<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا عرفاتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahraa_aft</link>
        <description>دیزاینر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:17:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3206099/avatar/c2hWFV.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا عرفاتی</title>
            <link>https://virgool.io/@zahraa_aft</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معماری اطلاعات (Information Architecture)</title>
                <link>https://virgool.io/@zahraa_aft/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-information-architecture-xe62iofh7fxv</link>
                <description>معماری اطلاعات (IA) یک چارچوب کلی است که به نحوه سازماندهی و ساختاردهی اطلاعات و محتوا در یک وب‌سایت یا برنامه می‌پردازد. این معماری به کاربر کمک می‌کند که به راحتی به اطلاعات دسترسی پیدا کند و مسیرهای منطقی برای پیمایش داشته باشد. سایت‌مپ یکی از ابزارهایی است که به نمایش دادن ساختار صفحات یک وب‌سایت کمک می‌کند. این ابزار بیشتر به نمایش سلسله‌مراتب صفحات و نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر می‌پردازد، اما نمی‌تواند تمام جنبه‌های معماری اطلاعات را نشان دهد.به‌عبارت دیگر، معماری اطلاعات چیزی فراتر از یک سایت‌مپ است و شامل نحوه ارائه و دسترسی به محتوا به صورت کلی می‌شود، در حالی که سایت‌مپ بیشتر به نمایش ساختار سطحی و ترتیب صفحات سایت محدود می‌شود.سایت مپ چیست؟سایت‌مپ یک نمایش بصری از نحوه سازماندهی محتوای یک وب‌سایت است. این نمایش معمولاً به صورت یک سلسله‌مراتب از &quot;نودها&quot; (گره‌ها) نشان داده می‌شود که معمولاً به شکل جعبه‌ها یا کادرها نمایش داده می‌شوند. هر نود به معنای یک صفحه یا محتوای خاصی در وب‌سایت است. خطوط یا فلش‌ها نشان‌دهنده روابط بین صفحات مختلف سایت هستند.سایت‌مپ کمک می‌کند که ساختار و سازماندهی صفحات وب‌سایت به صورت شفاف و قابل فهم به نمایش درآید.برخی از سایت‌مپ‌ها شامل توضیحاتی (annotations) نیز می‌شوند که عملکرد هر صفحه وب یا بخش از محتوا را به طور دقیق‌تری توصیف می‌کنند. به عنوان مثال، ممکن است مشخص کنند که آیا یک برچسب فقط یک دسته‌بندی است یا یک صفحه واقعی در وب‌سایت. همچنین ممکن است لینک‌های مستقیم به صفحات مربوطه در سایت‌مپ قرار داده شود.معماری اطلاعات چیست؟معماری اطلاعات به طراحی ساختار کلی یک وب‌سایت اشاره دارد که شامل نحوه سازماندهی محتوا، روابط بین صفحات و بخش‌ها، و نحوه ارائه این اطلاعات به کاربران است. هدف از IA این است که کاربران بتوانند به راحتی و به‌طور منطقی اطلاعات مورد نظر خود را پیدا کنند و کشف کنند.معماری اطلاعات نه تنها یک طراحی اولیه است، بلکه یک فرآیند دائمی و به‌روزرسانی‌شونده است که نیاز به توجه و تغییرات مداوم دارد تا با تغییرات محتوا و نیازهای کاربران هماهنگ باشد. این امر نشان‌دهنده اهمیت مستمر و پویای IA در طول زمان است.در یک پروژه معماری اطلاعات (IA)، چندین فعالیت مختلف وجود دارد که هر کدام با تحویل‌دهی‌های خاصی همراه هستند. در زیر توضیح داده شده است:1. فهرست‌برداری محتوا (Content Inventory) چیست؟شناسایی و دسته‌بندی تمام محتوای دیجیتال موجود در وب‌سایت. این مرحله معمولاً در ابتدای یک پروژه بازطراحی انجام می‌شود.تحویل‌دهی ممکن:فهرست دیجیتال یا جدول.2. ممیزی محتوا (Content Audit) چیست؟ارزیابی کارآمدی محتوای موجود و تصمیم‌گیری در مورد این‌که آیا باید آن را نگه دارید، حذف کنید یا به‌روزرسانی کنید.تحویل‌دهی ممکن:جدولی که شامل محتوای سایت و وضعیت هر بخش (نگه‌داشتن، حذف، به‌روزرسانی) است.3. توسعه طبقه‌بندی (Taxonomy Development) چیست؟ساخت مجموعه‌ای از واژگان کنترل‌شده که محتوای سایت را توصیف و طبقه‌بندی می‌کنند.تحویل‌دهی ممکن:ساختار سلسله‌مراتبی با اصطلاحات کلی‌تر در بالاترین سطح و اصطلاحات خاص‌تر در سطوح پایین‌تر.4. تحقیقات IA UX (مانند: card sorting، tree testing، و usability testing) چیست؟انجام تحقیقات برای درک قابلیت پیدا کردن و کشف محتوای سایت.تحویل‌دهی ممکن:گزارش‌های تحقیقاتی به صورت اسناد، ویدیوها و ارائه‌ها.5. برنامه‌ریزی ساختار وب‌سایت (Planning the Website Structure) چیست؟طراحی سازماندهی و سلسله‌مراتب محتوای سایت.تحویل‌دهی ممکن:سایت‌مپ (Sitemap).