<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zarqam.narehei</link>
        <description>توی هر قسمت پادکست دفیله یه موضوع حقوقی با نگاهی به قانون روایت میشه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:29:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/60227/avatar/r8mWYn.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</title>
            <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برای آرات و «آرات»ها</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7-unoqakvl6hmh</link>
                <description>آرات را می‌شناسیم. خبری آمد از مدیر آکادمی باشگاه سپاهان. او گفته: «فشار تمرینی بالا باعث شده صفحات رشد بچه بسته شود. این بچه نیاز دارد تمریناتش تغییر کند تا بتواند رشد کند.»اگر این حرف درست باشد، آیا قانون می‌تواند پشت آرات بایستد؟ آرات و البته تمام کودکان کار اینستاگرامی.شاید بعضی در پاسخ این سوال، پدر «رومینا»ها را به یاد بیاورند و بگویند وقتی قانون اجازه می‌دهد پدری فرزندش را بکشد و مجازات نشود، در مواجه با امثالِ آرات که دیگر هیچ‌کاری نخواهد کرد.اما، این‌طور نیست. اول آنکه، پدری که فرزندش را می‌کشد فقط از مجازات قصاص (مرگ) رها می‌شود (ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی) و مجازات زندان (ولو اندک) و دیه پابرجاست. دوم اینکه، بر اساس قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ اگر پدر و مادر، با فرزندشان سورفتار داشته باشند یا او را در وضعیت مخاطره‌آمیزی قرار دهند محکوم به مجازات حبس خواهند شد (تبصره ماده ۹).دقت داشته باشیم که جرایم قانون حمایت از اطفال و نوجوانان جنبه عمومی دارد (ماده ۳۱) و نیازی به شکایت کسی نیست؛ یعنی همین که دادستان، مصاحبه مدیر آکادمی سپاهان را بخواند، اخلاقی و قانونی موظف به تعقیب است (بند ث ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری). کودک، ابزار یا برده‌ی پدر و مادر نیست؛ اگر که قانون اجرا شود.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 10:11:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با قرص‌ها بر فراز آشیانه‌ی فاخته</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%B5-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-sgbags4sd906</link>
                <description>یکی از تخلف‌های پزشکی، تجویز داروهای روان‌گردان و مخدره! طوری که بیمار رو معتاد به این داروها کنه. دقت داشته باشیم که تجویز داروهای روان‌گردان و مخدر همیشه نمی‌تونه تخلف به حساب بیاد. بلکه تجویز این داروها باید به میزانی باشه که بیمار رو معتاد کنه. به علاوه اینکه توی یکسری موارد، پزشک چاره‌ای جز تجویز داروهای روان‌گردان نداره. مثل بیماری‌های روانی یا دردهای شدید بیماری‌های غیرقابل علاج! این تخلف ما رو یاد فیلم one flew  over the cuckoo&#x27;s  nest (دیوانه‌ای از قفس پرید یا پرواز بر آَشیانه فاخته) می‌ندازه؛ جایی که مک مورفی با بازی جک نیکلسون از یه موجود شاد و با احساس تبدیل به یک انسان بی‌روح میشه. مک مورفی خودشو به دیوونگی زده تا به جای مجازاتِ زندان، بره تیمارستان. اما غافل از اینکه، پرستار بزرگ، توی آسایشگاه روانی با تجویز دارو و در نهایت، جراحیِ مغز، مک مورفی رو تبدیل به یک انسان بی‌احساس و بی‌عاطفه می‌کنه.حالا که بحث تجویز دارو شد، یکی دیگه از تخلفات پزشکی، تجویز داروهای اضافی یا داروهاییه که متناسب با بیماری نیست. گرچه که متأسفانه یه فرهنگ غلطی هم بین مردم وجود داره که پزشکِ خوب رو پزشکی می‌دونند که کیسه کیسه دارو تجویز کنه. اما، باید توجه داشته باشیم که حتی پزشک هم نمی‌تونه داروی الکی تجویز کنه و این کارش تخلفه! در کنار این، پزشک خودش شخصاً نمی‌تونه دارو یا ابزار پزشکی بفروشه، مگه اینکه از طرف وزارت بهداشت مجوز فروش دارو یا ابزار پزشکی داشته باشه. به علاوه، جالبه بدونید که نحوه نوشتن نسخه باید با خط خوانا و انشای قابل فهم باشه. همیشه توی عرف کوچه و بازر، دست‌خط پزشک‌ها دست‌مایه‌ی طنز بوده. اما همین نسخه نوشتن، اگر ناخوانا و غیرقابل فهم باشه، تخلفه و پزشک به مجازات انتظامی محکوم میشه. پ.ن: برای اینکه با تخلف‌ها و قصور پزشکی بیشتر آشنا بشید، اپیزود هجدهم دفیله با موضوع «حقوق بیمار» رو از اپلیکیشن‌های پادگیر بشنوید.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 11 Aug 2022 15:08:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطای پزشکی</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-xd08itpue4xs</link>
                <description>در موارد طرح شکایت خطای پزشکی، عموماً پرونده برای رسیدگی تخصصی به کارشناس دادگستری یا پزشکی قانونی ارجاع میشه؛ تا بعد از بررسی تخصصی، مشخص بشه که آیا پزشک مرتکب تقصیری شده یا نه؟ اگر ارتکاب تقصیر ثابت بشه، در این صورت، پزشک باید خسارت‌هایی که به بیمار وارد شده رو جبران کنه! جبران خسارت در قالب پرداخت دیه اتفاق می‌افته. اگر، در اثر تقصیر، بیمار فوت کرده باشه، پزشک، باید به ورثه بیمار دیه بده. اگر هم در اثر تقصیر پزشک، بیمار فلج شده باشه یا دست و پاش قطع شده باشه، باید دیه رو به خود بیمار بده.مثلاً در پرونده‌ای آقایی ۵۱ ساله به علت تنگی عروق قلب، توی یکی از بیمارستان‌های کرمان بستری و عمل قلب باز انجام میشه. پرسنل درمان، بعد از تموم شدن جراحی و موقع انتقال به بخش مراقبت‌های ویژه (CCU) متوجه سوختگی شدید بیمار در ناحیه کمر میشن. بیمار رو فوری به جراحِ ترمیمی، ارجاع میدن اما نتیجه نمیده و بیمار فوت میکنه. بعد از معاینه جسد توی پزشکی قانونی و بررسی آزمایشگاهی، علت فوت، سوختگی شدید و عوارض ناشی از سوختگی اعلام میشه. کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی هم این طور نظر میده که: «ریاست بیمارستان، پزشک متخصص قلب و عروق، پزشک بیهوشی، پرستاران شیفت، تکنسین‌های حاضر در اتاق عمل، مسئول پمپ و مسئول فنی بیمارستان، همگی در بروز حادثه مسئول هستند و دیه بصورت درصدی، باید پرداخت شود.»اپیزود هجدهم دفیله رو‌ بشنوید؛ اونجا مفصل در مورد پرونده‌های خطای پزشکی حرف زدیم.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 17:05:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وظیفه دادسرا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-tmabhnwpzlpe</link>
