<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نقاش واژه ها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zareimahta90</link>
        <description>.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 00:31:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4328339/avatar/gIbdf1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نقاش واژه ها</title>
            <link>https://virgool.io/@zareimahta90</link>
        </image>

                    <item>
                <title>محرم</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-gw4yjk47vf86</link>
                <description>این متن رو بخونید و نظر بدید چون خیلی متفاوت تر از بقیه متن هاست و درمورد امام حسین هستنوحه هم گذاشتم که گوش بدید اگر همه نوحه ایی که دارید تکراری هست.. ... سحر احمدی ۸۸دستان یک دنیا آن روز ها می لرزید طوری که حتی کوزه در دست می شکست با برخورد به زمین . ، زمین تکان های ریزی میخورد ، آسمان با ابرهایش نفرین می نوشت بر افکار قاتلین.اما هیاهو تعبیر خواب شد.با کشیدن شمشیر بر روی حسین، شیطان صفت بودن آغاز شد .آب زور میزد تمام نشود اما آبی بود چیز نا چیز . جنیان آمدن اما، نوه پیغمبر اجازه نداد و گفت من می‌جنگم و آنها با دستان زیر چانه کنار فرش آسمان نگاه کردن. اما آن عصر رسید ، عصر عاشورای حسینی ، همه منتظر که بکشند که در نهایت کار را تمام کردند و خون روی سنگ جوشید . قتلگاه ، با خاک صحرای نینوا و با خون های ریخته شده منظم و نامنظم روی زمین تمام سبک های نقاشی را برد زیر سوال که کدام است امپرسیونیسم یا اکپرسونیسم یا چی..؟ شمشیر انعکاس اینه وار اش به آفتاب میخورد . اسب وجودیت فیزیکی خود را برد زیر سوال و جواب فیزیک شد مجهول ، زیرا اسب غیب شد ،و ایکس جایش را گرفت. اشک های بازماندگان شکاف آن سنگ که خون حسین رویش ریخته شده را بیشتر میکرد .و اما شیاطین با تاب دادن زنجیر به روح حسین که پر کشیده بود اهانت میکردند، همراه با کتک خوردن زنان و کودکان و تشنگی طاقت فرسا . آن عصر عاشورا آنقدر سنگین بود که ، هیچ نویسنده ای در جهان نمی تواند ۱۰۰ درصد آن را توصیف کند . حتی نویسندگان مشهور و حرفه ای . طوری که زحمات چندین ساله اشان با نتوانستن به قلم کشیدن آن عصر سوزناک زیر سوال می رود.یک صلوات بعد از خواندن این متن برای سلامتی خودتون و هم برای شادی روح همه رفتگان که عزیز بودند و زیر خاک هستند بفرستید .و منتظر شنیدن نظراتتون هستم</description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2026 20:10:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته جدیدم</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-nni8iy1kbfem</link>
                <description>این پست رو دیدمhttps://vrgl.ir/nmREo. از سرکار خانم آیداو این رو نوشتم براشون کیف کردنسحر احمدی ۸۸در فراق نبودنت سخت بود شب را صبح کردن امان از تاریکی آسمان دیر روشن می شود انگار می‌خواهد با نوار نخ های پنبه ای که دو چوب وصل کردم میخواهد بنوازم از این بی پایانی که سهم من نبود قلبی که تا سیاهرگش درد میکند آوازان وقت سحر نغمه ترس القا می‌دهد و من با این ترس نیمه شبی خواهم رفتاین چند نوشته هم با پست کتابی که هلیا گذاشت نوشتمنوشته ۱روز آخر تلفن زنگ خورد صدای مری آمد و گفت شما خواهید مرددر نهایت من ، منه پر کشیده از خیابان های خلوت و شلوغ رد میشوم بلکه نیمه ام را پیدا کنم در این حوالی پس به سمت آسمان میروم زیرا دستش نیست که من را نگه دارد و در آغوش بگیرد تا که باهم به بالا اوج بگیریم میان کهکشان ها و روی حلقه ی سیاره رها بنشینیم و از گذشته ای زنده بودیم سخن بگوییم اما ، اما ، اما گم ات کردم در این حوالی جایه من پس در برزخ می شودنوشته دو او می نواخت : Minaبدون اینکه بفهمد : Heliaبدون اینکه احساس کند چه کسی را آزار روحی می دهد و سراسر نواختنش نفرین مرگ بود و آبنیوس را احضار میکرد که جان بگیرد با ریش ریش ، تار تار کردن روح : نقاش واژه‌هانوشته سهاما ای کاش با دستانی که استخوان توان حمل پوست را نداشت و می لرزید دستش را می گرفت در لابه لای تیر بارانی که خودش را کرد میان آن همه خون کاش می بوسید دستانی که یک روز .....💔⚰️۱ خب نظرتون چیه منتظرم تا ابدآهنگ هم گذاشتم بهش میخوره ؟</description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 19:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هلیا</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D9%87%D9%84%DB%8C%D8%A7-m3v3fpelpbin</link>
