<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهره پروندی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zohrehparvandi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:06:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3367010/avatar/23U4pS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهره پروندی</title>
            <link>https://virgool.io/@zohrehparvandi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روزها با نقص هایشان کامل perfect می‌شوند | نقدی بر آخرین ساخته ویم وندرس: perfect days</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%B5-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-perfect-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3-perfect-days-ws1wzars2dw5</link>
                <description>دوازده روز از زندگی یک پیرمرد در توکیو که به شغل نظافت سرویس‌های بهداشتی عمومی مشغول است به ظاهر دوست‌داشتنی نیست، اما ویم وندرس، فیلمساز آلمانی با سابقه سه بار نامزدی جایزه اسکار و به خانه بردن دو جایزه جشنواره کن، این ایده را در قالب سینمای آهسته، حتی به شکلی عامه‌پسندانه، به نمایش می‌آورد. فیلمی که به طرزی عجیب، شما را با داستان کوچک و جمع و جورش همراه می‌کند و بدون اغراق، جاذبه خوبی برای ادامه دادن تماشایش تا انتها ایجاد می‌کند.ویم وندرس با سبک متفاوت و کاوش عمیق در احساسات انسانی شناخته شده و این بار هم با فیلمی که به انسان ها، تنهایی و احساسات درونی پرداخته است روبرو هستیم. بدون نمادی خاص و پیچیدگی غیر قابل فهم، که البته تا حدودی به ضرر فیلم تمام شده که در ادامه به آن میپردازیم. فیلم به زندگی یک نظافتچی با روتین بسیار مشخص در توکیو میپردازد. پیرمردی تنها که در پی دست یافتن به نظم در جهانی بی نظم است و با روتین های محدود خود پاسخی به آشوب جهان پیرامونش میدهد. پروتاگونیست داستان به اتفاقات و بی نظمی های غیر منتظره برخورد میکند که خود را به تجربه کردنشان میسپارد. روتین مطلوبش را با آنها تطبیق میدهد و البته گاهی هم چارچوب روتینش فرو میریزد. تاثیر جالب سینمای &quot;ازو&quot; در فیلم های وندرس هم بکی از موضوعات اصلی ست که به بررسی آن میپردازیم.چه خبر از جشنواره کن؟فیلم &quot;کوجی یاکوشو&quot; در جدول ارزیابی منتقدین جشنواره کن نمره خوب ۲.۹ از ۴ را کسب کرده است. منتقدان این بازی را ستوده‌اند و با اعتقاد به اینکه وندرس در نشان دادن جزییات بیشتر از زندگی هیرایاما (شخصیت اصلی فیلم) شتاب نمی‌کند، معتقدند که رفته‌رفته ما را با اتفاقات غیرمنتظره‌ای همراه می‌کند تا مخاطب از دیدن روزمرگی‌های او خسته نشود.پیرمرد از زندگی خود راضی است!در نیم ساعت ابتدای فیلم، با تبیین جهان اثر مواجه می‌شویم. فیلم تماشاگر را با خود همراه می‌کند. در سکانس‌های نظافت به شکلی مستندگونه و از هر زاویه‌ای که در فضای فیزیکی صحنه ممکن است، فیلمبرداری انجام شده و صحنه‌ها فاقد ترکیب معنادار یا بافت و جزییات بصری هستند. به علاوه، شغل پیرمرد روی کاغذ یکی از ناخوشایندترین مشاغل است. ولی نمایش وندرس از شغل او بیش از انتقال دشواری کار و ارزش رضایت پروتاگونیست از زندگی اش، نمایش معماری جذاب و تجهیزات توالت‌های عمومی توکیو است. این موضوع به شدت ارزش رضایت پروتاگونیست از زندگی محقرش را در چشم مخاطب کم می‌کند.وقت خوبی است که این سوال را بپرسیم: &quot;رضایت پیرمرد از زندگی به ظاهر حقیرانه اش را چگونه درک می‌کنیم؟&quot; البته که ما با سینمای آهسته و تعمقی مواجهیم؛ با سلسله‌ای از اصوات و تصاویر و نه چندان ایده‌داستانی. تجربه اصلی سینمای آهسته به هنگام تماشا و درک تصاویر رقم می‌خورد، و نه تحلیل انتقادی ما پس از اتمام فیلم. شریدر در کتاب سبک متعالی می‌گوید: &quot;همگرایی قلمرو روحانی و سینما در سبک رخ می‌دهد و نه در محتوا؛ در چگونه و نه در چه.&quot;برگردیم سر این موضوع که رضایت شخصیت اصلی را چگونه درک می‌کنیم؟ قطعاً با توضیحاتی که بالاتر دیدیم، منطقی است که بیشتر در چگونگی و سبک فیلم است که این رضایت را با روح و جان درک می‌کنیم، اما از عناصری که رضایت را به خوبی جلوه می‌دهند، پرفورمنس خوب بازیگر و چهره حکیمانه اوست که مورد تحسین منتقدان نیز واقع شده است.صحنه‌هایی که شامل رضایت هیرایاما از زندگی هستند را با هم مرور می‌کنیم: نماهای نقطه نظر کوتاه او به طبیعت اطرافش و احساس بارقه‌هایی از رهایی در میان روتین حرفه‌ای، موتیف کتاب‌خواندن، رسیدگی به گیاهان، بردن سر زیر آب هنگام استحمام، بازی‌های کوچک او هنگام کار مانند رسیدگی به بی‌نظمی کودکان و بازی دوز با فرد ناشناس، عکاسی با شیوه‌ای قدیمی از طبیعت، موتیف رانندگی هیرایاما که البته امضای ویم وندرس به عنوان فیلم جاده‌ای نیز هست، گوش کردن به موسیقی‌های جالب با نوار کاست و همه موارد نشان‌دهنده صلح درونی است.اما پردازش جزییات زندگی پیرمرد می‌توانست بهتر انجام شود. جزییات زندگی او به‌طور هوشمندانه انتخاب نشده‌اند و دم‌دستی و سهل‌الوصولی آن‌ها عمقی به شناخت ما از پیرمرد نمی‌دهند. درست مانند آهنگ‌های بسیار مشهور و دم‌دستی که انتخاب شده‌اند و از هیرایاما کاراکتری عمیق و متفاوت نمی‌سازند.ضعف بیان بصری فیلم را کجای دلمان بگذاریم!؟سهل‌گیری در بخش‌های مختلف از روایت تا سبک، به جای سادگی، نشان دهنده ساده‌انگاری است و ظرفیت‌های جذاب متن را بی‌استفاده می‌گذارد. به علاوه، اکثر نماهای فیلم به تماشای تصاویری تخت و بی‌ظرافت نشسته‌ایم. با اینکه جذابیت بصری فیلم، ترکیب جذاب از آبی سرد و بازی نور و سایه (که مورد اقتضای مفهوم فیلم نیز هست)، نور روزبه‌جا و ستودنی فیلم، کات‌هایی که تماشاگر را اذیت نمی‌کند و در خدمت لحن فیلم هستند و فضاسازی شاعرانه فیلم غیرقابل‌انکارند. اما این تصاویر تخت و بی‌ظرافت و عمق، باعث کاهش ارزش فیلم شده‌اند. بیان بصری فیلم کم‌عمق و ناکافی به نظر می‌رسد در حالی‌که ارزش و لطف سینمای تعمقی به برانگیختن حساسیت مخاطب نسبت به تمهیدات بیانی است. سینمای تعمقی یا به قولی سینمای متعالی، سینمایی ضدپیرنگ و حادثه‌گریز است. نماهای طولانی، دکوپاژ مینیمالیستی، تصاویر بدون جذابیت نمایشی زیاد عضوهایی جدانشدنی از آن هستند. گویی با تجربه‌ای روحانی در آن مواجهیم. در مجموع قرار است با روایتی مینیمال و گزیده‌گو روبرو باشیم اما بیان فیلم پرگوست و حشویات زیادی دارد. صحنه‌های اضافی هر از چند گاهی به چشم می‌آیند و هر روز فیلم آنقدر پربار نیست. اهمیت وجود دوازده روز از زندگی پیرمرد مشخص نیست.فیلم‌های آهسته مثل فضای ساکتی هستند که حتی کوچکترین صدا در آن‌ها توجه را به خود جلب می‌کند. بنابراین، امکان ندارد صحنه‌ها را بدون ظرافت نما کرد و هر چیزی را به هر نحوی درون این نماها قرار داد. ویم وندرس این را به خوبی می‌داند. فیلم به هدفمندی درون چارچوب سینمای تعمقی متمایز می‌شود، به گونه‌ای که حتی خود هدفمندی (از طریق نماهای بسیار گذرا و قدردانی از نور آفتاب) استثنا در نظام بصری فیلم به حساب می‌آید.تاکاشی کله شق و زید جذابش! وجود تاکاشی، همکار جوان، و کله شق، پیرمرد، تعهد کاری پیرمرد را در مقایسه با وضع معمول جهان قرار می‌دهد و نحوه برخورد شخصیت اصلی را با چالش‌ها و تعارض‌ها به تصویر می‌کشد. همنشینی هیرایاما با پسر و دوست دخترش باعث تزریق شوخ‌طبعی به فیلم است. اما آیا این صحنه‌های کمیک ایدهٔ ظریفی در متن یا اجرا به حساب می‌آیند؟