<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا توسلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@z.tavassoli8113</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:04:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>زهرا توسلی</title>
            <link>https://virgool.io/@z.tavassoli8113</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیاحضانت فرزند در صورت ازدواج مجدد مادر از او سلب میشود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@z.tavassoli8113/%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-zcd7wteogpsq</link>
                <description>حضانتجلسه ششم?اما هم چنان یک چالش دیگر در مسئله ی حضانت در نظام حقوقی ایران مطرح است و آن سلب حضانت از مادر در صورت ازدواج مجدد اوست. ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی ایران بیان می کند که « اگر مادر دچار جنون شود یا به دیگری شوهر کند» حضانت با پدر کودک خواهد بود. این ماده قانونی مانعی بسیار جدی برای ازدواج مادرانی بود که نمی خواستند حضانت کودک خود را از دست بدهند.در این شرایط برخی به ازدواج موقت غیر رسمی تن می دادند که تبعات حقوقی منفی برای طرفین و خود کودک دارد و یا ازدواج را تا سن هفت سالگی کودک به تاخیر می انداختند که ممکن بود به تجرد دائمی آنان منجر شود.   این معضل باعث شد پس از تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۹۲ و طبق ماده ۴۵ آن که بیان می کند «رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاه ها و مقامات اجرایی الزامی است.»، برخی قضات تفسیر جدیدی از ماده ۱۱۷۰ به دست دهند که طبق آن ازدواج مجدد مادر منجر به سلب حضانت از وی نشود.   از آنجایی که اغلب مصلحت کودک اقتضا می کند که از مادر خود جدا نشود، حتی در فرض ازدواج مجدد مادر، قانون مصلحت کودک را ارجح دانسته و حضانت را به پدر منتقل نمی کند. این رویکرد علاوه بر این که راه را برای تشکیل خانواده ی مادران حاضن هموار می کند، کودکان را نیز از حضور کنار مادر محروم نخواهد کرد. در این تحقیق، علاوه بر بررسی «حضانت در فقه اسلامی و حقوق ایران» نشان دادیم که قانون‌گذار می تواند با تفاسیر نو از اندوخته های روایی و فتوا های فقهی و نظر به شرایط اجتماعی جدید، قانون را در مسیر اصلاح پیش برده و با رفع نقص های قانون، کارایی و قابلیت دفاع‌ از نظام حقوقی را افزایش دهد . حتی در صورتی که متن قانون نیز دچار تغییر نشده باشد. ?️نویسنده: روح‌الله طالبی? منابع:قرآن کریمدانشنامه جهان اسلام، مدخل حضانتنظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهرینگاهی به مسئله حضانت، زهره صفاتیقانون مدنی ایرانلایحه حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۲پایگاه اطلاع رسانی حوزه</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 00:47:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از نظر قانون ایران پس از طلاق حضانت فرزند با کیست؟ مادر یا پدر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@z.tavassoli8113/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-vyf76lyrmhlh</link>
                <description>حضانتجلسه پنجم   ?در این جلسه رویکرد حقوق مدنی ایران درباره مسئله‌ی حضانت را بررسی خواهیم کرد. قانون مدنی ایران به تبعیت از فتاوای فقهی، در زمان زندگی مشترک والدین حضانت را حق و تکلیف هر دو می داند و به صراحت پدر و مادر را در امر حضانت یکسان دانسته است. در صورت فوت یکی از والدین حق حضانت برای دیگری ثابت است و برخلاف تصور موجود، در صورت فوت پدر حضانت کودکان از مادر سلب نخواهد شد.   اما در مورد حضانت پس از جدایی والدین، قانون تغییراتی را شاهد بوده است. ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ایران مقرر داشته بود که «برای نگهداری طفل، مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت و پس از انقضای این مدت، حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم حضانت آن ها با مادر خواهد بود.» این ماده که از دیدگاه مشهور فقیهان پیروی کرده بود، مشخصا میان فرزندان پسر و دختر تمایز قائل می شد. این مسئله منجر به سوءاستفاده های بسیاری گردیده بود چرا که اغلب مادران حاضر می شدند در ازای بخشیدن بخشی از مهریه یا تن دادن به خواسته های پدر کودک، حضانت پسرانشان را به دست بگیرند.    همین مسائل باعث شد که مجلس شورای اسلامی قانون یکسان سازی سن حضانت برای کودکان دختر و پسر را به تصویب برساند. در نهایت پس از اختلافات میان مجلس و شورای نگهبان، با رای مجمع تشخیص مصلحت نظام حضانت کودکان بدون توجه به جنسیت آنان، تا پایان هفت سالگی به مادران سپرده شد.   هم چنین در سال ۱۳۸۲، تبصره ی مجمع تشخیص بر قانون حضانت، سرپرستی پدر پس از هفت سال را منوط به مصلحت کودک دانست. طبق این قانون که مخالف فتاوای فقهی است، حضانت کودک در اصل با مادر خواهد بود و پس از هفت سالگی تا زمان بلوغ قانونی (پسران ۱۵ و دختران ۹ سالگی) طبق صلاح دید دادگاه معین می شود. </description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 00:41:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا در فقه میان مسئله ی حضانت و رضاع(شیر دهی مادران) رابطه ای برقرار است؟</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B9%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-u3sadgct3pdl</link>
                <description>حضانتجلسه چهارم   ? همانطور که جلسه پیش گفته شد در میان روایات و به تبع، فتوای فقیهان در مورد حضانت اختلاف وجود دارد. این اختلاف در حوزه روایت ها حتی به تعارض هم خواهد رسید. حال باید پرسید آیا منشأ این تعارض مشخص است؟ برای پاسخ به این پرسش باید به بررسی مفهوم رضاع(شیردهی) و خلط آن با حضانت بپردازیم. ? شیر دادن مادر به کودک مسئله‌ای است که در خود قرآن به عنوان امری مهم مطرح میشود . قرآن زمان شیردهی کامل را دو سال می‌داند. فقیهان به تفصیل در ارتباط با احکام شیردهی و در مورد حق یا حکم بودن آن  بحث کرده اند. اما آن چه که برای ما مهم است احتمال خلط مسئله‌ی رضاع و حضانت در روایات و علت اختلاف فتواها است.  یکی از فقیهان معاصر، خانم زهره صفاتی، در این مورد می‌گوید: «مجموعا حدود ١٠ روایت در این زمینه داریم که به سه دسته تقسیم می‌شود. دسته‌ی اول مربوط به ایام رضاع است و آن را دو سال بیان می‌کند و فرقی بین دختر و پسر نمی‌گذارد. این روایات در مورد رضاع است و اگر به سوال و پاسخ امام توجه کنیم، ارتباطی به حضانت نمی‌یابیم. دسته دوم روایاتی هستند که سن هفت سال را در نظر می‌گیرند و دسته‌ی سوم روایاتی که مادر را تا زمانی که ازدواج نکرده است، در امر حضانت برتری می‌دهد.»   با درنظر گرفتن این نکته که روایات دو سال مربوط به شیردهی است، علاوه بر این که دیگر تعارضی میان روایات وجود ندارد، علت برتری مادر در امر حضانت که همان مصلحت کودک است ثابت می‌ماند. با این حساب طبق قول برخی فقیهان، مادر تا هفت سالگی کودک حضانت را برعهده دارد و تمایز جنسیتی در کار نیست. پایان حضانت نیز به طور قطع، سن بلوغ کودک است.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 21:18:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از نظر اسلام حضانت کودک با مادر است یا پدر؟پس از فوت والدین حضانت کودک بر عهده ی کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%88%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qe3loi9cx0kd</link>