این فعالیت‌ها به عنوان بخشی از پروژه معماری اطلاعات، در مراحل مختلف فرآیند طراحی انجام می‌شوند و هر کدام منجر به تحویل‌دهی‌های خاصی می‌شود که به تیم طراحی و توسعه کمک می‌کند وب‌سایت را به‌طور منطقی و کاربردی سازماندهی کنند.تفاوت‌های بین IA (معماری اطلاعات) و سایت‌مپ:یک سایت‌مپ تنها بخشی از معماری اطلاعات (IA) است. معماری اطلاعات شامل موارد بیشتری می‌شود:1. نام‌گذاری عناصر وب‌سایتمعماری اطلاعات شامل نحوه نام‌گذاری تمام عناصری است که به کاربران در یافتن و کشف اطلاعات کمک می‌کنند. این نام‌گذاری‌ها شامل عناصری مثل ناوبری جهانی، ناوبری محلی، ناوبری بخش‌ها، لینک‌های داخلی (anchor links)، لینک‌های &quot;بیشتر بدانید&quot; و غیره می‌شود.سایت‌مپ تنها نمایش تصویری سلسله‌مراتب و سازماندهی محتوای وب‌سایت است. از آن به‌عنوان ابزاری برای برنامه‌ریزی سازماندهی و ساختار وب‌سایت استفاده می‌شود و تمرکزی بر جزئیات نام‌گذاری خاص ندارد.2. اجزای رابط کاربری ناوبریمعماری اطلاعات شامل اجزای رابط کاربری (UI) ناوبری نیز می‌شود. این اجزا شامل مواردی مثل محل قرارگیری فیلد جستجو، استفاده یا عدم استفاده از breadcrumbs (ردیابی مسیر)، صفحات‌بندی (pagination)، برچسب‌ها (tags)، کاروسل‌ها و غیره است.سایت‌مپ تنها یک سطح کلی از جزئیات را درباره ساختار محتوا نشان می‌دهد و روی اجزای ناوبری کوچکتر تمرکز نمی‌کند.3. فعالیت‌های گسترده‌تر در IAایجاد یک سایت‌مپ تنها یکی از بخش‌های فرآیند گسترده‌تر ایجاد معماری اطلاعات است. برای ساختن IA فعالیت‌های زیادی از جمله نام‌گذاری، تحقیق کاربران، طراحی ناوبری، و غیره لازم است که سایت‌مپ فقط به عنوان یکی از ابزارهای آن عمل می‌کند.۱. معماری اطلاعات مقدم است و سایت‌مپ بعد از آن ساخته می‌شودمعماری اطلاعات به عنوان زیربنای کلی ساختار و سازماندهی محتوا عمل می‌کند. زمانی که IA به‌درستی تعریف شد، سایت‌مپ ایجاد می‌شود تا آن را به‌صورت بصری نمایش دهد. سایت‌مپ نمای کلی از محتوای سایت و چگونگی جریان آن از یک صفحه به صفحه دیگر است.۲. معماری اطلاعات یک مفهوم انتزاعی است، در حالی که سایت‌مپ یک دستاورد ملموس استمعماری اطلاعات نشان‌دهنده سازماندهی مفهومی محتوا است. این سازمان‌دهی از طریق فرآیند پیچیده‌ای انجام می‌شود که در آن روابط بین محتوا تعریف شده و بررسی می‌شود که چگونه باید محتوا گروه‌بندی شود و این گروه‌بندی چگونه بر ناوبری سایت تأثیر خواهد داشت. در مقابل، سایت‌مپ یک نمودار بصری و ملموس است که می‌توان آن را با ذینفعان به اشتراک گذاشت تا نحوه سازماندهی محتوا را به‌طور واضح نشان دهد.3. سایت‌مپ به‌اندازه IA جامع نیستسایت‌مپ تمام جزئیات مربوط به IA را شامل نمی‌شود. اگر سایت‌مپ به اندازه IA جامع و پر از جزئیات بود، ذینفعان احتمالاً از حجم زیاد اطلاعات گیج می‌شدند. سایت‌مپ به‌گونه‌ای طراحی شده که فقط اطلاعات ضروری را برای تصمیم‌گیری گروهی و مکالمات سازنده به ذینفعان ارائه دهد.4. هیچ‌یک از سایت‌مپ یا IA موجودیت‌های ثابت نیستندهم سایت‌مپ و هم IA در طول فرآیند طراحی می‌توانند تغییر کنند. نتایج تحقیقات کاربران ممکن است باعث تغییر در هر دو شوند. البته برخی از جنبه‌های IA به‌طور مکرر تغییر نمی‌کنند، مانند توسعه طبقه‌بندی (taxonomy)، که واژگان کنترل‌شده برای طبقه‌بندی محتوا از پیش تعیین شده و برای مدت طولانی استفاده می‌شوند.نتیجه‌گیری:هم سایت‌مپ و هم معماری اطلاعات (IA) برای طراحی و ساختاردهی یک وب‌سایت کارآمد ضروری هستند. اغلب طراحان به داشتن یک نتیجه ملموس برای هر فعالیت مربوط به تجربه کاربری (UX) عادت کرده‌اند و ممکن است به اشتباه فکر کنند که نتیجه نهایی کارهای مرتبط با معماری اطلاعات فقط یک سایت‌مپ است. در حالی که IA چیزی فراتر از سایت‌مپ است؛ فرآیندی پیچیده و مداوم از تصمیم‌گیری درباره نحوه سازماندهی و مدیریت محتوا. IA شامل تصمیمات مستمر در طول طراحی وب‌سایت است و نقش اساسی در ایجاد یک ساختار منطقی و قابل فهم دارد که کمک می‌کند محتوا به‌طور مؤثر قابل دسترسی باشد.منبع: https://www.nngroup.com</description>
                <category>زهرا عرفاتی</category>
                <author>زهرا عرفاتی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2024 12:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه سفر کاربر (User Journey map )</title>
                <link>https://virgool.io/@zahraa_aft/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-user-journey-map-ifresjgb4tec</link>
