<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زحنع</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahonial</link>
        <description>هیچ‌گاه دوست نداشتم ناشناس بنویسم اما وقایعی بر من رفت که سنگ صبوری برای تسکینش ندارم. حال امروز من حال یک باخته است باخته‌ای که در نگاه خیلی‌ها یک پیروز است و فقط خودش می‌داند که در دلش چه می گذرد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:04:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42903/avatar/sQPqI2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زحنع</title>
            <link>https://virgool.io/@zahonial</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استخاره</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-wukomf9r3dlv</link>
                <description>منو خوب می‌شناسی و می‌دونی که لامذهب بودم و به خاطر تو و به عنوان شرط ضمن عقد پذیرفتم که لامذهب نباشم. در تمام مدتی که با هم بودیم معجزات در خصوص تو کم ندیدم. از خود شب آشناییمون بگیر تا مواردی بسیار دیگر که صلاح نیست نزد همه افشا کنم و رازی است بین من و تو. نمی‌دونم توییترم (نه اصلی و نه اونی که گفتی ببندم بلکه اون یکی اکانتی که بلاک کردی) رو دنبال می‌کنی یا نه. اگر دنبال کرده باشی حتما دیدی که از روزی که با اون وضعیت رفتی اکثریت دفعاتی که برای ارسال پیامی بهت استخاره کردم یا «بد» اومده یا «خیلی بد» و معدود دفعاتی اجازه یافتم برات چیزی بفرستم. امشب هم می خواستم فقط متن توییت خودت رو برات بفرستم بدون هیچ دخل و تصرفی تا یکبار اون چیزی که نوشتی رو از زبان من بخونی. استخاره کردم و باز هم طبق معمول «خیلی بد و هرگز انجام نده»  اومد! با این سوره از قران که عکسش رو گذاشتم. اما اولین بار بود که در شرح استخاره با این جمله مواجه می‌شدم: «بسیار بد است دچار افراد بسیار بدی خواهید شد ترک کنید.» و مطلع آیه ۱۵۵ سوره نساء «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ» هم خیلی بهم ریخت منو. خوندم که به خودت آسیب جزیی زدی؛ امیدوارم همیشه سلامت باشی. ببوسشون</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 20:06:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع لحظه‌های پایان</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-poghjfji0ztd</link>
                <description>هوا چقدر سردهچه سخته تنهاییتموم دنیامی کجای دنیایی؟روزها تک و تنهاهرشب من یلداکابوس و حسرت شدمعنای این رویاسردمه، بی تو مردمولی تو نه با منی،نه فکر جبراندل نا امیدهوقتش رسیدهشروع لحظه های پایانبازم بغض و تکرارشبازم من و این خواهشکاری کن عشق نمیرهبازم عشق و دلشورهقلبی که باز مجبورهاز تو نفس بگیرهکسی حواسش نیستبهار ویرونم مندیگه با این درد زنده نمی‌مونمکجا برم بی تو؟منی که تب دارم؟چقدر دلم می‌خواستتورو نگه دارمسردمه، بی تو مردمولی تو نه با منی،نه فکر جبراندل نا امیدهوقتش رسیدهشروع لحظه های پایانشروع لحظه های پایان ...</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 18:33:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امان از تو</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-zxads3vywscx</link>
                <description>امان از تو امان از تو که هر دم بردی از یادمچه کردی با دل و جانم که از یاد تو دل شادمامان از تو امان از تو، چه کاری دست خود دادمبرای تو، به عشق تو، هنوز از پا نیفتادمامان از خونه‌ویرون‌شدن مناز احساس تو بیرون‌شدن مناز این حال پریشون دل تودوباره مست و حیرون شدن منامان از تو امان از ...امان از تو امان از ...</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 18:20:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو خودم سوختم و دود شدم</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%85-tpqajz0bxx2f</link>
                <description>من تو دستای تو مثل یک سیگارتو خودم سوختم و دود شدمعاشقت بودم و هستم امامن تو این رابطه نابود شدممثل یه حسرت شیرین تو دلمتو مثل قصه و رویا بودیمثل یک حادثه از سمت خداتو مثل معجزه زیبا بودیتو به من زخم زدی دل کندیمن موندم و شب تنهاییدل من از تو خون اماهنوزم واسه من زیباییتو هنوزم همه وجودمیمن هنوز با یاد تو درگیرممن هنوزم واسه تو دلتنگممن هنوزم واسه تو می‌میرماسممو تو خلوتت صدا بزنمنو که این همه بی‌قرارتمهنوزم دیوونه‌وار عاشقتمهنوزم حس می کنم کنارتم</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 18:00:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو یادت رفته که توی چه حالی، کنارت بودم و زخماتو بستم</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AA%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%88-%D8%B2%D8%AE%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%85-waqb1if5ribn</link>