                <description>حضانتجلسه سوم? نزاع اصلی بر سر این است که پس از جدایی زن و مرد، حضانت کودکان به چه نحوی و به چه کسی تعلق می‌گیرد؟ فقیهان در این که حضانت فرزندان تا ٢ سالگی به طور قطع با مادر است اختلافی ندارند اما در مورد پس از ٢ سالگی کودک نظرات متفاوتی ابراز شده است.اختلاف فقیهان شیعه در اصل به این دلیل است که محتوای روایت های مربوط به حضانت با یکدیگر تفاوت دارند. مشهور حضانت پسران را تا ٢ سالگی و دختران را تا ٧ سالگی با مادر و پس از آن با پدر می‌دانند. جالب توجه است که این دیدگاه بر اساس هیچ‌کدام از روایت های مربوط به حضانت نیست. چرا که در میان روایت ها برخی حضانت کودک (فارغ از جنسیت) را تا ٢ سالگی و برخی تا ٧ سالگی با مادر دانسته‌اند. فقیهان برای جمع میان این دو دسته از روایت ها، میان کودکان دختر و پسر تفاوت قائل شده اند در حالی که متن روایات هیچ تمایز جنسیتی خاصی را پشتیبانی نمی‌کند. ? دیدگاه‌های غیرمشهور در مورد حضانت را می‌توان به این شکل دسته بندی کرد:آ) حضانت پسر تا ٢ سال و دختر تا ٩ سال برای مادرب) اولویت مادر در حضانت تا زمانی که ازدواج نکرده باشدپ) حضانت پسر تا ٧ سال و حضانت دختر تا بلوغ برای مادرت) حضانت کودک بدون توجه به جنسیت تا ٧ سال برای مادر ?از آن رو که دلیل مشخصی برای تعیین و ترجیح یک سن خاص در مورد حضانت وجود ندارد، برخی توجه به شرایط کودک و نیاز جسمی و روانی او را ملاک تعیین حاضن دانسته‌اند. روایت هایی که هیچ سن مشخصی برای اولویت حضانت مادر در نظر نگرفته‌اند موید این معناست. ?در صورت فوت یکی از والدین حضانت کودکان با والد دیگر است و در این مسئله بین زن و مرد تفاوتی نیست. اما اگر والدین هر دو از دنیا بروند، در مورد کسی که به حضانت اولی تر است اختلاف نظر وجود دارد.?برخی با این استدلال که پدربزرگ پدری در حکم پدر کودک است و بر مسائل مالی نیز ولایت دارد، حضانت را حق او دانسته اند. اگر پدربزرگ نیز از دنیا برود حضانت با وصی او و یا وصی پدر کودک خواهد بود. ?در مقابل گروه فوق ، عده‌ای از فقیهان حضانت کودک را بر عهده‌ی خویشاوندان نزدیک او، با توجه به مراتب ارث می‌دانند و اولویت و حقی برای پدربزرگ پدری قائل نیستند. چون اگر دلیل اولویت او این است که در حکم پدر کودک خواهد بود، مادربزرگ مادری اولویت بیش‌تری دارد چون او در حق مادر کودک است و زن در امر حضانت بر مرد برتری دارد. به علاوه پیش تر دانستیم مسئله‌ی ولایت مالی ملازمه‌ای با حق سرپرستی کودک نخواهد داشت.?عده ای دیگر عقیده دارند که حاکم (دولت) موظف است شخصی را برای سرپرستی کودک به کار بگیرد و اگر کودک خود دارای مال است، اجرت او را از همان مال بپردازد. در غیر این صورت حضانت کودک برای افراد جامعه یک واجب کفایی است.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jun 2022 02:47:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا حضانتِ کودک با ولایت بر او تفاوت دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%90-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ab60uhy2pnoa</link>
                <description>حضانتجلسه‌ی دوم ?گفتیم که در نظم خانوادگی نوینی که اسلام آن را بنیان گذاشت، مسئولیت تامین مالی فرزندان بر عهده‌ی مرد/پدر قرار گرفت. از لوازم این مسئولیت، مدیریت مالی فرزندان است که از آن به ولایت تعبیر می‌شود. هر کس در مورد دارایی‌های خود آزادی و اختیار دارد و کسی نمی‌تواند در این زمینه بر دیگری سلطه داشته باشد. اما گاهی به علت کاستی یا کمبود ویژگی‌هایی خاص، تصرف در اموال خود برای فرد ممنوع است و فرد در اصطلاح دارای اهلیت نیست؛ بلوغ، عقل و رشد از شرایط اهلیت محسوب می‌شوند. به همین‌منظور پدر و جد پدری موظف شدند مدیریت مالی کودکان و یا فرزندان مجنون و غیررشید خود را برعهده بگیرند. ?باید توجه داشت که ولایت، بر خلافِ آنچه که معمولاً فهم و برداشت می‌شود، یک تکلیف و مسئولیت است نه برتری و امتیاز. چرا که محدوده‌ی ولایت تنها منحصر در مدیریت امور مالی و منوط به رعایت مصلحت فرد تحت ولایت (مُوَلّی علیه) است. به همین‌جهت اگر ولی مصلحت کودک خود را رعایت نکند، ولایت او در آن مورد ساقط خواهد بود. ?به صورت طبیعی پدر برای تامین فرزند خود ناچار بود که سرپرستی یا حضانت او را نیز بر عهده بگیرد. اما به مرور، روابط عاطفی میان مادران و فرزندان باعث شد که زنان احساس کنند این سرپرستی منجر به جدایی فرزندانشان از آنان خواهد شد. در واقع نیز این اتفاق رخ می‌داد. به همین منظور فقیهان بر تمایز دو مفهوم ولایت و حضانت تاکید کردند. سرپرستی کودک هرچند که از مراتب ولایت است، اما با ولایت مالی یکسان نیست. یعنی حتی اگر نگهداری فرزندان برعهده‌ی شخصی به غیر از ولی باشد، هم‌چنان ولی موظف است تامین مالی فرزند را ادامه دهد. ?با این تعاریف و پس از پرسش جامعه از نحوه‌ی تمایز ولایت و حضانت، فقیهان شیعه تلاش کردند به این سوال مهم پاسخ دهند که (آیا حضانت نیز چون ولایت مالی بر عهده‌ی پدر است؟ یا مادر نیز در این مورد با همسر سابق یا پدر شوهر متوفای خود شریک است؟ ? فقیهان شیعه با استناد به روایت های معتبر، با صراحت میان ولایت مالی و حضانت کودک تفکیک قائل شده‌اند و وجود هم‌زمان ولایت و حضانت برای دو شخص (پدر و مادر، جد و مادر یا وصی پدر و مادر) را پذیرفته‌اند. آنان تصریح کرده‌اند که ولایت پدربزرگ در امور مالی کودک پس از مرگ پدر ثابت است اما مستلزم حق حضانت نیست. هم‌چنین حضانت کودک سر راهی بر عهده‌ی کسی است که او را یافته ولی مراتب بالاتر حضانت شامل حال او نخواهد شد. ?تمایز پدر و مادر در ولایت مالی بر کودکان، علاوه بر اینکه مورد اتفاق عالمان شیعه است، در روایات نیز قابل پیگیری‌ست. روایتی صحیح در ارتباط با این مطلب موجود است که پس از مرگ پدر با وجود آن که مادر حق حضانت کودک را داراست، اما تأمین مالی او بر عهده‌ی پدربزرگ است.?پیس تر در این پژوهش به بررسی علت این تمایز پرداختیم ؛ مسیری که الگوی نظام خانوادگی در پیش گرفته بود، مسئولیت تأمین مالی را برعهده‌ی مردان می‌گذاشت. از آن رو که وظیفه‌ی تأمین نفقه بر دوش پدر است، لاجرم حق نظارت بر اموال نیز به او واگذار می‌شود.البته این موضوع به معنای نیست که زنان فاقد قابلیت ذاتی برای مدیریت امور مالی هستند. چرا که اگر زن پس از مرگ ولی، سمت وصایت او را داشته باشد یا در هنگام حیات وی، وکیل او در تمشیت امور مالی قرار گیرد می‌تواند به طور مستقل در امور مالی اعمال ولایت داشته باشد. البته رعایت مصلحت کودک هم‌چنان باید رعایت شود.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jun 2022 02:22:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی حضانت و سرپرستی فرزندان در جوامع بدوی و جاهلی و صدر اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%87%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-lafjrvxtzhnj</link>
