<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Younes Shokrkhah</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@younes</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:40:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/193731/avatar/ihusF1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Younes Shokrkhah</title>
            <link>https://virgool.io/@younes</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دروازه‌ها را باید باز نگه داشت</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-ynttsvqg24se</link>
                <description>دکتر کاظم معتمدنژاد - یونس شکرخواهیونس شکرخواهالان آسان  است که امثال مرا صدا بزنید و بخواهید درباره استاد کاظم معتمد نژاد  (۱۳۱۳-۱۳۹۲) برایتان بگوییم و بنویسیم، اما ما هم تمام می‌شویم و ....اتکای محض به حافظه و بازگویی خاطرات شیرین و تلخ فقط بخشی  کوچک از یک ادای دین به افراد و به نقاط عطف است و این حد برای مردی که رد  پای خدمات ارتباطی، دانشگاهی، حقوقی و پژوهشی او از روستای مود در استان  خراسان جنوبی تا دانشگاه‌های فرانسه و سایر محافل آکادمیک جهانی زبانزد است  و علوم ارتباطات هم در ایران مدیون اوست، بسیار اندک است.او ۷ سال است که در میان ما نیست و ده‌ها حرف و طرح از خود  به جای گذاشته است و بهتر است بگویم بسیاری از حرف‌ها و طرح هایش ناشناخته و  بر زمین مانده است.بی تردیدی، مردی که خود بنیان گذار دانشکده علوم  ارتباطات اجتماعی در ایران بوده و آثار علمی اش به تنهایی گنجینه‌ای  ماندگار از دانش ارتباطی برای این دیار است، نیازی به تعریف و تمجید ندارد.  او یک بلد تمام عیار بود و تا جان در بدن داشت کیمیاگر ماند و ارتباطات  معطوف به توسعه را با آرای انتقادی درآمیخت و راهگشای شاگردان خود شد و حتی  از فردای ارتباطات در قالب جوامع معرفتی و اطلاعاتی گفت و نوشت.به گمان من، میراث دکتر کاظم معتمدنژاد در ۳ سطح نیاز به تعقیب دارد:محافل آکادمیک ارتباطی وظیفه دارند در سطوح کارشناسی و  دکتری به ترتیب با رساله‌های ارشد به بررسی آثار استاد (کتاب‌ها و مقالات) و  با رساله‌های دکتری به آرای ارتباطی انتقادی او در عرصه‌های آموزش، توسعه و  ارتباطات و روزنامه نگاری بپردازند. این کار دستمایه لازم را برای کار‌های  پژوهشی بزرگ‌تر فراهم خواهد ساخت.کانون‌های صنفی و مدنی می‌توانند برای دیدگا‌های صنفی  دکتر از جنبه‌های حرفه‌ای و حقوقی در عرصه ارتباطات و وظایف حرفه‌ای  روزنامه نگار و نهاد‌های صنفی روزنامه نگاری و کارکرد‌های واقعی مطبوعات،  رادیو و تلویزیون، نشست‌های مستمر یا سمینار‌های تخصصی برگزار کنند.نهاد‌های رسانه‌ای هم می‌توانند جنبه‌های کم پیدای استاد را  به رسانه‌ها بکشانند و تصویری دقیق از دکتر در عرصه‌های رسانه‌ای ترسیم  کنند. رسانه‌ها هم چنین می‌توانند جایزه‌ای به نام دکتر برای جشنواره‌های  خود انتخاب کنند، و من مرادم از رسانه‌ها صرفا نوع چاپی نیست و حتی  فرهنگ سرا‌ها را هم در تحقق چنین فرایندی ذی مدخل می‌دانم.به صراحت می‌گویم که نکته اینجاست که نه تنها جای خالی کاظم  معتمدنژاد پر نشده است بلکه گفتگو درباره او هم دارد کمتر می‌شود. منظورم  گفتگو‌های و یادکرد‌های سرشار از احترام نیست چرا که خود دکتر تجسم رفتار  اخلاقی و محترمانه بود و همه ما را دوستان خود می‌دانست و نه شاگردانش؛ و  صادقانه بگویم دکتر، خودش، خالق سرمایه نمادین خودش بود و حالا باید تلاش  کرد با سرمایه نمادین او، سرمایه‌های نمادین و فرهنگی در عرصه ارتباطی خلق  کرد؛ و تلخ‌تر بگویم که دکتر محصول نهاد‌های آکادمیک ارتباطی نبود و محصول  خودش بود، هم از جنبه کنش و هم از جنبه توانش، و این ۲ سطح هنوز- به تمامی-  درک نشده اند. مرد گشودن دروازه ها، گذرگاه‌ها و آغاز‌ها دیگر در میان ما  نیست و دروازه‌ها را باید باز نگاه داشت. همه تلاش دکتر بر سر ایجاد ارتباط  بود و همه تلاش ما باید بر سر گسسته نشدن ارتباط باشد.روزنامه شهرآرا ۲۷ آذر ۱۳۹۹</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 11:15:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینما؛ آنلاین یا آفلاین؟</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%81%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-kjmzkztnquw0</link>
                <description>▫️یونس شکرخواهسینمای ایران در دوران #کرونا بر سر حضور آنلاین مردم چه در مورد سالن‌های سینما و چه در مورد جشنواره آنلاین به دو گروه موافقان و مخالفان تبدیل شده است.▫️کل موضوع: استقبال کم مردم و خطر عدم صیانت از آثار سینمایی▫️نتیجه: بنشینیم شاید کرونا هم بنشیند یا شاید هم اصلا سینما بنشیند.▫️جور دیگر:نظر مردم درباره سینما تغییری نکرده است، زیر ساخت حضور آن‌ها باید تغییر کند. پس لطفا کمی عقب بایستید و به جوانان زمانه‌شناس و زیرساخت ساز در این زمانه آنلاین اعتماد بفرمائید.و در مورد خطر عدم صیانت از آثار هم کمی بیشتر عقب بایستید چرا که چیزی به نام تجارب جهانی در این عرصه وجود دارد و لابد اسم #نتفلیکس به گوش بعضی‌ها خورده است و همچنین چیز دیگری هم وجود دارد که به آن #هوش_مصنوعی می‌گویند.▫️راه حل: هر که حرفی از آنلاین زد آفلاینش کنید</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Fri, 20 Nov 2020 13:43:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز شجریان</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-jb1rehylzitl</link>
                <description>یونس شُکرخواهآنکه دلش می‌خواهد بخواند، به نغمه هم می‌رسد و آنکه صدایی پیوسته دارد و لحنی ویژه و یگانه؛ باران می‌شود و بر حس‌های ما می‌بارد و آنکه زمانه را هم درک می‌کند و ژرف‌نگر است، راوی می‌شود.بانگ گردش‌های چرخ ‌است این که خلقمی‌سرایندش به تنبور و به حلقهر وقت کنارش بودم آموختم. موسیقی در خانواده‌ام بود و با ساز و صدا بزرگ شده بودم اما با او به درک تازه‌ای رسیدم و آن این بود که هیچ درکی از موسیقی ندارم، به خودش هم بارها گفتم.و آرام می‌گفت تو از زاویه ارتباطات به موسیقی نزدیک شو و من نزدیک‌تر شدم.راز بزرگ محمدرضا شجریان صدا نبود، صدا بخشی از روایت‌های او بود، متن هم نبود که متن هم در کنار صدا یک روایتگر دیگر بود، او سازها ساخت تا به روایت‌های خود باز هم کمک کند. به گمانم ده سال پیش بود که شور و ذوقش را در کنارش در نمایشگاهی دیدم که ۱۴ ساز ابداعی او و ۱۰ سنتورش را با اندازه‌های مختلف در خود داشت؛ شهرآشوب‌ها، کرشمه‌، ‌شهبانگ، باربد و ساغر و...شجریان، متن و ساز و صدا را گفتگو می‌دانست، این را بارها به من و دوستان نزدیکش گفته بود، پس راز کجا بود؟آنکه دلش در هوای خواندن است، هم به مرغ سحر می‌رسد و هم به کاکل آتشفشان، هم به می کهنه و هم به ساز تازه.برای شجریان؛ روایت و گفتگو &quot;چطورها&quot; را می‌ساخت و نه&quot;چراها&quot; را.چرا برای او شالوده رازش بود: پیوند دادن متن به فرامتن؛ پایان مصنف و شروع مخاطب.راز شجریان در پایان کنسرت‌ها رخ می‌نمود؛ آنگاه که صدا و متن او به پایان می‌رسید و حاشیه به متن می‌پیوست و اینگونه بود که روایت مخاطبان با مرغ سحر آغاز می‌شد.وقتی سال‌ها پیش با او به بم رفتم و پای ساخت باغ هنر بم در میان بود او باز هم داشت متن را به فرامتن پیوند می‌زد.سال‌ها پیش قرار بود در خارج از ایران یک کنسرت برگزار کند، پیش از اجرا برگشت، پرسیدم چرا برگشتی، گفت مدت‌ها بود باغبانی نکرده بودم دستم به خاک ایران که می‌خورد صدایم بازتر می‌شود، آمدم به انس خاک...شجریان مالک بلامنازع چطورهای موسیقی و به عبارت بهتر علم موسیقی بود و فلسفه موسیقی را هم به مثابه چراهای موسیقی کشف کرده بود. برای او موسیقی گونه‌ای از گفتگو بود که تنها زمانی به مفاهمه می‌رسید که به مثابه متن به فرامتن می‌پیوست.راز او تفکر انضمامی و مبتنی بر پیوند دایره‌وار راوی و مخاطب بود. او به خاطر خوش صدایی نماند. او ماند چون از صدا، صحنه ساخت، صحنه مفاهمه، صحنه‌ای که بر آن می‌ایستاد و نت معلق آخر را به دستان مخاطب می‌سپرد.حرف او هنوز در گوشم طنین‌انداز است: یونس، من کارم را به فرجام رساندم، خیلی سخت بود، اما شد، من توانستم نشان دهم می‌شود از مطرب، به استاد رسید.او حالا آرامیده است، آن سان که همه تبدیل‌گران روایت‌ها به اسطوره‌ها.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 08:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترامپ و غول‌های ارتباطی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-xouewxvlkhnd</link>
