<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اکوسیستم گردشگری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tourismecosystem</link>
        <description>این صفحه به منظور نقد و بررسی اکوسیستم گردشگری ایران ایجاد شده است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:56:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/237667/avatar/vrsUHG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اکوسیستم گردشگری</title>
            <link>https://virgool.io/@tourismecosystem</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...</title>
                <link>https://virgool.io/@tourismecosystem/%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-v6pis6rsizc7</link>
                <description>امیرحسین زندی/ فعال گردشگرینوشتن از اکوسیستم گردشگری ایران - این مهجور خسته‌ی بی‌پناه - آن هم در اوضاع و احوالی چنین بلاتکلیف و نابه‌سامان شاید دوای درد مزمن‌اش نباشد اما بر این باورم که نوشتن و اشتراک‌گذاری دغدغه‌ها و ایده‌ها شاید کمترین کاری‌ست که می‌توانیم در مسیر هم‌اندیشی و یافتن راه‌حل‌های کاربردی برای عبور از بحران‌های متعدد پیش رو انجام دهیم.امروز عملگرایی در فضای گردشگری کشور در پایین‌ترین سطح ممکن سال‌های اخیر قرار دارد و در موقعیتی به سر می‌بریم که حتی کف‌گیر شعارهای پوچ و همیشگی و دل‌خوش‌کن مسئولان هم به ته دیگ خورده!گویی همه، تنها نظاره‌گریم؛ نظاره‌گر انهدام و اضمحلال بنیان گردشگری و میراث فرهنگی کشور.که بودها نابود می‌شوند و ما توان مدیریت و بهره‌برداری اصولی از داشته‌ها و ظرفیت‌های بالقوه‌مان را نداریم؛ و گویی تماشاگران ناتوان و بی‌ایده‌ی زمانه‌ایم...پس به تاریخ تیرماه سنه‌ی ۹۹ خورشیدی این یادداشت را در سه پرده‌ی «دیروز، امروز و فردا» می‌نویسم تا شاید تلنگری باشد برایمان و اندکی همه‌مان را به فکر وادارد...نگارنده نه سخنگوی صنف است و نه نماینده‌ی هیچ فرد، تشکل و یا حزبی! این نوشتار تنها واگویه‌ی بخشی از مصائب و تجربه‌زیسته‌ی شخصی‌ست.پرده‌ی نخست؛ دیروزنام پرطمطراق ایران‌زمین از دیرباز تاکنون با نام جاده‌ی ابریشم و کاروانسراها و چاپارخانه‌های تاریخ گره خورده است و وجود راه‌های ارتباطی بسیار در این مسیر گواهی‌ست بر این ادعا که گردشگری و جهان‌گردی در این مرز و بوم، قدمتی دیرینه و کهن دارد. اما چرا این نکته از دیدگاه نگارنده این‌قدر حائز اهمیت است؟ایران، سال‌های متمادی و در دوره‌های مختلف - از خدماتی که هخامنشیان و سلوکیان و اشکانیان در حیطه‌ی راه‌سازی و ایجاد پل ارتباطی میان ایران و کشورهای اطراف ارائه کردند تا توسعه‌ی مراودات و مبادلات تجاری در زمان حکومت صفویه - تلاش کرده است که ظرفیت‌ها و جاذبه‌های بالقوه‌ی خود را در قالب مقصد گردشگری قابل تأملی در جهان تثبیت کند. کمی جلوتر بیاییم؛ نگاه کنید به نام نخستین سازمان گردشگری کشور که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی در وزارت داخله‌مان به تصویب رسیده است؛ «اداره‌ی جلب سیاحان خارجی و تبلیغات»!درست در زمانه‌ای که اصطلاحاً تجدد و مدرنیته به پایتخت وارد می‌شود و دولت ایران قواعد گردشگری را به‌شکلی رسمی و قانون‌مند برای جهانگردان تعریف می‌کند، از واژه‌های پرمعنایی همچون «جلب» و «تبلیغات» در نام و عنوان آن بهره می‌برد. از مفهوم این واژه‌ها نمی‌توان به‌سادگی گذشت.در واقع می‌توان گفت که گردشگری ایران از همان بدو تولد رسمی خود، ماهیت وجودی خود را بر ورود گردشگران خارجی به داخل کشور بنا نهاده و همواره ارزآوری و جذب سرمایه‌های خارجی برای ساختار گردشگری و جهانگردی‌مان مهم تلقی می‌شده است.تأکید می‌کنم که آنچه در این پرده می‌خوانید با هدف تاریخ‌نگاری نگاشته نشده؛ بلکه تنها تلاشی‌ست برای یادآوری چند رویداد و بزنگاه تاریخی خاص در راستای توجه دادن به روندها، کنش‌ها و واکنش‌هایمان در طول مسیری که نتیجه‌اش امروز در برابر دیدگانمان است!مثلاً اینکه از سال ۱۳۱۹ که نخستین آژانس جهانگردی و مسافرتی ایران با عنوان «ایران‌تور» در تهران تأسیس شد قریب به ۸۰ سال می‌گذرد؛ هشتاد سال! در درازای این مسیر ۸۰ ساله چه کرده‌ایم و چه بر ما گذشته است؟کشوری چهارفصل با قدمت دیرینه‌ی تاریخی، تنوع آب‌وهوایی شگفت‌انگیز، محیط‌زیستی نادر و ۲۴ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، امروز بر کدام سکوی بین‌المللی ایستاده است؟بد نیست این نکته را هم اضافه کنم که به گزارش انجمن جهانی اقتصاد، ایران به دلیل ارزش پایین سوخت و ارزان بودن هتل‌های آن یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری جهان است؛ در حالی که آنچه پیش روی ماست، تنها سبد خالی گردشگری کشور است.تحقیقات بازار اقتصادهای برجسته‌ي جهان نشان می‌دهد که گردشگری و صنعت توریسم دنیا در سال ۱۹۸۰ میلادی ۳۰ درصد از سهم اقتصاد جهانی را به خود اختصاص داده که در سال ۲۰۱۶ این رقم به ۴۵ درصد افزایش یافته است؛ پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰ میلادی تا ۵۷ درصد نیز صعود کند؛ و این بدین معناست که تا سال ۲۰۳۰ با رقمی بیش از یک میلیارد نفر گردشگر بین‌المللی روبرو خواهیم بود.