                <description>                           بسمه الرحمنحضانتجلسه ی اول? در این پژوهش ریشه های شکل گیری مفهومی به نام سرپرستی فرزندان را بررسی خواهیم کرد و به بررسی نقش حضانت در فرهنگ آغازین اسلام نیز می پردازیم ؛ سپس دیدگاه فقیهان پیرامون حضانت را واکاوی و فراز و نشیب های قوانین مرتبط با حضانتِ کودکان در حقوق مدنی ایران را ارزیابی خواهیم کرد. ?از زمانی که زندگی قبیله‌ای به زندگی خانوادگی مبدل گشت و مفهوم (خانواده) شکل گرفت ، رابطه‌ ی میان والدین و فرزند اهمیت بسیاری یافته است. در گذشته، فرزندانی که در یک قبیله متولد میگشتند، به‌عنوان یک عضو کارآمد به قبیله تعلق داشتند و در راستای اهداف ریاست قبیله عمل می‌کردند. اما پس از ایجاد سبک زندگی خانوادگی، یعنی قرار گرفتن تعداد محدود تری از افراد در کنار هم با عنوان (خانواده) ، فرزندان در وهله‌ی اول عامل ثمربخشی رابطه‌ی زوجیت و سپس نیروی کمک‌رسان به والدین محسوب می‌شدند. اهمیت فرزندان در جوامع متفاوت مردسالار یا زن‌سالار به تناوب در تغییر بود. ?در جوامع زن‌سالار، فرزندان دختر به علت قدرت زایش و باروری، می‌توانستند نقش باروری مادر را ادامه دهند و به همین جهت تحت حمایت بیشتر قرار می‌گرفتند؛ در برخی از جوامع فوق گاهی فرزندان پسر از میان می‌رفتند و یا تنها برای تولیدمثل مورد توجه قرار می‌گرفتند.  ? در جوامع مردسالار یک مرد در راس خانواده قرار داشت و فرزندان پسر به علت ایفای نقش فعال اقتصادی و حضور موثر در جنگ‌ها - که گریزی از آن نبود - مهم‌تر تلقی می‌شدند و فرزندان دختر که در شرایط آن روزگار اغلب توان تولید اقتصادی نداشتند و در شرایط جنگی عضو سربار بودند، جایگاهی دون‌تر را به خود اختصاص می‌دادند. ?جوامع شرقی چون ایران و بین‌النهرین، فضای مردسالار شدیدی را تجربه می‌کردند و به مرور، به شکل نوینی از روابط خانوادگی رسیدند که در آن پدر علاوه بر ریاست خانواده، وظیفه‌ی تامین اقتصادی و محفاظت از جان همسر(ان) و فرزندان را نیز بر عهده داشت.این شیوه دربرگیرنده ی نوعی مالکیت بر فرزندان بود تا آن‌جا که واگذاری فرزندان- به‌ویژه دختران - از از امور بدیهی محسوب میگشت. هم‌چنین در صورت حذف رابطه‌ی همسری میان والدین، فرزندان به پدر تعلق داشتند و او که بر اساس قاعده ی آن زمان بدون همسر نمی‌ماند، وظیفه‌ی سرپرستی از فرزندان را به همسر دیگر می‌سپرد. ? عربستانِ زمان نزول قرآن، در دوران گذار به سر می‌برد. قبایل شهری و بدوی درک متفاوتی از رابطه‌ی نَسَبی داشتند و با گسترش شهرها، سکونت دائمی مورد اقبال قرار می‌گرفت و شیوه‌ی زوجیت را تحت تاثیر قرار می‌داد. در حوالی آغاز اسلام، ازدواج زنْ‌محور (نوعی چندشوهریِ رایج) به مرور در حال محو شدن بود. در این نوع زوجیت، فرزندان متعلق به تبار مادری خود بودند و چون زن، یک شوهر واحد و دائمی نداشت تعیین نسب فرزندان طبق شیوه های خاصی صورت می گرفت. برخی قبایل نیز تحت تاثیر مردسالاری جاری در تمدن‌های پیرامون قرار داشتند.  تاثیری که منجر به حذف چندشوهری، دخترکشی و ارتقای اهمیت نسب پسران شد. ? ازدواج زنْ‌محور یا مادرتبار احتمالاً رایج‌ترین نوع ازدواج در عربستان و به خصوص در میان شهرنشینان بود. در این نوع ازدواج، زن در میان خانواده‌ی خود می‌ماند و شوهر وی نزد او ساکن می‌شد و یا در فاصله های زمانی معیین به دیدار او می‌آمد. در این حالت زن مجاز بود با چند مرد در ارتباط باشد؛ این نوع چندشوهری، در بردارنده ی این اصل بود که زن بر زاد و ولد خود سلطه داشته باشد، چرا که تعیین نسب فرزندان در عمل ناممکن بنظر میرسید. هم‌چنین مرد هیچ تعهدی نسبت به فرزندان و حمایت مالی از زن نداشت. از همین رو زن می‌توانست آزادانه فرزندان را سقط کند و یا آنان را به دنیا آورده و تعیین پدر آن را به قیافه‌شناسان یا ظن خود محول کند. ?قبایل بدوی‌تر که تحت‌تاثیر مردسالاری جوامع پیرامون قرار داشتند، به‌مرور به انتقال سرپرستی فرزندان از قبیله‌ی مادری به قبیله‌ی پدری روی آوردند. از آنجایی که پسران نقش مهمی در مسائل اقتصادی و جنگی قبیله ایفا می‌کردند مورد توحه قرارگرفتند . اسارت دختران در جنگ و ناکارآمدی اقتصادی آنان موجب شد دخترکُشی نیز رواج نسبی یابد. اما افزایش روحیه‌ی  «فردگرایی» و احساس مالکیت نسبت به فرزندان پسر، ازدواج زنْ‌محور را با چالش مواجه می‌کرد. این نوع ازدواج تبدیل به نوعی روسپی‌گری شده بود چون هیچ مانعی برای محدود کردن روابط زنان وجود نداشت. تفاوت میان زنا که میان کنیزان و برخی افراد سرشناس نیز شیوع داشت، با نکاح رسمی مشخص نبود و منجر به نوعی آشفتگی در روابط جنسی می‌شد. حضور افرادی در تاریخ آغاز اسلام که پدران آنان مشخص نیست ریشه در رواج این مسئله دارد. ? قرآن از همان ابتدا با شاخص‌ترین مولفه‌های چنین آدابی برای ازدواج مخالفت می‌کند. دخترکشی در نخستین آیات به طور شدیدی نهی می‌شود. برتری فرزند پسر بر دختر باوری خرافی و احمقانه تلقی می‌شود. زنان  در کنار ایمان به خدای یگانه متعهد می‌شوند زنا نکنند و فرزندان دیگران را به شوهران خود نسبت ندهند. مردان باید از روابط جنسی با زنان متعدد خودداری کنند و تامین مالی همسر و فرزندان خود را برعهده بگیرند. ?این دستورات تازه مسیر گذار را سرعت بخشید و یک  «تک‌همسریِ نوین» را پدید آورد. [در مورد جواز چندهمسری مردان سخن بسیار است و پرداختن به آن مجالی دیگر می‌طلبد. خلاصه آن‌که چندْزنی آن‌گونه که امروزه به ذهن متبادر می‌شود در قرآن مورد تایید قرار نگرفته است.]روابط نامحدود، چه رسمی و چه غیر رسمی ممنوع شد. مردان دیگر نمی‌توانستند نسبت به تامین مالی همسر و فرزندان خود بی‌تفاوت باشند و باید سرپرستی آنان را بر عهده می‌گرفتند. طبق روایتی از عایشه، همسر پیامبر، اسلام تمام انواع ازدواج جاهلی جز نکاح اسلامی را ممنوع شمرد. بیش از نیمی از این ازدواج‌ها چندشوهری بوده است. بر اساس این سخنان، سرپرستی فرزندان به عنوان یک وظیفه به مردان تعلق گرفت و این نوعی ارتقای حمایت اجتماعی بود. اما پس از شکل‌گیری مفهوم ولایت مالی، حضانت در فقه‌اسلامی معنای دیگری به خود گرفت که در آینده به بررسی آن خواهیم پرداخت.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jun 2022 22:28:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدگاه فقه اسلامی و حقوق ایران نسبت به همجنسگرایی</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-znqxl5yfh8rp</link>
