<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پادکست «وقت طهران»</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@vaghtetehran</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 00:18:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1751704/avatar/w6sGYd.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پادکست «وقت طهران»</title>
            <link>https://virgool.io/@vaghtetehran</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ایران، حجاب و تجربه‌‏ی همسایه‌‏ای به نام ترکیه</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-tclqehtkugtu</link>
                <description>محمدعلی دستمالی✍️پیش از آن که به‌عنوان نویسنده وارد دل مطلب شوم؛ تمایل دارم در مقام مرد بی‏‌فرزندی که نگاه پدرانه دارد، تهجیر مظلومانه‌‏ی ژینا یا مهسای عزیز را به همه تسلیت بگویم. به‌ویژه تسلیت به خودم و همسرم فریبا که دختردار نیستیم اما شیفته و شیدای دخترکان این سیاره‏‌ایم و زیباترین لحظات عمر ما این است که وقتی در خیابان و کوی و برزن راه می‌‏رویم و دختری می‌‏بینیم، همدیگر را نگاه کنیم، لبخندی بزنیم، بگذاریم دختر رد شود و سپس یکی از ما بگوید: چه خانمی! چه گلی! رخسار ژینای جوان‌مرگ و آن نگاه زیبا و آسمانی‌‏اش، از آنهایی بود که من یا همسرم، با دیدن‌شان می‌‏گوییم: «روله گیان!»، (فرزند جان). این از مقدمه‌‏ی کوتاه من که آوردن‌اش را لازم دانستم و از خداوندگار این سرای دیجیتالی خواهش کردم، اگر برای‌شان میسر بود، رخصت دهند این تکه سر جایش بماند.✍️در این یادداشت کوتاه، برآنم که از نوع مواجهه و تجربه‌‏ی ترکیه درباره‌‏ی حجاب سخن بگویم تا یک دست‌مایه و ملات اولیه فراهم شود برای کسانی که تمایل دارند از منظر «سیاست مقایسه‌‏ای» (Comparative politics) بدین موضوع بنگرند. برای این‌که نشان دهم چرا ترکیه را برگزیده‏‌ام، باید بگویم: کشور و جامعه‏‌ی ایران، از هر حیث، با همسایگانی همچون افغانستان، پاکستان، کشورهای عربی حاشیه‌‏ی خلیج فارس، همسایگان شمالی و حتی عراق، تفاوت‌‏های بسیار روشن و برجسته‌‏ای دارد. اما شباهت‏‌های ایران و ترکیه، بسیار بیشتر از تفاوت‌‏ها است.✍️ایران و ترکیه، در عالم سیاست و از منظر معادلات حاکم بر روابط بین‌‏الملل و مطالعات منطقه‏‌ای، عملاً رقیب همدیگر هستند، اما اشتراکات فراوان دارند و به جرأت می‏‌گویم در کل جهان اسلام، کشوری نمی‌‏یابید که به اندازه‌‏ی ترکیه، شبیه ایران باشد. صد البته تفاوت‌‏ها نیز بسیارند. مثلاً ترکیه براساس نص آشکار قانون اساسی، یک جمهوری لائیک است که اصول فکری و سیاسی مصطفی کمال آتاترک را اصل و اساس قلمداد می‌‏کند، ایران اما ساختاری دارد به نام جمهوری اسلامی؛ مبتنی بر اصل ولایت فقیه. ممکن است بگویید؛ همین یک تفاوت کافی‏ست تا سهم تمام شباهت‌‏ها را بی‌‏اثر و بی‏‌اهمیت کند. اما چنین نیست. حکومت‏‌ها غالباً کار خودشان را می‌‏کنند و مردمان تحت حاکمیت آنان نیز، هر اندازه که خود را ملزم به نواختن «شور» دلخواه حکومت نشان دهند، یک خط در میان، «ماهور» مطلوب خودشان را هم می‌‏نوازند! اسم این رویکرد، نه ریاکاری و تقلب است نه چیزی دگر. سرشت جوامع بشری این است! می‏‌خواهید اسمش را بگذارید باگ اجتماع! نمی‏‌دانم اختیار با شماست.✍️الغرض...به قول ما کردها، دور نشوم از اصل بابت. با وجود تفاوت مهمی که در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه وجود دارد، در حوزه‏‌های تمدنی، فرهنگی و اجتماعی، تا دل‌ات بخواهد، می‌‏توانی شباهت پیدا کنی بین مردمان ایران و مردمان ترکیه. از سور و سوگ بگیر تا تربیت فرزند، از آموزش بگیر تا هنر، از صنایع دستی بگیر تا معماری و خیلی چیزهای دیگر. اگر اندکی صبور باشید و زود برنیاشوبید، می‏‌خواهم عرض کنم در حوزه‏‌ی پوشش زنان نیز شباهت‏‌ها بین ایران و ترکیه بسیار بیشتر از آن چیزی است که در سریال‌‏های تلویزیونی دیده می‌‏شود.