<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ذهن زیبا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zehneziba</link>
        <description>زندگی همیشه دردسرای خودشو داره، منم راه‌حل‌های خودمو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:08:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/31286/avatar/tobS7z.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ذهن زیبا</title>
            <link>https://virgool.io/@zehneziba</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرور عاشقانه‌ای قدیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-nbj8mn3mnnq8</link>
                <description>زن با چهره‌ای پف‌کرده از گریه‌های دیشب از خواب پا شد.توی آینه به خودش نگاه کرد، با چشمانی ورم کرده و صورتی ورم کرده، یک قهوه فوری برای خودش آماده کرد و به موسیقی غم‌انگیزش گوش داد،‌ آهنگ عاشقانه‌ای که به زبان اسپانیایی می‌گفت می‌خواهم ببوسمت، می‌خوام وقتم را با تو تلف کنم، لحظه‌هایت رو مراقبت کنم و بغلت کنم، منتظرت بمانم و عشق بورزم.زن مدت‌های زیادی بود که بدون عشق زندگی کرده بود و از همه کس دست شسته بود و تصمیم گرفته بود با تنهایی‌اش کنار بیاید، اما انگار تمام هستی از او می‌خواست که به خودش برگردد و جای خالی عشق را در قلبش حس کند. با اینکه دلش همچنان گریه می‌خواست، مایوی نقره‌ای و سرمه‌ایش را به تن کرد تا به استخر برود و تنش را به آب بسپارد و بعد یاد آن سفر شمال افتاد که قرار بود حسابی عاشقانه باشد، اما از دماغ خودش و او درآورده بود.زن از چه می‌ترسید؟ چرا از عشق فرار می‌کرد و به آن لگد می‌زد تا از همه مردان عالم انتقام بگیرد؟همه‌چیز مثل یک فیلم قدیمی پیش چشمش نمودار می‌شد، پششت آن شیشه‌های بخار گرفته اطراف استخر، مرد را به یاد می‌آورد که از او عکاسی می‌کرد و با نگاهی عاشقانه بدن او را در استخر ورانداز می‌کرد. و او چه کرده بود؟ با حال خراب وانمود کرده بود که حالش خوب نیست.زیباترین لحظه‌هایی که دو نفر می‌توانستند با هم داشته باشند، را با تمام وجودش نابود می‌کرد. «نفرت از عشق» کجا در وجودش لانه کرده بود؟ویلایی دنج و زیبا در یک روستا که استخری کوچک داشت و قرار بود در آن عاشقانه‌ای را تجربه کنند، مرد با سردی او روبه‌رو می‌شد، مرد را تشنه می‌گذاشت و خودش هم تشنه می‌ماند.حالا که به آن روزها نگاه می‌کرد، می‌دانست که هردو در این بی‌نصیبی سهیم بودند اما زن داشت سهم خودش را بررسی می‌کرد. مرد حالا سالها از او دور بود و دیگر دلیلی نداشت تا سهم و تقصیر او را بسنجد، حالا جلوی آینه روبروی خودش بود. و می‌خواست بداند که قرار است با زندگی‌اش و زندگی بی‌عشق چه کند؟آیا هنوز مرد را دوست داشت؟ مردی را که همه جوره با دست و با پا، با زبان و با رفتار از خودش دور کرده بود؟باید یک بهانه پیدا می‌کردبه کودکی سفر کرد، به یکی از روزهای زمستان یا شاید هم پاییز که خواهرش از شهرستانی که در آن درس می‌خواند برایش کارت پستالی فرستاده بود، البته برای همه اعضای خانواده فرستاده بود، و او هنگام دیدن آن کارت پستال‌ها بهانه آورده بود که کارت پستال برادرش از او قشنگ‌تر است و گریه کرده بود و رفته بود توی اتاق. از همان موقع‌ها، انگار از هرگونه عشقی تبری جسته بود و اجازه نداده بود عشق به وجودش راه پیدا کند. بهانه‌ای پیدا کرده بود تا آن لحظات زیبا را به گند بکشاند، این ترس از عشق چندان قدرتمند بود که توان مواجهه و باور کردنش را نداشت.او زنی با قلبی یخ زده بود که در دنیایی از نفرت بزرگ شده بود، با مادری که هر نوع عشقی را پس زده بود و خانه‌ای از زمهریر برای او و سایر بچه‌ها فراهم کرده بود و او بدون آنکه بداند یا بخواهد، داشت همان راه می‌رفت: زندگی با نفرت.شاید به این خاطر که روزی که دیگر بزرگ شده بود و دیگر داشت پایش به مدرسه به باز می‌شد، پدرش که روزگاری عزیزدردانه‌اش بود، راهش را گرفته بود و سوی زندگی‌ خودش رفته بود و او یک دختر بچه ۶ ساله را تنها گذاشته بود و او با خودش عهد کرده بود که دیگر به هیچ مردی دل نبندد و همه را با ظاهری زیبا جذب کند و با نفرتی خاموش از خود براند.زن حالا با مایوی برتن، با چشمانی ورم کرده، شهامت کرده بود با خودش روبه‌رو شود و سهم خودش از نابودی آن عشق را ببیند. عشقی که حتی باورش نکرده بود، آن لحظه‌های همآغوشی را که هر دوی آن‌ها به نابودی‌اش دامن زده بودند. مایوی شنا به تنش بود و با چشمانی ورم‌کرده خودش را در آینه نگاه می‌کرد، آن صورت زیبا را که هراس‌های خشمگین یک دختربچه را همچنان در پشت نقابش پنهان کرده بود. آیا می‌توانست روزی خودش را، روزی عشق را در آغوش بکشد؟باید بهانه‌ای پیدا می‌کرد.آهنگ دیسفروتولذت می‌برم که تو را دوست دارملذت می‌برم تو را نوازش کنم و آرام بخوابانمت.این حس مو بر تنم راست می‌کند.داشتنت در مقابل خودم، و دیدن لبخندت.حاضرم هر چیزی بدهم.برای اینکه تو نازنین هستی، برای اینکه همیشه اینجا هستی.و میان تمام این‌ها، بگذار که دوستت داشته باشم؛ تسلیم من باش.نمی‌گذارمت ناامید شوی؛ با تو می‌خواهم پیر شوم.می‌خواهم به تو بوسه‌ای بدهم، و زمانم را با تو هدر دهم،رازهایت را حفظ کنم، لحظایت را مراقبت کنم،در آغوشت بگیرمت، منتظرت بمانم، ستایشت کنم، برایت صبر داشته باشم،دیوانگیت علم من است.لذت می‌برم از نگاه کردن به تو، از هر حرکتتاین یک عادت است که دارم؛ لذت بردن، قدر دانستنت،هرگز فراموشت نکنم؛ زمان‌هایم را به تو بسپارم.نمی‌گذارمت ناامید شوی؛ با تو می‌خواهم پیر شوم.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Thu, 13 Nov 2025 15:33:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از مسمومیت روحی در امان بمانیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-onpzy1swsfpv</link>
                <description>کلمه مسمومیت را عموما درباره جسم به کار می بریم اما زمان هایی هست که روح ما همچون جسم ما دچار مسمومیت می شود.مسمومیت بدنی زمانی اتفاق می‌افتد که جسم شما در معرض یک ماده سمی و خطرناک قرار می گیرد و سپس بد شروع به بروز علائمی می‌کند که ما را از این خطر آگاه کند. بدن این علائم را همچون اسهال، سرگیجه، سردرد، تهوع، دوبینی و مانند آن را از خود نشان می‌دهد تا شما برایش کاری بکنید. روح و روان ما هم در جوار چیزهایی همچون نفرت، بدخواهی، حسد، کینه، خشم و افسردگی دچار مسمومیت روحی می‌شود و با حال بدی نشان می‌دهد که احتیاج به پاکسازی دارد.آدم‌های سمی، آدمهایی هستند که نمی‌توانند در فرکانس‌های بالا که بیشترین اوج آن در وضعیت شادی است، دوام بیاورند و یا حتی آن را تجربه کنند. هم نشینی با ادم‌های سمی که با عنوان «دزدان انرژی» هم شناخته می شوند، دقیقا همان کاری را با روان ما می کند که سموم فیزیکی با جسم ما، ما را به لحاظ روحی در هم می‌ریزد و در نتیجه تهوع روحی، دردهای روحی و آشفتگی‌های روحی در پی می آورد.اگر این گونه همنشینی ها با این افراد زیاد باشد، روح ما به تدریج به این گونه فرکانس های معیوب و سطح پایین عادت می‌کند و خود ما هم به جرگه این گونه افراد خواهیم پیوست و متوجه این تنزل رتبه نخواهیم شد. پس ما باید در جریان ارتباطات با ادم‌های سمی بسیار با احتیاط برخورد کنیم تا از مسمومیت روحی و تنزل فرکانسی در امان بمانیم. از مسمومیت روحی پیشگیری کنیدیکی از بهترین روشها برای مقابله با مسمومیت روحی، پرهیز از نشست و برخاست با آدم های سمی است. آدم‌هاس سمی، دوست دارند در فضای نفرت، خشم، افسردگی زندگی کنند و در کل با روند رشد و پیشرفت، فراخی، شادکامی و صلح در هستی در تعارض هستند. این افراد از هر گونه شادی، موفقیت، زیبایی در جهان هستی ابزار انزجار می کنند و بهترین فضا برای آن ها تعارض، دعوا، خشونت، جنگ و از بین رفتن است. ۲. برای عاملان مسمومیت روحی دل سوزی نکنیداگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که بی خود و بی جهت و در هر حالتی برای دیگران دلسوزی می کنید، ممکن است به دام آدم‌های سمی گرفتار آیید زیرا این ادمها به خوبی می دانند که چگونه از محبت دیگران سو استفاده کنند. اگر شما بیش از حد برای دیگران دلسوزی می کنید باید متوجه این خطر باشید که ممکن است روح شما در اثر دلسوزی با افراد سمی، سمی شود و خودتان هم به شکل همان آدم هایی درآیید که برایشان زمانی دلسوزی می‌کردید! خطر مسمومیت همیشه در جوار ادم های سمی وجود دارد زیرا ارتعاش سمی، می‌تواند شما را نیز ضعیف و سمی کند و عقل حکم می کند که خودتان را تا جای ممکن در شرایط مسمومیت قرار ندهید.۳. درمان مسمومیت‌های روحی را بشناسیدهمان طور که ما هنگام مسمومیت جسمی شروع به استفاده از روش‌های درمانی می کنیم، خوب است که در شرایط مسمومیت روحی هم آمادگی پاکسازی و درمان را داشته باشیم.شما از دوستی پذیرایی می کنید که از همسرش جدا شده و اکنون به خانه شما می‌اید تا زندگی زناشویی شما را مورد بررسی قرار دهد و به شما بابت روابط خوبی که با همسرتان دارید، عذاب وجدان دهد. او حتما از زمین و زمان ناله سر خواهد داد و از بدی شرایط و اوضاع و احوال، انسان‌های بد، بی عدالتی و ناخرسندی اش از همه چیز با شما سخن خواهد گفت. طبیعتا اگر شما با او هم فاز نشوید، نوعی جنگ فرکانسی بین شما شکل می گیرد او می خواهد شما را مثل خودش زخمی و خسته ببیند و توان تحمل رضایت و خوشی را ندارد. بنابراین دائم سر ناسازگاری با شما خواهد داشت تا جایی که ممکن است یک دعوا راه بیندازد و شما را به خوشبخت بودن متهم کند! در انتهای کار و با رفتن دوستتان، شما ادمی هستید که روحتان مسموم شده است و حالا باید سریعا فکری به حال خودتان بکنید.طبیعتا یکی از روش‌های ساده و سریع رهایی از شر سموم روحی، پناه بردن به خالق جهان هستی و طلب امن و امان از سوی اوست. اما روش‌هایی دیگری همچون گرفتن دوش نمک، پیاده‌روی، سرو کار داشتن با آب و خاک هم در زمینه می تواند مفید باشد.نوشتن هم یکی از روش های بسیار مفید برای خلاصی از سموم روحی است. تمام آسیب‌هایی را که فرد سمی به شما زده است روی کاغذ بیاورید، احساسات ناخشایندتان را روی کاغذ بنویسید و سپس یا آن را بسوزانید یا  به آب روان بسپارید.اگر فرد امنی پیرامون خود سراغ دارید، می‌توانید در این باره با هم صحبت کنید اما باید حواستان باشد که او در این مسیر آلوده نشود و ظرفیت شنیدن این فضای مسموم را داشته باشد.قدم بزنید و انرژی های منفی خود را به طبیعت بسپارید زیرا انرژی مثبت طبیعت آن قدر زیاد است که قادر به هضم همه این آسیب ها است.در نهایت این که زندگی در فضایی که خشم و نفرت بر زندگی ما غلبه دارد، بسیار سخت و سمی نشدن بسیار دشوار است. از همین رو ما به طور دائم باید مشغول پاکسازی خود و فضای خود باشیم و امیدوار باشیم که از طریق اتصال داشتن با منبع جهان هستی که هوادار خیر است،‌ ترویج کننده خیر در جهان هستی باشیم و فضایی فراهم کنیم که در آن سمی بودن به مراتب سخت تر از غیر سمی بودن و سالم بودن باشد.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 18:11:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خوشحال نیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-g4pxgzqvhhar</link>
