<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بنیاد غیردولتی یاران عشق</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@yaraneshgh</link>
        <description>وبلاگ داوطلبان بنیاد غیردولتی یاران‌عشق. جایی که از تجربه‌ها، احساس و دستاوردهای خود از فعالیت داوطلبانه در بنیاد می‌نویسند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 20:45:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/231059/avatar/FGsAZ3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بنیاد غیردولتی یاران عشق</title>
            <link>https://virgool.io/@yaraneshgh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>I&#039;m alive  ( آهنگ پر تکرار این روزهای نرگس )</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D9%85%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D9%86-vx2fqnphqttz</link>
                <description>نرگس او با دل بیمار من الفت گرفت  ، عاقبت درد محبت عین درمان شد مرادوستان یاران عشقی سلاماین روزها خانواده ی بزرگ بنیاد یاران عشق، روزهای عجیبی رو داره تجربه میکنه!از یک طرف همه هیجان زده و خوشحال هستیم که طرح بزرگ لوله کشی آب در خوزستان، بعد از اون همه حاشیه، به لطف خدا و با زحمات تک تک یاران عشقی ها داره به ثمر میرسهاز طرف دیگه همه نگران حال نرگس جان هستیم که داره با بیماری دست و پنجه نرم میکنه (البته از اونجایی که نرگس جان کلا خاص و تکه،  بیماری هایی هم که سراغش میان انقدر خاص هستن که دکترا هنوز دارن ذره بین به دست عکس و آزمایش ها رو بررسی می کنن??‍♀️?)(راستشو بگو نرگس جان، نکنه تو شازده کوچولویی و کلا مال این سیاره نیستی ??????❤)همه ی ما از نرگس جان یاد گرفتیم که تو هر شرایطی، هر قدر هم سخت، امیدوار باشیم و پرتلاشخودمون رو دست خدا بسپریم و ایمان داشته باشیم که خدا همیشه مراقبمون هست و هیچ وقت تنهامون نمیذارهمی خواستم بگم، تو این روزها بیشتر از همیشه به هم نیاز داریم.هیچ وقت این جمله ی نرگس جان رو فراموش نمیکنم که تو یکی از جلسات گفتن، برای اینکه بتونیم به دیگران کمک کنیم و حالشون رو خوب کنیم، باید حال خودمون خوب باشه.بیاید یه قولی بدیم به خودمون، که هر قدر به هردلیلی روزهامون سخت یا تلخ شدن، قوی و امیدوار باشیم. کنار هم باشیم، دست از عشق ورزیدن برنداریم و نشونه ها رو دنبال کنیم.اگر خوب نگاه کنیم، دنیا پر از قلب های وارونه و غیر وارونه و قلب های تصادفی (جهت اطلاعات بیشتر در این مورد، به پیج فائزه جون آریانی مراجعه کنید ???) هستش که دارن راه رو بهمون نشون میدن.پس عاشق بمونیم، عاشق همه ی خوبی ها و زیبایی ها...سمیه معصومی، داوطلب یاران عشق البرز </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jan 2022 05:33:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویاهاتو زندگی کن ...</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-b3007n5wwgj8</link>
                <description>این‌روزها بیشتر به این موضوع فکر می‌کنم که زندگی کوتاه‌تر از آن است که با ترس و خجالت، فرصت لذت بردن از انجام کارهایی که دوستشان داریم را از خودمان صلب کنیم.خودمانیم، اعتراف می‌کنم که در پختن کیک و شیرینی از بی‌استعدادترینها هستم. بماند که یک سینی ۱۲ تایی تلفات هم داشتیم اما برای من با توجه به توضیح بالا، به هر حال یک سینی تلفات قابل‌قبول بود و خب به نظرم پختن و فروختن کوکی سریعتر و قابل‌اجراتر از خوردنیهای دیگر بود. پس ادامه دادم. مدتها بود که این کار را با جزییات در ذهنم انجام داده بودم. برایم دور از ذهن و کمی خنده‌دار بود. خودم را روبروی یک مرکز خرید پر رفت‌و‌آمد پشت یک میز که رویش کوکیهای بسته‌بندی‌شده چیده شده بود تصور می‌کردم با یک بنر از پوسترهای جشن آذر  و یک بلندگو در دستم که داشتم از مردم دعوت می‌کردم. حتی دیالوگها را هم بارها در ذهنم مرور کرده بودم. اما خب به لطف دوستان و آشنایان کار به مرکز خرید و بلندگو نکشید و در عرض یک روز و نیم ۱۶۲ کوکی فروخته شد. بگذریم که  بیشتر دلم می‌خواست کار به مرکز خرید و بلندگو بکشد! در آخر به قول آقای پیتر سینگر در کتاب دیگردوستی مؤثر، باید بر خیری که شخصاً می‌توانیم برسانیم تمرکز کنیم، نه بر مسائلی که باقی می‌مانند یا حلشان دست ما نیست.فقط سعی کنیم بیشترین خیر ممکن را برسانیم!  نوشته شده توسط: سمانه بهبودی (داوطلب یاران عشق البرز)</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 29 Nov 2021 21:58:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوکی های عاشق</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%DA%A9%D9%88%DA%A9%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-uz6yui5coudh</link>
