<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zahrasohrabi815</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahra.sohrabi</link>
        <description>دنیا پر از رنج است،با این حال درختان گیلاس باز شکوفه می دهند...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:07:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/191794/avatar/qZZjlr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zahrasohrabi815</title>
            <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چشم در راهم...</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%85-eqz2ewj0e2yl</link>
                <description>به نام خدای رحمانتو را من چشم در راهم همه هنگام...به معنای این جمله بسیار اندیشیده ام،تو یعنی آنقدر با ارزش هستی که تمامی لحظات زندگی ام به تو اختصاص داده ام...و انقدر عزیز که چشم به راهت دوخته ام نه اینکه منتظر باشم بیایی،چشم دوخته ام به آمدنت،به مسیری که تو را به من می رساند... و نه یک لحظه که تمام هنگامه های من،تو شده ای.تمام هنگامه های من به راستی کی میایی و از کدام مسیر می رسی...تمام هنگامه هایم کوتاه ترین راه رسیدن به تو کدام است...راستی همه هنگامه های من،دلیل این همه فاصله چیست؟تمام هنگامه هایم همچنان چشم به راهت می مانم،حتی اگر چشم به راهم بگذاری...و می خوانم، تو را من چشم در راهم همه هنگام،نه چون نیما که می گوید شباهنگام...</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 09:50:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام خدای رحمان</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86-bszwrvkekvk8</link>
                <description>تصویر ذهنی شما چیست؟آنچه که به عنوان تصویر ذهنی می نامیم،در واقع تصویری است که هریک از ما از خود داریم.تصویر ذهنی معمولا باتوجه به بازخوردی که در کودکی از اطرافیان می گیریم،شکل می گیرد.مثلا وقتی یک کودک مهربان و دست و دلباز خطاب می شود،کودک این تصویر مهربانی از خود را دارد و با تکرار گفته های اطرافیان این تصویر تثبیت می شود و کودک با این خصیصه بزرگ می شود.تصویری که از خود در ذهن دارید،دقیقا اینگونه عمل می کند.هرچه تصویر ذهنی ما از خودمان زیباتر،شفاف تر و تواناتر باشد،قطعا در زندگی آینده خود موفق تر خواهیم بود و بالعکس هرچه تصویر ضعیف تر و پژمرده تر باشد به همان میزان بر روی زندگی مان اثر خواهد گذاشت.اما چه باید بکنیم؟اگر تصویر درستی از خود دارید،موهبت بزرگی نصیب شما شده است،این تصویر را با قدرت تمام حفظ کنید و هر روز آن را پر رنگ تر کنید.اگر تصویری که از خود دارید،تصویر یک فرد شکست خورده و غمگینو ...است،بیش از این در حق خود ظلم نکنید،هرچه سریع تر برای رفع این مشکل اقدام نمایید.بااحترام و ارادت و قدردانی از وقتی که می گذارید.</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 14:52:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام خدای رحمان</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86-t2surnuhcftq</link>
                <description>ذهنیت مثبتذهنیت شما مثبت است یا منفی؟اگر نسبت به اتفاق های پیرامون خود احساسی مثبت دارید،باید به شما تبریک گفت چراکه شما در واقع ثروتی پنهان و ارزشمند دارید.داشتن حس خوب منحصر به اتفاق های خوب زندگی نمی شود،اتفاقا برعکس وقتی می توانیم با قاطعیت از ذهن مثبت صحبت کنیم که از اتفاق های به ظاهر منفی و یا شکست های زندگی هم برداشتی مثبت داشته باشیم و به دنبال یادگیری درسی باشیم که در دل شکست پنهان است.اما اگر ذهنی منفی دارید یا از تمامی اتفاق های زندگی خود برداشتی منفی دارید،باید به دنبال رفع این مشکل باشید،چراکه ذهن منفی به مرور و پنهانی انسان را ناتوان می کند تا جایی که خودمان متوجه این روند نزولی نمی شویم،وقتی به خودمان می آییم که از خود تصویر یک فرد ناتوان را داریم و این بدترین خوره وجود یک انسان می تواند باشد.راهکارهایی برای داشتن ذهن مثبت:شکرگزاری به درگاه خداوند و تشکر از اطرافیان،استفاده از کلمات پرانرژی و مثبت،کسب مهارت های مختلف،نوشتن توانایی های خود،نوشتن تعریف و تمجید هایی که دیگران از شما می کنند و...اگر کسی توانایی های شما را نمی بیند،عیب بزرگی نیست،عیب بزرگ این است که خود بر روی توانایی هایتان چشم ببندید.با احترام و ارادت و قدردانی از وقتی که می گذارید.???زهرا سهرابی</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 23:18:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام خدای رحمان</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86-svc6kugb3uup</link>
