<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یعقوب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zyaghoob</link>
        <description>موتورسوار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:47:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10065/avatar/g6CJqV.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یعقوب</title>
            <link>https://virgool.io/@zyaghoob</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برو خدمت بیا حقتو بگیر</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D9%82%D8%AA%D9%88-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1-hjfx8orpu52l</link>
                <description>میدونم چیزی که دارم مینویسم احتمالا به مزاج هیشکی خوش نمیاد . ولی باید بنویسمبه نظر من تو ایران حق مرد ها خورده شدهمردا دوسال میتونن کنکور بدن در حالی که زن ها ...مردا باید برن خدمت در حالی که زن ها ...زن ها مرخصی زایمان میگیرن در حالی که مرد ها...مرد ها باید مهریه بدنمرد ها باید نفقه بدنمرد ها باید ...و هزاران دلیل دیگه . به هر حال به نظر من اگه زن ها حق خورده شده ی فرضی خودشون رو میخوان برن خدمت سربازی  ، رو چیشم من به شخصه حقشون رو میدم</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2019 13:14:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گسست اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ckdfz4aezaci</link>
                <description>دیترویتدیروز بعد از مدت ها رفتم تو شهر تا قدم بزنم . نزدیکای بازار وکیل بودم (شیراز هستم) . اومده بودم که حالم خوب شه ولی هرچی بیشتر راه میرفتم بیشتر حالم به هم میخورد . اشتباه نکنید همه چی عالی بود شهر پر از توریست های بور و خشکل ، همه جا تمیز و سر سبز ، ملت تقریبا شاد بودن ولی من حالم از چیزی بهم خورد که نمیشد کاریش کردفاصله طبقاتی یا هر چی که شما میگید .بچه ای تا نیم قد تو سطل اشغال بود دنبال ضایعات یه بچه دیگه سرش رو از لکسوس ددی دراورده بود .یکی لباسی تن سگش کرده بود که شاید حتی از لباسایی که منم پوشیده بودم گرونتر بودیکی گربه بغل کرده بود در حالی که شهر پر از یتیم هایی هست که نیازمند یه نوازش ساده هستنداشتباه نکنید من نمیگم کار این افراد متول اشتباه هست . هر کس اختیار داره با پول خودش هر کاری بکنهدردم از اینه که چرا ما باید فقیر داشته باشیم میخواستم صبر کنم تا کلمات زیباتری به ذهنم برسه ولی باور کنید عصبی نا امید و خسته ام</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2019 10:30:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیراز از بالا</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-ku8wmihlghkd</link>
                <description>معمولا شیرازی ها برای دیدن نمای بالای شهر میرن سمت باباکوهی و چاه مرتاض علی، ولی من یه زاویه ی دیگه رو انتخاب میکنم . دانشگاه ارم .به لطف چند سال رفت و امد تو دانشگاه خوب میدونم چطوری بدون کارت برم داخل .میرم داخل و روی میله های سبز سقف دانشکده معارف میشینم و یه نمای عالی رو نگاه می کنم .وقتی به این پوزیشن رسیدم فقط یه چیز میمونه . پلی کردن آهنگ به باد ده کاوه آفاق و فکر کردن به سقوطی که هنوز پس از شیش سال از گذشتش تموم نشده و من هنوز به کف نرسیدم...</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 13 Nov 2018 09:30:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همکلاسی</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%87%D9%85%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-v0ir5njlsisd</link>