                <description>خیال کن روزگارم رو به راههخیال کن رفتی و دلم نمردهخیال کن مهربون بودی و قلبم!کنار تو ازت زخمی نخوردهخیال کن هیچی بین ما نبودهخیال کن خیلی ساده داری میریخیال کن بی‌خیال بی خیالم!شاید این‌جوری آرامش بگیری!گذشتی از منو ساکت نشستمگذشتی از منو دیدی که خستمتو یادت رفته که توی چه حالیکنارت بودم و زخماتو بستمخیال کن که سرم گرمه عزیزمخیال کن بی‌تو هیچ دردی ندارمخیال کن زمستونه ولی منتوی شب‌هام شب سردی ندارمخیال کن قلب من شکستنی نیستخیال کن حقمه تنها بمونمخیال کن عاشقم بودی ولی منشاید قدر تورو هرگز ندونمگذشتی از منو ساکت نشستمگذشتی از منو دیدی که خستمتو یادت رفته که توی چه حالیکنارت بودم و زخماتو بستمکنارت بودم و زخماتو بستم</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 17:17:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم خونه</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-r8hc7gvekx1f</link>
                <description>پرم از درد دلتنگیواسم راهی نمی‌مونهتو که خوب و خوشی بی‌من،بدون تو دلم خونهوجودم بی تو داغونهدلم خونهنمی‌دونه ... نمی‌دونهکسی حالمو جز خدا نمی‌دونهدلم خونهدلت قرصه که من هستمکه دنیامو به تو بستمکه هر وقت مشکلی باشهبرای تو دمِ دستمولی من چی؟کیو دارم؟ که مثل خود من باشهکه هر وقت عشق رو کم دارم مثل معجزه پیدا شهدلم خونه، دلم خونه، وجودم بی تو داغونهدلم خونهنمی‌دونه! نمی‌دونه! کسی حالمو جز خدا نمی‌دونهدلم خونهتو که نیستی پریشونم، دلم خونههراسونم و حیرونم و دیوونهدلم خونه، دلم خونه، وجودم بی تو داغونهدلم خونهنمی‌دونه! نمی‌دونه! کسی حالمو جز خدا نمی‌دونهدلم خونه</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 17:03:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتنگی مداوم</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-kfdolidcac2t</link>
                <description>مدام میام و چک می‌کنم بلکه نشونی از تو باشه. ببین کارم به کجا کشیده که همین که چت تلگرام رو بعد ۳ روز پاک کردی خودش شده مایه آرامشم. نمی دونم خوندیش یا نه اما اون خواب برای من معانی مختلفی داشت. امروز و دیروز دو اتفاق خیلی مهم افتاد هر دو رو یک زمانی تو هم منتظرش بودی. قصد داشتم برات بنویسم به خیال اینکه شاید خوشحال بشی اما برای بار چهارم تو این چند وقت پاسخ استخاره «بد» بود. اون هم با همچین آیه‌ای! شاید تو ندونی چرا این آیه که هایلایت کردم برام مهمه اما یک روزی خواهی فهمید. نمی‌دونم در چه حالی و اوضاع از چه قراره امیدوارم سلامت باشی و اوضاع آروم باشه. من تو را زندگی می‌كنمدر روزهایی كه ندارمتدر روزهایی كه شمرده‌امبرای رسیدن به توو جای خالی‌ات راهر روز با بوسه‌ایبه خيالت پر می‌كنم</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Thu, 08 Sep 2022 17:41:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعصاب ندارم</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-xvoqg33xzqgm</link>
                <description>از دیروز که برگشتی کارم شده چند دقیقه به چند دقیقه رفرش کردن. اما تو همین رفرش کردن‌ها ناگهان دیدم که اون عوضی هم برگشت و داریش. تا صبح نخوابیدم تقریبا و کار مفیدی هم انجام ندادم. گمان می‌کردم حالا که برگشتی شاید من رو هم از بلاک در بیاری اما افسوساز صبح چندین بارد قصد کردم بهت پیام بدم و جلوی خودم رو گرفتم. تا اینکه دقایقی پیش نوشتم و لحظه آخر قبل ارسال استخاره کردم و باز هم مثل دفعه قبل «بد» اومد. یادته سر اون ماجرا دادی مامان استخاره کنه و رسما داشت می‌گفت من برم صحبت کنم و در اون کار خیره؟ عکس نوشته رو دارم هنوز. حیف از همه روزهایی که رفت و خدا لعنت کنه کسانی که باعث پنهان‌کاری‌ها و این جدایی شدند.</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 11:01:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-thvcye3jnzjv</link>
