<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کیوان زربین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zarbin</link>
        <description>در جستجوی حقیقت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:23:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1622343/avatar/gS9nae.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کیوان زربین</title>
            <link>https://virgool.io/@zarbin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خواهر شوهر!</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-ati9fnpcyix0</link>
                <description>بعضی ها چشم دیدن موفقیت یا سرخوشی ما را ندارند. هر چقدر هم که خوب باشیم یا سعی کنیم با شرایط بد کنار بیاییم برای عده ای همیشه چیزی جز بدی و سیاهی نیستیم. همیشه غیبت مان را می کنند و از بد بیاری های ما خوشحال می شوند. قضیه رسانه های انگلیسی امروز به همین مسیر میرود. سر زدن به اخبار بی بی سی و اینتر نشنال آدم را یاد سریال ها دوزاری ترکیه یا مکزیکی می اندازد. جایی که یک شخصیت بر اساس سناریویی که برایش نوشته شده فقط باید بد باشد و برای بد بودنش هم منطق نیاز ندارد. هر چند هنوز برای قضاوت درباره توافق ایران و عربستان در چین زود است اما امروز این موضوع به عنوان تیتر اصلی همه خبرگذاری های دنیا درآمد به جز رسانه &quot;بی بی سی فارسی&quot;:چطور توافق چند شخص که هیچ ربطی هم به هم ندارند روی هم هم دوتا آدم حسابی توشون نیست مهمتر از توافق دو کشور همسایه بعد از 7 سال اختلاف است؟بی بی سی از راهپیمایی و اعتراضی می گوید که باید با ذره بین در کف خیابان به دنبالش بگردید ولی در عوض بازار و خیابان های شهر پر است از مردمی که در حال خرید و خوشگذرانی هستند. کنسرتها همه بلیط هایشان را می فروشند و رستوران ها و فست فودی های شهر پر از مشتری است. فروشگاه ها به برکت فیلترشکن در اینستا همه جنسایشان روی هوا میرود. بعد چند خارج نشین که سهمی در رنج و سختی ما ندارند برایمان از خوشی های فردا رویا می پردازند. </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Fri, 10 Mar 2023 23:22:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان خود خواسته</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-ucl5lfclybfs</link>
                <description>مدتی پیش دادگاه عالی آمریکا به لغو آزادی سقط جنین رای داد که مخالفت های زیادی در خود آمریکا بوجود آورد. سقط جنین آمریکا پس از یک دعوای حقوقی از 50 سال پیش قانونی بوده است و در بسیاری از ایالت های آمریکا حق سقط جنین 9 ماهه نیز برای مادر وجود داشته است. ویکی پدیا:رو علیه وید (Roe versus Wade) حکم تاریخی دیوان عالی ایالات متحدهٔ آمریکا در سال ۱۹۷۳ درخصوص قانونی‌شدن سقط جنین بود که در آن دیوان عالی حکم داد که قانون اساسی ایالات متحده آمریکا از آزادی زن برای انتخاب انجام سقط جنین بدون محدودیت‌های مفرط دولتی پشتیبانی می‌کند. این حکم باعث برچیده شدن بسیاری از قوانین فدرال و ایالتی در زمینه سقط جنین و برانگیختن بحث‌های ادامه‌داری در سطح ایالات متحده شد، از جمله در این خصوص که آیا سقط جنین باید قانونی باشد یا خیر، چه کسی باید در خصوص قانونی بودن سقط جنین تصمیم بگیرد، دیوان عالی در رسیدگی به پرونده‌های مربوط به قانون اساسی از چه شیوه‌هایی باید استفاده کند، و نقش دین و دیدگاه‌های اخلاقی در این تصمیم چه باید باشد. پرونده «رو در برابر وید» شکلی تازه به سیاست آمریکا داد و بخش زیادی از مردم این کشور را به دو دسته موافقان و حامیان سقط جنین و مخالفان سقط جنین (جنبش حامیان زندگی) تقسیم کرد و همزمان جنبش‌های مردمی از سوی هر دو گروه شکل گرفت.البته تغییر قانون به معنی از بین رفتن امکان سقط جنین نیست بلکه محدود شده است و به طور کلی مادر نمی تواند بعد از 3 ماه اقدام به سقط جنین کند. اما همچنان ایالت های آمریکا می توانند به طور جداگانه رای گیری کنند و قانون خودشان را در این زمینه اجرا کنند. در این میان رسانه هایی مثل ایران اینترنشنال به جای عبارت &quot;سقط جنین&quot; از عبارت &quot;پایان بارداری خود خواسته&quot; استفاده می کنند که تلاشی است برای سفید نمایی و گناه زدایی از این عمل که خودش جای سوال دارد.ایران اینترنشنال چرا این قانون تغییر کرد؟وقتی این قانون تصویب شد قرار بود سقط جنین ممکن ولی نادر باشد. اما گسترش فمینیسم و اشتغال زنان در کنار بی بندوباری و بالا رفتن هزینه های زندگی باعث شده سقط جنین به عنوان یک انتخاب همیشه روی میز زنان باشد. ضمن اینکه پدر هیچ حقی برای جلوگیری از سقط جنین ندارد(حتی اگر همسر قانونی زن باشد). به سرعت سقط جنین رواج پیدا کرد و سالانه بیش از 1 میلیون عمل سقط جنین در آمریکا انجام میشود. آمار تا سال 2019 نشان میدهد 63 میلیون کودک در آمریکا سقط شده اند آمار رسمی آمریکا نشان میدهد در 50 سال گذشته بیش از 63 میلیون کودک به صورت قانونی سقط شده اند. این تعداد از جمع کشته های دو جنگ جهانی اول و دوم هم بیشتر است. بچه ای که 9 ماهه است در شکم مادر با چاقوی جراحی چند تکه میشود و به عنوان زباله بیمارستانی به دور انداخته میشود. این در حالی است که مادر همیشه می تواند با استفاده از روش های متعدد پیشگیری مانع از بارداری شود و از این جنایت جلوگیری کند.مادر می تواند با کسی رابطه داشته باشد که روی آن به عنوان یک پدر حساب کند یا حتی اگر در همه این زمین ها بی مسئولیت بود بارداری را در ماه های اول خاتمه دهد. اما با بی توجهی به همه مراحل کشتن یک انسان را انتخاب می کند.مشکل اصلی اینجاست که انجام این کار هم توجیح و هم تشویق میشود. دلیل اصلی 74 درصد از زنان برای سقط جنین این بوده است که بچه داشتن را مانع تحصیل یا کار میدیدند. 