<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@webrefer</link>
        <description>مستندترین اخبار از موتور جستجوی گوگل که با ما ایرانیها ارتباط مستقیم دارد، حتما اکانت من را دنبال کنید و در دنبال کردن مطالب من تردید نکنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:56:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1522186/avatar/HTGs6S.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</title>
            <link>https://virgool.io/@webrefer</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نیاز زبان فارسی به موتور جستجوی خاص خود</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%AE%D9%88%D8%AF-sqwydneke9dv</link>
                <description>شاید که نه، حتما از این عنوان تعجب کرده اید، والا الان اینجا نبودید.چه تفاوتی بین زبان فارسی با زبانهای دیگر است.زبان فارسی تنها زبان ادبی دنیاست. و زبان انگلیسی زبان صنعتی شده برای گفتمان با قشر کارگر است.الان چه تفاوت بزرگی بین این دو جمله می بینید:آقا بزن تو دنده!آقا با دنده دیگری به حرکت ادامه دهید.جمله اول اصطلاحا از بالا به پایین نگاه میکند و نگاه، نگاه اربابی است؛ نگاه مطالبه گرجمله دوم جمله ای مودبانه و ادبی استجمله اول با ساختار زبان انگلیسی گفته شده و جمله دوم با ساختار زبان فارسی.و جالبه بدانید که مرحوم پرفسور حسابی اعتقاد داشتند تنها زبان فارسی لیاقت زبان علمی بودن جهان را دارد. [چون علم زبان زر و زور نیست].و این تفاوت بزرگ زبان فارسی با زبان انگلیسی است.و جالبتر می شود اگر بدانیم، زبان فارسی اصطلاحا free order  است یعنی شما با هر ترتیبی فعل را قرار دهید باز معنا دارد.مثلاً:«علی کتاب را میخواند»«کتاب را علی میخواند»«میخواند علی کتاب را»هر سه ساختار درست و قابل‌فهم‌اند.و به همین دلیل ساده، سازندگان گوگل نمی فهمند یک ایرانی نگاهش، با نگاه یک انگلیسی زبان متفاوت است و گوگل نمی تواند دردی از کاربر ایرانی دوا کند و تنها دلیل محبوبیت گوگل نبودن موتور خاص زبان فارسی است.من توضیحات بیشتر را تو خبرگزاری فارس داده ام اینجا: چرا زبان فارسی به موتور جستجوی بومی نیاز دارد.زبان انگلیسی، امری و زبان فارسی ادبی است</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 10:20:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسن روزه شطرنج چپ</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%DA%86%D9%BE-abt4fke92efl</link>
                <description>به سختی این چند کلمه را تونستم پیدا کنم که هیچ سایتی همزمان آنها را نداشته باشد (چه برسد برای اینکه صفحه برای آن داشته باشند و حتی سخت ترش، پاراگرافی که این چهار کلمه در آن آمده باشد) تا با آن نشان بدهم که گوگل بدون توجه به اینکه هیچ سایتی ارتباط معنایی با این چهار کلمه برقرار نمی کند، از ان نتیجه بر می گرداند.و این یعنی گوگل دیگر مبتنی بر سیمانتک نیست، نه اینکه سیمانتک نیست، اولویتش دیگر سیمانتک نیست و اولویت را بر چگالی قرار داده که این به دلیل تغییرات معماری آن است که در این مطلب به ان می پردازم.اما چرا؟، یکی از شعارهای بزرگ گوگل همیشه این بوده که می تواند مرتبط ترین نتایج جستجو را نسبت به عبارت جستجو شده کاربران نمایش دهد.اما از 2021 گوگل در این روندی که پیش گرفته بود دچار پس رفت شد تا جاییکه الان نتایج بسیاری برای چهار کلمه ای «توسن روزه شطرنج چپ» که واقعا هیچ رابطه ای بین انها متصور نیست می آورد.این اتفاق برای منطقه ایران نه از 2021 که از یکی دو ماه قبل افتاده است. (من دقیقم یادم است که در جلسه ای که برای موتورهای جستجو داشتیم این را مزیت گوگل می دانستم که با این اوصاف دیگر این مزیت را ندارد.) و همیشه ما شاهد این تاخیر اجرای سیاستهای گوگل در منطقه خودمان بوده ایم و وقتی در ایران هم پروژه گوگل اجرایی شد یعنی دیگر همه جا اجرا شده است و پایان روال تدریج ان است.اما چرا گوگل از خیر سیمانتک گذشت؟شاید در نگاه اول با خودتان می گویید، اینکه گوگل برای چهار عبارت بی ارتباط به هم،درکنار هم نتیجه برمی گرداند حتما ناشی از تغییر سیاست مالی اش بوده و تصمیم گرفته برای کلمات تجاری هم درآمد سازی کند و تو این فهرست چهار کلمه ای شاید شطرنج برای گوگل ارزش بالایی دارد (اگر این جستجو را انجام داده باشید می بینید که تمام نتایج حول شطرنج است.)ولی اشتباه می کنید، بیایید این چهار کلمه را هم امتحان کنید: «مست روزه لگد چپ»می بینید که بازم گوگل روی یک کلمه متمرکز شد که «لگد زدن جنین» بود.این لگد زدن که دیگه جنبه بیزینس برای گوگل نداره؟اما یک چیزی از این دو مثال عایدمون شد، گوگل کلمه ای که بیشترین چگالی را در وب داشته ملاک کاربر قرار داده است.این خوبه یا بد؟مشخصا بد است و به این معناست که گوگل در درک رابطه معانی بین کلمات عاجز شده است.و برعکس گذشته، سیستم جدید گوگل مبتنی بر چگالی شده تا اتکا بر سیمانتک و این به معنای تنزل رتبه سیمانتک نسبت به چگالی است (سئوکاران ایرانی با درک این مطلب من می توانند به پول کلانی برسند، چرا که گوگل پیش از این چگالی را در اولویت 8 از 10 خود قرار داه بود و الان آن را به بالاترین سطح خود ارتقاء داده است.)حتما می گویید خوب برایش فرقی هم نمی کند؟من همین جستجو را تو یکی از بهترین جستجوگرهای ایرانی یعنی «ترب» انجام دادم، تا ببینید فرقی دارد یا نه.چون مشکل ترب هم مشابه گوگلِ بعد از 2021 است، با این تفاوت که ترب هرگز رابطه سیمانتک ر ا در دستور کار خود نداشته است. یعنی نمی تواند رابطه معنایی بین کلمات را پیدا کند(چون الگوریتم نسبتا پیچیده ای نیاز دارد و برای همین به هوش مصنوعی که هزینه بالایی برای ترب دارد باید پناه ببرد).بیایید «تز تدایی روانکاویی سادیسم در جامعه» را در گوگل جستجو کنید.کاری به این نداریم که عبارت درست شما را به غلط تعبیر می کند:جستجو غلط‌گیری شد: از تایی روان کاوی سادیسم در جامعهایا نتیجه زیر برای شما قابل قبول است؟جستجو برای «تز تدایی روانکاویی سادیسم در جامعه» در ترب«تز تدایی روانکاویی سادیسم در جامعه» چه ارتباطی به «کتاب جامعه شناسی جامع کنکور مهروماه» دارد؟پاسخ واضح است، از نظر ترب پاسخ پیدا شده است چون هر کدام از نتایج حداقل یک کلمه از عبارت مورد جستجو را دارد (و تنها نمی تواند تشخیص دهد که این نتایج ارتباط لازم با عبارت مورد جستجو را ندارند. این شمایید که می توانید تشخیص دهید رابطه لازم بین نتایج و عبارت جستجو شده وجود ندارد).الان گوگل که استاد در پیدا کردن ارتباطات معنایی بود با تغییر معماری، خودش هم به همین درد مبتلا شده اما در سطح وسیع تر و بدتر و فاجعه آمیز که دور از تصور کاربران ایرانی عاشق و دلسوحته گوگل است.این رنج بزرگی برای کاربران ایرانی است که دیگر گوگل در تحقیقات دانشگاهی که اکثرا نیاز به یافتن رابطه معنایی نوع 2 را دارند به آنها کمکی نخواهد کردمن نتیجه حاصله توسط گوگل را در ارشیو ذخیره کردم تا در صورت اصلاح توسط هوش مصنوعی به روش سعی و خطا و نه سیمانتک مستندات داشته باشم اینجا: جستجو برای «تز تدایی روانکاویی سادیسم در جامعه».می بینیم که به دلیل از دست دادن سیمانتک نوع 2) ارتباط سه جانبه(حالت پیچیده ای از سیمانتک)نتوانست آنرا پیدا کنددر شرایطی که ما سایت تخصصی برای روانکاوی تداعی با سرفصل سادیسم داریم گوگل از یافتن آن عاجز شده استسیستم IR گوگل که معجزه ای بیش نبود، بر اساس یک ناممکن نوشته شده است و آن «پیدا کردن سوزن در انبار کاه است.» کاری که گوگل با IR به بهترین وجه آن را انجام داد.اما با کنار رفتن سیمانتک نوع 2 از نتایج جستجوی گوگل، وقتی رابطه سیمانتک از این نوع که اتفاقا مهمترین ان است، برقرار نباشد در کنار سوزن، سوزن ته گرد، میخ، پیچ و حتی سنجاق هم از این انبار کاه پیدا می شود.البته بزرگی مشکل گوگل خودش را در عبارات روز و جدید نمایش می دهد (چون برای عبارات قدیمی و پرتکرار به تجاربی رسیده که به گوگل کمک می کند مثلا اگر در گوگل سالها قبل به کرار «How to run PHP code» جستجو نشده بود الان نتایج گوگل برای این جستحو تو ذوق کاربرانش می زد.متوجه شدید چی شده؟کلان داده عظیم گوگل  و حجم بالای Dl و ML پشت آن باعث شده که خلا سیمانتک  را کامل حس نکنیم، شاید همین خود گوگل را هم به اشتباه انداخته، یا به پذیرش اشتباه. که در هر صورت مخاطره امیز است.بگذارید مثالی ملموس بزنم، اگر گوگل کماکان روی معماری GFS بود و شما جستجو می کردید: جنگ دوجین روزبا اینکه عبارت بی معنایی است گوگل شما را به جنگهای 12 روزه ایران و اسرائیل هدایت می کرد(از نظر قواعد ارتباط معنایی نوع 2 ) بین دوجین و 12 تفاوتی نیست، این یعنی مثل این می باشد که وقتی  شما جنگ دوجین روز جستجو کردید مثل این بود که برای: جنگ 12 روز جستجو کرده اید.بله مشکل جدید گوگل نشات گرفته از همین عدم انتقال کامل سیستم IR از معماری GFS به Colossus است. از IR ای می گوییم که زمانی وجه تمایزش با دیگران بود ، کل بنیان گوگل بر روی سیستم IR اش سوار شده است ، حتی محبوبیتش برای سازمان سیاه (که درآمد ده درصدی برای گوگل دارد). اما برای سرعت دادن به با فدا کردن سیمانتک نوع 2، معماری جادویی جدید گوگل شکل گرفت که در پذیرش درخواستهای چند میلیارد در ثانیه موفق هست،از معماری Colossus گوگل که 40 تا 50 درصد موفقیتش به دلیل این معماری منحصر به فرد و محرمانه است سخن می رانم.اما گوگل طی 5 سالی که بر روی طراحی این معماری متمرکز شده بود تا آن را جایگزین GFS کند فقط به کلان داده ها یا bigdata و سرعت دسترسی به آن فکر کرد و ارتباط معنایی یا جستجوی معنایی ارتجاعی(~=مبتنی بر ر ابطه) semantic search elasticsearch را در ان لحاظ نکرد(جورهایی گوگل خودش بنیانگذارش بود،چون اولین موتور بود که تئوری ارتباط معنایی را به واقعیت تبدیل کرد)نمی دونم از سر فراموشی این خطای راهبردی را مرتکب شده یا هیبت غول بی شاخ و دم بودن را با رسیدنن به سرعت سرسام آور به ان ترجیح داده.اما این را به یادگاری از من داشته باشید، اگر روزی گوگل در رقابت از رقبا شکست خود برای همین تغییر معماری از GFS به Colossus بوده.تغییر معماری از GFS (Google File System) به Colossus به‌صورت یک جهش ناگهانی نبود، بلکه تدریجی و چند مرحله‌ای بین حدود ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ انجام شد.(هرچند در عمل چیزی که ما دیدیم در 2021 این معماری نهایی شد و نه 2012).در سال ۲۰۲۱، یک نقطه عطف مهم در معماری Colossus اتفاق افتاد یعنی با پایان یافتن ساختار معماری Colossus، گوگل تصمیم گرفت اطلاعات بیشتری را درباره ساختار و نحوه عملکرد این سیستم فایل توزیع‌شده با عموم به اشتراک بگذارد. این نخستین بار بود که جزئیات فنی گسترده‌ای منتشر شد، کاری که پیش از آن محرمانه باقی مانده بود.اما تغییرات مهم گفته شده در این پست نیز از 2021 با همه گیر شدن Colossus شروع شد.و اولین گزارش شکایت مرتبط با بحث ما نیز از درج شکایتی در فروم پشتیبانی گوگل در سپتامبر 2021 شروع شد:جستجوی گوگل دیگر نتایج مفیدی را نشان نمی‌دهدو بهترین پاسخ منتخب به آن این بود:من فکر می‌کنم اتفاقی که افتاده این است که اندازه اینترنت و حجم محتوایی که روزانه منتشر می‌شود، آنقدر افزایش یافته که برای حفظ سرعت بازیابی جستجوها، باید میانبرهایی ایجاد شود تا تعداد نتایج به تعداد قابل مدیریت‌تری کاهش یابد.اما این پاسخ درست نبوده، پاسخ درست در تغییر معماری از GFS به Colossus برای رسیدن به سرعت 30 گیگابایت iops است.(گوگل هرگز به ان اعتراف نخواهد کرد، چون با این نقص خلایی را برای رقابت ایجاد کرده است)همینقدر بدانید که همین الانش هم اگر تو پول غرق بزنید بالاترین میزان IOPS قابل دسترسی برایتان 2 مگابایت است و شرکتهایی مثل بینگ با هزینه های سرسام اور توانسته اند از ر.ش نودهای شبکه ای ان را به سختی به 3 گیگابایت برسانند و گوگل براحتی 10 برابر آن را دارد و این در ازای فدا کردن ارتباط نتایج جستجو بوده است.انشاله در مستندات اوجو چگونه فدا شدن ان نیز مستند خواهد شد.و گوگل در اینده از همین ناحیه ضربه خواهد خور</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Wed, 13 Aug 2025 23:47:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لوایحی که ریشه بر تیشه موتور جستجوی داخلیست</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%84%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF-ahnaob3ozbjt</link>
                <description>بعد از تیشه ها بر ریشه، ریشه بر تیشه را ما کجا می فهمیم؟مگر میشود لایحه ای برای موتور جستجو باشد که ریشه بر تیشه بکوبد و نه فقط تیشه را بر ریشه؟برای اینکه جواب این سوال را بگیریم باید کامل سوار بر مطلب شویم.ابتدا ببینیم کدام قوانین تصویب شده در کشورها باعث رشد و قدرت گرفتن موتور جستجوی داخلی انها شد و بعد بیاییم لوایح گفته شده را بررسی کنیم.یاندکس(روسیه): به روش حمایت از طریق وضع مقررات داده ها که با اجبار به ذخیره‌سازی داده‌های کاربران در خاک روسیه برای تمام سایتهای روسی حتی غیر دولتی برای برخورداری از حمایتهای دولت(اینکار خزش را برای یاندکس اسان و بر گوگل دشوار و در مواردی ناممکن کرد).ناور(کره جنوبی):به روش یکپارچه‌سازی خدمات و اکوسیستم دیجیتال تمام سایتهای استفاده کننده از زیر ساخت اینترانت ملی مانند «دولت الکترونیک» بصورت اینترانت تعریف شدند، یعنی از خارج از کره یا از طریق vpn دسترسی به آنها ممکن نبود. این یعنی تنها توسط ناور قابل خزش بودند.بایدو(چین) : به روش ترکیب فیلترینگ و نوآوری قوانین چین؛ دسترسی به گوگل را محدود کردند و لزوم سرمایه گذاری در فناوری های بومی موجب توسعه راحت تر بایدو شد.گوگل(آمریکا): به روش وضع یا تغییر قوانین به نفع گوگل وضع قوانینی مانند «نظارت بدون خفه‌سازی نوآوری» با سه اصل:عدم مداخله زودهنگام (وضع شده در دهه ۲۰۰۰) تا گوگل بتواند مدل درآمدی مبتنی بر تبلیغات (Google Ads) را توسعه دهدواکنش هدفمند به انحصار:پرونده‌های ضد انحصار، هرچند برای گوگل چالش‌برانگیز بودند، اما هدفشان حفظ رقابت پویا بود. که گوگل را در مسیر درست نگهداشت.حمایت از استانداردهای فنی: دولت با تصویب قوانینی مانند (DMCA)، زیرساخت حقوقی برای موتورهای جستجو ایجاد کرد و به گوگل اجازه داد تا بدون ترس از پیگرد، محتوا را ایندکس کند.همچنین بود توسعه اکوسیستم فناوری: آمریکا با سرمایه‌گذاری در زیرساخت اینترنت: برنامه‌هایی مانند National Information Infrastructure (۱۹۹۳) اینترنت پرسرعت را در آمریکا گسترش داد. دسترسی آسان کاربران به وب، تقاضا برای موتورهای جستجو را افزایش داد(اینترنت در امریکا جزء حقوق شهروندی است یعنی در سرعتهای پایین شما نیازی به پرداخت هزینه ندارید) کافیست قیمت بنزین و اینترنت ایران و آمریکا را با هم مقایسه کنید.Qwant(فرانسه): به روش تخصیص بودجه برای کاهش وابستگی به گوگل تحت عنوان &quot;France 2030&quot; که بصورت مدیریت شده و قطره چکانی این موتور را حمایت کرد و همچنین موتور جستجوی پیش فرض شدن تمام نهادهای دولتی فرانسه(از جمله مدارس، دانشگاه ها و ...).Ecosia(آلمان): به روش استفاده از حمایت مقرراتی اتحادیه اروپا استفاده از قوانین رقابت عادلانه اتحادیه اروپا برای مقابله با انحصار گوگل و دسترسی به بازار دیجیتال واحد اروپا راه گشای این موتور بود که یکی از بندهای آن مشارکت در پروژه ساخت ایندکس جستجوی مستقل اروپایی بود.seznam.cz(جمهوری چک): به روش جالبی که تحسین برانگیز است، یعنی تسهیل دسترسی به داده‌های داخلی بدون نیاز به خزشگر برای موتور جستجوی داخلی.goo.ne.jp و Biglobe.co.jp(ژاپن): به روش حمایت دولتی در بودجه دهی به پروژه های پردازش زبان ژاپنی و هچنین ارایه پهنای باند رایگان از NTT (بزرگترین اپراتور مخابراتی ژاپن).Ananzi.co.za(آفریقا): به روش حمایت از طریق سیاست‌های اینترنتی ارزان (همکاری با اپراتورهایی مانند MTN برای ارائه ترافیک رایگان یا نیم‌بها هنگام استفاده از این موتور جستجو و حین استفاده سایتهایی که ورود کاربر به انها با جستجو در این موتور باشد).Kwangmyong(کره شمالی): به روش بی رحمانهِ ممنوعیت دسترسی عمومی به اینترنت جهانی و اجبار ۲۵ میلیون شهروند به استفاده از آن و نظارت ۲۴ ساعته توسط پلیس سایبری کره شمالی و مجازات شدید برای استفاده غیرقانونی از اینترنت(مثل vpn).اما در ایران چه اتفاقی افتاد؟از نظر فنی چهار دلیل موجب شکست موتور های جستجوی داخلی شد:وابستگی به بودجه دولتی بدون مدل درآمدی.عدم توسعه دانش فنی (خزش و نمایه‌سازی).سرعت پایین (تأخیر ۱۰ ثانیه‌ای در نتایج).رهاسازی یکباره میلیونها درخواست کاربران به سمت موتور جستجوی داخلی با قطع کامل گوگل بجای قطعی مدیریت شده.اما از نظر راهبردی تمام موارد زیر دلایل شکست موتورهای داخلی بود.تمام موارد زیر توسط لایحه های دولتی یا مجوزهای در اختیار دولت به موتورهای جستجوی داخلی تحمیل شد و تصویب هیچ کدام از طرح های قانونی که نمایندگان مجلس داده باشند نبوده است.تزریق بی حد و نصاب بودجه به موتورهای ایرانی: اینکار موجب عدم تجاری‌سازی مناسب و ناتوانی در ایجاد اکوسیستم خدمات جستجو درآمدزا شد.حمایتهای دولتی غیر مستمر و کوتاه مدت: پروژه‌هایی مانند یوز با هزینه‌های میلیاردی راه‌اندازی شدند، اما پس از مدت کوتاهی به دلیل نبود مدل درآمدی پایدار رها شدند.عدم وجود نظارت یا بی توجهی ناظرین به ضعف فنی: قطع اینترنت، بزرگترین ضعف موتورهای جستجوی ایرانی در وابستگی محض به API گوگل را بنمایش گذاشت.عدم توسعه اکوسیستم خدمات به دلیل وجود بودجه های کلان: خود آفتی شد برای این موتورها، چرا که به دلیل عدم نیاز مادی به یکپارچگی خدمات توجهی نشد.برای مثال، پارسی‌جو تنها امکاناتی مثل اوقات شرعی یا فال حافظ ارائه می‌داد، نه خدمات تراکنشی.اجبار کاربران به جای جذب کاربر: دولت ایران با دستورالعملی مانند &quot;الزام دستگاه‌های دولتی به استفاده از موتورهای بومی&quot; سعی کرد کاربران را جذب کند، اما این رویکرد بدون بهبود کیفیت خدمات مؤثر نبود.چرا مانع رشد شد: می خواهیم به این بپردازیم که چرا «اجبار کاربران به جای جذب کاربر» مانع رشد شد؟این قانون بدون تقویت زیرساخت‌های فنی موتورهای بومی (مانند پارس‌جو یا یوز) اجرا شد. کاربران دولتی مجبور به استفاده از سرویس‌های ضعیفی بودند که نتایج نادرست یا ناقص ارائه می‌دادند، که منجر به کاهش اعتماد عمومی و فرار کاربران شد.اجازه کار به فیلترشکن‌ها . تجربه تلخ اجبار کاربران به جای جذب کاربر هنوز از ذهن آن دسته کاربران خارج نشده است. کاربرانی که برای فرار ازآن به سراغ فیلتر شکن ها رفتند.قانون تمرکززدایی داده‌ها: این قانون که در ایران با عنوان &quot;قانون تمرکززدایی داده‌ها&quot; (مصوبه ۱۴۰۰) شناخته می‌شود، با هدف پشتیبانی از موتورهای جستجوی بومی و توسعه زیرساخت‌های داده‌ای طراحی شد، اما اجرای کند آن به یکی از موانع اصلی موفقیت این پروژه‌ها تبدیل شده است. که مهمترین دلیل کندی آن مقاومت نهادهای دولتی در اشتراک‌گذاری داده‌ها به دلیل ملاحظات امنیتی یا بوروکراسی اداری است(در حالیکه گوگل به این منابع دسترسی دارد)نبود ضمانت اجرایی برای قوانین مصوب: که یکی از اثراتش را در بند قبلی دیدیم.عدم جذب بخش خصوصی در توسعه زیرساخت‌ها: اصرار دولت به انجام تمام پروژه توسط خودش موجب کندی شدید پروژه شبکه اینترنت ملی ایرانیان بود.تغییر مکرر سیاست‌ها: تغییرات مکرر سیاست‌ها یک چرخه معیوب ایجاد کرده بود:۱. تصویب قانون جدید ← ۲. تغییر مدیریت و بازتعریف پروژه‌ها ← ۳. قطع بودجه‌ها ← ۴. شکست فنی ← ۵. از دست دادن اعتماد کاربران.این چرخه باعث شده موتورهای جستجوی ایرانی حتی در شرایط بحرانی (مانند قطع اینترنت) نتوانند جایگزین قابل اعتمادی برای گوگل باشند.تا حمایت مردمی از موتور جستجو و تصویب قوانین حمایتی توسط نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی را شاهد نباشیم، لوایح دولتی که با هر دولت، دستور انجامش از روی میز کار کنار می رود هیچ کمکی به راه اندازی موتور جستجوی ملی نمی کند</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jul 2025 02:33:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرکت دانش بنیان، یا تاییدیه دانش بنیان</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-uifdqni5crzo</link>