✍️کسی که دستی بر آتش ترکیه‌‏شناسی داشته باشد، خوب می‌‏داند که آن بانوان چشم سبز و موبور و نیمه برهنه‌‏ی اروپایی‌‏آسا، درصد اندکی از زنان و دختران واقعی ترکیه را تشکیل می‏‌دهند. شما اگر در هر کدام از کلان‌شهرهای استانبول، آنکارا، ازمیر و چندین شهر دیگر غرب ترکیه، در چند مسیر متفاوت شهر، با رویکردی پژوهشی و آماری، دست به مشاهده‌‏ی میدانی بزنید، درمی‌‏یابید که آمار زنان و دختران محجبه، خیلی بیشتر از آن چیزی است که انتظار می‏‌رود. در بین آن دسته از زنان نیز که با تعبیر مسئولین جمهوری اسلامی‏، «بی‌‏حجاب» و «شل حجاب»، قلمداد می‌‏شوند، شمار خانم‌‏هایی که فقط روسری ندارند و مانند ما مردها، شلوار و بلوز پوشیده‏‌اند، به‌مراتب بیشتر از خانم‌‏هایی است که دامن‌‏های کوتاه تن کرده‏‌اند و بدون جوراب و شلوار بیرون آمده‌‏اند. حالا بگذارید چند مثال روشن بزنم که قضیه عینی و ملموس شود: در ترکیه، محجبه و بی‏‌حجاب، با همدیگر دعوایی ندارند و در محیط درس و کار و تفریح، می‌‏توانی آنها را کنار هم ببینی و مطمئن باشی که به میزانی از هم‌زیستی مسالمت‌‏آمیز، دست یافته‏‌اند. زنان و دختران محجبه، به زنان و دختران آزادپوش، نمی‏‌گویند: شما مردان ما را منحرف کرده‌‏اید! در بین زنان و دخترانی که مورد تجاوز و تعرض و حمله قرار می‌‏گیرند، هم محجبه داریم هم غیرمحجبه. کسی نمی‏‌گوید: چون شلوار تنگ پوشیده بود و آرایش کرده بود، طبیعتاً باید مورد حمله قرار می‌‏گرفت! شاید باورکردن‌اش برایمان سخت باشد، اما بین همان زنان و دختران سربرهنه‏‌ی ترکیه، خیلی‏‌های‌شان نمازخوان و روزه‏‌بگیر هم هستند. خانم مرال آکشنر رهبر یکی از مهمترین احزاب سیاسی ترکیه که روزگاری وزیر کشور بود و با موی برهنه‌‏ی مدل پسرانه می‏‌گردد، دو روز بعد از اعلام تغییر کاربری موزه ایاصوفیا به مسجد، با سجاده و روسری و بدون محافظ به محوطه‌‏ی مسجد رفت و نماز شکر به‌جای آورد! در کابینه‌‏ی اردوغان هم، همیشه دو وزیر حضور داشته‏‌اند که یکی از آنها محجبه است و دیگری بدون حجاب اسلامی. اگر اسامی اعضای کابینه و اعضای تیم اصلی اردوغان و سران حزب عدالت و توسعه را در اینترنت جست‌و‌جو کنید و عکس زنان و دختران و عروس‌‏های آنان را بررسی کنید، می‌‏بینید که تقریباً نیمی از آنان محجبه هستند و نیمی دیگر بدون حجاب اسلامی. رسانه‌‏ی طرفدار وزیر آق‏قویونلو، نمی‏‌گوید ای داد بیداد همسر فلان وزیر قاراقویونلو برهنه است! همین آقای پروفسور ابراهیم کالن که مهمترین آدم تیم اردوغان شناخته می‌‏شود، همسرش محجبه است، دختر بزرگ او هم که چند سالی‏ است ازدواج کرده، تا چند سال پیش محجبه بود اما حالا روسری برداشته و مو در باد رها کرده است. اما نه موقعیت پدرش تغییر کرد و زخم زبانی زده شد، نه خودش را از رسانه‌‏ای که در آن کار می‏‌کند بیرون انداختند.می‌‏خواهم از تابلویی که در بالا وصف کردم، چه نتیجه‌‏ای بگیرم:✍️پاسخ من برای شما این است. از قید بیان تفاوت‏‌ها بگذریم و اجازه بدهیم که با رویکردی که به «الگوها» و «روش‌‏ها» دلالت دارد، به پاسخی برای این پرسش مهم پی ببریم: چگونه است که جامعه‌‏ی اسلامی و حکومت ترکیه، در مورد پوشش زنان و دختران به‌نوعی سازش و توافق دست یافته، اما در ایران، نه‌تنها بین دولت و ملت، بلکه بین خود مردم نیز در این مورد توافقی وجود ندارد و شاهد خطرناک‌‏ترین قطب‌‏بندی‏‌های اجتماعی هستیم؟ تعارف را کنار بگذاریم؛ بسیاری از زنان و دختران و مردانی که به حجاب چادری و مقنعه و دیگر الگوهای پوشش طراز جمهوری اسلامی باور ندارند، به خود زنان چادری نیز نگاه مطلوبی ندارند و بگذارید اینجای کار را درز بگیریم که چه الفاظی در مورد آنان به کار می‌‏برند. در سوی دیگر میدان، بخش قابل توجهی از بانوان محجبه‌‏ی چادری، به خود اجازه می‌‏دهند که هر زن و دختری را که مانند آنها پوشیده نیست، با الفاظ و عناوینی توصیف کند که این را هم باید درز گرفت! بخشی از طرفی که به حجاب چادری باور ندارد، محجبه را حکومتی و جیره‌‏خوار و امتیازبگیر و راهکار قلمداد می‌‏کند، بخش قابل توجهی از محجبه‌ها نیز، طرف مقابل را «دشمنِ دین»، «بی‏‌اخلاق»، «ولنگار» و غیره و ذالک می‌‏داند. به عبارتی روشن، ما در ایران‌مان، شاهد یکی از بدترین و نگران‏‌کننده‏‌ترین انواع «دیگری‏‌سازی» و «دوقطبی‏‌سازی» هستیم و سوگند به خداوندی که بر بال پروانه‌‏ها تمرین نقاشی آبستره کرده، طراح این دیگری‏‌سازی، «دیگر» نیست؛ «خود» است، ببخشید! خودِ خودِ نهادهای حاکمیتی هستند.✍️به دو نمونه از رفتار دولتمردان درباره‌‏ی حجاب، توجه کنید:الف) رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در کاخ سفید مهمان دونالد ترامپِ موطلایی بود. گل از گل اردوغان شکفته بود، چرا که با ترامپ گرم گرفته بود حسابی. ترامپ گفت: آقای رئیس جمهور! یک خبرنگار ترک به انتخاب شما سوال کند. اردوغان، بین آن همه خبرنگار همراه، رو به هلال کاپلان محجبه کرد و گفت: هلال خانم! شما بپرس!... مدتی گذشت. ترامپ رفت و بایدن آمد. اردوغان دو بار با او دیدار کرد. اما اردوغان هر دو بار، بین آن همه زن و دختر ترک در اروپا و آمریکا زیسته‌‏ی انگلیسی بلبل بی‌‏روسری، یک دختر جوان محجبه را به‌عنوان مترجم با خود برد بعد از دیدار هم گفت: بایدن انگلیسی مترجم ما را خیلی تحسین کرد.