<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین یوسفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@yousefizadeamin</link>
        <description>دانشجوی مهندسی شیمی، تولید کننده پادکست ماشین باز، علاقه مند به برنامه نویسی، ای کاش جامعه نویسندگی را شغل محسوب میکرد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:21:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26351/avatar/Gz1tar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین یوسفی</title>
            <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>با این پادکست در زمان سفر کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ksbqajaquwee</link>
                <description> https://drive.google.com/open?id=1r0QvJT-SXbMzrWOWkp-sLZ0CHkjkqta8 سلامیک اپیزود کوچک که شما را به کودکی خودتان بر میگرداند. چشاتون رو ببندید و فایل رو پلی کنید.اگر پلیر به صورت خودکار برای شما نمایش داده نشد بر روی لینک کلیک کنید.این فایل بر اساس یک تکنیک روانشناسی ساخته شده که در اتاق درمان گاهی استفاده میشود. اما جدای از خاصیت درمانی، حس فوق العاده ای به شما میدهد و یکی از بهترین دوست های شما را به شما معرفی میکند دوستی هم اسم خودتان، دوستی از جنس همین عکس!همین.</description>
                <category>امین یوسفی</category>
                <author>امین یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 20:16:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکستی برای عاشقان خودرو</title>
                <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-c1ruotyhjt2p</link>
                <description> https://mashin_baz.buzzsprout.com/ سلاممن امین یوسفی هستم تهیه کننده پادکست ماشین باز.در این پادکست در مورد برند‌ها، خودروها، راننده ها و حتی مسائل فنی خودرو صحبت میکنیم.از طریق لینک بالا میتونید اپیزود های منتشر شده رو بشنوید.تا الان دو اپیزود از این پادکست منتشر شده و در این دو اپیزود به بررسی &quot;ب ام و&quot; و &quot;فولکس واگن&quot; پرداختیم. شما میتونید در هر جایی که پادکست گوش میکنید ما رو بشنوید. فقط کافیه &quot;پادکست ماشین باز&quot; رو سرچ کنید.ما یک کانال تلگرامی هم داریم که خوشحال میشیم عضو کانال ماشین باز شید.اگر خواستید که با ما در ارتباط باشید راهش ایمیل mashinbaz.podcast@gmail.comخوشحال میشیم با ما ارتباط داشته باشید. اگه از این پادکست خوشتون اومد اونو به بقیه هم معرفی کنیدراستی تا یادم نرفته!! خود ماشین باز هم یک صفحه ویرگول داره که مطالب جانبی کم کم در اون صفحه اضافه میشه!</description>
                <category>امین یوسفی</category>
                <author>امین یوسفی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 03:56:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خرخون بودن یک مشکل روانیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%B1%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-pzqggi0y8dev</link>
                <description>من هر کلاس ورزشی رو که بگید رفتم. از رزمی تا پینگ پونگ، کلاس های هنری رو رفتم، از خطاطی تا سفالگری و در مورد درس هم همیشه نفر اول یا دوم بودم. شاید بگید چه آدم مسخره ای و همین جا بخواهید این نوشته رو ببندید. این من نبودم که خواستم خرخون باشم، پدرو مادرم مجبورم کردن که در ادامه دلیلش رو میگمپدر و مادرم آگاهانه برای اینکه من فرد موفقی در زندگیم بشم، موفقیت ها و شکست های من رو به ارزش‌مندی من و عزت نفسم مرتبط میکردن. این موضوع باعث میشه بعد ها شما حتی در صورت نبودن فیزیکی والدین، اون ها رو به صورت ذهنی در ناخودآگاه مغزتون داشته باشین.تلاش برای بیست گرفتن، تلاش برای تاپ شدن در کلاس زبان، حفظ کردن دقیق کتاب هایی مثل تاریخ و جغرافی، تلاش برای اول شدن در مسابقات ورزشی و ...مهران مدیری در برنامه دورهمی گفت: وقتی پسرم معدلش شد سیزده و نیم، دو بار بوسش کردم. سیزده و نیم یعنی بچه همه کاراشو کرده، اون وسطا درسشم خونده!