<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های وحید بینش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@vahidbinesh</link>
        <description>عکاس صنعتی و مقاله نویس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:14:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4864132/avatar/y9Wh8r.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>وحید بینش</title>
            <link>https://virgool.io/@vahidbinesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به مناسبت روز روابط عمومی</title>
                <link>https://virgool.io/@vahidbinesh/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-tidw3etnkb3w</link>
                <description>روابط عمومی و گمنامیروابط عمومی؛ این دانش نو که امروزه رشته های اصلی ارائه خبر از رویدادهای سازمانها، کمپانیها و ادارات را به خود اختصاص داده، از سال ۱۳۲۳ همزمان با ایجاد کنسرسیوم «تاثیر و دخالت و ایده» در فعالیتهای مختلف شرکت نفت، برای ارتباط با کارکنان نفت نامگذاری و تاسیس شد،درواقع شرکت ملی نفت ایران اولین سازمان کشوری و مبتکر ایجاد واحدی بنام «روابط عمومی» در ایران عزیز است.هرچند شرکتهای آمریکایی در تشکیل این واحد بی تاثیر نبودند،اما آنچه که بعدها به این سامانه‌ی ارتباطی قوت و ثقه بخشید ارتباط صمیمانه این واحد با آحاد کارکنان و کارگران شرکت ملی نفت بود،لذا امروز شاهد برقراری مراوده ای جانانه و پیوستگی صمیمانه با یکایک افراد مشغول در این صنعت می‌باشیم...روابط عمومی امروز نه تنها منبعی برای توسعه و توزیع داده های اطلاعاتی پیرامون شرکتها که کانالی امن برای ارتباط پرسنل با خارج از محدوده و حیطه‌ی وظایف آنها برای دریافت نظرات و پیشنهادات است...کارکنان این واحد اغلب خارج از محدوده‌ی دید دوربینها در حال انجام اموری می‌باشند که احتمالا خارج از تصورات اکثر کارکنان است،افرادی که جهادگرانه به کار میپردازند و در مسیر وفاق و همبستگی مجاهدت مینمایند تا زنجیره‌ی تماس و پیوستگی دچار حظر و یاس نشود، روابط عمومی امروز نه تنها یک واحد ارتباطی که صنعتی ست برای تولید نشاط سازمانی،نشاطی که از طریق حفظ و اتصال رشته های ارتباطی واحدها با یکدیگر محقق میشود، ارتباطی که با عبور از فیلتر این واحد، رقیق و آهسته مانند خون در رگهای شرکت در حرکت است و به لحظه های کاری آسودگی و فراغ بال می‌بخشد...عرصه روابط عمومی معرکه‌ی گمنامی ست، چنانچه؛ ما در روز روابط عمومی نتوانستیم یک دقیقه ویدیو خام از زحمات دست اندرکاران این امر برای بزرگداشت این روز از آرشیو تهیه کنیم؛ تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل...!کارمند روابط عمومی نه جویای نام است نه نامدار ز کار،گمنام است و خوشنام،کارمند روابط عمومی زیرک است به استنادِ مستند نه مقام و منزلت!!!روابط عمومی نه یک واحد کاری که خاکریزیست برای هم‌رزمان و همکارانی که دست بر شانه هم نهاده اند تا چرخ اقتصاد ایران عزیز از حرکت باز نایستد...روابط عمومی دانش بی انتهای تولید عشق و ایثار است،دانشی که در لحظه های بحران چون گردی بر دستان صنعت از راه میرسد و به تلاطمِ جبر، فراغت و تسکین میبخشد...روابط عمومی نه تنها عنصر پیوستگی در مناسبات که روشی برای ایجاد موافقت و اتفاق است...روز روابط عمومی مبارکوحید بینش۲۷/اردیبهشت/۱۴۰۵</description>
                <category>وحید بینش</category>
                <author>وحید بینش</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2026 20:40:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهم آگاهی و خودداری</title>
                <link>https://virgool.io/@vahidbinesh/%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-byacxjmfayey</link>
