<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا افسری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahraaafsari</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:21:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4701/avatar/OE9A1W.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا افسری</title>
            <link>https://virgool.io/@zahraaafsari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مراقب دستگاه تنفسی استارتاپ خود باشید</title>
                <link>https://virgool.io/CharkhAcademy/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-d3corjzs737r</link>
                <description>سکویا کپیتال (Sequoia Capital) را می‌توان موفق‌ترین شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر دانست. نرخ «تعداد یونیکورن به تعداد سرمایه‌گذاری‌ها» بعنوان یک متریک ساده برای ارزیابی عملکرد هر صندوق/شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، برای سکویا ۵.۵۴% است. به بیان بهتر از هر ۱۰۰ استارتاپی که این شرکت بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده است، در حال حاضر ۵ استارتاپ یونیکورن اند.عملکرد سکویا به قدری قابل توجه بوده است که این شرکت برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌های خود این امتیاز را دارد که از لیست طولانی سرمایه‌گذارانی که مشتاق تأمین مالی صندوق‌های آن هستند، سرمایه‌گذاران دلخواه را انتخاب کند و معمولا سرمایه‌گذارانی را انتخاب می‌کند که بازده سرمایه‌گذاری‌های خود را صرف امور خیریه و برنامه‌های بشردوستانه و تأثیرگذار در سطح جهانی می‌کنند. (این پادکست‌ها را بشنوید: Doug Leone و Ben Sigelman)پس از مطالعه یادداشتی که این شرکت در رابطه با کووید ۱۹ برای بنیان‌گذاران و مدیرعاملان شرکت‌های پرتفلیوی خود ارسال کرده بود، تصمیم گرفتیم آن را ترجمه و در وبسایت چرخ برای خوانندگان وبلاگ منتشر کنیم. امیدواریم مطالعه یادداشت سکویا بعنوان سرمایه‌گذاری که در عمر ۵۰ ساله خود شاهد بحران‌های ۱۹۸۷، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۸ و سقوط و صعود کسب و کارها پس از آن بوده، برای شما مفید باشد. در ادامه ترجمه این یادداشت آورده شده است.ویروس کرونا؛ قوی سیاه سال ۲۰۲۰در اینجا یادداشتی آمده است که ما امروز به بنیانگذاران و مدیرعاملان شرکت‌های پورتفلیوی سکویا ارسال کردیم تا آن‎ها را در چگونگی اطمینان یافتن از سلامت کسب و کارشان و آمادگی برای مواجهه با عواقب احتمالی شیوع کرونا راهنمایی کنیم.بنیانگذاران و مدیرعاملان عزیز،ویروس کرونا قوی سیاه سال ۲۰۲۰ است. در حال حاضر برخی از شما (و برخی از ما) شخصا تحت حمله این ویروس قرار گرفته‌ایم. ما استرس شما را درک می‌کنیم و اینجاییم تا کمک کنیم.هر چند امیدواریم این شرایط که «زندگی‌ها» را در معرض خطر قرار داده، هر چه سریع‌تر خاتمه یابد اما باید موقتا خود را برای تلاطم‌ ناشی از آن مهیا کنیم و آمادگی مواجهه با سناریوهای محتمل الوقوع را داشته باشیم.همگی شما تا این لحظه با توصیه‌های پیشگیرانه برای محافظت از سلامتی خود، کارمندان و خانواده‌تان در مقابل این بیماری اشباع شده‌اید. مانند بسیاری، ما نیز اطلاعات موجود در این زمینه را مطالعه کرده‌ایم و خوشحال می‌شویم که دیدگاه خود را در رابطه با محافظت از سلامت جسمی و روحی در صورت تمایلتان با شما در میان بگذاریم. اما این یادداشت در رابطه با موضوع دیگری ست؛اطمینان از سلامتی کسب و کارتان و آمادگی برای پیامدهای احتمالی ناشی از این ویروس برای آنبه دلیل فعالیت سرمایه‌گذاری سکویا در بسیاری از مناطق در سطح جهان، متاسفانه ما اطلاعات دست اولی از تأثیرات ویروس کرونا بر کسب‌وکارها در نقاط مختلف جهان دریافت کرده‌ایم.مانند تمامی بحران‌ها در این بحران نیز برخی کسب‌وکارها رشد قابل توجهی را تجربه خواهند کرد، اگر چه بسیاری نیز با چالش هایی روبرو هستند از جمله:افت فعالیت کسب‌وکارنرخ رشد برخی از شرکت‌ها در این مدت افت شدیدی را تجربه کرده است. کسب‌وکارهایی که تاکنون چنین تجربه‌ای نداشتند نیز با ادامه یافتن شیوع ویروس و تأثیرات همه‌گیر آن در معرض ریسک دست نیافتن به اهداف خود برای نخستین فصل سال هستند.اختلال در زنجیره تامینقرنطینه بی سابقه چین و دیگر کشورهایی که نقش مهمی در زنجیره‌های تأمین داشته‌اند، مستقیما بر زنجیره‌های عرضه تاثیر می‌گذارد. ممکن است شرکت‌های سخت افزاری، خرده فروشی و… ناگزیر به یافتن تامین کنندگان جایگزین باشند.شرکت‌هایی با ماهیت نرم افزاری نیز اگرچه تأثیر کمتری از اختلال در زنجیره تامین می‌پذیرند اما به دلیل احتمال تأثیرات اقتصادی دومینووار ناشی از کرونا در معرض این ریسک قرار دارند.کاهش و لغو سفرها و جلساتبا ممنوعیت سفرها نه تنها شرکت‌های هواپیمایی که تمام شرکت‌هایی که برای فروش، توسعه کسب‌وکار و یا مذاکرات مربوط به مشارکت با دیگر شرکت‌ها به جلسات حضوری وابسته هستند، تحت تاثیر قرار می‌گیرند.زمان قابل توجهی (شاید چندین فصل) نیاز است پیش از آنکه بتوانیم از تحت کنترل بودن این ویروس مطمئن شویم.  برخی از شما ممکن است کاهش تقاضا را تجربه کنید، برخی ممکن است با چالش های عرضه روبرو شوید. در حالتی که فدرال رزرو و سایر بانک‌ها نرخ بهره را کاهش دهند، سیاست پولی ممکن است ابزاری مؤثر در کاهش پیامدهای اقتصادی این بحران جهانی باشد.به شما پیشنهاد می‌کنیم هرگونه فرضی را در رابطه با کسب‌وکار خود زیر سؤال ببرید.تعداد ماه‌های باقی مانده تا اتمام سرمایه موجودآیا واقعا به همان اندازه که تصور می‌کنید، زمان در اختیار دارید؟اگر اقتصاد آسیب شدیدی را تجربه کند، آیا می‌توانید چندین فصل مقاومت کنید؟آیا برنامه‌ای برای مواجهه با شرایط دشوار آماده کرده‌اید؟چگونه می‌توانید بدون آسیب جدی به کسب‌وکار خود، هزینه‌ها را کاهش دهید؟بهتر است این سوالات را از خود بپرسید تا از عواقب احتمالی ناخوشایند جلوگیری کنید.جذب سرمایهدر شرایط کنونی منابع مالی در دسترس برای شرکت‌های خصوصی می‌تواند به طور قابل توجهی کاهش یابد، همانگونه که در رکودهای قبلی در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۹ چنین شد.اگر جذب سرمایه با شرایط مطلوب (از نظر ارزش‌گذاری کسب و کار، حقوق و امتیازات واگذاری به سرمایه‌گذار  و…) در سال های آتی دشوار باشد، چه اقدامی می‌کنید؟آیا می‌توانید یک موقعیت چالش برانگیز را به فرصتی تبدیل کنید که موفقیت پایدار کسب‌وکارتان را تضمین کند؟بسیاری از شرکت‌های بسیار موفق در بحران‌ها شکل گرفتند. ما بلافاصله پس از دوشنبه سیاه در سال ۱۹۸۷ بر روی Cisco سرمایه‌گذاری کردیم. Google و PayPal جنگجویان پیروزِ شرایط وخیم پس از بحران دات‌کام اند و یا می‌توانیم کسب‌وکارهایی جوان‌تر را به شما یادآوری کنیم؛ Airbnb، Square، Zappos، Stripe که در بحبوبه بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ ایجاد شدند و از رقبای خود پیشی گرفتند.Photo by paolo candelo on Unsplashمحدودیت‌ها و چالش‌ها منجر به تمرکز بیشتر ذهن می‌شوند و زمینه را برای خلاقیت شما فراهم می‌کنند.