خواهر زاده هیرایاما هم به جمع‌مان اضافه شد!جایی که فیلم به نوعی به میانه می‌رسد و داستان جان می‌گیرد، لحظات شروع اتفاقاتی است که اخلال در روتین پیرمرد ایجاد کرده‌اند. در واقع تمایز یک فیلم تعمقی از یک فیلم بدخسته کننده، همین هدفمندی جاری در تمهیدات بیانی است. این شکستن روتین پیرمرد، قدرت دارد چون این چرخه تکراری در فرم فیلم درونی و تثبیت شده است. یعنی تکان‌دهنده‌تر از تغییر موقعیت زندگی شخصیت اصلی، فروپاشی نظام فرمال فیلم است. تم مرکزی فیلم &quot;وندرس&quot; همین نگاه حکیمانه به زندگی است که &quot;روزها با نقص‌هاشان کامل (perfect) می‌شوند&quot;. و این گویی به ساختار روایی و بصری فیلم هم راه پیدا کرده است.فیلم تا نیمه‌ی منوال تکراری دارد تا اینکه سر و کله خواهر زاده هیرایاما پیدا می‌شود. دیدن نیکو (خواهر زاده پیرمرد) مقدمه‌ای برای رسیدن به خواهر ثروتمند پیرمرد و اشاره به دنیای متفاوتی است که او داوطلبانه کنار گذاشته است. در واقع زندگی امروز او، نه از سر اجبار بلکه انتخابی آگاهانه و فکرشده است. این موضوع رضایت او را از روزمرگی محقرش از دریچه‌ای جدید نمایان می‌کند.در لحظه‌ای موثر، دخترک به دوستی پیرمردانه با درخت می‌پردازد. هیرایاما از این تعبیر نیکو و جذاب غافلگیر می‌شود. سپس، دختر اولین فردی است که به عکس‌های پیرمرد دسترسی می‌یابد. پیرمرد قبلاً دوربین قدیمی خود را به دخترک هدیه داده بود که واقعاً نشان دهنده انتقال دیدگاه او نسبت به جهان جدید به خواهرزاده اش بود. هرچند این تلاش ناکام ماند، اما دخترک به شیوه خود با استفاده از تلفن همراه، با جهان جدید ارتباط برقرار می‌کند.وندرس، ارادتمند «ازو»در فیلم، که نماد تضاد بین سنت و مدرنیته است، تفاوت بین برج‌ها و درختان به چشم می‌آید؛ درحالی‌که دختر، بر خلاف هیرایاما که از دیدن درختان شادمانی می‌برد، از دیدن برج‌ها هیجان زده می‌شود.موضوع مهم بعدی که به آن می‌پردازیم، خوانش فرامتنی تأثیر ازو و سینمای او در فیلم‌های وندرس است که برخاسته از همین تضاد نسلی است که کاور فیلم به خوبی آن را نشان می‌دهد. در واقع، یکی از جذابیت‌های فیلم، بیان این تضاد قدیمی و جدید است و هیرایاما گویی یکی از پیشگامان سینمای ازو است که در تصویر ایفای نقش کرده است.ویم وندرس شیفته ازو است. او مستندی به نام «تصاویری از توکیو» دارد که هدف آن بررسی اثراتی از توکیوی وقت از شهر تصویر شده است. در آثار او، نظام کهنه‌ای که منسوخ شده و به دست تحولات فناورانه و فرهنگی به حاشیه رانده می‌شود، به نمایش در می‌آید. مردانی سالخورده که در پایان توسط دختران جوانشان ترک می‌شوند و این را به عنوان بخشی از چرخه طبیعی زندگی می‌پذیرند. در مقابل، در این فیلم، تنهایی هیرایاما و صلح او با جهان مدرن به شکلی سنتی و با ابزاری قدیمی را شاهدیم. همچنین، در صحنه‌ی داخل بار به مردانی افسرده پس از ترک شدن اشاره می‌شود. صحنه جدا شدن نیکو از هیرایاما هم می‌تواند اشاره‌ای به ترک شدن پیرمردان توسط فرزندانشان در فیلم‌های او باشد.صلح درونی هیرایاما و پذیرش جایگاه خودش در جهان نو، مفهومی برگرفته از صلح با جهان نو در عین حفظ نظام سنتی مورد قبول خودش در فیلم‌هایش است.رویاهای سیاه و سفید هیرایاماتعدادی از لحظات زندگی هیرایاما به موتیف جذاب خواب‌های او راه پیدا می‌کنند. رویاهای او چکیده‌ای از آورده‌های هر روز او هستند. تصاویری که با او می‌مانند. بازی سایه‌ها در خواب او نشانه‌گذاری خوبی از طرف وندرس است و البته دیدن صحنه‌هایی خلاف بخش‌هایی از روزهای هیرایاما که انتظار داریم در خواب او ببینیم و دیدن اتفاقاتی به ظاهر معمولی‌تر از روتین او یک توییست نامحسوس جالب است.دوستان! دوستان! یک توییست قابل توجه!توییست فوق‌العاده جذابی که توجهی به آن نمی‌شود، لحظه‌ای است که هیرایاما از کنار دختری که در ماشین با او خلوت می‌کند و زنی که همکار جدید اوست می‌گذرد و به دنبال صحبت با زن کافه‌دار می‌رود.در واقع، پروتاگونیست با یک نوع انزوا و انفعال مقابل کارهایی که می‌خواهد انجام دهد، روبرو است. این را هنگامی که فروش نوار کاست فکر می‌کند، یا زمانی که پیرمردی که ورزش می‌کند را مشاهده می‌کند، یا وقتی مادری که دست فرزندش را تمیز می‌کند، یا حتی زمانی که کودکی که به دنبال تاکاشی آمده و او را نمی‌یابد، در چشمان او مشخص می‌شود. انگار می‌خواهد چیزی بگوید ولی نمی‌گوید.اما پس از خلوت کردن با دختر جوان در ماشین، هیرایاما دچار شوک می‌شود و پس از این تجربه، برخوردها و واکنش‌های متفاوت او را می‌بینیم. حدس ما از واکنش‌هایش این است که ممکن است با دوست دختر تاکاشی یا زنی که به تازگی همکار او شده صحبت کند.اما خلاف انتظار، او بدون هیچ مقدمه‌ای به سمت صحبت با زن کافه‌دار می‌رود. این توییست نشان می‌دهد که درباره هیرایاما چقدر کم اطلاع داریم. تا چه حد او را نمی‌شناسیم، و تا چه حد افکار و امیال خود را در این سال‌ها سرکوب کرده و با خود حمل کرده است.همسر سابق زن کافه دار؟ فاقد اهمیت!شوهر سابق زن کافه دار و مونولوگ طولانی‌اش اهمیتی برای مخاطب پیدا نمی‌کند. صحنه گفتگو با او فاقد ظرافت اجرایی یا تماتیک است. سایه‌بازی انتهایی پیرمرد با او، حتی اگر جمع‌بندی اشاره بصری پیشین فیلم به سایه‌ها باشد، تلاشی بی‌حاصل برای عمق بخشیدن به موقعیتی تو خالی است. شاید هم حرکت از روی دلسوزی هیرایاما برای ارتباط گرفتن با مرد در حال مرگ است. برخورد منطقی دیگری از او با جهان پیرامونش، که در چندین جای دیگر هم به شکل خوش برخوردی او با مردم عادی شاهد آن هستیم.نقص فیلمبرداریدر سکانس‌های انتهایی فیلم، فیلمبرداری با دوربین رو دست و چند زوم بی‌جا می‌بینیم که وجودشان جای تعجب دارد و دلیلی برای آنها نمی‌یابیم. اگر دلیلی برایشان یافتید، به ما هم اطلاع دهید.پایان دلچسب فیلم، پشت فرماننمای بلند پایانی نشان دهنده پیمودن مسیر دستیابی به صلح درونی به تنهایی است. اشک و خنده توام و در پی هم هیرایاما نشان دهنده توالی تلخی و شیرینی در روزهای زندگی است و تنها با این دوگانگی، روزها می‌توانند کامل باشند.نویسنده: معصومه سلمانی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Sep 2024 23:01:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالی که نکوست، از بهارش پیداست | فیلم‌های مورد انتظار 2024</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-2024-dsdvdsw1fzbg</link>