73 درصد مشکلات اقتصادی و نداشت پول کافی برای بچه دار شدن را ذکر کرده اند و 50 درصد هم نداشتن رابطه پایدار با شریک جنسی خود را دلیل بر سقط اعلام کرده اند. یک نفر می تواند یک یا هر سه دلیل را برای سقط جنین داشته باشد. فمینیسم باعث بالا رفتن اشتغال و تحصیل زنان شده به طوری این کارها را به زنده نگه داشتن یک انسان ترجیح میدهند. همچنین فمینیسم باعث شده روابط نا مشروع و خارج از ازدواج رواج پیدا کند که باز هم یکی از دلایل اصلی مرگ 65 میلیون کودک (فقط در آمریکا) بوده است. در بخش هزینه ها آمار خیلی تعجب بر انگیز تر است. آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان که در سال تنها 1000 میلیارد دلار بوجه نظامی دارد نمی تواند شرایط لازم برای تامین هزینه های تولد نوزاد و مراقب از مادر را فراهم کند؟ چرا در آمریکا یک زن به دلیل نداشتن پول کافی باید بچه اش را بکشد؟ طبق آمار رسمی فقط 35 مردم آمریکا تحت پوشش بیمه هستند. حداقل دستمزد در آمریکا سالی 15 هزار دلار استاما هزینه بدنیا آوردن یک نوزاد به طور متوسط حدود 18 هزار دلار استیعنی یک کارگر با حقوق کامل یک سالش هم نمی تواند هزینه های یک وضع حمل را پرداخت کند! آن هم در بزرگترین اقتصاد جهان.اما سقط جنین تنها 2000 دلار یا کمتر خرج دارد!تازه این هم در نظر بگیرید که بسیاری از ارگان های فمینیستی حمایت از حقوق زنان کمک هزینه بابت سقط جنین پرداخت می کنند. در یک مورد گوگل به کارمندانش اعلام کرده است که می توانند برای سقط جنین به ایالت هایی که این کار قانونی هست بروند و همه هزینه ها توسط این شرکت پرداخت می شود. سوال این است که آیا گوگل همین خدمات را برای به دنیا آوردن نوزاد فراهم می کند؟ پاسخ خیر است. وقتی یک زن کارمند مادر میشود چند هفته از محیط کار دور می ماند که برای شرکتهای بزرگی مانند گوگل هزینه است. همچنین مادران تمایل کمتری به اضافه کاری دارند و بیشتر ممکن است به دلیل نیازهای خانواده (مثلا مریض بودن کودک) از محیط کار دور بمانند.در دنیای عجیبی زندگی می کنیم. جایی که هزینه کشتن یک نوزاد رایگان است اما زندگی بخشیدن به کودکی که می تواند دنیای ما را دگرگون کند پر هزینه و پر دردسر شده است. تحصیلات تمام میشود. شغل هم به بازنشستگی می انجامد اما در سالهای پیری چیزی که حصرتش را می خوریم فرزندانی است که می توانستیم بزرگ کنیم و در روزهای پیری دل خوشی مان باشند. کافی است که به چهره پدربزرگ ها و مادر بزرگها بنگرید و ببینید بزرگترین دستاورد آنها در این دوره ای زندگی نه کار بوده و نه تحصیل و نه پول. بلکه خانواده و فرزندان همه آن چیزی است که برایشان شوق و لذت زندگی را به همراه دارد.</description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 13:20:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختر قدرتمند</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-qlbho48tik0a</link>
                <description>توامندسازی زنان شاخه ای از فمینیست است که تلاش میکند به دیدگاه زنان توجه شود و جایگاه آنان را در جامعه ارتقا دهد. حداقل این چیزی است که ویکی پدیا توصیف شده است. دسته بندی کارتن ها در نماوا  -  دختر قدرتمندچندی پیش مهمان یکی از دوستان بودیم و دختر 4 ساله ام به همراه دوستش در حال تماشای Gem Kids بودند. بین برنامه ها تبلیغات پخش میشد. مهمانی تمام شد و به خانه برگشتیم. صبح روز بعد دیدم دخترم برچسبهای کاغذی را به دست و پاهایش چسبانده و با هیجان نشانم میدهد. یاد یکی از آگهی تبلیغاتی جم افتادم:عکس تبلیغات Shimmer Meواقعیت این است ذهن کودکان کمتر از 6 سال ضریب یادگیری بالایی دارد و هر چیزی را جذب میکندFrom birth to (approximately) age six, your child&#x27;s brain works in a very different way than an adult&#x27;s does. At this age, her mind is like a sponge, soaking up huge amounts of information from her environment. She is absorbing everything around her, effortlessly, continuously, and indiscriminatelyحالا چرا در این دوره حساس تربیت کودکانمان را به شبکه های تلویزیونی می سپاریم و کمترین توجه را به آن چیزی که از این شبکه های پخش میشود داریم؟در فیلم Inception لئوناردو دیکاپریو تلاش میکند با رفتن به خواب یک فرد و نفوذ در لایه های درونی ذهنش نظرش را نسبت به یک موضوع عوض کند. واقعیت این است که اگر کسی بخواهد شما دیدگاه یا نظر خاصی داشته باشید باید آن را در پسا ذهن شما بکارد تا در دراز مدت ریشه کند و به یک درخت تنومند تبدیل شود.اگر به محتوایی که در کارتن ها وجود دارد دقت کنید چیزهای وحشتناک زیادی می بینید. مثلا در کارتن &quot;رد پای آبی&quot; یک شخصیت سگ آبی(پسر) و یک سگ ارغوانی(دختر) و یک سگ &quot;رنگین کمانی&quot; هست. سگ رنگین کمانی به تازگی به این مجموعه اضافه شده است. رنگین کمان نماد دگرباشان و تراجنسی استدر همین مجموعه به مناسبت ماه افتخار یک قسمت با حضور یک شخصیت Drag Queen پخش شد که انتقادهای زیادی به همراه داشت. این قسمت در یوتیوب وجود دارد اما بخش کامنت های آن غیر فعال شده است.درگ کویین در &quot;رد پای آبی&quot;مدتی اکانت نتفلیکس داشتم و دسته بندی Girl Empowerment پر از فیلم های و سریالهایی بود که توجه آن دختران بود. این موضوع به خودی خود بد نیست اما محتوایی که در این فیلم ها و سریالها آموزش داده میشود یا بزرگ نمایی میشود می تواند مخالف دیدگاه ما باشد.متاسفانه در سرویس هایی مثل نماوا و فیلیمو همین دسته بندی با کم و بیش همان فیلم ها و سریالها دیده میشود. یک نمونه از این موارد کارتن &quot;Little Ellen&quot; است که بر اساس کودکی های Ellen DeGeneres ساخته شده است.