<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zeynabmirfeyzi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zeynabmirfeyzi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 02:20:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/39599/avatar/upWhuU.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zeynabmirfeyzi</title>
            <link>https://virgool.io/@zeynabmirfeyzi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کپی‌رایتینگ یا کانتنت مارکتینگ؟</title>
                <link>https://virgool.io/baleacademy/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%86%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-thy0s7arc3k3</link>
                <description>چند وقت پیش در دوره‌ای ثبت‌نام کردم که آزمون ورودی داشت. یکی از سؤال‌های آزمون این بود: «تفاوت کانتنت مارکتینگ و کپی‌رایتینگ چیست؟» در دلم گفتم: «خوب معلوم است دیگر!» و تند تند جواب را در دو خط نوشتم.حدود دو هفته بعد با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم که چند وقتی بود برای عنوان شغلی «کپی‌رایتر» در جست‌وجوی کار ثابت بود. با شک و تردید می‌گفت: « یا ما نمی‌دونیم کپی‌رایتینگ چیه یا واقعاًااا نمی‌دونیم کپی‌رایتینگ چیه. کارهایی که توی شرح شغلی کپی‌رایتر آوردن کار مدیر محتوا یا مدیر کانتنت مارکتینگه! کارفرماها هم قبول ندارن که!»و این‌ چنین شد که با خودم فکر کردم: «نکند ما واقعاً درک اشتباهی از این دو تعریف داریم. شاید من هم اشتباه می‌کنم!» چند ساعتی در منابع و سایت‌های معتبر مثل copy blogge ، forbes و cmi چرخ زدم تا ببینم اهل فن چه تفاوت‌هایی برای این دو مفهوم قائل هستند. این مقاله برداشت من از مفاهیمی است که در این منابع معتبر خوانده‌ام.کپی‌رایتینگ یا  کانتنت مارکتینگ؟ابتدا معنا را پیدا کنیمقبل از اینکه ادامۀ متن را بخوانید، چند ثانیه با خودتان فکر کنید. شما چه تفاوت‌هایی بین این دو موضوع می‌بینید؟ اصلاً شاید به‌نظرتان یکی باشند. تعریف‌تان را یادداشت کنید تا بعداً راجع به آن صحبت کنیم. من هم چند ثانیه سکوت می‌کنم تا شما با آرامش فکر کنید.............برای اینکه تفاوت این دو موضوع را مشخص کنیم، خوب است اول تعریفی از هرکدام ارائه دهیم:در کانتنت مارکتینگ (content marketing) یا بازاریابی محتوایی، ما محتوایی رایگان و کاربردی برای جذب مخاطب تولید می‌کنیم. هدف ما این است که این مخاطب را به مشتری‌ای تبدیل کنیم که بارها و بارها از ما خرید کند. پست‌های بلاگ، ای‌بوک‌ها، مقاله‌های آموزشی، ویدئوها و پادکست‌ها نمونه‌های محتوایی هستند که برای رسیدن به اهداف بازاریابی محتوایی تهیه می‌شوند.کپی‌رایتینگ (copywriting) نوشتن متن‌های تبلیغاتی و درخواست انجام یک کار (action) خاص از سمت کاربر است؛ ، مثلاً خرید، عضویت، ثبت‌ نام در خبرنامۀ ایمیلی و... . متن‌های تبلیغاتی، شعارها و متن بیلبوردها، کپشن‌های شبکه‌های اجتماعی، محتوای صفحات فروش، پیامک، نوتیفیکشن‌ها و لندینگ‌پیج‌ها نمونه‌های محتوایی هستند که یک کپی‌ رایتر می‌نویسد.