<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@vhfcdggc</link>
        <description>دنیای سرگرمی انیمه با ما آشنا شوید?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:17:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2240739/avatar/Defs4f.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</title>
            <link>https://virgool.io/@vhfcdggc</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انیمه انتقام جویان یا توکیو ریونجرز??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AC%D8%B1%D8%B2-csingcefhrxl</link>
                <description>تاکه‌میچی هاناگاکی (Takemichi Hanagaki) پسر 26 ساله بیکاری است که تمام زندگی‌اش را به عنوان فردی بی‌عرضه و ترسو سپری کرده و تا جایی که به یاد دارد، به خاطر گناهان مرتکب‌نشده مدام از دیگران عذرخواهی کرده و حتی توسط کودکان نیز مسخره می‌شود. او روزی در گزارش خبری ناگواری متوجه می‌شود که تنها دوست‌دختری که در دوران طلایی مدرسه‌اش، سال دوم راهنمایی داشته، به همراه برادرش توسط باند تبهکاری به نام «توکیو مانجی» کشته شده است. او شوکه و درمانده در ایستگاه مترو، توسط فرد ناشناسی به جلوی قطار هل داده می‌شود. در لحظه برخورد قطار با تاکه‌میچی، او ناگهان به 12 سال قبل زمانی که با شور و انرژی به مدرسه راهنمایی می‌رفت، بازمی‌گردد.او در این سفر زمانی، با برادر کوچکتر هیناتا تاچیبانا (Hinata Tachibana) دوست دختر سابقش، ملاقات می‌کند و به او می‌گوید که آن‌ها 12 سال دیگر کشته می‌شوند و او باید از خواهرش مراقبت کند. تاکه‌میچی با برادر هیناتا که نائوتو تاچیبانا (Naoto Tachibana) نام دارد، دست می‌دهد و ناگهان به زمان حال برمی‌گردد. اما این‌بار نائوتو به دیدار او می‌آید و او متوجه می‌شود که آن‌ها هنوز نمرده‌اند و او می‌تواند با تغییر گذشته، آینده را نیز عوض کند. به همین علت او با نائوتو که حالا پلیس شده است، همکاری می‌کند و به گذشته بازمی‌گردد تا به گنگ توکیو مانجی بپیوندد و آینده را تغییر دهد.ایده اولیه: انتخابی هوشمندانهنقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیونقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوداستان انیمه انتقام جویان توکیو از ایده بسیار جذابی برخوردار است که آن هم بهره‌گیری از فضای گانگستری بوسوزوکو (Bōsōzoku) و ترکیب آن با تم سفر در زمان است. بوسوزوکوها گروه‌هایی از نوجوانان یاغی و غیرقابل‌کنترل ژاپنی هستند که به طور غیرمنتظره‌ای از سازماندهی یکپارچه و محکمی برخوردارند و گروه‌های قوی‌تر آن، حتی پیوندهایی با یاکوزاها (مافیای ژاپن) ایجاد می‌کنند که به معضلی برای جامعه ژاپن و پلیس تبدیل می‌شوند.بوسوزوکو که معنای واقعی آن «غیرقابل‌کنترل» است از خرده فرهنگ‌های ژاپنی هستند که در دهه 50 میلادی شروع به شکل‌گیری کردند و در دهه 80 به اوج خود رسیدند. این گروه‌های سرکش، طیفی از نوجوانان بالای 12 سال تا حتی بالای 20 سال را تشکیل می‌دهند که به واسطه یونیفرم‌های خفن، مدل موهای غیرعادی و رنگ‌شده و موتورسیکلت‌های غول‌پیکر و عجیب‌وغریبشان شناخته می‌شوند.خرده فرهنگ بوسوزوکو، سوژه محبوب بسیاری از انیمه‌ها، همچون انیمه Great Teacher Onizuka، Kyō Kara Ore Wa!!، YuYu Hakusho و Mob Psycho 100 است و خوراک ژانر شونن محسوب می‌شود؛ زیرا مملو از نوجوانان پرانرژی و جوگیری است که نمی‌دانند به جز خشونت با چه روشی می‌توانند انرژی خود را تخلیه کنند و معمولا با روحیه سرزنده و پاکی به این گروه‌ها می‌پیوندند، اما درنهایت گاهاً به سرنوشت‌های نافرجامی کشیده می‌شوند که آن‌ها را در جرم و جنایت‌های بزرگ گرفتار می‌سازد.از آن‌جایی که بخشی از وظیفه ژانر شونن، تخلیه هیجانات این دسته از نوجوانان و نشان دادن راه درست زندگی به آن‌ها با ارائه درس‌های اخلاقی نهفته در داستان است، تمرکز کامل ژانر شونن روی این خرده فرهنگ، بسیار لازم و حیاتی می‌نماید؛ چیزی که پیش از انیمه انتقام جویان توکیو، در هیچ انیمه‌ای به این اندازه به عمق معضل بوسوزوکوها پرداخته نشده و بیشتر آن‌ها شیفته استایل خنده‌دار و رفاقت‌های احمقانه و درعین حال دوست‌داشتنی آن‌ها بودند. می‌توان گفت که شاید تنها انیمه موب سایکو 100 توانست اشاره‌هایی به حماقت‌ها و خطرات گنگ‌های نوجوانِ تازه به دوران رسیده‌ داشته باشد، اما این امر در انیمه انتقام جویان توکیو با عمق بیشتری مورد توجه قرار می‌گیرد که حائز اهمیت است.واقع‌گرایی: عنصری سست و دست و پا شکستهنقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوانیمه Tokyo Revengersانیمه Tokyo Revengers در داستان‌پردازی، جدا از سفرهای زمانی که تخیلی محسوب می‌شوند، تلاش زیادی در پرداخت واقع‌گرایانه و باورپذیر فضای گانگستری آن داشته است. اما با این وجود، این انیمه از برخی جزییات کوچک اما مهم به آسانی عبور کرده که باعث شده است پرسش‌های اساسی را در ذهن مخاطب به وجود آورد. به عنوان مثال، به نظر می‌رسد که شخصیت‌های داستان، هیچ پدر و مادری ندارند که نگران حال بچه‌هایشان باشند. این حقیقت که تاکه‌میچی از هر نبرد، به سختی جان سالم به در می‌برد و با چهره‌ای کبود و خونین به خانه برمی‌گردد، آیا مایه نگرانی خانواده‌اش نمی‌شود؟در سایر انیمه‌ها ما معمولا شاهد چند نمای هرچند کوچک از وضعیت خانواده برخی شخصیت‌ها هستیم، یا به تدریج می‌فهمیم که آیا حداقل شخصیت اصلی، والدینی دارد یا آن‌ها را از دست داده است. نمونه بارز این کمبود را می‌توانیم در انیمه دکتر استون (Dr. Stone) نیز به وضوح مشاهده کنیم؛ درحالی که حتی در آن انیمه هم حداقل با ناپدری سنکو (قهرمان داستان) تاحدود زیادی آشنا می‌شویم و دلیل عدم حضور آن در داستان توجیه می‌شود. اما آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا تاکه‌میچی در 26 سالگی تنها زندگی می‌کند و آیا در 14 سالگی نیز همان شرایط را دارد؟ بنابراین پرداخت به این مساله بسیار به پختگی، عمق و باورپذیری داستان می‌افزاید و نپرداختن به آن از جدیت داستان می‌کاهد و آن را کم‌مایه و سطحی جلوه می‌دهد.عنصر زمان: اسبی رام نشدنینقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوانیمه Tokyo Revengersانیمه Tokyo Revengers فقط به مضامین گنگستری خود اکتفا نمی‌کند و آن را با پیچیدگی‌های روایی حاصل از بازی با زمان ترکیب می‌کند. چیزی که به حق، هیجان و معماهای داستان را افزایش می‌دهد و باعث جذب مخاطبان بسیار و شاید برخی از علاقه‌مندان به تئوری‌های زمان می‌شود. اما در این زمینه نویسنده داستان، خود را درگیر درست یا غلط بودن تئوری‌های زمان در داستانش نمی‌کند و تنها از آن به عنوان عاملی محرک برای ایجاد تعلیق و کنجکاوی در مخاطب بهره می‌گیرد. بنابراین می‌توان دید که در این انیمه توجه چندانی به واقع‌گرایانه و منطقی نگه داشتن تئوری مهم «اثر پروانه‌ای» نمی‌شود.«اثر پروانه‌ای» تئوری‌ای است که بیان می‌دارد هر اتفاق کوچک و نامحسوسی در گذشته (در حد بال زدن یک پروانه) به تغییرات بزرگی در آینده منجر می‌شود. زیرا که این اتفاقات بسیار کوچک، به مرور زمان روی هم جمع شده و بریکدیگر تاثیراتی می‌گذارند که در آینده شما را به چیزی که هستید، تبدیل می‌کند. چیزی که البته به سختی در انیمه‌های درخشانی همچون Steins;Gate و Erased رعایت می‌شود، اما این امر در انیمه انتقام جویان توکیو به سطح پایین‌تری تنزل می‌یابد که بیشتر به اسبابِ بازی نویسنده برای ایجاد هیجان تبدیل شده است.همان‌طور که این انیمه در طول 24 قسمت که دو آرک مانگا از 5 آرک را اقتباس کرده است، توضیحات زیادی درباره این‌که این سفر زمانی چطور کار می‌کند، نمی‌دهد. بنابراین حفره‌های داستانی بسیار و از آن بدتر، تناقضاتی در همین ابتدای داستان به وجود می‌آید؛ به عنوان مثال، طبق گفته نائوتو تاچیبانا، بدن تاکه‌میچی، زمانی که به گذشته سفر می‌کند، در زمان حال به خواب فرو می‌رود. اما زمانی که تاکه‌میچی از گذشته به زمان حال بازمی‌گردد، خود را در وسط مکانی در حال انجام کاری روزمره می‌یابد، در حالی که تغییراتی در ظاهر و هویت او ایجاد شده است. پرسش اصلی این‌جا است که مگر بدن او نباید از خواب بیدار شود؟ چه بلایی سر نائوتو و بدن خوابیده تاکه‌میچی آمده است؟ بحث آن است که بدن انسان نمی‌تواند همزمان در دو زمان و مکان متفاوت باشد و این یکی از حقایق پایه فیزیک است که در این انیمه رعایت نشده. بنابراین زمانی که تاکه‌میچی به گذشته سفر می‌کند، باید بدن او در زمان حال ناپدید شود، در غیر این صورت تناقضات فعلی به وجود می‌آیند.شاید در تحلیل شخصیت‌های انیمه انتقام جویان توکیو، شخصیت هیناتا تاچیبانا آخرین شخصیتی باشد که بخواهید درباره‌اش بخوانید و ترجیح بدهید بیشتر درباره مایکی و دراکن بدانید. همین امر نشان می‌دهد که این انیمه کارش را در این زمینه درست انجام نداده است.چه باور کنید چه نه، شخصیت هیناتا یکی از محوری‌ترین شخصیت‌ها در این انیمه محسوب می‌شود تا جایی که تاکه‌میچی، تمام زندگی‌اش را برای نجات این شخصیت به خطر انداخته است. این امر انتظاری را در مخاطب ایجاد می‌کند که هیناتا تاچیبانا باید دارای شخصیت منحصربه‌فردی باشد که ارزش چنین ریسکی را داشته باشد. اما هرچه به جلو پیش می‌رویم، بیشتر به بی‌اهمیت بودن چنین شخصیتی پی می‌بریم و بیشتر او را به عنوان یک شخصیت فرعیِ نه‌چندان‌مهم می‌شناسیم؛ به طوری که یادمان می‌رود هدف اصلی تاکه‌میچی نجات او است.با وجود اهمیتی که هیناتا باید در انیمه داشته باشد، او کاملا خارج از گود ایستاده است و در هیچ‌یک از رویدادهای مهم داستان حضور تاثیرگذاری ندارد. حضور او تنها پس از اتمام هر نبرد و زمانی است که تاکه‌میچی قصد دارد با برادر او دیدار کند (و نه حتی با خود او) تا به زمان حال بازگردد! که ناگهان سروکله او پیدا می‌شود تا به ما یادآوری کند چنین شخصیتی حداقل وجود دارد و جز عاشق تاکه‌میچی بودن، کار دیگری ندارد. به نظر می‌رسد که این شخصیت، تنها مهره‌ای است تا جنبه رومنس داستان را تامین کند که این امر نه تنها توانایی ضعیف شخصیت‌های زن داستان را می‌رساند، بلکه از نظر داستانی، هدف و انگیزه اصلی پروتاگونیست داستان را کم‌رنگ نشان می‌دهد.