<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرجان نصرالهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zigurat40</link>
        <description>نقاشی را دوست دارم. گاهی نقشی می زنم و بیشتر وقت ها درباره ی نقاشی، کتاب می خوانم. اینجا هم دفتری ست که خلاصه ی یادداشت هایم را در آن نگه می دارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:30:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4092/avatar/t8HQZ3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرجان نصرالهی</title>
            <link>https://virgool.io/@zigurat40</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چه کسی تعیین می کند هنر چگونه باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-mxka7kwqxrqn</link>
                <description>هنر ِمعاصر در جهان ِآزاد نه تنها در انحصار مذاهب و حاکمان نیست، بلکه این مردم هستند که می بایست از هنرمندان آثاری را مطالبه کنند که در جهت بیان شرایط موجود و کمک به بهبود آن شرایط باشد. آثاری که به واسطه ی آن ها راه حل هایی برای رهایی از مشکلات امروزی شان پیدا کنند.اگر هنرمندان صرفا بر دغدغه های شخصی خود تمرکز کنند، شکاف و فاصله ی عمیقی بین آن ها و مردم به عنوان مخاطبان اثر هنری، ایجاد می شود. کما اینکه در حال حاضر، شاهد این فاصله و شکاف در جامعه ی خودمان هستیم.در جوامع آزاد، دستور ِکار هنر، خلق آثاری ست که به افراد جامعه در جهت درک ِروح خود و رسیدن به آرامش درونی کمک می کند. به افراد جامعه، قدرت و امید می بخشد، خاطره های غرورآمیزشان را یادآور می شود، به آن ها کمک می کند تا به تعادل روحی برسند و بتوانند با خود و دیگران ارتباط موثری برقرار کنند. در نهایت چنین هنری در مخاطب خودش، حس تحسین و ارزشمندی به وجود می آورد. و باعث می شود افراد جامعه از حس ِپوچی و نادیده گرفته شدن، فاصله بگیرند.در جوامع فعلی ِبشری، هنری دارای ارزش است که بتواند به انسان در مواقع رنج و تنهایی و در مواجهه با شکست و ترس و ناامیدی کمک کند. هنری که اجازه ندهد مردم در هیاهوی سرعت ِتکنولوژی و فشارهای اقتصادی، دچار ِاز هم گسیختگی روحی و روانی بشوند. هنری والا که پاسخگوی سرگشتگی و وحشت انسان امروز باشد. اگر می خواهیم هنر قدرتمند شود و تاثیر بیشتری در زندگی ما داشته باشد، ناچاریم به دردها و نیازهای واقعی مردم و جامعه توجه کنیم.در یک کلام، سفارش هنر ِامروز، چیزی فراتر از تخیلات نامنظم یک هنرمند است! و مردم می بایست مسیر هنر را به سمتی هدایت کنند که به خودشان کمک کند! کمک به شناخت خود، بخشایش، عشق و حساسیت به دردهای انسانی و سیاره ای که به سرعت رو به نابودی است!اثری از : مهدی سحابی</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 10:08:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه نوع هنری باید خلق شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%B4%D9%88%D8%AF-pjk8gvqhw2uf</link>
                <description>آیا این فقط هنرمندان هستند که می توانند تصمیم بگیرند چه نوع هنری را خلق کنند؟ چه کسی یا چه کسانی تعیین کننده ی خلق آثار هنری در رشته های گوناگون هستند؟! چه افرادی می گویند فلان کتاب نوشته شود؟ یا فلان فیلم ساخته نشود؟ آن مجسمه یا آهنگ خوب است و آن نقاشی نباید نمایش داده شود؟!قرن های بسیاری از تاریخ، مذهب ها و حکومت ها بودند که برای هنرمندان تعیین تکلیف می کردند. آن ها با داشتن قدرت و ثروت، می توانستند سفارشات بسیاری را به هنرمندان بدهند. و از آثار خلق شده توسط آن ها در جهت تبلیغ منافع خود استفاده کنند. این مذاهب و حکومت ها بودند که نیازهای روحی و اجتماعی مردم را تشخیص می دادند و هدف شان هدایت کردن مردم به سمت مفاهیمی همچون از خودگذشتگی، قناعت، پرهیز از مال اندوزی و رستگاری بود.اثری از : ساندرو بوتیچلی (1510-1445)اما به مرور زمان به واسطه ی فساد برخی رهبران مذهبی و اعمال قدرت و نفوذ حاکمان مستبد و دیکتاتور بر آثار خلق شده، کم کم بی اعتمادی وسیعی نسبت به این نوع سفارش کارها و تعیین تکلیف ها برای هنرمندان به وجود آمد. حالا دیگر آثار هنری خلق شده، همچون گذشته خواهانی نداشت. چرا که هدف از تبلیغ مفاهیم والا به نمایش تمایلات شخصی قدرتمندان بدل شده بود.در چنین شرایطی چه کسی باید تصمیم می گرفت که چه نوع اثری خلق شود؟! اگر یک اثر هنری با مخالفت عده ای مواجه می شد آیا این هنرمند یا صاحب اثر نبود که به حبس محکوم می گردید؟! آیا اثر هنری می بایست در چهارچوب قوانین اجباری آفریده می شد؟!با گذشت زمان و در جوامع آزاد، از آنجایی که ملاک هر حرکتی جلب رضایت عمومی بود، حتی قدرتمندترین احزاب و سیاستمداران نیز برای کسب رای و اعتماد مردم، ناچار بودند از هنر در مقاصد تبلیغی خود به گونه ای استفاده کنند که نمایانگر نیازهای جامعه و مردم باشد. هر چند این مسئله هنوز هم در جوامع دیکتاتوری با اعمال زور و سانسور همچون گذشته جریان دارد. آیا این امر باعث درجا زدن و عدم رشد هنر در این جوامع شده است؟ آیا هنر در جوامع آزاد به رشد و بالندگی مطلوب خود دست یافته است؟!</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 19:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آثار هنری تکاندهنده؛ ابزاری برای بیداری</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%9B-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-eyrlkn4re0w0</link>