پرسش: سهم ما از این رقم یک میلیاردی چقدر بوده است؟با یک پاسخ خیلی ساده روبرو هستیم؛تقریباً هیچ! با چنین برنامه‌ریزی و چنین شرایطی نه سایت تخت جمشید و چغازنبیل و تخت سلیمان به رونق گردشگری‌مان کمکی می‌کنند و نه میدان نقش جهان و پاسارگاد و ... به دادمان خواهند رسید!ولی آیا واقعاً با این همه پتانسیل قابل اتکاء موجود (تاریخی و طبیعی)، ایران امروز نباید یکی از مقاصد پربازدید گردشگری جهان می‌بود؟ کجای راه را اشتباه رفته‌ایم؟در شیوه‌ی برنامه‌ریزی‌مان؟ در نظام کلی سیاست‌گذاری‌های گردشگری‌مان؟!در ساختار قوانین و قواعد دست‌وپاگیر بالادستی‌مان؟!آیا وقت آن نرسیده است که قوانین و سیاست‌های گذشته با نگاه به آینده اصلاح و بازنگری شوند؟پرده‌ی دوم؛ امروزشیوع بیماری کرونا جهان را به زانو درآورده و گردشگری به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین کسب‌وکارهای جهان با چالش‌های بسیاری روبرو شده است. رخداد تلخ و ناگواری که تا مدت‌ها صنعت توریسم همه‌ی دنیا را درگیر خواهد کرد؛ اما پرسش اینجاست که؛۱- آیا در طول این سال‌ها نظام گردشگری کشورمان هرگز آمادگی مواجهه با بحران را داشته است؟!آیا هیچ‌گاه برنامه‌ریزی و استراتژی مشخصی برای مقابله با وقایع غیرمترقبه داشته است؟!۲- آیا نظام حاکم بر اکوسیستم گردشگری کشور تا به حال هیچ چتری برای حمایت و پشتیبانی از خانواده‌ی بزرگ خود گسترده است؟!پاسخ هر دو پرسش بالا مانند روز روشن است. بدون نیاز به الصاق هیچ توضیح اضافه‌ای، پاسخ هر دوی آن‌ها با قاطعیت «خیر» است. اما بد نیست برای ثبت در تاریخ و تنویر اذهان عمومی به چند نکته‌ی ساده در این‌باره اشاره کنیم؛همه می‌دانیم که ویروس کرونا تا مغز استخوان تمامی کسب‌وکارهایمان رسوخ کرده؛ خصوصاً در حوزه‌ی گردشگری. تا اینجای داستان که بر کسی پوشیده نیست و در دشواری راه با همه‌ی جهان در شرایط یکسانی به سر می‌بریم؛ موضوع آنجا متفاوت می‌شود که سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌ربط گردشگری و جهانگردی در همه جای دنیا بلافاصله تمهیداتی را برای پشتیبانی و حفظ و نگه‌داشت فعالان و کنشگران متخصص خود در مسیر مبارزه و مقابله با بحران در نظر می‌گیرند و بسته‌های حمایتی خود را به اشکال مختلف به گروه‌های مورد نظر تزریق می‌کنند اما نهادهای اصطلاحاً حمایتی ما تنها نظاره‌گرند! این شاید تنها انتظار آژانس‌ها و تمامی فعالان حرفه‌ای صنعت توریسم است که دولتشان در شرایط سخت حامی آن‌ها باشد و در کنارشان قرار بگیرد. آیا این انتظار و توقع بی‌جایی است؟همه می‌دانیم که ویروس کرونا تا مغز استخوان تمامی کسب‌وکارهایمان رسوخ کرده؛ خصوصاً در حوزه‌ی گردشگری. تا اینجای داستان که بر کسی پوشیده نیست و در دشواری راه با همه‌ی جهان در شرایط یکسانی به سر می‌بریم؛ موضوع آنجا متفاوت می‌شود که سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌ربط گردشگری و جهانگردی در همه جای دنیا بلافاصله تمهیداتی را برای پشتیبانی و حفظ و نگه‌داشت فعالان و کنشگران متخصص خود در مسیر مبارزه و مقابله با بحران در نظر می‌گیرند و بسته‌های حمایتی خود را به اشکال مختلف به گروه‌های مورد نظر تزریق می‌کنند اما نهادهای اصطلاحاً حمایتی ما تنها نظاره‌گرند! این شاید تنها انتظار آژانس‌ها و تمامی فعالان حرفه‌ای صنعت توریسم است که دولتشان در شرایط سخت حامی آن‌ها باشد و در کنارشان قرار بگیرد. آیا این انتظار و توقع بی‌جایی است؟به نظرم می‌رسد که یک مثال ساده و روشن از شیوه‌ی رفتار دولت با کارآفرینان و فعالان حوزه‌ی گردشگری‌مان کافی‌ست تا پرده‌ی دوم نوشتارم را جمع‌بندی کنم؛پُر واضح است که آنچه نگاشته‌ام نه حاصل شنیده‌های نگارنده است و نه برآمده از شایعات پراکنده در فضای مبهم و بلاتکلیف و پیچیده‌ی این روزها؛ من به‌طور واقعی در اتمسفر گردشگری ایران و جهان تنفس می‌کنم و هرآنچه می‌نویسم حاصل تجربه‌زیسته‌ی حقیقی‌ام در اکوسیستم صنعت گردشگری‌ست.کشورهایی مانند ترکیه و بسیاری از مقاصد مشهور توریستی جهان در جریان شیوع بیماری کرونا با استراتژی و برنامه‌ریزی به‌موقع خود توانستند بسته‌های تشویقی و تسهیلاتی را در اختیار فعالان و کارآفرینان حوزه‌ی گردشگری قرار دهند تا شرایط بر آن‌ها کمی سهل‌تر شود و بتوانند بحران پیش‌آمده را مدیریت کنند. معافیت مالیاتی، بیمه‌ی بیکاری، وام‌های بدون بهره و بسیاری موارد دیگر که اگر در کشور ما نیز عملیاتی می‌شد، هر کدام به تنهایی می‌توانست زخم‌های ناسور کسب‌وکارهای زیان‌ده امروز این حوزه را کمی التیام بخشد، اما دریغ! دریغ و افسوس که اکوسیستم گردشگری ایران در پی بی‌مسئولیتی و بی‌برنامه‌گی متولیانش در سراشیبی نابودی جدی‌ست و مسئولان امر تنها تماشاگران منفعل پیکاری هستند که بازنده‌ی آن از پیش معلوم است. وعده‌هایی که هیچ‌کدام به سرانجامی نرسیدند. شعارهایی که هیچ‌کدام عملی نشدند! حتی وعده‌ی تسهیلات و وام ۱۲ درصدی آن‌ها به آژانس‌های مسافرتی که نه تنها هرگز محقق نشد بلکه تمامی مالیات‌ها و بیمه‌ها را درست سر وقت و بدون در نظر گرفتن شرایط کرونایی حاکم بر کشور از آژانس‌ها گرفتند...