سریال الن کوچک در فیلیموالن دیجنریس  یکی از شناخته شده ترین فعالان حقوق همجنسگرایان است که خودش هم یک همجنس گرای زن است. این مجری و کمدین که سابقه میزبانی مراسم اسکار را هم دارد به دلیل رفتارهای تند و مستبد گونه اش در محیط کار انتقادهای زیادی را متحمل شد و در نهایت هم از کارش اخراج شد. الن در سال 1997 از &quot;کمد بیرون آمد&quot; و خودش را به عنوان یک همجنسگرای زن معرفی کردحالا اگر فکر می کنید این روحیات و گرایشات جنسی الن در انیمیشن کارتنی اش اصلا به نمایش درنیامده سخت در اشتباه هستید. لازم نیست همه این مجموعه را ببینم که بگویم در گوشه و کنار ذهن مخاطب کار شده است تا کودک من و شما را با مفاهیمی مثل &quot;بودن در کمد&quot; و &quot;محبوس بودن در خود&quot; و  ... آشنا کند.در کارتن الن کوچک والدین همجنس به نمایش در می آید اگر امروز می بینید که دختران دبستانی مقنعه خود را از سر باز میکنند و شعار &quot;زن، زندگی، آزادی&quot; سر میدهند ریشه آن را نباید در اتفاق های روز بلکه در محتوایی جستجو کنید که سالها در قالب دختر قدرتمند به آنها تزریق شده است. اشتباه نکنید به عنوان یک پدر هیچ چیز جز قدرت اراده و استقلال فکری دخترم نمی خواهم. اما رسیدن به این نقطه باید از مسیر دیگری باشد. دختری که بتواند نه بگوید و اجازه ندهد از احساستش سوء استفاده شود. </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 19:05:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانم ها مقدم هستن</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86-gsvsjotnylb2</link>
                <description>صدای دعوای جانی دپ و امبر هرد در همه عالم پیچید. در همان روزهای اول همه رسانه ها به جانب داری از جنس زن ماجرا پرداختند و تلاش کردند از دپ یک چهره خشن و معتاد نشان دهند که زنش را بدون دلیل کتک میزند. کار به جایی رسید که دپ از بازی در فیلم ها منع شد ( ممنوع التصویر شد !) و بابت این موضوع میلیون ها دلار ضرر کرد.بعد از مدتی صدای ضبط شده از دعواهای این دو نفر منتشر شد که نشان میداد طرف آزار دهنده در این رابطه همسر جانی دپ و همین خانم امبر بوده است. با وجود اینکه جانی دپ قبلا در دادگاهی در انگلیس محکوم شده بود اما در ایالات متحده برنده شد. بی بی سی فارسی علت را اینطور توضیح میدهد:مارک استفنز، وکیل رسانه‌ای، به بی‌بی‌سی گفت «بسیار نادر» است که اساساً یک پرونده یکسان در دو سوی اقیانوس بررسی شود و نتایج متفاوتی داشته باشد.او معتقد است عامل اصلی که بر پیروزی آقای دپ در آمریکا تأثیر گذاشت، این واقعیت بود که محاکمه او در ایالات متحده در برابر هیئت منصفه بود در حالی که محاکمه او در بریتانیا، به دلیل مقاله‌ای در روزنامه انگلیسی که او را «کتک زننده زن» می‌خواند، فقط در برابر یک قاضی بود.پس می توانیم نتیجه بگیریم در انگلیس بعضی ها این عقیده را دارند که رسانه در مجرم نشان دادن جانی دپ بدون آنکه عملا چیزی ثابت شده باشد نقش داشته است. حالا ببینیم در زمانی که دادگاه جانی دپ و امبر هارت در آمریکا در جریان بوده اخبار بی بی سی چطور آن را پوشش داده است؟بی بی سی به صورت یکجانبه فقط صحبت های امبر را تیتر میزنداز لحن تیتر مشخص است که گویی امبر هرد یک قربانی صد در صد پذیرفته شده است و حالا دارد از روزهای سختی که بر او گذشته یاد می کند. مانند کسانی که از هولوکاست جان به در برده اند یا اسرای جنگی که به میهن بازگشته اند. تصویری هم که از او منتشر شده چهره مغموم و درد کشده را نشان میدهد. در حالی که در جریان همین دادگاه تصاویر دیگری نیز از امبر منتشر شد. امبر هرد در دادگاه چشمک میزنداسناد دادگاه به درستی ثابت کرد که خانم هرد در جریان یک درگیری انگشت جانی دپ را بریده بود. خدمتکار دپ در خانه بهم ریخته به دنبال تکه جدا شده انگشت بوده تا آن را برای پیوند به بیمارستان برساند. انگشت بریده شده جانی دپدر جریان دادگاه هم بی بی سی به جانی دپ تنها به چشم متهم نگاه میکند. هیچوقت تیتری از صحبتهای اون در جایگاه شاهد ارائه نشده است. (مانند کاری که با صحبت های امبر هرد شد). بر عکس همیشه این وکیل جانی دپ است که به اتهام ها پاسخ میدهد. (مانند یک مجرم)صحبت ها جانی دپ تنها از زبان وکیلش ارائه میشودنقض بی طرفی یک رسانه می تواند به اندازه یک تار مو باشد اما همین تار مو وقتی روی لبه تیغ حرکت می کنید میتواند در فضای خاکستری شما را به سیاهی یا سپیدی که مد نظرش است هدایت کند. </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 15:17:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رصد خانه ملی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-qdf93ux7qemr</link>
                <description>رصد خانه ملی نتیجه تلاش متخصصان ایرانی است که با وجود تمام سختی ها و تحریم ها اکنون به ثمر نشسته است. این رصد خانه یک سال پیش بازگشایی شد و به تازگی موفق شده است اولین نور خود را از کشهشان هایی در فاصله 320 میلیون سال نوری زمین قرار دارند دریافت کند. رصد خانه ملی ایرانبرای ساخت این رصد خانه چیزی در حدود 25 میلیون دلار در طی 20 سال هزینه شده است و تنها نمونه از نوع خود در غرب آسیاست. ایران برای ساخت این رصد خانه با چالش های زیادی روبرو بوده که در گفتگو با مجله Science به این صورت شرح داده شده است:In building INO, astronomers in Iran had to surmount hurdles that few colleagues elsewhere face: sanctions that curtail high-tech imports, and visa restrictions limiting their travel abroad. The Iranian team purchased the glass mirror blanks from a German firm. INO engineers then had to figure out how to construct nearly everything else on their own. “What surprises me is that the know-how came so fast,” Zago says. “They’ve been working like hell!”