پیش‌بینی‌های فروشحتی اگر کسب‌وکار شما هیچ گونه مواجهه مستقیمی با شرایط ناشی از این بحران ندارد، بایستی این موضوع را در پیش‌بینی‌های مالی خود منعکس کنید که مشتریان ممکن است در رفتارها و عادات خرید خود تجدید نظر کنند. (مسئله‌ای که در حال حاضر گریبان‌گیر خرده‌فروشی‌های آنلاین ایرانی ست؛ افزایش تعداد سفارشات و کاهش متوسط مبلغ هر سفارش)این نکته را نیز در پیش‌بینی‌های فروش خود در نظر بگیرید؛ ممکن است بخشی از قراردادهایی که تاکنون قطعی فرض کرده‌اید، بدلیل تغییر ناگهانی نظر مشتریان امضا نشوند.مهم‌ترین نکته این است که ناگهان غافلگیر نشوید.بازاریابیبا افت فروش ممکن است متوجه کاهش ارزش طول عمر مشتری شوید. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم هزینه‌های جذب مشتری را برای اطمینان از حفظ بازده مخارج بازاریابی رصد کنید. با افزایش عدم اطمینان اقتصادی و بالتبع جذب سرمایه نیز ممکن است ناگزیر شوید مقادیر هدف بالاتری را برای بازده فعالیت های بازاریابی در نظر بگیرید.منابع انسانیعلاوه بر مواردی که تا به اینجا مطرح شد، جبران خدمات پرسنل نیز منابع مالی در دسترس را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شاید زمان بررسی سخت‌گیرانه‌ی پاسخ این سؤال فرا رسیده باشد:آیا می‌توانید با منابع انسانی کمتر، خروجی و بهره وری بالاتری داشته باشید؟سرمایه باقیماندهمادامی که به سودآوری کافی برای مستقل شدن از سرمایه خارجی دست نیافته‌اید، بررسی کنید که آیا برنامه‌هایی که برای مصرف سرمایه باقیمانده دارید، در شرایطی با عدم قطعیتِ بیشتر نسبت به وضع کنونی، منطقی هستند؟شاید دلیلی برای تغییر برنامه‌ها وجود نداشته باشد و یا شاید تغییر شرایط، فرصت‌هایی را برای رشد کسب و کار شما مهیا کند اما در نهایت تصمیمات مربوط به مصرف سرمایه‌ی باقیمانده، بایستی با دقت و احتیاط فراوانی اتخاذ شوند.تجربه‌ای که در سکویا از بحران‌های ۵۰ سال اخیر داریم، درس‌های مهمی به ما اموخته است:هیچ فردی از تغییر و اصلاحات سریع و قاطعانه‌ برای بقا در شرایط نابسامان پشیمان نخواهد شد.در بحران‌ها سطح درآمد و سود کسب و کار با سرعتی بیشتر از هزینه‌ها کاهش می‌یابد.از جهاتی کسب و کار، بیولوژی را بازتاب می‌کند؛ بازماندگان قوی‌ترین یا باهوش‌ترین‌ها نیستند بلکه «سازگارترین‌ها با تغییر» هستند. (داروین)ویژگی اصلی کسب و کارهای ماندگار نحوه واکنش رهبران آن‌ها به چنین بحران‌هایی ست. پرسنل شما همگی از کوید ۱۹ و شرایط ایجاد شده توسط آن اگاه هستند و موضوعی که برای آنان اهمیت دارد، چگونگی واکنش شما به شرایط پیش آمده و پیامدهای این واکنش برای آنان است.خوش بینی کاذب به راحتی می‌تواند شما را گمراه کند و مانع اقدامات جسورانه و برنامه‌ریزی‌ برای اوضاعی وخیم‌تر شود. بنابراین مهم است که با واقع بینیِ مفرط و تصمیمات قاطعانه در این دام گرفتار نشوید.رهبری باشید که در این شرایط نابسامان، کسب و کار و تیم شما به او نیاز دارد.سالم بمانید، کسب و کار خود را سالم نگه دارید و اثری از خود در دنیا به جای بگذارید.تیم سکویالینک دسترسی به نسخه اصلی این یادداشتمطالب مشابه و مرتبط با کارآفرینی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر را در وبلاگ آکادمی چرخ مطالعه کنید.</description>
                <category>زهرا افسری</category>
                <author>زهرا افسری</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 18:49:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درجه سختی ارزشگذاری</title>
                <link>https://virgool.io/CharkhAcademy/%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-cwlkqtoiqrbw</link>
                <description>یکی از خدمات چرخ برای استارتاپ‌ها ارزشگذاری ست. در واقع اندازه‌گیری ارزش استارتاپ به گونه‌ای منصفانه، قابل دفاع و با در نظر گرفتن عناصری کلیدی مانند اندازه بازار قابل تسخیر (پتانسیل فروش)، پتانسیل رشد سریع و افزایش مقیاس (نرخ رشد) و سودآوری (حاشیه سود عملیاتی).اگر استارتاپ در مرحله‌ای از توسعه باشد که بکارگیری روش‌هایی مانند Scorecard، ارزش منصفانه بازار و یا بکارگیری صرفِ روش تنزیل جریانات نقدی ممکن نباشد، این خدمت می‌تواند گاهی به سخت‌ترین کارویژه‌ی تیم چرخ تبدیل شود؛ به سلسله جلساتی که ادامه می‌یابند تا زمانیکه دیگر افراد گرفتار استدلال‌های تو در تو نشوند و همگی بر سر جمله‌ی «این محاسبات اندازه بازار/این مدل رشد/این نرخ‌ ریزش/این نرخ تبدیل/این شرکت‌های بورسی/این فاکتورهای تعدیل/این نرخ رشد فاندمنتال/این… بهترین است.» به توافق برسند.پیچیدگی این فرآیند دلایل فراوانی دارد که در ادامه به یکایک آن دلایل پرداخته‌ام.فرضیات مدل مالی استارتاپ از حقایق (Facts) آن بیشتر است.تنها قطعیت در ارزشگذاری استارتاپ های در حال رشد، وجود عدم قطعیت است. مدل مالی این استارتاپ‌ها بسته به مدت زمان  فعالیت تا حد زیادی وابسته به کلکسیونی از فرضیات است. در بسیاری از موارد نیز که مدل کسب و کار و درآمدی‌ استارتاپ هنوز مستحکم نیست، چرخشی جزئی در مدل درآمدی، قیمت‌ گذاری محصول و یا حتی در بازار هدف می‌تواند تمامی پیش‌بینی‌ها و مهم‌تر از آن فرضیات مدل مالی را زیر سؤال ببرد.منظور ما از فرضیاتِ مدل مالی فرضیاتی ست که خروجی ارزشگذاری به مقادیر آن‌ها حساسیت بالایی داشته باشد.دسترسی به حقایق (Facts) گاهی امکان‌پذیر نیست.نبود اطلاعات کلان و قابل اتکا از صنایع موضوع تازه ای نیست. کافیست به یک مثال واقعی بپردازیم:فرض کنید برای اطمینان از قابل اتکا بودن پیش بینی های مالی بنیانگذاران یک استارتاپ فینتک در رابطه با درآمد حاصل از خدمتی مانند انتقال وجه در سال ۳ام، بخواهید به سراغ اندازه بازار انتقال وجه در ایران بروید تا بر اساس «کل اندازه بازار انتقال وجه، سهم انتقال وجه آنلاین، سهم بانک‌ها از انتقال وجه آنلاین، سهم فعلی رقبای استارتاپ و…» دستیابی به پیش بینی‌ها را از نظر امکان پذیری چک کنید.پس احتمالا به سراغ یکی از مهم‌ترین منابع برای بررسی اندازه بازار انتقال وجه در شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی خواهید رفت: بولتن ماهانه نظام های پرداخت که توسط بانک مرکزی و متأسفانه فقط تا مهر ماه سال ۱۳۹۵ تهیه و منتشر شده است.احتمالا مثل ما ناگزیر به تنظیم جلسه‌ای تلفنی/حضوری با یکی از افرادِ دخیل در تهیه این گزارش باشید. اتفاقی که در واقعیت می افتد این است:زمانیکه موفق به صحبت با این فرد می‌شوید، شما را به شخصی ارجاع می‌دهد که «تنها» فرد مطلع از «اطلاعات این چنینی» ست. باز اگر مثل تیم ما اصرار داشته باشید که حتما با ایشان صحبت کنید بایستی روزها تماس بگیرید و پیگیری کنید که آیا ایشان از سفر طولانی خود بازگشته‌اند یا خیر…استارتاپ داده‌های تاریخی اندک و غیر قابل اتکایی دارد.