پس دقیقاً تفاوت این دو مفهوم کجاست؟این دو موضوع از چند نظر با هم متفاوت هستند:۱. هدفهدف کپی‌رایتینگ تشویق مشتری یا کاربر به انجام دادن یک کار (action) خاص است؛ خرید، ثبت‌ نام، عضویت. در کانتنت مارکتینگ هدف آموزش و آگاه کردن مخاطب است، نه الزاماً خرید. به قول یوسف فراهانی، کپی‌رایتر در زمین برند و سازمان سینه می‌زند، اما کانتنت مارکتر در زمین مشتری.فرض کنید شما سایتی برای فروش کالای دیجیتال دارید. در بخش بلاگ، محتواهایی آموزشی مثل مقایسۀ گجت‌ها، اخبار جدید و به‌‌روزرسانی امکانات جدید این کالاها را پوشش می‌دهید، یا ویدئوهای جذاب برای آن‌باکسینگ و معرفی محصولات جدید آماده می‌کنید. در این بخش شما کاملاً در حال بازاریابی محتوا هستید و هدف شما افزایش دانش مخاطب است.در همین سایت، صفحات لندینگ، که برای جشنواره‌ها یا فروش کالای خاصی طراحی می‌شود، محتوای تبلیغاتی لازم دارد. هدف شما در این صفحه فروش است، نه آموزش. پس محتوای این صفحه  محتوایی کاملاً تبلیغاتی است که یک کپی‌رایتر باید بنویسد.۲. مهارت‌کانتنت مارکتر باید چنل‌های مختلف ارتباط با کاربر را به‌خوبی بشناسد. پس، مهارت‌هایی که ممکن است در شرح شغلی یک کانتنت مارکتر  ببینیم شامل این‌هاست: مهارت در نوشتن و داستان‌ سرایی؛  آشنایی با سئو ( حداقل سئو محتوایی و کیورد ریسرچ)؛ آشنایی با ابزارهای رصد سایت (گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول تا حدی)؛  مهارت برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه (آشنایی با ترلو یا ابزارهای مشابه)؛ آشنایی با روش‌های مختلف تولید محتوا ( متن، تصویر، ویدئو و حتی صوت. لازم نیست به همه مسلط باشید، اما روش درست استفاده از هرکدام را بدانید)؛ تسلط کامل به استفاده از چنل‌های انتشار محتوا؛  تسلط کامل به انواع روش جذب مخاطب.کپی‌رایتر قرار است محتواهایی بنویسد که برای برند ورودی‌های مشخص داشته باشد. پس، مهارت‌های زیر ممکن است در شرح شغلی یک کپی‌رایتر نوشته شود: تسلط عالی به نوشتن، داشتن دایرۀ لغات قوی و آشنایی کامل با ویرایش؛ خلاق و ایده‌پرداز؛ -تسلط به مفاهیم برند و روش‌های ارتباط برند با مخاطب؛  تسلط کامل به تبلیغ‌ نویسی و تیتر نویسی؛ آشنایی با تجربۀ کاربری و مخاطب‌شناسی؛  تسلط کامل به انواع روش جذب مخاطب.۳. حجم محتواهامحتواهایی که برای کانتت مارکتینگ تولید می‌شوند، آموزشی هستند و عجیب نیست اگر ویدئویی آموزشی ۳۰ دقیقه یا مقاله‌ای آموزشی  ۲۰۰۰ کلمه باشد. چرا؟ چون مخاطب حاضر است برای یادگیری خودش  ۲۰ دقیقه پای ویدئویی خوب بنشیند، اما به‌نظرتان حاضر است ۲۰ دقیقه صرفاً به تبلیغات شما گوش کند؟ قطعاً نه!! به همین دلیل، متن‌ها و تیزرهای تبلیغاتی باید خیلی کوتاه باشند. عبارت‌های چند کلمه‌ای و تیزرهای  ۳۰ثانیه‌ای، نهایتِ فرصت کپی‌رایترها برای رسیدن به هدف است. ۴. احساساتمحتواهای کپی‌رایتینگی به‌ شدت احساسات مخاطب را درگیر می‌کنند. نتیجۀ تحقیق آقای Gerald Zaltman از استادان دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد که از هر ۱۰ خرید، ۹ تا کاملاً احساسی هستند. افراد ترس از دست دادن (FOMO) دارند و احساس می‌کنند اگر تخفیف یا جشنواره‌ای را از دست بدهند، بازنده هستند. کپی‌رایتر کسی است که باید احساسات مخاطب را کاملاً درگیر کند.