                <description>می دانیم که انسان ها و همینطور ملت ها، استعداد عجیبی برای خودبزرگ بینی دارند؛ درست مثل خودمان!! از طرف ِدیگر، هنر هم قدرت عجیبی در تکان دادن ما و ایجاد یک شوک و وقفه در روال عادی زندگی مان دارد. به همین دلیل است که یکی دیگر از معیارهای سنجش ِاثر هنری؛ بررسی ارزش های تکان دهنده ی آن است.Chris Ofili :مریم مقدس - اثری از ما به سادگی فراموش می کنیم که &quot; قوانین و هنجارها&quot; تا چه اندازه ای مصنوعی و ساختگی هستند.گاهی فکر می کنیم که آنها وحی مُنزل اند. در حالیکه این چنین نیست. مثلا زمانی طبیعی بود که زن ها حق رای نداشته باشند اما این اصل بعد از مدتی تغییر کرد و بهتر شد.در هنر هم می توان مثال هایی از این دست را دید؛ آثاری که به واسطه ی تکان دهنده بودنشان حائز اهمیت هستند. مانند اثر کریس اوفیلی با عنوان &quot;مریم مقدس&quot; که در سال 1997 در نمایشگاهی در لندن به نمایش درآمد. و آنقدر در سراسر جهان جنجال به پا کرد که باعث خشم و انزجار برخی و پاشیده شدن رنگ سفید روی آن به وسیله ی یکی از بازدیدکنندگان شد.اوفیلی یک هنرمند آفریقایی ست. او با استفاده از فضولات خشک و لعاب داده شده ی فیل به جای سینه ی باکره ی مقدس، تصورات ما را نسبت به فضولات - و هر آنچه که به آن نسبت می دهیم و می گوییم بی ارزش است - زیر سوال برد!اثر او آنچه را که به نظر ما محترم است و چیزی را که بی ارزش است؛ جابجا می کند! و وادارمان می کند تا نسبت به چیزهایی که بی ارزش می دانیم، نگاه بهتری داشته باشیم. اگر در برابر چنین اثری قرار گرفتید و شوکه شدید، گناه اوفیلی نیست، بلکه این ایدئولوژی های غیرقابل انعطاف ماست که تکان خورده اند و باعث تعجب ما شده اند. شاید وقت آن رسیده که درباره ی افکاری که از گذشتگانمان به ارث برده ایم تجدید نظر کنیم. https://africanah.org/success-chris-ofili/ </description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 08:08:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاهکارهای گذشته چه حرفی برای ما دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-wjsu0kkygxux</link>
                <description>اثر هنری زمانی ارزشمند است که درباره ی گذشته به ما بگوید. اینکه مردمان در گذشته چگونه زندگی می کردند؟ نوع پوشش و مدل آرایش موها، مناسک مذهبی، روابط اجتماعی - اقتصادی و سیاسی آن ها چگونه بوده است و بسیاری اطلاعات دیگر.(vittore carpaccio) بهبود یافتن مرد جن زده (معجزه ی صلیب مقدس متبرک 1496) اثری از: ویتوره کارپاچیو ما به وسیله ی یک اثر هنری خوب می توانیم شکوه گذشته را دریابیم و خود را در قاب آن شکوه جای دهیم. اگر کمی تخیل کنیم می توانیم به خودمان اجازه بدهیم که از طریق این نقاشی وارد گذشته شویم. خودمان را در میان مردمانی بیابیم که به معجزه باور دارند و این موضوع بخشی از ایدئولوژی حاکم بر زمان آن ها بوده است.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 18:02:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست چطور می تواند یک اثر هنری را شاهکار کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AF-konrxjbysvll</link>
                <description>درباره ی اصولی حرف می زدیم که باعث می شوند یک اثر هنری در طول تاریخ به یک شاهکار بدل بشود.عامل دومی که می تواند این ارزش را ایجاد کند سیاست است! البته اینجا منظور از سیاست چیزی متفاوت از برداشت های روزمره ماست.بر اساس بررسی سیاسی، یک اثر هنری زمانی ارزشمند است که بیانگر شرافت، حقیقت ، عدالت و حقوق مالی انسان ها باشد.بنا بر این معیارها، نقاشی خانم و آقای آندروز، اثر گینزبرو ، اثر بسیار قابل توجهی است. چرا که به عنصر مهم مالکیت اشاره دارد.خانم و آقای آندروز - اثری از توماس گینزبورو (Thomas Gainsborough)زن و شوهر در گوشه ای خلوت از مالکیت هکتارها زمین شان دیده می شوند. آنها نیازی ندارند که زمین را شخم بزنند یا بذری بپاشند! به سادگی از دسترنج دیگران لذت می برند. به چهره هایشان دقت کنید! نقاش می گوید اینها مردمی از خودراضی و بدجنس هستند. بنابراین نقاشی در حال ِبیان نظریه ای درباره ی فساد اخلاقی حاکم بر طبقه ی ملاکان است. این اثر یک نقاشی مثبت و مترقی در زمان خودش محسوب شده چرا که برای آیندگان راهی را روشن ساخته است.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 15:51:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه آثار هنری برتر جهان، اعتبار پیدا می کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-lzz2bnmkqz6j</link>