                <description>داشتم مسابقه ی هوش برتر رو میدیدم (فصل ششم نیمه نهایی 2) . که یهو یکی از شرکت کنندگان خیلی نظرم رو جلب کرد قیافش خیلی آشنا میومد.آخرای مسابقه وقتی آقای افشین زی نوری اسمش رو گفت فهمیدم که بله خودشه . همون همکلاسی قدیمه .به همین دلیل پریدم تو گوگل و با دو  سه دقیقه سرچ این قسمت مسابقه رو پیدا کردم و با دقت به تماشا نشستم . همکلاسی الان دیگه کارشناسی ارشد ریاضی بود و به عنوان مربی در حال تدریس بود ( اینا رو اول مسابقه نشون داد) .هنوز که هنوزه نمیدونم خوشحالم یا ناراحت خوشحال از دیدن دوست قدیمییا ناراحت از این که چرا من درسمو نصفه و نیمه رها کردم.امروز کلا روز عجیبی بود  . بعد از ظهر وقتی به دارالرحمه شیراز رفتم اعلامیه وفات یکی از اساتید دانشگاه رو دیده بودم . شب هم این همکلاسی رو تو تلویزیون دیدم . همکلاسی عزیز   س  م  دهقانیان امیدوارم این پست رو بخونی و زیرش کامنت بزاری در حالی که حتی نمیدونم اصلا ویرگول رو میشناسی یا نه</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Mon, 05 Nov 2018 19:22:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قطعی اینترنت شود سبب خیر اگر گوگل خواهد</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A8%D8%A8-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-ysteyeo0xafe</link>
                <description>پریروز مث همیشه نشستم پای کامپیوتر تا برم یه دوتا گوگل کنم . ولی چشمتون روز بد نبینه آفلاین بودم آقا افلاین! . آخرین بار که آفلاین بودم برای زمانی بود که دیال آپ داشتم .پس سریع دهان باز کردم و چندتا فحش جدید به شاتل و مخابرات و وزیر و گوگل و جوزه مورینیو ( مورینیو به خاطر کاری که با منچستر کرده) و همسایه ی بالاییمون دادم . داشتم خطوط قرمز رو رد می کردم که یهو دیدم این دایناسور خوشکله داره راه میره . آقا از اون روز دیگه من خودم رو خفه کردم بس که بازی کردم .الان یه لحظه آن شدم اینو بگم برم سراغ بازی . خدانگهدار</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Fri, 28 Sep 2018 12:22:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>أیمن زیدان</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%A3%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-cyqdyd12prmi</link>
                <description>به احتمال زیاد هر ایرانی حداقل یک بار سریال مدیر کل را دیده است .زمانی که نه جنگی بود نه تروریستی ، نه داعشی ، نه بشار اسد جمهوریش را پادشاهی کرده بود ، نه کشور های منطقه و فرا منطقه ای خودنمایی می کردند نه سهم ملت سوریه از زندگی موشک شده بود  . سریالی ساختن با نام مدیر کل سریالی که همین دیشب که چند سکانسش رو دیدم دوباره خندیدم . اما بعد از تمام شدن گریه ام گرفت . گریه کردم که چطور قدرت طلبی می تواند یک دهه مردم را درگیر جنگ کند . جنگی که ویرانی و تجاوز و آوارگی و خرابی به آن ضمیمه شدهاست . جنگی که طرف های زیادی درگیر آن بودند و هیچ کدام از این طرف ها ذره ای به فکر مردم نبودند . یک طرف اسد را می خواست ، یک طرف اسد را نمی خواست ، یک طرف کردها را نمی خواست یک طرف قسمت هایی از شمالش را می خواست ، یک طرف نفتش را می خواست ، یک طرف همه چیزش را .گوگل می گوید هنوز آقای أیمن زیدان زنده هست . امیدوارم راست بگوید . می خواستم مطلبم قدری طنز باشد اما متاسفانه نشد . به امید روزی که دیگر نه جنگی باشد و نه جنگ طلبی .</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Mon, 24 Sep 2018 18:47:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عذرخواهی از چستر خدابیامرز</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B2-pxs2izbcswzv</link>
