<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahramohammadi</link>
        <description>معمار فریلنسر و پژوهشگر حوزه معماری، بنیان گذار گروه معماری «پناه»</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 23:11:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/72307/avatar/r90AvW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@zahramohammadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انصراف از نمای رومی !</title>
                <link>https://virgool.io/@zahramohammadi/%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C-gs8erc60ft8k</link>
                <description>معماری و سبک زندگی دو مفهوم مرتبط با یکدیگرند و هر کدام، بر دیگری تأثیرگذار.در معماري هاي برون گراي امروزی، عموماً همه چيز در معرض و منظر همه است، از حیاط خانه كه به راحتي در معرض ديد غريبه هاست، تا داخل ساختمان كه همه در يك فضا زندگي مي كنند و فقط اتاق هاي خواب از يكديگر جدا هستند. افرادِ چنين خانواده هايي، به علت نبود فضاهاي متناسب، دائماً در معرض مزاحمتِ يكديگرند و با صداي خود و فعاليتهایشان، ناخواسته همديگر را آزار می دهند و از این جهت ساكنان اين خانه ها از اسایش و ارامش چندانی برخوردار نمی باشند.در خانه‌های قدیمی بخش‌های مختلف خانه، اسامی و کارکردهای جداگانه داشته و به ‌نوعی هر کدام از قسمت‌های خانه، هویت داشتند؛ بهارخواب، ‌مهتابی، اتاق گوشواره و... که هر کدام با کارکردهایشان به خلق همین آرامش کمک می‌کردند. عنصر حیاط، آسمان، ‌نور، آب و سبزی را هم داشته‌ایم. آیا با برچیده‌شدن این فضا ها توناسته ایم جایگزین مناسب و درخوری برایشان ارائه کنیم؟ یا فقط به فکر فروش سانت یه سانت یک آپارتمان بی کیفیت هستیم؟ آپارتمانی که از درون ملغمه ای از فضاهای بی کیفیت است و از بیرون معماری روم باستان را نمایان میکند چنانکه کلیساهای فلورانس در برابرش کم می آورند....! تصور میشود که فهم ما از معماری فضاهای مسکونی دچار دگرگونی عمیقی شده است؛ نقش سوداگران بازار مسکن و بساز و بفروش ها هم در این بین کاملا مشهود است مثل اینکه ما بخش قابل‌توجهی از واژه‌ها را در زبان فارسی حذف کنیم. الان آیا شما در خانه‌تان ایوان دارید؟ تفاوت آن با بالکن چیست؟ تفاوت این‌دو با تراس چیست؟ آیا در خانه‌تان شاه‌نشین، ‌مهتابی یا بهارخواب دارید؟ ما درحال حاضر اتاق خواب، ‌ناهارخوری، پذیرایی و نشیمن داریم که در گذشته هیچ‌کدام از اینها را نداشته‌ایم. انگار در دوران جدید فضاها را فقط در وجه کمی‌شان به جا می‌آوریم. آن نام‌هایی که قدیم می‌گذاشته‌اند، به وجه کیفی فضاها اشاره داشته است. می‌دانید بهارخواب به چه معناست؟محوطه نیمه‌بازی بوده که برای استفاده در فصل بهار و استراحت مناسب بوده است.یک قسمتش واژه «بهار» دارد، یک قسمتش واژه «خواب». در فصل بهار عجله داشته‌ایم زودتر بیرون بخوابیم تا در فرصت چنددقیقه‌ای قبل خواب، از تماشای آسمان لذت ببریم. اما سحرهای بهاری سرد است. بهارخواب به شکل یک ایوان بدون سقف و سه‌طرف‌بسته طراحی شده بوده تا آن نسیم، ‌کسی را اذیت نکند. شما چند وقت است آسمان را تماشا نکرده‌‌اید؟ برج های سر به فلک کشیده و اسمان پر دود چقدر این فرصت را برای شما فراهم میکند؟اصلا احساس نیاز می‌کنید که آسمان را تماشا کنید؟ در گذشته ابتدا احساس نیاز می‌کردند و بعد برایش فضا می‌ساختند؛ مثل اینکه ما غذا را بخوریم فقط برای رفع گرسنگی نه برای لذت‌بردن از غذا؛ مثل تفاوت میان غذای بیمارستان و قورمه‌سبزی است. شما غذای بیمارستان را برای رفع گرسنگی می‌خورید اما برای خوردن قورمه‌سبزی، لحظه‌شماری می‌کنید و هوس آن را دارید. وضعیت خانه‌های جدید ما هم همین است؛ دیگر آن عطر و طعم را نداریم و دائما می‌خواهیم برای تمنای کیفیت، پاسخ‌های کمی بدهیم. وقتی می‌پرسیم خانه خوب چیست، چیزهایی را برمی‌شماریم که آسایش صرف را تأمین می‌کند؛ در صورتی که در گذشته، خانه خوب یعنی خانه باصفا.بعضی استادان معماری معتقدند که طرح معماری برخی خانه‌های امروز، ‌همراه با تفاخر و تبختر و به دور از فرهنگ ماست. سلیقه مردم عادی هم که سررشته‌ای از معماری ندارند، بر اساس چیزی که به آنها عرضه می‌شود شکل می‌گیرد؛ پس چه ‌کسی باید به دنبال این کار برود؟ اصلا دانشجویان معماری ما چقدر با این مفاهیم آشنا می‌شوند که ساختمان‌هایی که طراحی می‌کنند هم به‌روز و معاصر باشد و هم در عین حال، آرامش و صفا داشته باشد؟نمای موسوم به رومی که ما در رم هم نمونه آن را ندیده‌ایم، طرحی با هویت و اصیل نیست و به زودی موعدش سر میرسد و کسانی که آن ‌را پدید آورده‌اند یا در این خانه‌ها ساکنند هم خسته شده‌اند؛ چون این ‌سازی‌ نیست که با فرهنگ ما کوک باشد.شاید به همین دلیل در یک سال اخیر، نماهای آجری یا نماهای ترکیبی سنگ و آجر کمی رواج یافته ‌است. و اندک اندک به زمان انصراف از این نماها نزدیک میشویم.در طراحی های معاصر هم ما در واقع داریم 80متر فضا را دور می‌ریزیم. با تخت‌گذاشتن داخل اتاق، دیگر نمی‌توانیم وارد آن شویم؛ میز توالت هم می‌گذاریم و می‌گوییم رسم است. در چنین اتاقی فقط می‌توان خوابید؛ هیچ کار دیگری نمی‌توان کرد. در اتاق غداخوری فقط می‌توان غذا خورد. اما در فضای 80متری خانه بروجردی‌ها همه کار می‌شد کرد؛ با کمک مبلمان منعطف. رختخواب، ‌سفره و... که به‌راحتی جمع می‌شد و پهن می‌شد. ژاپنی‌ها همان مبلمان منعطف را با تکنولوژی جدید مدرن کرده‌اند. کرسی‌هایشان را طوری طراحی کرده‌اند که جمع شود و بتوان به آن تکیه داد؛ به کیفیت پاسخ داده‌اند. اما ما داریم فضا را به گونه ای طراحی میکنیم که کمترین تنوع فعالیت را بتوان در ان متصور شد.</description>
                <category>زهرا محمدی</category>
                <author>زهرا محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Oct 2019 18:25:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای آینده طراحی کنیم نه زمان حال</title>
                <link>https://virgool.io/@zahramohammadi/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84-edzicogzgvel</link>
                <description>مدتی قبل جمله ای رو در پادکست 10 صبح شنیدم با این مضمون که : هرکاری که در خارج از ایران داره به یک شکل متفاوتی انجام میشه یک روز در ایران هم به همون شکل انجام خواهد شد قطعا ما هم 4 یا 5 سال پیش تصور نمیکردیم که بتونیم با یک اپلیکیشن تاکسی بگیریم، حالا یک نکته جالبی خارج از بحث بگم : اولین باری که من با پدیده تاکسی اینترنتی آشنا شدم اولین سوالی که برام ایجاد شد این بود که چرا امکان رزرو آنلاین تاکسی برای چند ساعت یا روز آینده رو نداره؟ مثلا گاها پیش میاد که ما قرارهای قطعی ای داریم که میدونیم ممکنه قبلش واقعا درگیر باشیم و استرس پیدا نشدن تاکسی میتونه کار رو برامون سخت تر هم بکنه ، خب من تصور میکردم خیلی خوب میشد که وقتی قراره سر ساعت و روز خاصی بریم فرودگاه یا همایشی خاص امکان رزرو تاکسی برای اون ساعت از روز قبل در بستر همین اپ ها ممکن بود. تا اینکه چند روز پیش توی توییتر خبری خوندم مبنی بر اینکه یکی از شرکت های تاکسی آنلاین این سرویس رو اضافه کرده فقط نفهمیدم چرا اینقدر دیر به فکرش افتادن؟