                <description>هلیا حس میکنم حالت بده یه چیز بگو بچه ها نظرتون چیه دیگه چیزی محرم نمونده با اعتقاد قلبی که داریم اون شب ها آرزو کنیم حال هلیا خوب بشه ؟ قشنگ نیست ؟پیامم برات نمیاد هلیا اینجا میگم ولی بچه ها عجیبه اتفاقه برام تقریباً دوازده روز پیش یا شاید جلوتر تا همین دیشب بین اینا بیشتر شبها حس میکردم یکی نگام می‌کنهگذشت و گذشت تا اینکه به ویرگول برگشتم فهمیدم هلیا حتی خواب منو دیده برگشتم اصلا خیلی برام عجیب بوده هلیا تو که آینده رو میبینی بگیر بخواب ازشون بپرس آینده ما ها چی میشهمگه نه بچه ها نظر شما چیه ؟ </description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 12:30:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی سریال</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-vkf5ijfusyo7</link>
                <description>سلام چه خبرا خوبید اومدم یه سریال خفن معرفی کنماگر به دنبال سریالی هستید که جذاب باشه و اکشن باشه و معروف معروفی میکنم سریال بازیچه بر اساس گزارش‌ها، The Manipulated در کره جنوبی برای چند هفته متوالی در رتبه اول توجه مخاطبان قرار گرفته و در سطح جهانی نیز در پلتفرم‌هایی مانند Disney+ / Hulu جزو آثار برتر و پربازدید بوده است. سایت‌هایی مانند FlixPatrol و KinoLights نیز از عملکرد قوی این سریال در رده‌بندی‌های OTT خبر داده‌اند.امتیازهای نسبتاً بالا در IMDb (حدود 8.0/10) و MyDramaList (حدود 8.2/10) نشان می‌دهد که سریال توانسته رضایت طیف گسترده‌ای از مخاطبان ژانر انتقامی و اکشن را جلب کند.یکی از بازیگران کار بلدترین و حرفه ای در همه ژانر ها هم داخلش بازی می‌کنه جی چانگ ووک جی چانگ ووک خلاصه برید نگاه کنید سریاله رو کیف میکنید پایان تلخ ندارع خیالتون راحت برید نگاه کنید دیگه چرا اینجایین 😂😂😂منتظر نظراتتون هستم </description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 16:43:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آهنگ روسی دو</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D9%88-lji8kmi1fz0h</link>
                <description>سلام بچه ها این متن معنی آهنگ تیکه از معنی آهنگه هستش بقیه اش رو اگر حذبتون کرد آهنگه برید دنبالش تحقیق کنید معنیش رو خواننده رو اهنگ روسی Пустота از جونی با ترجمهمتن آهنگ:И вдруг снег превратился в дождь(و ناگهان برف به باران تبدیل شد)♫Наступила осень(پاییز فرا رسید)♫И я снова вижу сон(و دوباره خواب می بینم)♫Меня кто-то бросил опять(کسی دوباره مرا ترک کرد)♫Что мне делать, мам?(چیکار کنم مامان؟)♫Вокруг ложь, а внутри пустота(دور دروغ ، اما درونش پوچی است)♫</description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 11:44:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آهنگ روسی</title>
                <link>https://virgool.io/@zareimahta90/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-shv0cf3t2upd</link>
                <description>سلام چه خبرامیگم چرا نبودم چون احساس میکردم کار بد و حرف بدی زدم اینجا بخاطر همین رفتم حالا که اومدم میبینم حرف بد و کار بدی نکردم حس عجیبیه و از تجربه است از کاری که بد نبود حرفی که بد نبود محکوم شدم آهنگی که من پیدا کردم چهار دقیقه ای و خورده ای هست ولی اصلیش سه دقیقه است نمی‌دونم چرا اینجوریه 😂😂 انگار معنیش هماهنگ نیست ولی خب بهتر از نفهمیدنش خواستم بگم قشنگعآهنگ روسی هست به نام شومینهاِمین:ساعت شش صبح توی شومینهعکستو خاطراتتمی سوزندساعت شش صبح کنار شومینهبا یه روح متلاشی شدهو همه وعده هایی که دادیالان معنی ندارهجونی:ساعت شش صبح توی شومینهعکستو خاطراتتمی سوزندساعت شش صبح کنار شومینهبا یه روح متلاشی شدهو همه وعده هایی که دادیالان معنی ندارهساعت شش صبح توی شومینهاِمین:رد و نشونه های تو برای من دردناکهمن از زندگی خسته شدم ، همه ی کینه ها پنهان هستنبرو ( و در رو ) پشت سرت ببندهر چقدر هم که ازت بپرسمتو خیلی خوب میدونستیکه داشتی منو گم میکردی(دور میزدی)پا برهنه روی شیشه هاخیلی سرسختانه دویدماگه صدای شیرین تو نبوددر حالی که نفس آخر رو میکشیدم، روی زمین می افتادمجونی:و ستاره ها با آرامش سقوط میکردنانگار بخاطر من بودهر وقت آرزو کردمکه تو رو از دست ندماما دیگه نمیتونممن فقط دارم خودم رو شکنجه میکنمحالا دیگه مال من نیستیاِمین:ساعت شش صبح توی شومینهعکستو خاطراتتمی سوزندساعت شش صبح کنار شومینهبا یه روح متلاشی شدهو همه وعده هایی که دادیالان معنی ندارهجونی:ساعت شش صبح توی شومینهعکستو خاطراتتمی سوزندساعت شش صبح کنار شومینهبا یه روح متلاشی شدهو همه وعده هایی که دادیالان معنی نداره</description>
                <category>نقاش واژه ها</category>
                <author>نقاش واژه ها</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2026 22:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>