                <description>آذرماه عجیب برایم خاطره ساز هست.چند دهه هست که بامن رقص خوش زندگی داردو بالا و پایینای زیادی برام ارمغان داشته.دوسش دارم، کمی تا قسمتی. ....خاطره وداع آخرینی در روز قلب وارونه، و دلتنگی های آن ودر بیست و دومین روزش سلامی گرم و دلنشین و به شیرینی عشق مادری.امسال اما پر بود از امید و شور و شوق و  همدلی،گاهی هم دلخوری از دماسنج جشن قلب وارونه . دو ماهی انتظار شوق و تحرک را می دیدم و لمس عشق پر تجربه ای برای رشد و آگاهی های بعدی را داشتم.روزها و لحظه ها که جلو میرفتند، ضربآهنگ قلبم رقص دیگری را مطالبه می کرد.رقص زیبای لذت یک خوشحالی سبز. ضربه، ضربه، آهنگ خوش عشق در قلبم بسوی روزهای آذر آمد.و آذر این دخترک ته تغاری پاییز برایم شادمانی  و لذت یک خیر عظیم را همراه داشت ، و عشقی که با هم یاران رقم زدیم و حتما پر ثمر تکرار خواهد شد.امسال هم در روز قلب وارونه آذر دلتنگی هایم را بیرون ریختم ،  و دعایم در دقیقه نود مستجاب شد و کوکی های شکیلای عزیزم لبهایم را بخنده گشود و دلتنگی از میان قلبم پرکشید و رفت، وقتی که کوکی ها با همدلی یاران بسرعت تمام شد.شاید رقم کمی از جشن پنج هزار تومانی را در برگرفت اما اولین طعم ایثار عشق همدلان با نام خرید تجهیزات اطفا حریق جنگلها رقم خورد .نوشته شده توسط خانم محترم تخجم (داوطلب یاران عشق استان تهران)</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 29 Nov 2021 11:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق و شور و همدلی نزد ایرانیان است و بس ...</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%B3-vm647cxelpwx</link>
                <description>سلاممیگن انسانهای خوب، به بهشت میرونداما من میگم انسانهای خوب هر کجا باشن اونجا بهشت میشه.این مثال رو میشه ابتدا برای نرگس عزیز تداعی کرد که با وجودش  مثل مادر ترزا،مثل مریم مقدس، شد یک الگو...برای کسانی که تو وجودشون یه سوسویی از مهربانی و عشق به همنوع وجود داشت.حالا میبینم بعداز گذشت قریب به پنج سال، رد پای مهربانی نرگس عزیز و همه اونهایی که  گره خوردن به رویای همدلی و همزبانی و عشق، در جای جای وطن مون دیده میشن.ساخت خانه های سی سختاهدای اندام مصنوعی به کودکان و البته بزرگسالانمراقب های بهداشتی سیستان و بلوچستانپروژه آبرسانی به شش روستای استان خوزستانو حالا در آذر ماه، یاری رساندن به طبیعت بی جان و زخم خورده ی ایران، از افتادن آتش به دل بی رمق و کم توان شون.دست یاری و نجات شما خانواده ی شور و شوق و همدلی،حالا شده مرهم زخم های جنگل ها، مراتع و محیط زیست جانوری.دستانتان را به گرمی میفشارم، ای عاشقان همیشه همراهجانتان محتاج دستان طبیب مباد.نوشته شده توسط: امیر حسین هاشم خانی (گروه داوطلبی البرز)</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sat, 27 Nov 2021 21:33:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوانه ی عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-ejoomzmbnbu4</link>
                <description>آن که معنای عشق را دریابد به زمین و آسمان مهر می ورزدهمه چیز در نگاهش دوست داشتنی می شود ، همه چیزعاشق نه فقط روز درختکاری که همیشه درخت محبت می کارد.عاشق  زمین را ملک پدری و باغ مادریش میداند.نه از آن ملک ها و نه از آن باغ ها که میدانیاز آن ملک ها و باغهایی که درشان همیشه به روی همه باز است.عاشق انگار که باغبان همه درخت ها و میراب همه ی آب هاستانگار میزبان باصفای همه ی مردم روی زمین است و دائم در پی تدارک روزی خوب و حالی خوش برای همه رودخانه را تمیز می کند ، سنگی را از وسط راه برمیدارد ، شمشاد های کوچه را سیراب می کنند ، با درخت مهربان است ، به خاک و آب و آدمی احترام میگذارد  و همه جا نهال دوستی می کارد.آخر عاشق ها صاحبان واقعی زمینند...مهین رزاقی _ داوطلب یاران عشق تهران </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 11:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار در راه خانه</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-ot6nx3mim3ni</link>
                <description>زندگی‌زیباتر میشود به‌شرطی‌که‌به‌اَندازهتمام برگ های پاییز،برای یکدیگرآرزوی خوب داشته باشیم...پاییز را دوست داریمچون فصل مهربانی استاصلا آنقدر مهربان است که با مهر می آیدبا باران می ماندبا آذر می رودجنگل های قرمز و زرد و نارنجی بارش باران های پی در پی مهربانی پاییز امسال متفاوت تر از قبل، برای ما در گروه داوطلبی مازندران با «بهار در خانه» از راه رسیده. با خود بهار آورده! یعنی سرزندگی دل‌هایمان از اینکه می‌دانیم بهار نه برای یک یا چند نفر، که برای یک ایران می‌تواند مهمان شود. آنهم فقط در یک جعبه کوچک اما به قدر عشق بیکران. گروه داوطلبی یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sat, 16 Oct 2021 18:51:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز کودک یعنی چه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-pkqqjzvlj15f</link>