                <description>آگاهی از دیرباز اساسی ترین کالای مصرفی بوده است ،چنانچه هر دولتی برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی و استراتژیک خود سازمانها یا نهادهایی برای کسب آگاهی تشکیل و توسعه داده است،آمریکا در سال ۱۹۴۵ سیا را تاسیس کرد، روسیه ۱۹۵۴ کا‌گ‌ب را و موساد در ۱۹۴۹ در اسراییل متولد شد.با یک جستجوی ساده در گوگل به این مهم پی میبریم که هزینه و بودجه‌ی متعارف و قابل مشاهده‌ی این کمپانیها ،و نه هزینه های نگهداری و تعامل سری داده در این شرکتها و سازمانها چه ارقام عجیبی هستند!با یک جمع بندی ساده به این اهمیت پی می‌بریم که امروز اطلاعات گران ترین کالای معامله محسوب میشود، ابزارهای ماهواره ای و رصد، هزینه های جذب جاسوس و روشهای سری کنترل جوامع همگی جمله این پیغام را دارند؛ اعداد با صفرهای بیشمار در حال پیش برد این هدف هستند!خبرگزاریها! کمپانی های تولید محتوا! شرکتهای گسترش دهنده‌ی داده! شبکه های اجتماعی! شبکه های تلویزیونی! و هرچه که فکر کنید میتواند جلوی چشم شما حاضر شود و بر اندیشه شما تاثیر بگذارد زیر نظر این سازمانها فعالیت میکنند،بودجه ای که برای تبلیغ سیاستها و منافع کشورها هزینه میشود اعدادش ورای تصور ماست،اعدادی که شمارا متحیر میسازد!!!پس اگر داده و اطلاعات ارزشمندترین کالای موجود در دنیای امروز محسوب میشود چرا باید به رایگان توسط خبرگذاری ها در اختیار ما قرار بگیرد!داستان دقیقا همینجا تلخ میشود!!!سالها پیش زمانی که ما هنوز متولد نشده بودیم دانشمند علوم انسانی و نخبگان جامعه شناسی غرب و شرق به اهمیت این مهم پی بردند و با اعلان این چالش شرکتهای اطلاعاتی با ترفند های مخفی کارانه خبرگزاری های تراز و تاثیرگذار را به روش های مختلف تحت سیطره خود درآوردند و اینگونه شد که اخبار تبدیل به ابزاری برای ابراز سیاست و سیاست‌ورزی شد!!!درواقع اخبار امروز نه تنها خبر نیست،بلکه ضد خبر است و یک راهبرد برای پیشبرد اهداف سیاسی و تاثیر بر ساختار فکری جوامع...اخبار امروز سندی جهت آگاهی محسوب نمیشود درواقع روشی برای سازماندهی ذهنی جوامع است،یک رویداد! یا یک حادثه و بازتاب حداکثری آن مهدوم پنداشت مخاطب است و ویروسی برای تفکر ایشان...افراد کمی با رمز گشایی و فهم رابطه‌ی رویدادها می‌توانند درک کنند و گروه کوچکی توان این را دارند بدون دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده این سازمانها آینده‌ی رویداد را در ذهن خود تصویر کنند!!!حال تصور کنید در این بافتار پیچیده اطلاعاتی و نرخ داده و بازیهای امینتی و بده بستانهای جاسوسی و فی المجموع اتفاقاتی که حتی ذهن ما از تصور آن عاجز است،راننده تاکسی با اصرار از تصمیم نهایی ترامپ میگوید یا آقای بازیگر استوری سیاسی از خودش در میکند!احمقانه نیست؟؟؟داستان آنجایی تلخ تر میشود که فوتبالیست معروف درباره چگونگی پیاده سازی یک سیاست در سطح کلان مانیفیست می‌دهد...این ویروس خود آگاه بینی نه یک رنج شخصی،که یک جنون جمعی است،جنونی که ممکن است باعث آسیب به آرامش اغیار گردد...این آگاهی نیست!!! این اخبار مواد ساخت یک معجون کشنده هستند به نام ضد خبر!!!ما با آگاهی پس از رویداد اااگر هوشمند باشیم در خوش بینانه ترین حالت یک مطلع هستیم... نه مفسر و استراتژیست داده در آژانس های اطلاعاتی و امنیتیوحید بینش۲۱/اردیبهشت/۱۴۰۵</description>
                <category>وحید بینش</category>
                <author>وحید بینش</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 10:51:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لانگ دیستنس یا رخوت قرن ۲۱</title>
                <link>https://virgool.io/@vahidbinesh/%D9%84%D8%A7%D9%86%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D9%86-%DB%B2%DB%B1-ex8azted3el7</link>