                <description>چقدر به شانس اعتقاد دارید؟آیا شانس واقعا وجود دارد؟غالبا به این رویه عادت کرده ایم که اگر همه چیز طبق میل مان پیش برود و هرجا بدون گره و دردسر کارمان راه بیفتد،می گوییم من انسان خوش شانسی هستم و یا فلان شخص انسان خوش شانسی است و اگر کوچک ترین مشکل و یا گرهی پیش بیاید،این را به بدشانسی نسبت می دهیم،غافل ازاینکه تمام اتفاق ها بازخوردی از تلاش های خودمان و عملکرد ذهن مان است.برای مثال شخصی مدت ها تلاش کرده و در کاری مهارت کسب کرده است و الان در کار خود کارشناس خبره ای شده است،از یک طرف کار را خوب بلد است و از یک طرف ذهنیت مثبتی نسبت به آینده خودش دارد،ازاینجا به بعد اتفاق های خوب زندگی اش شروع می شود و روز به روز پیشرفت می کند.اینجا جایی است که خیلی از افراد دچار اشتباه می شوند،همه فقط موقعیت فعلی را میبینند و ورد زبانشان می شود فلانی آدم خوش شانسی است.غافل ازاینکه این شخص تلاش کرده،صبوری کرده و افکاری سازنده را در ذهن خودش پرورش داده است.و الان مزد زحماتش را می بیند نه چیز دیگر.شاید بهتر باشد،تنبلی را کنار بگذاریم،تلاش کنیم،بیاموزیم و آنگاه بدون کوچک ترین تردیدی منتظر روزهای درخشان زندگی خویش باشیم.بااحترام و ارادت و قدردانی از وقتی که می گذارید.زهرا سهرابی</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 15:25:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تغییر سخت است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hftbqzjoujjd</link>
                <description>تغییر اساسا کار سختی است،معمولا ما انسان ها بودن در شرایطی که به آن عادت کرده ایم،و حوزه امن را بیشتر می پسندیم تا شروع شرایط جدیدی که انتهای آن خیلی هم برایمان مشخص نیست.اما چرا از تغییر فرار می کنیم؟همانطور که در ابتدا گفته شد،یک دلیل فرار از تغییر،سخت بودن آن است،تغییر کار ساده ای نیست،نیاز به زمان و صبوری دارد و متاسفانه اغلب انسان ها در میانه های راه کم می آورند.دلیل دیگر نامعلوم بودن و مبهم بودن شرایط پس از تغییر است،اغلب می ترسیم که اگر شرایط فعلی و این موقعیت را از دست بدهیم،پس از این چه خواهد شد،اگر شرایط بهتر نشد،چه کنم؟و...ترس مانع می شود و ما به بودن در شرایط قبلی رضایت می دهیم.و نکته آخر که بعضا به چشم می خورد،می توان گفت غرور است.تغییر نمی کنیم که غرورمان جریحه دار نشود،بعضا فکر می کنیم اگر مسیرم را عوض کنم،اگر آن کار را انجام دهم،اگر آن حرف را قبول کنم و...یعنی من اشتباه کرده ام،پس به همین شیوه که میدانم پیش می روم،فارغ از اینکه چه پیش خواهد آمد.اما در نهایت باید بگویم تغییر اگرچه در ابتدا سخت و شاید غیرممکن به نظر برسد،اما بسیار شیرین و ساده تر از آن است که به نظر می رسد.پیشنهاد می کنم در حوزه های مختلف زندگی خود که احساس می کنید ضعف دارید و یا نیاز به تغییر دارید،پای به وادی تغییر بگذارید،قول میدهم پشیمان نخواهید شد.با احترام و ارادت و قدردانی از وقتی که می گذارید.??</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 23:39:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف زندگی شما چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-slkmqdmuffjl</link>
                <description>هدف چیزی است که به زندگی ما معنا می دهد و تحمل رنج و سختی را میسر می کند به امید اینکه روزی به آنچه که می خواهیم برسیم.هرچیزی در عالم هدفمند است و به سوی تکامل در جریان است که به سر منزل مقصود برسد.از کره خاکی که شاید بزرگ ترین چیز در ذهن ما باشد تا مورچه ای ریز،هرکدام در پی تکامل خویش و رسیدن به مقصود هستند و هستیم...چه بخواهیم و چه نخواهیم پیش می رویم و روزها و عمرمان را سپری می کنیم،فرق ما که انسان هستیم با دیگر موجودات این است که حق انتخاب داريم و می توانیم هدف را آزادانه و با اختیار و از سر عقل انتخاب کنیم،و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم.صرف داشتن هدف اتفاق خاصی نمی افتد،وقتی هدف داریم باید برای آن برنامه ریزی کنیم،طبق برنامه ای که داریم پیش برویم و تلاش کنیم،تلاش کنیم و تلاش کنیم.