                <description>خوشحال بودن و زندگی شاد داشتن هدف همه ی انسان هاست، هرچند گاهی آن قدر درگیر مشکلات و سختی های زندگی روزمره می شویم که فراموش می کنیم کمی هم شاد باشیم! اغلب ما در مورد خوشحالی و احساس خوشبختی اشتباه فکر می کنیم زیرا ما به گونه ای تربیت شده ایم که فکر می کنیم زندگی قرار است حس خوبی در ما ایجاد کند و به ما آموزش داده شده است که از انواع درد ها دوری کنیم، چون حوادث منفی باعث ایجاد احساسات منفی می شوند و احساسات منفی نباید هیچوقت تجربه شوند.نتیجه این موضوع، ممکن است این باشد که ما از احساس درد، رنج ببریم و با بروز اولین نشانه های استرس خرد شویم، زیرا ما نمی توانیم احساسات خود را به درستی کنترل کنیم.شادی چیست؟تحقیقات نشان می دهد، شادی در واقع مجموع کیفیت دو احساس درونی ماست، یکی حس رضایت ما (مثلا وقتی معنای واقعی کار یا عملکردمان را درک می کنیم) و دیگری کیفیت احساسات خوبی است که در طول زندگی دریافت می کنیم، که هردوی اینها منجر به شادی می شوند و هردو پدیده های نسبتا پایداری در زندگی هر فرد هستند. زندگی ما ممکن است تغییر کند و خلق و خوی ما شاید مدام در نوسان باشد، اما احساس شادی به صورت ژنتیکی پایدارتر از هر حس دیگری عمل می کند. پس خبر خوب این است که با تلاش مداوم و پیدا کردن علل شادی می توان در این مورد تعادل برقرار کرد.دو مولفه اصلی شادیتعادل احساسات یعنی اینکه هر کس احساسات و خلق و خوی مثبت و منفی را تجربه می کند. خوشبختی و شادی به طور کلی با تجربه احساسات مثبت بیشتر از منفی مرتبط است.رضایت از زندگی داشتن و این به میزان رضایت شما از زمینه های مختلف زندگی تان از جمله روابط ، کار ، موفقیت ها و سایر مواردی که مهم می دانید مربوط می شود.چرا خوشحالی برایتان سخت شده است ؟بهتر است گام به گام با علت هایی که خوشحالی را از شما گرفته است پیش برویم و در هر مورد، راهکاری برای آن ارائه دهیم تا با توجه به آن ها بتوانید شرایط را کنترل کرده و احساس غم را از خودتان دور کنید.ارتباط با افراد منفیافراد منفی نگر چون در مشکلات خود غوطه ور می شوند، در تمرکز بر راه حل شکست می خورند. آن ها می خواهند با مردم بصورت گروهی صحبت کنند تا در مورد خودشان احساس بهتری داشته باشند. اما چون احساس خوبی ندارند بر اثر گوش دادن به نظرات منفی دیگران تحت فشار قرار می گیرند.بنابراین سعی کنید با افرادی در ارتباط باشید که به شما آرامش و روحیه می دهند.مقایسه زندگی خود با زندگی دیگران در رسانه های اجتماعیتحقیقات چگونگی تاثیر رسانه های اجتماعی برشادی را نشان می دهد. 55 درصد بسیاری از افرادی که از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند استرس بیشتری دارند. زیرا به طور کلی در این رسانه ها به ندرت واقعیت را بیان می کنند و همیشه زندگی های پرزرق و برق را نشان می دهند.منزوی شدنیکی از واکنش های معمول برای ابراز ناراحتی منزوی شدن و فاصله گرفتن از اجتماع است. اما تحقیقات نشان می دهد این بدترین کاری است که می توانید انجام دهید اگرچه همه افراد دوست دارند برخی روزها تنها باشند اما نه برای همیشه، زیرا اجتماعی بودن بسیار برای تقویت روحیه توصیه می شود.حس کنترل در زندگیشاید زندگی کردن بدون احساس کنترل سخت باشد اما می توانید این را درجهت دیگر هدایت کنید و خود را برای کنترل بیش از حد ناراحت نکنید. تنها کسی که می توانید در زندگی تان تحت کنترل بگیرید خودتان هستید.زمانی که احساس تمایل شدید به دیکته کردن رفتار دیگران دارید به طور اجتناب ناپذیری خود را ناراحت می کنید. حتی اگر بتوانید فردی را در کوتاه مدت تحت کنترل بگیرید، معمولا نیاز به فشار به شکل زور یا ترس دارد و با افرادی که این گونه رفتار می کنید احساس خوبی نسبت به شما ندارند.تحت تاثیر قرار دادنبرخی افراد لباس ها، ماشین و شغل شما را دوست خواهند داشت، اما این به این معنا نیست که آن ها شما را دوست دارند. تلاش برای جلب رضایت دیگران کار بسیار دشواری است و باعث ناخشنودی شما می شود.برخی افراد به امکاناتی که شما دارید توجه دارند و نه خودتان.عیب جویی کردنیکی از راه های شاد زیستن خود کنترلی است به همین دلیل عیب جویی با شادی رابطه عکس دارد. بنابراین وقتی دیگران از شما عیب جویی می کنند روحیه و خلق و خوی شما تحت تاثیر قرار می گیرد و ابراز ناراحتی می کنید.شکایت کردنناله کردن آزاردهنده است. ناله یک رفتار خود تقویتی از جهت منفی است و با صحبت کردن مداوم و فکر زیاد در مورد این که چقدر همه چیز بد است بر باورهای منفی خود تاکید می کنید.در حالیکه صحبت کردن در مورد اینکه چه چیزی شما را ناراحت می کند، می تواند به شما کمک کند احساس بهتری داشته باشید، مرز باریکی بین ناله کردن و نارضایتی وجود دارد. علاوه بر این که شکایت کردن شما را ناراحت می کند، دیگران را نیز از شما دور می کند.منفی نگریزندگی همیشه آن طور نیست که شما می خواهید، شما هم همانند افراد دیگر روزانه 24 ساعت دارید. افراد شاد زمان خود را با ارزش می دانند به جای اینکه از همه چیز و همه کس شکایت کنند، شاکر نعمت های خدا هستند و بهترین راه حل موجود برای مشکل را پیدا کرده، آن را رفع می کنند و به راه خود ادامه می دهند.هیچ چیز مانند بدبینی نیست. نگرش بدبینانه، صرف نظر از آسیب هایی که به شما وارد می کند، اگر انتظار چیزهای بد را داشته باشید، منجر به رخ دادن اتفاقات بد برای شما می شود.غفلت در تنظیم اهدافداشتن هدف به شما امید و توانایی می دهد تا به آینده ای بهتر امیدوار باشید، همچنین تلاش برای رسیدن به آن اهداف باعث می شود احساس خوبی نسبت به خود و توانایی های خود داشته باشید.مهم است که اهداف چالش برانگیز، خاص، قابل اندازه گیری و با ارزش های شخصی خود تنظیم کنید. بدون هدف و یادگیری و ارتقای خود، در فکر این هستید که چرا اوضاع هرگز تغییر نمی کند؟تسلیم ترس شدنترس یک احساس ماندگار است که به قدرت تخیل شما دامن می زند اما می توانید انتخاب کنید که فردی ترسو باشید یا نه؟ افراد شاد این را بهتر از هر چیز دیگری می دانند.رها کردن زمان حالمانند ترس، گذشته و آینده، حاصل ذهن ما هستند. هیچ احساس گناهی نمی تواند گذشته را تغییر دهد، و هیچ نگرانی دیگری نمی تواند آینده را بسازد. افراد خوشحال این را می دانند، بنابراین آن ها در زمان حال متمرکز هستند.گذشته خود را بپذیرید. اگر با گذشته خود آشتی نکنید، هرگز شما را ترک نخواهد کرد و آینده شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. افراد خوشحال می دانند که تنها دلیل خوب برای نگاه کردن به گذشته این است که ببینیم تا چه حد پیشرفت کرده ایم. عدم اطمینان از آینده را قبول کنید و انتظارات غیر ضروری را در ذهن خود قرار ندهید.داشتن احساس ضعف و خستگیبسیاری از افراد احساس ناراحتی می کنند، زیرا آن ها از خودشان مراقبت نمی کنند. آن ها از یک کار به کار دیگر می روند، جای تعجب نیست که سرانجام خسته می شوند و از هر کاری که انجام می دهند لذت نمی برند.چگونه خودمان را خوشحال کنیم؟دشوار شدن زندگی، شرایطی ناخوشایند است که در کشور ما، برای بیشتر افراد پیش آمده است و سختی های اقتصادی، توانسته درصد شادی زندگی را پایین بیاورد. این یک اتفاق بد و وحشتناک است که افراد زیادی از جامعه، احساس شادی عمیق نمی کنند. البته نمی توان گفت تمامی افراد دچار این مشکل شده اند بلکه حرف ما در مورد اکثریت افراد جامعه است. پایین آمدن کیفیت زندگی ها و از بین رفتن شادی ها، می تواند از همه ما افرادی خموده و غمگین بسازد.ما در این مقاله می خواهیم راهکارهایی را پیشنهاد دهیم که با توجه به مشکلات اقتصادی و شرایط سختی که پیش رو داریم، بازهم بتوانیم فرد غمگینی نباشیم و شادی را در بین عزیزان خود انتشار دهیم. پس اگر دوست دارید احساسات منفی را از خود دور کنید، تا انتهای مقاله مارا همراهی کنید. این باور باید وجود داشته باشد که علی رغم مشکلات، ما می توانیم تا حدودی شادی را وارد زندگی خود کنیم.۱. مثبت فکر کنیدهمه ی ما می دانیم که تفکر مثبت می تواند تا ۱۰ درصد عوامل استرس زا، نگرانی ها، شرایط اقتصادی و روابط را بهبود بخشد، ۹۰ ٪ باقی مانده به این بستگی دارد که شما چگونه جهان اطراف خود را پردازش می کنید. تفکر مثبت سطح انرژی، خلاقیت و بهره وری را تا ۳۰ ٪ افزایش می دهد، محققین همچنین تفکر مثبت را عامل طول عمر، درمان بیماری ها، سلامت جسمانی و تحمل شرایط دشوار می دانند.۲. مهربان باشیدشما هیچ وقت نمی دانید آدم های دوروبرتان در حال گذراندن چه شرایطی اند. حتی اگر آن ها با شما بی ادب بودند، سعی کنید با مهربانی با آن ها رفتار کنید. عصبانی شدن در نهایت به خود شما آسیب می زند. بعد از چند بار مهار خشم تان، مغز شما به طور خودکار روند انجام این کار را یاد می گیرد و به شما در شرایط عصبانیت کمک می کند. البته انجام این کار اصلاً آسان نیست، اما کم کم آن را یاد می گیرید و در زندگی رضایت بیشتری به دست می آورید.۳. از مقایسه خودتان با دیگران اجتناب کنیدهر کسی زندگی متفاوتی دارد بنابراین مقایسه خودتان با بقیه، بی فایده است. موفقیت ها، استعداد ها و فرصت های خود را به خودتان یادآوری کنید. شادی هایتان را بر اساس دستاوردهایتان پایه گذاری کنید، نه بر اساس کاری که دیگران انجام داده اند. از مقایسه خودتان با دیگران اجتناب کنید. هر کسی زندگی متفاوتی دارد بنابراین مقایسه خودتان با بقیه، بی فایده است. موفقیت ها، استعداد ها و فرصت های خود را به خودتان یادآوری کنید. شادی هایتان را بر اساس دستاوردهایتان پایه گذاری کنید، نه بر اساس کاری که دیگران انجام داده اند.۴. حرف های منفی دیگران را نادیده بگیریداگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی بافی خواهید شد. نظرات بی فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. شما هیچ کنترلی روی حرف های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آن ها اجازه بدهید این حرف ها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می توانید حرف های مسموم آن ها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.۵. ورزش کنیدمطالعات نشان داده که تمرینات ورزشی نه تنها برای تناسب اندام مفید هستند بلکه باعث آزاد شدن اندورفین در بدن می شوند که می تواند باعث تغییر خلق و خوی شما شده و شما را شادتر و سرحال تر می کند.۶. پول تان را مدیریت کنیدیاد بگیرید چطور پول تان را مدیریت کنید. مشکلات مالی باعث ایجاد استرس در زندگی می شود. بر اساس مطالعات انجام شده، افراد زمانی که اوضاع مالی شان خوب است، زندگی شادتری دارند و مسائل مالی یکی از فاکتور های ایجاد شادی در زندگی آن هاست. اگر می خواهید امسال شاد بودن را تجربه کنید و موفقیت های بیشتری به دست بیاورید، باید یاد بگیرید چطور پول تان را مدیریت کنید، نه اینکه پول تان شما را مدیریت کند.۷. چیز هایی که بابت آن ها سپاسگزارید را بر روی کاغذ بنویسیداحساس و فکر کردن در مورد چیز هایی که انگیزه ی شما برای بیدار شدن هستند راهی عالی برای شادی بیشتر در زندگی بوده و از افسردگی و ترس جلوگیری می کند. مهم نیست که کجا هستند و یا چه کاری انجام می دهند، افراد خوشبخت که زندگی شادی دارند همیشه چیزی برای سپاسگزاری پیدا می کنند، سعی کنید که هر شب سه چیز را برای سپاسگزاری پیدا کنید و آن ها را یادداشت کنید.۸. گوش بدهیدسعی کنید بیشتر از صحبت کردن، گوش بدهید. به آن هایی که واقعاً دوست شان دارید محبت نشان بدهید و توجه ویژه ای به آن ها داشته باشید. در زمان صحبت با هم، تلفن تان را زمین بگذارید و به چشم هایشان نگاه کنید. از آن ها بپرسید در چه حالی هستند و چه اتفاقاتی در زندگی شان در حال رخ دادن است. به سؤال هایشان پاسخ بدهید. این حس را در آن ها به وجود بیاورید که برایشان ارزش قائل هستید، به جای اینکه در تمام مدت فقط درباره ی خودتان حرف بزنید.۹. خودتان را ببخشیدوقتی اشتباه می کنید، خودتان را ببخشید و طوری با خودتان رفتار کنید که در چنین شرایطی با دوستتان رفتار می کنید. روی اشتباه توقف نکنید، اما متعهد باشید که در آینده، بهتر عمل کنید.۱۰. به ندای درونیتان گوش دهیدزندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی توانیم با ادامه کار هایی که همیشه می کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند، اما هیچکس نمی تواند این راه را بجای شما بپیماید؛ و یادتان نرود که قدردان همه روز های زندگیتان باشید.روز های خوب شما را غرق در خوشبختی می کنند و روز های بد تجربه تان را بالا می برند و بدترین روز ها بهترین درس ها را به شما می دهند.۱۱. مدیتیشن انجام دهیدتمرینات مدیتیشن به یکی از روش های محبوب در بین روان شناسان برای درمان افسردگی و شاد زندگی کردن تبدیل شده است، هنگامی که به طور مرتب مراقبه ی ذهنی انجام می دهید خوش اخلاق تر می شوید، استرس شما کاهش می یابد و در نتیجه زندگی شادتری خواهید داشت.۱۲. به دیگران کمک کنیدیکی از این راه ها این است زمانی که دیگران انتظار آن را ندارند به آن ها کمک کنید. این درست است که هر انسانی مشکلات خودش را دارد و باید آن ها را در اولویت قرار بدهد، اما کمک کردن به افرادی که انتظارش را ندارند، می توانند انرژی و حال خوب شما را چند برابر کنند.۱۳. در زندگی خود تعادل ایجاد کنیددر کار، ارتباطات و عادت هایتان تعادل برقرار کنید. تعادل در همه جنبه های زندگی اهمیت دارد. به خودتان زمان کافی برای کار، زندگی اجتماعی، فعالیت های خانوادگی، علایق شخصی، ورزش و استراحت بدهید.۱۴. خواب کافی داشته باشیدوقتی خواب کافی نداشته باشید، بیشتر سراغ افکار منفی می روید، محققان پس از چندین آزمایش به این نتیجه رسیدند که نداشتن خواب کافی باعث اختلال در بخشی از مغز که افکار مثبت را پردازش می کند، شده و در نتیجه فرد بیشتر دچار افکار منفی می شود. خواب ناکافی فرآیند شناختی ما را کاهش داده و خطر افسردگی را افزایش می دهد، سعی کنید هر شب ۳۰ دقیقه زودتر بخوابید تا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.۱۵. خودتان را تحسین کنیدخودتان را به خاطر تلاش ها و دستاوردهایتان و حتی برای موفقیت های کوچک ستایش کنید. به خودتان یادآوری کنید که چقدر قوی، با استعداد و سخت کوش هستید.مثلا می توانید به خودتان بگویید: «کار های امروزت عالی بود یا کارت عالیه». نوشتن این موارد در یک دفتر یا کامپیوتر، به شما کمک بزرگی می کند. وقتی کار بزرگی می کنید، به خودتان جایزه دهید. پخت غذای مورد علاقه، برای خودتان هدیه بخرید و یا اوقاتتان را با کسانی که دوستشان دارید، بگذرانید.منبع ساعد نیوز</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 02:45:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بپیچونیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%BE%DB%8C%DA%86%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-qnlm3dpodf6o</link>