همچنین این حقیقت که تاکه‌میچی به زمان حال باز می‌گردد و خود را در هویت دیگری می‌یابد، بدون آن‌که خاطره‌ای از رویدادهای 12 سال میانی داشته باشد، باعث تغییر رفتار در هویت جدیدش در زمان حال می‌شود که تا این‌جای کار همه چیز تاحدی قابل باور است. اما این تغییر رفتار ذره‌ای اطرافیان جدیدش را شوکه نمی‌کند و این امر زمانی مسئله‌دار می‌شود که تاکه‌میچی در قسمت‌های آخر این فصل، زمانی که به یکی از سردسته‌های گنگ توکیو مانجی تبدیل شده است، به زمان حال بازمی‌گردد؛ درحالی که شخصیت بی‌تجربه خود را نیز با خود آورده است و از گذشته‌اش خبر ندارد. او با همین شرایط به جمع زیردستان خود می‌پیوندد و کسی به تغییر رفتار او به عنوان یک رهبر شک نمی‌کند، به خصوص زمانی که او به سادگی فریب دروغ آشکار کیساکی را می‌خورد! این یعنی تاکه‌میچی احتمالا تمام این مدت هیچ رشد شخصیتی نکرده و هنوز به همان شکل بی‌تجربه و ساده‌اش نزد اطرافیانش شناخته می‌شود. اما چگونه ممکن است شخصی به این بی‌تجربگی به یکی از رهبران بزرگ توکیو مانجی تبدیل شود؟ اگر بخواهیم تمام این‌ها را به خاطر کمک دوستانش فرض کنیم، مایه تاسف و ناامیدی است، زیرا که به باورپذیری و اهمیت شخصیت اصلی به عنوان یک فرد مهم در انیمه شونن لطمه وارد می‌شود.اگرچه حفره داستانی دیگری که بیان می‌کند «چرا تاکه‌میچی برای سفر کردن در زمان باید فقط دست نائوتو را بگیرد؟» در ادامه داستان و در مانگا به آن پاسخ داده می‌شود، اما با این حال مسئله زمان در این انیمه چیزی است که نباید زیاد فکرتان را درگیرش کنید، چون به نظر می‌رسد که کِن واکویی خالق مانگای آن نیز تلاش زیادی برای منطقی جلوه دادن آن نکرده و این امر به وضوح مایه سرخوردگی علاقه‌مندان ژانر علمی-تخیلی و سفر در زمان شده است.شخصیت منفی: تتا کیساکی آنتاگونیستی بی‌نظیرنقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوانیمه Tokyo Revengers – تتا کیساکی (Tetta Kisaki)یکی از نقاط قوت انیمه Tokyo Revengers، خلق آنتاگونیستی است که به زیبایی نوشته شده. تتا کیساکی (Tetta Kisaki)، کسی است که به صورت غیرمستقیم دیگران را کنترل می‌کند و بسیار انسان خونسرد و غیرقابل‌پیش‌بینی است. این شخصیت یکی از ترسناک‌ترین و پرنفوذترین ویلن‌ها در میان انیمه‌های متاخر است که نه قدرت ماورایی خاصی دارد و نه مستقیما دستش را به خون آلوده می‌کند، بلکه میزان کنترل و نفوذی که روی دیگران دارد، او را منحصربه‌فرد می‌سازد. این شخصیت نمونه بارزی از انسان‌های ترسناک دنیای واقعی است که هم شخصیت او را باورپذیر کرده و هم به خوبی با جهان گانگستری انیمه هماهنگ است. کسی که برخی از شخصیت‌های داستان تلاش زیادی می‌کنند تا ذات واقعی‌اش را آشکار سازند، اما مدرک کافی علیه او ندارند.این شخصیت به نوعی من را به یاد شخصیت ماکیشیما شوگو در انیمه «سایکو پس» انداخت. اگرچه هنوز راه طولانی دارد تا به پای شخصیت ماکشیما شوگو برسد، اما قابلیت بسیار بالایی دارد که با پرداخت بیشتر جزییات شخصیت او و علاقیاتش یا با فراهم کردن یک گذشته دراماتیک مناسب، می‌توان به شکوه و عظمت چنین شخصیتی افزود. جالب‌تر از همه آن است که چیزی که بیش از همه در تاثیرگذاری و اهمیت این شخصیت نقش داشته، نه در تماشای مستقیم اعمال و رفتار کیساکی در گذشته، بلکه از مشاهده نتایج وحشتناک حاصل از تمام اعمال کوچک او در آینده است و همچنین میزان ترس و ناتوانی شخصیت‌های فرعی قدرتمند این انیمه در مقابل او که فوق‌العاده‌اش می‌نماید.شخصیت‌های فرعی: پرداختی جذاب و به‌یادماندنینقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوانیمه توکیو ریونجرزبدون‌شک مهم‌ترین عامل محبوبیت انیمه Tokyo Revengers، وجود شخصیت‌های فرعی مایکی (Manjirō Sano/ Mikey)، دراکن (Ken Ryūgūji/ Draken)، باجی و حتی کازوتورا است. شخصیت‌هایی که هم گذشته دراماتیک زیبایی دارند و هم رابطه عمیق و در عین حال احمقانه و دوست‌داشتنی آن‌ها، روح متفاوتی به این انیمه بخشیده است. شخصیت مایکی، شخصیتی است که هم روحیات کودکانه، بامزه و سرخودی دارد و هم به عنوان یک رهبر، بسیار مسئولیت‌پذیر، قدرتمند و مهربان است. درعین حال، برخی تصمیمات احساسی‌اش او را به بهترین هدف تتا کیساکی تبدیل کرده که این امر، غم خاصی (از نوع خوب) به انیمه ‌بخشیده است.از طرفی دیگر، شخصیت دراکن را داریم که شخصیت باتجربه، قابل اتکاء و قدرتمندی است و تصمیماتش هم بسیار واقع‌گرایانه و منطقی‌تر هستند. رابطه او و مایکی نیز رابطه برادری قدرتمندی را می‌سازد که به وضوح تماشاگر را شیفته خود ساخته. جا دارد از شخصیت اصلی این انیمه تقدیری کنیم که حضورش چاشنی طنزی است که رابطه میان مایکی و دراکن را زیباتر ساخته (البته این لطفی به حال شخصیت خودش نمی‌کند!).اما اگر بخواهیم نگاه منصفانه‌تری داشته باشیم، باید بگوییم عدم باورپذیری در بخشی از اتفاقات تخیلی داستان، در بسیاری از انیمه‌های شونن درخشان نیز تا حدی به چشم می‌خورد. بنابراین اگر با ارفاق، کمی از این مسئله چشم‌پوشی کنیم، می‌بینیم که حداقل کن واکویی از این عنصر به خوبی برای ایجاد کشش و کنجکاوی در مخاطب استفاده کرده است، تا جایی که باعث می‌شود پس از اتمام هر قسمت بخواهید به سرعت به سراغ قسمت بعدی بروید. این مسئله همچنین حس تعلیق بسیاری نیز در نبردهای این انیمه ایجاد می‌کند که با وجود دانستن آینده، نمی‌دانید چگونه قرار است به وقوع بپیوندد. به همین علت تماشای چگونگی روی دادن اتفاقات در نبردهای داستان برای خود من نیز، هم غیرقابل پیش‌بینی و هم بسیار لذت‌بخش بود و این امر دلیل محبوبیت این انیمه را تا حدودی توجیه می‌کند.دومین عاملی که باعث تعجب مخاطب می‌شود، آن است که چرا هیچ پلیس توانمندی وجود ندارد تا تلاش کند جلوی درگیری چندین بچه مدرسه‌ای چاقو به دست را بگیرد؟ به عنوان مثال، نبرد گروه توکیو مانجی با گروه موبیوس (Moebius) را در نظر بگیرید، آن هم زمانی که تاکه‌میچی سعی داشت تا دِراکن (Draken) زخمی شده را به بیمارستان برساند. اما با توجه به نبرد پرسروصدایی که درگرفته است، شما هیچ نیروی پلیس یا مردمان کنجکاوی را نمی‌بینید که سعی داشته باشند کسی را برای کمک خبر کنند و دو بچه‌ی زخمی را از وسط خیابان جمع کنند. تنها در انتهای نبرد والهالا است که می‌بینیم هر دو گروه از ترس پلیس جایگاهشان را ترک می‌کنند، اما آن هم زمانی است که همه چیز تمام شده و حضور پلیس یا عدم حضورش چندان کمکی به ماجرا نمی‌کند.این جزییات کوچک معمولا در انیمه‌هایی با داستان‌پردازی غنی و باکیفیت تا حدود زیادی رعایت می‌شوند و به محض این‌که چنین پرسش‌هایی در ذهن مخاطب به وجود آیند، با چند نمای مختصر به آن‌ها پاسخ داده می‌شود. اما در این انیمه هیچ تلاشی برای رفع این پرسش‌ها انجام نمی‌شود.شخصیت‌پردازی انیمه انتقام جویان توکیوشخصیت اصلی: بی‌عرضه و نامرئینقد و بررسی انیمه توکیو ریونجرزانیمه توکیو ریونجرز – تاکه‌میچی هاناگاکی (Takemichi Hanagaki)بزرگ ترین نقطه ضعف انیمه انتقام جویان توکیو، شخصیت‌پردازی خود پروتاگونیست داستان، یعنی تاکه‌میچی است. اگرچه انتخاب یک شخصیت بدون داشتن توانایی خاص و حتی بدون داشتن هوش کافی، انتخاب بدی نیست! اتفاقا برعکس، این شخصیت هم بسیار باورپذیر است و هم حس همذات‌پنداری بسیاری را در مخاطب ایجاد می‌کند. سرافکندگی و ناامیدی از زندگی بیهوده‌اش که انگیزه‌ای برای تبدیل شدن او به فردی بهتر و تاثیرگذارتر می‌شود، از درس‌های اخلاقی بسیار باارزش این انیمه به عنوان یک انیمه شونن است؛ زیرا تبدیل شدن فردی از نقطه صفر به یک قهرمان، نشان می‌دهد که اگر هیچ توانایی نداشته و انسان ترسویی باشید، اگر اراده کافی داشته باشید، می‌توانید خود را تغییر دهید و به فرد بهتری تبدیل شوید. چیزی که تماشای انیمه را به مراتب لذت‌بخش‌تر و تاثیرگذارتر می‌نماید.در کنار مایکی و دراکن، ما بسیاری از رهبران جذاب و رمزآلودی را تنها در باند توکیو مانجی داریم که از میان آن‌ها با باجی آشنا شده و با گذشته زیبا، شخصیت بااراده، فداکار و راسخش، همچنین با مهربانی بی‌حد و اندازه‌اش نسبت به مایکی و کازوتورا و درنهایت سرنوشت باشکوه و تراژیک او، اشک ریختیم. بنابراین می‌توان تصور کرد که آشنایی با هریک از دیگر شخصیت‌ها که در آینده با آن‌ها روبه‌رو خواهیم شد، چقدر می‌تواند هیجان‌انگیز باشد. شخصیت کازوتورا نیز با وجود این‌که در ابتدا بسیار عجیب و ترسناک می‌نمود، در نهایت به فهم و درک زیبایی رسید که نحوه رشد او در نبرد والهالا از فردی انتقام‌جو به فردی پشیمان و ناراحت، بسیار شیرین و دلگرم‌کننده بود که پیام اخلاقی زیبایی را نیز در خود جای داده است.به طور کلی می‌توان گفت کن واکویی، در نوشتن و پرداخت شخصیت‌های اصلی و محوری، کم کاری زیادی داشته و گویا تمرکزش را مدام از انگیزه اصلی پروتاگونیست داستان از دست می‌دهد و زمان زیادی را به پرداخت شخصیت‌های فرعی گذاشته است. شاید اگر انگیزه اصلی پروتاگونیست منحصرا نجات خود باند توکیو مانجی بود، بسیاری از این کمبودها قابل توجیه و باورپذیرتر می‌شد. بنابراین امید است کن واکویی در ادامه داستان در بهبود کیفیت این دو شخصیت، تلاش کند. اما به زیبایی قابل مشاهده است که او چگونه تجربیات گذشته‌اش در یکی از گروه‌های بوسوزوکو، احساسات و همچنین درس‌های اخلاقی‌اش را در خلال شخصیت‌های فرعی بیان کرده و در این زمینه موفق بوده است.در نبرد والهالا، تاکه‌میچی می‌توانست در حدِ توان خود، دست به یکی دیگر از شجاعت‌های نادرش بزند، به عنوان مثال می‌توانست به راحتی زمانی که کازوتورا (Kazutora Hanemiya) در شرف فرو کردن خنجرش در پهلوی باجی بود، بدن خودش را سپر بلای باجی کرده تا تصادفا خنجر در شکم تاکه‌میچی فرو رود. یا حداقل آن دیالوگ شاهکاری را که تاکه‌میچی در حین جان دادن باجی، به مایکی می‌گوید و او را از کشتن کازوتورا باز می‌دارد، پیش از خنجر زدن کازوتورا به باجی، به کازوتورا بیان می‌کرد و او را از کشتن باجی منصرف می‌کرد.اما او این کارها را نکرد و با وجود این‌که تنها چندسانت با باجی فاصله داشت، به طرز احمقانه‌ای حتی متوجه حضور کازوتورا در کنارش و خنجر زدن او به باجی نشد! زیرا هدف نویسنده آن بود تا درهرصورت به نتیجه دلخواهش که کشتن باجی بود، برسد. او نتوانست با مدیریت درست وقایع و حتی چیدمان درست شخصیت‌ها در صحنه، همزمان از لطمه وارد شدن به رشد شخصیتی تاکه‌میچی جلوگیری کند و ناتوانی او در نجات باجی را تاحدودی باورپذیرتر نشان دهد؛ در نتیجه، او را احمق جلوه داده است.