<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آریا زینل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zeyinalof</link>
        <description>...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 01:36:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/236731/avatar/ZfLn4B.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آریا زینل</title>
            <link>https://virgool.io/@zeyinalof</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو [ ن‍ ] میتوانی !</title>
                <link>https://virgool.io/@zeyinalof/the-illusion-of-success-mgrpk9py7rpz</link>
                <description>سالهاست که کتاب فروشی‌ها پر شده است از کتاب‌های موفقیت. این کتاب‌ها جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های ایران و دنیا هستند. حال با توجه به قانون عرضه و تقاضا، از شما می‌پرسم : پرفروش‌ترین بودن کتاب‌های موفقیت چه معنایی دارد؟ جدا از بحث سیاسی و اقتصادی‌ای که در این شرایط ترجیح میدهم ‌عقایدم را بیان نکنم (!)، مسئله‌ای ما را فرا گرفته بازنده بودن است. در کشوری که سرانه کتابخوانی‌اش شانزده دقیقه و سی و دو ثانیه است، در جامعه‌ای که عام مردم کتاب خواندن را مگر بالاجبار ضروری نمی‌دانند، چرا این کتاب‌ها خوانده می‌شود؟پرفروشترین کتاب‌های بازارهمه‌ی ما تا حدودی درباره دغدغه‌های پشت کنکوری‌ها می‌دانیم. چه خودمان باشیم، چه بستگانمان یا دوستانمان. حتی اگر فرد اجتماع‌گریز و تنهایی باشیم، تابلوهای آموزشگاه‌های کنکوری‌ای که فضای شهری‌مان را آلوده کرده‌اند را می‌توانیم ببینیم. چیزی که خیلی کم به آن توجه می‌کنیم، فشاری روزافزونی است که بر این افراد توسط خانواده وارد می‌شود. به عقیده شخصی من ( که مسلما ممکن است درست نباشد) خانواده‌ها آرزوهای خاک کرده‌ی خودشان را بر فرزندانشان تحمیل می‌کنند. چون زندگی، بازی‌ای است که ری‌استارت ندارد و برای افراد نزدیک‌ترین چیز به ری‌استارت، فرزند است. نمی‌شود بر آنها خرده گرفت. انسان ماهیتا از مرگ می‌ترسد و ترس از جاودانه نبودن دارد. از همین بابت می‌خواهند از خود چیزی باقی بگذارند که حتی پس از مرگشان هم وجود داشته باشد. هر چه این میراث غنی‌تر، بهتر. بگذریم...نگاهی می‌اندازیم به گزارشی از پایگاه خبری تحلیلی انتخاب : یک مشاور تحصیلی می‌گوید : ۴۴ درصد خانواده‌ها پس از عدم قبولی فرزندشان در کنکور دچار ناراحتی و فشار روحی شدید می‌شوند.به گزارش «تابناک»، آمار منتشرشده در این زمینه نشان می‌دهد که ۲.۴ درصد از شرکت‌کنندگان در کنکور در صورت عدم قبولی دست به خودکشی می‌زنند یعنی از جمعیت داوطلبان کنکور امسال بیش از ۲۴ هزار نفر در معرض خودکشی قرار دارند.این یعنی ۲۴ هزار نفر توسط رویاهای دست‌ساز بشر کشته شده‌اند. واقعا تاسف‌آور است. مخصوصا اگر به جای اینکه آنها را عدد و آمار ببینید، به عنوان یک انسان به آنها نگاه کنید. انسانی با جسم، روح و روان. متاسفانه در جهانی که همه‌چیز را تبدیل به کالا کرده، جهانی که اطلاعات پردازش‌شده از ساعات سپری‌شده ما در فضای مجازی به عنوان کالا بین شرکت‌های مولتی میلیاردی تبادل می‌شود، ما کمتر زمان برای تامل درباره انسان بودنمان خواهیم داشت. دکتر مجید حسینی، نویسنده و روزنامه‌نگار که به منتقد مافیای کنکور معروف است در همایشی موفقیت که او را دعوت کرده بودند، در نقد همان همایش گفت :برنده در لحظه‌ای که مردم صدایی ندارند، صاحب ثروت است.