                <description>لانگ دیستنس؛ واژه ای نو که بعد از پیدایش شبکه های اجتماعی تبدیل به واژه ای مرسوم و مصطلح گشت!!! البته لانگ دیستنس نه یک فرهنگ نوظهور، که از ابتدا شیوه ای برای برقراری ارتباط بین دو فرهنگ بود،اواسط دهه‌ی پنجاه میلادی آموزشگاههای آموزش زبان آمریکایی تکنیکی ابداعی ارائه داده بودند بنام «دوست مکاتبه ای» دوست مکاتبه ای شخصی بود در ورای مرزهای کشور های غربی که با ایشان از طریق نامه ارتباط میگرفتند،قدمت این ارتباطها بعضا تا چند دهه ادامه میافت چنانچه افراد در گذر این زمان طولانی با یکدیگر عجین میشدند و دلبستگی شکل میگرفت،گاه این ارتباطها در قالب نامه باقی میماند و گاه طرفین با جسارت به سوی یکدیگر می‌شتافتند و...لانگ دیستنس اما در ساختار امروز شبکه های اجتماعی رنگ و بویی نو دارد،چراکه متن تنها عنصر ارتباطی نیست،تصویر، ویدیو،صدا حس همزیستی را توسعه داده و هم نشینی را قوت دو چندان میبخشند، اتفاقا بر این اساس آثار هنری بسیار در قالب هنر هفتم تولید شده است سینما این مقوله را به حال خود رها نکرده و در آثار مختلفی میتوان لانگ دیستنس را به درشتی در یافت،یکی از این آثار انیمیشنی به نام مکس و مری بود؛ داستانی تلخ با بن مایه طنز که دوستی مرد میانسالی با دغدغه های متفاوت در آمریکا را با دختری تنها و پریشان در استرالیا به نمایش میگذاشت؛ داستان با پایان بسته و تلخی پایان یافت در حالی که مری در لحظه آخر با جسد مکس در اتاقش رو‌برو شد که خیره به سقف جان سپرده بود،سقفی که مملو از نامه های مری بود!!!اما این شیوه ارتباط گیری تا چه حدی موثر است و تا چه میزان پتانسیل این را دارد تا میل به ارتباط گیری در انسان عصر حاضر را مرتفع نماید!؟لانگ دیستنس با تمام خوب و بدش یک راه ارتباط گیری ساده برای آنهاییست که در پس دشواریهای زندگی به دنبال یک پنجره مخفی هستند،پنجره مخفی که پشت یک تابلو بزرگ مخفی شده بوده،لانگ دیستنس یک سبک ارتباط گیری برای قرن ارتباطات است،شیوه ای که باعث دلبستگی، پیوند ، وفاق و وابستگی میشود،شیوه ای که ارتباط را وارد فازی نو میکند؛ شیوه ای که اعتماد را از حالت مسکوت خارج و به مرحله‌ی شکفتن مراوده رهنمون میسازد،هرچند این نوع ارتباط مخاطراتی نیز در پی دارد،زیرا گفتگو در محیط شبکه های اجتماعی طبق مستندات ثبت میشوند و تمام این قرائن در صورت بروز اختلاف می‌توانند برای طرفین دردسر های جبران ناپذیری ایجاد نماید،اما با این حال این سبک رابطه همچنان یکی از پرطرفدار ترین اسلوب ارتباط گیری در جوامع امروز به شمار میرود،انسان این موجود اجتماعی برای حفظ ارتباط خود با ورای زیست خود حاضر به پرداخت تاوان های بسیار است...شیوه ارتباط گیری در لانگ دیستنس یک شیوه‌ی ساده اما پر چالش می‌باشد که به طور معمول به سرانجام نمیرسد،اما انسان عصر نو برای برون رفت از تنهاییِ ناخواسته و اضطراب های پیش رو راهی جز ارتباط در هر قالبی ندارد و این چالش نیز یکی از جدال های مناسباتی عصر حاضر استوحید بینش۲۱/اردیبهشت/۱۴۰۵</description>
                <category>وحید بینش</category>
                <author>وحید بینش</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 19:50:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنرمند با هنرمند</title>
                <link>https://virgool.io/@vahidbinesh/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-p3zb8ybyd0v2</link>
