<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Zahra Bardaghi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahra_brdq</link>
        <description>یک دختر دیگر در دیاری غربت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:31:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/38334/avatar/Ndf01t.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Zahra Bardaghi</title>
            <link>https://virgool.io/@zahra_brdq</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شرکت در آکادمی علوم اعصاب</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-vxwkdki9jvai</link>
                <description>آکادمی نوروسینتکس متشکل از دانشجویان علاقه‌مند به مطالعه‌ی مغز و رفتار در سطوح سیستمی، محاسباتی و تکاملی است. دورنمای اصلی آکادمی تشویق اعضا برای نگریستن به کارکرد مغز از دریچه‌ای تازه است. به این منظور جلساتی در هفته برگزار می شود که در آن اعضا به بررسی مطالعات انجام شده در طی هفته و تبادل نظر درباره‌ی آنها می پردازند. حداقل دو جلسه در هفته برگزار می شود: - جلسات مبانی علوم اعصاب : مطالعه سطوح بنیادین ساختار و نوروبیولوژی مغز . - جلسات علوم اعصاب پیشرفته : مطالعه مکانیزم های نورونی فرآیند های رفتاری پیچیده و شناخت . ویدیوهای ضبط شده جلسات پیشین آکادمی را می توانید در کانال زیر دنبال کنید:https://t.me/Neuro_Syntaxدر صورت تمایل به همراهی آکادمی می توانید رزومه و انگیزه نامه خود را (نهایت دو صفحه) به بات تلگرام زیر ارسال کنید:@neurosyntax_bot https://t.me/Neuro_Syntax #علوم_اعصاب#نوروساینس #مغز #neuroscience #brain #academia</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 22:00:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب «جزء از کل»  (A Fraction of the Whole)</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84-a-fraction-of-the-whole-zua2fijlfffc</link>
                <description>شده تا به حال کتابی بخوانید و حس کنید که چقدر نویسنده مشابه تو دنیا را دیده؟ افکار پنهان شده ای که مثل یک کرم فضول به همه بخش های مغزتون سرک میکشه و واسه همه چیز نظر میده/ به همه چیز طعنه میزنه و فلسفه میبافه.اول از همه چیز جالب اینکه نویسنده (استیو تولتز) بدون رودربایستی، هرچه تصورتان درمورد روزمرگی بکشد را با نگاهی فلسفی نوشته??‍♀️ و این نوشتن، پنج سال طول کشیده است. ? از خستگیِ روتینِ بستنِ بند کفش پا بگیرید تا هیجان‌زده شدن از سوارشدن به یک هواپیما که قرار است سفری قاچاقی به یک کشور دیگر و آغاز زندگی جدید داشته باشید.??‍♀️از جزئیات رابطه با افراد و حتی افکار خزیده در سرش در اوقات مختلف، مثلا وقتی دارد مسواک میزند! قلم رک و رو راست و بدون غلو دارد. چه در توصیف نفرت و چه در توصیف عشق. تا آخرین سطر کتاب داستان را کش می‌آورد و عجیب است که به قدری به مفاهیم جان می‌بخشد که نمی‌خواهی به انتهای کتاب برسی و این ابراز روراست احساسات تمام شود.?وقتی در حال خواندن کتاب هستید، نه تنها چشم‌ها درگیر خواندن هستند بلکه گوش ها در حال شنیدن صداهای مختلف دور و نزدیک توصیف شده در متن هاست و همزمان بینی در حال درک محیطی است که نویسنده قرار دارد! و آنقدر ژرف و پر از جزئیات است که گاهی حس میکنید خودتان در حال تجربه این صحنه ها هستید. راه می‌روید و در عین حال در تک تک صفحه ها گذر میکنید. ??️_ استیو تولتز در مصاحبه‌ای در مورد خود و کتابش چنین می‌گوید:«آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می‌نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می‌‌نوشتم و رمان‌‌هایی را آغاز می‌‌کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه‌‌ام را برای به پایان رساندن‌ شان از دست می‌‌دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می‌‌خواستم با شرکت در مسابقات داستان‌‌نویسی و فیلمنامه‌‌نویسی پولی دست و پا کنم تا بتوانم زندگی‌‌ام را بگذرانم که البته هیچ فایده‌ای هم نداشت.  