بگذریم، دنیا داره به سمت اینترنت اشیا میره و مدتهاست از بحث هوشمندسازی منازل و دستیار های هوشمند عبور کرده ، و ما هنوز داریم با فیلتر شکن هامون کشتی میگیریم ...!قطعا نمیشه در برابر سرعت پیشرفت تکنولوژی مقاومت کرد مدتی بعد در ایران ما هم شاهد اینترنت اشیا خواهیم بود اما نکته ای که باید امروز مورد توجه معماران عزیز قرار بگیره این هست که به زودی طراحی دکوراسیون داخلی قطعا به این شیوه سنتی انجام نخواهد شد و حتی نمیشه نقش هوش مصنوعی رو هم در این فرایند نادیده گرفت.پله قبل از اینترنت اشیا در ایران بنظر من هوشمند سازی منازل هست و حداقل فکر کردن به زیرساخت و بستر لازم برای اجرای اون میتونه در سال های آتی باعث تمایز شما از سایر رقبا بشه.این موارد میتونن ایده های مناسبی برای راه اندازی استارتاپ های بیشتری در حوزه معماری و ساختمان باشن البته استارتاپ به این معنا که ما تلاشی برای وارد کردن نوع خاصی از تکنولوژی به داخل کنیم که قطعا حمایت سرمایه گذاران فعال در این حوزه رو میطلبه .  شما جای خالی چه سرویسی رو در حوزه معماری و صنعت ساختمان احساس میکنید؟ به نظرتون چه خدماتی پتانسیل آنلاین انجام شدن رو دارن و در حال حاضر ازشون غافل هستیم؟خلاصه اینکه از استارتاپ های حوزه معماری غافل نباشیم.  </description>
                <category>زهرا محمدی</category>
                <author>زهرا محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Oct 2019 18:37:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری نباشیم که فقط و فقط (معماری) بلد است!</title>
                <link>https://virgool.io/@zahramohammadi/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-n4vfubwevkag</link>
                <description>معمار مولتی دیسیپلین کیست؟معماری که گرافیک هم بلد است (فران سیلوستره )معماری که فلسفه را هم می فهمد (پیتر آیزمن )معماری که ریاضی هم بلد است (زاها حدید)معماری که تکنولوژی را هم می شناسد (نورمن فاستر)معماری که مجسمه سازی نیز بلد است ....معماری که علم اقتصاد هم دارد.... (شاید شما باشید)همه این افراد  موفق تر و تاثیرگذار تر از معمارانی هستند که فقط (معماری) بلدند! با نگاهی کلی به سیر تحول بیزینس ها در دنیای امروز و با دیدگاهی روشن نسبت به آینده بازار کسب و کارها، حتما دریافته اید که بهترین فرصت های شغلی برای افراد چند مهارته فراهم میشود. در دنیای کسب و کار امروز به این افراد بهای بیشتری داده شده و از همه مهم تر دارای امنیت شغلی بالاتری هستند چرا که این افراد کمتر قابل جایگزینی و تکرار هستند. همچنین رقابت با آن ها بسیار دشوار بوده و از امکان پیشرفت بهتری نیز برخوردار خواهند بود. قطعا داشتن مهارت های چندجانبه و در عین حال مکمل تخصص شما، سبب تمایز بیشتر شما از دیگران خواهد شد و دنیای مدرن امروز، تمایز و شاخص بودن را بیشتر می جوید. خاص بودن و ایجاد تفاوت شعار بسیاری از شرکت ها و کمپانی های بزرگ است.