<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا سلطانشاهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahra.soltanshahi</link>
        <description>اینجا از روزمره ها میگم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:21:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4849194/avatar/K8Fivl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا سلطانشاهی</title>
            <link>https://virgool.io/@zahra.soltanshahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پشت فرمان؛ چرا فرمول یک هنوز دنیایی مردانه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.soltanshahi/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jte3ggb2ef3n</link>
                <description>از همان روزهایی که در کودکی، حرکات دست‌های پدرم روی فرمان را تماشا می‌کردم و شیفته‌ی صدای دنده‌عوض‌کردن و تسلطش بر جاده بودم، رانندگی برای من چیزی فراتر از یک جابه‌جایی ساده بود؛ نوعی هیجان خالص. همان لحظه‌ای که پا روی گاز می‌گذاری و برای چند ثانیه حس می‌کنی زمان کندتر می‌شود.بزرگ‌تر که شدم، این علاقه به سرعت تبدیل شد به چیزی عمیق‌تر. وقتی در اتوبان با سرعت بالا رانندگی می‌کنم، وقتی مانورها را با دقت انجام می‌دهم و آدرنالین در رگ‌هایم می‌دود، تازه حس می‌کنم واقعاً زنده‌ام.همین کشش به سرعت، من را به دنیای فرمول یک رساند. می‌خواستم آن هیجان را، حتی از پشت صفحه‌ی مانیتور، تجربه کنم. اما هرچه بیشتر مسابقه‌ها را دنبال کردم، یک سؤال بیشتر در ذهنم ریشه دواند:چرا در بالاترین سطح اتومبیل‌رانی جهان، تقریباً هیچ زنی را پشت فرمان نمی‌بینیم؟ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مدام از برابری حرف می‌زند؛ دنیایی که در آن زنان در بسیاری از حرفه‌های سنگین و پرتنش، پا‌به‌پای مردان کار می‌کنند. پس چرا فرمول یک هنوز این‌قدر مردانه به نظر می‌رسد؟مسئله واقعاً توانایی فیزیکی است؟اولین پاسخی که معمولاً شنیده می‌شود، تفاوت‌های جسمانی است. رانندگی در فرمول یک واقعاً فشار فیزیکی سنگینی دارد: تحمل چند برابر وزن بدن در پیچ‌ها، گرمای شدید کابین، فشار مداوم روی گردن و بالاتنه، و نیاز به تمرکز دائمی در سرعت‌های بسیار بالا.اما آیا این فشارها ذاتاً زنان را از رقابت حذف می‌کنند؟به نظر نمی‌رسد پاسخ، یک «بله»‌ی قطعی باشد.در بسیاری از ورزش‌ها و مشاغل سخت، زنان نشان داده‌اند که بدن انسان با تمرین تخصصی می‌تواند به سطح بالایی از استقامت و آمادگی برسد. خلبان‌های جنگنده، ورزشکاران حرفه‌ای، رزمی‌کارها و قایقرانان زن، سال‌هاست در محیط‌هایی فعالیت می‌کنند که فشار جسمی و روانی بسیار بالایی دارد.در واقع، بخش زیادی از توانایی موردنیاز در فرمول یک، مثل تحمل G-Force، قدرت گردن، استقامت قلبی-عروقی و مقاومت در برابر گرما، قابل تمرین و تقویت است. بنابراین مسئله فقط «توانایی ذاتی» نیست؛ مسئله این است که آیا زنان از همان ابتدا به مسیر حرفه‌ای درست، امکانات مناسب و آموزش تخصصی دسترسی داشته‌اند یا نه.چرخه‌ی معیوبِ نبود الگوبااین‌حال، شاید مانع اصلی حتی فیزیکی هم نباشد؛ بلکه فرهنگی و ساختاری باشد.