                <description>شاید خیلی از مواقع، براتون پیش اومده باشه که توی مهمونی باشید و یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستاتون با گوشیش اومده باشه سراغتون و فقط فرار از دستشون به ذهنتون رسیده باشه؟با یک لبخند تلخ که تمام فکر شما به این میره که چطوری از دستش فرار کنید و ویدیو های مسخره توی گوشیش رو نبینید.مثلا به شما میگه بیا این میمون رو ببین که لباس پوشیده، یا میگه بیا این یارو رو ببین چیکار میکنه!تمام کاری که میخواید بکنید اینه که از دستش فرار کنید و اصلا ویدیو هاشو نبینید. اما چطور؟توی این مطلب میخوام باهات در مورد یک ترفند باحال صحبت کنم که دلشونو نشکونید و در عین حال، از دستشون راحت بشید.اما چرا باید به فکر فرار از دست افراد باشیم؟توی یک مهمونی باحال هستی که کلی فرد باحال دور و برت هستن و دوست داری باهاشون صحبت کنی، ببینی چیکار میکنن و زندگیشون چطوره؛ حتی شاید بتونی با بعضیاشون کار کنی. اما این وسط، یکی از مهمونا میخواد همه وقتت رو با چیزایی که دوست نداری بگیره.خب تو هم که دلت نمیخواد وقت ارزشمندت رو اینطوری تلف کنی! دوست داری با افرادی که دوست داری زمان بگذرونی و بهت خوش بگذرهپس به فکر این میفتی که یجوری فرار کنی و در عین حال، دل اون شخص رو نشکونی.مگه توی مهمونی میشه چیکار کرد؟مثلا میتونی ببینی که کار افراد چیه و بری باهاشون کار کنی، یا میتونی بفهمی که افراد از چه تفریحاتی خوششون میاد، اگه تو هم خوشت میاد، خب انجامش بده!پس فراموش نکن که از هر فرصتی برای ارتباط با افراد دیگه استفاده کنی، مهمونی ها که یک جای خیلی خوب برای این کارن.اما قدم اول چیه؟خب، بیا بریم سر عملیات.اول از همه باید چند ثانیه چیزی که بهت نشون میدن رو ببینی، میدونم خیلی سخته ولی خب… اجباره.بعد از اینکه مثلا حدود ۳۰ ثانیه از چیزی که بهت نشون میدن رو دیدی، به اینور اونور نگاه کنهمین؟نه!حالا که به اینور و اونور نگاه میکنی، نوبت اینه که بگی چقدر باحال، و اگه خنده داره بخندی، اگه ناراحت کنندس ناراحت شی.و خوشحالی خودت رو به کسی که داره بهت چیزی رو نشون میده هم اعلام کنی.مثلا بگی که چقدر ویدیو باحالیه! خیلی خوشم اومد. یا چقدر جالبه!پس کی فرار کنیم؟خب، اینجا جاییه که مهمه.حالا باید بگی که من اینجا تمرکز ندارم، یا یک کاری دارم که باید انجام بدم.این ویدیو خیلی باحاله، میشه برام بفرستید که بعدا سر وقت ببینم؟این کار رو انجام بدید و البته حتما هم اصرار کنید که براتون بفرستن که شما هم داشته باشید.اینطوری طرف مقابل، خوشحال میشه و دلش نمیشکنه.شما هم میتونید از دستش راحت شید و به سراغ زندگیتون برید!چطور بود؟خب این یک ترفند خیلی کوچکه، که میتونی از اون استفاده کنی.تا حالا به ذهنت رسیده بود؟اگه نظری داری، یا میتونی کاری کنی که بهتر شه، حتما با من در میون بگذار.امیدوارم که از این ترفند کوچک، توی ارتباطاتت استفاده کنی و نتایج خوب بگیری.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Fri, 11 Feb 2022 22:46:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا فراموش می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-cu6sr6c86n7y</link>
                <description>حافظه و یادسپاری قسمتی از بخش شناختی مغز است که رمزگذاری و طبقه‌بندی وبازخوانی کد اطلاعات را به عهده دارد.حافظه انسان بسیار حساس و آسیب‌پذیر است و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. با بررسی این عوامل و کاهش عوامل مخل، می‌توان توان و ظرفیت یادسپاری را افزایش داد. یکی از عوامل مؤثر بر حافظه، علل و عوامل هیجانی است. معمولاً همه ما در موقعیت‌هایی که بار هیجانی زیادی دارند، چه منفی و چه مثبت، بیش از موقعیت‌های خنثی فکر می‌کنیم. شاید اغلب فراموش کنیم فیلم خاصی را کجا دیده‌ایم ولی اگر  هنگام نمایش فیلم، اتفاق مهمی مثل آتش‌سوزی رخ دهد، هیچ‌گاه این مکان را فراموش نخواهیم کرد.هیجان‌های منفی معمولاً مانع از دستیابی ما به اطلاعات می‌شوند؛ مثلاً هنگام امتحانی که فکر می‌کنیم آمادگی آن را نداریم، و سؤال اول را ببینیم و نتوانیم پاسخ دهیم، به‌سرعت دچار اضطراب و وحشت می‌شویم و از جواب دادن به سوالات بعدی هم باز می‌مانیم. در واقع اضطراب ناشی از این سؤال باعث حضور و هجوم افکار نامرتبط بر ذهن ما می‌شود. افکاری مانند این: «اصلاً بلد نیستم، حتماً در امتحان رد می‌شوم و…».اما همه داستان فراموشی به اینجا ختم نمی‌شود و عوامل بسیاری هم درفراموش کردن ما و هم در ایجاد حافظه درخشان و تقویت آن موثر است.چطور حافظه خود را تقویت کنیم؟اگر شما هم یکی از افرادی هستید که دائما با مشکل یادآوری دست و پنجه نرم می‌کنید، ما برای شما راه حل ویژه و فوق‌العاده‌ای را در نظر گرفته‌ایم.مرکز آموزش‌های پیشرفته و کاربردی دیدیاد، دوره جدیدی را با عنوان دوره حافظه درخشان طراحی کرده است که دقیقا به منظور رفع موانع و تقویت حافظه شما ایجاد شده است.دوره حافظه درخشان در جشنواره یک هفته‌ای حافظه درخشان آمده است تا به کودک و بزرگسال کمک کند این مهارت مهم در عرصه یادگیری را بیاموزند و به این طریق خود را از سایر افرادی که هیچ مهارتی در این زمینه ندارند، متمایز کنند.دوره حافظه درخشان چکونه به شما کمک می‌کند؟هر یک از ما ممکن است در یکی از بخش‌های حافظه خود، مانند حافظه تصویری، حافظه کلامی یا حافظه عددی با مشکل روبه‌رو باشیم، دوره حافظه درخشان بنا دارد تا با تکنیک‌های به روز دنیا همه این موارد را پوشش دهد. به همین منظور تمرین‌هایی برای مشتاقان این دوره تهیه و تدارک شده که در یک دوره ۶ شش هفته‌ای به آن‌ها آموزش داده می‌شود.تمرین‌های دوره حافظه درخشان، با بازی، سرگرمی و نشاط به همه افرادی که در این دوره شرکت می‌کنند کمک می‌کند تا به‌طور کامل شاهد رشد حافظه خود باشند. به همین منظور در ابتدای دوره از فراگیران عزیز آزمون‌هایی برای شناسایی سطح کنونی حافظه گرفته می‌شود و در طی مسیر دوره و گذراندن آن حافظه تقویت می‌شود. در انتهای دوره هم همین تست‌ها دوباره انجام شده و فراگیران شاهد رشد حافظه خود خواهند بود.تکنیک‌های جذاب این دوره به شما کمک می‌کند تا تفاوت را احساس کنید و با آخرین متدهای روز دنیا، شاهد آن باشید که چطور دسترسی شما به اطلاعات ذخیره شده در مغزتان افزایش می‌یابد.از ویژگی‌های مهم دیگر این دوره، دسترسی هر روزه شما به پشتیبان‌ها است که روند پیشرفت شما را با شما چک می‌کنند و اگر مشکلی بر سر آموزش داشته باشید، رفع خواهند کرد.مهم نیست ضعف حافظه شما در به یادآوردن تصاویر است یا کلمات یک زبان خاص، مهم این است که این آموزش از همه ظرفیت مغز شما برای ارتقا و بالا بردن تمامی ابعاد حافظه شما استفاده می‌کند.سرفصل‌های دوره:تکنیک‌های حفظ کلمات (فارسی، انگلیسی و یادگیری لغات جدید)تکنیک‌های حفظ اعداد و فرمول‌هاتکنیک‌های حفظ اسامیتکنیک‌های حفظ چهره‌هاتکنیک‌های حفظ برای امور روزمرهتکنیک‌های به‌خاطرسپاری کتاب‌هاتکنیک‌های به خاطرآوری سریع مطالب در ذهنتاثیر تغذیه و نکات دیگر در حافظهدوره حافظه درخشان، فرصتی طلایی برای درخشیدنگروه آموزشی دیدیاد برای افرادی که زودتر از سایرین اقدام به ثبت‌نام می‌کنند، هدایای ویژه‌ای تدارک دیده است که بخشی از آن‌ها شامل موارد زیر است:شرکت در دوره خودشناسی (آنلاین)شرکت در دوره انضباط شخصی (آفلاین)دو هفته پشتیبانی رایگان پس از دورهامکان شرکت در ۲ جلسه رفع چالش و تمرینی (اضافه بر جلسات دوره)دریافت پکیج آفلاین دوره حافظه درخشاندوره حافظه درخشان، فقط و فقط در این زمان محدود  با ۵۰ درصد تخفیف در اختیار علاقه‌مندان و فراگیران قرار داده شده است. این دوره کاملا آنلاین است و به حضور فیزیکی شما نیازی ندارد اما طوری برگزار می‌شود که شما در آن حضور کامل را حس می‌کنید.برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 16:14:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور کودکمان را به مطالعه عادت دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/ZehneZiba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-rxcjphtkywxh</link>
                <description>بچه‌ها حتی قبل از یادگیری خواندن، می‌توانند عادت‌های مفید مطالعه را  در خانه شروع کنند و پدران و مادران نقش مهمی برای ایجاد این عادت‌های مفید  مطالعه در کودکان بازی می‌کنند. در اینجا هشت نکته ساده برای کمک به شما  در تربیت فرزندانی علاقه‌مند به مطالعه آورده شده است.خواندن را به یک عادت روزانه تبدیل کنیداز روزی که نوزاد شما به خانه می‌آید، می‌توانید پرورش و تربیت فرزند  علاقه‌مند به مطالعه را شروع کنید. نوزادان به ریتم تسکین دهنده فردی که با  صدای بلند چیزی را می‌خواند و همچنین به آغوش گرفته شدن و بودن در دامان  گرم پاسخ می‌دهند. اگر خواندن را به بخشی از برنامه روزانه خود تبدیل کنید،  کودک شما هم همراه با آن بزرگ می‌شود و همیشه چشم به راه آن است.جلوی کودک خود مطالعه کنیدخواه کتاب، مجله یا رمان گرافیکی دوست داشته باشید، اجازه دهید، کودک  شما را در حال خواندن ببیند. بچه‌ها چیزهایی را که مشاهده می‌کنند، یاد  می‌گیرند. اگر از مطالعه خواندن هیجان زده هستید، فرزندتان اشتیاق شما را  متوجه می‌شود.فضایی برای خواندن ایجاد کنیدحتما نباید فضای مطالعه شما بزرگ باشد یا قفسه بزرگی از کتاب‌ داشته  باشد. این می‌تواند گوشه‌ای از کاناپه یا صندلی در اتاقی باشد که کودک شما  می‌خوابد. چیدن یک مکان راحت که فضای کافی و فضای دلنشینی برای نگهداری یک  یا دو کتاب را داشته باشد، می‌تواند به کودک شما کمک کند تا خواندن را  مترادف با دنجی و راحتی بدانید.به کتابخانه برویدکتابخانه مکانی عالی برای کاوش رایگان کتاب‌ها و شناختن نویسندگان جدید  است. بسیاری از کتابخانه‌ها همچنین ساعت‌های داستان یا سایر برنامه‌های  سوادآموزی و نقاشی برای بچه‌ها دارند. سفر به کتابخانه به کودک شما این  فرصت را می‌دهد که عادت‌های خواندن خوبی پیدا کند و بچه‌های دیگر را ببیند  که همان کار را می‌کنند.به فرزندتان اجازه دهید آنچه را دوست دارند انتخاب کندوقتی به کودک خود فرصت می‌دهید تا اطرافش را بگردد و کاوش کند، سفر به  کتابخانه می‌تواند بسیار ویژه باشد. بچه‌ها بیشتر تمایل دارند چیزی را که  خودشان انتخاب می‌کنند، بخوانند. اگر نگران یافتن سطح خواندن یا موضوع  مناسب هستید، به کودک خود کمک کنید در بخش متناسب با سنش به گردش بپردازد.لحظات خواندن را در زندگی روزمره پیدا کنیدخواندن فقط یافتن و وقت گذراندن با یک کتاب خوب نیست. خواندن، بخشی از  زندگی روزمره است. در حالی که روز خود را می‌گذرانید، به کودک خود کمک کنید  تا «لحظه‌های خواندن» را پیدا کند. آن‌ها ممکن است به سادگی خواندن علائم  جاده‌ای، لیست مواد غذایی یا دستورالعمل ها باشد.کتاب‌های مورد علاقه را دوباره بخوانیدممکن است از خواندن یک داستان به طور مکرر خسته شوید، اما ممکن است کودک  شما آن را دوست داشته باشد. بچه‌ها دوست دارند چیزهایی را که برای اولین  بار در داستان یا تصاویر خوب متوجه نشده‌اند را مرور کنند. همچنین با  خواندن مجدد این فرصت برای آنها فراهم می‌شود تا کلماتی را که در صفحه  مشاهده می‌کنند با کلماتی که می‌شنوند مرتبط کنند. در نهایت، حتی ممکن است  کودک شما شروع به خواندن کتاب برای شما کند.