وقتی درآمدی نیست و حمایتی هم در کار نیست، تنها راه جلوگیری از زیان بیشتر، تعطیلی‌ست. آژانس‌ها و مراکزی که تا همین چندی پیش، پیش‌قراولان ارزآوری و توسعه‌ی صنعت مهجور توریسم کشور بوده‌اند، امروز چاره‌ای جز پایین کشیدن کرکره‌ی بنگاه اقتصادی خود نمی‌بینند. مگر برای کسی مهم است؟چند روز پیش، معاون گردشگری طی بخشنامه‌ای به آژانس‌های مسافرتی اعلام کرد: «اگر می‌خواهید تعطیل کنید، تعطیل کنید؛ نیازی نیست که به ما اطلاع دهید»! (نقل به مضمون)حرفی نمی‌ماند؛ زبان قاصر است از این همه الطاف و مهر و مسئولیت‌پذیری متولی گردشگری کشور!پرده‌ی آخر؛ فردامنابع زیرزمینی‌مان در حال تمام شدن است که اگر هم نبود، تحریم‌های بی‌رحمانه و سخت این سال‌ها یادمان داده که نباید روی آن حسابی باز کنیم. صنایع‌مان در اغما به سر می‌برند. تولیدکنندگان‌مان حال و روز خوبی ندارند. تعطیلی متوالی بنگاه‌های اقتصادی و تعدیل نیرو و منابع انسانی تنها راه‌کار باقی‌مانده‌ی صنعتگران و صاحبان کسب‌وکارهایمان شده. اقتصادمان نزار است...آیا وقت آن نرسیده که لااقل در دوره‌ی توقف و رکود بازارهای جهانی و سلطه‌ی لاجرم بیماری کرونا برای آینده‌ی گردشگری‌مان برنامه‌ریزی کنیم تا نقشه‌ی راهی در مسیر پیش رو داشته باشیم؟مگر نه اینکه نتیجه‌ی همه‌ی مطالعات و پژوهش‌های جهانی گواهی می‌دهند که معضل اشتغال در کشورهای اصطلاحاً در حال توسعه را می‌توان از طریق توسعه‌ی صنعت توریسم حل کرد؟مگر نه اینکه گردشگری، موتور محرک توسعه‌ی اقتصادی و کارآفرینی دنیاست؟آمارها نشان می‌دهند که تنها در سال ۲۰۱۷ میلادی صنعت توریسم به‌طور مستقیم ۶/۲ تریلیون دلار و قریب به ۱۱۹ میلیون شغل ایجاد کرده است. و با در نظر گرفتن تأثیرات گسترده و غیرمستقیم آن، می‌توان گفت بالغ بر ۳/۸ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی کمک کرده و ۳۱۳ میلیون شغل پشتیبانی شده است؛ این یعنی تقریباً یک‌دهم کل مشاغل دنیا.صنعت توریسم پس از صنایع نفت و خودروسازی در رده‌ی سوم صنایع جهان است و طبق آمار بانک جهانی، هشت درصد از کل گردشگران جهان متعلق به خاورمیانه است؛ یعنی تقریباً ۱۰۲ میلیون نفر.این همان نکته‌ی کلیدی و قابل تأملی‌‌ست که در پرده‌ی نخست این نوشتار بدان اشاره کردم که سهم ما از رقم بیش از یک میلیارد نفر گردشکر جهان چقدر است؟!طبق سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ (۲۰۲۵)، سهم ایران از تعداد گردشگران جهانی بایستی از 09/0 درصد در سال 1383 به 1/5 درصد در سال 1404 (پایان چشم‌انداز ۲۰ ساله) افزایش یابد؛ یعنی چیزی در حدود ۲۰ میلیون نفر توریست. و سهم ایران از درآمد گردشگری جهانی از 07/0 درصد در سال 1383 به دو درصد در سال 1404 رشد یابد؛ به‌گونه‌ای که ایران در سال 1404 خورشیدی (2025 میلادی) سالانه قریب به 25 میلیارد دلار از محل گردشگر ورودی درآمد کسب کند.اما آیا دستیابی به اهداف سند افق 1404 میسر خواهد شد؟آیا بدون برنامه‌ی مدون، بدون سرمایه‌گذاری مناسب در این حوزه، بدون تبلیغات رسانه‌ای بین‌المللی، بدون استقرار نظام جامع آماری، بدون وابستگی تصمیم‌گیری‌ها به نفت و بدون استراتژی واحد و ساختارمند می‌توان به اهداف این چشم‌انداز دست پیدا کرد؟هیچ ساختار و سیستم نظام‌مندی بر توسعه‌ی صنعت توریسم کشور حاکم نیست!خوب است وضعیت گردشگری کشور را از درون بازنگری کنیم؛ کمی بیندیشیم...اگر جانی باقی بماند و از بحران کرونا عبور کنیم، برنامه‌ی بعدی‌مان چیست؟قرار است که به کدام بخش از داشته‌ها و توانمندی‌هایمان ببالیم؟در پرده‌ی نخست این نوشتار به سابقه و تاریخ گردشگری‌مان اشاره کردم تا یادمان بیاید که در چه جایگاهی بوده‌ایم؟ و امروز...آقایان مسئول! آنچه گفتم و نوشتم شاید به مذاق‌تان خوش نیاید اما لطفاً کمی بر آن تأمل کنید.ما را که به خیرتان امیدی نیست؛ لااقل بعد از ریزش یکان‌یکان من و مایی که برای گردشگری کشورمان سال‌ها زحمت کشیدیم، کمی به آینده و آنچه پیش‌تر و برای آیندگان اتفاق خواهد افتاد بیندیشید.از ما که گذشت؛ راه اما ادامه دارد. وقت آن رسیده است که ساختار فکری نفت‌محورتان را تغییر دهید و کمی به فکر گردشگری خسته‌ی کشور باشید! بازاریابی گردشگری کشور را ساختارمدار کنید. دیر است!وقت آن رسیده که برای ورود به بازار گردشگری جهان، استراتژی هدفمندی تدوین کنید. دیر است!نظام ساختاری فعلی تنها به بی‌راهه می‌بردمان؛ شاید راه برون‌رفت از این وادی پرخطر کمک گرفتن از افراد جوان، خلاق، ایده‌پرداز و نوآور باشد. تنها یک نقشه‌ی راه نوآورانه و جسورانه می‌تواند نجات‌دهنده‌ی این کشتی درهم شکسته باشد؛ به آینده‌پژوهان خردمند کشورمان اعتماد کنید؛ راه را به شما نشان خواهند داد.زیاده عرضی نیست؛ باقی بقای صنعت مهجور و بی‌رمق و بی‌پناه ایران‌زمین.امید که رستگار شویم...شهریور ماه ۱۳۹۹ خورشیدی</description>
                <category>اکوسیستم گردشگری</category>
                <author>اکوسیستم گردشگری</author>
