<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های yalikhani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@yalikhani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:38:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>yalikhani</title>
            <link>https://virgool.io/@yalikhani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کارگاه مجازی تحلیل و تدوین استراتژی ویژه کسب و کارهای کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-uhne997naowl</link>
                <description> کارگاه مجازی تحلیل و تدوین استراتژی ویژه کسب و کارهای کوچک این کارگاه از روز جمعه ششم اردیبهشت ماه به مدت دو هفته خواهد بود.  این کارگاه کاملا مجازی بوده و حضور در این دوره و دریافت مشاوره برای شرکت کنندگان کاملا رایگان می باشد نحوه حضور: شرکت کنندگان کافی است در کانال یادگیری، توسعه و بهبود به آدرس  https://t.me/LearningImproveDevelopment  عضویت داشته باشند. مطالب به همراه توضیحات کاربردی و نمونه های اجرایی در کانال به اشتراک گذاشته می شود. در هر روز تمرین هایی اعلام می شود که شرکت کنندگان می توانند تکالیف انجام شده را برای ادمین ارسال نموده و اشکالات خود را برطرف نمایند.  صاحبان کسب و کار می توانند با معرفی خود به ادمین کانال اطلاعات واقعی خود را به عنوان تکالیف ثبت نمایند و از خدمات مشاوره رایگان مجازی بهره مند شوند.   با دعوت از دوستان دانشجو، صاحبان کسب و کار، علاقه مندان به یادگیری و بهره وری ما را در رسالت آموزش و ایجاد فرهنگ سازی در کسب وکار یاری نمایید. </description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Tue, 23 Apr 2019 10:15:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت برنامه ریزی مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-bgbwunkrma47</link>
                <description> برنامه ریزی مالی به این معنی است که تصمیم می گیرد چه چیزی خرج کند، چطور خرج کند و چقدر هزینه بر اساس بودجه موجود باشد. برنامه ریزی مالی باید توسط همه افراد از شرکت های بزرگ چند ملیتی انجام شود. هرچه مقدار وجوهی که با آن برخورد می کنید بزرگتر باشد، تلاش بیشتری برای برنامه ریزی مناسب آن استفاده می شود.اهداف برنامه ریزی مالی برای سازمان هادر دسترس بودن دارایی های مناسب:برای اطمینان از اینکه بودجه کافی برای پرداخت هزینه های روزمره، خرید دارایی های بلند مدت و پرداخت هزینه های غیرقابل پیش بینی در دسترس است، در دسترس است. برنامه ریزی نه تنها برای اطمینان از اینکه مالی به موقع در دسترس است، بلکه همچنین این که شرکت دقیقا می داند کجا پول را از زمانی که مورد نیاز است، انجام می شود.مدیریت جریان نقدی:این فقط یک کمبود پول نیست که می تواند مشکلات ایجاد کند؛ بیش از حد پول نقد می تواند به همان اندازه مشکل برای مدیریت ایجاد کند. اگر کمبود بودجه وجود دارد، با اطمینان می توان نتیجه گرفت که این شرکت عملکرد آن را دشوار می کند. اما داشتن پول اضافی و استفاده از آن به شیوه ای مطلوب، صرفه جویی زیادی در منابع است. هنگامی که این شرکت با وجوه سر و کار دارد، باید به دنبال راهی برای سرمایه گذاری عاقلانه باشد و اطمینان حاصل کند که برنامه هایی که در دست دارند و به سرمایه گذاری های جدید فکر می کنند.اهمیت و ارزش برنامه ریزی مالیبرنامه ریزی مالی به ارزش فوق العاده ای برای شرکت می افزاید. در واقع، بدون آن هیچ سازمانی نمی تواند کارآمد باشد. در زیر برخی از دلایل آن وجود دارد.این شرکت باید برنامه ریزی کند تا فقط مقدار مناسب وجوه را جمع آوری کند. پول خیلی بد است و خیلی زیاد است. برنامه ریزی در جمع آوری، ذخیره سازی و استفاده از مقدار مناسب بودجه کمک می کند.چگونه این وجوه را افزایش می دهیم؟ آیا شرکت می خواهد سهام را بدهد، آیا بدهی ها را بدهد یا آیا آنها از بانک ها وام بگیرند؟ هنگامی که این تصمیم گیری صورت می گیرد، این شرکت باید تصمیم بگیرد که چه کسانی بخواهند سهام و بدهی را منتشر کنند و کدام بانک ها می خواهند برای وام ها به آن نزدیک شوند. از آنجایی که اکثر شرکت ها از ترکیب این همه راه ها برای جمع آوری پول استفاده می کنند، برنامه ریزی گسترده و پیچیده می شود.در هر نقطه ای از زمان، یک شرکت ممکن است دو، سه یا شاید بیشتر پیشنهادات سرمایه گذاری داشته باشد. آنها باید تصمیم بگیرند که کدام یک از آنها ارزان ترین، سودآورترین است و دارای بالاترین شانس موفقیت است. سپس آنها می توانند در این پیشنهادات سرمایه گذاری کنند.هر سازمانی نیاز به یک کوانتوم قابل توجه برای عملیات روزمره دارد و هرچقدر شرکت بزرگتر باشد، بیشتر پول مورد نیاز است. مالیه به طور مداوم به کسب و کار جریان دارد به طوری که عملیات بدون محدودیت ادامه می یابد و در هیچ لحظه ای زمان کمبود مواد اولیه یا توقف در تولید وجود ندارد.برنامه ریزی مالی نیز پایه ای برای کنترل مالی است. مگر اینکه تیم های مالی بدانند چه مقدار پول اختصاص داده شده و به کدام فعالیت، آنها نمیتوانند بدانند که آیا آنها بیش از حد بودجه هستند یا کمبود بودجه دارند. اگر اقدامات اصلاحی لازم باشد، آنها باید پایه ای برای اقدامات اصلاحی داشته باشند.