<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا کریمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahrakarimi</link>
        <description>کارشناس آموزش ابتدایی و آموزگار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 21:43:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1266654/avatar/FPuBnx.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا کریمی</title>
            <link>https://virgool.io/@zahrakarimi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مگر دلتنگی سراغ معلم ها هم می رود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrakarimi/%D9%85%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-ou7ro4dtn0ii</link>
                <description>یکی از جدا نشدنی ترین قسمت ها از معلم کلاس اول بودن ( عمدتا دختر بچه ها‌‌ ‌)، دیدن دلتنگی دانش آموزان برای مادران شان است. بچه هایی احساسی که باید آن ها روی پاهایت بنشانی در آغوشت بگیری و دلداری شان بدهی و به این امید دلگرم شان کنی که : وقتی ظهر به خانه بروی مامانت رو می بینی! وقتی دیدیش حتما کلی بغلش کن! » و به آن ها یادآوری کنی که :« اشکالی ندارد که آدم دلش برای مادرش تنگ بشود! بالاخره آدم گاهی دلتنگ می شود!» گاهی وقتی که از این طریق میخواهم بچه ها را آرام کنم، شوخی کوچکی هم چاشنی دلداری دادن می کنم و میگویم: می دونی چیه، من هم دلم برای مامانم تنگ شده! حالا من چیکار کنم؟  منم بشینم با هم گریه کنیم؟» معمولا بچه ها از این حرف خنده ی شان می گیرد و کم کم قیافه ی اخمو شان باز می شود. احتمالا به این فکر می کنند که مگر خانم معلم هم دلتنگ مادرش می شود؟ مگه خانم معلم، آدمْ بزرگ نیست؟راستش این است که وقتی این شوخی بی مزه را می کنم، عجیب احساس دلتنگی سراغم می آید. اما یک دلتنگی خاص با ترس از دست دادن‌. چیزی که من از آن میترسم، از دست دادن مادرم است آن هم وقتی که هنوز نتوانسته ام روزهای قشنگی را برایش رقم بزنم. وقتی فکر می کنم که ممکن است مادرم زمانی از کنارم برود که هنوز آن سفری که در ذهنم بوده را، با هم تجربه نکرده ایم، یا وقتی برود که هنوز نتوانسته باشم با تمام توان برای تولدش یا روز مادر سورپرایزش کنم و هدیه ای که دلم میخواست را برایشم بخرم یا در ماشین نداشته ام سوارش کنم و با هم اطراف شهر دور بزنیم، دلم عجیب می گیرد. خوشحال کردن مادرم، آن هم همان شکلی که رویایش را دارم، یکی از بزرگ ترین خواسته های من است که میخواهم خدا به قلب مادرم نگاه کند و شرایطش را برایم فراهم کند.علاوه بر همه ی این‌ها یک چیز دیگر هم ناراحتم می کند و آن هم این که گاهی به این فکر می کنم که بعدها، در نبود مادرم، آیا کسی هست که مثل یک معلم که درد هایمان را با او در میان می گذاریم، ناز من را بکشد و بتوانم دلتنگی ام را برایش بازگو کنم؟ در وضعیت ناراحتی، داشتن یک همدل، مسکن خوبی است و دلتنگی درد بدی است؛ دردی که ناگریز چه بخواهیم و چه نخواهیم عاقبت سهم مان می شود. حقیقت این است که این جهان جز غم چیزی در نهایت ندارد.امیدوارم در این دنیای فانی، خدا کمک کند و بتوانیم تا کنار همدیگر هستیم، روزهایی را کنار هم تجربه کنیم که حداقل حسرت، نمک بر زخم دلتنگی مان نریزد تا ببینیم برای بعد از این دنیا، خدا چه برنامه ای برای مان چیده است.این روز ها شما دلتنگ چه چیز هستید؟ از دست دادن چه چیز شما را می ترساند؟ بنویسید تا شاید آرام تر شوید. :)</description>
                <category>زهرا کریمی</category>
                <author>زهرا کریمی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 11:25:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت هایم را کو؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrakarimi/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%88-deyo9lpcoms3</link>