آن هم صاحب ثروتی که از طریق یک پروژه صاحب ثروت شده. چه پروژه‌ای؟ هاروی به عنوان یکی از بزرگترین جامعه‌شناسان زنده دنیا میگوید : من پنجاه سال در مورد نئولیبرالیسم کار کردم. نئولیبرالیسم چیز پیچیده‌ای نیست. نئولیبرالیسم تئوری نیست. نئولیبراسیم یعنی &quot;A class consolidation&quot;. یعنی یک طبقه را کانسالید کردن. محکمش کن. کاری کن که آن طبقه در هیچ حالتی نبازد. هیچ امکانی از باخت نداشته باشد. هر قانونی تصویب می‌شود به نفع او بشود. هر میدانی، میدان بازی و رقابت می‌شود، رقابت به نفع او تمام بشود. هر جا مشتری است او ببرد. هر جا کارفرما است، او بگیرد. هر جا پروژه است، او صاحبش بشود. &quot;A class consolidation&quot; یعنی یک &quot;class&quot; امکان باخت نداشته باشد. ما امروز آدم‌هایی رو می‌شناسیم که باختند. [آنها] هیچ امکانی از باخت نداشتند. و آن وقت کسانی هستند که به عنوان توجیه‌کنندگان وضع موجود دائم توضیح میدند که این‌هایی که امکان باخت ندارند، از زرنگی‌شان هست! از توانایی‌های هوشی‌شان هست. این‌ها بردند چون خیلی خودشناسی دارند. پروژه‌های خودشناسی صبح تا شب به ما توضیح میدهند که تو اگر نبردی، تو اگر باختی، تو اگر نتونستی، خودشناسی نداری! معلم ریاضی‌ای که از انگیزش دروغین درآمدزایی می‌کندوقتی مجری به وی گفت که همه او را ضد موفقیت مینامند، وی سریعا گفت :بله من ضد موفقیت‌ام. می‌دونید چرا؟ بیماری عمومی لحظه ما چیست؟ افسردگی... به اطرافتون نگاه کنید. آدم‌هایی که اطراف ما هستند، آدم‌هایی‌ان که رویاهایشان را خاک کردند. پس افسرده‌اند. هر کسی، یکی در خرید خانه، یکی در خرید منزل، یکی در کنکور، هر کسی یجوری باخته.من دوستان با شوقی داشتم که دیگر به دانشگاه‌شان اهمیتی نمی‌دهند. آن هم به این علت که بهشان تحمیل شده که پول تو بازار و دلالی هست. کسب‌وکارهایی که هر روز بسته شده و به جایشان بنگاه‌های املاکی که مانند قارچ رشد می‌کنند. البته به هیچ وجه قصد توهین به این شغل را ندارم. هدفم از اشاره به این مسئله، خاکستر شدن رویاهایمان( چیزی که به هستی‌مان معنا می‌بخشد) و تبدیل شدن ما به ماشین‌های بی‌روح است. بیونگ چول هان در کتاب «تقلای اروس» می‌نویسد : تو می‌توانی، تولید اجبار گسترده‌ای می‌کند، که به خاطرش سوژه کامیاب خودش را به آب و آتش می‌زند. چون به شکل آزادی ظاهر می‌شود، این اجبار خودتولیدشده ماهیتش مشخص نمی‌شود. «تو می‌توانی» با خودش قیدهای بیشتری از «تو باید» دارد. اجبار سر خود ثابت کرده از اجبار توسط دیگری مهلک‌تر است، چون نمی‌توان در مقابل خود مقاومت کرد. نظام نئولیبرالیستی ساختار اجباری خودش را در پس آزادی ظاهری فرد پنهان می‌کند؛ فرد دیگر درک نمی‌کند سوژه چیز دیگری شده، بلکه فکر می‌کند دارد وضعیت خود را در فرایند خودشناسی  می‌بیند. ترفند این است که بگویم حالا هرکسی ناموفق می‌شود تقصیر خودش است و باید به‌تنهایی گناهش را تحمل کند. هیچکس دیگری را نمی‌تواند برای شکست سرزنش کند. امکان کفاره و بخشیدن و تسکین هم در کار نیست. این‌طوری نه‌تنها بحران «دِین به خود» از راه می‌رسد، بلکه بحران رضایتمندی از خود هم همراهش می‌آید. سخن آخر اینکه روزهایمان کوتاه‌تر از آن است که نگران مفهوم‌های ساخته دست بشر مانند موفقیت باشیم. مهم نیست نتوانید. </description>