تحریم کردند، ویزا ندادن و کار شکنی کردند اما باز هم نتوانستند ایران ما را متوقف کنند. خبر بازگشایی و دریافت اولین نور این رصد خانه اما برای رسانه های خارجی فارسی زبان اصلا مهم نبود. آنها که متن شعار های اعتراضی را با عنوان &quot;خبر فوری&quot; زیر نویس می کنند هیچ اشاره ای به این موفقیت علمی در کشور نداشتند. در بخش بی بی سی فارسی فقط اخبار ناسا و  مشکلات زیست محیطی و استفاده از انرژی های تجدید پذیر به نمایش در آمده استاما چه اخباری در بی بی سی درباره رصد خانه ملی ایران تا به حال منتشر شده است؟بله در سال 1393 به موضوع &quot;رصد خانه ملی ایران در آستانه تعطیلی است&quot; پرداخته شده است. اما درباره افتتاح آن در سال گذشته یا رصد نور از 320 میلیون سال نوری دورتر چیزی گفته نشده است.نادیده گرفتن موفقیت ها و برجسته کردن رویدادهای منفی از اصلی ترین سیاست های رسانه های خارجی در قبال ایران است. این به این معنی نیست که همه چیز در ایران گل و بلبل است. اما در همین نمونه ساده می بینید که اخبار تعطیلی را پوشش داده اند اما اخبار رونمایی و موفقیت ها را اصلا در نظر نگرفته اند.</description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 12:02:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تناقضات جنگ اوکراین</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-fbn480xd6lso</link>
                <description>هیچ چیز در دنیا سیاه و سفید نیست. همیشه باید در منطقه خاکستری به رویدادها نگریست. گاهی کافی است در نقش وکیل مدافع شیطان قرار بگیرید تا روی دیگر سکه را ببینید. هیچ علاقه ای به دنبال کردن اخبار ندارم. فقط هر روز به مدت 10 دقیقه سرخط خبرها را از چند منبع بررسی میکنم. شروع جنگ اکراین و حمله نظامی روسیه برای من دردناک بود. دیدن تصاویر جنگ و تیتر خبرهایی که می خواندم هر روز بیشتر من را نسبت به روسیه و پوتین متنفر می کرد. اما ترجیح دادم به کارهای خودم برسم و از رویدادهای جنگ دوری کنم. تا اینکه در تویتر خبر بوچا توجه من را هم جلب کرد. تویتر تصاویر خشن یا آزار دهنده را پنهان میکند و همیشه از کاربر برای نمایش آنها تایید میگیرد اما به طرز عجیبی دیدن تصاویر اجساد خونی در خیابان از نظر تویتر در سطح پنهان شدن نبود. بعد در بقیه خبرگزاری ها هم دیدم این موضوع تکرار شده است. تلاش زیادی میشد که این تصاویر خشن را همه مردم دنیا ببینند. این موضوع کنجکاوی من را بر انگیخت و سعی کردم بیشتر درباره آن تحقیق کنم و بررسی کنم طرف روسی درباره این موضوع چه توضیحی دارد. طبیعی است که روسیه رویدادن چنین موضوعی را رد میکند. در همان روز اول روسیه از سازمان ملل درخواست می کند که موضوع بوچا توسط گروه تحقیقاتی مستقل بررسی شود.خبر گزاری سی ان ان میگوید روسیه &quot;بدون مدرک&quot; رویداد بوچا را تکذیب میکنداولین مسئله این است که یک جنایت روی داده است اما در همه ی دادگاه فرد بی گناه است مگر اینکه خلافش ثابت شود. در اینجا رسانه های غربی اصرار دارند که روسیه باید برای بی گناهی خودش مدرک بیاورد. در حالی که سمت غربی برای متهم کردن روسیه هم مدرک مشخصی ندارد. اجسادی در خیابان هستند اما اینکه دقیقا چطور این اتفاق روی داده جای سوال دارد.   Novi Borovychi سربازهای روسی در حال تحویل آذوقه به مردم روستای   تاریخ 23 مارچدر ویدیویی که توسط خبرنگار انگلیسی تهیه شده دیده میشود که ارتش روسیه در مناطق اشغالی شمال اکراین بین مردم غذا و دارو تقسیم می کند. همینطور یک جوان از سربازان روسی درخواست می کند که برایش شارژر آیفون تهیه کنند. سرباز هم در پاسخ می گوید در حال حاضر موجود نیست ولی جستجو میکند. تماشای کامل ویدیو در یوتیوباین روستا در شمال شرقی کیف قرار داردچطور میشود ارتش روسیه به مردم در یک محل غذا و آب و دارو میدهد و در سمت دیگر جنایت بوچا را مرتکب شود؟ جالب است بدانید که در ویدیو همه به روسی صحبت می کنند و خیلی از مردم این مناطق روس تبار هستند و حتی پس از این حمله مرگبار خود را از روسیه جدا نمی دانند.  روسیه مدعی است بوچا را در تاریخ 30 مارچ تخلیه کرده و تصاویر این جنایت در 1 آوریل ( دو روز بعد) در رسانه ها منتشر شده است. طبق گفته نیویورک تایمز و خیلی از رسانه های دیگر اروپایی و آمریکایی اجساد در بوچا برای هفته ها در خیابان رها شده بوده است. اما اگر کسی به تصاویر منتشر شده از اجساد دقت کند می بیند که به نظر نمیرسد بیشتر از چند روز از مرگ آها گذشته باشد. جسد انسان در فضای آزاد خیلی زود متلاشی شده و رنگ سیاه به خود میگیرد. تصاویر از بوچاپس اجساد بر خلاف گفته رسانه ها مربوط به &quot;هفته ها&quot; پیش نیست. هر چند که منبع این تصاویر ماهواره ای هم سازمان های اطلاعاتی غربی است که حتما بی طرف نیستند. مورد دیگری که در این تصاویر به چشم می خورد نوارهای سفیدی است که برای بستن چشم یا دست قربانیان استفاده شده است. باید به این نکته هم توجه کنید که سربازان روسی برای تمایز خود از زانو بند و بازو بند سفید استفاده می کنند و سربازان اکراینی از بازو بند و زانو بند آبی. در مناطق اشغالی مردم برای نزدیک شدن به سربازهای روسی به نشانه ی تسلیم بودن و بی خطری از همین نوارهای سفید استفاده می کردند. ارتش روسیه برای مردم محلی غذا و دارو تهیه می کرد و در مواردی از آنها لبنیات مثل شیر و پنیر می گرفت. در مدت حدود یک ماه که این مناطق در اشغال روسیه بوده کم کم رابطه این بین دو طرف شکل گرفته که با توجه به روس تبار بودن خیلی از اکراینی ها و هم زبانی آنها خیلی عجیب نیست. یک سناریو می تواند این باشد که بعد از رفتن ارتش روسیه افرادی سعی کنند از مردم محلی برای همکاری با روسها انتقام بگیرند. این موضوع هم با توجه به شرایط جنگی و عمیق تر شدن احساسات ملی گرایی غیر ممکن نیست. رسانه های غربی این روزها تلاش زیادی می کنند که موضوع حضور &quot;نازی ها&quot; در ارتش اکراین را کم اهمیت جلوه دهند. اما این مسئله از چند سال قبل توسط خود آنها مستند شده بود.