هر کسب و کار باید با هزینه های غیرقابل پیش بینی، شرایط بحرانی و رویدادهایی مواجه باشد که آنها کنترل آنها را ندارند. بودجه اضطراری برای گذراندن این فازهای سخت مورد نیاز است. یکی از نقش های برنامه ریزی مالی این است که مطمئن شوید ذخایر کافی برای چنین مواردی وجود دارد و این ذخایر به طور مداوم و زمانی که از بین می روند، تمدید می شود.یک شرکت باید دائمی تصمیم بگیرد که کدام بخش چگونه پول می گیرد. هر بخش مانند تولید، فروش، بازاریابی و غیره، بودجه خودشان را به چه مقدار نیاز دارند. اما آیا آنها باید وجوهی را که برای آنها درخواست می شود، بدهد؟ زمان هایی وجود دارد که بخش بازاریابی ممکن است نیاز بیشتری داشته باشد و زمان هایی وجود دارد که اداره منابع انسانی ممکن است نیاز بیشتری داشته باشد. چه کسی می شود چه مقدار وجوه و در چه نقطه ای در زمان فعالیت مداوم برای برنامه ریزان مالی است.برنامه ریزی مالی همچنین هماهنگی اهداف را تضمین می کند و اهداف رشد اقتصادی را با نیازهای مالی آن هماهنگ می کند. به عنوان مثال، هدف از هدف فروش بالاتر ممکن است نیاز به کاهش قیمت ها را به حاشیه سود محصولات و خدمات در اختیار شما قرار دهد.برنامه ریزی مالی همچنین از رشد استراتژیک سازمان با در نظر گرفتن خطرات، برآورد بودجه سرمایه گذاری و فرصت ها در بازارهای جدید حمایت می کند.برنامه ریزی مالی معمولا با دنبال کردن مراحل زیر انجام می شود:· پیش بینی فروش· پیش بینی دارایی های مورد نیاز جهت حمایت از فروش· برنامه ریزی منابع مالی که درون سازمان تولید می شود· پیش بینی منابع خارجی که مورد نیاز است· شناسایی وسیله ای برای افزایش بودجه· ارزیابی تأثیر برنامه ها بر نسبت های مالی و قیمت سهامبرنامه ریزی مالی یک فعالیت سالم است که نیاز به پشتیبانی از گزارشگری مالی و تحلیل دقیق دارد. نه تنها باید به طور مداوم انجام شود، بلکه باید نتایج این برنامه ها نیز مورد بررسی قرار گیرد. در صورتی که آنها کار نمی کنند، برنامه های جدید باید تهیه شود و یا نیاز به اصلاح آنها باشد. بزرگتر سرمایه گذاری، بزرگتر از تیم کار بر روی برنامه ریزی مالی و بیشتر مهارت مورد نیاز است.برنامه ریزی مالی قبل از آغاز یک سرمایه گذاری شروع می شود و در طول عمر خود ادامه می یابد. این یک فعالیت حیاتی برای همه شرکت ها است.</description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Sun, 21 Apr 2019 10:44:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت های مدیریت زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-rolidpuzupmw</link>
                <description> آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا بعضی افراد همیشه زمان کافی برای انجام کارهایشان دارند در حالیکه بعضی با وجود عجله‌ای که در انجام کارها دارند به نظر هیچ وقت کارشان به اتمام نمی‌رسد؟ آیا دلیلش این است که افراد دسته اول کار زیادی انجام نمی‌دهد؟در تئوری، مدیریت زمان کار بسیار سختی نیست اما وقتی در مرحله عمل قرار می‌گیرد بسیار مشکل خواهد بود. لازم است که زمان اندکی برای اولویت گذاری و سازمان‌دهی خودتان اختصاص دهید. اما پس از اینکار متوجه تغییرات جزئی در طول روز، هفته و ماه خواهید شد، و زمان در همه چیز نقش اصلی را ایفا خواهد کرد.شناخت تفاوت میان ضروری و مهمضروری به معنی امری است که نیازمند توجه سریع است اما شما ممکن است توجهتان زیاد باشد یا کم. پاسخ دادن به تلفن ضرروی است. اگر پاسخ ندهید، تماس گیرنده تماس را قطع خواهد کرد و شما نمی‌دانید که چرا تماس گرفته است.مهم در مورد کارهایی است که انجام ندادن آنها نتایج جدیدی برای شما و سایرین خواهد داشت.رفتن نزد دندان پزشک مهم است. اگر نروید، ممکن است بیماری لثه‌ای یا سایر بیماری‌ها را بگیرید.تمایز میان کارهای مهم و ضرروی اصلی در اولویت گذاری زمان و حجم کاری است در سر کار یا خانه است.ضرورت و اهمیت وضعیت‌های ثابتی نیستند. باید دائماً فهرست کارهایتان را بررسی کنید تا مطمئن شوید که هیچ چیز تغییر نکرده زیرا احتمال جابه جایی وجود دارد.اگر یک کار مهم به پایین فهرست برده شود اما هم چنان مهم باشد، در مورد آن چه می‌توان انجام داد؟اول از همه بررسی کنید که آیا واقعاً اهمیت دارد. آیا نیاز است کاری برای آن انجام شود یا اینکه شما فقط به خودتان می‌گوید که باید کاری کنید؟ اگر واقعاً مهم است آنرا واگذار کنید.سایر قوانین مدیریت زمانمنظم بودنبرای بعضی از ما بی نظمی می‌تواند عامل حواس پرتی و افسردگی باشد.منظم و مرتب بودن هم عزت نفس و هم انگیزه را تقویت می‌کند. اگر محل کارتان تمیز باشد، می‌توانید بر همه چیز تسلط داشته باشید.اگر سیستمی دارید که در آن همه چیز ثابت است پس از شر چیزهایی که بدرد شما نمی‌خورد یا کارتان با آنها تمام شده، خلاص شوید. اینگونه می‌توانید میان چیزهایی که لازم دارید هماهنگی و نظم ایجاد کنید.ترفندهایی برای منظم بودن:سه دسته ایجاد کنید: نگهداری، پس دادن و بیرون انداختن.در قسمت نگهداری اسنادی که به آنها نیاز دارید را نگهداری کنید. اگر نیاز به کاری است، آنرا به فهرست کارهایتان بیافزایید.