اما محتواهای آموزشی که کانتنت مارکترها آن را آماده می‌کنند، محتواهای کاملاً منطقی و آموزشی هستند و کم‍تر احساسات مخاطب را درگیر می‌کنند.محتوای بدون کپی‌رایتینگ، هدر دادن محتواستشاید پست‌های بلاگ خیلی خوبی داشته باشید که به‌نظر خودتان فوق‌العاده باشند، اما بازدید زیادی ندارند و برای مخاطب آن‌قدرها هم که جذاب نیستند. مشکل کار کجاست؟احتمالاً متن شما به کمی چاشنی کپی‌رایتینگ نیاز داشته باشد. من اسمش را می‌گذارم «بازبینیِ کپی‌رایتینگی». متن شما تیتر جذابی ندارد: حتماً می‌دانید که شما  فقط ۵ ثانیه برای جذب مخاطب وقت دارید، پس حتماً داشتن عنوان جذاب از نکته‌های واجب برای جذب مخاطب است. اول باید توجه مخاطب را جلب کنید تا بیاید و بقیۀ مقاله‌تان را بخواند .در کپی‌رایتینگ می‌گویند تیتر باید مگنتی باشد، یعنی مثل آهنربا حواس مخاطب را جذب کند. هم جذاب باشد، هم مزایا را بگوید و هم کنجکاوی مخاطب را قلقلک دهد. اکشن‌های خوبی از مخاطب نمی‌خواهید: پادکست خوبی درست کرده‌اید؟ ویدئوی مفیدی آماده‌ کرده‌اید؟ قبول! اما بالاخره باید افراد را به روشی تشویق کنید که بیایند روی دکمۀ «پخش ویدئو» کلیک کنند دیگر! همین‌طور که نمی‌شود وقتشان را بگذارند برای گوش دادن به صحبت‌های شما. اینجا کپی‌رایتینگ عصای دستتان می‌شود. با نوشتن تیترها و «کال تو اکشن‌»های جذاب (call to action) مخاطب را تشویق می‌کند تا پادکست را گوش دهند یا ویدئو را  پخش کنند.البته معنایش این نیست که همه‌چیز کپی‌رایتینگ است، در واقع کپی‌رایتینگ به کمک کانتنت ‌مارکتینگ می‌آید و هر دو بخشی از فرآیند بازاریابی و مارکتینگ هستند.چرا این یادداشت را نوشتم؟برای ندیدن دوبارۀ این آگهی‌ها.آگهی شغلی کپی‌رایترگاهی بعضی چیزها به‌نظرمان خیلی واضح است و اصلاً نیازی نمی‌بینیم راجع به آن‌ها گفت‌وگو کنیم. به‌ نظر بسیاری از کارفرماها مدیر محتوا همان کسی است که برنامه و استراتژی می‌چیند، لندینگ پیج‌ها و محتواهای سوشال را آماده می‌کند، محتوای بلاگ می‌نویسد و...…  . حتی خودِ کارشناسان محتوا و کپی‌رایترها هم گاهی تفاوت دقیقی بین این دو موقعیت شغلی قائل نیستند.به‌نظرم الان وقت مناسبی است که برگردید و تفاوت‌هایی را که ابتدای متن نوشتید یک بار دیگر ببینید. اگر دوست دارید در یکی از این حوزه‌ها کاملاً عمیق شوید، با آگاهی کامل فیلد محبوب‌تان را انتخاب کنید.اگر شما هم تجربه‌ای از این «به اشتباه گرفته‌ شدن» دارید، حتماً در کامنت برایمان بنویسید تا راجع به آن گفت‌وگو کنیم.</description>
                <category>zeynabmirfeyzi</category>
                <author>zeynabmirfeyzi</author>
                <pubDate>Wed, 13 Oct 2021 10:13:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همۀ برنامه‌نویس‌ها چند شغله‌اند</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%87%D9%85%DB%80-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-jcmwnkikn6va</link>