                <description>نقشه های سفر کاربر، یک ابزار رایج UX هستند. آنها در تمام شکل ها، اندازه ها و فرمت ها وجود دارند. بسته به موضوع، می توان از آنها به روش های مختلفی استفاده کرد.این مقاله اصول اولیه را پوشش می دهد:نقشه سفر کاربر چیست؟ (و نیست)، اصطلاحات مرتبط، تغییرات رایج، و اینکه چگونه می توانیم از نقشه های سفر استفاده کنیم.تعریف نقشه ی سفر مشتری:نقشه سفر یک نمایش بصری است و مراحلی را که فرد برای رسیدن به یک هدف خاص طی می کند، مشخص می کند. این تجربه ها، احساسات و تعاملات درگیر در این فرآیند را برجسته می‌کند و به درک نحوه انجام وظایف کاربران کمک می‌کند.نقشه سفر کاربر، فرآیندی است که با جمع آوری مراحلی که کاربر در طول زمان طی می کند آغاز می شود. پس از تشریح این اقدامات در یک جدول زمانی، مرحله بعدی اضافه کردن افکار و احساسات کاربر برای ایجاد یک داستان در مورد تجربه آنها است. این داستان سپس پالایش و ساده‌سازی می‌شود و در نتیجه نمایشی بصری از سفر کاربر ایجاد می‌شود. اکثر نقشه‌های سفر از قالب مشابهی پیروی می‌کنند: در بالا، یک کاربر خاص، یک سناریوی خاص، و انتظارات یا اهداف مربوطه در مراحل میانی و سطح بالا که از اقدامات، افکار و احساسات کاربر تشکیل شده‌اند. در پایین، نکات اولیه: فرصت ها، بینش ها و مالکیت داخلی.اجزای کلیدی یک نقشه سفر مشتری۱. بازیگر (Actor)۲. سناریو + انتظارات (Scenario + Expectations)۳. مراحل سفر (Journey Phases)۴. اقدامات، ذهنیت‌ها و احساسات (Actions, Mindsets, and Emotions)۵. فرصت‌ها (Opportunities)بازیگر: &quot;بازیگر&quot; در نقشه سفر، شخصی است که تجربه اش به تصویر کشیده می شود، مانند یک کاربر یا پرسونا. نقشه سفر بر دیدگاه یک بازیگر خاص تمرکز می کند و بیان یک داستان واضح و موثر را آسان تر می کند. به عنوان مثال، یک دانشگاه ممکن است یک نقشه سفر برای یک دانشجو یا یک عضو هیئت علمی ایجاد کند، زیرا هر کدام تجربیات متفاوتی دارند. اگر دانشگاه می خواهد هر دو دیدگاه را درک کند، باید دو نقشه سفر جداگانه ایجاد کند.سناریو + انتظارات : یک سناریو یک موقعیت خاص را مشخص می کند که نقشه سفر به آن می پردازد و بر هدف یا نیاز بازیگر و انتظارات او تمرکز می کند. به عنوان مثال، یک سناریو ممکن است شامل شخصی باشد که بخواهد برنامه های تلفن همراه را برای صرفه جویی در هزینه تغییر دهد. انتظارات آنها می تواند شامل دسترسی آسان به تمام اطلاعات لازم برای تصمیم گیری آگاهانه باشد. سناریوها می‌توانند مبتنی بر تجربیات واقعی از محصولات و خدمات موجود باشند یا می‌توانند فرضی باشند و مربوط به محصولاتی باشند که هنوز در حال توسعه هستند. نقشه‌های سفر به‌ویژه برای سناریوهایی مفید هستند که شامل مجموعه‌ای از رویدادها (مانند خرید یا سفر)، توصیف فرآیندی با مراحل مختلف در طول زمان، یا شامل کانال‌های متعدد (مانند تعاملات آنلاین و درون فروشگاهی) هستند.مراحل سفر: مراحل سفر مشتری به مراحل اصلی گفته می‌شود که افراد در طول یک تجربه یا فرآیند خاص طی می‌کنند. این مراحل به سازماندهی اطلاعات درباره اقداماتی که افراد انجام می‌دهند، افکاری که دارند و احساسی که در طول سفرشان تجربه می‌کنند، کمک می‌کند. هر موقعیتی ممکن است مراحل منحصر به فردی داشته باشد و سازمان‌ها معمولاً از داده‌های خود برای شناسایی این مراحل استفاده می‌کنند.در اینجا چند مثال از مراحل سفر مشتری در سناریوهای مختلف آمده است:تجارت الکترونیک (مثلاً خرید اسپیکر بلوتوث):کشف (Discover)امتحان (Try)خرید (Buy)استفاده (Use)درخواست پشتیبانی (Seek Support)خریدهای بزرگ یا لوکس (مثلاً خرید خودرو):تعامل (Engagement)آموزش (Education)تحقیق (Research)ارزیابی (Evaluation)توجیه (Justification)کسب‌وکار به کسب‌وکار (مثلاً پیاده‌سازی یک ابزار داخلی):خرید (Purchase)پذیرش (Adoption)نگهداشت (Retention)گسترش (Expansion)حمایت (Advocacy)به طور کلی، این مراحل سفر مشتری، یک چارچوب برای درک تجربیات مشتریان در زمینه‌های مختلف فراهم می‌کند.اقدامات، ذهنیت ها و احساسات: این قسمت سه مؤلفه کلیدی را مورد بحث قرار می دهد : 1. اقدامات یا اکشن ها: اینها رفتارها و مراحل خاصی هستند که کاربران در طول سفر خود انجام می دهند. به جای جزئیات هر تعامل، روایت کلی از کارهایی که کاربران در هر مرحله انجام می دهند را به تصویر می کشد. 2. ذهنیت: این به آنچه کاربران در نقاط مختلف سفر فکر و احساس می کنند اشاره دارد. این شامل انگیزه ها، سؤالات و نیازهای اطلاعاتی آنها می شود. در حالت ایده‌آل، این بینش‌ها مستقیماً از طریق تحقیق از کاربران می‌آیند. 3. احساسات: احساسات به صورت نمودار خطی نمایش داده می شوند که فراز و نشیب تجربه عاطفی کاربر را در طول سفر نشان می دهد. این خط به شناسایی لحظات شادی یا ناامیدی کمک می کند و لایه ای از زمینه را در مورد احساسات کاربر در مراحل مختلف اضافه می کند.