                <description>اسلام و جنسیتجلسه ششم   ? پیش تر در این مقاله، مسئله ی همجنسگرایی را نه به عنوان یک جرم، بلکه به عنوان یک مسئله ی زیست شناختی و فرهنگی بررسی کردیم. اینک نگاهی به رویکرد فقه اسلامی در رابطه با این موضوع خواهیم داشت.  در قرآن، رابطه ی جنسی با هم جنس در حکایت لوط و قوم او بسیار تقبیح شده است و نوعی قطع سبیل _از دیدگاه برخی مفسران، سبیل تداوم نسل_ معرفی شده است. ?آیات قرآن زوجیت و رابطه ی جنسی را در کانون خانواده، که آن هم بر مبنای مرسوم متشکل از یک زن و یک مرد است، به رسمیت می شناسد و هرگونه رابطه ی جنسی خارج از چهارچوب خانواده را نمی پذیرد. آیه ی ١۶ سوره ی نساء نیز به نظر برخی مفسران ناظر به روابط جنسی میان دو هم جنس است. اما در هر حال قرآن از مجازات دنیوی همجنسبازی سخن نمی گوید و تنها به نمایش زشتی و غیر طبیعی بودن این نوع روابط بسنده می کند.تقبیح معنوی همجنسبازی در روایت ها به اوج می رسد. سخت ترین و شدیدترین مجازات های اخروی برای همجنسبازان در نظر گرفته شده و کسانی که به این عمل آلوده شده باشند، گناهکار و فاسق نامیده شده اند.هم چنین جرم انگاری این عمل و تعیین حد برای آن نیز در روایت ها مشاهده می شود. نکته ی جالب آن است که در برخی از روایت ها، معصومان درباره ی افرادی که به این روابط مبتلا شده اند و یا در نهان خود تمایل به هم جنس پیدا کرده اند ولی آن را قبیح می دانند نیز سخن گفته اند. این تمایز میان همجنسگرایی و همجنسبازی می تواند مورد توجه قرار بگیرد.  ?فقه، رابطه ی جنسی میان دو هم جنس را گناه می داند و در صورت شرایطی، آن را در زمره ی جرایم موجب حد به شمار آورده است. شرایطی که برای اثبات حد وجود دارد شرایط دشواری است و بررسی امکان یا عدم امکان تحقق این شرایط مجال دیگری می طلبد. اما می توان به طور خلاصه اشاره کرد که در فقه اسلامی صرف تمایل درونی به هم جنس نمی تواند جرم تلقی شده و یا مجازاتی در پی داشته باشد. بلکه وقوع رابطه ی جنسی به نحوی که چهار شاهد _با تمام ویژگی های شاهد قابل قبول_ بر آن گواهی دهند، موجب حد خواهد بود.  در روایات تلاش شده تا افراد با توبه کردن و توجه به نادرستی این عمل خود را از این رذیلت غیراخلاقی نجات دهند و در مجموع اصراری برای اثبات مجازات، وجود ندارد.  ?دشوار بودن جمع شرایطی که فقیهان برای اثبات مجازات رابطه ی جنسی در نظر گرفته اند به علت اهمیت نداشتن این موضوع و یا فراهم کردن مسیر جهت ابتلا به این نوع روابط نیست، بلکه نوعی رویکرد پیشگیرانه در فقه نسبت به جرایم جنسی وجود دارد که تلاش می کند افراد را از انجام اعمال منافی اخلاق انسانی و برخلاف روش طبیعی باز دارد. و البته تعیین مجازات های سختگیرانه چون شلاق، تبعید و اعدام برای افرادی که عفت عمومی را لکه دار می کنند، به عنوان راهکارهای نهایی در نظر گرفته شده اند. هر چند همانطور که پیش تر تاکید کردیم اثبات این جرایم شرایط ویژه ای دارد که تحقق آن به طور معمول ممکن نیست.?قانون مجازات اسلامی در ایران به تبعیت از سخنان فقیهان و با تعریفی مشابه، رابطه ی جنسی میان دو هم جنس را جرم تلقی کرده است. البته قانون برای اثبات جرم و ثبوت مجازات، شرایطی که در فقه مذکور است را در نظر داشته است.قانون تفاوت چشمگیری نسبت به سخنان فقیهان ندارد و تقریبا می توان گفت قانون نیز نتوانسته و یا نخواسته است که به جوانب دیگر این مسأله بپردازد.در متن قانون جدید مجازات اسلامی با تغییراتی نسبت به متن قانون سابق مواجه هستیم که علاوه بر تفاوت جنسیتی به نفع زنان، در مورد مردان نیز نوعی کاهش مجازات صورت گرفته است. مجازات در مورد مردان از اعدام به شلاق تغییر کرده و همچنین تعریفی جدید از همجنسبازی زنانه ارائه شده است که تقریبا مصداق یابی برای آن را دشوار می کند. این مسأله باعث شده که حتی به اذعان حقوق دانان مخالف این قانون، دادگاه ها به ندرت می توانند کسی را به جرم همجنسبازی متهم تشخیص دهند و چه بسا این موضوع در مورد زنان بسیار نادر است؛ تا آن جا که معدود افرادی که بنا بر این مواد قانونی مجرم دانسته و مجازات شده اند، نه به علت رابطه ی جنسی، بلکه به علت تجاوز جنسی بوده است.با وجود این، ماده ی ٢٣٧ قانون مجازات اسلامی با کاربست واژه ی همجنسگرایی به جای لواط یا همجنسبازی، در مورد مردان این امکان را ایجاد می کند که حتی اعلام همجنسگرا بودن جرم تلقی شود در حالی که در مواد دیگر، تنها وقوع اعمال جنسی جرم انگاری شده است. البته شاید بتوان با استناد به مواد دیگر و مصادیقی که برای همجنسگرایی تعیین شده، این واژه را منصرف به همان رابطه ی جنسی دانست.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jun 2022 00:30:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا همجنس گرایی یک گرایش طبیعی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qp5lunyidchc</link>
                <description>اسلام و جنسیتجلسه پنجم    ?شاید این پرسش که «آیا همجنس گرایی واقعا طبیعی است؟» امروزه یک پرسش متحجرانه محسوب شود، اما پاسخ «خیر» به این سوال از سوی برخی از مراجع علمی می تواند روشنگر بسیاری از مسائل باشد.  فعالان حقوق همجنس گرایان و روان شناسانِ طرفدار همجنس گرایی با غیرطبیعی قلمداد کردن آن مخالف هستند. آنان با استناد به پژوهش های علمی در صدد اثبات طبیعی بودن همجنس گرایی هستند. این پژوهش ها به وجود تفاوت های مادرزادی میان همجنس گرایان و دگرجنس گرایان، وجود همجنس گرایی میان دیگر جانوران، وجود فاکتورهای همجنس گرایی در مغز و حتی ژن همجنس گرایی اشاره می کنند. ?نخستین بار در 1991 پژوهشگری به نام سیمون لوی با انتشار مقاله ای به نام «مغز همجنس گرا» باعث ایجاد این دیدگاه شد که: (برخی افراد به طور مادرزادی همجنس گرا به دنیا می آیند.)این مسئله مورد اقبال فعالان حقوق همجنس گرایان قرار گرفت و به سرعت پژوهش های دیگری از این دست منتشر شد و جایگاه خود را به عنوان یک دفاعیه ی معتبر از همجنس گرایان به دست آورد.    این شور و غوغای رسانه ای باعث شد که هیچ کس به انتقادهای وارد بر این پژوهش توجه نکند. این انتقادها به حدی بود که لوی خود اذعان داشت :(من باید تاکید کنم که هیچگاه ثابت نکرده ام همجنس گرایی یک امر ژنتیکی است !) اعترافی که خوشایند رسانه ها قرار نگرفت و به محاق رفت و اندک اندک ناپدید گشت.  ?