درباره نحوه مطالعه بچه‌ها بیشتر بدانیدشما ممکن است معلم نباشید، اما اولین معلم فرزند خود هستید. دانستن  اینکه مهارت‌های خواندن در سنین مختلف چه چیزهایی هستند و چطور می‌تواند به  شما در حمایت از مطالعه کودک کمک کند، ضروری است. عادت‌های مفید مطالعه  برای کودکان در سنین مختلف متفاوت است و مطمئنا اطلاعات زیر درباره نحوه  خواندن کودکان از زمان تولد تا پیش از رفتن به مدرسه کمک شایانی به شما در  این مسیر خواهد کرد:نوزادان (سنین 0 تا 12 ماه)شروع به جستجوی کتاب‌های نرم یا کتاب‌های مناسب این سن کنیدبه تصاویر موجود در کتاب ها نگاه کنید و آنها را لمس کنیدبا صدا درآوردن یا ایجاد صدا به کتاب داستان واکنش نشان دهیدبه نوزادتان کمک کنید تا کتاب را ورق بزندکودکان نوپا (سنین 1-2 سال)به تصاویر نگاه کنید و موارد آشنا مانند سگ ، فنجان و نوزاد را نام ببریدبه سوالاتی که در کتاب می بینند پاسخ دهیدجلد کتاب های مورد علاقه را متمایز کنیدکلمات را در کتاب‌های مورد علاقه بخوانیدبا ورق زدن و داستان پردازی تظاهر به خواندن کنیدکودکان پیش دبستانی (سنین 3-4 سال)روش صحیح نگه داشتن را به کودکتان یاد بدهیدبدانید که کلمات از راست به چپ و صفحات از بالا به پایین خوانده می شوندشروع به مشاهده کلماتی کنید که قافیه دارندداستان ها را بازگو کنیدکودکان شما باید تقریباً نیمی از حروف الفبا را تشخیص دهندشروع تطبیق صداهای حروف با حروف (مانند دانستن اینکه ب صدا ب را ایجاد می کند) کنیدممکن است بچه‌ها بتوانند نام خود را در کتاب‌ها تشخیص دهند یا سایر  کلمات ساده‌تر را مانند کلمات روی علامت ها و آرم ها را متوجه شوند.مهد کودکی‌ها (سن 5 سال)هر حرف را با صدایی که دارد، مطابقت دهیدصداهای ابتدایی ، میانی و پایانی را در کلمات گفتاری مانند بابا یا بخوان را متوجه شوندبا تغییر صدای آغازین کلمات جدیدی را بگویید ، مانند تغییر موش به نشستهشروع کنید کلماتی را که می شنوند با کلماتی که در صفحه می بینند مطابقت دهیدکلمات ساده را با صدا بخوانیدشروع به تشخیص برخی کلمات از طریق دید بدون نیاز به صدا کنیداز کی، چه چیزی، کجا، کی، چرا و چگونه سوالاتی درباره یک داستان بپرسید و پاسخ دهیدبا استفاده از کلمات یا تصاویر، یک داستان را به ترتیب بازگو کنیداتفاقات بعدی را در یک داستان پیش بینی کنیدبرای کسب اطلاعات و سرگرمی شروع به خواندن یا درخواست خواندن کتاب کنیددر هنگام بازی یا مکالمه از زبان داستان استفاده کنید (مانند اژدها «من می توانم پرواز کنم!» من می‌توانم پرواز کنم!)در نهایت این‌که کودکی از ابتدای زندگی با کتاب و کتابخوانی آشنا شود،  به قطع یقین آینده‌ای متفاوت خواهد داشت زیرا که یادگیری و دانستن با کتاب  رابطه‌ای مستقیم دارد و هرکه توانایی یادگیری داشته باشد، آینده‌اش را  می‌سازد.اگر شما هم به‌عنوان یک پدر یا مادر دلسوز علاقه‌مند به داشتن اطلاعات بیشتری درباره دوره تندخوانی کودکان هستید، گروه آموزشی دیدیاد این امکان را برای شما فراهم کرده است.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Wed, 04 Aug 2021 12:41:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور به کودکانتان تندخوانی یاد بدهید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-sjmiuk5flehu</link>
                <description>حتی اگر خودتان آن را بلد نیستیدچند سالی است که فرصت آموزش تندخوانی را دارم و در نتیجه کلاس‌های زیادی که تدریس کرده‌ام، نکاتی را متوجه شده‌ام:کودکان مهارت تندخوانی را بسیار راحت‌تر از بزرگسالان می‌آموزند.کودکان بسیار بیشتر از بزرگسالان بر این مهارت مسلط می‌شوند و این امر به معنای واقعی کلمه به بخشی طبیعی از آنها تبدیل می‌شود به خصوص که اگر سنی در حدود ۱۲ سالگی یا کمتر این مهارت را یاد بگیرند، به اندازه صحبت کردن برای آن‌ها طبیعی می‌شود.در واقع، اخیراً به این نتیجه رسیدم که کودکان تندخوانی را به راحتی یاد می‌گیرند، به طوری که شما می‌توانید آموزش تندخوانی به کودکانتان را شروع کنید، حتی اگر خودتان تندخوانی نمی‌دانید.در یکی از آموزش‌هایم، مادری دختر ۱۱  ساله خود را وادار به خواندن با سرعت ۶۰۰۰ کلمه در دقیقه کرد (اکثر بزرگسالان در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه در دقیقه مطالعه می‌کنند). یک معلم در یک دبیرستان محلی، دو سوم کلاس خود را مجبور کرد تا در عرض چهار هفته با سرعت متوسط حدود ۴۰۰۰ کلمه در دقیقه تندخوانی کنند. سایر افرادی که آموزش گرفتند، نتایج مشابهی داشتند.اجازه دهید تکرار کنم: مربیان خودشان تندخوانی نمی‌دانستند.شاید این سوال را از خودتان بپرسید چرا من نمی‌توانم تندخوانی را قبل از آموزش آن به فرزندانم یاد بگیرم؟ شما می‌توانید، اما طبق تجربه من به عنوان مربی، این اتفاق نمی‌افتد.آموزش تندخوانی برای بزرگسالان حداقل ۱۰ برابر بیشتر از کودکان زمان احتیاج دارد.تعدادی از دوره‌های تند خوانی تجاری را بررسی کردم؛ آنها معمولاً به کودکان زیر ۱۱ تا ۱۳ سال اجازه ثبت نام نمی‌دهند. اتفاقی که بسیار ناخوشایند است در حالی که نود درصد از بهترین شاگردان من ۱۲ سال و کمتر بودند و بقیه بین۱۳ تا ۱۴ سال سن داشتند بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند در تندخوانی مهارت پیدا کنند اما باید در آن بیشتر تلاش کنند. کارشناسان تندخوانی  اکثرا چشمشان به گروه دانشجویان است. من معتقدم که آنها به سه دلیل دوره‌های تندخوانی خود را برای بچه‌ها تبلیغ نمی‌کنند:بزرگسالان پول دارند، بچه‌ها ندارندروش‌هایی که آنها برای آموزش تندخوانی آنقدر سخت است که هیچ کودک خردسالی نمی‌تواند از آن جان سالم به در ببرد. خودم یک دوره تندخوانی گذراندم که هر شب یک ساعت تکلیف داشت، بیشتر آن به صورت یادداشت‌های نوشتاری یا «الگوهای یادآوری» بود. هیچ بچه‌ای هرگز با این مقدار کاغذبازی پیشرفتی نخواهد داشت.احتمالاً هرگز به ذهن آنها خطور نکرده که کودکان بتوانند مهارت تندخوانی را با روش‌های آسان‌تری یاد بگیرند و به راحتی به آن مسلط شوند. روش زیر برای آموزش تندخوانی به کودکان ممکن است تنها راه آموزش آنها و حتی بهترین آنها نباشد اما من روش دیگری را به این سادگی نمی‌شناسم و هیچ روش دیگری که من از آن آگاه باشم به خواننده کندخوان اجازه نمی‌دهد تا آن را به طور موثر آموزش بگیرد.این مقاله یک برنامه خلاصه برای آموزش تندخوانی به فرزندان شما است.کلیدهای تندخوانیچهار کلید اصلی برای یادگیری تندخوانی وجود دارد:بینایی طبیعیتجسمآرامشتمرین روزانهاجازه دهید هر یک را به طور مختصر توضیح دهم.دید طبیعی: همین حالا یک دقیقه وقت بگذارید و به یک عکس نگاه کنید. بگذارید فرض کنیم دارید به مونالیزا نگاه می‌کنید. آیا وقتی به او نگاه می‌کنید، بینایی شما به‌گونه‌ای محدود می‌شود که مثلا فقط چشم چپ او را می‌بینید؟ البته که نه. ما در حالت استفاده از دید طبیعی از همه فضای دیدن استفاده می‌کنیم و بخش‌های بیشتری از یک کل را می‌بینیم.با این اوصاف وقتی به صفحه چاپی نوشتاری نگاه می‌کنیم، هم می‌توانیم ۳ تا ۱۰ کلمه از یک خط را ببینیم هم می‌توانیم ۳ تا ۱۰ خط را هم همزمان مشاهده کنیم.استفاده از دید طبیعی برای دیدن کلمات سنگ بنای اصلی تندخوانی است.شکل 1. روش‌های متفاوتی برای مشاهده همه کلمات در یک صفحه با استفاده از دید طبیعی وجود دارد. با آزمون و خطا، روشی را پیدا کنید که برای شما مناسب‌تر است.روش‌های مختلفی برای مشاهده همه کلمات موجود در یک صفحه با استفاده از بینایی طبیعی وجود دارد. با آزمایش کردن می‌توانید بهترین روش را پیدا کنید. (شکل 1.)تجسمآیا تا به حال کتابی را آنقدر خوب خوانده‌اید که احساس کنید درون داستان زندگی می‌کنید یا آنقدر خوب آن را در ذهن خود به تصویر کشیده‌اید که شبیه تماشای یک فیلم خوب بوده باشد؟ خوب، این دقیقا منظور ما از تجسم کردن است.مشکل اینجاست که ذهن شما هرگز هنگام خواندن این گونه خیال پردازی نمی‌کند، بنابراین برای شروع فرآیند تجسم، تلاش زیادی لازم است. در واقع، برای روزهای اول یا بیشتر، ممکن است غیر ممکن به نظر برسد. اما به هر حال به تلاش خود ادامه دهید.آرامشبه طور معمول، وقتی افراد روی چیزی تمرکز می‌کنند و ذهن خود را روی موضوعی تنظیم می‌کنند تا حدودی از نظر روانی دچار تنش می‌شوند. معمولا درباره تندخوانی هم همین اتفاق می‌افتد. برای به دست آوردن حداکثر درک، باید هنگام تمرکز (تجسم) آرامش داشته باشید. پس از انجام تمرینات خواندن هر از چندگاهی این حس آرامش را در خودتان زنده کنید. هنگامی که فهمیدید که چگونه می‌توانید هنگام تجسم به آرامش هم داشته باشید، تندخوانی برای شما سریع‌تر و راحت‌تر می‌شود.تمرین روزانهاهمیت تمرین روزانه را نمی‌توان به هیچ عنوان در نظر نگرفت. پس از تدریس در بسیاری از کلاس‌های تندخوانی، یک چیز را به خوبی متوجه شدم: کسانی که روزانه تمرین می‌کنند، کسانی هستند که در تندخوانی واقعاً مهارت پیدا می‌کنند، در حالی که کسانی که از آن غفلت می‌کنند، در آن مهارت کسب نمی‌کنند.مطمئناً اگر یک یا دو بار در هفته تمرین را فراموش کنید، خیلی اوضاع بد نیست. اما هرچه بیشتر تمرین را کنار بگذارید، نتیجه نهایی شما بدتر می‌شود. این امر به ویژه در مورد بزرگسالان صادق است. گاهی اوقات بچه‌هایی را به یاد می‌آورم که تمرین منظم را فراموش می‌کنند، اما هنوز به تندخوانی ادامه می‌دهند. با این حال، آن‌ها به خوبی بچه‌هایی که در تمرین خود کوشا و فعال هستند، خوب عمل نمی‌کنند. من حداقل ۱۵ دقیقه خواندن آرام و گاه به گاه را در هر روز توصیه می‌کنم. این علاوه بر دروس معمولی است.اگر شما هم به آموزش تندخوانی به فرزندتان علاقه‌مند هستید، روی  لینک زیر کلیک کنید:دوره تندخوانی کودکان چیست؟</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Wed, 04 Aug 2021 12:28:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور جواب در آستین‌تان داشته باشید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-unpabkodobhs</link>
                <description>حاضر جوابی ، یکی از مهم ترین مهارت هایی است که هر فردی  باید آن را داشته باشد. حاضر جوابی که البته منظور ما نوع مثبت آن است، به ما کمک می‌کند بتوانیم در خیلی از  اوقات از حق خود دفاع کنیم و اتهامات و تهمت هایی را که به ما زده می‌شود، از خودمان دور کنیم و یا حتی در خیلی از اوقات از شر سوالات نامربوط و بی  ربطی که خیلی از افراد می‌پرسند راحت شویم. پس تا پایان همراه ما باشید تا در کنار یکدیگر، این مهارت را به خوبی یاد بگیریم.حاضر جوابی چیست؟حاضر جوابی به نوعی ابزاری است که به ما کمک می‌کند تا در ارتباط با دیگران قدرتمندتر باشیم.حاضر جوابی اسلحه‌ای برای حمله به دیگران نیست که بگوییم بد و بی ادبانه است.   قرار نیست ما با حاضرجوابی دیگران را تخریب کنیم. حاضرجوابی یک سِپَر است و  به ما کمک می‌کند تا در مقابل حمله کلامی دیگران از خودمان دفاع کنیم.ناگفته نماند حاضر جوابی باید در جهت صحیح و سازنده انجام شود در غیر این صورت، نوع رفتارها و پایان گفتگو خدشه دار خواهد شد.حتما برایتان پیش آمده که کسی چیزی بگوید و جوابش را بدهید؛ اما چند ساعت بعد  جواب های بهتری به نظرتان برسد و از گفته های خود پشیمان بشوید. گاهی به  خاطر نداشتن کنترل روی قدرت کلام یا بیش از حد احساسی شدن، این اتفاق رخ  میدهد.قبل  از هر مذاکره ای چه رسمی مانند کسب و کار چه غیر رسمی مثل خانواده و در  بین دوستان، باید از صحبت های خود مطمئن باشید و بدانید عبارات و لغات صحیح  کدام اند. اگر کسی در جمع دوستان، خانواده و محل کار و هرجای دیگری با  دیگران ارتباط برقرار‌ نکند؛ وقتی حق او را پایمال کنند، حرفی ‌نزند و از  خود دفاع نکند؛ توانایی‌های خودش را بیان نکند و هیچوقت نظر خود را بیان  نکند. واقعا بعید است بتواند موفق شود. چنین فردی خودش را از موقعیت هایی که ممکن است سرنوشت او را تغییر دهند، محروم می کند.اکنون  فردی را تصور می کنیم که در موقعیت‌های مختلف ابراز وجود می‌کند و  توانایی‌هایش را بروز می‌دهد؛ هرگاه احساس کند نظر او کاربردی است، با  احترام و قدرت نظرش را بیان می‌کند؛ اگر کسی بخواهد حق چنین فردی را پایمال  کند با صحبت های خود جلوگیری کند. آیا میزان موفقیت این فرد بیشتر نخواهد  بود ؟!  مطمئناً بیشتر است.