وقتی یک دختر کوچک هیچ زنی را در قامت قهرمان فرمول یک نمی‌بیند، چطور قرار است خودش را در آن جایگاه تصور کند؟اینجا یک چرخه‌ی معیوب شکل می‌گیرد:·        چون زنان در فرمول یک کم دیده می‌شوند،·        دختران کمتری به این مسیر جذب می‌شوند،·        و چون ورودی کمتر است، حضور حرفه‌ای زنان هم همچنان محدود باقی می‌ماند.نبود الگو فقط یک مسئله نمادین نیست؛ روی انتخاب‌های واقعی آدم‌ها اثر می‌گذارد. اگر کسی در کودکی فردی شبیه خودش را در جایگاه موفقیت نبیند، ممکن است اصلاً آن رؤیا را جدی نگیرد.به همین دلیل، بسیاری از زنان بااستعداد زمانی علاقه‌ی جدی‌شان به موتوراسپرت را کشف می‌کنند که برای ورود حرفه‌ای به مسیر فرمول یک دیر شده است. نه به‌خاطر کمبود استعداد، بلکه چون دیر دیده شده‌اند، دیر حمایت شده‌اند و دیر فرصت رشد پیدا کرده‌اند.راهی که هنوز بسته نیستالبته شرایط آرام‌آرام در حال تغییر است. پروژه‌هایی مثل F1 Academy دقیقاً با هدف بازکردن مسیر ورود دختران و زنان جوان به دنیای مسابقات شکل گرفته‌اند.شاید هنوز تا دیدن یک قهرمان زن در صدر جدول فرمول یک فاصله زیادی وجود داشته باشد، اما این مسیر غیرممکن نیست. اگر فرصت‌ها از کودکی برابر باشند، اگر حمایت تخصصی و سرمایه‌گذاری واقعی وجود داشته باشد، و اگر الگوهای بیشتری دیده شوند، شاید نسل بعدی دیگر مجبور نباشد این سؤال را بپرسد که:«چرا هیچ زنی در فرمول یک نیست؟»شاید مسئله این نباشد که زنان برای فرمول یک ساخته نشده‌اند؛ شاید مسئله این باشد که فرمول یک هنوز برای زنان ساخته نشده است.</description>
                <category>زهرا سلطانشاهی</category>
                <author>زهرا سلطانشاهی</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2026 17:20:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتیاد به اینترنت در دوره قطعی اینترنت: یک ترک اجباری یا یک فرصت پنهان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra.soltanshahi/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-dvgpuniosuhg</link>
                <description>اینترنت آن‌قدر در زندگی روزمره حل شده که نبودنش فوراً خودش را نشان می‌دهد.وقتی قطع می‌شود، تازه معلوم می‌شود این وابستگی تا چه حد عمیق شده است.اعتیاد به اینترنت: وابستگی‌ای که جدی گرفته نمی‌شوداعتیاد به اینترنت معمولاً جدی گرفته نمی‌شود، چون شبیه اعتیادهای کلاسیک نیست. نه بوی دود می‌دهد، نه اثرش فوری دیده می‌شود.اما آرام و بی‌صدا اتفاق می‌افتد:تمرکز کم می‌شودکارها عقب می‌افتندذهن عادت می‌کند به پاداش‌های سریع و سطحیو کم‌کم، فکر عمیق جای خودش را به مصرف سریع محتوا می‌دهدطبق گزارش‌های خبرگزاری دانشجویان ایران، این نوع وابستگی می‌تواند به اضطراب، افسردگی و افت عملکرد روزمره منجر شود. چیزی که خیلی‌ها تجربه‌اش می‌کنند، بدون اینکه اسمش را بدانند.قطعی اینترنت: چیزی شبیه یک کمپ اجباریوقتی کسی می‌خواهد سیگار را ترک کند، به او می‌گویند از محیط و آدم‌هایی که محرک هستند دوری کند.در مورد اینترنت، این توصیه تقریباً بی‌معناست.