بعضا کسانی را در اطراف خود می بینیم که زندگی تکراری دارند و به دنبال چیز خاصی نمی گردند،نه به دنبال دین نه به دنبال دنیا،فقط می گذارند که بگذرد.بی هدف،خسته،ملول و...آدم های بی هدف از انسان های هدفمند که اتفاقا گروه دوم بیشتر تلاش می کنند،خسته تر و بی حوصله ترند...چرا؟چرا کسی که کمتر کار می کند،کمتر مشغله ذهنی دارد،استراحت بیشتری دارد،از کسی که مشغله های بیشتری دارد خسته تر است؟!شاید خسته از سردرگمی های خویش است،همیشه فکر می کنم هر آدمی در وجود خودش می داند که برای هدفی معین آفریده شده و به حال خودش رها نشده است،اما شاید جرات فکر کردن و ساختن رویای خویش را ندارد،به خاطر همین زود خسته می شود از چیزی که هست،از چیزی که می تواند باشد،می تواند،اما نیست،سردرگم می شود که چه باید بکنم و متاسفانه در این جنجال درونی،معمولا نیروی محرک که نه،نیروی معطل کننده پیروز می شود و انسان را از آنچه می تواند بشود،باز می دارد و انسان می ماند و ناراحتی ها و سردرگمی هایش.هیچ حرفی در مورد وجود انسان تا با این اندازه به دلم نشسته است و مرا به وجد نیاورده است&quot;وقتی کسی بداند چرا اینجاست،چرا خلق شده است و برای چه زنده است،می خواهد رسالتش را به انجام برساند.مثل این است که جای گنج را روی نقشه بدانی.وقتی جای گنج را روی نقشه ببینی،دیگر مشکل می شود از آن چشم پوشی کرد،مشکل می شود به دنبال آن نرفت&quot;.(از کتاب کافه ای به نام چرا)با احترام و ارادت و قدردانی از وقت و نظراتی که می گذارید.???</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 22:49:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا گاهی اوقات احساس تنهایی می کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.sohrabi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jkohzxfuf14m</link>
                <description>حتما تا الان به این موضوع فکر کرده اید،برایتان پیش آمده و یا دست کم در اطرافیان خود کسانی را دارید که مدام از رنج تنهایی می گویند و غصه می خورند،البته دقیق تر که نگاه کنیم نیاز به گفتن نیست،در زندگی های امروزی باوجود تمامی امکانات،ثروت و شادی ها آنچه خیلی به چشم می خورد،تنهایی ست که خیلی از انسان ها به دوش می کشند و با خود به همراه دارند.این رنج محدودیت ندارد،از نوجوان تا پیر،از فقیر تا ثروتمند،از معلول تا توانا و...اما چرا؟...چیزی که ذهن مرا مشغول کرده،دلیل این حجم از تنهایی آدم هاست.گاهی وقت ها فکر می کنم شاید جایی از زندگی خواسته یا ناخواسته در حق خودمان ظلم کردیم،آنجا که داشتن آرامش را به بریدن از دیگران گره زدیم،آنجا که اگر شادی بود قادر به تقسیمش نبودیم و نخواستیم چند نفر سهم داشته باشند،خودمان بودیم و خودمان...از ترس اینکه مبادا چیزی را از دست بدهیم،به دیگری خبر ندادیم.جای شکرش باقیست که این نوع تنهایی و جدایی درمان دارد،راه بازگشتی دارد و به هرحال قابل حل است.اما نوع دیگری از تنهایی ست که نمی دانی چه باید بکنی،در میان جمع تمام قد و با قدرت ایستاده ای،باز تنهایی...این بدین معنی نیست که در وجود خود احساس بدی داشته باشی و یا حتی احساسی منفی،نه برعکس اتفاقا احساسی متفاوت داری،احساسی که شاید کمتر کسی در طول زندگی دچار آن شود،و از این جهت می توانی خوشحال باشي که جز معدود افرادی هستی که چیزی را درک می کنی.اما به نظر من از جایی اذیت می شوی که نه راجع به تنهایی ات می توانی صحبت کنی و از طرفی کمتر کسی را می یابی که دغدغه ای مشابه داشته باشد.بنابراین باید تنهایی دست به کار شوی،دست به کار شوی برای درک رنجت،به قول عزیزی&quot;رنجت را درک کن،رنج نباید تورا از پای بیندازد،رنج باید تو را بزرگ کند،رنجت را که بفهمی بزرگ می شوي&quot;.چه می گویم...به کجا رسیدیم...قبل از شزوع نوشتن به اینجا نرسیده بودم،قصد داشتم راجع به احساس تنهایی که اتفاقا طبیعی هم هست بگویم،اما به گمانم سر از جای دیگری درآوردم...شما از تنهایی که گاهی برای همه ما انسان ها پیش می آید بگویید...با احترام و ارادت و قدردانی از وقتی که گذاشتید???زهرا سهرابی</description>
                <category>zahrasohrabi815</category>
                <author>zahrasohrabi815</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 22:41:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>