                <description>یونس شکرخواه |دونالد ترامپ که همزمان خودش سازمان ملل است و کلانتر جهان و .... چهار غول ارتباطی دنیای حافظه رم (RAM)، تراشه و نمایشگر را وادار کرده است تا از معامامله با هواوی (واوِی) پیشتاز ارتباطی چین دست بردارند. حالا ‏شرکت‌های سامسونگ که بزرگترین شرکت تولیدکننده حافظه رم در جهان و بزرگ‌ترین مجموعه تجاری-صنعتی کره جنوبی مشتمل بر ٨٠ شرکت محسوب می‌شود و همچنین شرکت اس‌کای هاینیکس (SK Hynix) که آن هم از غول‌های نسل جدید فناوری‌ها در کره جنوبی است (دومین شرکت تولیدکننده حافظه رم و تراشه در جهان) و شرکت دیگر کره جنوبی یعنی ال‌جی (بزرگترین تولیدکنندگان نمایشگرهای او‌ال‌ای‌دی در جهان با بیش از ٩٠ درصد بازار) و شرکت آمریکایی مایکرون (Micron) که تولیدکننده شماره ٣ رم در جهان است، بر اثر فرامین اجرایی ترامپ حق فروش محصول و معامله با هواوی را ندارند و باید از ١۵ سپتامبر ٢٠٢٠ کلیه عملیات خود را با هواوی که بزرگ‌ترین شرکت ارائه‌کننده سرویس‌های ارتباطی جهان است؛ متوقف کنند.‏به این ترتیب حالا هواوی مجبور می‌شود تولیدکنندگان دیگری را  برای خرید رم، تراشه و نمایشگرهای موبایل‌هایش پیدا کند، که در عین حال ممکن است کیفیت و میزان مورد نظر هواوی را هم تامین نکنند. بدنیست بدانید ‏این شرکت‌ها همه در بازار جهانی به غول‌های رم معروف هستند و از دیگر سو خود هواوی هم سومین خریدار بزرگ تراشه در جهان است.حالا اگر چه رسانه‌های جریان اصلی آمریکا سمت و سوی خبرها و تحلیل‌های خود را بر نمایش محاصره شدن هواوی از پانزدهم سپتامبر متمرکز کرده‌اند، اما واقعیت این است که پیامدهای تلقی‌ ترامپ و حلقه امنیتی اطراف او از جغرافیای جهان ارتباطی معاصر و فعالیت‌های تجاری برخاسته از آن؛ فقط متوجه هواوی نخواهد بود. شرکت‌های کره‌ای سامسونگ و اس‌کای هاینیکس و شرکت ال‌جی و نیز شرکت آمریکایی مایکرون هم با از دست خریداری چون هواوی دچار دردسر خواهند شد.گفته می‌شود هواوی به خاطر انباشته بودن انبارهایش از خریدهای قبلی در کوتاه مدت با مشکل مواجه نمی‌شود و می‌تواند تا حدودی برای بخشی از نیازهایش بر روی شرکت چینی بوو (BOE Technology) سازنده نمایشگرهای منعطف حساب کنداز همه جالب‌تر این است که دولت ترامپ که شیفته تحریم و نقض پروتکل‌های بین‌المللی است از ماه پیش هم دامنه تحریم‌های تراشه را به طراحان قطعاتی که از تکنولوژی آمریکایی استفاده می‌کنند تسری داده است تا هیچ شرکتی نتواند بدون مجوز، به هواوی چیزی بفروشد. البته سامسونگ از همین حالا درخواست دریافت مجوز برای فروش قطعه به هواوی را به دولت ترامپ داده است.همه بهانه تیم ترامپ این است که زیرساخت‌های مخابراتی و محصولات هواوی تهدیدی علیه امنیت ملی آمریکا است و هواوی می‌تواند از کاربران آمریکایی جاسوسی کند.فعلا نباید به فکر جاسوسی از داده‌هایی بود که گوگل و فیسبوک و.. از کاربران جهان جمع می‌کنند،  موضوع فوری‌تر این است که جهان تا چه وقت چشمان خود را بر روی ورود بوفالو‌ها به کریستال فروشی‌ها خواهد بست.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Mon, 14 Sep 2020 15:31:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و ما روزنامه‌نگار شدیم آسید فرید</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF-fdmcyqlxmp5a</link>
                <description>به خاطر سید فرید قاسمی▫️یونس شکرخواهمتاسفانه افسانه‌های شبه‌تاریخی بیشتر از حقایق تاریخی دست به دست می‌شوند و بشر هماره وامدار کسانی می‌ماند که از تاریخ افسانه‌‌زدایی می‌کنند، با متانت تام حاشیه‌زدایی می‌کنند و خاضعانه به متن نمی‌آیند. در مجموعه دوستان دور و نزدیک من یک نام درخشان در این گستره هست: سیدفرید قاسمی (زاده ١٩ شهریور ١٣۴٣).نیازی نیست به پیشینه پژوهشی و کتاب‌ها و تحقیقات پر ارزش او اشاره کنم. جستجوی نام او هزاران گنج او را در برابر چشمانمان قرار می‌دهد.من به عواملی کار دارم که قریب به چهار دهه است مرا در موضع تکریم از عزیزترین رفیقم حفظ می‌کند.اسکار وایلد، نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس تلخ‌فرجام ایرلندی روزگاری گفته بود فرق ادبیات و روزنامه‌نگاری در این است که روزنامه قابل خواندن نیست و ادبیات هم خوانده نمی‌شود.عصاره تلاش‌های سیدفرید قاسمی کشیدن خط بطلان بر همین نکته در ایران بود. سید ثابت کرد روزنامه‌نگاری ایرانی را نمی‌توان با انگ ژورنالیستی‌نویسی‌ تخطئه کرد. او چهره‌هایی را از محاق بیرون کشید که به مفهوم عمیق کلمه هم روزنامه‌نگار بودند و هم ادیب. این بزرگ‌ترين کار فرید بود که شیره جانش را وقف آن کرد، مگر نه این است که بالاترین قانون روزنامه‌نگاری حقیقت‌جویی و حقیقت‌گویی است؟  فرید حقیقت تاریخی این پیشه در ایران را کشف کرد، زخم به زخم و مرهم به مرهم.فرید سختکوشانه و تنها به دالان‌های متروک، بسته و نامکشوف روزنامه‌نگاری این دیار رفت و شجره‌نامه اصلی روزنامه‌نگاری ایرانی را برای‌مان ترسیم کرد و هنوز بشارت می‌دهم‌تان به کار تازه ارزشمند دیگری از او که در همین زمینه در راه است.و بالاخره او زندگی خودش را به سرمشق تبدیل کرد، این حکیم با معرفت ایراندوست و دین‌دوست، این بلند بالای لرستانی نشان داد یک زندگی که در آن نه روشنفکر بی‌عمل باشی و نه عملگرای غیر روشنفکر چقدر جذاب و دلچسب است و این زندگی بی‌مرارت به کف نمی‌آید و بی دلیل نیست که آثارش همه چندین و چاپ می‌شوند.سید یک تنه یک دانشگاه روزنامه‌نگاری شد، به زادگاهش و به میهنش و حتی با آثار بی‌بدیلش به قفسه‌های فارسی بزرگترین کتابخانه‌های جهان هم ادای دین کرد.فرید عزیز، تو خودت می‌دانی که روزنامه‌نگاری؛ راه رفتن پیوسته و حرف زدن دائم در بطن پیشروی و هراس است، و شاید همین سبب فراموشی نام‌هایی می‌شود که نقشه راه طی شده و راه‌های پیش رو را برایمان ترسیم می‌کنند. ما قدرنشناس نیستیم. بی‌ تو ما بی‌ریشه و بی‌تاریخ می‌ماندیم. تولدت مبارک آقای اصیل.https://t.me/younesshokrkhah/11627</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Thu, 10 Sep 2020 15:20:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه اپلیکیشن‌ها؛ جابه‌جایی جهانی اندیشه‌های ارتباطی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-dz757d5ycoos</link>