                <description>فرض کند شما یک شرکت تولید همبرگر دارید، و در پروسه سالها تجربه متوجه می شوید که براحتی می توان با تغییری جزئی در مراحل تولید، همبرگری آماده کنید که بسیار خوشمزه تر و مقوی تر و از همه مهمتر به شدت ارزان تر از آنچه است که تا حالا تولید می کرده اید. و بشدت مورد استقبال مشتریان تان قرار میگیرد، سریع مجوز تغییرات را می گیرید و خیلی زود متوجه میشوید برای توسعه کار نیاز به یک وام بزرگ دارید.از طرفی هم ارگان های مختلف دولتی از شما می خواهند که سریع تولید خود را بالا ببرید تا کمکی به وضعیت معیشتی اقتصادی خانواده ها بشود، خوشحال می شوی و می روی دنبال کار را برای دریافت وام بگیری.می بینی که از تو می خواهند شرکت دانش بنیان شوی.می گویی آخه چرا، من الان کار تمام شده برای ارایه دارم و چرا الان باید دانش بنیان شوم.مسئول مربوطه دست می کنه از داخل کشو بخش نامه ای را بیرون می کشد و به شما نشان می دهد که از ماخواسته اند که فقط از دانش بنیان حمایت کنیم.می گویی، اما کار من منحصر به فرد است و هیچ دانش بنیانی هیچ وقت و هرگز به ان نخواهد رسید که اگر این ممکن بود برای کشف فرمول کوکاکولا هزاران شرکت دانش بنیان تاسیس می شد.مسئول مربوطه سرش را به تاسف تکان می دهد( تو نمی دانی با این کارش دارد تو را مسخره می کند که فکر کرده ای آسمان باز شده و تو از آن افتاده ای، یا واقعا دارد به این تاسف می خورد که چرا همه چیز باید کاغذ بازی و بوروکراسی باشد و این بنده خدا که دارد راست می گوید ولی من گرفتار بخشنامه ها هستم و نمی توانم برایش کاری انجام بدهم)سخت نمی گیری پی اش را که می گیری می بینی کار خاصی نمی خواهد انجام بدهی و با توجه به حمایتهایی که پشتت اومده و محصول نابی که در اختیار داری شاید تو نیم ساعت بتوانی شرکت خودت را به دانش بنیان ارتقا بدهی، خنده ات می گیرد و به کار قبلی ات بر میگردی.اما اینکه راحت می توانی دانش بنیان شوی و به وام های کم درصد انچنانی برسی موضوع بحث ما نیست موضوع چیز دیگریست.پس برویم سر تیتر اصلی مان،شرکت دانش بنیان، یا تاییدیه دانش بنیان؟الان کجای اینکار که مثال زدیم دانش بنیان بود، سالها تجربه و توجه موجب چنین جهش بزرگی در تغییر مراحل ساخت، موجب کار جدیدی شده است.پس چرا باید حتما مهر دانش بنیان بودن را بر پیشانی بزند تا از او حمایت شود، آیا برای این نیست که آمار شرکت های دانش بنیان را بالا ببریم؟والا باید برای چنین محصولی یک تاییدیه دانش بنیان صادر می شد و نه لزوم دانش بنیان اعلام شدن مجموعه تولید مثل خیلی تاییده های دیگر.پس چرا باید از نهاد ریاست جمهوری تو را شرکت دانش بنیان بکنند و بعد باقی کار قابل انجام باشد.شاید در ظاهر تفاوتی بین این دو نباشد، اما هست.دانش بنیان بودن باید به معنای این باشد که 0 تا 100 یک کار از طریق دانش روز دنیا انجام شده باشد و نه اینکه یک نوآوری که دانش روز نقشی در ان ندارد، را انگ دانش بنیان بزنیم تا از آن حمایت کنیم.ما جهان سومی هایی (که به خودمان در حال توسعه می گوییم) چرا باید تفریط را با افراط برطرف کنیم؟دانش بنیان، را زورکی کنیم،دانش بنیان را روی سینی اجبار،تعارف نکنیم،دانش بنیان را دانش بنیان بدانیم.راستی یک سوال، اینکه این تولید کننده همبرگر،قید دانش بنیان شدن را زد و از توسعه کار هم منصرف شد، کی مقصره، اگر بدانیم برایش پول بیشتر ارزشی نداشته و ندارد؟</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 11:47:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه موتور جستجوی ملی</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-sf3zxb5h9wna</link>
                <description>شاید تعجب می کنید، که چرا عکس شاخص شد گوگلاگر از خواننده های وبلاگ من باشید می دونید که ایران از کی وارد بحث موتور های جستجو در دنیا شداز سالهای آخر مرحله چهارم: مرحله چهارم: به بلوغ رسیدن جستجوی وب (2002 تا 2010)با هم می خواهیم این تاریخچه را مرور کنیم، فکر می کنید، تیتر زیر که برایتان می زنم مال کِی است؟بهره برداری از نسخه اول موتور جستجوگر ملی در سال جاریتو گوگل سرچ کنید، تا به جوابش برسید، فروردين 1391الان چه سالی هستیم؛ 1404اما کو موتور؟داستان چی بوده:صفحه اول: خبر راه اندازی موتور جستجوی ملی تا پایان سال 90اولین خبر رسمی از موتور جستجو ملی خبری حیرت برانگیز بود؛ موتور جستجوی ملی قرار است جای گوگل را بگیرد. و و آن، این زمان بود: شهریور‌ماه سال 1389&quot;یا حق&quot; به جای یاهو و گوگل و این خبر عجیب بیشتر از جسارت نشان از ناآگاهی داشت.هدف: جایگزینی با گوگل و یاهوزمان راه اندازی اعلام شده: عملیاتی شدن موتور جستجوگر ملی تا پایان سال 90صفحه دوم: اعلام آخرین وضعیت موتور جستجوگر ملیدومین خبر حکایت از کوتاه آمدن از رقابت با گوگل و کم آوردن در انجام این پروژه در این حدش بود و سعی در کمک گرفتن از تجربیات دو کشور چین و کره جنوبی برای راه اندازی این موتور جستجو کردندو آن، این زمان بود: شهریور 1390دومین خبری که از موتور جستجوی ملی بود یک قدم عقب نشینی بزرگ بود، یعنی قرار نبود دیگه جای گوگل را بگیرد، با این متن:با بیان اینکه موتورهای جستجوی بین المللی گوگل و یاهو در استفاده از نیاز داخلی و خارجی کاربران کاربرد دارد اما موتور جستجوگر ملی صرفا در مورد کاربران ایرانی داخل کشور و فقط برای ارائه خدمات دستگاههای دولتی و اجرایی به کار خواهد رفتهدف: موتور جستجوگر ملی صرفا در مورد کاربران ایرانی داخل کشور و فقط برای ارائه خدمات دستگاههای دولتی و اجرایی به کار خواهد رفتزمان راه اندازی اعلام شده: تغییری در زمان راه اندازی اعلام نشدصفحه سوم: موتور جست‌وجوی ملی سال 91 راه‌اندازی می‌شودسومین خبر نشان از عقب نشینی دولت در راه اندازی موتور جستجوی ملی -دولتی دارد و گویا به این نتیجه رسیده اند که از توان دولت و کار دولتی خارج است.و آن، این زمان بود: بهمن ۱۳۹۰ما می‌خواهیم همه موتورهای جست‌وجوگر را حمایت کنیم. الان تمام موتورهای جست‌وجوگر داخلی و پروژه‌های مرتبط با آن را شناسایی کرده‌ایم و بعضا در سال 91 فاز 1 و 2 آن به بهره‌برداری می‌رسد بنابراین امسال در حوزه ساماندهی کار می‌کنیم و سال 91 مرحله گذر است و حداقل یکی دو موتور جست‌وجوگر عملیاتی می‌شودزمان راه اندازی اعلام شده: سال 91 و احتمالا با دو موتورصفحه چهارم: بهره برداری از نسخه اول موتور جستجوگر ملی سال 91چهارمین خبر، برای خودش جالب است، دولت از راه اندازی موتورهای جستجوی داخلی در کنار موتور جستجوی ملی حرف می زند.و آن، این زمان بود: فروردين ۱۳۹۱هم اکنون در برخی حوزه ها و موضوعات خاص موتورهای جستجوی اختصاصی و شناخته شده ای در کشور فعال هستند اما با این وجود به نظر می رسد باید هرچه سریعتر موتور جستجوی بومی را نیز در کنار این موتورها داشته باشیم.زمان راه اندازی اعلام شده: تا انتهای سال 91صفحه پنجم: دولت از راه‌اندازی جست‌وجوگر بومی کنار کشیدبه یکباره معاون وزیر ارتباطات از بالابردن دستهای دولت در راه اندازی موتور جستجوی ملی خبر داد.و آن، این زمان بود: شهریور ۱۳۹۱معتقدیم در این زمینه دولت باید به حمایت‌های کلان بپردازد، اما در نهایت موتور جست‌وجو چیزی نیست که دولت بخواهد به آن ورود پیدا کند‌ به همین دلیل ما بیشتر حمایت‌های معنوی را به عمل می‌آوریم تا اینکه بخش‌های دیگر از جمله بخش‌خصوصی بتواند به راه‌اندازی این موتور‌ها بپردازند‌.گویا تحقیقات وزارتخانه نتیجه ای که در بر داشته این بوده که راه اندازی موتور جستجو ملی یکپارچه از طرف دولت غیر ممکن است و بجای ان باید به سمت موتورهای متنوع در تخصص های مختلف رفت.معاون وزیر ICT:برخی از موتور‌های جست‌وجو هم ممکن است حالت تخصصی داشته باشند به عنوان مثال ما در حوزه مسکن چندین موتور جست‌وجو داریم، اما به هر حال شاید این موتور‌ها آنچه مورد انتظار مردم است نباشند و به‌طور کامل نتوانند انتظارات مردم از یک موتور جست‌وجوی بومی را پاسخ دهند‌.صفحه ششم: پارسی جو معرفی میشوددولت به یکباره و تمام قد، از دانشگاه یزد برای راه اندازی موتور جستجو حمایت کرد و مسیر آینده تقریبا مشخص شد.و آن، این زمان بود: تیر 1392تنها یک موتور جست‌وجوی بومی به نام «پارسی جو» مورد تایید وزارتخانه هست که فعالیت خود را شروع و در مدت تقریبا یک ساله از آغاز فعالیتش توانسته به گفته مدیران پروژه روزانه ۸۰ هزار مراجعه‌کننده داشته باشد.صفحه هفتم: راه‌اندازی موتور جستجوگر ایرانی اما نه پارسی جو، «یوز»در حالیکه طبق وعده ها همه منتظر افتتاح پارسی جو بودند به یکباره، موتور جستجوی گمنام، یوز از راه می رسد(بی صدا آمد و بی صدا هم رفت) همه چیز رویایی و وهم انگیز بود.و آن، این زمان بود: بهمن 1393در مرحله نخست ۲۰ سرویس برای این پروژه تعریف شده است، قابلیت ایندکس ۱۰ میلیارد صفحه، بی‌درنگ بودن ارائه نتایج، پاسخ هوشمند و سرویس های دانلود، ویدئو و ترجمه را از دیگر قابلیت های این پروژه عنوان کرد.صفحه هشتم: رونمایی رسمی از دومین موتورجستجو در تیرماهرسما اعلام شد که پارسی جو بعنوان دومین موتور جستجو ایرانی تیرماه رونمایی میشود و قابلیتهایی که یوز ندارد.و آن، این زمان بود: اردیبهشت 1394موتور جستجوی پارسی جو با دارا بودن سرویس ترجمه ماشینی انگلیسی به فارسی و تصویر و ویدیو تفاوتهایی با موتور جستجوی «یوز» دارد که چند ماه گذشته به بهره برداری رسید.صفحه نهم: تاخیر در راه اندازی «پارسی جو» مهرماه می آیدباز هم پارسی جو نیامد و درحالی که قرار بود موتور جستجوی بومی «پارسی جو» تیرماه امسال راه اندازی شود، مدیران این طرح، راه اندازی آن را به اوایل مهرماه موکول کردند. با قابلیتهای قابل قبول برای یک موتور جستجو.و آن، این زمان بود: تیر 1394پاسخ‌گویی روزانه به یک میلیون پرس و جو را داراست، ضمن آن که شمار بازدید روزانه آن ۶۰۰ هزار بازدید است که شمار کاربران یکتا ۵۵ هزار کاربر و تعداد کلیک آن ۳۰۰ هزار کلیک عنوان شده است.صفحه دهم: موتورهای جستجوی بومی نگران هزینه ها نباشنداز این تاریخ همه چیز علی الظاهر روی غلطک است و تنها مشکل موتورهای جستجو هزینه های زیر ساخت بود که دولت وعده ان را داد.و آن، این زمان بود: شهریور 1394کمک خواهیم کرد و شرکت‌ها نگران هزینه تهیه سرور و پهنای باند نباشند؛ سیاست شورای راهبری جویشگر بومی باید کاهش هزینه‌های تمام شده برای شرکت‌ها باشد.صفحه یازدهم: پارسی جو آمددر عین تعجب عمده تمرکز پارسی جو بر روی سایتهای دانلود و خبری اعلام شدو آن، این زمان بود: آبان 1394از آنجائیکه ۳۰ درصد نیاز کاربران ایرانی در محیط جستجو به بخش خبر اختصاص دارد، اطلاعات ۵۰ سایت خبری بر روی موتور جستجوی پارسی جو قرار دارد. از سوی دیگر با وجود اینکه بیش از ۱۰ درصد نیاز کاربران ایرانی سرویس دانلود است، ۲۰ سایت دانلود در این موتور جستجو دسته بندی شده است.صفحه دوازدهم: قطعی سراسری اینترنت در ایران (۱۳۹۸)حدود 4 سال موتورهای ایرانی با حمایتهای دولتی روزگار می گذراندند، آب بود، دون هم بود و مشکلی نبود.در این سالها تنها سرویس های سخیفی به این موتورها اضافه می شد، پیش بینی آب و هوا، فال حافظ، قیمت سکه و دلار و طلا، حتی اعلان آی پی کاربر به عنوان یک سرویس معرفی شد؛ چیزی که تنها با یک خط کد قابل انجام بود و معلوم بود در پس پرده برای هرکدام مبالغی به حسابهایشان واریز شده....و این در شرایطی بود که انتظار مردم و مسئولان این بود که این موتورها هر روز رشد و تکامل داشته باشند، اما به یکباره با قطع بی خبر اینترنت گند موتور جستجوی[بوق ممتد] درآمد. چون قطعی اینترنت باعث شد تا کارشناسان و در پی آن مسولان متوجه شوند موتورهای جستجو بومی فقط قالب پوسته‌ای برای گوگل بودند که با قطع اینترنت بین‌الملل نتوانستند خدمات مناسبی را ارائه دهند.بر خلاف آنچه بیان شد ما به موتور جستجوی ملی دسترسی نداشتیم و این موتورهای جستجو فقط با استفاده از API گوگل قادر به ارائه خدمات بودند. از این رو پس از اینکه اینترنت بین‌الملل قطع شد، آنها نیز با مشکل عدم دسترسی به گوگل مواجه شدند و همین موضوع دلیلی برای ناکارآمدی آنها است؛ برای مثال نتیجه جستجوی کاربران بسیار عجیب بود و بعضا نتایجی چون صفحه‌های ویکی پدیا نمایش داده می‌شد که کاربران نمی‌توانستند به آنها دسترسی داشته باشند.و صفحه آخر: پایانی بی صدامتاسفانه سیزدهمین و آخرین صفحه خیلی نحس یودمن هیچ منبع و لینک معتبری برای خاموشی موتورهای جستجوی ایرانی پیدا نکردم. همه موتورهای جستجو ایرانی بعد از آن رسوایی بزرگ (در استفاده پنهانی از API گوگل) در سکوت محض خبری، بی صدا خاموش شدند و هرگز کسی به مردم نگفت، آن هزینه های میلیاردی خرج چه شد و کجا رفت و چرا بی صدا؟در روزهایی که با قطع شدن گوگل، مشخص شد که هیچ موتوری متکی به خود نبوده ، شبکه ملی اینترنت هم رنگ باخت. و از ان زمان بیش از 5 سال گذشته و امروز پیش کشیدن موتور جستجوی ملی جرائت بزرگی می خواهد و در شرایطی که موتورهای جستجو  در دنیا دارند به سمت هوش مصنوعی پوست اندازی می کنند کاری سخت ، دشوار و شاید نشدنی.....تقدیم به دوست عزیزم، حاج محمد صادق</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jul 2025 01:51:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>php بهتر است یا پایتون</title>
                <link>https://virgool.io/@webrefer/php-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-xebi1go6mhn3</link>
