت فضایل و ارزشهای اخلاقی و درک آن دارد، مثل صداقت، صبر و شکیبایی و رفتار بشر دوستانه. از اینرو لازمه وجودی شخصی که قصد دارد یوگا را از ابتدا تا مربی گری شروع کند، رعایت اصول اخلاقی و ارزشمندی است.مرحله­ ی سوم مربوط به اجرای آساناهاست و ماندن طولانی مدت در هر یک از حرکت ها با تمرکز و با تنفس. در هر آسانا(حرکت) شبیه شکل حیوانی نهفته است که می توانیم از هر حرکتی به حرکت دیگر تبدیل شویم. بهتر است بدانیم که نامگذاری روی حرکات یوگا بر اساس علم نبوده و کاملا سلیقه ای اسم گذاری شده است. البته باید توجه داشت که بزرگان این مکاتب بر حسب تجارب خارق العاده ای که داشتند برای هر کدام از حرکات نامی را انتخاب کرده اند.مرحله چهارم پرانایاما ست که دریافت انرژی از جهان هستی است. در این مرحله، هر آسانا به آرامی و با کنترل تنفس در بدن انجام می شود که جریان انرژی از چاکراه ریشه به ناف می رسد. شبکه خورشیدی را گرم کرده و این جریان انرژی از آناهاتا چاکرا به چاکراه تاج سر می رسد.در یوگا به تک تک اعضای بدنت با تنفس، توجه می کنیم و با اشکال آسانا هماهنگ و یکی می شویم.مثلا از حالت سگ سرپایین به دلفین، از سگ سرپایین به خط کش، از خط کش به کبری، از کبری به حالت کودک و از حالت کودک دوباره به سگ سرپایین و از دونده به نیمه ماه تبدیل می شویم.مرحله پنجم، پراتی هارا یعنی توجه مداوم و آگاهانه و هوشیارانه در طول حرکات و در زندگی است. بشر بارها و بارها در موقعیاتی قرار گرفته که اصلا در این لحظه حضور ندارد. البته حضور فیزیکی با حضور ذهنی متفاوت است. مثلا وقتی من مشغول غذا خوردن هستم ذهنم جای دیگری است. وقتی من در حال گوش کردن به حرفهای شخص دیگری هستم، ذهنم در جای دیگری پرواز می کند و در کنترل من نیست.پس ضروری است که در مورد توجه و تمرکز وقت بیشتری بگذاریم که در زندگی از این نقطه­ که  بی توجهی و نداشتن تمرکز است، ضربه ی مهلک و وحشتناکی نخوریم.چه زمان هایی یوگا و مدیتیشن کنیم؟در اول صبح ، زندگی را هنگام طلوع خورشید با آسانای چرخشی مثل سلام بر خورشید(سوریا ناماسکارا)  آغاز کنیم.جالب است که بدانید در ماه نو، زمان خوبی برای پاکسازی است که آماده خلاقیت شویم. با یوگای سلام بر ماه در ماه جدید، روی اهدافمان تمرکز کنیم. زیرا که انرژی ماه کامل بسیار زیاد است.یوگا و مراقبه در طبیعت به آرامش بیشتر شما می افزاید.یوگاهای قدرتمند و پر از انرژی برای تقویت اندامهای مختلف:برای تقویت هر کدام از اعضای اصلی بدن یوگا وجود دارد. مانند یوگای چشم که برای تقویت عضلات میله ای چشمیوگای قلب؛ برای رهایی از دردها و فشارهای قلبی که منجر به سکته قلبی می شود.یوگای پیشرفته مغز؛ برای تمرکز بیشتر و جلوگیری از آلزایمر در سنین بالاتر.اگر به دنبال آرامش و آگاهی هستید و یا اینکه خودتان را دوست دارید، در چالش های هفتگی و رایگان مدیتیشن ها و یوگای متنوع تکتم کاشانی در اینستاگرام شرکت کنید. تخصص لازم جهت چگونگی مهار کردن انرژی برای شاگردان مبتدی بسیار حیاتی است. مربی باید یوگا را درک کند و عاشق آن باشد. زیرا که؛یوگا بر ابعاد مختلف انسان اثر می گذارد. و باعث تعادل جسم، روان و روح می شود. وقتی دچار استرس می شوید، یوگا به کمک تو می شتابد و باعث تسکین و ارامش می شود. جالبتر اینکه سطح انرژی شما بالا می آید و از افکار منفی و خسته کننده جدا می شوید که منجر به نیرو و انرژی زیادی در شما خواهد شد.مربی باید ویژگی های شما را بشناسد و متوجه عنصر وجودی شما بشود که برای ذهن و یا اعضای بدن شما چه حرکات و یا مدیتیشن هایی ضروری است.در مقالات بعدی در مورد اثر و اهمیت مدیتیشن در زندگی سخن خواهیم گفت.در مورد انواع مدیتیشن ها و اینکه در هر مرحله از زندگی تان با توجه به شخصیت و روحیه شما، به چه مدیتیشنی نیاز دارید. با مدیتیشن می توانیم استرس خود را مدیریت کنیم.حتی اینکه ..... · یه خبر خوب ویژه کسانی که استرس، بیماری های عصبی، سردرد و میگرن دارند.ناماسته به همگی</description>
                <category>Toktam Kashani</category>
                <author>Toktam Kashani</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 17:15:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>