این نکته را از یاد نبریم که تعداد گرایشات آکادمیک معماری کمتر از ده تاست اما تعداد مشاغل مرتبط با این رشته بیشمار است. افرادی که با توجه به دغدغه و علایق خود و در کنار آن ، همگام با تخصص و دانش آکادمیکشان شغل جدیدی را تعریف می کنند نسبت به افرادی که در چارچوب کلیشه های تکراری گرفتار می شوند موفق تر خواهند بود. خلق و ایجاد شغلی با عنوانی جدید کار چندان دشواری نیست فقط اندکی فکر کنید، شما در کنار تخصص اصلی خود چه مهارت خارج از برنامه و یا مکملی را آموخته اید که سبب میشود کارهایی را راحت تر، سریع تر و با کیفیت تر از دیگران انجام دهید؟ و یا آموختن چه مهارت هایی شما را از این جنبه در بین سایرین خاص میکند؟ آیا برای شما پیش امده است در انجام کاری که سایرین طی اجرای آن از دیگران کمک میخواهند، شما بدون کمک و به تنهایی خروجی بهتری را ارائه دهید؟ اگر جواب بله است به شما تبریک میگویم شما نسبت به سایرین فرد ارزشمندتری هستید.به روز بودن و فرایند یادگیری مداوم و پیوسته سبب تکمیل مهارت های شما در زمینه های متفاوت و مرتبط با حرفه شما خواهد شد، و این همان نقطه ای است که شما را تبدیل به نیرویی خاص و ارزشمند برای سازمان میکند.فرایند توسعه فردی و همگام بودن با مسیر پیشرفت کسب و کارهای جدید تنها راه موفقیت و شاخص شدن شما به عنوان یک معمار خواهد بود. به زعم من تلاش برای برقراری ارتباط کسب و کارهای مبتنی بر تخصصهای تک-بعدی، با مهارت های مکمل کلید موفقیت برای آینده بیزینس هاست.</description>
                <category>زهرا محمدی</category>
                <author>زهرا محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Sep 2019 14:32:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان معماری که برنامه نویس ها را دوست دارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@zahramohammadi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-zcxab0lbvkb6</link>
                <description>از وقتی که یادم میاد پای یک کامپیوتر با ویندوز 98 ! دنبال پیدا کردن بازی بودم، بچه بودم و عقلم نمیرسید که بازی رو باید نصب کرد و کامپیوتر نمیزاد بازی ها رو ...! اینقدر پیگیر بودم که دیگه ور رفتن به word و power point برام حکم سرگرمی رو داشت این قضیه مال 7-8 سالگی من بود. بعدها توی سن راهنمایی عاشق صفحه فناوری روزنامه خراسان شدم و تقریبا سالها هر روز میخوندمش. یادمه اولین عکس آیفونی که معرفی شد رو اونجا دیدم و برای اولین بار معنی عشق در نگاه اول رو درک کردم من اینقدر شیفته اپل و فلسفه دیزاینش بودم که بعد از خبر فوت استیو جابز تا مدتی شدیدا غمگین بودم بیشترش هم به این خاطر بود که فکر میکردم دیگه محصولی به زیبایی آیفون قرار نیست خلق بشه! توی پرانتز بگم که کسانیکه در حال حاضر من رو میشناسن میدونن که من یک مینیمالیست واقعی هستم اما چیزی که نمیدونن اینه که ریشه این قضیه به طراحی محصولات اپل برمیگرده نه آموخته های دانشگاه معماری.در اصل من اول فلسفه و سبک مینیمال رو یاد نگرفتم تا بعد بهش علاقه مند بشم بلکه من سالها مینیمالیست بودم و بعد از آشنایی با این تعریف فهمیدم، چه خوب پس من تنها نیستم.از بحث دور نشیم ، من الان مهندس معمارم ، شغل و رشته ام رو دوست دارم اما هنوز هر خبر و سخنی از دنیای تکنولوژی و برنامه نویسی و کامپیوتر و سخت افزار و .... منو سر شوق میاره . نه اینکه بخوام برنامه نویسی یاد بگیرم ها! نه اصلا. اما از پیگیری و بودن توی حال و هواشون لذت میبرم.مثلا من وقتی دارم یک پلان طراحی میکنم و پای اتوکد نشستم، ترجیح میدم به جای موسیقی به رادیوگیک جادی گوش بدم. خلاصه من یک آرشیتکت هستم که دنیای کامپیوتر رو دوست داره اما خودش رو نه صاحب نظر میدونه و نه متخصص. میدونم که این علاقه حتی نمیتونه نشونه استعداد باشه بلکه فقط علاقه است.حالا سوالی که پیش میاد اینه که چی میشه هر کسی یه ذره معماری رو دوست داره و 4 تا مقاله از اینترنت میخونه به ناگاه تبدیل میشه به صاحب نظر و هوم دکوراتور و هوم استایلیست و بلاگر دکوراسیون.....! ختم کلام اینکه علاقه مهر تاییدی بر دانش و تخصص نیست.شهریورماه یکهزاروسیصدونودوهشت</description>