                <description>️یونس شکرخواهدونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا با امضای چند فرمان اجرایی، ارتباط شهروندان آمریکایی را با دو اپلیکیشن چینی یعنی تیک‌تاک (متعلق به شرکت بایتدنس) و وی‌چت (متعلق به تنست هولدینگز) ممنوع اعلام کرده است.به نظر می‌رسد هدف اصلی این حکم‌ها اعمال محدودیت علیه قدرت جهانی چین در عرصه فناوری‌های ارتباطی و اطلاع‌رسانی است که در نهایت به تنش‌های برخاسته از رویارویی‌های دولت ترامپ با چین خواهد افزود. شاید هم بتوان انتخابات در راه ریاست جمهوری آمریکا را هم یکی از عوامل به چالش کشیدن چین به مثابه محور اصلی کمپین ترامپ قلمداد کرد.در یک تحول مشابه، مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا هم از شرکت‌های آمریکایی خواسته است تا تیک‌تاک و وی‌چت را از فروشگاه‌های خود حذف کنند. شدت تقابل واشنگتن با پکن به حدی است که با اجرایی شدن ممنوعیت این دو اپلیکیشن، شهروندان یا شرکت‌های آمریکایی که با تیک‌تاک و وی‌چت و شرکت‌های مادر آن‌ها داد و ستد داشته باشند، جریمه خواهند شد.ترامپ علت امضای حکم‌های خود علیه وی‌چت و تیک‌تاک را حفاظت از آمریکا، و مقابله با تهدیدات ناشی از این دو اپلیکیشن‌ چینی اعلام کرده است و بد نیست بدانید که دو غول ارتباطی آمریکا یعنی مایکروسافت و اوراکل هم در پی خرید این دو محصول چینی هستند.ترامپ علاوه بر تیک‌تاک و وی‌چت از مدتی پیش شرکت بزرگ ارتباطی دیگر چین یعنی هواوی را هم تحت فشار گذاشته به گونه‌ای که ۳۸ زیرمجموعه هواوی را در ۲۱ کشور به فهرست سیاه اقتصادی خود اضافه کرده است. ترامپ به طرزی آشکار هواوی را هم به جاسوسی از آمریکایی‌ها متهم کرده است.این اقدامات آمریکا علیه چین که عمدتا از سوی ترامپ با ادعای جاسوسی شرکت‌های چینی علیه آمریکایی‌ها مطرح می‌شود؛ باعث شده تا آینده مناسبات ارتباطی و نظریه‌های مبتنی بر جریان آزاد اطلاعات و ارتباطات و بازار آزاد عقاید که عمدتا از سوی غربی‌ها مطرح شده در دراز مدت دچار تکانه‌ها و دگرگونی‌های عجیب شود. رویارویی ارتباطی کنونی آمریکا با چین - که جنگ تجاری آن‌ها هم هم رخساره دیگری از همین نبرد است - آن‌قدر فزاینده شده که انگار حالا واشنگتن شرکت‌های ارتباطی چینی را امتداد دست‌های نظامی پکن می‌داند و این انگاره چیزی نیست جز یک جابجایی جهانی در عرصه اندیشه معتقد به هژمونی و سلطه‌ ارتباطی که تا پیش از این به طرزی پیوسته و در قالب یک رویه از سوی غرب به شرق نسبت داده می‌شد.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 16:07:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکاش در توییتری شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-ymxnmdvpfpyr</link>
                <description>▫️یونس شکرخواهوقتی توییتر در سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرد چیزی نبود جز یک وبلاگ مینیاتوری.تا پیش از بروز وبلاگ‌ها، این سایت‌ها بودند که میدان‌دار فضای اینترنت بودند. واحد سایت‌ها؛ صفحه بود و واحد وبلاگ‌ها پست. توییتر که آمد با همان واحد پست آمد؛ اما در قالب یک پست بسیار کوتاه‌تر: ۱۴۰ کاراکتر. هنوز هم مراکز اکادمیک ارتباطات در جهان؛ توییتر را به سبب تکیه بر پست‌های کوتاه یک سیستم میکروبلاگی تعریف می‌کنند. توییتر سه سال پس از آغاز به کار (۲۰۰۹) به هشتگ (#) و ریتوییت رسید و در عین حال استراتژی اطلاعاتی- ارتباطی و خبری خود  را از عبارت &quot;چه‌کار می‌کنی؟&quot; به عبارت &quot;چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟&quot; تغییر داد و هفت سال بعد هم  به بورس پیوست و این نشان می‌داد که این رفتار میکروبلاگی که در عین حال به گونه‌ای از گفتگوهای موجز تبدیل شده بود؛ کار و بارش سکه شده است:  رونق گرفتن آگهی‌ها و ارائه سهام در بورس.اما ۱۴۰ کاراکتر دوای درد صاحبان محصولات و خدمات نبود و در واقع آگهی دهندگان نمی‌توانستند با ۱۴۰ کاراکتر کل ماجرای خود را برای کاربران توییتر تعریف کنند. پس به کام آگهی دهندگان و به نام کارابران، امکان انتشار عکس و ویدئو و این اواخرا صدا هم در دستور کار توییتر قرار گرفت. در همین حال؛ دستی هم به سر و صورت پروفایل‌های کاربران کشیده شد و در کل  ۹ سال هم طول کشید (۲۰۱۵) تا توییتر بگوید می‌خواهد محدودیت ۱۴۰ کاراکتر را بردارد. این وعده رفع محدودیت کاراکترها در سال ۲۰۱۷ عملی شد و سقف کاراکترها به ۲۸۰ حرف در هر توییت رسید.حالا در سال ۲۰۲۰ با اینکه توییتر با هشتگ‌ها توانسته است غلظت موضوعی ایجاد کند؛ با ریتوییت‌ها توانسته است یک نظر یا خبر را تکثیر کند و از نظر مضمونی به ترکیبی از خبر فوری؛ طرفداری‌ها؛ از خود گفتن کاربران؛ شایعات و سلبریتی‌ها و ... برسد، آن را چه باید نامید: یک شبکه اجتماعی مثل فیسبوک؟ با چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی؟ آیا توییتر نوعی وبلاگ است؟  پلتفرم بیان همزمان خویشتن است؟ ارتباطات جمعی است یا تفریقی؟ تماشاگه واکنش‌های مردم جهان است؟ یا آزمایشگاه پی بردن به افکارعمومی؟هرچه هست  توییتر حالا دیگر فقط جیک جیک نیست، &quot;چه‌کار می‌کنی؟&quot; و &quot;چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟&quot; هم نیست. به عبارت بهتر پرنده از دوش &quot;جک دورسی&quot; بنیانگذار و مدیرعامل توییتر هم پرکشیده استبه گمان من &quot;توییتری شدن&quot; دارد از پایگاه ارسال خبرهای در حال وقوع  به  لابراتوار پژوهش‌های ارتباطی جامعه شناختی وارد می‌شود. دارد به داده‌های بزرگ (بیگ دیتا) درباره عرصه فکر و کنش تبدیل می‌شود و اگر قدرت پردازش هوش مصنوعی را هم در کنار این داده‌های بزرگ ببینیم؛ شاید بتوان گفت حالا توییتری شدن با چیزی چون &quot;دارم به چه فکر می‌کنم؟&quot; مترادف شده است. به نظر می‌رسد طبقه بندی‌های رایج در اشاره به مواردی چون یاوه‌گویی، ستاره‌سازی، فیلسوف‌های مبل نشین، روزمرگی و ... همه زیرمجموعه‌های &quot;دارم به چه فکر می‌کنم؟&quot; هستند که بر یک نوع صف آرایی بر روی صحنه بزرگ در کنار سیاستمداران، محبوب‌ها، دوستان و دشمنان متمرکز است. نفع توییتری شدن الان صرفا نصیب صاحب صحنه می‌شود؛ اما این پایان توییتری شدن نیست. می‌توان گفت که  نفع و ضرر دیگرصرفا متوجه صاحب صحنه نخواهد ماند، متوجه همه کسانی است که زندگی خود را به الگوریتمی در توییتری شدن تبدیل کرده‌اند؛ به الگوریتمی که باید دقیقا ۲۸۰ کاراکتر باشد.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 10:44:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی و موقعیت واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-tvip5kxacdo3</link>
                <description>یونس شکرخواه هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) یا دانش شناخت و طراحی عامل‌های هوشمند؛ حالا به یک موضوع جهانی تبدیل شده است. هوش مصنوعی در نگاه اول در مقابل هوش طبیعی انسان قرار می‌گیرد. این البته بخشی از ماجراست چرا که هوش مصنوعی عملا به سامانه‌هایی گفته می‌شود که می‌توانند شبیه هوش انسان عمل کنند و واکنش‌ها و حتی تصمیم‌هایی مشابه الگوهای رفتاری هوشمند انسانی و شبیه فرایندهای تفکری و حتی شیوه‌های استدلالی انسانی از خود بروز دهند. هوش مصنوعی هم مثل هوش انسانی حالا می‌تواند شرایط پیچیده را درک کند و با شبیه‌سازی شرایط برایش راه حل بیاید.عده‌ای جمعبندی خود در قبال هوش مصنوعی را در عبارت &quot;دانش شناخت و طراحی عامل‌های هوشمند&quot; خلاصه کرده‌اند.هوش مصنوعی در واقع به تبلور دانش‌ها و تکنیک‌های دست یافته تا امروز تبدیل شده است. جان مک‌کارتی دانشمند آمریکایی علوم رایانه و علوم شناختی که واژه هوش مصنوعی را در سال ۱۹۵۶ ابداع کرد، آن را دانش و مهندسی ساخت ماشین‌های هوشمند قلمداد می‌کرد که برگردان اندیشه‌ای بود مبتنی بر دستیابی به یک ماشین که شبیه هوش انسانی باشد.هوش مصنوعی حالا یک عامل هوشمند سامانه‌ای است که محیط اطراف خو را می‌شناسد، آن را تحلیل می‌کند و در برابرش واکنش نشان می‌دهد و بر اساس داده‌های بزرگی (بیگ دیتا) که دارد به پردازش پرداخته و با تکیه بر الگوریتم‌هایی که استخراج می‌کند تصمیم می‌گیرد و دست به عمل می‌زند. نکته مهم اینجاست که ظرفیت انباشت داده‌ها و قدرت پردازش آن‌ها در هوش مصنوعی در قیاس با هوش انسانی به طرز سرسام‌آوری بیشتر است؛ آنقدر بیشتر که هنوز تجربه خیالی آن هم برای انسان معاصر یک رویاست. چندی پیش گوگل مجبور شد دو سرور خود را از مدار خارج کند چرا که آن دو سرور بی‌آنکه کسی از آن‌ها خواسته باشد به تماس با یکدیگر پرداخته بودند بی‌آنکه کسی از زبان و از علت و نوع ارتباط ان‌ها سر در بیاورد.برای انکه به اهمیت موضوع هوش مصنوعی پی ببرید بد نیست بدانید که یونسکودر مارس 2020 یک گروه تخصصی را مامور تهیه یک پیش نویس کرد تا ملاحظات مرتبط با اخلاقیات هوش مصنوعی را تهیه کند. این پیش‌نویس اکنون آماده شده است و کارشناسان درسطح جهانی در حال ارزیابی واژگان آن (وردینگ) هستند.هوش مصنوعی چه پیامدهای مثب و منفی خواهد داشت؟ تاثیرات مثبت و منفی این هوش بر جان و اندیشه انسان چیست؟ می‌شود بدن‌ها را هک کرد؟ اندیشه‌ها را چطور؟ تاثیرات هوش مصنوعی بر برابری انسان‌ها بر تنوع فرهنگی و اجتماعی چیست؟ آیا الگوریتم‌های برخاسته از هوش مصنوعی پدیده‌هایی انحصاری و غیر شفاف خواهند بود؟ تاثیر هوش مصنوعی بر آزادی و حریم خصوصی از چه قرار خواهد بود؟بگذارید با یک پرسش بومی و تلخ به پایان ببرم: رسانه‌ها و نهادهای آکادمیک ایرانی در ترسیم موقعیت و وضعیت کنونی و در پیش‌بینی پیامدهای پدیده هوش مصنوعی در کجای این سپهر قرار دارند؟</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 15:39:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گام‌های شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های چاپی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DB%8C-ruuxg7vuzgg3</link>