فرصت‌ها:فرصت‌ها به بینش‌هایی اشاره دارند که از نقشه‌برداری تجربه کاربر به دست می‌آیند. این بینش‌ها به شناسایی راه‌هایی برای بهبود آن تجربه کمک می‌کنند و اطلاعات ارزشمندی را به تیم ارائه می‌دهند که شامل موارد زیر است:اقدامات مورد نیاز: براساس این بینش‌ها چه اقداماتی باید انجام شود؟مالکیت: چه کسی مسئول اجرای هر تغییر است؟شناسایی فرصت‌ها: کجا بیشترین فرصت‌ها برای بهبود وجود دارد؟اندازه‌گیری موفقیت: چگونه اثر بخشی بهبودهای انجام‌شده ارزیابی خواهد شد؟به طور خلاصه، این بینش‌ها تیم را در بهینه‌سازی تجربه کاربر و مدیریت تغییرات به صورت مؤثر راهنمایی می‌کنند.نمونه‌ای از یک نقشه سفر مشتری سطح بالا و ساده که نشان می‌دهد که چگونه شخصیت «جمیپینگ جیمی» برنامه تلفن همراه خود را تغییر می‌دهد. در حالی که همه نقشه‌های سفر جامع باید شامل اجزای کلیدی باشند، آنچه نقشه برای اولویت‌بندی انتخاب می‌کند می‌تواند (و باید) به هدف طرح نقشه سفر بستگی داشته باشد. نقشه سفر مشتری در مقابل نقشه تجربهنقشه تجربه را می‌توان به عنوان والد نقشه سفر مشتری تصور کرد. یک نقشه سفر مشتری دارای یک بازیگر مشخص (یک مشتری یا کاربر خاص یک محصول) و یک سناریوی خاص (برای یک محصول یا خدمت) است، در حالی که نقشه تجربه در هر دو جنبه گسترده‌تر است و به یک انسان عمومی که در حال گذراندن یک تجربه انسانی عمومی است، می‌پردازد.نقشه تجربه نسبت به یک کسب‌وکار یا محصول خاص بی‌طرف است و برای درک رفتار عمومی انسان استفاده می‌شود؛ در مقابل، نقشه سفر مشتری خاص‌تر و متمرکز بر یک کسب‌وکار یا محصول خاص است.برای مثال، تصور کنید دنیایی قبل از وجود بازار سرویس‌های اشتراک‌گذاری خودرو (مانند اوبر، لیفت، برد، یا لایم‌بایک) وجود داشت. اگر ما بخواهیم یک نقشه تجربه از نحوه حرکت یک فرد از یک مکان به مکان دیگر ایجاد کنیم، احتمالاً این نقشه شامل پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، رانندگی، سفر با یک دوست، استفاده از حمل‌ونقل عمومی، یا تماس با تاکسی می‌شود. با استفاده از این نقشه تجربه، می‌توانیم نقاط درد (مشکلات) را شناسایی کنیم: کرایه‌های نامعلوم، هوای بد، زمان‌بندی غیرقابل پیش‌بینی، پرداخت نقدی، و غیره. سپس با استفاده از این نقاط درد، یک نقشه سفر آینده برای یک محصول خاص ایجاد می‌کنیم: چگونه یک کاربر خاص با استفاده از اپلیکیشن لیفت یک خودرو را درخواست می‌کند؟نقشه سفر مشتری در مقابل نقشه بلوپرینت (نقشه خدمات)اگر نقشه‌های سفر مشتری را به عنوان فرزندان نقشه‌های تجربه تصور کنیم، نقشه های بلوپرینت (نقشه خدمات) نوه‌های آنها هستند. نقشه‌های خدمات روابط بین اجزای مختلف خدمات (مانند افراد یا فرآیندها) را در نقاط تماس مختلف در یک سفر مشتری خاص تجسم می‌کنند.نقشه‌های خدمات را می‌توان به عنوان قسمت دوم نقشه‌های سفر مشتری در نظر گرفت. آنها گسترش‌هایی از نقشه‌های سفر مشتری هستند، اما به جای تمرکز بر روی کاربر (و گرفتن دیدگاه کاربر)، بر روی کسب‌وکار تمرکز دارند (و دیدگاه آن را مد نظر قرار می‌دهند).برای مثال، در سناریوی لیفت که قبلاً توضیح داده شد، ما نقشه سفر مشتری را گرفته و آن را با اقداماتی که لیفت به طور داخلی برای پشتیبانی از آن سفر مشتری انجام می‌دهد، گسترش می‌دهیم. نقشه خدمات ممکن است شامل مواردی مانند مطابقت کاربر با راننده، تماس با راننده، محاسبه کرایه‌ها و غیره باشد.نقشه سفر مشتری در مقابل نقشه داستان کاربرداستان‌های کاربر در متدولوژی اجایل برای برنامه‌ریزی ویژگی‌ها یا قابلیت‌ها استفاده می‌شوند. هر ویژگی به یک توصیف مختصر از دیدگاه کاربر تقلیل می‌یابد که بر آنچه کاربر می‌خواهد انجام دهد و چگونگی کمک آن ویژگی به او تمرکز دارد. فرمت معمول یک داستان کاربر به صورت یک جمله است: &quot;به عنوان [نوع کاربر]، من می‌خواهم [هدف]، تا [مزیت]&quot;. به عنوان مثال، &quot;به عنوان صاحب حساب جاری، من می‌خواهم با دستگاه موبایل خود چک‌ها را واریز کنم تا نیازی به مراجعه به بانک نداشته باشم.