                <description>مگر دروغ می‌گویم؟ برنامه نویس‌ها هم معلم‌اند، هم مترجم و هم استاد حل مسئله. مگر هرکدام از این‌ها خودش یک شغل جداگانه نیست؟برنامه‌نویس‌ها معلم‌اند، از آن معلم‌های سخت‌گیربرنامه نویس بودن فقط به یک جا نشستن و تایپ کردن کدهای عجیب و غریب نیست. باید به موجودی که فقط 0 و 1 بلد است بفهمانی چطور اطلاعات یک بیمار را بگیرد، تجزیه و تحلیل کند و تشخیص دهد کدام بخش بدنش درست کار نمی‌کند. باید فقط با الفبای 2 حرفیِ 0 و 1، به موبایلت یاد بدهی از بین هزاران مسیر و جاده، تو را به مقصدت برساند. باید وقت‌هایی که بیمار اورژانسی داری، لحظاتی که دل توی دلت نیست به دیدار یار برسی یا حتی وقتی در دل جاده هستی، راهنمایت باشد. باید بتوانی به این موجودِ بدونِ دست و پا بگویی از فلان رستوران برایت چلو کباب نگینی با گوجۀ اضافه و نوشابه مشکی رژیمی کوکاکولا سفارش دهد. فکر نمی‌کنم هیچ شاگردی به کم سوادی این کامپیوترها وجود داشته باشد. الحق که برنامه نویس‌ها معلم‌های خوبی‌اند.برنامه نویس‌ها مترجم‌اند، از آن مترجم‌های دقیقبرنامه نویس‌ها حرف ما را به زبانی که کامپیوتر بفهمد ترجمه می‌کنند. تازه! نه از این ترجمه‌های گوگل ترنسلیتی. یک حرف یا نقطه یا حتی یک فاصله را جا بیندازند، این کامپیوتر فلان فلان شده لج می‌کند و می‌گوید:« error!!!  داداش من که نمی‌فهمم منظورت چیه. لطفا خط 8 رو درست کن تا بفهمم چه میگی!» حالا باورتان شد که برنامه نویس‌ها مترجم‌های خوبی هستند؟برنامه‌ نویس‌ها استادند، استاد حل مسئلهبرنامه نویسی اینطور نیست که سیستم را روشن کنی و شروع کنی به نوشتن کدها. برای برنامه‌نویسی باید بهترین راه حل را ارائه کنی، شرایط مختلف را در نظر بگیری و حواست به همه چیز باشد. اگر حالت 1 نشد، حالت 2 را انجام بده، 2 نشد، 3 را انجام بده. 3 هم نشد یک پیغام نشان بده که مشکل را بگوید و خلاصه برای هر مشکلی یک راه‌حل طراحی می‌کنی. مثلا در همان برنامه مسیریابی اگر یک کوچه را اشتباه بروی، سریع یک راه جدید برایت پیدا می‌کند که گم نشوی.راستش این مثال‌ها توی چشم‌ترین کارهایی هستند که با کمک برنامه نویسی آسان‌تر شده‌اند. اگر بخواهم از تاثیر برنامه‌نویسی بر علوم فضایی، پزشکی، ریاضیات و ... بگویم، احتمالا باید 256 روز برایتان حرف بزنم. مثل امروز که 256اُمین روز سال است و به حرمت بیشترین مقدار منحصر به‌فردی که یک بایت تولید می‌کند، در این روز به یاد برنامه‌نویس‌ها هستم.برنامه‌نویس‌ عزیز؛شب بیداری‌ها، گردن‌دردهای مزمن، چشم‌های ضعیف و آستیگمات شده و سندرم‌ تونل کارپال آسیب‌هایی‌ست که برای حل مشکلات مردم به جسم‌تان وارد می‌شود. ممنونیم که ارتباط برقرار کردن، پیام دادن، جابه‌جایی، علم آموزی و حتی پیتزا خریدن را برایمان آسان‌تر کرده‌اید.زندگی‌تان بدون باگ!</description>
                <category>zeynabmirfeyzi</category>