                <description>تلماسه: قسمت دوم (Dune2)تاریخ اکران: 11 اسفند 1402 (1 مارس 2024)ژانر: علمی‌تخیلی، ماجراجوییکارگردان: دنیس ویلنوو (Denis Villeneuve)این فیلم، یکی از مورد انتظارترین و بهترین فیلم‌های علمی‌تخیلی است که با بازی تیموتی شالامه و زندایا ساخته شده و اکران بسیار موفقی را تجربه کرده است، به طوری که امتیاز 8.9 از IMDB را کسب کرده است. این سری بر اساس رمانی با همین نام نوشته شده توسط فرانک هربرت ساخته شده است. قسمت اول این سری در تاریخ 22 اکتبر 2021 اکران شد و نمره 8 از IMDB را بدست آورد. داستان فیلم در آینده‌ای دور و در سیاره‌ای به نام آراکیس روایت می‌شود که به خاطر طبیعت بیابانی خود به تلماسه مشهور است. این سیاره که تنها منبع ماده‌ای ارزشمند است، محل نزاع بین چندین نژاد مختلف می‌شود. قسمت دوم به بررسی سفر اسطوره‌ای دوک پاول اتریدیز (نقش آفرینی توسط تیموتی شالامه) می‌پردازد که با قدرت‌های روشن‌بینی خود می‌تواند بشریت را به آینده‌ای بهتر راهنمایی کند. پاول در حال حاضر با چانی (نقش آفرینی توسط زندایا) متحد شده است و در مسیر جنگ انتقام از توطئه‌گرانی قرار می‌گیرد که خانواده او را نابود کرده‌اند. پس از به دست گرفتن کنترل امپراتوری و مواجهه با یک انتخاب بین عشق زندگی‌اش و سرنوشت تمام جهان، او تلاش می‌کند تا از آینده‌ای وحشتناک جلوگیری کند، که فقط خودش می‌تواند آن را پیش‌بینی کند.ددپول قسمت سوم (DeadPool 3)تاریخ اکران: 5 مرداد1403 (26 ژوئیه 2024)ژانر: ابرقهرمانی، اکشن، کمدیکارگردان: شان لوی (Shawn Levy)سری‌ فیلم‌های ددپول، اسپین‌آفی بر دنیای مردان ایکس محسوب می‌شود. اولین قسمت این سری در تاریخ 12 فوریه 2016 منتشر شد و به موفقیت مالی و هنری خوبی دست یافت و نمره 8 از IMDB را کسب کرد. سری دوم نیز در سال 2018 اکران شد و موفقیت قابل توجهی از نظر منتقدان و تجاری داشت با کسب نمره 7.6 از IMDB. حالا منتظر قسمت سوم از این سری شگفت‌انگیز هستیم. ددپول یا همان وید ویلسون با شخصیتی حراف ولی طنز و پر از شوخی و جوک شناخته می‌شود و به طور کلی داستان از این قرار است که وید ویلسون از نیروهای ویژه اخراج می‌شود و با ونسا آشنا می‌شود. آن‌ها با هم وارد رابطه می‌شوند و یک سال بعد، ونسا پیشنهاد ازدواج وید را می‌پذیرد. وقتی مشخص می‌شود وید به سرطان مبتلاست، بدون هیچ حرفی ونسا را ترک می‌کند. مردی مرموز به او نزدیک می‌شود و پیشنهاد می‌کند می‌تواند سرطانش را درمان کند. وی پیش آژاکس و انجل داست رفته و سرمی می‌گیرد که قرار است ژن‌های جهش‌یافته و پنهانش را بیدار کند. آن‌ها چند روز ویلسون را شکنجه می‌دهند ولی اتفاقی نمی‌افتد. ویلسون در یک محفظه پرفشار رها می‌شود و تا مرز خفگی پیش می‌رود ولی نهایتاً قدرت التیام فرا انسانی در او بیدار می‌شود و سرطان درمان می‌شود. ولی سراسر تنش پر از زخم‌هایی شبیه سوختگی می‌شود. ویلسون تبدیل به پارتیزانی ماسک‌دار به نام ددپول می‌شود و درگیر جنگ و انتقام و همزمان ماجراهای جنایی و عاشقانه می‌شود. در طول دو قسمت اول کنایه‌های زیادی به شخصیت وولورین با بازی هیوجکمن در سری فیلم‌های مردان ایکس می‌شود و حالا در قسمت سوم این دو شخصیت را با هم داریم و طبق اخبار تا به حال، گویا این دو با همکاری هم قرار است تاریخ مارول را تغییر دهند!پاندای کونگ فو کار قسمت چهارم (Kung Fu Panda 4)تاریخ اکران:18  اسفند 1402(8 مارس 2024)ژانر: انیمیشن، اکشنکارگردان: مایک میچل (Mike Mitchell)این سری انیمیشن، یک فرنچایز چندرسانه‌ای آمریکایی است که اولین قسمت آن در سال ۲۰۰۸ اکران شد و نمرهٔ 7.6 را به دست آورد. قسمت دوم آن در سال ۲۰۱۱ با نمرهٔ 7.3 و قسمت سوم در سال ۲۰۱۶ با نمرهٔ 7.1 اکران شدند. این مجموعه ماجراهای پاندایی به نام پو را دنبال می‌کند. پو با پدرش در یک رستوران محلی کار می‌کند و وقتی خود را به سختی به مراسم انتخاب جنگ‌جوی اژدها میرساند، به طور ناگهانی خود را فرد منتخب پیدا می‌کند و در نهایت به یک استاد کونگ‌فو تبدیل می‌شود. پس از آن، چالش‌هایی در دنیای کونگ‌فو را تجربه می‌کند. در قسمت چهارم، پو در حال آماده شدن برای تبدیل شدن به رهبر معنوی دره صلح خود است، اما همچنین به کسی نیاز دارد که جای او را به عنوان جنگ‌جوی اژدها بگیرد. به این ترتیب، او یک کونگ‌فوکار جدید را برای آن نقطه آموزش می‌دهد و با شروری به نام آفتاب‌پرست روبرو می‌شود که شرورانی از گذشته را تداعی می‌کند.جوکر: جنون دو نفر (Joker: Folie a Deux)تاریخ اکران: 13 مهر 1403 (4اکتبر 2024)ژانر: هیجانی، روانشناختی، اکشن، درامکارگردان: تاد فیلیپس (Todd Phillips)قسمت اول این سری سال 2019 اکران شد و امتیاز 8.4 را کسب کرد. داستان فیلم در سال ۱۹۸۱ و شهر گاتهام سیتی رخ می‌دهد و داستان زندگی کمدین شکست‌خورده‌ای به نام آرتور فلک را دنبال می‌کند که بعد از تجربه‌های تلخ متعدد وارد دنیای جرم و جنایت شده و با لقب جوکر به شهر بازمی‌گردد. واکین فینیکس نقش جوکر را در این فیلم بازی کرده‌است؛ بدین ترتیب او بعد از سزار رومرو، جک نیکلسون، هیث لجر و جرد لتو پنجمین شخصی است که در یک اثر سینمایی این نقش را ایفا کرده‌است.در این فیلم فقر و اختلاف طبقاتی به وضوح دیده می‌شود و همچنین اختلال خودشناسی عاطفی که آرتور به نام دجوک دارد، دیده می‌شود. این مجموعه با جزئیات دقیق و مسائل واقعی تلخ اجتماعیش شما را در خود غرق می‌کند و ما در قسمت دوم خواهیم دید که آرتور فلک از زندان فرار می‌کند و کشت و کشتار راه می‌اندازد. او سپس هارلی کویین(نقش آفرینی توسط لیدی گاگا) را می‌بیند که او هم یک شخصیت بسیار روانی و خطرناک به شیوه خود است و …درون و بیرون قسمت دوم (Inside Out 2)تاریخ اکران: 25 خرداد 1403 (14 ژوئن 2024)ژانر: انیمیشن، کمدی، درام، ماجراجوییکارگردان: کلسی من (Kelsey Mann)قسمت اول این سری توسط پیت داکتر ساخته شده و در سال ۲۰۱۵ اکران شد و نمره ۸.۱ را کسب کرد. تولد این اثر داستان جالبی دارد. پیت داکتر ایده اصلی فیلم &quot;درونِ بیرون&quot; را بر اساس احساسات و تجربیات خودش در سنین نوجوانی نوشت، زمانی که به کشور دانمارک نقل مکان کرده و دچار تشویش‌های اجتماعی شده بود. او اغلب وقت‌های آن را به کشیدن نقاشی اختصاص داد که در نهایت باعث ورودش به حرفه انیمیشن‌سازی شد.در سال ۲۰۰۹، پیت داکتر متوجه تغییرات رفتار دختر یازده ساله‌اش شد که شباهت زیادی به کودکی خود داشت. برای همین تصمیم گرفت فیلمنامه‌ای با موضوع احساسات انسان‌ها بنویسد، اما کار نوشتن فیلم‌نامه به مشکل برخورد و او دچار افسردگی شد. او می‌ترسید که هیچ‌وقت نتواند فیلم‌نامه را تمام کند و از پیکسار اخراج شود. برای همین، سفری طولانی بدون خانواده و دوستانش آغاز کرد و به فکر این افتاد که دلش بیشتر از همه برای چیزی که پیکسار به آن ارزش می‌دهد، تنگ خواهد شد. این نتیجه‌گیری باعث شد او قطعه گمشده فیلم‌نامه را پیدا کند که پایه‌گذار اتفاقی مهم در داستان شد.خلاصه قسمت اول درباره رشد است. رشد می‌تواند مانند جاده‌ای پر دست‌انداز باشد و رایلی هم از این قضیه مستثنی نیست، کسی که با شروع کار پدرش در سان فرانسیسکو از زندگی در میانهٔ غرب جدا شده‌است. مانند همه ما، رایلی هم توسط احساسات خود کنترل می‌شود، مانند شادی، ترس، خشم، نفرت و غمگینی. این احساسات در مرکز ذهن و فرماندهی رایلی به عنوان شخصیت‌هایی در این انیمیشن زندگی می‌کنند و به او در زندگی روزانه‌اش راهنمایی می‌کنند. با تلاش رایلی و احساساتش برای تنظیم خود با یک زندگی جدید، آشفتگی‌هایی در ذهن او به وجود می‌آید. گرچه شادی، احساس اصلی و مهمترین احساس رایلی، تلاش می‌کند تا چیزها را مثبت نگه دارد، اما در میان احساسات دیگر برای کنار آمدن با یک شهر، خانه و مدرسهٔ جدید، تضاد وجود دارد. رایلی دختری بسیار شاد بود که با مهاجرت به شهر دیگری بسیار ناراحت شد. رایلی را ۵ حالت‌اصلی کنترل می‌کنند: شادی، غم، ترس، خشم و نفرت.قسمت دوم این مجموعه را کلسی من کارگردانی میکند و داستان راجع به بلوغ و حال و هوای رایلی دانشجو است. گفته می‌شود که &quot;درون و بیرون ۲&quot; به افکاراتِ ذهن رایلی نوجوان برمی‌گردد، درست زمانی که خانه قدیمی در حال تخریب است، تا جایی که برای یک موقعیت پیش‌بینی نشده منتظر است؛ احساسات جدید! شادی، غم، خشم، ترس و انزجار، که مدتهاست عملیات موفقیت‌آمیزی را انجام داده‌اند، مطمئن نیستند که وقتی اضطراب ظاهر می‌شود چه احساسی داشته باشند. و به نظر می‌رسد که او تنها نیست....نویسنده: زهرا آقائی پور</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 17:14:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقوط یک خانواده | نقد فیلم Anatomy of a Fall</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-anatomy-of-a-fall-iikssxsyalub</link>