                <description>خیلی از ما ها شنیده ایم که php تا 10 برابر سریعتر از python است و این نقطه قوت جای بحث ندارد و افرادی هم که از php به پایتون کوچ کرده اند هم آن را انکار نمی کنند.اما همه می دانیم که هم تو بحث هوش مصنوعی و هم تو انجین موتور جستجو php جایی ندارد و استفاده از آن غیرمنطقی است.به عنوان یک php کار با 20 سابقه php نویسی، می خواهم به این سوال جواب بدهم که چطوری است که php تا 10 برابر سریعتر از پایتون است اما نمی تواند در هوش مصنوعی یا کارهای بزرگی مثل موتور جستجو بکار گرفته شودو توصیه همه به استفاده از پایتون است.برای روشن شدن موضوع می خواهم همه تان را به یک لیوان چای اشکذری دم کشیده اعلاء دعوت کنمبا مثالهایی که خواهم زد می ببینید تفاوت پایتون با php از کجا تا کجاست .پایتون چای اعلا خوش دم لب سوز قندپهلو است.و Php یک قهوه اسپرسو با تیکه ای کوچک شکلات تلخ که توصیه شده با یک استکان آب مزه مزه شود.چایی (~=پایتون) خوبه یا اسپرسو(~=php)یعنی چی؟در php مدل سری کاری است، یعنی آماده شدن قهوه اسپرسو یک دقیقه طول می کشه و سریعتر از جوش آوردن سماور و زمان گذاشتن برای دم کشیدن چای است.تهیه قهوه اسپرسو با دستگاه اسپرسوساز.( با فرض اینکه قبلا دستگاه را روشن کرده و گرم شده) قهوه آسیاب شده را به پرتافیلتر (portafilter) ریخته و با تمپر (tamper) فشرده می‌کنید. پرتافیلتر را به دستگاه متصل کرده و فنجان را زیر نازل قرار می‌دهید. با فشردن دکمه عصاره‌گیری، آب داغ با فشار از بین قهوه عبور کرده و اسپرسو استخراج می‌شود.کل ش شد یک دقیقه. اما اگر قرار باشه مُوکب های ما بجای چای، اسپرسو می دادند قیامتی بپا میشد که اون سرش نا پیدا (چون هر نفر یک دقیقه زمان می برد که اسپرسوش اماده شود).بله پایتون کارش انبوه کاری است اما Php ظریف کاری اما برای هوش مصنوعی پایتون حرف اول و اخر را می زند و هرکاری که با هوش مصنوعی مرتبط شود مثل موتور جستجو.بگذارید یک مثال دیگه بزنم.پایتون وقتی چایخونه بزنه روشش انبوه کاری است.یعنی بجای اینکه از هر کاربر جداگانه سفارش بگیرد، همون اول همه سفارشها را می گیرد و خودش هم چندتایی (مشهدی ها بهش می گویند سرریز) به ان اضافه می کند و چای را آماده می کند.اما php اعتقاد دارد من که مثل پایتون چاق و فربه و بی کلاس که نیستم و چون 10 برابر سریع تر از اونم پس درخواست هر کاربر را میگیرم انجام می دهم بعد می روم سراغ کاربر بعدی.php و python در چایخانه اشان هرکدام به این شکل کار می کنند.1) آماده سازی آبphp اب جوش کن برقی سریع استفاده می کند، در نتیجه جوش آمدن یک لیوان آب در 20 ثانیه انجام می شود.python از سماور مرغوب و قهوه خانه ای استفاده می کند که 2.5 لیتر آب را تو 15 دقیقه جوش میاورد2) چای سازیphp از چای کیسه ای استفاده می کند و برای همین وقتی ازش گرفته نمی شود و تنها یک لیوان آب جوش با یک چای کیسه ای دست مشتری می ده.python چای مرغوب اشکذری که ریز و زود دم است  را استفاده میکنه. اما باید حداقل 5 دقیقه روی سماور باشه تا دم بکشه (نسبت به چای های قلم که حداقل 20 دقیقه زمان می برند باز خیلی بهتره).3)پشتیبانی از مشتریphp وقتی یک لیوان و یک تی بگ با دو تا حپه قند بسته بندی شده به مشتری داده شد پولش را از طریق دستگاه Pos می گیرد و تمام، هیچ خدمات دیگه ای به کاربر نمی ده.اما پایتون از کاربر درخواست می کنه بره یک جای خوب برای خودش تو سالن پیدا کنه تا وقتی چای آماده شد ازش پذیرایی بشه، حسابش هم باشه برای سر ماه.ظاهر قضیه اینه که شما یک لیوان چای را از php تو یک دقیقه میگیرید. و تو پایتون چندین دقیقه زمان صرف همین کار ساده میشود.اما مشکل وقتی شروع میشه که تعداد مشتری های شما زیاد میشه.اگر php باشی برای هر 10 مشتری تو صف باید یک دستگاه چای ساز اضافه کنی تا شرمنده مشتری هایت نشوی.اما این نارضایتی رخ میده چون شما برای پاسخ دادن به مشتریت باید هواست به 10 تا دستگاه چای ساز باشه و تند تند آنها را آب کنی و ....اما اگر python باشی فقط حجم آب سماورت را بیشتر درنظر میگیری مثلا 10 لیتر یا حتی بیشتر.اما خدمات دهی ات تقریبا تا 90، 95درصد همان کیفیت را اول را حفظ می کند اما در php حتی صف دستگاه pos خودش دردسر شده و از طرفی هم حتما باید خودت کارت مشتری را بکشی که مطمئن باشی کارها درست پیش میره.نتیجه:چایخانه php فقط برای موارد خاص خوبه. ( دیدید بعضی اداره ها برای اطاقهای کارمندانشون دستگاه های چایساز کوچک گذاشته اند.)اما اگر اداره بزرگتری داشته باشید می روید سراغ پایتون، یعنی یک خدماتی استخدام می کنید که خودش چای آماده کنه و برای کارمندان ببره.</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jul 2025 08:55:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فارسی، تنها زبان بشری عاری از تبعیض جنسیتی</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kaezwvbneyhq</link>
                <description>تعصبات جنسیتی در زبانهای غیرفارسی امری غیر قابل انکار است و اصلا اجتناب ناپذیر است و در این بین تنها مردمانی با بیش از 5000 سال تمدن زبانشان عاری از تبعیض جنسیتی است (و جالبه که می آیند برای این مردم توطئه زن، آزادی، زندگی را می چینند.).اخیرا بحث شیرین و جذابی تحت عنوان «برابری جنسیتی در زبان فارسی» را  در ویرگول خواندم که غرورآفرین بود، اما اتفاق عجیبی امروز افتاد که کامم را تلخ کرد، ویرگول چون من این  مطلب را خوانده بودم مطلب عجیب مرتبطی را به من برای خواندن توصیه کرد، اون مطلب این بود: «آیا زبان فارسی یک زبان با برابری جنسیتی است؟» که بطور مشخصی با هدف خودتحقیری، نقدی برمطلب گفته شده بود(البته نویسنده مطلب قصد د اشت این را کتمان کند) اما من برعکس ایشان در اینجا به وضوح و تمام قد می خواهم نقد ایشان را نقد کنم!. و عمده مستنداتم هم از bbc خواهد بود، متعصب ترین سازمان غیرایرانی نسبت به زبان انگلیسی و اتفاقا بنگاهی است که قصد نابودی  زبان فارسی را دارد.در زبان انگلیسی، صندلی فقط برای یک مرد معنای رئیس را می دهدروش‌های ظریفی که زبان ما را شکل می‌دهد عنوان مطلبی است که bbc درسال 2020 نشر دادمطلب زیر Global languages fall into three categories with respect to gender: gendered languages like Spanish (where nouns and pronouns have a gender), genderless languages such as Mandarin (where nouns and pronouns don’t have a marked gender), and natural gender languages like English (with gendered pronouns and genderless nouns). The gender structure of the language we’re speaking will have the effect of making us more or less aware of gender. With gendered languages, we have to think of gender while conjugating a verb or using a noun.از آن صفحه گرفته شده است که ترجمه اش می شود:زبان‌های جهانی از نظر جنسیت به سه دسته تقسیم می‌شوند: زبان‌های جنسیت‌زده مانند اسپانیایی (که در آن اسم‌ها و ضمایر جنسیت دارند)، زبان‌های بدون جنسیت مانند ماندارین (که در آن اسم‌ها و ضمایر جنسیت مشخصی ندارند) و زبان‌های جنسیت‌زده طبیعی مانند انگلیسی (با ضمایر جنسیت‌دار و اسم‌های بدون جنسیت). ساختار جنسیتی زبانی که ما صحبت می‌کنیم، باعث می‌شود که ما کم و بیش از جنسیت آگاه باشیم. در زبان‌های جنسیت‌زده، ما باید هنگام صرف یک فعل یا استفاده از یک اسم به جنسیت فکر کنیم.و توضیح من: زبان ماندارین یک زبان هیروگلیف (تصویری) بوده در فهرست زبانهای مترجم گوگل Chinese (Simplified) نامگذاری شده  است و اتفاقا جنسیت در ان مهم است و نویسنده bbc دچار خطا شده است چون  اول اینکه: درباره این زبان از نظر داشتن سویه جنسیتی در اینجا:  کتابی از کلمات جدید مطالبی نقد شده  است و طی ان نویسنده کتاب ثابت کرده که تبعیض جنسیتی در زبان ماندارین بصورت ذاتی  وجود دارد،. در این کتاب زبان ماندارین از نظر تبعیض جنسی به نقد کشیده می شود که کاراکتر رادیکال زنانه &quot;nu&quot; را گرفتند و آن را به کلمات خاصی اضافه یا حذف کردند تا معنای آنها را تغییر دهند. و عجیب انکه با اضافه کردن رادیکال به کلمه مو، آنها توانستند کلمه‌ای بسازند که نشان می‌دهد زنان نیز می‌توانند مودار باشند. با اضافه کردن آن به کلمه ماندارین برای درد، آنها توانستند کلمه‌ای بسازند که درد قاعدگی را منتقل می‌کند.در ثانی: تفاوت اصلی بین 他 (مذکر) و 她 (مؤنث) در نوشتار و معنای جنسیتی است، اما تلفظ آنها کاملاً یکسان است (هر دو Tā خوانده میشوند). این تفاوتها به شرح زیر است:۱. تفاوت در نوشتار:他 (Tā):از رادیکال (部首) 亻 (انسان ایستاده) تشکیل شده که نشاندهنده جنسیت مذکر است.برای اشاره به مردان یا اشخاص با جنسیت نامشخص در متون عمومی استفاده میشود.她 (Tā):از رادیکال 女 (زن) تشکیل شده که نشاندهنده جنسیت مؤنث است.فقط برای اشاره به زنان استفاده میشود.۲. تفاوت در معنای جنسیتی:در زبان گفتاری، تشخیص جنسیت بدون شنیدن جمله یا دیدن متن ممکن نیست(بگذریم که چینی ها همه چیز را یک جور تلفظ میکنند)، چون هر دو Tā تلفظ میشوند.در زبان نوشتاری، با دیدن رادیکال، جنسیت مشخص میشود.مثال:他是医生 (Tā shì yīshēng) → او (مرد) دکتر است.她是医生 (Tā shì yīshēng) → او (زن) دکتر است.البته بگذریم که چند سطر بعدش، bbc باز با اون غرور مسخره انگلیسی، توجیهاتش را به رخ می کشد اینجا:The study also revealed that natural gender languages like English experienced the most equality, although one might expect that genderless languages would be the most equal.که ترجمه اش اینه:مطالعه همچنین نشان داد که زبان‌های جنسیت‌زده‌ی طبیعی مانند انگلیسی بیشترین برابری را تجربه می‌کنند، اگرچه ممکن است انتظار برود که زبان‌های بدون جنسیت، برابرترین باشند.ودر مضحکترین کار ممکن برای توجیه آن در چند سطر پایین ترش این را اورده:پرویت-فریلینو به بی‌بی‌سی کالچر می‌گوید: «از نظر تاریخی، زبان بدون جنسیت می‌تواند باعث شود ذهن مردم به سمت مذکر بودن برود، بدون اینکه به طور خاص آن را بیان کند [مثلاً فرض کنیم که اصطلاح «نماینده کنگره» به یک مرد اشاره دارد].»آخ از این نوع توجیهات مضحک انگلیسی ها، غرور مسخره مردمان انگلیس که فقط توجیه گر اند....و جالبه که این مطلب که نویسنده اش مجهول است را bbc حدود 20 بار ویرایش کرده تا به اینی که هست رضا داده، شما همه نسخه های تغییر یافته اش را اینجا دارید: https://web.archive.org/web/20250000000000*/https://www.bbc.com/culture/article/20201006-are-some-languages-more-sexist-than-othersحالا برویم سراغ لینک دیگر از BBCزبان‌هایی که تبعیض جنسیتی در آنها ریشه داردfound that Google Translate sometimes assumes that the job holders for roles in science, technology engineering and medicine are male, when translating from other languages to English. Another study in 2015 found that Google Images would deliver image results based on terms like &quot;CEO&quot; or &quot;author&quot; that heavily skewed towards men, even though the US at the time had more female than male authors, and 27% of its CEOs were female. But you wouldn&#x27;t think that, if you looked at the search results.که ترجمه مطلب بالا از bbc این میشود:یک مطالعه نشان داد که گوگل ترنسلیت گاهی اوقات هنگام ترجمه از زبان‌های دیگر به انگلیسی، فرض می‌کند که دارندگان مشاغل در علوم، مهندسی فناوری و پزشکی مرد هستند. مطالعه دیگری در سال ۲۰۱۵ نشان داد که گوگل ایمیجز نتایج تصویری را بر اساس عباراتی مانند &quot;مدیرعامل&quot; یا &quot;نویسنده&quot; ارائه می‌دهد که به شدت به سمت مردان متمایل است، حتی با اینکه در آن زمان ایالات متحده نویسندگان زن بیشتری نسبت به مردان داشت و ۲۷٪ از مدیران عامل آن زن بودند. اما اگر به نتایج جستجو نگاه کنید، چنین تصوری نخواهید داشت.همچنین مطالبی جالبی از BBC درباره سوگیری جنسیتی در بررسی عملکرد زبان انگلیسی می توانید بیاییداگر هم می خواهید مثل یک محقق از ریزه کاریهای زبان انگلیسی در تبعیض جنسیتی آگاه شوید این لینک را ببینید:کجای این انصاف است؟ در زبان‌هایی که جنسیت ساختارمند دارند، مانند انگلیسی، برای اشکال عمومی نیز از ضمیر مذکر استفاده می شود، به عنوان مثال، him و his می‌توانند یا به معنای خاص مذکر یا به معنای عمومی استفاده شوند، در حالی که she و her فقط برای اشاره به زنان استفاده می‌شوند. این ساختار مشکل بزرگ جنسیتی زبان انگلیسی است.چون نمی خواهم بیشتر از این بحث را به درازا بکشم  درخواستم اینه که این مطلب را در وب جستجو کنید:تا با بینهایت مثال از تبعیض جنسیتی زبان انگلیسی اگاه شوید:Gender inequality in english language examples</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Tue, 20 May 2025 17:12:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخش دومNLP (تلاش برای تغییر زبان علم)</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85nlp-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85-tmmr84esz4xb</link>
                <description>باید همت شما [جوانان نخبه و دانشجو] این باشد که در دنیا به وضعی برسیم که اگر کسی بخواهد به تازه‌های علمی دست پیدا کند، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد. جوانان ما این آینده را به عنوان یک آینده‌ی حتمی و قطعی در نظر بگیرند، برای آن تلاش کنند، برای آن کار کنند. نخبگان ما، نخبگان سیاسی ما، نخبگان علمی و فرهنگی ما، با این نگاهِ به آینده حرکت کنند، برنامه‌ریزی کنند و به هیچ حدی قانع نباشند. این مقوله‌ی پیشرفت است. بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری ۱۳۹۱/۰۷/۲۲رهبر معظم انقلاب علاقه شدیدی به کتاب و کتابخوانی دارند و این علاقه‌مندی از دوران جوانی در ایشان بوده.وقتی  در سال 1337 برای ادامه تحصیل حوزوی از مشهد راهی قم شدند. در آن مقطع حضرت آیت الله خامنه ای 19 سال داشتند و بیش از هزار عنوان رمان را مطالعه کرده بودند.ادامه کلام را با ذکر سلام و صلوات و فاتحه بر روی روح ارزشمند دکتر حسابی پی می گیرم.پرفسور حسابی با اسناد تاریخی، ایران را همیشه کانون علم می‌دانستند. هرکسی که خواهان موفقیت است بدون مرور و مطالعه زندگی استاد محمود حسابی راه را گم میکند. (من کتابی از دوست عزیزم، جناب اقای رستمی دریافت کردم که این افتخار را به من داد). دکتر به‌گفته فرزندش حدود ۶۰سال روی اتیمولوژی لغات فارسی کار کردند تا بگویند زبان فارسی توانایی بین‌المللی شدن را دارد و می‌توانیم جلوی سیل لغات بیگانه را  در ان گرفت و  باید گرفت تا  استفاده نکردن از لغات بیگانه کمکی شود به دوباره احیا کردن زبان فارسی ورفتن  به سمت تغییر زبان علم.توانایی زبان فارسی در واژه‌سازیاين مطلب را زیاد در گوشمان خوانده اند که که زبان عربی کاملترين زبان است و به همين علت خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است!! اما آيا اين سخن درست است؟پرفسور حسابی در کتاب «توانایی زبان فارسی» به تفصیل گفته اند که با زبان عربی با داشتن حدود 5 هزار ریشه فعال نهایتا 2 میلیون کلمه می توان ساخت اما در زبان فارسی با 220 ریشه فعل تا 300 و حتی 450 میلیون کلمه می توان ساخت ایا بپذیریم زبان تازيان بيابانی که به فرموده خداوند پست ترين مردم و کافر ترين و دورو ترين مردم و نفهم ترين نسبت به دين خدا هستند.... کاملترین زبان استالاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدروا ان لا يعلم ......... (سوره توبه آيه 97)آيا به جملات عربی دقت کرده ايد که ناقص و ناتمام بوده و از داشتن فعل های (است , هست , بود مانند افعال مهم to be در انگليسی و فعل های معادل «است» و «بود» و مشتقات آنها در زبانهای زنده دنيا) محروم است؟آيا ميدانيد که خود تازيان هم با زبان خود مشکل دارند و بسياری از قوانين عجيبش را حتی خودشان هم رعايت نمی کنند؟!آيا ميدانيد اعراب از 14 صيغه صرف فعل عملا فقط از 6 يا حد اکثر 8 تای آن استفاده می کنند و بقيه کار بردی ندارد؟يذهب , يذهبان , يذهبون , تذهب , تذهبان , يذهبن , تذهب , تذهبان , تذهبون , تذهبين , تذهبان , تذهبن , اذهب , نذهب.(تازه اين سالم ها فعل تازی است وای به حال معتل و مهموز و...!!!)حالا به من بگوييد آيا اين نشانه کامل بودن زبان است که صيغه مذکر مخاطب با صيغه مونث غايب يکسان باشد (تذهب) همچنين براي مثنی آن ( سه بار تذهبان برای سه صيغه متفاوت!) اصلا ببينم اين مثنی مسخره به چه دردی می خورد؟!اگر زبانی پيدا بشود که براي جمع دو نفر جمع سه نفر جمع 4 نفز -5 نفر و.... صرف فعل جداگانه داشته باشد آيا آن زبان از تازی پيشرفته تر است يا گيج کننده تر ؟!راستي چگونه ممکن است (به فرموده قرآن ) مردمی پست ترين باشند ولی زبانشان کاملترين؟!شاید تعبیر کاملترین زبان برای عربی از اینجا نشات گرفت،آنجا که در وصف قران آورده: بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ (به زبان عربی فصیح)که بحث فصاحت را  در همان لینک باز کردم که برای غیر قابل جعل کردن قران از این فصاحت استفاده شده و دیگر اینکه تعصب کور عرب، اجازه نمی داد قران در بین اعراب به زبان دیگری باشد.اگر ما قرآن را غیر عربی نازل می‌کردیم آن وقت عرب‌ها می‌گفتند؛ چرا آیاتش به روشنی بیان نشده است...که بحث نسبتا مفصلی برایش اینجا  کرده ام: آسانترین زبان بشریت.اولین سوالی که مطرح است، این است که پس چرا دانشمندان ایرانی به این زبان پر و بال دادند و علم را در زبان عربی جاری کردند (بجای انتخاب زبان فارسی)مهمترین دلیلی که می توان به ان استناد کرد، همان فصاحت زبان عربی ( غیر قابل جعل کردن معانی در ان) است که در قران به ان اشاره شده  که با توجه به انتشار علم از قلب ایران زمین دو  ایراد برزرگ بر  آن وارد است.1-  اهمیت حفظ اصالت  قران را نباید به علم بسط داد. قرآن حتما باید غیر قابل جعل نازل می شد اما برای یک مقاله علمی این نباید اصل قرار بگیرد.2- قران را نمی شد به غیر عربی نازل کرد چون در بین اعراب نازل می شد ولی در   عرصه علم اعراب جایگاهی نداشتند که بخواهند اعتراض هم بکنند.شاید به اگر به این دو ایراد دقت می شد باز هم دانشمندان ایرانی به زبان عربی مقالات خود را می نوشتند چرا  که ایرانیان دلبرانه و با همه وجود اسلام را پذیرفتند و زبان قرآن  هم که عربی بود  و خود قرآن فصاحت عربی را به رخ کشید.اما این دانشمندان ایرانی از یک چیز غافل بودند، قدرت واژه سازی زبان که فارسی را سرآمد زبان عربی می کند که مهمترین اصل برای زبان علمی شدن است ( که در انتهای بحث با مطلبی از دکتر حسابی بیشتر درباره آن می گویم).پس وقتی عربی کاملترین زبان نیست،می شود نتیجه گیری کرد که خداوند می خواسته قدرت و عظمت خود را نشان دهد که کتاب موزون و معجزه کلام الهی خود را در قالب اين زبان ناقص نازل فرموده است. (يعنی از پست ترين مصالح بهترين چيز ممکن را ساخته) و دين اسلام را در بين پست ترين مردم روی زمين معرفی نموده، به فرموده خداوند ( در سوره شعرا آيات 197 تا 202 )اگر اسلام بر ملتی غير عرب نازل می شد آنها به علت تعصبات کور عربی خود آنرا قبول نمی کردند. برگردم سر اصل مطلب، یعنی توانایی زبان فارسی در واژه‌سازی و نیاز به تلاش برای تغییر زبان علم به خواسته مقام معظم رهبری و اعتقاد داشتن به ان توسط پرفسور حسابی( که اتفاقا اولین لیسانس خود را در 17 سالگی در ادبیات گرفتند).ادامه بحث را با نوشتاري بسيار گويا و شيوا از روان‌شاد دکتر محمود حسابي، دانشمند بزرگ و فرزانه ايراني، است که توانايي و قدرت بالا و برتر زبان پارسي را در واژه‌سازي، در مقايسه با بسياري ديگر از زبان‌‌هاي جهان، با شرح و بياني دانشوارانه و روش‌مند، به نمايش مي‌گذارد و به دشمنان فرهنگ و هويت ريشه‌دار ايراني، پاسخي کوبنده و درهم‌شکننده مي‌دهد.پرفسور حسابی که در 23 سالگی به درجه پرفسوری نایل شدند و در ان سالها  به خواست خود انیشتن کرسی درس، ایشان را گرفتند، کسیکه 9 تا لیسانس داشتند و می توانستند به 13 زبان زنده دنیا گفتگو کنند و از ا ین میان به 5 زبان بصورت کامل و ریشه ای (در حد یک استاد کلام) مسلط شده بودند.  