زمانی که دائم شغل عوض می‌کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هرکدام از مشاغل پایین‌تر می‌‌رفتم، برایم روشن شد هیچ‌کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی‌‌ای بود که می‌توانستم بردارم.»درماندگی نویسنده که خودش را -در اکثر کتاب- در قالب یک کاراکتر گذاشته و گاهی نیز از زاویه دید فردی دیگر داستان را روایت می‌کند، همه‌جا به وضوح دیده می‌شود. او از تمام ابعاد زندگی و هر چرندیات و جزئیات دیگری حرف می‌زند و خسته است. کلیشه‌ها را هم باور ندارد. ?شخصیت‌های اصلی، پسر و پدری هستند که اختلافات زیادی در تفسیر وقایع روزانه با هم دارند و پسر نمی‌خواهد مشابه پدرش فکر کند.مثلا اگر مراسم تدفین شخصی باشد که او از ان فرد خوشش نمی‌آمده، روز خوبی ست و به زیبایی توصیف‌اش می‌کند. ولی اگر روزی باشد که کنفرانس مطبوعاتی و تجملاتی را بخواهد توصیف کند که از آن دل خوشی ندارد، برایش اهمیت ندارد و صفات را موشکافانه و با دلیل مشخص به افراد نسبت می‌دهد. ?انسان‌ها را با لباس‌های زیبا و کت و دامن مجلسی نمی‌بیند.او افکار افراد را به چالش می‌کشد و زیر جلد آنها را به توصیف می‌کشد. به طرز بی‌نظیری تله‌های اخلاقی را میگوید و حظ می‌کند!?دلواپسی‌های زیادی که در شرایط خیلی متنوع و کوچک و بزرگ به سراغ همه ما میآیند را هم به خوبی آورده، انگار که همزمان که در حال اتفاق افتادن و فکر کردن بوده، فردی دیگر اینها را شنیده و تند تند با جزئیات روی کاغذ آورده است.?خوانندگان کتاب به نظر من به دو دسته تقسیم می شوند: یا عاشق سبک نویسنده، نگاه ژرف و پر ماجرای او می‌شنود و یا برایشان کسل کننده ست و نوع طنز تیره و تلخ او را نمی‌پسندند.اما من به انتخاب خودم شاید دوباره این شاهکار را خواندم چون پر از رو راستی درباره بیهودگی زندگی انسان و تیرگی های چگونه زیستن و پستی‌بلندی های روابط ماست. ?_نقل قولی از کتاب: «آدمها به دنبال جواب نمی‌گردند، آن‌ها به دنبال چیزی هستند که با آن خودشان را ثابت کنند.» ?</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 21:18:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه دو هفته ای من از کووید-۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-hqjtg9h0ktou</link>
                <description>من هفتم تیر ماه مبتلا شدم. اینجا خلاصه ای از پروسه بیماری و تجربه هام رو براتون نوشتم و مطمئنم که کمکتون می‌کنه. :))توی هرکسی علائم متفاوت هست اما برای منسه چهار روز اول:سردرد و تب و بدن درد در حالت کلی.با استامینوفن سردرد و بدن درد رو کنترل کنید. و استراحت و خواب خیلی زیاد!ولی ممکن هست تب و لرز هم برسه ولی دمای بدن رو باید مراقبت کنید بالاتر از 38-39 نره.با دمنوش و مایعات فراوان، تب رو پایین نگه دارید. مخصوصا با دم نوش عناب و آویشن برای پائین آوردن تب عالیه.یک دفعه بعد از سه تا چهار روز همه این علائم قطع میشه!!!( برای افراد متفاوت هست) و حس بویایی و چشایی رو از دست دادم. دیگه بو و مزه هیچ چیزی رو نمی‌فهمیدم. بعد تنگی نفس و ضعف شدید داری. چون بدن داره با ویروس می‌جنگه.مدام گرسنه میشی. برای حس بویایی و چشایی انواع دم نوش ها و بخور ها رو باید بدی تا حس بویایی برگرده که پائین توضیح میدم. هر نیم ساعت مایعات و میوه تازه!! آره هر نیم ساعت. و انواع میوه های ویتامین C دار. هرچقدر تونستید میوه و حبوبات و خشکبار بخورید. ولی (خربزه اصلا اصلا نخورید) دو تا از بخور هایی که واسه برگشت حس بویایی عالیه: نعنا رو بجوشانید و بخور بدید. کامل نفس های عمیق بکشید هم از دهان و هم از بینی.