<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zahrat</link>
        <description>کلمه‌نویس و رویاپرداز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:29:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4862896/avatar/iHUjt2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا</title>
            <link>https://virgool.io/@zahrat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پرنده‌ها از ما باهوش‌ترند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrat/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-xoc7ahx92rjs</link>
                <description>تا چندماه قبل پرنده‌نگری برای من تفریحی حوصله‌سربر و مرفهانه برای خرج کردن پول‌های اضافه بود. پرنده‌ها همیشه در همه‌جا هستند و آواز می‌خوانند و همین. کتاب فلسفه پرندگان ولی همه‌چیز را تغییر داد و حالا واقعاً کنجکاوی بیشتری نسبت به دنیای این موجودات دارم.خواندن جستارهای فلسفی و متن‌های زیست‌شناسی  کار راحتی نیست و هرکسی هم به آن علاقه ندارد. اما کتاب فلسفه پرندگان با ترکیب نوشته‌های یک فیلسوف و یک زیست‌شناس و پرنده‌نگر یکی از جذاب‌ترین جستارهای فلسفی است. کتاب بیست و دو فصل دارد و در هر فصل یک رفتار خاص از یک‌گونه پرنده بررسی می‌شود. شاید عجیب به نظر بیاید؛ اما ظاهراً پرنده‌ها بیشتر از تصور ما رفتارهای مشابه انسانی دارند. معمولا وقتی این شباهت‌ها را بررسی می‌کنی، متوجه هوشمندی خاص پرنده‌ها می‌شوی؛ اینجا است که پرنده‌نگری دیگر تنها یک تفریح لوکس به‌حساب نمی‌آید و یک کلاس درس متفاوت می‌شود.نویسندگان تلاش می‌کنند نشان دهند بسیاری از مفاهیمی که انسان آن‌ها را مختص خود می‌داند،  از سوگواری و همکاری گرفته تا یادگیری و سازگاری، در زندگی پرندگان نیز قابل مشاهده‌اند. در خیلی از موارد این پرنده‌ها هستند که راهکارهای هوشمندانه‌تری برای این مسائل دارند.زندگی پرندگان، درست مانند زندگی خود ما، با انواع گوناگون رویدادهایی شکل می‌گیرد که شبیه مرگ‌های کوچک و نوزایی‌هایی کوچک هستند. یک نمونه‌اش پرریزی یا تولک رفتن است. اگرچه ممکن است تعدادی از موهایمان بریزد و جاهایی از سرمان خلوت شود، اما انسان این مراحل پرریزی را تجربه نمی‌کند. بااین‌حال، زمان‌هایی است که ما هم باید پرریزی کنیم، یا دگرگون شویم. در لحظه‌های تعیین‌کننده خاصی در طول زندگی‌‌مان ما هم باید به‌نوعی از نو آغاز کنیم، جامه نو به تن کنیم، یا آرایش موها یا سبک زندگی‌مان را تغییر دهیم. اما چنین اتفاق‌هایی بسیار به‌ندرت رخ می‌دهد.(فصل 1. پذیرش آسیب‌پذیری‌مان- گرفتِ مرغابی) </description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 13:33:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوی غصه روی کاشی‌های سفید</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrat/%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%BA%D8%B5%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-plxk41bvfvoz</link>