پروفسور حسابی معتقد بود فارسی می‌تواند زبان علم شود در شرایط دوران زندگی پروفسور حسابی، فضای لازم برای انجام کار‌های بزرگ مثل زبان علم قرار دادن زبان فارسی وجود نداشت اما امروز این بستر تقریبا آماده شده است.ادامه این پست تا  پایان برداشت ازادی از مقاله علمی تحقیق این پرفسور بزرگوار است که می توانید پی دی اف کتابی که مطلب از ان گرفته شده را از اینجا و اصل نوشته را از تارنمای بنیاد پرفسور حسابی بخوانید:پرفسور حسابی، مردی که زیاد می دانستمقاله پژوهشی دکتر حسابی در تواناییِ زبانِ فارسی برای زبان علمی شدن :در تاریخ جهان، هر دوره‌ای ویژگی‌هایی داشته است. در آغاز تاریخ، آدمیان زندگی قبیله‌ای داشتند و دوران افسانه‌ها بوده است. پس از پیدایش کشاورزی، دوره ده‌نشینی و شهرنشینی آغاز شده است. سپس دوران کشورگشایی‌ها و تشکیل پادشاهی‌های بزرگ مانند پادشاهی‌‌های هخامنشیان و اسکندر و امپراتوری رم بوده است. پس از آن، دوره هجوم اقوام بربری بدین کشورها و فروریختن تمدن آن‌ها بوده است. سپس دوره رستاخیز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است. تا آن دوره ملل مختلف دارای وسایل کار و پیکار یکسان بودند. می‌گویند که وسایل جنگی سربازان رومی و بربرهای ژرمنی با هم فرقی نداشته و تفاوت تنها در انضباط و نظم و وظیفه‌شناسی لژیون‌های رومی بوده که ضامن پیروزی آن‌ها بوده است. همچنین وسایل جنگی مهاجمین مغول و ملل متمدن چندان فرقی با هم نداشته است.از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کم‌کم به پیش‌رفت‌های صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آن‌ها به اندازه‌ای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله آن‌ها نبود. هم‌زمان با این پیش‌رفت صنعتی، تحول بزرگی در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد؛ زیرا برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژه‌های نوینی بودند و کم‌کم زبان‌های اروپایی دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق پی به عقب‌ماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقب‌ماندگی را جبران کنند. موانع زیادی سر راه این کوشش‌ها وجود داشت و یکی از آن‌ها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل چاره را در پذیرفتن یکی از زبان‌های خارجی برای بیان مطلب دیدند؛ مانند هندوستان، ولی ملل دیگر به واسطه داشتن میراث بزرگ فرهنگی نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.برای بعضی زبان‌ها، به علت ساختمان مخصوص آن‌ها، جبران کم‌بود واژه‌های علمی، کاری بس دشوار و شاید نشدنی است، مانند زبان‌های سامی ,که اشاره‌ای به ساختمان آن‌ها خواهیم کرد.باید خاطرنشان کرد که شمار واژه‌ها در زبان‌های خارجی، در هر کدام از رشته‌های علمی خیلی زیاد است و چند میلیون است. پیدا کردن واژه‌هایی در برابر آن‌ها کاری نیست که بشود بدون داشتن یک روش علمی مطمئن به انجام رسانید و نمی‌شود از روی تشابه و استعاره و تقریب و تخمین در این کار پُردامنه به جایی رسید و این کار باید از روی اصول علمی معینی انجام گیرد تا ضمن عمل، به بن‌بست برنخورد.برای این که بتوان در یک زبان به آسانی واژه‌هایی در برابر واژه‌های بی‌شمار علمی پیدا کرد، باید امکان وجود یک چنین اصول علمی‌ای در آن زبان باشد. می‌خواهیم نشان دهیم که چنین اصلی در زبان فارسی وجود دارد و از این جهت، زبان فارسی زبانی است توانا، در صورتی که بعضی زبان‌ها ,گو این که از جهات دیگر سابقه درخشان ادبی دارند ,ولی در مورد واژه‌های علمی ناتوان هستند. اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزدیک وجود دارد صحبت می‌کنیم که عبارت‌اند از: زبان‌های هندواروپایی (Indo-European) و زبان‌های سامی (Semitic) [= زبان‌های: عبری، عربی]. زبان فارسی از خانواده زبان‌های هندواروپایی (آریایی) است.در زبان‌های سامی واژه‌ها بر اصل ریشه‌های سه حرفی یا چهار حرفی قرار دارند که به نام ثلاثی و رباعی گفته می‌شوند و اشتقاق واژه‌های مختلف براساس تغییر شکلی است که به این ریشه‌ها داده می‌شود و به نام ابواب خوانده می‌شود. پس شمار واژه‌هایی که ممکن است در این زبان‌ها وجود داشته باشد، نسبت مستقیم دارد با شمار ریشه‌های ثلاثی و رباعی. پس باید بسنجیم که حداکثر شمار ریشه‌های ثلاثی چه قدر است. برای این کار یک روش ریاضی به نام جبر ترکیبی (Algebre Combinatoire) به کار می‌بریم. حداکثر تعداد ریشه‌های ثلاثی مجرد مساوی 19656 (نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش)می شود و نمی‌تواند بیش از این تعداد ریشه ثلاثی در این زبان وجود داشته باشد . درباره ریشه‌های رباعی می‌دانیم که تعداد آن‌ها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ریشه‌های ثلاثی است، یعنی تعداد آن‌ها در حدود 1000 است. چون ریشه‌های ثلاثی‌ای نیز وجود دارد که به جای سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که یکی از آن‌ها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف «د» دوبار به کار رفته است. از این رو بر تعداد ریشه‌هایی که در بالا حساب شده است، چندهزار می‌افزاییم و جمعاً عدد بزرگ‌تر بیست و پنج هزار (25000) ریشه را می‌پذیریم.چنان که گفته شد، در زبان‌های سامی از هر فعل ثلاثی مجرد می‌توان با تغییر شکل آن و یا اضافه [کردن] چند حرف، کلمه‌های دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول می‌باشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از افعال، اسامی مختلفی اشتقاق می‌یابد: اول، نام‌های مکان و زمان؛ دوم، نام ابزار؛ سوم، نام طرز و شیوه؛ چهارم، نام حرفه؛ پنجم، اسم مصدر؛ ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)؛ هفتم، رنگ؛ هشتم، نسبت؛ نهم، اسم معنی. با در نظر گرفتن همه انواع اشتقاق کلمات، نتیجه گرفته می‌شود که از هر ریشه‌ای حداکثر هفتاد مشتق می‌توان به دست آورد (البته در عمل حدود 3/1 آن کاربرد دارد.). پس هر گاه تعداد ریشه‌ها را که از 25000 کم‌تر است در هفتاد ضرب کنیم، حداکثر کلمه‌هایی که به دست می‌آید 1750000 = 70 × 25000 ( که یک عملا حدود 600000 ششصد هزار تا یعنی یک سوم آن قابل استفاده است) کلمه است. یک اشکالی که در فراگرفتن این نوع زبان است، این است که برای تسلط یافت به آن باید دست‌کم 25000 (بیست و پنج هزار) ریشه را از برداشت و این کار برای همه مقدور نیست، حتی برای اهل آن زبان، چه رسد به کسانی که با آن زبان بیگانه هستند. اکنون اگر تعداد کلمات لازم آن از 600 هزار عدد بگذرد، دیگر در ساختار این زبان راهی برای ادای یک معنی نوین وجود ندارد مگر این که معنی تازه را با یک جمله ادا کنند. به این علت است که در فرهنگ‌های لغت از یک زبان اروپایی به زبان عربی می‌بینیم که عده زیادی کلمات به وسیله یک جمله بیان شده است، نه به وسیله یک کلمه! مثلاً کلمه Confronation که در فارسی آن را می‌شود به «روبه‌رویی» ترجمه کرد، در فرهنگ‌های فرانسه یا انگلیسی به عربی، چنین ترجمه شده است: «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم»!!! کلمه Permeabtlity که می‌توان آن را در فارسی با کلمه «تراوایی» بیان کرد، در فرهنگ‌های عربی چنین ترجمه شده است: امکان قابلیة الترشح!!!اشکال دیگر در این زبان‌‌ا، این است که چون تعداد کلمات کم‌تر از تعداد معانی مورد لزوم است و باید تعداد زیادتر معانی میان تعدا کم‌تر کلمات تقسیم شود، پس به هر کلمه‌ای چند معنی تحمیل می‌شود در صورتی که شرط اصلی یک زبان علمی این است که هر کلمه‌ای فقط به یک معنی دلالت بکند تا هیچ گونه ابهامی در فهمیدن مطلب علمی باقی نماند. به طوری که یکی از استادان دانشمند دانشگاه اظهار می‌کردند، در یکی از مجله‌های خارجی خوانده‌اند که در برابر کلمات بی‌شمار علمی که در رشته‌های مختلف وجود دارد، آکادمی مصر که در تنگنای موانع [یاد شدن در] بالا واقع شده است، چنین نظر داده است که باید از به کار بردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبان‌های هندواروپایی استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمه Cephalopode که به جانوران نرم‌تنی گفته می‌شود مانند «اختاپوس» که سر و پای آن‌ها به هم متصل‌اند و در فارسی به آن‌ها «سرپاوران» گفته شده است، بالاخره کلمه « رأسه رجلیه !!» را پیش‌نهاد کرده‌اند که این ترکیب به هیچ وجه عربی نیست. برای خود کلمه Mollusque که در فارسی «نرم‌تنان» گفته می‌شود، در عربی یک جمله به کار می‌رود: «حیوان عادم الفقار»!قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبان‌های هندواروپایی است. می‌خواهیم ببینیم چگونه در این زبان‌ها می‌شود تعداد بسیار زیادی واژه علمی را به آسانی ساخت. زبان‌فارسی دارای شمار کمی ریشه در حدود 1500 (هزار و پانصد) عدد می‌باشند و دارای تقریباً 250 پیشوند (Prefixe) و در حدود 600 پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آن‌ها به اصل ریشه می‌توان واژه‌های دیگری ساخت. مثلاً از ریشه «رو» می‌توان واژه‌های «پیشرو» و «پیشرفت» را با پیشوند «پیش»، و واژه‌های «روند» و «روال» و «رفتار» و «روش» را با پسوندهای «اند» و «ار» و «اش» ساخت. در این مثال، ملاحظه می‌کنیم که ریشه «رو» به دو شکل آمده است: یکی «رو» و دیگری «رف». با فرض این که از این تغییر شکل ریشه‌ها صرف نظر کنیم و تعداد ریشه‌ها را همان 1500 بگیریم، ترکیب آن‌ها با 250 پیشوند، تعداد 375000 = 250 × 1500 (سیصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست می‌دهد. اینک هر کدام از واژه‌هایی که به این ترتیب به دست آمده است را می‌توان با یک پسوند ترکیب کرد. مثلاً از واژه «خودگذشته» که از پیشوند «خود» و ریشه «گذشت» درست شده است، می‌توان واژه «خودگذشتگی» را با افزودن پسوند «گی» به دست آورد و واژه «پیشگفتار» را از پیشوند «پیش» و ریشه «گفت» و پسوند «ار» به دست آورد. هرگاه 375000 واژه‌ای را که از ترکیب 1500 ریشه با 250 پیشوند به دست آمده است با 600 پسوند ترکیب کنیم، تعداد واژه‌هایی که به دست می‌آید، می‌شود 225000000 = 600 × 375000 (دویست و بیست و پنج میلیون !!!!!!!!!!!!!). باید واژه‌هایی را که از ترکیب ریشه با پسوند‌های تنها به دست می‌آید نیز حساب کرد که می‌شود 900000 = 600 × 1500 (نهصد هزار). پس جمع واژه‌هایی که فقط از ترکیب ریشه‌ها با پیشوندها و پسوندها به دست می‌آید، می‌شود: 226275000 = 900000 + 375000 + 225000000 یعنی دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار واژه. در این محاسبه فقط ترکیب ریشه‌ها را با پیشوندها و پسوندها در نظر گرفتیم، آن هم فقط با یکی از تلفظ‌های هر ریشه. ولی ترکیب‌های دیگری نیز هست مثل ترکیب اسم با فعل (مانند: پیاده‌رو) و اسم با اسم (مانند: خردپیشه) و اسم با صفت (مانند: روشن‌دل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکیب‌های بسیار دیگر در نظر گرفته شده و اگر همه ترکیب‌های ممکن را در زبان‌های هندواروپایی بخواهیم به شمار آوریم، تعداد واژه‌هایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکته قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیون‌ها واژه فقط نیاز به فراگرفتن 1500 ریشه و 850 پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که دیدیم در یک زبان سامی (تازی) برای فهمیدن دو میلیون واژه باید دست‌کم 25000 ریشه را از برداشت و قواعد پیچیده صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت و در ذهن نگاه داشت.اساس توانایی زبان‌های هندواروپایی در یافتن واژه‌های علمی و بیان معانی همان است که شرح داده شد. زبان فارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی است و دارای همان ریشه‌ها و همان پیشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبان‌های مختلف هندواروپایی متفاوت است ولی این تفاوت‌ها طبق یک روالی پیدا شده است. توانایی‌ای که در هر زبان هندواروپایی وجود دارد، مانند یونانی و لاتین و آلمانی و فرانسه و انگلیسی، در زبان فارسی هم همان توانایی وجود دارد. روش علمی در این زبان‌ها مطالعه شده و آماده است و برای زبان فارسی به کار بردن آن‌ها بسیار ساده است. برای برگزیدن یک واژه علمی در زبان فارسی فقط باید واژه‌ای را که در یکی از شاخه‌های زبان‌های هندواروپایی وجود دارد با شاخه فارسی مقایسه کنیم و با آن هم‌آهنگ سازیم.این مبحث ادامه دارد....</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sun, 18 May 2025 06:50:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخش اول NLP (برملا کردن راز دردسرهای زبان انگلیسی)</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%87%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-a03l6iuhhdaa</link>
                <description>آیا می دانستید برای صحبت با هوش مصنوعی باید بدون ابهام و از یک زبان عینی، صریح و(نسبتاً) ایستا، دارای سازگاری درونی و قوی استفاده کنید. تا ماشین حرفتان را بفهمد و زبان انگلیسی هیچ یک از این ویژگی‌ها را ندارد  و در انگلیسی؛ معانی اغلب ضمنی و مبهم هستند، زبانی که همیشه در حال تغییر است،معنای یک کلمه حتی در یک دهه می تواند کاملا عوض شود و زبانی است که تناقضات زیادی دارد  و ساختار آن در برابر تجزیه و تحلیل مقاومت نمی‌کند، به این دلایل هم که شده برای چت با ماشین همیشه از زبان فارسی استفاده کنید. و در ادامه متوجه خواهید شد که زبان انگلیسی ارزش زبان علمی بودن را هم ندارد و چه بخواهد و چه نخواهد باید اماده باشد تا جایگاه زبان پارسیان  را به صاحبانش برگرداند. سالها در پلتفرمهای مختلف تلاش شد تا با حذف فارسی از فهرست انتخاب زبان های زنده دنیا، خطر گسترشش را از خود دور کنند.اما فارسی زبانی است با هزاران سال قدمت از مردمانی که اگر علم در ثریا هم باشد به آن دست پیدا خواهند کرد.شکست روش‌های مبتنی بر قاعده در NLP  بخش اول دردسرهای زبان انگلیسیزبان انگلیسی سهمی از خود در تشکیل زبان نداردزبان مغرورترین مردم دنیا، بناحق، زبان اول دنیا شده است زبانی که تنها به درد ازمایشگاه می خورد در کنار قفس موشها.شاید اینکه بگویم زبان انگلیسی یک زبان قلدر مآبانه   و زبان فارسی مودبانه.را یک طرفه به قاضی رفتن بدانیداما کافیست فقط به چینش کلمات در این دو زبان نگاهی بیندازیم:مقایسه ساختار زبان انگلیسی و فارسیدو جمله زیر را با هم مقایسه کنید:علی درس را نخواند.علی  نخواند درس را.جمله اول حالت خبری دارد، اما جمله دوم حالت دستور و امری.مثالش را در قران داریم، بصورت دستوری که از قدرت لایزال الهی به رسولش صادر شده:بخوان به نام پروردگارت که آفرید.بله، کل زبان انگلیسی حالت دستوری با نگاه از بالا به پایین است و زبان فارسی یک زبان ادبی.زبان انگلیسی از زبانهای خودخواهانه تلقی می شود، چرا که بلافاصله بعد از فاعل فعل می آید و هیچ کس و هیچ چیز دیگر در آن اهمیت ندارد، اما زبان فارسی یک زبان ادبی ، محبت آمیز و به نقلی تجاری است و فعل اخرین واژه جمله است و تا زمانیکه جمله کامل نشده باشد، به آن خاتمه داده نمی شود.حالا تا پایان این متن با من باشید که ببینید از این بقول خودشان، انعطاف زبان انگلیسی چه زبان شکننده و بی ثباتی ساخته شده است و بقولی چه شلم شوربایی شده است.زبان انگلیسی زبانِ بی‌زبانتا قبل از ظهور کاربردی هوش مصنوعی، که روش های مبتنی برقاعده(~=برنامه نویسی) تنها راهکار پردازش زبانهای طبیعی بود،  تلاش برای پیاده سازی NLP  بطور گسترده در بی زبان انگلیسی انجام شد و به دلیل اینکه زبانهای دیگر در ترازو قرار نگرفتند  همه متفق القول به این نتیجه رسیدند که NLP را نمی توان قاعده مند پیش برد (و خوب ما فارسی زبان ها هم  که زبانمان به شدت مورد تاخت و تاز قرار گرفته (مثل اینجا) زود این را پذیرفتیم).این را هم بگویم روش مبتنی بر قاعده سالها روی بورس بوده و مثلا skillner یک نمونه موفق ان درامدنقشه راه SkillNer برای اینکه با روش مبتنی بر قاعده در NLP آشنا شوید این مطلب را از دکتر سید سعید معصوم زاده در این صفحه بخوانید:سفری در تکامل پردازش زبان طبیعیاول لازمه از یک اشتباه عملیاتی بگم، خطای راهبردی در انتخاب زبان شکننده انگلیسی برای  NLPخوب خطای راهبردی در کجا بوده؟ و چه مستنداتی دارم که زبان انگلیسی اینقدر بی در و پیکر است؟ زبان انگلیسی به این دلیل آشفته است که:زبانی است که قاعده ندارد(در وب جستجو کنید: English has no rules) زبانی است که وقتی «کمتر از یک سوم واژه های انگلیسی از خود زبان است»  از خود چیزی ندارد(در وب جستجو کنید: Only 29% of English words are native to the language.)انگلیسی گیج کننده ترین زبان است.(در وب جستجو کنید: English is the most confusing language)انگلیسی سخت ترین زبان دوم برای یادگیری است.(در وب جستجو کنید: English is the most difficult second language to learn.)در زبان انگلیسی  تغییر معنای واژه ها رایج است (در وب جستجو کنید:  semantic changes in english)استرس گوینده در زبان انگلیسی موجب تغییرمعنا میشود(عجب!!!): چرا که تأکید روی هجاها میتواند معنای کلمه را عوض کند:مثل REcord (اسم: رکورد) vs. reCORD (فعل: ضبط کردن). یا مثل DEsert (صحرا) vs. desSERT (دسر). یا مثل PREsent (اسم: هدیه) vs. preSENT (فعل: ارائه دادن).انگلیسی پر است از هوموگرافها: کلماتی هم املا ولی متفاوت در تلفظ (مثل Lead در “She will lead the team.” بصورت /liːd/ تلفظ می شود و همین کلمه در  “The pencil contains lead.” بصورت /lɛd/  مثالهای دیگر را در پاراگراف های بعدی ببینید تا دچار حیرت شوید.لطفا این موارد را بدون تحقیق از من نپذیرید و حتما با جستجو در وب و سایت های غیر فارسی ان را راست ازمایی کنید و اگر فکر می کنید بین متن فارسی با متن انگلیس تناقض دیده می شود اول ترجمه اش را بگیرید و بر اساس آن جستجو کنید(حتی اگر vpn دارید آن را هم روشن کنید تا از نتایج فارسی دور شوید).Tear/tɛər/ (verb): To rip or pull apart.Example: “She will tear the paper.”