در این زمان بود که برخی از اعضای انجمن روانپزشکی آمریکا به این نتیجه رسیدند که باید در برابر طبیعی انگاشتن همجنس گرایی بایستند.    آنان با پژوهش های دیگری نشان دادند که ممکن است برخی مولفه های زیست شناختی در تشدید یا تسریع همجنس گرایی نقش داشته باشند، اما این به آن معنا نیست که یک بزرگسال همجنس گرا، همجنس گرا متولد شده است.   پیامد های منفی و نامطلوبی که در مدت کوتاه رواجِ روابط همجنس گرایانه بوجود آمدند باعث نگرانی های بیش از حد شد.   شیوع بیماری های مقاربتی، گسترش اباحه گری جنسی و افزایش سبک زندگی ناسالم میان همجنس گرایان از تبعات منفی رسمیت بخشیدن به همجنس گرایی بود. به همین جهت انجمن هایی برای بیان حقیقت همجنس گرایی در آمریکا به وجود آمدند تا بتوانند به افرادی که تحت هجوم پمپاژهای رسانه ای قرار گرفته اند یاری برسانند.  ?جوزف نیکولوسی که یکی از معتبرترین روانشناسان در ایالات متحده بود، پیشگام این جریان شد. او معتقد بود همجنس گرایی یک گرایش طبیعی نیست، بلکه معلول و برخاسته از عوامل زیستی- محیطی است که فردی با ناهمنوایی جنسیتی را به سمت گرایش به همجنس سوق می دهد.   پژوهش ها نشان داد که استناد فعالان همجنس گرایی به یافته های علمی برای اثبات طبیعی بودن همجنس گرایی دارای کاستی های جدی است. رفتارهای نادر همجنس گرایانه میان حیوانات تنها نوعی بازی و بخشی از روابط میان رئیس گروه و دیگران است؛وجود هیچ تفاوت جدی فیزیولوژیک که ثابت کند یک کودک همجنس گرا به دنیا آمده ثابت نشده است.   بزرگسالانی که خود را همجنس گرا می دانند تحت تکانه های روانی مشابهی بوده اند و از همه مهم تر، برخی افراد دچار تغییر گرایش جنسی شده اند!   ?مورد اخیر مسئله ای بود که ذهن نیکولوسی را به خود درگیر کرد. اگر افراد همجنس گرا یا دگرجنس گرا به دنیا می آیند، پس تغییر در گرایش جنسی تقریبا بی معنی است. اما او با افراد بسیاری رو به رو شد که پس از سال ها زندگی به عنوان یک فرد دگرجنس گرا، ادعا می کردند که همجنس گرا شده اند.    نکته این جاست که این افراد در هنگام دگرجنس گرایی نیز تمایلاتی به همجنس از خود نشان داده بودند. پس آنان گرایش جنسی خود را تغییر نداده، بلکه آن را تثبیت کرده بودند. نیکولوسی دست به اقدامی معکوس زد.  او از این ماجرا نتیجه گرفت که می تواند افراد همجنس گرا را به دگرجنس گرا تبدیل کند. این ایده با مخالفت مدافعان همجنس گرایی رو به رو شد.   آنان این کار را مانند تلاش برای چپ دست کردن یک راست دست می دانستند. اما نیکولوسی اعتقاد داشت اگر دلیلی برای طبیعی بودن همجنس گرایی نداریم، چه ایرادی دارد که این افراد نیز گرایش خود را به یک گرایش غالب طبیعی تغییر دهند؟  او پس از پژوهش های فراوان و کشف عواملی که منجر به همجنس گرایی می شدند آغاز به درمان کرد و به طرز شگفت آوری موفق بود. تا آن جا که گروه بسیاری از افراد که خود را همجنس گرا می دانستند اما پس از درمان تبدیل به افرادی با گرایش عادی شده بودند در برابر انجمن روانپزشکی آمریکا تجمع کردند و خواستار بیان حقیقت به همه ی کسانی شدند که تحت تاثیر رسانه ها هویت خود را با همجنس گرایی پیوند زده بودند.  ?نیکولوسی در طول حیاتش با هجمه های بسیاری از سوی رسانه ها و فعالان حقوق همجنس گرایان رو به رو شد چرا که حقایق علمی ای که او بازگو می کرد به مذاق این عده خوش نمی آمد.   این مسئله در مورد همفکران او نیز صادق است و ما با روند عادی سازی همجنس گرایی مواجه هستیم. اما با این همه تلاش برای عادی سازی، تنها حدود 2 درصد از افراد خود را همجنس گرا می دانند. این درصد در برابر حجم تبلیغات گسترده ای که برای ترویج آن وجود دارد، بسیار ناچیز است.  ?عده ای نیز عقیده دارند حتی اگر همجنس گرایی یک اختلال باشد ما نمی توانیم مانع زندگی عادی یک همجنس گرا باشیم و باید علاقه ی او را بپذیریم.کسی شک ندارد که یک همجنس گرا به هیچ عنوان مقصر نیست؛ کسی که دچار همجنس گرایی شده است تقریبا به طور غیر ارادی به همجنس خود تمایل دارد. اما این مسئله نمی تواند از یک سو مانع درمان برای او و از سوی دیگر اعطای جواز به او برای ورود به روابط همجنس گرایانه باشد.   پژوهشگران زیست شناس تایید کرده اند که همجنس گرایی یک اختلال در روند جفت گزینی انسان است. ترویج یک اختلال صرفا به این دلیل که عواطف این گروه اندک جریحه دار می شود، به هیچ عنوان مبتنی بر روش علمی نیست.   با این روند می توانیم به زودی شاهد رسمی سازی و ترویج دیگر اختلالات جنسی چون پدوفیلی، زوفیلی و نکروفیلی باشیم. آن هم به این بهانه که با ممنوعیت آن ها در برابر خواست و عواطف گروهی اندک ایستاده ایم.   مسئله ی همجنس گرایی امروزه با فرهنگ ها گره خورده است و دیگر تتها یک چالش پزشکی نیست. شاید ما در یک جامعه ی دینی که این موضوع در آن هم چنان جزو موضوعات ممنوعه به حساب می آید، وضعیت مناسب تری داشته باشیم، اما به هر حال ناگزیریم که در این باره تمهیداتی بیندیشیم.   نهایت مواجهه ی ما با این موضوع جرم انگاری روابط جنسی همجنس گرایان است در حالی که پیشگیری از همجنس گرایی و رواج روش های درمانی اهمیت بسیار بیشتری دارند.   چه بخواهیم چه نخواهیم ما نیز با تولیدات رسانه ایِ غرب در ارتباط هستیم و عواقب سهل انگاری در تبیین موضوعاتی از این دست بسیار بیشتر از شکستن تابوی سخن گفتن در این باره است.     در ادامه به اختصار به رویکرد فقه اسلامی و حقوق کنونی ایران به همجنسگرایی می پردازیم تا دریابیم جنبه های روانی و فرهنگی این مسئله که بسیار حائز اهمیت است، تا چه میزان نادیده گرفته شده است.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Apr 2022 04:40:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعاریف و تاریخچه همجنس گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-unbxupplytvz</link>
                <description>اسلام و جنسیتجلسه چهارم   در دهه های اخیر مسئله ی همجنس گرایی از مهم ترین مسائل در ارتباط با جنسیت انسان در جهان بوده است. اما حقیقتا همجنس گرایی چیست و چرا امروزه تا این حد بحث ایجاد کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش ناگزیریم نگاهی دوباره به تعاریفِ اصطلاحاتِ بنیادینِ این مبحث _جنس، جنسیت ، گرایش جنسی_داشته باشیم.?جنس ساختار فیزیکی بدن انسان است. یک بدن مردانه مشخص کننده ی جنس مذکر و یک بدن زنانه مشخص کننده ی جنس مونث است. غیرعادی بودن ساختار جسمی یک نوع نقص محسوب می شود که با انجام عمل جراحی قابلیت اصلاح دارد. به عنوان مثال یک بدن مردانه با اندام جنسی زنانه یا یک بدن مرکب از اندام جنسی زنانه و مردانه، با توجه به فاکتورهای خاص پزشکی می تواند به یک بدن عادی تبدیل شود. افرادی که دچار چنین مشکلاتی هستند در اصطلاح: هرمافرودیت، دوجنسه یا به تعبیری دقیق تر، بیناجنسی نامیده می شوند. حدود 1 درصد از نوزادان با مشکل ابهام جنسیتی مواجه هستند که بیش از نیمی از آنان به سرعت درمان می شوند. در برخی از کشورها این گروه از افراد «جنس سوم» نامیده می شوند. جز این گروه از افراد، دیگران از نظر جنس هیچ نقصی ندارند و تفاوت ها در مسائل غیرجسمی رخ می دهد. ?