<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های vahid valizadeh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@vvalizadeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:09:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>vahid valizadeh</title>
            <link>https://virgool.io/@vvalizadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنزو تاکادا طراح ژاپنی در دل مد پاریس</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%DA%A9%D9%86%D8%B2%D9%88-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%85%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-x22fbwjtnbjh</link>
                <description>کنزو تاکادا، بنیانگذار کالانام پرآوازه کنزو در سن 81 سالگی در پی ابتلا به کرونا در روز چهارم اکتبر و در پاریس درگذشت.  تاکادا نخستین طراح ژاپنی بود که از دل صنعت رقابتی مد پاریس به کامیابی جهانی دست یافت. سیژیرو اوگاوا ، کهنه روزنامه نگاری که از دهه 70 و هشتاد اخبار مد پاریس را پوشش می داد می گوید:او کسی نبود که خود را با سخن ورزی می شناساند. سخن گفتن او به میانجی گری رنگ ها و گل ها بود.تاکادا آموزش یابی خود را در سال 1958 و در کالج مد بونکا آغاز کرد و از نخستین دانشجویان پسر در آموزشگاههای مد ژاپن بود.پس از دانش آموختگی چون یک دانشجوی برجسته، تاکادا از فرصتی که المپیک 1964 توکیو و ساده شدن سفرها برای شهروندان ژاپن مهیا کرده بود بهره برد و در سال 1964 به پاریس رخت کشید.تاکادا به تندی در صحنه مد پاریس درخشید.در سال 1970 وی نخستین نمایشگاهش را در مغازه کوچکی در گالری ویوین برگزار کرد. این سیلوئت های الهام گرفته از کیمونو بود که به تاکادا کمک کرد که او در این صنعت یکباره پرآوازه شود. او با الهام از کیمونوهای دست دومی که در بازار کهنه فروشی توکیو خریده بود، برش های اریب و شل بودن را در کارهایش پیاده کرد تا پیکر زنان را از دوختهای تنگ آن روزها برهاند. دوست وی می گوید که دلبستگی تاکادا به فرهنگ سنتی ژاپن پس از مهاجرتش به پاریس بیشتر شد. وی می گوید:او یک رویاباف بود. من فکر می کنم هرگز او نمی توانست جایی بنشیند. او همواره در سفر میان پاریس و ژاپن بود. سال پیش او شش بار به ژاپن رفت و به بخش های روستایی ژاپن می رفت تا معماری و صنایع دستی محلی را بپژوهد. زمانی که شما سرزمین خود را ترک می کنید، تازه دوباره نویافتن آن را می آغازید.دوست دیگر او ستیوو کلوسووسکا دو رولا به یاد می آورد که چگونه آوازه او در همان آغاز کار وی از فرانسه فراتر رفت. او می گویدمن طرح های او را در زمان دانشجویی در آکادمی فرانسوی ویلا مدیسیس در رم دیدم و آشنا شدم. فرهنگ ژاپنی در آنزمان در اروپا شناخته نبود و من فکر می کنم که کنزو یک نابغه بود که در دوران طلایی مد پاریس پدیدار شد تا نوبودن طراحی کیمونو را برجسته کند.طرح های رنگین کینزو صنعت مد پاریس را متاثر کرد. اما حتی فراتر از آن، به دلبستگی جهانی به فرهنگ ژاپنی انجامید. تاکادا زمانی که در بیمارستان آمریکایی پاریس بستری بود نخست به کمایی کوتاه رفت و دوباره هوشیاری اش را درست یک هفته پیش از مرگش بازیافت. وقتی او از کما به هوش آمد گفت من باید زیاد بخوابم، حالا ایده های زیادی دارم. او همچنان گرسنه ی بازگشت به پشت میز ترسیم بود. </description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 15:35:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ونگ و ونگ شهری در زمانه ی دگرگونی</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%D9%88%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%88%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-ee74pvfdq93u</link>