/tɪər/ (noun): A drop of water from the eye.Example: “A tear rolled down his cheek.”Lead/liːd/ (verb): To guide or direct.Example: “She will lead the team.”/lɛd/ (noun): A heavy metal (Pb on the periodic table).Example: “The pencil contains lead.”Wind/wɪnd/ (noun): Moving air.Example: “The wind blew fiercely.”/waɪnd/ (verb): To twist or coil.Example: “Wind the clock before it stops.”Bow/baʊ/ (verb): To bend forward respectfully.Example: “He bowed to the audience.”/boʊ/ (noun): A weapon for shooting arrows or a decorative knot.Example: “She tied the ribbon into a bow.”Read/rɪd/ (verb):Inspect and record the figure indicated on (a measuring instrument).I&#x27;m going to read a novel./rɛd/ (verb):discover (information) by reading it in a written or printed source.I read an intresting novel yesterday.عکس این قضیه را هم متاسفانه داریم صدها کلمه در انگلیسی وجود داره که املای اونها کاملا با هم متفاوت اما تلفظ اونها یکی است.مثلا:Pear/ pairA pair of shoesA pear for lunchاین کلمات تلفظ مشابه اما معانی و نوشتار کاملا متفاوتی دارند.لطفا و حتما تلفظ هر جمله مثال در را در یک مترجم برخط چک کنید.هیچ کدام از این سوتی ها در زبان فارسی نیست.شما یک کلمه فارسی را مثال بزنید که در قرن پنجم معنای متفاوتی از معنای ان در زمان حال داشته باشد اما در زبان انگلیس حتی در یک دهه معنای کلمه می تواند عوض شود و به همین هم ختم نمی شود. حتی تلفظ کلمه می تواند عوض شود.Name قبلاً «نَـمـِ» تلفظ میشد، امروز «نِیم».Mouth قبلاً «مـوـث» بود، حالا «مَـاوث».این تغییرات دلیل اصلی عدم تطابق املا و تلفظ است!و هیچ بی قاعدگی در زبان فارسی نداریم(و اگر هست گفتنی نیست مثلا در فارسی سر جمع ما 10 کلمه هم نداریم که املای بی قاعده مثل «خواهر »داشته باشد) ،بگذراید اول از بی قاعدگی زبان انگلیسی شروع کنم، وقتی می گوییم  زبان انگلیسی هیچ قانونی ندارد، واقعا هیچ قانونی ندارد و بهتر است به جای قانون بگوییم قرارداد که با توجه به استثنائات، بی‌نظمی‌ها و ماهیت  زبان و حتی گذر زمان همان هم در حال تغییر مدام است، زبان انگلیسی به شدت شکننده است و به شدت از زبان‌های دیگر وام می‌گیرد و تا بخواهید  &quot;بی‌قاعده&quot; است و در آن تقریبا برای هر قراردادی هم استثناء دارد:در زبان انگلیسی استثنائات فراوان است املا (مثلاً *rough*، *through*، *though* همه بصورت &quot;ough&quot; تلفظ می‌شوند اما کاملاً متفاوت از هم نوشته می شوند).در زبان انگلیسی قوانین به صورت منطقه‌ای تغییر می‌کنند:دستور زبان انگلیسی بریتانیایی متفاوت از انگلیسی آمریکایی است.در زبان انگلیسی &quot;قوانین&quot; با گذشت زمان تغییر می‌کنند. به عنوان مثال، مصدرهای جدا (&quot;to boldly go&quot;) و جملات پایانی با حروف اضافه (&quot;?Who are you with&quot;) زمانی مورد انتقاد قرار می‌گرفتند، اما اکنون به طور گسترده پذیرفته شده‌اند.در کل؛ زبان انگلیسی سرشار از قوانین و استثنائات است (این هم شامل گرامر زبان است و هم خود مکالمه )مثلا   عبارت زیر را ببینید: Long time no see  به معنی: خیلی وقت است دیده نشدهمی بینید که هیچ دستور و قاعده ای ندارد (مثلا فعل را اخر جمله گذاشته ) اما این بی قاعدگی در زبان انگلیسی کاملا رایج است.اگر یادتون باشه جایی گفتم که برعکس زبان عربی و فارسی که یک کلمه چند معنای مستقل دارد در زبان انگلیسی چندین کلمه داریم که همگی به یک معنا اشاره می کنند و معنای دیگری  هم ندارند.علاوه بر ان در زبان انگلیسی،معنای یک کلمه  به کاربردش در جمله بستگی دارد مثل برای کلمه&quot;set&quot; در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد  ۴۶۴ مثال با معانی مختلف آورده شده است (مثلاً  set the table, a set of tools, sunset). دقت کنید چی می گم،در اینجا جمله است که به کلمه بار معنایی می د هد و نه خود کلمه مثلا در فارسی ما دماغت چاقه  را هم به معنای حالت خوبه ترجمه می کنیم و هم اینکه دماغت بزرگه (یک جور ایهام) اما تو ا نگلیسی این نیست،کلمه با جمله  معنا گرفته و ایهامی هم در کار نیست. چند نمونه از قوانین خاص و استثنائات در زبان انگلیسی در اینجا ترکیبی از قوانین خاص و استثنائات بدنام آنها برای نشان دادن منطق عجیب انگلیسی آورده شده است:قانونِ تطابق فعل و فاعل:فعل باید از نظر تعداد با فاعل مطابقت داشته باشد.استثناء:1) اسامی جمع (مثلاً team و family) می‌توانند بسته به گویش مفرد یا جمع باشند(دقت کنید وابسته به لهجه است نه چیز دیگه): The team  is....  در گویش امریکاییThe team are ....  در گویش انگلیسی آمدن صفت‌ها قبل از اسم .استثناء:&quot;time immemorial&quot;..............زمان بسیار قدیم&quot;Something wicked this way comes&quot;    چیز شروری از این راه می‌آید&quot;Beware of dog.&quot;................مراقب سگ باشیدقانونِ &quot;I قبل از E به جز بعد از C&quot;این قانون می گه  قبل از E همیشه I می اید مگر اینکه بعداز حرف C امده باشد که در آنصورت این I است که قبل از E میاید مثال از هر کدام: Believe, receive.(این قانون آنقدر غیرقابل اعتماد است که برخی زبان شناسان آن را &quot;قانون i-قبل-e-به جز-بعد-c&quot; می‌نامند در وب جستجو کنید: the i-before-e-except-after-c rule).نمونه از استثناء دیده شده:  Weird, science, species, height قانونِ جمع: برای جمع‌ها &quot;s&quot; اضافه کنید.Cat → catsbook → booksنمونه از استثناء دیده شده که هیچ توجیهی برایش نیست:  - Child → children     - Mouse → mice    - Octopus → octopuses  قانونهای تلفظ :  قوانین زیاد و پیچیده ای برای تلفظ وجود دارد که در اینجا مثالی از تلفظ ough میاورمهفت نوع تلظ برای &quot;ough&quot;  وجود دارد بدون اینکه نوشتار تغییر کرده باشد:    - *through* (مثل &quot;threw&quot;)    - *cough* (مثل &quot;coff&quot;)    - *though* (مثل &quot;thoh&quot;)    - *rough* (مثل &quot;ruff&quot;)    - *plough* (مثل &quot;plow&quot;)    - *thorough* (مثل &quot;thur-oh&quot;)    - *hough* (مثل &quot;hock&quot;) قانونِ هم‌آواها: کلماتی که تلفظ یکسانی دارند اما معنای متفاوتی دارند.There/their/they’reto/too/two، bear/bareflower/flourقانونِ مالکیت: آپاستروف‌ها که مالکیت را نشان می‌دهد باعث برهم خوردن نظم زبان  شده.The dog’s bone استخوانِ سگthe dogs’ bones  استخوان‌های سگ ( و نه استخوان سگها) که اینجا هم باز  استثناء دیده شده: Its’ (مالکیت)  vs   it’s  (مخفف شده &quot;it is&quot;)جالبه که زبانشناسان انگلیسی زبان، خودشان هم باورشان شده پویایی زبان انگلیسی یک مزیت است مثلادیوید کریستال، زبان‌شناس گفته: من عاشق زبان همیشه در حال تغییرمان هستم.حتی داوود شریعتمداری، ویراستار کتاب‌های غیرداستانی گاردین و نویسنده‌ی کتاب «یک کلمه اش را هم بور نکن: حقیقت شگفت‌انگیز درباره‌ی زبان » است.در کتابش مطلب مفصل وجالبی از اینکه اغلب مردم شکایت دارند که زبان انگلیسی تحت تأثیر  سستی دستور زبانشان ، رو به زوال است. چرا این باور همچنان پابرجاست؟نوشته و حتما کتابش را بخوانید و اگر این کتاب را پیدا نمی کنید pdf با عنوان: فساد مهارنشدنی زبان انگلیسیرا بخوانید. در مقدمه آن این جمله به چشم می خورد:داگ کیسی، نویسنده و محقق آمریکایی، تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید: «بسیاری از کلماتی که می‌شنوید، به خصوص در تلویزیون و سایر رسانه‌ها، گیج‌کننده، تلفیقی یا کاملاً نادرست استفاده می‌شوند. بسیاری از تغییرات اخیر در نحوه استفاده از کلمات، زبان را فاسد می‌کند.بله زبان انگلیسی رو به افول است و مهمترین چیزی که باعث فسادش می شود واژگان غیررسمی غیراستاندارد که معمولاً از کلمات ابداعی، کلمات تغییر یافته دلخواه و آرایه‌های کلامی عجیب، اجباری یا طنزآمیز تشکیل شده هست، اتفاقی که وقوع آن در زبان فارسی غیرممکن است، تا کنون جمله ای بدون تکیه بر ریشه فعلی را کسی نساخته است که همه گیر شود.&amp;amp;lt;br/&amp;amp;gt;ببخشید نمی خواستم برای یادگیری زبان انگلیسی نگرانتان کنم، برعکس انگلیسی را بپذیرید، با همه ی بینظمیهایش!باور می کنید که این بی نظمی های زبان انگلیسی پایان ندارد و  حالا حالاها می شود از ان نوشت، اما من هم همینجا بحث را جمع می کنم و شما را به قسمت دوم این مطلب که در اینده نزدیک منتشر میشود( شاید بعد از رونمایی از موتور جستجوی ojo) ارجاع می دهم و از مراسم تشییع جنازه زبانی که به بهانه تلفظ پیوسته حتی برخی اوقات حروف «قورت داده میشوند» می گذرم.در مکالمه ی سریع، انگلیسی زبانها حروف را با هم ترکیب میکنند:Did you ➔ «دیجُو» (Didja).Going to ➔ «گونَ» (Gonna).I have got to ➔ «آیو گاتا» (I’ve gotta).خلاصه اینکه تلفظ انگلیسی مانند یک پازل تاریخی است(شما هیچ وقت نمی توانید از تمام تاریخ سر در بیاورید)  و حتی انگلیسی زبانان بومی هم در ان  چه تلفظ و چه املا اشتباه میکنند! (ادعا نیست واقعیتی تلخ است، در خود انگلستان بر سر در نیمی از مکانها  می نویسند wellcome و نیم دیگر می نویسند welcome).من فقط می خواستم در بخش اول NLP دلیل  شکست روش‌های مبتنی بر قاعده در NLP را باز کنم و قصد همزدن باتلاق زبان انگلیسی (که شد) را نداشتم. انشالله در اولین فرصت بخش دوم که به معجزه ابرزبان فارسی اختصاص دارد از قدرت NLP در موتور جستجو OJO خواهم گفت....پیوند های مرتبط:تاریخ کامل زبان انگلیسیتأثیرات زبان‌های خارجی در زبان انگلیسی</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 23:44:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی چیزی را یاد نمی گیرد</title>
                <link>https://virgool.io/@webrefer/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-geqdaekdvapy</link>
                <description>آیا می دانستید حرف &quot;P&quot; در GPT به معنای &quot;از پیش آموزش دیده&quot; است.از نظر فنی، سیستم‌های هوش مصنوعی مانند ChatGPT «یادگیری در زمان آموزش» دارند، و «یادگیری در زمان اجرا» ندارند،شما از دلایل موفقیت سایتی که 6 ماه از راه اندازی آن می گذرد از chatgpt که اخرین یادگیریش پارسال بوده  سوالی بپرسید، جوابی ندارد بدهد.اگر بعد از فارغ‌التحصیلی یادگیری را متوقف کنید، چه می‌شود؟ مثلا فرض کنید در سازمانی استخدام شدید و بعد    از استخدام  از شما  بخواهند از امروز فقط با مرورگر کروم کار کنید و شما که تا دیروز با فایرفاکس کار می کردید بگویید من نمی توانم کار با کروم را یاد بگیرم (رفتن از فایرفاکس به کروم برای یک ادم معمولی کمتر از یک دقیقه یادگیری نیاز دارد ). شاید احمقانه به نظر برسد، اما اکثر سیستم‌های یادگیری ماشینی اینگونه آموزش می‌بینند. آنها یک بار در یک کار مهارت پیدا می‌کنند و سپس مستقر می‌شوند.یک مثال دیگه من از هوش مصنوعی پرسیدم می تونی به من یک جوکی را تعریف کنی که جایی گفته و نوشته نشده و اون را خودت بسازی و بتواند من را بخنداند؟شاید از من کسی این سوال را بپرسه بگم نه، اما پاسخ ماشین را بشنوید(  و حتما خودتان هم امتحان کنید):خب، یه جوک تازه برات میسازم که امیدوارم لبخند بزاری! 😄**چرا ربات آشپز تصمیم گرفت مربای توتفرنگی درست کنه؟**  چون الگوریتمش گفت: «یه کم &quot;جام&quot; بیشتر بذار، میخوایم به &quot;پرسیپترون&quot; برسه!»(توضیح برای جوک: «جام» هم به ظرف اشاره داره و هم به واحد داده در یادگیری ماشین (مثل **جام داده**).  و «پرسیپترون» یکی از اولین مدلهای شبکه عصبی هست که تلفظش شبیه «پوره سیبزمینی» شده! 😅)  امیدوارم از این ترکیب بامزه بین آشپزی و هوش مصنوعی خوشت اومده باشه!از این بی مزه که بگذریم این سوال مطرح می شود که پس منظور از یادگیری ماشین چیست؟بسیاری از گزارش‌ها و حتی مقالات دانشگاهی و بسیاری از پایان نامه ها از یادگیری ماشین می‌گویند. اما این به دلیل یک تصور غلط یا بهتر بگوییم، درک نادرست از منظور از «یادگیری» در هوش مصنوعی است.من اگر تفاوت های یادگیری در ماشین با یادگیری انسانی را بگویم خیلی چیزها روشن می شود.سیستمهای هوش مصنوعی واقعاً «تجربه» را به معنای انسانی آن درک نمیکنند. آنها داده ها را پردازش میکنند و الگوها را از طریق الگوریتمهای ریاضی استخراج میکنند.(حتی در یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning)، که در آن عامل از تعامل با محیط «بازخورد» میگیرد، این فرآیند مبتنی بر بهینه سازی ریاضی است، نه درک شهودی یا آگاهی.)اما یادگیری در انسانها همراه با درک مفهومی، استدلال انتزاعی، و سازگاری عمیق با شرایط جدید است.انسانها میتوانند از یک تجربه محدود، «اصول کلی» را استخراج کنند، مثلاً یادگیری زبان را مثال بزنیم که با تعداد کمی مثال (نسبت به گستره زبان) شکل می گیرد .ماشین ها به جای یادگیری و درک آن در طول زمان، با داده ها تغذیه می شوند. در هوش مصنوعی چیزی به نام یادگیری از تجربه وجود ندارد، (مگر در یک محدوده بسیار محدود انهم در هوش شهودی  و از پیش برنامه ریزی شده و بزرگترین ایراد  از این نوع یادگیری، این است که  با وجود یادگیری رفتار انها تغییر نمی کند.) و ایرادات دیگری هم دارد که در پی به ان می پردازیمایرادات یادگیری از نوع ماشینی:1-سازگاری ماشینها با مفهوم یادگیری در چهارچوب الگوریتمها و داده های تعریف شده توسط انسان است. آنها نمیتوانند خارج از این چهارچوب «خلاقیت» یا «استدلال مستقل» از خود داشته باشند.2- و مهمترین ایراد اصلی: تغییرناپذیری رفتار پس از یادگیری  است که 3 دلیل برای ان می توان شمرد:2-1) مدلهای ایستا (Static Models): بیشتر مدلها پس از آموزش، منجمد (~=فریز) میشوند و با داده های جدید سازگاری پیدا نمی کنند تا زمانیکه نسخه بعدی ارایه شود.2-2) در مدلهای داینامیک هم که امکان بروزرسانی را دارند فرآیند  یادگیری ( و بقولی استفاده از تجربیات)، نیازمند محاسبات سنگین و سریالی از داده های جدید است که گاه هفته ها زمان می برد (اما تجربیات در انسان آنا قابل دسترس هستند).2-3) خطر فراموشی (Catastrophic Forgetting): اگر مدلی با داده های جدید آموزش ببیند، ممکن است با رونویسی، دانش قبلی خود را از دست بدهد (مشکلی که در یادگیری انسانی وجود ندارد و هرتجربه ای برای خوش جایگاه خود را دارد). تفاوتهای اصلی یادگیری در انسان با ماشین:یادگیری انتقالی (Transfer Learning): استفاده از دانش آموخته شده در یک حوزه برای حل مسئله ای در حوزه دیگر (مثلا وقتی یک نفر دستش با بخار اب داغ می سوزد همان جا یاد میگیرد، پس خود اب هم داغ است و ظرفش هم داغ است اما ماشین فقط داغ بودن بخار را یاد  میگیرد و لازم است داغ بودن آبی که بخار داغ از ان بلند شده را مجزا یاد بگیرد و همچنین ظرف حاوی اب داغ را).یادگیری مبتنی بر توضیح (Explanation-Based Learning): استخراج قوانین کلی از نمونه های خاص در انسانها ذاتی است اما در ماشین قابل پیاده سازی نیست (مثلا احترام به والدین را نمی توان با توضیحات به ماشین اموخت، چرا که خود حرمتها در موارد زیادی همپوشانی دارند، مثالی بزنم؛ شما به فرزند خود یاد می دهید که بدلیل کرامت والدین،هیچ وقت چیزی را که به سمت والدین خود پرت نکند بلکه به دستشان برساند. حالا فرض کنید این را به ماشین اموختیم، روزی می اید که پدر خانواده وسط باتلاقی گیر افتاده و لازم است سر طناب برای نجاتش به سمتش پرت شود. توسط هر فرزندی با هر سطح از تربیت این کار  انا انجام می شود بدون اینکه به بد و خوب بودن ان فکر شود اما توسط ماشین که یادگرفته نباید برای پدر چیزی را پرت کرد قابل انجام نیست و نتیجه اش وحشتناک است).شبکه های عصبی اسپایکی (Spiking Neural Networks): شبیه سازی ساختار مغز برای یادگیری پویاتر. (فرض کنید شما با تمرین  تلفظ درست کلمه را یادگرفته اید و بعد از چند سال متوجه می شوید که اشتباه بزرگی در یادگرفتن تلفظ داشته اید، مثلا div را اشتباها «دایو» یاد گرفته اید در حالیکه باید «دیو» تلفظ شود، تقریبا بصورت انی تفظ صحیح جایگزین تلفظی می شود که سالها بر روی ان مداومت و اصرار داشته اید، اما در ماشین لازمه ان این است که یادگیری با شبکه عصبی انجام شود این یعنی بهمان میزان تکرار و مداومت داشتجمع بندی:می دونید در پاسخ اینکه «هوش مصنوعی چیزی را یاد نمی گیرد» deepseek (ماشین هوش مصنوعی که مثل chatgpt عمل می کند) چه پاسخی به من داد، خواندنش خالی از لطف نیست:شما تا حدی حق دارید: هوش مصنوعی فعلی فاقد «یادگیری» به معنای انسانی است و بیشتر شبیه به بهینهسازی پارامترها بر پایه دادههای ازپیشتعیینشده است. اما نباید فراموش کرد: همین سیستمهای مبتنی بر داده، توانایی حل مسائل پیچیده (مانند ترجمه زبان، تشخیص پزشکی، یا پیشبینی آبوهوا) را دارند که برای انسانها غیرممکن یا بسیار زمانبر است.در حالیکه این اشتباه ادراکی ماشین از انسان است و برای انسانها تنها چیز غیرممکن، غیرممکن است. </description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Wed, 07 May 2025 07:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه از جستجو با متاسرچ ایرانی نمی دانید</title>
                <link>https://virgool.io/@webrefer/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DA%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-glpclvw8vhht</link>