                <description>یونس شکرخواه از زمانی که قابلیت تبدیل‌شدن محتوای نوشتاری به محتوای دیجیتال و سپس آنلاین فراهم شد، رقابت و به‌دیگر زبان، انقلاب پیشی‌گرفتن رسانه‌های جدید از رسانه‌های چاپی آغاز شد. نخستین انقلاب همان نوشتن آوایی بود که حدود هزار سال پیش از میلاد شروع شد و دومین انقلاب پدیدآمدن ماشین چاپ به‌مثابه آغاز ارتباطات جمعی مدرن بود. سومین انقلاب همان عصر اطلاعات بود با اتکا به فناوری و به‌ویژه اتکا به رایانه‌ها که به قابلیت‌های انباشت، جابه‌جایی و دسترسی اطلاعات صورتی بسیار تازه بخشید؛ به‌گونه‌ای که به‌تدریج کفه تمایل به مدیریت و تبادل داده‌ها در عرصه آنلاین را نسبت به وضعیت کلاسیک ارتباطات سنگین‌تر کرد. ظاهرا درها کماکان بر همین پاشنه می‌چرخند، اما آیا امکان دگرگونی نیست؟مزیت بینامتنیت از طریق لینک‌ها و امکان دسترسی به ادبیات جهانى هر واژه در پی هر جست‌وجو و به‌ویژه مزیت مرگ زمان و مکان در فضای رسانه‌های نوین که به آن‌ها امکان حضور لحظه‌به‌لحظه بر سر رویدادها و داده‌ها را می‌دهد، انکارنشدنی است. به‌دیگر سخن، رسانه‌های نوین به پدیده‌ای موسوم به ۲۴ ضرب‌در۷ رسیده‌اند، یعنی می‌توانند ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته خبر بدهند. این پدیده البته پوسته یک اتفاق دیگر است؛ رسانه‌های شخصی، مشارکتی و افقی دارند جای رسانه‌های جمعی را می‌گیرند. چرا می‌گویم افقی؟ به این دلیل که رسانه‌های نوین بر تولیدات مخاطبان متکی هستند و این برخلاف رفتار عمودی رسانه‌های چاپی است که جمعی از بالا و مستقر در تحریریه‌های رسانه‌ها برای مخاطبان محتوا تولید می‌کنند (جمع محدود برای جمع انبوه). به‌عبارت بهتر، در رسانه‌های نوین که مبتنی بر تعامل و مشارکت است، مرز میان سردبیران، مخاطبان و تولیدکنندگان محتوا غیرقابل تشخیص شده یا از بین رفته است.صدالبته که رسانه‌های چاپی هم در انقلاب سوم بیکار نماندند و شروع به ساخت وبسایت‌های خود کردند و این روند را با ایجاد وبلاگ و اینستاگرام و توییتر و فیسبوک و به‌طور کلی با استفاده از شبکه‌های اجتماعی ادامه دادند. اما چرا موفق نشدند؟ چند نکته به‌نظر من بسیار مهم است. نکته اول شجاعت‌نداشتن در پوشش رویدادهایی است که به‌غلط یا درست فراگیر شده‌اند و رسانه‌های چاپی چه به‌خاطر کنترل و سانسور و چه به‌خاطر این حس که چنین خبرهایی در شبکه‌های اجتماعی پوشش داده می‌شوند، منفعل می‌مانند و در واقع از کورس پوشش عقب می‌افتند. نکته دوم برای رسانه‌های چاپی از این نظر مهم است که بسیاری از رویدادها زمانی رخ می‌دهند که نسخه چاپی از زیر ماشین چاپ خارج شده و در کیوسک‌ها یا در دستان مخاطبان قرار گرفته است. در این صورت رسانه‌های چاپی عملا نمی‌توانند کاری بکنند. نگویید چرا در وبسایت‌هایشان دنبال نمی‌کنند، چون اکثر این وبسایت‌ها تحریریه مستقل ندارند و در واقع چند نفر از همان تحریریه چاپی و با همان روحیات چاپی هستند که سایت و شبکه‌های اجتماعی رسانه‌های چاپی را می‌چرخانند.به‌گمان من این راهکارها هنوز پیش روی رسانه‌های چاپی هست:۱. برای وبسایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود تحریریه مستقل ایجاد کنند (۲۴ ضرب ‌در ۷)؛ ۲. در رسانه‌های چاپی به تحلیل و به ویژه‌نامه بیشتر اتکا کنند و کار خبر را به تحریریه‌های سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود واگذار کنند و سپس خبر‌های آن‌ها را در قالب خبرهای تعقیبی و عمقی در روزنامه‌های خود دنبال کنند؛ ۳. از الآن روی هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند. رسانه‌های چاپی یک تفاوت بسیار بزرگ با رقبای نوین خود دارند؛ داشتن داده‌های بزرگ یا آنچه این روزها بیگ‌دیتا نامیده می‌شود. الگوریتم‌ها و به‌زبان ساده‌تر الگوهای گران‌قیمت نهفته در بیگ‌دیتا می‌تواند خورشید را دوباره به سرزمین مه‌آلود رسانه‌های چاپی بازگرداند.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jul 2020 13:39:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزنامه‌نگاری ایرانی یک مربع و یک کمیسیون</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D8%B9-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-cfqibvpgnt87</link>
                <description>یونس شکرخواه  | می‌شود به فضای رسانه‌ای در هر جای جهان از چند زاویه نگریست: ۱) وضعیت مقررات و قوانین حاکم بر فضای رسانه ها؛ ۲) وضعیت میثاق‌ها و مقررات درون رسانه ها؛ ۳) وضعیت حرفه‌ای دست‌اندرکاران درون رسانه ها؛ ۴) وضعیت نهاد‌های صنفی رسانه‌ها. فضای رسانه‌ای چاپی ایران نیز از این چارچوب خارج نیست. می‌کوشم به اصلی‌ترین مسائل مطرح در این ۴ عرصه بزرگ به‌گونه‌ای فهرست‌وار اشاره کنم. من طرح این مسائل را صرفا یک پیش‌درآمد می‌دانم برای آنچه در پایان به‌عنوان پیشنهاد ارائه خواهم داد.قوانین متعددی درباره مطبوعات به‌نگارش در آمده است. حقوقدانان می‌دانند که طی بیش از صد سال قانون‌گذاری چه مواردی در این زمینه تدوین شده است. راه دور نرویم؛ متن کامل قانون‌های مطبوعات، لایحه‌ها، طرح‌ها، آیین‌نامه‌ها، تصویب‌نامه‌ها و استفساریه‌های مهم از آغاز تا امروز و در کتاب ارزشمند سیدفرید قاسمی با عنوان «مجموعه قوانین مطبوعاتی ایران» وجود دارد. تکالیف روزنامه‌نگاران و حقوق آنان از چه شرایطی برخوردار است؟ این مجموعه قوانین کافی و پاسخ‌گوست؟ به‌نظر می‌رسد در همان نگاه اول، تکلیف‌ها بر حق‌ها سنگینی می‌کند. در همین راستا باید پرسید چه کار‌هایی در این زمینه باید صورت گیرد؟میثاق هر رسانه‌ای می‌تواند میثاق بانیان و مؤسسان آن باشد و در فضایی دموکراتیک‌تر، بانیان رسانه و بدنه تحریریه می‌توانند بر پایه یک میثاق مشترک کار خود را آغاز کنند، اما رگه اصلی میثاق‌های اکثر سازمان‌های رسانه‌ای ایران را عمدتا سازمان‌های راه‌انداز آن‌ها تعیین کرده‌اند و خواهند کرد؛ همشهری (شهرداری)، جام‌جم (صداوسیما)، ایران (دولت)، کیهان و اطلاعات (نظام)، شهروند (هلال‌احمر) و... در بخش خصوصی نیز رگه اصلی هر میثاقی تابعی از میثاق‌های استقلال مدیران‌مسئول یا میزان دوری و نزدیکی آنان به کانون‌های قدرت و ثروت است. چه مواردی در این زمینه باید بررسی و دگرگون شود؟ وضعیت حرفه‌ای درون رسانه‌ها از چه قرار است؟ در نگاه اولیه می‌توان گفت که سیاسی‌های ستون‌نویس به درون تحریریه‌ها آمده‌اند. نسل جوان هم علی‌رغم کم‌تجربگی بر فضای تحریریه‌ها غلبه یافته‌اند. تجربه دار‌های حرفه‌ای تقریبا دیگر نقشی در تحریریه‌ها ندارند و از تای اول صفحات اول نیز می‌توان به‌روشنی دریافت که شبه‌خبر‌ها و خبر‌های رسمی تا حد زیاد جای خبر‌های روندی را گرفته‌اند. دریغ از خبر و گزارش تولیدی و...! رقابت با رسانه‌های جدید هم به‌کنار. سانسور چقدر فرارسانه‌ای و چقدر درون‌رسانه‌ای است؟ آنچه هنوز به‌طرزی آشکار برقرار است، کماکان همان فرمان ایست روزنامه‌ها به جهان است که سالی دوسه هفته نوروز‌ها به‌گوش می‌رسد. چه کار‌هایی در این زمینه‌ها باید صورت گیرد؟