                <pubDate>Thu, 03 Sep 2020 22:07:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفت، بلای جان گردشگری...</title>
                <link>https://virgool.io/tourismcommunity/%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-jk0wttdrwatm</link>
                <description>نفت، بلای جان گردشگریدر سال‌های میانی دهه‌ی ۷۰ میلادی، «تری لین کارل» (Terry Lynn Karl) دانشجوی آمریکایی مقطع دکتری دانشگاه استانفورد طی پژوهشی میدانی به مقوله‌ی نفت و اثرات آن بر اقتصاد کشورهای نفت‌خیز می‌پردازد. حاصل این پژوهش کتابی می‌شود به نام «معمای فراوانی؛ رونق‌های نفتی و دولت‌های نفتی»۱.کارل ضمن تحلیل ابعاد چند لایه‌ی سیاسی و اقتصادی متأثر از نفت در کشورهایی نظیر ایران، نیجریه، ونزوئلا، الجزایر و اندونزی تلاش می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد که چه چیزی نفت را جام زهرآلود می‌سازد؟چرا مردمان زیادی در عین حال که بر روی میلیاردها بشکه‌ی نفت نشسته‌اند – به‌ویژه طی سال‌های رونق نفتی دهه‌ی ۷۰ میلادی – زندگی فقیرانه‌ای دارند؟سؤالی که بیشتر کشورهای صادرکننده‌ی نفت طی ده‌ها سال از خود می‌پرسند بدون اینکه پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن بیابند!چرا رونق‌های نفتی، دولت‌ها را بی‌ثبات می‌کند و در عین حال توهم رفاه و آبادانی به وجود می‌آورد؟لین کارل ریشه‌ی این ویژگی مشترک را در هم‌زمانی بهره‌برداری از نفت و فرآیند دولت‌سازی مدرن در این کشورها جستجو می‌کند. در مدل او اقتصادهای صادرکننده‌ی نفت و دولت‌های نفتی، بیان‌گر شکل افراطی اقتصادهای وابسته به منابع طبیعی‌اند. این افراطی‌گری خصوصاً در وابستگی بسیار بالای اقتصاد به یک منبع واحد به نام درآمد نفت بازتاب پیدا می‌کند.منابع طبیعی فراوان، اختلالات اقتصادی و سیاسی‌ای را تحمیل می‌کند که رشد اقتصادی را در درازمدت کاهش می‌دهد؛ اگرچه رونق و رفاه کوتاه‌مدتی به وجود می‌آورد. معدود کشورهایی نفتی پیدا می‌شوند که رشد اقتصادی‌شان بالاتر از میانگین کشورهای فاقد منابع طبیعی باشد.وقتی دلارهای نفتی و نقدینگی وارد اقتصاد این کشورها می‌شود، قیمت کالاها و خدمات غیرقابل مبادله (نظیر ساختمان‌های مسکونی و تجاری، خدمات واسطه‌ای، مشاوره‌ای و آموزشی) که قابل وارد کردن نیست بالا می‌رود. وقتی قیمت این کالاها و خدمات بیش از حد گران می‌شود، انواع محصولاتی که از آن‌ها در تولید استفاده می‌شود قادر به رقابت در صحنه‌ی بین‌المللی نیستند؛ تولیدات کشاورزی و صنعتی برای صادرات کاهش می‌یابد؛ دولت سعی می‌کند با درآمد نفت به این کارخانه‌ها یارانه بدهد و با سایر دخالت‌ها و اختلالات در بازار، عدم مزیت هزینه‌ای صنایع نوزاد را خنثی کند. بدین ترتیب صنایع نوزاد هرگز بالغ نمی‌شوند بلکه با یارانه‌های دولتی هر روز فربه‌تر و کُندتر می‌شوند.بر همین اساس، کشوری که سال‌ها بر ستون منابع طبیعی خود به‌عنوان اقتصاد مادر تکیه کرده، مدام با توهم اینکه کشوری ثروتمند است هرگز نمی‌تواند برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی اساسی بر مبنای ظرفیت‌های بالقوه‌‌اش طرح‌ریزی کند.اگر از زاویه‌ی دیگری به موضوع نگاه کنید به سادگی می‌توانید صنایع و درآمدهای جایگزین نفت را نام ببرید. ایران کشوری پهناور است با چالش‌ها و تنش‌های بسیار در حوزه‌ی کار و اشتغال.چگونه سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی می‌توانست طی این سال‌ها بر آمار رو به افزایش بیکاری غلبه کند؟قصد دارم تا در ادامه‌ی این بحث به‌طور شفاف به وزنه‌ی ارزشمندی بپردازم که به دلیل وجود اقتصادی نفتی - که در پوست و گوشت و استخوان کشور رخنه کرده - همواره مهجور و مغفول واقع شده است؛ گردشگری.کم‌توجهی به اکوسیستم گردشگری و ظرفیت‌های بالقوه‌ی طبیعی و تاریخی آن و در نظر نگرفتن پتانسیل‌های اقتصادی نهفته‌ی این صنعت پُربها در ایران، ریشه‌ای تاریخی دارد. گردشگری و سفر به‌عنوان مؤلفه‌ای درآمدزا و قابل توسعه در ایران – که اتفاقاً متکی بر منابع طبیعی و البته تاریخی کشور است – سابقه‌ای بسیار طولانی دارد؛ از زمان راه‌ها و چاپارخانه‌ها و کاروانسراهای بین راهی دوره‌ی هخامنشیان و سلوکیان و اشکانیان و جاده‌ی ابریشم به‌مثابه‌ی شاه‌راه تجاری جهان تا به امروز اما هرگز به قدر شایستگی‌اش بدان پرداخت نشده است.در حالی تنها قریب به ۱۰۰ سال از کشف و بهره‌برداری نفت، این عنصر زیرزمینی می‌گذرد. در واقع این ویلیام دارسیِ بریتانیایی بود که در سال ۱۹۰۱ میلادی، پس از مذاکره با مظفرالدین شاه، فرآیند استخراج نفت در ایران را کلید زد و پس از حدود هشت سال، در تاریخ ۲۶ می ۱۹۰۸ میلادی توانست نخستین چاه نفت خاورمیانه را در عمق ۳۶۷ متری کشف و ثبت کند؛ چاهی در منطقه‌ی مسجد سلیمان کنونی (در استان خوزستان) که به نام «چاه شماره‌ی یک» خوانده می‌شود. حدود ۱۱۲ سال پیش! مقایسه کنید با قدمت چند هزارساله‌ی سفر و گردشگری در ایران!