                <category>آریا زینل</category>
                <author>آریا زینل</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 01:42:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط &quot; ریک و مورتی &quot; با فلسفه نیچه</title>
                <link>https://virgool.io/RickSanchez/rick-and-morty-and-philosophy-bjbgudpyviz8</link>
                <description>فریدریش نیچه ( ۱۸۴۴-۱۹۰۰ میلادی ) فیلسوف و اندیشمند آلمانی‌ای است که طی قرن اخیر بیشتر از دگر فلاسفه در موردش می‌نوشتند و می‌نویسند. اندیشه‌های او در دهه ۱۹۶۰ بار دیگر به محبوبیت رسید و از آن زمان تا کنون تاثیری عمیق بر اندیشمندان حوزه‌های فلسفه ، هنر ، ادبیات ، روانشناسی و فرهنگ عامه در قرن بیستم و بیست و یکم گذاشته است. فریدریش نیچه سریال Rick and Morty یک مجموعه‌ی تلویزیونی انیمیشنی در ژانر کمدی و علمی تخیلی، برای رده سنی بزرگسالان است. این سریال حول ماجراجویی‌های دانشمند نابغهِ دیوانه‌ای به نام Rick Sanchez و نوه کوچکش Morty Smith می‌گذرد. به عقیده من این سریال پیوند تنگاتنگی با نهیلیسم ( بخصوص آثار نیچه ) و فلسفه کازمیسیسمِ لاوکرفت دارد. Rick and Mortyدر فصل‌های قبل این سریال ما با شخصیتی به نام Evil Morty ( به معنای : مورتیِ شرور ) آشنا شدیم که برخلاف تک تک مورتی‌های مولتی‌ورس ( که شخصیتی مغلوب و مطیعِ Rick دارند ) شخصیتی غالب و چیره دارد. او به شهر سیتادل که پایتخت تعامل ریک و مورتی های مولیتی‌ورس است، حکمرانی می‌کند و حکومتی که در آن شورا ریک‌ها حکمفرمایی می‌کردند، نابود کرده است. در قسمت آخر فصل پنج این سریال، Evil Morty کل سیتادل را در حالی که ریک و مورتی‌های اصلی در آن حضور دارند نابود می‌کند. او دلیل انجام این کار را رهایی از جبر حاکم اعلام می‌کند. اینکه مهم نیست ریک‌ها چه بلاهای وحشتناکی سر مورتی‌ها می‌آورند، مورتی‌ها همیشه ریک‌ها را می‌بخشند.Evil Morty چیزی که این قسمت توجه من را جلب کرد جلوه‌ی ریک و مورتی به عنوان دو نماد بود.شخص submissive و شخص dominant فرمانروا و فرمانبردار سرور و برده…حال میرسیم به ارتباط واضح این سریال با فلسفه &quot; اخلاق بردگان و اخلاق سروان &quot; نیچه. به نظر نیچه ناتوانان چون ناتوان از برابری با افراد توانا هستند، پس با اختراع اخلاق سعی کرده‌اند ملاک و معیاری از برای خود مهیا کنند تا با استفاده از آن خود را با مردم توانا برابر انگارند. به زعم نیچه دو گونه اخلاق وجود دارد: یکی اخلاق ناتوانان و ضعیفان است که نیچه با عنوان اخلاق بردگان از آن نام می‌برد. دیگری اخلاق مردمان توان‌گر و والا و شریف که نیچه با عنوان اخلاق سروران از آن یاد می‌کند.اخلاق بردگان از نگاه نیچه، اخلاف صعف و رحم دل‌سوزی است. اینان آن چیزی را که نشان از قدرت و شور باشد بد می‌دانند. در اخلاق بردگان کسی خوب است که بی‌آزار باشد و خواهان صلح. علاوه بر این نیچه اخلاق بردگان را اخلاق سودمندی و سودگرایی می‌داند:اخلاق بردگان به‌ذات اخلاقِ سودمندی است. این است خاستگاهِ آن ضدیت نامدار میان «خیر» و «شر» : شر (نزدِ اینان) چیزی است که در آن احساسِ قدرت و خطر می‌شود، نوعی خاص از ترس انگیزی و زرنگی و توانایی، که جایی برای خوار‌شماریِ (خویش) باقی نمی‌ماند، بنابراین، بنا به اخلاق بردگان، «شر» چیزی است ترس‌انگیز. (نیچه، پیشین، گزین‌گویه ۲۶۰)اما اخلاق