پس دادن اگر چیزی را نمی‌خواهید آنرا به کس دیگری بدهید که احتمالاً از آن استفاده می‌کند یا کاری که می‌توان آنرا واگذار کرد.بیرون انداختن چیزهایی که ارزشی برای شما یا شخص دیگر ندارند.از زمان استفاده کنیدهمه ما در ساعاتی از روز بهتر کار می‌کنیم. بهتر است که کارهای مشکل را به این زمان‌ها موکول کنید.با این حال لازم است به برنامه ریزی در مورد زمان‌های مختلف مانند جلسات یا رفتن به اداره پست هم فکر کنید.گزینه دیگر این است که فهرستی از کارهای کوچک مهم اما غیر ضروری تهیه کنید که می‌توان آنها را در فاصله ۱۰ دقیقه‌ای میان جلسات انجام داد: این زمان برای ارسال تأیید ایمیل زمان تعطیلات کفایت می‌کند؟کارها را به تعویق نیندازید بلکه علت وسوسه شدن خود را بررسی کنیداگر یک کار مهم و ضرروی است سریعاً آنرا انجام دهید.با این حال اگر احساس کردید که در حال بهانه تراشی برای انجام ندادن این کار هستید، از خودتان دلیلش را بپرسید.ممکن است دلایلش اخلاقی باشد یا اینکه فکر کنید این کار خوب نیست. اگر چنین باشد دیگران خواهند پذیرفت. با یکی از همکارانتان یا مدیرتان صحبت کنید و در مورد گزینه‌های ممکن راهنمایی بخواهید.معمولاً افراد در انجام چند کار همزمان خوب نیستند زیرا ذهن ما باید دوباره متمرکز شود.بهتر است که یک کار را قبل از رفتن به سراغ کار دیگر تمام کنیم. اگر قرار باشد که چندین کار مختلف را انجام دهید، آن‌ها را دسته بندی کرده و با برنامه ریزی پیش بروید.بدون شک مهمترین چیزی که لازم است درنظر بگیرید این است که آرام باشید. احساس سرگردمی به خاطر وظایف متعدد می‌تواند بسیار تنش زا باشد. بخاطر داشته باشید که دنیا در صورتی که شما نتوانید کارهای آن روز را به آخر برسانید یا به فردا موکول کنید به پایان نمی‌رسد.به خانه بروید یا شب را با آرامش طی کنید تا برای فردا آماده باشید و نگران مهلت از دست رفته نباشید.کمی صبر کنید و زندگی و اولویت‌هایتان را درنظر بگیرید تا متوجه تغییرات بعدی در زندگی‌تان شوید.به یاد داشته باشید که در بحث مهارت‌های مدیریت زمان، بکارگیری آموزه‌های افراد با تجربه‌ای که در عمل، سالیان متمادی به تحقیق و پژوهش و اجرا و تجربه اندوزی و مشاوره در این حوزه پرداخته‌اند می‌تواند کارگشا و مفید باشد. افرادی نظیر برایان تریسی و دیوید الن از این جمله افراد هستند. در پایان یادآور می‌شویم که ترکیب مهارت‌های مدیریت زمان با مدیریت انرژی و تمرکز الزامی بوده و باعث می‌شود بتوانید گام موثر و قدرتمندی در راستای بهبود فردی و توسعه فردی خود بردارید. بنابراین کسب مهارت در مدیریت زمان، انرژی و تمرکز را به شما توصیه می‌کنیم.منبع : http://behboodfardi.com/time-management-skills/</description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 15:38:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت تدوین طرح کسب و کار (بیزینس پلن)</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D9%86-iiiqqy9j7htg</link>
                <description>  بنگاه های اقتصادی کوچک و بزرگ تمایل دارند تا به بالاترین سود دهی دست پیدا کنند. هر کدان نسبت به توانایی و زیر ساخت و منابعی که دارند در تفکر کسب سهم بیشتر بازار منطقه فعالیت خود هستند. صاحبان کسب و کار و متفکران راه اندازی یک کسب و کار ، همواره به دنیال سودآفرینی و رونق کاسبی خود هستند و همه آن ها ایده هایی را در سر دارند که به تصور خودشان و بر اساس تجربه و مهارتشان بهترین تصمیم است و قطعا به سود و توسعه و ثروت خواهد انجامید.در اینکه در بسیار موارد تجربه و مهارت موفق می شود شکی نیست اما آیا تمام کسب و کارها موفق اند؟ آیا تمام بیزینس ها به سودهی بالا و قابل انتظار می رسند؟ قطعا اینطور نخواهد بود. شما چند سازمان را می شناسید که اهداف متعالی و خوبی را شناسایی نموده ولی در تحقق اهداف کشت خورده است؟ جند شرکت را سراغ دارید که برنامه ها و اهدافش روی کاغذ زیبا و جذاب بوده به طوری که حتی سرمایه گذاران متعدد را پشت در دفتر خود می دیدند اما بعد از مدتی از شروع فعالیت ها شکست خورده اند در حالی که هم تجربه داشتند و هم مهارت؟در کشور های جهان سومی و کشور هایی که هنوز بسیاری از سازمان ها و شرکت ها و بنگاه های آن به شیوه سنتی مدیریت می شوند این موضوع نمود بیشتری پیدا می کند. بسیاری از سازمان های ضرر ده ، زمانی که متوجه می شوند در نقطه بحرانی هستند به راحتی قبول نمی کنند. چرا؟حتی هستند سازمان هایی که دارای برنامه های استراتژی قدرتمندی هستند و اهداف استراتژی و شاخص های آن را به درستی شناسایی کرده اند اما در عمل به دو دلیل شکست می خورند: یکی انعطاف پذیر نبودن استراتژی و دیگری نداشتن برنامه ای برای مدیریت هزینه و منابع مبتنی بر واقعیت. در این مطلب به انعطاف پذیر نبودن برنامه استراتژی نخواهیم پرداخت و موضوع اصلی ما برنامه هزینه یابی و برنامه ریزی مالی درست است. سوال من به عنوان نگارنده اینجاست که، بدون دانستن و محاسبه هزینه ها چطور برنامه تولید و برنامه قیمت گذاری و برنامه های تارگت فروش را تدوین می کنید؟ مگر می شود؟