به همین ترتیب، شخصیت تاکه‌میچی تا انتهای این فصل از انیمه، درحال گریه ‌و زاری باقی می‌ماند و رشد قابل توجهی ندارد که مخاطب را به تماشای او علاقه‌مند کند. درحالی که برعکس مخاطب را به ستوه می‌آورد. او حتی تلاشی برای یادگیری حداقل فنون مبارزه نمی‌کند و عملکرد قابل‌قبولی در لحظات چالش‌برانگیز داستان ندارد. او در اکثر سکانس‌ها نیز تنها نام شخصیت‌ها را صدا می‌زند و از جایش ذره‌ای تکان نمی‌خورد! بنابراین این شخصیت تقریبا حضوری نامرئی دارد و در مقایسه با دیگر شخصیت‌های فرعی، نه تنها جذابیتی به داستان نمی‌بخشد، بلکه حتی از آن کاسته استپویانمایی و موسیقی انیمه Tokyo Revengersنقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیونقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوپویانمایی ضعیف و غیرقابل‌تحمل، ناگوارترین اتفاقی است که برای یک انیمه شونن با چنین قابلیتی می‌تواند رخ دهد. چیزی که تمام کاستی‌ها و نقاط ضعف داستانی انیمه را با شدتی چندبرابر به رخ شما می‌کشد. این انیمه که توسط استودیو Liden Films و به کارگردانی کویچی هاتسومی ساخته شده است، حتی در صحنه‌های نبرد هم با متحرک‌سازی خشک موها و حرکات تیکه‌تیکه شخصیت‌ها، شما را ناگهان از بحر داستان به بیرون پرت کرده و با اعتماد به نفس، متوجه اوج فضاحت خود می‌کند.مورد بعدی، سبک بصری آن است که باز هم به باورپذیری داستان لطمه می‌زند. کافی است شما طراحی شخصیت تاکه‌میچی 26 ساله را با تاکه‌میچی 14 ساله مقایسه کنید و ببینید که تاکه‌میچی 14 ساله حتی از نسخه 26 ساله‌اش بزرگ‌تر به نظر می‌رسد. این امر برای دیگر شخصیت‌های داستان هم صادق است. شما می‌بینید که آن‌ها با گذشت 12 سال، هیچ تغییری در فرم صورتشان ایجاد نمی‌شود؛ جز آن که مدل و رنگ موی آن‌ها تغییر می‌کند. برای درک بهتر این موضوع می‌توانید به انیمه ناروتو یا وایولت اورگاردن بنگرید که چگونه با رشد تدریجی شخصیت‌ها، اندازه چشم‌ها نسبت به صورت، و قد و هیکل شخصیت‌ها تغییر می‌کنند؛ گویی واقعا بزرگ شده باشند. به هیچ عنوان ممکن نیست که تناسبات صورت و هیکل شما در 26 سالگی مشابه دوران راهنمایی‌تان باشد که شاید حتی به بلوغ کامل نیز نرسیده باشید. به خصوص اگر پسر باشید!اما موسیقی متن این انیمه به جز چند ترک محدود، از عملکرد خوبی برخوردار است و به خوبی با فضاهای پرتنش، رازآلود و تراژیک داستان هماهنگ می‌شود. موسیقی متن این انیمه توسط هیروآکی تسوتسومی (Hiroaki Tsutsumi) ساخته شده است؛ کسی که به واسطه آهنگ‌سازی برای انیمه‌های جوجوتسو کایسن و دکتر استون (Dr. Stone) شناخته می‌شود. از میان آهنگ‌هایی که او برای این انیمه ساخته، موسیقی تم اصلی و ملودی جان‌سوز و به یادماندنی «I Escaped» از زیبایی و اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند. این انیمه همچنین اوپنینگ و اندینگی عالی دارد و نام آن‌ها به ترتیب «Cry Baby» و «Koko de Iki o Shite» است. اوپنینگ این انیمه توسط گروه پاپ Official Hige Dandism و اندینگ آن توسط خواننده ژاپنی eill به زیبایی خوانده شده‌اند.انیمه Tokyo Revengers از منظر کلینقد و بررسی انیمه انتقام جویان توکیوانیمه Tokyo Revengersانیمه Tokyo Revengers به طور خلاصه، دارای یک ایده داستانی خوب، اوج و فرودهای دراماتیک بسیار، پیچیدگی، تعلیق و رازورمزهای بسیار درگیرکننده و هیجان‌انگیز، آنتاگونیست و شخصیت‌های فرعی به‌یادماندنی، موسیقی زیبا و پایانی هوشمندانه است. اما از طرفی دیگر این انیمه از نقاط ضعف بزرگی همچون تناقضات و حفره‌های داستانی بسیار، پروتاگونیستی ناتوان و انگیزه ضعیف او، پویانمایی به شدت ضعیف و واقع‌گرایی نصفه-نیمه‌ای زجر می‌کشد که مخاطبان باتجربه را از درگیری بیشتر با داستان سرخورده می‌سازد. بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری این انیمه را پس می‌زنند و بسیاری دیگر از آن لذت می‌برند.به طور کلی می‌توان گفت که این انیمه به نوبه خود در ایجاد کشش و هیجان در مخاطب، عملکرد بسیار خوبی دارد و همین امر کافی است تا آن را نسبت به دیگر انیمه‌های فصلی کسل‌کننده برجسته سازد و هیاهوی زیادی به پا کند. اما با توجه به نقاط ضعف بسیارش نمی‌تواند با سایر انیمه‌های برجسته در ژانر شونن رقابت کند و جایگاه بالایی به دست آورد. مگر آن‌که در آینده شاهد پرداخت واقع‌گرایانه‌تر و منطقی‌تری برای ادامه داستان و رشد زیبایی برای شخصیت اصلی باشیم. اما با توجه به ضعف استودیو سازنده و کارگردان این انیمه در پویانمایی و کارگردانی، جا دارد که از همین حالا پیشنهاد خواندن مانگا را به طرفداران این انیمه بدهیم، زیرا با کیفیت بهتر تصویرسازی مانگا، می‌توانید لذت بیشتری از داستان هیجان‌انگیزش ببرید.</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sat, 01 Apr 2023 17:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انیمه اسم تو یا نام تو ??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AA%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88-r8uffept8xnl</link>
                <description>انیمه Your Name در ساده‌ترین بیان ممکن، زیبایی محضی است که بهترین واژه برای توصیف آن، «توصیف‌ناپذیر» است.وقتی که تماشای «نام تو» را آغاز می‌کنید، دنیای رنگارنگ و زیبای اثر، مات و مبهوت‌تان می‌کند. از همان ثانیه‌ی آغازین، متوجه رویارویی با روایت خاصی می‌شوید که شاید بتواند یکی از زیباترین تجربه‌هایتان را رقم بزند و در همین حین، احتمالا سعی می‌کنید که تمام اطلاعات کلی‌تان از داستان فیلم، با آن‌چه که در حال تماشای آن هستید، مطابقت پیدا کند. اما اندکی بعد، با تعجب خود را به جای یافتن در برابر پلان‌هایی فلسفی و دیوانه‌کننده، در حال لذت بردن از فیلمی پیدا می‌کنید که به جای عمیق و متفاوت بودن، به مانند تیتراژ دوست‌داشتنی‌اش شیرین، بسیار جذاب، سرشار از زیبایی و صد البته بعضا خنده‌دار است؛ زیبایی تمام‌ناشدنی و خاصی که در تک‌تک سکانس‌های اثر، چه در محیط‌ها و چه در رخدادهای داستان، خودش را به بیننده نشان می‌دهد و ذهن او را به دور از هر چیز دیگر، به شیرینی و لذت بردن از خود دعوت می‌کند. این روند، برخلاف انتظارات‌تان شاید یک چهارم ابتدایی فیلم را تماما به خودش اختصاص داده و آن‌قدر مخاطب را با هیجان به سمت نقطه‌ی اوجش می‌برد که در لحظات پایانی آن، فقط شیفته‌ی روایت زیبای فیلم شده‌اید و در حال لذت بردن از اثری هستید که تا همین لحظه، حجم بسیار زیادی از بهترین انیمیشن‌هایی را که دیده‌اید از لحاظ جذابیت، پشت سر گذاشته است. این وسط یک موسیقی جذب‌کننده‌ی خواستنی و توقف‌ناپذیر را هم داریم که پر بیراه نگفته‌ام اگر بگویم نیمی از بار این زیبایی مثال‌زدنی را به دوش می‌کشد و به تنهایی، تماشای سکانس‌های اثر را به تجربه‌ی شگفت‌آورتری تبدیل می‌کند.در کنار تمامی این‌ها، کاراکترهای انیمیشن نیز خیلی سریع، به عنوان شخصیت‌هایی عزیز و لایق احترام، برای‌تان معنی پیدا می‌کنند؛ کاراکترهایی که یکی‌شان پسری پرمشغله و محصل در توکیو است که «تاکی» نام دارد و دیگری، دختری دوست‌داشتنی در شهری کوچک است که «میتسوها» صدایش می‌کنند؛ کاراکترهایی که از همان ابتدای کار، نه به عنوان دو عنصر مجزا از هم بلکه به عنوان دو چیز که در کنار یکدیگر عضو مجموعه‌ی بزرگ‌تر و زیباتری هستند معرفی می‌شوند؛ مجموعه‌ی واحدی که وارد شدن این دو به بدن یکدیگر در برخی مواقع و زندگی کردن‌شان به جای هم، بنیان‌های آن را شکل می‌دهد و در اواخر قصه‌گویی فیلم، درک می‌کنید که به معنی واقعی کلمه چه بزرگی و عظمتی داشته است. با این حال، آن‌چه که این رویارویی با کاراکترها و شخصیت‌پردازی‌شان را تا به این اندازه یگانه کرده، در وهله‌ی اول به برخورد بی‌توضیح مخاطب فیلم با رویدادهای آن مربوط می‌شود؛ چرا که در هنگام تماشای انیمیشن نام تو، خیلی سریع‌تر از آن‌چه که انتظار دارید، درک خواهید کرد که اطلاعات شما از تمامی اتفاقات جریان‌یافته در میان دقایق اثر، دقیقا به همان مقداری است که کاراکترهای اصلی داستان از آن‌ها دارند. این یعنی تمامی احساسات جریان‌یافته در اثر، همواره به وسیله‌ی شخصیت‌های اصلی داستان به شما تقدیم می‌شوند و فیلم‌ساز به جای دادن این اجازه به شما که خودتان در رابطه با رخدادها قضاوت کنید و احساس‌تان نسبت به آن‌ها را تعیین کنید، شما را مجبور به تجربه‌ی شگفت‌انگیزی می‌کند که شما در آن چاره‌ای جز پذیرش حس‌های جاری در ذهن شخصیت‌ها را ندارید. اگر آن‌ها چیزی را نمی‌دانند، شما هم قطعا از آن ناآگاه هستید و اگر چیزی برای آن‌ها بامزه است، ناخودآگاه از آن لذت می‌برید.«نام تو»، شاهکاری است که تا قبل از دیدنش معما است، در هنگام تماشایش پر شده از معما است و پس از تمام شدنش هم در ذهن‌تان به عنوان یک معمای زیبا باقی می‌مانداز طرف دیگر، یکی دیگر از ویژگی‌هایی که سبب پدید آمدن چنین زیبایی محضی شده، آن است که فیلم در هیچ لحظه‌ای از داستان، هیچ چیزی را برای مخاطب خود توضیح نمی‌دهد. این یعنی در «نام تو»، به جای دیدن مقدمه‌ای ساده که چند دقیقه را به هدر می‌دهد و سپس قصه‌گویی اصلی را آغاز می‌کند، با داستان‌سرایی جذابی روبه‌رو می‌شوید که از همان ثانیه‌ی اول، مخاطبش را به وسط قصه پرتاب می‌کند و با احترامی تمام‌قد به شعور و درک سینمایی او، خط‌کشی مابین رخدادهای فیلم و رسیدن به نادانسته‌های اثر را به وی می‌سپارد؛ تصمیم شگفت‌انگیزی که شاید مخاطبین عام این ساخته‌ی بزرگ را کاهش دهد، اما در عین حال مخاطبین اصلی را هم بیش از پیش عاشق و شیفته‌ی Your Name می‌کند؛ چون مثلا در طول فیلم، شما سکانس‌های متفاوتی را می‌بینید که به شکلی ناگهانی فرا می‌رسند و در مکان‌های متفاوتی روایت می‌شوند. بله، قطعا چنین سکانس‌هایی اندکی شما را گیج کرده و از خط اصلی داستان دور می‌کنند. اما وقتی که به فیلم اعتماد کنید و در دنیایش غرق شوید، ناگهان پس از چند دقیقه و با دقت به یک نکته، ارتباط چندین و چند سکانس و اتفاق برای‌تان مشخص می‌شود و چنان لذتی را در برابرتان می‌بینید که در صورت نبود روایت این‌چنینی در فیلم، ممکن نبود تقدیم مخاطب شود. افزون بر این‌ها، رسیدن به جواب برخی از سوالات بی‌شمارتان در فیلم مابین دقایق آن، به قدری پیوندتان با قصه‌گویی اثر را محکم می‌کند که چشم برداشتن از آن، تبدیل به کاری ناممکن می‌شود؛ سوالاتی که به پاسخ نرسیدن حجم زیادی از آن‌ها همان چیزی است که از این فیلم، یک شاهکار می‌سازد؛ شاهکاری که تا قبل از دیدنش معما است، در هنگام تماشایش پر شده از معما است و پس از تمام شدنش هم یک معمای زیبا باقی می‌ماند.