&quot;نقشه داستان کاربر نسخه بصری داستان کاربر است. برای مثال، داستان کاربر بالا (&quot;به عنوان صاحب حساب جاری، من می‌خواهم با دستگاه موبایل خود چک‌ها را واریز کنم تا نیازی به مراجعه به بانک نداشته باشم&quot;) را در نظر بگیرید و تصور کنید که مراحل مختلفی که تیم برای استفاده از این قابلیت برنامه‌ریزی کرده است را بنویسید. این مراحل می‌تواند شامل: ورود به سیستم، شروع واریز، گرفتن عکس از چک و وارد کردن جزئیات تراکنش باشد. برای هر مرحله، می‌توانیم ویژگی‌های مورد نیاز را مستند کنیم: فعال کردن دسترسی به دوربین، اسکن چک و پر کردن خودکار اعداد و تأیید امضاء. در نقشه داستان کاربر، این ویژگی‌ها بر روی یادداشت‌های چسبان نوشته شده و سپس بر اساس نسخه محصول که هر قابلیت به آن اضافه می‌شود، مرتب می‌شوند.در حالی که در نگاه اول، نقشه داستان کاربر ممکن است شبیه نقشه سفر مشتری به نظر برسد، اما نقشه‌های سفر مشتری برای کشف و درک (تصویر کلی) طراحی شده‌اند، در حالی که نقشه‌های داستان کاربر برای برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی (تصویر جزئی) استفاده می‌شوند.اگرچه ممکن است نقشه سفر مشتری و نقشه داستان کاربر برخی از اجزای مشابه را شامل شوند، اما در نقاط مختلف فرآیند مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای مثال، اگر نقشه سفر مشتری ما برای لیفت نشان دهد که یک نقطه درد زمانی که کاربر در گروه بزرگ است وجود دارد، تیم ممکن است گزینه تماس با چند خودرو را معرفی کند. ما می‌توانیم یک نقشه داستان کاربر ایجاد کنیم تا این ویژگی (تماس با چند خودرو) را به قطعات کوچکتر تقسیم کنیم، به طوری که تیم توسعه محصول بتواند چرخه‌های انتشار و وظایف مربوطه را برنامه‌ریزی کند.مزایای نقشه‌های سفر مشتری (و بیشتر نقشه‌های UX دیگر) به دو دسته تقسیم می‌شود:۱. ایجاد مدل ذهنی مشترک و هم‌راستایی تیم:فرآیند ایجاد نقشه سفر مشتری به تیم این فرصت را می‌دهد که در مورد تجربه کاربر گفتگو کنند و مدل ذهنی مشترکی از آن تجربه پیدا کنند. مشکل رایج در سازمان‌ها این است که معیارهای موفقیت غالباً در بخش‌های مختلف مجزا قرار دارند و هیچ‌کس مسئول نگاه کردن به کل تجربه از دیدگاه کاربر نیست. دستیابی به این دیدگاه مشترک هدف اصلی نقشه‌برداری سفر مشتری است، زیرا بدون آن، توافق بر روی نحوه بهبود تجربه مشتری هرگز محقق نخواهد شد.۲. ارتباط و تصمیم‌گیری مؤثر:اثر مشترک حاصل از نقشه‌برداری می‌تواند برای انتقال درک از کاربر یا خدمت به تمام ذینفعان استفاده شود. نقشه‌های سفر مشتری مکانیزم‌های مؤثری برای انتقال اطلاعات به روشی به یادماندنی، مختصر و ایجاد یک دیدگاه مشترک هستند. این نقشه‌ها همچنین می‌توانند به عنوان مبنای تصمیم‌گیری هنگام پیشبرد کار تیم مورد استفاده قرار گیرند.جمع بندی:نقشه‌ سفر مشتری فرآیندی است که نمایی کلی از تجربه مشتری را با کشف لحظات ناامیدی و لذت در طول یک سری تعاملات ارائه می‌دهد. اگر به درستی انجام شود، این فرآیند فرصت‌هایی را برای رفع نقاط درد مشتریان، کاهش تکه‌تکه شدن تجربه، و در نهایت ایجاد یک تجربه بهتر برای کاربران شما آشکار می‌کند.منبع: Nielsen Norman Group</description>
                <category>زهرا عرفاتی</category>
                <author>زهرا عرفاتی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2024 16:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه داستان‌های تجربه کاربری می‌توانند طراحی‌ها را مطلوب‌تر نمایان کنند.</title>
                <link>https://virgool.io/@zahraa_aft/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-t57grij2fubw</link>
                <description>داستان‌ها بخش اساسی از تجربه انسانی هستند و توانایی بالقوه‌ای در ایجاد ارتباط، انتقال ایده‌ها، و الهام بخشی دارند. آزمایش‌های روان‌شناسی نشان داده‌اند که افراد بهتر می‌توانند اطلاعات را به خاطر بسپارند و  و به آن‌ها متصل شوند که آن‌ها را به‌صورت داستان منسجم و جذاب مطرح کنند. در زمینه تجربه کاربری یا UX، استفاده از داستان‌ها می‌تواند به ایجاد تعهد و انگیزه در کاربران کمک کند، رابطه مؤثری با مشتریان ایجاد کند و سطح درک و هماهنگی را در تیم‌های طراحی و توسعه بهبود بخشد. بنابراین، داستان گویی به عنوان یک ابزار موثر می‌تواند در بهبود تجربه کاربری و افزایش موفقیت پروژه‌ها بسیار مفید باشد.داستان تجربه کاربری یا UX story چیست؟یک داستان UX روایتی است که مجموعه ای از رویدادها را از دیدگاه کاربر توصیف می کند. این رویدادها نشان می دهد که چگونه تجربه کاربر در طول زمان تغییر می کند و توسعه می یابد.یک داستان خوش ساخت باید جذاب باشد و احساسات را برانگیزد و فراتر از مرزهای فرهنگی و دانش تخصصی باشد. چنین داستانی می‌تواند موقعیتی را به تصویر بکشد که در حال حاضر وجود دارد یا در یک محیط آینده باشد.