<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمید حق دوست</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@tuytoosh</link>
        <description>حمید هستم، برنامه نویس PHP و فریمورک لاراول. اگه نیازمند فریلنسر مسلط به برنامه نویسی وب هستید در تلگرام به من پیام بدید: @haamidir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:54:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/82888/avatar/seDDSv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمید حق دوست</title>
            <link>https://virgool.io/@tuytoosh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وردآپ (WordUp) - آموزش زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%BE-wordup-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-ag5vjxg9xsue</link>
                <description>یادگیری کلمات یه زبان همیشه چالش زبان‌آموزها بوده. هممون کلمه‌ی abandon رو بارها خوندیم :) ولی ۹۰ درصدمون به درس ۵ لیست ۵۰۴ نرسیدیم. دلیلش اینه که صرفا داشتن یه لیست از کلمات کافی نیست. هممون ساعت ها از وقتمون رو توی شبکه های اجتماعی صرف دیدن محتواهای بدرد نخور و بعضا مضر میکنیم. شاید اگه برنامه ای مثل این چیزی که من امروز میخوام معرفی کنم دم دستمون باشه نهایتا خیلی برای شخصی و حرفه‌ای‌مون مفید تر باشه. پس ادامه‌ی این متن رو با من باشید.وردآپ یه برنامه‌ی خوب برای پیدا کردن و یادگیری کلمات پرکاربرد انگلیسی هست که روی پلتفرم های اندروید و آی او اس قابل استفادست. توی این برنامه کلمات بصورتی مرتب شدن و به شما آموزش داده میشن که پرکاربرد ها رو اول یاد بگیرید. این یکی از مزیت های این برنامه نسبت به خیلی از برنامه های مشابه هست. در اسکرین شات زیر میبینید که من اول دارم هزار تا کلمه ی پرکاربرد رو یاد میگیرم به ترتیب میرم جلو. وبسایت رسمی این برنامه رو اینجا میتونید ببینید.آموزش زبان با سریال و فیلم و تی وی شو و... (Learn in Context)یه ویژگی خیلی خوبی که این برنامه داره اینه که برای هر لغت لیستی از استفاده ی اون لغت توی فیلم ها و سریال ها و... آورده که شما واقعا از نحوه ی استفاده ی اون لغت توی زبان انگلیسی هم مطلع میشی و در کنار اون یاد گرفتن کلمات در داخل متن یا context یه راه ثابت شده هست که همه ی معلم ها توصیه میکنن. مثلا من خودم سریال بیک بنگ تئوری رو خیلی دوست دارم و این برنامه همونطور که در اسکرین شات زیر مشخصه از بخش های مختلف این سریال کلی کلمه و ویدیو آورده که میتونه کمکتون کنه.توی این برنامه یه بخش دیگه هست که میتونید بازی انجام بدید و کلمه هم یاد بگیرید.در ورژن پروی این اپ شما میتونید کلماتی رو یاد بگیرید که در آزمون های بین المللی زبان مثل IELTS و TOEFL و PTE پر کاربرد هستن. و حتی میتونید یک دسته ی خاص رو مشخص کنید و فقط کلمات مربوط به اون دسته رو یاد بگیرید. در مجموع اگه دنبال یه راه سرگرم کننده و در عین حال عملی و راحت برای آموزش زبان انگلیسی میگردید من به شدت این برنامه رو توصیه میکنم. در آینده اگه ورژن Pro ی این برنامه رو تهیه کردم حتما از امکانات اون واستون بیشتر میگم.اگه شما تجربه ی دیگه ای در مورد این برنامه دارید واسه بقیه به اشتراک بذارید.</description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Tue, 29 Mar 2022 15:02:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد ویژگی position در CSS</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-position-%D8%AF%D8%B1-css-nzcpokiukor4</link>