                <description>که نگ چور گوآن، آهنگ ساز، یک دهه پیش دوچرخه سواری را برای رفت و آمد برگزید، آنهم در مالزی شیفته اتومبیل ، از اینکه چه تند شهرش داشت دگرگون می شد شگفت زده شد و صداهایی می شنید که اگر سوار اتومبیل بود آنها را از دست می دادچنین بود که او بر آن شد صداهای روزمره شهرهای مالزی را ضبط کند.این هنرمند سی و نه ساله می گویدصداها بسیاری پیام های پنهان پرتوان در خود دارند. کار من ضبط صداهای یک رویداد ویژه نیست. بلکه درباره ی دگرگون شدن سپهر شهری است. او صداهایی را چه از جاهای جنگلی و چه از مناطق شهری ضبط می کند که در خطر نابودی بخاطر ساخت و سازهای تازه هستند.این هنرمند این صداها را با هنر زمانه می آمیزد و اجراهای خود را به گوش مردمی در سرتاسر آسیا و اروپا می رساند.او می گوید «من دریافتم که برخی صداها دارند از میان می روند.از شهری به شهر دیگر، هر صدایی ویژگی و کیستی و چیستی خود را دارد. من امیدوارم که مردم بیشتری به آنها گوش بسپارند و صداهای شهر خود را دوباره بازبیابند. »منطقه ی آسیایی اقیانوس آرام یکی از بالاترین نرخ های شهری شدن را را دارد. برطبق آمار سازمان ملل، نیمی از مردمان این منطقه در سال 2019 در شهرها زندگی می کنند. یعنی نزدیک به 2.3 میلیارد مردم. با پیشرفته شدن بیشتر منطقه، از سویی پژوهش های بومکندهای شهری بیشتر دشواریهای آلودگی صدایی را می کاوند، و از سوی دیگر کوشش ها برای نگاهداشت هویت شهرها بیشتر بر ساختمانها و کارهای دیدنی در این شهرها توجه دارد. یک پژوهشگر می گوید که: «کارهای بسنده ای انجام نمی شود برای ضبط صداهای تاریخی  که در پیوند با مکان ها و رویدادها هستند. این صداها اهمیت اجتماعی مکان های تاریخی را در خود دارند. »ویلیام چاپمن پروفسور مرمت تاریخی در دانشگاه هاوایی می گوید که ضبط صداها می تواند برای اینکه بفهمیم یک شهری زمانی چگونه بوده است بسیار مهم باشد. او به ضبط صدایی در پاریش قرن نوزدهم اشاره می کند که در آن می توان صدای خوک هایی را شنید که به بازار آورده می شدند. در دهلی سروصدای بازارهایی که در آنها همه چیز را می فروشند، از سبزی گرفته تا کفش، یک بخش از زندگی در پایتخت هند است. اما شمار آنها در سالهای واپسین دارد کاسته می شود. فی چن استاد معماری دانشگاه بریتانیایی لیورپول می گوید که صداها در بردارنده حافظه و کیستی یک مکان هستند و نشانگری هستند از پویایی اجتماعی و باهمبودی در آن مکان. او می افزاید، با اینحال با دگرگون شدن پویایی باهمبودی در طی زمان، کیستی و چیستی آن مکان نیز دگرگون می شود. برخی صداها از میان می روند و صداهای نوینی پدیدار می شوند.یک بنیاد نگاهداشت کارهای تاریخی از مردم خواسته است که داتابیس های صدایی بسازند و در آنجا صداهای مهم شهرهایشان را ضبط کنند پیش از آنکه آنها دگرگون شوند.آنها می گویند:«کنشگران محلی می توانند از ضبط صدا برای نگاه داشت مکان ها و صداها بهره بجویند، پیش از آنکه آنان برای همیشه ناپدید شوند. »(از ژاپن تایمز هفت نوامبر برای برنامه کیوسک)</description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 08 Nov 2020 12:37:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابرت فیسک و روزنامه نگاری سویه دار</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-ju1hulu7hi1u</link>