                <author>zeynabmirfeyzi</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 22:37:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با ویدئومارکتینگ به صفحه اول گوگل بیاییم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zeynabmirfeyzi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85-ywgezxhg0lyw</link>
                <description>احتمالا شما از اهمیت ویدئو مارکتینگ (video marketing)  و تاثیر ویدئو بر بازاریابی و فروش محصولات اطلاع دارید، چون اگر نداشتید اصلا پایتان به این مطلب باز نمیشد! حتما راجع به ویدئو مارکتینگ می‌دانید و حالا دنبال راه‌هایی هستید که با استفاده از ویدئوها به کسب و کارتان رونق بدهید. برای اینکه خیالتان راحت شود که تصمیم درستی گرفته‌اید به آمار جالب زیر نگاهی بیندازید:50 درصد مشتری‌ها برای شناختن یک برند، دنبال ویدئوهایی از برند می‌گردند.90 درصد مردم اعتقاد دارند که برای خرید بهتر از ویدئوها کمک می‌گیرند.64درصد مخاطب‌ها با دیدن ویدئو علاقه‌ی بیشتری به خرید پیدا می‌کنند.3 دلیل برای اینکه همین امروز اولین ویدئو را برای کسب و کارتان بسازید1. ویدئو اعتماد مخاطب را جلب می‌کند. شما در ویدئو بیشترین احساس را به مشتری منتقل می‌کنید. وقتی برای معرفی کسب و کار و محصول‌تان، یا پشت صحنه‌ فرآیند تولید، ویدئو منتشر می‌کنید مخاطب راحت‌تر به شما اعتماد می‌کند. دیگر خیالش از همه چیز راحت می‌شود و با اطمینان بیشتری از شما خرید می‌کند.2. با ویدئو در جست‌وجوهای گوگل بهتر دیده می‌شوید. ویدئو تاثیر شگفت‌انگیزی در سئوی سایت شما دارد و در نتایج جست‌وجو بهتر دیده می‌شوید.( در ادامه مطلب راجع به این مورد توضیحات کاملی خواهم داد. اگر عجله دارید 3 خط پایین‌تر بروید.)3. ویدئوها می‌توانند به سرعت در فضای آنلاین منتشر شوند؛ از سایت خودتان گرفته تا اینستاگرام و تلگرام. این یعنی بیشتر دیده شدن که مساوی است با بیشتر فروختن.ویدئوها چطور شما را به صفحه اول گوگل می‌آورند؟آرزوی هر بیزینسی این است که در صفحه اول نتایج جست‌وجوی گوگل باشد. برای اینکه سایت شما هم به این صفحه‌ی رویایی بیاید 2 راه ساده وجود دارد:1. ویدئوهای جذاب را در سایت خودتان منتشر کنیداین کار تاثیر مثبتی روی سئوی سایت‌تان دارد. چون کاربران باید زمان بیشتری در سایت بمانند و ویدئوها را تماشا کنند، Timo on page  سایت بیشتر می‌شود. در ضمن نرخ پرش یا bounce rate  سایت هم کم‌تر می‌شود، چون کاربران حداقل چند ثانیه‌ی اول ویدئو را می‌بینند، پس سریع از سایت خارج نمی‌شوند.مجموع این دو عامل، وضعیت سئوی سایت شما را بهتر می‌کند.به علاوه‌ی اینکه در کل امکان خرید و اینگیجمنت  هم بالاتر می‌رود. 2. ویدئوهایتان را در سایت‌های پربازدید قرار دهیدگاهی اوقات سایت ما آنقدر قوی نیست که به تنهایی بتواند در رتبه‌ی اول جا بگیرد. در این مواقع بهتر است یک نیروی کمکی داشته باشیم. باید ببینیم چه سایت‌هایی در صفحه اول نمایش داده می‌شوند. یوتیوب، آپارات و نماشا بیشترین بازدید ویدئو را دارند و شما راجع به هر موضوعی سرچ کنید، ویدئوی این سایت‌ها بالاتر از همه نشان داده می‌شود. پس اگر شما ویدئوهای متنوع راجع به کسب و کارتان تولید کنید و در کانال آپارات یا یوتیوب به نام خودتان منتشر کنید، امکان اینکه در صفحا اول دیده شوید چند برابر می‌شود. اگر به همان مثال کسب و کار طراحی و دوخت لباس برگردیم، با سرچ عنوان «طراحی لباس» چند ویدئوی آموزشی در این زمینه می‌بینیم که مربوط به سایت آپارات هستند. حالا اگر ویدئوهای شما در بین این ویدئوها باشد، تعداد زیادی کاربر با کارتان آشنا می‌شوند و برای آموزش و خرید به شما مراجعه می‌کنند.