                <category>زهرا محمدی</category>
                <author>زهرا محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 20:55:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>(بنا)ست که میماند</title>
                <link>https://virgool.io/@zahramohammadi/%D8%A8%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-e40hxyokddjr</link>
                <description>جستاری در باب حال بیمار معماریخواه ناخواه زندگی همه ما گره ای عمیق با معماری خورده است. خانه، محل کار، فروشگاه ها، کافه و رستوران ها و ... همه و همه محصولی درست یا غلط از معماری اند. به بیانی دیگر ما در طول زندگی در حال تردد از ساختمانی به ساختمان دیگر هستیم. تقریبا تمام ساعاتی را که زیر یک سقف سپری میکنیم در حال تجربه یک بنا هستیم.تا به حال به کیفیت تجربه ی خود از یک بنای معماری توجه و دقت کرده اید؟ نمیتوان منکر این مسئله شد که حس متفاوت فضاها، تاثیری مستقیم بر عملکرد و عادات روزمره ما دارد و عادات ما به مرور شکل دهنده  شخصیت و سبک زندگی ماست . حتما با این مورد روبرو شده اید که نوع خاصی از طراحی در یک ساختمان سبب شکل گیری عادت یا رفتاری خاص در ما شده است. به عنوان مثال : فرم و نوع پلکان ، اختلاف سطح های داخلی ، ارتفاع های متفاوت و چشم انداز و دید و منظر. پیش نیامده که بخاطر نور یا اشراف به منظری خاص میز صبحانه خوری یا صندلی مطالعه خود را در کنج دنجی بگذارید؟ نکته قابل تامل در این مورد، قیمت، مارک و کیفیت مصالح نیست، بلکه فضا خود به مثابه ارزشی افزوده سبب ایجاد احساس و تجربه ای خاص در مخاطب نهایی میشود اما این حس و تجربه قابل قیمت گذاری نیست. از طرفی خلق آن هم قطعا کار ساده ای نیست، چیزی که تقریبا هیچ سازنده ای به آن فکر هم نمیکند، چرا که غالبا سعی بر این است که سنگ های ایتالیایی و کاغذ دیواری متری خدا تومان را به عنوان ارزش به مخاطب عرضه کنیم! تا شاید حواسش از طراحی ساده انگارانه و غیر اصولی ما پرت شود. سوالی که باید از طراحان و سازندگان پرسیده شود این است که : ما به عنوان معماران تجربه زندگی تا چه حد به حس و تجربه مخاطب احترام میگذاریم ؟ باید تلاش کنیم روزی در لایه های زیرین و پنهان طراحی و ساخت پروژه های معماری فکر و ایده ای معمارانه خوابیده باشد که هدف نهایی اش بهبود و ارتقای کیفیت زندگی باشد نه فقط افزایش سود و منفعت سازندگان. به امید روزی که بیشتر و عمیق تر به تجربه انسان ها از بنا ها بنگریم چرا که عمر ساختمان ها از زندگی ما بیشتر است . ما میرویم و نسل های آینده در این ساختمان ها تجربه متفاوتی خواهند داشت و این حس است که ماندگار است در بین نسل ها و گذر سریع و برق آسای زمان.پر بیراه نیست که بگوییم بناست که میماند.</description>
                <category>زهرا محمدی</category>
                <author>زهرا محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Sep 2019 11:54:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>