                <description>فیلم‌های درام دادگاهی از ژانرهای محبوب سینما هستند و اثرهای مانند «12 Angry Men» و «The Night Of» این ژانر را با کیفیت بالا نشان داده‌اند. «آناتومی یک سقوط»، فیلمی از فرانسه به کارگردانی ژوستین تریه واقع در سال 2023، یکی از جدیدترین اعضا در این ژانر است که توانسته استانداردهای منتقدان و مخاطبان را برآورده کند.یکی از عوامل کلیدی در موفقیت این ژانر، قرار دادن مخاطب در نقش یک قاضی است. هرچه فیلم بتواند این تجربه را بهتر ارائه دهد، جذب بیشتری از نظرات منتقدان و توجه مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد. به عنوان مثال، فیلم «12 Angry Men» را در نظر بگیرید؛ در این فیلم، 12 نفر عضو هیئت منصفه در یک اتاق جمع شده‌اند تا در پرونده‌ی یک قتل، قضاوت کنند. شواهد موجود، همه فرضیاتی هستند که ادعا می‌کنند پسر متهم مقصر است، اما اگر با دقت به آنها نگاه کنیم، می‌توان دید که این فرضیات ممکن است اشتباه باشند. در طول فیلم، دو دیدگاه به مخاطب ارائه می‌شود، دو زاویه‌ی دید که هم امکان دارند درست باشند و هم اشتباه، و این باعث می‌شود که یک انسان بی‌گناه به قتل برسد یا متهمی بی‌گناه محکوم شود.«آناتومی یک سقوط» نیز از این اصول بنیادین ژانر به خوبی بهره‌برداری کرده و توانسته است ذهن مخاطب را به خود جذب کند. داستان این فیلم درباره‌ی یک پدر است که به دلیل سقوط از پله‌های شیروانی، جان خود را از دست می‌دهد. زمانی که فرزند نابینای خانواده در خانه حضور دارد، او جسد پدرش را پیدا می‌کند. ابتدا، مخاطب با دیدن این صحنه فکر می‌کند که پدر به طور خودکشی جان خود را از دست داده و مادر بی‌گناه است، اما با گذر زمان، شواهد و فرضیاتی ارائه می‌شود که باعث می‌شود مخاطب در قضاوت خود شک کند و حتی به احتمال متهمیت زن نیز اعتقاد پیدا کند.یکی دیگر از عوامل مهم که باعث درگیر شدن مخاطب با روایت فیلم می‌شود، دوربین و کادر است. برای مثال به سکانس‌ اولین شهادت پسر در دادگاه دقت کنید. دوربین از زاویه دید قاضی مخاطب را به تماشای این شهادت می‌نشاند و با هر حرکت سر پسر، دوربین نیز با آن حرکت می‌کند تا مخاطب را در قضاوت همراه کند. یا سکانسی که در آن متخصصان خون در مورد احتمال قتل یا خودکشی تحلیل‌های خود را ارائه می‌دهند به گونه‌ای فیلم برداری شده که انگار مخاطب استدلال‌ها ما هستیم نه قاضی.از بازی ساندرا هولر، بازیگر نقش اول، هر چه بگویم کم گفته‌ام. او با بازی خوب خود توانسته شخصیتی تودار، چند لایه و آرام را خلق کند که حتی در لحظاتی در دادگاه که آبروی خانواده برباد می‌رود، اگر چه دچار از هم پاشیدگی درونی شده و می‌داند که حتی با بردن دادگاه هم بازنده‌ی واقعی اوست، شخصیتی بسیار آرام اما قابل همدردی را خلق کند.با تمام این‌ها اما یک ساعت و ربع اول فیلم بسیار خسته کننده و ملالت آور است و تکلیفش با خودش معلوم نیست. کارگردان سعی می‌کند بخش اول فیلم را به سبک جنایی روایت کند ولی در انجام آن ناکام است و به درستی از المان‌های ژانر استفاده نمی‌کند. اگر موفق بشوید که آن یک ساعت و ربع اول را تحمل کنید، به بخش‌های زیبایی از فیلم خواهید رسید.فیلم همینطور از پتانسیل المان موسیقی برای خلق لحظات درام، به خوبی استفاده نمی‌کند و به جز در یک یا دو سکانس، ما شاهد موسیقی فاخری نیستیم که احساسات ما را برانگیزد. اتمسفر سازی هم در یک ساعت اول به خوبی اجرا نشده و المان‌های برف و سرما ،به طور کامل، موفق به تزریق بار درام به فیلم نشده‌اند. برای مثال فیلم منچستر کنار دریا را به خاطر بیاورید. برف و سرما ملالت آور بودند. انگار شخصیت‌ها در زیر بار این سرما له می‌شدند. سرما در تک تک سکانس‌ها در تنمان رسوخ می‌کرد و باعث می‌شد ما هم همانند لی چندلر، از آن سرمای لعنتی متنفر باشیم اما در آناتومی یک سقوط شاهد چنین چیزی نیستیم.با تمام این تفاسیر، آناتومی یک سقوط با وجود بخش اول خسته کننده خود، اگر فرصت بدهید حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت و قطعاً پشیمانتان نخواهد کرد. در آخر هم فیلم با سکانسی تمام می‌شود که ساندرا در عین پیروزی در دادگاه، خود را بازنده نهایی می‌بیند. آبرویی که از دست رفته و خانواده‌ای که سقوط کرده و دیگر مثل قبل نخواهد بود.نویسنده: رضا محمدی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2024 15:08:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین افتخاری که برای بهترین‌ها نیست | فیلمسازان کلاسیکی که هرگز اسکار نگرفتند</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-xothtd3xsltq</link>
                <description>در سال‌های اخیر، با توجه به تولید و پخش گسترده و سریع فیلم‌ها در سرتاسر جهان، سوال بزرگی برای همه‌ی فیلم‌بازان و علاقه‌مندان سینما پیش می‌آید: چه فیلمی ببینیم؟ چقدر احتمال دارد که از انتخابمان راضی باشیم؟ یک راه مراجعه به سایت‌هایی مانند &quot;آی ام دی بی&quot; است که کمک بزرگی به ما می‌کند تا فیلم‌هایی که ارزش دیدن دارند را انتخاب کنیم. راه دیگر، دنبال کردن مراسم‌هایی مانند اسکار است؛ اینکه کدام فیلم جایزه گرفته یا نامزد شده و کدام کارگردان آن فیلم را ساخته، به ما کمک می‌کند تا راحت‌تر فیلم‌های خوب را از بین انبوهی از فیلم‌ها انتخاب کنیم. اما آیا اینکه یک فیلم یا کارگردان آن فیلم اسکار گرفته می‌تواند نشانه برتری آن نسبت به سایر آثار حاضر یا غایب در رقابت باشد؟در سال 1991، مارتین اسکورسیزی با فیلم «رفقای خوب» برای سومین بار نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی شد. او که تا آن زمان موفق به دریافت این جایزه نشده بود، آن سال رقابت را به کوین کاستنر، کارگردان فیلم «رقصنده با گرگ ها» واگذار کرد. در پی این ماجرا، هاروی کایتل در اظهار نظری گفت: «شاید اسکورسیزی به آنچه شایسته‌اش بود رسید و از متوسط‌ها جدا شد.» احتمالاً منظور کایتل از پیوستن اسکورسیزی به جمع فیلم‌سازان بزرگ هالیوود است که هرگز موفق به کسب این جایزه نشدند. البته، اسکورسیزی در سال 2006 با فیلم «رفتگان» در مراسم اسکار حضور پیدا کرد و از جمع این کارگردانان جدا شد. هیچکاک با پنج بار نامزدی (برای فیلم‌های «ربکا»، «روانی»، «پنجره عقبی»، «طلسم شده»، «قایق نجات»)، و کوبریک با چهار بار (برای فیلم‌های «بری لیندون»، «ادیسه فضایی»، «پرتغال کوکی»، «دکتر استرنج لاو»)، و هاوارد هاکس با یک نامزدی (برای فیلم «گروهبان یورک») از جمله کارگردانان نام‌آشنای این جمع هستند که حداقل یک بار نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی شدند. جالب است که چارلی چاپلین (که معرف حضورتان هست!) و ارسن ولز (کارگردان فیلم «همشهری کین» که در بسیاری از لیست‌های بهترین فیلم‌های تاریخ سینما رتبه اول را دارد) حتی یک بار هم نامزد این جایزه نشدند! نکته دیگر قابل توجه درباره این کارگردانان این است که تقریباً همه‌ی آنها در دوره‌ی فیلم‌سازی خود تاثیر به‌سزایی در نحوه‌ی فیلم‌سازی و شیوه‌های پرداخت قصه در سینما داشتند که کمتر فیلم‌سازی را می‌توانید پیدا کنید که متاثر از آنها نباشد.