برای  اینکه موقعیت و شرایط خودمان را به افرد موفق نزدیک‌تر و شبیه‌تر کنیم  نیاز داریم تا کلامی اثرگذار داشته باشیم که یکی از ابزارهای قدرتمند آن  مهارتی است به نام حاضرجوابی. https://virgool.io/d/unpabkodobhs/%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F پس هدف من همین ابتدا این است که ذهنیت بدی را که همه ما احتمالاً درباره حاضر جواب بودن داریم را از بین ببرم تا بهتر بتوانیم با استفاده از راهکارهایی که گفته می‌شود، حاضر جوابی کنیم.چرا  می‌گویم حاضر جوابی همیشه بد نیست؟ تصور کنید فردی شما را به انجام کار  بدی متهم می‌کند، شما را بیخود و بی جهت مسخره می‌کند، به شما حرفی می‌زند  که کاملاً به ناحق است و یا حتی حق خودتان یا فرد دیگری را ضایع می‌کند. خب طبیعتاً شما در این مواقع برای دفاع از خودتان و یا دیگران نیاز به یک فن  بیان قوی و مهارت حاضر جوابی دارید. درست است؟پس  فکر می‌کنم حالا دیگر با این تفاسیر متوجه اهمیت بالای حاضر جوابی شده  باشید و آماده یادگیری تکنیک‌های آن باشید. اما قبل از آن باید به شما نکته ای فوق العاده مهم بگویم تا خیلی بهتر هم به موضوع حاضر جوابی پی ببرید و  هم خدای نکرده دچار سوءتفاهمی در این رابطه نشوید.چگونه حاضر جواب باشیم؟حالا  نوبت به این می‌رسد که بهترین تکنیک های حاضر جوابی را با یکدیگر بررسی  کنیم و با استفاده از آن ها، این مهارت را در وجود خودمان به طرز فوق  العاده ای تقویت کنیم. این تکنیک ها عبارتند از:1. از طنز استفاده کنیداولین  و شاید بتوان گفت بهترین تکنیک برای حاضر جوابی کردن، استفاده از طنز است.  سعی کنید وقتی کسی به شما چیزی گفت که ناراحت شدید یا در اصطلاح تیکه ای  انداخت که باید به او جواب می‌دادید، از این تکنیک استفاده کنید. چرا که هم  به خوبی می‌توانید بحث را عوض کنید، هم پاسخ طرف مقابل را بدهید و هم  دیگران را بخندانید. برای درک بهتر این موضوع مثالی برایتان می‌زنم:فرض کنید یک نفر از شما سوالی می‌پرسد با این مضمون که: چرا کنکور نمیدی؟ پس این درست کجا به دردت میخوره؟طبیعتاً  این مسائل مسائلی شخصی هستند و احتمالاً دوست نداشته باشیم هم دیگران در  جریان آن ها قرار بگیرند و هم درباره آن ها پیگیر باشند. در نتیجه  می‌توانید در جواب این افراد، این طور جواب دهید: منتظر دستور شما بودم!  اتفاقاً خیلی خوب شد که یادآوری کردید! بله حتماً الآن میرم کنکور میدم  میام!و  به این ترتیب شما هم خنده را بر لبان همه جاری کردید و هم پاسخ طرف مقابل  را آن طور که باید و شاید ندادید. پیشنهاد می‌کنم با تکنیک های استفاده از  طنز در سخنرانی با مطالعه چگونه در سخنرانی خود از طنز استفاده کنیم خیلی بهتر آشنا شوید.2. گاهی اوقات فقط سکوت کنیدبرخی  افراد هم هستند که با بی ادبی تمام حرف هایی به انسان می‌زنند که هیچ سند و  مدرکی هم برای آن حرف ها ندارند، یا تهمت های نا به جا و ناروا می‌زنند و  دیگران را متهم می‌کنند به انجام کارهایی که نکرده اند.اگر  شما در یک زمانی گرفتار این دست از افراد شدید و فقط حرف های نامربوط نسبت  به خود شنیدید، بهتر است فقط سکوت کنید. سکوت کردن خودش در اینجا یک پاسخ  محکم محسوب می‌شود! در واقع شما با سکوت خود به طرف مقابل و سایر افرادی که  در جمع حاضر هستند بی گناهی خود را ثابت می‌کنید و اصلاً به آن ها این  موضوع را می‌فهمانید که طرف مقابل حتی ارزش جواب دادن هم ندارد و من او را  در حدی نمی‌بینم که بخواهم خودم را درگیر پاسخ دادن به او کنم.در نتیجه هم این شما هستید که از آن حرف ها تبرئه می‌شود و طرف مقابل هم جز کم ارزش شدن، هیچ چیزی برایش باقی نمی‌ماند.3. سوال را با سوال جواب دهیدهمان  طور که گفتم، گاهی اوقات افراد سوال هایی از شما می‌پرسند که نمی‌خواهید  به آن ها جواب دهید و یا اصلاً سوال های نا مربوطی می‌پرسند که هیچ ربطی به  آن ها ندارد. در این جور مواقع می‌توانید سوال را با سوال جواب دهید.  مثلاً: منظورت چیه؟ میشه بپرسم چرا این سوالو می پرسی؟ اگه جواب ندم اشکالی داره؟ و…حتی  زمان هایی هم که سوالی در کار نیست و فقط حرف نا مربوطی زده می‌شود،  می‌توانید از این دست سوالات استفاده کنید و قائله را خاتمه دهید.4. از تکه کلام های عامیانه استفاده کنیدیک سری تیکه کلام ها هستند که در جامعه رواج پیدا کرده اند و احتمالاً شما هم آن ها هم شنیده  باشید و هم ازشان استفاده کرده باشید. این تیکه کلام ها، برای حاضر جوابی  فوق العاده هستند. البته بیشتر برای حاضر جوابی های دوستانه.مثلاً  زمانی که کسی از شما انتقادی کرد و خواست به شما بفهماند خودش خوب است،  می‌توانید به اون این طور جواب دهید: بابا بروسلیییی! جذاااااب! باشه اصن  تو خوبی! تو خدای این کار…این  دست تیکه کلام ها در فضای مجازی بسیار فراوان است و حتی می‌توانید از کتاب  های طنز و عامیانه و یا صحبت های دیگران، آن ها را استخراج کنید. فقط  مجدداً تأکید می‌کنم که در جاهای رسمی و فضاهای سنگین از این تیکه کلام ها  استفاده نکنید.5. مقایسه کنیدتکینک  مقایسه کردن هم می‌تواند به حاضر جوابی شما بسیار کمک کند. البته مقایسه  ای که تا حدی کوبنده باشد و بتواند به خوبی منظور شما را بیان کند.مثلاً  اگر کسی به شما گفت “تو خیلی فن بیان ضعیفی داری” می‌توانید در جواب او  بگویید “پس خداروشکر که فن بیانم ضعیفه و نمیتونم با بیانم به کسی بی  احترامی کنم!”می‌بینید؟  شما در اینجا هم بی ادبی او را به رُخش کشیدید و هم ادب خودتان را با بی  ادبی او مقایسه کردید. سعی کنید در جاهای مرتبط حتماً از این مقایسه های  کوبنده استفاده کنید و پاسخ طرف مقابل خود را بدهید تا دیگر از این دست حرف  های آزار دهنده به شما نزند.6. تأیید نکنید!دیدید  بعضی از افراد را که وقتی بهشان حرفی می‌زنیم سریع در مقابل ما گارد  می‌گیرند و می‌‎خواهند به ما ثابت کنند که حرف ما درست نیست؟ خب نتیجه در  این جور مواقع چه می‌شود؟ احتمالاً شما بیش از پیش به حرف خود پی می‌برید و  آن شخص فقط حرف شما را تأیید کرده است. البته این تکنیک شاید اولین  راهکاری باشد که به ذهن هر کس می‌رسد اما مطمئن باشید که بدترین راهکار نیز  هست. به طور مثال:شما  به کسی می‌گویید که کمی زود رنج است و زود ناراحت می‌شود. او بلافاصله با  ناراحتی پاسخ می‌دهد: نه من خیلی هم با جنبه هستمو اصلاً ناراحت نمی‌شوم.  این طور نیست. حرف تو اشتباه است و…خب  این طور کاملاً مشخص می‌شود که او فردی زود رنج است و حرف شما کاملاً هم  درست بوده. پس سعی کنید به هیچ وجه از این راه استفاده نکنید.7. به حاضر جواب ها خیلی دقت کنیدیکی  دیگر از راهکارهای حاضر جوابی ، دقت به افراد حاضر جواب است. برای تبدیل  شدن به فردی حاضر جواب هم باید به افراد حاضر جواب به خوبی دقت کنید و  ببینید در چه زمان هایی، چه کلماتی را به کار می‌برند تا شما هم بتوانید از  آن ها استفاده کنید. البته همان طور که گفتم فقط حاضر جوابی های مثبت مد  نظر ما هستند و به هیچ وجه قرار نیست در این حاضر جوابی ها بی ادبی در کار  باشد. پس به حاضر جوابی های مثبت و مناسب هم باید به خوبی دقت کنید. https://virgool.io/d/unpabkodobhs/%F0%9F%93%B7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%82%D8%AA%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF برای  این که حاضر جواب خوبی باشید، باید بداهه گوی خوبی نیز باشید. برای تقویت  این مهارت هم راه های بسیار زیادی وجود دارد که شامل موارد زیر می‌شود.اطلاعات عمومی خود را افزایش دهیدبین موضوعات ارتباط ایجاد کنیدذهنی آرام و به دور از هیاهو داشته باشیددر ذهن خودتان سوالات احتمالی مطرح کنید و به آن ها پاسخ بدهیدو…و نکته آخر این که همیشه احساس توانایی خودتان را تقویت کنید و به خودتان باور داشته باشید. این اولین و مهم‌ترین نکته‌ای است که همیشه و در همه جا به یاری شما می‌آید.منبع: mostafaee</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 18:55:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک استارت آپ راه بیندازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/ZehneZiba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-nqj5zwnyxqgd</link>
                <description>راه‌اندازی یک استارتاپ چه مراحلی دارد؟ چگونه به ساده‌ترین شکل می‌توان یک کسب و کار دانش بنیان و نوین را راه‌‌اندازی کرد؟تعریف استارتاپصاحب نظران استارتاپ را یک نهاد انسانی می‌دانند که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید شکل می‌گیرد. در واقع استارتاپ یک شرکت نوپا است. اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتما فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ‌ها در سال‌های اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.مراحل مختلف راه‌اندازی استارتاپایده پردازی: مفهوم استارت آپ از یک ایده شروع می‌شود، این ایده ممکن است خلاقانه و جدید باشد و یا ممکن است برگرفته از یک کسب‌و‌کار خارجی یا داخلی باشد. ایده می‌تواند از ساده‌ترین تا پیچیده‌ترین طرح‌ها را در بربگیرد. همیشه قرار نیست که ایده یک استارتاپ پیچیده و سنگین باشد و یا هزینه زیادی برای سرمایه گذاری لازم داشته باشد. ایده می‌تواند ساده‌ترین نیازهای زندگی روزمره مردم را شامل شود.چطور یک استارتاپ راه اندازی کنیم؟تعیین نقشه راه: گام بعدی برای تحقق بخشیدن به ایده اولیه استارتاپ تهیه و طراحی یک نقشه راه است. در این نقشه باید مشخص شود که قرار است ابتدا از چه نقطه‌ای کار را شروع کنیم، در چه مسیری حرکت کنیم و به چه نقطه‌ای برسیم. در این مسیر باید اهداف کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت را تعریف کرد. داشتن یک ایده خام ضروری است اما می‌تواند فرد را به بی‌راهه ببرد. بررسی‌ها در این مرحله شامل تحقیقات مختلفی در مورد محصول و بازاریابی را نیز شامل می‌شود. یکی از بهترین اقدامات در این مرحله گرفتن بازخورد از دیگران و نزدیکان در مورد ایده اولیه است. بعد از دریافت بازخوردها و نظرات مشاوران طبیعتا بهتر می‌توان نقشه راه را طراحی کرد.ثبت ایده و ادعای مالکیت: در مرحله سوم از راه اندازی استارت آپ باید به سراغ ثبت ایده و ادعای مالکیت رفت، اگر ایده اولیه تکراری و برگرفته از سایر شرکت‌ها و کسب وکارهای ملی و بین المللی است کار چندان سخت نیست و برای ثبت نیازی به مراحل دشوار و پیچیده وجود ندارد. اما در برخی موارد اگر ایده‌ها نو و خلاقانه‌ای شکل بگیرد که نمونه مشابهی در سطح ملی و بین المللی وجود ندارد، باید به ثبت ایده و مالکیت اقدام کرد.ایجاد یک طرح تجاری (بیزینس پلن) برای استارتاپ: یکی از مراحل ایجاد استارتاپ بیزینس پلن است. در واقع شرح مفصلی از نحوه رشد و تکامل استارتاپ از مرحله آغازین تا ارائه محصول نهایی در این مرحله انجام می‌شود.تهیه نمونه اولیه: ایده‌های مختلفی در قالب مفهوم استارت آپ تعریف می‌شوند که انجام هر کدام از آنها از یک مسیر متفاوت عبور می‌کند. برخی از این ایده‌ها، خدماتی هستند و نیازی به تهیه نمونه اولیه ندارند، برخی دیگر شامل نمونه‌های آزمایشگاهی می‌شوند که اصلی‌ترین گام مربوط به همین تهیه نمونه اولیه است.عرضه نمونه به جامعه هدف: در این مرحله، با توجه به این که ایده خود را ثبت کرده‌اید و می‌توانید ادعای مالکیت داشته باشید، می‌توانید جامعه هدف خود را توسعه دهید.ثبت ایده و محصول: در مرحله قبل، ایده خود را به ثبت رسانده‌اید و این شانس را به خود داده‌اید که در مورد مالکیت آن ادعا داشته باشید. اما این ادعا نمی‌تواند شامل محصولات به دست آمده از آن باشد و ممکن است افرادی از محصولات مشابه با آن یا حتی از ویژگی‌های بهتر از آن استفاده کنند. پس باید در مراجع قانونی نسبت به ثبت ایده و محصول خود اقدام کنید و مطمئن شوید که هیچ شخص دیگری از محصولات شما استفاده نمی‌کند.پیدا کردن سرمایه‌گذار مهم‌ترین بخش راه‌اندازی استارتاپپیدا کردن سرمایه‌گذار: یکی از مهمترین مراحل و شاید بزرگترین چالش برای راه اندازی استارت آپ، پیدا کردن یک سرمایه‌گذار برای پروژه است که بتواند ریسک سرمایه‌گذاری بر روی یک ایده نو را بپذیرد. در بالا به این نکته اشاره کردیم که استارت آپ‌ها همیشه با ایده‌های نو شروع نمی‌شوند و ممکن است در برخی از آنها ایده‌های تکراری یا ایده‌های اجرا شده در سایر کشورها پیاده‌سازی شود. بنابراین، شاید پیدا کردن یک سرمایه گذار بعد از مدتی امکان پذیر باشد، اما لازم است که نوع سرمایه گذاری آنها نیز مشخص شود.توسعه محصولات و خدمات: بعد از اقدامات اولیه در مراحل ایجاد استارتاپ بهترین اتفاق این است که ببینید که ایده اولیه تان زنده است یا نه. برای توسعه محصول یا سرویس خود حتما باید استراتژی خاصی داشت که در آن تمام نکات مربوط به ساخت،تهیه مواد اولیه،نحوه قیمت گذاری و … پیش‌بینی شده باشد. در زمان تولید محصولات حتما باید دو نکته مهم را مد نظر داشت؛ اول سهولت در روش تولید و رسیدن به کیفیت مطلوب است و دوم اینکه محصول باید بتواند به سرعت توجه بخشی از مشتریان را جذب کند.تیم سازی برای استارتاپ: یکی دیگر از مراحل ایجاد استارتاپ تیم سازی است. شخص برای گسترش استارتاپ خود مجبور است که نسبت به تقسیم کار و تقسیم وظایف اقدام کند. برای این اقدام بهتر است که یک فرهنگ سازمانی را در شرکت نهادینه کرد.منبع: تجارت نیوز</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 15:21:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک وبینار موفق برگزار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/ZehneZiba/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-glkyrznne57j</link>