                <description>توی اپیزود هفدهم درباره‌ی نحوه رسیدگی در دادسرا حرف زدیم و توضیح دادیم که توی پرونده‌های کیفری، پرونده مستقیم نمیره دادگاه، بلکه اول از همه پرونده میره دادسرا! [البته چند تا استثنا داریم که پرونده مستقیم میره دادگاه مثل پرونده‌های اطفال یا پرونده‌های جرایم جنسی!] اما در کل، توی پرونده‌های کیفری اول از همه پرونده میره دادسرا! دادسرا، کارش چیه؟ کار دادسرا تحقیقاته! یعنی شاکی و متهم رو احضار میکنه حرفاشونو می‌شنوه، مدارکشون رو بررسی میکنه و اگر قانع شد که واقعاً جرمی اتفاق افتاده، پرونده رو می‌فرسته دادگاه تا دادگاه حکم به مجازات بده! پس، دادسرا فقط و فقط می‌تونه بگه جرمی اتفاق افتاده یا نه! اینکه، مجازاتی تعیین بشه، جز وظایف دادگاهه و نه دادسرا!به رئیس دادسرا، میگن دادستان! دادستان مترادف همون مدعی‌العمومه! یعنی، اگر متوجه شد جرمی اتفاق افتاده به نمایندگی از مردم باید اون جرم رو پیگیری کنه! به همین خاطره که بهش میگن مدعی‌العموم! یعنی مدعی از جانب عموم مردم!دادستان، یه سری همکار داره که به دو دسته کلی تقسیم میشن: دادیار و بازپرس! از نظر اداری، مقام بازپرس از دادیار بالاتره! دادیار به نوعی غلام حلقه به گوش دادستانه یعنی هر چی دادستان بگه باید قبول کنه! اما بازپرس اصولاً نظر مستقل خودش رو داره و می‌تونه با نظر دادستان مخالفت کنه. با این حساب، پرونده شما بعد از اینکه شکایت‌تون رو ثبت کردید، با دستور دادستان میره زیر دستِ یه بازپرس یا دادیار! معمولاً پرونده‌های مهم‌تر و پرونده‌هایی که مجازات سنگینی داره رو میدن به بازپرس و پرونده‌های سبک‌تر رو میدن به دادیار.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Sat, 06 Nov 2021 14:42:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون هم پشت قهرمان را خالی کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%87%D9%85-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-txkxxzox3xnx</link>
                <description>‼️این یادداشت، بخشی از داستان را لو‌ می‌دهد.از دیالوگ‌ها و قصه‌ی فیلمِ «قهرمان» فرهادی این‌گونه می‌فهمیم که رحیم (امیر جدیدی) پول نزول کرده و برادر زنش (محسن تنابنده) بابت این پول و به عنوان ضامن، چک داده است. رحیم، نمی‌تواند پولی که نزول کرده را به موقع پرداخت کند و چک‌ها به اجرا گذاشته می‌شود. طبعاً، برادر زن به عنوان صادرکننده‌ی چک مسئول پرداخت مبلغ چک‌ها است. برادر زن با هزار جور بدبختی و فروش جهیزیه‌ی دخترش، چک‌‌ها را پاس می‌کند.براردر زن، به عنوان ضامن به رحیم مراجعه می‌کند و رحیم هم که آه ندارد با ناله سودا کند، با شکایت برادر زن می‌افتد زندان!ایراد حقوقی فیلم، دقیقاً همین‌جاست: طبق قانون نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی، رحیم می‌تواند دادخواست اعسار از پرداخت حکم دادگاه بدهد. رحیم که حتی پول کرایه‌ی تاکسی ندارد، خیلی راحت می‌تواند اعسار خودش را با دو نفر شاهد و لیست اموالش ثابت کند و این همه داستان در هم نپیچد. یعنی، تمام آن سکانس‌های خیریه و گلریزان اضافی‌ست. همین که اعسارِ رحیم ثابت شد، می‌تواند بصورت قسطی بدهی‌اش را پرداخت کند.«در صورت ثبوت اعسار، چنانچه مدیون متمکن از پرداخت به نحو اقساط شناخته شود، دادگاه ضمن صدور حکم اعسار ‌با ملاحظه وضعیت او مهلت مناسبی برای پرداخت می‌دهد یا حکم تقسیط بدهی را صادر می‌کند. در تعیین اقساط باید میزان درآمد مدیون و معیشت ضروری او لحاظ شده و به نحوی باشد که او توانایی پرداخت آن را داشته باشد.» (ماده ۱۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی)پس، آن همه داد و هوار براردر زنِ رحیم، که حاضر نبود رضایت بدهد تا رحیم بیرون بیاید و کار کند و بدهی‌اش را پرداخت کند؛ حمایت قانون از برادر زن رحیم نیست بلکه، حمایتی‌ست که قانون از رحیم کرده و رحیم می‌توانست با اثبات اعسار، از مجازات زندان رها شود.از این ایراد حقوقی فیلم هم بگذریم، قهرمان، از نظر هنری چند پله، از آثار قبلی فرهادی پایین‌تر است: دروغ‌های نخ‌نمای متوالی، تعلیق‌های دم‌دستی، دیالوگ‌های گل‌درشت و منفعل بودن برخی بازیگران؛ همان چیزهایی‌ست که فیلم‌های قبلی فرهادی نداشت یا اینقدر پررنگ نبود.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 03 Nov 2021 22:04:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خمیرِ قانون یا قانونِ خمیری؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%90-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D9%90-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ifnn0ptqyvyq</link>
                <description>یکم) کافکا می‌گوید: «از دید قانونگذاران، انسان موجود تبهکار و بزدلی است که تنها از ترس و با تهدید به زور، در راه درست قدم برمی‌دارد. این، نه تنها غلط است، بلکه نشان کوته‌بینی است، و به همین جهت به‌خصوص برای خود قانونگذارها خطرناک است. چون به باطن مردم راه نمی‌یابند. تحقیری که این‌ها متوجه انسان می‌کنند، نه نظم، بلکه بی‌نظمی به بار می‌آورد. باید به فرد اعتماد بخشید و به این ترتیب او را به جنبش واداشت. باید اعتماد به نفس و امید را در او برانگیخت و از این راه به او آزادی واقعی داد. تنها از این طریق است که می‌توانیم کار کنیم، زندگی کنیم و دستگاه‌های قانون را فشاری بر گُرده خود ندانیم.» (گفتگو با کافکا، انتشارات خوارزمی)دوم) جانِ کلامِ کافکا، خاصه در حقوق کیفری، حرف بسیار دقیق و درستی‌ست. چه آنکه، حقوق کیفری به شکلی مستقیم با جان و آزادی شهروندان سر و کار دارد. بنابراین، صدور هر حکمی از جانب قاضی در پرونده‌های کیفری موجب تحمیل کیفری بر روح، جان و آزادیِ تن مرتکب خواهد شد. از همین‌روست که قانون باید تا جای ممکن محدوده‌ی دخالت خود را کاهش دهد و در مقابل هر رفتار نامتعارف و برخلاف عرف رایج، شلاق مجازات را به کف نگیرد. چندان‌که برای سیاست‌گذاران، دستگیری و مجازات کردن، سهل‌ترین و سریع‌ترین روش ممکن است تا افکار عمومی را اقناع کنند؛ سیاستی که به نظر می‌رسد هدفی جز اِرضای احساسات تهییج‌شده مردم ندارد. پا نهادن در چنین قلمروی، ثمری جز آن ندارد که با هدف فرونشاندن احساساتِ توده‌ی مردم، قانون وسیله‌ای باشد که هدف را توجیه کند.سوم)قواعد حقوقی برای اشباع و اقناع گروهی خاص (چه این گروه افکار عمومی باشد و چه گروه‌های نفوذ) تصویب نشده است. بنابراین، هر چقدر یک نظام حقوقی به سوی «قوانین خمیری» گام بردارد به همان میزان از اعتبار خود می‌کاهد و مضاف بر آن، موجب سلب اعتماد شهروندانی خواهد شد که هیچ‌گاه نمی‌توانند رویکرد نظام حقوقی خود را در برابر رفتارهای مختلف پیش‌بینی کنند چه اینکه در چنین شرایطی، خمیرِ هر قاعده‌ای بسته به آن خواهد بود که درون چه شابلونی قرار گیرد.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 18:59:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود ۱۶- طرح حمایت از حقوق کاربران…؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%DB%B1%DB%B6-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-umogvsyshmqj</link>