درخشش یک ذهن خطرناک | استنلی کوبریکنولان، که امسال برای دومین بار به جایزه اسکار نامزد شده است، درباره تأثیر زیاد کوبریک بر خودش صحبت می‌کند. او می‌گوید: «یکی از دلایلی که کوبریک تا این حد برای من محترم است، به غیرقابل تقلید بودن سبک او بازمی‌گردد. هر بار که می‌بینید فیلم‌سازی بیش از حد از او وام می‌گیرد کارش عملی نمی‌شود. کوبریک در شیوه منتقل کردن اطلاعات بسیار آرام است، یک نوع ساده‌گرایی و دیسیپلین در کارش هست که هر فیلم‌سازی می‌تواند از آن الهام بگیرد. او در درجه‌ای بسیار بالاتر از همه ما کار می‌کند؛ این بسیار الهام‌بخش است اما وحشت‌آور هم هست.»افرادی که فیلم «ادیسه فضایی» را دیده‌اند، احتمالاً متوجه الهام گرفتن گرتا گرویک نویسنده و کارگردان فیلم «باربی» ساخته سال 2023 از سکانس ظهور لوح در فیلم «ادیسه فضایی» شده‌اند و متعاقباً درکی بهتر از هدف این کارگردان از این وام گرفتن داشته‌اند. نولان به طور خاص مسحور فیلم «ادیسه فضایی» (عمق رنگ‌ها، صدا، قاب‌بندی‌ها) بود، اما ما بیشتر کوبریک را با فیلم «درخشش» می‌شناسیم، که با ساخت آن جایزه تمشک بدترین کارگردان را دریافت کرد! اما بعدها به عنوان یکی از آثار شاخص کوبریک شناخته شد. این فیلم هم ساده‌گرایی و روند بسیار آرام که مشخصه بارز فیلم‌های کوبریک است را داراست.استاد تعلیق | هیچکاکهیچکاک جزو آن معدود کارگردانانی است که شاید به اندازهٔ ستارگان فیلم‌هایش معروف بوده و هم در بین منتقدان و هم مخاطبان معمولی فیلم‌هایش پرطرفدار بوده است. سبک فیلم‌سازی و قصه‌گویی منحصربفرد هیچکاک، که دوران اوج آن با فیلم «ربکا ۱۹۴۰» شروع و با «پرندگان ۱۹۶۳» پایان یافت، بعدها به نحوی باعث شکل‌گیری موج نوی سینمای فرانسه با فیلم «۴۰۰ ضربه» تروفو شد. استاد تعلیق برازنده‌ترین لقب برای هیچکاک است. او به خوبی از ابزاری که سینما در اختیارش قرار داده بود برای روایت قصه‌هایی که اغلب در ژانر جنایی دسته‌بندی می‌شد، استفاده می‌کرد تا مخاطب را تا زمان گره‌گشایی داستانش معلق نگه دارد. سبک هیچکاکی شامل به کار بردن حرکت دوربین برای تقلید نگاه یک فرد از دید بیننده (بهترین آن در فیلم سرگیجه هنگام سرگیجه‌گرفتن جیمز استوارت بود که بعدها در فیلم‌های دیگر کپی شد) و به حداکثر رساندن القای اضطراب و ترس با استفاده از کادربندی و صداها است. (نمونه‌ی بارز آن استفاده از نماهای باز و درشت پشت سر هم در صحنه حمام فیلم روانی است).همه‌فن‌حریف | هاکس«می‌خواهم از بدترین داستانت یک فیلم خوب بسازم»، این جمله را هاوارد هاکس که دوستی نزدیکی با ارنست همینگوی نویسنده کتاب داشتن و نداشتن داشت، به او گفت و همانطور که وعده داده بود، فیلمی خوب بر مبنای این کتاب ساخت. هاکس در فیلم‌هایش از هر نمایی برای قصه‌گفتن و معرفی شخصیت‌هایش و شکل دادن روابط بین آنها استفاده می‌کرد. (در یکی از صحنه‌های فیلم «صورت زخمی ۱۹۳۲» هاکس با هنرمندی از سایه‌ها برای هشدار دادن استفاده می‌کرد که این ظرافت بعدها در نسخه دیگر این فیلم که در سال ۱۹۸۳ ساخته شد دیده نمی‌شد). یکی از ویژگی‌های مهم هاکس این است که در طیف وسیعی از ژانرها فیلم‌سازی کرده است و انگار که توانایی ساختن هر فیلمی را داشت.برمی‌گردیم به سوالی که در ابتدای این مطلب پرسیده شده بود. شاید اسکار را بتوان به عنوان افتخاری دانست که هر یک از اهالی سینما نقطه عطفی در موفقیت خود می‌دانند، اما قطعاً نمی‌توان آن را به عنوان مقیاسی برای متمایز کردن یک فیلم از دیگر فیلم‌ها به عنوان بهترین قرار داد؛ مهم‌تر از آن عکس این ماجرا است. شاید بتوان برای فیلم یا کارگردانی که موفق به دریافت جایزه اسکار شده، ارزش و اهمیت ویژه‌ای قائل شد، اما نمی‌توان نسبت به آثاری که رقابت را واگذار کرده یا حتی در آن حضور نداشته‌اند، کم‌توجهی کرد. چه بسا کارگردانانی چون کوبریک، هاکس و هیچکاک از این دسته بوده‌اند!نویسنده: زهره اصفهانی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2024 22:25:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در جست‌و‌جوی آزادی | کارنامه هنری ترانه علی‌دوستی و باران کوثری</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AB%D8%B1%DB%8C-cuk7vizsum7n</link>
                <description>ترانه علیدوستیترانه، که اکثراً او را با شهرزاد و مرغ آمینش می‌شناسیم، به طور بین‌المللی با نقش رعنا در فیلم فروشنده شناخته می‌شود؛ اما شروع این شهرت به کلاس‌های بازیگری امین تارخ و انتخاب شدن برای نقش ترانه پرنیان در فیلم «من، ترانه 15 سال دارم» برمی‌گردد. ترانه با این فیلم در 18 سالگی به جوان‌ترین برنده سیمرغ بلورین تبدیل شد و سال بعد، برای همین فیلم جایزه بهترین بازیگر زن را از انجمن «منتقدین و نویسندگان سینمای ایران» و جشنواره فیلم «لوکارنو» سوئیس دریافت کرد. البته حضور ترانه در جشنواره‌های بین المللی تنها به نامزدی برای جوایز محدود نمی‌شود و در چندین جشنواره، مثل «وزول فرانسه» و «فیلم توکیو»، جزوی از هیئت داوران بوده. با نگاه به اکثر فیلم‌های ترانه مثل «اورکا» و «برادران لیلا» متوجه الگوی خاصی در انتخاب نقش‌ها می‌شویم، او همیشه سعی کرده زنانی را به تصویر بکشد که روی پای خود می‌ایستند و برای حقوقشان می‌جنگند که این تماماً نشان دهنده خط فکری فمینیستی این بازیگر در زندگی شخصی اوست. وی در اوایل سال 1401، یکی از پایه‌گذاران «بیانیه سینماگران زن ایران» در رابطه با آزار جنسی بود که به نوعی، پیوستن به جنبش جهانی «me too» محسوب می‌شد و در اواسط همان سال با انتشار عکسی بدون حجاب، به جنبش &quot;زن زندگی آزادی&quot; پیوست و از زنان ایرانی حمایت کرد که منجر به ممنوع‌الکاری او شد. اما همیشه تنها دغدغه اجتماعی ترانه حقوق زنان نبوده، درست مثل سال 2017 که با وجود نامزدی فیلم «فروشنده» در اسکار، به دلیل دستور دونالد ترامپ برای لغو صدور ویزا مهاجران ایرانی، از حضور در این مراسم خودداری کرد. آخرین فیلم او «برادران لیلا» است که به دلیل حواشی جشنواره کن سال 2022 توقیف شد؛ اما چند ماه بعد به صورت غیررسمی در اینترنت منتشر گردید.