پیش بینی های مالی مبتنی بر عملکرد مالی ۱ تا ۲ ساله استارتاپ چندان قابل اتکا نیستند. برای مثال فرض کنید در پیش بینی های درآمد، نرخ تبدیل کاربران نسخه رایگان به پولی اپلیکیشن بر پایه نرخ‌های تبدیل در ۱۵ ماه اخیر تعیین شده باشد و این نرخ‌ها به هر دلیلی (سیستماتیک/غیر سیستماتیک) نتوانند مبنای درستی از نرخ تبدیل واقعی استارتاپ باشند.تأثیر این فرضیات پس از معامله و با گذشت زمان مشخص خواهد شد. بنابراین پس از ۱ سال و با نزدیک شدن این نرخ به مقدار واقعی خود، فروش استارتاپ کاهش/افزایش می یابد. حال آنکه در پیش بینی های مالی در پایان سال اول مقدار فروش کمتر/بیشتر در نظر گرفته شده بود.Photo by Santiago Lacarta on Unsplashدر چنین حالتی هیچ امکانی در تغییر ارزشگذاری و یا درصد سهام واگذار شده به سرمایه گذاران در صورت عملکرد بدتر/بهتر بنیان‌گذاران و به بیان بهتر هیچ راه برگشتی وجود ندارد مگر زمانیکه معامله میان استارتاپ و سرمایه گذار مشروط به مقدار فروش در سال اول باشد.حتی در صورت وجود داده‌های تاریخی کافی برای درون‌یابیِ مدل فعلی رشد کاربر، معمولا این مدل به دلیل رویکرد متفاوت استارتاپ در صرف مخارج برای بازاریابی و جذب کاربران نمی‌تواند نماینده مدل رشد آتی پس از جذب سرمایه باشد. در رابطه با مدل رشد شاید بپرسید که:چرا از مدل‌های رشد رایج مانند راجرز استفاده نکنیم؟به نظر ما نظریه‌ای که در سال ۱۹۶۲ (قبل از ظهور اینترنت) و بر اساس مدل تسخیرِ بازار در تکنولوژی‌های دهه ۹۰ میلادی‌ ارائه شده است به هیچ وجه نمی‌تواند نماینده مدل/تابع رشد کسب و کارهای نوپای کنونی باشد.زیرا در حال حاضر یک استارتاپ یا در مدت زمانی مشخص سهم از بازار قابل توجهی را از آنِ خود می‌کند و یا شکست می‌خورد. اما طبق مدل رشد راجرز، تکنولوژی یا شرکت تمامی سهم از بازار مد نظر خود را تدریجا تسخیر می‌کند.جالب است بدانید اولین پیام بین دو کامپیوتر ۷ سال پس از نظریه راجرز در سال ۱۹۶۹ از طریق ARPAnet ارسال شد و یا World Wide Web را ۲۸ سال پس از نظریه راجرز  Tim Berners-Lee اختراع کرد.نکته دیگر که بکارگیری مدل رشد راجرز را در مدل مالی استارتاپ‌ها ممنوع می‌کند، متفاوت بودن فضای کسب و کارهای کنونی بدلیل تأثیر اینترنت و عواملی مانند مقیاس‌پذیری، اثر شبکه‌ای، وایرلتی، پیچیدگی‌ فزاینده‌ی نیازها و خواست‌های کاربران، هوشمند بودن تبلیغات و… نسبت به کسب و کارها یا تکنولوژی‌های دهه ۹۰ میلادی ‌ست.چرا از مدل رشد نمونه‌های مشابه ایرانی استفاده نکنیم؟حتی اگر نمونه مشابه ایرانی وجود داشته باشد، دسترسی به متریک‌ها و اطلاعات آن بدلیل عدم بلوغ کافی فضای کارآفرینی استارتاپی و عدم وجود پلتفرم‌های ایرانی ارائه کننده‌ی اطلاعات کسب و کار امکان‌پذیر نیست.چرا از مدل رشد نمونه‌های خارجی مشابه استفاده نکنیم؟این سؤال جواب ساده‌ای دارد، استارتاپ دچار معضل بیش ارزش‌گذاری خواهد شد.«پیش‌بینی‌های مالی ما محتاطانه انجام شده‌اند»Photo by Jon Tyson on Unsplashاین جمله‌ی همیشگی تمامی بنیان‌گذاران است. زمانیکه بنیان‌گذاران این جمله را بیان می‌کنند، در می‌یابیم که قرار است در فرآیند متقاعدسازی آنان به تغییر فرضیات و پیش‌بینی‌های مدل مالی‌ و انطباق بیشتر آن‌ با واقعیت‌ با چالش مواجه شویم.امکان کراس چک فرضیات برای بسیاری از استارتاپ ها وجود ندارد.معمولا اطلاعاتی از قبیل درآمد، حاشیه سود، نرخ‌های تبدیل، نرخ ریزش کاربر، نرخ نگهداشت کاربر و… در نمونه‌های مشابه ایرانی این استارتاپ در دسترس نیست تا بتوانیم بر اساس آن از منطقی بودن نسبی فرضیات و پارامترهای کلیدی در مدل مالی اطمینان حاصل کنیم.مثلا اگر استارتاپ در زمینه پرداخت موبایلی فعالیت می‌کند، اطلاعاتی قابل اتکا از وضعیت استارتاپ‌های مشابه در این بازار برای اطمینان از منطقی بودن نسبی مقادیر تعیین کننده‌ در عدد نهایی ارزش‌گذاری مانند نرخ ریزش و یا هزینه جذب پس از جذب تعداد مشخصی کاربر و… وجود ندارد.هیچ روش ارزشگذاریِ مبرا از عیبی وجود ندارد.اگر استارتاپ در مرحله‌ای از توسعه باشد که بکارگیری روش‌هایی مانند Scorecard، ارزش منصفانه بازار و یا بکارگیری صرفِ روش تنزیل جریانات نقدی ممکن نباشد، به دلایلی که در ادامه مطلب می‌آوریم امکان بکارگیری تنها یک روش و اتکا به خروجی آن منطقی نیست.متداول‌ترین روش‌های ارزش‌ گذاری در میان سرمایه‌گذاران خطرپذیر ایرانینتایج نظرسنجی چرخ از ۱۱ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر معتبر در رابطه با متداول‌ترین روش‌های ارزش گذاری در تصاویر زیر آورده شده است.همانگونه که مشاهده می‌شود متداول ترین روش‌ها در ارزش گذاری استارتاپ ‌های در حال رشد به ترتیب جریان‌های نقدی تنزیل شده (DCF)، ضرایب (Multiples)، ارزش منصفانه بازار (Fair market value)، روش VC و نمونه‌کاوی تحلیلی (Analytical benchmarking) می‌باشند.نرخ بازده موردنیاز بعنوان یکی از ورودی‌های‌ «روش VC» کاملا بستگی به سرمایه‌گذار دارد و روش «ارزش منصفانه بازار» علیرغم صلاحیت بسیاری که در ارزشگذاری استارتاپ‌های نوپا دارد، در رابطه با استارتاپ های در حال رشد کم ‌زحمت ترین و سهل انگارانه ترین روشِ ممکن است. از طرف دیگر گاهی استارتاپ یا شرکت قصد جذب سرمایه ندارد و مثلا برای اعطای سهام به کارکنان کلیدی و یا ارائه بازه ارزشگذاری به هیئت مدیره نیازمند ارزشگذاری ست در چنین حالتی روش ارزش منصفانه بازار هیچ کاربردی نخواهد داشت.اگر از ۲ روش VC و ارزش منصفانه بازار برای ارزشگذاری استارتاپ‌های در حال رشد صرف نظر کنیم، روش‌های جریان‌های نقدی تنزیل شده، ضرایب و نمونه‌کاوی تحلیلی پرکاربرد ترین روش‌ها در میان سرمایه گذاران خطرپذیر هستند. ارزش گذاری های چرخ نیز بر اساس این روش ها صورت می گیرد. در ادامه به معایب هر ۳ روش می‌پردازیم.روش تنزیل جریان ‌های نقدی آتی و معایب آنروش ارزش ‌گذاری تنزیل جریان های نقدی بعنوان متعالی‌ترین روش ارزشگذاری برای استارتاپ‌هایی که مراحل اولیه رشد را پشت سر گذاشته و به درآمدزایی رسیده اند، علیرغم ضرورتِ بکارگیری به تنهایی کافی نخواهد بود. دلایل آن نیز واضح است:عدم وجود اطلاعات تاریخیِ کافی از فعالیت استارتاپخوشبینانه بودن پیش‌بینی‌ های مالی بنیان ‌گذارانافزایش خطا در پیش بینی جریان های نقدیِ هر چه آتی ترنبود اطلاعات از مدل‌های کسب و کار مشابه برای اطمینان از مقادیرِ تأثیرگذارترین فرضیات در ارزشگذاریدر رابطه با معضل نبود اطلاعات از مدل‌های کسب و کار مشابه بایستی اعتراف کرد که هنر و ظرافت ارزش‌گذاری با این روش در محاسبه نرخ تنزیل و یا نرخ رشد فاندمنتال بازار مورد فعالیت نیست بلکه در شناسایی مهم‌ترین فرضیات در ارزشگذاری و سپس نزدیک کردن این مقادیر به واقعیت های بازار است که همانگونه که شرح دادم، چندان امکان‌پذیر نیست.