                <description>تمامی خاطرات بویی منحصربفرد دارند که به هیچ شکلی از بین نمی‌رود. بوی خاطرات به مکان‌ها و وسایل منتقل می‌شود و شاید در گذر زمان کمتر حس شود اما همیشه باقی می‌ماند، کافی است چشم‌هایت را ببندی و دقت کنی.نعناع جونه در کتاب کارت پستال می‌گفت :«هروقت غصه‌ای دارید، بروید حمام و آن‌ها را بشوئید. وقتی آبی از سر رو رویتان سرازیر می‌شود، اگر درست نگاه کنید غم و غصه‌ها را  می‌بینید که با آب شسته شده و می‌رود. هرچه غصه زیادتر باشد، رنگ آب سیاه‌تر است.» این چیزی است که تمام دختران در خوابگاه‌ها می‌دانند و به همین خاطر است که صف حمام خوابگاه دختران همیشه طولانی است.حمام رفتن در خوابگاه دختران دست‌کمی از رفتن به حمام‌های عمومیِ دور از خانه در زمان قدیم ندارد؛ آماده کردن وسایل مرحله اول است و بعدتر شستن غصه‌ها و رد خاطرات نفر قبلی از دیوارهای حمام. بعضی غصه‌ها سمج هستند و باید با آب داغ و مایع شستشو به جنگ آن‌ها بروی. آن‌وقت است که تازه شستشوی فکرها و غصه‌ها شروع می‌شود. غصه‌ی بعضی‌ها بوی شامپوهای بچه دارد که نرم و نازک است. کافی است کمی زیر آب داغ بشینی و فکر کنی و اجازه بدهی زمان آن را حل کند. غصه‌ی بعضی دیگر ولی شبیه علف‌های هرز باغ انگور است؛ با انواع شامپو و صابون هم پاک نمی‌شود و باید با زور سراغ آن بروی. پاک می‌شود؟ گاهی مواقع. گاهی هم خسته می‌شوی و اجازه می‌دهی غصه بماند، شبیه یک علف هرز کوچک.فرقی ندارد چند سال بگذرد؛  هربار وارد حمامی در یک خوابگاه متروک شوی، یا حتی فقط عکسش را ببینی. بوی همان غصه‌ها برمی‌گردد؛ غصه‌هایی با رنگ‌ها و لهجه‌های مختلف که سال‌هاست از لوله‌های این حمام گذشته‌اند، اما هنوز جایی میان کاشی‌ها و حافظه مانده‌اند.عکاس: بهنام صدیقی</description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 14:49:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی تخصص کافی نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrat/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ui6dh68otghg</link>
                <description>قصه‌های افسانه‌ای، کتاب‌های خودیاری مدرن و کارگاه‌های روان‌شناسی همگی برای موفقیت یک توصیه مشترک دارند؛یک مهارت کاربردی را انتخاب کن و آن را به شکلی یاد بگیر که استاد مسلم شوی. استدلال پشت این توصیه هم این است که آدم ماهر و استاد هیچ‌وقت درمانده نمی‌شود و همیشه کاری برای انجام دادن دارد. اما شرایط اقتصادی جامعه چند سال اخیر و جنگ این توصیه را به‌طور کامل نقص کرده‌است؛ لینکدین را که باز کنی، با انبوهی از آدم‌های متخصص مواجه می‌شوی که اکثراً درگیر بیکاری شدند. البته که شرایط ایران خاص است و غیرقابل تعمیم اما واقعاً توصیه استادی در یک مهارت خاص کاربردی است؟کتاب وسعت یا عمق دقیقاً دست روی همین سوال گذاشته است! کتاب با مثال‌‌هایی از افراد متخصص در یک مهارت شروع می‌شود و درست وقتی می‌خواهی به این توصیه اعتماد کنی، مثال‌های نقص شروع می‌شود. راجر فدرر اسطوره تنیس مامور به هم زدن این مثال نقص است که برخلاف بسیاری از ورزشکاران ابتدا سراغ تنیس نرفته و ورزش‌های دیگر را هم امتحان کرده و تا حدی به تسلط رسیده است. ظاهراً همین مهارت‌ها در کنار یکدیگر کمک‌کننده بوده و به رشد منجر شده است.کتاب مدت‌ها در کتابخانه‌ام بود اما هربار خواندنش را به تعویق می‌انداختم تا این روزهای بیکاری.در این روزها که بیکاری بر متخصص‌های محتوا سایه انداخته، همگی به دنبال راهی برای بقا هستیم و ما نیروهای جونیور دچار بحران بیشتر. کتاب وسعت یا عمق اما جور دیگری به ماجرا نگاه می‌کند. می‌گوید شاید لازم نباشد در یک چیز استاد شوی تا نجات پیدا کنی؛ شاید ترکیب همین چیزهای پراکنده‌ای که بلدی، همان راه فرار باشد. کتاب هنوز برایم تمام نشده، ولی اگر مثل من این روزها بین تخصص و بقا گیر کرده‌ای، شاید خواندنش ارزش یک بار امتحان کردن را داشته باشد.