طرح کسب و کار امکان هزینه یابی و تعیین رویکرد هایی را برای استفاده منابع ایجاد می نماید. هم منابع انسانی و هم منابع مصرفی، هم مواد اولیه و هم دانش سازمانی. با مشخص شدن هزینه ها می توان به این ادراک رسید که میزان مارژین سود و میزان درآمد باید در چه میزانی باشد و بر اساس محاسبه نقاط کشش ، و همچنین مطالعات بازار می توان برنامه مناسبی برای تولید ، ارائه خدمات، خرید و فروش و بازاریابی را تدوین نمود. مدیر عامل یک مجموعه موظف است تا هم هزینه های شرکت را پرداخت نماید و هم فروش را به حدی برساند که علاوه بر تامین هزینه ها ، سود مورد نظر سهامدارن هم تامین شود. این یعنی باید بین تولید و خرید با فروش ، رابطه منطقی ایجاد شود و همچنین باید برای دستیابی به فروش مورد نظر بازاریابی و بازارسازی مناسبی هم انجام شود. محاسبه هزینه های بازاریابی و هزینه های فروش هم باید انجام شود. باهمه این موارد مدیر یک مجموعه بدون داشتن یک برنامه ریزی مالی منظم و دقیق نمی تواند به موفقیت لازم دست پیدا کند. اینکه هزینه ها به چه میزانی باید باشد، باید مواردی مانند هزینه های ثابت، هزینه های استهلاک، هزینه های جاری و هزینه های سربار محاسبه شود، همچنین باید نسبت به دوره سرمایه گذاری ارزش پولی زمان سوددهی در آینده محاسبه شود. به عنوان نمونه اگر سازمانی یک طرح کسب و کار سه ساله در زمان ارزش دلار 4000تومانی را تدوین کرده باشد آیا اکنون و با دلار 13500 تومانی درامد آن سازمان به همان ارزش زمان تدوین طرح است؟از طرفی سهانداران هم باید بدانند چه زمانی به نقطه سر به سر خواهند رسید و چه زمانی برای ان ها دوره بازگشت سرمایه است؟ همچنین زمان های افزایش سرمایه و میزان بازدهی هم باید در نظر گرفته شود. همه این موارد است که لزوم یک برنامه قدرتمند و کاربردی را برای سازمان حیاتی می نماید. برنامه ای که بتوان به آن استناد کرد، با نوسان نرخ ارز دچار اختلال نشود ،برنامه مدونی باشد برای تامین هزینه ها و مدیریت منابع، پاسخگوی نیاز سهامداران باشد، برگرفته از برنامه های استراتژی باشد، قابلیت تامین اطلاعاتی برای تدوین بیزینس مدل را داشته باشد ،و .....این را هم در نظر بگیرید که هستند بسیاری از سازمان هایی که سود دهی بالایی دارند و راضی اند اما وقتی در فاز عارضه یابی قرار می گیرند قرار مشخص می شود که بعضا حتی به نیمی از پتانسیل تولید ثروت خود هم نرسیده اند. در مجموع، با توجه به شرایط بحرانی فعالیت در ایران و اوضاع نا بسامان اقتصاد، برنامه ریزی های دقیق مالی را جدی بگیرید. </description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 16:41:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مقابل بحران ها (به خصوص اقتصادی) چه کار باید بکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vn1zbojeimrf</link>
                <description>بحران چیست و چه تعریفی دارد؟بحران پیشامدی است که به صورت ناگهانی و گاهی فزاینده رخ می‌دهد و به وضعیتی خطرناک و ناپایدار برای فرد، گروه یا جامعه می‌انجامد. بحران ها با آنتروپی و بی نظمی همراه اند و هرچه میزان و شدت این بی نظمی بیشتر باشد، کنترل شرایط و مدیریت سیستم سخت تر خواهد بود. اساسا جنس بحران این است که شرایط را از حالت کنترل خارج کند. در یک کسب و کار خواه بزرگ و خواه کوچک، خواه مدرن و نوآورانه و استارتاپی و خواه سنتی ، حتی در ابعاد یک فروشگاه در کنار خیابان و یا حتی در محاسبات دخل و خرج زندگی شخصی، بحران وجود خواهد داشت. از بحران های سیاسی و اقتصادی گرفته تا بحران های شخصی و اجتماعی، همواره بحران ها در کمین اند. به عنوان مثال از ابتدای سال جاری همواره نوسان و افزایش نرخ ارز، قیمت مواد اولیه و هزینه های بالای تولید و تجارت به عنوان بحران هایی سرباز زده اند. رکود شدید بازار و عدم توانایی در تامین مواد اولیه احساس نگرانی را در بین صاحبان سرمایه و تولید کنندگان و مدیران به وجود آورده است. چه رویکردی در مواجهه با بحران باید اتخاذ شود؟ شما به عنوان مدیر یک کسب و کار (با هر اندازه ای حتی شخصی) چگونه با این پدیده برخورد خواهید کرد؟معمولاً غیرقابل پیش‌بینی است (یعنی نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کی و در کجا اتفاق می‌افتد) اما معمولاً غیرمنتظره نیست. خبر خوب هم این است که ویژگی اصلی بحران این است که کوتاه مدت است. با همه این تفاسیر ، شما به عنوان یک مدیر چه تصمیمی در مقابل بحران (برای مثال بحران اقتصادی) می گیرید؟تعدیل نیرو؟ کاهش تولید؟ عدم فروش محصولات انبار؟ جمع کردن کسب و کار؟ مهاجرت؟ توقف برنامه های توسعه؟همه مثال های بالا، راهکارهایی عرف در بین مالکان سرمایه و مدیران است. اما به همه این راهکارها و اساسا گرفتار شدن در دام بحران انتقاد وجود دارد. بحران ها قابل پیش بینی نیستند ولی قابل برنامه ریزی هستند. اصولا که پیشگیری بهتر از درمان است. بهترین راه مبارزه با بحران ها پیشگیری از بحران است. توجه و تذکر: بحران قابل برنامه ریزی استدر برنامه ریزی استراتژی سه نوع ورودی اطلاعات تعریف می شود. یکی از این ورودی ها شناسایی جنبه ها و تاثیرا محیط بیرونی کلان سازمان است. محیط بیرونی کلان شامل مسایل کلان سیاسی، تغییرات اقتصادی، انواع نرخ های جینی و تروم و ....