…هر چند تیم ما برای کاهش و محدود کردن عدم قطعیت ‌های حاصل از موارد بالا، ارزش ‌گذاری را بر اساس ۳ سناریو با احتمال‌های وقوع متفاوت انجام می‌دهد، اما همچنان بکارگیری روش‌های دیگر برای توجیه ‌پذیری/ناپذیری خروجی این روش ضروری‌ست.روش نمونه‌کاوی تحلیلی و معایب آنمعمولا بنیان ‌گذاران به استفاده از روش نمونه ‌کاوی تحلیلی و در واقع ارزش‌گذاری بر اساس معاملات صورت گرفته بر نمونه‌های خارجیِ مشابه اصرار و همزمان نسبت به فاکتورهای معادل‌سازی‌ای که تیم چرخ برای ارزش‌گذاری با این روش بکار می‌گیرد، شکایت دارند. (در این روش ما عدد ارزشگذاری نمونه خارجی را با استفاده از فاکتورهایی که تفاوت استارتاپ ایرانی با نمونه خارجی‌ را به حداقل برسانند، تعدیل می‌کنیم.)برای مثال در ارزش‌گذاری یک پلتفرم ایرانی در زمینه «اطلاع‌رسانی، فروش بلیت و ثبت‌نام آنلاین رویداد» با این روش، بدلیل وجود تفاوت میان نمونه ایرانی و خارجی از منظر اقلیم‌، ویژگی‌های دموگرافیک، اقتصادی و… برای تطبیق حداکثری از فاکتورهای تعدیل زیر استفاده می‌کنیم.مرحله توسعه استارتاپسرانه تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید)جمعیتنرخ برابری ارزشاخص توسعه انسانی یا HDI (بدلیل تفاوت فرهنگ کشورهای توسعه یافته و تحت پوششِ نمونه‌های خارجی با ایران از منظر اهمیت توسعه فردی و یادگیری برای افراد مقیم)در صورت بکارگیریِ این روش بنیان‌گذاران مدام از معاملات ادغام و تملک صورت گرفته بر نمونه خارجی‌ می‌گویند و اصرار تیم ما برای یادآوری عدم یکسان بودن اکوسیستم کوچک و بدحال ایران با اکوسیستم‌های بالغ از نظر پنجره‌های خروج و یا در بسیاری مواقع استراتژیک بودن آن معاملات برای خریداران به بحث‌های طولانی می‌انجامد.روش ضرایب و معایب آنمعمولا در تمامی ارزشگذاری ‌ها با این روش، جلساتی تشکیل دادیم تا در مورد بن‌بست‌های ارزشگذاری هر استارتاپ با روش ضرایب همفکری کنیم. اشتراک تمامی این بن‌بست‌ها سؤال‌هایی ست در رابطه با نبود شرکت‌های مشابه بورسی و بالتبع قابل اتکا نبودن ضرایب شرکت‌هایی تقریبا مشابه بدلیل تفاوت‌ در حاشیه سود عملیاتی.برای مثال فرض کنیم که در ارزشگذاری یک استارتاپ فعال در حوزه راهکارهای نرم‌افزاری (SaaS) قصد داریم در کنار روش جریان های نقدی تنزیل شده، روش ضرایب را نیز بکار بگیریم:تنها شرکت بورسیِ تقریبا مشابه، همکاران سیستم (نماد بورسی: سیستم) است و ارزش‌گذاری استارتاپ با ضرایب همکاران سیستم قابل اتکا نخواهد بود زیرا ممکن است ضرایب این شرکت به هر دلیلی از ضرایب صنعت راهکارهای نرم‌افزاری در ایران بیشتر یا کمتر باشد.علاوه بر این به دلیل قابل توجه بودن مدت زمان فعالیت همکاران سیستم، تنزیل جریانات نقدی آتی استارتاپ به میزان تفاوت مدت زمان فعالیت همکاران سیستم با استارتاپ، ارزش را شدیدا کاهش می‌دهد.اگر از ضرایب سایر شرکت‌های بورسی که معمولا برای ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها استفاده می‌شوند (برای مثال آسان پرداخت پرشین، آتیه داده پرداز، تجارت الکترونیک پارسیان، به پرداخت ملت، های‌وب، افرانت و…) استفاده کنیم، به دلیل تفاوت قابل توجه در حاشیه سود عملیاتی نسبتا بالای استارتاپ‌های حوزه SaaS با شرکت‌های بورسی نامبرده، خروجی ارزشگذاری قابل اتکا نخواهد بود.علاوه بر تفاوت در حاشیه سود، متأسفانه شرکت‌های بورسی مورد استفاده در روش ضرایب شباهتی با استارتاپ‌های حوزه آی‌سی‌تی از منظر مدل کسب و کار و درآمدی، ارزش پیشنهادی، بازار مورد فعالیت، فرصت‌های رشد، ریسک‌ها و…ندارند. برای مثال آسان پرداخت پرشین (نماد بورسی: آپ) در واقع یک PSPست که ۸۸% از فروش عملیاتی خود را از فروش پین و اعتبار به دست می‌آورد. بنابراین منصفانه نیست که ضرایب چنین شرکت‌هایی برای مثال در ارزشگذاری یک استارتاپ فعال در زمینه Cloud Computing مورد استفاده قرار بگیرد.Photo by Nathan Dumlao on Unsplashچرا بکارگیری روش ضرایب اهمیت دارد؟به این دلیل ساده که بهترین مکانیزم تعیین قیمت ۱ سهم، معامله آن در بورس سهام به دلیل بسیار نقدشونده بودن سهام در این بازار است.به بیان بهتر یکی از دلایل بیش ارزشگذاری سهام استارتاپ ها این است که اگر استارتاپ مراحل اولیه رشد را با موفقیت پشت سر گذاشته باشد، بدلیل وابستگی تصمیم فروش سهام به فرد یا افرادی محدود، ممکن است سرمایه گذاران قیمتی بالاتر از منصفانه را برای سهامدار شدن در این استارتاپ بپردازند.در حالیکه در بورس سهام چنین حالتی به دلیل تعداد بالای فروشندگان سهام رخ نمی‌دهد و قیمت به صورت منصفانه تری تعیین می‌شود. (فرض کردیم که سرمایه گذاران خطرپذیری در مراحل پایانی رشد استارتاپ‌ها وجود داشته باشند و قادر به تأمین مالی استارتاپ‌ها با مبالغ بالاتر از چند ده میلیارد تومان باشند:)از طرف دیگر منطقی‌ترین روش برای ارزش‌گذاری شرکتی که در مراحل اولیه و فاقد اطلاعات مالی تاریخی و استحکام مدل کسب و کار و درآمدی ست، روش ضرایب با فلسفه‌ای بنیادین مبنی بر این‌ست که «هیچ شرکتی نمی‌تواند در بلندمدت عملکردی بسیار متفاوت با شرکت‌های مشابه و هم‌صنعت خود داشته باشد بنابراین شرکت‌های مشابه، ارزش هایی مشابه خواهند داشت.»از سوی دیگر به دلایلی که در ابتدای این مطلب آوردم بهتر است از ۲ الی ۳ روش، ارزشگذاری استارتاپ صورت گیرد. با توجه به مزایا و معایب روش‌های ۱۳گانه ارزش ‌گذاری، در نهایت روشِ ضرایب یکی از این ۲- ۳ روش خواهد بود.دعای سر میز جلسات تیم چرخدر پایان جلسات این چنینی دعای سر میز این خواهد بود که «شرکت‌های تقریبا بالغ استارتاپی (دیجی کالا، کافه بازار، اسنپ و …) بورسی شوند، الهی آمین!» چرا که اطلاعات مالی و ضرایب آن‌ها می‌تواند در نمونه‌کاوی، کراس‌ چک‌ها و همچنین توجیه یا عدم توجیه ارزشگذاری دیگر استارتاپ‌ها بسیار مفید واقع شود.علاوه بر این داستان‌های موفقیت ایجاد شده از بورسی شدن استارتاپ‌ها ممکن است منجر به جذب سرمایه‌گذاران جدید به ویژه در مراحل میانی و پایانی شود. چه بسا که سرمایه‌گذاران قبلیِ همین استارتاپ‌های بورسی بخشی از بازده خود را مجددا در استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کنند…ارزش گذاری برای جذب سرمایهاگر هدف شما از ارزشگذاری اعطای سهام به کارکنان کلیدی، ارائه بازه ارزشگذاری به هیئت مدیره و… نباشد، بایستی به این نکته توجه کنید که در جذب سرمایه ارزشگذاری تنها یک ضلع از مثلثی ست که یک معامله خوب با سرمایه گذار را تشکیل می دهد.۲ ضلع مهم دیگر حقوق و امتیازات سهام ممتاز و تناسب استراتژیک استارتاپ با سرمایه گذار است. از سوی دیگر ارزشگذاری استارتاپ در نهایت خروجی مذاکرات و توافق طرفین ست نه خروجی یک ورکبوک اکسل.</description>
                <category>زهرا افسری</category>
                <author>زهرا افسری</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2019 15:53:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبض اَپ‌های ایرانی را گرفتیم، حال و روزشان تعریفی ندارد...</title>