چندین و چند نهاد صنفی از دیرباز در پهنه روزنامه‌نگاری ایران ظهور یافته‌اند که بعضی شبیه باشگاه دوستان قدیمی شده‌اند و حتی یک‌بار در یکی از فراگیرترین آن‌ها در کمال تعجب، مدیران‌مسئول روزنامه‌ها بانی مجلس روزنامه‌نگاران شد‌ند، بی‌توجه به بدیهی‌ترین اصل روزنامه‌نگاری که آنکه قدرت استخدام و اخراج دارد، روزنامه‌نگار نیست. همین حالا هم نهاد‌های صنفی با کمال تأسف حتی از سوی خود روزنامه‌نگاران هم تحت فشار قرار می‌گیرند. بافت و ساخت این نهاد‌ها هم مسئله مهمی برای روزنامه‌نگاری ایران است. کارکرد این نهاد‌ها چیست و از چه قراراست؛ لابیگر یا خلاق؟ مسئله‌گرا یا رویدادزده؟من صرفا برای نمونه به چند مسئله در ۴ سطح فوق در روزنامه‌نگاری ایران اشاره کردم. این مسائل در صورت پژوهش دقیق تبدیل به یک فهرست بلند خواهد شد. شاید هیچ‌گاه زمان برای تشکیل یک کمیسیون فراگیر برای آسیب شناسی عمیق و ارائه راه‌حل به روزنامه‌نگاری ایرانی، این همه ضرورت نداشته است. روزنامه‌نگاری ایرانی می‌تواند تصویر تمام‌قد خود را در آیینه یافته‌های چنین کمیسیونی که حتما باید مرکب از حرفه‌ای‌ها و متخصصان بین‌رشته‌ای باشد، به‌وضوح ببیند. وقت آن است که نهاد صنفی روزنامه‌نگاران آستین بالا زند و چنین کمیسیونی را تشکیل دهد. تشکیل چنین کمیسیونی، صرفا یک پیشنهاد نیست؛ ضرورتی تاریخی در برابر این حرفه است.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 12:08:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوهای محیط‌های ارتباطی آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-l8d1emupa1qg</link>
                <description>الگوهای محیط‌های ارتباطی آنلاینیونس شکرخواه |شاید باورنکردنی به نظر برسد، اما لی‌اوت (Layout) یا همان الگو یا چینش عناصر گوناگون در یک سایت - از صفحه خانگی تاصفحات مقوله‌ها و زیر مقوله‌ها - نقشی بسیار کلیدی در اوج گرفتن یا سقوط وبگاه ایفا می‌کند. لی‌اوت یا همان الگو، را می‌توان ساختارسایت خواند. بین میزان قدرت الگو و میزان ارتباط و تعامل کاربران با الگو رابطه مستقیم وجود دارد. اگر الگو خوب باشد کاربران زمانبیشتری به حضور در سایت اختصاص می‌دهند. لی‌اوت خوب سریع‌ترین راه‌های دسترسی به اطلاعات را به کاربران می‌دهد.لی‌اوت از نگاه توسعه‌دهندگان وب همان پوسته سایت است که در برابر مشتری (کلاینت) قرار می‌گیرد. عده‌ای این پوسته را رابط کاربری(UI) می‌نامند و عده‌ای دیگر تجربه کاربری (UX).طراحی UI به عنوان پوسته یا محیط ارتباطی به این دلیل است که دارایی یا محصولات و خدمات شما - هر چه که هست - دیده شود و لذامی‌شود گفت کارکرد UI نمایش است. اما هدف  UX انتقال حس مورد نظر سایت به کاربران.الان چند نوع الگو‌ در جهان طرف توجه هستند.۱.الگوی افاین مدل بر اساس هیت‌مپ (نقشه گرمایی) به دست آمده است. جهت حرکت چشم کاربران در صفحه خانگی به صورت حرف انگلیسی F یا حرف E است و لذا سایت‌ها مطالب را در صفحه خانگی بر اساس یکی از این دو حرف می‌چینند. این الگو خاص وب‌سایت‌های خبریاست.۲.الگوی زیگزاگیاین الگو شبیه حرف Z است و حاکی از حرکت چشم کاربران از چپ به راست و سپس به صورت مورب و دوباره از راست به چپ است وبیشتر به کار سایت‌هایی می‌آید که فرم‌هایی برای پر کردن دارند و به عبارت بهتر از یک یا چند کارکرد خاص برخوردار می‌باشند. صفحهورود به فیسبوک نمونه بارز رفتار Z است۳.الگوی مجله‌ایترکیبی از الگوهای غالب است. ترکیبی از عکس، عکس‌های بندانگشتی، تیتر و متن و اتکا به الگوی F مناسب سایت‌های خبری.۴.الگوی شبکه‌ایاین الگو بر توزیع برابر اطلاعات در صفحه خانگی استوار است و به کاربر فرصت توقف در موارد موردنظرش را می‌دهد. الگوی شبکه‌ایهم برای سایت‌های خبری بد نیست.۵.الگوی عکس سراسریالگوی ویژه تک مضمونی‌ها و تک محصولی‌هاست. نیاز به عکس‌های درجه یک دارد که بامتن‌ها و تیترهای کوتاه بر روی عکس اصلیهمراه می‌شود. اگر از عکس‌های پرقدرت برخوردار نیستید هرگز طرف این الگو نروید،  کسی بر روی اسب مرده شرط نمی‌بندد. حواستانباشد که عکس‌ها باید بر روی موبایل هم پرقدرت به نظر برسند۶.الگوی نامتقارنالگوی مورد قبول اکثر برندها‌ست، عکس‌ها در این الگو باید کنتراست داشته باشند. پایه این الگو بر پویایی، بر کمشکش‌ عناصر موجوددر صفحه و بر کنتراست رنگ‌ها و هایلایت‌ها استوار است و هر نقطه صفحه می‌تواند نقشی چشم‌ربایانه‌ ایفا کند.۷.الگوی تک ستونیسادگی و گردش آسان در صفحه همه ویژگی این مدل است. دارایی‌های شما در این مدل پشت سر هم به نمایش در می‌آیند. این مدل دروبلاگ‌ها بیشتر دیده شده است و در توییتر نیز روش جاری است.هنوز می‌توان به الگوهای دیگر هم اشاره داشت، اما در جمع‌بندی بحث باید به گفته افزودکه سایت‌ها را می‌توان به سه گونه محتوایی،  شخصی و فروش محصول و نرم‌افزار تقسیم کرد.بهترین الگوها برای محتوایی‌ها این دو الگو هستند: الگوی اف و الگوی مجله‌ای.بهترین الگوها برای شخصی‌ها دو الگوی تک ستونی و زیگزاگی.و بالاخره برای فروشندگان الگوی زیگزاگی بهترین انتخاب است.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 20:16:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیافه فردای شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-zzf7zihyot21</link>
                <description>یونس شکرخواه |سود  و زیان شبکه‌های اجتماعی حالا با توجه به همه‌گیری ویروس کرونا و تأثیر  عمیق و فراگیر آن بر زندگی مردم در سطح جهانی آشکارتر و ملموس‌تر از همیشه  شده است. به‌دیگر سخن، فهم مردم از شبکه‌های اجتماعی بیشتر شده است. در این  یادداشت کوتاه، تلاش بر این است که به رگه‌هایی از قیافه فردای این  شبکه‌ها اشاره شود. به‌طرز گریز‌ناپذیری زبان و مفاهیم این یادداشت به‌دلیل  نوبودن مضامین و فرایند‌ها ساده نیست و حتی می‌توان گفت هر محور برای  بهتربازشدن بحث می‌تواند به موضوع یک رساله دانشگاهی تبدیل شود. تجارب  حرفه‌ای و شخصی من در عرصه رسانه‌های نوین خبر از چشم‌انداز‌های زیر  می‌دهد. به‌گفته می‌افزایم که آنچه مورد اشاره قرار می‌گیرد، از تقدم و  تأخر برخوردار نیست؛ طرح می‌شود، چون امکان وقوع دارد:امنیت و حریم  شخصی در شبکه‌های اجتماعی بیشتر طرف توجه قرار خواهد گرفت. دورکردن دست  طرف‌های سوم از جمع شبکه‌ها و کاربران با همین قصد شتاب گرفته است.روند جاری حاکی از آن است که در آینده میزان عکس و ویدئو بیشتر از متن خواهد شد.خدمات ویژه بیشتر ارائه خواهد شد و برای ندیدن آگهی‌ها هم درخواست پول خواهد شد و این یعنی فراگیرترشدن اقتصاد مبتنی بر پلتفرم‌ها.بازاریابی  در شبکه‌های اجتماعی فردا هم بر اساس سنجش موقعیت نفوذگران شبکه‌ها نظیر  سلبریتی‌ها صورت خواهد گرفت و پیام‌های امری و دستوری در زمینه فراخوانی  مخاطبان به واکنش فوری در پذیرش محصولات و خدمات اوج بیشتری خواهد داشت.تکیه به صفحات محلی به‌ویژه از سوی برند‌ها برای حفظ و تسهیل آورده‌های مالی بیشتر می‌شود.الگوی  رفتاری هم در شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر از متن خواهد شد و این یعنی توجه به  ذائقه مصرف مهم‌تر از تولید می‌شود و بنابراین توجه به دانلود بیشتر از  توجه به آپلود خواهد شد. معنی دیگر این فرایند این است که توجه فزاینده به  جمعیت‌شناسی و الگو‌های رفتاری مخاطب خواهد شد.روند مهم دیگر این است  که سیال‌شدن تحولات و دشواری پیش‌بینی تحولات باعث خواهد شد تولیدکنندگان  محتوا، اعم از حرفه‌ای‌ها و کاربران عادی، به‌سوی مطالب با عمر کوتاه و  حداکثر با عمر روزانه بروند.شبکه‌های اجتماعی فردا از نظر نمایش تجربه‌ها و تکیه بر حامل‌ها، قیافه‌های موبایلی و کمتر دسک‌تاپی خواهند داشت.تلاش  برای آسان‌سازی درک پشت‌صحنه شبکه‌های اجتماعی از جنبه کارکرد‌های  پلتفرم‌ها و بهینه‌سازی آن‌ها برای قرارگرفتن در دسترس موتور‌های جست‌وجو  مشهودتر خواهد شد.همسایگی پیوسته با هوش مصنوعی هم در طالع شبکه‌های  اجتماعی قابل دیدن است. این اتفاق یعنی تکیه به واقعیت افزوده در کنار  واقعیت مجازی و به‌تدریج جایگزین‌سازی واقعیت افزوده.روند بزرگ دیگر استفاده از چت‌بات‌ها (دستورات صوتی به‌جای متنی) است، به‌عنوان یک یافته رایج از طریق هوش مصنوعی.تکیه  به برچسب‌ها برای مقابله با فیک‌نیوز‌ها یا همان اخبار جعلی که انگار  دارند حضور خود را به حضوری پیوسته تبدیل می‌کنند، بیشتر و بیشتر می‌شود؛ و  بالاخره آرزوی کسب اعتماد مخاطبان در اندازه اعتماد آن‌ها به موتور‌های  جست‌وجو کماکان رؤیای دوردست شبکه‌های اجتماعی خواهد ماند.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 14:49:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریشه جدال‌های آنلاین ترامپ و توییتر</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-x1v4l1qw58y2</link>