ب) ابراهیم رئیسی رئیس قوه‏‌ی مجریه‌‏ی جمهوری اسلامی ایران، در شب‏‌ها و روزهایی که مردم کشور، عزادار و خشمگین هستند و در بسیاری شهرها، اعتراض و تحصن برپاست، به آمریکا رفته و در مصاحبه با یک تلویزیون آمریکایی گفته است: «زنان کشور ما، حجاب را به‌عنوان امر خودجوش، قبول کرده‌‏اند.»✍️اردوغان، رئیس جمهور یک کشور دارای جامعه‌‏ی اسلامی و ساختار لائیک، ابایی ندارد از این که برندینگ سیاست خارجی خود را با زن محجبه پیش ببرد. اما رئیسی، بدشانسی آورده و درست در همان لحظاتی که در هواپیما نشسته و دارد به سوی نیویورک می‏‌رود، ناگهان چند دانشمند بیکار دور هم جمع شده و چیزی به نام تلفن همراه اختراع می‏‌کنند و بر و بچز بیکار دیگر هم چیزی به نام اینترنت به راه می‌‏اندازند و یک سری نخبه‌‏ی ولگرد عاطل و باطل هم سوشیال میدیا به راه می‌‏اندازند و قبل از این که رئیسی پیاده شود، جیک جیک مستان گنجشک توئیتر، درباره‌‏ی ژینا یا مهسای امینی، از عدد ۴ میلیون می‌‏گذرد و حتی پنگوئن‌‏های قطب می‏‌فهمند که در وزرا چه می‌‏گذرد و امر خودجوش چیست!✍️آن اصول و اهدافی که دولت‏‌ها و سیاستمداران جهان، با صرف میلیاردها دلار دنبال می‏‌کنند، غالباً در زیست عادی مردمان و شهروندان، با تفاهم و مسالمت، به‌دست می‌‏آید. دولت‏‌ها اگر بخواهند، روسری بر سر و مو در باد رها، می‏‌توانند پشت یک میز بنشینند و بگویند و بخندند. دولت‏‌ها اگر دنبال رأی و دار و دسته جمع کردن نباشند، کراواتی و ریشو، می‏‌توانند با هم فلافل بزنند و سس‌‏های مطلوب را به همدیگر تعارف کنند.✍️بگذارید در پایان، دوباره باور خود را به اصل واقع‌‏بینی، نشان دهم و بگویم: خوش‌بینانه است اگر کسی انتظار داشته باشد که در ساختار جمهوری اسلامی، پدیده‌‏ای به نام حجاب، کنار نهاده شود. اما بسیار واقع‌‏بینانه است اگر به رویکرد ارتجاعی، خطرناک و ناامن موجود خاتمه داده شود. سران حکومت، برای لحظاتی کوتاه به خاطر بیاورند که ده‌‏ها میلیون نفر از مردم این کشور، در برابر تورم کمرشکن، گرانی‏‌های بی‏‌سابقه و تمام بی‏‌کفایتی‌‏ها و ناتوانی و فساد مسئولان تاب آوردند و به خیابان نریختند. اما اگر با این همه عجز، جان دخترکان و روله‌‏های ماه‌‏رخسارشان را هم بگیرید، چیزی نمی‏‌ماند برای از دست دادن. بیایید؛ به پاس یک هزارم از نجابت و صبوری و تاب‌‏آوری این مردم، دست از شیوه‌‏های شرم‌‏آور ارشاد بردارید.?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس | اپل پادکست</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Wed, 21 Sep 2022 22:33:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درک یک مناقشه</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-akjztjvohuqz</link>
                <description>شاهین زینعلی✍️مناقشات مرزی، درگیری‌های قومی و تنش‌های مذهبی به‌صورت معمول جزئی جدایی‌ناپذیر از روند تحولات مربوط به فروپاشی امپراتوری‌ها، کشورهای چندقومیتی و یا دولت‌های هندسی هستند. نمونه‌های بسیاری از این قبیل مناقشات را می‌توان در سراسر جهان به‌ خاطر آورد. جنگ‌های قومی و مذهبی دهه ۹۰ میلادی در قلب اروپا در جریان تحولات پس از فروپاشی یوگسلاوی نمونه‌ نزدیکی از چنین مناقشاتی است. ✍️قفقاز نیز همچنان صحنه این چنین مناقشاتی است؛ اما روند طولانی و فرسایشی آن نشان می‌دهد موتور محرک را باید در جای دیگر جست: مهار روسیه به‌مثابه سیاست راهبردی آمریکا. زمانی‌که قدرتی هژمونیک خطری از جانب قدرتی نوظهور احساس کند دست به مهار آن خواهد زد. سیاست‌های ترکیه و جمهوری آذربایجان در این راستا قابل ارزیابی است؛ ایجاد نظم ترکی در دو سوی دریای خزر، در شمال ایران و جنوب روسیه. اما این بدان معنا نیست که در چنین شرایطی بازیگران کوچک‌تر اهداف خاص خود را دنبال نخواهند کرد. ✍️سیاست جمهوری آذربایجان مبنی بر الحاق‌گری و ترکی‌سازی منطقه و ترکیه مبنی بر ایجاد محور انتقال انرژی در دو سوی دریای خزر که با هویت پان‌ترکیستی پشتیبانی شود، نمونه‌ای از اهداف بازیگران خرد در این بازی بزرگ است. ✍️چندان روشن نیست آمریکا برنامه‌ای برای مهار ایران از این راه دارد یا خیر. به‌خصوص که نشانه‌های متقنی در رابطه با