اگر یکی  از این ویدئوها ویدئوی شما باشد، روزانه هزاران نفر به واسطه‌ی آپارات شما را می‌بینندما مشابه همین کار را برای محتوای متنی در ویرگول انجام می‌دهیم. چون سایت ویرگول سئوی خوبی دارد  و در صفحه اول نمایش داده می‌شود، مقاله‌هایمان را در ویرگول می‌نویسیم تا محتوای ما در ویرگول در صفحه اول نتایج گوگل نمایش داده شود. احتمالا خود شما هم با همین روش این مطلب را پیدا کرده‌‍‌اید!نکته:  از آنجا که یوتیوب در ایران فیلتر است، می‌تواند بعد از آپارات اولویت دوم شما باشد. البته این موضوع به نوع کسب و کار شما هم مربوط می‌شود، مثلا اگر در زمینه‌ی بازی‌های آنلاین و ویدئویی فعالیت می‌کنید، اکثر مخاطبان شما در یوتیوب اخبار و اطلاعات مربوط به بازی‌ها را دنبال می‌کنند. پس بهتر است در یوتیوب هم به اندازه آپارات فعال باشید.در ویدئوهایمان از چه حرف بزنیم؟ ویدئوها باید جواب سوالات و مشکلات مشتریان باشد تا شما را به عنوان یک خبره در این کار بشناسند. مثلا برای بیزینس طراحی و دوخت لباس نمونه‌ای از مشکلات رایج در دوخت لباس را به همراه راه‌حل توضیح دهید.درباره اهداف و آرزوهای بیزینسی‌تان بگویید مثلا هدفتان از اینکه سراغ طراحی لباس آمده‌اید را بگویید. ممکن است کیفیت پارچه‌ها یا لباس‌های موجود در بازار مناسب نبوده و شما را به فکر راه‌اندازی این کارگاه انداخته. بگویید آرزو دارید چه مدل پارچه‌ها یا لباس‌هایی تولید کنید.با نشان دادن پرسونالیتی برند، خودتان را به عنوان یک پیشرو در صنعت کاری‌تان معرفی کنیدپشت صحنه همیشه جذاب است. ویدئوهایی از پشت صحنه کارتان و تلاش‌تان برای تولید محصولات‌تان داشته باشید تا کیفیت کار را به خوبی نشان دهد. این ویدئوها بیشترین تاثیر را در جلب اعتماد مشتری دارند.لذت استفاده از محصول‌تان را به مشتری نشان دهید. اگر محصول نرم‌افزاری دارید حتما  ویدئوی آموزشی یا نسخه‌ی دمو را در اختیار مشتری بگذارید. اگر محصول فیزیکی مثل پوشاک دارید در ویدئوها حسی که قرار است با استفاده از لباس‌های شما بگیرد نشان دهید؛ مثلا اگر قرار است این لباس‌ها راحت باشند ویدئو باید کسانی را نشان دهد که در حال دویدن یا انجام کارهای روزمره با لباس‌های شما هستند.روش استفاده از محصول را در ویدئوها نشان دهید. مثلا روش درست شست‌وشو یا اتوی لباس‌های کارگاه شما یا روش استفاده از نرم‌افزاری که تولید کرده‌اید.همه‌ی این ویدئوها علاوه بر سایت خودتان و یوتیوب و آپارات، در چنل‌های مختلف سوشال هم قابل استفاده هستندویدئو مارکتینگ همینجا تمام می‌شود؟قطعا خیر. ویدئوها و تیزرهایی که مخصوص تبلیغات آماده می‌شوند، نوع دیگری از ویدئو مارکتینگ هستند. این ویدئوها در اپلیکیشن‌ها و سایت‌های پربازدید نمایش داده می‌شوند. حتی وبینارها و لایوهای آموزشی هم نوع دیگری از بازاریابی ویدئویی هستند که در مطلب بعد راجع به آن‌ها توضیح بیشتری می‌دهم.شما چه ایده‌های دیگری برای ویدئو مارکتینگ می‌شناسید؟ تجربه‌ای از استفاده از ویدئو مارکتینگ در کمپین‌های تبلیغاتی‌تان داشته‌اید؟ </description>