یه قاشق جوش شیرین رو در اب بجوشونید و بخور بدید. (هر کدوم از اینها جدا، تا سه بار و یا بیشتر در طول روز)زمان هایی که تنگی نفس داشتم، به خاطرات خوب ام فکر می‌کردم و با خودم حرف میزدم و سعی میکردم خودم رو آروم کنم. چون هرچه بیشتر استرس بگیری، تنگی نفس بیشتری داری. می‌تونید تلفنی با کسی صحبت کنید تا حالتون بهتر بشه و حواستون رو پرت کنه. میتونید چیزی بخونید و یا هر چه که باعث بشه آرامش بگیرید. :)برای روزهایی که ضعیف شدم خوردن خرما و ? عسل رو خیلی توصیه می کنم. به بهبود سریع تر کمک میکنه. هر روز من ده تا خرما و چند قاشق غذاخوری عسل می‌خوردم.سیب، لیمو ترش تازه، موز و آبمیوه. هر نیم ساعت به بدنتون مایعات برسونید. تا حد ممکن خوردن غذاهای سنگین و چرب ممنوع. من حتی با چای از جایگزین خرما یا انجیر خشک استفاده می کردم که سوخت بدن ام رو برای مدت بیشتری تأمین کنه. غذاهایی مثل سوپ با سبزیجات تازه و فراوون و آبگوشت و تخم مرغ آب پز و این مدل غذاهای مقوی تر.تا اینکه رو به بهبودی میرید. امیدوارم مفید بوده باشه و همیشه سلامت باشید. ?⁦☘️⁩</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 22:54:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل آگاهی جانداران: از کرم ها تا انسان ها. (Conciosness)</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/conciosness-kcshxw98uzko</link>
                <description>یکی از مفاهیم جذاب و بحث بر انگیز اینه که درک و آگاهی موجودات اطراف ما مثل گیاهان و انواع حشرات و جانوران، چقدره؟! یک پرنده چطور مسیر مهاجرت رو فراموش نمیکنه، یک انسان چطور رویا سازی لحظه هایی رو می‌کنه که هیچوقت براش اتفاق نیفتاده؟ یک کرم پهن پلاناریا ی کوچک آبزی چطور به سمت غذا میره؟ آیا کلاغی که غذاش رو پنهان می‌کنه و یا مگسی که قبل از رسیدن مزاحم، پر میزنه اما بعد چند ثانیه دوباره برمی‌گرده و روی غذا میشینه. از یک سطح consciousness برخوردارند؟؟آگاهی از محیط اطراف، سطح بندی داره که به نسبت به تکاملی که جانور پیدا کرده؛ این  درک از محیطو بیشتر و بیشتر میشه. در این ویدیو موجودات رو از ابتدایی ترین سطح تکامل در نظر گرفته بود و consciousness (اگاهی، هوشیاری) رو در این رده بندی توضیح میداین ویدئومثلا ساده ترین موجودات ریز ابزی(Thricoplox) به سمت غذا میرن ولی با یک حرکت رندم و کاملا شانسی! اینها از یک سطح خیلی پایه درک برخوردارند و از محیط اطراف آگاهی ای ندارن به اون صورت که بشه بگیم consciousهستند. که به عنوان مثال ساده ترین موجودات ریز ابزی(Thricoplox) به سمت غذا میرن ولی با یک حرکت رندم و کاملا شانسی! اینها از یک سطح خیلی پایه درک برخوردارند و از محیط اطراف آگاهی ای ندارن به اون صورت که بشه بگیم consciousهستند.  سطح بعدی ساده ترین موجودات ریز آبزی (Thricoplox) به سمت غذا میرن ولی با یک حرکت رندم و کاملا شانسی! از یک سطح خیلی پایه درک برخوردارند و از محیط اطراف آگاهی ای ندارن به اون صورت که بشه بگیم consciousهستند. یا برخی کرم ها مثل پلاناریا که زمان گرسنگی به سمت غذا میرن و اینا یه سطح بعدی از آگاهی رو دارن چون رندم نیست حرکتشون و میدونن کدوم سمت غذا بیشتره و این درک فقط منحصر به گیرنده های بویایی ش میشه.و به ترتیب جانورانی پیشرفته تر رو مثال میزد که قابلیت دیدن محیط رو دارن و اونها آگاهی بیشتری نسبت به قبلی ها از محیط کسب میکنن. سطح بعدی جانورانی مثل پرندگان و پستانداران هستن که object permanence دارند یعنی یه جورایی (حافظه) که میتونن با وجود اینکه شیٔ ای رو در گذشته دیدند، به خاطر بسپارن تا بعد از ترک اون محیط که قبلاً بودن؛ اطلاعاتی برای زنده موندن و بقا و بدست آوردن غذا و یا فرار از خطر داشته باشند و... مثلا پنهان شدن، پنهان کردن غذا تا بعدا در فرصت مناسب تغذیه کنند یا اینکه به یاد بیارن خونه شون کجاست و...