حمایت اروپا از بسته شدن راه ارتباطی ایران به اروپا در دست نیست، اما هر چه هست راهبرد مهار روسیه در قفقاز بر یکی از گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی ایران در این منطقه اثرگذار خواهد بود؛ به‌خصوص که اسرائیل نیروی پشتیبان آن در منطقه است. ✍️در چنین شرایطی «بازدارندگی» باید در دستور کار سیاست منطقه‌ای ایران قرار گیرد. پوشیده نیست که الحاق قره‌باغ به جمهوری آذربایجان کلید اشغال استان سیونیک ارمنستان و از بین رفتن مرز ایران با این کشور متحد خود در قفقاز است. چنانچه نیروهای نظامی ایران بتوانند به درخواست دولت ارمنستان در استان سیونیک این کشور مستقر شوند، بازدارندگی برای دفع فشار محور آنکارا-باکو به اوج می‌رسد؛ اما در عین حال باید در نظر داشت کلید موافقت ارمنستان با چنین طرحی نه در ایروان که در مسکو است..?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس | اپل پادکست</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Thu, 15 Sep 2022 18:14:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابهام در سند جزایر سه‌گانه</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-lunjl8s6coqs</link>
                <description>معاون سابق حقوقی وزارت خارجه✍️در مورد موضوع تنظیم سند مالکیت برای جزایر سه‌گانه که اخیراً توسط سخنگوی قوه قضاییه اعلام شده،‌ باید به چند سند پیش از آن توجه کنیم. اول یادداشت تفاهم ۱۳۷۱ و نامه‌های متعاقب آن. طبق یادداشت تفاهم دو طرف قبول کرده‌اند که ایران و شارجه ادعای خود بر جزیره ابوموسی را همچنان نگه می‌دارند و حاکمیت یکدیگر را قبول ندارند. بلافاصله ایران یک یادداشت ارسال کرده و حفظ امنیت جزیره را از آن خود می‌داند. یعنی سعی می‌کند حاکمیت خود را تصویب کند. دولت ایران چون مدرکی نداشته است، برای مدرک‌سازی تنب بزرگ و کوچک در اداره ثبت هرمزگان اقدام می‌کند. ولی در مورد جزیره ابوموسی این‌کار را نمی‌کند. ✍️اقدامات دولت‌ها هم ارزش حقوقی دارد. در این مدت دولت ایران حاکمیت خود را به‌صورت عملی اعمال می‌کند و تا قضیه «کشتی فاطر» هیچ اعتراضی هم به آن نمی‌شود. ✍️ایران در سال ۱۳۷۲ قانون مناطق دریایی را تصویب می‌کند ولی حتی یک‌بار از کلمه «مالکیت» استفاده نمی‌شود زیرا حاکمیت همه جزایر را از آن خود دانسته و مقررات رفت‌و‌آمد را در آن قانون اعمال می‌کند و آن را اجرا می‌کند و دیگران هم رعایت می‌کنند. این یعنی به‌تدریج حاکمیت درحال تثبیت است. ✍️وقتی دولت ایران حاکمیت دارد، یعنی مالکیت هم دارد. اگر قدمی کمتر از حاکمیت برداریم یعنی این‌که یک قدم عقب نشسته‌ایم. ✍️در برخی نقاط ایران و در برخی جزایر در مورد اراضیِ جزایر سند داریم که بخش دولتی و حریم ساحل و بخش خصوصی را به انضمام نقشه آنها تعیین می‌کنیم. این موضوع با این‌که یک سند منتشر کرده و مساحت جزیره را بنویسیم و آن را ملک دولت ایران بدانیم، متفاوت است. جزیره فقط خاک نیست بلکه دریای سرزمینی دارد، مقررات حاکمیتی بر بستر و زیر بستر دارد، امنیت دارد و مقررات رفت‌و‌آمد کشتی‌ها و غیره دارد. ✍️حال در این میان بدون هیچ اشاره‌ای به وضعیت حقوقی صرفاً مساحت خاک جزیره را ملک خود حساب می‌کنید، در حالی‌که حاکمیت شما به آب‌های سرزمینی جزیره و بستر و زیر بستر آن هم سرایت دارد. یعنی از نظر مساحت هم ناخواسته عقب نشسته‌اید. از سوی دیگر، در اولین روز از سرگیری روابط و حضور سفیر امارات در تهران این کار را می‌کنید؛ در شرایطی‌که با خون دل اجماع عرب‌ها را از بین برده و یک‌به‌یک سفرای آنها را می‌آورید تا دشمنان شما ادعای انزوای شما را پیش نبرند. ✍️اگر شما وکیل امارات بودید، این سند را نمی‌گرفتید و بگویید آخرین ادعا یا اقدام دولت ایران در مورد ابوموسی یک سند بی‌ارزش مالکیت است نه ادعای حاکمیت؟ نمی‌گفتید این نشانه این است که دولت ایران هم خودش به حاکمیت خود شک دارد وگرنه این اقدام را نمی‌کرد؟ چند روز نیست که شورای خلیج فارس حاکمیت جزایر را از آن امارات دانسته است، آن‌وقت شما یک سند ساده مالکیت صادر می‌کنید؟!✍️از هر منظر نگاه کنید، این کار اشتباه بوده است. باید یک راهی پیدا کنیم. شاید سخنگوی محترم دولت، وزارت خارجه یا قوه قضاییه بتواند اعلام کند که این اسناد جزئی از ترتیبات داخلی و مطابق قانون داخلی به‌منظور ایجاد نظم در مالکیت زمین در سراسر ایران است و هیچ خدشه‌ای بر حاکمیت ایران بر جزایر خود در خلیج فارس و دریای عمان وارد نمی‌کند. فقط امیدوارم دشمنان ایران ظرف امشب و فردا سوء استفاده نکرده و آن را بهانه جدید برای ایران هراسی نکنند..?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس | اپل پادکست</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Wed, 14 Sep 2022 23:24:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملکه و سفر تاریخی به ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ozoqi0pxxewl</link>