مستند بی بی سی مربوط به 2014 که با اعضای یک گروه مسلح نازی مصاحبه می کنددر مستند بی بی سی می بنید که بعد از کودتای 2014 در اکراین گروه های ملی گرا افراطی با سمبل های نازی قدرت می گیرند. این جوان ها مسلح هستند و درباره داشتن &quot;ملت تمیز&quot; صحبت می کنند که در آن روس تبار ها جایی ندارند. اگر امروز منافع اکراین و آمریکا و اتحادیه اروپا ایجاد می کند از حضور نازی ها در ارتش اکراین چشم پوشی کنند دلیل بر عدم حضور آنها در ساختار قدرت و ارتش اکراین نیست.شاید درصد این افراد کم باشد اما همین درصد کم از انجام هیچ عملی فروگذار نیست. همانطور که هیتلر و آلمان نازی حاضر شد هر جنایتی را برای رسیدن به هدفش مرتکب شود این افراد هم با همان عقاید حد و مرزی برای خود نمی شناسند. این بی رحمی و توحش است که باعث میشود گروه های سیاسی دیگر هر چند رای بالاتری در بین مردم دارند مجبور باشند با خواسته های گروه های نازی کنار بیایند. در غیر این صورت جان خود و خانواده شان در خطر است. سوالی دیگری که مطرح میشود این است که چرا باید سربازان یک ارتش منظم دست به چنین جنایتی بزنند؟ این سربازها افراد داعش نیستند بلکه در روسیه خانواده دارند و تا همین چند ماه قبل جز رژه تمرین نظامی دستشان به خون کسی آلوده نشده بود. اگر امروز به دستور فرمانده مجبور هستند در خط مقدم باشند دلیلی ندارد بیش از آنچه که باید خشونت به خرج دهند. از سوی دیگر بر انگیختن خشم مردم محلی عواقب زیادی دارد. اگر مردم محلی به صورت فعال علیه ارتش روسیه دست به کار شوند کار برای ارتش روسیه بسیار سخت تر میشود. قتل عام مردمی محلی با دست های بسته هیچ کمکی به پوتین و روسیه و ارتش آن کشور نمی کند. چرا باید روسیه دست به چنین جنایتی بزند و بعد اجساد را در خیابان جلوی چشم ماهواره ها رها کند؟ اصلا چرا باید مردم محلی را دست بسته یا چشم بسته به خیابان ببرند و بعد اعدام کنند. این همه کار اضافه است. برای ما که در ایران هستیم جانب داری رسانه های غربی در تهیه گزارش و خبر رسانی چیز جدیدی نیست. اینکه چطور این رسانه ها به پسا ذهن ما نفوذ می کنند و کار می کنند که بدون پرسش و تحقیق و فقط از روی تیتر خبر درباره آن قضاوت کنیم موضوعی است که باید سالها درباره آن تحقیق شود.پیشنهاد من این است حتی اگر کاملا از یک موضوع مطمئن هستید سعی کنید عمدا از زاویه دید مخالف به موضوع نگاه کنید. این کار حداقل کمک می کند عمق مسئله را بهتر درک کنید.</description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Mon, 10 Oct 2022 11:43:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از عبارت &quot;تسلیم&quot; استفاده نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qhsgdgqdvs5q</link>
                <description>در بررسی اخبار مورد جالبی توجه منو جلب کرد. در حالی که سربازان اکراینی گرفتار شده در کارخانه ازوف &quot;تسلیم&quot; شده اند به نظر میرسد رسانه ها اصلی از گفتن این عبارت فرار می کنند. بندر ماریوپل در جنوب اکراین واقع شده است و از آغاز &quot;عملیات ویژه&quot; روسیه در اکراین محل اصلی درگیری ها بین دو طرف بوده است. این بندر بعد از یک ماه درگیری به دست نیروهای روسی افتاد و فقط در محدوده کارخانه فولاد ازوف درگیری ها جریان داشت. محدوده کارخانه ازوف که سربازان اکراینی در آن مقاوت می کنندتصرف این بندر برای ارتش روسیه ارزش حیاتی داشت چرا که این بندر مسیر زمینی بین کریمه و روسیه را کنترل میکرد و بدون آن امکان دسترسی به کریمه فقط از طریق دریا ممکن بود. کارخانه ازوف با مساحتی نزدیک به 11 کیلومتر مربع یکی از مراکز صنعتی در اکراین و &quot;شوروی سابق&quot; بود که برای محافظت از آن در برابر جنگ سیستم دفاعی به همراه گذرگاه های زیر زمینی ایجاد شد. نمایی کلی از گذرگاه های زیر زمینی کارخانه ازوفوقتی جنگ در ماریوپل به اوج رسید سربازان اکراینی به همراه بعضی مردم محلی به این کارخانه و انبارهای زیر زمینی آن پناهنده شدند. روسیه از درگیری تن به تن درون این پناهگاه خود داری کرد و سعی کرد با آتش توپخانه و محاصره کامل کارخانه پناهندگاه را مجبور به &quot;تسلیم&quot; کند. از روزهای گذشته روسیه با اعلام اولتیماتوم و باز کردن مسیر سبز از پناهجویان در ماریوپل خواست خود را تسلیم کنند. به نظر میرسد سازمان ملل و صلیب سرخ هم بر این فرآیند نظارت داشتند. اما سربازانی که در این کارخانه گرفتار شده اند درخواست داشتند که به کشور ثالث منتقل شوند و حاضر به تسلیم شدن به روسیه نبودند. درخواستهای زیادی از سوی آنها و خانواده شان مطرح شد که با وساطت ترکیه و حتی پاپ واتیکان این کار انجام شود اما روسیه اصرار داشت که این سرباز ها &quot;اسیر جنگی&quot; هستند و به هیچ وجه امکان انتقال آنها به کشور ثالث ممکن نیست. اگر تسلیم شوند مانند هر اسیر جنگی طبق کنوانسیون ژنو با آنها رفتار خواهد شد. بعد از بیش از یک ماه محاصره سر انجام خانواده ها  و شهروندان اکراینی که در این کارخانه گرفتار بودند از فرصت آتش بس فراهم شده توسط روسیه استفاده کرده و خارج شدند.یک اکراینی که از کارخانه خارج شد در مصاحبه با رسان ها گفت که سربازان اکراینی درباره آتش بس و فرصت خروج از پناهگاهی چیزی به آنها نمی گفتند. این خانواده با گوش دادن به رادیو متوجه کانال سبز شده و تصمیم به خروج گرفته است.  همچنین از نظر این خانواده بعد از رفتاری که سربازان اکراینی داشتند او دیگر حاضر نیست در اکراین زندگی کندبه نظر میرسد سربازان اکراینی که کنترل وضعیت درون پناهگاه را به عهده داند اجازه خروج به شهروندان نمی داندند. همینطور هیچ اشاره ای به آتش بس یا وجود &quot;مسیر سبز&quot; برای خروج نمی کردند. بعد که این شهروندان از طریق امواج رادیو متوجه شدند هم آنها را به اجبار در محل نگه داشتند. در نتیجه این شهروند اکراینی در مصاحبه با رسانه ها گفت &quot;اکراین به عنوان یک کشور دیگر برای من مرده است&quot;.