</description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2026 13:20:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای بقا بعد از اخراج کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@zahrat/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%82%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-od6q3b4bzeq2</link>
                <description>۹ اسفند هنگام آماده کردن تقویم محتوایی فروردین، تصور نمی‌کردم این آخرین روز کاری باشد؛ اما ماجرای تعدیل نیرو شبیه همان شتری است که سراغ هرکسی می‌آید‌، شتری که به راحتی هم از سرجای خود بلند نمی‌شود.چطور کارمند خوبی باشیم، راه‌های جلوگیری از اخراج یا مقاله‌هایی شبیه این جالب هستند اما واقعا  معجزه نمی‌کنند؛ من کارمند خوبی بودم و همیشه بهترین محتواها را می‌نوشتم. حالا ولی یک بی‌کار تمام وقتم.این روزها یک اخراج اجباری همه‌گیر سراغ بیشتر ما آمده و بیشتر از دردناک بودن، عصبانی کننده است. تمام این دوماه قبل من به اندازه کافی اشک ریختم، داد زدم و کارهای اشتباهی که هرکسی انجام می‌دهد.حالا وقت بقا است.۱. استراحت طولانیاین راه احتمالا اعصاب‌خوردکن‌ترین راه‌حل ممکن باشد ولی در واقع بهترین راه برای شروع دوران موقتی بی‌کاری است. به‌عنوان کسی که یک دوران پسااخراج کمی طولانی را پشت سر می‌گذارد، می‌دانم روزها کشدار و حوصله سربر می‌شود. اما بعد از روزهای کاری، آن هم با یک پایان ناخوشایند، استراحت و انرژی گرفتن  کمک می‌کند تصمیم‌های بهتری بگیرید. تمام سریال‌های دیده نشده و کتاب‌های نصفه رها شده همه برای این روزها عالی هستند. ۲. یادگیری مهارت‌های تازهشما قرار نیست برای همیشه بی‌کار بمانید؛ پس چه بهتر که با یادگیری مهارت‌های تازه فرصت‌های کاری بیشتری را فراهم کنید. اینترنت قطع شده و دسترسی به خیلی از دوره‌های آموزشی محدود. با این حال مکتبخونه، فرادرس و کالج تپسل همچنان دوره‌های باکیفیتی در موضوعات مختلف ارائه‌ می‌کنند. این دوره‌ها، در میان سریال و کتاب تنوع هرروز شما را بیشتر می‌کنند. ۳. امتحان موقعیت‌های کاری جدیددر این شرایط بدون اینترنت بودن، کارشناس محتوا بودن گزینه‌های زیادی را برای انتخاب پیش‌رو نمی‌گذارد.‌ تقریباً خیلی از شغل‌های دیگر هم همین‌طور هستند. من زمان نسبتا طولانی را مشغول سرزنش خودم بابت این انتخاب بودم و نتیجه خوبی نداشت. در این شرایط اقتصادی همه به شغل نیاز داریم و گاهی مجبور می‌شویم به گزینه‌های دیگر هم فکر کنیم. این راهکار خوشایندی نیست ولی به قول فرانسوی‌ها بخشی از زندگی بزرگسالی است. گاهی مواقع امتحان کردن کارهای جدید خوشحالی بیشتری به همراه دارد.و در نهایتهمه‌ی ما روزهای خوبی را نمی‌گذرانیم و امید هر روز کمرنگ‌تر می‌شود. بی‌کاری هم همه‌چیز را بدتر می‌کند اما واقعا تقصیر هیچ‌کسی نیست. پس تنها راه تلاش برای بقا است و هربار به بن‌بست رسیدید، از آدم‌های امن کمک بگیرید.به امید تمام شدن زودتر این روزها.</description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2026 21:10:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>