                <description>✍️ایران و بریتانیا در رابطه خود کش‌‌و‌قوس‌های بسیاری تجربه کرده‌اند. از نقش‌آفرینی در بسته‌شدن عهدنامه گلستان تا اشغال جزایر سه‌گانه ایران توسط نیروهای بریتانیا و سه‌سال مذاکره برای خروج از جزایر، تا بالارفتن عده‌ای بسیجیِ آتشین‌مزاج از دیوار سفارت انگلیس در تهران. بخش زیادی از این اتفاقات در دوره الیزابت الکساندرا مری؛ یعنی همان ملکه الیزابت رخ داد. ملکه متولد ۲۱ آوریل ۱۹۲۶ بود و روز گذشته (۸ سپتامبر ۲۰۲۲) در ۹۶ سالگی درگذشت. او هفتادسال فرمانروای بریتانیا و ۱۴ قلمرو مشترک‌المنافع بود. ✍️اما رابطه ملکه الیزابت با ایران چگونه بود؟ ماجرای نامگذاری بلوار الیزابت به‌نام او در تهران چه بود؟ ملکه انگلیس (الیزابت دوم) تنها یک‌بار به‌صورت رسمی به ایران آمد؛ سفری با همسرش پرنس فلیپ در سال ۱۳۳۹. سفر ملکه و همسرش به تهران در پاسخ به سفر دو سال قبل محمدرضاشاه به لندن بود. اما تا سال ۱۳۵۲ پرنس فلیپ، همسر ملکه سه‌بار به‌صورت غیررسمی به ایران آمد. سال ۱۳۵۲ هم ملکه در بازگشت از استرالیا ساعاتی را در تهران گذراند و دیداری با شاه داشت.✍️قرار بود قبل از وقوع انقلاب در ایران نیز ملکه و همسرش سفر دیگری به ایران داشته باشند: فرح پهلوی پیش‌تر در مصاحبه‌ای به بی‌بی‌سی گفت: «ملکه الیزابت درست پیش از این‌که این اتفاقات بیافتد می‌خواستند با کشتی بریتانیکا به ایران سفر کنند و در بندرعباس وارد شوند ولی خوب شلوغی‌ها که شروع شد، این سفر انجام نشد و بعداً ملکه انگلیس نامه‌ای برای اعلی‌حضرت نوشتند که این نامه در اسوان توسط سفارت انگلیس به‌دست ایشان رسید که در آن نامه ایشان از طرف خودشان و پرنس فلیپ ابراز تاسف کردند و نوشته بودند که در این لحظات (روزهای انقلاب) خیلی به فکر شما و شهبانو هستیم و امیدواریم شما را به‌زودی ببینیم و در پایان این نامه را با عبارت دوست صمیمی شما امضا کرده بودند».✍️ملکه الیزابت اسفند سال ۱۳۳۹ به ایران سفر کرد. سفری که برخی منابع آن‌ را ده‌ روزه نوشته‌اند و برخی دیگر سه روزه. او علاوه بر تهران، از اصفهان و شیراز هم بازدید کرد و شاه و همسرش او را همراهی کردند. به‌نظر می‌رسد بعد از آن سفر بود که بلوار «نهر آب کرج» به‌نام ملکه الیزابت نامگذاری شد. بلواری که اکنون به نام کشاورز شناخته می‌شود. «به‌دنبال لوله‌کشی آب آشامیدنی تهران در دهه ۱۳۳۰ و فکر تأسیس بوستانی در محل میدان اسب‌دوانی «جلالیه» (بوستان لاله)، «نهر آب کرج» تبدیل به بلوار شد که بعدتر آن را «بلوار الیزابت» نام نهادند».✍️عبدالرضا هوشنگ مهدوی کارمند نسبتاً جوان آن روزهای وزارت خارجه قرار بوده بخشی از پذیرایی این سفر را بر عهده گیرد. او در خاطرات‌اش می‌نویسد: «روز اول اقامت‌شان در تهران، طبق برنامه قرار بود ملکه انگلیس و شوهرش از کوی کارگری نهم آبان بازدید به عمل آورند. نگارنده قبلاً خبرنگار موویتون را به محل برد و شاهد عینی صحنه مصنوعی و خنده‌آوری گردید. یک مرد تنومند سیبیلو با کت‌و‌شلوار سرمه‌ای و کراوات و یک زن سرخاب و سفیداب مالیده که همدیگر را آقای فلان و خانم بهمان خطاب می‌کردند و داد می‌زد که عضو ساواک هستند، نقش کارگر و همسرش را ایفا می‌کردند. آپارتمان با قالی‌های گران‌بها مفروش بود. روی میز یک سبد گل زیبا نهاده بودند و در کنار اتاق یک سماورِ بزرگِ ورشو غلغل می‌کرد. در گوشه‌ای یک دستگاه تلویزیون به‌نظر می‌رسید. بر روی هم این آپارتمان کارگری از بسیاری جهات از خانه‌های بسیاری از کارمندان دولت و طبقه متوسط مجلل‌تر بود. هنگامی که ملکه الیزابت و پرنس فلیپ داخل آپارتمان شدند، از مشاهده این صحنه شگفت‌زده شدند. ملکه پرسید آیا همه کارگران ایرانی در خانه‌های‌شان تلویزیون دارند؟ بدیهی است که پاسخ مهمانداران مثبت بود. ولی آثار ناباوری در چهره ملکه و همسرش دیده می‌شد.»