                <description>چستر بنینگتون یک سال و نیمه خدابیامرز شده ، اونوقت من تازه از این اتفاق خبردار شدم .نمیدونم شاید چون اون موقع سرباز بودم . به هرحال زمانی که یه نوجوون بودم و سی دی آلبوم hybrid theory  یش رو از پسر عمم با هزار التماس گرفتم یادم نمیره . یه سی دی بی کیفیت اما تصویری که نمیدونم چطوری از ام تی وی گرفته بود .قصد نوشتن در وصف چستر رو ندارم . چون میدونم شما بیشتر از من میشناسینش فقط خواستم در چند خط ادای احترامی کنم به این مرد بزرگ دنیای موزیک .          روحش شاد</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sun, 23 Sep 2018 19:04:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا اجازه دهید در قیف تان بستنی بریزند</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF-zculqriek2uw</link>
                <description>در گذشته های نه چندان دور، در شهری نه چندان دور ، مردمانی  زندگی می کردند که به دو دسته ی کلی تقسیم می شدند:قیف دارانبستنی دارانآنهایی که بستنی داشتند خیلی خیلی خیلی علاقه مند بودند تا بستنی های خود را در قیف آن دسته دیگر بریزند . اما متاسفانه قیف داران با اینکه از این کار حتی بیشتر از بستنی داران لذت می بردند ،اما اجازه ی این پیوند خجسته را نمیدادند. و بعضا شروط عجیب و قریب می گذاشتند . بعضی از قیف داران می گفتند :بستنی داران باید با پدر و مادر و دسته گل و شیرینی بیایند .بعضی از قیف داران پا را از این هم فراتر می گذاشتند و طلب پول و طلا و سکه می کردند آن هم به تعداد عدد سال تولد .بعضی خانه ی مستقل می خواستند ،بعضی شغل دولتی ، بعضی ها ماشین شاسی بلند و هزار تا چیز دیگرمتاسفانه این رسوم و سختگیری ها تا همین الان هم ادامه دارد و بستنی داران مجبور می شوند بستنی های خود را کف دستشان بریزند . البته قبل از استفاده از کف دست ، حسابی آن را با صابون می شویند.قیف داران هم مجبور می شوند قیف های خود را با چیز هایی غیر از بستنی پر کنند چیزهایی مثل : لامپ !!!، انگشت ، و انواع و اقسام میوه های قلمی و مجلسی و غیر مجلسی .به امید روزی که هیچ قیفی بدون بستنیوهیچ بستنی بدون قیف نماند.</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sat, 22 Sep 2018 18:45:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معامله ی قرن</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%86-huarrsie8icd</link>
                <description>جمعه 1397/6/30ساعت 17:35شیراز بلوار زرهی تل بادی(وقتی دارید می خوانید لطفا با دهانتان صدای تایپ کردن در بیارید)از روز قبل هماهنگ کرده بودم تا امروز ببینمش و معامله ی قرن رو انجام بدم . جنس ها رو دیدم و پسندیدم . پول رو نقدا بهش دادم . و خوشحال از این معامله سوار موتور شدم و برگشتم سمت خونه .5تا فلاپی که دوتاش هم درایور کیبورد و سی دی رم بود و یه سی دی ویندوز اکس پی رو به مبلغ 13000 تومن خریدم .راستش خودمم هم نمیدونم چرا این چیزا رو خریدم . اونم تو این اوضاع اسف بار مالی که حدود یک ساله بیکارم .واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما اگه کاربردی به ذهنتون میرسه به من هم بگید</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Fri, 21 Sep 2018 19:36:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و ویرگول و یه سانسور اینقدی</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%88-%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-zeme3lezxlut</link>