                <description>اپیزود شانزدهمِ دفیله با عنوان «طرح حمایت از حقوق کاربران ...؟!» منتشر شد.این روزها طرحی به اسم طرح «حمایت از حقوق کاربران و خدمات پایه کاربردی فضای مجازی» در مجلس به بحث گذاشته شده که اگر تصویب بشه، کاربران ایرانی محدودیت‌های زیادی رو تجربه خواهند کرد. ما توی این اپیزود از این طرح حرف می‌زنیم و توضیح میدیم که این طرح چطور می‌تونه فضای مجازی ایران رو دگرگون کنه!همین حالا با مراجعه به اپ‌های پادگیر، مثل: کست‌باکس، اپل پادکست و یا گوگل پادکست این اپیزود رو بشنوید و نظرتون رو با ما به اشتراک بگذارید.لینک اپیزود در کست‌باکس:https://castbox.fm/vd/408997963</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jul 2021 09:28:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضولی می‌کنم، پس هستم</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%81%D8%B6%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D9%BE%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-rsfgmo0azt5t</link>
                <description>در جرایم جنسی و مخصوصاً در جرایم جنسی که با رضایت طرفین اتفاق می‌افته! اصل بر ممنوعیت تعقیب و تحقیقه! یعنی، شهروندها، پلیس و دادگاه نباید احساس تکلیف کنند و به سرعت این آدما رو لو بدن تا به مجازات محکوم بشن.روایت‌های زیادی در متون فقهی وجود داره که توصیه بر بزه‌پوشی و منع تجسس در زندگی خصوصی اشخاص میکنه. یکی از معروف‌ترین این روایت‌ها، روایتِ ماعز بن مالکه!ماعز، پیش پیامبر میاد و اقرار می‌کنه که زنا کرده اما هر بار پیامبر یه شک و شبهه‌ای می‌ندازه تا جرم اثبات نشه اما در نهایت با ۴ بار اقرار از طرف ماعز، پیامبر مجازات زنا رو اجرا میکنه.در هر حال، حتی اگر این روایت‌ها هم وجود نداشت عقل و اخلاق هم حکم می‌کنه که توی زندگی آدما سرک نکشیم و لحاف تشک و اتاق خواب کسی رو برای بقیه تعریف نکنیم.به همین خاطر، قانون میگه «انجام هر گونه تعقیب و تحقیق در جرایم منافی عفت ممنوع است و پرسش از هیچ فردی در این خصوص مجاز نیست...» یعنی خودِ قانون هم اصل رو بر این گذاشته که نباید وارد حریم خصوصی کسی شد.اما هر اصلی یه سری استثناء هم داره. استثنائات تعقیب و تحقیق در جرایم جنسی یا منافی عفت ۴ مورده:اول اینکه) جرم جنسی علنی و جلوی چشم بقیه آدما انجام بشه!دوم اینکه) جرم به عنف و به زور انجام شده باشه!سوم اینکه) جرم به شکل سازمان‌یافته انجام شده باشه! مثل کسایی که به شکل سازمان‌یافته دخترهای خیابانی یا فقیر رو برای تن‌فروشی جمع می‌کنند.و چهارم و آخر اینکه) شاکی شکایت کنه.یعنی اگر این چهار مورد باشه، دادگاه اجازه‌ی ورود به پرونده رو داره در غیر این صورت، حق هیچ تحقیقی رو نداره.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 17:32:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قربانی بی‌پناه، متهم بی‌گناه</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-anfta2ogcgxo</link>
                <description>جرایم جنسی، مثل کلاهبرداری، دزدی و یا حتی قتل نیست. شاید مردم با یه قاتل راحت‌تر کنار بیان تا با یه متجاوز جنسی! مخصوصاً در ایران که فرهنگ و عرف ایرانی حساسیت زیادی روی مفاهیمی مثل ناموس و غیرت داره.حالا فرض کنید، اگر کسی به دروغ و با صحنه‌سازی بخواد از کسی به اتهام آزار جنسی شکایت کنه، ممکنه چه آبرویی از متهم بره. مثلاً توی یه پرونده‌ای خانم جوونی که حدود ۲۰ سال سن داشت، بخاطر اختلاف‌هایی که با مدیر ساختمون داشت، از مدیر ساختون شکایت کرد و گفت که این آقا توی آسانسور چند بار شلوارشو پایین کشیده و برای من ایجاد مزاحمت کرده. مدیر ساختمون حدود ۷۰ سال سن داشت.این خانوم جوون چون هیچ مدرکی نداشت مادر و دوستش رو به عنوان شاهد معرفی کرد و بعد از تحقیقات دادسرا معلوم شد که شکایتش فقط بخاطر اختلاف‌هایی بوده که سر شارژ ساختمون و مسائلی از این دست داشته.در هر حال، طرح این شکایت و طولانی شدن رسیدگی باعث شد که بخاطر فشار همسایه‌ها و پچ پچ‌شون، مدیرساختمون کلاً از اون آپارتمان بلند شه.درسته که بعدش بی‌گناهیش ثابت شد اما همیشه این لکه‌ی ننگ روی پیشونیش موند.توی فیلم THE HUNT یا شکار مشابه همین ماجرا پیش اومد. اونجا یه دختربچه به معلم مهدکودک که یه آقایی بود اتهامی زد و گفت که معلم منو اذیت کرده. تقریباً زندگی اون معلم و خانواده‌اش کلاً تحت تأثیر این اتهام قرار گرفت. پس، اصولاً در جرایم جنسی، یک اتهام نادرست علاوه بر اینکه زندگی متهم رو می‌تونه نابود کنه، خانواده‌اش هم بخاطر فشار اجتماعی و نگاه سنگین مردم می‌تونه متلاشی بشه.بله، این فقط یک روی سکه‌ست. اما اون روی سکه هم قربانی‌هایی هستند که می‌ترسن شکایت کنند و دست‌شون به جایی بند نشه. چون مدرک درست و حسابی ندارن و خیلی جاها حتی اگر مدرک هم داشته باشند از ترس آبرو و انگشت‌نما شدن بین دوست و آشنا ترجیح میدن سکوت کنند. این سکوت، به قول صادق هدایت، توی تنهایی مثل خوره روح و روان‌شون رو می‌خوره و می‌تراشه. پس، قانون باید حواسش به قربانی‌های جرایم جنسی هم باشه و باهاشون طوری رفتار کنه که قربانی‌ها فکر نکنند قانون و دادگاه دشمن اونا هستند و بترسند از این که به دادگاه پناه بیارن.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jul 2021 17:53:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از عروس فرنگی تا برگزاری مراسم فساد و فحشا</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D8%AD%D8%B4%D8%A7-jiqoemrh3yp8</link>