                <description>از در که وارد شدم چند تا از بچه ها که تو حیاط ایستاده بودن، سر تا پامو برانداز کردن.به خصوص اون دو تا کیسه ی بزرگی که دستم بوداحتمالا داشتن واسه سوال هایی که تو سرشون می چرخید جواب پیدا میکردن. این کیه؟ معلم جدیده؟ یعنی تو اون کیسه های بزرگ چیه؟ از کنار نگاه های پر سوال شون عبور کردم و وارد سالن شدم.قبلا با مدیر انجمن هماهنگ کرده بودم که هدیه ها رو بسته بندی نکنم تا اونها خودشون با شناختی که نسبت به بچه ها دارن برای هر کدوم چیزی انتخاب کنند.وارد اتاق نسبتا بزرگی شدیم و کیسه ها رو خالی کردم روی میزهایی که وسط اتاق بود. کلاه و شال گردن های نرم و رنگی، عروسک های پولیشی و بازی های فکری و لیوان های تاشو ...مدیر انجمن با همکارانشون دونه دونه اسم های بچه ها رو می خوندن و براشون هدیه انتخاب میکردن.- این عروسکه واسه مژگان خوبه، حتما خوشش میاد.-آره خیلی خوشگله. حتی خودمم عاشقش شدم چه برسه به بچه ها- این بازی فکری واسه بنیامین - نه اون اهل بازی فکری نیست اهل شیطونیهبراش کلاه و شال گردن بذار - فقط حواستون به رنگ و مدل کلاه ها باشه.واسه پسرا ، دخترونه نذارید بهشون بر میخورهتو هر ساک کادو هم یه لیوان بذارید.-این کلاه رو واسه احمد نذار، اون جثه اش بزرگه این براش کوچک میشه اون یکی رو بذار.از دور تماشا میکردم و با خودم میگفتم یعنی تو همه مدرسه ها مدیر و معاون و مسئولین مدرسه این همه راجع به علاقه و احساسات بچه هاشون می دونن؟ساک های هدیه آماده شد و برچسب اسم بچه ها روشون زده شد.با کمک هم وسایل پذیرایی مختصری آماده کردیم و هدیه ها رو چیدیم روی میزی که وسط حیاط پشتی گذاشته شده بود.زنگ رو زدن و بچه ها جمع شدن. فضای کوچکی بود واسه اون همه بچه، ولی خب واسه همون محیط کوچک و نه چندان مناسب هم کلی اجاره میدادن‌.مدیر انجمن شروع به صحبت کرد. از بچه ها سوالاتی پرسید در این مورد که آیا میدونن روز جهانی کودک چه روزیه؟ جواب های بچه ها جالب بود و گاها خنده دار -خانم روزیه که مثلا یه امامی توش به دنیا اومده؟ بچه ها گفتن نه بابا چی میگی-خانم روز شیطونیهخنده بچه ها بلند شد- روز فرشته هاست خانم- خانم روزیه که پدر و مادرها باید قدر بچه ها رو بدونن ...خانم مدیر چند دقیقه ای در این مورد برای بچه ها توضیح داد و بعد پرسید: بچه ها کی می تونه بگه بچه ها چه حقی دارن؟دوباره همهمه ی بچه ها شروع شدبعضی ها که شیطون تر بودن اون وسط مسخره بازی و شوخی میکردن و دائم صدای خنده ی بچه ها رو بلند میکردن- خانم حق مدرسه رفتن -خانم حق پارک رفتن پسر شیطونی که از اول دائم در حال مزه پرونی بود گفت خانم حق آب خوردن باز همه خندیدن یکی پرسید؟ خانم حق کار کردن هم دارن؟بچه ها باز همهمه کردن ولی درست نفهمیدم چی میگفتنخنده نبودانگار که از این سوال خوششون اومده باشه و یه جوری دارن از کسی که پرسیده حمایت می کننخانم مدیر گفت باشه بچه هاصبر کنید گوش کنید توضیح میدمدرسته کسی حق نداره از بچه ها بیگاری بکشه یا اونها رو وادار به کار بکنه اما بعضی از شماها به خاطر شرایطتون باید به خانواده کمک‌ کنید. به خصوص پسرها. شما بزرگ مردان کوچک مدرسه ی ما هستین. اینطوری هم به خانواده کمک می کنید و هم خودتون توانمند می شید.یکی از پسرها داد زد خانم حق ازدواج هم دارن؟ کل حیاط از خنده ی بچه ها رفت رو هواخانم مدیر گفت بله ولی وقتی بزرگ شدینکسی نمیتونه و نباید بچه ها رو وادار به ازدواج کنه. اگر این اتفاق افتاد حتما با بزرگتری، مرجعی جایی صحبت کنید که کمکتون کنند. موقع اهدای هدیه ها، بچه ها دل تو دلشون نبود که اسمشون بالاخره کی خونده میشه.هر کی اسمش رو می شنید با عجله می رفت سراغ خانم مدیر که هدیه اش رو بگیره.حسابی دور میز شلوغ شده بود و صدا به صدا نمی رسید. بعضی ها به محض گرفتن هدیه بازش میکردن و بعضی میرفتن بیرون تا دور از بقیه نگاهی بهش بندازن.چیزی که قلبم رو مچاله کرد استرس و اضطرابی بود که همزمان با خوشحالی دریافت هدیه تو صورت هاشون حس میکردمنمیدونم یه حس عجیبی بودبعضی هاشون بعد از گرفتن هدیه می اومدن سمت من و ازم تشکر میکردنسعی میکردم همه ی عشق و احساسم رو تو همون چند کلمه ی جواب تشکر بهشون نشون بدمکاش فهمیده باشن چقدر حسشون کردمکاش فهمیده باشن میدونم حالا که برن خونه، کوهی از غصه و مشکلات در انتظارشونه و من می دونم که این شادی های لحظه ای نمی تونه باعث شه مشکلاتشون فراموش شهکاش فهمیده باشن قرار نیست رهاشون کنممیخوام کنارشون باشم میخوام بیشتر از فقط یه هدیه بهشون بدممطمئنم خدا بهم کمک میکنه ...سمیه معصومی/ داوطلب یاران عشق البرز</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Thu, 14 Oct 2021 12:00:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکر خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-hnmqpbrvklt8</link>