                <description>شاید این روزهای کرونایی که زندگی همه را تغییر داده و کسب‌وکارها را هم متحول کرده شما را به سمت برگزاری وبینار و رونق دادن به کسب‌وکارتان بیندازد، آنچه در ادامه خواهید خواند سه راز مهم برگزاری یک وبینار موفق است، رازهایی که از برگزاری و تماشای وبینارهای موفق آموخته‌ام. همه ما می‌دانیم که از هزاران وبیناری که برگزار می‌شود؛ بخش مهمی از آن‌ها به دردنخور هستند. یک جستجوی سریع کلمه «وبینار» در گوگل، شما را به دریایی از وبینارها پرتاب خواهد اما شما خودتان را در این دریا غوطه‌ور نکنید چون می‌خواهیم ببینیم که چرا این سمینارهای بر پایه وب همه جا حاضرند؟ یک دلیل ساده برای آن وجود دارد: وبینارها جواب می‌دهند و موثرند!بخش‌های اصلی برگزاری وبیناربا این‌حال وبینارها فقط زمانی موثر هستند که به‌درستی انجام شوند و این کار آسانی نیست. من به‌عنوان کوچ مسیر شغلی وبنیان‌گذار خانه کپی‌رایتینگ؛ برگزارکننده چندین وبینار بوده‌ام و همراه گروهم نیز متون بسیاری را برای مشتریانمان تهیه کرده‌ایم. طبیعی از اشتباه‌های زیادم طی این سال‌ها بسیار آموخته‌ام؛ جای تردید نیست که همه ما اشتباه می‌کنیم و مهم نیست که در کدام مرحلهٔ مسیر حرفه‌ای ایستاده‌ایم زیرا به‌هرحال اتفاق مهمی هم نیست به شرط آن‌که از این اشتباه‌ها بیاموزیم.چطور در جهان اطلاعاتی جایی داشته باشیم؟در ادامه سه راز مهمی را که از برگزاری وبینارهای موفق آموخته‌ام با شما در میان می‌گذارم:۱.اول محتوای وبیناریکی از مهم‌ترین اشتباه‌هایی که از سوی مشتریانم دیده‌ام این است که بیش از اندازه بر بخش پایانی وبینارها یعنی فروش، بیش از تولید محتوای آن تمرکز می‌کنند. جای تعجب نیست که اگر شما برگزارکننده وبینار  هستید به لحظه فروش فکر می‌کنید. علاوه بر‌این‌ شما هزینه پرداخت نمی‌کنید تا مخاطبان وبینار شما  بدون هدف خاصی وارد وبینار شما شوند و از آن خارج شوند اما یادتان باشد شما نمی‌توانید کیفیت کار را قربانی کنید. این قاعده‌ای است که نه‌فقط در وبینار بلکه در همه مراحل حرفه‌ای صادق است. هیچ‌گاه کیفیت را فدای کمیت، سرعت یا فروش احتمالی نکنید زیرا جواب لازم را نخواهید گرفت.آن‌طور که من متوجه شده‌ام، سه جزء اصلی زیر چتر محتوا قرار دارد: اول «ارائه» است. آیا وبینارهای شما به‌قدر کافی حرفه‌ای به‌ نظر می‌رسند؟ سرعت اینترنت شما به قدر کافی خوب است؟ پس زمینه شما چطور است؟ آیا پیش از ارائه تمرین داشته‌اید؟ مخاطبانتان شما را بر اساس ظاهر بصری‌تان قضاوت خواهند کرد.می‌گویند اگر شما به دنبال مخاطبان چندان حرفه‌ای نیستید، با امکانات کمتر حرفه‌ای هم می‌توانید آن‌ها را جذب کنید. پس باید حواستان باشد چه مشتریانی دارید و در کدام سطح مشغول به کار هستید.داستان واقعی: پاورپوینت‌های آراستهٔ من با مخاطبان کارآفرین بهتر جواب می‌داد و ارائه‌های متوسط پاسخگوی افراد جوان و جویای کار بود.نکتهٔ بعدی روایت یا داستان گویی است. آیا شما داستان پرداز سرگرم‌ کننده‌ای هستید؟ آیا می‌توانید داشته‌های خود را به‌وضوح و با دقت ارائه دهید. اگر در این حوزه دچار سردرگمی هستید، از یک نویسنده، کپی‌رایتر یا تهیه‌کننده برای تولید محتوای وبینارتان راهنمایی و کمک بگیرید.برگزاری وبینار موفقآخرین مورد تعامل است. شما باید بتوانید با مخاطبتان تعامل داشته باشید. به سوالات آن‌ها پاسخ دهید. بازخوردهای به‌موقع و هم‌زمان به مخاطب بدهید. آن‌ها در وبینار شما ثبت‌نام کرده‌اند تا از شما بیاموزند پس هرچیزی را که می‌توانید از دانش و مهارت را در اختیارشان قرار دهید.نکتهٔ آخر این‌که تا پایان وبینار درباره محصول یا هرچیزی که می‌فروشید صحبت نکنید. فروش زودهنگام  همان فروش یخ‌زده‌ای است که همه ما از آن بیزاریم. البته اشکالی ندارد که در طول وبینار چند بار نام محصولتان را بیاورید (این کار حتی فروش را هم افزایش می‌دهد!) قبل از هر چیز محتوای ارزشمندتان را  پیش بیاورید و در آخر محصول خود را بفروشید.۲.زمان‌بندیزمان‌بندی در برگزاری یک وبینار موفق همه چیز است و وقتی که نوبت به وبینار می‌رسد، زمان از چند منظر اهمیت پیدا می‌کند. نخست این که زمان برگزاری را مشخص کنید مثلا  روز برگزاری وبینارتان را همزمان با دربی انتخاب نکنید. زمانی را انتخاب کنید که هم برای شما و هم برای مخاطبانتان مناسب است.دست آخر این که زمان را در نظر داشته باشید. مدت زمان وبینار شما باید چقدر باشد؟ مخاطبان شما گرفتار هستند؛ و بخش مهمی از زمانشان را در اختیارتان قرار می‌دهند؛ به آن‌ها احترام بگذارید. ۴۵ الی ۶۰ دقیقه باید زمان مناسبی برای ارائه و جلب توجه مخاطب باشد. بهتر است که مخاطبانتان از مدت زمان وبینار آگاهی داشته باشند زیرا با این آگاهی راحت‌تر دست به انتخاب می‌زنند.۳. آماده سازی وبینار موفقاین بخش احتمالا مهم‌ترین بخش برگزاری یک وبینار موفق است. اینجا جایی نیست که بدون نقشه به آن وارد شوید، پس آماده کنید، آماده شوید و آماده باشید.یک عنوان جذاب انتخاب کنید. یک ویدئوی کوتاه بگیرید یا یک پست عالی تهیه کنید و به دیگران بگویید که در این وبینار چه چیزهایی خواهند آموخت و چرا این آموزش مهم است. در مرحله بعدی شروع به تبلیغ کردن کنید. در همه شبکه‌های اجتماعی خودتان شروع به تبلیغات کنید و اگر رایگان است از عنوان رایگان حتما در تبلیغات بهره ببرید و حتما محدود بودن مدت ثبت‌نام را ذکر کنید.مهارت‌های ارائه خود را تمرین و تقویت کنید. اگر اولین بار است که میزبان یک وبینار هستید، روش خوب برای انجام آن یک ضبط مقدماتی و گوش دادن مجدد و رفع عیوب آن است. البته می‌توانید برای اعضای خانواده و دوستان هم آن را اجرا کنید. در خاطر داشته باشید آماده سازی به معنای انجام یک سخنرانی تکراری و یکنواخت نیست. لحن شما باید طبیعی و محاوره‌ای باشد. پس تا رسیدن به لحن خوب و گرم آن را تکرار کنید یا در صورت عدم پیشرفت، از دیگران کمک بخواهید.کاملا باور دارم که با در نظر گرفتن این نکته‌ها، یک وبینار بسیار موفق و خوب را برگزار خواهید کرد و احتمال بسیار کمی وجود دارد که چنین وبیناری در انبوه تولیدات این روزها، گم شود. اگر شما هم تجربه یا نکته‌ای در این زمینه دارید؟ مشتاقانه منتظر دیدگاه‌های شما هستیم.منبع: zimag.ir</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 12:51:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عذرخواهی نکن!</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-qlm2cozxozfi</link>
                <description>عذرخواهی کردن وقتی خوب است که کار ناشایستی از ما سرزده، اما عذرخواهی کردن وقتی کار خطایی انجام نداده‌ای، ممکن است از شما شخصیتی ضعیف و قابل نادیده گرفته شدن بسازد. یکی از دلایلی که از افراد عذرخواهی می‌کنید این است که برای تصمیمات، گفتار و رفتار خود نیاز به توجیه و توضیح بیش از اندازه دارید و فکر می‌کنید که باید طبق توقعات دیگران تصمیم بگیرید و اگر این کار را انجام ندهید، باید به نوعی آنها را از خود راضی نگه دارید و عذرخواهی کنید. این بار که خواستید عذرخواهی کنید، حواستان به ده مورد زیر باشد و هرگز بابت آن‌‌ها عذرخواهی نکنید:１. هرگز به خاطر فضایی که در اختیار شما قرار داده شده، عذرخواهی نکنید.شما یک موجود سه بعدی هستید و این حق شماست که فضایی به خود اختصاص دهید.２. هرگز به خاطر اینکه همه چیز را نمی دانید و علامه دهر نیستید، عذرخواهی نکنید.اگر شما علامه دهر بودید، به جای کار کردن وقتتان را صرف شرکت در لاتاری ها و قرعه‌کشی‌ها می‌کردید.３. هرگز به خاطر نیازهای انسانی‌تان عذرخواهی نکنید.شما به خواب، خوراک و کارکردهای زیستی متداول نیاز دارید و این‌ها همان چیزهایی است که شما را زنده نگه می‌دارد.４. هرگز به‌خاطر بااستعداد بودن عذرخوهی نکنید.اگر از احساسات دیگران بوی حسادت به مشامتان می‌خورد، نگران نباشید. خودتان را باور کنید و بدانید که بهتر از چیزی که باید عمل می‌کنید.５. برای محدودیت‌هایی که قوانین زمان و فضا برما اعمال می‌کنند، عذرخواهی نکنید.آیا لازم است که هم زمان در سه مکان حضور داشته باشید؟ اگر خوب فکر کنید، متوجه می‌شوید که لازم نیست، پس راحت‌تر تصمیم بگیرید.６. از اینکه بیش از حد توانایی خود مشارکت نمی‌کنید، عذرخواهی نکنید.به خودتان سخت نگیرید. چایتان را بنوشید.７. از اینکه تحت تاثیر افراد یا امور متوسط یا مبتذل قرار نمی‌گیرید، عذرخواهی نکنید.به خودتان سخت نگیرید. چایتان را بنوشید. بنابراین برای چیزهایی که دوست ندارید دوباره با آن‌ها مواجه شوید، کف نزنید.８. برای اعتماد کردن به شم درونی خود عذرخواهی نکنید.از اینکه حس خوبی برای قدم زدن در یک کوچه ترسناک و تاریک دارید یا به یک جلسه ناشناس پشت درهای بسته نمی روید، از خودتان ناراضی نباشید. به حس‌هایتان اعتماد کنید.９. به خاطر حمایت از افرادی که دوستشان دارید، متاسف نباشید.سخت‌گیر بودن درباره خود و مودب بودن در برابر دیگران شما را وادار می‌کند درباره هر کار درستی که انجام می‌دهید، عذرخواهی کنید.１０. از اینکه جذب مدهای روز نمی‌شوید، عذرخواه نباشید.هر روز چیزهای جدیدی در بازار مد روز می‌شود. اگر به فلان ایده یا بهمان گروه موسیقی علاقه‌ای ندارید، متاسف نباشید بلکه معنایش این است که شما آگاه‌تر و هشیارتر از چیزی هستید که به نظر می‌آید و سلیقه شما با تغییر فصل، تغییر نمی‌کند.شما خوب و دلپذیر هستید، به خودتان بگویید که محترمید و برای چیزهایی که نباید عذرخواهی نکنید</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 17:06:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خستگی تصمیم‌گیری چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/ZehneZiba/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nvp4jmz6szw8</link>