                <description>در ادامه ی پست های قبل، شاید بد نباشد که با هم مروری کنیم بر دلایل و اصولی که آثار هنری ِبرتر جهان بر اساس آن ها داوری شده و اعتبار پیدا کرده اند!بخشی از اثر لئوناردو داوینچیاولین اصلی که شاهکارهای برتر جهان بر مبنای آن قضاوت می شوند &quot;بررسی فنی&quot; اثر است.این روش ارزیابی ِهنر، به آثار و هنرمندانی بها می دهد که در عرصه ی تاریخی دارای رتبه های اول هستند. مانند لئوناردو داوینچی. در بررسی فنی ِهنر، داوینچی مهم است چرا که او از اولین کسانی بود که شیوه ای برای نشان دادن اشکال بدون اینکه از خط استفاده کند ابداع کرد. او سوژه های خود را برای اولین بار از طریق سایه روشن زدن به تصویر کشید.از طراحی های داوینچیو یا نقاشی کوه سَن ویکتوریا اثر سزان، یکی از مهم ترین آثار هنری جهان است. چرا که برای نخستین بار در یک اثر هنری به شدت بر مسطح بودن سطح بوم تاکید شده است.کوه سن ویکتوریا اثر پل سزانادامه دارد...</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 13:55:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر خوب چگونه هنری است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bncno8bkjfxc</link>
                <description>اصولا بر چه مبنایی یک اثر هنری را اثری خوب می نامیم؟ چرا در قرن هفدهم رامبراند و کاراواجو هنرمندانی بزرگ محسوب می شدند؟ یا در همین عصر چرا پیکاسو، بیکن یا وارهول غول های هنری قرن خود هستند؟ و آثار خلق شده توسط آن ها به عنوان شاهکارهای هنری مطرح می شوند؟ آیا نمی توان در برابر چنین شاهکارهایی مخالفت کرد یا از مقابلشان بی تفاوت گذشت؟اثری از فرانسیس بیکنالبته اگر معیار سنجش را، سلیقه و علاقه ی فردی بدانیم، به سادگی می توان خیلی از آثار بزرگان را رد کرد و یا کم ارزش دانست. اما مسئله اینجاست که هیچ کدام از این مشاهیر، آثارشان را بر مبنای زندگی و علایق شخصی ما خلق نکرده اند. پس چه عناصری تعیین کننده ی یک اثر هنری خوب هستند؟ آیا این اعتبار جهانی، خودبخود و بی دلیل به دست آمده است؟ قطعا نه!این اعتبار حاصل روندی پیچیده از ترکیب ایدئولوژی، پول، دانش، حمایت و با پشتوانه ی درس های دانشگاهی و موزه هاست که همگی ِحس های ما را به سمت با ارزش تلقی کردن یک اثر هنری هدایت می کند.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 21:38:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما در زندگی چه چیزی را تحسین می کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-psxtmdxepe8t</link>
                <description>آیا ما در زندگی مان چیزی داریم که قابل تحسین کردن باشد؟ در عصر حاضر وقتی که رسانه ها از هر طرف و در هر ساعت، چشم و گوش ما را با عناوین مختلف از صحنه های جشن و میهمانی، افتخارات و موقعیت های شغلی و تحصیلی، روابط عاشقانه و ثروت عده ای برگزیده پر می کنند و ما گاها آنها را حتی بیشتر از خودمان می شناسیم، آیا مجالی برای پرداختن به نکات قابل تحسین یک زندگی معمولی باقی می ماند؟ و یا ما همواره باید در حسرت دستیابی به موقعیت و موفقیت آنها باشیم؟انسان به سرعت نسبت به زندگی اش احساس آزردگی می کند. چرا که هر چیز تازه ای به زودی برایش عادی شده و به حضور آن و یا داشتن و دستیابی به آن عادت می کند. عادت کردن مکانیزمی ست که از یک سو با عملکرد ناخودآگاهش باعث موفقیت و خرسندی ماست ( مثل وقتی که رانندگی می کنیم و دیگر نیاز نیست به پدال ها فکر کنیم.) و از سوی دیگر به سادگی می تواند باعث دلزده گی ما از زندگی شود.اثر: آمادئو مودیلیانیمحیط زندگی تکراری، آدم های تکراری، روابط و گفتگوهای تکراری و ... در این میان اما هنر به کمک بشر می آید و با نمایاندن چیزهایی به ظاهر پیش پا افتاده باعث دقت دوباره و توجه بیشتر ما به مسائل عادی و روزمره زندگی می شود. همین امر به ما کمک می کند تا در دنیای پرشتاب امروزی دمی بیاسائیم و از آنچه که داریم و آنچه که هستیم لذت ببریم و خودمان را به واسطه ی همین امور ساده تحسین کنیم. اموری که به واسطه ی مکانیزم عادت، آن ها را نادیده گرفته ایم و از یاد برده ایم.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 11:33:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر مثل قلقلک دادن است!</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%82%D9%84%D9%82%D9%84%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-shlsmcjfw4ri</link>