                <link>https://virgool.io/@zahraaafsari/%D9%86%D8%A8%D8%B6-%D8%A7%D9%8E%D9%BE%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-awjpjyfy2fpd</link>
                <description>کافه بازار حدودا دو ماه پیش گزارش سالانه‌ خود در مورد رشد و شاخص‌ ‎های اصلی صنعت برنامه‎ های موبایلی ایران را منتشر  کرد؛ گزارشی از یک صنعت با ۴۰ میلیون کاربر.پس از مطالعه‎ دقیق گزارش، به این نتیجه رسیدیم که تحلیل اطلاعات آن نه تنها برای توسعه دهندگان ایرانی بلکه برای سرمایه‌گذاران خطرپذیر و سیاست‌گذاران نیز بسیار ارزشمند است و می‌تواند دید جامعی از نقاط شکست و همچنین فرصت‌های بزرگ در صنعتِ رو به رشد برنامه‎ های موبایلی فراهم کند.به همین دلیل تصمیم گرفتیم با تحلیل گزارش کافه بازار و قرار دادن آن در کنار ترندهای جهانی متحول کننده و داستان‌های موفقیت بین‌المللی در برنامه‎ های موبایلی، گامی هر چند کوچک در جهت آگاه ‎سازی و سپس اختصاص بهینه منابع زمانی، انسانی و مالی در زیست بوم فناوری ایرانمان برداریم.دانلود گزارش تحلیلی چرخ از رشد صنعت برنامه‌ های موبایلی در ایران و جهان در سال ۹۷در گزارش تحلیلی چرخاز سهم بسیارِ کم درآمدِ برنامه‌های ایرانی از درآمد جهانی برنامه‎ های موبایلی گفتیم، از عددی که 7 صدم مقداری‌ست که «باید» باشد.دلایل «این سهمِ بسیار ناچیز» را تحلیل کردیم.بعد از این خبرِ بد، یک خبر خوب نوشتیم؛ رشد درآمد برنامه‌ های موبایل ایرانی در سال گذشته نسبت به رشد جهانیِ درآمد برنامه‌ها ۶۲% بیشتر بوده است.با قاطعیت گفتیم که موبایل حرف آخر را می‌زند و آن را با به زبان اعداد و با متریک‌ها اثبات کردیم.از نقش استراتژی‌های متمرکز بر موبایل در ارزش گذاری شرکت‌ها گفتیم. باز هم به زبان عدد و رقم!از اینکه در سال گذشته ارزش‌گذاری متوسط شرکت‌های تکنولوژی محور با استراتژی توسعه محصول با محوریت موبایل در عرضه اولیه سهام بیش از ۴ برابر ارزشگذاری شرکت‌های غیر متمرکز بر موبایل بوده است.از حجم سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران گفتیم، از عددی که ۵ صدم مقداری‌ست که باید باشد.به اقبال برنامه‌ های جامع یا سوپر اَپ‌ها در ایران و روند جهانی سوپراَپ‌ها در جهان پرداختیم و…سپس به سراغ دسته‌های ایرانیِ سوپراستار رفتیم، دسته‌های سفر، خرید، مالی و شبکه‌ های اجتماعی که طبق گزارش کافه بازار در سال ۹۷ رشد نصب بیش از ۱۰% را تجربه کرده‌اند.یک موبایل برای دور دنیا در ۸۰ روز (دسته سفر)دسته‌ سفر و سوپراستارها یا پرنصب‌ترین برنامه‌های ایرانی در این دسته را بررسی کردیم.به مقایسه این دسته در مقیاس جهانی و دلایل غم‌انگیزِ رشد پایین نصب فعال برنامه‌ های سفر ایرانی پرداختیم.از برهم زنندگان بعدی صنعت حمل و نقل درون شهری گفتیم؛ دوچرخه و اسکوتر برقی!از تملیک شرکت‌های اشتراک دوچرخه و اسکوتر توسط Uber، Lyft و Ford.از رشد تعداد کاربران ۵ برنامه برتر سفر با دوچرخه و اسکوتر برقی که ۵۳۰% و ۲۱ برابرِ همین رشد برای ۵ برنامه برتر تاکسی آنلاین بوده است.از رشد نصب و تعامل، نرخ خرید و متوسط درآمد به ازای هر کاربر در دسته سفر و.. و همچنین از حجم سرمایه‌ گذاری خطرپذیر بر دسته سفر در ایران و جهان گفتیم.از سبدهای خرید فروشگاهی تا سبدهای خرید موبایلی! (دسته خرید)از سوپراستارهای ایرانی در دسته خرید شروع کردیم.برای این دسته یک فرمول هم اختراع کردیم:افزایش مدت زمان تعامل کاربر با برنامه خرید = افزایش وفاداری و احتمال خرید کاربراز Lazada، یک برنامه‌ خرید بسیار موفق در آسیای جنوب شرقی تا نرخ خرید، متوسط درآمد به ازای هر کاربر، کاربران ارگانیک و غیر ارگانیک دسته خرید در جهان و… را بررسی کردیم.از بیشترین تمایل به نصب برنامه‌های خرید ایرانی در سه استان تهران، سمنان و البرز و… گفتیم.و در پایان این فصل به پدیده‌ی جالبِ آنلاین شدن فروشگاه‌های فیزیکی در ایران و آفلاین شدن فروشگاه‌های آنلاین در جهان  پرداختیم.آیکون‌هایی قدرتمندتر از دستگاه‌های خودپرداز! (دسته مالی)در این دسته هم با سوپراستارهای ایرانی شروع کردیم.از افزایش اندک هزینه جهانی جذب کاربر در دسته مالی در سال ۲۰۱۸ و آغوش باز کاربران برای نصب و استفاده از برنامه‌‌های مالی، از هزینه‌های جهانی نصب، ثبت‌نام و فعال‌سازی و نرخ‌های تبدیل نصب به ثبت‌نام و نصب به فعال‌سازی، از پِی‌ پِی (PayPay)‌، یک برنامه مالی برای پرداخت‌های درون فروشگاهی و رشد نصب شگفت ‌انگیز آن به لطف همکاری‌های راهبردی و پروموشن‌های بسیار سنگین و… گفتیم.نمونه‌ای از جنگ بر سر تسخیر سهم از بازار پرداخت موبایلی در چین و استراتژی بسیار جالبِ پیروزِ این جنگ را بررسی کردیم. استراتژی‌ای که بنیان‌گذار علی‌بابا؛ Jack Ma آن را به حمله نیروی هوایی ژاپن به آمریکا در سال ۱۹۴۱ (Pearl Harbour attack، عامل ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم) تشبیه می‌کند.اینکه چگونه سهم از بازار پرداخت موبایلی برای «علی‌پی» و «وی‌چت» در فصل آخر سال ۲۰۱۵، به ترتیب ۶۸.۴% و ۲۰.۶% بود و در فصل اول ۲۰۱۷ به ۴۰% و ۵۴% رسید. (از آن جایی که این سهم از بازارها بر اساس مبلغ کل تراکنش‌های صورت گرفته از طریق این دو بازیگر محاسبه شده و معمولاً متوسط مبلغ تراکنش در علی‌پی بیش­تر از وی‌چت است، تفاوت سهم از تعداد کل تراکنش‌های پرداخت از طریق موبایل‌ برای این دو بازیگر کم­تر و تقریباً یکسان خواهد بود.)شاید بپرسید هدفمان از بیان داستان نفوذ هوشمندانه «وی‌چت» در بازار پرداخت موبایلی چین و کاهش ۵۰%ای سهم از بازار «علی‌پی» چه بود؟یادآوریِ اهمیت نوآوری‌ در استارتاپ‌های تمامی دسته‌ها نه تنها مالی، خط بطلان کشیدن بر تصور ثبات رهبران فعلی تمامی بازارها نه تنها بازار پرداخت موبایلی و در هر کجایِ دنیا و نه تنها چین!در پایان این فصل از دو برابر شدن حجم سرمایه‌گذاری خطرپذیر بر استارتاپ‌های دسته مالی در ۲ سال اخیر گفتیم؛ عدد جذاب ۱۱۱ میلیارد دلار در ۲۱۹۶ معامله!قلبِ موبایل هر کاربر یک پیام‌رسان است! (دسته شبکه‌های اجتماعی)در این دسته متأسفانه سوپراستارها غیر ایرانی‌اند.شبکه‌های اجتماعی را پادشاه تمامی دسته‌ها نامیدیم و فیسبوک و تنسنت را پادشاه شبکه‌های اجتماعی.طبق گزارش کافه‌بازار هر کاربر به صورت متوسط ۸.۷ برنامه از دسته شبکه‌های اجتماعی را روی تلفن همراه خود نصب دارد. در حالیکه این تعداد برای دسته سفر، خرید و مالی به ترتیب ۲.۴، ۱ و ۱.۶ است.در مقیاس جهانی از ۱۰ برنامه برترِ ۲۰۱۸ بر اساس تعداد دانلود، ۵ برنامه و بر اساس تعداد کاربر فعال ماهانه، ۶ برنامه در دسته شبکه‌های اجتماعی قرار دارند.نکته جالب در رابطه با این ۶ برنامه برتر این است که ۴ برنامه شامل فیسبوک، واتس‌اپ، پیامرسان فیسبوک و اینستاگرم متعلق به شرکت فیسبوک و ۲ برنامه‌ی وی‌چت و کیوکیو متعلق به هلدینگ چینی تنسنت است.