                <description>این پوزیشن خیلی چیز مسخره ایه :) ینی داکیومنت ها همیشه جوری توضیح میدن که نمیشه فهمید داستان چیه. توی این پست میخوام مفصل در مورد این ویژگی حرف بزنم. جوری که بعد از خوندنش یه دمت گرم بهم بگید. بریم که داشته باشیم.https://unsplash.com/@jpgbarbosaپوزیشن یا به انگلیسی position یه ویژگیه که باهاش میتونیم بگیم المنت مورد نظر ما چجوری توی صفحه قرار بگیره. مقادیری که میگیره اینا هستن. این ترتیبی که نوشتم از آسون به سخته که میخوام توضیح بدم.staticfixedstickyrelativeabsoluteپوزیشن static در CSSپوزیشن استاتیک میگه آقا هر چی سر جای خودش باشه و ویژگی ها که در پایین لیست میکنم اصلا توش فعال نیستن. توی این حالت اگه میخواید یه المنت رو از بالا فاصله بدید مثلا میتونید از margin-top استفاده کنید.topbottomleftrightz-indexفرض کنید جهت المنت پدر یسری المنت چپ به راسته. توی این حالت هر چی بریزی توش اگه بلاک لول باشن که زیر هم میان و اگه اینلاین لول باشن که کنار هم میان و برای جدا کردن از هم و اینور اونور کردن هم باید با مارجین و... سر کنید. خیلی جاها همین کافیه ولی نه همه جا. حالا بعدی ها رو ببنید شاید درک راحتتری از همینم داشته باشید.پوزیشن fixed در CSSپوزیشن فیکس از اسمش مشخصه، میاد یه المنت رو به view port فیکس میکنه. ینی اگر اسکرول هم کنید اون المنت سر جای خودش میمونه و اصلا یجورایی تداخلی با المنت های توی صفحه نداره. با فیکس کردن پوزیشن یه المنت میتونید از ویژگی های top و... استفاده کنید. با تاپ، باتم، رایت و لفت مشخص میکنید که از هر دیوار view port چقد فاصله داشته باشن و با z-index هم موقعیت از لحاظ z رو مشخص میکنید. سخت گفتم آخری رو ولی میدونم که میدونید چی گفتم.کاربرد پوزیشن fixed در CSSاگه بخوام چنتا از کاربردهای پوزیشن فیکس توی CSS اشاره کنم شاید اولین چیزی که به ذهنم برسه منوی های بالای سایت ها هست که بعضی وقتا دوست داریم منو با پایین اومدن همچنان در دسترس باشه و کاربر بتونه نویگیت کنه. توی این حالت از این پوزیشن استفاده میکنیم. یسریا دکمه ی چت پشتیبانی رو اون گوشه ی پایین فیکس میکنن. یسری ها هدر های جداول رو فیکس میکنن و کلی مثال دیگه.نکته: یادتون باشه وقتی پوزیشن fixed میشه ویژگی های درصدی مثل width و height با کل view port محاسبه میشن و دیگه ربطی به المنت پدر ندارن.پوزیشن sticky در CSSاز اسم این نوع پوزیشن میتونید حدس بزنید که احتمالا المنت در یه جایی از صفحه میچسبه و میمونه. آره. المنت های این نوع پوزیشن به شرطی مثل فیکس عمل میکنن که کاربر اسکرول کرده باشه و اون المنت از صفحه خارج شده باشه. به عنوان یه مثال خیلی مرسوم از این پوزیشن میتونیم به منوی های بالای سایت که در بالا وسط صفحه هستن ولی وقتی صفحه اسکرول میشه میمونن وسط صفحه. وقتی پوزیشن رو sticky میکنید باید بگید که وقتی استیک شد از بالا چقد فاصله داشته باشه و اونو با top میتونید بگید. همینطور مثلا با z-index میتونید بگید که کدوم روی اونیکی بیفته. پوزیشن relative در CSSخب میرسیم به جاهای حساس. البته این نوع پوزیشن هم سخت نیست. خیلی راحت اگه بخوام تعریف کنم این پوزیشن میگه المنت من نسبت به حالت عادی خودش چه پوزیشنی داشته باشه؟ ینی فرض میکنیم پوزیشن همون static هست و توی جایی که باید باشه هست. حالا اگه پوزیشن رو relative کنیم میتونیم با top و left و... نسبت به اون پوزیشن اصلی جابجاش کنیم. این عکس رو از یه پست وبلاگ توی مدیوم ورداشتم که میشه فهمید چی گفته.پوزیشن relative در CSSتوی این عکس پوزیشن سه تا کادر قرمز استاتیک میتونه باشه و سبزه relative و از بالا و چپ یه فاصله ای خورده. ینی وقتی پوزیشن relative هست بقیه ی باکس ها فرض میکنن اون باکس سر جاشه و لایه ها میتونن روی هم بیان طبق چیزی که توی عکس میبینید. دلیل انتخاب اسمش هم حتما بخاطر همین عملکردش بوده. پس این نوع پوزیشن هم خیلی سخت نبود.