باران کوثریاولین تجربه بازیگری او تحت عنوان بازیگر خردسال در فیلم «بهترین بابای دنیا (1370)» اتفاق افتاد و تا سال 1380 تنها در فیلم‌های مادر کارگردانش، رخشان بنی اعتماد، حضور داشت. اما کارنامه حرفه‌ای باران، با شروع از، اولین فیلم نسبتاً ترسناک ایرانی (خوابگاه دختران) در سال 83 تا بازی در سریال کمدی «آفتاب پرست» در سال 1401، به خوبی نشان دهنده این است که او تنها به واسطه مادرش، وارد حرفه بازیگری نشده و دارای استعدادی ذاتی است که در طی سالیان، آن را با نقش‌های متفاوتش به چالش کشیده. دو سال بعد از شهرت با خوابگاه دختران، او محبوبیت را با سریال صاحبدلان به دست اورد و برای نقش‌آفرینی در دو فیلم خون بازی و روز سوم، اولین سیمرغ بلورین خود را از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. در سریال «ملکه گدایان»، باران را در قامت افرا، سرپرست کودکان کار می‌بینم اما در زندگی شخصی، او به عنوان سفیر انجمن خیریه یاری سوئد در ایران معرفی شده‌است. این انجمن یک سازمان مستقل مردمی است و با شعار «کودک خیابانی کمتر، دانش‌آموز بیشتر» مشغول به کار است. باران سابقه داوری در جشنواره بین‌المللی فیلم وزول و جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان را نیز دارد. از دیگر سریال‌های جالب باران، می‌توان «شبکه مخفی زنان» را نام برد که او در این سریال ایفای 4 نقش پروین اعتصامی، وارتو طریان، ایران تیمورتاش و پرخیده را بر عهده داشته و مورد تحسین و در عین حال، انتقاد واقع شده. آخرین فیلم او «چرا گریه نمی‌کنی» ساخته علیرضا معتمدی، به دلیل حمایت او و بقیه عوامل فیلم از جنبش «زن زندگی آزادی» اکران نشد و باران کوثری برای دومین بار پس از سال 88 ممنوع‌الکار شد.نویسنده: یاسمین سامی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2024 23:25:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به سال زنگ نزن | ناکامی Better Call Saul در هشت دوره امی</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%B2%D9%86-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C-better-call-saul-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C-gmvx9knhljka</link>
                <description>«بهتره با سال تماس بگیری»، اثری از وینس گیلیگان و پیتر گولد، در ژانرهای درام حقوقی و جنایی، بخشی از دنیای «بریکینگ بد» است. این سریال که همزمان اسپین‌آف، پیش‌درآمد و دنباله‌ای بر &quot;بریکینگ بد&quot; محسوب می‌شود، داستان تبدیل شدن جیمی مک‌گیل (با بازی باب ادنکیرک)، وکیلی پرتلاش و حیله‌گر، به سال گودمن، مدافع جنایی خودخواه و همچنین افول اخلاقی مایک ارمنتراوت (جاناتان بنکس)، افسر پلیس سابقی که به کارچاق‌کن خشونت‌آمیز در دنیای قاچاق موادمخدر تبدیل می‌شود، را در نیومکزیکو روایت می‌کند. از فوریه 2015 تا اوت 2022 در شش فصل پخش شد و موفق به کسب تحسین گسترده منتقدین و مخاطبان شد، به خاطر بازیگری، داستان‌پردازی، کارگردانی و فیلم‌برداری برجسته‌اش. برخی آن را فراتر از «بریکینگ بد» ارزیابی کرده‌اند. با کسب نامزدی‌های متعددی در جوایز امی و گلدن گلوب، این سریال رکوردهایی را در پخش تلویزیونی ثبت کرد و در سال 2024 به عنوان بهترین سریال کمدی در جشنواره جوایز امی نامزد شد.ناکامی وکیل مدافع در امیسریال «بهتر است با سال تماس بگیرید»، با 53 نامزدی امی شامل هفت بار در بخش بهترین سریال درام، نتوانست در هفتاد و پنجمین دوره جوایز امی که دوشنبه شب برگزار شد، هیچ جایزه‌ای کسب کند. این اسپین‌آف «برکینگ بد» در چندین بخش مختلف از جمله بهترین بازیگر مرد نقش اول برای باب اودنکرک، بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای ری سی‌هورن، بهترین تدوین، بهترین میکس صدا، و بهترین نویسندگی برای سریال‌های درام نامزد شده بود. با این حال، در تضاد با موفقیت‌های «برکینگ بد» که از 58 نامزدی، 16 جایزه امی به دست آورد، «بهتر است با سال تماس بگیرید» هیچ جایزه‌ای از آکادمی تلویزیون دریافت نکرد.تعداد دفعاتی که این سریال در جشنواره امی نامزد دریافت جایزه شد به شکل زیر است:فصل اول، سال 2015: پنج دفعهفصل دوم، سال 2016: هشت دفعهفصل سوم، سال 2017: نه دفعهفصل چهارم، سال 2018: نه دفعهفصل پنجم، سال 2020: سیزده دفعهفصل ششم، 2022: نه دفعهتام اشناوز که نویسنده و کارگردان چندین قسمت از سریال «بهتره با سال تماس بگیری» بوده است، در پاسخ به یک پست از ورایتی در پلتفرم ایکس (که قبلاً توییتر بود) که اعلام کرده بود این سریال رکورد بیشترین شکست در تاریخ جوایز امی را ثبت کرده، با اشتیاق نوشت: «ما به این موفقیت دست یافتیم!!!».سال گودمن، محبوب قلب‌هابا وجود چالش‌ها در مراسم امی، «بهتر است با سال تماس بگیرید» در جشنواره‌های دیگر درخشید. باب اودنکرک، جیانکارلو اسپوزیتو و سایر اعضای تیم بازیگری و پشت صحنه برای کارهای خود شناخته و تقدیر شدند. جوایزی نظیر انتخاب منتقدان و ماهواره به دلیل عملکرد فوق‌العاده در نویسندگی، کارگردانی و فیلم‌برداری به این سریال اعطا شد، نشان از قدردانی و ارزشمندی کار خلاقانه تیم سازنده دارد. با این حال سال گودمن جوایز مهمی برده است:ـ برنده جایزه انتخاب منتقدان برای بهترین بازیگر در سریال درام (باب اودنکرک) در سال 2023ـ برنده جایزه انتخاب منتقدان برای بهترین سریال درام در سال 2023ـ برنده جایزه انتخاب منتقدان برای بهترین بازیگر مکمل در سریال درام (جیانکارلو اسپوسیتو) در سال 2023ـ برنده جایزه ماهواره برای بهترین بازیگر در سریال درام (باب اودنکرک) در سال 2023ـ برنده جایزه ماهواره برای بهترین سریال درام تلویزیونی در سال 2021ـ برنده جایزه ماهوار برای بهترین بازیگر مکمل سریال درام (مایکل مک‌کین) در سال 2018ـ برنده جایزه ماهواره برای بهترین بازیگر مکمل زن سریال درام (ریا سیهورن) در سال 2016ـ برنده جایزه ماهواره برای بهترین سریال درام تلویزیونی در سال 2016ـ برنده جایزه AFI برای برنامه تلویزیونی در سال 2023ـ برنده جایزه AFI برای برنامه تلویزیونی در سال 2021ـ برنده جایزه AFI برای برنامه تلویزیونی در سال 2019ـ برنده جایزه AFI برای برنامه تلویزیونی در سال 2017ـ برنده جایزه AFI برای برنامه تلویزیونی در سال 2016خدانگهدار مرد بزرگدر نهایت، «بهتر است با سال تماس بگیرید» فراتر از یک اسپین‌آف موفق بلکه به عنوان یک سریال مستقل و فراموش نشدنی در تاریخ تلویزیون جای گرفته است. علی‌رغم ناکامی‌هایی در مراسم امی، این سریال با داستانی عمیق، شخصیت‌پردازی استثنایی و اجرایی بی‌نظیر، میراثی دائمی برای طرفداران و صنعت سینما به جا گذاشته است.نویسنده: علی‌سینا فخرایی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2024 21:29:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچک اما سپید | فیلم اولی‌ها می‌تازانند</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-uiol04wewcsu</link>
