<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دختری از ناکجااباد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@yalzsa</link>
        <description>تا هنگامی که کتاب وجود دارد؛من به دنیاهای مختلف سفر خواهم کرد, زندگی های متفاوتی را نیز تجربه خواهم کرد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:23:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2532987/avatar/AcdMZu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دختری از ناکجااباد</title>
            <link>https://virgool.io/@yalzsa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زن و فیلسوفان</title>
                <link>https://virgool.io/@yalzsa/%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-pxrmfnwzohdt</link>
                <description>من اگر به خود وقت دهم دیگر نمی توانم بنویسم، می دانید چرا کلمات ناگاه یک لحظه با هم دیگر به من فشار می اورند، یک لحظه دیگر نیستند،همه واژه ها بسته به حال هوای من به وجود می ایند.من بسیار طرفدار فیلسوفان بودم، یک عاشق فسلفه یک روز از سر کنجکاوی مطلاعه درمورد اندیشه های فیلسوفان و به یک مورد جالب رسیدم، که واقعا لحظه نفرت جلوی دیدم گرفت.و شاید برای شما هم جالب باشه اینان از بزرگ ترین فیلسوفان جهان هستند که چنین دیدگاه باورنکردنی داشتند؛ اما یونان باستان در ان زمان توقع بیشتر این دیدگاه درمورد زنان نباید داشته باشیم..... زیرا در زمان زنان شهروند درجه دو و با بردگان برابر بودنند، و این اندیشه ها از بهر جامعه که در ان متولد شدند گرفته شده.1_افلاطون (در جمبوری خود زنان را وارد اموزش حکومت کرد)_یک زن ستیز مستقیم نبوده ولی گفت(زن ها از نظر روحی از مرد ها ضعیف تر هستند) و مردان را برتر می دانست2_ ارسطو( صریح ترین زن ستیز)می گفت:( زن ها ناقص الخلقه هستند و مرد کامل است) و معتقد بود زن ها توان عقلی کمی دارن.3_نیچه ( دیدگاه نیچه نسبت به زن پیچده و متناقض بودمی گفت:(زن ها ابزار فریب هستند و نباید وارد دنیایی قدرت و فلسفه بشوند)جمله معروف که داشت (وقتی نزد زن می روی، شلاق را فراموش نکن)خیلی سعی من بی جهت باشم.4_ ارتور شوپنهاور ( یکی از زن ستیز ترین فلاسفه)پ.ن : قبل شنیدن دیدگاه ایشون مورد علاقه ترین نویسنده برام بود.ایشون نوشته که( زن ها کودک صفت و سطحی و فاقد نوغ هستند)حتی این اقا پیشنهاد داده بود ازادی زن ها محدود بشه.5_ ژان ژاک رسوایشون دیدگاه بسیار احمقانه داشتند( زن ها برای مردان ساخته شدند، برای لذت و رضایت او)و مثل بعضی اقایانون امروزی متاسفانه معتقد بود زن مطیع و ساکت و وابسته باشه.ایشون اگه دنیایی امروزی استقلال زنان میدید سکته می کرد.خوب توی نوشته بعدیم حتما جواب فیسلوف های زن به این فیلسوف ها دادن براتون میذارم.</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 18:42:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وطن من کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yalzsa/%D9%88%D8%B7%D9%86-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-oqax3ugzvtpd</link>
                <description>وطن واژه بسیار عجیب ای که هزاران عشق تنفر محبت را در خود جا داده است، وطن مادریست  که فرزندش را مهربانانه به اغوش میکشد فارق از ان که فرزندش چه هیولایی یا فرشته ای است، اما فرزند ایا قدر مادر را می دانند، من پاسخی ندارم.ایرانم ایرانم وطنم وطن من ای غریبه ترین اشنایی من تو چقدر غریبانه به دست فرزندان خاِین خود به دست بیگانه ای که بیگانه نیست سپرده شدی او تو را دوست ندارد و ما فرزندان تو در برابر تو و اسطوره هایمان شرمنده ترینیم مرا ببخش ایران بانو مرا ببخش که در سرزمین تو به جای افتخار به بزرگ مرد ترین مرد جهان کوروش کیبر دیگری را تحسین می کنند مرا ببخش یعقوب لیث صفاری که فرزندان ایران زبان دیگری را رواج می دهند مرا ببخش فردوسی که فارسی را بی اهمیت جلوه می دهند ما فرزندان خطاکارت فراموش نمی کنیم که چگونه برای این وطن برای این مادر عزیز برای ایران خانوم چگونه جنگیدید اریایان همچون شما می جنگند ایران اصل خود باز می گردانند همچون ارش و سورنا دوست دار شما دختر ایران</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Sep 2024 12:36:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانوم قلب یا اقای عقل</title>
                <link>https://virgool.io/@yalzsa/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%85-%D9%82%D9%84%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-mf1koxjththi</link>