                <description>رابرت فیسک به گفتن از هر دو سوی داستان باور نداشت.او از نظرگاه قربانی که به گفته خودش خونش بر زمین ریخته شده بود می نوشت.در گزارش های وی، کار روزنامه نگاری به پرسش گرفتن زورمندان بود.او گفته بود اگر زمانی می زیستم که برده ها هنوز خرید و فروش می شدند در گزارش هایم با برده ها گفتگو می کردم نه با ناخدای آن کشتی که بارش برده است.پس از کشتار سال 1982 در صبرا و شتیلا, او با بازماندگان فلسطینی گفتگو کرد و نه با میلیشیای فالانژهای مسیحی یا پشتیبانان اسرائیلی آنها.او سی سال پس از آن رویداد در یادداشتی نوشته بود: به یاد می آورم آن پیرمردی را که به پشت بر روی زمین در خیابان اصلی دراز افتاده و عصای بی گناهش هم کنارش نقش بر زمین بود، همچنین آن دو زن و کودک نوزاد را که کنار اسبی مرده افتاده بودند.پس از اینکه دریافت که برخی زنان پیش از اینکه کشته شوند به آنها دست درازی شده ، او از &quot; لشگر مگسان و بوی لاشه ها&quot; نوشتاین رویداد دیدگاه او را برای همیشه دگرگون کرد.او دیگر نمی توانست گزارشی بی طرف در مورد رخدادی بنویسد.از دید برخی، او یک پهلوان بود که پا به جاهایی می گذاشت که دیگران از ترس نمی رفتند یا چیزهایی می پرسید که کسی دل پرسیدن آنها را نداشت. برای برخی دیگر، نوشته های او درباره خاورمیانه سرشار از کژدیسی و پرخطا بود.در زمان جنگ ائتلاف با عراق در سال 2003 ، جوئف هون  وزیر دفاع بریتانیا از حزب کارگر چنان گزارش های فیسک را سویه دار می دید که او را به همدستی با رژیم صدام حسین متهم کرد. پس از گزافه نویسی های او درباره توان نیروهای عراقی در بغداد، منتقدان نام او را در معنای گونه ای از روزنامه نگاری به کار می بردند که جوری شواهد را برمی گزیند که پیش فرض ها و پیش داوری هایش اثبات شوند. شاعرانگی او در گفتگویش با بن لادن نیز گل کرده بود. او در سال 1993 در توصیف بن لادن که با او گفتگو کرد نوشته بود:آقای بن لادن با گونه های استخوانی برآمده اش، چشم های تنگ و قبای بلندی قهوه ای رنگش از سر تا پا همان جنگجوی کوهستانی افسانه ای مجاهدین است. بچه های چادری رقصان در پیش او، ستایشگر فرزانگی او بودند.جنجال های او پایانی نداشت. در سال 1999 او از تکه پاره های یک موشک آمریکایی در میان خاک و خون یورشی گزارش داد که پیامد حمله به کاروانی از پناهندگان در قلمروی جنگ زده ی کوزوو بود.اما ناتو گزارش او را رد کرد و هیچ گزارشگر دیگری هیچ تکه ای از یک موشک را آنجا نیافت. در سال 2006 او گزارش داد که اسرائیل در لبنان گلوله های اورانیومی به کار برده است، اما سازمان ملل و دانشمندان لبنانی هیچ شواهدی بر این ادعا نیافتند. به رغم خطاها، دانش فیسک از خاورمیانه و فرهنگ و آیین های آن، او را کسی ارزشمند ساخته بود. </description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 05 Nov 2020 12:28:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چین، ویروس و سازمان بهداشت جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-gyuegsgxoy0n</link>
