<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های وجیهه مشتاق</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@vajiheh.moshtagh</link>
        <description>اگر برای من سوالی پیش بیاد، در منابع مختلف سرچ میکنم، یاد میگیرم، و اینجا می نویسم، شاید سوال تو هم باشه!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:55:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/309368/avatar/mPmyHv.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>وجیهه مشتاق</title>
            <link>https://virgool.io/@vajiheh.moshtagh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>AR/VR Designer</title>
                <link>https://virgool.io/@vajiheh.moshtagh/arvr-designer-tq9ig2nam3si</link>
                <description>طراحان واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) محصولاتی را ایجاد می‌کنند که تجربیات همه جانبه‌ای را در اختیار کاربران قرار می‌دهند، بدون محدودیت در دنیای فیزیکی.واقعیت مجازی شامل یک هدست پوشیدنی است که دید کاربر را در اختیار می گیرد. محیط فیزیکی آنها را مسدود می کند و آنها را در یک دنیای کاملا مجازی غوطه ور می کند. به عنوان مثال، VR می تواند احساس کند که در حال ورود به محیط یک سرزمین خیالی جادویی هستید.از سوی دیگر، واقعیت افزوده از دنیای فیزیکی به عنوان پس‌زمینه استفاده می‌کند و عناصر مجازی را به آن اضافه می‌کند. کاربران همچنان از محیط اطراف خود آگاه هستند، اما واقعیت آنها با افزودن عناصر از طریق یک صفحه نمایش، تقویت یا تقویت می شود.به عنوان مثال، می‌توانید در آشپزخانه واقعی خود بنشینید، و یک تجربه واقعیت افزوده می‌تواند تصاویر دیجیتالی، مانند یک صندلی بار جدید یا یک اثر هنری را به اتاق اطرافتان اضافه کند.کار یک طراح واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده به سوالاتی مانند این پاسخ می‌دهد: چگونه تجربه کاربری ایجاد کنیم که از فضای سه بعدی استفاده کند؟ برای اطمینان از اینکه کاربران به راحتی در یک تجربه واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده غوطه ور هستند، طراحان باید همه چیز را از صدا گرفته تا نور به دقت در نظر بگیرند.</description>
                <category>وجیهه مشتاق</category>
                <author>وجیهه مشتاق</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 12:36:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفهوم 6 کلاه تفکر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@vajiheh.moshtagh/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-6-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-os1b4v2fx8db</link>
                <description>شش کلاه تفکر یک تکنیک قدرتمند برای تصمیم گیری است که شامل دیدگاه های مختلف می شود، این روش به شما اجازه می دهد تا ایده هایتان را از 6 جهت مختلف ارزیابی کنید، یعنی وقتی ایده ای دارید هر بار یک کلاه بر سر خود بگذارید، شخصیت آن کلاه را تصور کنید و از دید او به ایده خود نگاه کنید و ایده خود را بررسی کنید. هر کلاه نقش متفاوتی دارد و یک موضوع را از زوایای خاص خود بررسی می کند، هر کلاه رنگ متفاوتی دارد که نشان دهنده یک طرز فکر خاص است. کلاه آبی :کلاه آبی بر کنترل یک فرآیند متمرکز است، شما این کلاه را هنگام رهبری یک جلسه تیمی یا برگزاری یک رویداد بر سر می گذارید، شما مسئول کنترل پروسه و تسهیل گر آن هستید. کلاه آبی ها از خود سوالاتی می پرسند.ما با چه مشکلاتی روبرو هستیم؟نتیجه مطلوب چیست؟حل این مشکل چه دستاوردی خواهد داشت؟موثرترین روش رسیدگی چیست؟کلاه آبی فرآیند تفکر را در طول جلسات گروهی مدیریت می کند و به هماهنگی بیشتر بین الگوهای فکری سایر کلاه ها می پردازد. آنها پس از تعریف مشکل، جریان، پذیرش و اجرای ایده ها را توسطتنظیم یک دستور کارتعریف فرآیندها واهدافی که فرآیند تفکر را به جلو می بردجمع آوری تمام ایده ها، نظرات و اطلاعات ارائه شده توسط سایر کلاه های متفکرو ساخت یک برنامه عملیاتی برای حل مشکل می پردازد.