بذارید کمال طلبی رو براتون توضیح بدم: والدین شما، خواسته یا ناخواسته، موفقیت ها و شکست های شما رو به نفس و وجود خودتون نسبت میدن. مثلا اگه شما یه حرف نامناسب رو در سه سالگی بزنید که از اطرافیانتون یاد گرفتید و پدر و مادر شما به جای اینکه به شما بگن این حرف زشتیه و نباید ما اینا رو بگیم، شما رو تنبیه میکنن و رفتار هایی مثل: قهر کردن و یا جملاتی مثل: از تو توقع نداشتم رو میگن. از اون روز به بعد شما تلاش میکنید که بهتر باشید برای اینکه شما رو بیشتر دوست داشته باشن. برای رسیدن به موفقیت ها به شدت تلاش میکنید اما بعدش حالتون خوب نیست. بهترین دانشگاه رو قبول میشید، بهترین ماشین رو میخرید ولی حالتون خوب نیست وپیش خودت میگی برای رسیدن به این چیزا خیلی چیزا رو از دست دادم و یا خیلی کار ها ارزشش رو نداشتاگر این فرزند در یک مسابقه یا در یک سال تحصیلی نفر چهارم شه و پدرش با رفتارش یا گفتارش بهش بگه &quot;اگه اول میشدی بیشتر دوستت داشتم&quot; این بچه یکی از بزرگترین صدمات روحی رو خورده و در خطر ابتلا به انواع بیماری های روانیست.افراد کمال طلب اگر روزی شکست عاطفی بخورن به خودشون نسبت میدن، حتی اگر طرف مقابل به اونا خیانت کرده باشه.سال سوم دانشگاه متوجه شدم رسیدن به دانشگاه شریف، رنک اول شدن توی کلاس و... همه به این دلیله که من دارم این همه تلاش میکنم تا چند نفر من رو دوست داشته باشن.اینکه پدر و مادر شما اینجوری برخورد کرده باشن فقط از روی مهربونی و دلسوزیه که البته با ناآگاهی همراهه که بهترین معادل برای این موضوع دوستی خاله خرسه است.البته فهمیدن این موضوع به این معنی نیست که وای یک عمر رو هدر دادم یا من کل زندگیم رو باختم و در ادامه هم میشم یه برده برای اینکه اطرافیان من رو دوست داشته باشن.کمال طلبی درمان میشه و حتی بعد از درمان از احساس رضایت بیشتری نسبت به افراد معمولی از زندگی دارید.با بچه هاتون مهربون باشین.</description>
                <category>امین یوسفی</category>
                <author>امین یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 21 May 2019 14:47:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این سه سوال رو جواب بده، ببین با خودت چند چندی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%86%D9%86%D8%AF%DB%8C-l62rhpttua5j</link>
                <description>به این سوالات صادقانه هرچی که تو ذهنتون هست جواب بدین!سوال اول:               من ارزشمندم چون.....هر چی که به ذهنتون میرسه رو بگین. مثلا: چون دانشگاه تهران درس میخونم، چون پولدارم، چون پسر فلانی یا دختر فلانی ام، چون چهره زیبایی دارم، چون ورزشکارم، چون درس خونم، چون باهوشم...جواب های خودتون رو بگین و سعی کنید سه مورد رو حتما ذکر کنید.سوال دوم:               من ارزشمند ترم اگر....برای این سوال هم مثل سوال قبل سعی کنید حداقل سه پاسخ بنویسید. مثل: اگر ارشد رو شریف بخونم، اگر برم خارج درس بخونم، اگر یه شرکت بزرگ بزنم، اگر اسپورتیج بخرم، اگر بنز بخرم......سوال سوم:                من ارزشمند نیستم چون....اگر پست های قبلی من رو بخونید متوجه میشوید که من از دانشگاه صنعتی اصفهان انتقالی گرفتم به شریف! ولی چرا؟من احساس میکردم ارزشمند ترم اگر شریف درس بخونم. احترام بیشتری به من گذاشته میشه اگر بگم من شریف درس میخونم. اگر به من میگفتن خودت رو معرفی کن میگفتم من فلانی دانشجوی مهدسی شیمی شریف. انگار اگر اسم شریف رو نیارم احساس میکنم ضعیفم. شریف چرا باید به آدم ها ارزش بده؟ الان که وسط ترم ششم هستم، همه دارن درس میخونن برای اپلای کردن و احساس ناراحتی به خیلی ها که قصد رفتن نداشتن دست میده. همه فکر میکنن اگه خارج نرن ارزششون از اونایی که خارج رفتن کمتره.دوستی دارم که به تازگی ماشین بسیار خوبی خریده، توی سفرمون به بندرعباس قرار بود همه ماشین‌ها کنار هم حرکت کنند اما اون یه نفر گوش نمیداد و از همه جلو میزد. همه ما فهمیده بودیم که مدام با خودش میگفت:&quot;من ارزشمندم چون ماشینم خیلی گرونه&quot;.بحثم در مورد عزت نفسه، روی صحبتم با اون پدر و مادریه که اگه بچه اش رتبه دورقمی بیاره بچه اش رو بغل میکنه و میگه دوستت دارم، تو مایه افتخار منی و از اون روز جلوی همکاراش و اقوام به بچه اش احترام میذاره ولی اگه رتبه بچه اش پنج رقمی شه با یه چهره ناراحت از بچه اش می پرسه چرا؟ و دارن فکر میکنن که چی میشه؟