همان‌طور که در مقدمه‌ی این نوشتار اشاره شد، صنعت نفت با توجه به هزینه‌فرصت‌های استخراج و ارائه‌اش به بازار، توهم رفاه و آبادانی را به دولت و مردم القاء می‌کند، در صورتی که این تصور هرگز بر هیچ ایده‌ی برنده‌ای سوار نبوده و نیست. فقط کافی‌ست کمی در مقام قیاس، امکان‌های بالقوه‌ی دو صنعت نفت و گردشگری را در کنار هم قرار دهیم تا به خوبی دریابیم که کدام‌یک از قابلیت رشد و توسعه‌ی بیشتری برخوردارند؟!نفت به‌عنوان یکی از منابع و ذخائر مهم زیرزمینی به هر حال روزی تمام خواهد شد که اتفاقاً زمان آن خیلی هم دور نیست! وقتی درباره‌ی توسعه و رشد آینده‌محور حرف می‌زنیم بهتر است تا بساط‌مان را جایی پهن کنیم که به زودی با خاک یکسان نشود! منبعی که این‌قدر غیرقابل اتکاست و به زودی رو به زوال خواهد رفت، بی‌تردید امکان سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی درازمدت بر روی آن وجود ندارد؛ همان‌گونه که تا به امروز نیز هیچ برنامه‌ی مُدونی در این زمینه وجود نداشته است!جهان امروز با همان سرعتی که نفت را به‌عنوان انرژی رو به افول، منسوخ و تمام‌شدنی قلمداد می‌کند، با شتاب فزاینده‌ای به سمت بهره‌گیری از منابع و انرژی‌های تجدیدپذیر و پایدار در حرکت است.و ما همچنان و هنوز رؤیای فروش چند بشکه نفت بیشتر به دنیا را در سر می‌پرورانیم!اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، ۲۴ خردادماه سال ۹۸ در مراسمی اعلام کرد که: «ما کشوری بودیم که در یک سال 100 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم اما کل درآمد نفتی کشور در سال 98 حدود 8 میلیارد دلار ]طبق آمار دقیق‌تر؛ 9/8 میلیارد دلار[ بوده که این کاهش درآمد، بر همه‌ی بخش‌ها از جمله بودجه‌ی دولت تأثیر می‌گذارد»۲.خب طبیعی‌ست که وقتی نفت، می‌شود معیار تعیین بودجه‌ی یک مملکت، با هر تلنگر بیرونی، بودجه‌بندی کل کشور مختل و دچار مشکل می‌شود.با توجه به آمار ارائه‌شده، اگر میزان درآمد نفتی کشور در سال 98 را 9/8 میلیارد دلار در نظر بگیریم، کل درآمد دولت از محل صادرات نفت خام و میعانات گازی در سال گذشته با کسر سهم 20 درصدی صندوق توسعه‌ی ملی و همچنین سهم 5/14 درصدی شرکت ملی نفت ایران، بالغ بر 8/5 میلیارد دلار بوده است.حال با لحاظ کردن همین فرض بیایید موضوع درآمدی کشور را با نگاه به صنعت گردشگری بررسی کنیم؛صنعتی که طبق سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ کشور می‌بایست تا پنج سال آینده بیش از ۲۰ میلیون نفر گردشگر ورودی داشته باشد.آبان‌ماه ۹۷، معاون توسعه‌ی مدیریت و پشتیبانی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعلام کرد که: «در سال ۹۶، پنج میلیون و ۲۰۰ هزار گردشگر ورودی داشته‌ایم و به‌طور میانگین، هر گردشگر رقمی بالغ بر ۱۳۴۰ دلار در ایران هزینه کرده است»۳.با فرض اینکه دو سال از مصاحبه‌ی مذکور گذشته است و امروز به جای سازمان، وزارتخانه‌ی در خوری برای صنعت گردشگری‌مان داریم؛ و با لحاظ کردن این مهم که ایران می‌تواند با تلاش و همت خویش، زیرساخت‌های تفریحی، حمل‌ونقلی، اسکان و به‌طور کلی بستری مناسب برای جذب گردشگر فراهم کند؛ و با ایمان داشتن به هدف سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ برای جذب همان تعداد ۲۰ میلیون گردشگر مندرج در آن (و نه بیشتر) در پنج سال پیش رو؛ می‌توان آینده‌ی گردشگری کشور را این‌گونه تفسیر کرد که اگر متر ما همان معیار حداقلی سال ۹۶ باشد و هر گردشگر حدود ۱۵۰۰ دلار با خود به ایران بیاورد و در حوزه‌های مختلف وابسته به صنعت گردشگری خرج کند؛ رقمی بالغ بر ۳۰ میلیارد دلار درآمد خالص از این صنعت خواهیم داشت؛ تقریباً چهار برابر کل درآمد نفتی ایران در سال ۹۸!فقط کافی‌ست که کمی همت کنیم؛ اگر بر این اصل که ایران طبیعتی چهارفصل و یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری تاریخی‌ست باور داشته باشیم، می‌توان کاری کرد کارستان.آقایان مسئول!آنچه قریب به یک قرن است که از زیر خاک بیرون می‌کشید و به دنیا می‌فروشید، نماد تنبلی و تن‌پروری اقتصادی‌ست. بی‌برنامگی و از هم گسیختگی اقتصاد کشورمان، حاصل وابستگی بی‌چون‌وچرا به همین به اصلاح، طلای سیاه است. نفت، بلای جانمان شده! از همین خاک و همین زمین حاصل‌خیز ایران بهره‌برداری کنید اما از روی آن و نه از زیرزمین‌اش!میلیاردها دلار گنج پنهان بر بستر این خاک هست و نمی‌بینید.گردشگری یک فرصت بلاشک است؛ آن را دریابید و برای رشد و شکوفایی‌اش طرحی نو دراندازید.بس است اقتصاد مبتنی بر منبع فانی نفت! سر کلاف، گم شده است؛ شما را قسم می‌دهم برای حفظ و نگه‌داشت این سرزمین اندکی بیندیشید.چگونه است که در مبادلات و تعاملات اقتصادی نفتی، هزار راه نرفته را امتحان می‌کنید تا تحریم‌ها را بشکافید و از میان آن بشکه‌ای نفت بفروشید اما سنگلاخ‌های مسیر گردشگری را نمی‌بینید؟یا می‌بینید و برای برداشتن آن‌ها زحمتی به خود نمی‌دهید!چرا وقتی بحث گردشگری می‌شود همه‌ی مسئولان‌مان به راه دیگر می‌زنند؟ نشنیده می‌گیرند! چرا این صنعت را جدی نمی‌گیرید آقایان؟!فقط کافی‌ست تا حجم فرصت‌های قابل توسعه‌ی گردشگری را روی کاغذ بیاورید و با حوزه‌ی نفت مقایسه کنید؛ کدام صنعت همچون صنعت گردشگری می‌تواند این‌گونه میزان اشتغال‌زایی و درآمدزایی کلان کشور را افزایش دهد؟ از هر ۱۳ شغل، یکی از آن‌ها به صنعت گردشگری و توریسم ارتباط دارد.این اکوسیستم را دریابید که سهل‌ترین راه درآمدزایی برای کشور همین گردشگری‌ست. کمی در وضع قوانین دست‌وپاگیر انعطاف به خرج دهید تا راه جذب گردشگران خارجی (بخوانید دلارهای خارجی) به ایران‌مان هموار شود. کمی نوآور باشید؛ یا از نخبه‌های اکوسیستم گردشگری کمک و مشورت بگیرید تا شاید نوری بر اقتصاد خسته‌ی ایران بتابد.مناطق آزاد را با تعریف اصول و قواعد مشخص، آزاد کنید تا ارزآوری شود. راه را برای ورود گردشگر خارجی باز کنید تا ببینید که فعالان دلسوز گردشگری کشور چگونه از هر حوزه‌ای بیشتر برای ایران ارزآوری خواهند کرد. زیاده عرضی نیست. باقی بقایتان...۱- معمای فراوانی؛ رونق‌های نفتی و دولت‌های نفتی/ نوشته‌ی تری‌لین کارل/ ترجمه‌ی جعفر خیرخواهان/ نشر نی۲- خبرگزاری فارس۳- اقتصادآنلاین</description>
                <category>اکوسیستم گردشگری</category>
                <author>اکوسیستم گردشگری</author>
                <pubDate>Wed, 05 Aug 2020 17:10:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردشگری ممنوع! توقف بی‌جا مانع کسب است...</title>
                <link>https://virgool.io/tourismcommunity/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pklvh0ajhheh</link>
                <description>گردشگری ممنوع! توقف بی‌جا مانع کسب است...۲۵۰۰ آژانس گردشگری تعطیل شدندخبری کوتاه اما فاجعه‌آمیز که شاید حتی لابلای اخبار پرتنش و پرآشوب روزهای کرونایی تیرماه گم شده باشد. در روزهایی که رسانه‌های خبری حقیقی و مجازی مدام و پی‌در‌پی در حال تولید و انتشار اخبار متعدد (موثق یا غیرموثق) هستند به نظر می‌رسد آنالیز و تحلیل صحت و سقم آن‌ها کمی دشوار شده و برخی خبرها در میان انبوه اخبار از نظرها دور می‌مانند. آنچه مدیران و صاحبان کسب‌وکارها در این روزها به شدت بدان نیازمندند، قدرت تحلیل فضای واقعی و دور از تشویش و اضطراب حاکم بر شرایط جامعه استفارغ از نوسانات قیمتی یورو، دلار، سکه و ارز و حتی بورس اوراق بهادار که همه‌ی اقشار جامعه را درگیر خود کرده است، هوشمندی، نگاه موشکافانه به اخبار و رخدادهای داخلی و خارجی و تفکیک و جداسازی خبر سره از ناسره است. گاهی برخی اخبار چنان هراس‌ناک و مهیب بر سرمان آوار می‌شوند که مواجهه‌ با اصل موضوع مطروحه شبیه به کابوس است و در تصور نمی‌گنجد!در ادامه‌ی تیتر ساده و کوتاه خبری که به نقل از همشهری در ابتدای این نوشتار آوردم، توضیح مختصری آمده است؛ رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران گفته است که؛ «آژانس‌های مسافرتیِ تعطیل‌شده، به بازار بورس، دلار و سکه مهاجرت کردند»!خبر این‌گونه ادامه یافته: «شش ماه از شیوع کرونا در ایران می‌گذرد. بسیاری از مشاغل به‌دلیل تعطیلات ناشی از کرونا فرصت کار را از دست داده‌اند و بر اساس آمار ارائه‌شده، نیمی از پنج هزار شرکت خدمات مسافرتی و آژانس‌های گردشگری کشور تعطیل شده و دفاتر خود را بسته‌اند! سیاستگذاری غلط وزارت میراث فرهنگی در مدیریت بحران گردشگری و ناتوانی معاونت گردشگری در هدایت وضعیت بحرانی موجود نیز آتش بحران گردشگری را تشدید کرد و بدین ترتیب کرونا توانست ۲۵۰۰ شرکت آژانس کشور را برای همیشه تعطیل کند. و به گفته‌ی رئیس انجمن، مدیران و کارکنان شرکت‌های خدمات مسافرتی تعطیل‌شده که شش ماه از گردش مالی خود را از دست دادند، در این شرایط یا جذب بازار بورس شدند یا به بازار نابه‌سامان سکه و ارز در بازار آزاد پیوستند».۲۵۰۰ آژانس مسافرتی! ۲۵۰۰ بنگاه اقتصادی با میانگین هر کدام، ۱۰ نفر پرسنل که آماری قریب به ۲۵ هزار نفر بیکار را در پی دارد! ۲۵ هزار نفر بیکار یعنی به‌طور میانگین و تقریبی، قریب به یکصد هزار خانوار بی‌درآمد! شوکه‌کننده نیست؟آیا مسئولان گردشگری کشور هم این خبر و اخبار متعدد مشابه را می‌بینند؟ می‌خوانند؟ آیا در جریان امور قرار دارند و با این حال همچنان این‌قدر منفعل‌اند؟!«حدود ۸۰ درصد کسب‌وکارهای کشور از شیوع بیماری کرونا متضرر شدند اما دولت کمک قابل توجهی برای اصناف آسیب‌دیده ارائه نکرد. اوایل فروردین‌ماه ۹۹، دولت در طرح حمایت از کسب‌و‌کارهای آسیب‌دیده‌ی کرونا از ارائه‌ی تسهیلات ۷۵ هزار میلیارد تومانی و تخصیص بودجه‌ی ۱۲ تا ۱۶ میلیون تومانی به‌ازای هر نفر شاغل دارای لیست بیمه با بازپرداخت ۲۴ ماهه و نرخ ۱۲ درصد خبر داد اما در کل کشور تنها ۱۲ درصد از مشاغل و کسب‌وکارها موفق به دریافت تسهیلات شدند». این‌ها صحبت‌های «قاسم نوده فراهانی»، رئیس اتاق اصناف تهران در گفتگو با خبرگزاری ایلناست.شرایط بسیار بحرانی‌تر از آن چیزی‌ست که به نظر می‌رسد! سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی) در برنامه‌ ششم توسعه بر رشد ۳۰ درصدی گردشگری کشور تا سال ۱۴۰۴ تأکید می‌کند! اما اگر با همین فرمان پیش برویم، دستیابی به چنین هدف، خیالی باطل است!