کلاه سفید:متفکران کلاه سفید بر داده های موجود  و واقعیت تمرکز دارند، این شامل داده هایی مثل آمار و ارقام است، آنها همه چیز را برای تجزیه تحلیل روندهای گذشته و یادگیری از آنها استفاده می کنند، آنها از خود می پرسند:در حال حاضر چه اطلاعاتی در دسترس است؟چه چیزی نیاز داریم و کمبود چه چیزی حس می شود؟چگونه می خواهیم اطلاعات مورد نیاز یا گمشده را به دست بیاوریم؟دقت کنید وقتی کلاه سفید بر سر دارید، در حالت ایده آفرینی نیستید، اگرچه میتوانید ایده هایی که دیگران پیشنهاد می کنند گزارش دهید.کلاه زرد:حضور کلاه زردا لذت بخش است زیرا آنها همیشه خوش بین هستند، آنها فواید یک تصمیم را سریع می بینند و وقتی همه چیز تیره و تار است و تسلیم شدن جز گزینه های موجود است، آنها شما را وادار به ادامه می کنند، آنها اغلب از خود می پرسند:بهترین راه برای نزدیک شدن به این موضوع چیست؟چه نتایج مثبتی می تواند به همراه داشته باشد؟چگونه می توانیم آن را عملی کنیم؟مزایا بلند مدت آن چیست؟کلاه زردها خوش بینی لازم را برای ادامه راه فراهم می کنند.و معتقد اند هیچ ایده ای آنقدر دور از ذهن نیست که شایستگی مثبت اندیشی را نداشته باشد.کلاه قرمز:متفکران کلاه قرمزی همه به صورت شهودی و احساسی به قضیه نگاه می کنندريال آنها سوالاتی از خود می پرسند:این چه احساسی به من می دهد؟این چه احساسی در افراد دیگر ایجاد می کند؟تصور من در مورد این چیست؟آنها فقط باید مواظب باشند که تعصبات از پیش تعیین شده نظرات آنها را هدایت نکند، احساسات متفکر کلاه قرمزی می تواند راه حل هایی را آشکار کند که یک رویکرد کاملا منطقی هرگز آن را کشف نمی کرد.کلاه سیاه:همانطور که از نام آنها پیداست، با رویکرد نقادانه به تصمیم نگاه می کنند، آنها محتاط هستند و به دنبال دلایلی میگردند که چرا ممکن است چیزی کار نکند و از خود می پرسند:آیا این واقعا کار می کند؟چگونه احتمال شکست وجود دارد؟چگونه می توانیم این را از نظر مالی توجیه کنیم؟در حالی که به نظر نمی رسد این فرد الهام بخش باشد، اما آنها ممکن است پروژه شما را نجات دهند، زیرا نقاط ضعفی را شناسایی می کنند که باید زودتر کشف می شد.کلاه سبز:کلاه سبزها در ابداع راه حل های خلاقانه برای یک مشکل عالی هستند. آنها برای یافتن راه حل از چارچوب خارج می شوند و از شکستن قوانین و سنت ها نمی ترسند، آنها از خود می پرسند:آیا می توانیم این کار را به روش دیگری انجام دهیم؟چگونه می توانم خارج از چارچوب در مورد این موضوع فکر کنم؟چگونه می توانم دیدگاه منحصر به فردی داشته باشم؟نتیجه گیری:پس کلاه آبی جلسه را آغاز و هدایت می کند تا اطمینان حاصل شود که همه در مسیر خود باقی می مانندهر کلاه یکی یکی انتخاب می شود و تیم فقط از منظر آن کلاه مشکل را بررسی می کند. به طور مثال زمانی که تفکر کلاه سبز اتفاقا می افتد، کلاه آبی اطمینان حاصل می کند که هیچ دیدگاه منفی (کلاه سیاه) یا احساسی (کلاه قرمز) وارد نشود. از نظر توالی کلاه، همیشه به هدفی که می خواهیم برسیم بستگی دارد و همیشه از هر کلاهی استفاده نمی کنیم.به طور مثال زمای که در حال طوفان فکری برای عرضه محصول هستیم (brain storm) معمولا رویکرد زیر را پیش می گیریم:آبی : برای تعریف هدف جلسه و شروع آنسبز: برای الهام بخشیدن به خلاقیت مورد نیاز برای فکر کردن به روشی جدید قرمز: برای در نظر گرفتن اینکه چه احساساتی الهام بخش خواهند بودسخن آخر:روش شش کلاه تفکر به تیم ها این امکان را می دهد که عمیقا راجع به مشکلات فکر کنند، به خاطر داشته باشید این نوع تفکرات مربوط به نو آوری و اکتشاف هستند نه منیت و نظرات فردی.</description>
                <category>وجیهه مشتاق</category>
                <author>وجیهه مشتاق</author>