قابلیت خوندن و ارتباط برقرار کردن هم سطح بسیاربالایی از consciousness محسوب میشه و imagination هم همینطور که در انسان وجود داره و میتونه باهاش رویاسازی کنه و تخیل ببافه ?...  https://youtu.be/H6u0VBqNBQ8 </description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Mon, 06 Apr 2020 00:14:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ، خبر نمی‌کنه:)</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-l7wxizhk63je</link>
                <description>-همیشه منتظر بودم، سن ام بیشتر بشه، کنکور بدم، دانشگاه تموم شه، ازدواج کنم، کار کنم یا حتی از ایران برم. همه ما یه سری اهداف ریز و درشت میذاریم پیش راهمون و من ازون دسته افرادی ام که اگر برنامه حتی نصف روز ام مشخص نباشه، نظم فکری م بهم می‌ریزه و حتی اینو ضعف خودم می‌دونم. ولی خب که چی؟؟ وقتی حتی نمیدونی امروز رو به شب میرسونی یانه. وقتی دیروز دیگه بر نمیگرده، زمان رو هیچوقت نمی‌تونیم متوقف کنیم (چه درشادی ها، چه در غم و نگرانی و مصیبت) هیچ چیز در زندگی با تقریب خوب و کاملی، قابل پیش بینی نیست. بله درسته که انسان مثل بقیه جانوران سعی در پیش بینی داره و بر اساس آزمون و خطای خودش، یاد میگیره که تلاش کنه. حواسش رو جمع کنه تا دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنه و حتی جلو رخ دادن اتفاقات بد رو بگیره. حتی خوبی فرق انسان با بقیه موجودات در اینه که تصویر سازی و تخیل میکنه، و حتی در مواردی که هیچ تجربه ای در گذشته  زندگی فردی از اصل واقعیتی که داره تخیل میکنه، نداشته باشه.( از مشاهدات و تجربه های فرعی مشابه به موضوع تخیل اش کمک میگیره و با فیلم دیدن و کتاب خوندن و... پرسش و جستجو از مشاهدات اطرافش مثل پازل افکارش رو کنار هم میچینه... ولی بازهم گاهی همه شون غلط از آب درمیاد و خب زندگی هست که با وجود همه برنامه ریزی های انجام شده، غافلگیر ش میکنه.)حرف من اما اینه؛ من میگم اگر می‌دونیم مرگ خبر نمیکنه، چرا از همین لحظه ای که هست لذت نمیبریم. نه نمیخوام شعار بدم، من میخوام احساس این روزهام رو توصیف کنم. چیزی که به چشم دیدم و باورش هنوز برام سخته. فوت شدن کسی رو عزاداری کردم و اشک ریختم که از من کوچک تره و تمام بزرگ شدن و قد کشیدنش رو از بچگی تا به امروز در کنار خودم دیدم. پسری که واقعا مهربون و خوش قلب بود با همه‌. یادش تا همیشه گوشه دلم می‌مونه. :)مرگ یه لحظه است برای همیشه. مرگ یه حقه واسه همه اتفاق میافته، مرگ یه پایان برای افرادی هست که باقی میمونند و زنده هستند هنوز. دیگه اون شخص بین ما نیست. عجیب و ترسناک و شاید غیر قابل تصوره! از امروز می‌خوام به خورده ریز های زندگی با دید فنا پذیر تر نگاه کنم! و کارهایی رو که خیلی وقته می‌خوام انجام بدم (فقط واسه دل خودم) رو لیست کنم. میتونه حتی نشستن زیر آفتاب کم‌جون زمستونی باشه یا خوش گذروندن با آدم هایی که توی زندگی بیشتر از هر کسی برامون آرامش و شادی میارن. مرگ خبر نمیکنه و من تا زنده م باید زندگی کنم. اینو نوشتم شاید به درد یکی بخوره که مثل من میخواد از نو شروع کنه...!من احساسات ام رو در این جمله خلاصه میکنم:                 Take it easy                                       Take it easy               Take it easy   Take it easy     ....عجیبه که حس می‌کنم یه چماق محکم تو سرم زده شده، منگ شدم! زندگی بی ارزش تر و بی وفا تر از همیشه پیش چشمام اومده، انگار هر آنچه که به من انگیزه ادامه دادن میداد؛ دیگه بهم پوزخند میزنن.ولی فکر کنم هیچ احساسی قشنگ تر از کنار هم بودن نیست. کنار کسانی‌که دوستمون دارند. شاید زندگی یک‌بار اتفاق می‌افته و به چشم بر هم زدنی، من نفر بعدی باشم که میرم. اینو یادم بمونه. ۳/بهمن/۹۸</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 15:51:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مفهوم آماری جالب درباره انحراف معیار نمونه</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-n-1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-wh0pa4thokgn</link>