                <description>رو به رو شدن با آثار هنری ای که دوستشان نداریم ( مثل انسان هایی که دوستشان نداریم) درسی از رشد روانکاوانه به ما می دهند.رشد زمانی اتفاق می افتد که ما کشف کنیم در حضور چیزهایی که امکان دارد تهدیدآمیز باشند، خود ِاصلی مان باقی بمانیم.بلوغ یعنی مهارت مدارا کردن را آموختن؛ یعنی شکنندگی مان کمتر شده، دیگر به آسانی شوکه نمی شویم. در نتیجه قادریم با موقعیت ها آنطور که هستند درگیر شویم. ما انسانیم و هیچ چیز ِانسانی نباید برای ما بیگانه باشد. و می توانیم با دنیاهای متفاوت مدارا کنیم.همین هنر بیگانه و عجیب، می تواند برای ما ارزشمند باشد. چرا که طرز تفکری را به ما منتقل می کند که در محیط آشنا ما وجود ندارد. اما ما برای شناخت کامل انسان به آن نیازمندیم.اثر: پیکاسوهنر – مثل قلقلک دادن – در زندگی روزمره و تکراری ما ، می تواند جنبه هایی را در ما بیدار کند که آنها را از یاد برده ایم.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Sun, 26 May 2019 09:14:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجازه ورود به دنیای دیگران را به خودمان بدهیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-uvoijqhpcvlj</link>
                <description>خالق یک اثر هنری، متعلق به هر زمان و مکانی که باشد، در نهایت مثل ما، یک انسان است. گو اینکه تجربیات او فرسنگ ها از ما فاصله داشته باشد اما در همین اتمسفری شکل گرفته که ما نیز در آن نفس می کشیم. پس، همواره حلقه ای اشتراکی میان ما و تمام آدمیان برقرار است. کافی ست رنج نزدیک شدن به دیگری را بر خود هموار کنیم وکمی از آن حالت تدافعی خود خارج شویم. و در عین حال که شخصیت و اصالت خودمان را حفظ می کنیم، اجازه ی ورود به دنیای دیگری را هم به خود بدهیم. و در این مسیر دچا تغییر و رشد شویم.by : Velasquesببینید پابلو پیکاسو چگونه اثری از نقاشی بزرگ مثل ولاسکوئز را طبق میل و نیاز خود بازآفرینی کرده است! شاید شما هم مثل من با دیدن این نقاشی، از جو اشرافی آن منزجر شوید اما پیکاسو به خودش اجازه می دهد که با این اثر بازی کند! و این بازیگوشی را نوعی درگیر شدن با اثر می داند. و از جهان قدرتمند و اشرافی آنها، جهانی کودکانه، شیرین و معصوم خلق می کند.by: Picassoاین امکان برای پیکاسو میسر نمی شده مگر اینکه ابتدا خود را در اثر ولاسکوئز غرق کرده و سپس از درون آن، چیزی را که خود خواسته بیرون کشیده و در قالبی نو، دوباره به جهان عرضه داشته است. و این رمز رشد و پیشرفت اوست. </description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 10:48:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پذیرش تنوع در هنر عامل تغییر ماست .</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bfdy1ti2i4lz</link>
                <description>ممکن است تصویر یک اشراف زاده که برای اولین بار با آن رو به رو می شویم، موجب خشم و سرخوردگی ما شود. اما به مرور زمان می تواند باعث رضایت و خشنودی هم در ما بشود! و چه بسا به آن علاقمند شویم و از داشتنش حس خوبی پیدا کنیم!BY: P.P. Rubensاما این رشد و تغییر یک پیش نیاز دارد! و آن هم این است که در برابر عرصه ی پهناور هنر و تنوع بی شمار آثار هنری، دیدی باز و آزاد داشته باشیم. و از این بابت، خودمان را زیر سوال نبریم که چرا در حال دیدن فلان اثر هستیم که شاید در نزد عموم مردم، دیدنش زشت باشد!یادمان باشد آثار هنری ماحصل جهان بینی هایی هستند که ممکن است کاملا با جهان بینی ما در تضاد باشد! پس لازم است کمی صبور باشیم و نظریه های منفی را هم تحمل کنیم. حالا نوبت آن است که کمی با خالق آن اثر هنری همدلی کنیم. نقاشی که یک خاندان اشرافی را نقاشی می کند، در عصری زندگی می کرده که در آن اصل و نسب اشرافی داشتن، یک قدرت قانونی محسوب می شده است و به سادگی عده ای برتر از دیگران و حاکم بر آن ها بودند. چیزی که امروزه با روحیه ی دموکراسی جور درنمی آید.خب، حالا که دلیل خالق اثر را درک کردیم، وقت آن است که به دنبال نقاط مشترکمان باشیم. و این نیاز به دقت و توجه بیشتری دارد. شاید شما هم گاهی با دیدن رفتار عموم مردم، از خودتان پرسیده باشید آیا واقعا همه ی انسان ها از نظر خلق و خو و عقل و منطق با هم برابر هستند؟ یا اینکه بعضی ها قدرت رهبری و حکمرانی بر سایرین را از خاندان شان به ارث برده اند؟ همین سوال، فارغ از پاسخش، می تواند اولین پله برای برقراری ارتباط شما با خالق اثر باشد.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Wed, 15 May 2019 07:40:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر چگونه‌ باعث رشد ما می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-fptshguxyquh</link>