                <description>سال ۱۳۹۲ پرونده‌ای در یکی از شعب کیفری دادگاه‌های تهران تشکیل شد با موضوع «مشارکت در فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا». این پرونده سه تا متهم داشت: پدر و مادری که برای پسرشون مراسم عروسی برگزار سال ۱۳۹۲ پرونده‌ای در یکی از شعب کیفری دادگاه‌های تهران تشکیل شد با موضوع «مشارکت در فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا». این پرونده سه تا متهم داشت: پدر و مادری که برای پسرشون مراسم عروسی برگزار کرده بودند و یه نفری که مسئولیت برگزاری جشن رو داشت.موضوع پرونده از این قرار بود که به پلیس گزارش میدن عروسی مختلطی با رقص و آواز و موسیقی زنده در حال برگزاریه و آدمای این مراسم هم نیمه برهنه هستند. پلیس هم بعد از حضور در محل عروسی پدر و مادر داماد رو به عنوان برگزارکننده‌های مراسم عروسی و یه شخص دیگه‌ای که از مهمونا پذیرایی می‌کرده رو دستگیر می‌کنه. توی مراسم عروسی یه سری تبعه خارجی از کشور انگلیس هم حضور داشتند، چون که عروس خانوم تبعه کشور انگلیس بوده.متهم‌های ردیف اول و دوم (یعنی همون پدر و مادر شاه دوماد) اینجوری از خودشون دفاع می‌کنند که عروس‌شون تازه یه هفته‌ست که مسلمون شده و با حضور پلیس عملاً مراسم عروسی بهم خورد و با به هم خوردن جشن عروسی خاطره‌ی تلخی برای عروسِ تازه مسلمون‌شون ایجاد شد. در ادامه هم توضیح میدن که ما به هیچ کدوم از مهمونا نگفته بودیم که حجاب اسلامی رو رعایت نکنند بلکه بهشون تأکید کرده بودیم که شئونات اسلامی رو رعایت کنند و حتی یه پرده هم بین زنا و مردها نصب کرده بودیم که فاصله شرعی رعایت بشه و اونایی هم که می‌خواستن پیش شوهرشون بشینن حجاب شرعی رو رعایت کرده بودند.مادر داماد هم میگه خود من با حجاب کامل توی مراسم عروسی بودم و برای درستی حرفاش، فیلم عروسی رو ضمیمه پرونده میکنه. در هر حال، پدر و مادر داماد شدیداً برگزاری مراسم فساد و فحشا رو انکار می‌کنن.دادگاه با توجه به دفاعیات متهم‌ها و همین‌طور با توجه به اینکه برخلاف گزارشی که به پلیس داده شده بود که اونجا دارن مشروبات الکلی سرو می‌کنند، میگه که نه مشروبی توی مراسم عروسی پیدا شد و نه با توجه به فیلم عروسی، رقص مختلطی انجام شده که بگیم عمل پدر و مادر داماد جرمه!دادگاه یه استدلال جالب دیگه هم می‌کنه و میگه این جرم، یعنی جرم دایر کردن مکانی برای فساد و فشحا، جرمی نیست که با یک بار اتفاق بیفته. یعنی ما وقتی می‌تونیم بگیم فلانی محکوم میشه به مجازات دایر کردن مرکز فساد و فشحا که این کار رو شغل و حرفه خودش قرار داده باشه! این در حالیه که پدر و مادر دوماد یکبار اونم برای پسرشون همچین مراسمی برگزار کردند. حالا اینکه یه تعدادی خانوم توی شلوغی عروسی حجاب شرعی نداشتند نمیشه یقه پدر و مادر دوماد رو گرفت. پدر و مادر دوماد هم میگن توی اون شلوغیِ عروسی ما حتی فرصت اینو نداشتیم به همه‌ی مهمونا سلام کنیم، چطور می‌تونستیم بریم بهشون تذکر بدیم که خواهرم حجابت!در مورد متهم ردیف سوم، یعنی اون شخصی که مسئولیت پذیرایی از مهمونا رو داشته هم دادگاه میگه کار این آدم هم جرم نیست و نمیشه به صرف پذیرایی کردن از مهمونا، این شخص رو به مشارکت در برگزاری مراسم فساد و فحشا محکوم کرد. خلاصه، بر خلاف کیفرخواستی که دادسرا داده بود و از نظر دادسرا عمل این سه نفر رو جرم دونسته بود دادگاه، رفتار این ۳ نفر رو جرم ندونست و حکم به برائت همه‌شون داد.به پلیس گزارش میدن عروسی مختلطی با رقص و آواز و موسیقی زنده در حال برگزاریه و آدمای این مراسم هم نیمه برهنه هستند. پلیس هم بعد از حضور در محل عروسی پدر و مادر داماد رو به عنوان برگزارکننده‌های مراسم عروسی و یه شخص دیگه‌ای که از مهمونا پذیرایی می‌کرده رو دستگیر می‌کنه. توی مراسم عروسی یه سری تبعه خارجی از کشور انگلیس هم حضور داشتند، چون که عروس خانوم تبعه کشور انگلیس بوده.متهم‌های ردیف اول و دوم (یعنی همون پدر و مادر شاه دوماد) اینجوری از خودشون دفاع می‌کنند که عروس‌شون تازه یه هفته‌ست که مسلمون شده و با حضور پلیس عملاً مراسم عروسی بهم خورد و با به هم خوردن جشن عروسی خاطره‌ی تلخی برای عروسِ تازه مسلمون‌شون ایجاد شد. در ادامه هم توضیح میدن که ما به هیچ کدوم از مهمونا نگفته بودیم که حجاب اسلامی رو رعایت نکنند بلکه بهشون تأکید کرده بودیم که شئونات اسلامی رو رعایت کنند و حتی یه پرده هم بین زنا و مردها نصب کرده بودیم که فاصله شرعی رعایت بشه و اونایی هم که می‌خواستن پیش شوهرشون بشینن حجاب شرعی رو رعایت کرده بودند.مادر داماد هم میگه خود من با حجاب کامل توی مراسم عروسی بودم و برای درستی حرفاش، فیلم عروسی رو ضمیمه پرونده میکنه. در هر حال، پدر و مادر داماد شدیداً برگزاری مراسم فساد و فحشا رو انکار می‌کنن.دادگاه با توجه به دفاعیات متهم‌ها و همین‌طور با توجه به اینکه برخلاف گزارشی که به پلیس داده شده بود که اونجا دارن مشروبات الکلی سرو می‌کنند، میگه که نه مشروبی توی مراسم عروسی پیدا شد و نه با توجه به فیلم عروسی، رقص مختلطی انجام شده که بگیم عمل پدر و مادر داماد جرمه!دادگاه یه استدلال جالب دیگه هم می‌کنه و میگه این جرم، یعنی جرم دایر کردن مکانی برای فساد و فشحا، جرمی نیست که با یک بار اتفاق بیفته. یعنی ما وقتی می‌تونیم بگیم فلانی محکوم میشه به مجازات دایر کردن مرکز فساد و فشحا که این کار رو شغل و حرفه خودش قرار داده باشه! این در حالیه که پدر و مادر دوماد یکبار اونم برای پسرشون همچین مراسمی برگزار کردند. حالا اینکه یه تعدادی خانوم توی شلوغی عروسی حجاب شرعی نداشتند نمیشه یقه پدر و مادر دوماد رو گرفت. پدر و مادر دوماد هم میگن توی اون شلوغیِ عروسی ما حتی فرصت اینو نداشتیم به همه‌ی مهمونا سلام کنیم، چطور می‌تونستیم بریم بهشون تذکر بدیم که خواهرم حجابت!در مورد متهم ردیف سوم، یعنی اون شخصی که مسئولیت پذیرایی از مهمونا رو داشته هم دادگاه میگه کار این آدم هم جرم نیست و نمیشه به صرف پذیرایی کردن از مهمونا، این شخص رو به مشارکت در برگزاری مراسم فساد و فحشا محکوم کرد. خلاصه، بر خلاف کیفرخواستی که دادسرا داده بود و از نظر دادسرا عمل این سه نفر رو جرم دونسته بود دادگاه، رفتار این ۳ نفر رو جرم ندونست و حکم به برائت همه‌شون داد.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 14:48:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجازات فرزندکشی و تجاوز به فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-yg0jtl0eoqpi</link>