پوزیشن absolute در CSSفک کنم نکته دار ترینشون همینه. اگه یه المنتی پوزیشنش absolute باشه از جریان نرمال صفحه خارج میشه و دیگران میتونن جاش رو بگیرن. المنتی که پوزیشنش این مقدار هست میره و خودش رو با پدری که پوزیشن غیر استاتیک داره مچ میکنه و یجورایی relative به اون پدره میشه. بازم عکس زیر رو از همون وبلاگ ورداشتم برای روشنگری :)پوزیشن absolute در CSSاینجا سبزه absolute هست و پدرش که میشه همون نقطه چینه پوزیشن غیر استاتیک داره. مثلا همون relative میتونه باشه پوزیشنش و معمولا هم همین هست. با z-index باز میتونیم قرمزه رو بیاریم بالای سبزه.کاربرد پوزیشن absolute در CSSخیلی کاربرد داره مثلا شما وقتی میخواید روی عکس متن بندازید میتونید پوزیشن متن رو abs کنید که بیفته روی عکس. برای منوهای dropdown برای اینکه منوی دراپ داون دقیقا زیر باتن اصلی بیفته از این پوزیشن استفاده میکنیم و در کل به قول یکی از استاتید هر جایی که لازم هست ازش استفاده کنید :دیبرای درک درست این داستان بهتره جریان صفحه و هیمنطور سطح display المنت ها از لحاظ block یا inline بودن رو هم بدونید. امیدوارم به درد آیندگان بخوره این نوشته :) موفق باشید.</description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Thu, 12 Aug 2021 03:04:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل داده با pandas در پایتون</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7-pandas-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-pcwginojlzhi</link>
                <description>در مجموع آموزش های فارسی در مورد یادگیری ماشین و ابزار هاش خیلی کم هست در وب ما. من حدود سه سه سال هست که در زمینه یادگیری ماشین و هوش مصنوعی کار میکنم و قصدا دارم از این به بعد مطالبی هر چند ساده ولی کاربردی رو توی این زمینه منتشر کنم. پسر خوبی به نام پانداس در پایتونپانداس (به انگلیسی pandas) یک ابزار برای کار و تحلیل داده هست که روی زبان پایتون نوشته شده و میتونید بصورت رایگان ازش استفاده کنید. ابتدا پانداس رو نصب کنید سپس برای اینکه مطمئن بشید به درستی تونستید اون رو نصب کنید کد زیر رو ران کنید. import pandas as pd
pd.__version__در کد بالا من ابزار پانداس رو ایمپورت کردم و یه نامک براش گذاشتم که از این به بعد با اون نام صداش کنم و بعدش هم ورژن پانداسم رو پرینت گرفتم.اگه ورژن پانداستون رو گرفتید ینی همه چی اوکیه. ورژنی که من الان دارم باهاش کار میکنم 0.25.1 هست. اولین نوع داده در پانداس نوع داده‌ی Series هست. این نوع داده به صورت بردار یک بعدی هست. و عملا کار همون آرایه ها رو در پایتون انجام میده. در زیر من یک داده از نوع سری در پانداس ایجاد کردم. names = pd.Series([&amp;quotJohn&amp;quot, &amp;quotMax&amp;quot, &amp;quotAli&amp;quot])تعریف داده از نوع سری در پانداسهمونطور که میبینید خروجی بصورت یک آبجکت از نوع سری نمایش داده میشه که هر آیتم دارای یک ایندکس هست که از صفر شروع شده. بصورت مشابه یک متغیر دیگه هم تعریف میکنم.ages = pd.Series([25, 33, 41])نوع داده DataFrame در پانداسدیتافریم ها بر خلاف سری ها میتونن دو بعدی باشن و خیلی پر استفاده تر از سری ها هستن. برای ایجاد یک دیتافریم بصورت زیر عمل کنید. users = pd.DataFrame({&amp;quotName&amp;quot: names, &amp;quotAge&amp;quot: ages})