، وضعیت فرهنگی ، محدودیت های جغرافیایی و .... است. این شناسایی محیط بیرونی کلان سازمان اصولا از مدل PESTEL به وجود می آید. در این مدل، وضعیت سازمان در 6 حوزه که هرکدام معیارهای متفاوتی دارند مورد بررسی قرار می گیرد:· تاثیرات کلان سیاسی – مانند تحریم ها، تغییرات ریاست های کلان و ....· تاثیرات کلان اقتصادی – مانند نوسانات نرخ ارز، مواد اولیه، نرخ تورم، تغییرات مارژین سود در صنعت و ....· تاثیرات کلان اجتماعی – مانند تغییر بافت های فرهنگی و اجتماعی و مذهبی، الگوهای تبلیغاتی، الگوهای رفتاری مشتری و .....· تاثیرات کلان تکنولوژی – مانند وضعیت فناوری ، تحقیق و توسعه، تغییرات میزان دسترسی به تکنولوژی ، و ....· تاثیرات کلان عوامل محیطی – مانند سبک های رهبری، نگرش کارکنان، مدیریت منابع و ....· تاثیرات کلان از سوی قوانین – مانند تغییرا قوانین عمومی صادرات، مقررات حاکم بر صنعت، تغییرات قوانین صادرات، برهم خوردن قوانین بازار داخلی و ....در تحلیل استراتژی تمام ورودی های اطلاعات سنجش سازمان (که یک ورودی بررسی عوامل محیط بیرونی کلان سازمان است همانطور که گفته شد) ارزش گذاری شده و شدت تاثیر آن ها اندازه گیری می شود و سپس از طریق مدل های ارزیابی ریسک و فرصت ها اقدام به شناسایی راه های پیشگیری می شود و در نهایت با خروجی برنامه استراتژی که یک برنامه اجراییست، می توان در زمان مواجه شدن با هر کدام از جنبه ها و تاثیرات به سرعت و با هزینه های پایین با آن مقابله نمود.از این طریق می توان غیر منتظره بودن بحران ها را مدیریت نمود. پاسخ ساده است. شاید نتوانیم بحران ها مخصوصا اقتصادی را پیش بینی نمود ولی می توان برای مواجه شدن با تاثیرات بحران ها برنامه ریزی داشت. نمی توان با بحران ها به صورت چریکی و با تصمیمات هیجانی مقابله کرد. این تصمیمات همان هایی هستند که بحران ها دوست دارند. چون شاید برای دوره ای کوتاه مدت کمی به ظاهر اوضاع را در کنترل درآورند ولی بعد اتمام دوره سکون میزان بی نظمی را بیشتر خواهند کرد. همانطور که بحران دوست دارد. تمام کسب و کارهایی که با بحران اخیر دچار عدم کنترل و بی نظمی شدید شده اند همان هایی هستند که یا تحلیل های استراتژی نداشتند و یا درست تحلیل ننموده اند که اگر داشتند و درست تحلیل می کردند الان برای هر تاثیر منفی پاسخی داشتند و مجبور به انتخاب گزینه های هیجانی و کوتاه مدت نبودند. پس علاج بحران قبل از وقوع آن وجود داشته است. تفاوت داشتن برنامه در زمان مواجه با بحران و نداشتن برنامه  در چیست؟تصور کنید در تعدیل نیرو، بخشی از نیروهایی که به عنوان سرمایه های سازمان هستند از مجموعه خارج شوند و بخشی از تجربه و دانش سازمان را که برای تصاحب آن سازمان هزینه کرده است را یا خود بیرون ببرند، و یا برنامه های توسعه متوقف شوند. آیا بعد از دوره بحران سازمان ها در نقطه قبلی دوباره شروع می کنند؟ پاسخ خیر است. نسخه برنامه توسعه کسب و کار بر حسب شرایط جدید تغییر کرده است و نیرو های قبلی به سختی باز می گردندو برخی از آن ها جذب رقبا می شوند و تجربه و دانشی که با هزینه مجموعه ما به دست آورده اند را به راحتی در اختیار رقبا قرار می دهند و سازمان مجبور است برای نیرو های جدید دوباره هزینه نماید. نداشتن برنامه استراتژی مقابله با بحران و اتخاذ تصمیمات هیجانی و آنی، بسیار خطرناک و حتی در برخی موارد کشنده است. سازمان هایی که تا کنون از زاویه پیشگیری اثرات منفی به بحران نگاه نمی کردند می توانند هم اکنون راه نجات پیدا کنند. اگر از قبل بحران را شناسایی و راهکارهایی برای مواجه احتمالی با بحران تدوین کرده بودید خیلی کار آسان تر بود. اگر سازمانی از چند مدت قبل برای افزابش نرخ ارز برنامه ریزی کرده بود، اکنون راهی بری جلوگیری از تاثیرات منفی کنونی داشت و می توانست شرایط را مدیریت نماید.  ولی جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است. مدیریت بحران کنید. فرایند پیش‌بینی و پیش‌گیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم‌سازی بعد از وقوع بحران را مدیریت بحران گویند.برنامه استراتژی جدید با رویکرد مدیریت بحران تدوین کنید. به سراغ بهره وری بروید. منابع را مدیریت کنید. از تصمیمات احساسی دوری کنید. با موضوع کاملا علمی برخورد کنید. چه بسا همه اتفاقات اخیر تنها پیش بحران باشد و بحران اصلی در راه باشد. راه درست را به موقع شناسایی کنیدزمان بحران قابل پیش بینی نیست ولی نوع و شدت آن قابل برنامه ریزی است. در نتیجه در برنامه استراتژی داشته باشید و در آن حتما تحلیل محیط بیرونی کلان سازمان را قرار دهید. از رفتارهای احساسی دوری کنید. نترسید ، شما محکوم به بقایید و باید درست تصمیم بگیرید. بسیارند سازمان هایی که در این شرایط رویکرد بقا را انتخاب می کنند در حالی که با توجه به منابع و توانایی هایشان باید کاملا تهاجمی باشند. راه درست را به موقع شناسایی کنیدراه تماس با نگارنده :ایمیل : yalikhani@yahoo.comآی دی تلگرام: @younesalikhani لینکدین: https://www.linkedin.com/in/younes-alikhani-76791843/</description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jun 2018 14:52:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت استراتژی</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-s9yvszy2djsk</link>