                <description>امروز چندین بار دستم رفت که بهت پیام بدم. چند بار نوشتم و پاک کردم جاهای مختلف که هنوز بلاکم نکردی. اما گفتم بهتره باز هم صبوری کنم. حقیقت اینه که خیلی نگرانتم.بعد اون صوت‌هایی که برام فرستادی کاملا وضعیتت قابل درک بود. خدا بگم چه کار کنه اون خبرچین کلاه‌بردار رو که در حالی که آروم شده بودی دوباره باعث جدایی بیش از پیش ما شد. به هرحال با وجودی که ظاهرا ازم جدایی خودت هم خوب می‌دونی که سرنوشت ما دو تا به هم گره خورده و همه چیز به تار مویی بنده. کاش اینقدر همه چیز رو ازم پنهان نمی‌کردی و حرف می‌زدی تا هیچ کدوم این اتفاقات نمی‌افتاد.دیروز یکی گفته بود «دلم می‌خواد کسی بیاد تو‌ زندگیم که دوست داشتن بلد باشه» قول‌هایی که خردادماه بهمدیگه دادیم و فقط ۲ روز بعد ماجرای اون رفتار عجیب تو پیش اومد رو بهش توصیه کردم. یادته اون قول‌ها رو برای چی به هم دادیم؟ دلم شکسته بود و تو رو از دست داده می‌دونستم اما بهم اطمینان دادی که هستی اما بعد چی شد رو نفهمیدم. خود گور به گوریش هم که از همون شب رفته و پیداش نیست ولی کاش تو برگردی هنوز فرصت هست. همیشه منتظرت هستم. ببوسشون</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Mon, 05 Sep 2022 01:48:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازنده</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-xiqo0ydra5k7</link>
                <description>می‌دانستم تهش می‌بازم!اما باز هم اصرار داشتم ادامه دهمدلیلی نداشتجز دوست داشتنتفقط می‌خواستم تمام تلاشم را کنمتا در زندگیت بمانمتا با تو عاشقی را تجربه کنممن پرتلاش ترین بازنده بودماز همان‌هایی که آخر بازی می‌مانندبه برنده باید مقام بهترین بازیکن را بدهند یا به بازنده!</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 16:06:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غروب لعنتی جمعه</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-svz8tbtc2lmb</link>
                <description>چه غروب مزخرفی است! مدام می‌رم توییتری که دیگه نیستی، واتساپ‌هایی که بلاکم، و ایمیلی که نمی‌خوام بزنم. گذشته رو مرور می‌کنم بارها و بارها. اشتباه کم نداشتم. باید سعه صدر بیشتری می‌داشتم. منی که شرایط تو رو می‌دونستم نباید اینقدر بی محابا کارهای نسنجیده انجام می‌دادم. باید اول حرفت رو می‌شنیدم. گیرم که به هر دلیلی نمی‌خواستی من بدونم. نمی‌خواستی حقیقت رو بگی نباید اون قدر برآشفته می‌شدم و اون کارهای احمقانه رو انجام می‌دادم. حالا تنها موندم با کوله‌باری از خاطرات. خوشحالم که حداقل یادگاری‌های زیادی پیشت گذاشتم. اما از تو فقط یک تار مو، یک عطر و یک اسباب‌بازی پیشم مونده و دنیایی متن و تصویر.تا همیشه دوستت دارم </description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Fri, 02 Sep 2022 19:14:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش می‌خوندی</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-oamjysfgxcdz</link>
                <description>شاید یک روزی یادم افتادی یاد منی که یاد تو هستم یاد همون روزا که دل بردی یاد همون روزا که دل بستم منو خوب می‌شناسی، بار اول نیست که می‌ری و مطمئن هستم که بازهم برمی‌گردی. منتظرت هستم همیشه. نیازی نیست کاری کنی یا چیزی بگی هروقت خواستی برگرد و قدم روی چشم‌هام بذار</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 21:54:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثانیه‌ها رو می‌شمرم</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B1%D9%85-xmjfajqjrmdl</link>
                <description>این شعر مال ۲ سال پیشه و سر یک واقعه‌ای سروده بودم ولی حالا منتشر کردمبه شوق دیدن تــــــوام، ثانیه‌هارو می‌شمرم به آرزوی هــــم‌دمـــی، ثانیه‌ها رو می‌شمرمبه انتظار وصل تـــــــو، ثانیه‌ها رو می‌شمرمبه هر شب و به هر پگاه، ثانیه‌هارو می‌شمرمدلخوشیم پیام تــوست، ثانیه‌ها رو می‌شمرمتا بدهی تــــــو مرهمم، ثانیه‌ها رو می‌شمرمهفته رســـد بـــه اربعا، ثانیه‌ها رو می‌شمرمتا که رســیم بـــه انتها، ثانیه‌ها رو می‌شمرمنه ثانیه که لحظه‌ها، که لحظه‌ها رو می‌شمرملحظه بود بسی دراز، چو لحظه‌ها رو می‌شمرم#زحنع</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 22:41:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حسادت</title>
                <link>https://virgool.io/@zahonial/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%AA-cstz7gdbgizx</link>
                <description>حسودی می‌کنم ...به فنجان چایوقتی لبانت را لمس می‌کندبه بالشتوقتی تکیه‌گاه سرت می‌شودبه روی‌اندازوقتی تو را در آغوش می‌گیردچه سود از انسان بودن؟وقتی به قدر اجسام تو را ندارم!#زحنعتهران - خرداد ۱۴۰۱</description>
                <category>زحنع</category>
                <author>زحنع</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 23:07:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>