برخلاف انتظارم و تعریفی که تا به امروز از سینما داشتم، «نام تو» اصلا چیزی نیست که آن را بتوان تنها به عنوان «یک» فیلم معرفی کردتا به این‌جای کار، هر آن‌چه که در رابطه با «نام تو» گفتم، همان چیزهایی بودند که در آن سی دقیقه‌ی مثال‌زدنی ابتدای کار، تقدیم‌تان می‌شدند؛ عناصر بزرگی که تا انتهای فیلم در آن باقی می‌مانند و در طول روایت آن رشد می‌کنند و دائما به جذب بیشتر و بیشتر مخاطب می‌پردازند. اما آن‌چه که «نام تو» را به آن «زیبایی محضی» که در نخستین جمله‌ی مقاله گفتم تبدیل می‌کند، این‌ها نیست؛ چون این‌ها شاید عناصر کم‌یابی در حوزه‌ی انیمیشن باشند، اما بدون شک نایاب نیستند. در حقیقت، «نام تو» از آن جایی تبدیل به این شگفتی بی‌پایانی که همه در رابطه با آن صحبت می‌کنند می‌شود که می‌فهمید این فیلم در ساختار قصه‌گویی، شبیه به هیچ چیز دیگری نیست. نه مثل سینمای کلاسیک داستان‌گویی‌اش را سه‌پرده‌ای پی می‌گیرد و نه می‌توان در ساختار دشوارتر پنج‌پرده‌ای که در شاهکارهایی چون Birdman به چشم‌مان خورده، داستان‌گویی‌اش را دسته‌بندی کرد. اصلا بگذارید خیال‌تان را راحت کنم و بگویم که Your Name، در روایت هیچ شباهتی به هیچ یک از فیلم‌هایی که دیده‌اید ندارد؛ چون برخلاف انتظارم و تعریفی که تا به امروز از سینما داشتم، «نام تو» اصلا چیزی نیست که آن را بتوان تنها به عنوان «یک» فیلم معرفی کرد. این اثر، به معنی واقعی کلمه، چهار مدل داستان‌گویی متفاوت را که حقیقتا در تعریف و مدل جدا از هم و متفاوت هستند کنار هم گذاشته و به شکلی دیوانه‌وار این‌ها را به هم مرتبط و متصل کرده است. این یعنی عجیب نیست اگر سی دقیقه‌ی اول داستان، یک کمدی-درام فانتزی باشد و پس از آن، یک قصه‌ی مرموز سینمایی روایت شود و سپس، نوبت به یک سری دقیقه‌ی قهرمان-محور برای نجات جان افراد برسد و در پایان، همه‌ی این‌ها در دقایقی جمع‌بندی شوند که در بهترین حالت تنها کلمه‌ای که برای توصیف‌شان پیدا می‌کنم، بی مثل و مانند است.اگر قصدتان از خواندن مقاله دانستن پاسخ این سوال است که آیا «نام تو» لیاقت تماشا شدن دارد، باید با یک «بله»‌ی محکم بر این حقیقت تاکید کنم که عدم تماشای آن، از دست دادن لذتی بزرگ و بسیار بسیار متفاوت استالبته نباید فراموش کرد که یگانگی این چهار بخش در عین تفاوت انکارناپذیرشان، تنها و تنها به سبب داستان‌گویی تصویری شگفت‌انگیز فیلم، اتفاق افتاده است؛ چون چنین چیزهای عظیم و متفاوتی را یا نمی‌توان با دیالوگ و نوشته به هم پیوند داد یا اگر این کار را بکنید، نتیجه یک چیز خسته‌کننده و ناپسند می‌شود که بیشتر شبیه به یک فیلم آشفته و بدون هدف جلوه خواهد کرد. اما وقتی که فیلم‌ساز حجم زیادی از رخدادها را در نماهایی که نشان‌مان می‌دهد تعریف می‌کند و قصه را با یک سکانس تند و تیز و زیبا که تصویر بخش اصلی آن را تشکیل داده از جایی به جای دیگر می‌برد، چگونه می‌توان به جای دیدن یگانگی کل فیلم و در عین حال لذت بردن از تازگی تمام‌ناشدنی آن، به فرم‌های گوناگون قصه‌گویی این شاهکارِ ژاپنی اعتراض کرد؟ شاهکاری که لغت «منحصربه‌فرد» تنها برای توصیف اندکی از یکتا بودن آن کافی به نظر می‌رسد و آن‌قدر احساس خاصی را در لحظه به لحظه تقدیم‌تان می‌کند که برخی مواقع آرزو می‌کنید تماشای فیلم هرگز به پایان نرسد. شاید این‌ها را اغراق‌های نادرستی بدانید که حقیقت ندارند و شاید هم باور داشته باشید که این همه ویژگی مثبت را نمی‌توان در یک اثر از دنیای انیمیشن جمع کرد. اما باور کنید که یک بار تماشای این فیلم کافی است تا مطمئن شوید که قطعا با تمام تجربه‌های سینمایی‌تان فرق‌هایی جدی دارد! راستش را بخواهید، برای آن‌هایی که هنوز انیمه نام تو را ندیده‌اند، نمی‌توان بیشتر از این فیلم را توصیف کرد؛ چرا که قطعا برای شرح بیشتر زیبایی‌های این فیلم، نیاز به آوردن مثال‌هایی از داستان‌گویی باعظمت آن است که برای جلوگیری از اسپویل، نمی‌توانم آن را در این‌جا انجام دهم. با این حال، اگر قصدتان از خواندن مقاله دانستن پاسخ این سوال است که: «آیا نام تو لیاقت تماشا شدن دارد؟» باید با یک «بله»‌ی محکم بر این حقیقت تاکید کنم که عدم تماشای آن، به معنی واقعی کلمه از دست دادن لذتی بزرگ و بسیار بسیار متفاوت است؛ چون این فیلمی است که غیرقابل شمارش بودن زیبایی‌هایش را نمی‌توان انکار کرد.(از این‌جا به بعد مقاله، قسمت‌هایی از داستانِ فیلم را اسپویل می‌کند)اما فارغ از تمامی این‌ها، مفهوم حقیقی این ساخته‌ی دیوانه‌وار چیست؟ فیلم می‌خواهد با قصه‌اش کدامین پیام را فریاد بزند که تا این اندازه در عین زیبایی محضش حتی بدون توجه به لایه‌های درونی قصه، فلسفی و عمیق احساس می‌شود؟ راستش را بخواهید، «نام تو» همان‌گونه که تاکی روی دستان «میتسوها» نوشت، شاعرانه‌ای فلسفه‌مند در وصف عشق است که در پیرامون آن، هزار قصه‌ی فرعی زیبای دیگر را هم می‌توان پیدا کرد. اما این را قطعا خودتان هم فهمیده بودید. نکته‌ی گم‌شده‌ی این داستان، در آن‌جایی نمایان می‌شود که ببینیم این «عشق»، برای فهماندن چه چیزی در رابطه با خود، وارد داستان فیلم شده است. سوالی که پاسخش را می‌توان در عبارت «بی زمان و مکان بودن عشق» جمع‌بندی کرد. در حقیقت، این که تمام لحظات فیلم در بین گذشته، حال و در کل زمان‌هایی موازی جابه‌جا می‌شوند، به خاطر اهمیت چیزهای فانتزی در فیلم نیست و واقعیت ماجرا آن است که تخیل در این فیلم، فقط وسیله‌ای برای تاکید بر پیام نهایی آن و شکل دادن رخدادهای جالب پیرامون شخصیت‌ها برای سرگرم کردن مخاطب بوده است.به عبارت بهتر، فیلم با خلق دنیاهایی واقع‌گرایانه و انداختن مخاطب در گردابی از حوادث شیرین و خنده‌دار یا ترسناک و تلخ، تنها این هدف را دنبال می‌کند که ذهن او را نسبت به علیت شکل‌گیری این داستان‌ها مابین این دختر و پسر، حساس‌تر کند. این یعنی سازنده با خلق سوال‌هایی دائمی که بعضا به سبب وجود سکانس‌هایی مرتبط که با فاصله‌ای طولانی نسبت به یکدیگر ایجاد شده‌اند، قصد طرح ماجرایی را دارد که هم دائما معمایی و جذاب باقی بماند و ظاهر شاهکارش را هر کسی تماشا کند و هم بتوان با آن، قسمت پایانی یا همان بخش چهارم فیلم را پر رنگ‌تر و عجیب‌تر از گذشته پخش کرد تا تاثیرگذاری پیامش به نهایت خود برسد؛ پیامی که موضوعش را وقتی می‌فهمیم که همان‌گونه که اندکی قبل‌تر گفتم، تاکی به جای «نام» خود، چیزی را برای «میتسوها» باقی می‌گذارد که تنها عاشق بودن وی را به یادش بیاورد. این یعنی در خلال تصاویری که مابین مکان و زمان جابه‌جا شدند و این همه اتفاق، شاید ما فهمیده باشیم که عشق بی زمان و مکان است اما این‌جا، در این لحظه‌ی به‌خصوص، سازنده به شکلی دیوانه‌وار آن را از یک شخص هم فراتر می‌برد. بله، در عقیده‌ی فیلم‌ساز، عشق حتی از شخصی که به آن عشق می‌ورزید هم فراتر است و این وجود و ذات خودش است که حوادث را پایان می‌بخشد، دیدن یک روبان قرمز بر سر یک دختر در خیابان را تبدیل به یک اتفاق شگفت‌انگیز می‌کند و اشک‌تان را جاری می‌سازد. این عشق است که به رخدادهای دیوانه‌وار این دنیا هدف می‌دهد و به شما می‌آموزد که شاید بعضی مواقع، نه به خاطر دانستن نام یک انسان، نه به خاطر آشنایی با او و نه به خاطر دانستن تمام ویژگی‌هایش، بلکه تنها به خاطر آن حس درونی باید برگشت و به او گفت که گویا تو را می‌شناسم. البته فیلم دنیایی از مفاهیم دیگر را نیز با نمادپردازی‌هایش بیان کرده که بیان آن‌ها را باید به جایی خارج از نقد آن منتقل کرد. من وقتی که این انیمه رو دیدم واقعاًاز بهترین انیمه هایی که قبلاً دیدم است امیدواریم این انیمه را ببینید واز آن لذت ببرید  وتا ابد سرحال و شاداب باشید برای همتون آرزوی موفقیت میکنم ??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sat, 01 Apr 2023 16:09:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طنز انیمه شیطان کش??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4-buimpyu4hf2x</link>
                <description>طنز هاشیره ی متیسوری کانروجی با اینوسکه و تانجیروطنز هاشیره ی گیو با شینوبوطنز اهریمن از ۱۲ کیزوکیطنز هاشیره ی گیو با شینوبوطنز هاشیره ی متسوری کانروجی با گیو و شینوبوطنز هاشیری اوزوی تنگن با زنیتسوطنز هاشیره ی گیو با شینوبوطنز هاشیره ی گیو با شینوبوامید واریم از طنز هایمان خوشتون بیادوتا ابد ما رو لایک و دنبالمون بکنید??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Wed, 22 Mar 2023 16:14:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان انیمه ی شیطان کش??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4-a5qzpvcinehx</link>
                <description>در دوره‌ی تایشوی ژاپن، پسر خوش قلبی به نام تانجیرو کامادو وجود داشت که با فروش زغال زندگی خود و خانواده‌اش را می‌گرداند. اما آرامش زندگی او با حمله‌ی یک شیطان و کشتار خانواده‌اش مختل شد. خواهر کوچک او یعنی نزوکو تنها فرد بازمانده از اتفاق بود اما او تبدیل به یک شیطان شد. تانجیرو پس از پی بردن به این اتفاق سفری خطرناک را آغاز کرد تا راهی برای بازیابی خواهرش پیدا کند و همچنین آن شیطانی که خانواده‌اش را ویران کرده را نابود کند.او توسط استادی به نام ساکونجی اوروکوداکی تحت تعلیم قرار گرفت و با شرکت در گزینش نهایی، به مدت هفت شب را با شیطان‌ها مقابله کرد. او همچنین با سابیتو و ماکومو آشنا کرد و این دو در تمرینات به او کمک کردند. تانجیرو در این مقطع با یک شیطان بد ریخت مبارزه کرد و از فنونی که استادش به او آموخته بود استفاده کرد.                                         اولین مأموریت ??تانجیرو پس از راه یافتن به دسته شیطان کش‌ها اولین ماموریت خود را برای بررسی ناپدید شدن دختران جوان در یکی از شهرک‌های اطراف دریافت کرد. او در این ماموریت با شیطان باتلاق روبرو شد و برای اولین بار با هنر خون شیطان آشنا شد.تانجیرو در ادامه‌ی جستجوهای به شهر آساکوسا رسید و در آنجا موفق شد برای اولین بار با آنتاگویست اصلی داستان یعنی موزان کیبوتسوجی رو در رو شود، با این حال موزان خیلی زود خود را از او دوری کرد. پس از آن تانجیرو با دو شیطان به نام تامایو و یوشیرو آشنا شد که مانند شیطان‌های دیگر متخاصم نبودند. آن‌ها به طوری ناگهانی توسط دو شیطان دیگر به نام سامارو و یاهابا مورد حمله قرار گرفتند و تانجیرو با کمک دوستان جدیدش با آن‌ها مقابله کردند.                          عمارت تسوزومی??عمارت تسوزومی (Tsuzumi Mansion Arc)قسمت‌های انیمه: ۴ (۱۱ - ۱۴)فصل‌های مانگا: ۸ (۲۰ - ۲۷)تانجیرو به همراه یک شیطان کش دیگر به نام زنیتسو با دو بچه وحشت‌زده روبرو شدند که برادرشان توسط یک شیطان ربوده شده بود. آن‌ها برای یافتن این فرد وارد خانه‌ی مرموز شدند که اتاق‌های آن با هر ضربه‌ی درام دگرگون می‌شد. تانجیرو در این خانه با شیطانی به نام کیوگای مبارزه کرد. او همچنین در آنجا با یک شیطان کش دیگر به نام اینوسوکه آشنا شد.قسمت‌های انیمه: ۷ (۱۵ - ۲۱)فصل‌های مانگا: ۱۷ (۲۸ - ۳۷)در ادامه داستان انیمه شیطان کش، تانجیرو به همراه زنیتسو و اینوسوکه ماموریت گرفتند تا به کوه ناتاگومو بروند. آن‌ها در آنجا با اعضای خانواده عنکبوت روبرو شدند، خانواده‌ای جعلی که هیچ ارتباط خونی با هم نداشتند و توسط یک شیطان بچه به نام رویی تشکیل شده بود. این سه شیطان کش هر یک با اعضای مختلف این خانواده مبارزه کردند.                          