از گنجی بزرگ و البته رنجی بزرگ‌تر برای توسعه پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی بومی گفتیم.در پایان گزارش نیز سیر باشکوه تحول موبایل را در مطلبی با عنوان «از ارسال اولین پیام کوتاه در سال ۱۳۸۱ تا ۱ میلیارد تراکنش موبایل شاپرکی در سال ۱۳۹۷» تحلیل کردیم.و برای اینکه جشن تحولات موبایل و برنامه‎ های موبایلی برای این دستگاه کوچک را محتاطانه به اتمام برسانیم تأثیرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن را برشمردیم.و در پایان می‌پذیریم که تازه در ابتدای این مسیر هستیم و قرار است هر روز امکانات، ویژ‎گی ‎ها و برنامه‎ های موبایلی جدیدی برای این دستگاه‎های کوچک طراحی شود. امکانات، ویژ‎گی‎ ها و برنامه‌ هایی که هر کدام می ‎تواند مزیت‌های بزرگ و شاید تبعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بزرگی نیز داشته باشد.باید منتظر بود و دید.دانلود گزارش تحلیلی چرخ از رشد صنعت برنامه‌ های موبایلی در ایران و جهان در سال ۹۷مخاطبین اصلی گزارش تحلیلی چرخ چه افرادی هستند؟سرمایه‌گذاران خطرپذیرسرمایه‌گذاران سنتی و آن دسته از اشخاص، شرکت‌ها و نهادها که قصد سرمایه‌گذاری در این حوزه را دارندتوسعه دهندگان برنامه‌ها و تیم‌هایی که قصد توسعه برنامه‌های موبایلی دارندبازیگران سنتی صنایع سفر، خرید، مالی و…سیاست‌گذاران در حوزه آی‌تی و آی‌سی‌تیعلاقمندان و دنبال‎ کنندگان تحولات صنعت آی‌تی و آی‌سی‌تی</description>
                <category>زهرا افسری</category>
                <author>زهرا افسری</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 11:51:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه‌ گذاری خطرپذیر یا جسورانه</title>
                <link>https://virgool.io/CharkhAcademy/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-kxcqteshpquy</link>
                <description>سرمایه گذاری خطر پذیر یا سرمایه گذاری جسورانه (Venture Investing) به سرمایه گذاری بر استارتاپ‌ها گفته می‌شود. در این مطلب منظور از استارتاپ کسب و کاری نوپا، مبتنی بر تکنولوژی و مقیاس‌پذیر است. بدلیل وجود ریسک‌های بالقوه در مسیر موفقیت و همچنین احتمال بسیار کمِ موفقیت‌های بزرگ در استارتاپ‌ها، به سرمایه گذاران در مراحل مختلف توسعه یک استارتاپ‌، خطر پذیر یا جسور گفته می‌شود.از طرفی بدلیل بالا بودن مبالغ مورد نیاز استارتاپ‌ها برای رشد و افزایش مقیاس، معمولا سرمایه گذاران خطر پذیر اشخاص حقوقی؛ شرکت‌ یا صندوق‌هایی هستند که سرمایه در دسترس خود را از مجموعه‌ای از افراد و نهادهای ثروتمند (صندوق‌های بازنشستگی، بانک‌ها و بیمه‌ها، نهادهای خیریه و دانشگاهی، شرکت‌های بزرگ و...) تأمین کرده‌اند. بازده این سرمایه گذاری می‌تواند بازه‌ای از صفر مطلق تا 100000% را تشکیل ‌دهد.در ادامه با مفهوم سرمایه گذاری خطر پذیر، اهمیت، بازده، ویژگی‌ها، تفاوت‌های آن با سایر سرمایه‌ گذاری‌ها و همچنین دیگر روش‌های تأمین مالی استارتاپ آشنا می‌شوید. (برای مطالعه در رابطه با تاریخچه سرمایه گذاری خطرپذیر این مطلب را مطالعه کنید.)اهمیت و تأثیر استارتاپ‌ها بر اقتصاد کلان و رفاه و پویایی ملت‌هانتایج مطالعات گسترده‌ از دهه 80 میلادی تاکنون، شاهدی بر وجود رابطه مثبت میان استارتاپ‎‌ها و رشد اقتصادیِ هر کشور در سطح کلان است. (به دلیل بالاتر بودن متوسط سرعت رشد استارتاپ‌ها نسبت به شرکت‌های بزرگ و بالغ)به طور کلی جهت‌گیری اقتصاد به سمت فعالیت‌های مبتنی بر تکنولوژی و دانش‌ از مزیت‌های رقابتی اقتصادهای توسعه‌یافته ا‌ست.استارتاپ‌ها نه‌تنها با نوآوری در خلق ارزش به بازسازی مرزهای صنایع فعلی یا خلق صنایع جدید می‌پردازند بلکه به افزایش پویایی، اشتغال، درآمد ملی، سطح رفاه شهروندی و شرکتی و همچنین به شکل‌گیری گسترده‌ترِ فعالیت‌های اقتصادی مشابه در جامعه کمک می‌کنند.اهمیت فعالیت‌های کارآفرینی مبتنی بر دانش و تکنولوژی در رشد یک جامعه تا حدی مطرح است که یکی از دلایل برتری اقتصاد امریکا، اکوسیستمِ بالغ و همیشه پویای کارآفرینی در این کشور معرفی می‌شود.کافی‌ست نگاهی به تعداد کسب وکارهای نوپا در این کشور که از سال 2006 تاکنون فقط توسط دانش‌آموختگان دانشگاه MIT راه‌اندازی شده‌اند، داشته باشیم؛ بیش از 25000 کسب و کار. این کسب و کارها تا امروز برای بیش از 3 میلیون نفر اشتغال ایجاد کرده‌ و به مجموع درآمد سالانه‌ای معادل با 2 تیریلیون دلار دست یافته‌اند. (این رقم معادل درآمد ناخالص داخلیِ هشتمین اقتصاد بزرگ دنیاست!) سالانه نیز به طور متوسط 900 کسب و کار نوپا توسط دانش‌آموختگان این دانشگاه راه‌اندازی می‌شود.اهمیت و تأثیر سرمایه گذاری خطر پذیرو اما داستان تمامی استارتاپ‌ها با یک ایده شروع می‌شود. ایده‌ای که قابلیت تبدیل شدن به راهکاری نو برای رفع نیازی پنهان از مشتری و یا راه‌حلی بهتر نسبت به راه‌حل‌های موجود برای رفع نیازهای آشکار او را داشته باشد. بدیهی‌ست که استارتاپ برای جذب سرمایه انسانی توانمند، تبدیل  ایده به محصول، معرفی محصول به بازار هدف، تسخیر بازار هدف، رشد و افزایش مقیاس‌ و در نهایت دستیابی به برتری در صنعت خود به منابع مالی بسیار زیادی نیاز دارد. (میانگین سرمایه جذب شده توسط استارتاپ‌های تکنولوژی محور امریکایی در مراحل مختلف توسعه تا قبل از اولین عرضه سهام در بورس 239 میلیون دلار است.)در واقع اگر استارتاپ را کسب و کاری نوپا، تکنولوژی محور و مقیاس‌پذیر بدانیم، ایجاد تحول در صنعت مورد فعالیت، تسخیر ‌سریع بازار هدف و دستیابی به برتری، بدون وجود سرمایه گذاران خطر پذیر در مراحل مختلف رشد و افزایش مقیاس امکان‌پذیر نیست.بنابراین نیاز به بازاری کارا متشکل از سرمایه گذاران خطر پذیر برای فراهم کردن سرمایه پولی مورد نیاز استارتاپ‌ها و مهم‌تر از آن سرمایه‌هایی از جنس اعتبار، روابط، مشاوره‌های عملیاتی و استراتژیک و همچنین تجربه و مهارت‌های مدیریتی مطرح است.به همین دلیل ارزش سرمایه‌ای که سرمایه گذاران خطر پذیر خبره برای استارتاپ های موجود در پرتفلیوی خود فراهم می‌کنند، بسیار فراتر از مبلغ سرمایه تزریق شده، است. برای نمونه یک سرمایه گذار خطر پذیر خبره در محقق شدن رشد و افزایش مقیاس، ایجاد همکاری‌های استراتژیک استارتاپ با دیگر بازیگران کلیدی صنعت، مشتریان یا تأمین‌کنندگان، افزایش کانال‌های فروش، جذب مدیران کلیدی برای استارتاپ، ارائه خدمات حقوقی، مالی و...، تسهیل و تسریع فرآیند خروج بنیان‌گذاران از استارتاپ (از طریق فرآیندهایی مانند ادغام و تملیک، عرضه اولیه سهام و... به دلیل داشتن روابطی کارآمد با پذیره نویسان)، جذب دیگر سرمایه گذاران خطر پذیر برای مشارکت در تأمین مالی استارتاپ در دورهای بعدی جذب سرمایه و... بسیار مؤثر خواهد بود.می‌توان گفت سرمایه گذاران خطر پذیر با فراهم نمودن سرمایه مورد نیاز استارتاپ‌ها در مراحل رشد و افزایش مقیاس، آینده را تأمین مالی می‌کنند. جالب است بدانید موفق‌ترین شرکت‌ها در دو قرن ‌اخیر (اینتل، سیسکو، مایکروسافت، اوراکل، آمازون، فیسبوک، اپل، گوگل و...) همگی در مراحلی از رشد و افزایش مقیاس توسط سرمایه گذاران خطر پذیر تأمین مالی شده‌اند.