                <description>چرا در محاسبه واریانس نمونه، از N-1 استفاده میکنیم؟!Xبار برای ارزیابی µ جمعیت استفاده میشه و واریانس نمونه برای ارزیابی واریانس جمعیت. چون ما همیشه به همه داده های جمعیت دسترسی نداریم و نمیتونیم با تخمین درستی میانگین حقیقی این داده ها رو اندازه بگیریم پس همیشه µ در دسترس نخواهد بود.µ و واریانس جمعیت دو پاراممتر هستند که ما بر اساس N  جمعیت اونها رو اندازه گیری میکنیم. ( ناشناخته هستند در بیشتر مواقع) برای همین ما با بهترین تخمین که همون Xبار هست میایم یه میانگین رو جایگزین میانگین جمعیت در محاسبات میکنیم.خب قطعا اینجا مشکل پیش میاد چون ما داریم عدد میانگین نمونه ها رو در فرمول جایگیزین میکنیم ( این عدد کوچک تر از مقدار میانگین واقعی جمعیت هست و میتونه هر عددی باشه) پس اگر مخرج رو n-1 در محاسبه واریانس نمونه در نظر بگیریم، کمکی کردیم به اندکی بزرگ تر شدن واریانس نمونه.سوال دیگه این میتونه باشه که چرا n-1 چرا n-2 یا هر عدد دیگه به جز یک نمیتونه باشه؟ این موضوع کاملا محاسبات ریاضی داره که اثبات میکنه چرا عدد باید 1 باشه.(https://youtu.be/9ONRMymR2Eg)یه مفهومی داریم به نام (درجه آزادی): یعنی تعداد مقادیری که بعد از اعمال یک سری شرایط روی کل داده ها، میتوانند تغیر کنند. مثلا اگر ده نمره داشته باشیم که میانگین آنها 50 است، می‌توان کاملا ازادانه 9 نمره اول را رندوم هر عددی انتخاب کرد ولی برای نمره دهم باید عددی جایگزین کنیم که مجموع همه این اعداد برابر 50 بشود. یعنی درجه ازادی در این حالت 9 است. حجم نمونه ها منهای یک.برای همین ما همیشه در مخرج کسر انحراف معیار نمونه، N-1 استفاده میکنیم.</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 15:33:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تکامل صحت دارد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@zahra_brdq/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B5%D8%AD%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-vnjqbffg6esg</link>
                <description>«گونه واحد تکامل است.»گونه چیست؟ تکامل چیست؟؟!تکامل:اولین فردی که از تکامل صحبت کرد داروین نبود، بلکه آلفرد والاس هم مقالاتی در این باره نوشته بود. کتاب جامع داروین که بعد از سفر دو ساله ای که با کشتی رفته بود، نوشت به نام « The origin of the species» یا «منشا گونه» چاپ کرد (سال۱۸۵۹) که در اون تمام ادعاهای خودش رو با مثال شرح داده و ملموس تر کرده ( که اکثرا درست هم هستن)تئوری تکامل به داروینیسم هم شهرت داره. این تئوری در طول زمان تا به حال حذفیات و اصلاحاتی داشته و خواهد داشت.اما درست از زمانی که DNA شناخته شد و زیست شناسی سلولی و مولکولی اونقدری پیشرفت کرده که توالی کامل ژنوم انسان و بسیاری از جانداران مشخص شده و برای جانوران دیگه هم در حال شناسایی هست؛ دیگه اونقدری درباره داروینیسم مطمئن هستیم که از حضور اتم. (جمله کتاب)حالا که ما اینقدر از این داستان مطمئن شدیم، چرا باید کتابی با عنوان« چرا تکامل صحت دارد» بخونیم؟!Why then do we need a book that gives the evidence for a theory that long ago became part of mainstream science? After all, nobody writes books explaining the evidence for atoms, or for the germ theory of disease. What is so different about evolution? Nothing—and everything. True, evolution is as solidly established as any scientific fact (it is, as we will learn, more than “just a theory”), and scientists need no more convincing. But things are different outside scientific circles.