جنسیت درک ما از جنس است. هر چیز اعم از رفتار، شیئ یا خصیصه ای که زنانه یا مردانه محسوب شود مربوط به جنسیت انسان است. تقریبا جنس و جنسیت تمام انسان ها هماهنگ است. یعنی پندار یک مذکر نسبت به هویت جنسیتی خود مردانه و پندار یک مونث نسبت به هویت جنسیتی خود زنانه است. این هماهنگی باعث شکل گیری نقش های جنسیتی و تداوم الگوی نر-ماده ی رایج در طبیعت است. افرادی که هویت جنسیتی منطبق با جنس خویش ندارند را به نام تراجنسی می شناسیم. تراجنسی یا ترنس فردی ست که در عین داشتن جنس کامل و بدون اشکال، جنسیتی متفاوت دارد. مونث خود را مرد، و مذکر خود را زن می پندارد. این افراد دارای هیچ گونه انحراف جنسی نیستند و دوجنسه نیز محسوب نمی شوند. این مشکل یک بیماری ژنتیکی است که فرد پس از احراز تاییدیه های پزشکی می تواند با تغییر جنس خود، به هماهنگی میان جنس و جنسیت دست یابد. ? گرایش جنسی تمایل فرد برای برقراری رابطه ی عاطفی و جنسی است. نگاه به گرایش های جنسی  در فرهنگ های متفاوت بسیار متغیر است.   گرایش جنسی تمایل فرد را –فارغ از جنس و جنسیت فرد- برای برقراری رابطه ی عاطفی و جنسی مشخص می کند. به طور طبیعی هر فرد متمایل به جنس مقابل و مخالف خود است. این گرایش، دگرجنس گرایی نامیده می شود. تصور و پیش فرض غالب افراد از گرایش جنسی، انگاره ای دگرجنسگونه است. تنها در چند دهه ی اخیر و پس از پذیرش روابط میان دو همجنس تصور گرایشی دیگر ممکن شده که همجنس گرایی نامیده می شود.  این جمله به این معنا نیست که پیش از دهه های اخیر هیچ دوهم جنسی با یکدیگر وارد رابطه ی عاطفی-جنسی نمی شدند. تاریخ همواره روابط میان دو همجنس را گزارش کرده است. اگر از دوران پیشاتاریخ بگذریم، در دوران باستان این روابط تقریبا در تمامی تمدن ها وجود داشته است. از آن دوران تا زمان معاصر رابطه ی جنسی میان دو همجنس همواره در جهان‌ وجود داشته است.   ?اما تفاوت تمام این تاریخ چند هزارساله با چند دهه ی گذشته در چیست؟ تفاوت آن جاست که این روابط، همواره روابطی ممنوع، حاشیه ای و یا غیر طبیعی محسوب می شدند و در گذشته آن را همجنسبازی می نامیدند نه همجنس گرایی ؛ همجنسبازی وقوع اعمال جنسی میان دو هم جنس است اما همجنس گرایی تمایل روانی فرد برای برقراری رابطه ی عاطفی و شاید جنسی با هم جنس تعریف می شود.   در گذشته همجنسبازی یا به علت عدم دسترسی به جنس مقابل برای برقرای رابطه ی جنسی و یا به عنوان بخشی از هنجار فرهنگی انجام می شد. تصور رابطه ی مداوم و عاشقانه میان دو همجنس و تشکیل خانواده – آن چنان که میان دو جنس متفاوت مرسوم است- در گذشته وجود نداشت.ادیان ابراهیمی نیز به شدت با این گونه روابط مخالفت کرده و مجازات سنگینی برای مرتکبان آن وضع کرده اند. حتی در جوامعی که نسبت به همجنسبازی تساهل بیشتری صورت می گرفت، این عمل هیچ گاه به عنوان الگوی مقبول شناخته نمی شد.علت این مخالفت ها نیز مشخص است. انسان به طور طبیعی به جنس مقابل گرایش دارد. بعدتر درباره قید «به طور طبیعی» سخن خواهیم گفت. اما این نکته حائز اهمیت است که حتی در اوج شیوع رفتارهای همجنسبازانه در دوران های گذشته، کسی این رفتارها را اصیل قلمداد نمی کرد.   از اواخر قرن نوزدهم میلادی از دل دیدگاه های نوین، پذیرش همجنس گرایی به عنوان یک گرایش عادی، طبیعی و مادرزادی سر برآورد و باعث شد در میانه ی دهه ی ۱۹۷۰ میلادی گروه های همجنس گرا رشد و فعالیت بیشتری داشته باشند. سرانجام انجمن روانپزشکی آمریکا همجنس گرایی را از فهرست بیماری ها و انحرافات جنسی خارج کرد که منجر به تسهیل هویت سازی افراد با گرایش به همجنس گردید. هرچند فرهنگ عمومی در برابر این تغییر نگرش به شدت ایستادگی کرد اما چند دهه تبلیغات گسترده ی رسانه باعث ایجاد موجی به نام «دفاع از حقوق همجنس گرایان» شد. رسانه ها با قدرتی وصف ناپذیر در عرض چند سال تمام انگاره های تثبیت شده را در هم شکستند و همجنس گرایی را به عنوان یک مسئله ی بسیار عادی و طبیعی معرفی کردند. در سال 2001 ازدواج و زندگی مشترک رسمی میان زوج های همجنس گرا قانونی شد و این اتفاق تحول عظیم تری را به وجود آورد. سینما، ادبیات، اخبار و ... لبریز از ژست دفاع از حقوق همجنس گرایان شد. نمادهای همجنس گرایانه رو به فزونی گذاشتند و شخصیت های همجنس گرا در دنیای تصویر بیشتر و بیشتر شدند. اتحادیه های همجنس گرایان تشکیل و پای افراد سیاسی به ماجرا باز شد و همه ی این اتفاقات در حالی که افتاد که تنها 1 یا 2 درصد از افراد در جهان همجنس گرا محسوب می شوند!    ایالات متحده ی آمریکا که با رشد روزافزون همجنس گرایی رو به رو بود خود تا سال 2015 موفق به قانونی کردن ازدواج میان همجنس گرایان نشد. چرا که مردم هم چنان این سبک زندگی را «طبیعی» قلمداد نمی کردند.    در هرحال رسانه ها به سمتی پیش رفتند که اینک با گسترش نمادهای همجنس گرایانه و تلاش برای عادی سازی این روابط حتی در کشورهای مسلمان رو به رو هستیم. فارغ از این که این جریان رو به چه سویی بگذارد، چیزی که بسیار اهمیت دارد غرق شدن صداهای مخالف در این موج است.ادامه دارد....</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Apr 2022 14:58:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناقص العقل بودن زنان از نظر اسلام حقیقت دارد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-xtebydaomtnq</link>
                <description>اسلام و جنسیتجلسه سوم?ناقص العقل بودن زنان حقیقت دارد؟!  در سنت اسلامی با روایت هایی رو به رو هستیم که همگی مضمون یکسانی دارند: «زنان ناقص العقل هستند.»این روایت ها که هم در سنت روایی شیعی و هم در سنت روایی اهل سنت به تواتر معنوی رسیده اند برای سالیان متمادی دستاویزی برای فقیهان بود که تبعیض جنسیتی در احکامشان را توجیه کنند. مثلا عده ای در منع زنان از قضاوت و افتاء و یا انحصار حق طلاق برای مردان به ناقص العقل بودن زنان استناد کرده اند.     پس از شکل گیری جریان های حقوق زنان در جهان و تقابل نگاه سنتی و مدرن به زن، «ناقص العقل بودن» که امری مسلم شناخته می شد مورد سوال قرار گرفت. گروه های متجدد به بهانه ی این روایت ها اسلام را دینی ضد زن و ناکارآمد در جهان مدرن -حداقل برای زنان- معرفی کردند. در برابر، اسلام گرایان تلاش می کردند برای این روایت ها توجیهاتی قائل شوند.   گروهی با بررسی سندی روایت ها سعی می کردند آن ها را ضعیف جلوه دهند اما تواتر معنوی مانع می شد. گروهی دیگر معتقد بودند که این روایت ها مربوط به ویژگی های ذاتیِ زنان نیست، بلکه زنان در زمان صدور این روایت ها از نظر تعقل در درجه ای پایین تر از مردان بودند و آن هم به علت محدودیت های فرهنگی بود و ریشه ای تکوینی نداشت.   