                <description>شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به محض دیدن یک اثر هنری، دچار احساسی عجیب شوید. مثلا از آن بترسید. یا حوصله تان سر برود. حس کنید اثری کریه و چندش آور است و یا به شما پز می دهد! ممکن است اگر در همان لحظه به دنبال دلیل برانگیخته شدن این حس در درون خودتان بگردید، به یکباره به دوران کودکی پرت شوید. مثلا دیدن یک نقاشی کلاسیک و منظره ی تمام عیار و شکوهمند اشرافیان ، شما را به یاد فلان فامیل پولدارتان بیاندازد که هر بار با دیدن شما شروع به فخرفروشی کرده است و حالا شما حاضر نیستید لحظه ای حتی در برابر این تابلو مکث کنید. وقتی که حتی یک چنین حالتی ممکن است شما را از دیدن برترین آثار نقاشی جهان منصرف کند؛ آیا می توانیم منکر تاثیر تجربیات گذشته در زندگی امروزمان شویم؟جالب است بدانیم که این نوع جبهه گیری های ناخودآگاه نه تنها در برابر هنر، بلکه در تمام عرصه های زندگی تنها یک نتیجه دارد؛ ما به مرور دچار وسواس فکری می شویم و در نتیجه قدرت تفکر، عملکرد و خلاقیت مان ضعیف می شود.by: Caravaggoبسیاری از ما دارای یک نوع سیستم دفاعی ذهنی هستیم. مثلا اگر در کودکی در زمینه ی مسائل مذهبی از سوی خانواده و یا جامعه تحت فشار بوده ایم، در بزرگسالی از هر گونه مواجه با مسائل مذهبی دوری می کنیم. چرا که تداعی کننده ی تمام آن فشارها و ناراحتی ها در دوران کودکی ماست. و ما از این رودرویی احساس خطر می کنیم.این نوع تدافعی زندگی کردن، می تواند ما را از تجربه ی لذت های جدید محروم کند! ممکن است هیچ وقت به سمت نقاشی نرویم. لباس های متفاوت نپوشیم، نرقصیم و یا موسیقی های گوناگون را گوش ندهیم. و بدتر از آن حلقه ی افراد زندگی مان را محدود به یک گروه خاص و با یک سری عقاید مشابه کنیم.در نهایت دچار فقر فکری می شویم. و نمی توانیم در زندگی پیشرفت کنیم.چرا درگیر شدن با هنر می تواند برای ما سودمند باشد؟ چون تنوع آثار هنری بی پایان است! هنر سرشار از نمونه های شگفت انگیز و ناشناخته است که می توانند احساسات و تجربیات گوناگونی را در ما به وجود بیاورد و ما را به شکل های مختلف تحت تاثیر قرار دهد. ولی، در همان حال به ما این فرصت و اجازه را می دهد که در تنهایی و خلوت خود، به مرور زمان، این احساسات عجیب و غریب را حلاجی کنیم و با آن ها کنار بیاییم.</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Sun, 12 May 2019 10:05:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی خود را در یک شئی هنری پیدا می کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A6%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-hk6486aqpgph</link>
                <description>گاهی وقت ها، یک شئی مثل یک انگشتر، می تواند خود ِشما باشد! بطوریکه با دیدنش، توی دلتان بگویید: &quot; این منم! این مال منه!&quot; اما چرا؟! هنر به ما کمک می کند تا خودمان را بهتر بشناسیم. همچنین به وسیله ی هنر می توانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم و خود را بیشتر معرفی کنیم. قبول دارید که خیلی از تجربیات ما از طریق کلمات و در صحبت هایمان قابل بیان نیستند؟ و ما نمی توانیم با گفتن از یک تجربه ی خاص، احساس واقعی مان را به دیگران منتقل کنیم؟ مثلا لحظه ای از یک روز پاییزی را در نظر بگیرید که در حال پیاده روی در یک پارک هستید، یکباره از دیدن انعکاس نور خورشید بر روی برگ های نارنجی و رنگ آبی عجیب آسمان پس زمینه،  بهت زده می شوید. (من بارها بی نهایت شگفت زده شدم). چقدر این کلمات می توانند بار ِاحساسی و دریافت درونی شما را به مخاطب منتقل کنند؟ این در حالیست که یک نقاش با رقص رنگهای گرم و سرد روی بوم نقاشی، بی اینکه با شما حرفی زده باشد، این حس شکوهمند را منتقل می کند. b y: Erin Hansonدرست همین جاست که نحوه ی چیدمان خانه ی ما، اهمیت پیدا می کند. یک تابلوی نقاشی، چند قطعه ی چوب دکوری، رنگ مبلمان و فرش ها، تزئینات روی دیوار و ... اشیاء هنری ای که با ظاهر ساده شان، می توانند گویای شخصیت درونی ما باشند. به لحظه ای فکر کنید که برای اولین بار به منزل دوستی رفته اید و از تفاوت چیدمان خانه ی او با شخصیت ش، تعجب کرده اید. در آنجا به یکباره او را بسیار خوش قریحه تر و یا برعکس؛ بی سلیقه یافته اید. چقدر در فضای خانه ی او احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کرده اید به نسبت وقتی که در کنار او در خیابان قدم می زدید؟! آیا همین چیدمان به ظاهر ساده، برداشت شما را از او تغییر نداده است؟!اشیای هنری، درست مثل رسانه ای هستند که ما نه تنها آن ها را دوست داریم، بلکه به آن ها نیازمندیم. در جایی، خود را در آن ها می یابیم و در جای دیگری خود را به وسیله ی آن ها به دیگران بیشتر معرفی می کنیم. بله. این است اثر عظیم هنر!</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 09:03:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودت را در هنر پیدا کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86-krqc39rsbwqc</link>