سروران خلاف این است. در این اخلاق: پست می‌شمارند اهل ترس و لرز را و مردم کوچک را و سودجویانِ تنگ نظر را ! همچنین بدگمانانِ کوته‌نظر و به‌خاک‌افتندگان و آدمیانِ سگانی را که می‌گذارند با ایشان بدرفتاری شود، و نیز چاپلوسانِ گداصفت را و بالاتر از همه دروغ‌گویان را ( نیچه ، همان )نیچه تاریخ را تقابل میان اخلاق بردگان و اخلاق سروران می‌داند و بر این عقیده است که در ابتدا اخلاق سروران موجود بوده، اما به تدریج این بردگان بوده‌اند که با اختراع اخلاق، خصوصا اخلاق یهودی-مسیحی باعث منحط شدن نژاد بشر گشته‌اند.امیدوارم توانسته باشم حداقل تا حدی، ارتباط میان این دو را نشان دهم. این متن را با دیالوگی از آخرین قسمت فصل پنج Rick and Morty ، که مورتی شرور خطاب به مورتی می‌گوید، تمام می‌کنم:… و من اینجا را ترک می‌کنم. چون از دستش خسته شدم. این چیزیست که من را شرور می‌کند، خسته شدن از اون. اگر تو هم ازش خسته بشی، تو هم شرور می‌شی.</description>
                <category>آریا زینل</category>
                <author>آریا زینل</author>
                <pubDate>Wed, 20 Oct 2021 02:13:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم اسنپ‌چت</title>
                <link>https://virgool.io/@zeyinalof/snapchat-dysmorphia-cpylp4t3qomr</link>
                <description>جراحان پلاستیک روز‌به‌روز بیمارانی را ویزیت می‌کنند که می‌خواهند بیشتر شبیه به سلفی‌هایشان شوند.سوال اینجاست که آیا واقعا این قضیه دارد به یک بیماری روانی روزافزرون تبدیل می‌شود؟فضاهای مجازی مانند اسنپ‌چت به کاربران امکان استفاده از فیلتر هایی را میدهد تا نقص های پوستی‌شان را برطرف کنند و افکت گرافیکی جالبی به آنها اضافه کنند.  تا به حال به این اندازه زیبا نبوده‌اید. پوست‌تان بدون کک است، بینی‌تان کوچک‌تر به نظر می‌رسد، لب‌هایتان پف کرده‌اند و چشمانی انیمه‌گونه دارید. حال شما آماده‌اید که آن عکس را پست کنید و لایک‌هایش را بشمارید.مشکل اینجاست : آیا این واقعا خود شمایید؟با فیلتر فضاهای مجازی‌ای مانند اینستاگرام و اسنپ‌چت که نور را صاف می‌کند، استایل را بی‌نقص می‌کند و اپلیکیشن‌های ویرایش عکسی که نسخه‌ای لاغر‌تر از خودتان به شما عرضه می‌کند، وارد عصر جدیدی از کمال‌گرایی سلفی‌ شده‌ایم. اما، بعضی از متخصصین می‌گویند که تمام این بی‌نقص بودن که در فضای مجازی حاکم است، دارد از طریق گوشی‌هایمان ما را از زندگی واقعی‌مان دور می‌کند. تعداد زیادی از افراد با خود می‌گویند که می‌خواهند شبیه همان سلفی‌هایشان شوند و مسیر افراطی‌ را پیش می‌گیرند. این ترند، که بعضی‌ افراد آن را به عنوان &quot; سندروم اسنپ‌چت&quot; می‌شناسند، واقعی است و سال به سال دارد قوی‌تر می‌شود. بر اساس داده‌های آکادمی جراحی پلاستیک و بازسازی صورت سال 2017 ( AAFPRS)، ۵۵ درصد جراحان پلاستیک صورت می‌گویند بیمارانشان خواستار جراحی‌های زیبایی هستند تا در فضای مجازی بهتر به نظر برسند. که همین آمار نسبت به سال گذشته ‍۱۳ درصد افزایش داشته است. یک مقاله که در سال 2018 در ژورنال JAMA Facial Plastic Surgery منتشر شده  اشاره می‌کند که روتوش صورت قبلا فقط مختص سلبریتی‌ها بود. مردم به چشم می‌دیدند که سلبریتی چقدر روی جلد مجله‌ها بی‌نقص به نظر می‌رسند، اما می‌دانستند که برای رسیدن به آن ظاهر باید هفت‌خان رستم را طی کنند. همین قضیه روی استاندارد زیبایی جامعه تاثیر میگذاشت . ولی حال روند قضیه عوض شده است. فیلترها، نورپردازی‌ها و حقه‌های دیگرِ فضای مجازی به عامه مردم معرفی شده است: « شما کافیست یه چرخ سریع در اینستاگرام بزنید و لایک‌ها شروع به ریختن می‌کنند. این فیلترها و ویرایش‌ها تبدیل به نرم شده‌اند و دیدگاه مردم نسبت به زیبایی عوض شده.»