                <description>در یک ته هفته سرد در میانه فوریه زمانی که جهان هنوز در این امید بیهوده به سر می برد که ویروس تازه را می توان کنترل کرد، یک کارگروه سازمان بهداشت جهانی به پکن رسیدند تا پرسشی مهم را بپژوهند. اینکه چگونه این ویروس از جانوران به مردم جهش کرد؟در آنزمان هنوز تنها سه مرگ بخاطر کرونا در بیرون از چین رخ داده بود و دانشمندان بر این گمان بودند که یافتن سرچشمه جانوری ویروس کرونا می تواند کلیدی باشد بر چگونگی ایستاندن آن.میکائل ریان راهبر اضطراری سازمان بهداشت جهانی در آن هفته در ژنو گفته بود اگر ما سرچشمه را نشناسیم در آینده نیز در برابر گسترش همانندی ضربه پذیر خواهیم ماند.و افزوده بود: شناختن سرچشمه گام مهم در پی است. آنچه اعضای کارگروه نمی دانستند آن است که آنها هرگز اجازه پژوهش درباره سرچشمه را نخواهند یافت.برغم گفته ریان و برخلاف مشاوره کمیته اضطراری آن، رهبری سازمان, پنهانی مراتبی را پذیرفت که به کنار رفتن کارشناسان خودش انجامید. آنها پذیرفتند که اقدام های نخستین چین را چون و چرا نکنند و حتی از بازار گوشت شهر ووهان که به نظر می رسید بیماری از آنجا پراکنده شده نیز بازدید نکنند.٩ ماه و پس از مرگ بیش از یک میلیون تن، همچنان هیچ پژوهش مستقلی درباره سرچشمه بیماری یافت نمی شود.چین که به بررسی های دیگران آلرژی دارد و برای هرگونه بررسی جهانی مانع تراشیده. رهبران سازمان بهداشت جهانی نیز گرچه از این وضع کلافه اند اما فرمان کنترل را رها کرده اند.از روزهای نخستین گسترش تند این بیماری، سازمان بهداشت جهانی که تنها نهاد بهداشت همگانی با دستورکاری جهانی است، هم مورد نیاز و هم ناتوان بوده است.این آژانس که پایگاهش در ژنو است آگاهی هایی کلیدی درباره آزمایش، درمان و واکسیناسیون ارائه کرده است. در ایالات متحده، دولت ترامپ بر آن شد که خود کیت های آزمایش را بسازد، بدون اتکا به راهنمایی های این سازمان و در نتیجه اقدامات، با تاخیر روبرو شد. در عین حال این سازمان آگاهی های گمراه کننده و متناقضی نیز درباره چگونگی واگیری این بیماری ارائه کرده است. کارشناسان آن بسیار دیرهنگام پذیرفتند که این ویروس می تواند از راه هوا هم جا به جا شود.مسئولین این سازمان از ادامه پروازها پشتیبانی کردند، که سپس آشکار شد بیشتر مبنای اقتصادی و سیاسی داشته تا علمی. </description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 05 Nov 2020 12:21:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایتالیای درمانده از کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-cvxa2o4vrlem</link>
                <description>جیسون هاروویتز در گزارشی ایتالیای خسته و درمانده را تصویر کرده که در برابر موج دوم کرونا اینبار مردمش از دولت بسیار دلخورند. او می نویسد:هنگامی که ویروس کرونا نخست ایتالیا را در برگرفت، و بیمارستان های کشور را لبریز از بیمار کرد, و نخستین شهربندان را در غرب دامن زد، ایتالیایی ها با تاب آور خود و پاسخگویی پذیری شهری مدنی خود الهام بخش جهان بودند. آنان در خانه ها ماندند و از بالکن های خود آواز می خواندند. پاداش چند ماه قرنطینه برای آنان منحنی ای تخت بود و نویدی از بازگشت زندگی عادی و دیگر کشور به ایتالیا همچون الگویی می نگریستند.