                <description>یک متاسرچ همه چیزش را از گوگل داره می گیره و برای این کار از  API های گوگل مثل پوسته گوگل استفاده می کند و از خودش حتی یک دیتابیس و خزشگر و… نداره .و تنها مزیتی که از متاسرچ های ایرانی برای کاربر خودش میاورند صرفه جویی در مصرف پهنای باند است.( بگذریم از اینکه اگر یک متاسرچ بخواهد برای سرعت دادن به کار خودش برای جستجوهای تکرار شونده هر روز از کش کردن نتایج گوگل استفاده کند قطعا یک فاجعه رخ می دهد چون جستجوی گوگل اولا ساعت به ساعت تغیر می کند و علاوه بر آن نتایج جستجو بر حسب منطقه مورد جستجو متفاوت است و نتایج جستجوی انجام شده مثلا در شیراز با قزوین تفاوت چشمگیر دارد و اگر متاسرچ ایرانی نتیجه را کش کند این مزیت گوگل از بین می رود و نتایج معیوب میشود مثلا  جستجوی سرای ایرانی توسط گوگل در تهران فروشگاه سه راه افسریه تهران را ملاک قرار می دهد و در قزوین و اصفهان و ... نتایج دیگر)آنچه از متاسرچ ها نمی دانیداما بحث صرفه جویی در هزینه اینترنت با متاسرچ های ایرانی.بنابر اعلام گوگل،ایرانی ها روزانه متوسط 290 میلیون بار با گوگل جستجو می کنند، و چون 29 میلیون کاربر اینترنتی در ایران داریم، هر ایرانی بطور متوسط در روز نهایتش 10 بار با جستجو سر وکار دارد که سرجمع یک مگابایت هم پهنای باند نمی بره پس چرا باید از متاسرچ ایرانی که نقش واسطه را بازی می کنه استفاده کند که قطعا از گوگل کندتره (چون اون خودش باید درخواست جستجو را از کاربر بگیره و به گوگل ارسال کنه و پاسخ را از گوگل بگیره، تغییرات در چینش نتایج را بده و باز برای کاربر بفرسته).توجه داشته باشید که چون تمام عکس ها در متاسرچ ها از gstatic گوگل نمایش داده میشود که از  سرور های گوگل است و  عمده مصرف اینترنت هرصفحه (مخصوصا در زمان جستجوی عکس) عکس های صفحه است که پهنای باند را می خورد ،تنها می ماند قسمت متنی جستجو که به صد کیلوبایت هم نمی رسد پس تخفیف و نیم بها بودن و این حرفها ثمری برای کاربر ندارد. اون هم وقتی که هر ایرانی بطور متوسط 3 گیگ یا 3000 مگابایت در روز مصرف اینترنتش است و یک مگابایت از 3000 مگابایت  عددی نیست که قابل عرض باشد.</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2024 16:18:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بردگی برای گوگل</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-d2muuqmznoc4</link>
                <description>شاید اگر روزی به صاحبان وب سایتها می گفتند دور نیست، روزی که عمده وقت شما به خدمت کردن برای گوگل بگذرد تا سایت خودتان، از این حرف خنده اشان می گرفت.اما  این اتفاق امروز روز افتاده است. من شخصا شاهد بوده و هستم، مدیر سایت مطرحی، لیست بلند بالایی تهیه کرده بود از نتایجی که بقول گوگل، گزیده های ویژه و بقول سئو کاران نتایج صفر نام دارد (=~ featured snippets).و مدیر سایت از اینکه هر هروز به این لیست افزوده می شود غرق شعف و شادی میشود. و به این فکر نمی کند که نتایج صفر، نتایجی هستند که کاربران را از کلیک بر ر وی نتیجه جستجو بی نیاز می کند، یعنی کاربر هرچه از جستجوی مطلب مورد نظرش می خواهد در دو سه سطر که توسط بخش هوش مصنوعی گوگل با خط گرفتن از کاربران یک صفحه انتخاب می شود پیدا می کند بدون اینکه لازم باشد به آن سایت وارد شود.بذر سبزی بعد از چند روز جوانه می زندمثلا اگر برایتان سوال شده که «بذر سبزی بعد از چند روز جوانه می زند» لازم نیست، وارد سایتی شوید که مطلبی مفصل در این مورد نوشته است بلکه دو سه خط برگزیده گوگل شما را از خواندن مطالب آماده شده توسط نویسنده واقعی بی نیاز می کند.برای اینکه درباره گزیده های ویژه از همین  نویسنده بیشتر بخوانید لینک زیر را باز کنید:گزیده های ویژه گوگل ( یا بقول سئوکاران نتیجه صفر یا po)در عمل گوگل بدون داشتن تیم تحریریه به تولید محتوا از مطالب تولید شده دیگران روی آورده و با این کار ورودی تمام سایتها را تا 30 درصد کاهش داده است و جالب اینکه مسئولیت محتوای تولید شده هم به گردن گوگل نیست.این نوع بردگی را خیلی از مدیران سایتها برنمی تابند، اما گوگل هیچ راهی برای شکستن این یوغ نگذاشته است.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 02:45:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش شهودی 𝓞𝔍𝓞</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-ojo-mq8qenw2izsc</link>
                <description>کلمه 𝓞𝔍𝓞  که در کلمه JOSTOJOO هم ردپای آن دیده میشود به اسپانیایی «چشم» معنا می دهد. و برعکسِ گوگل که با انتخاب go ogle  به معنای نگاه چشم چران اهداف جاسوسی پشت آن بوده (در لینک به کلمه توضیحات تکمیلی داده شده است)، ما  این کلمه را بعنوان چشمِ امین، برای دیدن و ایندکس کردن منابع تحت وب انتخاب کردیم. که در آینده بیشتر از آن خواهید شنید.جستجوی داخلی سایتهااگر شما درآمدی از سایت دارید، من فکر کنم کاربران  شما تقریبا و یا نه، مطمئنا؛ مشتری یکی از سایتهای دیجی کالا، دیوار، باسلام یا ترب هستند، یکی از ویژگی های اساسی که این وب سایتهای بزرگ با کاربران خود به اشتراک می گذارند جستجوی عالی در آنهاست.دلیل اینکه آنها جستجوی عالی دارند در استفاده از لایبری های پیچیده و api ها و تیم توسعه گر قوی نیست، بلکه دلیل اصلی در این است که بخش جستجوی آنها هر روز با صدها یا هزاران نفر بطور تمام وقت در تعامل است. (در بدترین حالت سومین نقطه فرود این سایتها بخش جستجوی آنهاست)این که گفتم، برایش یک دلیل فنی هم دارم.وقتی شما سایتی داشته باشید که بازدید های زیاد دارد به شما اجازه می دهد که شبکه عصبی بر روی آن تعریف کنید من مطلبی برای «درک مفهوم شبکه عصبی» نوشتم که خوندنش را به شما توصیه می کنم، اما اگر حوصله اش را ندارید نمی خواهد لینکش را بازکنید، ادامه مطلبم را بخوانید.چون قصد دارم اشاره ای بهش بکنم.شکلی برای تمثیل شبکه عصبی از امروز شما برنامه شما این باشد که با مسیریابی  هزلولی بالا روزی چند بار سعی کنید مسیر کوتاهتر از روز قبل را برای رسیدن به مرکز هزلولی پیدا کنید،   ( اینکه چقدر در اینکار موفق بوده اید را تلاش های روزهای بعد شما به شما نشان می دهد).روز های اول این کار چند دقیقه ای وقت تون را می گیره، و در هفته های اول این به چند ثانیه می رسد و اگر این کار را تا یک ماه ادامه دهید، دیگر تقریبا آنی می توانید از بیرون به مرکز هزلولی از کوتاه ترین مسیر برسید.این تعریف جامع و کاملی از یک شبکه عصبی بود.وقتی یک سایت تعداد کاربر زیاد دارد و برنامه نویس خوبی داشته باشد با تریس کردن کاربران (یا همان ردگیری خودمون) می توان با تشکیل شبکه عصبی مبتنی بر رفتار کاربران از جستجو، بهترین نتایج ممکن را برگرداند.پس هرچه تعداد کاربران بیشتر باشند و هر چه تعداد جستجوی ا نجام شده بیشتر باشد این عمل دقیقتر و نزدیکتر به نظر کاربر می شود.اما اگر شما یک  سایت خیلی کوچک دارید که تعداد قابل قبول بازدید ندارد، تکلیف چیست؟و البته که این سایت که برای شما ارزش درآمدی زیادی هم دارد (شاید شما در ماه  20 تا فروش هم روی آن نداشته باشید اما  همان هم ارزش بالایی دارد و سر به سود میلیاردی می کشد، مثلا فرض کنید سایت فروش کمباین دارید. وقتی تو کل ایران به این وسعت، سرجمع ما 17000 کمباین داریم که اکثریتشان هم 20 تا 30 سال کارکرده اند، معلوم می شود که فروش یک کمباین هم در ماه  برای شما فرو ش خوبی خواهد بود).اما با تعاریفی که من از شبکه عصبی برای شما داشتم، روش شبکه عصبی کمکی به شما نمی کند چون وقتی ما تو کل سایتهای ایران در روز به زور 50 تا کاربر هم که پی کمباین باشد را پیدا نمی کنیم، چطور می توانیم با ترفندهای سئو و  حتی تقلب در آن در سایت مان به تعداد زیاد کاربر برسیم تا در نتیجه بازدید بالا، جستجوگر خوبی با کمک از شبکه عصبی بسازیم.پس چاره کار کجاست و چه راهی می توان در پیش گرفت؟برگردیم به مثال هزلولی بالا.فرض کنیم قرار شود شما هر روز با رفتن از بیرون به مرکز هزلولی (ولو یکبار) حقوق دریافت کنید، آیا برای اینکه حقوق خوبی داشته باشید باز هم یک ماه صبر می کنید که مسیر را از حفظ شوید یا اینکه با استفاده از رنگ بهترین مسیر را بر روی هزلولی  ثبت می کنید تا از همان اول به پاسخ انی برسید:علامت زدن مسیر در هزلولیاینکه با استفاده از علامت زدن  دقیقا مثل وقتی که یک ماه تلاش کردید تا مسیر را  از حفظ شوید، آنی می توانید هزلولی را از بیرون به داخل بروید به دلیل قدرت تفکر و هوش شماست.میشه اون را به هوش شهودی هم تامیم داد، یعنی شما بجای اینکه هزاران بار تلاش بکنید با استفاده از ابزار هوش شهودی و ثبت علامت  به همان سرعت قابل قبول و حتی بیشتر به نتیجه برسید (این کاری است که نرونهای مغز انسان انجام می دهند).سختی کار در همین بخش کار است، یعنی طراحی هوش شهودی بدون تکیه بر دیتا (که با تعریف اولیه هوش مصنوعی در تناقض است).متاسفانه تا این لحظه هیچ موتور جستجویی که مبتنی بر هوش شهودی باشد و نیازی به شبکه عصبی نداشته باشد، نداریم من شخصا GPT را موتور جستجو نمی دونم، بیشتر به داستان سرا شباهت دارد.حتی خود گوگل هم برای مسیریابی کوئری ها، از هوش شهودی بهره نمی برد و همه جا از هوش مصنوعی برای بخش های دیگر مثل خزش یا نمایه کردن استفاده می کند و به این دلیل با عظیم شدن داده های شبکه عصبی اش،  «گوگل دیگه گوگل نیست». در لینک آورده شده در  بند 3 با عنوان «گوگل به کوهی از اطلاعات تبدیل شده است.» به دلیل ان اشاره شده است.و همچنین  اینجا «وقتی گوگل پاپس می کشد!!!!» به آن اشاره کرده ام و اینکه گوگل با چه دردسرهایی از شبکه عصبی خودش مبتلا شده است تا آن حد که حالا حالاها نمی تواند سراغ هوش شهودی برود.اما کاری که 𝓞𝔍𝓞 انجام می دهددر  ojo  که با هدف موتور جستجوی ملی انجام کار مبتنی بر استفاده از هوش شهودی بوده است که در آن به عنوان یک حلقه بازخورد این کار انجام می شود و انشالله با اتمام پروژه و توسعه دادن آن در زمینه های دیگر بدون اینکه نیازی به داده های شبکه عصبی داشته باشد، می توان تجربیات جستجوی عالی برای کاربران و توسعه دهندگان سایت های حتی کوچک و کسب و کارهای مبتنی بر کاربر تحت شبکه را نیز فراهم آورد.انشالله بعد از اخذ تصمیماتی که برای نهایی شدن کار گرفته خواهد شد بیشتر و شفاف تر می توان از این قابلیت  که حتی گوگل نیز از نداشتن آن رنج می برد، پرده برداری کرد.نکته: امروز 14 اردیبهشت 1404 این متن ویرایش شد و تقریبا تنها تغییر ،اصلاح واژه «هوش شهودی» که در چند جا به غلط «هوش مصنوعی» بوده است، متن قبل از این ویرایش را می توانید از ارشیو وب مقایسه کنید.متن اولیه قبل از این بروزرسانیمنتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2024 01:58:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا گوگل رقیب نوپایی در دنیا ندارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-xow7cnfsgrpt</link>
                <description>شخصا معتقدم، در  کنار موتور جستجوی اینترنت؛ باید موتور جستجوی ملی هم داشته باشیم که بجای خود در همین مطلب به آن می پردازم.اما بر روی اینترنت گوگل مشکل جستجو را &quot;حل&quot; کرده است. و سایر رقبا آن را فقط با نسخه  ای ضعیف تکرار می کنند. در این کار تا امروز هیچ چیز بهتری برای کاربر وجود نداشته.حتی علیرغم کاهش کیفیت گوگل در سال‌های گذشته،  نه هیچ رقیب جدی برای گوگل دیده می شود و نه امیدی به ظهور چنین رقیبی هست. هیچ امیدی برای پیدا شدن رقیبی برای گوگل نیست.این که جستجوی گوگل یکی از پردرآمدترین مشاغل روی کره زمین است بر کسی پوشیده نیست. با درآمدهای آشکار سه ماهه  تا بیش از 40 میلیارد دلار و درآمدهای مخفی در پشت پرده گوگل که از ویژگی های جستجوگر گوگل است. رقابت با گوگل در جستجو تنها زمانی ممکن است که، محصولی مبتنی بر هوش مصنوعی داشته باشیم که احتمالاً تحت مدلی متفاوت از جستجوی Google عمل می کند و چیزی که جایگزین گوگل می شود در ابتدا لزوما شبیه گوگل نخواهد بود. رقابت با گوگل تنها در سه حالت ممکن است مزیت فنییک مدل جدید از کسب‌وکاریک جایگاه خاص (مثل حمایت دولت)که بهترین حالت این است که هر سه را با هم داشته باشیم هم بهتر باشیم، هم حمایت شویم و هم بازار جدیدی برای کاربران ایجاد کنیم. تنها نکته مهم این است که در رقابت با گوگل اگر  حمایت دولتی را داشته باشیم، و بفرض از نظر فنی رقیب بهتری از گوگل هم بشویم، برای اون حالت سوم که درآمد زایی از موتور است، شرکت‌های رسانه‌ای خارج از ایران، هر کاری انجام می‌دهند تا اخبار و اطلاعات مربوط به آن را سرکوب کنند تا کسی از وجود آن باخبر نشود. و عملا با سنگ انداختن در مسیر پیشرفت آن، اجازه رقابت با گوگل را نمی دهند.و اگر یک موتور  بخواهد بدون نگاه تجاری با گوگل رقابت کند آن هم در ایران؛ اصلا دوام نمی آورد.اول بگذارید هزینه های یک موتور جستجو در آمریکا را بررسی کنیم اگر موتور جستجوی شما در مرکز امریکا باشد تا 70 درصد نسبت به یک دیتاسنتر تخفیف دارید و جالبه که خود دیتاسنتر هم 99 سنت برای یک ترابایت (=~هزارگیگابایت) می پردازد یعنی هر گیگ برای دیتاسنتر حدود 50 تومان و برای موتور جستجو 15 تومان هزینه دارد و این رقم برای موتور جستجوی ایرانی  حدود 800 تومان برای هر گیگابایت است. و هیچ تفاوتی هم بین هزینه پهنای باند بین یک دیتاسنتر با موتور جستجو نیست.یعنی اگر ما بتوانیم موتور جسستجوی ملی در حد و اندازه گوگل داشته باشیم که رسیدن به نتیجه موفق از یک جستجو برای کاربر ایران با متوسط های ثبت شده از گوگل و هزینه های حمایتی زیر ساخت بدون احتساب هزینه سخت افزاری و دیتاسنتری هر جستجو حدود 4 تومان برای مالک موتور جستجو هزینه خواهد داشت که رقم کلی آن، خیلی بیشتر است( حدود 66 میلیون تومان برای کل جستجوهای روزانه که در زیر به شرح آن می پردازیم).مثلا برای تعین هزینه ایندکس کردن، وبگاه stackoverflow بزرگترین شبکه اجتماعی متخصصان برنامه نویسی و کدنویسی را برایتان مثال بزنم. که جامعه برنامه نویسان ایران فعال در این وبگاه به اذعان خود سایت در سال 2016 حدود  50 هزار نفر بوده است.حجم داده های سایت استک آور فلاو  و زیر مجموعه های آن  مثل: askubuntu.com و mathoverflow.net و serverfault.com و  stackapps.com و superuser.com و stackexchange.com و...  حدود 3200 گیگابایت است و داده های نیاز به روزرسانی روزانه در  آن 70 گیگ است و با محاسبه اینترنت ایران با هزینه  حمایتی زیرساخت  و بفرض حمایت دولت در کم کردن هزینه های جانبی (حدود 800 تومان برای هر گیگابایت فرض  شود) حدود 3 میلیون تومان هزینه خزش اولیه  با تجدید ماهیانه و  برای بروزرسانی روزانه آن حدود 70 گیگ،یعنی  56 هزارتومان هزینه بروز رسانی یک روز  می شود. اینکه چه نسبت از این مجموعه سایت را هر روز بروزرسانی شود به ترافیک ارجاعی به آن بر میگردد، مثلا اگر شما در یک روز بتوانید نتیجه جستجوی 05 نفر را در این سایت برگردانید و کاربر را به آن هدایت کنید و بر اساس آن بخواهید  نسبت به محاسبه هزینه های بروزرسانی این سایت تصمیم گیری شود. حدود 11200 تومان در آنروز برای 50 نفر برای موتور جستجو هزینه سرریز  خواهیم داشت. و با احتساب 3 میلیون تومان برای هزینه بروزر سانی ماهیانه  حدود 3200 گیگابایت که حتما باید انجام شود می بینید که بشدت هزینه بالایی است. و حدود 110هزارتومان هزینه خزش روزانه فقط برای جامعه 50 هزار نفری توسعه گران می شود و این را اگر تامین بدهید به که کل جامعه جستجو بر روی گوگلِ ایران که حدود 29 میلیون نفر است. می شود رقمی در حدود 66 میلیون تومان فقط برای یک روز.یعنی هزینه خزش روزانه معادل گوگل بدون احتساب هزینه های سخت افزاری فقط برای  شرکت ایرانی تحت حمایت دولت می شود حدود 66 میلیون تومان. پس این موتور حتی با حمایت دولتی هم کار سختی در پیش دارد و بدون داشتن مدل کسب درامد نمی تواند ادامه حیات بدهد.البته وزارت ارتباطات در سال 94 اعلام کرد که  در راستای حمایت از جویشگر های بومی در کشور، هزینه تهیه سرور و پهنای باند شرکتهای فعال در این عرصه را تقبل می کند. اما سه سال پیش ترک فعل وزیر ارتباطات در توسعه موتور جستجوی ملی و در نتیجه عدم تقبل هزینه ها را شاهد بودیم اگر شما هم به اینکه هر امپراطوری، یک روز افول خواهد کرد معتقد هستید، شاید عدم مشاهده رقابت موثر با گوگل در این زمینه کمی برایتان تعجب آور باشد. از منظر فنی، بالقوه یک رقیب می تواند بر گوگل غلبه کند. اما از نقطه نظر اقتصادی، رقیب گوگل چندان دوام نخواهد آورد(مگر اینکه بُعد اقتصادی در دستور کارش نباشد)، موانع ورود به بازار جستجو به قدری عظیم است که بزرگترین و موفق‌ترین شرکت‌های جهان که منابع لازم برای مقابله با این مشکل را دارند هم از آن دوری می‌کنند. انشالله در مطلبی مجزا سعی خواهم کرد مشکل خود ما در بوت استرپینگ (~= تکیه بر سرمایه شخصی به جای شرکتهای ریسک پذیر) را به تفصیل توضیح دهم و رویکرد ojo برای غلبه بر آن شرح داده شود. پس اجازه دهید این مطلب را  با تعریف اصل مشکل جستجو پی بگیریم و بعد به بوت استرپینگ بپردازیم.اول باید ببینیم؛ جدا از انحصار گوگل و چالش های فنی بزرگ، یک رقیب برای کنار زدن گوگل به چه چیزهایی نیاز دارد؟فولر  (مخترع مطرح آمریکایی ) جمله معروفی دارد:&quot;شما هرگز  برای تغییر چیزی به مبارزه با واقعیت موجود نمی روید. برای تغییر چیزی، یک مدل جدید بسازید که مدل موجود را منسوخ کند.»این اشاره به همان جمله معروف دوری از اختراع مجدد چرخ است ، می توان بجای تلاش برای رقابت با چرخ (که حداقل برای چرخ عملا نمی شود) یک مدل جدید مثل نوار نقاله ایجاد کرد (به این مطلب هم رجوع کنید: اگر چرخ را به من و تو نمی دهند، آن را اختراع کنیم ).این یعنی بجای اینکه به فکر مبارزه با گوگل با کپی برداری از آن باشید، موتوری بسازید  که ساختاری متفاوت از گوگل داشته باشد، مثلا بجای اینکه مثل گوگل بر شبکه عصبی استوار باشد، مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.و اگر بخواهید غیر این عمل کنید در خلاف جهت آب دارید شنا می کنید، یک گزارش آنتی ترا ست یا ضد رقابتی اخیر توسط دولت بریتانیا تخمین زده است که حدود 20 میلیارد دلار برای یک شرکت جدید لازم است  تا بتواند با گوگل رقابت کند.(بخشی از این مبلغ برای این است که هر کسی که می‌خواهد با گوگل رقابت کند باید به مرورگرها و سیستم‌عامل‌ها پول بپردازد تا به شکل قابل توجهی وارد بازار شود.)