                <description>امروز (سه شنبه بیستم آبان) مثل هر روز اومدم تو ویرگول تا چندتا مطلب بخونم فکر کنم ساعت ده دقیقه به یازده بود . یه مطلب توجه ام را جلب کردکودتا قریب الوقوعمتاسفانه یادم نمیاد کدوم عزیزی نوشته بود .من کلیک کردم تا برم و مطلب رو بخونم . اما متاسفانه یه ارور 404 خوشکل اومد رو صفحه و منم برگشتم به صفحه اصلی تا دوباره روی مطلب کلیک کنم . ولی متاسفانه مطلب حذف شده بود . هر چقدر هم تو قسمت جست و جو دنبالش گشتم نتونستم پیداش کنم . از همین جا از ویرگول می خوام پاسخگو باشه . و البته امیدوارم اشتباه کرده باشم در غیر این صورت واقعا از ویرگول ناامید میشم .</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 11 Sep 2018 10:59:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پهلوانان دنیای مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-wm5ymv5nka6k</link>
                <description>شاید باورش سخت باشه ولی به زودی باید شاهد مدال آوری گیمرها در بازی های المپیک باشیم .اگه شما هم مثل من بیکار بودید و کل بازی های آسیایی رو از شبکه ورزش دنبال کردید . احتمالا متوجه شدید . گیمر های ایرانی تو بخش pes 2018 تونستند مدال نقره بگیرند . گرچه بازی ها به صورت آزمایشی برگزار شدن و مدال های توضیح شده در جدول کلی مدال ها محاسبه نشد .قراره از المپیک 2020 توکیو ورزش های الکترونیک یا همون esport به صورت آزمایشی وارد مسابقات بشن . ولی من از همین تریبون به شما قول میدم گیمر ها به زودی تبدیل به مدال آوران المپیک میشن . لابد فردا می خوان به هر کی بهتر اینستا رو هم اسکرول کرد مدال بدن .جمله ی بالا نقل قولی از یک فرد سنتی و ضد تکنولوژی هست که اتفاقا برادرم هم هست . البته هم فکر های برادر من کم نیستند . ولی خوشبختانه جمعیت عشق تکنولوژی ها خیلی بیشتره .البته اگه برادرم از حجم پولی که تو این صنعت جابه جا میشه و از جوایز چند ده میلیون دلاری گیمر ها با خبر بود احتمالا به سختی میشد از بازی ها جداش کرد .سرتون رو درد نیارم هنوزم دیر نشده سریع بازی مورد علاقه ی خودتون رو نصب کنید بشینید پاش .پ.ن : تو سبک ریسینگ نفس کش می طلبم .</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Wed, 05 Sep 2018 18:51:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوانه</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-fko30qhwnsxm</link>
                <description>_ شنیده ای فلانی دیوانه شده ؟+ نه. _ نشنیده ای چه چیز هایی می گوید+ جدا ؟ چه می گوید؟_ از آینده حرف می زند . حرف های عجیب غریب می گوید . می گوید در آینده مردم می توانند با روستاهای اون بر رود خونه یا حتی اون بر کوه حرف بزنند . + یعنی آیندگان می توانند اینقدر بلند داد بزنند ؟_ نه! می گوید با چیز های عجیبی که در گوش خود می گذارند حرف می زنند . + پس طفلی خیلی حالش خراب است؟_ آری . حسابی دیوانه شده . چیز های عجیب تری هم میگوید . می گوید در آینده مردم علاوه بر صدا تصویر همدیگر را نیز می بینند+ پناه بر خدا . یعنی این قدر چشمان آیندگان قوی هست . مثل عقاب خواهند دید؟_ نه . می گوید با چیز هایی که در دست می گیرند صورت یکدیگر را از راه دور خواهند دید .+ چرا پدرش او را پیش طبیب نمی برد ؟_ طبیب او را دیده . طبیب گفته شیطان او را تسخیر کرده + به پروردگار پناه میبرم .کاش او را شکنجه می کردند تا شیطان از کالبدش خارج شود . _ کار از این حرف ها گذشته  . می گویند دیشب دوباره از آینده حرف زده  . گفته در آینده مردم پادشاهان را انتخاب می کنند. می گوید در آینده مردم پرواز می کنند . می گوید در آینده روی ماه راه می روند + چگونه به ماه می روند ؟_ نمی دانم می گوید در آینده به جای سکه مردم با اعتبار داد و ستد می کنند+ اعتبار؟