اجزا داستان تجربه:ساختار و عناصر داستان‌های تجربه کاربر، از افسانه‌ها، تئاتر کلاسیک یا فیلم‌های باکس آفیس دور نیست. بر اساس نظریه ارسطو، درام موفق از شش عنصر اصلی تشکیل شده است: طرح، شخصیت، اندیشه، دیالوگ، موسیقی و نمایش. این عناصر برای داستان‌نویسی امروزی اساسی هستند و زیرساختی را برای اجزای گفته شده در زیر ایجاد می‌کنند. (اگرچه موسیقی در اکثر محیط‌های شرکتی اختیاری است، اما توصیه می‌شود که برای ارائه داستان خود کمی تماشایی داشته باشید، شاید به صورت یک یا دو پارچه.)کاربر: یک داستان جذاب باید شخصیت اصلی خوبی داشته باشد که مخاطب بتواند از نظر احساسی با او ارتباط برقرار کند. برای مثال، اگر شخصیت اصلی شما کم شنوا است، گفتن داستان از منظر او به مخاطب این امکان را می دهد که او را بهتر درک کند و با او همدلی کند. با ایجاد یک تجربه بصری موازی برای چیزهایی که کاراکتر معمولاً فقط می‌شنود، به مخاطب کمک می‌کند تا جهان را از چشمان شخصیت ببیند و با تجربیات خود ارتباط بیشتری برقرار کند.هدف و انگیزه کاربر: هدف کاربر چیزی است که می‌خواهد به آن دست یابد یا به آن دست یابد، در حالی که انگیزه او دلیلی است که چرا می‌خواهد به آن هدف دست یابد. درک هر دو هدف و انگیزه کاربر مهم است زیرا به ما کمک می کند تا هدف و دلایل اعمال و تصمیمات آنها را درک کنیم. به عنوان مثال، اگر هدف یک نوجوان دانلود یک برنامه جدید است، دانستن انگیزه او، مانند تمایل به ایجاد روابط اجتماعی یا یافتن دوستان جدید، بینشی در مورد دلیل انجام آن اقدام خاص ارائه می دهد.زمینه: شامل زمان و مکانی است که داستان تجربه کاربری (UX) رخ می دهد. با ایجاد محیطی که داستان در آن اتفاق می‌افتد، درک مکان تجربه طراحی‌شده آسان‌تر می‌شود. زمینه می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای توسعه طرح عمل کند . می‌تواند تضادها یا چالش‌هایی را معرفی کند که شخصیت باید قبل از رسیدن به هدف خود بر آنها غلبه کند. . ارائه بستر مناسب به مخاطب چارچوب ملموسی برای ارتباط با آن می دهد. به عنوان مثال، سناریویی را در نظر بگیرید که شامل یک پدر مشغول است. تیم طراحی با ترسیم تصویری از این شخصیت که با سگی که پارس می‌کند، چندین کار را انجام می‌دهد و از یک نوزاد بیمار مراقبت می‌کند، بینشی در مورد محیط آشفته، پر استرس، و با محدودیت زمانی به دست می‌آورد که باید به آن رسیدگی کنند.طرح - plot ایونت ها: طرح به دنباله وقایعی است که در یک داستان رخ می دهد. این وقایع معمولاً با حرکت شخصیت اصلی به سمت شدیدترین یا مهم‌ترین نقطه روایت که به اوج معروف است، تنش و درگیری ایجاد می‌کنند.منظره: در داستان سرایی به اجزای بصری مانند وسایل، نقاشی‌ها یا ویدیوهایی گفته می‌شود که ارائه یک داستان را بهبود می‌بخشند. این عناصر بصری به جذاب‌تر، خاطره‌انگیزتر و جذاب‌تر کردن داستان برای مخاطب کمک می‌کنند و او را علاقه مند نگه می‌دارند و روی روایت سرمایه‌گذاری می‌کنند.چه چیزی باعث میشود تا یک داستان تجربه کاربری خوب داشته باشیم؟به عبارت ساده تر، کاربر و آنچه می خواهد، بخش های اساسی یک داستان است. هر چیز دیگری، مانند درک، پیشینه، مشکلات، رویدادها را می‌توان به این پایه اضافه کرد. یک داستان خوب در مورد تجربه کاربری باید به راحتی قابل درک باشد، اما هنوز هم برای افراد مختلف، از مبتدی تا متخصص و جوان تا پیر، جالب و آسان است. سعی کنید داستان خود را برای یک نوجوان 16 ساله و یک 60 ساله بگویید. آیا هر دوی آنها شخصیت ها و اتفاقاتی که در داستان می افتد را دریافت می کنند؟ آیا هر دوی آنها در تمام طول مسیر علاقه مند هستند؟ اگر نه، تغییراتی ایجاد کنید تا داستان شما قابل درک تر و هیجان انگیزتر باشد.یک داستان موفق می تواند از چندین جهت به چرخه طراحی و توسعه کمک کند:نگه داشتن کاربر در مرکز گفتگو. اطمینان حاصل کنید که نقطه نظر و تمرکز هرگز از کاربر تغییر نمی کند.۲. صحبت در مورد موضوعات حساس یا دشوار به طور غیر مستقیم از طریق داستان. داستان‌ها می‌توانند راهی برای پرداختن به موضوعات بحث‌برانگیز به شیوه‌ای ظریف‌تر و خنثی‌تر باشند و امکان کاوش عمیق‌تر را بدون مواجهه مستقیم با مسائل فراهم کنند.۳. تبدیل ایده های طراحی انتزاعی به چیزی ملموس تر و قابل درک تر. با اتصال این عناصر به یک روایت یا داستان، چارچوبی را فراهم می‌کنید که افراد را قادر می‌سازد مفاهیم پیچیده‌ای را که ممکن است به تنهایی درک آنها دشوار باشد، بهتر درک کنند.۴. تسهیل درک و حافظه. همانطور که در ابتدای مقاله بحث شد، داستان ها توانایی یادآوری اطلاعات را بهبود می بخشند.