                <description>یونس شُکرخواه | دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سه‌شنبه، ۲۶مه ۲۰۲۰ در یک توئیت اعلام کرد که رأی‌گیری پستی در انتخابات۲۰۲۰ آمریکا به تقلب گسترده منجر می‌شود. او نوشت: «به صندوق‌های پستی دستبرد می‌زنند، برگه‌های رأی جعل و حتی غیرقانونی چاپ و به‌طور جعلی امضا می‌شوند.» اشاره ترامپ به شیوه برپایی انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا بود که قرار است در نوامبر۲۰۲۰ برگزار شود. این توئیت با واکنش یک‌سطری شرکت توئیتر مواجه شد. توئیتر یک برچسب زیر توئیت ترامپ اضافه کرد: «حقایق مربوط به رأی‌گیری پستی را دریافت کنید.» این نخستین‌بار بود که چنین برچسبی زیر توئیت‌های رئیس‌جمهور آمریکا ظاهر می‌شد. این برچسب به‌واقع یک لینک بود که خوانندگان توئیت ترامپ را به مطالبی ارجاع می‌داد که دقیقا بر خلاف ادعای ترامپ و در دفاع از رأی‌گیری پستی بود. به دیگر سخن؛ معنی برچسب توئیتر چیزی نبود جز یک هشدار به کاربران مبنی بر اینکه آنچه ترامپ نوشته است، یک ادعاست که نیاز به صحت‌یابی و راستی‌آزمایی دارد. ترامپ از این اقدام توئیتر برآشفت و در توئیتی دیگر نوشت «توئیتر اکنون در انتخابات ریاست‌جمهوری۲۰۲۰ مداخله کرده است. آن‌ها می‌گویند سخنان من درباره رأی‌گیری پستی که به فساد و تقلب گسترده منجر خواهد شد، نادرست است... توئیتر دارد آزادی بیان را کاملا خفه می‌کند و من به‌عنوان رئیس‌جمهور اجازه آن را نخواهم داد.» توئیتر هم در واکنش به موضع تند ترامپ اعلام کرد که تصمیم برای افزودن این برچسب به توئیت او با سیاست تازه این شرکت برای علامت زدن زیر اطلاعات گمراه‌کننده سازگار است. این شرکت همچنین در اتفاقی دیگر، یک توئیت دیگر ترامپ را هم پنهان نگاه داشت و زیر آن یک پیام هشدار برای کاربران گذاشت: «این توئیت در ستایش خشونت است، اما به دلیل منافع عمومی اگر کسی می‌خواهد آن را مشاهده کند، روی کلمه «مشاهده» کلیک کند.» آنچه توئیتر آن را ستایش خشونت می‌نامید، چند جمله در توئیت ترامپ درباره ناآرامی‌های پس از قتل جورج فلوید سیاه‌پوست به دست پلیس آمریکا بود. ترامپ در توئیت خود نوشته بود: «اراذل و اوباش در حال اهانت به یاد و خاطره جورج فلوید هستند و من نیرو‌های گارد ملی آمریکا را به این شهر می‌فرستم. وقتی غارت‎ها شروع شود، تیراندازی هم آغاز می‌شود.» این توئیت آخر، تنش میان کاخ سفید و توئیتر را به اوج رساند. به‌طوری‌که ترامپ از صدور یک حکم اجرایی برای جلوگیری از این نوع اقدامات توئیتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی خبر داد. دونالد ترامپ پیش از این هم بار‌ها رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را به ضدیت با خود از طریق آنچه او «فیک نیوز» (خبر‌های جعلی) می‌خواند، متهم کرده بود. او این حملات و انتقادات علیه رسانه‌ها را از طریق کنفرانس‌های خبری و توئیت‌های خود دنبال می‌کند. ترامپ یا توئیتر؛ کدام درست می‌گویند؟ منطق توئیتر این است که اضافه کردن برچسب راستی‌آزمایی زیر توئیت‌های رئیس‌جمهور آمریکا در راستای سیاست جدید این شبکه بوده و هدف از آن راستی‌آزمایی اخبار برای جلوگیری از ترویج اطلاعات نادرست است. منطق ترامپ چیست؟ او با استناد به چه چیزی می‌گوید که توئیتر دارد آزادی بیان را کاملا خفه می‌کند و من به‌عنوان رئیس‌جمهور اجازه آن را نخواهم داد؟ و چرا ترامپ حتی بعد از حمله تند لفظی به توئیتر گام دیگری هم برداشت و حکم اجرایی خود را دایر بر حذف یا تغییر بند۲۳۰ قانون رفتار سالم در ارتباطات مطرح کرد؟ قانون رفتار سالم ارتباطی چیست؟ قانون رفتار سالم ارتباطی مصوب سال۱۹۹۶ کنگره آمریکاست که به‌عنوان اصلاحیه و با عنوان بخش پنجم به قانون ارتباطات دوربرد آمریکا (۱۹۹۶) افزوده شده است. این قانون ۲ پیامد داشت؛ پیامد اول برای ارتباطات آنلاین بود، به‌خصوص در ارتباط با رفتار ناسالم و بی‌حرمتی به کودکان و وقاحت در فضای سایبر. پیامد دوم نیز از بند۲۳۰ همین قانون رفتار سالم ارتباطی ناشی شد که اشاره به این دارد که اپراتور‌های خدمات اینترنتی را نباید ناشر قلمداد کرد و این نکته به این معنی است که اپراتور‌های خدمات اینترنتی در قبال آنچه که در آن‌ها منتشر می‌شود، مسئولیت قانونی ندارند. شبکه‌های اجتماعی مسئول محتویات پست‌های کاربران نیستند، اما می‌توانند «با نیت خیر» دست به انسداد یا حذف برخی از پست‌ها بزنند. مثلا پست‌های دارای صحنه‌های مستهجن که منعکس‌کننده آزار یا خشونت هستند. بند۲۳۰ در عمل نه کاربران و نه شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک یا میکروبلاگی نظیر توئیتر را رسانه قلمداد نمی‌کند (به دلیل نداشتن سردبیر)، بلکه صرفا آن‌ها را یک پلت‌فرم توزیع محتوا به حساب می‌آورد و آن‌ها را از نظر حقوقی مسئول مطالب منتشرشده نمی‌داند. در همین حال ترامپ هنگام امضای فرمان اجرایی خود گفت: این شرکت‌ها (توئیتر و فیس‌بوک) قدرتی مهارنشدنی برای سانسور، محدود کردن، ویرایش، شکل دادن، پنهان کردن یا تغییر بخش بزرگی از ارتباطات دارند. ترامپ با صدور این فرمان اجرایی امیدوار است با این دستور او، زمینه اعمال مقررات تازه و نظارت بیشتر بر عملکرد شبکه‌های اجتماعی ازجمله توئیتر و فیس‌بوک فراهم شود. این دستور همچنین به سازمان‌های اجرایی فرصت و امکان می‌دهد تا علیه اقدامات این نوع شبکه‌ها در نظارت بر محتوای موجود در این شبکه‌ها دست به اقدامات قانونی بزنند. پیامد‌های ستیز ترامپ و توئیتر و همچنین چالش‌های بالقوه قانونی این جدال در آینده مشخص خواهد شد. اکنون و در همین گام نخست توئیتر، فیس‌بوک و گوگل دستور اجرایی ترامپ را یک رویکرد واپسگرایانه و سیاسی به یک قانون مهم ارتباطی قلمداد کرده‌اند.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2020 01:53:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند سکانس درباب نقد فیلم</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-fn8r4wuebvhm</link>
                <description>یونس شُکرخواه |  روز‌های کرونایی با دو رگه بزرگ خواندن کتاب و دیدن فیلم در خانه‌ها همراه شده است؛ همین‌طور با نظراتی که در پی مطالعه کتاب‌ها و تماشای فیلم‌ها در رسانه‌های گوناگون آفتابی می‌شود. اظهارنظر درباره هر چیز یک حق اجتماعی است، اما وقتی عنوان نقد به‌خود می‌گیرد و از چارچوب گفت‌وگوی چندنفره به مقوله‌ای رسانه‌ای با گستره وسیع تبدیل می‌شود، آداب آن جدی‌تر می‌شود. شاید نخستین پیش‌شرط، تخصص کافی در عرصه مورد نقد باشد.