آموزش توانبخشی??آموزش توانبخشی (Rehabilitation Training Arc)قسمت‌های انیمه: ۵ (۲۲ - ۲۶)فصل‌های مانگا: ۸ (۴۵ - ۵۲)تانجیرو به خاطر حافظت از خواهرش که یک شیطان بود توسط دسته شیطان کش‌ها دستگیر شد. او برای اولین بار با ستون‌ها و رهبر آن‌ها یعنی کاگایا اوبویاشیکی روبرو شد. تانجیرو و گیو تحت آموزش ستون‌ها قرار گرفتند و نزوکو ثابت کرد که می‌تواند در برابر خوردن انسان‌ها مقاومت کند. تانجیرو، زنیتسو و انوسوکه تنفس‌های تمرکز کامل را فرا گرفتند.در این مقطع موزان که از عملکرد ماه‌های شیطانی پایینی راضی نبود همه‌ی اعضای آن به جز انمو را کشت و تصمیم گرفت ماه‌های پایینی را منحل کند.                                           قطار موگن??قطار موگن (Mugen Train Arc)قسمت‌های انیمه: ۶ (۲۷ - ۳۳) | فیلم شیطان‌کش: قطار موگنفصل‌های مانگا: ۱۷ (۵۴ - ۶۹)پس از اختصاص یافتن انمو به کشتن تانجیرو کامودو که با هدف تبدیل شدن او به یک شیطان رده بالایی و دریافت خون بیشتر از موزان صورت می‌گرفت، در مقطعی تانجیرو به همراه اینوسوکه و زنیتسو اقدام به خرید بلیط‌های قطار ابدی کردند با این امید که بتوانند کیوجورو رنگوکو، هاشیرای شعله را پیدا کنند و از او اطلاعاتی پیرامون هینوکامی کاگورا به دست آورند.سلام دوستان عزیز این سایت راجع به انیمه و رمان است امید وارم از فعالیتمون خوشتون اومده باشه و تاابد مارو دنبال بکنید از همگیتون ممنونیم??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 16:54:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان انیمه عاشقان شیطانی ??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-xioi3gmfie6v</link>
                <description>داستان انیمه در مورد دختری دبیرستانی به نام یویی کوموری (به ژاپنی:小森 ユイ Komori Yui) است که وقتی پدرش بعنوان یک کشیش کلیسا و کار و شکار خوناشام ها بدون گفتن بهش از کشور خارج میشه و یویی مجبور میشه به ژاپن بیاد و با شش پسر مرموز مواجه میشه با اولین دیدار متوجه رفتار عجیب ساکنان خانه می‌شود و بزودی در می‌یابد که شش برادری که در آن خانه زندگی می‌کنند انسان عادی نیستند و خون آشام هستند که نام آنها شو ،رجی ،آیاتو ،کاناتو , لایاتو و سوبارو است. آنها آن دختر که یویی نام دارد را ماننده یک عروس قربانی میدانند عموی ساکاماکی ها که ریکتر نام دارد به انها گفته که ان دختر را نکشند و البته آنها به حرفش او گوش میدهند در واقع ریکتر یویی را برای این زنده گذاشته که قلب مادر آیاتو کاناتو و لایاتو که کوردلیا نام دارد را در بدن این دختر قرار دهد و متاسفانه موفق شود اما سزای کار او مرگ بود البته یک مرگ تایید نشده!فصل دوم: در فصل دوم چهار پسر به نام های کو ،روکی ، یوما و آزوسا موکامی که یکدیگر را برادر می دانند، یویی را میدزدند و او را حوا به معنای اولین انسان زن می نامند و خون یویی را نیاز دارند تا بتوانند به انسان تبدیل بشوند به گفته کارل هینز خون خاصی در رگ های یویی قرار دارد و اگر نقشه آنها عملی نشود آدم داستان هرگز پیدا نمیشود و نقشه چندین ساله کارل هینز ناتمام میماند.فصل سوم: درادامه داستان دو برادر به اسم شین و کارلا تسوکینامی که برادر خونی هم هستند و نژادشون گرگینه است قصد انتقام از پادشاه دنیای خوناشام هارا دارند و بدنبال راه حل بیماری بنام زمان پایان یا Endziet هستند و در پایان هرچند با دعوا و شورش توسط یویی به صلح میرسند سلام دوستان عزیز این سایت راجع به انیمه و رمان است امید وارم از فعالیتمون خوشتون اومده باشه و تاابد مارو دنبال بکنید از همگیتون ممنونیم??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 16:22:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی شخصیت های انیمه عاشقان شیطانی??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-in2tnbfbt5hv</link>
                <description>معرفی شخصیت انیمه عاشقان شیطانی??اسم:بیتریکس یا بیاتریکسرنگ مورد علاقه:قهوه ای و مشکی؟سن:؟؟اخلاق:یه زن بدجنس و یکم بی دست و پا بود و عاشق بچه هاش بود ولی نتونست به هر جفتشون یه مدل ابراز علاقه کنه و با این کارش اون دوتا رو از هم متنفر کرد. اسم:کردلیارنگ مورد علاقه:بنفش و سورمه ای و مشکیسن:؟؟اخلاق:اون بدجنس ترین زن این انیمه بود و منحرف ترینم بود خیلی کارا جلو پسراش کرد و همین عامل باعث شد که اونا منحرف ترین پسرای خاندان ساکاماکی شن به قدری بد بود که لقب زن شیطان صفت رو بهش داده بودن. اسم:چیریستا (رز سفید)رنگ مورد علاقه:فکر کنم زرشکی و شیریسن:؟؟اخلاق:اون یه زن اروم و خوش اخلاق و مظلوم بود و عاشق بچش بود ولی با زندانی شدن تو یه قلعه به خاطر دور بودن از پسرش سوبارو دق کرد و مرد. اسم:کوموری یوییرنگ مورد علاقه:بنفش و صورتیسن:17اخلاق:یه دختر دست و پاچلفتی ولی مهربون که برای اینکه داداشا به خاطرش اسیب نبینن خودشو گشت و در اخرم یه خوناشام میشهاسم:ساکاماکی ایاتورنگ مورد علاقه:قرمز و مشکیسن:17اخلاق:یه پسر شر و شیطن مردم ازار که به عنوان دردسر ساز خاندان شناخته شده و علاقش به خون خوردن از بقیه ی داداشاش خیلی بیشتره و عاشق بازی بسکتباله و یه پسر سادیسمی ه و خیلی منحرفهاسم:ساکاماکی کاناتورنگ مورد علاقه:مشکی و بنفشسن:17اخلاق:اون یه پسر دیونس و عاشق خرسش تدیه که از بچگیش باهاش بوده و تنها هم صحبتش یه پسریه که بعضی وقتا بامزه میشه و بعضی وقتام خیلی ترسناک عاشق شیرینیجاته و یه پسر منحرفه و یه پسر سادیسمیه و مراقب وقتی می خواد با یه دختری باشه چیکار کنه که اون دختر ناراحت نباشه(تو انیمش دیدی دیگه هر وقت م یخواست با یویی باشه چی کار میکرد:))به همه ی نگات توجه میکنه )اسم:ساکاماکی سوبارورنگ مورد علاقه:مشکی و خاکستریسن:16اخلاق:یه پسر خیلی مهربون و خوش قلبه که برای محافظت از چیزایی که داره خودشو ترسناک و عصبانی نشون میده ولی قلبش خیلی پاکه عزیزم کلی سختی کشیده و منحرفم نیست حتی در حد حرفاسم:ساکاماکی ریجیرنگ مورد علاقه:بنفش تیره و مشکیسن:18اخلاق:اقای مقرراتی و مخ و انیشتن پسرای ساکاماکی ریجی اقاس خیلی علاقه داره همه چی خوب پیش بره و یکم بداخلاقه و جدی و یکم منحرفه و یه پسر سادیسمیهاسم:ساکاماکی لایتورنگ مورد علاقه:سبز و مشکیسن:17اخلاق:یه پسر خوش زبون و بعضی مواقع مهربون ولی یه پسر سادیسمیه به مهربون بودنش نمیشه اعتنا کرد عاشق خوشگذروونی و تنها پسریه که یه دوس دختر داشته تو این خاندان بعد ایاتو اونه که عاشق اون خوردنه و خیلیم منحرف قبل از ورود پسرای موکامی تو خونشون منحرف ترین پسر شناخته شدهاسم:ساکاماکی شورنگ مورد علاقه:زرد(لیمویی یا زرد چرک مثل زردی که تو عکسشه)و مشکی سن:18اخلاق:پسر اروم و بی حوصله و بی حالیه که عاشق گوش دادن موزیک های کلاسیکه و یکم منحرفه ولی در حد حرف کار منحرفانه نمیکنهاسم:موکامی روکیرنگ مورد علاقه:مشکی و خاکستری تیرهسن:17اخلاق:اون تا حدودی مقرراتی و خیلی سخت گیر و عاشق تنبیه کردن یوییه و منحرفهاسم:موکامی کورنگ مورد علاقه:صورتی مشکیسن:17اخلاق:یه پسر شوخ و باحاله که عاشق کلمه ی امو نکوچانه عاشق رقصیدنه و یکم احساساتیه و خیلی قشنگ گریه میکنه و خیلیم خوش خندس عاشق رقصیدن و منحرفهاسم:موکامی یومارنگ مورد علاقه:نارنجی کثیف مشکیسن:17اخلاق:اون یه پسر عصبی و عاشق گل و گیاهاس و عاشق خوردن حبه قند تو منحرف بودن هیچ کس رو دستش نمیزنه و یه پسر سادیسمیهاسم:موکامی ازوسارنگ مورد علاقه:فیروزه ای یا همون ابی و مشکیسن:17اخلاق:عاشق زخمی کردن خودشه و یه پسر خیلی بیحیاله حتی بدتر از کاناتو شایدم یکم سادیسمی باشه ولی خیلی کم و درصدانحرافشم کمهاسم:تسوکینامی کارلارنگ مورد علاقه:؟؟سن:18مطلب اضافه:اون موسس حکومت خوناشاماس و کلکسیون نقاشی داره و عاشق ژامبون گوشت خرگوش خامه و نسبت به برادرش شین اروم تره و منحرفه و یه ادم سادیسمیهاسم:تسوکینامی شینسن:17رنگ مورد علاقه:؟؟اخلاق:ادم ارومیه ولی خیلی زود عصبی میشه و وقتی عصبانی شه بد دهن میشه و عاشق عصبانی کردن دیگرانه یه ادم منحرف و سادیسمیه و عاشق اجیلهامیدواریم از فعالیتمون خوشتون بیاد وتا ابد مارو دنبال بکنید??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 16:09:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی شخصیت های انیمه شیطان کش??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4-ulffit95vabe</link>
                <description>معرفی شخصیت انیمه شیطان کش??انیمه: تانجیرو کامادوتاریخ تولد: چهاردهم جولایسن: 13 سال (سن‌ ذکر شده برای کاراکترها، مربوط به شروع داستان است)صداپیشه ژاپنی: Natsuki Hanaeقدرت در مبارزه: تنفس آب و آتشتانجیرو کامادو، شخصیت اصلی انیمه Demon Slayer است. داستان او به این صورت آغاز می‌شود که وقتی پس از کاری که بیرون از خانه داشت به خانه برگشت، با جسد اعضای خانواده‌اش مواجه شد که توسط شیاطین به قتل رسیده بودند و شیاطین از آن‌ها تغذیه کرده‌ بودند. تنها عضوی از خانواده‌ی پرجمعیت او که زنده مانده بود، خواهر کوچکش نزوکو بود. تانجیرو در حالی که اشک از چشمانش جاری‌ بود، نزوکو را بلند می‌کند و قسم یاد می‌کند که از او محافظت کند. مدت زمان کمی می‌گذرد که نزوکو ناگهان به تانجیرو حمله‌ور می‌شود و تانجیرو متوجه می‌شود که خواهرش به یک شیطان تبدیل شده است.دراین‌بین، یک عضو از بالاترین سطح شیطان کش ها (که هاشیرا نامیده می‌شوند) به نام Giyu Tomioka، به این دو خواهر و برادر برخورد می‌کند. او در ابتدا قصد کشتن نزوکو را دارد اما پس از اتفاقاتی که میان آن‌ها صورت می‌گیرد، منصرف می‌شود و تصمیم می‌گیرد که تانجیرو را به یک هاشیرای سابق به نام Urokodaki معرفی کند، تا نزد او تنفس آب را یاد بگیرد. این‌گونه است که روند تبدیل شدن تانجیرو به یک شیطان کش قهار آغاز می‌شود. در اواخر فصل اول، تانجیرو سنت خانوادگی خود که تنفس آتش است را نیز به‌خاطر می‌آورد و شروع به پرس‌وجو و کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی آن می‌کند.تانجیرو شخصیتی بالغ و قابل اعتماد دارد. او به عنوان بزرگ‌ترین فرزند خانواده‌ی خود، مسئولیت‌های زیادی را بر روی دوشش داشت و نحوه‌ی برخورد با افراد کوچک‌تر را نیز در خانواده‌ی پرجمعیتش فراگرفته‌بود. در ادامه‌ی داستان نیز وقتی‌که همراهانش مانند اینوسکه و زنیتسو رفتارهای کودکانه از خود به نمایش می‌گذارند، تانجیرو مانند یک برادر بزرگ‌تر عمل کرده و آن‌ها را به‌خوبی کنترل می‌کند. یکی از بارزترین ویژگی‌های اخلاقی او، مهربانی و هم‌ذات‌پنداری‌اش با همه است؛ فرقی نمی‌کند که طرف مقابل دوست او باشد یا یک شیطان بی‌رحم، چون تانجیرو درهر شرایطی ویژگی‌های مثبت افراد را می‌بیند. اما تانجیرو در کنار مهربانی‌هایش، روحیه‌ای بسیار با اراده و سرشار از خشم و انتقام‌جویی نیز دارد. عزم، اراده‌ و خشمی که عامل جلوبرنده‌ی او هستند و کاری می‌کنند تا تانجیرو برای دست‌یافتن به درمانی برای خواهرش، سخت‌ترین مشکلات را نیز پشت‌سر بگذارد و حتی موقع دیدن رئیس بسیار قدرتمند شیاطین یعنی موزان، بدون ترس به سمت او حمله‌ور شود.