ایتالیا اکنون اما بس دور است از آن روزهای بالکنی و تابستانش. به جایش، با چمباتمه ویروس بر اروپا و موج دوم شهربندانهای سراسری، ایتالیا نماد ناامیدی، خستگی و هراسی است که دارد به همه قاره می گسترد. فرانسه شهربندان سراسری کشوری نوینی را برنهاده تا بلکه از آمار سنگین بیماران بکاهد. آلمان نیز گرچه نرم تر، اما محدودیت های سراسری زیادی را به اجرا گذاشته. ایرلند رفت و آمدها را و حتی دیدوبازدید مردمان را در خانه های همدیگر محدود کرده اند.همه جا، اگر مردم از خود ویروس بیمار نباشند، از وضعیت کرونایی روز خوشی ندارد. در ایتالیا این ناخرسندی دارد می پکد. کشوری که برای بار نخست به غرب نشان داد که کووید 19 چه اندازه مرگ و میر بالایی می تواند داشته باشد، و یپش نیاز به شهربندان و کامیابی این اقدام را نشان داد اکنون نماد چیزی تاریکتر شده است. ایتالیا به نمادی از ناتوانی درباره اقدامات نیمه کاره در برابر ویروسی که آشتی پذیر نیست، و نیز هزینه های گزاف باهمبودی و سیاسی ناکارآمد بودن یاری رسانی به مردمان درآمده است.ایتالیایی ها که از خوشی های تابستانی به دشواری دل کندند، اکنون دلخورند. امانوئل تودینی که همسرش در آغاز همه گیری از پنجره آپارتمانشان برای دکترها دست می زد و فرزندانش رنگین کمان های &quot;همه چیز درست خواهد شد&quot; می کشیدند اکنون می گوید&quot; ما به ته ریسمانمان رسیده ایم. او در بارش که روبروی پانتئون در ناف رم است این سخن را گفت، جایی که آشپزهای خشمگین با کلاه های آشپزی، رستوران دارها و بارداران در آنجا برای نشان دادن ناخشنودی و خشم خود از محدودیت های تازه دولتی که آنها را وادار به بستن پس از ساعت شش شامگاه می کند گرد آمده بودند. آن کردهم آیی یکی از دهها گردهم آیی بوده که در سرتاسر کشور در روزهای واپسین رخ داده است.او می افزاید&quot;خرواری از خشم و رنج انباشته است&quot;کارگران زیادی می گویند که آنها یارانه بیکاری را از ماه می دریافت نکرده اند. بازاریانی که پیشتر به هشتگ من خانه می مانم پیوسته بودند اکنون می نویسند من دکانم را نمی بندم. فابیانا گارجیولی که رستوران دار است و پیشتر از آن میلیونها تنی بود که با هم از بالکن ها می خواندند:آسمان همیشه آبی تر استمی گوید: اکنون همه چیز دیگرگونه است. پولی دیگر برایمان نمانده است. </description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 12:25:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتش آمریکا و مسموم کردن اقیانوس آرام</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D9%85%D9%88%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-rkuyzs2udkmn</link>
                <description>ده سال گذشته، از زمانی که روزنامه نگار پژوهشگر ولزی، جان میشل برای بار نخست در ژاپن تایمز درباره کاربرد ارتش آمریکا از عامل نارنجی در اوکیناوا، آگاهی پراکند.میشل می گوید که آن نویافت، تنها آغاز کار بود. وی می گوید:جستجوی نخستین من گلوله برفی شد که چون انباشتی ده ساله از بوده ها و فاکت ها درباره آلوده سازی لشگری در اوکیناوا و دیگر جاها بود، فهرستی بی پایان از بزه های زیستبومی که در سرتاسر اقیانوس آرام انجام شده بود.