بحث من اینجا بر سر نقد فیلم است؛ در حد چند سکانس. نقد فیلم با مرور فیلم فرق دارد؛ دومی که آسان‌تر است، توصیف و روایت فیلم است. اما نقد فیلم رمزگشایی است از رمزگذاری‌های فیلم. بهتر است که منتقد آنچه را می‌بیند، به صفرویک تبدیل نکند، سیاه‌وسفید نکند، اعشاری باشد و دنیای بین صفرویک را به‌رسمیت بشناسد. بهتر است که منتقد آنچه را به‌عنوان فیلم می‌بیند، متنی بپندارد که در فرامتن قابل درک باشد. بهتر است که منتقد بپذیرد ممکن است در آنچه صفر می‌پندارد یا بد قلمداد می‌کند، نکات روشن و درخشان هم باشد. بهتر است که منتقد بپذیرد نقد نباید کاهش‌گرایانه باشد، نقد باید بیفزاید، حتی اگر صیقل می‌زند. بهتر است که منتقد بپذیرد نقد دیالوگ است، نه خطاب و بیانیه. بهتر است که منتقد بپذیرد فیلم موضوع بررسی نیست، طرف بررسی است؛ گاهی یک نفر را دست می‌اندازیم که بخندیم که این یک ناسزاواری و زشتی آشکار است و گاهی به اتفاق می‌خندیم که در این حالت هیچ‌کس موضوع شوخی نیست و همه طرف شوخی هستیم؛ به‌همین سبب، نقد هرگز نمی‌تواند تمسخر و تحقیر یک اثر باشد. کسی می‌تواند منتقد فیلم به‌مفهوم حرفه‌ای آن باشد که یک چهارپایه قابل اتکا داشته باشد: ۱- واژگان، ابزار‌ها و تکنیک‌های تولید حرفه‌ای سینما را بداند؛ ۲- جنبه‌های موسوم به بازیگری و در یک کلمه درام و ملاحظات آن را بشناسد؛ ۳- ادبیات بداند تا فیلم را در گستره‌های درزمانی، هم‌زمانی و همه‌زمانی فهم و درک کند؛ ۴- از هم‌نشینی و جانشینی واژه‌ها سر دربیاورد؛ دارم از فیلمنامه‌ها حرف می‌زنم، از سناریو و از تشخیص تمایز‌های زبانی و نقل‌قولی سناریو‌ها با یکدیگر، دارم از زبان‌شناسی و تحلیل محتوا و از تحلیل گفتمان می‌گویم. حالا در پایان این چند سکانس اجازه بدهید بگویم یک علاقه‌مند به سینما می‌تواند در این روز‌های کرونایی هرچه بیشتر فیلم تماشا کند و لذت ببرد، اما بهتر است به‌خاطر داشته باشد که منتقد‌های حرفه‌ای فیلم‌ها را تماشا نمی‌کنند، فیلم‌ها را می‌خوانند.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 16:15:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظریه دستور جلسه</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-feqj3g6esgly</link>
                <description>&lt;br/&gt;نظريه دستور جلسه?يونس شُکرخواه | چیدن دستور جلسه‌ (agenda-setting) در ادبیات ارتباطی ایران با نام برجسته‌سازی شناخته می‌شوددر همین حال مفهوم ارتباطی دستور جلسه‌چینی هم بدون مفاهیم مرتبط با آن یتیم مانده است.می‌خواهم دو مفهوم دیگر مرتبط با آن را که در ایران مطرح نشده تاحدودی روشن کنم. ابتدا خود مفهوم چیدن جلسه ‌چینی▫️چیدن دستورجلسه‌:تلاش پیوسته و متمرکز رسانه‌ها در برجسته کردن یک یا چند موضوع است. رسانه‌ها در این رویه تلاش می‌کنند، مخاطبان را متوجه مسائل مورد نظر خود کنند، گاهی آن مسائل واقعا مورد توجه مخاطبان هم هست (کرونا) و گاهی هم صرفا مورد توجه رسانه‌هاست. (به عنوان مثال رفتار بی‌بی‌سی در بازتاب همین کرونا در ایران با اهداف دستور جلسه خود).▫️اشارات دستورجلسه (agenda cueing):اشارات رسانه‌ها در دستور جلسه‌هایشان از چه قرار است؟ این ایما و اشارات چگونه خواسته و ناخواسته بر مخاطبان تاثیر می‌گذارند؟ (به عنوان مثال: کمبود ماسک، ژل، ضرورت قرنطینه، پیشگیری و... برای الویت سازی)▫️منطق دستورجلسه (agenda reasoning):رسانه‌ها چگونه برای نیل به اهداف و اشارات مستتر در دستور جلسه استدلال می‌کنند و رفتارشان را منطقی جلوه می‌دهند؟حالا به گمانم بهتر می‌توانید رفتارهای رسانه‌ای و یا حتی پست‌های فیسبوکی و توییتری را تحلیل کنید.به گفته بیفزایم که تحلیل عمیق‌تر دستور جلسه‌ها یا به قول رایج در ادبیات ارتباطی ایران تحلیل برجسته ‌سازی‌ها درگرو توجه به یک مفهوم مهم دیگر هم هست که به آن فریمینگ (framing) می‌گوئیم: ببینید چه چیزهای عمدا فریم شده و اصلا در دستور جلسات نمی‌آید. (به عنوان مثال: نقش تحریم‌ها)</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 17:09:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظریه ناهماهنگی شناختی</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-mqkoqnposigy</link>
                <description>یونس شُکرخواه | ناهماهنگی شناختی (Cognitive dissonance) در دانش #روانشناسی، یکی از مهم‌ترین نظریه‌های مربوط به شرایط انتخاب است کهدر آن نوعی استرس ذهنی یا ناهنجاری و احساس ناخوش‌آیند یا تردید و بروز همزمان دو یا چند دیدگاه، عقیده، ارزش یا اندیشهٔناهمساز در یک فرد برای انتخاب چیزی یا اخذ تصمیم، یا تغییر رفتار و.. به‌وجود می‌آید.نظریه #ناهماهنگی_شناختی بر این پایه استوار است که افراد به دنبال سازگاری بین انتظارات خود و واقعیت خودهستند.#لئون_فستینگر (۱۹۱۹-۱۹۸۹) دانشمند آمریکایی در تعریف نظریهٔ ناهماهنگی شناختی می‌گوید که افراد عللی برای کاهش ناهماهنگیدارند. آن‌ها این کار را با تغییر در گرایش‌ها، اعتقادها و کنش‌هایشان انجام می‌دهند.▫️چهار روش کاهش تنش ذهنی:تغییر رفتار یا شناخت (دیابتی هستم نباید شیرینی بخورم)توجیه رفتار یا شناخت از طریق تغییر در شناخت متعارض.(گاهی گول بخورم و شیرینی بخورم اشکالی ندارد)توجیه رفتار یا شناخت از طریق اضافه کردن شناخت جدید (شیرینی می‌خورم و از امروز یک ساعت به جای ۳۰ دقیقه ۴۰ دقیقه پیاده‌رویمی‌کنم)انکار یا نادیده گرفتن هر گونه اطلاعاتی دربارهٔ شناخت متضاد (بی‌خود می‌گویند چربی را بالا می‌برد، شیرینی‌های بدون قند هیچ عارضهجانبی ندارند.▫️نظریه #ناهماهنگی_شناختی #لئون_فستینگر می‌تواند در شرایط مواجهه شما با خبرهای مربوط به #کرونا کمک کننده باشد</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 16:47:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا؛ واژه‌های نوپدید</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-gs4w3rbkars1</link>
                <description>یونس شکرخواه | طلاق‌ کوویدی (Covidivorces) به فرهنگ لغت‌ها و واژه‌نامه‌ها راه می‌یابد؟اصطلاح طلاق کوویدی پس از ثبت نخستین طلاق یک زوج نیویورکی در ۲۷ مارس ۲۰۲۰ که ناشی از بروز اختلاف‌های این زوج دردوران قرنطینه خانگی بود مطرح شد.در زبان شناسی به این اتفاق که واژه یا عبارتی برای نخستین بار مطرح می‌شود ضرب واژگانی (coinage) می‌گویند چیزی شبیه همانضرب سکه.چنین واژه‌ها و عباراتی اگر رایج شوند از دیدگاه زبان‌شناسی یعنی تداول (currency) یافته‌اند و به عبارت بهتر حالا مردم با این سکه‌هامعامله می‌کنند.به نظر می‌رسد الان یک توافق یا بهتر است بگویم یک نگرانی درباره تأثيرات عمیق ویروس کرونا بر اجتماع، اقتصاد و فرهنگ و... وجودآمده است.دلایل ضرب واژه طلاق کوویدی یا همان طلاق کرونایی تا حدودی روشن است. قبلا اداره جایی بوده و خانه جایی دیگر و حالا اداره واردخانه شده است و....شرایط موجود جهانی به سرعت دارد در برابر همه پیامدهای برخاسته از شیوع ویروس کرونا واکنش نشان می‌دهد. واژه کوویدوت(covidiot) به معنی ابله‌ای که سرسختانه فاصله‌گذاری فیزیکی را نادیده می‌گیرد، یک واکنش زبانی دیگر به افرادی بود که در این دورانبه رفتارهای مخاطره ‌آمیز دست می‌زنند.طبیعی است که جوامع مختلف به ضرب چنین واژه‌هایی با توجه به شرایط خود به عنوان مثال در چین یا ایتالیا و ژاپن و اسپانیا ادامهدهند، اما غیر طبیعی خواهد بود که به ضرب و تداول چنین واژه‌هایی بی‌توجه باشیم. کرونا یک پدیده جهانی است و بی‌تردید نه تنها بهواژه‌های مشترک که به رفتارهای مشترک هم دامن خواهد زد. حالا باید از زاویه محلی به چشم‌انداز جهانی نگریست و مراقب همهواژه‌های نوپدید بود به ویژه اگر تداول یابند</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 16:40:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزنامه‌نگاری ایرانی در آستانه یک بزرگراه</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%87-lmawuqehyfhg</link>