از 16 ماه می 50 نفر از سربازان زخمی و 200 نفر از سربازان اکراینی خود را &quot;تسلیم&quot; ارتش روسیه کردند و به نظر میرسد این روند تا تخلیه کامل 2000 سرباز دیگری که در این باقی مانده اند ادامه داشته باشد. طرف اکراینی و رسانه های اصلی که مقاومت ماریوپل را بزرگ تر از آن چیزی که هست جلوه می دادند حالا با به پایان رسیدن این موضوع حاضر به پذیرش شکست نیستند. خبر گذاری رویتر از عبارت &quot;تخلیه&quot; بجای تسلیم استفاده می کندسی ان ان می گوید ماموریت در ماریوپل برای اکراین به پایان رسیده است!اسوشیتد پرس می گوید اکراین در تلاش برای نجات جان سربازان گرفتار در ماریوپل است بی بی سی می گوید صدها جنگجو کارخانه را ترک کردنددر همه رسانه های اصلی غربی بجای استفاده از عبارت &quot;تسلیم&quot; از کلمات دیگری استفاده شده و سعی شده این موضوع کم اهمیت یا یک مسئله عادی جلوه داده شود. حقیقت این است که سربازان اکراینی در این کارخانه محاصره شده بودند و حالا &quot;تسلیم&quot; شده اند. آنها به عنوان اسیر جنگی در روسیه زندانی خواهند بود. مقاوت آنها قابل ستایش است اما نمی توان با بازی با کلمات واقعیت را پنهان کرد. مگر اینکه البته بیش از حد به رسانه های غربی باور داشته باشید. </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Mon, 10 Oct 2022 11:43:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من هم یکی از شما هستم</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-ojyqxyrfvfnb</link>
                <description>سال 88 دانشجو بودم و شور و هیجان انتخابات در من غوغا میکرد. دستبند سبز می پوشیدم و هر روز به ستاد انتخاباتی سر میزدم. هر روز در سالن کنفرانس مهمان می آمد و بحث های سیاسی حسابی داغ بود. شبها در اتاق تلویزیون خوابگاه به تماشای مناظرات انتخابات می نشستیم. هر کدام طرفدار یکی از کاندیداها بودیم. با هر حرفی و جوابی به خشم و وجد می آمدیم. آن روزها حس می کردم از همیشه به آینده بهتر نزدیکتر هستم. هر کسی که با دیدگاهم مخالف بود &quot;آدم&quot; حساب نمیکردم. نفرت از طرف مقابل سراسر وجودم را فرا گرفته بود. فقط منتظر بودم نتیجه انتخابات بیاید و در جشن پیروزی پوزه &quot;دشمن&quot; را به خاک بمالم. رایم را به صندوق انداختم ولی روز بعد نتیجه چیزی دیگری از آب درآمد. اصلا باور نمیکردم همه ی آن رویاهایی که در این چند ماه در سر پرورانده بودم نقش آب شده است. فیس بوک که آن زمان فیلتر نبود پر شد از اخباری که نتیجه انتخابات را &quot;تقلب&quot; می خواند و من را دعوت می کرد بپرسم &quot;رای من کو؟&quot;. عکس رای های باطله که در اطراف شهر رها شده را نشان مان میدادند یا با ریاضی و آمار میگفتن نتایج انتخابات مصنوعی است، مهندسی شده و رفتار یک انتخابات سالم را ندارد. پر از خشم و نفرت بودیم. اعتراضات در محیط دانشگاه شروع شد. در محوطه دانشگاه راه پیمایی کردیم و جمعی از استادان و مسئولین دانشگاه هم به ما پیوستند. شب های امتحان بود اما ما قرار بود امتحان بزرگتری را پاس کنیم. نیروهای امنیتی اطراف خوابگاه را محاصره کرده بودند و دانشجویان از این طرف دیوار شعار سر میدادند. این صحنه ها برای من چیزی مثل یک &quot;حماسه&quot; بود. چند روز بعد به دفتر کمیته انضباطی دانشگاه فراخوانده شدم. دیدار حضوری با کسی که تمام دوران حضورم در دانشگاه منفورترین چهره بود برایم عذاب آور بود اما آرامشم را جمع کردم و وارد اتاق شدم.بدون اینکه اشاره ای به حضور من در اعتراض ها کند به من توصیه هایی کرد که تا به امروز در خاطرم هست. گفت خیلی ها این روزها فریب بازی های سیاسی را خورده اند و با احساساتشان بازی شده. بدون اینکه خودشان بداند آلت دست سیاست مدارانی شده اند که از هزینه کردن جان و مال دیگران برای پیش برد اهداف خودشان شرم نمی کنند...همه این صحبتها را در ذهنم مسخره میکردم. نفی می کردم و به آن کنایه میزدم. اما در زبان می گفتم: &quot;بله درسته و شما راست می گویید. حق با شماست و... &quot;اوضاع آرام شد. امتحانات را دادیم. به تعطیلات تابستان رفتیم. سال بعد هم فارغ التحصیل شدم. سالها گذشت و هیچ حسی در من عوض نشد.خشم آن روزها بارها تکرار شد. آبان 98، هواپیمای اکراینی و ... یک روز صبح بهاری از خواب بیدار شدم و دیدم که دیگر از آن حس نفرت خبری نیست. یک جایی در این دالان 15 ساله سکه اش را گم کرده بودم. دیگر جایی که در آن زندگی می کنم برایم &quot;جبر جغرافیا&quot; نبود. وطنم را با تمام بدی ها و خوبی هایش پذیرفته بودم. من که سالها در رویای مهاجرت کردن بودم ناگهان هیچ جا بهتر و امن تر و زیباتر از وطنم نبود. تنها چیزی که من عوض کردم &quot;رسانه&quot; بود. سال گذشته به خانه جدیدی نقل مکان کردم و در این جابجایی تصمیم گرفتم ابزار ماهواره را دور بیاندازم. در طول روز به کارهایم می پرداختم و شبها به خواندن کتاب، سرگرمی با خانواده و دوستان یا تماشای فیلم میگذشت. اخبار را به صورت ضمنی فقط از طریق چند سایت خارجی و یک خبرگزاری داخلی دنبال می کردم. تیتر اخبار را می خواندم و اگر موضوعی به نظرم مهم بود متنش را تند خوانی می کردم. گاهی یک هفته میشد که هیچ سایت خبری را نخوانده باشم. چون در مدت کرونا دورکار بودم از طرف همکاران هم خبری به من منتقل نمی شد. در این مدت سعی کردم مسائل را عمیقتر دنبال کنم و بجای تیتر اخبار به عمق ماجرا بپردازم. تاریخ را فقط از دریچه &quot;تونل زمان&quot; نبینم.جنگ اکراین نگاه من به اروپا و آمریکا را تغییر داد. من که هر شب به تماشای برنامه های شبانه جیمی فالون، جیمی کیمل مینشستم و از مزه ریختن ها کونان خوشم می آمد دیگر آن زرق و برق و استاندارد دوگانه غربی را دوست نداشتم. دوری از رسانه های غربی باعث شد فقط نیمه خالی لیوان را نبیبنم. در گذشته ای که سالهاست سپری شده باقی نمانم. با آن چیزی که دارم زندگی و فردای خودم را بسازم. تصور من از موفقیت و شکست، داشتن و نداشتن، خوشی و ناخوشی، چیزی نباشد که از طرف رسانه به من دیکته میشود. به درون خودم رجوع کردم و تصویر بزرگتر را دیدم.