<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ahmad ziaei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zohrreh</link>
        <description>شعر هم درد مرا درمان نکرد   بیشتر غم های من افزون شدند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:05:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/78079/avatar/aOdp5k.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ahmad ziaei</title>
            <link>https://virgool.io/@zohrreh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گل بوسه...شعری از زهره</title>
                <link>https://virgool.io/@zohrreh/%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%B3%D9%87-lm07zzfrkemp</link>
                <description>به پاس این همه شب زنده داری ‏هانمی خواهى شبى را شمع بزم خالیم گردى؟به پاس این همه مهر و محبت‏ هانمی خواهى وفا را همدم و همراه خود سازى ؟بیا فانوس چشمت را فرا راه شبم آویزو از بیگانگى بگریزنماز صبح را بعداز افول ماه می ‏خوانمپس از آن منتظر بر راه می ‏مانمكه در آن كوره راه عشق شاید سایه‏ ات را روى دیوارى ببینم منو بعد از آن گل بوسه ز لبهایت بچینم منگل بوسه چه خوشبو و چه خوشرنگ استاز آن لبها كه گفتارش خوش آهنگ استچرا باید من و تو با جدائی ها دو تا باشیمبیا تا ما بسازیم از تو و از منبیا با هم دو تایى همدل و همداستان باشیمزنده یادفاطمه مهدی زاده (زهره) zohreh.org </description>
                <category>ahmad ziaei</category>
                <author>ahmad ziaei</author>
                <pubDate>Tue, 08 Oct 2019 00:15:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد سالی که گذشت....شعری از زهره</title>
                <link>https://virgool.io/@zohrreh/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-jtzzat7t2vcx</link>
                <description>بعد سالى كه گذشتكوه غم بر دل من سنگين شدو زمانى كه چو شب هاى درازتيره و بى ثمر و غمگين شدبى هدف با دل خو كرده به غمراه خود پوئيدمراه پر دلهره و بى انجامطى نمودم من و بر جور زمان خنديدمبعد سالى كه گذشتاو جوابى به من از مهر ندادبه من از بسكه دلش سنگين بودرفت و وقعى ننهادروز و شب بر در كاشانه اوسعى كردم كه شوم خاك رهشچشم خود بست و از آن راه گذشتتا مبادا به من افتد نگهشپاى پر آبله و تيره شب استراه پر پيچ و خمى در پيش استآنكه زين راه نمى ‏گردد بازاين دل سوخته درويش استسر نوشتم همه جا با غم بودهدفى جز غم ايّام نمانددست گرمى ز محبت يك باربرگ شادى به دل من ننشاندبعد سالى كه گذشتلطف او جاى به بى مهرى دادگوئى از اصل به دل مهر نداشتيا زمادر همه بى مهر بزادبعد سالى كه گذشتيك ندا بر دلم آگاهى دادگفت يك عمر بمانى دربندو نيايد صيادبعد سالى كه گذشتمن بماندم من و تنهائي هابعد سالى كه گذشتمن بماندم من و رسوائي هازنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره) zohreh.org </description>
                <category>ahmad ziaei</category>
                <author>ahmad ziaei</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2019 23:58:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>