                <description>  چرا باید برنامه استراتژی داشته باشیمبسیاری از سازمان ها و یا مدیران از کلمه استراتژی می ترسند، و یا عقیده دارند دوران مدیریت استراتژی تمام شده است، و یا تصور می کنند این قبیل فعالیت ها برای سازمان های بزرگ و چند ده نفره است و یک سازمان کوچک که استراتژی نیاز ندارد. من مخالف این نظراتم. کلمه استراتژی ترس ندارد، دوران آن تمام نشده است و فرقی هم نمی کند که یک سازمان کوچک اقدام به تدوین استراتژی نماید و یا یک سازمان بزرگ. سازمان ها در هر میزان ابعاد و مدت سابقه ای که باشند ، باید بدانند با چه رویکردی در بازار فعالیت کنند و با چه دیدگاهی با رقبای خود مبارزه کنند و سهم بیشتری از بازار و مشتری به دست بیاورند، باید راه های رسیدن به اهداف شناسایی شود و کارکنان بدانند در چه زمانی باید چه کاری انجام دهند، و اینکه چگونه منابع خود را مدیریت کنند تا دچار سستی و کاستی منابع نشوند و انرژی هدر نرود. همه این موارد به کمک برنامه ریزی استراتژی قابل رفع است. استراتژی یعنی تطبیق دادن فعالیت ها و فرایند های کسب و کار سازمان به محیط صنعت. یعنی اینکه با چه رویکردی در بازار فعالیت داشته باشیم. هر سازمانی الزام دارد تا در بازار صنعت خود، چه در فضای مجازی و چه بازار واقعی، چه کوچک و متمرکز و چه بزرگ و پراکنده، با رقبا درگیر باشد و بر سر سهم از ارزش بازار بجنگد. اینکه چگونه مبارزه کند، از چه ابزاری استفاده کند، چقدر نیاز به تامین منابع جدید دارد ، و اینکه کلا چقدر توانایی دارد و جایگاهش در بازار کجاست، مواردی است که باید شناسایی و درک شود و دارای برنامه باشد. ما در دورانی زندگی می کنیم که هر لحظه با تهدید های زیادی برای کسب و کارمان مواجهیم، با خطرات زیادی باید مقابله کنیم، الزام های قانونی روز به روز بیشتر و سخت تر می شود ، مباحث کیفیت تولید و یا ارائه خدمات ابعاد تازه ای به خود گرفته و دیگر به دست آوردن رضایت مشتریان یک راهکار پیچیده نیاز دارد.شدت تاثیر ریسک ها بسیار زیاد تر شده و رقبا در بازار با چشمان باز می خوابند و باید از تک فرصت ها استفاده کرد. مدیریت کردن تمام این موارد با روش های سنتی و به سبک و سیاق چند دهه قبل پاسخگو نخواهد بود. کسب و کار ها دستیابی به نوآوری ها سرعت فزاینده ای یافته و بعضا فاصله صعود تا نابودی سازمان ها تنها چند راهکار اشتباه است. دیگر دوره آزمون خطا کردن تمام شده ،دیگر سازمان ها توان پرداخت هزینه های دوباره کاری را ندارند. مشکلات کلان سیاسی و اقتصادی خاص منطقه جغرافیایی هم که خود دغدغه کمرشکنی است که باید با آن نیز مبارزه کرد. همه این ها یعنی مقابله با بحران های سیاسی و اقتصادی و صنعتی و تکنولوژی و ...... و هزارن بحران بالقوه و پیش نیامده دیگر. حال سوال این است:چگونه؟ مگر می شود همه این موارد را کنترل نمود و حتی درنهایت قابلیت اندازه گیری پیشرفت و توسعه سازمان هم وجود داشته باشد؟پاسخ قطعا مثبت است. مانند شرکت هایی که در بحران اواخر دهه بیست و اوایل دهه سی در جهان توانستند توسعه یابند و هنوز تعدادی از آنها در حال فعالیت و گسترش خود هستند. برای اینکه سازمان بتواند با این هجمه از بحران و با این خروار مشکلات و تهدید ها مقابله کند نیاز دارد تا ابتدا خود را به درستی بشناسد. شناختی که مبتنی بر واقعیات باشد و حدس و گمان و احتمال مدیران مجموعه کمترین میزان انحراف را در آن ایجاد نماید. تنها تفکر مدیران ارشد و یا در بهترین حالت دیده شده ، مدیران میانی یک سازمان نمی تواند تضمین کننده شناختی دقیق و با کمترین انحراف از واقعیات باشد. نقش تجربه در هر تصمیم گیری قابل درک است و تایید شده ولی ورودی اطلاعات برای تحلیل باید منشا علمی داشته و بر اساس قوانین خاص تحلیل استراتژی انجام شود. این همان گلوگاهی است که برخی از سازمان ها مدعی اند برنامه ریزی استراتژی داشته اند ولی این برنامه نتوانسته موفق باشد. سازمان بعد از تحلیل دقیق و شناسایی کامل خود، نیاز دارد تا بر اساس توانمندی ها و موجودی های خود، اهداف بلند مدت و میان مدت خود را تعریف نماید. اهداف باید بر اساس واقعیت های سازمان تعریف شود ، و نباید با یک رویا و یا آرزوی مدیران و مالکان سازمان اشتباه گرفته شود. بعد از شناسایی اهداف سازمان باید راه های رسیدن به اهداف را هم تعیین نماید. این قسمت یکی دیگر از گلوگاه هایی است که سازمان ها را مجاب به نقد از برنامه استراتزی می کند. اغلب سازمان ها تا مرحله تحلیل پیش می روند و حتی اهداف را نیز تعریف می کنند ولی برنامه ای برای رسیدن به اهداف ندارد و یا برنامه های کوتاه مدت خود را تعریف نمی کنند. مگکر برنامه استراتزی بدون برنامه راهبردی و برنامه زمانبندی اهداف امکان پذیر است؟ قطعا خیر. تمام این تلاش ها انجام می شود که سازمان به یک برنامه مدون و کاربردی دست یابد که بتواند راه رسیدن به اهداف منطقی سازمان را مشخص نماید. اگر چنین برنامه ای ارائه نشود کاملا بدیهی است که بعد از مدتی مدیران و مالکان سازمان از عدم موفقیت برنامه استراتژی صحبت خواهند کرد. سازمان ها باید بر اساس واقعیات سیاسی، محدودیت های اقتصادی، تصمیمات و الزامات حکومتی و دولتی، قوانین خاص بازار، تغییرات تکنولوژی و نوآوری های جدید، رویکرد رقبا و روند حرکت بازار، عوامل داخلی سازمان و ... خود را شناسایی نموده و بعد از تعیین محدوده عملکرد خود ، اهداف واقعی و قابل دستیابی خود را شناسایی نماید. در تمام این مراحل باید خطرات و ریسک ها و مخاطرات هر بخش نیز شناسایی شود. اهداف باید قابلیت اجرایی داشته و به دسته های بلند مدت و میان مدت تعریف شود و سازمان در انتها باید برنامه راهبردی برای دستیابی به اهداف خود تنظیم نماید. برنامه ای که دارای زمانبندی بوده و منایع درآن مشخص باشد. مسیر های بحرانی اجرای فرایند ها شناسایی شده باشد و برای هر فرایند شاخص ها و معیارهایی برای رسیدن به موفقیت تعریف شده باشد. تنها از این طریق است که یک برنامه استراتژی موفق و قابل کاربرد خواهیم داشت.  آدرس ایمیل: yalikhani@yahoo.com</description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 15:14:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت استراتژی - آیا در زمان بحران هایی مانند نوسانات نرخ ارز و یا سیاست های آشفته بین المللی و تحریم، برنامه ریزی استراتژی می تواند به ما کمک کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yalikhani/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-s3w8wv7ocyq7</link>
                <description> اهمیت استراتژیمطلب را با این سوال آغاز می کنم: چرا استراتژی اهمیت دارد؟بسیاری از مدیران بر این باورند که پرداخت به موضوعی به نام اسشتراتژی نمی تواند می تواند دست و پاگیر باشد و یا در هر شرایطی به درد نخورد و یا مثلا در مواقع بروز بحران مانند همین بحران اخیر بازار خودمان به دلیل مسایل برجام و قیمت ارز و ...، زمان انجام استراتژی نیست و صرفا باید برای بقا جنگید. بسیاری از مدیران تدوین برنامه استراتژی را به زمانی موکول می کنند که سوددهی به اندازه کافی بالا باشد و یا به اصطلاح خودشان دغدغه دیگری نداشته باشند و آن وقت به مسایل به اصطلاح خودشان کاغذ بازی استراتژی بپردازند. از خوانندگان اجازه می خواهم تا با این موضوع مخالف باشم. این درک موضوع استراتژی به عدم شناخت از این موضوع باز می گردد. طبق تعریف:استراتژی مرتبط کننده کسب و کار یک سازمان با محیط بیرونی است. این محیط بیرونی هم به محیط بازار و صنعت باز می گردد و هم به محیط کلان جامعه. استراتژی در حقیقت تعیین می کند که یک سازمان در چه جایگاهی در بازار است ، مدیر سازمان باید چه رویکردی را اتخاذ نماید، و در نهایت با چه برنامه ای حرکت کند. برنامه استراتژی تعیین می نماید که رویکرد سازمان با رقبا باید چگونه باشد، چه تهدید هایی و در چه وضعیتی به سازمان متوجه است و سازمان با توجه به جایگاهی که دارد باید چه برنامه ای داشته باشد. بسیاری از مدیران در ابتدای فعالیت خود از برنامه استراتژی پیروی نمی کنند و صرفا اهداف خود را بر اساس شناخت خود از صنعت و بازار تعریف می نمایند. قطعا وجود تجربه و بررسی علائم دریافت شده از بازار بسیار مفید است و یک توانمندی تلقی می شود ولی میزان انحراف در این نوع تصمیم گیری ها بسیار بالاست. برای درک بهتر این موضوع چند مثال از وضعیت های متفاوت یک سازمان را مثال می زنیم:سازمانی که در وضعیت بحران قرار دارد و سطح استرس مدیران در این سازمان بسیار بالاست. این وضعیت بحران یم تواند به دلایل مسایل اقتصادی کلان جامعه مانند نوسانات نرخ ارز، یا مسال سیاسی حاکم بر جامعه مانند تحریم ها و قوانین واردات کالا، ویا مسایل اقتصادی بازار مانند کاهش مشتریان فعال و از دست رفتن سهم بازار و ... باشد. بسیاری از مدیران در این موارد اقدام به انجام تصمیمات تند می کنند مانند تعدیل نیرو، کم کردن تولید، تعطیلی سازمان و .... تمام این تصمیمات دارای انحراف بالاست. به عنوان مثال در مجموعه تولید دستگاه ها و قطعات صنعتی در اردیبهشت ماه 97 و در هیاهوی آغاز تحریم ها علیه ایران و افزایش 100درصدی قیمت ارز، مدیر عامل مجموعه تمایل به اتخاذ استراتژی هایی را داشت که معمولا در زمان ضعف و منابع کم و تهدید های بالا این گونه سیاست ها را اجرایی می کنند. در حالی که بعد از تدوین برنامه استراتژی مشخص شد این مجموعه به هیچ عنوان نباید چنین سیاست هایی را اتخاذ نماید و برخلاف نظر مدیریت آن مجموعه به هیچ عنوان دارای کمبود منابع نبود. البته در هر حالتی ریسک هایی با درصد های بالا در تمام جایگاه های استراتژی وجود دارد و اینکه سازمان توان مقابله با آن ها را دارد و یا اینکه منابع کافی برای مقابله با آن ها را دارد موضوعی است که تدوین برنامه استراتژی به آن پاسخ می دهد. بعد از تدوین برنامه استراتژی این مجموعه ، مشخص شد که منابع و زیرساخت های لازم برای مقابله با ریسک ها و افزایش توانمندی مجموعه وجود دارد.