                <description>تاریخچه جشنوارهجشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر، مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی جایگزین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم تهران شد. اولین دوره‌ی جشنواره در سال ۱۳۶۱ به دبیری حسین وخشوری و با حضور ۴۱ فیلم در سه بخش مسابقه‌ی آماتور، فیلم‌های حرفه‌ای و بخش جنبی برگزار شد. با توجه به این که کشور در آن سال‌ها درگیر جنگ بود، جشنواره توانست شور و حال بسیار ویژه‌ای در کشور به وجود آورد. مجری برگزاری جشنواره بنیاد سینمایی فارابی بود و وزارت ارشاد تنها به صورت ناظر همراه این جشنواره بود.از آن سال‌ها تا حالا، اتفاقات زیادی برای جشنواره افتاده است. اتفاقات خوب و بد که فضای جامعه و جشنواره را تحت تاثیر قرار داده‌اند. اما چیزی که واضح است، سینما دوستان همواره و با وجود تمام مشکلات و انتقادات، پای جشنواره ایستاده اند و تلاش کرده‌اند تا سال به سال جشنواره‌ی بهتری داشته باشیم.پوستر چهل و دومین جشنواره فجر به طراحی حمیدرضا بیدقی که نمایانگر چهل و دو سیمرغ است که یک سرو را تشکیل داده‌اند.سیمرغ برای بار چهل ودوم به پرواز در آمدفراخوان شرکت در چهل و دومین دوره‌ی جشنواره در ۳۱ شهریورماه سال ۱۴۰۲ برگزار شد.مهلت ارسال آثار ۳۰ آبان به پایان رسید و به گفته‌ی مجتبی امینی، دبیر جشنواره، بیش از ۱۰۰ اثر برای شرکت در مسابقه ثبت‌نام کردند.نهایتا در عصر روز چهارشنبه ۵ بهمن ماه اسامی ۲۴ فیلم بخش مسابقه اعلام شد. فیلم‌ها در بخش ملی و بین‌المللی با هم رقابت کردند. بخش ملی مسابقه شامل سودای سیمرغ، نگاه نو، آثار مستند سینمایی و هنر و تجربه بود.نهایتا ۲۲ فیلم در بخش سودای سیمرغ با یکدیگر به رقابت پرداختند. ۸ فیلم در ژانر درام، ۶ فیلم دفاع مقدسی و جنگی، ۳ فیلم از تاریخ معاصر ایران و ۵ فیلم در ژانرهای کمدی، تاریخ اسلام، کودک و ورزشی ترکیب فیلم‌های بخش سودای سیمرغ را تشکیل می‌دادند. ترکیبی متفاوت که جشنواره‌ی امسال را از نظر تنوع ژانر و کمی، کاملاً قابل دفاع کرده بود.شاید بد نباشد که به ترین‌های جشنواره نگاهی بیندازیم:ترین‌های جشنواره* بر اساس مشاهدات عینی خبرنگاران، پر تشویق‌ترین فیلم امسال، فیلم «مجنون» اثر مهدی شاه‌محمدی بود. این فیلم به بخشی از زندگی شهیدان مهدی و مجید زیدالدین می‌پرداخت. فیلم‌های «پرویزخان»، «باغ کیانوش»، «احمد» و «تمساح خونی» نیز در رده‌های بعدی پر تشویق‌ترین فیلم‌ها قرار می‌گیرند.* پرکارترین بازیگران جشنواره، روح‌الله زمانی و عباس جمشیدی فر بودند که هرکدام در ۳ فیلم حضور پیدا کرده بودند.* پرکارترین چهره‌ی جشنواره، آهنگساز فیلم «موقعیت مهدی»، مسعود سخاوت‌دوست بود که برای ۹ فیلم آهنگسازی کرد.* پرستاره‌ترین فیلم جشنواره، «صبحانه با زرافه‌ها» اثر سروش صحت بود که با استقبال بینظیر تماشاگران هم روبه‌رو شد. بازیگرانی همچون بهرام رادان، پژمان جمشیدی، هادی حجازی‌فر، هوتن شکیبا و بیژن بنفشه‌خواه از جمله حاضران در این فیلم بودند. این فیلم مورد بی توجهی و بی‌مهری از سوی هیئت داوران قرار گرفت.* بحث‌برانگیزترین فیلم این دوره، «بی‌بدن» اثر مرتضی علیزاده بود. این فیلم قبل از شروع و حین برگزاری جشنواره حواشی و صحبت‌های زیادی را به همراه داشت. هیئت انتخاب بعد از پایان جشنواره به اشتباه خود اعتراف کردند و از عوامل کار بابت انتخاب نکردن فیلمشان در بخش «سودای سیمرغ» عذرخواهی کردند.* لقب کنجکاوی برانگیزترین فیلم جشنواره به «تمساح خونی» اولین ساخته‌ی بازیگر محبوب سینمای ایران، جواد عزتی تعلق می‌گیرد. این فیلم بسیار خوش‌ریتم، سرگرم‌کننده و شریف است. در اکران نوروزی حتماً تماشایش کنید.* «غیرمنتظره» یک توصیف مثبت است. فیلمی که کسی برای استقبال، موفقیت و کیفیتش پیش‌بینی نکرده ولی بهتر از آن چیزی می‌شود که کسی فکرش را هم نمی‌کند. از این فیلم‌ها در جشنواره فجر پیدا می‌شود و معمولاً برای کارگردانانی است که فیلم‌های اولیه‌شان را روانه جشنواره کرده‌اند. مثل فیلم «علفزار»، «شنای پروانه» و از همه بهتر و مهمتر، «موقعیت مهدی» که در دوره‌های قبلی جشنواره فجر غیرمنتظره بود و جزو بهترین‌ها قرار گرفت. امسال هم فیلم «باغ کیانوش» با بازیگرانی نوجوان و داستانی پرکشش و جذاب، غیرمنتظره‌ترین فیلم جشنواره فجر ۱۴۰۲ بود. آنچه که ناگفته نماند، فیلم بسیار خوب «پرویزخان»، اولین ساخته‌ی علی ثقفی، هم در رتبه‌ی دوم غیرمنتظره‌ها قرار می‌گیرد. همچنین، جایزه‌نگرفتن آقای پور صمیمی شاید غیرمنتظره‌ترین اتفاق جشنواره و نادرست‌ترین تصمیم هیئت داوران بود.پرده‌ آخردر نهایت می‌توان گفت جشنواره‌ی امسال از نظر کیفیت، جشنواره‌ی متوسطی بود. بعید است هیچکدام از فیلم‌های جشنواره در حافظه‌ی جمعی ایرانیان باقی بمانند و ماندگار شوند.دوری گزینی چهره‌ها از جشنواره در کنار معایبش، محاسنی هم داشت. از جمله دیده شدن نسل جوان و ستارگان و آینده‌سازان سینمای ایران. کسانی که سال‌های سال برای ما خاطره ساختند؛ دیگر به آخرین روزهای هنری خود نزدیک می‌شوند. وقتش بود که خون تازه به سینمای ایران تزریق شود. ( بماند این مورد هم بحث مفصلی می‌طلبد که انشاءالله در آینده به آن خواهیم پرداخت)حال سینمای ایران بیش از پیش نیازمند حمایت دوستداران سینماست تا بتواند همچون اواخر دهه‌های چهل و پنجاه، دهه‌های شصت و هفتاد و سال‌های نه چندان دور دهه هشتاد و اوایل دهه نود، محکم و استوار روی پای خود بایستد.نویسنده: کوشا ساسانیان</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2024 21:58:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکار هفت رنگ | تاریخچه مراسم اسکار</title>
                <link>https://virgool.io/decoupagesharif/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ntzt1eko0zq7</link>
                <description>مجسمه اسکار که توسط سدریک گیبونز، رئیس بخش طراحی موسسه MGM یا کمپانی مترو گلدوین مایر طراحی شده، یک شوالیه برهنه با یک شمشیر که روی یک حلقه فیلم نگاه می‌کند، را نمایان می‌کند. این حلقه فیلم پنج پر دارد که نمایانگر پنج صنف اصلی آکادمی (تهیه‌کنندگان، کارگردانان، زیگران، تکنیسین‌ها و نویسندگان) است.یا اگر بگوییم مراسم جوایز شایستگی آکادمی، مشهور به مراسم اسکار، مهم‌ترین مراسم تقدیر از فیلم‌ها در صنعت سینما است، احتمالاً اغراق نمی‌کنیم. اسکار هر ساله میلیون‌ها تماشاژه و پیرو دارد، معیاری برای نویسندگان فیلمنامه، بازیگران، کارگردانان و به‌طور خاص، معیاری برای انتخاب فیلم‌های برتر است. نگاهی به تاثیر این جایزه طلایی بر روی صنعت فیلمسازی در این مقاله خواهیم داشت، سپس به تأثیر آن بر جامعه LGBT+ خواهیم پرداخت.درباره ریشه‌ی نام &quot;اسکار&quot; اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع ذکر کرده‌اند که اسکار از نام همسر اول بت دیویس، هارمون اسکار نلسون جونیور (۱۹۰۷-۱۹۷۵)، رهبر ارکستر، گرفته شده است. دیگر ادعاها به مقاله‌ای در مجله تایم دربارهٔ ششمین مراسم اسکار در سال ۱۹۳۴ و دریافت جایزه توسط بت دیویس در ۱۹۳۶ برمی‌گردد. برخی منابع دیگر نیز ادعا کرده‌اند که در سال ۱۹۳۱، مارگارت هریک، دبیر اجرایی آکادمی، برای نخستین بار تندیس را دید و او را به یاد «عمو اسکارش» (نام مستعار پسرعمویش، اسکار پیرس) انداخته است. سیدنی اسکلسکی، مقاله‌نویس، در زمان نامگذاری توسط هریک حضور داشته و در مقاله‌اش نوشته است: «کارکنان با علاقه تندیس معروف خود را اسکار نامیدند».انتخاب نامزدهای اسکاردر اواخر دسامبر، فهرست نامزدهای اسکار برای حدود ۶۰۰۰ عضو فعال ارسال می‌شود. اعضای گروه‌های مختلف افراد مربوط به حوزه خودشان را به عنوان نامزد اسکار انتخاب می‌کنند؛ به استثنای فیلم‌های خارجی، مستند و انیمیشن که توسط یک کمیته خاص متشکل از اعضای تمام حوزه‌ها انتخاب می‌شوند.در بخش خاص انتخاب بهترین فیلم اسکار، تمامی اعضا صلاحیت انتخاب نامزدهای اسکار را دارند. فیلم‌های خارجی باید دارای زیرنویس انگلیسی باشند و هر کشور می‌تواند سالیانه فقط یک فیلم برای مراسم اسکار پیشنهاد کند.