واقعیت این است که رسانه خیلی بیشتر از چیزی که تصورش را می کنید در زندگی شما نقش دارد. منکه سالها در هر جمعی منتقد اول سیستم بودم امروز باعث تعجب دوستانم هستم. اگر شما در شبکه اجتماعی &quot;چرا اعدام خوب است&quot; را جستجو کنید هزاران کلیپ و محتوی می بینید که این نظر و ایده شما را تایید می کند. اما اگر جستجو کنید &quot;چرا اعدام بد است&quot; می بینید که باز هم تایید میشود.ما همان چیزی را می یابیم که به دنبالش هستیم. اگر میخواهید فقط بدی ها و ایرادات کشوری که در آن زندگی می کنید پیدا کنید فقط همان را می بینید و خوبی هایش را نادیده میگیرید.اگر هم از طرفداران آن باشید خوبی هایش را می بینید و بدی هایش را زیر فرش جارو می کنید. واقعیت این است که رسانه های آن ور آبی صدها سال است که تجربه به دست آورده اند و مهارت بالایی در جذب مخاطب و فریب آن دارند. آنها ایده هایشان را در شخصیت های داستانی یا پشت متن یک خبر پنهان می کنند. ما ابزار فیلم و سینما نداریم. باید پای صحبت گفتگو های خسته کننده آخر شب بنشینیم!اول اینکه همین امروز تماشا کردن اخبار را کنار بگذارید و متن آن را بخوانید. دوم اینکه به هر خبری که می شنوید از سوی دیگر هم نگاه کنید. وکیل مدافع &quot;شیطان&quot; باشید و خلاف ایده و نظر خودتان هم فکر کنید بعد در مورد یک موضوع جانبداری کنید.</description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Mon, 10 Oct 2022 11:32:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پوشش در رفت و آمد</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-qcuxoaron38s</link>
                <description>رضا شاه پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، تحت تأثیر اقدامات تندروانهٔ آتاتورک قرار گرفت. در این دوره نیز ممنوعیت حجاب در مدرسه‌های دخترانه پخش شد، و قانونی در این راستا تصویب شد.رضاشاه ترجیح می‌داد که مردم لباس متحدالشکل بپوشند، مردان کلاه پهلوی به سر گذارند و نسبت به تقیدات دینی در زمینه حجاب سستی نشان دهند. رضاشاه که شدیداً تحت تأثیر بی‌حجابی زنان ترکیه قرار گرفته بود، این مسئله را پس از یک سال از گذشت سفر به ترکیه در آذر ۱۳۱۴ به محمود جم «رئیس‌الوزرا» چنین بازگو کرد:نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آن‌ها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آن‌ها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.کشف حجاب  در دوران رضاشاهایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ در کشاکش جنگ دوم جهانی به اشغال متفقین درآمد. رضا شاه ۲۵ شهریور ناچار شد از مقام خود استعفا دهد.رضا شاه در جزیره موریسدر متن استعفای او آمده بود: «نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چندسال مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده‌ام! حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوان‌تر به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد... بنابراین امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم.»فردای آن روز محمدرضا پهلوی در جمع نمایندگان مجلس شورای ملی و در حالی که ایران به اشغال متفقین درآمده بود، سوگند یاد کرد.حجاب اجباری در ایران از ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ و توسط مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون مجازات اسلامی، برای عدم رعایت حجاب در معابر عمومی و تعیین مجازات عملی شد. برخی با ضرورت بحث حجاب مخالفند، زیرا، آن را مسئله‌ای فردی می‌دانند نه جمعی. آنان می‌گویند در ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ نیز مسئله اجباری کردن حجاب محل اختلاف میان علما گردید.اما پوشش در ایران مسیر خودش را رفت. هرچند این حرکت آهسته بود ولی پیوسته مرزها رو یکی پس از دیگری کنار زد. دولت ایران تلاش زیادی کرد ثابت کند حجاب محدودیت نیست. در این راه موفقیت های خوبی هم بدست آورد.اما پیشرفت ها خیلی سریع تبدیل به شکست شد. من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران» من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند...حضور زنان در ورزشگاه برای تماشای بازی استقلالاما زمان خودش تغییرات را شکل می دهد.در سال 2004 فرانسه استفاده از هر نماد مذهبی را در مدارس ممنوع می کند. این البته در درجه اول برای زنان مسلمانی که اعتقاد به حفظ حجاب داشتند محدودیت ایجاد می کند. در این راستا یک دختر مسلمان برای حفظ پوشش موهایش را از ته می تراشد.همسر  اردغان در سال 2007 به دلیل داشتن حجاب اجازه ورود به یک بیمارستان نظامی را پیدا نمی کنددر نوامبر ۲۰۰۵ شکایتی توسط یک دختر ترکیه‌ای به دادگاه حقوق بشر اروپا مطرح شد که در آن از محدودیت‌های حکومت ترکیه برای حجاب شکایت شده بود. در ترکیه زنان اجازه داشتن حجاب در مراکز دولتی و دانشگاه‌ها را ندارند. دادگاه حقوق بشر اروپا این شکایت را رد کرد و اعلام کرد که این اقدام دولت ترکیه مشروع و قانونی است. این حکم دادگاه حقوق بشر اروپا خشم اردوغان را برانگیخت زیرا او امیدوار بود که با این پرونده او بتواند قانون ممنوعیت حجاب را لغو کند.در 2013 اردغان با حمایت مردمی موفق میشود در ترکیه ممنوعیت حجاب برای حضور در دانشگاه ها و مراکز دولتی لغو کند. اردغان از این موفقیت با عنوان &quot;پایان یک دوره تاریک&quot; یاد می کند. در 2016 یک کودتا علیه دولت اردغان شکل می گیرد. مردم با دست خالی دربرار تانکهای ارتش می ایستند 300 کشته می دهند اما نمی گذارند اردغان از قدرت کنار برود. قبلا در ترکیه 4 بار کودتا شده بود و هربار ارتش موفق شده بود دولت سکولار حاکم را سرنگون کند.اکثر مردم ترکیه را مسلمانان تشکیل میدهند. این کشور در سالهای نه چندان دور در غالب امپراتوری عثمانی موفق شد تا درواز اروپا را فتح کند. امروز محدودیت های کمی از نظر پوشش در این کشور اعمال می شود.گلشن خواننده ترکی به تازگی در کنسرت هایش پرچم رنگین کمانی را برای حمایت از گروه های دگرباش بالا میبرد.در همین حال در ایالات متحده درگ کوین برای بچه ها کتاب هایی با موضوع &quot;جنسیت سیال&quot; می خواند. باید از خود بپرسیم برای حفظ کدام ارزشها حاضریم جان دهیم؟ </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 01:41:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی با انقلاب مردم</title>