چون اینترنت همه‌جا هست.در جیب ما، در کار ما، در ارتباطات ما.اما قطعی اینترنت یک اتفاق متفاوت است.یک جور «کمپ اجباری» است. بدون انتخاب، بدون آمادگی.ناگهان چیزی که همیشه در دسترس بوده، دیگر نیست.آدم‌ها چطور واکنش نشان می‌دهند؟همه یک‌جور واکنش نشان نمی‌دهند. انگار شدت وابستگی، نوع واکنش را تعیین می‌کند:1. فرار به هر قیمتیکسانی که نمی‌توانند نبود اینترنت را تحمل کنند، حتی با هزینه بالا راهی برای برگشتن پیدا می‌کنند.2. ماندن در اضطرابکسانی که وابسته‌اند، اما راهی برای دور زدن ندارند.بی‌قراری، کلافگی، چک کردن‌های بی‌هدف گوشی… حتی وقتی چیزی برای چک کردن نیست.3. انتخاب برای تغییرآدم‌هایی که می‌توانند برگردند، اما تصمیم می‌گیرند برنگردند.شاید برای اولین بار، آگاهانه فاصله می‌گیرند.4. پذیرش از سر اجبارنه انتخابی در کار است، نه برنامه‌ای. فقط یک جور کنار آمدن با شرایط.وقتی اینترنت نیست، چه اتفاقی می‌افتد؟برای بعضی‌ها، این تجربه شبیه ترک است:اضطراب و بی‌قراریحس置 جا ماندن از دنیاکاهش تمرکزاختلال در خواباما برای بعضی دیگر، اتفاق عجیبی می‌افتد:ذهن کمی آرام‌تر می‌شودگفتگوهای واقعی بیشتر می‌شودزمان کش می‌آید، به شکل ملموسیانگار سرعت زندگی کمی پایین می‌آید. چیزی که خیلی‌ها حتی یادشان رفته بود.آیا واقعاً می‌شود ترک کرد؟حقیقت این است که اینترنت را نمی‌شود مثل سیگار ترک کرد.اینترنت بخشی از زندگی است، نه فقط یک عادت.اما می‌شود یک چیز دیگر را تغییر داد:نوع رابطه‌مان با آن.شاید مسئله این نیست که اینترنت باشد یا نباشد،مسئله این است که ما چقدر در آن غرق شده‌ایم.آدم‌ها جای خالی را با چه پر کردند؟وقتی اینترنت حذف می‌شود، یک خلأ ایجاد می‌شود. و هر کسی به شکلی آن را پر می‌کند:بعضی‌ها به چیزهای واقعی برگشتند:کتابپیاده‌رویحرف زدن با آدم‌هاتجربه‌های ساده‌ای که قبلاً وقتشان نبودبعضی‌ها فقط جایگزین پیدا کردند:فیلم و موسیقی به شکل افراطیبازی‌های آفلاینبعضی‌ها هم فرار کردند:خواب زیادپرخورییا هر چیزی که فقط زمان را پر کندیک فرصت ناخواسته؟می‌گویند برای شکل‌گیری یک عادت جدید حدود 21 روز زمان لازم است و برای تثبیت آن، بیشتر.حالا اگر کسی بیشتر از این مدت، به اجبار از اینترنت دور شده باشد،آیا ممکن است چیزی در او تغییر کرده باشد؟شاید برای بعضی‌ها، بله.نه به این معنی که «درمان» شده‌اند،بلکه شاید فقط فهمیده‌اند بدون آن هم می‌شود زنده ماند.و این خودش، شروع کوچکی است.جمع‌بندیقطعی اینترنت تجربه ساده‌ای نیست.برای بعضی‌ها اضطراب است، برای بعضی‌ها فشار، و برای بعضی‌ها حتی خشم.اما در کنار همه این‌ها، یک چیز را هم نشان می‌دهد:اینکه ما چقدر به چیزی وابسته شده‌ایم که زمانی فقط یک ابزار بود.شاید نتوانیم اینترنت را حذف کنیم.اما شاید بتوانیم کمی از شدت وابستگی‌مان کم کنیم.نه با اجبار،بلکه با آگاهی از اینکه دقیقاً در چه وضعیتی هستیم.</description>
                <category>زهرا سلطانشاهی</category>
                <author>زهرا سلطانشاهی</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 16:02:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>