در مورد مشابه مجموعه ارائه دهنده خدمات اینترنت ثابت، در حالی که در وضعیت بحران مالی قرار داشت و کاملا ضررده بود، علیرغم اینکه می دانست هزینه های سربار بالایی دارد ولی محل این هزینه ها شناسایی نشده بود و مدیریت مجموعه نیز بدون در نظر گرفتن گزارش برنامه استراتژی اقدام به اتخاذ سیاست کوچک کردن سازمان گرفت. نیروهای زیادی تعدیل شدند، دو ساختمان از سه ساختمان این مجموعه فروخته شد و تمام نفرات باقیمانده در یک ساختمان جانمایی شدند. و انقدر کوچک شدن ادامه یافت تا بالاخره با کم شدن هزینه های ثابت ، وضعیت سوددهی مجموعه به تعادل رسید. اما یک اتفاق نانوشته برای این مجموعه رخ داد و آن از دست دادن سهم بازار به میزان بیش از 75% کل مشتریان فعال مجموعه بود. در وضعیت دوم، مجموعه هایی هستند که سودهی بالایی ندارند و اصطلاحا در منطقه ثبات قرار دارند. این مجموعه ها چون ضررده نیستند و ظرفیت هزینه های ثابت آن ها به همراه مارژین خوبی تکمیل می شود نیازی به داشتن برنامه استراتژی ندارند. این زمان همان پیچیست که در جاده وجود دارد ولی برخی سازمان ها نمی پیچند و به دره می افتند. به عنوان مثال در مجموعه تولیدی دانش بنیان دارای ثبت اختراع، با این دیالوگ مواجه شدم: ما درآمد خوبی داریم و نیازی به استراتژی و برنامه ریزی نداریم. در بالاتر به این نکته اشاره شد که در بهترین حالت سازمان ها نیز همواره ریسک ها و تهدیدهایی برای به خطر افتادن موقعیت سازمان وجود دارد، همچنین در بدترین شرایط نیز فرصت هایی وجود دارد که می تواند سازمان را از بدترین حالت موجود به یک ثبات منطقی و تولید ثروت خوب برساند. تنها کافی است استراتژی مناسبی انتخاب شود و اهداف و برنامه ها به درستی شناسایی شود. در مجموعه دانش بنیان مذکور ، تمایلی برای برنامه ریزی استراتژی وجود نداشت. این مجموعه سیاست های خود را طبق نظر شخصی و برداشت های مدیران خود از بازار ادامه داد اما مدت حضور مجموعه ای با سابقه در بازار به یکسال هم نرسید. زیرا این مجموعه نتوانسته بود تهدید وجود رقبای جدید و همچنین تهدید نارضایتی مشتریان و ریزش مشتریان خود را به درستی شناسایی نماید و در نهاید در موقعیت ضعف شدید قرار گرفت. در مجموعه مشابه که در تولید محصولات کشاورزی فعالیت داشت با جمله مشابه مواجه شدم. با این تفاوت که مدیر عامل مجموعه به برنامه ریزی استراتژی فرصت خودنمایی داد. در نهایت مشخص شد مجموعه در منطقه ثبات با استراتژی های تهاجمی و امکان انحصاری نمودن بازار خود قرار دارد. یعنی دقیقا همان موضوعی که مدیر عامل مجموعه در ابتدای پروژه به آن اشاره نموده بود. تفاوت در این بود که مجموعه در زمانی که تنها 30 درصد از پتانسیل کسب ثروت خود را استفاده نموده بود، در حال ایجاد ثبات بود و تصورش استفاده از تمام فرصت ها بود و بعد از تدوین برنامه استراتژی مشخص شد این مجموعه توانایی رشد تا 2.5 برابر وضعیت کنونی خود را دارد. مثال های فوق نشان می دهد برنامه ریزی استراتژی همواره مفید و موثر است. بسیاری شرکت ها که با استفاده از این برنامه استراتژی توانستند خود را از مهلکه های سنگین نجات دهند و بسیاری از شرکت ها که با کمک این دانش موفق شدند خیز بلند و شتاب زیادی در بازار بگیرند. در وضعیت کنونی بازار ایران، که صنایع با مشکلاتی مانند نوسان قیمت ارز ،تحریم ها، کمبود مواد اولیه، کمبود دانش تخصصی و بسیاری از مشکلات ایجاد شده در بازه رمانی کوتاه مواجه اند، پذیرفتن این ریسک که بر روی تفکرات شخصی و یا برداشت های شخصی یک فرد و یا یک تیم برنامه ریزی شود ، بسیار می تواند خطرناک باشد. البته همانطور که عنوان شد دلیل اصلی عدم انتخاب برنامه ریزی استراتژی توسط بسیاری از سازمان ها ، عدم شناخت مدیران از این علم است. استراتژی سازمان را از ابعاد مختلف مانند بعد بیرونی سازمان در سطح کلان، بعد بیرونی سازمان در سطح صنعت، بعد درونی سازمان ، وضعیت رقبا و تعیین ابعاد بازارهای رقابتی و همچنین تعیین شدت این بازارها بررسی می نماید، سازمان را تحلیل می کند ، استراتژی مناسب را شناسایی می کند، چشم انداز قابل کسب و ماموریت ها را تعریف می نماید، ریسک های سازمان را شناسایی کرده و موثرترین تهدید ها را ارزیابی می نماید، و در نهایت با یک برنامه زمانبندی اجرایی، خروجی را تحویل سازمان می دهد. خروجی پلان استراتژی ، یک برنامه راهبردی دارای اهداف کوتاه مدت و میان مدت است که این برنامه دارای زمانبندی، مدیریت منابع، و توالی و اولویت بندی اهداف است. این برنامه راهبردی نقشه راه یک سازمان است که مطابق بر نیازها، منابع، ریسک ها و توانمندی های سازمان تعریف شده است. تدوین پلان استراتژی یعنی استفاده کاربردی از تعداد زیادی دانش و مدل مهندسی در قالب یک سیستم و دریافت یک خروجی کاربردی که همان برنامه ریزی اهداف و فعالیت های اجرایی سازمان است. در مطالب بعدی مدل های مختلف استراتژی و ابزارهای متفاوت در تدوین برنامه استراتژی را بیشتر مورد بررسی قرار می دهیم.  در صورت تمایل به برقراری ارتباط و یا طرح پرسش، با روش های زیر در خدمت شما خواهم بود.آدرس ایمیل: yalikhani@yahoo.comآی دی تلگرام:  @younesalikhaniبا سپاس - یونس علیخانی</description>
                <category>yalikhani</category>
                <author>yalikhani</author>
                <pubDate>Thu, 24 May 2018 14:27:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>