                <description>خداوندا با زبانی شکر می گویم که آفریده ی توست. حس طعم شیرین را نوک زبانم و تلخی را انتهای آن قرار دادی تا نعمت مزه هایت را بهتر حس کنم  و شاید برای اینکه بیاموزم خوشی هایم را پیشتر از تلخی هایم قرار دهم تا مایه ی خوبحالی خودم و دیگران باشم.دستانی را برای شکر تو به سوی آسمان بلند می کنم که خلقت زیبای توست. هر جزئی از آن از ناخن و آرنج و عصب تا خطوط سر انگشتان خلقت شگفت انگیز توست.سرانگشتانی که امضا و مهر شخصی من است و در هیچ مخلوقی از ابتدای خلقت شبیه دیگری نبوده و در کتابت به این اعجاز چه زیبا اشاره  فرمودی که همان ها را دوباره مثل اول برمیگردانی  &quot;ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین ان نسوّیِ بنانه آیا انسان گمان کرد نمیتوانیم استخوانهایش را جمع کنیم( نه فقط آن ) بلکه قادریم دوباره سر انگشتانش را مثل اول بازسازی و سامان دهیم &quot;خداوندا با پایی قدم برمی دارم که هر قدمش شکری است برای این ستون استوار حرکاتم. مباد که فراموش کنم و در جهتی قدم بردارم که مسیر غیر توست.پروردگارا وقتی چشمانم نعمت هایت را مشاهده می کند از دیدن این همه شگفتی قلبم به تپش می افتد و وجودم سراسر شکر و سپاسگزاری می شود . شکر برای چشم و برای قلبی که هر یک به تنهایی دنیایی شگفت از آفریده های توست.خدایا با عقل و فطرتم تو را یاد میکنم عقلی که به جان آدمیان افاضه کردی و حجت و پیامبر توست و ذات آن را معصوم آفریدی ، قوام هر حجتی به اوست، همچنان­که ملاک تکلیف و ثواب و عقاب نیز به آن است. ایمان به خدا و آن­چه بر آن مترتب است؛ چون تصدیق پیامبران و اعتقاد به آن­ها به واسطه­ ی عقل بر ما واجب می شود . حق از باطل، خیر از شر و خوبی و بدی و اخلاق خوب و شرافتمندانه به وسیله­ ی آن شناخته می­شود.خدایا شکر برای پیامبران و اولیایی که تمام زندگیشان را گذاشتند تا آنچه را از عقل بر ما پنهان مانده یادآوری کنند و ما را به سمت و سوی زندگی انسانی سوق دهند‌.خدایا شکر برای خانواده ام و برای دوستانم که در مراتبی مختلف ، در ذهن و زبان و عمل در کنارم بوده اند.شکر ؛ برای همراهان و هم فکرانی در یاران عشق که در کنارشان  بذل مهر و عشق را در گستره ای جمعی و وسیع و عمیق تجربه می کنم. شکر ؛ برای خلق فرشتگانی از همین مر م عادی چون نرگست در میان ما انسان ها که دیدنشان و شنیدن از آن ها ما را از دغل ها و دروغ ها و آلودگی ها دور می کند و  در فضای  پاک عشق و مهر سیر می دهد.خدایا شکر برای حس مهربانی ، که بهترین هدیه ی تو به دلهای ماست.پروردگارا شکر برای ..‌‌ شکر برای.... شکر برای......چه گویم که شکر خود پایه‌ ای اصلی برای کمال است و توفیق به شکر، خود نعمتی است بزرگ که به ما عطا کردی. پس هر نعمتی شکری دارد و هر شکری نعمتی است که خود شکری دارد.از دست زبان که برآیدکز عهده ی شکرش بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آوردمهین السادات رزاقی/ داوطلب یاران عشق تهران </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 04 Oct 2021 12:31:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>*حالا نوبت ماست *</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ypolxu2o9wkk</link>
                <description>کودکیپدربزرگقصهکرسی مادربزرگ پاکیدل خوشآرامشزندگی همین روزها بود...حال نوبت ما هست!عاشقی با مادر بزرگ و پدربزرگ!چرا که ابراز عشق بی‌قید و شرط به پدربزرگ و مادربزرگ بی‌شک امیدوار کردن آنها به زندگی است! جالب است بدانید تحقیقات و پژوهش ها نشان می‌دهد ارتباط میان پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و نوه هایشان، بعد از ارتباط بین والدین و فرزند، عمیق ترین نوع ارتباط است.زمان که سپری می‌شود روز به روز به تعداد پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها افزوده می‌شود آنها به امید روزی که رشد و بزرگ شدن نوه هایشان را شاهد باشند زندگی می‌کنند و همیشه یک ذوق و برق خاصی در نگاهشان نسبت به بچه ها و نوه هایشان دارند.مراقبت از پدربزرگ یا مادربزرگ‌ها عشق ورزیدن ما نسبت به آنها را نشان می‌دهد که این عشق بایستی به آنها منتقل شود. باید راه‌های مفیدی پیدا کرد تا بتوانیم کمک حال آنها باشیم و در پیش بردن کارها آنها را تنها نگذاریم. از وقتمان را در اختیار آنها قرار دهیم تا آنها نیز بتوانند از دغدغه‌ها و تجربه‌های زندگی‌شان با ما سخن بگویند.فائزه آریانی/ داوطلب یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sat, 02 Oct 2021 18:03:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شمس اصفهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-wl3hrhisl3ey</link>