تاریخ تولد: بیست‌وهشتم دسامبرسن: 12 سالصداپیشه ژاپنی: Akari Kitoقدرت در مبارزه: قدرت‌های معمول شیاطین به‌علاوه‌ی قدرت خون آتشینیکی‌دیگر از شخصیت های انیمه شیطان کش، نزوکو کامادو خواهر کوچک تانجیرو است. او در اولین قسمت تبدیل به یک شیطان می‌شود و ما متوجه می‌شویم که این عمل، توسط موزان صورت گرفته و او تنها کسی است که ‌می‌تواند انسان‌‌ها را به شیطان تبدیل کند. نزوکو در اوایل تبدیل شدنش تا حدی پرخاشگر بود و در ابتدا به برادرش حمله کرد. اما به‌زودی مشخص شد که او با بقیه‌ی شیاطین تفاوت بسیاری دارد و هنوز روحیه‌ای انسانی در اعماق وجودش زنده است. ناخود‌آگاه انسانی نزوکو هنوز فعال است و باعث می‌شود که او بقیه‌ی انسان‌ها و حتی بعضی از شیاطین که از روحیه‌ی پلید خود فاصله گرفته‌اند را نیز به عنوان اعضای خانواده‌ی خود ببیند و از آن‌ها محافظت کند.شیاطین توسط نور خورشید نابود می‌شوند، پس تانجیرو هنگام روز، نزوکو را در جعبه‌ای بر روی دوش خود حمل می‌کند و نزوکو نیز در مبارزاتی که به دور خورشید اتفاق می‌افتند، به یاری برادرش می‌شتابد. نزوکو بر خلاف بقیه‌ی شیاطین از خون انسان‌ها تغذیه نمی‌کند و جلوی تمایلات خود را می‌گیرد، اما در عوض مجبور است تا برای تجدید قوای خود، مدت زیادی بخوابد. هم‌زمان با بیدار شدن قدرت تنفس آتش در تانجیرو، نزوکو نیز قدرت خون آتشین خود را برای اولین‌بار استفاده می‌کند و به تانجیرو در شکست‌دادن Rui کمک می‌کند. نزوکو به عنوان یک انسان، فردی ازخودگذشته و مهربان بود که راحتی دیگران را به خواسته‌های خود ترجیح می‌داد. او با این‌که بعد از تبدیل شدن به شیطان، بسیاری از خاطرات خود را فراموش کرده است، هم‌چنان به محافطت از برادرش تا بیشترین حد ممکن ادامه می‌دهد.تاریخ تولد: سوم سپتامبرسن: 16 سالصداپیشه ژاپنی: Hiro Shimonoقدرت در مبارزه: تنفس رعد و برقپنج نفر در مرحله‌ی انتخاب نهایی برای تبدیل‌شدن به شیطان کش قبول شدند و یکی از آن‌ها، شخصیتی به نام زنیتسو آگاتسوما بود. زنیتسو یک فرق بزرگ با بقیه‌ی آن‌ها داشت؛ او برخلاف خواسته‌ی خود در این آزمون شرکت کرده بود و هیچ علاقه‌ای به شیطان کش بودن نداشت. او فردی ترسو است که همیشه پشت دیگران قایم می‌شود و تصور می‌کند که هرلحظه مرگ در کمین است. این ترس به حدی است که او همیشه درحال درخواست ازدواج از دختران است تا ناکام نمیرد!تاریخ تولد: بیست‌ و دوم آوریلسن: 15 سالصداپیشه ژاپنی: Yoshitsugu Matsuokaقدرت در مبارزه: تنفس هیولایکی دیگر از شخصیت های انیمه شیطان کش، اینوسکه هاشیبیرا است که از پنج نفری‌ بود که در امتحان نهایی پیروز شده بودند، اما هدف او برای شرکت در امتحان تبدیل شدن به یک شیطان کش نبود. اینوسکه در طبیعت وحشی بزرگ شده است و نحوه‌ی بزرگ شدنش، تاثیرات واضحی بر روحیات او دارد. تنها هدفی که اینسوکه در مقابل خود می‌بیند، افزایش قدرت خود و زورآزمایی با افراد قدرت‌مند است. او اطلاعی از آداب و رسوم رایج جوامع انسانی ندارد و ما در طول فصل اول انیمه می‌بینیم که او در تلاش است تا با کمک تانجیرو، اطلاعات خود از روابط انسانی را افزایش دهد. رشد شخصیتی او هرچند که با روندی آرام صورت می‌گیرد، اما کاملا قابل مشاهده است.اینوسکه استادی نداشته و تکنیک تنفس هیولا را با زندگی در طبیعت آموخته است. بدن او نیز در طول این سال‌ها استقامت و انعطاف زیادی کسب کرده است. صورت اینوسکه اجزایی ظریف و زیبا دارد که باعث می‌شود تا بعضی از افراد او را جدی نگیرند و حتی تصور کنند که او یک دختر است. به همین دلیل، او همیشه یک ماسک گراز را روی سر خود قرار می‌دهد، تا صورتش قابل‌مشاهده نباشد. سبک مبارزه‌ی اینوسکه در نوع خود خاص است و او با استفاده از دو شمشیر که هر دو شیارهای عجیبی دارند، به مقابله با دشمنان می‌رود.تاریخ تولد: نوزدهم میسن: 16 سالصداپیشه ژاپنی: Reina Uedaقدرت در مبارزه: تنفس گُلکانائو سویوری یکی‌دیگر از پنج‌نفری قبول‌شده در امتحان نهایی شیطان کشی است. داستان زندگی کانائو مملو از تراژدی است؛ او کودکی‌اش را با فقر و سواستفاده‌های فراوان پشت‌سر گذاشته. سختی‌های زندگی او به حدی رسیدند، که او ناگهان یک فروپاشی روانی شدید را تجربه کرد که باعث شد دیگر به چیزی اهمیت ندهد و توانایی تصمیم‌گیری خود را از دست بدهد. این اتفاق درواقع مکانیزم دفاعی ذهن او برای فرار از مشکلات زیاد و ترسناک اطرافش بود. سختی‌های زندگی او تا زمانی ادامه داشتند که خواهران کوچو او را نجات دادند، اما اثرات آن دوران وحشتناک هیچ‌گاه از وجودش پاک نشدند.در اواخر فصل اول متوجه می‌شویم که یکی از خواهران کوچو به او گفته است تا برای تصمیم‌گیری از سکه انداختن استفاده کند. کانائو هنگام دیدن تانجیرو، پس از مدت‌ها احساسات خاصی را تجربه می‌کند و با کمک سکه انداختن تصمیم می‌گیرد که با تانجیرو صحبت کند. تانجیرو کنجکاو می‌شود و از او درباره‌ی سکه سوال ‌می‌کند. او هنگامی‌که از داستان مطلع می‌شود، به کانائو می‌گوید که یک سکه می‌اندازد و اگر شیر بیاید، کانائو باید از این پس برای تصمیم‌گیری به قلب خود مراجعه کند. تانجیرو سکه را می‌اندازد و اتفاقا شیر می‌آید. حال باید دید که آیا کانائو در فصل دوم به سخنان دل‌ خود گوش خواهد داد یا خیر.تاریخ تولد: نامشخصسن: بیش از هزار سالصداپیشه ژاپنی: Toshihiko Sekiقدرت در مبارزه: قدرت‌های معمول شیاطین، قدرت تبدیل انسان به شیطان و قدرت‌هایی که فعلا نامعلوم هستندموزان کیبوتسوجی بدون‌شک مرموزترین و ترسناک‌ترین شخصیت انیمه شیطان کش است. او رئیس شیاطین است و تک‌تک انسان‌ها و حتی شیاطین از او به‌شدت وحشت دارند. او حتی به نزدیک‌ترین یاران خود نیز رحم نمی‌کند و کوچک‌ترین اشتباهی را با مرگ پاسخ ‌می‌دهد. موزان یکی از محافظه‌‌کارترین شیاطین است که خود را در میان انسان‌ها مخفی کرده و حتی خانواده‌ای انسانی نیز تشکیل داده‌. توانایی او در تغییر چهره نیز به پنهان شدنش در جامعه کمک به‌سزایی کرده است و حتی هیچ‌کدام از هاشیراها نیز موفق به دیدن او نشده‌اند. قدرتش بی‌نهایت زیاد است و با این‌که تاکنون اطلاعات زیادی از او نداریم، همان چند سکانسی که از او دیدیم، کافی بودند تا ترس از او در اعماق وجودمان رخنه کند.سن او به بیش از هزارسال می‌رسد، اما ظاهر او به فردی بیست تا سی ساله شباهت دارد. موزان فردی بسیار باهوش و خودشیفته‌ است و در زندگی‌ طولانی‌اش، تجربیات بسیاری کسب کرده که او را برای هر موقعیتی کاملا آماده ساخته‌اند. او دوازده زیردست اصلی دارد که به دوگروه شش‌تایی تقسیم می‌شوند: رده‌های بالایی و پایینی. در آخرین قسمت از فصل اول، مشاهده می‌کنیم که او چهار نفر از پنج نفری که از رده‌ی پایینی باقی مانده بودند را به دلیل ضعف در قدرت، به‌قتل می‌رساند. موزان به نفر باقی‌مانده که Enmu نام دارد، ماموریتی را محول می‌کند که داستان آن را در انیمه سینمایی Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba the Movie: Infinity Train خواهیم دید.تاریخ تولد: نامشخصسن: نامشخصصداپیشه ژاپنی: Kōki Uchiyamaقدرت در مبارزه: قدرت‌های معمول شیاطین، به‌علاوه‌ی قدرت کنترل تار عنکبوت‌های بسیار مقاومرویی اولین نفر از دوازده یار اصلی موزان است که به ما معرفی می‌شود. از لحاظ قدرت، او پنجمین نفر از شش نفر رده‌ی پایینی است. رویی با بدنی بسیارضعیف متولد شده بود و کودکی سختی را پشت سر گذاشته بود. تا این‌که یک روز موزان به ملاقات او رفت و به او پیشنهاد داد که نجاتش دهد. رویی پیشنهاد را پذیرفت، توسط موزان به یک شیطان تبدیل شد و قدرت فراوانی کسب کرد. این تبدیل در ابتدا خوشایند بود، اما او به یک شیطان تبدیل شده بود و باید از خون انسان‌ها تغذیه می‌کرد. پدر و مادرش که این رویی بی‌رحم را در نزدیکی خود مشاهده می‌کردند، تصمیم گرفتند که او باید متوقف و کشته شود. یک شب پدرش به آرامی به او نزدیک شد تا او را در خواب بکشد، اما رویی متوجه شد و با عصبانیت پدر و مادرش را به قتل رساند.تاریخ تولد: نامشخصسن: 23 سالصداپیشه ژاپنی: Toshiyuki Morikawaقدرت در مبارزه: نامشخصیکی از شخصیت های انیمه شیطان کش، کاگایا اوبویاشیکی است که بالاترین رتبه را در میان شیطان‌کشان دارد و تک‌تک شیطان‌کشان احترام بسیار زیادی برای او قائل هستند. مدت زمان حضور او در فصل اول انیمه Demon Slayer کم است و اطلاعات زیادی از او نداریم. او در سن پایین به رهبری گروه رسیده‌است و درعین رهبری قاطع بودن، فردی مهربان است که به زیردستان خود اهمیت بسیاری می‌دهد و حتی آنان را به عنوان فرزندان خود درنظر می‌گیرد؛ ویژگی‌ای که هنگام قضاوت برای زنده ماندن یا نماندن نزوکو بسیار مهم است. ویژگی‌های اخلاقی او در در نحو‌ه‌ی رفتار، صحبت‌کردن و حتی لباس‌‌پوشیدنش نمایان هستند. کاگایا در کمال آرامش با تمام مسائل مقابله می‌کند و به‌آرامی و با برنامه‌ریزی‌های بلندمدت، هدف اصلی‌اش که شکست دادن موزان است را نیز دنبال می‌کند. او شخصیتی کاریزماتیک دارد که سخنانش در هر فردی نفوذ می‌کنند و هاشیراها نیز دنباله‌روی او هستند.تاریخ تولد: هشتم فوریهسن: 19 سالصداپیشه ژاپنی: Takahiro Sakuraiقدرت در مبارزه: تنفس آباولین هاشیرایی که در انیمه از بین 9 هاشیرا به ما معرفی می‌شود، گیو تومیوکا است. همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، گیو در شروع انیمه تانجیرو را برای شاگردی به Urokodaki معرفی کرد. او نیز مانند تانجیرو، از تکنیک تنفس آب استفاده می‌کند و هاشیرای آب نامیده می‌شود. تکنیک تنفس آب در اصل ده حالت دارد، اما گیو به‌تنهایی حالت یازدهمی نیز برای آن ایجاد کرده، که مختص خودش است. او شخصیتی آرام دارد، زیاد حرف نمی‌زند و بیشتر مرد عمل است. گیو فردی اجتماعی نیست و اکثر اوقات فاصله‌ی خود را از بقیه حفظ می‌کند. شخصیت او همه‌پسند نیست و در فصل اول دیدیم که هاشیرای حشره یعنی شینوبو، به گیو گفت که دیگران او را دوست ندارند. او معمولا توسط حرف‌های بقیه اذیت نمی‌شود، اما حرفی که شینوبو به او زد، به‌طور واضحی او را عصبانی کرد. با این‌که شاید از ظاهر او این‌چنین برداشت شود که او اهمیتی به بقیه نمی‌دهد، در اواخر فصل اول می‌بینیم که او نزوکو را با جان خود ضمانت می‌کند؛ او تضمین می‌کند که نروکو مانند بقیه‌ی شیاطین نیست و هیچ‌گاه جان انسان بی‌گناهی را نخواهد گرفت.