                <description>همون‌طور که می‌دونیم به فرض که پدری بچه خودشو بکشه، به هیچ وجه قصاص نمیشه و نهایتاً دادگاه ممکنه از نظر جنبه عمومی جرم، پدر رو به ۳ تا ۱۰ سال زندان محکوم کنه. همون‌طور که این قضیه در مورد رومینا مطرح شد. رومینا اشرفی، دختر تالشی بود که پدرش خرداد ۹۹ دست به قتلش زد. پس، اصولاً اگر پدر یا پدربزرگ پدری دست به قتل بچه یا نوه‌اش بزنه قصاص نمیشه.حالا، یه سوال مهمی پیش میاد: اگر پدر با بچه خودش زنا یا لواط کنه، آیا به مجازات اعدام محکوم میشه یا نه؟شاید خیلی‌ها وقتی این سوال ازشون پرسیده بشه، با خودشون یه دو دو تا چارتا میکنن و میگن وقتی که پدر، بچه‌شو میکشه و به مجازات مرگ محکوم نمیشه، طبیعیه که بخاطر تجاوز به مجازات مرگ محکوم نشه! اما این، تصور تصور اشتباهیه.اوایل امسال ماجرای تجاوز به دختربچه ۱۷ ماهه در شهرری حسابی سر و صدا به پا کرد. اونجا هم خیلی‌ها تصورشون این بود که احتمالاً تهش پدرِ متجاوز، به مجازات زندان محکوم میشه! اما، این طور نیست. طبق قانون، اگر کسی با محارم خودش، یعنی کسایی که بهش محرم هستند، مثلاً پدر با دختر! یا برادر با خواهر! رابطه جنسی داشته باشه، به مجازات اعدام محکوم میشه.بنابراین، حواسمون باشه که قضیه قصاص نشدن پدر رو با ماجرای تجاوز قیاس نکنیم و این دو تا رو به هم ربط ندیم.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 12:40:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجاوز به عنف؛ داستان یک پرونده واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-pkapmkzsac5w</link>
                <description>اپیزود پانزدهم پادکست دفیله با موضوع «جرایم جنسی» رو با جلسه رسیدگی دادگاهی در تهران شروع کردیم. توی این پرونده خانمی از آقایی به اتهام «تجاوز به عنف» شکایت کرده بود. متن این رأی در سامانه‌ی ملی آرای قضایی وجود داره و ما اینجا کمی خلاصه‌تر داستان این رأی رو روایت کردیم.شاکیه اظهار می‌دارد: شکایت من از س. به علت تجاوز به عنف می‌باشد و توضیح داده من از طریق فیس‌بوک با ایشان آشنا شدم به من گفت قصد ازدواج دارد و حتی گفت من اقامت ایتالیا دارم و تهیه کننده کنسرت هستم و کنسرت لغو شده با مشکل مالی مواجه شده مبلغ چهار میلیون تومان به او دادم و اظهار کرد اگر مشکل مالی برطرف شد به خواستگاری می‌آیم.در تاریخ 6 خرداد 1393 پیامک داد که پول را در قالب چک به شما می دهم در پارک قرار گذاشتیم بنا شد کمی تفریح و صحبت داشته باشیم و چک را بگیرم (شاکیه گریه می‌کند). متهم در پارک گفت حالم بد است نمی‌توانم راه بروم و اضافه کرد منزل ما همین نزدیکی است بیا برویم آبی به سر و صورتم بزنم، گفتم داخل ماشین می‌نشینم تا تو بیایی گفت باید مرا شناخته باشی با تو کاری ندارم راضی شدم داخل آپارتمان بروم وارد خانه شدیم ایشان درب را قفل کرد بعد به سمت من آمد.سر و صدا کردم به زور مرا به اتاق خواب برد فکر کردم روی حرفش می‌ایستد برای خواستگاری می‌آید دیروز شکایت کردم. او تجاوز کرد گفتم دختر هستم با من این کار را نکن ولی تهدید کرد جلوی دهان مرا گرفت دو بار در همان روز با من نزدیکی کرد. چهار ساعت در منزل بودم بعد از آن مرا به خانه رساند. بعد هرچه زنگ زدم جواب مرا نمی‌داد، تقاضای رسیدگی دارم.متهم آقای س. در قبال اتهام انتسابی که حسب شکایت شاکیه و گواهی پزشکی مبنی بر زنای به عنف و اکراه می باشد، اظهار داشت: اتهام را قبول ندارم. من با شاکیه در فیس‌بوک اواخر فروردین آشنا شدم با فیس بوک حدود 33 صفحه مکالمه وجود دارد (اوراق مربوطه ضمیمه است). ایشان گفت چگونه از تهیه کننده کنسرت بلیط تخفیف‌دار می‌توان گرفت او را به یکی از مراکز فروش بلیط معرفی کردم اصلاً پارک نرفتم.راجع به چهار میلیون تومان چون خواننده کنسرت را لغو کرد چهار میلیون تومان به من داده است او داخل منزل نیامد فقط یک جلسه در در سفره خانه با هم رفتیم ایشان قصد ازدواج داشت من اصلاً نگفتم قصد ازدواج دارم ایشان در لابی منزل آمد ولی داخل منزل نیامده است. در فیس‌بوک عکس منزل و خانه و تمامی وسایل و مشخصات در عکس است من در ایتالیا بودم بعد خودم را معرفی کردم.وکیل متهم در مقام دفاع اظهار داشت: گواهی پزشکی در مورد مدخوله بودن شاکیه دلالت بر قدیمی بودن مدخوله دارد. متهم در قبال اخذ آخرین دفاع، اتهام انتسابی را قبول نکرده و اضافه نموده: ایشان چند عکس مستهجن ارسال کرده. وکیل متهم لایحه‌ای پس از ذکر مطالبی به علت فقد دلیل شرعی و قانونی و انکار موکل برائت وی را خواستار شده.شعبه به اکثریت سه نفر به موجب دادنامه شماره 00069 ــ 18/05/93 در خصوص اتهام آقای س. مبنی بر زنای به عنف و اکراه با خانم الف. با توجه به اظهارات شاکیه به این که با مشتکی‌عنه از طریق فیس بوک آشنا شده و مدت دو ماه آشنایی طول کشیده و به قصد ازدواج آشنا شده و حتی به خاطر مشکلات مالی به متهم مبلغ چهار میلیون ریال قرض داده است و خود به منزل متهم رفته و نظر به نحوه اظهارات و دفاعیات متهم در جلسه تحقیقات مقدماتی و جلسه دادرسی به لحاظ فقد ادله اثباتی کافی و مستنداً به قاعده درأ به استناد بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برائت متهم صادر می‌کند.لیکن از مجموع مندرجات پرونده و گواهی پزشکی قانونی و اظهارات متناقض متهم در مراحل رسیدگی و ارائه مشخصات منزل توسط شاکیه و انکار بلا وجه متهم بزهکاری وی را در حد زنای غیر محصنه به صورت علم محرز و مسلم داشته به استناد ماده 221 و 211 و 230 قانون مجازات اسلامی متهم را به یک صد ضربه شلاق حدی محکوم نموده و از باب تکمیل و تتمیم مجازات مستنداً به ماده 23 قانون اخیرالذکر وی را به مدت دو سال اقامت اجباری در شهرستان ... نیز محکوم کرده است.رأی شعبه دیوان عالی کشور:تجدیدنظرخواهی وکیل س. و نیز اعتراض خانم الف. نسبت به دادنامه صادره از شعبه 78 دادگاه کیفری استان تهران وارد نیست و دادنامه مذکور که به موجب آن س. از جهت ارتکاب زنای غیر محصنه با الف. به تحمل یک صد ضربه شلاق حدی و از جهت تکمیل و تتمیم مجازات به مدت 2 سال اقامت اجباری در شهرستان ... محکوم گردیده، بلااشکال است. بنا به مراتب اعتراض شاکیه نیز در خصوص قِلَت مجازات متهم با لحاظ ارتکاب زنای متهم موجه نمی‌باشد زیرا با توجه به استدلال منعکس در دادنامه معترض‌عنه از جمله شکایت شاکیه و گواهی پزشکی قانونی که ازاله بکارت شاکیه مورد تأیید قرار گرفته و این که متهم ارتباط خود با شاکیه را اقرار نموده و انکار بلا وجه وی در مورد ارتکاب ازاله بکارت، لذا دادنامه صادره عیناً تأیید و استوار می گردد. بدیهی است شاکیه می‌تواند با توجه به ماده 658 و ماده 231 قانون مجازات اسلامی در مقام مطالبه مهرالمثل و ارش‌البکاره برآید.لینک رأی در سامانه ملی آرای قضایی: زنای به عنف (jri.ac.ir)</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 11:21:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%88%D9%86%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DA%A9%DB%8C%D9%87-csofrgr5fewn</link>