میشل در پی ردپای آلودگی ها با پشتیبانی ماده قانونی آزادی آگاهی ها و اطلاعات در آمریکا به دوازده هزار برگ نوشته دست یافت و از مکان ها و منابعی در سرتاسر منطقه ی آسیا-اقیانوس آرام بازدید کرد.او حتی به آمریکا پرواز کرد و آنجا روایت های پرشماری از تراژدی های مردم را ضبط کرد، چنانچه کهنه سربازانی برای او داستان های خود را از تاثیرهای کارکردن در نزدیکی عوامل شیمیایی باز گفتند. میشل گستره پژوهش نخستین خود را پهناورتر کرد و اکنون یافته هایش سه کتاب به ژاپنی شده است، که بکارگیری، انبارداری، آزمایش و پیامدهای جنگ افزارهای زیست شناختیک، شیمیایی و هسته ای دولت های ژاپن و آمریکا را واکاوی کرده است. کار او دستمایه سه داکومنتری ژاپنی شده که برنده جایزه شده اند و برای وی پاداش دسترنج یک عمر آزادی بیان کلوب خبرنگاران بیگانه ژاپن را به همراه داشته است. تکاپوی ناباز ایستادنی او در راه درازی که در راه نقاب بر داشتن از آلودگی های مرگبار گسترده ی ارتشها پیموده اکنون به چاپ کارش به انگلیسی با نام *مسموم کردن اقیانوس آرام* رسیده.  او در کتاب خود درباره زیر پا گذاشتن حقوق بشر در مقیاسی بی همتا هشدار می دهد که در پهنه صدها هزار کیلومتر مربع و در درازنای بیش از هفت دهه رخ داده است. با اینحال میشل دلبسته دوگانگی &quot;آنها&quot; و &quot;ما&quot; نیست و می گوید:این مشکلی تنها آمریکایی نیست. عملیات های لشگری، هر جا که رخ دهند، آلودگی سازند و بیشتر هنگام ها این کولونی ها هستند که بار آن را به دوش می کشند.بریتانیا جنگ افزارهای شیمیایی را در کولونی های خود و جنگ افزارهای هسته ای را در استرالیا آزمایش کرده است. چین در سرزمین اویغورها دست به آزمایش های هسته ای زده. همه ارتش ها زمین را آلوده می کنند. نه تنها در جاهایی که جنگ رخ می دهند بلکه همچنین در جاهایی که آنها مهمات خود را می سازند یا آزمایش می کنند.(در برگردان فارسی کوتاه شده و در برنامه کیوسک خوانده شده)</description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 14:19:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کهنه نبرد آلمانی‌ها و رومی‌ها در نتفلیکس</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%DA%A9%D9%87%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AA%D9%81%D9%84%DB%8C%DA%A9%D8%B3-fa3scf85o8fw</link>
                <description>سریال تازه &quot;بربرها&quot; از نتفلیکس برای کسانی که با تاریخ آلمان آشنایی ندارند شاید چندان جنجالی به نظر نمی رسد. همانند سریال وایکینگ ها، این سریال نیز حماسه ای-تاریخی است، که داستان تیره ای از دهکده نشینان بیشه های شمال آلمان را در قرن یکم پیش از میلاد باز می گوید. داستان درباره جنگ و جدال خون آلود قهرمانان داستان با دیگر تیره ها و مهمتر از همه، نیروهای امپراتوری روم است که به دنبال چیرگی بر آن سرزمین بودند. اما این داستان شش قسمتی، یکی از رویدادهایی را به تصویر کشیده که همچنان و پس از دو هزار سال، بسیار زنده است. یعنی نبرد بیشه توتوبورگ که به آرزوهای رومیان درباره چنگ اندازی بر سرزمینی که امروزە آلمان نام دارد، پایان داد. ناسیونالیست های آلمانی و در میان آنها نازی ها، این نبرد را همواره در کارزارهای ایدئولوژیک خود برجسته کرده اند، چراکه از دید آنها لحظه ای است که تمدن و شهری گری آلمانی پی ریزی می شود و نشانگر مهارتهای جنگی و برتر