                <link>https://virgool.io/@zarbin/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-op6hsul6olvm</link>
                <description>در این روزهایی که گذشت ایام قطعی اینترنت را با بازی Kapital: Sparks of Revolution سپری کردم. این یک بازی استراتژیک با مدیرت منابع هست که در آن شهردار هستید و باید نیاز های مردم شهر را برآورده کنید. با جستجوی سریع در وب به نظر میرسد شرکت سازنده بازی در مینسک بلاروس مستقر است. برای من که اهل بازی نیستم حتی حالت &quot;ساده&quot; بازی هم سخت بود خیلی زود شهر ورشکسته میشد و مجبور میشدم از اول شروع کنم. چالش اصلی بازی مدیریت طبقات اجتماعی شهر است. در شهر طبقه کارگر، تحصیل کرده و اشراف وجود دارد که هر کدام نیاز هایی دارد. این نیازها در بیشتر موارد در تناقض با یکدیگر است. اولین وظیفه شما به عنوان شهردار تصویب قوانین است. بعد از وضع هر قانون دسترسی شما به ابزار و امکانات مختلف باز میشود .مثلا اگر قانون &quot;شیفت دوم&quot; وضع کنید و کارگران را مجبور کنید شب به کارخانه بیایند میزان رضایتشان کاهش میابد. اگر این نارضایتی از یک حدی بیشتر شود آن گروه شورش می کنند و به ساختمان شهرداری حمله میکنند. قشر تحصیلکرده  (طبقه متوسط)  صاحب کسب و کار است و مالیات میدهد همچنین پیشرفت های علمی را در دانشگاه به پیش میبرد. قشر اشرافی سازمان های دولتی و امنیتی را در اختیار دارد همچنین ثروت خود را با تفریح و خرید در جامعه به گردش می اندازد. تامین طلا و چوب و فلز و مدیریت منابع آنها از وظایف شماست و همچنین شما به عنوان شهردار باید تلاش کنید هر سه گروه از شرایط به قدر کافی رضایت داشته باشند تا اقدام به شورش (انقلاب) نکنند. بازی دو فاز اساسی دارد. بعد از طی کردن چند مرحله و ایجاد کردن سرویس های اصلی شهر صاحب مجلس میشوید و سپس باید یک تصمیم مهم بگیرید.بازی به شما امکان میدهد با تصویب قوانین خاص جامعه را به سمت یکی از انواع حکومت های &quot;شاهنشاهی&quot; و &quot;سرمایه داری&quot; یا &quot;کومونیستی&quot; پیش ببرید. مثلا اگر قانون تجارت آزاد را تصویب کنید طبقه متوسط خوشحال میشود اما اشراف زاده که انحصار داشتند از شما بیزار میشوند. یا با تصویب قانون مالیات بر کار طبقه کارگر علیه شما بر میخیزد. برای مبارزه با شورش ها ابتدا باید پلیس داشته باشید و گشت پلیس را در شهر زیاد کنید. پلیس میتواند به دستور شما فساد یک ارگان دولتی را کم کند و این کار بهره وری آن ارگان را افزایش میدهد اما همزمان اشراف  زاده ها را علیه شما می کند. پلیس مخفی دارید که و می توانید با آنها به خانه های هر کدام از سه گروه طبقاتی شهر یورش ببرید. تعدادی را بازداشت کنید و در زندان نگه دارید. می توانید منتظر تحقیقات پلیس بمانید یا یک زندانی را آزاد یا اعدام کنید. آزاد کردن زندانی طبقه کارگر را خوشحال میکند اما اشراف از شما بدگویی میکنند. وقتی کسی را اعدام می کنید اشراف حمایت می کنند چون طالب نظم آهنین هستند اما کارگرها حس می کنند به آنها ظلم میشود.در یک مرحله از بازی دیگر باید تکلیف خود را مشخص کنید و نوع حکومت را انتخاب کنید. شاهنشاهی، سرمایه داری یا کمونیستی و هر کدام را انتخاب کنید طبیعتا یک گروه خوشحال و گروه های دیگر ناراضی میشوند و علیه حکومت شما شورش می کنند. شعار بازی این است که &quot;نمی توانید همه را خوشحال کنید&quot; و این دقیقا چالش اصلی بازی است. شما باید یک گروه را انتخاب کنید و سایر گروه ها را با خشونت یا با فریب و رشوه ساکت نگه دارید. مثلا من نظام شاهنشاهی را انتخاب کردم و اشراف زاده ها خوشحال شدند. بعد مجبور شدم برای ساکت کردن کارگرها آنها سرکوب کنم و امتیازاتی را در مجلس به نفع طبقه متوسط تصویب کنم. نتیجه گیری جالبی از این بازی داشتم. اینکه حکومت ها همیشه مجبورند گروهی از جامعه را فدای گروه دیگری کنند. در یک کشور واقعی افراد با نژاد ها و قومیت های مختلف و در گروه های سنی مختلف و با جنسیت های مختلف زندگی می کنند که منافع شان در بیشتر موارد علیه همدیگر است. حکومت آمریکا سرمایه داری است اما سناتورها و نمایندگان مجلس از امتیازاتی که به صورت پنهانی دارند سو استفاده می کنند و مردم کوچه و خیابان را با ابزار رسانه، فیلم های سینمایی و قمار و ... به خود سرگرم است. در حکومت شاهان ایران اشراف زاده ها و خانها از همه امکانات بهره مند بودند و مردم با زور و فریب مذهب کنترل می شدند.در کومونیست شوروی کارگر در بالاترین جایگاه اجتماعی قرار داشت اما نبود اشراف زاده سرمایه دار که پول خرج کند یا کاهن مذهبی که از دیدگاه ایدیولوژی مردم را کنترل کند باعث فروپاشی شد. هیچ حکومتی نمی تواند بی نقص باشد. حتی حکومت های دموکراتیک غربی که دم از آزادی بیان و حقوق بشر می زنند تا آنجایی با مردم همراهی می کنند که مردم با حکومت موافق باشند. هر کس بخواهد علیه دنیایی که ترسیم کرده اند ساز مخالف بزند شاید اعدام یا حبس نشود اما ترد و تحقیر میشود. </description>
                <category>کیوان زربین</category>
                <author>کیوان زربین</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 19:51:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>