                <description>?توی سرچ های هر روزه خیلی اتفاقی رسیدم به یک پیج که باورنکردنی بود! هر چی بیشتر ورق میزدم از شدت هیجان، ضربان قلبم بالاتر میرفت، این همون راهنمایی بود که از خدا خواسته بودم، همون نشونه برای مسیرم.?مگه ممکن بود ی کسی،ی دختری، تنها، بدون هیچی، بتونه دنیا رو با صدای خنده ی بچه هاش بلرزونه!!!اون فقط با قلبش جلو رفت و هیچ چیزی براش محدودیت نبود، اون رفت برای نثار عشقی که ازش لبریز شده بود.?‍♂️من رو یاد شمش تبریزی انداخت که برای نشر عشق، سرزمین ها رو زیر پا گذاشت، آدمهای زیادی رو از عشق سیراب کرد تا که رسید به مقصد جانش، مولانای جان!?من عاشق شمس تبریزی بودم و حالا عاشق یک شمس اصفهانی، نرگس کلباسی، شمسی که برای من الگو شد، الگوی عشق، الگوی صبوری، الگوی رهایی. ماه ها به این شمس بی پروا فکر کردم، که چطور از مهد رفاه و آسایش قدم گذاشت به جغرافیایی ناشناخته و محروم، شمس تبریزی آغاز سفرش را با پایان همه ی دلبستگی ها شروع کرد، موهایش را تراشید و پا به راه نهاد، و نرگس، شمس اصفهانی هم ،چنین به راه زد درویش وار ، بدون مو.?نرگس تو یک انسانی، یک دختر با همه امیال و آرزوها، اما رفتی، رفتی به ناکجاآباد تا آغوش کودکانی باشی که به جرم مضحکِ نحس بودن رانده شده بودند، اما خدا با دستان تو روح مبارک آن ها را تجلی داد.شمس بعدی من خواهم بود، بله من! من که پرم از آرزو ، پر از ترس و تردید، اما من داوطلب یاری عشقم!شب ها گوش هایم آواهایی را میشنوند که نمیتوانم آسوده بخوابم، آوای شمس ها!آوای یاران عشق! آوای کودکانی که صدایشان را کسی نمیشنود، شبی خواهد آمد که دیگر خواب ندارد و من  به دنبال آواها خواهم رفتصابره عبدالهی / یاران عشق خراسان جنوبی </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sun, 26 Sep 2021 16:12:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معجزه است اگر …</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-zclx4dik6ypl</link>
                <description>معنای قدرت همیشه به زور بازوها و تازیدن در میدان نیست.معجزه است اگر بتوانی بدی را ببينی ولی با خوبی پاسخ بدهی با كلامت، جنگی را خاموش كنی و صلح را برقرار. در جايي كه نتوانی كمك كنی، با نگاهت مهربانی را توسعه دهی. ببخشی، در جايي كه ميتوانی انتقام بگيری به جای لعن و نفرين، دعای خير كنی رنج ديگران، رنج تو باشد.به جای اينكه همه مردم دنيا را تغيير دهی، خودت را تغيير بدهی. برای موفقيت ديگران دعا كنی.خانه ات محلی برای آرامش باشد.معجزه است انسان بود…و روزی جهان درک خواهد کرد که شجاعت نه تحمل دردبلکه در شادی بی‌پایان استدر صلح جهانی عشق همگانیو نگاهیکه از مهربه زمین می‌نگرد.فائزه آریانی/ داوطلب یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 19:27:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صلح</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%B5%D9%84%D8%AD-jjdgys0ejigy</link>
                <description>بعد از خوندن یا شنیدنش، اولین کلمه ای که به ذهنم میاد، جنگه به نظرم کمی عجیب اومدچرا دقیقا نقطه ی مقابلش؟اصولا بعد از شنیدن کلمه ی صلح، باید کلمات و تصاویری مثل آبی آسمون و کبوترهای سفید به ذهنمون بیاد تصویر بچه های شاد و خندونی که دارن تو طبیعت می دوند و صدای جیغ و خوشحالی شون همه ی فضا رو پر کرده اما چرا با شنیدن این کلمه، یاد جنگ می افتمیاد دردیاد چهره های غمگین و گریان بچه های جنگ زده صدای فریاد و گریه هاشون تو سرم میپیچهیه جای کار ایراد داره یه چیزی انگار اونطوری که باید نیست دارم بهش فکر میکنم ...چرا حتی تو ذهنم هم نمی تونم صلح رو تصویر کنم؟چرا وقتی کلمه ی آرامش رو میشنوم فورا تصاویر  چیزهایی که آرامشم رو ازم سلب کردن تو سرم قطار میشن؟اصلا چی شد که همه ی اینها به ذهنم اومد؟ آها داشتم پوستر واسه روز جهانی صلح درست میکردم روز جهانی صلح ...عجیب نیست؟آدمها برای اینکه مهمترین نیاز روانی شون رو فراموش نکنن براش یه روز رو در سال مشخص کردنبه نظرتون نباید هر روز روز جهانی صلح باشه؟!شایدم برعکساصلا چرا باید روزی رو برای صلح در نظر بگیرن؟مثلا فکر کنید یک روز رو در سال مشخص کنند روز جهانی غذا خوردنیا روز جهانی خوابیدن به نظر خنده دار میاد نه؟چون با خودمون میگیم خب این چیزا که نیازهای طبیعیه هر آدمیهمگه میشه آدم یادش بره غذا بخوره یا بخوابهروز جهانی نمی خواد که!پس چرا صلح یادمون میره؟یعنی نیازمون به صلح و آرامش به اندازه ی نیاز به خواب و خوراک هم نیست؟ کی یادمون رفته؟کی این نیاز مهم این همه بی اهمیت شده که رفته ته ذهنمون تو اولویت های آخر، که براش یه روز رو در سال مشخص کردیم تا کلا یادمون نره!نه دیگه به نظرم تعجب آور نیستتعجب آور نیست این همه جنگ و ناآرومی تو دنیاتعجب آور نیست این همه آشوب و اضطراب تو دل آدمهااصلا مگه ما آدمها درون خودمون به صلح رسیدیم که دنبال صلح تو دنیای بیرون می گردیم؟یاد یه تیکه از آهنگ مایکل جکسون افتادم که میگهIf you want to make the world a better place  Take a look at yourself and then make a changeبرای ایجاد تغییر در دنیا باید اول خودمون رو تغییر بدیم ...سمیه معصومی/ داوطلب یاران عشق البرز</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 10:39:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای رسیدن به صلح چه چیزایی رو از دنیا حذف می کنی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-xlubgscugf3o</link>