بودن آنهاست. این نبرد و فرمانده آلمانی ها در جنگ یعنی آرمینیوس، تا امروز سرچشمه الهامی برای راست های تندرو بوده است و این سریال درست زمانی از نتفلیکس درمی آید که با گسترش راست تندرو و ناسیونالیست در آلمان رویارو هستیم. آرنه نالتینگ نویسنده و نمایشپرداز این سریال می گوید که بخشی از انگیزه او برای ساختن نمایشی از نبرد توتوبورگ این بوده که می خواسته لحظه ای مهم از تاریخ اروپا را، از چنگال راست های تندرو بیرون بکشد. او می گوید: &quot;ما نمی خواستیم بترسیم و موضوع را به دست نیروهایی رها کنیم که از آنها بیزاریم.&quot;این نبرد دستکم از سده نوزدهم یعنی زمانی که آلمان امروزه هنوز موزاییک ناپیوسته ای از دولت های کوچکتر بود اهمیت دوباره یافت. ناسیونالیست ها در تلاش خود برای یکپارچه سازی آلمان،، آرمینیوس را به نمادی از کیستی آلمانی درآوردند. در سال 1875 یعنی تنها چهار سال پس از بنیاد امپراتوری آلمان، مقامات از پیکره آرمینیوس در بیشه توتوبورگ پرده برداری کردند. ماتیاس ومهوف که سکاندار موزه *پیشا تاریخ و تاریخ نخستین* در برلین است می گوید بسیاری از آلمانی ها دیدگاهی نادرست یا کلیشەای به آن دوران تاریخی دارند، چرا که تاریخ آنزمان آلمان پس از جنگ جهانی دوم در آموزشگاه های آلمانی آموزش دادە نمی شود. او می گوید: &quot;پس از دوره نازی ها، این موضوع سوخت. نمی شد به آن نزدیک شد.&quot;وی می گوید بزرگترین پنداشت نادرست آن است که تیره های آلمانی که در این نبرد بودند نیاکان مردم امروز آلمانند. اما راست این است که بیشتر تیره های آن منطقه در ته سده ی چهارم دهکده های خود را رها کردند و از  سرزمین امروزی آلمان رفتند. ومهوف می افزاید که آلمانی های امروزین از نوادگان کسانی هستند که از دیگر سرزمین ها به آلمان آمدند.او می گوید که هیچ پیوستگی‌ای میان آن دوره و این زمان نیست.  سازندگان فیلم می گویند که برای تصویر پردازی پوشاک و معماری آن دوره، پژوهش های تاریخی را بررسی کرده اند و حتی برای راست پنداری بیشتر، بازیگرانی که نقش رومی ها را بازی می کنند به لاتین باستان سخن می گویند. اما آنان همچنین می پذیرند که آزادانه در جنبه های گوناگون داستان دست برده اند.نویسنده سریال می گوید: ما اینجا تاریخ نمی آموزانیم. ما دنبال سرگرمی هستیم. </description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 14:00:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهش در شهرهای کوچک ویتنام</title>
                <link>https://virgool.io/@vvalizadeh/%D8%AC%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85-wpdk1wdqx5k1</link>
                <description>تا همین چندی پیش شهرستان باک ژیانگ ویتنام یکی از فقیرترین ناحیه های کشور بود که بخاطر برنج و مرغش شناخته می شد. اما این, پیش از آن بود که زنجیره جهانی تامین قطعات تکنولوژیکی به آنجا بیاید.اکنون مقامات این ناحیه روستایی در شمال هانووی، میزبان نمایندگانی از اپل و صنایع ابزار دقیق هون های هستند. افزایش سرمایه گذاری بیگانه، در هر سال نزدیک به دو برابر می شود، حتی در میانه ی همه گیری کرونا، این شهرستان پیش بینی می کند که ارزش صادرات امسال آن به یازده میلیارد دلار برسد یعنی جهشی ده برابری در شش سال.