                <pubDate>Mon, 06 Dec 2021 18:29:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکر طراحی (Design Thinking) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@vajiheh.moshtagh/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-design-thinking-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ir88ajv5qm4w</link>
                <description>تفکر طراحی یک نوع تفکر است که هر کسی می تواند آن را یاد بگیرد و از آن استفاده کند.تفکر طراحی واژه جدیدی نیست بلکه برای سال ها پیش هم از آن استفاده می شده است، بناهای تاریخی، پل ها، خودروها، همگی محصولات نهایی تفکر طراحی هستند.تفکر دیزاین یک پروسه انسان محور و تکرار شونده است که با استفاده از آن سعی می کنیم کاربرها رو بفهمیم، فرضیاتمون رو به چالش بکشیم، مسائل رو دوباره بررسی و تعریف کنیم و با رویکرد خلاقانه و نقادانه به راه حل های بهتر و بدیع تر برسیم.مشکل تفکرهای غیر دیزاین این بوده است که با قطعیت در مورد مسائل انسان ها حرف می زدند و بدون شناخت درست مسئله ها، راه حل هایی  قطعی ارائه می کردند.( به طور خودمانی تر، در برابر سریع به سمت راه حل رفتن مقاومت کنید، حتی اگر فک می کنید راه حل شما بدیهی و واضح است، در فضای مشکل و مسئله عمیق تر شوید و سعی کنید دید کلی تری نسبت به مسئله پیدا کنید، در واقع یافته های قبلی را دور بریزید و دوباره از نو شروع کنید)- حالا که متوجه شدیم سریع به دنبال راه حل نرویم، چه کنیم؟- فقط فرآیند زیر را دنبال کنید.پروسه تفکر دیزایناول به عکس زیر نگاه کنید:همدلی (Emphathise)در واقع فهمیدن کسانی است که میخواهیم برای آن ها محصولی تولید یا دیزاین کنیم، تا میتوانیم اطلاعات جمع کنیم، و به دنبال سوالات زیر برویم:برای چه کسانی دیزاین می کنیم؟مشکلات آنها چیست؟در حال حاضر رویکرد آنها با مشکلشان چیست؟تعریف (Define)هر آنچه در مرحله قبل متوجه شدیم را تعریف می کنیم یعنینیازهای کاربران چیست؟مشکلات و چالش های آنها چیست؟مشاهدات ما چه نتایجی داشت؟ایده پردازی(Ideate)در اینجا فقط روی مسئله کار می کنیم و ایده هایی می دهیم که فکر می کنیم میتواند مسئله را حل کند.پروتوتایپ(Prototype)ایده های برتر را به نمونه های اولیه، قابل تست و ارزان پیاده سازی می کنیمتست(Test)ایده ها را با کاربران واقعی و پرسونا های خودمان تست می کنیم.حالا سوال ایجاد می شود، در شکل بالا فلش های برگشتی چیست؟بعد از این تست و گرفتن فیدبک از کاربران، در صورت نیاز به مراحل قبل بر می گردیم، یعنی دیزاین نقطه پایانی ندارد بلکه دیزاینر مدام از راه حل هایش استفاده می کند تا به درک بهتری از مسئله برسد، به این دوباره برگشتن به مسئله و اصلاح کردن آن Iterate  می گویند. یعنی با هر بار Iterate  بیشتر یاد می گیرید، مسئله را دوباره تعریف می کنید، ایده پردازی می کنیدو به راه حل های تازه تری می رسید.برای پیاده سازی تفکر دیزاین مدل هایی وجود دارد که در مقالات بعدی به آن می پردازیم.تبریک! شما با تفکر دیزاین آشنا شدید.</description>
                <category>وجیهه مشتاق</category>
                <author>وجیهه مشتاق</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 04:32:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در محیط ­کار با نسل Z برخورد کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/hamyarcode/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%C2%AD%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-aurrqw3twbcm</link>