ارتباط احتمالی بین اضطراب و کاربرد فضای مجازیدیدن نقص‌های خودمان داخل آینه و داشتن این دانش که ما بدون این نقص‌ها ممکن است چه شکلی شویم، چیز جدیدی نیست. پاتریک جی. بیرنه، عضو هیئت AAFPRS و مدیر گروه جراحی پلاستیک و بازسازی صورت  دانشکده پزشکی جونز هاپکینز در بالتیمور می‌گوید:  « مردم هرچه زمان بیشتر در فضای مجازی می‌گذرانند، مغزشان بیشتر در معرض محتوا آنها خواهد بود. برای بعضی از افراد، این قضیه به معنای انگیزه بیشتر برای واقعی بودنی که مورد تایید جامعه نیست، خواهد بود.»علاوه بر این مشکل ، مسئله‌ی علاقه‌ به مکرر دیدنِ اکانت فضای مجازی خودمان است که در آن  هر لحظه استوری‌های دیگران آپدیت میشود. در نظرسنجی سایت Everyday Health درباره استرس، ۵۷ درصد شرکت کننده‌گان از جمله افراد نوجوان،جوان و بزرگسال گفته‌اند که هر روز اکانت مجازی‌شان را چک می‌کنند. این &quot; مدام چک کردن&quot; یک ناهنجاریِ به تازگی شناخته شده در انجمن روانپزشکان آمریکا است. گزارش استرس در آمریکا ۲۰۱۷ نشان میدهد که ۸۷ درصد کسانی که هر روز اکانتشان را چک میکنند، نسبت به کسانی که کمتر این کار را انجام می‌دهند، اضطراب بیشتری را تحمل می‌کنند. در واقع، ۴۲ درصد این افراد، بابت تاثیر فضای مجازی بر سلامتی‌شان ابراز نگرانی می‌کنند ، در حالی که فقط ۲۷ درصد کسانی که هر روز فضای مجازی‌شان را چک نمی‌کنند ، همین را می‌گویند. حال اگر به این دستور پخت ، فشارهای زیبایی‌شناسانه هم بی‌افزاییم ، خروجی‌اش استرس، اضطراب و تغییر خلق خواهد بود. ارتباط احتمالی بین اضطراب و کاربرد فضای مجازیجراحان پلاستیک هر‌روز شاهد این نمایش در مطب‌هایشان هستند. معمولا وقتی بیماران برای مشاوره به مطب مراجعه می‌کنند، روبرویشان یک آیینه قرار داده می‌شود و با استفاده از گوش پاک‌کن قسمت‌هایی از صورت‌شان که می‌خواهند تغییر دهند را نشان می‌دهند. امروزه این نقص‌ها ممکن است فقط داخل سلفی نشان داده شود، نه داخل آیینه. دکتر بیرنه می‌گوید: « برای بیماران آسان‌تر است که عکس‌های داخل موبایل‌شان را به من نشان دهند. به نظرشان نوک بینی‌شان زیادی بزرگ و چروکیده است، غبغب دارند و این مسئله تا جایی پیش می‌رود که دیگر نمیشود حتی آن به اصطلاح نقش‌هایشان را با چشم دید. » این مسئله ممکن است عواقب غیر‌قابل انکار زیاده‌روی در نگاه کردن به سلفی‌هایتان باشد. فکر کردن راجع به این نقص وعیب‌های فرض شده می‌تواند حال هرکسی را بد کند. دکتر ساری شپییِرد ، روانپزشک و متخصص تصور ذهنی از بدن می‌گوید: « این عادت می‌تواند به حس ناامنی تبدیل شود که در نهایت به شکل استرس در بدن خودش را نشان می‌دهد.» وی ادامه می‌دهد: « این مسئله باعث ایجاد یک سیکل معیوب از افکار منفی می‌شود. شما نگران عیبی در خودتان هستید و انگار باید ظاهرتان را تغییر دهید و زمان و منابع زیادی را صرف این قضیه می‌کنید که همین قضیه باعث ایجاد استرس بیشتر می‌شود. »دکتر مارک شوارتز، جراح پلاستیک در شهر نیویورک در این‌باره می‌گوید: « رغبت به برطرف کردن &quot;نقص&quot;ها بیشتر از همه در معرض زنان جوان است. این گروه تحت تاثیرِ ستاره‌های هالیوودی‌ که در فضای مجازی می‌بینند ، علاقه به تزریق سیلیکون، استفاده از بوتاکس و لیپوساکشن دارند.» وی اضافه می‌کند: « آنها در طی فرآیند رشدشان عادت کرده‌اند که نسخه‌ای تحریف شده از خودشان ببینند : نسخه‌ای که صفحه‌های کوچک نمایشگر موبایلشان، همه‌ی عیب و ایرادهایشان را از بین برده.»