خطر پذیر بودن این نوع از سرمایه گذاری دقیقا به چه معناست؟سرمایه‌گذار خطر پذیر نسبت به سرمایه‌گذاران فعال در دیگر طبقه‌های دارایی مانند بورس سهام، صندوق‌های با درآمد ثابت، املاک و مستغلات و... ریسک بسیار بیش‌تری را متحمل می‌شود. به عبارت بهتر سرمایه گذار خطر پذیر بسته به مرحله توسعه استارتاپ در معرض ریسک‌های متفاوتی از قبیل تشکیل تیم، نمونه اولیه محصول، تناسب محصول با بازار هدف، درآمدزایی،  مقیاس پذیری، گسترش کسب و کار و... قرار خواهد گرفت.برای مثال سرمایه‌گذار خطر پذیری که سرمایه مورد نیاز در مراحل بسیار اولیه استارتاپ را فراهم می‌کند، در معرض تمامی این ریسک‌ها قرار می‌گیرد. فرض کنید سرمایه گذار خطر پذیر پس از شکل‌گیری نمونه اولیه محصول مبلغ 350 میلیون تومان را در استارتاپ سرمایه‌گذاری می‌کند. موفقیت این استارتاپ و ایجاد بازده سرمایه‌گذاری در افقی 5 الی 7 ساله مستلزم تشکیل تیمی از افراد توانمند، توسعه محصولی متناسب با بازار هدف، ایجاد جریان‌های درآمدی پایدار و قابلیت رشد و افزایش مقیاس استارتاپ است.بنابراین برخلاف سرمایه گذار فعال در بورس سهام که تنها در معرض ریسک‌های سیستماتیک مربوط به اقتصاد کلان، تورم و یا ریسک بازار است، سرمایه گذار خطر پذیر در معرض کلکسیونی از ریسک‌های سیستماتیک و نیز ریسک‌هایی غیر سیستماتیک از قبیل ریسک‌های اندازه بازار در دسترس، شدت رقابت، قوانین و مقررات، مقیاس‌پذیری، مدل درآمدی، خروج از سرمایه‌گذاری و... خواهد بود.بنابراین ویژگی خطر پذیر بودن علاوه بر ریسک‌های بسیار  در این نوع سرمایه‌گذاری، به احتمال بسیار کمِ موفقیت‌های بسیار بزرگ در استارتاپ‌ها بر می‌گردد.طبق داده‌های تاریخی صنعت سرمایه گذاری خطر پذیر، بازده اکثر سرمایه گذاری‌ها بسیار کم و یا صفر است. در این میان تعدادی کم از سرمایه‌گذاری‌ها بازدهی چندین برابر اصل سرمایه (3 تا 10 برابر) و تعداد انگشت شماری بازده‌ای افسانه‌ای دارند. این تعداد انگشت شمار نه تنها زیان مربوط به سرمایه‌گذاری‌های ناموفق را جبران بلکه بخش قابل توجهی از بازده کل را تشکیل می‌دهند.طبق گفته مارک اندریسن، هم‌بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری خطر پذیر Andreessen Horowitz، از هر 4000 استارتاپی که به دنبال جذب سرمایه اند، تنها 5% (200 استارتاپ) قابل سرمایه‌گذاری هستند. از این تعداد نیز 15 استارتاپ، 95% بازده پرتفلیو را تشکیل می‌دهند. به بیان بهتر 95% بازده یک پرتفلیو سرمایه‌گذاری، متعلق به 7.5% از استارتاپ‌های آن است.The biggest secret in venture capital is that the best investment in a successful fund equals or outperforms the entire rest of the fund combined. Peter Thielشاید این اصل برای شما آشنا باشند:از هر 100 استارتاپ موجود در پرتفلیوی سرمایه‌گذار خطر پذیر، 90 استارتاپ شکست می‌خورند، 9 استارتاپ به شرکت‌های کوچک و متوسط تبدیل می‌شوند و تنها 1 استارتاپ بازدهی افسانه‌ای فراهم می‌کند و همانگونه که گفتیم این بازده در صورت وقوع، شکست مطلق و نسبی 99% از استارتاپ‌های موجود در پرتفلیوی سرمایه‌گذار خطر پذیر را جبران خواهد کرد.البته صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر یا جسورانه ای نیز در دنیا وجود دارند که این اصل برای آن‌ها صدق نکند. برای مثال  این اصل برای صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر Sequoia که رکورد بیشترین تعداد یونیکورن (استارتاپ‌هایی با ارزش بیش از 1 میلیارد دلار) را دارد، 5 استارتاپ با بازده افسانه ای یا 5 یونیکورن از هر 100 استارتاپ است. (Stripe ،WhatsApp ،Google Oracle ،YouTube ،Zoom ،GitHub ،Dropbox و.. استارتاپ هایی هستند که این صندوق بر روی آن ها سرمایه گذاری کرده است.)این اصل برای صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر USV نیز صدق نمی کند، چرا که از هر 100 استارتاپی که این صندوق بر روی آن ها سرمایه گذاری کرده است، 8 استارتاپ یونیکورن شده‌اند. (Foursquare ،Kickstarter ،Lending Club، Twitter، Zynga و... استارتاپ هایی هستند که این صندوق بر روی آن ها سرمایه گذاری کرده است.)شاید بتوان مهم‌ترین عامل متمایزکننده‌‌ی صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر یا جسورانه را تجربه‌ و توانمندی General Partners (تیمی که مسئولیت  سرمایه گذاری، مدیریت و نظارت بر استارتاپ‌ها پس از سرمایه گذاری و سپس خروج از استارتاپ‌ها را به عهده دارد.) دانست.I would rather be a better picker of partners than investment  Josh Kopelmanبازده سرمایه‌ گذاری خطر پذیر چه بازه‌ای دارد؟همانگونه که گفتیم این بازه گستره‌ای از صفر مطلق تا 100000% را تشکیل می‌دهد.نمونه‌هایی از سرمایه گذاری‌های خطر پذیر که بازدهی نزدیک به کران بالای این بازه داشته‌اند:در سال 1995 شرکت سرمایه گذاری خطر پذیر Benchmark Capital، مبلغ 6.7 میلیون دلار در پلتفرم امریکایی خرید و فروش آنلاین، eBay سرمایه گذاری و در سال 1999 با بازدهی معادل 5 میلیارد دلار (بازده 71400%) از این استارتاپ خروج کرد و یا سرمایه گذار خطر پذیر، پیتر تیل، نیم میلیون دلار در سال 2005 در فیسبوک سرمایه گذاری کرد و در سال 2012 به بازدهی معادل 80000% دست یافت.The greatest shortcoming of the human race is our inability to understand the exponential function. Albert Allen Bartlettبازده‌های افسانه‌ایِ نادربنابراین جذابیت‌ این صنعت برای سرمایه گذاران خطر پذیر، احتمال دستیابی به بازده‌ای افسانه‌ای است. بازده‌ای که به ندرت اتفاق می‌افتد...اگر یونیکورن‌ها (استارتاپ‌هایی‌ با ارزش بیش از 1 میلیارد دلار) را استارتاپ‌هایی بدانیم که بازدهی افسانه‌ای برای سرمایه گذاران خطر پذیر خود فراهم می‌کنند، طبق مطالعه Aileen تنها 0.07% یا یک استارتاپ از هر 1538 استارتاپ تکنولوژی محور یونیکورن می‌شود.نتایج مطالعه Quartz بر شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر در جهان نشان می‌دهد که 93 یونیکورن توسط 14 شرکت سرمایه گذاری خطر پذیر معروف تأمین مالی شده‌اند و این تعداد تنها 2.6% از معاملات این شرکت‌ها را تشکیل می‌دهد.در رابطه با بازده سرمایه گذاری خطر پذیر در ایران با توجه به جوان بودن اکوسیستم کارآفرینی و بالتبع عدم وجود نمونه خروج‌های شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر از استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو خود، در حال حاضر نمی‌توان عددی را عنوان کرد. اکنون که این مطلب نوشته می‌شود، محتمل‌ترین، نزدیک‌‌ترین و موفق‌ترین رویداد خروج سرمایه گذاری خطر پذیر، عرضه اولیه سهام دیجی‌کالا در بورس تهران به عنوان یکی از استارتاپ‌های موجود در پرتفلیوی شرکت سرمایه گذاری خطر پذیر «سرآوا پارس» است.