                <description>اگر شما بین سال 1996 تا اوایل سال 2000 متولد شده‌­اید، پس شما نسل­­­­ Z­ هستید!فقط در ایالات­ متحده، 65 میلیون نسلZ ­ وجود دارد و تا سال 2021، 40٪ از جمعیت نسل Z­ جمعیت کارگر و مصرف کننده را تشکیل می ­­­دهد.همه این­ها به چه معناست و چرا حتی باید به آن اهمیت داد؟نسل Z در آستانه پیشی ­گرفتن از نسل‌های دیگر است و تفاوت چشمگیری هم دارد. اولویت‌ها، نیازها و ارزش­‌های آنها مانند نیروی کار سنتی نیست که به آن عادت کنند. بنابراین وقت آن رسیده که خود و شغل خود را برای استقبال و درک آنها آماده کنید.آنچه نسل Z به آن اهمیت می‌دهد :تعادل پایدار کار و زندگیتعادل بین زندگی و کار بسیار مهم‌تر از حقوق و دستمزد نیروی کار نسل ­Z است. در حقیقت، 38٪ از نسل Z تعادل بین زندگی و کار را عامل اصلی خود در انتخاب کارفرما می­‌دانند. از برنامه‌های سلامت کارمندان گرفته تا فعالیت­‌های جامعه و ... شرکت‌ها باید برای بقا نسل جدید کارمند خود، یک سبک زندگی سالم و رفاه قوی را دنبال کنند. که این دقیقا به معنای فراتر رفتن از مرزهای مزایای سنتی و تضمین فرهنگ قوی شرکت است.برای نسل Z داشتن جامعه کوچک که بتواند با دیگر همکاران در ارتباط باشد بسیار مهم است، پس اگر کارفرما هستید آن را در صدر برنامه های عملیاتی خود قرار­دهید و از آن نترسید، فوایدی که این ارتباط برای شما دارد از مضرات آن کمتر است.روابط مثبتنسل ­Z &quot;تعامل انسانی در کار&quot; می­‌خواهند. فقط آنها را نسل دیجیتال تصور نکنید!90٪ از نسل Z هنگامی که صحبت از نقش شغلی و تعامل با همکارانشان می‌شود، یک عنصر انسانی می‌خواهد و نمی‌خواهد این ارتباط فقط از طریق صفحه نمایش باشد بلکه خواهان یک محیط‌کاری مشترک و تیمی همراه با احترام متقابل بین همکاران و رهبری است.اطمینان حاصل کنید که شما ترکیبی موثر از فناوری و عنصر انسانی دارید.نسل­ Z شفافیت می‌­خواهدبیشتر نسل­ Z بدبین هستند و این بیشتر به دلیل رسانه­‌های خبری و رسانه­‌های اجتماعی است. به دلیل این کانال­‌ها، نسل ­Z بسیار آگاه‌تر از نسل­‌های قبل خود است. به همین سبب، ماهیت آنها بیشتر بدبین­ است تا زمانی که خلافش به آن­ها ثابت شود. آن­ها نمی‌­خواهند در محیط کار از آن­ها سو استفاده شود.به آنها بگویید چه انتظاری داریدتاکنون، احتمالاً می­‌توانید پیش بینی کنید که نسل ­Z می­‌خواهد در کارهای روزمره خود سرمایه­‌گذاری کند و واقعاً بداند که وقت و تلاشش برای نتیجه نهایی معنای واقعی دارد. اما، ورود آنها به نیروی کار چندان آسان نیست، به‌ویژه طبق مطالعه‌ای که Gallup روی نیروی کار آمریکا انجام داده است:از هر 10 نفر شش نفر می‌دانند که در نقش شغلیشان از آنها چه انتظاری می‌رود.از هر 10 نفر چهار نفر احساس می کنند که شغلشان مهم است، یک مدیر دلسوز دارند یا این فرصت را دارند که هر روز بهترین تلاش خود را انجام دهند.از هر 10 نفر 3 نفر اتفاق نظر دارند که یک عضو تیم وجود دارد که پیشرفت شغلی آنها را تشویق می‌کند.بر این اساس، کاملاً واضح است که اگر شرکت‌ها قصد دارند انتظارات نسل ­Z را در محیط کار برآورده کنند ، باید تغییر کنند. نسل Z در محل کار به خوبی می‌فهمد که از آنها چه انتظاری می‌رود.علاوه‌بر‌این، بستری ایجاد کنید که امکان ارتباط دو طرفه و دسترسی آسان به منابع و اطلاعات را فراهم کند. این سطح از رهبری تضمین می­‌کند که تیم شما درک بیشتری از انتظارات کاری داشته و شفافیت را نیز تضمین می‌کند.به آنها بازخورد دهیدمعمولاً ارزیابی عملکرد کارمندان سالانه اتفاق می‌افتد اما تحقیقات نشان داده است که نسل Z می خواهند ماهانه و حتی هفتگی و روزانه بازخورد کاری خود را ببینند.مدیران باید بازخوردهای مکرر و قابل اندازه­ گیری ارائه دهند تا اطمینان حاصل شود که به نکات خاصی رسیدگی می­‌کنند. باهم، برنامه­ های عملیاتی ایجاد کنید و استفاده از یک برنامه آموزشی را برای پیگیری عملکرد و برقراری ارتباط در نظر بگیرید.می­ دانیم که ارائه بازخورد روزانه یا هفتگی برای مدیران سنگین است، اما مهم است که حمایت کنید. یک ایمیل یا متن کوتاه ارسال کنید تا تیم شما احساس کند در ارتباط و در مسیر تحول است. جایگزین تعیین کنید تا کارمندان شما همیشه کسی را داشته باشند که اگر در دسترس نیستید به او مراجعه کنند.سخن آخر نسل Z  را دست کم نگیرید!</description>
                <category>وجیهه مشتاق</category>
                <author>وجیهه مشتاق</author>
                <pubDate>Tue, 29 Dec 2020 12:45:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>