شروع مراسم اسکارنخستین مراسم اسکار در تاریخ ۱۶ می ۱۹۲۹ در یک ناهار اختصاصی در هتل روزولت هالیوود برگزار شد، با حضور حدود ۲۷۰ تماشاژه. قیمت بلیت برای مراسم بعدی اسکار که در هتل میفر برگزار شد، ۵ دلار بود. در این مراسم، ۱۵ تندیس کوچک به بازیگران، کارگردانان و دیگر عوامل صنعت فیلم‌سازی آن زمان برای گرامیداشت فعالیت‌هایشان طی سال‌های ۱۹۲۷-۱۹۲۸ اهدا شد.اسامی برندگان اسکار از سه ماه قبل اعلام می‌شد و این روال تا دومین مراسم اسکار در سال ۱۹۳۰ ادامه یافت. از آن زمان و به مدت ۱۰ سال، نتایج برای انتشار عمومی در ساعت ۱۱ شب به روزنامه‌ها داده می‌شد. این روش اعلام نتایج تا زمانی که لس‌آنجلس تایمز نام برندگان را پیش از شروع مراسم اعلام کند، ادامه یافت. بنابراین، از سال ۱۹۴۱، آکادمی اسامی برندگان اسکار را در نامه‌ای مهر و موم شده اعلام می‌کرد و مراسم از تئاتر کداک پخش می‌شد.در بیست و نهمین مراسم اسکار که در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۷۵ برگزار شد، بخش انتخاب بهترین فیلم خارجی زبان نیز ایجاد شد.امروزه بر اساس قوانین ۲ و ۳ مجموعه قوانین رسمی جوایز آکادمی، یک فیلم باید در سال قبل از آغاز نیمه شب اول ژانویه تا پایان نیمه شب ۳۱ دسامبر در لس آنجلس، کالفرنیا نمایش داده شود تا شرایط شرکت در مراسم اسکار را داشته باشد (به استثنای بهترین فیلم خارجی زبان). به عنوان مثال، فیلم «The Hurt Locker» که برنده بهترین فیلم سال ۲۰۱۰ شد، در سال ۲۰۰۸ پخش شد اما واجد شرایط شرکت در اسکار ۲۰۰۹ نبود زیرا نمایش آن در لس‌آنجلس از نیمه سال ۲۰۰۹ آغاز شده بود، بنابراین در اسکار ۲۰۱۰ شرکت نمود.قانون دوم مربوط به مراسم اسکار بیان می‌کند که فیلم باید حداقل ۴۰ دقیقه بوده و در نسخه ۳۵ یا ۷۰ میلیمتری و یا در فرمت دیجیتالی ۲۴ یا ۴۸ فریم تهیه و وضوح آن نباید کمتر از ۱۷۲ در ۱۲۸۰ باشد.هدایت جامع مخاطبین سینما با هدایت صنعت فیلمسازیپیرو گفته‌های قبل، بدیهی است که اسکار می‌تواند یکی از پرافتخارترین آیتم‌های موجود در رزومه یک فیلم باشد و هر فیلمساز در پی موفقیت و شهرت، سعی در به دست آوردن این جایزه داشته باشد. بنابراین، قوانین آکادمی را در فیلم خود پیاده می‌کند و از این روش، عمده استودیوهای هالیوود و حتی کشورهای دیگر، خود را با آکادمی هماهنگ می‌کنند.در سال ۲۰۲۰، آکادمی قوانینی مرتبط با حضور گروه‌های کمتر دیده شده، از جمله افراد رنگین پوست، بومی‌ها، اعضای جامعه LGBT، افراد ناتوان فیزیکی و افراد مسن، وضع کرد. از جمله این قوانین، می‌توان به قانونی اشاره کرد که می‌گوید: «حداقل یکی از کاراکترهای اصلی یا کمکی با تأثیر بر فیلم، باید از میان گروه‌های کمتر دیده شده انتخاب شود.»تصویب این قوانین و تلاش‌های دیگر آکادمی برای حمایت از گروه‌های کمتر دیده شده، علی‌رغم فوایدی مانند افزایش دیده شدن این گروه‌ها، باعث نتایج نامطلوبی نیز شد.طبق قوانین، کارگردان موظف به مشارکت گروه‌های مذکور در جلوی و پشت صحنه است. اما آیا این نمایش‌دهی مطلوب برای گروه‌های کمتر دیده شده است؟ آیا با اجرای کامل قوانین، چالش‌های جدیدی پیش نمی‌آید؟                                                                                                  BEFOREبه گزارش GLAAD، در سال ۲۰۱۳ از ۱۰۲ فیلم منتشر شده توسط استودیوهای برجسته، تنها ۱۷ فیلم به نمایش کاراکترهای عضو جامعه LGBT+ پرداخته‌اند و حتی در این فیلم‌های کم، اغلب نقدهای اهانت‌آمیز و افترا آمیز وارد شده است. از ویژگی‌های این فیلم‌ها که باعث نارضایتی مخاطبان شده بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: کاراکتر اصلی یا به‌طور کامل بر اساس هویت جنسی‌اش تعریف می‌شود. کاراکتر دارای تأثیر مستقیم بر داستان نیست و حضورش شباهتی به حضور نمادین دارد.کاراکتر به دلیل هویتش، کشته، مجروح یا قربانی (حذف) می‌شود. کاراکتر به عنوان یک فرد خشن، روان‌پریش و بی‌وجدان نمایش داده می‌شود.در بین دلایل نارضایتی مخاطبان، ممکن است تضادهایی مشاهده شود. به عنوان مثال، در فیلم‌هایی که پروتاگونیست و آنتاگونیست نمایش داده می‌شوند، آنتاگونیست اغلب به‌صورت استریوتیپیکال و منفور نمایش داده می‌شود، با این حال نقش و تأثیر او بر داستان به دلیل توسعه داستانی‌اش احترام‌آمیز است. اما برای برخی از مخاطبان، این موارد کافی نیست و آن‌ها انتظار تأثیر مثبت کامل کاراکتر بر داستان را دارند.فیلم‌هایی که در آن سال انتقادات اعضای جامعه LGBT را به دنبال داشتند: فیلم «Pain and Gain»: در این فیلم، در چندین صحنه، کاراکتر اصلی از ایده داشتن رابطه همجنسگرایانه نه تنها به وحشت بلکه به تهوع هم می‌افتد. IMDB: 6.4فیلم «The Wolf of Wall Street»: در این فیلم موفق مارتین اسکورسیزی، در یک صحنه شامل رابطه جنسی گروهی مردان همجنسگرا در خانه جردن بلفرتت است. نگاه کاراکترهای فیلم، این را به‌عنوان یک عمل زشت، مشمئزکننده و زننده تصویر می‌کند. این تجاوز به حریم خصوصی خانواده تأثیر بسیاری روی زشتی عمل دارد، اما به‌طور کلی برای برخی از مخاطبان، حضور کاملاً همجنسگرا در تصویر بی‌معنی به نظر می‌رسد. IMDB: 8.2                                                                                                    AFTERبه گزارش GLAAD، در سال ۲۰۱۳ از ۱۰۲ فیلم منتشر شده توسط استودیوهای برجسته، تنها ۱۷ فیلم به نمایش کاراکترهای عضو جامعه LGBT+ پرداخته‌اند و حتی در این فیلم‌های کم، اغلب نقدهای اهانت‌آمیز و افترا آمیز وارد شده است. از ویژگی‌های این فیلم‌ها که باعث نارضایتی مخاطبان شده بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:کاراکتر اصلی یا به‌طور کامل بر اساس هویت جنسی‌اش تعریف می‌شود. کاراکتر دارای تأثیر مستقیم بر داستان نیست و حضورش شباهتی به حضور نمادین دارد.کاراکتر به دلیل هویتش، کشته، مجروح یا قربانی (حذف) می‌شود.کاراکتر به عنوان یک فرد خشن، روان‌پریش و بی‌وجدان نمایش داده می‌شود.در بین دلایل نارضایتی مخاطبان، ممکن است تضادهایی مشاهده شود. به عنوان مثال، در فیلم‌هایی که پروتاگونیست و آنتاگونیست نمایش داده می‌شوند، آنتاگونیست اغلب به‌صورت استریوتیپیکال و منفور نمایش داده می‌شود، با این حال نقش و تأثیر او بر داستان به دلیل توسعه داستانی‌اش احترام‌آمیز است. اما برای برخی از مخاطبان، این موارد کافی نیست و آن‌ها انتظار تأثیر مثبت کامل کاراکتر بر داستان را دارند.فیلم‌هایی که در آن سال انتقادات اعضای جامعه LGBT را به دنبال داشتند: فیلم «Pain and Gain»: در این فیلم، در چندین صحنه، کاراکتر اصلی از ایده داشتن رابطه همجنسگرایانه نه تنها به وحشت بلکه به تهوع هم می‌افتد. IMDB: 6.4 فیلم «The Wolf of Wall Street»: در این فیلم موفق مارتین اسکورسیزی، در یک صحنه شامل رابطه جنسی گروهی مردان همجنسگرا در خانه جردن بلفرتت است. نگاه کاراکترهای فیلم، این را به‌عنوان یک عمل زشت، مشمئزکننده و زننده تصویر می‌کند. این تجاوز به حریم خصوصی خانواده تأثیر بسیاری روی زشتی عمل دارد، اما به‌طور کلی برای برخی از مخاطبان، حضور کاملاً همجنسگرا در تصویر بی‌معنی به نظر می‌رسد. IMDB: 8.2نویسنده: روزبه کیانی</description>
                <category>زهره پروندی</category>
                <author>زهره پروندی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jul 2024 23:18:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>