                <description>ما چقدر خودمان را می شناسیم؟ بیشتر اوقات چیزهایی توی فکر و قلب ما می گذرد که اصلا متوجه دلیل آن ها نمی شویم. یک وقت هایی بی جهت پکر و بی حوصله هستیم. و گاهی هم برعکس، بی دلیل سرحال و سرخوشیم. بعضی اوقات چیزهایی به دلمان برات می شود. حس ششم ما بیدار می شود و در کل بی اینکه بدانیم چرا؟ می دانیم که اتفاق هایی در پشت ِپرده ی درون ما در حال وقوع است.شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که بعد از خواندن یک قطعه شعر، ناگهان تصویر واضحی از خودتان پیدا کرده باشید. چراغی در ذهنتان روشن شده باشد و برای یک لحظه این فکر از سرتان گذشته که این همان چیزی ست که من می خواستم بگویم! و یا ممکن است با خودتان بگویید: &quot; این چقدر منم!! &quot;.هنر ِشعر از جمله هنرهایی ست که می تواند آن لحظات گنگ و فراری را که ما درک نمی کنیم، به دام کلمات بیاندازد. و بعد آرام آرام مشتش را جلوی ما باز کند و ما را به حیرت وادارد. البته هنر در بسیاری از جنبه ها به ما کمک می کند تا در خصوص مفاهیم پیچیده، روشن تر فکر کنیم. مفاهیمی مثل عشق، امید، عدالت و ... که همواره به آن ها فکر کرده ایم اما کمتر وقت هایی بوده که به ماهیت واقعی آن ها پی برده باشیم.ما همیشه به معنای عشق نزدیک شده ایم اما این نزدیکی درست مثل این است که برای یک لحظه در آستانه ی دری قرار گرفته باشیم ولی وارد آن نشویم. تصمیم خاصی درباره ی آن نمی گیریم و از کنارش عبور می کنیم. به همین خاطر است که اکثر ما مفهوم واقعی عشق را نمی دانیم. و در برابر آن موضع مشخصی نداریم. و همواره عشق را موضوعی گنگ به حساب می آوریم.و اما هنر! هنر مانند آینه ای تمام قد، در آن سوی در، قرار گرفته و نمایی کامل از مایی که بر آستانه اش ایستاده ایم، نشان می دهد. آیا تابحال پیش نیامده که با شنیدن یک قطعه موسیقی، یا دیدن یک تابلوی نقاشی، و یا غرق شدن در تماشای یک تئاتر، خودتان را پیدا کرده باشید؟ به نظرتان عجیب نیست؟ هنر، جایی فراتر از ما، آن بیرون، نمایی نادیدنی از درون ما را به ما نشان می دهد!... اصلا آخرین باری که چنین چیزی را تجربه کرده اید به یاد می آورید؟... اثر: Denis Sarazhin</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Wed, 08 May 2019 06:41:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایش مذهب در هنر</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-x4dczdk3cnf1</link>
                <description>یکی از پررنگ ترین جنبه های اخلاقی در هنر، نمایش مذهب و تصاویر مذهبی است. فرآنجلیکو در جامعه ای کار می کرد که نقاشی تصویرهای ترسناک از جهنم، برای یادآوری عاقبت مردم، یک کار کاملا طبیعی بود. به همین دلیل، هنرمند تمام تلاش خودش را می کرد تا سرحد امکان جهنمی دهشتناک را به تصویر بکشد. چرا که قرار بود بیننده از دیدن مخلوقات درنده و زنده زنده پخته شدن، بر روی دیوار خانه اش، دچار کابوس بشود.( واقعا چه کسانی چنین تصویری را روی دیوار خانه شان نصب می کردند؟!!). از نگاه هنرمند، بهترین واکنش و پاسخ بیننده باید این باشد؛ &quot;یک لحظه هم نمی توانم این تصویر را از ذهنم خارج کنم!&quot;اثر: Fra Angelico رنج های جهنم (بخشی از تابلو) 1431اما حالا در جهان سکولار، نمونه های مدرنی از جهنم را می توانیم ببینیم. که شاید تا آن اندازه نمایشی نباشند ولی تاثیرشان بر ما عمیق تر است. برای انسان غیرمذهبی، جهنم یعنی خارج شدن از مسیر بهترکردن ِخود. عکس های &quot;ایو آرنولد&quot; از طلاق ِزوج های روسی، تجسم روزمره ی جهنم به بهترین شکل ممکن است.مسئله ی اصلی ِنمایش اخلاق در هنر، این نیست که نشان دادن مهربانی سخت باشد. بلکه مسائل اخلاقی آنقدر بدیهی و واضح و آشکار هستند که کمتر ممکن است ما را تحت تاثیر قرار بدهند. هزار بار شنیده ایم که با هم مهربان باشیم اما این تکرار باعث شده است که مهربانی مفهوم خودش را از دست بدهد. حالا ببینید یک هنرمند چگونه می تواند روشی پیدا کند تا چشم و دل ما را نسبت به مسائل بدیهی و تکراری باز کند؟ و به سوی زندگی متعادل راهنمایی کند؟ اینجاست که تفاوت این دو اثر احساس می شود، اولی ترس و وحشتی کاذب ایجاد می کند که به مرور عادی می شود، دومی اما همواره ما را به فکر فرو می برد و می توان آن را روی دیوار اتاق نصب کرد و هرازگاهی با دیدنش، یادمان بیافتد که قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم.اثر: Eve Arnold طلاق در مسکو 1966</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2019 07:42:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;آکراسیا&quot; یا اندوهِ ضعف اراده</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%A2%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87-%D9%90%D9%90-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-an3fozdfqwtl</link>