در چنین رقابتی اگر از نیاز به یک میلیارد کاربر تازه وارد شده به وب که قبلاً موتور جستجوی دیگری از جمله گوگل را انتخاب نکرده اند بگذریم؛ به یک مدل کسب و کار رقابتی هم نیاز دارید که بتواند از فناوری‌هایی رونمایی کند که استفاده از آن آسان‌تر و قدرتمندتر ازمدل کسب و کار  Google باشد، و قطعا برای دوام تا زمانی که به کسب درآمد واقعی برسد، کار سختی در پیش خواهید داشت.اولا باید رقیب را خوب بشناسیم، بقول یکی از اساتید بنده ( آقای دکتر فریبرز دخانیان) رقیب اونی نیست که عقب تر از تو در حال دویدن است یا اونیکه صدها قدم از تو جلوتر است، رقیب تو کسی است که شانه به شانه آن در حرکت هستی و الا گوگل برای خودش حتی در ایران هم رقبایی مثل ترب را دارد که  با این تعریف به عنوان رقیب گوگل شناخته نمی شود هر چند وجود ترب به کم شدن ترافیک گوگل در موضوع خاص خودش در ایران منجر  شده باشد. و یا یاندکسِ روسی که کمتر کسی او را رقیب گوگل می داند.همچنین شرط رقابت عدم وابستگی به رقیب است مثلا، بینگ در ظاهر رقیب گوگل است اما بدون گوگل کارآیی ندارد ( به عبارتی به زندگی انگلی از گوگل بیشتر شبیه است تا رقیب)اما چرا تمام مردم دنیا از گوگل استفاده می کنند؟ ( این مطلب را هم بخوانید: چرا کاربران ایرانی حاضر به دست کشیدن از گوگل نیستند.)پاسخ در دو کلمه خلاصه می شود:عادت و جهالت. چرا که، حال کاربر معمولی وب با آنچه که گوگل ارایه می دهد خوب است. ( مثلا اینکه جستجوی پیش فرض بیشتر ابزارها و سیستم ها گوگل می باشد، که کار جستجو با آن را راحت کرده است.)و مهمتر از آن اینکه شما با خزشگر بدلیل فایروال ها و شبکه های ابری نمی‌توانید مانند گذشته در وب بخزید اما خزشگرهای گوگل در همه جا دسترسی راحت دارند و با داشتن این شاه کلید که خزنده های دیگر آن را ندارند گوگل کار سختی ندارد. برای خلاص شدن از این محدودیت، نه تنها به اراده، بلکه به مهارت فناوری نیز نیاز است که بصورت معمول آن به ان دسترسی نداریم(بقولی به روشی سرخپوستی نیاز است تا بتوان به نتیجه رسید).بعد از مسئله خزش، یک جستجوگر برای رقابت با گوگل قبل از هر چیز باید بتواند تنها با یک کلیک اجرا شود و برای اینکار باید در همه جا وجود داشته باشد. در تلفن،  کامپیوتر و حتی تلویزیون های هوشمندِ.این را هم بگویم که جهالتی که از آن صحبت کردیم جهالت محض نیست بلکه جبری است. چرا که تغییر عادت کاربران کار سختی است، با گوگل، آنها تمام اطلاعات مربوطه مورد نیاز خود را دارند. کاربران گوگل به خوبی می‌دانند که یافتن یک جستجوگر خوب دیگر به تلاش قابل توجهی نیاز دارد و ممکن است به تجربه بدتری منجر شود، و به هر حال احتمال بازگشت به گوگل در این نوع تلاشها زیاد است.خوب این یک تصمیم آگاهانه است، نه جهل و یک تصمیم ناآگاهانه. و مهمترین چیز اینکه کاربران نیازی به گوگل دیگری را احساس نمی کنند ( حتی اگر به آنها ثابت کنید گوگل ضعیف تر از آن چیزی که باید باشد  زمانی بوده عمل می کند.). مسئله دیگری که رقابت با گوگل را سخت می کند (البته برای بیرون از ایران )کسب درآمد از گوگل است. چرا که گوگل بهترین جستجوگر درآمدساز برای کاربران  است.برای رقابت با گوگل از یک مسئله مهم نیز نباید غافل شد، و آن عقب ماندن از زمان است. یک دهه طول کشید تا گوگل به طور کامل در جنگ با  دیگر جستجوگرها پیروز شود. به همین نسبت نیز شکست دادن گوگل به گذر زمان نیاز دارد.گذشته  گوگل نشان می دهد  که برای گوگل  رسیدن به تعادل بین نوآوری و انتظارات کاربر مهم است. در گوگل افزودن ویژگی‌ها و خدمات بدون افراط و تفریط انجام شده است.در بالاخره اینکه برای رقابت با گوگل  از گوگل باید آموخت.چهار درس بزرگ که کسب و کارها می توانند از گوگل بیاموزند1) گوگل نوآوری را در شرح وظایف (اصطلاحات تاسک لیست ) خود قرار داده است و همیشه با نیاز کاربران بروز است2) پایداری و عدم وجود هرگونه اختلال در کار3) بهبود تجربه کاربری، که یک اصل در گوگل است.(اتفاق جالبی که با تکامل اینترنت رخ داده است این است که گوگل نقش بزرگی در تعیین ظاهر وب داشته است . بهینه سازی سئو، طراحان وب، بازاریابان و تولیدکنندگان محتوا را تشویق کرده است تا استراتژی های خود را با الگوریتم های گوگل هماهنگ کنند.)4) شعار اولویت در شفافیت ( هرچند بارفتاری دوپهلو از گوگل). با وجودیکه گوگل شفافیت را اصل اجرایی خود می داند که نمونه بارز آن امکان تشخیص تبلیغات متنی با تفکیک  آن است، اما در عمل برای درآمد بیشتر  یا داشتن حمایت های دولت آمریکا، سوگیری الگوریتمی دارد که شامل تبعیت از سیاست های دولت آمریکا (مثل حمایت از غزه ) و یکی از مهمترین و قابل توجه ترین مثال ها جستجوی نامهاست، که کاملا جانبدارانه با تکیه بر ویکی از یک نفر حمایت یا به او حمله میکند.در آینده از گوگل بیشتر برایتان خواهم گفت.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jul 2024 07:14:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردی که جنسیت را نشونه گرفته</title>
                <link>https://virgool.io/roshangar/%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-kpfnglf4hnod</link>
                <description>می دونید اگر پزشکیان رئیس جمهور بشه مثل چی می مونه؟پزشکیان و گشت ارشادمثل اینه که من تو اداره کت را از تنم دربیارم بزارم روی صندلی، بعد برم خونه ببینم، کتم روی جالباسی است؟!!!!!!همانطور که شما این حرف را نامربوط و قیاس مع الفارق می دانید، پاسخهایی هم که پزشکیان تو هر سه مناظره به تمام سوالات تا اینجا داده  نامربوط بوده.چطور؟ از هرچی که سوال میشه، پزشکیان از حقوق زن  و دختر میگه (و آنقدر هم الکن که نمی تونه یک جوری این زن و دختر را به سوال ربط بده اما همینطور میگه و میگه).چرا؟ مگه چی برایش داره؟ توضیح واضحاته، تو جریان مهسا امینی، این یکی دستش اومده که با حربه ایستادن پشت زن و دختر  چه کارها میشه کرد.می دونید فقط چند بار تو مناظرات از گشت ارشاد حرف زده؟چه خبره؟ مگه با حرف جنسیتی زدن چه کارهایی میشه کرد؟ دقیقا مثل وقتیِ که تو بازار یکی  به یک سمتی داد میزنه دزد، دزد.... بگیریدش و همه بدون اینکه بدونند چقدر این حرف راسته شروع به دویدن به اون سمت می کنند هست.برای همه حرفاش هم آیه و قرآن میاره، فقط مونده جلوی دوربین، جانماز آب بکشه.رفتاری که عین حکایت عمروعاص می مونه تو بحث قرآن به سر نیزه کردن.هم می خواهد از مذهبیون رای داشته باشه و هم اونهایی که بی تفاوت هستند.مگه داریم، مگه میشه...گفتنی درباره آقای پزشکیان فقط همین نیست، ایشون یک کپی برابر اصل از آقای روحانی هستند، همانطور که تو دولت آقای روحانی کسی اگر اعتراض می کرد، دولت روحانی تمام قد ازش  شکایت می کرد و تا به زمین گرم نمی زدش ولش نمی کرد، دقیقا با همان سبک و سیاق رفتار می کنند.میگی نه، تو وب عبارت زیر را سرچ کنید و از نتیجه بدست آمده حیرت کنید: پزشکیان و شکایت ازآقای زاکانی خوب تیکه ای بهشون اندخت که:بنده نماینده بودم و یکی از آقایان نامزد‌های کنونی، وزیر بهداشت بود. متوجه خطا در آزمون دستیاری شدم و درخواست اطلاعات کردم، پاسخ ناقص دادند و مجبور به تحقیق و تفحص شدیم. معلوم شد آن زمان سوالات آزمون دستیاری را نفری ۳۰ میلیون تومان فروخته بودند و ۲۱ نفر در دادگاه محکوم شدند، اما آقای وزیر یا بی‌اطلاع بود یا از یک بی‌عدالتی محض دفاع می‌کرد.اما چی شد این وسط من  یک دفعه بعد از مدتها، برای روشنگری دست به قلم بردم.هرچی بوده برای تضاد منافع نبودهاتفاقا برعکس اولین منفعتی که جریان مهسا امینی برای ما مردها داشت، همین بود که تو نونوایی ها صف مرد و زن یکی شد (هرچی باشه نتیجه شعار زن و ازادی یکیش همینه.)صبح تو صف نون بودم که  چند تا خانوم از راه رسیدند و  می خواستند به بهانه زن بودن خارج صف نون بگیرند ( آخه تا قبل از مرگ مهسا امنیی، حفظ کرامت زن بطرز عجیب حاکم بر جامعه بود که یکیش تفکیک زن و مرد تو صفها از جمله صف نوانوایی بود)، که مردی از  مردهای تو صف که برای خودمون جمعیتی بودیم، گفت: خانوم ها بروید ته صف، مرد و زن هم نداره، همه تو یک صف می ایستند.بعد زیر لب ادامه داد بگذارید  پزشکیان رئیس جمهور بشه، همه جا با هم مختلط میشیم حالا مونده.و غافل بود که اینها همه شعار انتخاباتی است، بعد که یکی رئیس جمهور بشه کسی نمی تونه زودتر از 4 سال بکشش پایین.  عین روحانی که تو 8 سال رئیس جمهوریش، اونقدر از خونه بیرون نمی اومد که مردم نگران بودند که زخم بستر نشه، حتی از جلسات هیئت دولت که تنها جلسه موظفیش بود، ده تا یکی می رفت و حتی از جلسات خبر هم نمی گرفت (اون جمعه ساعت 9 صبح، قیمت بنزین را تازه شنیده بودن که یادتون میاد.). اما ایشون تو یک هفته تبلیغات رئیس جمهوری به اندازه همه عمرشون طی طریق داشتند.خدا بهشون سلامتی بده، شخصا این روزها خیلی نگران کم تحرکیشم. </description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jun 2024 12:35:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موتور جستجوی  هند  از کار افتاد</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-ippl4jyv5xdu</link>
                <description>در شرایطی که فضای مجازی در تمام کشورها به سرعت در حال رشد است و یا این شیب رو به بالا انتظار می رود هر کشوری برای مباحث پیش آمده هم که شده  موتور جستجوی خودش را داشته باشد اما همه چیز برعکس شده.تا کنون از 10 کشور دارنده موتور جستجو چندین کشور از دور رقابت با گوگل خارج شده اند و کشورهای دیگر هم نفس های سختی را می کشند.در مباحث قبلی از مرگ جویشگرهای ملی در ایران و ترکیه گفتیم:ترکیه هم در راه اندازی موتور جستجوی ملی شکست خوردچرا موتور جستجوی ملی پروژه ای نشد، شد؟در این مبحث ( که از سری تحقیقات تیم تحقیق بازار ojo می باشد)  کشوری که خاموشی موتورهای جستجوگرش را بررسی می کنیم کشور 1.5 میلیارد نفری هند است.اگر یادتان باشه گفتیم متولیان جویشگر ملی در ایران مهمترین دلیل شکست جویشگر های ایرانی را کوچک بودن جامعه  اینترنت ایران دانستند و گفتند این عدد باید به 500 میلیون برسد تا بتوان جویشگر ساخت(29 میلیون نفر در ایران فعالیت شبکه مجازی دارند و بطور متوسط 290 میلیون بار در روز در گوگل سرچ می کنند) اما آیا هند هم همین مشکل را داشت، یا برعکس این بهانه ای برای مسئولان ایرانی برای در رفتن از زیر بار مسئولیت بوده.داستان جویشگرهای ملی در هند از سال 91 در دو جهت ، یک جهت جستجوی آنلاین و یک جهت جستجوی آفلاین شروع شد.جستجوی آفلاین به این دلیل  که در سال 91 حدود 77 درصد مردم هند گوشی معمولی استفاده می کردند، شرکت اینوز (Innoz) موتور جستجوگر ویژه‏‌ای طراحی کرده بود که در آن کاربران از طریق پیامک می‌‏توانستند به یک مرورگر متصل شوند و عبارات و مطالب مورد نیاز خود را در اینترنت جستجو کنند. و از طرف دیگر جستجوی آنلاین که معروف ترین آنها از بین 122 رقیب، موتور جستجوی Guruji از شرکت Guruji بود مطرح ترین موتور جستجوی هندیGuruji شرکت خصوصی Guruji  در سال 2006 در بنگالور هند  با 15 میلیون دلار سرمایه (بخش عمده اش را شرکتهای مالی موسوم به ریسک پذیر متقبل شدند) شروع بکار کرد و ظرف یکسال 7 میلیون دلار از سرمایه اش را صرف موتور جستجوی خود کرد اما در عین تعجب در سال 2019 اعلام ورشکستگی کرد و موتور جستجوی خودش را که پیش از آن یکی دو سالی  صفحه خالی نشان می داد را برای همیشه خاموش کرد.آنچه محققین ojo، از موتور جستجوی Guruji بدست آوردند:در سال 2006، دو فارغ التحصیل از موسسه فناوری هند، دهلی بنام های  Anurag Dod و Gaurav Mishra - یک موتور جستجوی اینترنتی منحصر به فرد به نام Guruji را از شهر بنگالورو (که در آن زمان با نام بنگلور شناخته می شد) راه اندازی کردند. با استفاده از الگوریتم های اختصاصی، Guruji به دنبال ارائه نتایج جستجوی بهتر در سراسر هند بود. این موتور جستجو به سرعت (فقط 4 ماه طول کشید) بسیار محبوب شد، به ویژه به دلیل امکان «جستجوی موسیقی» آن، که به کاربران عشق فیلم و موزیک هندی اجازه می داد موسیقی را از سایت های مختلف، از جمله سایت های «دزدان دریایی» که محتواهای ی ناقض کپی رایت را میزبانی می کردند، پیدا کنند و پخش کنند. از زمان راه‌اندازی آن، زمزمه‌هایی شنیده می‌شد که گوروجی چگونه می‌تواند اولین گوگلِ هندی باشد. گوروجی مانند گوگل توسط دو فارغ التحصیل جوان از یک کالج مهندسی نخبه تاسیس شد و گوروجی نیز مانند گوگل از شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر معروف مانند Sequoia Capital و Sandstone Capital بودجه دریافت کرده بود. اینجا شرکتی بود که همه چیز لازم را برای موفقیت به عنوان یکی از اولین غول های اینترنتی دسی داشت. همه چیز برای زمین زدن گوگل در هند مهیا شده بود از حمایت های مردمی تا جستجوهای موفق اما چرا موفق نشد؟از ارزشمندی گاروجی  همین بس که یک موتور جستجوی با پشتیبانی از قابلیت راست چین دارای بخش وب مستری و با 20 کارمند شاغل در آ ن از  7 زبان رایج در هندوستان از جمله زبان هایی مانند هندی، تلوگو و کانادایی پشتیبانی می کرد. و برای 2000 نفر بطور غیر مستقیم اشتغال زایی کرد  در اواخر سال 2011 در اوج محبوبیت این موتور جستجو، گوگل عملا با مردم هند علامت بای بای را نشان داد و از حضورش در هند کاست. اما کمی بعد از کمر نگ شدن گوگل در هند یعنی در 12 اکتبر 2012 به یکباره زمزمه هایی از تعطیلی ناخواسته این موتور به گوش مردم هند رسید. شرکت مالک آن همچنین یک شبکه تبلیغاتی  پردرآمد را تحت بنر adGuru اجرا می کرد.  از ژانویه 2019، شرکتِ مالک این موتور منحل شده است که در ادامه بررسی می کنیم.صفحه رسمی گاروجی در لینکدین.و آنچه که در صفحه درباره ما این موتور آمده بود:گاروجی اولین موتور جستجوی مبتنی بر خزنده است که به طور کامل در هند توسعه یافته و برای ساده کردن جستجو برای کاربران هندی طراحی شده است. الگوریتم اختصاصی ما به طور خودکار محتوای موجود در وب را شناسایی می کند و آن را به گونه ای سازماندهی می کند که کاربران هندی نتایج جستجوی مرتبط را دریافت کنند. تیم ما متشکل از فارغ التحصیلان جوان، پویا و پرشور از موسسات برتر هند مانند IITs، IIMs، IISc، IIITs و دیگر کالج های مهندسی و مدیریت برتر، سخت کار می کنند تا جستجوی جستجوی کاربر را بهتر درک کنند و &quot;موتور جستجوی خود هند&quot; را بهتر کنند. هر روز. در سال 2006 توسط یک تیم مجرب تاسیس شد و در بنگلور هند مستقر است. این شرکت توسط صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر پیشرو تأمین مالی می‌شود و دارای تخصص قوی در فن‌آوری‌های مرتبط با جستجو و بهینه‌سازی با مجموعه محصولاتی شامل جستجوی وب، جستجوی عمودی و بهینه‌سازی تبلیغات تلفن همراه است.اما امروز تنها چیزی دردناکی  که در صفحه اصلی این سایت می بینیم خبر از مرگ این جویشگر خلاقانه هندی است:پایانی بر موجودیت جویشگر ملی هندچه چیزی موجب انحلال موتور جستجوی ملی هند شدیکی از اشتباهات بزرگ این موتور جستجو این بود که سایت موزیک   “pirate”  یا دزدان دریایی را که با نقض کپی رایت کار می کرد را هم ایندکس می کرد و لینکهای دانلود برای موزیک از این سایت را در اختیار کاربران هندی قرار می داد.با این کار ابتدا پرونده نقض حق چاپ توسط T-Series منجر به دستگیری مدیر عامل Guruji.com شد و در نهایت با بیشتر شدن شاکیان پرونده این  استارت آپ را مجبور به تعطیلی کرد.چرا که  از طرف چندین مجموعه آمریکایی  دیگر مرتبط، پایش به دادگاه کشیده شد و تنها در شکایت T-Series به 323 میلیون دلار  جریمه محکوم شد که با هر یک روز تاخیر چند ده هزار دلار به آن اضافه می شد.این اتفاق بارها برای گوگل افتاده چرا که قوانین کپی رایت بشدت سختگیرانه هستند .(خدا را شکر که ایران زیر بار این قانون نرفت.)گوگل به دلیل پشتوانه های پرقدرت مالی به راحتی از این جرایم جان به در برد و می برد اما توان مالی شرکت گاروجی در حد پرداخت این جریمه نبود، جریمه ای که در صورت عدم پرداخت به سرعت میلیاردی می شد.و چون ارزش این شرکت در آن سال به زور به 70 تا 80 میلیون دلار می رسید، مدیران آن به زندان کشانده شدند،اتفاقات از این به بعد داستان هرگز بر کسی فاش نشد&gt; اینکه که با چه توافقی موسسین آن از زندان آزاد شدند و چه شد که موتور جستجوی گاروجی دیگر به صحنه برنگشت. احتمالی که ما  با تحقیقات وسیعی که انجام داده ایم، می دهیم (البته مستدل و بر پایه مستندات قابل ارایه نیست) پای گوگل هم در میان بوده است و با ساخت و پاختی  که با شاکیان پرونده داشته، تعهداتی از موسسین گاروجی گرفته شده که این موتور دیگر حتی با برندی متفاوت شروع بکار نکند.شاید اگر دولت هند حتی به شرط سهیم شدن در درآمدها از این شرکت حمایت  می کرد شرایط  به بستن گاروجی منجر نمی شد.گاروجی به رکورد کانکارنسی یک میلیون رسیده  و توانسته با موفقیت از آن عبور کند که از نظر فنی عددی خیره کننده است و در کنار این قابلیت فنی این را هم در نظر بگیرید که در این سایت می توان 1.5 میلیارد آگهی در ماه نمایش داد و این در شرایطی است که اگر  درامد ماهیانه گوگل از ایران 500 میلیون دلار است از هند 12 میلیارد دلار بوده است.اما دولت هند گاروجی را تنها رها کرد و حمایت مالی لازم را  از آن برای فرار از این مهلکه به عمل نیاورد. این شرکت در اثر یک اشتباه سهوی (نمی شود گفت احمقانه، چون هیچ اصراری روی ارتکاب آن نداشته بلکه یک جورهایی از دستشان در رفته بوده و چون بر خلاف ایران، کشور هند متعهد به رعایت کپی رایت است مجبور به جلب رضایت شاکیان شد که  این با مصادره 100 درصد تمام اموال منقول و غیر منقول و حتی حقوق معنوی موتور جستجوی گاروجی و گرفتن تعهد عدم افشای اصرار موتور خاتمه یافت.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jun 2024 11:24:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسمش ذره بینِ اما آینه است</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%B4-%D8%B0%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xadbxsicfsns</link>