✍️ملکه الیزابت و همسرش در مدت اقامت در ایران در سوئیتی در کاخ گلستان اسکان داده شده بودند که فرح پهلوی علت این تصمیم را علاقه مهمانان به فرهنگ و هنر ایرانی عنوان کرد. اگرچه ملکه الیزابت بعد از انقلاب ۱۳۵۷، رابطه‌ای با ایران نداشت،‌ اما ولیعهد علاقمند به رابطه با تهران بود. از ملاقات با سیدمحمد خاتمی تا همین چند سال پیش که اعلام آمادگی کرده بود به تهران سفر کند.✍️صبح بیستم بهمن ۱۳۸۲ شاهزاده چارلز، وليعهد انگليس با سیدمحمد خاتمی، رییس‌جمهور وقت ديدار كرد. طبق خبری که از آن ملاقات منتشر شده، خاتمی به مسائل اخلاقی و معنوی مانند كشتار و بي‌عدالتي، زور و خشونت اشاره کرده و پیش‌بینی کرده بود که جنگ و تروريسم در جهان رواج خواهد يافت. اما در آن ملاقات‌ به موضوعاتی مانند گفت‌وگوی تمدن‌ها، همکاری با تروئیکای اروپایی و تعهد به پروتکل الحاقی و... نیز پرداخته شد. شاهزاده چارلز در آن سفر به شهر زلزله زده بم نیز سفر کرد. ✍️بار دیگر بهمن ۱۳۹۸ بود که چارلز در گفت‌وگو با روزنامه ساندی‌تایمز گفت که مایل است سفری رسمی به ایران داشته باشد. چارلز در این‌باره گفت: بله معلوم است که دوست دارم [به ایران بروم]. می‌دانم که ایران قرن‌ها بخش مهمی از جهان بوده و کمک شایانی به دانش بشری، فرهنگ، شعر و هنر کرده است. منظورم این است که واقعا ملت چشم‌گیری هستند. سخنگوی چارلز اما بعداً گفت: هیچ برنامه‌ای برای سفر رسمی شاهزاده ولز به ایران وجود ندارد.✍️با درگذشت ملکه الیزابت، پادشاهی بریتانیا به پسر او شاهزاده چارلز می‌رسد. اگرچه می‌دانیم پادشاه نقشی در تعیین سیاست خارجی دولت انگلیس ندارد اما شاید بتوان امیدوار بود چارلز بتواند رابطه ایران و انگلیس را به سمت مثبت‌تری سوق دهد. در حال حاضر شش ماه است که سفارت ایران در انگلیس سفیر ندارد؛ یعنی بعد از آن‌که محسن بهاروند، سفیر ایران در انگلیس به بهانه آنچه «هنجارشکنی مهمان‌ها» در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب خواندند، برکنار و به تهران فراخوانده شد. ?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس | اپل پادکست</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Fri, 09 Sep 2022 18:37:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چریکی که بعد از آنتن زنده کشته شد</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%DA%86%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF-tmc0ke79hu6f</link>
                <description>✍️خواهرزاده یکی از فعالان جبهه مقاومت بود و همین موجب شد به طیف یاران رهبر جبهه نزدیک شود و بعد به او بپیوندد؛ احمدشاه مسعود. بعد از دو دهه همچنان همراه آن جریان باقی ماند آنچنان که سخنگوی جبهه شد وقتی‌که پسر تصمیم گرفت راه پدر را ادامه دهد. ✍️فهیم دشتی چریکی است که ۱۴ شهریور ۱۴۰۰، وقتی که پنجشیر اوج روزهای محاصره و مقاومت‌اش را طی می‌کرد، کشته شد. سال گذشته وقتی طالبان بعد از دو دهه بار دیگر در افغانستان مسلط شد، تنها پنجشیر و چند ولایت کوچک اطراف بود که بنای مقاومت گذاشت و فهیم دشتی جزو یاران نزدیک احمد مسعود رهبر جوان جبهه مقاومت بود.✍️در حالی‌که رسانه‌های زیادی به‌دنبال کسب اطلاعات از وضعیت جبهه مقاومت و پنجشیر بودند، بی‌بی‌سی فارسی موفق به مصاحبه با او شد. مصاحبه زنده‌ای انجام شد و به یک‌باره شماره تلفنی روی تصویر نقش بست و برخی مدعی هستند این شماره تلفن منجر به ردیابی او شد. چند روز بعد فهیم دشتی در عملیاتی در نزدیکی بازارک کشته شد. ✍️روزهای اوج مقاومت در پنجشیر، همه سران جبهه و فعالان گروه، مجبور بودند به سنت چریکی خود رو بیاورند و تلاش می‌کردند ردیابی نشوند. بی‌بی‌سی فارسی البته همه اتهام‌ها را رد می‌کند و آن شماره تلفن را بی‌ارتباط به آقای دشتی می‌داند.  ✍️فهیم دشتی روزنامه‌نگار و سخنگوی جبهه مقاومت، پیش‌تر در روز ترور آمر صاحب مجروح شده‌ بود. او در همان اتاق در حال فیلم‌برداری بود. در کتاب «فرمانده مسعود» -که مجموعه مصاحبه‌هایی با یاران آمر صاحب است- ژیلا بنی‌یعقوب با فهیم دشتی گفت‌و‌گو کرده است و آن روز و اقدام دو تروریستی که به‌عنوان مصاحبه‌کننده آمده بودند، این‌گونه روایت می‌شود: «فکر کنم اصلاً سوالی نپرسیدند و تازه خواندن سوال‌های‌شان از روی متن تمام شده بود. اشخاصی که بیرون بودند بعدها گفتند که صدای انفجار مثل پرتاب بمب از هواپیما بود. من ابتدا فکر کردم دوربینم مشکلی پیدا کرده است. تصور کردم دستم اشتباهی به قسمتی از دوربین خورده و موجب این صدا شده است. من نزدیک‌ترین شخص بودم و حدود 30 سانتی‌متر با دوربینی که منفجر شد فاصله داشتم. ولی جهت انفجار را به سمت آمر صاحب برده بودند. دست‌ها، چشم و پاهایم به‌شدت زخمی شد.»