usersهمونطور که خروجی کد رو در زیر میبینید از سری هایی که تعریف کرده بودم اینجا استفاده کردم. دیتافریم ها در پانداسهمونطور که میبینید پانداس خیلی آدم فهمیده و باشعوریه :) خودش خروجی رو بصورت جدول چاپ کرد و هدرهای جدول رو هم همون key هایی که به دیکشنری داده بودیم قرار داده. حالا فرض کنید میخواید از دیتافریمتون خروجی با فرمت csv بگیرید. کافیه خط زیر رو ران کنید. users.to_csv(&#039;users_list.csv&#039;, index=False)خیلی راحت یک فایل با نام users_list.csv در دایرکتوری فعلی واستون ایجاد میکنه. برعکس میتونید از یک فایل csv هم بخونید و بریزید داخل دیتافریم. یه مثال میتونه این باشه:data = pd.read_csv(&#039;users_list.csv&#039;)الان اگه دیتا رو خروجی بگیرید یه چیزی مثل خروجی زیر رو میبینید که مشخصا یک دیتافریم هست.ایمپورت داده در پانداسبرخی ویژگی های DataFrame در پانداساگه فانکشن ها و پراپرتی های پانداس رو با ژوپیتر و استفاده از دکمه تب چک کنید میبینید که کلی پراپرتی و تابع داخلش هست. یکی از این پراپرتی ها dtypes هست که یه اطلاعات کلی در مورد نوع داده های موجود در دیتافریم بهمون میده. کد زیر رو مثلا چک کنید:users.dtypesتحلیل نوع داده موجود دیتافریم  همونطور که میبینید اسم از نوع شی در نظر گرفته شده و سن از نوع عددی. حالا در مورد اینکه اسم object هست در ادامه بیشتر صحبت خواهیم کرد. پراپرتی columns اسم ستون های دیتافریم رو میده بهمون. فرض کنید یه دیتافریم دارید که کلی ویژگی (ستون) داخلش هست و با نام های مختلف، و میخواید بدون اینکه اسم هاشون رو بدونید مرورشون کنید. توی همچین مواقعی نیازه که اسم ستون ها رو بدونید. مثال زیر رو در نظر بگیرید. دیگه خیلی خروجی ها رو عکس نمیدم. سخته :)users.columns
output: Index([&#039;Name&#039;, &#039;Age&#039;], dtype=&#039;object&#039;)یه پراپرتی مفید index هست که اطلاعاتی در مورد ایندکس دیتافریم بهمون میده که از کجا شروع شده و کجا تموم شده و چنتا چنتا میره بالا. users.index
output: RangeIndex(start=0, stop=3, step=1)برخی توابع DataFrame در پانداستوابع مفیدی هم توی دیتافریم ها تعریف شدن. اولی که خیلی باحاله تابع describe هست. این تابع همونطور که از اسمش مشخصه دیتافریم رو توصیف میکنه. یه دیتافریم بهتر تعریف کنیم اول:names = pd.Series([&amp;quotJohn&amp;quot, &amp;quotMax&amp;quot, &amp;quotAli&amp;quot, &amp;quotVali&amp;quot])
ages = pd.Series([18, 14, 23, 49])
weights = pd.Series([69, 48, 88, 102])
grades = pd.Series([12, 20, 11, 13])
users = pd.DataFrame({&amp;quotName&amp;quot: names, &amp;quotAge&amp;quot: ages, &amp;quotWeight&amp;quot: weights, &amp;quotGrade&amp;quot: grades})

users.describe()خروجی کد بالا رو در ادامه میبینید که همونطور که میبینید خیلی شیک و آسون میتونید این اطلاعات رو در مورد هر ستون به دست بیارید.توصیف دیتافریم در پانداسیک سری توابع دیگه رو اینجا لیست میکنم کاربردشون مشخصه و میتونید بر حسب نیاز ازشون استفاده کنیدusers.info()users.mean()users.sum()دیدن و انتخاب داده های دیتافریم در pandasاگه داده ی شما تعداد سطرهاش خیلی زیاده، پرینت کردن کل داده ممکنه طولانی بشه و کلا مرورگر هنگ کنه و کلا حرکت جالبی نیست. تابع head فقط ۵ تا سطر اول از دیتافریم رو نشون میده بهتون.users.head()اگه میخواید تعدادی که نشون میده رو زیاد کنید کافیه عدد رو واسش بفرستید. مثلا کد زیر ۱۰ تا سطر اول رو نشونتون میده.users.head(10)اگه میخواید از سطر های آخر رو داشته باشید بجای تابع بالا از تابع tail استفاده کنید.users.tail()