                <description>یکی از دوستان که گاها مطالبم را هم می خونه، شماره ام را گرفت و درباره نقدهایی که از ذره بین کرده ام تردیدهایی داشت که مهمترینش این بود که تا چه حد مطمئنم که ذره بین متاسرچ  هست و سرچ انجین نیست؟ببخشید که واژه های فنی را بکاربردم، آخه دوستم مثل خودم توسعه گر وب هست، سوالش به فارسی روان این میشه که:تا چه حد مطمئنی که ذره بین برای جستجو از گوگل استفاده می کنه و خودش این کار را نمی کنه؟آیا  ذره بین بدون گوگل می تواند چیزی را پیدا کند؟گفتم فلانی، اگر تو تونستی برای من مجتهدی پیدا کنی که رساله نداشته باشه منم موتور جستجوی بدون مدیریت پنل کاربری (همان سرچ کنسول ) و  خزشگر را می پذیرم.گفتش شاید فرصت نکرده پنل ارایه بده، و از کجا می دونی که خزشگر نداره؟خلاصه بعد از مدتی با هم به یک نتیجه گیری خوب رسیدیم،یا ذره بین مثل آینه است و از گوگل میگیره و بما نشون میده (و این وسط مثل آینه که جهت موی سرمن را از چپ به راست تغییر می ده و ساعتم را از مچ چپم تو مچ درست راستم می گذاره، ذره بین هم جای چند تا سایت را عوض می کنه یا اصلا حذف می کنه) و یا ذره بین است.آینه را چطور  میشه تشخیص داد، میری پشتش را نگاه می کنی اگر صفحه نقره ای یا مثل آ ن داشت آینه است.برای سایت ذره بین هم میشه همین کار را کرد(بک اندی ها خوب می فهمند منظورم چیه).دوستم گفت چطوری؟گفتم برای خودت تو سایتت یک صفحه بزن و از صفحه اصلی سایت، بهش لینک بده طوری که گوگل اصطلاحا فالووش کنه، تا گوگل  بره برای ایندکس کردنش.از اونطرف تو اون صفحه که ساختی، کدهای مخصوص ربات گوگل برای no-index کردن را قرار بده تا گوگل از ایندکس کردنش صرف نظر کنه.برای اینکار شما می تونید این بخش از مستندات گوگل را مشاهده فرماییدBlock Search indexing.با اینکارت گوگل صفحه ات را ایندکس نمی کنه اما یاهو والباقی از این ممنوعیت تبعیت را نمی کنند و صفحه تمام و کمال ایندکس می کنند.این یعنی اگر ذره بین صفحه اصلی تو را خودش خزش کرده و پیدا کرده، تو خزش های بعدی هم که بیشتر از یک روز برای صفحه اصلی طول نمی کشه، با فالو کردن لینک به صفحه جدید می رسه، پس باید اون را هم ایندکس کنه.دوستم که دست تندی در کد زدن سریع داره، اینکار را کرد و حواسش به آخرین درخواست من بود که،دو سه روزم صبر کن، اگر این اتفاق نیفتاد، یعنی ذره بین خزشگری ندارد که بخواهد متوجه صفجه جدید شود و تنها به دست گوگل نگاه می کند و چون گوگل هم از این کار منع شده، پس اون صفحه در ذره بین هم عقیم، بی آدرس و بی کس و کار باقی می ماند.امروز صبح بود که دوستم گفت، فلانی هنوزم صفحه  ام تو ایندکس ذره بین دیده نمی شه، دیگه مطمئن شدم که ذره بین خزشگری ندارد.بله دوست من ؛ من که خودم هم از اولش هم مطمئن بودم که ذره بین هیچ خزشگری ندارد.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 20:11:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موتورهای جستجو ملی ترکیه مردم را سورپرایز کردند!</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-gnatu3idws9w</link>
                <description>88/09/08 خبرگزاری ایرنا این تیتر را زد: ترکیه موتور جستجوگر اینترنتی خود را راه اندازی می کند.در متن این خبر به نقل از سازمان فنآوری مخابرات ترکیه اعلام شد: ترکیه در حال ایجاد موتور جستجوگر اینترنتی خاص خود می باشد و این سامانه را سال آینده میلادی راه اندازی می کند هرچند این یکسال عملا 10 سال طول کشید ولی ظرف یکسال آنقدر ترکیه روی این قضیه مانور داد و بزرگنمایی کرد که رضا تقی پور وزیر اطلاعات وقت ایران باورش شد میشه یک کارهای علیه گوگل کرد و ایشون را به فکر کمک گرفتن از ترکیه برای موتور جستجوی ملی ایران کرد.این سوتیتر و تیتر را از خبرگزاری مهر بخوانید:تقی پور خواستار شد:همکاری با ترکیه برای راه اندازی موتور جستجوی ملیدقیقا 10 سال طول کشید که در ۱۳۹۸/۰۹/۲۸  بالاخره دولت موتورهای جستجوی ملی را پذیرفت و در راستای حمایت از آنها این تیتر را در سایت دنیای اقتصاد دیدیم:وزیر ارتباطات ترکیه مردم را سورپرایز کرد!سورپرایز چیزی نبود جز اعلام ممنوعیت استفاده از گوگل در ترکیه وزارت ارتباطات ترکیه در حمایت از موتورهای جستجوی خود گوگل را تحریم کرداین یعنی ترکیه بعد از 10 سال و باحمایت دولت (تا سرحد قطع کردن دسترسی مردم ترکیه به گوگل) به موتور جستجوی ملی خود رسید.اگر دسترسی به یوتیوب دارید این لینک را باز کنید که افتتاح یکی از این موتور جستجوهاست:Türk arama motoru Yaani bize neler sunuyor?این تصویر از سمینار افتتاحیه سایت یاعنی ترکیه استموتورجستجوی «یعنی» که توسط بزرگترین اپراتور همراه اول ترکیه  یعنی ترکسل ارایه شد، مدیریت ترکسل در شرح این موتور جستجو در زمان افتتاح آن این گونه گفت (مشابه گنده گویی هایی که برای پارسی جو و یوز هم شد): یکی از مهمترین ویژگی های یاانی که زبان مادری آن ترکی است این است که برای درک ساختارهای دستوری مختلف ترکی ایجاد شده است. بنابراین، Yaani با نتایج بسیار دقیق تری در جستجوهای ترکی برای کاربران ظاهر می شود. Yaani با استفاده از نماد مهره چشم بد به عنوان نمادی که با ترکیه مشخص شده است، عادات کاربران و آنچه را که واقعاً می خواهند پس از مدتی جستجو کنند را بر اساس جستجوهای خود می آموزد. جستجوهای مشابهی که قبلا انجام شده است در حین جستجو به کاربر نشان داده می شود.کان ترزیاوغلو، مدیر کل ترکسل در ادامه  با بیان اینکه داشتن موتور جستجوی خود، ترکیه را به یکی از معدود کشورهای جهان تبدیل کرده است، گفت: ما دوره ای را می گذرانیم که منبع قدرت در جهان در حال تغییر است. داده در حال حاضر مهمترین قدرت است. اگر ما به عنوان یک کشور بخواهیم در این دوره جدید حرفی برای گفتن داشته باشیم، باید داده های دیجیتال خود را در کشور خودمان نگه داریم و آنها را پردازش و به خدمات نوآورانه تبدیل کنیم.زیرا داشتن داده ها فایده ای ندارد مگر اینکه آنها را پردازش کنید. خدماتی که ما تاکنون توسعه داده ایم توسط میلیون ها نفر نه تنها در ترکیه بلکه در سراسر جهان استفاده می شود. اکنون با Yaani قدم دیگری برمی داریم و وارد بازار موتورهای جستجو می شویم، یکی از خدماتی که بیشترین داده را تولید می کند. این موتور جستجوی ترکیه است نه ترکسل. او گفت: &quot;با حمایت همه ما رشد خواهد کرد.اما یک چیز این داستان عجیب بود همانطور که از سال 99 تمام موتورهای جستجوی ایرانی شروع به حذف و خاموشی شدند، همین اتفاق عینا برا ی موتور های جستجوی ترکیه افتاد. بله درستهحتی یاعنی که غول اپراتوری ترکیه پشت آ ن بود الان تنها بر روی گوشی های موبایل در حد محدود فعالیت دارد و و بخش وب آن غیر فعال شده است و تنها یک عکس در صفحه آن گذاشته اند.بله مثل ایران،ترکیه هم در راه اندازی موتور جستجوی ملی شکست خوردلیست زیر، فهرستی از انبوده موتورهای جستجویی ا ست که طی 3 سال گذشته در ترکیه روبه نابودی گذاشتندAdanZye.comGirbul.comMecaz.comTurkdunya.deahtapot.comaltanvista.comarabul.comarabul.tr.cxarama.comarama.e-kolay.netarama.mynet.comarama.superonline.comarama-tr.comarrama.combaglan.combaybul.combekliyorum.netbigglook.com/arama.aspbilgi.net.trbilgibankasi.gen.trbizimsayfa.debuluyorum.comcamia.netfind.egenet.com.trhemenbul.comibis.com.trindexturkiye.cominternetrehberi.cominterturkishnet.comiyibul.netkapasite.comlist2000.com.trmavinokta.commerhabapc.virtualave.netnerede.comnetteyim.netpromosyon.comrehber.medyatext.com.trrehber.turk.netsanalistan.comsaneg.comsayfa.comsayfabul.comsibels.comsiteara.netsitebul.netsumengen.orgtarabul.comtekbul.comtumturkiye.comturkarama.comturkeyseek.comturkin.netturkinfo.netturkish-media.comturkmeta.comtr.abacho.comusanba.comxarama.comwebgezgini.comturkce-arama.comwebtarama.comweb-reyting.netyakeo.com/trziyaretci.comو این اتفاق برای بزرگترین های آنها هم افتاد، یعنی همانطور که پارسی جو ویوز در ایران از کار افتادند موتور های مطرح ترکیه یعنی آراما که بهترینشون بود (و الان تبدیل شده به دایرکتور ا نجین)، آهتاپوت (یا اختاپوس)  و آراما-تر هم که حذف شدند.و جالبه قضیه هم اینه که آنجا هم مثل ایران همه چیز چراغ خاموش انجام شد. و الان تمام جستجوها در ترکیه با موتور جستجوهای بین الملللی و در راس آنها گوگل انجام میشود.چرا موتورهای جستجوی ترکیه شکست خوردند؟طبق بررسی های انجام شده توسط تیم تحقیق و توسعه ما اینکه این پروژه ها در ترکیه با وجود همه شعارهای مسئولان و مطالعات انجام شده با ناامیدی به پایان رسید چهار دلیل عمده داشته که شاید برخی از آنها با شکست موتورهای جستجو در ایران همسان باشند شایدم نه.سرمایه گذاری ناکافی: یک کوئن منفی بزرگ برای توسعه یک موتور جستجو است. چنین مطالعاتی که نیازمند بودجه هنگفتی هستند، در ترکیه از حمایت مالی کافی برخوردار نشد، و با وجود حمایتهای ابزاری (مثل مسدودی گوگل) همگی با شکست مواجه شدند.عدم کفایت افراد مسئول: توسعه یک موتور جستجو با صرف اتکا به چند نفر دارنده مدارک بالا همچون دکترا،  بدون تیم متخصص و مجرب در این زمینه امکان پذیر نیست.مدارک دانشگاهی هیچ کمکی به راه اندازی یک موتور جستجو نمی کند. به همین دلیل اول از همه باید پروژه را با تیمی ماهر و با تجربه در این زمینه شروع کرد و با این تیم کارهای لازم را انجام داد. طی بررسی هایی که ما انجام دادیم در تمام موتورهای جستجوی ترکیه، تکیه بر رانت و افراد دارنده کرسی های دانشگاه شده بود و نه بهره مندی از نیروهای خلاق و متخصص. عادات کاربر (همان تجربه کاربری یا UX): تعصب و مخالفت کاربران یکی از بزرگترین موانع موفقیت بود. اگر کیفیت محتوا در حد گوگل بود و  صفحات خود را پر از تبلیغات نکرده بودند(که به همان کم سرمایگی هم برمیگردد) کاربران هم کمتر مقاومت نشان می دادند.و چون سابقه استفاده از محصولات نرم افزاری تولید ترکیه در کشور ترکیه بسیار کم است اعتماد هم کم است. بزرگترین دلیل این امر هم ناامیدی های قبلی است. به همین دلیل، کاربران با سابقه ای که از گوگل در سادگی کنار کیفیت داشتند ترجیح می‌دهند از تجربیات کاربری خود دست نکشند و با احتیاط با هر چیزی جدید برخورد کنند.عدم تبلیغات کافی: طول عمر موتورهای جستجو در ترکیه بسیار کوتاه بود. برای موفقیت یک موتور جستجو باید برای مدت طولانی فعال باشد اگر نه به اندازه کافی بر روی آن تبلیغات شود تا بتواند کاربران را مجاب کند. با وجودیکه، در ترکیه 10 سال برای راه اندازی موتور جستجو وقت گذاشتند اما در تبلیغ و معرفی ان کوتاهی کردند  و این شد که  طول عمر موتورهای جستجوی ترکیه به طور کلی از یک سال بیشتر نگذشت.امیدوارم با انتشار این مطلب، حداقل مسئولان ما دیگه به موتور جستجوی ترکیه ننازند و بدانند که ترکیه هم شکست سختی از گوگل خود، هر چند وضعیت ترکیه از نظر ژئوپولیتیک و استراتژیک خیلی با ایران متفاوت است و آن نیازی را که ما به موتور جستجوی ملی داریم ترکیه هیچ وقت نداشتهمنتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 19:05:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 استراتژی برای رقابت موفق آمیز با غولهایی مثل گوگل</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-ohxfsnkssxrp</link>
                <description>قبل از آشنا شدن با این استراژی ها لازم است که 5 تفاوت یک استارتاپ با بزرگان را بدانید:5 تفاوت یک استارتاپ با غولهایی مثل گوگلاما 5 استراتژی که بر همین اساس و ترتیب باید چیده شود.اگر استارتاپ هستید این 5 استراتژی را یاد بگیرید1) به کارهای خود تا می توانید سرعت بدهیداز آنجایی که شرکت های بزرگ در حرکت محتاطانه فتار می کنند و به این دلیل بسیار کند هستند، مناطقی از جامعه هدفتان را پیدا کنید که سرعت در آن ها اصل است. در اصل شما جت اسکی هستید که در برابر یک کشتی اقیانوس پیما قرار گرفته اید. شما نمی توانید وزن بیشتری نسبت به کشتی اقیانوس پیما حمل کنید، اما همیشه می توانید با آن کورس بگذارید. به جای اینکه سر به راه باشید، اگر لازم شد بی کلگی کنید و فقط روی سرعت  زوم کنید زیرا مهندسان دریایی در کشتی بزرگ تعجب می کنند که چه خبر شده  است، اما نگران نباشید کاری نمی کنند.2) خاکستری فکر کنید شما استارتاپ هستید، اولا سیاه که اصلا نباشید اما لازم هم نیست یکدست سفید باشید، چون مثل شرکتهای بزرگ زیر ذره بین نیستید که بخواهید همه چیز را قانونمند پیش ببرید و مطمئن باشید خود قانون هوای شما را در جاهایی دارد. شما می توانید از خلاهای قانونی به نفع خود استفاده کنید اگر استارتاپی خطایی انجام دهد دو اتفاق برایش می افتد یا ادعای بی گناهی می کند یا آخرش این است که نابود می شود( برای استارتاپها خیلی اتفاق بدی نیست چون می تواند در جای دیگر تلاشی دیگر بکنند) اما اگر جواب بدهد ارزشش را داشته( چون نمی خواهم این وبلاگم را از دست بدهم بیشتر از این بازش نمی کنم).3) دم دست باشید و دم دستی ها را بچسبیدیادش به خیر حاج احمد آقای کافی تو یکی از سخنرانیهاش حرف جالبی زدفرمودند که هیچ وقت مگسی نباش که بخواهی جلوی لوکوموتیو قطار، بایستی و سینه ستبر کنی و بگویی من نمی گذارم از این جلوتر بروی، در استفاده از بودجه ای که برای استارتاپ خود کنار گذاشته اید  از همان ابتدا به این فکر نباشید که موتور جستجویی برای رقابت با گوگل بسازید، که حکم خودکشی را دارد. اما می توانید مناطقی را که برای گوگل بسیار کوچک است را انتخاب کنید. اینجای بحث را هم چون یک مقدار دارم وارد سناریو سیاستهای شرکت  مجری طرح ojo می شوم مجبورم ترمز را بکشم و ادامه ندهم، فقط همینقدر بگویم که شما می توانید مثل طاقچه باشید دم دست و دست یافتنی.4) با گاو سرشاخ نشو اما بهش پشت هم نکنگاو ممکن است با شما وارد رقابت نشود اما می تواند بدجنسی به خرج بدهد و شما را بکشد، عدم تقارن اطلاعات برای شما حکم آن پارچه قرمز گاوباز را دارد و  امتیاز برتری شماست، تا می توانید از آن استفاده نکنید اما اگر لازم شد می توانید با پارچه قرمزی که در دست تان دارید از  حمله گاو جاخالی بدهید و در صحنه رقابت بمانید.5) ضعیف باش و ضعیف بازی کنمردم افراد ضعیف را دوست دارند و به خوبی آنها را حمایت می کنند. اگر بنیان‌گذاران استارت‌آپ در کنار  تند و تیز بودن،و کنار گذاشتن قلدری، افراد مستعد و دوست‌داشتنی باشند، رسانه ها نمی توانند صبر کنند و منتظر  رسیدن به صفحات پایان داستان موفقیت آنها در برابر جالوت شوند و از همان آغاز هم مسیر با استارتاپ حمایتی همه جانبه از آن خواهند داشت و دوست خواهند داشت که گوگل از شما شکست بخورد یا حداقل از رو برود.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2024 23:37:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 تفاوت یک استارتاپ با غولهایی مثل گوگل</title>
                <link>https://virgool.io/ojo-ir/5-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D8%A7-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-flyftcur3rj0</link>
                <description>استارتاپ با بزرگان چه تفاوت هایی دارندبرای پیروزی در برابر گوگل، بهموتِ قرن، 5 استراتژی مهم باید سرلوحه کار شود، این 5 استراتژی رمز پیروزی های بزرگ استارتاپ های کوچک در برابر شرکت های بزرگ است. اما قبل از پرداختن به آن از 5 تفاوت یک استارتاپ با گوگل بگوییم.1) سرعت بالای انتقال اطلاعاتدر یک استارت‌آپ، یک بخش کلیدی از اطلاعات در عرض چند دقیقه منتقل می‌شود و در عرض چند روز به آن عمل می‌شود و این اتفاق حتی ممکن است در گوشه ای از یک پارک ساکت در گوشه ای از شهر بیفتد. اما در یک شرکت بزرگ، باید از سلسله مراتب عبور  کند و اغلب هم در مسیر گم می شود. حتی اگر حیاتی باشد و در نهایت [پس از هفته ها و حتی ماه ها]، یک تفکر گروهی مزاحم در اجرا وجود دارد.2) عکس العملهای سریع و تغییر رویه های ناگهانییک استارت تاپ مانند قایقی است که دو نفر در آن نشسته اند و هر لحظه به هر سمت که صلاح بدانند تغییر زاویه می دهند و برای این کار نه سکانی هست، و نه نیاز به بررسی وضعیت ها و نه دستور کاپیتان.اما شرکت‌های بزرگ مانند کشتی‌هایی بزرگ هستند، برای چرخش بسیار کند عمل می کنند3)محدودیت های بودجهشرکت های بزرگ بودجه و اهداف سالانه دارند. و  نمی توانند هر روز در برنامه های خودشان تغییرات دهند. و چون محدودیت های بودجه ای می تواند مانع از تصمیم گیرهای مهم برای تغییر رویه شود. شرکت های بزرگ انعطاف کمی برای تغییرات دارند . چون تصمیم هر چقدر کوچک حتی ممکن است مثلا به  تعدیل نیرویی عظیم یا بر عکس افزایش نیروها و متعاقبا افزایش بودجه منجر شود.3)  عدم تقارن اطلاعاتیدو  مهندس می توانند موتور جستجویی تولید کنند که بزرگ ترین جالوت ها را شکست دهد، می توانند پیام رسانی محشر تولید کنند که دنیا را متحیر کنند، چرا که شرکتهای بزرگ بعید است که  حتی متوجه حضور این دو  شده باشند، چه رسد به دانش فنی آنها، در حالیکه بر عکس آن، شرکت های بزرگ کاملا عمومی هستند و در این شرکتها (اگر سابقه استخدام در یکی از آنها را داشته باشید می دانید که) همه چیز را همگان دانند.4)روابط عمومی و تبلیغات رایگانجذب تبلیغات برای یک شرکت استارتاپی کوچک از آسانترین کارهاست و این در حالیست که شرکت های بزرگ باید پول زیادی را برای تبلیغات مثبت بپردازند.5) به دلیل موانع قانونی یا اجتماعی، استارت‌آپ بودن آسان‌تر از گوگل بودن است.اصطلاحا شرکتهای بزرگ جلوی چشم هستند. هر کاری که گوگل انجام می دهد، توسط هر دولتی نیز مشاهده می شود. به این دلیل کاری که استارت‌آپ‌های کوچک می‌توانند از پس آن برآیند، در گوگل قابل انجام نیست.منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</description>
                <category>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</category>
                <author>منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞).</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2024 22:47:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>