                <description>هنرمند با هنرمندهنر از دیرباز شراب جام زندگیست و محبوب تمام اقشار، تاریخ هنر از اولین روزهای شکل گیری تا به اکنون در حال پرورش و تعالی تفکر بشریست،در دایره‌ی هنر هیچ خط صافی به چشم نمیخورد زیرا هنرمند استاد تغییر در حالت و فرم است،هنرمند نیز بواسطه شخصیت پیشتاز و پیشرو خویش در صدر است از شاعر تا منبت کار ، از آینه کار تا نقاش، از عکاس تا خطات همگی جمله در یک امر مشترک هستند؛ تخیل!!!تخیل زبان مشترک تمام هنرمندان است، هنرمند در پاره‌ی ابر تصویر میبیند خارج از تصور و ادراک عوام،هنرمند انتزاع را همچون امر بدیهی زندگی پذیرفته کما اینکه برای عوام انتزاع یک تشویش محسوب میشود و نیازمند درمان! درواقع هنرمند نزاع را با پیرامون خود برپا کرده تا از دل آمیختگی اش محصولی نو بیافریند،محصولی بنام اثر!!!اینچین است که هنرمند محبوب است و شهیر،درواقع هنر شیک ترین فانتزی زندگی بشریست که در قالب یک ساختار هدفمند مبتنی بر ایده با محوریت موضوع در مورد یک نظر یا عقیده تولید میشود،شاید فهم این پیچیدگی برای عوام سخت باشد،اما هنرمند در کسری از ثانیه از ابتدای تخیل و طراحی تا ظهور محصول نهایی مسیر خلق اثر طی کرده،دقیقا همین شگفتیست که عوام را مسحور هنر و هنرمند میکند...هنرمند از دیرباز محبوب خلق بوده زیرا صاحب اندیشه دگرگون کننده است،جنس دگرگونی در هنر از جنس عامه نیست و محصول دگرگونی هنرمندانه آشفتگی نیست!اثر هنری یک نظم از دل تغییر است و هنرمند مهندس و معمار این استحاله!هنرمند مطلوب جامعه پیرامون است زیرا صاحب اندیشه ایست که میتواند با رمزنگاری های استعاری محصولی خلق کند که در آن واحد چندین گفتگو با چندین موضوع با مخاطبش برقرار کند، اساساً اثر بیانیه هنرمند است و هنرمند با اثر خود ایراد نظر مینماید؛ حال تصور کنید شخصیتی چنین متفاوت و حساس در این چرخش بی دوام ایام و ازدحام همرهی برگزیند که از جنس هنر نباشد!!! هنرمندی که دنیا را خارج از ساختار معمول میبیند در پیمان با شخصی قرار بگیرن که جهان برایش همانیست که هست،فردی بدون تشبیهات هنرمندانه با دنیایی واقعی و مادی!!! تضادی که در بدو شکل گیری رابطه بسیار عامه پسندانه است،اما در گذر زمان و دوران چون ترک دیوار نم کشیده آرام آرام عمیق تر میشود تا منجر به فرو ریختن دیوار شود!!!درک هنرمند با آن‌همه قیاس و پندار موهوم برای یک عامی قابل مکاشفه نیست،هنرمند چون چشمه ذوق میجوشد و جاری میشود و سیراب میکند در حالی که فرد عامی چون مردابی بکر در خوش بینانه ترین حالت مأمن چند مرغابیست که مهمان امروز و فردا هستند...حتی درک همین مطلب برای شخص عامی دشوار به نظر میرسد اما هنرمند در انتهای هر پاراگراف نویسنده را به تایید نیشخندی مهمان میکند!!!دقیقا همین تمایز است که هنرمند با هنرمند را تبدیل به رای متکامل مینماید و منطق محضی برای منع ارتباط دائمی مانند ازدواج هنرمند با اغیار مینماید!!!مقصود نویسنده از ایراد آرای فوق ارزش بخشی به هنرمند یا کم تراز جلوه دادن غیر نیست،مفهوم این مقال تنها توصیف و تحلیل و تفصیل تفاوتهاست،تفاوتهایی که بدون شک بعد از گذر زمانی نه چندان طولانی باعث بروز اختلافات در شکل گیری ارتباط موثر خواهد شد،زیرا هنر ماهیتش فرداست و هنرمند متعلق به امروز نیست لاکن اغیار در خوش بینانه ترین شکل ممکن متعلق به اکنونند!!!هنرمند از طلوع رویداد سخن می‌گوید اما اغیار از غروب پشت سر،اینچنین است که گفتگو نظم پیدا نمیکند و این عدم ارتباط منجر به فاصله میشود، فاصله ای به اندازه یک قرن سکوت!!!هنرمند با هنرمند یک عقیده افراطی نیست،یک حقیقت واضح آماریست! حتی لازم به جستجوی عمیق هم نیست،کافیست این موضوع را با چند پرسش کنجکاوانه در اطراف خود جستجو کنید...هنرمند با هنرمند راه نجاتیست برای آنهایی که باغ دلشان زمستانها شکوفه میکند!هنرمند با هنرمند یک رویداد نمایشی نیست، که یک برون رفت از چالش زندگی پر دغدغه است،زندگی که به پیری منجر شودهنرمند با هنرمند یک ایدئولوژی گزافه نیست که یک اسلوب زیست امن است،برای درکی متقابل،برای باهم دوام آوردن در این گذر پر فراز و نشیب وحید بینش۱۹/اردیبهشت/۱۴۰۵</description>
                <category>وحید بینش</category>
                <author>وحید بینش</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 00:50:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>