                <description>هنر نه تنها می تواند در متعادل کردن شخصیت ما موثر باشد، بلکه می توند کمک کند تا زندگی اخلاقی تری هم داشته باشیم. در عصر حاضر که کسی حق و اجازه ی این را ندارد تا به دیگری بگوید: &quot;کمی به اخلاقت برس و کمی خوب تر باش.&quot;، یک اثر هنری می تواند ما را به بهتر بودن تشویق کند. آن هم از طریق پیام های ناخودآگاهی که ما را تشویق یا سرزنش می کنند.اکثر ما از اندوهی رنج می بریم که ارسطو آن را &quot;آکراسیا&quot; نامیده است که همان &quot;ضعف اراده&quot; می باشد. همه ی ما وقتی که تحت فشار نباشیم، سعی می کنیم خوب باشیم و دیگران را هم به خوبی تشویق می کنیم. اما به محض اینکه تحت فشار قرار می گیریم، وا می دهیم! دیگر دلیلی برای خوب بودن پیدا نمی کنیم. در زندگی های دشوار، معمولا انسان هدفش را فراموش می کند. اما دقیقا در چنین مواقعی می توانیم از یک اثر هنری کمک بگیریم. چرا که اگر کسی به ما گوشزد کند که فرد بهتری باشیم، ممکن است از او دلخور و یا متنفر بشویم اما در برابر یک تابلو، چنین احساسی را کمتر خواهیم داشت.حالا در این میان، بهترین هنر، هنر محتاطانه است! هنری که اخلاقی است اما متعصب نیست. یعنی به این نکته توجه دارد که انسان ها به سادگی جذب چیزهایی می شوند که از نظر اخلاقی، خلاف است. حتی انسان های بسیار خوب هم در زندگی، اشتباهات و لغزش هایی دارند.Robert Braithwaite Martineauمثلا وقتی به نقاشی &quot;مارتینو&quot; نگاه می کنیم، متوجه می شویم که مشکل شوهر، قماربازی و میخواره گی است. از طریق نشانه هایی مثل تابلوی اسب سوار مسابقه و شیشه ی شراب ِپشت سرش و ... . این مرد حالا دارد پسرش را هم به چنین صفاتی ترغیب می کند! ولی آیا او موجود خبیثی ست؟! به لبخند مهربان و سرخوشی اش نگاه کنید. او می خواهد که همه را خوشحال کند، منتها اشکالش این است که سبک سر است و نمی توان به او اعتماد کرد. می توانیم تصور کنیم که در ادامه ی همین روند، زندگی و خانه ی پدری اش را از دست خواهد داد و تمام آن یادبودهای روی دیوار و عتیقه هایی که نمادی از زندگی ِسراسر قاعده و نظم پدرانش بوده است، بر باد خواهد رفت!قدرت هنرمند در به تصویر کشیدن این نکات باعث می شود که ما نیز شرمندگی و اندوه حاصل از این وضعیت را درک کنیم. و به یاد بیاوریم که ما نیز مانند این مرد گرایش به سمت خوشگذرانی و سبک سری داریم. </description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2019 09:25:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر چگونه‌ کمبودهای جامعه را نشان می دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-bkyl0a2pekl8</link>
                <description>با بررسی این که چه نوع آثار هنری در دوره ای از تاریخ محبوبیت داشته، می توانیم بفهمیم که آن دوره ی تاریخی، دچار چه نوع عدم تعادلی بوده است! مثلا اگر نقاشی هایی که در آن دوره، مورد توجه عموم قرار داشتند، پر باشند از صحنه ها و مکان های آرام که از دیدنشان احساس جاودانگی و تقدس به ما دست دهد، می توانیم حدس بزنیم که جامعه ی آن دوره به شدت گرفتار و مادیگرا بوده است.با توجه به اینکه هنر قرار است با زیبایی خود، شکاف های درونی ما را پر کند، می فهمیم که تفاوت سلیقه ها از تفاوت شکاف های درونی افراد سرچشمه می گیرد. پس نباید از اینکه یک نفر، اثری را که از دید شما بسیار زیباست زیبا نمی بیند، ناراحت بشوید. همینطور نباید به سرعت درباره ی اثری که دوستش نداریم یا آن را زیبا نیافته ایم، قضاوت منفی بکنیم. باید به نیاز و شکاف درونی پشت آن اثر توجه داشته باشیم و همچنین از این طریق، می توانیم به نیاز درونی انسان های اطرافمان پی ببریم و با احترام به آن ها، تفاوت ها را بپذیریم.اثر: مهدی حسینی</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 10:13:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در هنر خودمان را پیدا می کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-tpxipuclxc3c</link>
                <description>همه ی ما بخش های گمشده ی شخصیتمان با هم فرق دارد. به همین دلیل است که سلیقه های افراد نیز با هم تفاوت دارد. چرا که هر کسی بسته به نیاز درونی اش، مجذوب یک اثر هنری می شود. و در اثر همین جذب شدن است که از درون به تعادل می رسد. دیده اید مثلا یک نفر از شنیدن یک موسیقی تند آذری، آنچنان به وجد می آید که در حد وسع مکانی اش شروع به رقصیدن می کند؟! و برعکس، یک نفر ترجیح می دهد در اتاقی خلوت نشسته و با گوش سپردن به موسیقی بی کلام، مدیتیشن کند. یا در نقاشی؛ اگر شما کارمند اداره ی ثبت احوال در شهری آرام و ساکت باشید و زندگی تان مثل گردش ساعت یکنواخت باشد، به تنها چیزی که نیاز ندارید یک تابلوی نقاشی مینیمال است! شما نیاز دارید به موسیقی بندری یا همان آذری گوش بدهید و مثلا نقاشی های فریدا کالو (معادل ایرانی اش را الان حضور ذهن ندارم) را تماشا کنید. شکلی از هنر که روحیه ی خموده ی شما را بازسازی کند.