✍️فهیم دشتی روزنامه‌نگاری اهل تحقیق و مطالعه بود. روزنامه‌نگاری که در کابل درس خواند و در بازار کتاب تهران دنبال بقیه آثار داستایفسکی بود که کتابخانه‌اش را تکمیل کند. جالب اینکه در خاطرات‌اش آمده که مابقی کتاب‌های داستایفسکی را هم از کتابخانه احمدشاه مسعود کِش رفته بوده و او تنها کسی بوده که چنین جرأتی به خود داده بود. (به نقل از کتاب «فرمانده مسعود»)✍️فهیم دشتی روزنامه‌نگاری که در جریان ترور پدر، مجروح شد در همراهی با پسر، ترور شد. اخیراً نشر نی در تهران، دومین چاپ کتابی را که فهیم دشتی در مورد آمر صاحب نوشته، منتشر کرده است. این کتاب خاطرات فهیم دشتی در کنار احمدشاه مسعود است. او از نزدیکان جبهه مقاومت اول بود. این کتاب با مقدمه ستاره دشتی، همسر فهیم روانه بازار شده است. ✍️نام این کتاب «دور و نزدیک آمر صاحب» است با عکس جلدی از احمدشاه مسعود رهبر جبهه مقاومت در افغانستان. او خود را در مقابل احمدشاه مسعود این‌گونه توصیف می‌کند: «در واقع من خود را در وضعیت یک کودک مکتبی یافتم که در برابر معلمی بزرگ زانو زده و درس‌های تازه‌ای می‌گیرد.»✍️در بخشی از این کتاب آمده است: «مبارزه همیشه سخت است. این سختی وقتی از حد تحمّل فراتر می‌رود که آدم‌ها خود را در مبارزه برای یک هدف، تنها می‌بینند. مبارزه با تمام سختی‌هایش، لذت عجیبی دارد؛ اما اگر مجبور باشی برای رسیدن به هدف، آدم‌های دیگر را قربانی بسازی، لذت مبارزه را کمتر احساس می‌کنی. هیچ‌چیزی در مبارزه خطرناک‌تر از...»?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Wed, 07 Sep 2022 19:15:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوامبر سرنوشت‌ساز برای توافق</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-kcmq0xa5nk3t</link>
                <description>✍️تموز مرداد به رفت‌و‌برگشت متن توافق گذشت؛ اتحادیه اروپا متنی را روی میز گذاشت، تهران ضمائمی افزود و واشینگتن هم پاسخی بر پاسخ نوشت. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و قطر هم سرگرم هماهنگی بین طرفین هستند.✍️اما آیا توافق در هفته‌های پیش‌رو به‌دست می‌آید؟ یا پشت سد ماه نوامبر خواهد ماند؟ ✍️آن‌چه در ۹ ماه رفت‌وبرگشت و مذاکره و رسیدن به متن جدید، به‌سرعت گذشته، زمان است. این زمان به نفع کیست؟ به نفع ایران با نرخ تورم نقطه به نقطه ۵۲.۲ درصد در مردادماه؟ یا با محدودیت‌ها برای فروش نفت و تلاش برای بی‌اثر نشان دادن تحریم‌ها. ✍️دولت دموکرات بایدن یک‌سال و اندی از زمان‌اش را گذرانده است. اگرچه وعده بازگشت به برجام را داده بود اما دیدیم که اجرای این وعده چقدر زمان‌بر بوده است. بماند که هنوز هم محقق نشده است. شما فکر می‌کنید بازگشت به برجام برای دولت بایدن اولویت دارد؟ دولتی که درصدد است وضعیت جدیدی را در آسیا مهندسی کند. ✍️از یک‌سو در نبرد روسیه و اوکراین و با حمایت نظامی غیرمستقیم از دولت کی‌یف مشغول است و در دیگر سو، با نبرد تجاری نه‌چندان آسان با پکن. انتخابات کنگره در امریکا نزدیک است. در این انتخابات ممکن است وضعیت‌ شکننده‌ی دموکرات‌ها به نفع جمهوری‌خواهان تغییر کند. ✍️در این صورت احتمال بازگشت دوباره ترامپ (یا هم‌پیمان‌های او) به قدرت تقویت می‌شود و چه توافق به دست بیاید و چه نیاید، ثمری نخواهد داشت. حتی اگر گزینه تضمین برای خارج نشدن دوباره از سوی امریکا داده شده باشد. ✍️اگر هم واشینگتن بخواهد در توافق امتیاز ویژه‌ای به ایران بدهد مثل تضمین باز منطقی است که توافق مسکوت بماند تا به جدل کنگره بدل نشود. ✍️در خاورمیانه هم انتخابات بعدی کنست نزدیک است. انتخاباتی که با توافق هسته‌ای می‌تواند نتانیاهو را دوباره به عرصه قدرت بازگرداند. تبعات جنگ اوکراین و نیاز اروپا به گاز هم نیازی است که تا یک‌ماه دیگر خود را بیشتر نشان می‌دهد. اگر توافق تا هفته‌های پیش‌رو به دست نیاید ممکن است به بعد از ماه نوامبر کشیده شود. ✍️با این چند پارامتر که در بالا گفتیم توافق برای کدام طرف فوری‌تر است؟ تهران یا واشینگتن؟?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Sat, 27 Aug 2022 19:03:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمان به نفع کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fxv9fovrac5c</link>