در نهایت دیگران با استناد به مطالعات علمی بر ساختار مغز و فعالیت های روان شناختی که نشان می داد زنان در خردورزی و فعالیت های عقلانی ضعیف تر از مردان هستند، این روایت ها را ناظر به حقیقتی علمی عنوان کردند. و البته چون بنا بر همین یافته های علمی، عاطفه ی زنان درجه ی بالاتری نسبت به مردان دارد، نوعی تفاوت -و نه نقص- را مسلم انگاشتند و در مدتی کوتاه به پاسخی مناسب برای توجیه این روایات دست یافتند. اما علم هیچ گاه از نقض خود باکی ندارد! پژوهش های علمی جدید ثابت کردند که یافته های پیشین کامل و صحیح نبودند. از نظر علمی هیچ مدرکی مبنی بر ضعف تکوینی زنان در تعقل نسبت به مردان وجود ندارد بلکه زنان می توانند مدیریت عقلانی همه جانبه تری داشته باشند. علت ناتوانی زنان در تعقل مربوط به نقص آنان در پرورش استعدادهای عقلی ست و اگر زنان و مردان در شرایط یکسان باشند عقلانیت هیچ کدام بر دیگری ترجیح ندارد. حالا دیگر مهم ترین توجیه برای این روایات زیر سوال رفته بود. به همین جهت برخی فقیهان برای حل مشکل رجوع به قرآن را پیشنهاد داده اند. در قرآن هیچ آیه ای که در تعقل و خردورزی میان زنان و مردان تفاوتی بگذارد وجود ندارد و نکته این جاست که قرآن به صراحت در آیات۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره ی آل عمران، مهم ترین خردورزان مورد اشاره، یعنی اولوالالباب را زنان و مردان می داند و شبهه ی ضعف عقلانی زنان را به کلی رد می کند.   پس روایت ها را به هیچ عنوان نمی توان به شکلی فهم کرد که تبعیضی میان زنان و مردان در این امر وجود داشته باشد چون با قرآن در تعارض خواهند بود.  واژه ی نقص را یا باید به معنای تفاوت فهمید و یا روایت ها را ناظر به شرایط فرهنگی-اجتماعی خاص دانست.</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 12:10:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا اسلام یک دینِ مردانه است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-xnypy0kkwfwa</link>
                <description>اسلام و جنسیتجلسه دوم     جهان بینی اسلام همواره «انسان» را در مباحثات خود داخل کرده و زنانگی و مردانگی نقشی در طرح مسائل کلّی و اصولیِ قرآن نداشته اند. آفرینش انسان  در ادیان نقشی تعیین کننده دارد و روایت هر متن مقدس از ماجرای آفرینش به نوعی بازتاب دهنده ی «انسان شناسی» آن دین است.  ماجرای آفرینش در یهودیت و مسیحیت به گونه ای است که با نگاهی کوتاه بر آن میتوان به دیدگاه های آفرینش فرعی زن از مرد، برتری ذاتی مرد بر زن، گناهکار و فریبکار بودن ذاتی زن و تفاوت بنیادین میان زنان و مردان در امر سرسپردگی دینی در این ادیان، پی برد.  «خداوند که از میان موجودات جُفتی مناسب برای آدم نمی یابد، خوابی گران بر او مستولی می کند و از دنده ی چپ او حوا را می آفریند. زنی که به سرعت از سوی مار فریب می خورد و شوهرش را به گناه می افکند. به همین جهت خداوند او را محکوم می کند که تا ابد مطیع شوهرش باشد، خون رویِ ماهیانه داشته باشد و با رنج بزاید.»این روایت یهودی-مسیحی از آفرینش، اگر ضد زن نباشد، نگاه مثبتی نیز به زنان ندارد.  حال آنکه قرآن که بیش از هر دینی با این دو دین قرابت دارد، روایتی کاملا متفاوت از آفرینش ارائه می دهد. زن نه از مرد، بلکه زن و مرد هر دو ، از حقیقت نفس واحد آفریده شده اند. هم چنین زن نه تنها عامل گناه مرد نیست، بلکه آدم و همسرش هر دو به یک میزان در گناه نخستین شریک هستند و هر دو باید تاوان گناه خود را با «هبوط» بپردازند. هیچ تفاوتی میان دو جنس در این امر نیست و حتی قرآن با صراحت امکان این تفاوت را نیز رد می کند. قرآن هر گونه تمییز و تفاوت را تنها در میزان تقوا می داند.    در دیدگاه قران در طی مدارج ایمان نیز هیچ تفاوتی میان زنان و مردان نیست . این کتاب آسمانی بدون هیچ شبهه ای بیان می کند که چه زنان و چه مردان، اگر ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند به رستگاری خواهند رسید. همین که قرآن هنگام معرفی الگو برای مومنان، دو زن را به عنوان نمونه ی ایمان معرفی می کند، برای اثبات این مدعا کافی ست.   این مسئله از آن رو بروز و اهمیت بیش تری می یابد که بدانیم در دیدگاه بسیاری از ادیان چون یهودیت، ایمان زنان به صورت ذاتی نمی تواند به سطح ایمان مردان برسد و مردان از این که زن نیستند، در پیشگاه خداوند دست به شکر بر می دارند.   ?روایات را چه کنیم؟!     روایات بسیاری موجود است که آفرینش زنان را فرع بر آفرینش مردان، حوا را عامل گناه و زنان را دام های شیطان و در نهایت ایمان زنان را ناقص و کم ارزش تر از مردان به شمار می آورد.   با کمی تتبّع متوجه می شویم این روایات ریشه در اسرائیلیاتی دارد که به منابع اسلامی رخنه کرده است. علاوه بر پژوهش های حدیثی که این مدعا را ثابت می کند، ما موظف هستیم روایات را در صورت مخالفت با اصول قرآنی نپذیریم.   این روایات با مجموعه ای از روایات دیگر و متن صریح و مبانی قرآنی در تضاد هستند. به همین دلیل پذیرش آنان بر حسب لزوم باید با احتیاط باشد.    انگاره ی «بهشتِ مردانه» یکی دیگر از مواردی است که منتقدان در راستای اثبات تبعیض جنسیتی در اسلام به آن استناد می کنند. بنا بر ادعای این گروه، تصویر قرآن از بهشت به عنوان پاداش اعلای مومنان، تصویری مناسب خواست مردان است. بهشتی که در آن مردان می توانند با حوریان زیبا زواج کنند. توصیفات جنسی قرآن از اندام زنانه ی همسران بهشتی، تنها می تواند مخاطب مذکر را در نظر داشته باشد. باید بدانیم که بخش بزرگی از تصورات یک بهشت جنسیت زده، به تفاسیر مشتبه از آیات قرآن باز می گردد.  درست است که قرآن از حورالعین به عنوان همسران بهشتی یاد کرده ، اما واژه ی حور فی نفسه اختصاصی به زنان ندارد و اتفاقا در جمع مذکر(مردان) احور و درجمع مونث(زنان) حورا است. یعنی زنانه دیدن حورالعین معنای خود آیه نیست بلکه تفسیر ما از آیه است. در مقابل ما با آیاتی رو به رو هستیم که توصیفاتی مختص به زنان در این باره دارند ، «کواعب اترابا»، «قاصرات الطرف»، «جعلنٰهنّ ابکارا» و ... همه ویژگی های زنانه دارند نه مردانه. در این جا با چند رویکرد رو به رو هستیم. برخی با استناد به روایاتی از پیامبر اکرم(ص) این توصیفات را نه در مورد حوریان بلکه درمورد زنان مومن بهشتی دانسته اند؛ برخی دیگر می گویند «غلمان» ها که در قرآن از آنان توصیفی مشابه «حورالعین» شده، همسران بهشتی زنان مومن هستند.    