                <description>قانون، دو نوع جنون رو بصورت کلی شناسایی کرده. یکی جنون دائمی و یکی جنون ادواری! مفهوم جنون دائمی که مشخصه! مثل کسایی که سندرم داون دارن یا کسایی که بخاطر حادثه‌ای عقل‌شون از بین می‌ره. اما در مورد جنون ادواری یا دوره‌ای، حالت جنون پایدار نیست. یعنی، یه نفر ممکنه الان سالم باشه اما دو هفته دیگه مشاعرشو از دست بده و دوباره بعد از یه مدتی سالم بشه.قانون، فقط و فقط گفته، جنون یا دائمیه و یا ادواری! اما، هیچ ملاکی نداده که به چه کسی می‌تونیم بگیم مجنون! فقط قانون مجازات اسلامی گفته اگر مرتکب، موقع انجام جرم دچار اختلال روانی باشه، طوری که اراده یا قوه تمییز یا همون تشخیصِ خوب از بد رو نداشته باشه، بهش می‌گیم مجنون!با این‌حال، تشخیص جنون با توجه به طیف گسترده‌ی بیماری‌های روانی کار راحتی نیست. اینجاست که ممکنه کار به پزشکی قانونی بکشه.فیلم ذهن زیبا با بازی «راسل کرو» رو به یاد بیارید. توی این فیلم، راسل کرو، نقش جان نش رو بازی می‌کنه. جان نش، یه ریاضی‌دان نابغه و برنده جایزه نوبل اقتصاده که دچار بیماری اسکیزوفرنی یا بیماری روان‌گسیختگی و کاهش در درک واقعیته.حالا، اگر با بیماری، مثل جان نش مواجه بشیم و خانواده‌اش بخوان حکم حجرشو بگیرن، باید دادخواست بدن و دادگاه هم با توجه به تخصصی بودن موضوع، جان نش رو به پزشکی قانونی ارجاع میده. پزشکی قانونی، با معاینات مختلف تهش به این نتیجه می‌رسه که طرف آیا مجنون هست یا نیست. پس، می‌بینید که تشخیص مجنون از غیرمجنون همچین کار ساده و راحتی نیست. چون بیماری‌های روانی بشدت گسترده و متنوع هستند و حتی یه ریاضی‌دان نابغه می‌تونه محجور باشه! همون طور که یه پیرمرد بیسواد می‌تونه در اثر آلزایمر اهلیت‌شو از دست بده.پس، تأیید حکم جنون می‌تونه سرنوشت یک پرونده‌رو عوض کنه. مثلاً قاتلی به قصاص محکوم نشه، حکم به بطلان معامله داد یا زنی بخاطر جنون همسرش، بتونه طلاق بگیره.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 17:40:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا هامون آدم نرمالی بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-deqgaosozuya</link>
                <description>بیایید قضیه‌ی خلق اثر هنری و سینمایی و بحث‌های روشنفکری رو کنار بذاریم و راست و حسینی به این سوال جواب بدیم: آیا توی فیلم هامون، حمید هامون یک آدم متعارف و نرمال بود؟!اون سکانس معروف فیلم رو به یاد بیارید. جایی که حمید توی دادگاه هوار می‌زنه: «این زن سهم منه، حق منه، عشق منه، من طلاق نمی‌دم!» بگذریم از این که توی همین دیالوگ، چه لایه‌های عمیقی از مردسالاری پنهان شده و چطور مرد خودش رو مالک زن می‌دونه؛ اما، با این‌حال، یک‌ چیز دیگه‌ای به اسم قانون هم پشت و پناه حمید هامونه! قانون، این جسارت رو به حمید هامون داده که بی‌واهمه فریاد بزنه و بگه مهشید رو طلاق نمی‌دم. حالا این وسط مهشید چه کاری از دستش بر میاد؟مهشید حق طلاق نداره، پس مجبوره بساط «عسر و حرج» رو پهن کنه. توی اپیزود هفتم پادکست دفیله توضیح دادیم که اگه زن ثابت کنه زندگی با شوهرش سخت و غیرقابل تحمل شده می‌تونه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق به استناد عسر و حرج بده. موارد عسر و حرج می‌تونه خیلی چیزا باشه: مثل اعتیاد شدید، فساد اخلاقی، کتک زدن و... البته دادگاه‌ها به سختی به استناد عسر و حرج طلاق میدن! مهشید می‌تونست مدعی بیماری روانی بشه! اما آیا حمید بیماری روانی داشت؟به یاد بیاریم: آدمی که غرق در فلسفه‌ی وجودی و رها شدن از خویشتنِ خویش شده، آدمی که تفنگ دستش می‌گیره و به سمت همسرش شلیک می‌کنه، آدمی که توی آزمایشگاه اونقدر خون از دست میده که تا آستانه مرگ میره، آدمی که ته فیلم به دریا می‌زنه و به نوعی خودکشی می‌کنه! آیا به همچین آدمی میشه گفت نرمال؟ اونم کسی که شغل مشخصی نداره و خرج زن و بچه‌اش رو هم درست و حسابی نمی‌تونه بده.اگر مهشید، به استناد عسر و حرج (عدم تعادل روانی) درخواست طلاق بده، نباید انتظار حتمی داشته باشه که دادگاه طلاقش بده! چون، ممکنه قاضی بگه این دلایل، کافی نیست و هنوز میشه با هامون زیر یک سقف بود. حالا، باز برگردیم به سوال اول، آیا به نظر شما حمید هامون، آدم نرمالی بود؟!</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 11:47:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا در فیلم هیس، شیرین نعیمی باید قصاص می‌شد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B9%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B5-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-fuapn91kmpub</link>
                <description>اپیزود دوم پادکست دفیله بود که درباره‌ی دفاع مشروع حرف زدیم. پرونده‌های دفاع مشروع، گاهی می‌تونه جز پرونده‌های پیچیده و سخت باشه. همون‌طور که می‌دونیم، اگه ثابت بشه، در نتیجه‌ی دفاع مشروع، قتلی اتفاق افتاده باشه، قاتل دیگه به مجازات قصاص محکوم نمیشه. اما، همیشه ماجرا به این سادگی‌ها نیست. یک‌سری چیزها توی کتاب‌ها خیلی ساده و سر راسته اما وقتی با یه نمونه‌ی عملی، سر و کار داریم ماجرا به سادگیِ نوشته‌ی کتاب‌ها نیست.فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» به کارگردانی پوران درخشنده رو به یاد بیارید. شیرین نعیمی (طناز طباطبایی) که توی بچه‌گی قربانی آزار و اذیت جنسی بوده، روز عروسیش و توی پارکینگ می‌بینه که کسی قصد تجاوز به یه دختربچه‌رو داره. توی اون لحظه، خاطرات دوران کودکی خودش یه لحظه از جلوی چشماش رد میشه و بدو بدو میره برای دفاع از اون دختربچه. در نهایت، اون دفاع، باعث میشه متجاوز کشته بشه.توی دفاع مشروع، آخرین گزینه باید کشتن باشه. یعنی اگه بشه با جیغ و داد، کتک زدن، فرار، زنگ زدن به پلیس یا هر چیز دیگه‌ای از خودمون یا از یه نفر دیگه دفاع کنیم، نباید همون اول کار سراغِ گرفتنِ جون طرف بریم. حالا، توی اون سکانسی که متجاوز کشته شد، این سوال پیش میاد که آیا شیرین نعیمی نمی‌تونست با کمک خواستن از بقیه یا داد و فریاد، اون دختربچه رو از دست طرف خلاص کنه؟