به نظر می‌رسد که روند مدیریتی و نظارتی حاکم بر اکوسیستم گردشگری کشور به وضوح عکس اهداف ترسیم‌شده را دنبال می‌کند. تسلسل حذف فعالان حرفه‌ای و متخصص حوزه‌ی گردشگری از دایره‌ی کسب‌وکار بی‌رونق این روزها، نمود بی‌کفایتی در تصمیم‌گیری و مدیریت بحران است و ناگفته پیداست که این راه ما را به ترکستان خواهد برد.آمار ورودی گردشگر به ایران از ۵۰۴۴۰۰۰ نفر در سال ۹۳ به ۸۶۰۰۰۰۰ نفر در سال ۹۸ رسید اما روشن است که حتی اگر این روند با همان شیب ملایم هم رو به جلو حرکت می‌کرد باز هم دستیابی به چشم‌انداز جذب ۲۰ میلیون نفر گردشگر خارجی در سال ۱۴۰۴ خیلی بعید به نظر می‌رسید! بماند که نیمه‌ی دوم سال ۹۸، نقطه‌ی آغازین افول صد درصدی و فروپاشی نظام اقتصاد گردشگری کشور محسوب می‌شود. ورودی گردشگران خارجی در بهار ۹۸ با ۴۰ درصد رشد نسبت به زمان مشابه آن در سال ۹۷ روبرو بود. آماری که اتفاقاً در تابستان ۹۸ بهبود هم یافت اما در ادامه، ماجرا به شکل دیگری پیش رفت و گردشگری کشور، نیمه‌ی دوم سال را در شرایطی بسیار بد و با صدماتی جبران‌ناپذیر از سر گذراند.۱گردشگری بی‌رمقی که با جذب گردشگران حداقلی از کشورهای اطراف، به سختی روی پای خود ایستاده بود، از ابتدای سال ۹۹ دیگر حتی نای بلند شدن ندارد.فارغ از آنچه نیمه‌ی دوم سال ۹۸ اما گردشگری کشور را دچار چالش‌های بسیار کرد، چیزی که اکنون حائز اهمیت است، نوع نگرش این روزهای مدیران و مسئولان برای ایجاد ثبات و هوشمندی در تعریف درست و کاربردی ارکان اقتصادی کشور در شرایط بحرانی‌ست. باز هم از میان اخبار پرحاشیه‌ی اخیر خبری بیرون می‌کشم تا در موضوع مورد بحث کمی عمیق شویم؛۲۲ تیرماه ۹۹ رئیس مجلس شورای اسلامی ایران از «بسته‌ی اقتصاد مردمی» رونمایی کرد. بسته‌ای که به گفته‌ی ایشان برای «تحول اقتصادی به نفع مردم» در پنج محور تدوین شده که ذیل هر محور، مجموعه‌ای از طرح‌ها و اقدامات تقنینی و نظارتی تعریف می‌شود. اما این پنج محور کدام‌اند؟محور اول؛ اصلاح ساختار بودجه‌ریزی کشورمحور دوم؛ نوسازی نظام مالیاتی کشورمحور سوم؛ بهبود معیشت اقشار کم درآمدمحور چهارم؛ رونق کسب‌و‌کار و ایجاد اشتغالمحور پنجم؛ توسعه‌ی تجارت خارجی و صادرات غیرنفتیهمان‌گونه که شما در محورهای اصلی بسته‌ی ارائه‌شده‌ی مجلس، اشاره‌ای به حوزه‌ی گردشگری نمی‌بینید، من نیز چیزی به چشمم نخورد! ناامید نشدم و به سراغ ذیل هر محور رفتم تا با طرح‌ها و اقدامات هر کدام بیشتر آشنا شوم. و اما دریغ! دریغا که هیچ‌یک از محورهای اصلی بسته‌ی اقتصاد مردمی حتی گوشه‌چشمی به توسعه و رونق گردشگری کشور ندارند و ابداً بدان‌ها پرداخته نشده است. در ذیل محور پنجم که به نظر می‌رسد کلیدی‌ترین بخش طرح پیشنهادی مجلس باشد آمده است:«... حوزه‌ی تجارت خارجی و صادرات غیرنفتی کشور نیازمند تغییر راهبرد و نوسازی اساسی‌ست. حقیقت آن است که این حوزه دچار نقص‌های جدی است. کم‌توجهی متولیان سیاست خارجی کشور به حوزه‌ی تعامل با همسایگان، بازاریابی منطقه‌ای و تسهیل صادرات، ظرفیت‌های عظیمی را معطل نگه داشته است. روشن است که در وضعیت تشدید تحریم‌ها، باید و به‌منظور مصون‌سازی اقتصاد کشور، بی‌اثرسازی سیاست فشار حداکثری دشمن، ورود به فاز جدید مقاومت فعال و تثبیت جغرافیای مقاومت، اقدامات مؤثرتری در حوزه‌ی اقتصاد و تجارت خارجی صورت گیرد که این اقدامات مکمل راهبردهای دفاعی، سیاسی و امنیتی نظام خواهد بود. حتماً اخذ راهبرد سیاست خارجی متعادل، به‌ویژه درس‌آموزی از تجربه‌ی شکست‌خورده‌ی غرب‌گرایی، تعامل عزتمندانه با اروپا و ایجاد روابط قوی راهبردی با شرق، به‌ویژه چین و روسیه می‌تواند کانال‌های اقتصادی متعددی به‌منظور تأمین کالای اساسی، مواد اولیه و صادرات محصولات داخلی به کشورهای حوزه‌ی جنوب غرب آسیا، آسیای میانه، شبه قاره و شرق آسیا فعال کند. این امر به‌طور اساسی در دستور کار مجلس است». تمام.محور پنجم را با تمام جزئیات آن ذکر کردم تا نتیجه‌ی تلخی را مورد بررسی قرار دهیم؛مگر نه اینکه مجلس شورای اسلامی به‌عنوان قوه‌ی مقننه‌ی کشور می‌بایست نقطه‌ی اتکای قابل اعتماد ملت و مردم برای برون‌رفت از شرایط ویژه‌ی این روزها باشد؟آیا اکوسیستم گردشگری که سال‌هاست با حداقل امکان‌ها و حمایت‌های دولتی، برای کشور ارزآوری و درآمدزایی می‌کند هیچ جایی در طرح پیشنهادی آقایان نداشته است؟ یعنی حتی به ظرفیت‌های آن فکر هم نکرده‌اند؟ یا فکر کرده‌اند و بر این باورند که گردشگری هیچ کمکی به اقتصاد ایران‌مان نمی‌کند؟ عجیب نیست؟اساساً گویا بنا نیست که فعالان حوزه‌ی کلان گردشگری کشور در هیچ برهه‌ی زمانی مورد توجه قرار بگیرند!گردشگری ایران با سابقه و قدمتی طولانی، پس از فراز و فرودهای بسیار در طول سالیان، تازه یکی دو سالی‌ست که برای کابینه‌ی کشور به‌عنوان یک صنعت جدی مطرح شده است.دو سال است که لایحه‌ی تشکیل فراکسیون گردشگری در مجلس شورای اسلامی دست به دست می‌شود و اخیرا اخباری از تشکیل این فراکسیون به گوش رسیده است. آیا در طرح پیشنهادی مجلس ، نظر این فراکسیون لحاظ شده است؟ اگر جواب مثبت است که وا مصیبتا ! اگرهم جواب منفی است بازهم وا مصیبتا!