اما گروهی از دید زبان شناختی و بافت گرایانه به این آیات نگریسته اند. از آن رو که قرآن در قالب زبان عربی نازل شده، محدودیت های زبان شناختی مشخصی را رعایت کرده است. در آن بافت ادبیاتی خاص، اصولا توصیف زیبایی و شادابی با اصطلاحات زنانه همراه می شده، فارغ از آن که جنس خاصی مد نظر باشد. برای مثال ترانه های عاشقانه ای که مختص به جنس خاصی نیستند، معشوق را با توصیفاتی زنانه در نظر می گیرند. به همین دلیل با توجه به دو جنسی بودن واژه ی حورالعین، نمی توان توصیفات زنانه را دال بر مونث بودن آن دانست. و در نهایت عده ای چون «آمنه ودود» قائل به رشد محتوای پیام هستند. با این توضیح که توصیفات ابتدایی از همسران بهشتی که بار جنسیتی مشخص دارند همه در سوره های ابتدایی قرآن نمود دارند و هر چه مخاطب قرآن گسترده تر و پیام آن کلی تر می شود، نوع نگرش به همسران بهشتی نیز ارتقا می یابد و از هرگونه بار جنسی و جنسیتی تهی می شود. در سوره های مدنی، آن گاه که پیام قرآن به کمال خود نزدیک می شود دیگر سخنی از حوریان نیست، بلکه سخن از «ازواج» بهشتی ست که مفهومی عام تر از حور دارد و نه تنها زنان و مردان را شامل می شود، بلکه از دید معنوی نیز در سطح فراتری قرار می گیرد. </description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 12:09:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبعیض جنسیتی در اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/JP-LAW-UT/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-egz1lcm2gncp</link>
                <description>بسمه الرحمن اسلام و جنسیتجلسه اول  پیش از ورود به بحث اصلی،واکاوی مفاهیم مبنایی در این گفتمان اهمیت بسیاری دارد . جنس (sex) مسئله‌ای کاملا فیزیولوژیک و مبتنی بر پایه های زیست شناختی است. انسان ها از نظر جنس به مونث و مذکر تقسیم می شوند که با نام زن و مرد از آن یاد می کنیم.    جنسیت (gender) مفهومی وابسته به مسائل جامعه شناختی-روانی است و به زنانگی و مردانگی تقسیم می شود. نتیجه ی منطقی زن بودن، اعمال کنش های زنانه و نتیجه ی منطقی مرد بودن، اعمال کنش های مردانه است. مردانه یا زنانه بودنِ یک رفتار،بستگی به فرهنگ و عرف یک جامعه دارد و می تواند متغیر باشد.   جنسیت با توجه به قالب های جنسیتی که زنانه یا مردانه بودن را تعریف می کنند، باز شناخته میشود. قالب های جنسیتی را می توانیم به دو بخش نقش ها و کلیشه های جنسیتی تقسیم کنیم که درهم آمیختگی و عدم تمایز مشخص میان این دو منجر به نارسایی های فرهنگی در زمینه ی جنسیت می شود.   نقش های جنسیتی رفتارهایی است که با طبیعت یک جنس همگام تر و همراه تر است و آن را به صورت ذاتی مختص به یک جنس خاص می دانیم. به این معنا که جنس دیگر نمی تواند یا کم تر باید وارد این فعالیت ها شود. مثلا بارداری که یک نقش جنسیتی زنانه محسوب می شود.   کلیشه های جنسیتی رفتارهایی هستند که به مرور زمان در یک فرهنگ خاص ، زنانه یا مردانه تلقی شده اند در حالی که هیچ ارتباط منطقی خاصی با یک جنس ندارند بلکه جامعه خواسته که این رفتارها متعلق به جنسی خاص باشند. کلیشه هایی مانند: «زنان نمی توانند سیاستمدار باشند» یا «مردان نباید احساسات خود را بروز دهند» تنها معلول هنجارهای عرفی هستند و هیچ ارتباطی با توانایی ها و ویژگی های طبیعی زنان و مردان ندارد.   حال ما می خواهیم توزیع این مفاهیم را در اسلام بررسی کنیم؛ آیا اسلام نقش های جنسیتی را پذیرفته است یا بر کلیشه های جنسیتی مهر تایید زده است؟ در برابر گروه های فمینیستی که اعتقاد دارند هیچ قالب جنسیتی مشخصی وجود ندارد و زنانگی و مردانگی ساخته های ما هستند و باید از آن ها عبور کرد، اسلام از این تفاوت چه گونه بهره برده است؟    قرآن، به عنوان متنِ مقدسِ اصیلِ اسلام، از آن رو که در قالب زبانی جنسیت دار بیان شده، در موارد بسیاری حاوی نگاه جنسیتی است. در آیات متفاوتی ما با پذیرش وجود دو جنس و دو جنسیت از سوی قرآن مواجه هستیم. اما نکته این جاست که زن بودن یا مرد بودن در قرآن دارای اصالت نیست و تنها به عنوان یک عامل فرعی در روند آفرینش و تکوین زیستی انسان در نظر گرفته شده است.   انسان ها ویژگی هایی متعالی دارند که مربوط به آفرینش روحانی آنان است، این ویژگی ها ارتباطی با آفرینش جسمی انسان ندارند؛ ضرورت هایی طبیعی آفرینش جسمی انسان را می طلبند و منجر به زن بودن یا مرد بودن می گردد.    قرآن به صراحت برتری دادن یک جنس بر جنس دیگر را رد می کند و به شدت با اندیشه هایی که مردان را صرفا به علت مرد بودن از زنان برتر می داند، مخالفت کرده است و چنین اندیشه هایی را تقبیح می کند. این خداوند متعال است که وجود دو جنس را اراده کرده و ملاک برتری تنها در تقواست.    پیام قرآن به سوی تمامی انسان ها ابلاغ شده است و زنان و مردان -به صورت کاملا یکسان- در بهره بردن از فیض ایمان شریک هستند. قرآن بدون آن که چون و چرایی در این زمینه باقی بگذارد می گوید که هر کس ایمان داشته و کار نیک انجام دهد، چه زن و چه مرد، سعادتمند خواهد بود و جنسیت هیچ گاه مانع رشد معنوی نیست.  قرآن نقش های جنسیتی عمومی را می پذیرد و آن ها را تایید میکند. این زنان هستند که می زایند و به کودکان خویش شیر می دهند. در جنگ و خصام مردان حضور بیشتری به خود اختصاص  می دهند و نقش پررنگ تری دارند. هرچند حیا در مورد هر دو جنس به کار می رود اما زنان با توجه به میل طبیعیشان به آرایش، دستورات متفاوت تری دریافت می کنند. مردان که اغلب قدرت اقتصادی محسوب می شوند وظیفه دارند تامین معاش همسر خود را بر عهده داشته باشند و مسائلی از این دست که البته با توجه به تفاوت های فرهنگی میتوانند دچار تغییر شوند.  شاید بتوان قران را یک انقلاب بزرگ در زمینه کلیشه های جنسیتی دانست. تقریبا هیچ آیه ای در قرآن وجود ندارد که یک کلیشه ی جنسیتی را بپذیرد یا خلاف آن را رد کند؛ برعکس قرآن در موارد بسیاری با کلیشه های جنسیتی مخالفت کرده است.  زنان مانند مردان می توانند مالک باشند، زنان اگر سیاستمدار باشند حتی می توانند بهتر از مردان عمل کنند، زنان بصورت ذاتی اغواگر نیستند، زنان می توانند به عنوان الگوی جامعه ی ایمانی شناخته شوند، زنان تابع شوهرانشان نیستند و می توانند بر خلاف همسر خود ایمان داشته یا نداشته باشند، زنان به ملکیت کسی در نمی آیند و برای ازدواج مستقل هستند، فرزند دختر نه تنها بدتر از فرزند پسر نیست بلکه گاهی از او نیز بهتر است، زنان می توانند با حفظ چهارچوب ها وارد فعالیت های اجتماعی شوند و...   این ها بخشی از مسائلی ست که خلاف آن، حتی امروزه نیز در جوامع بسیاری امری مسلم شناخته می شود اما قرآن با آن ها مخالفت کرده است. حال در ادامه به این سوال ها می پردازیم که اگر قرآن دارای نگاهی تبعیضانه نسبت به جنسیت ها نیست، پس چرا برخی آیات دارای سویه ی جنسیتی هستند؟</description>
                <category>زهرا توسلی</category>
                <author>زهرا توسلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 12:07:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>