خب، این فقط یه طرف سکه‌ست؛ روی دیگه‌ی سکه، اون حال و احوالیه که آدم توی موقعیت دفاع مشروع باهاش روبه‌رو میشه. توی اون موقعیت که آدم گریه و التماس یه دختربچه رو می‌شنوه، دیگه نمیشینه با خودش حساب کتاب کنه که چه کاری به عقل و منطق نزدیکه. دقیقاً همین‌جاست که قاضیِ پرونده‌های دفاع مشروع باید با این چالش مهم دست و پنجه نرم کنه که آیا دفاع‌کننده توی اون موقعیت با قصد و نیت صادقانه‌ی دفاع و از شدت فشار روانی، دنبال دفاع کردن بوده یا نه توی اون لحظه اون‌قدری عقل و هوشش کار می‌کرده که به راه‌های ساده‌تر و سر راست‌تری برای دفاع کردن فکر کنه.روی همین حساب، همیشه این اختلاف‌نظر وجود داشته که اگر توی یک پرونده‌ای اصل حمله و دفاع مشروع وجود داشته باشه اما دفاع‌کننده بدون اینکه دست به کارهای راحت‌تری برای دفاع بزنه مستقیم سراغ کشتن بره باید چی کار کرد؟ آیا باید قصاصش کرد یا نه؟ سال 1392، قانون مجازات اسلامی توی این دست پرونده‌ها تکلیف‌رو مشخص کرد و گفت: «چنانچه نفس دفاع صدق کند ولی از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است، لکن مرتکب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعزیری محکوم می‌شود.» بنابراین، اگر توی پرونده‌ای معلوم باشه که دفاع‌کننده واقعاً هدفش دفاعِ مشروع و قانونی بوده، دیگه قصاص منتفی میشه و فقط باید دیه به خانواده مقتول بده و همین‌طور دادگاه هم می‌تونه قاتل یا به عبارتی دفاع‌کننده رو به زندان محکوم کنه.هر چند توی فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» در نهایت شیرین نعیمی قصاص شد، اما بعیده کسی در مورد اصلِ دفاع مشروع حرفی داشته باشه. یعنی توی اون موقعیت اگه یه آدم معقول و منطقی جای شیرین نعیمی بود، در نهایت به کمک دختربچه می‌رفت. اما چالش اصلی اینجاست که چطور و با چه روشی می‌شد کمک کرد؟ اگه شیرین نعیمی در بچه‌گی قربانی تجاوز نشده بود آیا بازم دست به قتل می‌زد؟ اگه به جای شیرین نعیمی یک مرد یا یک زن دیگه، توی اون موقعیت قرار داشت چی کار می‌کرد؟ اگه مادر یا پدر دختربچه اونجا حاضر بودند چی‌کار می‌کردن؟ و مهم‌تر از همه، اگه شمایی که دارید این متن رو می‌خونید توی همچین موقعیتی قرار بگیرید چی کار می‌کنید؟ تصمیم شما چیه؟ توی دل‌تون می‌گید به درک! به من چه! مگه احمقم دنبال شر بگردم! یا نه از نظر اخلاقی خودتون رو موظف به حمایت از یه بچه بی‌پناه می‌دونید و بی‌درنگ کمکش می‌کنید؟</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 12:56:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من را ببین</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%85%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-owddysjptzp0</link>
                <description>بهمن محصص در یک‌جایی از مستند «فی‌فی از خوشحالی زوزه می‌کشد» می‌گوید: الآن برایِ من، نقاشی‌کردن، یک احتیاجی‌ست درست مثلِ شاشیدن، برایِ راحت شدن!به‌گمانم، این تمثیل، تعبیر دقیق و روشنی‌ست. تمام آدم‌ها، جدای از آن‌که هنرمند باشند یا نباشند، نیاز به ارائه خود دارند و هر آدمی، به سیاقی که می‌تواند «خودِ خودش» را عرضه می‌کند. در پرونده قاتل عنکبوتی شهر مشهد [سعید حنایی]، قاتل، زنان روسپی را می‌کُشت و بعد به صحنه جنایت بازمی‌گشت تا ببیند مردم و پلیس چگونه درباره او قضاوت می‌کنند، روزنامه‌ها را با وسواس می‌خواند تا کیفور شود از این‌که خبرنگاران چگونه درباره او‌ می‌نویسند. بله، جانیان گاه برای عرضه‌ی خود و تسخیر تمام تریبون‌ها، جوهری از خون‌‌ را در قلم‌ها می‌پاشند.در فیلم پرتقال کوکی [به کارگردانی کوبریک] هم عده‌ای جوان یاغی با شکنجه و تجاوز دیگران، خودشان را به نمایش می‌گذارند و قبل‌ترش این خود کوبریک است که خشونت را چنین برهنه، جلوی دوربین سینما می‌برد. منتها، اینجا سینماست و جاذبه هنری دارد و آن‌جا در مشهد، قربانیان با روسری‌های خودشان خفه می‌شدند. اما، جانکاه‌ترین عرصه برای بازنماییِ خویشتن، خودکشی‌ست. آدم‌ها، فارغ از هر انگیزه‌ای خود را می‌کشند و بعد نوشته‌ای هم در جیب‌شان می‌گذارند تا بعد از مرگ، دیگران مدام درباره آنان حرف بزنند و بی‌شک، آن‌که در فکر خودکشی‌ست، بارها و بارها با خود فکر کرده که دیگران چگونه و چطور درباره‌اش حرف می‌زنند؛ وگرنه که به‌قول صادق هدایت: «اصلاً چه کار احمقانه‌ای کرده. چرا وصیت‌نامه نوشته؟ آدمی که خودش را می‌ترکاند [خودکشی می‌کند] دیگر به چس‌ناله و وراجی احتیاج ندارد. به او چه که بعدش چه خواهد شد که مردم را پند و نصیحت بدهد؟ همین ترکیدی و رفتی، دیگر تمام شده است بعدش دیگر به تو مربوط نمی‌شود. [از: آشنایی با صادق هدایت | مصطفی فرزانه].این ذاتِ نمایش‌گر، جوهرِ آدمی‌ست؛ از قابیلِ آدم تا به ابد هم ادامه دارد و آن شاشیدن، برای محصص عینیتِ نقاشی، برای سعید حنایی عینیتِ کشتن، برای کوبریک عینیتِ سینما، برای دیگری عینیتِ خودکشی و برای من، در عینیتِ این متن تجسم می‌یابد. بله، آدم‌ها می‌شاشند تا از رنجی خلاص شوند؛ چون شاش، برای نگه داشتن نیست.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Tue, 30 Mar 2021 12:13:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم فروشنده و فلسفه مجازات</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-uubjtwel5wvc</link>
                <description>معمولاً توی هر اپیزود پادکست دفیله، وقتی یه بحث‌ حقوقی مطرح می‌شه به یک فیلم یا سکانس اشاره می‌کنیم و توضیح می‌دیم که توی اون لحظه، عکس‌العمل کاراکتر فیلم چی بوده و چطور اون رفتار می‌تونه به یه مطلب حقوقی گره بخوره. حالا، تصمیم گرفتیم درباره این فیلم‌ها بنویسیم و از نظرات شما هم مطلع بشیم.از اپیزود اول دفیله (اسیدپاشی)، فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی شروع کنیم. عماد (شهاب حسینی) در طول فیلم، خیلی تلاش کرد تا بتونه نام و نشون کسی که وارد خونه‌اش شد رو پیدا کنه. کسی که می‌خواست با زنش، رعنا، (ترانه علیدوستی) رابطه جنسی برقرار کنه. به‌قدری، افسردگیِ رعنا و حس سرخوردگی، عماد رو‌ اذیت کرده بود که ببیننده هم از خودش این سوال‌رو می‌پرسید واقعاً مجازات این آدم باید چی باشه؟حالا این‌رو بذاریم کنار اینکه، پیرمرد قصد تجاوز نداشته و به رسم عادت می‌خواسته با یک روسپی، رابطه جنسی برقرار کنه. همین‌جاست که یک سوال مهم، از دل فلسفه‌ی حقوق بیرون می‌آد: «فلسفه‌ی مجازات چیه؟ اصلاً برای چی مجازات می‌کنیم؟»