                <description>زمانی که افراد تصمیم‌های بیشتری می‌گیرند، دچار خستگی تصمیم‌گیری می‌شوند و نمی‌توانند درست فکر کنند.گاهی‌اوقات ممکن است توانایی تصمیم گیری صحیح را نداشته باشید، مسئولیت آن را به دیگران دهید یا فکر کردن به آن را عقب بیندازید. در حقیقت شما برای گرفتن تصمیم درست خسته و ناتوان هستید. در ادامه مقاله عواملی را که باعث ناتوانی در انتخاب تصمیم درست می‌شوند و در کاهش بهره‌وری و انگیزه نقش زیادی دارند بیان می‌کنیم.برای مثال تصور کنید جلسه‌های مهمی در طول روز داشته‌اید و هنوز ۳ جلسه دیگر باقی مانده است. زمانی که می‌خواهید تصمیم گیری کنید ترجیح می‌دهید آن را به زمان دیگری موکول کنید یا تصمیم‌های نادرستی بگیرید. در این شرایط می‌خواهید یک نفر دیگر به جای شما تصمیم گیری کند. به عبارت ساده‌تر زمانی که افراد تصمیم‌های بیشتری می‌گیرند، دچار خستگی تصمیم‌گیری می‌شوند و نمی‌توانند درست فکر کنند. در حقیقت تصمیم گیری زیاد باعث می‌شود افراد توانایی ارزیابی گزینه‌های مختلف و انتخاب گزینه‌های مناسب‌تر را نداشته باشند.برای اولین بار یکی از روانشناسان اجتماعی اصطلاح خستگی تصمیم گیری را طبق نظریه «تهی‌شدن نفس» فروید به کار برده است. در حقیقت تهی شدن نفس باعث کاهش اراده و ناتوانی در مدیریت رفتار می‌شود. به بیان ساده‌تر زمانی که ذهن افراد خسته می‌شود، نمی‌توانند اراده و اختیار داشته باشند.زمانی که شما تصمیم گیری را به زمان دیگری موکول می‌کنید بهره‌وری شما کاهش پیدا می‌کنند. باومایستر نویسنده کتاب «اراده: بازکشف بزرگ‌ترین قدرت انسان» نوشته است: «تصمیم‌گیری همان اراده‌ای را می‌خواهد که نه‌گفتن به شیرینی و مواد مخدر می‌خواهد.»افراد برخلاف خستگی جسمی خود که به راحتی آن را متوجه می‌شوند، نمی‌توانند خستگی تصمیم گیری خود را تشخیص دهند.یکی از عواملی که باعث خستگی تصمیم گیری می‌شود، انجام چند وظیفه است. برای مثال در طول روز و حتی در ساعت‌های کاری چند بار ایمیل خود را چک می‌کنید، ناگهان تصمیم می‌گیرید واتس‌اپ خود را چک کنید و پس از آن نیز از اینستاگرام بیرون نمی‌آیید. ایجاد این تغییرات علاوه بر اینکه تمرکز شما را از بین می‌برد، بلکه با هر کدام از این تصمیم‌‌گیری‌‌ها اراده شما نیز از بین می‌رود.در یک پژوهش حدود ۱۱۰۰ پرونده بررسی آزادی مشروط در آمریکا بررسی شد. نتایج آن نیز نشان داد تنها چیزی که بیشترین تاثیر را در صدور حکم آزادی مشروط داشت زمان بررسی پرونده بود و عواملی مانند جرم، سابقه یا سنگینی حکم مجرم تاثیر زیادی ‌نداشتند. جالب است بدانید حدود ۷۰ درصد متهمانی که در ابتدای روز برای بررسی پرونده خود به دادگاه رفته بودند حکم آزادی مشروط گرفتند اما فقط ۱۰ درصد متهمانی که پرونده آن‌ها در ساعت‌های پایانی روز بررسی شد توانستند حکم آزادی مشروط بگیرند.حتی اگر افراد منطقی و مسئولیت‌پذیر باشند، ذهن آن‌ها پس از چند بار تصمیم گیری خسته می‌شود. مشکلی که وجود دارد این است که افراد برخلاف خستگی جسمی خود که به راحتی آن را متوجه می‌شوند، نمی‌توانند خستگی تصمیم گیری خود را تشخیص دهند. آن‌ها در این شرایط به هیچ چیزی اهمیت نمی‌دهند و فقط می‌خواهند زمان بگذرد. همچنین بدون اینکه خوب فکر کنند می‌گویند: «هر چه پیش آید خوش آید.»تحقیقات زیادی درباره این مسئله انجام شده است اما همه این پژوهش‌ها نتوانستند تاثیرات خستگی تصمیم گیری را با دقت مشخص کنند. کارول دوک روانشناس دانشگاه استنفورد، پژوهشی را به تازگی انجام داده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد تنها باور افراد به اینکه اراده بیشتری دارند باعث می‌شود که آن‌ها زمانی که دچار خستگی تصمیم گیری می‌شوند بتوانند تصمیم‌های درست‌تری بگیرند. او تاکید می‌کند که به اشتباه فکر نکنید که برای انجام کارهای سخت به بازیابی پیوسته انرژی دارید. بلکه یادآوری می‌کند که انسان ممکن است برخی منابع را در دست داشته باشد که از آن‌ها آگاهی ندارد.منبع: سایت مطالعه شریف</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 14:08:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دردسرای خوشگل شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%B4%DA%AF%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-holx1r6wutyg</link>
                <description>خیلی طبیعیه که همه ما دوست داریم زیباتر بشیم.من درباره شما چیزی نمی‌دونم اما می‌دونم اکثر آدما از قیافه، صدا و هیکل خودشون خوششون نمیاد... ببینین کار چقدر خرابه که آدری هپبورنم یه زمانی گفته بود نمی‌دونم مردم چرا من رو دوست دارن من که خیلی دماغم بزرگه و خیلی لاغرم!!!یه نکته جالب‌تر هم براتون بگم از مرحوم خسرو شکیباییه که گفته بوده: از شنیدن صدای خودم حالم بد میشه!!!ازین مثالا خیلیه، نکته اینه که آدما اکثر مواقع از چیزی که هستن راضی نیستن، به خصوص تو ظاهرشون چون فکر می‌کنن اگه ظاهرشون خوب بود، بخشای دیگه زندگیشون مشکلی نداشت (یا بهتر بود) و به همین خاطر همه اپلیکیشینای عکاسی و فیلمبرداری کلی فیلتر گذاشتن که پوست رو خوب می‌کنن، چشا رو درشت می‌کنن، رنگشونو تغییر می‌دن و حتی میشه تو خیلیاشون قد بلند کرد و اندام رو کوچک و بزرگ کرد، اینقد این کارا را ظریف و آهسته پیوسته می‌کنن که آدم اصلا متوجه نمی‌شه.خب، که چی؟من فقط یه نکته کوچیک می‌خوام بگم و اون این که شبکه‌های اجتماعی، بهترین نمونه‌اش اینستاگرام که برپایه عکسه، داره به شدت از این ضعف آدما استفاده می‌کنه و این بیشتر از همه تو زنا، دخترا و به خصوص دخترای نوجوان دیده میشه که همه فکر و ذهنشون شده ظاهر و تیپ و لباسشون.این همه فیلتر برای رنگی کردن چشم، لطیف کردن پوست، رفع لک و پیسا، آرایش کردن ادما چی به ماها اضافه می‌کنه جز اینکه روز به روز بیشتر فکر می‌کنیم اینه که ما فکر می‌کنیم اونقدر که باید خوب نیستیم، چرا چون بهمون نشون می‌دن که می‌تونیم خوشگلتر از چیزی که هستیم، باشیم.امبر هرد همه داستان این نیست، داستان وقتی پیچیده‌تر میشه که بعد می بینیم که بزرگترین اینفلوئنسرا دارن رو مد و جوان بودن و محصولات آرایشی مانور می‌دن (مثل صدف بیوتی) که اینا هیچکدوم اتفاقی نیست.منِ برای خوشگلتر شدن، دستم به استفاده بیشتر از لوازم آرایشی بهداشتی می‌ره و پام به باشگاه و استفاده از داروهای چاق و لاغر کردن باز میشه، یا می‌رم مو می‌کارم یا سراغ هزارتا جراحی‌های زیبایی دیگه. خلاصه همه زندگی میشه جلوی آینه بودن و چک کردن قیافه‌ تو سلفی و لایو رفتن و پخشش کردن تو شبکه‌های اجتماعی.اینجائه که باید یه زنگ اخطاری به صدا درآد که رسانه داره با ما و تصویری که از خودمون داریم (SELF-IMAGE) چه کار می‌کنه؟؟؟یه چیزی خیلی واضحه رسانه‌ها دارن روز به روز اعتماد به نفس ما را بیشتر تخریب می‌کنن و اونو وابسته به استفاده از محصولات یا خدمات زیبایی و رتوش می‌کنن و یه جورایی ما پشت یه عالمه ماسک قایم می شیم تا کسی چهره واقعی مون رو نبینه، پس من واقعی چی میشه؟ خدا می‌دونه. بیچاره رو مثل یه لکه ننگ بهش نگاه می‌کنیم. بله، این یه واقعیت تلخه. اونا باعث میشن ما خودمون دوست نداشته باشیم چون به اندازه امبر هرد یا جانی دپ جذاب و زیبا نیستیم من نمی‌دونم این داستان به کجا ختم میشه ولی فکر کنم که حالا حالاها بیخ داره، ما که دوست داریم خوشگل‌تر باشیم، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی هم نهایت استفاده رو از این نقطه ضعف ما خواهند کرد.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 01:32:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجور آدم خلاقی هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-xztvldysvknv</link>
                <description>آدم‌های خلاق هم با هم تفاوت دارند، جالب است، نه؟ همیشه به شکل کلی لقب خلاق را به یک نفر می‌دهیم یا خودمان را خلاق می‌دانیم اما آزمون خلاقیت جذاب ادوبی نشان داده است که افراد خلاق می‌توانند ۸ نوع متفاوت داشته باشند: ۱.هنرمند: زیبا می‌بیند و زیبایی را خلق می‌کند۲.متفکر: دارای کنجکاوی خردمندانه و توانایی برای خلق معنا۳.ماجراجو: الهامات زیاد و زمان کم۴.سازنده: متعهد به ساخت ۵.تهیه کننده: پیش رفتن، قدرت است۶.رویا پرداز: قدرت تخیل آشکار است۷.مبدع: حرکت کن، تکان بخور، با مانع روبه‌رو شو و دوباره تکرار کن۸. ژرف‌بین: ناممکن‌ها را تصور کن آزمون تست خلاقیت ادوبی شامل ۱۵ سؤال دو گزینه‌ای است.این آزمون یکی از جذاب‌ترین نمونه‌های موجود در وب است و پیشنهاد می‌کنیم حتما در آن شرکت کنید. تست من رویاپرداز از آب درآمد. شما چه جور آدم خلاقی هستید؟ برای شرکت در آزمون به این صفحه مراجعه کنید.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 00:03:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلیم افسردگی نشوید</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-wc9pxbzyvfn5</link>
                <description> هفت نکته برای مبارزه با افسردگیافسردگی،  وضعیتی جدی است که می‌تواند افراد بسیاری را در دوره‌های مختلف زندگی‌شان  تحت تاثیر خود قرار دهد. شما نباید به خاطر افسردگی خود شرمنده باشید یا  احساس گناه کنید. روش‌های سالم زیادی برای مبارزه با افسردگی وجود دارد.  این هفت گام ساده می‌تواند به‌عنوان معیاری بازدارنده برای زمانی که از  افسردگی بهبودیافته‌اید، کارکرد داشته باشد:1. اوقات خود را با یک دوست بگذرانید. لازم نیست مشکلات خود را روی دوستتان  خالی کنید، مثل‌اینکه با یک مشاور طرف هستید بلکه شما می‌توانید در کنار  دوست خود همراهی و همراه شدن را تجربه کنید. چیزهای ساده‌ای مانند دیدار  دوستی برای نوشیدن چای یا قهوه می‌تواند روح شما را نوازش دهد. داشتن شبکه  اجتماعی حمایتگر، روشی اثبات‌شده برای کمک به مبارزه علیه افسردگی است. 2. به طبیعت بزنید. بیرون رفتن و احساس تابیدن آفتاب روی پوست و استنشاق هوای  تازه به‌عنوان ابزارهایی برای بهبود خلق شناخته‌شده هستند. بدن شما با  استفاده از نور آفتاب ویتامین D تولید می‌کند که آن‌هم در رفع افسردگی موثر  است. به پارک در همسایگی خود سری بزنید و یک نیمکت مناسب با یک منظره  دیدنی را انتخاب کنید و از دیدن آن لذت ببرید. 3. وقتی برای حیوانات در نظر بگیرید. می‌توانید یک بسته ارزن بگیرید و برای کبوترها و گنجشک‌ها دانه بپاشید. یا به گربه‌های داخل خیابان غذا دهید و از تماشای سیر شدنشان لذت ببرید.4.  سالم غذا بخورید. بخشی از مبارزه با افسردگی، تغذیه خوب به همراه مراقبت  از روح و ذهن است. بسیاری از مردم نمی‌دانند، خوردن برخی از غذاها می‌تواند  خلق‌وخوی آن‌ها را هم تغییر دهد. بسیاری از مطالعات جدید نشان داده‌اند که  گلوتن موجب افسردگی می‌شود. اگر شما به‌اندازه کافی فرصت برای ایجاد  غذاهای سالم و به‌خصوص غذاهای بدون گلوتن ندارید، از غذاهایی استفاده کنید  که سرشار از ویتامین B, C و D هستند. برخی از این گزینه‌ها شامل سبزیجات  ریشه‌ای همراه با پروتئین‌های سالم و میوه‌های تازه است. مطمئن باشید که  تمام‌روز بدنتان آب‌رسانی کافی می‌شود. بر میزان دریافتی آب آشامیدنی خود  دقت داشته باشید و از الکل و کافئین اجتناب کنید.5.  فعال باشید. تمرین و ورزش‌های متناوب به بدن در جهت تولید اندورفین کمک  می‌کند. این‌گونه مواد بهبوددهنده‌های طبیعی خلق‌وخو هستند. لازم نیست مربی  ورزشی باشید تا بتوانید فعالیت جسمی بهتری داشته باشید. چیزی را انتخاب  کنید که درگذشته از آن لذت می‌بردید، چیزی مانند دوچرخه‌سواری و یوگا. 6. در فعالیت‌هایی که به آن علاقه دارید، شرکت کنید. حتی اگر احساس می‌کنید  که دیگر به علایق سابق خود گرایش ندارید، این کارها را یکبار دیگر انجام  دهید و از آن‌ها لذت ببرید. شاید لازم باشد کتاب جدیدی بخوانید یا با  دیگران تعامل بیشتری داشته باشید، این‌گونه فعالیت‌ها، برای مبارزه با  افسردگی بسیار مفید است. 7.  شوخی و خنده را به خانه بازگردانید. دیدن فیلم‌ها و برنامه‌های احمقانه،  روش سالم دیگری برای مبارزه با افسردگی است. شاید بار دیگر به صحنه‌های  کمیک بخندید. خنده برای جسم و بدن خوب است و ممکن است شما را دست‌کم فکرتان  را برای مدتی از افکار آزاردهنده رهایی دهد.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Fri, 03 May 2019 23:13:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی‌های پرهیاهو</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-jkk9s0lcyzd0</link>
                <description>این عید هم هر جوری که بود، با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش گذشت. نیمی از آن را بیمار بودم و نیمی از عزیزانم هم بیمار شدند. سیل هم که سال ما را به شکل عجیبی تحت تاثیر خودش قرار داد.اکنون که اینجا می‌نویسم از سردرد شدیدی شکایت دارم و هنوز سلامتی به شکل کامل به من بازنگشته است. در عید چند کتاب خوب خواندم و چند پادکست خوب گوش دادم که اگر این تولیدات فرهنگی هم نبودند که عید به کل برایم هیچ لطفی نداشت. سه‌شنبه‌ها با موری را در پادکست کتابخوان گوش دادم و به دوستان توصیه می‌کنم که در وقت‌های بیکاری و داخل ماشین از این پادکست‌ها بهره ببرند و دو کتاب از آلن دوباتن با نام‌های جستارهایی در باب عشق و درباره خوب بودن را خواندم و در حال حاضر مشغول خواندن تنهایی پرهیاهو هستم. خیلی اتفاقی به این کتاب که بارها اسمش را شنیده بودم، رسیدم. داشتم به تنهایی‌های پرهیاهوی زندگی‌های امروزی با وجود رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی فکر می‌کردم که با خودم گفتم بد نیست ببینم که این کتاب درباره چیست و فهمیدم که کتاب تنهایی پرهیاهو، درباره کتاب و عشق به آن است؛ درباره مردی که کارش پرس کردن کتاب‌هاست و از دیروز شروع به خواندن آن کرده‌ام. کتاب جالبی است هرچند که هنوز قدرت تمرکزم به خاطر عفونت سینوسی به من بازنگشته است. هنوز دوستان زیادی در ویرگول پیدا نکرده‌ام اما امیدوارم امسال بتوانم بیشتر بنویسم و با دوستان وبلاگ نویس بیشتر آشنا شوم و تنهایی‌های پرهیاهوی را اینجا به اشتراک بگذارم. برایتان روزهای بهاری عاری از مشکلات و دلی خوش و بدنی سالم را آرزو دارم.</description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2019 00:46:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با خوبی خودتان آشنا شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-dmcbaplw94ci</link>