                <description>با خود هر چه اندیشه کردم از چه بنویسم از چه بگویم هیچی در ناخوداگاه خود جستجو کردم چیزی را نیافتم که بخواهم چه با خود و دیگران اشتراک بگذارم.ذهن من اما بر خلاف لبانم که سکوت را ترجیح داده اند، لحظه سکوت نمی کند و پر از صدای های مختلف هست که توانایی نابود کردنشان را ندارم، از اینکه نمی توانم تلاش بکنم و کنترل ذهنم را در دست بگیرم اندوهگین می شوم ، اما پی برده ام این ذهن من با تمام فراز و نشیب های که درون خود دارد بهتر از قلبم به من جهت می دهد، و مرا از از کار های احمقانه دور نگه می دارد اما قلبم زیادی ساز دیوانه بازی دارد گاهی می ترسم کار دست من و خودش بدهد، از اینکه کسی را بی دلیل دوست میدارد هر چه سعی می کنم ان را نادید بگیرم باز مرا به یاد او می ندازد بیشتر از صدا های درون ذهنم من را دیوانه می کند، به قول شهریار:چشم خود بستم چشم مستش ننگرمدل داد زد دیوانه من میبنمشقلب من اینچنبن  داره با من انجام میده، هر کسی میخواهم نادیده بگیرم و فراموش کنم،بیشتر اسمش را خاطراتش برایم تداعی می کند، نمی دانم این خانوم قلب دشمن من هست یا دوست هر چی که هست ، من با اقای عقل بیشتر می تونم سازگار بشم، خلاصه این خانوم اقا همیشه ساز مخالف می زننده من نمی دونم به ساز کدومشون برقصم نظر شما با خانوم قلب احساسی یا اقای غقل منطقی رفیق بشم؟البته تمام تلاشم کردم هر تعادل ایجاد کنم ولی این خانوم اقا نمیزارن.#yaldazar</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2024 19:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیایی خیال</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-rqpatymx9e7q</link>
                <description>کلمات هیچگاه قدرت ان را ندارد احساسات واقعی مرا به دیگران انتقال بدهند حتی گاهی احساس مرا را به اشتباه به دیگران  منتقل می کنند.هرگاه کتاب ای را که پایان می رسانم اندوهیگن میشوم که زمان رفتن من از ان دنیا فرا رسیده و باز قرار است به دنیای واقعی بازگردم، و با تمام دوستان جدیدم خداحافظی کنم، کسانی که با ان ها خندیدم عاشق شدم عزیز از دست دادن، من کتاب ها را نمی خوانم بلکه ان ها را زندگی می کنم، من هنگام خواندن کتاب همان کتابی هستن که میخوانم، کسانی که کتاب را مطالعه نمی کنند خسته نمی شودند از اینکه همه اش در درون دنیایی واقعی سپری می کنند دنیای خیال و داستان توصیفش برایم سختس اما بی نهایت درونش زندگی لذت بخش است، هرگاه توانستی برو به دنیای خالیال تا معنایی زندگی را درک کنی..</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Tue, 19 Dec 2023 21:37:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر درون دنیای خیال...</title>
                <link>https://virgool.io/@yalzsa/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-fwy6kjagtlre</link>
                <description>من شاید..اندکی  ولی خوب شاید بیشتر از اندکی اهل دنیایی خیال هستم.دختری را تصور کن که درون دنیایی واقعی گاهی نیست، من به جهان های زیادی سفر کرده ام.من گریه ها و خنده های زیاد را با شخصیت خیالی کتاب هایم سهیم شدم.من درون دنیایی کتاب هایم زندگی می کنم با انان عاشق می شوم، شکست عشقی می خورم، گاهی حتی میمرم.میدانی جالبش کجاست این دنیا را از دنیایی واقعی بیشتر دوست میدارم، من خیال پرداز خوبی هستم می توانمف در ذهن داستانی بسازم که شخصیت اولش خودم هستم، جوری که انگار انجا زندگی می کنم.گاهی انچنان درگیر زندگی واقعی می شوم که دنیایی خیال را برای مدتی ترک می کنم و خوب دنیایی واقعی واسه من که توی کتاب های زیادی زندگی کردم کمی بی هیجان و خسته کنندس ولی امان از دنیایی کتاب هایم که درونش من صمیمیی ترین دوست کارکترا هستم.یلدای عحیب غریب با تفکرات عجیب</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Mon, 29 May 2023 21:53:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان_برابری_مردسالاری</title>
                <link>https://virgool.io/@yalzsa/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-y40nnhebngo2</link>
                <description>کتابی زیبا را شروع به خواندن کردم, از اقایی برخوردایی عزیز.جمله را برای مقدمه شروع کرده بود, من باعث لبخندی بر لبان من جاری شود.اسم بی نظیری که برای کتاب خود انتخاب کرده بود( زن موجودی فراتر از یک جسم)ایشان خودشان معنی اسم زیبایی کتابشان را نوشته بود.زن!موجود فراتر از یک جسمیعنی؟او را فراتر از یک جسم ببین...تنها فکر و ذهن اوست که سرنوشتش را می سازد...به او نگاه جنسیتی نداشته باش...هیچکس مالک او نیست و او انسانی صاحب اختیار و انتخاب است....به او احترام بگذار به عنوان یک انسان شایسته احترام...بله دوست عزیر سال هاست زنان را با واژه های متفاوت محدود کرده اید، به قتل رسانده اید، و همه این ها را چند کلمه توجیح کردید ( ناموس ، ابرو،غیرت.....)قبل از اینکه زن باشیم نسان هستیم داری استقلال هستیم اینکه حتی برای پوشش و سخن گفتن خوردن و اشامیدن ما نیز اظهار نظر می کنید را چه در نظر بگیرم؟ اینکه شما مالک ما هستید.حرف های را خلاصه میکنم در یک جمله از اقایی برخورداریی(مردان ادم حسابی از برابری نمی ترسند)</description>
                <category>دختری از ناکجااباد</category>
                <author>دختری از ناکجااباد</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 18:29:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>