مردم موتور گازی های پرسروصدا و کهنه خود را با موتورهای هوندا عوض کرده اند. برخی نیز اتومبیل های تویوتا و مرسدس بنز در جاده های تازه آسفالت شده می رانند.&quot;نگوین وان لان&quot; ٦٤ ساله می گوید: &quot;زندگی اکنون چون بهشت شده و اینهمه را از سر کارخانه ها داریم.&quot;خانواده او که زمانی پول خریدن گوشت نداشتند، از پس انداز دستمزد کارشان در کارخانه مهمانسرایی ساخته اند و به کارگران اتاق کرایه می دهند. یکی از خویشاوندانشان اکنون مرسدس بنز قرمزی می راند.این جهش در باک ژیانگ نشان می دهد که چگونه دگرگونی در زنجیره جهانی تامین قطعات تکنولوژیک بر سرزمینهایی تاثیر می گذارد که پیشتر به حال خود رها شده بودند. توانایی ویتنام در کشیدن فرآوری های کارخانه ای پیچیده به درون کشور خود با افزایش بهای نیروی کار در چین از یکسو، و جنگ بازرگانی آمریکا و چین،، و شکننده شدن پشتیبانی های پیشین در پیامد همه گیری از سوی دیگر، شتاب بیشتری یافته است.در این چند دهه ی پس از جنگ ویتنام که کشور مرزهایش را به روی سرمایه گذاران بیگانه و بازرگانی باز کرده بود، شهرستان باک ژیانگ همچنان فقیر مانده بود. در سال 2010 درآمد سرانه 650 دلار بود، نزدیک به نیم درآمد سرانه کشور.مردم اینجا برای کار در کارخانه ها به جاهایی در 1700 کیلومتر دورتر می رفتند در جنوب کشور. اما اکنون و امسال پیش بینی می شود درآمد سرانه به 3000 دلار برسد. کارخانه داران صف بسته اند پشت در استانهای شمالی ویتنام. سامسونگ دارد نیمی از تلفن های هوشمند خود را آنجا می سازد. همکار اپل یعنی پگاترون می خواهد یک میلیارد دلار در شهر بندری شمالی هایفونگ سرمایه گذاری کند. اپل به تازگی می خواهد در ویتنام نیرو به کار گیرد.یک کارشناس زنجیره تامین می گوید که هزینه های پایین، پایداری سیاسی، خط مشی های سازگار با سرمایه گذاران، زیرساختهای خوب و پشتیبانی دولتی از کارآغازهای تکنولوژیکی،، ویتنام را کشوری چشمگیر کرده است. در باک ژیانگ دولت دارد بندرگاهی بر رودبار می سازد، برای آورد و برد قطعات و نیز به درخواست اپل زمینی برای ساخت شهرک کارگری تامین کرده در کنار کارخانه ی بزرگ شانزده هکتاری ابزار دقیق لوکسشیر، که بزرگترین کارخانه ی جهانی سازنده ایرپاد است.در باک ژیانگ می شود گفت همه کار دارند و از شهرستان های پیرامونی نیز بسیاری به جستجوی کار به اینجا می آیند. بنگاه های چینی در چهار ماه پایانی امسال 20هزار کارگر به کار خواهند گرفت.یک کارگر خط مونتاژ می تواند تا 5500 دلار در سال و آنهم پس از پرداخت مالیات درآمد داشته باشند.رشد ناگهانی همراه با هزینه است. فشار کاری در خط مونتاژ بسیار بالاست. لان که اکنون دارای مهمانسرایی است و در زمان کودکی بر قایقی سبدگونه همینجایی شالیکاری می کرد که اکنون کارخانه های برپا شده اند از زمان کودکی اش می گوید: &quot;ما به سختی چیزی برای خوردن یا پوشیدن داشتیم.&quot;او به نوه سه ماهه اش چشم می دوزد و می افزاید:&quot;اما او خوراک و پوشاک خوبی خواهد داشت و ما به دانشگاه می فرستیمش تا چشم اندازهایی بر او گشوده شود که برای ما هرگز مهیا نبود.&quot;(برگردان به فارسی برای برنامه کیوسک یکم نوامبر)</description>
                <category>vahid valizadeh</category>
                <author>vahid valizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 13:43:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>