                <description> یکی  از تمرین‌های رایج بالابردن عزت نفس در افراد استفاده از تمرین ده‌ صفت  خوب من است. در این تمرین شما ده صفت خوب خود را در قالب یک جمله بنویسید.  در انجام این تمرین از جملات تردیدآمیز یا جملات بدون قاطعیت هم استفاده  نکنید.شاید در نظر اول این تمرین، تمرین بسیار ساده‌ای به‌نظر برسد اما  حین انجام با دشواری آن روبه‌رو خواهید شد. دشواری این تمرین از این جهت  است که به ما آموخته‌اند همیشه به‌سادگی در مورد ضعف‌های خود حرف بزنیم.  اما نقاط قوت‌ خود را کمتر ببینیم و در گفتن آنها تردید کنیم. معمولا  بر این باور هستیم که با اعلام صریح نکات مثبتی که در خود داریم، ممکن است  دیگران ما را متواضع ندانند. دشواری دوم هم در این است که ما داشتن‌ها را  ساده‌تر از بودن‌ها بر زبان می‌آوریم. داشتن مدرک دانشگاهی یا خودرو یا  خانه را به سادگی می‌گوییم در حالی‌که به صفات مثبت خود همچون مهربان،  بخشنده یا نیکوکار بودن بهایی نمی‌دهیم. به‌هیچ عنوان به کمتر از ده مورد  رضایت ندهید زیرا شما صدها صفت خوب دارید و ده مورد رقم کوچکی از آن را  شامل می‌شود. </description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2019 23:57:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کارهایمان را عقب می‌اندازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-cp3ciskxnmui</link>
                <description>همه افراد کمابیش کارهایشان را به تعویق می‌اندازند اما گاه این رفتار به  حالتی فلج‌کننده در محیط کار و زندگی شخصی تبدیل می‌شود. بیشتر اوقات، تنها  چیزی که مانع از حرکت و پیشرفت ماست، الگوهای ذهنی و باورهای ماست. باورها  و الگوهای ذهنی درواقع افکاری هستند که ذهن خود ما ایجاد کرده است. برخورد  افراد با وظایف، پروژه‌ها و چالش‌های مختلف، براساس افکار، درک و  آگاهی‌های آن‌ها شکل می‌گیرد. موضوع مهم در مورد باورها این است که باورها  می‌توانند جنبه منفی داشته باشند و در این حالت، افکار منفی، تصویر ذهنی  منفی و احساسات منفی را نیز به‌طور همزمان به همراه خواهند داشت. برای غلبه  بر باورهای منفی، تنها تغییر افکار از حالت منفی به افکار مثبت کافی نیست  زیرا در کنار افکار مثبت باید به تصویر ذهنی مثبت و احساسات مثبت نیز رسید.  زمانی که انجام دادن کارها را به تعویق می‌اندازیم، باید به دلایل اصلی و  ریشه آن توجه کنیم. اگر باورهای منفی در مورد انجام کاری داشته باشیم،  به‌صورت خودبه‌خود حداقل یکی از بهانه‌های فوق آن را بیان خواهیم کرد. پس  برای غلبه بر به تعویق انداختن کارها، ابتدا باید این موضوع را ریشه‌یابی  کنیم و سپس به دنبال به دست آوردن ذهنیت و باور مثبت در آن موضوع باشیم. به  همین منظور این گام‌ها را در نظر بگیرید و پیاده کنید: دلیل اصلی به تعویق انداختن کار را پیدا کنید. از ابزار ۵ سوال استفاده کنید از ابزار ۵ سوال استفاده کنید تا جوانب مختلف موضوع برای شما شفاف شود: چه کسی؟ چه چیزی؟ چه زمانی؟ کجا؟ چرا؟1.  نقشه راه را رسم کنید تا بدانید الآن کجا هستید و می‌خواهید به کجا برسید.2. کارهای مختلف را باهم ترکیب و یک پروژه واحد ایجاد کنید. با این کار مسائل حاشیه‌ای را حذف می‌کنید.3. مسیر را برای خود شرح دهید و گام‌هایی که باید برداشته شود را به‌صورت شفاف و قابل‌درک بنویسید.4. کل پروژه را به‌صورت یک بسته سازمان‌یافته درآورید. به‌صورت یک فایل  کامپیوتری یا نسخه پرینت شده تا زمانی که نیاز به آن داشتید، در سریع‌ترین  زمان در دسترس باشد.5. حال  آنچه در دست خواهید داشت، یک پل گذر به موفقیت است. پلی که شما و/ یا تیم  شما را از ذهنیت و باورهای منفی به ذهنیت و باورهای مثبت می‌رساند و با  تاثیری که دارد، حس اشتیاق برای انجام کارها را شکوفا می‌کند.وقتی  یک نقشه راه شفاف و قدم‌به‌قدم دارد، احساسات، باورها و مقاومت‌هایی که  مانع از حرکت شما می‌شدند، از بین رفته و حرکت با گام‌های کوچک اما پیوسته  آغاز می‌شود. </description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Fri, 15 Feb 2019 15:19:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیدار شدن به سبک تنبل‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%84%D9%87%D8%A7-yr60qx5kzy3v</link>
                <description>جای تعجب ندارد که بسیاری از ما صبح‌ها نمی‌توانیم از جایمان بلند شویم. بر اساس آمار منتشرشده از سازمان ملی خواب آمریکا (Nationa-  Sleep Foundation)، نزدیک به 60 درصد از آمریکایی‌ها هنگام بیدار شدن از  خواب صبحگاهی، گیجی و خواب‌آلودگی را تجربه می‌کنند، اما درواقع چه  راهکارهایی وجود دارد که بتوان صبح‌ها با انرژی از خواب بیدار شد. شاید  خوردن دمنوش بابونه و پرهیز از چک کردن ایمیل‌ها پیش از خواب راهکارهای بدی  نباشد، اما اگر دنبال راهکارهای جدی‌تری برای دل کندن از رختخواب هستید،  این نکته‌ها را هم در نظر داشته باشید.پرهیز از دکمه چرت زدناز  دکمه چرت (Snooze Button) دوری کنید. ما این روزها عادت کرده‌ایم از  گوشی‌های تلفن همراهمان برای بیدار شدن استفاده کنیم. البته اپلیکیشن‌های  بیداری گوشی‌ها خوشبختانه یا متاسفانه دکمه‌ای دارند به نام «دکمه چرت» که  با استفاده از آن، زنگ زدن هر ده دقیقه یک‌بار یا چیزی در همین حدود به  تاخیر می‌افتد. دکتر آندرو وستوود، متخصص مغز و اعصاب درزمینه خواب در مرکز  شهر نیویورک می‌گوید این روش یکی از بدترین عادات خواب به شمار می‌رود.  این عادت بد شما را فریب می‌دهد و به شما وعده خواب طولانی‌تر و عمیق‌تر  می‌دهد درحالی‌که خواب شما سبک‌تر و سطحی‌تر می‌شود. بنابراین بهتر این  است که ساعتتان را به‌طور دقیق برای زمانی که می‌خواهید بیدار شوید، کوک  کنید. آن را طرف دیگر رختخواب‌تان قرار دهید، تا برای خاموش کردن آن مجبور  شوید از رختخواب بیرون بیایید.پرده‌ها را باز کنیدنور  خورشید به بدن شما پیام بیدارباش می‌دهد. بنابراین اگر نمی‌خواهید زمانی  که خورشید از افق سر برمی‌آورد، از خواب بیدار شوید، شب‌ها پرده اتاقتان را  بکشید. امی مارتا، پزشک متخصص مغز و اعصاب در بخش مرکز اختلالات  خواب‌وبیداری در دانشگاه آلابامای بیرمنگام می‌گوید: «اگرچه زمان قرار  گرفتن در معرض نور خورشید در افراد مختلف، واکنش‌های متفاوتی را در بردارد،  اما اگر در ساعات نامناسب در معرض نور خورشید قرار بگیرید، این کار می‌تواند باعث اختلال در خواب‌وبیداری یا تغییر ضرباهنگ شبانه‌روزی شود.»برنامه مشخص داشته باشیدبر  اساس بررسی‌هایی که در سازمان بین‌المللی خواب آمریکا انجام‌شده است،  آدم‌ها ترجیح می‌دهند، آخر هفته‌ها یک ساعت بیشتر بخوابند. اما ضرباهنگ  شبانه‌روزی بدن ما هرروزه از نو تنظیم می‌شود و همه‌چیز را بررسی می‌کند بنابراین اضافه کردن ساعات خواب اضافی می‌تواند در روند آن اختلال ایجاد  کند و سبب شود در روزهای غیرتعطیل زمان بیداری شما با کُندی همراه باشد.  این مطلب را یکی از پژوهشگران مطالعات خواب و استادیار روان‌پزشکی دانشگاه  پیتسبورگ می‌گوید.از اپلیکیشن‌های ثبت فعالیت بدنی استفاده کنیدبرخی  از ردیاب‌های فعالیت مانند (Jawbone و Fitbits) یا اپلیکیشن‌های ثبت  فعالیت بدنی مانند چرخه خواب (Sleep Cycle) می‌توانند مراحل خواب شما را از  یک خواب سبک تا مراحل خواب عمیق، هر 90 دقیقه یک‌بار یا مشابه این زمان ردیابی کنند. این دستگاه‌ها مراحل خواب را از روی حرکات بدن شما حین خواب بررسی می‌کند و از همین‌روست که می‌توانند در زمانی که خواب شما در  سبک‌ترین مرحله است، برای بیداری شما اقدام کنند و بیدار شدن از خواب را  برای شما آسان‌تر سازد.صورتتان را با آب سرد بشوییداین‌یک  کلک قدیمی اما هنوز هم موثر است. مطالعه‌ای که در سال 2003 انجام‌شده،  نشان می‌دهد مردمی که بعد از خواب صورت خود را با آب سرد می‌شویند،‌ کمتر  احساس خستگی می‌کنند. این کار یک رفلکس خودکار را در شما فعال سازد که  درنتیجه آن آدرنالین در بدن شما افزایش می‌یابد. بااین‌حال وستوود معتقد  است که اگر هر روز با یک سطل آب از خواب بیدار شوید، مطمئن باشید به‌زودی  با مشکلات بیشتری در مقایسه با مشکلات خواب روبرو خواهید شد.آب بنوشیدبعد  از تمام این تفاسیر یک نکته دیگر هم در ذهن داشته باشید و آن این است که  شما 8 ساعت خوابیده‌اید و بدن شما این مدت را بدون هیچ آب و غذایی گذرانده  است، بنابراین بهتر است برای آب‌رسانی به بدنتان بعد از بیدار شدن کمی آب  بنوشید. دکتر وستوود می‌گوید بی‌آبی طولانی‌مدت می‌تواند باعث بی‌انگیزگی و  کُندی شما شود. مطالعه‌ای که در سال 2011 در مجله آمریکایی تغذیه به چاپ  رسید، نشان می‌دهد زنان جوانی که آب می‌نوشیدند در مقایسه با زنانی که از آب کمتری استفاده می‌کردند، خسته‌تر بودند و سردرد و عدم تمرکز  بیشتری داشتند. پیشنهاد وستوود این است که دست‌کم یک ساعت بعد از بیدار  شدن از خواب، یک لیوان آب بنوشند.منبع: Everyday Health </description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Mon, 11 Feb 2019 17:01:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوراکی‌هایی برای افزایش اعتمـاد بـه نـفـس</title>
                <link>https://virgool.io/@zehneziba/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D9%80%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%80%D9%87-%D9%86%D9%80%D9%81%D9%80%D8%B3-tabrmu7ignhh</link>
                <description> دوپامین یک ناقل عصبی است که از طریق مغز تولید می‌شود و احساس خوب بودن و  اعتماد به نفس را به فرد منتقل می‌کند. افراد در قبال فعالیت‌هایی همچون خوردن و نزدیکی جریانی از دوپامین را در بدن خود دارند. بدون داشتن  دوپامین کافی ممکن است شما احساس خستگی، افسردگی یا عدم تمایل به زندگی  داشته باشید. مواد غذایی که در ادامه می‌آیند می‌توانند میزان دوپامین در  بدن را افزایش دهند:       1.  غذاهای حاوی تیروزین دریافت کنید: برای ایجاد دوپامین در بدن شما به  ماده‌ای به نام تیروزین احتیاج دارید که بعد از سنتز و تغییراتی در بدن به  سوختی برای شادی تبدیل می‌شود. بادام، آواکادو، محصولات لبنی کم چرب، گوشت و  مرغ، لوبیا، کنجد و تخم کدو می‌تواند به بدن در مسیر تولید دوپامین کمک کند. تیروزین را می‌توان در محصولاتی که از سویا (همچون شیر سویا و پنیر  توفو) به دست می‌آیند، ماهی، لبنیات و گوشت‌ها نیز یافت. بااین حال بسیاری  از محصولات لبنی و گوشتی از نظر چربی و کالری بالا هستند، بنابراین باید  میزان کالری دریافتی را هم در نظر داشت.       2. آنتی‌اکسیدان‌ بیشتری دریافت کنید: دوپامین به‌راحتی با اکسیژن ترکیب می‌شود و  آنتی‌اکسیدان‌ها، میزان رادیکال‌های آزاد را کاهش می‌دهند و از این طریق  سلول‌های مغزی می‌توانند به تولید دوپامین بپردازند. بسیاری از میوه‌ها و  سبزی‌ها سرشار از آنتی‌اکسیدان هستند: بتا کاروتن و کاروتنوئیدها: سبزی‌ها، سبزی‌های نارنجی و میوه‌ها، مارچوبه، کلم بروکلی، چغندر ویتامین C: فلفل، پرتقال، توت‌فرنگی، گل‌کلم، کلم بروکلی ویتامین E: آجیل و تخم آفتابگردان، سبزی، کلم بروکلی، هویج.       3.  سبک زندگی خود را تغییر دهید: یکی از مهم‌ترین تغییراتی که می‌توانید در  سبک زندگی خود ایجاد کنید، ورزش کردن منظم است. ورزش منظم کلسیم خون را  افزایش می‌دهد و همین امر به‌نوبه خود در آزادسازی دوپامین موثر است. ۳۰ تا  ۶۰ دقیقه ورزش‌هایی همچون راه رفتن و شنا کردن یا دویدن آهسته می‌تواند  میزان دوپامین را در بدن افزایش دهد. این کار همچنین میزان اندورفین را نیز  افزایش می‌دهد. خنده‌های از ته دل یا فعالیت‌های کششی هم می‌تواند باعث  آزادسازی اندورفین شود که بسیار به کارکرد بالای دوپامین شباهت دارد. علاوه  بر این خواب خوب و زیاد یکی از بهترین روش‌ها برای احساس پرانرژی بودن و  آماده بودن برای شروع یک روز است. کمبود دوپامین با احساس ضعیف بودن ارتباط  دارد بنابراین برای مقابله با این احساس دست‌کم ۷ تا ۸ ساعت خواب شبانه را  از یاد نبرید. منبع: Wikihow  </description>
                <category>ذهن زیبا</category>
                <author>ذهن زیبا</author>
                <pubDate>Sun, 10 Feb 2019 00:40:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>