ما از کجا آمده ایم؟سوالاتی که پیش از این هم به ذهن انسان خطور کرده. تکامل اهمیت داره چون سوالات «چرایی و چگونه و از چه زمانی و کجا» همه شامل ابعاد مختلف این مسأله ست. که حتی ما رو به یاد باور های دینی و عقیدتی  میندازه.داروین در اینباره نوشته:There is grandeur in this view of life, with its several powers, having been originally breathed into a few forms or into one; and that, whilst this planet has gone cycling on according to the fixed law of gravity, from so simple a beginning endless forms most beautiful and most wonderful have been, and are being, evolved.⚪️انتخاب طبیعی؟انتخاب طبیعی یه مکانیزم تکاملی است که در آن، موجودات زنده بر اساس قابلیت ها و توانایی های خود نسبت به سایرین برتری کسب کرده و از آنها برای بقا و زنده ماندن استفاده میکنند. (یعنی توسط طبیعت به نحوی انتخاب شده و زنده مانده اند و ویژگی های خود را به نسل بعد منتقل کرده اند)⚪️گونه؟گروهی از موجودات زنده که در برخی «صفات مشخص» مشابه به یکدیگرند و قابلیت زاد و ولد دارند و از این طریق توانایی تبادل اطلاعات ژنی و انتقال ان به نسل بعد را دارند. گونه واحد اصلی طبقه بندی جانداران است و به لاتین نام گذاری میشود.در این باره سخنی از داروین عزیز داریم که میگوید:When we no longer look at an organic being as a savage looks at a ship, as something wholly beyond his comprehension; when we regard every production of nature as one which has had a long history; when we contemplate every complex structure and instinct as the summing upof manycontrivances, each useful to the possessor, in the same way as any great mechanical invention is the summing upof thelabour, the experience, the reason, and even the blunders of numerous workmen; when we thus view each organic being, how far more interesting—I speak from experience—does the study of natural history become!⚪️تکامل:تعریف امروزی تکامل رو میتونیم در یه جمله اینطور بیان کنیم:حیات روی کره زمین از ابتدا به این شکل آغاز شد که؛ پیشرفت تدریجی یک گونه ابتدایی- که می‌تونه حتی یک و فقط یک مولکول (که قابلیت تولید مثل داره-در واقع تولید مثل مولکولی همان بازسازی مولکول از روی خودش و تبدیل شدن به دو مولکول مثل خودش هست- مثل مولکول RNA) که بیش از ۳.۵ بیلیون سال پیش وجود داشته؛ و به تدریج در طول زمان منجر به شکل گیری و نوآوری موجودات جدید و گونه های مختلف شده؛  مکانیزم این تبدیلات و پیچیده تر شدن اکثر آنها (نه همگی) انتخاب طبیعی است. متن اصلی: In essence, the modern theory of evolution is easy to grasp. It can be summarized in a single (albeit slightly long) sentence: Life on Earth evolved gradually beginning with one primitive species—perhaps a selfreplicating molecule—that lived more than 3.5 billion years ago; it then branched out over time,  throwing off many new anddiverse species; and the mechanism for most (but not all) of evolutionary change is natural selection.برداشت من از فصل اول کتاب Why Evolution is true نوشتۀ Jerry A. Coyneتکامل/ گونه/ انتخاب طبیعی/ داروین</description>
                <category>Zahra Bardaghi</category>
                <author>Zahra Bardaghi</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2019 10:38:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>