                <description>سلام، من علی ام، سی سالمه و بزرگترین خواسته قلبیم اینه که همه مردم دنیا شاد باشن و بخندن، همه جا پر از صلح باشه و مردم به هم محبت کنن. میدونم خواسته بزرگیه، شاید خواسته قلبی شما هم باشه. البته می دونم که هست. مگه میشه یاران عشقی باشی و همچین چیزی رو نخوای؟ اگه ازم بپرسی برای اینکه توی دنیا صلح برقرار بشه چیارو حذف می کنی؟ بهت میگم اول از همه قضاوت کردن رو حذف می کنم. ما کی باشیم که بخوایم قضاوت کنیم. هر چند خود منم مثل همه درگیر قضاوت های بی مورد میشم. اصلا عادت کردیم به قضاوت کردن، اگه قضاوت نکنیم، اگه یاد بگیریم وقتی همه چیز رو نمی دونیم نباید قضاوت کرد، دنیا جای قشنگ تری میشه. دومین چیزی که حذف می کنم دروغه. اگه این دروغ نبود دنیا چه قدر قشنگ تر می شد. وقتی با کسی صحبت می کردی میدونستی خودشه، خود واقعیش، قرار نیست فریبت بده، قرار نیست سرت کلاه بزاره یا ازت سواستفاده کنه. آخ که این دروغ چه قدر بده. اما سومین چیزی که حذفش می کردم حسادت بود. اگه حسادت نبود، دنیا واقعا قشنگ تر می شد، آدما برای پیشرفت خودشون تلاش می کردن نه برای زمین زدن بقیه. اون موقع صلح با خطر کمتری مواجه بود. اما نه! نمیشه اینارو حذف کرد، حتی اگه می گفتن میتونی حذفش کنی، اینکارو نمی کردم، چون دنیا با همین پستی و بلندی هاش، با همین خوبی و بدی هاشه که قشنگه، اگه دروغی نبود، آدمای راستگو اینقدر ارزشمند نبودن، اگه قضاوت کردنی نبود، آدما پس چه طوری می خواستن قوی و قوی تر بشن؟ اگه حسادت نبود، دوستی های واقعی چطور می خواستن خودشون رو نشون بدن؟ دنیا رو با همه ایناش باید قبول داشت. حذفشون نمی کنم اما همه سعی ام رو می کنم نه کسی رو قضاوت کنم، نه دروغ بگم و نه به جایگاه کسی حسادت کنم. این اولین و بزرگترین و مهمترین قدم برای رسیدن به صلحه. اینکه بدی وجود داشته باشه، بتونی بد بشی اما همه سعی ات رو بکنی خوب زندگی کنی، برای جامعه ات مفید و با مردمت مهربون باشی، اینقدر لذت بخشه که با هیچی نمیشه مقایسه اش کرد. امیدوارم تک تک ما، برای رسوندن دنیا به صلح اولین و بزرگترین و مهمترین قدم رو برداریم.خوب باشید و سلامت و شاد.30 شهریور روز جهانی صلح گرامی باشد.علی دلجوان/ داوطلب یاران عشق آذربایجان شرقی </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 20 Sep 2021 13:46:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاله خوب دلم</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D9%84%D9%85-jvd1lefqfwle</link>
                <description>خداوند همیشه در هر غمی که به من میرسه چنان عظمتش رو نشون میده که بیشتر از پیش گرفتارش میشم، میدونم که خیلی دوسم داره و عنایتش باهامه. خداوند همیشه با دلم بازی میکنه و یهویی یه جوری با یه امداد غیبی حاله دله غبار گرفته ام رو خوب میکنه.اینبار هم اومد و با نرگس عشق  دلمو به بازی گرفت، و حاله خوشی  نصیبم شد  .انگار هر جا اسم دختر قشنگ عشق باشه، اونجا صفایی دیگه داره،  نه اینکه کاراش و اهدافش  با همیشگی من فرق داره، خوبم.رنگ کاری مدرسه بچه ها ، غم از دلم برد برای ساعتهایی که اونجا بودم و غرقه در رنگ رنگ شادی داوطلبان تهران شدم خداوند رو شاکرم.شاکر همه عشقی که در پنجه های مهربانان ریخت و من رو هم از این عشق و حال خوب بهره دادم.قلم عشق  روی دیوار سرد و خاموش مدرسه، گرمی و حرارت بخشید و منو هم آروم کرد.رنگ برایم رنج را برد.جمعه 00/6/26 روز خوب عاشقی با رنگهامحترم تخجم/ داوطلب یاران عشق تهران </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 20 Sep 2021 13:28:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوب نرگس عشق❤</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%B9%D8%B4%D9%82-bflalhnurvhp</link>
                <description>درِ خونه ها تک به تک زده می شد و وقتی باز می شد کسی نبود ولی یه کیسه ی فیروزه ای پر از مهربونی چشمانِ طفلِ چشم انتظار رو براق میکرد.هرشب،این کیسه های قشنگ پر از مهربونی دلِ بچه های قلبیِ مولا رو شاد می کرد.و شما نرگس نازنين و خوش قلبم قلب مهربانت را داخل كيسه اي فيروزه اي گذاشتي و با عشق تقديم فرزندان وطنت كردي?و به ما ياران عشقي ها هم آموختي قسمتي از قلبمان را در اين راه هديه كنيم و چقدر ما سعادتمنديم در كنار شما ?ایمان دارم که کمک ناچیز ماهم می تواند در رویاندن بذر امید در دل یک همنوع اثرگذار باشد.دوستدار شما عزيزيمنیر عزیزی/ داوطلب یاران عشق تهران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sat, 28 Aug 2021 11:12:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدیه تولد امسال!</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-bixnkt4kglnj</link>
