<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Yugen</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@yugen</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:46:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/28411/avatar/3roEwK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Yugen</title>
            <link>https://virgool.io/@yugen</link>
        </image>

                    <item>
                <title>متن/حاشیه، رسانه و تلاش برای پرت کردن حواس مخاطب</title>
                <link>https://virgool.io/@yugen/%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-p7yutlvjplrb</link>
                <description>متن: قتل یک خانم توسط همسر با نفوذش به واسطه یک اسلحه کلت در خانهPhoto by Romain Vignes on Unsplashو حالا حاشیه(ها)مجوز داشتن یا نداشتن برای حمل اسلحهپرستو(عامل اطلاعاتی مونث برای تجسس) بودن یا نبودن مقتولمهدور الدم بودن یا نبودن مقتول به تشخیص قاتل و باقی مسائل قانونی و شرعیتهدید به افشای اطلاعات توسط مقتولمهریه 1362 سکه ایچای خوردن متهم در پاسگاهبازی اطلاعاتی بودن کل ماجرا...بقیه را خودتان کشف کنید. پخش کردن این ایده ها توسط کسانی انجام می شود که نسبت به شخص متهم و جریانی(اصلاحات) که به آن وابسته است تعلق قلبی دارند و ماله به دست برای توجیه این عمل شنیع در فضای مجازی پرسه می زنند تا با شریک کردن مقتول در تقصیر اعتباری برای جریان خود بخرند. البته جریان مخالف نیز به نوبه خود و تا جایی که توان دارد به تولید حواشی مخصوص خود می پردازد.هیچ دلیلی ندارد که با توسل به محرک های یک جنایت، انجام آن را توجیه کنیم، یا اشخاص درگیر در آن را ناچار به انجام چنین عملی بدانیم.اما لطفا شما که این متن را می خوانید حواستان جمع باشد. مسئله صادر کردن حکم مرگ یک انسان و اجرای حکم بدون دخالت هیچ یک از ارگان های رسمی اعمال قانون و مجازات است. تمرکز خود را حفظ کنید!!!</description>
                <category>Yugen</category>
                <author>Yugen</author>
                <pubDate>Thu, 30 May 2019 05:41:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در چسبناکی ابهاماتی به نام عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@yugen/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%B3%D8%A8%D9%86%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%B4%D9%82-zsllq5elxlb4</link>
                <description>بله. یکی نیست و چندین کشش و گرفتاری مغزی و بیولوژیک با هم است. و نتیجه؟ هیچ. فراموشی؟ اصلا چنین گزینه ای وجود ندارد(البته نوساناتی هست)!افق رهایی؟ نامعلوم.علما حالتی را توصیف می کنند که در خلال آن(مدتی نامعلوم از چندین ماه تا سال) کارکرد طبیعی مغز و باقی جسم دچار تحولاتی شده و سیستم استدلال منطقی انسان دچار اختلالاتی می شود و بعضا مشاهده شده (مشاهده شخصی) خاموش می شود. البته این اختلال خاص شامل مراحل دلدادگی، تکاپو و در نهایت وصال می شود و تا زایل شدن تمام سندروم ها ادامه پیدا می کند و در نهایت فروکش کرده و جای خود را به ثبات، خوشبختی(شاید) و در مواردی نه چندان کم به بدبختی و غلط کردم(دو لپی) می دهد. و سوژه گان عزیز از آن به بعد از خاطرات دوران طلایی و تاثیرات مغزی-منشا شبیه به مواد مخدر آن نشخوار می فرمایند. پس مختصات جغرافیایی چنین مسیری تا حدودی مشخص است.وضعیت بالا به وصال منتهی شد و نتایجش روشن گردید(البته در این نوشته فقط). حالا اگر هیچ وقت به مرحله وصال نرسد چطور؟ اگر حتی به مرحله تکاپو نرسد چه؟ یک قرارداد ذهنی یک جانبه برای ور رفتن با تصویر شخص مورد علاقه!همراه با تخیلات بعضا مستهجن و بچه گانه از این کشمکش های داخلی که با واژه عشق مزین شده. یکطرفه، بدبخت مابانه، بی حاصل و باز:نتیجه؟ هیچ. فراموشی؟ اصلا چنین گزینه ای وجود ندارد(البته نوساناتی هست)!افق رهایی؟ نامعلوم.البته شاید همه روزی ناچار از انتخاب باشیم. ولی طبق چه چیزی باید برگزید؟پ.ن: علاقه دارم بدانم دوستان نورولوژیست ما این پدیده منحوس را چگونه اندازه گیری می کنند.پ.ن: البته با توجه به اینکه بستر چنین تحقیقاتی در جایی به نام(غرب) گسترده است، شاید مجبور باشیم اندکی صبر کنیم تا همراه با فتوحات اسلامی، فرهنگ بسته ما به آنجا سرایت کرده و جوانان سلحشور و انقلابی آنجا(غرب مزبور) گیر افتادن در مرحله دوم این پروسه را به طور گسترده تجربه کنند تا ببینیم چه باید بکنیم.ضمنا اینها یافته های عزیزان فعال در رشته علوم مغز می باشد و از لحاظات مختلف دیگری نیز این موضوع بررسی شده که هم از حوصله این متن خارج است و هم نگارنده از آن اطلاعی ندارد(در حال حاضر).</description>
                <category>Yugen</category>
                <author>Yugen</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jan 2019 23:42:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سردرگمی، بطالت، بیهودگی</title>
                <link>https://virgool.io/@yugen/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-bfb0vzvams1k</link>
                <description>روز را غرق در توییت های نسبتا مفید و جر و بحث های توییتری و مقالاتی در مورد چپ، راست، لیبرال، سوسیالیسم و اقتصاد بازار و اسم های گنده ای چون لودویگ فون میزس گذراندن و شب را غرق در آغوش معشوقه های تصویری رنگارنگ و ارضای زورکی شاید، نوسان ملال آور، مضحک و شاید شدیدی است. خنده دار هم هست تازه. لکن، این بشر گوشتی را وقتی عریان کنی، چیزی جز همین نوسانات گاها غیر منطقی و بدبخت مابانه نیست. ارضای حس دانا بودن، اقتدار، محبوب واقع شدن، دلسوزی و نشئه عاشقی و س*ک*س. توجه کنید نیازهای اولیه نام برده نشده اند و گرنه اینها در مقابلشان کالاهای لوکسی است که رفاه و پیشرفت در اختیار ما گذاشته.انسان همانقدر ساده است که یک زرافه یا پلنگ. فقط ساز و کارهای اجتماعی اش پیچیده تر شده و رشد مغزش موجب شده فعالیت های اضافی مثل هنر، فلسفه و... داشته باشد.</description>
                <category>Yugen</category>
                <author>Yugen</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jan 2019 01:51:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>