users.tail(15)برای تقسیم کردن یک دیتافریم به زیر-دیتافریم ها از تابع loc استفاده میشه. مثال زیر رو در نظر بگیرید. در اینجا سطرهای x تا y از دیتافریم برمیگرده.df.loc[x:y] برای اینکه به یه ستون از دیتافریم دسترسی پیدا کنید میتونید مثل یک دیکشنری با دیتافریم برخورد کنید. یچیزی مثل کد زیر.names = users[&amp;quotName&amp;quot]و یا میتونید از نوتیشن نقطه مثل زیر استفاده کنید. فقط مشکلی که دات نوتیشن داره اینه که اگه وسط اسم ستون ها فاصله یا پرانتز و... داشته باشید خطا میده و باید از روش بالا استفاده کنید.names = users.Nameاین جریان زمانی خفن میشه که شما میتونید شرط های مختلفی رو برای انتخاب یک دیتافریم از دیتافریم بزرگتر تعریف کنید. مثلا من اینجا گفتم که همه یوزر هایی رو میخوام که سنشون از ۳۰ بیشتر باشه:users[users[&#039;Age&#039;] &gt; 30]و فقط سطرهایی واسم برمیگرده که توی شرایطی که گفتم صدق میکنن. </description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Fri, 28 Aug 2020 21:00:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فارسی نوشتن در مقاله انگلیسی در Latex</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-latex-pc6spaooweok</link>
                <description>آقا مغز من که عملا سرویس شد و بخش هایی از مشکل همچنان وجود دارن. ولی برای آرشیو کردن این روند هم که شده این ها رو یادداشت میکنم.استفاده از پکیج babelبرای استفاده از پکیج babel و یک راه ساده برای نوشتن فارسی راه زیر رو تست کنید.\documentclass{article}
\usepackage[utf8]{inputenc}
\usepackage[arabic,farsi,english]{babel}
\title{Title of paper}
\author{Hamid}
\date{August 2020}
\begin{document}
\maketitle
test
\FR{تست}
\section{Introduction}
\end{document}خروجی داکیومنت بالا که با بسته pdfLatex بیلد شده باشه بصورت زیر باید باشه.توی مقالاتی که شما دارید روی متن فارسی مثلا کار میکنید مجبورید داخل متن انگلیسی فارسی هم بنویسید. </description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Wed, 19 Aug 2020 18:44:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایجاد گرادیان درون متن با CSS</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7-css-ewypbwhqyc4h</link>
                <description>گرادیان ها جلوه هایی هستند که از یک رنگ شروع میشن و کم کم متمایل میشن به یک رنگ دیگه. مثلا در زیر یک گرادیان از رنگ آبی کم رنگ به آبی پر رنگ رو میبینید.گرادیان آبی کم رنگ به پر رنگ این افکت ها رو میشه جاهای مختلف سایت و برای طرح پس زمینه و… استفاده کرد ولی من امروز میخوام بهتون یاد بدم که چطور میتونید رنگ متن رو گرادیان دار کنید. یعنی متن با یه رنگ شروع بشه و با یه رنگ دیگه تموم بشه. برای این کار کافیه از قطعه کد زیر استفاده کنید.h1 {
font-size: 72px;
background: -webkit-linear-gradient(#eee, #333);
-webkit-background-clip: text;
-webkit-text-fill-color: transparent;
}همون‌طور که می‌بینید رنگ پس‌زمینه متن رو گرادیان دادیم و پس زمینه متن رو که پرش میکنه رو گفتیم شفاف باشه. به همین راحتی میتونید متنی به شکل زیر تولید کنید که البته با ارسال مقدار چرخش گرادیان می‌تونید جهت گرادیان رو هم عوض کنید. در واقع برای چرخش گرادیان به صورت افقی می‌تونید این کار رو انجام بدید:background: -webkit-linear-gradient(45deg, #eee, #333);اگه تک تک در مورد خطوط بالا جستجو کنید اطلاعات عمیق تری نسبت به هر کدوم از کدهای css بالا میتونید بدست بیارید و نهایتا خروجی باید یچی مثل عکس زیر باشه.گرادیان در متن با CSSموفق باشید...</description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Sun, 27 Oct 2019 01:23:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تدریس خصوصی برنامه نویسی وب</title>