                <description>در چند ماه اخیر خیلی هدفمندتر در مسیر یاران داوطلب عشق حرکت کردم و عجیب زندگیم رنگ دیگری گرفت آنچنان که این تغییر را اطرافیانم هم عمیقا متوجه شدند9شهریور تولد من است،37 ساله میشوم، البته هنوز چند روزی باقی مانده، زودتر به من تبریک می گویند و عشق نثار دلم میشود، هدیه میگیرم از جنس نور از جنس عشق. یواشکی می گویم چقدر امسال خودم را بیشتر دوست میدارم. خدایا چقدر ممنون تو هستم برای یاران عشق  و چقدر خوشبختم که به راستی همه یاران عشق را جزیی از هویت من می دانند، احوال یاران عشق را از من جویا میشوند و حتی برای تولدم هم هدایایی با بوی یاران عشق میگیرم در37 سالگی یکی از عمیق ترین و ناب ترین تولدهایم راتجربه میکنم.دوستان یاران عشقی ام،  نرگس عزیزم همیشه مانا و پر انرژی و پر از شور و عشق باشید❤️❤️❤️الهه طالبی/ داوطلب یاران عشق همدان </description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 13:24:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جز عشق، جهان نكته ارزنده‌ای ندارد.</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AC%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%83%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-tgql81sdkydy</link>
                <description>یادم میاد ماه رمضون دم اذان بود و شبکه سوم روشن بود. برنامه ماه عسل پخش می شد یک خانم با چشم‌های درخشان، جوان، جدی و مصمم داشت به زبان عجیبی حرف میزد کمی دقت کردم چیزی نفهمیدم بجز کلمه ایران! بعد مجری گفت ما که هیچ چیز نفهمیدم شما چی گفتی! و او با همون جدیت اما این بار با زبان فارسی که مشخص بود به هیچ وجه زبان اولش نیست گفت من تمام سعی خودم رو‌ کردم تا پیش شما باشم اما نشد امیدوارم شما بزرگ بشید و در ایران شما رو بیینم!دیگه تا آخر برنامه رو دیدم تا ببینم جریان چیه وقتی اسم نرگس رو از مجری شنیدم ذهنم رفت سراغ اینکه این اسمُ کجا شنیدم و یادم افتاد خودشه نرگس کلباسی ! اون پیغام هم برای بچه هاش بود در هندوستان!دوباره بعد از زلزله کرمانشاه اسم‌شون رو شنیدم و در بیلبورد شهر هم دیدم و نا خودآگاه ستاره مربع نمی‌دونم چی رو زدم و ایشون رو انتخاب کردم به عنوان فرد تأثیرگذار از اون روز تصمیم گرفتم صفحه شون رو دنبال کنم. بعد از چند ماهی دیدم فراخوان داوطلبی برای یاران عشق هست، راستش من اون موقع فقط خودش رو شناخته بودم و هر بار که میگفت جشن ۵۰۰۰ تومانی دعوت هستید درست مثل یک مهمان سعی میکردم با خوشحالی تمام دعوت میزبان رو قبول کنم. اما تصوری از اینکه یاران عشق چی هست نداشتم.تا اینکه توی تابستان ۹۹ اوج کلافه بودن از کرونا تصمیم گرفتم پیج یاران عشق رو بالا و پایین کنم ‌ببینم چه خبر هست و در تاریخ ۱۵ شهریور ۹۹، با دیدن پست مربوط به یک مدرسه مصمم شدم برای پر کردن فرم عضویت و شدم یاران عشق!بعد متوجه شدم توی خیلی از شهرها و استان های ایران داوطلب یاران عشق داریم. الان من یک داوطلب یاران عشق هستم کلی دوست در گروه‌مون دارم که با اینکه همشهری و هم استانی بودیم نمی‌شناختمشون الان میدونم چقدر نقطه اشتراک و هدف مشترک با خیلی ها می‌تونم داشته باشم. الان گروه ما بزرگ‌تر شده و استانی شدیم ایمان دارم که خیلی زود فاصله هامون کم میشه و با خیلی هاشون دوست تر میشم.من یادم نمیره اونروز توی ماه مهر، ماه من! با یک تلفن عرفان حلاج که از اعتمادش ممنونم همیشه، داوطلب سرگروهی شدم و روز تولدم رفتیم برای اولین پروژه ی گروهیم در یاران عشق، یعنی پروژه توزیع ماسک! شبش جلسه‌ی آخر ماه بنیاد بود نرگس هم توی جلسه بودن. داشتم توی دلم کلی قربون صدقه‌ش میرفتم تا اینکه خیلی جدی به یکی که بهشون گفت نرگس جان من به خاطر تو یاران عشق هستم نرگس گفتن نخیر باید برای یاران عشق باشه که یاران عشق باشی! جمله اش خیلی معنی داشت.من خیلی صبور نیستم و زیادی احساساتی هستم این رو میدونم. اما از اون روز پاییزی به خودم قول دادم تا جایی که میتونم از نرگس عزیزم یاد بگیرم و با بیشترین توانم متعهد به داوطلبی یاران عشق باشم.شاید بعضی از روزها،خسته و بد اخلاق  شدم. اما از یک داوطلب ساده اما اثرگذار بودن جا نمی‌زنم. کلی دوست پیدا کردم که برام عزیز و قابل احترام هستن و درست نیست اسم ببرم چون شاید جا بندازم اسمی از تک تک شون رو. ولی بگم که خیلی شیطون، با انرژی و مودب هستند نمی‌دونم معجزه عشق هست یا چی اما همه با هم، همیشه خیلی قوی هستیم.فائزه آریانی/ داوطلب یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Mon, 02 Aug 2021 17:51:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-frhafg21orza</link>