آنجلینا جولی، ستاره هالیوودی ( سمت راست) ; فاطمه خیشوند ، ملقب به سحر تبر (سمت چپ)دکتر سام ریزک جراح پلاستیک صورت در شهر نیویورک نیز تایید می‌کند که نسل جوان این دوره، بیش از حد بر نمایش دادن خودشان در اینستاگرام و اسنپ‌چت تمرکز می‌کنند. وی می‌گوید: «سلفی‌ با رینگ لایت و هزاران برنامه ویرایش عکس و فیلتر ، تصورِ ذهنی از خود را خراب کرده‌اند. خانواده کارداشیان‌ها تقریبا باعث و بانی بوجود آمدن این پدیده هستند. »تفاوت اینجاست که مسائل کوچکی که قبلا دیده نمی‌شد ، حال به لطف فضای مجازی بزرگ‌نمایی شده است. دکتر شوارتز می‌گوید : « امروزه بیماران وسواس‌گونه تر به نقص‌هایشان نگاه می‌کنند. آن‌ها از آن چیزی که پس از اعمال فیلتر ها می‌بینند خوششان می‌آید. تحمل یک غوز کوچک یا یک لکه ریز پوستی به شدت نسبت به نسل پیش پایین آمده است. »Good Will Hunting ( 1997 ) این مقاله را با قسمتی از مونولوگ زیبای رابین ویلیامز در فیلم (Good Will Hunting)  تمام می‌کنم:« مردم این چیزها را نقص می‌نامند ولی اینطور نیست. اینا بخش‌ِ خوبِ آدما هستند. سپس ما تصمیم می‌گیریم که چه کسی را وارد دنیا عجیب‌مان کنیم. تو کامل نیستی رفیق. بذار خیالت رو راحت کنم; این دختری هم که باهاش آشنا شدی، اونم کامل نیست. اما مسئله اینجاست که آیا شما برای هم کامل هستید یا نه؟»</description>
                <category>آریا زینل</category>
                <author>آریا زینل</author>
                <pubDate>Sat, 02 Oct 2021 14:43:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود را لایق موفقیت ندانستن...!</title>
                <link>https://virgool.io/@zeyinalof/not-worthy-k7gwyve8ktqz</link>
                <description>&quot;حس میکنم خدا از طریق کوکائین داره به ما میگه که داریم زیادی از حد پول در می آریم&quot;-رابین ویلیامز رابین ویلیامز ، بازیگر دوست داشتنی هالیوود که چندی پیش سالگرد فوتش بود ، در دوران اوج موفقیت کاری اش دچار اعتیاد به کوکائین و الکل شده بود . مسئله وقتی برای رابین ویلیامز همیشه شوخ و خندان جدی شد که یک روز از خواب بیدار شد آن هم در حالی که شب قبلش با جان بلوچی ( ستاره برنامه تلویزیونی SNL ) در حال خوشگذرانی و مصرف کوکائین گذرانده بود و متوجه شد جان بلوچی شب پیش با اوردوز هروئین و کوکائین درگذشته بود . جان بلوچی ( سمت راست ) ؛ رابین ویلیامز ( سمت چپ)مسئله ای که امروز میخواهم با شما راجع بهش صحبت کنم همین است . این که افراد دقیقا زمانی حالشان بد می شود که آرزویی ریشه دار و پایدار برآورده می شود . در این حالت فرد جوری میشود انگار قادر نیست خوشحالی خویش را تحمل کند ؛ زیرا شک نمیتواند بکند که میان موفقیتش و بد حال شدنش رابطه ای مشخص وجود داشته باشد . فروید در کتاب &quot; برخورد با بعضی تیپ های شخصیتی در روان کاوی&quot; راجب این مسئله این گونه گفته است : &quot;یک بار مجال آن