                <link>https://virgool.io/@tuytoosh/%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A8-tn7c0igglacs</link>
                <description>سلام به همگی. من چند وقتی هست که برنامه نویسی وب به زبان PHP و اختصاصا فریمورک Laravel رو بصورت خصوصی تدریس میکنم و تجربیات خوبی توی این زمینه داشتم که تصمیم گرفتم اینجا اونها رو با شما به اشتراک بذارم. راستش چند وقت پیش یه برگه توی وبلاگم با عنوان تدریس خصوصی لاراول منتشر کردم. اوایل خیلی قصدم جدی نبود و همینجوری یه چیزی نوشتم که نوشته باشم. کم کم توی گوگل ایندکس گرفتم و الان روی عبارت &quot;آموزش خصوصی لاراول&quot; لینک یک گوگلم. حاجیتون لینک یک آموزش خصوصیه لاراولهکم کم قبول کردم که بصورت خصوصی به افراد برنامه نویسی یاد بدم. اوایل یه مقدار سخت بود چون من برنامه نویسی رو یاد نگرفته بودم که یاد بدم. من خودم خیلی وقتا خیلی چیزا رو عادت داشتم که گوگل کنم و وقتی طرف میدید که من دارم سرچ میکنم این حرکت رو زشت میدونستم. خیلی از پایه ها رو اونجور که باید بلد نبودم. ولی باعث شد خیلی چیزا رو برم دقیق تر یاد بگیرم و از ترس ضایع شدن هم که بود سعی میکردم دقیق تر بلد باشم. بعدها فهمیدم که اصلا مهم هم نبود و حتما نباید همه چیز رو حفظ باشیم.آموزش خصوصی باعث شد چیزای خفنی یاد بگیرمیادگیری همراه با آموزشالان یکی دو ساله که این کارو میکنم و حدود ۲۰ نفر لاراول رو با من شروع کردن و الان پروژه های خودشون رو دارن. یسری ها بودن که از صفر بهشون HTML و CSS و بعدش PHP یاد دادم و حتی یسری ها بودن که پروژه ای که میخواست رو کلا با همدیگه زدیم و حدود ۴۰ جلسه رو با همدیگه داشتیم. توی این کلاس های خصوصی کلی چیز یاد گرفتم و یاد دادم که فکر میکنم نمیشد با مطالعه اونها رو بدست آورد.اگه نیاز به مدرس خصوصی برنامه نویسی وب (اختصاصا PHP و فریمورک Laravel) دارید با من تماس بگیرید. ممنون که خوندید :)</description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2019 03:32:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مورد Promise ها در جاوااسکریپت</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-promise-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA-l4mmljltqvyq</link>
                <description>پرامیس در jsفرض کنید که یه خواننده هستید و طرفدارهاتون منتظرن که شما آهنگ جدیدتون رو منتشر کنید تا گوش بدم و هر روز کلی آدم بهتون پیام میدن که آیا آهنگ جدیدتون منتشر شد یا نه و اگه شد واسشون بفرستید. اینطوری هم خودتون دیوونه میشید و هم اونا. یه راه حل اینه که از همشون یه ایمیل بگیرید و آهنگ که منتشر شد واسه همشون آهنگ رو ایمیل کنید. این حرکت هم اون حجم مراجعات اولیه رو کاهش میده و هم باعث میشه که اگه مشکلی پیش اومده بود دوباره بتونید ورژن جدید و درست آهنگتون رو واسشون بفرستید.در کارهای برنامه نویسی این پروسه خیلی تکرار میشه. فرض کنید منتظر این هستید که یک داده از سرور لود بشه و هی باید چک کنید که آیا داده لود شد یا نه؟ برای حل این مشکل در جاوا اسکریپت از promise استفاده میشه. در واقع Promise یه شی جاوا اسکریپت هست که چک میکنه که نهایتا یک درخواست هم زمان موفق میشه یا با شکست مواجه میشه.</description>
                <category>حمید حق دوست</category>
                <author>حمید حق دوست</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2019 01:13:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>