روی صحبتم با پدر و مادریه که زیر نمره سیزده بچه اش رو امضا نمیکنه یا اگر امضا میکنه میگه از تو انتظار نداشتم. روی صحبتم با مادریه که چون بچه سه ساله اش غذا نمیخوره باهاش قهر میکنه. روی صحبتم با پدریه که چون پسرش تیزهوشان قبول میشه براش دوچرخه میگیره!شما ها نمیدونین دارین چه کار میکنین. از یه جایی به بعد دیگه شاید پدر و مادری نباشه ولی توی مغز افراد یک پدر و مادر درون ایجاد شده. اگر یه روز به هر دلیلی از شغلت برکنار شی افسرده میشی. اگر همسرتت از تو جدا شه افسرده میشی. میدونی دلیل افسردگی چیه؟ دلیلش این جمله است:من ارزشمند نیستم، من بدرد نخورم، من بی ارزشم، کسی منو دوست نداره، من احمقم!در این دنیا هیچ کس حق توهین به شما رو نداره و اگر به دلیل کار اشتباهتون به شما توهین شد اعتراض کنید.اگر تیزهوشان درس بخونی یا نه ،اگر نمره ات یازده باشه یا بیست، اگر شریف درس بخونی یا پیام نور همه اش به خودت ربط داره. پدر مادر در هر صورت باید تو رو بغل کنه و بگه من دوستت دارم. باید اینو یاد بگیریم اگر نمره من کم شه من به همون اندازه در زندگی کاریم ضرر میکنم. اما همچنان من ارزشمندم. کسی حق نداره به یک قاتل توهین کنه، چون آدم کشته باید تقاصش رو پس بده اما کسی حق نداره به نفسش توهین کنه.افرادی که این پست رو میخونن احتمالا بزرگ شدن. شما ها لطفا اگر بچه تون هرکار بدی انجام داد بهش بگین این کارت بد بود و نتیجه اش فلان چیز میشه. اما به نفسش صدمه نزنین.خودتون رو دوست داشته باشین!</description>
                <category>امین یوسفی</category>
                <author>امین یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 17 Mar 2019 11:43:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین مصاحبه کاری در دوره کارشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@yousefizadeamin/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-fwii9cadrlqc</link>
                <description>من یه دانشجوی کارشناسی مهندس شیمی علاقه‌مند به برنامه نویسی هستم و این ماجرای اولین مصاحبه کاری منه!یه پیام توی یکی از کانال های دانشکده دیدم که دنبال یه نفر میگردن که با پایتون از وب داده بخونه و داخل دیتا بیس ذخیره کنه! خیلی خوشحال شدم و دلم میخواست به مصاحبه برم چون اولین تخصصی بود که میتونستم ازش پول دربیارم.یه رزومه مناسب تهیه کردم و براشون فرستادم و چند روز بعد به من گفتن که 12 دی بیا برای مصاحبه اما من تهران نبودم و بهشون گفتم که تا 18 ام نمیتونم بیام و انتظار داشتم که مصاحبه کنسل بشه یا به اصطلاح همه چی مالید، اما بهم گفتن که اشکال نداره و 18 ام بیا دفترمون. پیش خودم گفتم پس خیلی هم نباید خفن باشن.روز مصاحبه با اطلاعات کافی رفتم برای مصاحبه و چند تا سوال مسخره ازم کردن و بعد لپتاپ روشن کردن و دیدم خودشون یه تلاش هایی کردن برای اینکار و دست و پا شکسته یه چیزایی بلدن اما مشخص بود زیاد برنامه نویسی بلد نبودن و به مشکل خوردن منم با سه خط کد بهشون نشون دادم که میشه یه کارایی کرد.مشکل از اونجایی شروع شد که در قالب مصاحبه از من یه چیزایی یاد میگرفتن و مصاحبه کاری به کلاس برنامه نویسی تبدیل شد و از من کلی کلمه کلیدی گرفتن. البته من کلی ذوق کردم و فکر میکردم که مصاحبه داره به نفع من پیش میره تا اینکه دیروز برام این ایمیل اومد: جناب آقای یوسفی زادهبا سلام و احترامپس  از بررسی رزومه و ارزیابی نتایج مصاحبه حضوری، علی رغم شایستگی شما، به  دلیل این که در مرحله فعلی تنها به یک نیرو نیاز داریم، به عنوان کاندید  نهایی جهت انجام پروژه انتخاب نشدید. با این وجود، با توجه به رزومه خوب  شما که رضایت ما را جلب کرده، تمایل داریم که در مراحل و فازهای بعدی پروژه  از ظرفیت و توانمندی جنابعالی استفاده نماییم که متعاقبا به اطلاع شما  خواهد رسید.در ضمن مراتب امتنان خود را بابت حضور در جلسه مصاحبه و ارائه پروپوزال اعلام می داریم.این یعنی اینکه با چیزایی که یادمون دادی خودمون تونستیم فاز اول پروژه رو تکمیل کنیم و اگر بازم به مشکل خوردیم یه بار دیگه شما رو به مصاحبه دعوت میکنیم تا به ما آموزش بدین!!!</description>
                <category>امین یوسفی</category>
                <author>امین یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 20:29:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>