                <description>به نام خدای که هر لحظه با وجودش میتونم قدمی بردارم?قراره از یه حال خوب بنویسم حال یه روز خوبی که برای خودم و هم تیمی هام و  بچه ها و مادر های سرزمینم رقم خورد. قصه از اینجا شروع شد که قرار شد یه فستیوال مادر و کودک (آسمون رنگی) برگزار کنیماز شروع این داستان تو ذهن خودم خنده‌هایی از مادر و شادی های طولانی از کودک می دیدم و هر لحظه انگیزه و ذوقم برای رسیدن این برنامه بیشتر ِبیشتر می شد و برام یه قسمت شیرین این داستان این بود بچه ها با اون دل مهربونشون قراره هم بهشون خوش  بگذره هم جشن پنج هزار تومنی شرکت کنن (چونکه هزینه فروش بلیط ها برای جشن مرداد ماهه?)و بلاخره ۱۸تیر رسید ساعت ۶:۴۵ عصر یهویی مواجهه شدم با کلی مادر و بچه هایی که با کلی شوق و ذوق اومدن برای فستیوال. اون لحظه تو دلم می گفتم:خدایا شکررررررت شکرت، اخه من عاشق دنیای بچه ها هستم و شادی بچه ها دنیای منو شیرین میکنهدیدن لحظه های شاد بازی های مادر و کودک ،بچه هاکه از شادی با سه شماره جیغ میزدن، یا لحظه ی که بچه ای ترسید رفیقش گفت نترس من هستم و بودن کنار بچه ها بازی کردن باهاشون حتی متوجه  نشده بودم که لباسم از شدت بارون خیس شده. و حتی دلم نمیخواست ساعت بگذره و این برنامه تموم شه.اما تموم شد..این عکس برام موند عکسی که منو هم تیمی هام بعد سه هفته تلاش تونستیم به هدف قشنگمون برسیم همون هدفی که مادر وکودکی اومدن گفتن چه روز قشنگی برامون ساختین و آرزویی که میتونم تو همین لحظه کنم: دنیای کودکی ِبچه های سرزمینم همیشه زنده باشه لبخند بر لباشون باشه چونکه خندهاشون دنیا رو شاد میکنه?هانیه صبوریان/ داوطلب یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 12:25:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاران زمین</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-jahbc7iw1idk</link>
                <description>خداوند رو هزار مرتبه شکر می کنم امروز بعد از کلی تماس تلفنی، قطعا من در مقابل شما عزیزان کار اندک هماهنگی انجام دادم ولی بخاطر حس وظیفه و مسئولیت در مورد پروژه یاران زمین و چل تیکه استرس زیادی داشتم و امروز به خودم گفتم سونی از کارت لذت ببر این همون کاریه که سالها دوست داشتی انجام بدی درسته همیشه اول کار سخته اختلاف نظر بخاطر ابهام کار هست و کار خوب پیش نمیره ولی قطعا به زودی جا میفته و حمایت میشه . امروز که این ویدئوهای مدرسه خانم تخجم عزیز رو می دیدم تصور فردا و فرداهارو کردم که با تمام کم و کاستی ها اجرایی میشه احیا میشه بزرگ میشه و یک کارگاه رو براش تهیه می کنیم و همه مون ازش لذت میبریم. نرگس عشق اولین بذر یک خانواده بزرگ رو بین ما با اخلاقها و شخصیتهای متفاوت ولی دلسوز و متحد برای بهتر کردن حال دلمون بهمون بخشید که الان این بذر بزرگ شده ریشه دار شده و همینجا ازش ممنونم ❤️ و ازشما عزیزان ممنونم که هستید ❤️و خدارو شکر میکنم شکر میکنم شکر میکنم ???❤️?سونیا عباسی / داوطلب یاران عشق تهران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jul 2021 16:28:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باران شادی برای ایجاد امید</title>
                <link>https://virgool.io/@yaraneshgh/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-kxkp9w5t2qie</link>
                <description>این عکس خیلی برام جذاب بود آخه احساس واقعی من توش معلومه در یک چند ثانیه که غرق در آرامش و شادی بودم از دیدن صحنه ی روبروم شنیدن صدای هورای بچه ها  اینکه از یک مرد ۵۷ ساله که اسکموهای خوشمزه ش عالی بودن می شنیدم که میگفت چه کیفی می کنن بچه ها، اینکه مادری با کودک درون سرحال میگفت کاش ما هم اونجا بودیم ها، دیدن هم تیمی ها که بدون نشون دادن ذره ای خستگی با عشق تمام توی ریتم منظم دارن تمام تلاش‌شون رو می کنن تا بچه ها بعد از مدت‌ها از ته دل خوشحال باشن و غرور برای در کنار بودن یک حرفه ای طراح بازی جدی اما خیلی مهربون❤️یکم لم دادم روی یک پام که خیلی خیس شده بود و دردش رو کم کم دیگه احساس نمیکردم.و به خودم گفتم عالی بود شما تمام تلاش‌تون رو کردید. حالا کیف کنید!و بدون اینکه بدونم این عکس ثبت شده…و قرار شد روز ۵ ام مرداد برای جشن ۵۰۰۰ تومانی بنیاد غیردولتی یاران عشق ایجاد امید بشه برای بیماران سرطانیفائزه اریانی / داوطلب یاران عشق مازندران</description>
                <category>بنیاد غیردولتی یاران عشق</category>
                <author>بنیاد غیردولتی یاران عشق</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jul 2021 17:09:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>