تاریخ تولد: بیست‌وچهارم فوریهسن: 18 سالصداپیشه ژاپنی: Saori Hayamiقدرت در مبارزه: هاشیرای حشرهشینوبو کوچو، دومین هاشیرایی است که انیمه به ما معرفی می‌کند. او همیشه لبخندی بر صورت خود دارد و حالت شاد خود را فارغ از موقعیتی که در آن است، حفظ می‌کند و حتی خطرناک‌ترین حوادث را با رویی خندان پشت‌سر می‌گذارد (البته مهربانی‌اش باعث نمی‌شود که از سربه‌سر بقیه گذاشتن و به‌خصوص گیو دست بکشد و از آن لذت نبرد!). اما در زیر نقاب همیشه خندان او، روحی عصبانی و خشمگین از تمام شیاطین وجود دارد. شیاطینی که انسان‌های بی‌گناه بی‌شماری از جمله خواهر شینوبو، یعنی کانائه را طعمه‌ی خود کرده‌اند. شینوبو در ابتدا قصد کشتن نزوکو را داشت، اما گیو جلوی او را گرفت و پس از جلسه‌ای که با حضور نزوکو، تانیجرو، کاگایا و هاشیراها صورت گرفت، او بیشتر با نزوکو و طبع انسان‌دوستش آشنا شد. نظر شینوبو نسبت به نزوکو تغییر کرد و او تبدیل به تنها شیطانی شد که شینوبو قصد کشتنش را ندارد و حتی پس از آن، تانجیرو و نزوکو را برای اقامت به خانه‌ی خود دعوت کرد. شینوبو تنها هاشیرایی است که برای مبارزه از تکنیک‌های تنفس استفاده نمی‌کند. او شمشیری نازک دارد که تنها قسمت فوقانی‌اش بُرنده است و با استفاده از آن، سمی که از گیاه ویستریا (Wisteria) ساخته شده است را به شیاطین تزریق و آنان را نابود می‌کند.تاریخ تولد: دهم میسن: 20 سالصداپیشه ژاپنی: Satoshi Hinoقدرت در مبارزه: تنفس شعلههفت هاشیرای باقی‌مانده تا ‌این‌جای داستان، حضور کوتاهی در انیمه داشته‌اند و مبارزات آنان را نیز ندیده‌ایم، پس معرفی آنان به نسبت کوتاه‌تر خواهد بود تا از داستان مانگا اسپویل نشود. کیوجورو رنگوکو، هاشیرای شعله است و شخصیتی مشابه با سبک مبارزه‌اش دارد؛ او فردی با شور و اشتیاق بسیار است و سرزندگی و عطش مبارزه از تک‌‌تک کلماتی که بر زبان می‌آورد، جاری هستند. کیوجورو ذاتی مهربان دارد، اما هنگامی‌که با موضوعی جدی برخورد می‌کند، به عنوان یک هاشیرا خود را با موقعیت تطبیق می‌دهد و با جدیت تمام به آن رسیدگی می‌کند. قدرت مبارزه‌ای او بسیار بالاست، قدرتی که آن را مدیون روحیه‌ی سخت‌کوش خود و تمرین‌های زیاد و منظمی است که در طول سالیان زندگی‌اش انجام داده. او یکی از شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار در فیلم Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba the Movie: Infinity Train خواهد بود و باید منتظر باشیم تا ببینیم که چگونه همراه با تانجیرو و دوستانش به مقابله با Enmu خواهند پرداخت.تاریخ تولد: یکم ژوئنسن: 19 سالصداپیشه ژاپنی: Kana Hanazawaقدرت در مبارزه: تنفس عشقمیتسوری کانروجی، هاشیرای عشق است. او ظاهری متمایز و خاص دارد که در اولین نگاه بیننده را جذب خود می‌کند. شخصیت و نحوه‌ی رفتار میتسوری نیز همانند ظاهرش، جالب‌توجه هستند. مهربانی بیش‌از اندازه‌‌اش به‌حدی است که برای همه عجیب به‌نظر می‌رسد. او به همه‌چیز عشق می‌ورزد، زیبایی‌های هرچیزی را می‌بیند، از صمیم قلب از آن‌ها تعریف و خوبی‌هایشان را بیان می‌کند. او فردی خجالتی است و با هاشیراها و به‌خصوص اوبانای بسیار مهربان است. میتسوری نیز مانند کیوجورو هنگام برخورد با شیاطین، روحیه‌ی معمول خود را کنار می‌گذارد و با بی‌رحمی آن‌ها را سلاخی ‌می‌کند.تاریخ تولد: پانزدهم سپتامبرسن: 21 سالصداپیشه ژاپنی: Kenichi Suzumuraقدرت در مبارزه: تنفس ماراوبانای ایگورو، یکی دیگر از نه هاشیرای داستان است. او فردی سخت‌گیر است که در برابر کسانی که به قوانین شیطان‌کشان اهمیتی نمی‌دهد، کمترین مهربانی‌ای نشان نمی‌دهد. ظاهر او نیز به مخوف‌ترشدنش کمک کرده است و ماری که بر دوشش قرار دارد، به‌طور واضح قدرت او را بیان می‌کند. از دیگر ویژگی‌های ظاهری متمایزکننده‌ای اوبانای، می‌توان به ماسکی که بر صورت دارد و چشم‌هایش که رنگ‌های متفاوتی دارند (یکی فیروزه‌ای و دیگری زرد)، اشاره کرد. هدف اصلی او، خدمت به شیطان‌کشان و نابودی شیاطین است و در این راه با هرکسی مقابله می‌کند. جدی بودن او در ملاقاتش با تانجیرو هنگام محاکمه‌ای که برای تانجیرو و نزوکو انجام شد، کاملا مشهود است. او به کمتر کسی اهمیت می‌دهد، اما دو شخص وجود دارند که او با تمام وجود آن‌ها را دوست دارد و برایشان ارزش قائل است: هاشیرای عشق میتسوری و سردسته‌ی شیطان‌کشان یعنی کاگایا.تاریخ تولد: بیست‌ و نهم نوامبرسن: 21 سالصداپیشه ژاپنی: Tomokazu Sekiقدرت در مبارزه: تنفس باداین‌بار نیز نوبت یک هاشیرای کم‌حوصله و عصبانی دیگر است؛ سانمی هاشیرای باد، که بدنی تنومند و قدی بلند دارد. صورت و بدن او پر از رد زخم‌هایی عمیق است که در مبارزه با شیاطین روی بدنش ایجاد شده‌اند. سانمی با وجود احترامی که برای دیگر هاشیراها و کاگایا قائل است، حتی در کنار آنان نیز زود از کوره درمی‌رود و به‌سرعت لحنی خشن به خود می‌گیرد. او به علت گذشته‌ی پرحادثه‌ای که داشته، به‌شدت از شیاطین تنفر دارد و معتقد است که شیاطین و انسان‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانند کنارهم در یک جامعه زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. نمونه‌ای از تفکر ذکرشده را می‌توان در زمان محاکمه‌ی تانجیرو و نزوکو مشاهده کرد؛ هنگامی که بقیه درحال تصمیم‌گیری در مورد تانجیرو و خواهرش هستند، سانمی با جعبه‌ی نزوکو از راه می‌رسد و به آن چندین بار شمشیر می‌زند و نزوکو را زخمی می‌کند. او معتقد است که نزوکو نیز نمی‌تواند در مقابل تمایلات خود ایستادگی کند، با دیگر شیاطین تفاوتی ندارد و حتما به انسان‌ها حمله خواهد کرد. ادعایی که البته چند دقیقه بعد تست شده و اشتباه بودنش ثابت می‌شود.تاریخ تولد: بیست‌وسوم آگوستسن: 27 سالصداپیشه ژاپنی: Tomokazu Sugitaقدرت در مبارزه: تنفس سنگگیومی هیمجیما شاید یکی از جالب‌ترین هاشیراها باشد. از لحاظ فیزیکی، او بلندترین و هیکلی‌ترین فرد بین نه هاشیراست و بیشترین سن را نیز میان آن‌‌ها دارد. اما برخلاف ظاهرش و  داشتن عنوان هاشیرای سنگ، روحیه‌ای بسیار لطیف و شکننده دارد و همیشه از چشمانش اشک جاری‌ست. او فردی معتقد و مذهبی است و اکثراوقات و به‌خصوص در موقعیت‌های حساس، او را درحال دعا کردن مشاهده می‌کنیم. یک نکته‌ی بسیار مهم درباره‌ی شخصیت او این است که با وجود لطافت ذاتی‌اش، او فردی بسیار شکاک است و همیشه تمام احتمالات را در نظر می‌گیرد. او به راحتی به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند و حتی نزدیک‌‌ترین افراد به خود را نیز همواره مورد بررسی قرار می‌دهد.تاریخ تولد: سی‌ویکم اکتبرسن: 23 سالصداپیشه ژاپنی: Katsuyuki Konishiقدرت در مبارزه: تنفس صداتنگن اوزوی، هاشیرای صدا است و با تیپ خاصش شناخته می‌شود. او فردی رعنا و خوش‌هیکل است و به ظاهر خودش و کارهایش اهمیت زیادی ‌می‌دهد؛ او علاقه دارد تا کارهایش آن‌گونه که خودش بیان می‌کند، با زرق‌وبرق و با استایل (flamboyant) باشند. علاقه به این موضوع در لباس‌هایی که بر تن می‌کند، کاملا مشهود است. البته این علاقه به با زرق‌وبرق بودن، گاهی اوقات باعث می‌شود تا او از بعضی خط قرمزها عبور کند و نسبت به بعضی افراد بی‌توجه باشد. برای مثال، او در هنگام محاکمه‌ی تانجیرو بیان کرد که منفجرشدن‌ رگ‌های تانجیرو می‌تواند خیلی جالب و با زرق‌وبرق باشد! تنگن از سلاح خاص خودش استفاده می‌کند؛ دو خنجر بزرگ که از طریق یک زنجیر به‌هم متصل شده‌اند. مطمئنا تماشای مبارزات او در فصول بعدی انیمه، هیجان‌انگیز خواهد بود.تاریخ تولد: هشتم آگوستسن: 14 سالصداپیشه ژاپنی: Kengo Kawanishiقدرت در مبارزه: تنفس مِهدر آخر، به سراغ جوان‌ترین هاشیرا یعنی مویچیرو توکیتو آمده‌ایم. قد او کوتاه است و ظاهر نسبتا ساده‌ای دارد. مویچیرو موهای صاف و بلندی دارد که در قسمت‌های بالایی سیاه‌ هستند و در قسمت ‌پایینی به فیروزه‌ای متمایل می‌شوند. او نسخه‌ای یک‌دست، تیره‌رنگ و گشاد از یونیفرم شیطان‌کشان را بر تن می‌کند که با روحیه‌ی ساده‌ی او سازگاری دارد. بارزترین ویژگی شخصیتی او، سربه‌هوا بودنش است و در همان چند دقیقه حضورش در انیمه نیز می‌توان به‌راحتی به آن پی برد. توانایی او در تمرکز بر یک موضوع واحد بسیار پایین است و در حین محاکمه‌ی تانیجرو و نزوکو نیز مشاهده می‌کنیم که درعوض توجه به جزئیات محاکمه، حواسش به ابرها پرت می‌شود. البته با اطلاعاتی که تا اینجا از او داریم و با توجه به آخرین برخوردش با تانجیرو و سنگ‌ریزه‌هایی که به سمت او پرتاب کرد، به‌نظر می‌رسد که در بعضی مواقع خاص، توانایی تمرکز بر یک موضوع را نیز داردنظر شما در رابطه با انیمه شیطان کش یا Demon Slayer چیست؟ کدام‌ شخصیت‌ها مورد علاقه‌ی شما هستند؟ پیشنهاد شما برای مقاله‌ی بعدی از سری مقالات معرفی شخصیت‌های انیمه جیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 15:00:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی هاشیره ی  انیمه شیطان کش??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4-phu1mgjuunzv</link>