به همین دلیل است که سلیقه های مردم درباره ی زیبایی تا این اندازه با هم فرق دارد. چرا که هر کسی بسته به نیاز درونی خودش، به دنبال چیزی می گردد که آن نیاز را برآورده سازد. و روح پرتلاطم او را آرام کند. هر اثر هنری سرشار از فضاهای روانی و اخلاقی خاص خودش است. مثلا یک تابلوی نقاشی می تواند آرام باشد یا بی قرار. با شهامت باشد یا محافظه کار. فروتن باشد یا با اعتماد بنفس، حتی مذکر باشد یا مونث! همه ی اینها هستند که باعث می شوند ما یک تابلو را بر دیگری ترجیح بدهیم چرا که تنها آن تابلو می تواند شکاف های روانی و احساسی ما را پر کند.و در نهایت، وقتی به یک اثر هنری می گوییم زیبا که خصلت های خوبی را که خودمان نداریم، در آن اثر پیدا کنیم. انگاری تشنه ی هنری هستیم که ضعف های درونی ما را جبران کند و کمکی باشد برای رسیدن به مرحله ای که در آن از خودمان احساس رضایت داریم! و اینگونه است که هنر این قابلیت را دارد که ما را به کمال باطنی امیدوار کند.اثر: هانیبال الخاص</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 10:07:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم های یک طرفه</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-xlu0qsgmjn8i</link>
                <description>تعداد کمی از ما، آدم های کاملا متعادلی هستیم. شرایط محیطی، تجربیات روزمره، گذشته و روابط ما به شکلی هستند که می توانند عواطف ما را به صورت غم انگیزی یک طرفه کنند. ممکن است فردی به شدت از خودراضی بشویم یا برعکس قربانی و از خودگذشته. زیاد از حد به دیگران اعتماد کنیم یا همیشه مشکوک و بدبین باشیم. به شدت جدی یا همواره سبک سر باشیم و ... . هنر می تواند به ما کمک کند تا با قسمت های گمشده ی شخصیتمان ارتباط دوباره ای برقرار کنیم. قسمت هایی که به هزاران دلیل پیدا و پنهان، خواسته یا ناخواسته در درونمان غیرفعال شده اند. هنر می تواند به ما کمک کند تا به نوعی تعادل روانی برسیم.تجسم کنید که در شرایطی قرار گرفته اید که زندگی فشار زیادی به شما وارد می کند. اضطراب و تنش نمی گذارد روی موضوعی که می خواهید، تمرکز کنید. کارهایتان به هم گره خورده و حجم انبوهی از کارهای عقب افتاده، شما را از پا درآورده است. در میان این ازدحام، گاهی هم این امکان را دارید که به یک خانه ی کوچک و دنج در شهری آرام پناه ببرید و از پشت پنجره ی آن به تنها درخت درون حیاط خیره شوید... .یک اثر هنری به شما چنین حالتی را می دهد؛ &quot; زمانی برای تنهایی با خود ِخودتان! و تمرکز کردن بر آن چیزی که در درونتان می گذرد. ارتباط برقرار کردن با بخش آرام کننده ی ذهنتان و رسیدن به ملایمت و سادگی درونی تان که باعث شادمانی شما خواهد بود.&quot;نقاشی از: ایمان افسریان</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2019 08:29:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعادل پیدا کردن به کمک هنر</title>
                <link>https://virgool.io/@zigurat40/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%B1-laveevwyi4om</link>
                <description>تعداد کمی از ما، آدم های کاملا متعادلی هستیم. شرایط محیطی، تجربیات روزمره، گذشته و روابط ما به شکلی هستند که می توانند عواطف ما را به صورت غم انگیزی یک طرفه کنند. ممکن است فردی به شدت از خودراضی بشویم یا برعکس قربانی و از خودگذشته. زیاد از حد به دیگران اعتماد کنیم یا همیشه مشکوک و بدبین باشیم. به شدت جدی یا همواره سبک سر باشیم و ... . هنر می تواند به ما کمک کند تا با قسمت های گمشده ی شخصیتمان ارتباط دوباره ای برقرار کنیم. قسمت هایی که به هزاران دلیل پیدا و پنهان، خواسته یا ناخواسته در درونمان غیرفعال شده اند. هنر می تواند به ما کمک کند تا به نوعی تعادل روانی برسیم.تجسم کنید که در شرایطی قرار گرفته اید که زندگی فشار زیادی به شما وارد می کند. اضطراب و تنش نمی گذارد روی موضوعی که می خواهید، تمرکز کنید. کارهایتان به هم گره خورده و حجم انبوهی از کارهای عقب افتاده، شما را از پا درآورده است. در میان این ازدحام، گاهی هم این امکان را دارید که به یک خانه ی کوچک و دنج در شهری آرام پناه ببرید و از پشت پنجره ی آن به تنها درخت درون حیاط خیره شوید... .یک اثر هنری به شما چنین حالتی را می دهد؛ &quot; زمانی برای تنهایی با خود ِخودتان! و تمرکز کردن بر آن چیزی که در درونتان می گذرد. ارتباط برقرار کردن با بخش آرام کننده ی ذهنتان و رسیدن به ملایمت و سادگی درونی تان که باعث شادمانی شما خواهد بود.&quot;نقاشی از: ایمان افسریان</description>
                <category>مرجان نصرالهی</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 07:28:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>