پاسخ‌های مختلفی به این سوال داده شده؛ بعضی‌ها گفتند بخاطر حفظ نظم جامعه، بعضی‌ها گفتند برای تنبیه شدن مجرم و بعضی هم گفتند برای خنک شدنِ دلِ قربانی جرم یا اصطلاحاً تَشَفی خاطر بزه‌دیده!این آخری، خیلی مهمه. درواقع، یکی از کارکردهای مهم مجازات همینه! یعنی قربانی جرم، پیش خودش فکر نکنه یکی زد و رفت و بهش حس تحقیر دست بده. توی اپیزود اول دفیله، وقتی ماجرای اسیدپاشی روی آمنه بهرامی‌رو تعریف کردیم، توضیح دادیم که آمنه بهرامی بعد از کلی دوندگی تونست حکم قصاص علیه مجید موحدی بگیره! اما، موقع اجرای قصاص و وقتی که سرنگ اسید توی دستش بود، مجید موحدی‌رو بخشید. اون همه تلاش و دویدن آمنه بهرامی برای همین بود که حس یک بازنده‌رو‌ نداشته باشه. درسته که آمنه بخشید و شاید بعدتر پشیمون هم شد، اما توی اون لحظه‌ی عفو، بی‌برو‌ برگرد آمنه برنده بود. چون، بعد از اون همه دوندگی می‌تونست توی دلش بگه آخیش! اینجاست که لااقل مجازات هر چند به مرحله اجرا نرسیده، اما تونسته حال قربانی جرم‌رو خوب کنه.برگردیم به فیلم فروشنده و اون سکانسی که عماد با پیرمرد روبه‌رو میشه. توی اون مواجهه، مجازات پیرمرد چی می‌تونست باشه؟ خوار و خفیف شدن پیش خانواده؟ کتک خوردن تا حد مرگ؟ یا چی؟عماد اما، فقط به یک سیلی اکتفا می‌کنه و توی اون سیلی تمام عصبانیت خودش و افسردگی و احوالِ بد رعنا هم نهفته‌ست. مجازات پیرمرد فقط و فقط همون سیلی میشه؛ بدون اینکه دادگاه و دادسرا و پلیس دخالتی داشته باشند.با این‌حال، کسی تردیدی نداره که اگه کسی خودش دنبال اجرای مجازات باشه سنگ‌ روی سنگ‌ بند نمیشه. اینجوری جامعه دچار هرج و مرج میشه و هر کس هر جور دلش خواست مجرم رو مجازات می‌کنه و طبیعتاً توی این شرایط، نمی‌شه توقع اجرای عدالت‌رو داشت.حالا، شما فکر می‌کنید هدف مجازات چیه؟ آیا اختیار تعیین مجازات باید دست دولت و حاکمیت باشه؟ میشه به روش‌های دیگری از مجازات هم فکر کرد؟</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Sun, 28 Mar 2021 23:23:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقف پرداخت بیمه تأمین اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%B3%D9%82%D9%81-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-pjt9u6y4ttw7</link>
                <description>همان‌طور که هر سال حداقل حقوق اعلام می‌شود، چیزی هم به عنوان حداکثر حقوق داریم! حالا، فایده‌ تعیین حداکثر حقوق چیست؟حداکثر حقوق موقع تعیین حق بیمه تأمین اجتماعی خودش را نشان می‌دهد. یعنی تأمین اجتماعی تا یک سقف مشخصی تعهد به پرداخت حقوق بازنشستگی دارد.چون، تأمین اجتماعی حواسش هست که سرش کلاه نرود! چطور؟ حداکثری را به عنوان سقف تعهداتش تعیین می‌کند و اسمش را می‌گذارد حداکثر حقوق مشمول کسر حق بیمه!میزان حداکثر حقوق چقدر است؟ هفت برابر حداقل حقوق‌ است که هر سال وزارت کار اعلام می‌کند. مثلاً سال ۹۹ چیزی در حدود ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بود.پس، اگر کارفرما هستید یا کسی هستید که چند جا کار می‌کنید، شما فقط تا سقف حداکثر حقوق باید حق بیمه پرداخت کنید. بنابراین، اگر کسی حقوقش مثلاً ۲۰ میلیون است، نسبت به ۷ میلیون باقیمانده کسر ۲۳ و ۷ درصد تأمین اجتماعی تعلق نمی‌گیرد.پس، اگر کارفرما و کارگر (کارمند) مشمول قانون کار هستید، مراقب باشید بیش از سقف حقوق، حق بیمه پرداخت نکنید، چون اگر بیشتر از سقف، پرداخت کنید عملاً پول‌تان را دور ریخته‌اید و تأمین اجتماعی هم هیچ تعهدی در برابر شما نخواهد داشت.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 13:43:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از رنجی که می‌بریم</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-phvj2akiemls</link>
                <description>قاضی، در پایان هر ماه، بطور میانگین باید در خصوص ۱۰۰ تا ۱۲۰ پرونده تصمیم ماهیتی بگیرد.اگر فرض را بر ۱۰۰ پرونده بگذاریم و تعداد روزهای کاری را ۲۲ روز در نظر بگیریم؛ قاضی باید روزانه در خصوص ۵ پرونده رأی بدهد.این، جدا از زمانی‌ست که قاضی باید برای وقت رسیدگی، پاسخ‌گویی شفاهی و کارهای اداری بگذارد.حال، نقد دادگاه بدون در نظر گرفتن این واقعیت و استرس و فشاری که قضات «شریف» تحمل می‌کنند، نقد غیرمنصفانه‌ای‌ست. پس، وقتی از اِتقان آرای قضایی حرف می‌زنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف می‌زنیم؟!</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jan 2021 15:50:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید و نباید طراحی علامت (برند)</title>
                <link>https://virgool.io/@zarqam.narehei/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-m0uzfwcb3lfi</link>
                <description>علامت یا لوگو، باید فارسی باشه تا بشه درخواست ثبت کرد! یعنی اگه توی علامت از حروف انگلیسی یا فرانسوی استفاده شده باشه، کارشناس اداره ثبت، اظهارنامه‌ی ثبت علامت‌رو درجا رد می‌کنه.مثلاً اگه توی علامت شما از کلمه Horse به معنی اسب استفاده شده باشه، علامت شما رد می‌شه. حالا فرقی نمی‌کنه که توی علامت فقط کلمه انگلیسی Horse یا نه تصویری از یه اسب به همراه کلمه انگلیسی Horse باشه، در هر دو حالت، این علامت قابل ثبت نیست.منتها، فقط یک استثناء برای ثبت برند با حروف غیرفارسی وجود داره و اونم اینکه، متقاضی ثبت، کارت بازرگانی داشته باشه. یعنی کسایی که کارت بازرگانی دارند، می‌تونن توی علامت‌شون از حروف غیرفارسی هم استفاده کنند.با این‌حال، اگه قرار باشه یه کلمه فارسی بصورت فینگلیش ثبت بشه. یعنی مثلاً کلمه اسب بصورت انگلیسی نوشته بشه (Asb) در این صورت چون اصلِ کلمه فارسیه، دیگه نیازی به کارت بازرگانی نیست. اما یه نکته ظریف توی طراحی لوگو باید رعایت بشه؛ اونم اینکه هم کلمه فارسی و هم کلمه فینگلیش، باید جفتش توی لوگو نوشته بشه و تازه فونت کلمه فارسی بزرگ‌تر از فونت کلمه فینگلیش باشه. مثلاً می‌شه موقع طراحی فونت اسب فینگیلیش (Asb)رو ۱۰ و فونت اسب فارسی‌رو ۱۸ گذاشت.پ.ن: تصویر استفاده شده نمونه‌ای از گواهینامه‌هایی است که به دارنده علامت (برند) اعطا می‌شود.</description>
                <category>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</category>
                <author>ضرغام نره ئی|پادکست حقوقی دفیله</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 12:32:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>