                <category>zeynabmirfeyzi</category>
                <author>zeynabmirfeyzi</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 08:05:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروشنده‌ی روانشناس یا روانشناس فروشنده</title>
                <link>https://virgool.io/@zeynabmirfeyzi/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-cbyppjbuqot0</link>
                <description> فروشندگی یکی از شغل‌هایی است که به طور مستقیم با ذهن و روحیات انسان‌ها در ارتباط است. شما باید بتوانید یک انسان هوشمند را متقاعد کنید که توضیحاتتان را بپذیرد و خواسته‌ی شما را انجام دهد. به همین دلیل برای تبدیل شدن به یک فروشنده‌ی موفق لازم است با برخی تکنیک‌های روانشناسی آشنا شوید. این موضوع آن‌چنان اهمیت دارد که برایان تریسی نویسنده‌ی موفق در حوزه‌ی تجارت و کسب‌وکار هم کتابی با این عنوان نوشته است.روانشناسی فروش استفاده از مجموعه راهکارها و تکنیک‌های اثبات شده برای جذب مشتری است. برای ارائه‌ی محصول مناسب ابتدا باید نیازهای مشتری را بشناسید، سپس او را قانع کنید که کالا یا خدماتتان نیاز او را برطرف می‌کند. در نهایت خریدار به شما اعتماد می‌کند و حاضر است برای دریافت محصولات شما هزینه بپردازد، این مساله باعث افزایش فروش و درآمد شما خواهد شد.  مشتری از شما چه می‌‌خواهد؟اولین قدم برای جذب مشتری، آگاهی از نیازها و خواسته‌های او است. شما باید بدانید چه می‌خواهد تا بتوانید متناسب با آن برنامه ریزی و محصول مناسبی تهیه و معرفی کنید. از طرفی نیاز همه‌ی مشتریان یکسان نیست و روحیات و سلیقه‌های متفاوتی دارند که خوب است شما از آن‌ها آگاه شوید، اما چگونه؟انتخاب روش نیازسنجی مخاطب، به نوع فروش شما بستگی دارد. اگر فروش حضوری دارید توجه به زبان بدن مشتری بسیار مهم است. دقت کنید که وقتی محصولی را پیشنهاد می‌دهید چه واکنشی نشان می‌دهد؟ حالت چهره و نگاهش چگونه است؟ بی‌میل به نظر می‌رسد یا مشتاق؟ سریع چشم از محصول برمی‌دارد یا چند ثانیه به آن نگاه می‌کند؟ درباره‌ی قیمت یا کیفیت آن کنجکاوی بیشتری نشان می‌دهد یا نه؟ با توجه کافی به رفتار مشتری می‌توانید به این سوالات پاسخ دهید.روش‌ها و تکنیک‌های مختلفی برای کمک به افزایش فروش شما وجود دارد. اگر قصد ایجاد تحول در کسب و کارتان را دارید سری به سایت جت بزنید تا با اصلی‌ترین اصول روانشناسی در فروش آشنا شوید.</description>
                <category>zeynabmirfeyzi</category>
                <author>zeynabmirfeyzi</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 09:04:52 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>