                <description>معرفی هاشیره ی انیمه شیطان کش ?با رتبه بندی هاشیراهای انیمه شیطان کش با مجله وارونه همراه باشید. هاشیراهای انیمه شیطان کش قوی ترین جنگجویان سپاه شیطان کش، شمشیرزنانی شگفت انگیز هستند که هر کسی حریفشان نمی شود. قدرت آنها، با بقیه افراد سپاه، و حتی خیلی از شیاطین رده بالا، قابل مقایسه نیست.هاشیراها با دقت توسط کاگایا اوبویاشیکی، رهبر سپاه شیطان کش ها انتخاب می شوند. آنها می توانند به راحتی حتی با یک حرکت کار حریف خود را تمام کنند. برای اینکه یک شیطان کش به رتبه هاشیرا برسد، باید یا 50 تا شیطان عادی و یا یکی از دوازده ماه را کشته باشد. که اینکار برای یک فرد عادی به صورت میانگین تقریبا 5 سال وقت می برد. در این مطلب، به معرفی هاشیراها، و رتبه بندی آنها براساس قدرت، پرداخته ایم. اسم هاشیره: میتسوری کانروجی??مرتبط: نقد و بررسی فصل اول انیمه شیطان کشرتبه بندی هاشیراهای انیمه شیطان کش12/ میتسوری کانروجیمیتسوری کانروجی از هاشیراهای انیمه شیطان کشمیتسوری هاشیرای عشق است. او با تکنیک تنفس جالبش، موفق به از بین بردن دشمنان زیادی شده است. میتسوری، احساساتی و مهربان است و معمولا درباره کسانی که اطرافش هستند، تصورات مثبتی دارد. با وجود اینکه او عنوان هاشیرای عشق را یدک می کشد، ولی موقع برخورد با یک شیطان، تردید به خود راه نمی دهد. او روی دیگر خودش را نشان می دهد و تبدیل به جنگجویی خطرناک می شود (البته نزوکو استثناست!). جالب است بدانید که پوست او، از پوست انسان های عادی متراکم تر است و همین نکته، باعث افزایش قدرت او شده است. معرفی هاشیره: کانائه کوچو??11/ کانائه کوچوکانائه کوچو از هاشیراهای انیمه شیطان کشکانائه کوچو، هاشیرای سابق، از تکنیک تنفس گل استفاده می کرد. او خواهر شینوبو کوچو بود و همیشه، لبخند می زد و مهربان بود. او دختری دوست داشتنی دلسوز بود و آرزو می کرد روزی جنگ و خونریزی بین انسان ها و شیاطین متوقف شود. و دنیا به صلح برسد. کانائه در طول انیمه در حال مبارزه دیده نشده؛ ولی همین که جزء هاشیراها بوده نشان می دهد که جنگجوی ماهری بوده است. معرفی هاشیره: جیگورواستاد ??جیگورو استاد زنیتسو، و هاشیرای غرش سابق است. در حال حاضر، او یک سالمند است و در دوره بازنشستگی به سر می برد؛ به همین دلیل قدرت او بسیار کاهش پیدا کرده است. ولی به هر حال، او به عنوان یک شیطان کش با تجربه و سالخورده، درباره تکنیک ها و نکات قابل توجهی اطلاع دارد که باید به نسل بعدی منتقل شوند. به همین خاطر، او سعی کرد دانسته های خود را به زنیتسو انتقال دهد. او معتقد است که نسل جدید شیطان کش ها، باید برای مبارزه با کیبوتسوجی موزان آماده باشند. وقتی جیگورو کوواجیما جوان بود، از تکنیک تنفس کشنده صاعقه استفاده می کرد. او همین تکنیک را به زنیتسو آموخت.معرفی هاشیره: شینوبو  کوچو  ??شینوبو با سایر هاشیراها تفاوت های زیادی دارد. او، خواهر هاشیرای مرحوم، کانائه کوچو است و از تکنیک تنفس حشره استفاده می کند. سبک مبارزه او با بقیه شیطان کش ها فرق دارد و بیشتر متکی به ضربه زدن و سوراخ کردن بدن شیاطین است.از آنجا که او جسم ضعیفی دارد، نمی تواند سر شیاطین را ببرد تا آنها را شکست دهد. به همین دلیل، از سم های کشنده استفاده می کند و دشمنانش را، در حالی که هیچ ایده ای ندارند چه اتفاقی افتاده است، از بین می برد (مبارزه او با شینوبو را به یاد بیاورید).او همچنین دانش قابل توجهی در زمینه پزشکی دارد که خود یک امتیاز ویژه دیگر استمعرفی هاشیره: مویچیرو توکیتو  ??مویچیرو توکیتو، از تکنیک تنفس مه استفاده می کند. او یک فرد منطقی است و از نظر او، زمان مبارزه با شیاطین نفرت انگیز، احساسات جایگاهی ندارد. با وجود اینکه او اکثر اوقات معقول و منطقی رفتار می کند، ولی خیلی اوقات هم پیش می آید که او زیاد در فکر و خیال هایش غرق شود و کمی عجیب به نظر برسد. معرفی هاشیره: اوبانای ایگورو ??هاشیرای مار، یک فرد مقرراتی است. او به شدت به قوانین پایبند است و تمام تلاشش را می کند تا به عنوان یک شیطان کش، وظایف خود را کامل و درست انجام دهد. او معتقد است یک شیطان کش باید حاضر باشد جانش را در راه مبارزه با شیاطین فدا کند و سعی می کند این باور را به همرزمانش نیز انتقال دهد.با وجود اینکه ممکن است او در نگاه اول خیلی خشک به نظر برسد و قوانین را نسبت به انسان ها در اولویت قرار دهد، اما همیشه هم اینطور نیست. او به همرزمانش مثل میتسوری اهمیت می دهد و برای کاگایا اوبایاشیکی احترام زیادی قائل استمعرفی هاشیره: اوزوی تنگن??تنگن اوزوی، یکی از باتجربه ترین و قوی ترین هاشیراهای فعلی سپاه شیطان کش است. هاشیرای صوت، یکی از قدبلندترین شخصیت های انیمه شیطان کش هم محسوب می شود (قد او حدودا 198 سانتی متر است). تنگن اوزوی یک مبارز ماهر است؛ ولی توانایی های او به اینجا خلاصه نمی شوند. او یک رهبر فوق العاده هم هست. این را در سال های فعالیتش به خوبی ثابت کرده است. معرفی هاشیره: کیوجیرو رنگوکو??کیوجیرو رنگوکو، جدیدترین هاشیرای شعله بود. زمانی که برای اولین بار معرفی شد، کمی آزاردهنده به نظر می رسید؛ ولی در سینمایی قطار بی انتها، ما به شناخت بیشتری از او دست پیدا کردیم و حالا او را دوست داریم و محال است فراموشش کنیم. به هر حال، ستاره درخشان فیلم شیطان کش، او بود!کیوجیرو رنگوکو، به عنوان یک هاشیرای قدرتمند، یک درس حسابی به آکازا، یک کیزوکی رده بالا، داد و به همه ثابت کرد که قدرت سپاه شیطان کش ها می تواند چقدر ترسناک و خیره کننده باشد. او همچنین شخصیت جالب و محترمی داشت. رنگوکو جنگجوی باتجربه ای بود که از والدینش، درس های زیادی آموخته بود. از جمله زیبایی های واقعی زندگی و اینکه باید به خاطر قدرتی که دارد، از بقیه محافظت کند.افسوس که خیلی زود این شخصیت به پایان خود رسید. هرچند خوشبختانه ما فرصت شناخت بیشتر او را در اسپین آف سری شیطان کش، که به گیو و رنگوکو می پردازد، داریممعرفی هاشیره: استاد اوروکوداکی ??اوروکوداکی، هاشیرای قبلی آب است. او چندین شاگرد را تعلیم داده که هاشیرای فعلی آب، گیو تومیوکا، و تانجیرو را شامل می شوند. شاگردان اوروکوداکی معمولا با ماسک روباه شناخته می شوند. او در ابتدای انیمه شیطان کش، نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. او به تانجیرو و نزوکو سرپناه داد و تانجیرو را برای شرکت در آزمون ورودی شیطان کش ها آماده کرد. او همچنین هویت نزوکو به عنوان یک شیطان را فاش نکرد و با اجرای یک طلسم روی او، باعث شد نزوکو همواره به همه انسان ها به چسم خانواده اش نگاه کند. در نتیجه به آنها آسیبی نرساندمعرفی هاشیره: سانمی شینازوگاوا ??سانمی هاشیرای باد است. او معمولا به خاطر زودجوش بودن و خشم شعله ورش شناخته می شود. قلب او از نفرت از شیاطین پر شده و به همین دلیل، همانطور که در فصل اول انیمه شیطان کش دیدیم، پذیرش نزوکو به عنوان یک شیطان بی آزار برایش دشوار و حتی غیر ممکن به نظر می رسید. از نظر او، شیاطین صرفا هیولاهایی قاتل و بی رحم هستند که هیچ فرقی با همدیگر ندارند.به هر حال، او سالها با شیاطین می جنگیده و سلاخی شدن چندین نفر را در جلوی چشمانش دیده. به همین دلیل، طبیعی است که پذیرش استثنائات برایش سخت باشد. به هر حال، هر خشم و هر نفرتی، ریشه ای داردمعرفی هاشیره: گیو تومیوکا??زمانی که گیو تومیوکا، هاشیرای آب، با یک حرکت رویی را کشت، همگی فهمیدیم که قدرت یک هاشیرا چقدر با یک شیطان کش تازه کار فرق دارد. رویی، یکی از 12 کیزوکی برتر بود و قهرمانان دوست داشتنی ما، چند قسمت درگیر جنگیدن با او و خانواده اش بودند. و در نهایت، کار را به هیچ نتیجه ای نرساندند. تا اینکه گیو و شینوبو از راه رسیدند.گیو، یکی از اولین شخصیت هایی است که در سری شیطان کش معرفی شدند. او در ابتدا، می خواست نزوکو را بکشد؛ ولی تانجیرو او را فریب می دهد و مانعش می شود. در نهایت، گیو تحت تاثیر این خواهر و برادر قرار می گیرد و آنها را به استادش، اوروکوداکی معرفی می کندمعرفی هاشیره: گیومی هیمجیما ♥?گیومی به عنوان قوی ترین هاشیرا شناخته می شود. او این رتبه را مدیون کاگایاست. گیومی، هاشیرای سنگ، تفاوت بسیار بزرگی با سایر هاشیراها دارد؛ او نابیناست. همین موضوع، باعث می شود قدرت او در مبارزه، حتی شگفت انگیزتر از قبل به نظر برسد. قدرت او آنقدر زیاد است که حتی خود شیاطین هم اعتراف کرده اند در برابر او کم می آورند و مغلوب او خواهند شد.امیدواریم که از رتبه بندی قوی ترین هاشیراهای انیمه شیطان کش لذت برده باشید. مثل همیشه نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 22:03:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اسم انیمه???</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-tb5d5z37ztny</link>
                <description>اسم انیمه: تانجیرو کامادو یک شیطان کش است که خانواده اش از طریق اهریمن کیبوتسوچی موزان کشته شده اند ولی خاهرش زنده مانده است و به یک اهریمن تبدیل شده است??اسم انیمه: نِزاکو او قبلا تبدیل به یک اهریمن شد ولی به خاطر مهربانی اش هیچ ادمی رو نمیخورد??اسم انیمه: کیبوتسوچی موزان از طریق خون به یک اهریمن تبدیل شد و اهریمن ها برای برای خودش گذاشت تا دستورات او را انجام بدهند??اسم انیمه: سامایو یک اهریمن است ولی با خون اهریمن ها جلوی خودش گرفت تا به مردمان آسیبی نرساند??اسم انیمه: یوشیرو قبلا تبدیل به یک اهریمن بوده است??اسم انیمه: میتسوری کانروجی یک هاشیره ی عشق  و عاطفی است??</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Thu, 02 Mar 2023 21:55:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اسم انیمه: استاد اوروکی داکی??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%88%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%DA%A9%DB%8C-mud0lh0dhydf</link>
                <description>معرفی اسم انیمه: استاد اوروکی داکی?? «استاد اوروکی داکی؛ استاد تانجیرو بود٠ تانجیرو، وقتی که خانوده اش را از دست داد خودش با نِزاکو؛ پیش او رفتند. و که تانجیرو؛ از او حرکات کشتن اهریمن ها را یاد بگیرد او هر روز تمرین می کرد؛ تا یک شیطان کش شد. و به راحتی شیطان ها را می کشت استاد اوروکی داکی؛ مرحله به مرحله حرکات به او یاد می داد...»</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 20:12:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اسم انیمه: نِزاکو ??</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%90%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D9%88-awz2lkowbjhb</link>
                <description>معرفی اسم انیمه: نِزاکو ?یک دختر بود؛ که خواهر تانجیرو بود. نِزاکو، وقتی که از کوچکی از طریق اهریمن کش ها تبدیل به یک اهریمن شد.« نِزاکو؛ از قبلا خیلی مهربان بود وبه خاطر مهربانی اش! آدم ها را نمی خورد و جون یک اهریمن بود؛» برای کشتن آدم ها انرژی اش از خواب بودن می برد. و اگر نِزاکو؛ روی آفتاب بماند راحت تر می مٌرد؛«وقتی یک اهریمن را جلوی افتاب بماند می مٌردند تانجیرو و نِزاکو همیشه برای کشتن اهریمن ها شب می رفتند. تا اهریمن ها را بکشند؛ و همیشه پیش هم بودند حتیٰ در آخر لحظات عمر هایشان است ٠»</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 19:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اسم انیمه: تانجیرو کامادو</title>
                <link>https://virgool.io/@vhfcdggc/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%88-bjcxjghygtw2</link>
                <description>معرفی اسم انیمه: تانجیرو? تانجیرو؛ یک پسر بود. که از کوچکی خانواده اش را از دست داد البته از طریق هریمن کشته شده اند؛«و از آن وقت تانجیرو؛ یک شیطان کشت اهریمن ها شد. اینقدر تمرین می کرد، تا یک شیطان کش واقعی شد و به راحتی اهریمن ها را می کشت٠٠٠»</description>
                <category>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</category>
                <author>دنیای سرگرمی انیمه...؟ ??</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 19:28:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>