زمان با شتاب سرسام‌آوری در حال گذر است و باید در نظر داشته باشیم که ضرورت پرداختن به مسئله‌ی گردشگری موضوعی مهم، کلیدی و اجتناب‌ناپذیر است زیرا که گردشگری در حوزه‌های مختلفی از جمله حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و البته اشتغال‌زایی بسیار حائز اهمیت است.وقتی گردشگری‌مان شبیه به توپ فوتبال، مدام در زمین سیاست پاس‌کاری می‌شود؛ وقتی مجلس شورای اسلامی کشور، بسته‌ای برای برون‌رفت از بن‌بست اقتصادی ارائه می‌دهد و در آن هیچ اثری از توجه به حوزه‌ی گردشگری نیست؛ وقتی تصمیم‌گیرنده‌های اقتصاد کلان کشور اساساً این صنعت را به‌عنوان بازوی کارآمد و درآمدزا و ارزآور کشور به حساب نمی‌آورند؛ دیگر چه انتظاری از بخش خصوصی - که به دشواری برای زنده نگاه داشتن کسب‌وکارش می‌جنگد - می‌توان داشت؟گویی هنوز نمایندگان مجلس‌مان درنیافته‌اند که توجه به صنعتی چنین استراتژیک که ده‌ها شغل کلیدی بدان وابسته‌اند و کاهش سطح درآمدی آن صدها و هزاران نفر را از کار بیکار می‌کند چقدر حیاتی و مهم محسوب می‌شود!وقتی در محور پنجم طرح ارائه‌شده به مجلس با توسعه‌ی تجارت خارجی و صادرات غیرنفتی روبرو می‌شویم، آیا صنعت گردشگری حتی در توضیح ذیل آن نباید جایی داشته باشد؟کشوری که سالیان سال خود را وابسته صنعت نفت و منابع زیرزمینی کرده است نمی‌تواند این حقیقت را بپذیرد که این منابع در حال نابودی و اضمحلال‌اند! واقعیت این است که خیلی پیش‌تر از این‌ها می‌بایست به فکر توسعه‌ی اقتصادی در زمینه‌هایی نظیر گردشگری می‌افتادیم! اما نکته اینجاست که هنوز هم با وجود تحریم‌ها و بن‌بست‌های پیش روی اقتصاد نفتی، مسئولان و تصمیم‌گیران کشور اصرار دارند تا به جای بهره‌گیری از منابع تجدیدپذیر و پایدار، نوک پیکان را بر احیای مراودات اقتصادی نفتی میزان کنند.چطور پس از گذشت این همه سال و با وجود این همه ظرفیت‌های پیدا و پنهان موجود در گردشگری، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم؟آیا وقت آن نرسیده که سیاست‌های توسعه‌محور و درآمدی کشور را از سمت منابع زیرزمینی به سوی گسترش توانمندی‌های اکوسیستم گردشگری که امکانی موجود و تمام‌ناشدنی‌ست سوق دهیم و به بهره‌برداری حداکثری از داشته‌های لایتناهی کشور اقدام کنیم؟شاید به نظرتان، حرف زدن درباره‌ی توسعه‌ی اقتصاد گردشگری در روزهایی که با شیوع بیماری کرونا دست و پنجه نرم می‌کنیم کمی دور از ذهن باشد. شاید به این فکر می‌کنید که در جامعه‌ی بحران‌زده‌ی کرونایی - که اتفاقاً در این‌باره با وضعیت کل جهان تقریباً هم‌تراز هستیم – جایی برای برنامه‌ریزی و سیاست‌ورزی در حوزه‌ی گردشگری وجود ندارد. شاید با تعجب بپرسید که کدام گردشگر؟ کدام سفر؟ کدام اقتصاد؟آنچه به‌عنوان دغدغه‌ام بدان اشاره می‌کنم صرفاً دغدغه‌ای امروز نیست؛ جان کلام را در ذیل محور چهارم برنامه‌ی ارائه‌شده‌ی مجلس هم می‌توان جستجو کرد! گرچه در آنجا نیز چیزی درباره‌ی فعالان گردشگری (به‌طور خاص) نیامده است.وقتی از حذف ۲۵۰۰ فعال جدی حوزه‌ی گردشگری حرف می‌زنیم؛ وقتی ده‌ها کارگاه صنایع دستی تعطیل می‌شوند؛ وقتی صدها نفر در این اکوسیستم (از راهنمایان تور، مترجم‌ها، کارمندان هتل، کارمندان آژانس‌های مسافرتی، رستوران‌ها و مراکز پذیرایی، فعالان حوزه‌ی حمل‌ونقل تا ده‌ها شغل مرتبط دیگر) تعدیل و یا از کار بیکار می‌شوند؛ خوب است کمی اندیشه کنیم. نه فقط برای همین امروزمان! کمی دورتر را نظاره کنیم.در وضعیتی که گردشگری‌مان به لحاظ ورودی و خروجی تقریباً در شرایطی یکسان با جهان ایستاده، بهترین زمان برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آینده‌ی این صنعت است. تمرکز بر گردشگری آنلاین و توسعه‌ی زیرساخت‌های آن در سطح جهانی می‌تواند دست‌آورد بزرگی از این دوره‌ی دشوار باشد.وزارت نوپای گردشگری کشور نسبت به زمانی که سازمان بوده تغییر محسوسی نداشته است؛ با همان ابزارها و همان اختیارات مشغول به انجام همان تکالیف است! وزارتخانه‌ی بی‌ابزار و بی‌اختیار، وزارتخانه‌ای نمایشی‌ست. مسئولیت در کنار اختیارات معنا می‌یابد؛ و توسعه‌ی گردشگری کشور به شدت نیازمند تصمیم‌گیرنده‌های کلیدی با سطح اختیارات و عملکرد بالاست.پیش از این هم در نوشته‌هایم بر این موضوع تأکید کرده‌ام که راه برون‌رفت از شرایط نابه‌سامان اقتصادی کشور، توجه عمیق به مقوله‌ی گردشگری و فراهم کردن یک نقشه‌ی راه دقیق برای آینده است.و این مهم ممکن نمی‌شود مگر با گردآوری نخبگان صنعت و اکوسیستم گردشگری برای خلق راه‌کارهای خلاقانه و نوآورانه...آقای وزیر!نمایندگان محترم مجلس!و مسئولان ارجمند امر گردشگری کشور!صنعت گردشگری در آینده‌ای بسیار نزدیک، صنعت جایگزین نفت خواهد بود؛این‌قدر مهجور و تنها و بی‌استفاده‌اش نگذارید! با آن مهربان باشید؛که اين تنبور محبت زخمه‌اش نوازش است نه سیلی...۲۱- آماره ارائه‌شده، برگرفته از اقتصاد آنلاین؛ ۲۶ فروردین ۹۹۲- دیالوگی از فیلم مادر (۱۳۶۸)، ساخته‌ی علی حاتمی</description>
                <category>اکوسیستم گردشگری</category>
                <author>اکوسیستم گردشگری</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 15:31:07 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>