                <description>چند روز گذشته،به مناسبت آغاز سال جدید میلادی، پستی از دوستی دیدم که درباره ی موفقیت هایش در سال ۲۰۲۲ منتشر کرده بود. الحق که سال پر افتخاری ساخته بود.ناخودآگاه به این فکر کردم که در سال گذشته، من چه موفقیت های چشمگیری داشتم؟ آیا لوح تقدیری دریافت کردم؟در همین فکر بودم که یادم آمد دوست دلسوزی به من گفته بود که باید به خودم گوشزد کنم موفقیت یعنی همین که تو در مسیر آنچه باشی که می خواهی و به جاده خاکی نزنی! در این دنیایی که خیلی از آدم ها دستاورد های مشابهی دارند، شاید دستاوردهای معمول چندان جذابیتی نداشته باشند! مثلا یک نفر برای گرفتن گواهی نامه رانندگی اقدام می کند و بالاخره دیر یا زود موفق به دریافت آن می شود، این شخص چقدر برای خود خوشحال می شود؟ چقدر او را تشویق می کنیم؟ یا این که آن را یک اتفاق معمولی می دانیم؟ آیا باید یک نفر مثلا مدال طلای المپیاد بیاورد یا موشک به فضا بفرستد که او را تحسین کنیم و آن شخص به خودش افتخار کند؟شاید بهتر است به جای این که از خودمان بپرسیم که به کجاها رسیده ایم،  بررسی کنیم که چقدر از مسیر چند ساله ی مان را درست رفته ایم و چگونه مسیرمان را ادامه دهیم و اگر جایی را اشتباه رفته ایم، از سرزنش کردن دست برداریم و وارد دعوا با خودمان نشویم.خوب است که شروع سال جدید را بهانه ای برای ارزیابی و البته در آغوش گرفتن خود ارزشمندمان  قرار دهیم‌، حتی اگر به جای دستاورد، «از دست رفته» ای هم داشته ایم!حالا تو از خودت بگو، مسیرت را در سالی که گذشت چگونه گذراندی؟ برنامه ی جدیدت چیست؟</description>
                <category>زهرا کریمی</category>
                <author>زهرا کریمی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Jan 2023 01:35:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراتر از گلایه، خلق اثر جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrakarimi/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-g2skhew5w7kw</link>
                <description>بیرون زِ تو نیست آنچه در عالم هستدر خود بطلب هر آنچه خواهی که توییحضرت مولاناگاهی می شنویم که می گویند اگر می خواهی فلان نتیجه را ببینی، باید حتما از این مسیر بروی، باید حتما فلان کار را انجام بدهی و حتما شبیه به فلانی و فلانی و فلانی باشی تا چیزی که می خواهی به انجام برسد؛ که اگر این تقلید ها و تکرار شدن ها خوب بود، یک دردی از جامعه ما و  دنیای ما، دوا می شد.من فکر می کنم برای اتفاقات جدید، باید مسیر های جدیدی را امتحان کنیم و یک شخصیت جدیدی باشیم.شاید اگر به جای مقلد بودن، انرژی مان را برای یک خلاقیت جدیدی مصرف کنیم و از تفاوت های خاص درونی خودمان بهره بگیریم، بتوانیم تغییرات موثری خلق کنیم و یک شخصیت مفید باشیم! یک شخصیتِ مفید و خلاق که قربانی تقلید نمی شود و ارزشی جدید  به این دنیا اضافه می کند. بالاخره هر انسانی، درون خود توانایی هایی دارد که با هر کدام از این توانایی ها می توان تاثیراتی ایجاد کرد.چقدر ما به کودکان و نوجوانان مان یاد می دهیم که نسبت به دنیای بیرون منفعل نباشند و واکنششان فراتر از گلایه کردن باشد؟ چقدر ما به فرزندانمان می آموزیم که به دنیای بیرون با یک نگاه نقادانه نگاه کنند و برای گشایش گره ها، فکر کنند و راهکاری ارائه بدهند؟چه خوب می شود که خانواده ها و مدرسه ها، از نیروی فکر و خلاقیت دانش آموز خود برای حل مسائل منزل و مدرسه کمک بگیرند و دانش آموز ما تبدیل شود به یک شهروندی که در هر جایگاهی که هست می تواند به خوبی شرایط را بررسی کند و ارزشی جدید برای بهتر شدن اوضاع بیافریند.به نظرم در حال حاضر، ما در جامعه مان، بیشتر از هر چیز  باید به پرورش  دل هایی جسور و دلسوز و ذهن هایی نقاد بپردازیم که خروجی آن بشوند ، تعداد زیادی از افراد که باور دارند می توان اتفاقات جدیدی رقم زد و به خوبی ها نزدیک تر شد. این روزها ما بیشتر از قبل باید به سراغ  افسانه های حماسی و روایت هایی از قهرمانان واقعی مان برویم! نکند که روحیه ی حماسه آفرینی در میان مردمان این سرزمین، فراموش شود!</description>
                <category>زهرا کریمی</category>
                <author>زهرا کریمی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 23:43:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>