_ آری گویا در آینده دنیایی ساخته می شود که همه در آن هستند در حالی که هیچ کس آن جا نیست .+ !!!!!!!!!!!!!!!_ می گوید در آینده گاری ها بدون اسب و به وسیله ی خورشید حرکت می کنند+ خورشید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟_ آری . گویا مردمان آینده در خانه های خود آب خواهند داشت  و دیگر سرچشمه نمی روند . غذا را می آورند در خانه شان . و با صفحه هایی که به دیوار اتاق خود می زنند تمام دنیا را خواهند دید + فکر کنم باید برویم و پسرک را آتش بزنیم . وگرنه شیطان درونش همه ی ما را به فنا خوهد داد_ آری برویم تا دیر نشده . . . . . .از نظر شما دیوانه ها آینده چه شکلی است؟</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Thu, 30 Aug 2018 11:34:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استیو کاتس و انیمیشن هایش</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-uld0m9ohs94g</link>
                <description>چند روز پیش که مثل همیشه تو اینستاگرام داشتم ول می چرخیدم یه انیمیشن دیدم . انیمیشنی که از اون روز تا حالا که خدمت شمام شاید بیشتر از صد بار نگاه کردم .می خوام با شما در مورد این انیمیشن حرف بزنم . اول رفتم  گوگل کردم و فهمیدم steve cutts طراح و سازنده انیمیشن بوده انیمیشنی به اسم ?are you lost in the world like me البته این آقای استیو کارای خیلی خوبی داره ولی من فعلا می خوام در مورد این کارش حرف بزنم . کاری که درباره تکنولوژی تو دنیای ما هست و این که چگونه غرق تکنولوژی شدیم تا جایی که انسانیت رو هم فراموش کردیم نمیخوام چیزی بگم فقط اگه ندیدید حتما نگاه کنید .شاید تونستید مثل من کمتر از فضای مجازی استفاده کنید . </description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 28 Aug 2018 12:45:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک بسته پفک لعنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%BE%D9%81%DA%A9-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-juoirlkjxjnc</link>
                <description>من همیشه انسان شادی بودم و هستم . از قضا خیلی هم پفک دوست دارم . (بی خیال سیکس پک)ولی چند روز پیش یه صحنه دیدم که دیگه حالم از هرچی پفکه به هم میخوره ،اصلا حالم از خودم هم به هم میخوره ، حالم از دنیا به هم میخوره ...بزارید قبل تعریف داستان بهتون بگم که من تو یه یکی از محله های پایین شهر شیراز زندگی می کنم . محله ای که تقریبا همه زیر خط فقرن یا اگه خیلی وضعشون خوب باشه بتونن با خط فقر بارفیکس بزنن .یه روز صبح با صورت نشسته داشتم میرفتم از بقالی سرکوچه دوتا تخم مرغ بگیرم تا آب پز کنم بخورم . که یه صحنه ای دیدم که ای کاش کور شده بودم و نمیدیدم ...یه برادر و خواهر کوچولو (نوه های همسایمون) شریکی یه بسته پفک خریده بودن و داشتن میخوردن . خیلی هم شاد بودن ...حتما پیش خودتون میگید کجای این داستان ناراحت کنندست؟آره در ظاهر خیلی صحنه ی شادی بود . ولی اونجایی حالت از زندگی به هم میخوره که بدونی اون دوتا تا ظهر چیزی نخواهند خورد.اونجایی حالت از زندگی به هم میخوره که بدونی با هزار التماس و بعضا گدایی و بعضا فروش قوطی نوشابه و ابمیوه تونسته بودن این پونصد تومن رو به دست بیارن .اونجایی حالت از زندگی به هم میخوره که بدونی نهایت شادی تو زندگی این دوتا فرشته خوردن همین پفک بوده .اونجایی حالت از زندگی به هم میخوره که بدونی به خاطر کار کردن پدر تا دیر وقت و فوت مادرشون رسما تو کوچه بزرگ میشن .اونجایی حالت از زنگی به هم میخوره که بدونی این دوتا هم مثل خیلی های دیگه از تحصیل محروم خواهند ماند .