معمولاً سرمایه گذاران خطر پذیر در بازه زمانی 5 الی 7 سال پس از سرمایه گذاری، سهام خود در استارتاپ را به فروش می رسانند و از استارتاپ خروج می‌کنند. در مطالب آتی به انواع فرآیندهای خروج سرمایه گذاران خطر پذیر از استارتاپ ها می‌پردازیم.جذب سرمایه از سرمایه گذاران خطر پذیر، رایج ترین روش تأمین مالی استارتاپ‌هااین روش تأمین مالی به صورت جذب سرمایه از اشخاص حقوقی و یا حقیقی ثالث در ازای واگذاری بخشی از سهام استارتاپ اتفاق می‌افتد. به عبارت بهتر بسته به ارزش گذاری استارتاپ و میزان سرمایه جذب شده، درصدی از سهام مالکیت به سرمایه‌گذار خطر پذیر واگذار می‌شود. از طرفی به دلیل ریسک بالایی که این سرمایه‌ گذار خطر پذیر متحمل می‌شود، همراه با سهام، امتیازاتی از جنس مدیریت و کنترل استارتاپ نیز به او منتقل می‌شود.به عبارت بهتر در مقایسه با ‌بنیان‌گذاران استارتاپ که سهامداران عادی به شمار می‌آیند، سهام تحت مالکیت سرمایه‌گذاران خطر پذیر، سهام ممتاز است. ممتازیت سهام به این معناست که سرمایه گذار خطر پذیر در ازای تحمل ریسک بالا و همچنین برای اطمینان از امکان بکارگیری مکانیزم هایی برای هم راستا نمودن اهداف بنیان‌گذاران با اهداف خود، از امتیازاتی مدیریتی، کنترلی و اقتصادی نسبت به سایر سهامداران عادی (بنیان‌گذاران و کارکنان کلیدی استارتاپ) برخوردار باشد.بنابراین سهام ممتاز برای سرمایه گذار خطر پذیر حفاظت از سرمایه (در حالاتی که استارتاپ افت ارزش را تجربه می‌کند) و همچنین افزایش اختیار در مدیریت و کنترل استارتاپ را به دنبال دارد.نمونه هایی از تأثیر حقوق و امتیازات سهام ممتاز برای سرمایه گذار خطر پذیردر صورت شکست استارتاپ از مبلغ حاصل از فروش و نقدینگی استارتاپ پس از بازپرداخت بدهی‌ها، ضریبی از اصل سرمایه تزریق شده (معمولاً 2 تا 3 برابر) به سهامداران ممتاز پرداخت و سپس مابقی مبلغ میان هم‌بنیان‌گذاران تقسیم شود.در صورتی که درصدی مشخص از سهامداران ممتاز تصمیم به فروش استارتاپ بگیرند، هم‌بنیان‌گذاران نیز بایستی سهام خود را در رویداد نقدینگی بفروشند.در صورتی که ارزش گذاری استارتاپ در مرحله بعدی جذب سرمایه، به هر دلیلی حتی به دلیل نامساعد بودن شرایط اقتصادی، قحطی سرمایه و یا عوامل سیستماتیک کاهش پیدا کند، سهامداران ممتاز در راستای حفظ درصد سهام تحت مالکیت خود، تعداد سهام بیش‌تری دریافت کنند....بخشی از این حقوق و روابط متقابل بین آن‌ها در طول زمان و با رشد استارتاپ و گذر از مراحل مختلف توسعه، تغییر می‌کنند و بخشی دیگر کارایی خود را از دست می‌دهند.در صورت تمایل به آشنایی کامل با نحوه بهینه طراحی سهام ممتاز و تفاهم‌نامه سهامداری می‌توانید در دوره آنلاین مذاکرات استارتاپ و سرمایه‌گذار شرکت کنید.البته در مواقعی ممکن است شکست استارتاپ به گونه‌ای اتفاق ‌افتد که امکان فروش سهام تحت مالکیت سرمایه گذار خطر پذیر و دریافت بخشی از اصل سرمایه وجود نداشته باشد. برای مثال فرض کنید استارتاپ قبل از رسیدن به نقطه سر به سر شکست را تجربه کند و محصول و تیم آن نیز توسط شرکت دیگری تملیک نشود. بنابراین در این حالت اصل سرمایه قابل بازپرداخت به سرمایه‌گذار خطر پذیر نیست.دیگر روش‌های تأمین مالی استارتاپ۱) تأمین منابع مالی مورد نیاز استارتاپ از سرمایه شخصی بنیان‌گذاران و سپس درآمد خود استارتاپدر این روش که معمولاً در مراحل بسیار اولیه توسعه استارتاپ بکار گرفته می‌شود، بنیان‌گذاران از سرمایه شخصی منابع مالی مورد نیاز را تأمین می‌کنند. البته با ورود به مراحل جدید توسعه و افزایش مبالغ مورد نیاز برای تداوم رشد و همچنین افزایش مقیاس، سرمایه شخصی پاسخگو نخواهد بود. در این مواقع اگر استارتاپ از نظر سودآوری در وضعیتی نباشد که بتوان از محل سود انباشته، سرمایه مورد نیاز برای مراحل بعدی رشد را تأمین کند، بایستی دیگر گزینه‌های تأمین مالی را بررسی نمود.البته منابع مالی مورد نیاز استارتاپ‌ها بسته به صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند، بسیار متفاوت است. بنابراین صنعت مورد فعالیت از عوامل تأثیرگذار در انتخاب گزینه‌های تأمین مالی خواهد بود.برای مثال شاید بتوان با سرمایه شخصی و سپس درآمد استارتاپ، یک آژانس بازاریابی دیجیتال راه‌اندازی و مدیریت کرد اما قطعاً نمی‌توان یک استارتاپ زیست فناوری را به دلیل زمانبر و هزینه‌بر بودن فرآیند تحقیق و توسعه از این روش تأمین مالی نمود.یک پلتفرم تاکسی آنلاین را در نظر بگیرید. مشخص است که بدلیل ماهیت ارزش پیشنهادی و تحول ناشی از آن در صنعت حمل و نقل، احتمال تسخیر بازار، افزایش مقیاس و تشکیل اثر شبکه‌ای تنها در صورت دسترسی به سرمایه‌ای بسیار بالا فراهم است. به بیان بهتر اگر این استارتاپ گزینه تأمین مالی از طریق سرمایه شخصی را انتخاب کند، توانایی افزایش مقیاس (فراهم کردن امکان سفارش آنلاین تاکسی در تعداد زیادی شهر) را ندارد و نمی‌تواند به سهم بازاری قابل توجه دست پیدا کند. برای نمونه اوبر با سرمایه‌ای معادل ۲۴ میلیارد دلار در ۲۲ دور جذب سرمایه از ۹۷ سرمایه گذار خطر پذیر، در حال حاضر در بیش از ۶۰ کشور و ۴۰۰ شهر فعالیت می‌کند.۲) تأمین مالی استارتاپ از طریق وام بانکیعدم وجود سابقه فعالیت برای استارتاپ، ریسک‌ و عدم قطعیت‌های فراوان در اوایل شکل‌گیری آن، چالش فراهم کردن وثیقه و…  دریافت وام بانکی را دشوار می‌کند. حتی در صورت فراهم کردن وثیقه و امکان‌ دریافت مبلغ مورد نیاز از بانک، به هیچ وجه نمی‌توان از قابلیت درآمدزایی استارتاپ و امکان بازپرداخت اصل و فرع وام دریافت شده در سررسید‌های مشخص اطمینان حاصل کرد.البته این تأمین مالی در صورت امکان مزایایی نیز خواهد داشت. برای مثال برخلاف تأمین مالی از طریق سرمایه گذاران خطر پذیر، در این روش مالکیت تمامی سهام استارتاپ متعلق به بنیان‌گذاران است، بانک هیچگونه دخالتی در مدیریت استارتاپ ندارد و استارتاپ در صورت موفقیت بدهی خود را با هزینه‌ای بسیار اندک پرداخت و ۱۰۰% سهام استارتاپ را حفظ می‌کند.۳) تأمین مالی استارتاپ از طریق آشنایان و نزدیکانگزینه دیگر استارتاپ دریافت سرمایه مورد نیاز از افرادی ست که صرفاً به دلیل آشنایی و علاقه شخصی به موفقیت بنیان‌گذاران حاضر به فراهم کردن چنین مبلغی هستند. برای مثال مادرتان، دوست پدرتان و…حتی در صورت وجود این افراد و تمایل به تأمین سرمایه در مراحل اولیه به دلیل محدودیت ثروت شخصی، امکان تأمین مالی با مبالغ بالاتر در مراحل بعدی توسعه و گسترش از این روش امکان‌پذیر نیست.مطالب بیشتر در زمینه استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاری خطرپذیر را می‌توانید در این لینک مطالعه کنید. </description>
                <category>زهرا افسری</category>
                <author>زهرا افسری</author>
                <pubDate>Wed, 29 May 2019 13:31:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>