                <description>همه رسانه‌ها با همه ژانرهایشان حالا باید قدم در بزرگراهی تازه گشوده‌ بگذارند که معلوم نیست چه پیچ‌ها و دره‌ها و ایستگاه‌هایی دارد: کووید - ۱۹روزنامه‌نگاران ایرانی در رسانه‌های چاپی در این مسیر نقطه ضعف‌های آشکاری دارند:رنجورند به خاطر ضربه‌هایی که از دولت‌ها خورده‌اند، از دولت‌هایی که ذره‌ای تاب انتقاد، پرسشگری‌ و رفتار مستند و تحقیقی رسانه‌ها باخودشان را نداشتند. دولت‌هایی که اصرار بر برخورد با رسانه‌ها دا‌شتند، اصرار بر تحمیل سیاست‌های ارتباطی نوشته و نانوشتهخودشان به سیاست‌های رسانه‌های مستقل و حتی به رسانه‌های خودشان که بودجه‌هایشان را تامین می‌کردند.رسانه‌های چاپی ایرانی رنجورند به خاطر خودسانسوری، عدم درک تغییرات محیطی روزنامه‌نگاری و از دست دادن تدریجی مخاطبان وابتلا به درد مزمن لاغری تیراژ.رسانه‌های چاپی ایرانی رنجورند به خاطر سونامی رسانه‌های نو که آگهی‌هایشان را تا ساحل آنلاین‌ها برد.و هنوز رنجورتر می‌شوند به خاطر همین بزرگراه کووید- ۱۹ که برای پیشروی جهانی خود همه منابع اقتصادی را صاف و فلج کرد و بهپستوهای خانه‌ها راند.حالا رسانه‌های چاپی ایرانی با کپسول‌های کوچکی از اکسیژن در ابتدای این بزرگراه‌ ایستاده‌اند.استراتژی‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای بازنگری در امکانات زیرساختی رسانه‌ای، تامین محتوای مناسب برای این تغییراتبنیادین در زمینه پارادایم‌ها و گفتمان‌ها و چاره‌جویی برای بی‌اعتمادی مخاطبان، کجا و چگونه باید مدون شود؟  اگر قرار به داشتن یکطرح اقدام رسانه‌‌ای باشد، محورهای اصلی چنین طرحی چه‌ مواردی باید باشد؟آیا زمامداران کماکان بر تحمیل بی‌فرجام سیاست‌های ارتباطی خود به سیاست‌های رسانه‌ای اصرار خواهند ورزید؟</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 16:34:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افراد با کشمکش بالا را بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-q5ua6owli4ne</link>
                <description>ترجمه: یونس شکرخواه | همه ما در اطراف خود با افرادی مواجه هستیم که اندوه زا هستند، نه به خاطر اینکه روز بدی را سپری کرده باشند، بلکه به این خاطر کهمشکلات شدیدی دارند و حاضر به تغییر نیستند. می‌توان این افراد را که &quot;افراد با کشمکش بالا&quot; (HCP) نامیده می‌شوند شناخت و تاحد امکان از آنان فاصله گرفت. این مطلب که گونه‌ها و الگوهای رفتاری افراد کشمکش‌زا را تشریح‌ می‌کند از دیپ‌استش ترجمه شدهاست:▫️گونه‌های افراد با کشمکش بالا۱. افراد با کشمکش بالای خود شیفته:ممکن است در نگاه اول جذاب به نظر برسند، اما خودشان را برتر می‌دانند. توهین و تحقیر و گمراه می‌کنند. همدلی ندارند و خواهانتوجه و احترام هستند.۲. افراد با کشمکش بالای خط مرزی:با دوستی شرع می‌کنند و به طرزی ناگهانی بسیار خشمگین می‌شوند. آن‌ها در جریان چنین خشمی دنبال انتقام گرفتن به خاطراهانت‌های کوچک هستند۳. افراد با کشمکش بالای ضد اجتماعی:جذابیت، نقاب آن‌ها برای سلطه بر دیگران است. دروغ می‌گویند، پنهانکار هستند، آشکارا دیگران را تحقیر می‌کنند؛ آسیب می‌زنند و گاهمرتکب قتل هم می‌شوند.از این نوع افراد فاصله بگیرید▫️الگوهای رفتاری افراد با کشمکش بالا۱.تفکر همه یا هیچ: هرگاه مشکلی بروز می‌کند راه حل فقط باید راه حل آن‌ها باشد و نه دیگران. آن‌ها نه مصالحه می‌کنند و نه بهدیدگاه‌های دیگران کاری دارند.۲.عواطف شدید و یا غیرقابل مدیریت: واکنش آ‌ن‌ها به هر چه رخ می‌دهد بیش از اندازه است.۳.رفنار افراطی یا تهدیدآمیز: آن‌ها به رفتارهای بسیار منفی مشتمل بر آسیب فیزیکی مبادرت می‌ورزند. درباره دیگران دروغ می‌گویند ودخل و تصرف عاطفی و تماس‌های مفرط هم از دیگر خصایص آن‌هاست.۴.مشغله ذهنی برای شماتت دیگران: آن‌ها غالبا افراد نزدیک به خود و افراد مقتدر بالاتر از خود را شماتت می‌کنند.هیچکس کامل نیست اما افرادی که این چهار ویژگی را دارند حتما جزو افراد با کشمکش بالا هستند.</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 15:34:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواد رسانه‌ای؛ سواد چیست، رسانه کدام است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@younes/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kvsxq1ynnl1t</link>
                <description>یونس شُکرخواه | حتما شما هم این روزها به عبارت &quot;سواد رسانه‌ای&quot; برخورده‌اید و تلاش‌های گوناگون را در تبیین این عبارت دیده‌‌اید. آنچه الان هم شاهدآن هستید یکی از همان تلاش‌هاست، شاید سویه اصلی این مطلب، بر کاربردی ساختن این مفهوم باشد.سواد رسانه‌ای را می‌توان یک نوع فهم انتقادی قلمداد کرد؛ درکی متکی بر مهارت‌هایی که بر اساس آنها بتوان انواع رسانه‌ها را و انواعتولیدات آن‌ها را شناخت.سواد رسانه‌ای مثل یک رژیم غذایی است که هوشمندانه مراقب است کدام مواد غذایی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزهایی راباید مصرف و از چه چیزهای باید پرهیز کرد.سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی محض خارج شده و کنشگرانه به معادله فعالانه‌ایوارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای به شما کمک می‌کند تا از آورده‌های رسانه‌ها به گونه‌ایهوشمندانه و مفید بهره‌مند شوید.این پنج نکته که در پی می‌آیند، نقاط اصلی پرش به فضای فهم منتقدانه از رسانه‌ها هستند و به عبارت بهتر؛ این پنج مورد اصلی‌ترینموارد مطروحه برای درک رسانه‌ها یا فهم همین تعبیر موسوم به سواد رسانه‌ای به شمار می‌آیند:۱.خالقان پیام‌ها؛از خودتان بپرسید کدام نویسنده یا افراد، یا نهادها و سازمان‌ها خالق این پیام‌ها برای شما هستند. آنچه شبکه‌های تلویزیونی یارسانه‌های چاپی آمریکا درباره روسیه می‌گویند؛  شبیه آنچه رسانه‌های روسیه درباره کشورشان می‌گویند؛  نیست. حتی آنچه سی‌ان‌اندرباره دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا می‌گوید؛ شبیه آنچه فاکس نیوز در مورد ترامپ می‌گوید نیست. اهداف خالقان پیام‌ها یکساننیست.۲.تکنیک‌های خالقان پیام‌ها برای جلب توجه شما؛ببینید خالق پیام برای جلب توجه شما از چه تکنیک‌هایی استفاده کرده است و به عبارت بهتر چگونه ذهن شما را اسیر خودش ساختهاست، رنگ، موزیک،  نوع واژگان، عکس،  گرافیک،  بزرگنمایی،... و بسیاری موارد دیگر دست اندرکار شکار توجه شما هستند.۳.تفاوت برداشت‌های شما از پیام‌ها با برداشت‌های دیگران از همان پیام‌ها؛تردیدی به خود راه ندهید، سن شما، میزان تحصیلات شما، جنسیت شما،  تخصص شما، محل تولد شما،  فرهنگ شما، جایگاه اجتماعیو خانوادگی شما و بسیاری از موارد دیگر بر برداشت‌های شما از رویدادهای اطراف شما و یا بر برداشت‌های شما از محتواهایرسانه‌های مورد مصرف شما تاثیرات بسیار مهمی دارند. مراقب علل این تفاوت‌ها در خبرها و گزارش‌های رسانه‌ها باشید و گمان همنکنید برداشت شما از محتوای رسانه معرف برداشت‌های سایر مخاطبان هم هست.۴.دیدگاه‌ها و ارزش‌های موجود در پیام‌ها و یا حذف شده از پیام‌ها؛محتوایی که مصرف می‌کنید یا با چاشنی‌ها دیدگاه‌های  ارزشی سرو می‌شود یا اینکه فاقد چاشنی است و هر دو نوع ارائه هم دلایلخاص خود را دارند. چقدر متوجه نقش و تفاوت‌های این چاشنی‌ها هستید؟  برجام را در نظر بگیرید، آمریکا از این پیمان خارج شد،اروپا هنوز حضور نیم‌بندی دارد. آمریکا در پی خروج از برجام، شدیدترین تحریم‌های تاریخ اقتصاد را علیه ایران وضع کرد. حالاهمه‌گیری کرونا در جهان به وقوع پیوسته است. آیا پوشش خبری آمریکا و اروپا درباره کرونا در ایران شبیه یکدیگر است؟  در خبرهایکدامیک از این دو کانون خبری به نقش مخرب تحریم‌های اقتصادی در مبارزه ایران علیه کرونا هیچ اشاره‌ای نمی‌شود؟۵.و بالاخره به چه دلیل یا دلایلی این پیام‌ یا پیام‌ها برای شما ارسال می‌شوند؟در جهان آکادمیک ارتباطی معاصر دو پاسخ مهم به این پرسش داده می‌شود: به دلایل متعدد اقتصادی و سیاسی.شاید این عبارت را بهتر به خاطر بسپارید: اقتصاد سیاسی رسانه‌‌ها.هر رسانه‌ای را بر روی نقشه سیاست و قدرت بگذارید تا بتوانید نقش آن را بهتر درک کنید. از خودتان بپرسید رد پاهای این رسانه را درکجای این نقشه ثروت و قدرت باید جست؟ پشت این رسانه کدام مراکز ثروت و قدرت ایستاده‌اند؟ چه کسانی حامی دیدگاه‌های این رسانههستند؟ چه کسانی به آن پول و آگهی می‌دهند؟صرف خواندن یک رسانه به معنی سواد رسانه‌ای نیست، شما الفبای زبان عربی را می‌شناسید؛  آیا شناختن این الفبا به این معناست کهشما زبان عربی هم بلد هستید؟</description>
                <category>Younes Shokrkhah</category>
                <author>Younes Shokrkhah</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 15:05:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>