واحتمالا به زودی مورد کودک آزاری قرار خواهند گرفت شایدم معتاد بشن مثل خیلی های دیگه شاید دزد بشن شاید تو یه دعوای خیابونی جونشون رو از دست بدن شاید به زندان بیفتن و با مدرک لیسانس خلافکاری بیان بیرون شاید گور خواب بشنشاید اعضای بدنشون با پول معامله بشه و هزاران شاید دیگهاز اون روز صبح دیگه من اون آدم سابق نشدم . از مقام ها و مسؤلان دولتی که کسی توقع نداره اونا دیگه تکلیفشون مشخصه من حالم از خودم به هم میخوره که بعد از 28 سال هزار تومن تو جیبم نیست که بتونم ...لعنت به من ، لعنت به این دنیا ، لعنت به هرچی پفکه...</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Tue, 14 Aug 2018 10:45:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاشقانه ی مرلین منسون</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-hayonxplrq94</link>
                <description>نمی خوام در مورد شخصیت و کارهای عجیبش بگم چون یقین دارم بهتر از من می دونید . می خوام در مورد یکی از آهنگ هاش صحبت کنم که بر خلاف اکثر کاراش یه ملودی آروم داره Running to the edge of the worldپیشنهاد میکنم حتما این موزیک دانلود و گوش کنیدیه بزرگی گفته بود [نگاه نکن چه کسی حرف میزنه نگاه کن ببین چه چیزی می گه]</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sun, 12 Aug 2018 19:40:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی نبود ، زندگی بود</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-x0zweemnxesd</link>
                <description>همیشه تو بازی ها یه اسلحه می دادن دستمون یه عالمه انسان و زامبی کریع المنظر(این کلمه یه دفعه به ذهنم رسید) هم میذاشتن جلومون ما هم فقط می کشتیم و می رفتیم جلو . ولی این بار قضیه فرق داشت یه پسر بچه تو یه مزرعه پدری . مذرعه ای که داره رو به نابودی میره و تو باید نجاتش بدی . تنها راه نجات هم سخت کار کردنه .آشغال ها رو از از زمین بریزی بیرون ، زمین رو شخم بزنی ، بذر بپاشی و آب بدی و منتظر بمونی تا رشد کنند و آماده برداشت . اما می دونید چیه ؟تو بازی نه آب جیره بندیه ، نه به گیاه ها آفت میزنه ، نه خبری از کود های شیمیایی هست . یه رود بغله زمینتون هست که همیشه آب داره ، بدون کنتور هوشمند و سد ، برا همین دیگه فاضلاب نمیذاری پای زمین . بعد از برداشت هم محصول رو تو صندوق کنار زمین میریزی تا اون آقاهه هیکلیه بیاد بخره . خریدش تضمینی هست و رد خور نداره ، پولشم نقده و خبری از چک و حواله نیست .تو بازی گاوداری و مرغداری هم هست . اما خبری از میانبر نیست . نه میشه به مرغ ها هورمون زد نه میشه به گاو ها به جای علوفه نون خشک کپک زده داد .تنها راهه پیشرفت تو بازی تلاش هست . ولی نمیشه حرص زد وگرنه مریض میشی میوفتی تو مریض خونه . همه چیز بازی ساده هست . دختراش برای دوست شدن و ازدواج نه ماشین براشون ملاکه نه شغل دولتی نه پول و نه حتی سیکس پک . دخترا یه قلب  کوچولوی سفید دارن که با یه کیک خونگی و دو تا جمله ی محبت آمیز و یه کم وقت گذوشتن قلبشون صورتی و بعدش هم سرخ میشه و پیشنهادت رو قبول میکنن. نمیدونم شاید دیوانه شدم ولی دلم می خواد برم تو بازی و تا آخر عمرم اونجا بمونم . شاید یه جادوگر باشه و منو به داخل بازی بفرسه . آخه اونجا آمریکایی نیست ، تحریمی نیست ، مسؤلان بی لیاقت نداره ، دزد هم نداره ، کسی هم نیست که آذوقه مردم رو احتکار کنه ، راستی اونجا دلار و ریال و طلا و سکه و آلودگی هوا هم نداره ، هیچ کودکی کار نمیکنه ، هیچ سرطانی نیست ، تازه آب و برقشونم رایگانه ، شاید چون اونجا نفت نیست ، شایدم چون رای گیری ندارن ، نمیدونم دلیلش چیه . ولی میدونم دلم می خواد برم تو بازی و زندگی کنم .</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sat, 11 Aug 2018 19:20:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سامورایی یاغی</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%BA%DB%8C-too59qxhqbgv</link>