۵. زمینه سازی برای اقناع و دعوت به عمل. هنگامی که مخاطب روی داستان سرمایه گذاری می کند، شخصیت ها و طرح داستان متقاعد کننده تر خواهند بود و احتمال بیشتری برای خرید دارند.استفاده از داستان های UX در طول فرآیند طراحیداستان‌ها را می‌توان به شکل‌های مختلفی مانند نوشتن، نقاشی، صحبت کردن یا ضبط ایجاد کرد. آنها ابزار بسیار مؤثری هستند که می توانند در مراحل مختلف فرآیند طراحی مورد استفاده قرار گیرند و به دستیابی به اهداف زیر کمک کنند:خلاصه تحقیقات کاربران: تحقیقات کیفی کاربران از داستان ها ساخته شده است. این داستان ها به طور طبیعی در مشاهدات، داده های نظرسنجی، مصاحبه ها، رونوشت های خدمات مشتری، یادداشت های تحقیقاتی و یا مکالمات وجود دارند. داستان هایی که برای خلاصه کردن تحقیقات کاربر ایجاد می شوند باید:۱. نقاط درد کاربر را نشان دهید.۲. تجربیات فعلی کاربران واقعی خود را منعکس کنید، و نه تجربیات ایده آلی که ممکن است برای آنها بخواهید.۳. اتصال منابع متعدد داده۴. از تجویز راه حل طراحی خودداری کنید.ایده پردازی پس از جمع‌آوری داستان‌ها از تحقیقات: می‌توانید از آنها برای ایجاد نوآوری استفاده کنید. داستان‌های موجود را در نظر بگیرید و شروع به تغییر آن‌ها کنید تا راه‌هایی برای افزایش تجربه کاربر کشف کنید. هدف اصلی داستان ها در این زمینه، مولد بودن است. بنابراین، به تعویق انداختن قضاوت و پذیرش ایده های جذاب کلیدی است. با گرفتن داستان همانطور که هست (از تحقیقات کاربر) شروع کنید و از خود بپرسید «چه می‌شد اگر». به صورت گروهی با داستان گویی در یک دایره، طوفان فکری کنید، هر فرد در حین پیشرفت به داستان اضافه می کند.رساندن مفاهیم انتزاعی بسیار سخت است، به خصوص زمانی که این مفاهیم هنوز در مرحله ایده‌ای هستند. داستان‌های تجربه کاربری راهی قدرتمند برای بیان مفاهیم انتزاعی هستند که از ارزشی که کاربر از تجربه خواهد برد، تمرکز می‌کنند. به جای توصیف جزئیات هر قدمی که کاربر ممکن است از طریق یک اپلیکیشن حرکت کند، یک داستان درباره اینکه کاربر قبل از وجود اپلیکیشن چه کار می‌کرد، چه دردی تجربه می‌کرد و چگونه اپلیکیشن آن درد را کاهش داده، گفته شود. یک داستان که نشان دهد چگونه یک پیشنهاد جدید استفاده خواهد شد، مقتدرتر، جامع‌تر و معنی‌دارتر از یک لیست کارهای الزامی یا ویژگی‌های پیشنهادی است. هنگام رساندن مفاهیم انتزاعی از طریق یک داستان تجربه کاربری، هدف باید این باشد:- برای بهبود داستان و دریافت بازخورد معنوی بجای ظاهری یا رابط کاربری، سطح آن باید بالا باشد.- یک داستان جذاب از ابتدا تا انتها بسازید- بر تجربه به عنوان یک کل، نه بر فناوری‌های ناآشنا، تمرکز کنید.متقاعد کردن مخاطب. یک عامل مهم موفقیت برای کار UX این است که چقدر از ذینفعان - از توسعه دهندگان گرفته تا مدیران محصول و مدیران اجرایی - به دست می آورد. داستان‌های UX در هنگام متقاعد کردن بسیار کمک می‌کنند زیرا از تخصص و تعصب فراتر می‌روند. آنها همه را قادر می سازند تا هدف مشترک را درک کنند و بر سر آن توافق کنند. آنها به مخاطب کمک می کنند تا با کاربر همدردی کند. داستان همچنین می تواند به یک مصنوع ملموس تبدیل شود که می تواند در صورت نیاز توزیع شود یا به آن ارجاع شود.ارزیابی طراحی‌ها. ارزیابی طرح ها داستان ها می توانند به عنوان پایه ای برای سنجش موفقیت عمل کنند. سعی کنید داستان را از دیدگاه همان کاربر بازگو کنید، اما با استفاده از طراحی به روز شده خود. آیا نقاط درد برداشته شده است؟ آیا نقاط درد جدیدی ایجاد شده است؟نتیجهداستان های UX یک ابزار ارتباطی هستند که می توانند به جای چک لیست های خسته کننده وظایف که از کاربر دور هستند استفاده شود. آنها روشی طبیعی و جذاب برای به اشتراک گذاشتن رفتار، دیدگاه ها و نگرش ها ارائه می دهند.داستان‌های تجربه کاربر در نهایت به شناخت مخاطبان و نحوه درگیر کردن آن‌ها می‌پردازد. حتماً آگاهی مخاطب را در مورد زمینه داستان در نظر بگیرید. یافتن راهی برای پایان دادن به داستان به شیوه ای آرام و به یاد ماندنی می تواند گفتگو پیرامون موضوع مورد نظر شما را تسهیل کند.در بسیاری از زمینه های تجاری، داستان سرایی احساس غریبی و ناراحتی می کند، اما داستان های ux می توانند تخیل کسانی را که آنها را می شنوند جرقه بزنند. این روش غنی ارتباط می تواند به ایجاد زمینه برای متقاعدسازی یا فراخوانی برای عمل کمک کند و در نهایت طرح مورد نظر را بهبود بخشد.منبع: nngroup</description>
                <category>زهرا عرفاتی</category>