                <description>✍️حدود دو دهه است «مذاکره» بخشی از زندگی‌مان شده است. فقط تصویرها و کاراکترها عوض می‌شود. حسن روحانی، علی لاریجانی، سعید جلیلی، جواد ظریف، علی باقری کنی و البته فهرستی از چهره‌های غیرایرانی.✍️شاید این جمله پرتکرار را شنیده باشید یا خودتان تکرار کرده باشید که: «عمر ما با این مذاکرات گذشت!» فارغ از این جمله، ما با یک پرسش اساسی مواجه هستیم و آن این‌که زمان به نفع کیست؟✍️تصور کنید در یک «جنگ بی‌پایان» یا «انقلاب مستمر» هستیم. این دو وضعیت و یا وضعیت‌هایی مشابه، شاید در گفتار جذاب به‌نظر برسند اما هر چه باشد در عالم واقع و جهان امروز منفعتی ندارند یا دست‌کم روی خیر عمومی‌شان اجماع نظر وجود ندارد.✍️اگر توسعه همه‌جانبه کشور را اصلی‌ترین هدف در نظر بگیریم، خوب است بدانیم زمان به نفع‌مان نیست! امریکا به تسریع و اتمام مذاکرات‌ نیاز اساسی ندارد، طرفین دیگر مذاکره هم تمام هستی‌شان را به آن میز گره نزده‌اند.✍️اما، همه ماجرا این نیست. «تعویق» و «تعلیق» مذاکرات فقط به میزهای وین و ژنو، و یا اسکناس‌های سبزه میدان و چهارراه استانبول گره نخورده است. این معضل به ذهن و تصمیم‌های جامعه سرایت کرده است. با هر موج نزدیکی توافق یا از دست رفتن آن، مردم عادی زیادی هستند که برای تصمیمات اقتصادی زندگی خود دچار تردید می‌شوند. ✍️تعلیق از بیرون و درون، وضعیتی فرساینده است که صرفاً با الگوی توسعه همه‌جانبه تمهید می‌شود. در این الگو، تکلیف سیاست خارجی مشخص است و حتماً باید به سمت جلب انتفاع اقتصادی باشد نه هزینه‌زایی. وضعیتی که اکنون بسیار دور از آن به نظر می‌رسیم.?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس </description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 19:31:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ما این‌قدر بی‌خبریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@vaghtetehran/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-n2vapmjgqusf</link>
                <description>✍️نیمه شب دوشنبه، تهران پاسخ متن پیشنهادی اتحادیه اروپا را به‌صورت مکتوب داد. از ظهر سه‌شنبه، جزییاتی از پاسخ ایران به پیشنهادات طرف اروپایی منتشر شد. وال استریت ژورنال، پولیتیکو، ایندیپندنت و... جزو اولین‌ رسانه‌هایی بودند که شروع به درز برخی جزییات پاسخ ایران کردند.✍️در بین آنها که اخباری از متن توافق منتشر کردند، رسانه‌های داخلی ایران کجا هستند؟ غیر از اینکه اخبار خارجی‌ها را ترجمه و منتشر کردند. گویا حتی نمی‌توانند از مقامات داخلی تایید یا تکذیب همین گمانه‌زنی‌های رسانه‌های خارجی را بگیرند.✍️چه وقتی که مذاکره و توپ توافق در زمین طرف غربی است و چه زمانی که توپ در زمین ایران است، رسانه‌های داخلی ایران نقشی در این بازی ندارند. یعنی مقامات مسئول ایرانی، رسانه‌های داخلی را مناسب انتشار جزییاتی برای شکل‌دهی به یک بازی رسانه‌ای نمی‌دانند یا اساساً از این بازی غافل شده‌اند؟✍️برآیند آنچه در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده نشان می‌دهد دو طرف ایران و ۱+۵ تا حدود زیادی به آنچه می‌خواهند برسند، نزدیک شده و احتمالاً توافق نزدیک است. اما اگر در آخرین گام‌ها، آخرین شروط و آخرین امّاها، توافق به دست نیاید، چطور؟ چه کسی مقصر است؟✍️با انتشار این خبرهای تقریباً مثبت حتی در فضای عمومی ایران، این طرف ایرانی است که مقصر زیاده‌خواهی شناخته خواهد شد. این بازی در روابط بین‌الملل به نام «مقصرانگاری» یا «بازی فریب» شناخته می‌شود و بازی مرسومی هنگام مذاکرات دیپلماتیک است.✍️تیم ایرانی مذاکرات در شرایط فعلی این سطح از هوشیاری را ندارد که به طرف مقابل این نهیب را بزند که مذاکرات را به فضای رسانه‌ای نبرید و تا زمانی که روی همه‌چیز توافق نشده، روی هیچ‌‌چیز توافق نشده است. این‌ها زیرکی‌هایی است که تیم مذاکره‌کننده فعلی از آن غافل است.✍️در قسمت اول از پادکست «وقت طهران» به‌دلایل و زمینه‌‌های متعدد بی‌اطلاعی از تحولات حوزه دیپلماسی پرداخته‌ایم. تیتر انتخابی ما در شماره اول این است: «چرا ما اینقدر بی‌خبریم؟» احتمالاً این چرای مشترک بسیاری از ماست.?پادکست «وقت طهران» را از لینک‌های زیر دنبال کنیدتلگرام | اینستاگرام | توییتر | کست‌باکس</description>
                <category>پادکست «وقت طهران»</category>
                <author>پادکست «وقت طهران»</author>
                <pubDate>Thu, 18 Aug 2022 19:04:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>