<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zmradlw</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:31:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>زهرا</title>
            <link>https://virgool.io/@zmradlw</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چی‌ شد که این شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zmradlw/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF-uh5wgpmcavd9</link>
                <description>افرادی تو زندگیم بودن که فکر می‌کردم تا وقتی که من روی این کره خاکی نفس میکشم در کنارم هستن و برای موفقیت هایم ذوق و برای ناراحتی هایم بغض می‌کنند. ارتباطی ناگسستنی داریم؛ که هرگز چیزی باعث پاره شدن این طناب محکم نمیشه ولی الان که اطرافم رو نگاه میکنم مدت هاست اتفاقی که وحشت افتادنش رو داشتم به وقوع پیوسته در حالی که من چندان متوجهش نشدم.حالا فکر میکنم که من چقدر در بهم خوردن این دوستی ها نقش داشتم؟! و این غمگینم می‌کنه.</description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 13:19:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباهاتی که کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@zmradlw/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-ayvwkjsco4un</link>
                <description>پارسال که کنکوری بودم مدام مشاور عوض میکردم همش تو ذهنم بود اگه این خوب نباشه چی؟!اگه فلان کار نکنه چی؟اگه بلد نباشه چی؟زهی خیال باطل انگار مشاور قراره به جای من درس بخونه در طی همین تعویض ها هم کلی زمان از دست میدادم هم یه دور باطل رو هی چرخ می‌خوردم به خودم اومدم دیدم انقدر درگیر منبع، مشاور، روش های مطالعه‌ی رتبه برتر ها.‌‌.. از این دست دغدغه های بیخود شدم که اصلا درس نمیخونم فقط مقدماتش فراهم میکنم بهمن ماه که ثبت نام کنکور شروع شد یه تلنگر کوچیک بهم خود که ببین چیزی نمونده ها از همه عقب موندی دوباره اومدم شروع کنم همون راه رو کج دار مریض ادامه دادم تا چشم بر هم زدنی کنکور اومد؛ رفت؛ شد شب اعلام نتایج رتبه ها اومد هنوزم تو بهت بودم میگفتم میمونم عیب نداره یه سال‌ دیگه تا نتایج نهایی اومد همه‌ی دوستام دیروز اولین روز دانشگاه‌شون بود تازه دیدم ای دل غافل یک سال از عمرم سر هیچی هدر دادم از همه‌ی هم سن سالام عقب موندم دوست داشتم این حرفا رو یه جایی بگم بلکه بشه درس عبرت که شماهم سال دیگه کاسه‌ی چه کنم؟ چه کنم؟ دست نگیرید الانم چه بسا بنطرتون جدی نیاد حرفای من ولی از من که یبار تجربه کردم بشنوید که سال بعد تو شرایط من گیر نکنیدمشاور فقط یه برنامه بهتون میده عصای موسی نداره معجزه کنه براتون یه مشاور نرمال پیدا کنید بدون تبلیغات عجیب غریب بشینید پای درستون تلاش کنید. برای آینده‌تون اصلا به ذهنتون راه ندید این فکرها رو که مشاورم اینجوری‌ه، منبع‌م کمه، آزمون فلان طور دادم دیگه نمی‌تونمبخونید، بخونید، بخونیدکه سال بعد این موقع ها برای همه تلاش هایی که نکردید از خودتون ناامید نشید.برای پشت کنکوری های بی‌نوا هم دعا کنید.یاعلی</description>
                <category>زهرا</category>
                <author>زهرا</author>
                <pubDate>Tue, 11 Oct 2022 11:49:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>