                <author>زهرا عرفاتی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2024 13:27:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکر طراحی چیست؟ What is design thinking</title>
                <link>https://virgool.io/@zahraa_aft/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-what-is-design-thinking-utfkskxlpy3s</link>
                <description>تفکر طراحیتفکر طراحی یک رویکرد است که برای حل مسائل پیچیده و نوآوری در زمینه‌های مختلف استفاده می‌شود. این رویکرد به ترکیب نیازهای انسانی، فناوری، و استراتژی تجاری تاکید دارد تا راه‌حل‌هایی با ارزش برای مشکلات به وجود آید و از فرصت‌های بازار به بهترین شکل بهره‌مند شوند.مهمترین ویژگی‌های تفکر طراحی عبارتند از:1. تمرکز بر نیازهای انسانی: در تفکر طراحی، انسان و نیازهایش در مرکز توجه قرار دارد. این نیازها شامل احساسات، تجربیات، واکنش‌ها و خواسته‌های افراد است. با شناخت عمیق از این نیازها، راهکارهایی ارائه می‌شود که بهترین تجربه کاربری را برای افراد فراهم می‌کند.2. تلفیق فناوری و تجارت: تفکر طراحی سعی دارد فناوری را با استراتژی‌های تجاری تطبیق دهد. این به معنای ارائه راهکارهایی است که به وسیله فناوری قابل انجام هستند و همچنین ارزش اقتصادی و بازاری دارند.3. تمرکز بر راه‌حل‌ها به جای مشکلات: در تفکر طراحی، تمرکز از حل مشکلات به سوی ایجاد راه‌حل‌های خلاقانه و موثر منتقل می‌شود. وقتی که در تفکر طراحی از حل مشکلات به تمرکز بر راه‌حل‌ها پیش میرویم، بیشتر به ایده‌پردازی و ارائه راهکارهای جدید و نوآورانه فکر می‌کنیم. این به ما امکان می‌دهد که به دید جدیدی به مسائل نگاه کنیم و به جای انجام تغییرات کوچک، بهبود‌های گسترده‌تر و کلان‌تر را در نظر بگیریم. به این ترتیب، ما با خلاقیت و تفکر ابتکاری، به سمت بهترین و مطلوب‌ترین آینده برای محصول یا خدمت می‌رویم و تغییرات مثبتی را به وجود می‌آوریم که به کاربران و مشتریان ارزش افزوده می‌دهد.4. استفاده از مهارت‌های چندگانه: تفکر طراحی از مهارت‌های متنوعی مانند منطق، تخیل، بینش و استدلال  استفاده می‌کند تا به حل مسائل پیچیده بپردازد و راه‌حل‌هایی نوآورانه ارائه دهد.5. توسعه راهکارهای نوآورانه: در تفکر طراحی، از روش‌های متنوعی برای توسعه راهکارهای نوآورانه استفاده می‌شود. این شامل فرآیندها و ابزارهایی مانند مصاحبه با کاربران، ایده‌پردازی، پروتوتایپ‌سازی، و تست و بازخورد مداوم است.به طور خلاصه، تفکر طراحی یک رویکرد سیستماتیک و کاربردی است که با ترکیب نیازهای انسانی، فناوری و استراتژی تجاری، به ایجاد راهکارهای نوآورانه و ارزشمند برای مشکلات و فرصت‌های بازار می‌پردازد.ابزار های تفکر طراحی:در فرایند طراحی، می‌توانید از سه ابزار مختلف استفاده کنید:- شخصیت‌های فرضی (Personas)-شخصیت‌های افراطی (Extreme Characters)- استوری بورد (Storyboards)از دیدگاه تفکر طراحی محور بر انسان، ابزارهای مذکور برای درک عمیق‌تر نیازها و انتظارات کاربران و ذینفعان محصول یا خدمت استفاده می‌شوند که در ادامه توضیح میدهیم.شخصیت‌های فرضی (Personas) از داده‌های جمع‌آوری شده برای نمایندگی از کاربران، مشتریان یا سایر ذینفعان ساخته می‌شوند.این شخصیت‌ها اجازه می‌دهند تا با نیازها و خواسته‌های کاربران در ارتباط باشیم و صدای آن‌ها را در همه مراحل طراحی محصول یا خدمت در نظر بگیریم.شخصیت‌های افراطی (Extreme Characters) به عنوان یک روش موثر برای گسترش دیدگاه‌ها فراتر از نیازهایکاربران معمولی استفاده می‌شوند. این شخصیت‌ها با ویژگی‌ها و عادات منحصر به فرد خود، به ما کمک می‌کنند تا مشکلات و نیازهای جدیدی را شناسایی کنیم که ممکن است قبلاً به آنها فکر نکرده‌ایم.استوری بورد (Storyboards) برای بررسی تعاملات بین افراد و محصولات یا خدمات استفاده می‌شوند. این نقاشی‌ها می‌توانند وضعیت کنونی یا آینده را به تصویر بکشند و به ما امکان می‌دهند ارتباطات و تجربیات کاربران را به وضوح ببینیم.استفاده از این ابزارها در تفکر طراحی انسان محور به ما امکان می‌دهد که اطلاعات به‌دست آمده را به فرصت‌های نوآورانه تبدیل کرده و به طراحی محصول یا خدمت‌هایی با ارزش واقعی برای کاربران بپردازیم.نویسنده : زهرا عرفاتی منبع: Innovation thorough design - The University of Sydney</description>
                <category>زهرا عرفاتی</category>
                <author>زهرا عرفاتی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 00:44:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>