یافتم که با اسرار سرگذشت زنی آشنا شوم که مایلم آن را نمونه بارز از این قسم رویدادهای تراژدیک توصیف کنم . او زنی با اصل و نسب و با کمالات بود ، اما در جوانی قادر نبود شور زندگی اش را مهار کند ؛ او از خانه گریخته بود و به دنبال ماجراجویی آواره و سرگذشته شده بود تا آن که با هنرمندی آشنا شده بود که میتوانست قدر جاذبه های زنانه او را بداند ، اما در ضمن قادر بود به رغم وضع حالی که دخترش دچارش شده بود ، صفات و خصال نیکوتر او را نیز به فراست دریابد. هنرمند از دختر جوان میخواهد که با او زندگی کند و دختر ثابت می کند که مونسی همراه و وفادار برای اوست ، چنان که به نظر می رسید دختر برای نیل به سعادت کامل به چیزی جز توان بخشی یا بازپروری اجتماعی نیاز ندارد . پس از سال ها زندگی مشترک ، هنرمند موفق می شود خانواده خود را با آن زن آشتی دهد و پس از آن آماده می شود تا او را همسر قانونی خویش سازد . درست در همین مقطع دختر به هم می ریزد و در هم می شکند . او دیگر به امور خانه ای که چیزی نمانده کدبانوی قانونی آن شود رسیدگی نمی کند و خیال می کند بستگان مرد قصد دارند آزارش دهند و با کشاندن او به درون خانواده ، معشوقش را به واسطه غیرت و حسادت ابلهانه زن جوان ، از هرگونه حشرونشر اجتماعی محروم سازند ، سد راه فعالیت هنری اش شوند و به سرعت او را اسیر مرض لاعلاج ذهنی گردانند.&quot;ما انسان ها انتظار نداریم تقدیر چنین لطفی در حق ما بکند و جمله &quot; آن قدر عالی که نمیتواند حقیقت داشته باشد&quot; باعث ایجاد بدبینی در ذهن ما شده است . کاممان از تلخی موفقیت زهر میشود و با خود میگوییم &quot; من مستحق چنین سعادتی نیستم ، من لایقش نیستم ... &quot;زیگموند فرویدفروید راجب این مسئله در &quot; اختلال حافظه در آکروپولیس ، 1936&quot;  میگوید : &quot;... یک جای کار می لنگید ، چیزی که از زمان های دور قدغن شده بود ، چیزی که لابد با انتقاد کودک از پدرش رابطه داشت ، با کم بها دادنی که جای زیاده بها دادن اوان کودکی را می گیرد . چنان می نمود که گویی موفقیت به حکم ماهیتش باید موفقیت های پدر را پشت سر بگذارد و گویی پیشی گرفتن از پدر همچنان ممنوع و قدغن بود. نوعی احساس وظیفه فرزندی یعنی واجب بودن احترام به والدین بود.&quot;فروید اینگونه فکر میکرد وقتی ما از والدین خود پیشی میگیریم یا فکر میکنیم پیشی گرفته ایم ، حالا پیشی گرفتن در هر زمینه ای که خودمان آن را با ارزش میدانیم ، در ناخودآگاه احساس گناه درد آوری میکنیم . انگار مایه رنجش و سرافکندگی آنها شدیم . حالا ممکنه مقیاس این موفقیتمان کوچک تر باشد. مثلا دوست شدن با کسی که مدتی هست به اصطلاح عامیانه مدرن &quot;روی آنها کراش داریم&quot; یا مرخصی گرفتن از کار خسته کنندمان و هر چیزی که ما آن را به عنوان موفقیت میدانیم . این موفقیت ها ممکن است باعث شادی و آرامش ما شود ، اما در تراز ناخودگاه ممکن است در معرض خطر باشیم . بنابراین باید حواس خودمان و اطرافیانمان جمع باشد . و برای مثال وقتی دوستمان با پاداش حقوقی ای که گرفته میخواهد ماریجوانا امتحان کند ، بهترین گزینه میتواند این باشد که پیشنهاد دیگری به او بدیم. </description>
                <category>آریا زینل</category>
                <author>آریا زینل</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 22:10:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>