                <description>نوشتن این مطلب رو مدیون آقای آرش زمانی هستم که زیر نوشته ی قبلیم که در مورد نیسان gtr بود . کامنت گذاشت و بهم انگیزه داد . گرچه کمترین بازدید نوشته های قبلیم مربوط به همون مطلب نیسان gtr بود ، اما با خودم گفتم اگه این مطلبی که می نویسم آرش و خودم رو راضی کنه کافیه . نمیدونم از کی عاشق این لعنتی شدم . شاید وقتی پل واکر رو پشت فرمونش تو فست اند فوریس 2 دیدم . شایدم وقتی تو نید فور اسپید موست وانتد باهاش بازی میکردم .شاید رو دیوار اتاق اکثر عشقه ماشین ها پوستر لامبورگینی و انواع و اقسام ماشین های گرون قیمت باشه . ولی دیوار اتاق من و صد البته قلبم فقط و فقط متعلق به اسپرت های ژاپنی هست . لامصب وقتی بهش نگاه می کنم زبونم بند میاد .نمیخوام براتون از خوبیاش بگم چون یقین دارم بهتر از من میدونین.فقط میخواستم عشقمو ابراز کنم .به امید روزی که در آغوش بگیرم عشقمو...</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Wed, 08 Aug 2018 10:56:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرعت چیست ؟ _ سریع کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fmszgqwloahg</link>
                <description>به داستان قدیمی لاک پشت و خرگوش فکر کنید؟از نظر شما کدام یک سریع تر بودند؟اگه بخواهیم طبق قوانین مسابقات نگاه کنیم لاک پشت سریع تر بوده چون زودتر از خط پایان رد شده. ولی ماکزیمم سرعت متعلق به خرگوشه .بزارید یه مثاله دیگه بزنم سرعت یوزپلنگ از آهو بیشتره ولی آهو ها گاهی اوقات فرار می کنن .بازم بزارید یه مثاله دیگه بزنم . سریع ترین ماشین دنیا رو در نظر بگیرید . ( بی خیال بوگاتی شیرون بشید کونیگ زیگ هم ارزون تره هم قشنگ تر) . این کونیگ زیگ افسانه ای دارای بیشترین سقف سرعته ولی وقتی میره تو یه پیستی مثل نوربرگ رینگ از ماشین هایی مثل نیسان جی تی ار یا پورشه 911 شکست میخوره با این که سقف سرعتشون بیشتر از صد کیلومتر اختلاف داره .واقعا تعریف سرعت چیه ؟اگه بخواهیم به شیوه ی آمریکایی ها به این سوال پاسخ بدیم احتمالا به یه مسیر 400 متریه مستقیم نیاز داریم . اگه به روش اروپایی ها بخواهیم جواب بدیم باید بشینیم پای مسابقات فرمولا وان .از نظر بچه ی همسایه ی ما هم زانتیا سریع تر شی رو کره زمینه .بذارید بریم سراغ سریع هممون قبول داریم نور از همه چیز سریع تره . ولی این چه سرعتی که نمیتونه مارو به فلان سیاره در مدت حیاتمون برسونه؟شایدم بگید نرخ تورم تو ایران از همه چیز سریع تره ؟شایدم سرعت فراموش کردن یکی از عزیزانمون بعد از فوت .شاید سرعت بر باد رفتن آرزوهامونشاید هم ...</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 12:44:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من _ تسلا _ کیم کارداشیان</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86-nvzy8w6bl2my</link>
                <description>پس از اقبالی که خوانندگان ویرگول نسبت به نوشته ی قبلی من با عنوان&quot;تسلا نابغه است یا کیم کارداشیان ؟&quot; نشون دادن ، منم تصمیم گرفتم به تقلید از هالیوود دست به سری سازی بزنم برای همین در واقع این مطلب قسمت دوم نوشته ی قبلی هست . اول باید این رو یادآوری کنم که در هوش بالای نیکلا تسلای خدا بیامرز هیچ شکی نیست البته فقط در هوشش . ولی من در فرصت طلب بودن ، توانایی کسب درآمد از اختراعات و تاجر بودن آن زنده یاد شک دارم توانایی هایی که صد البته به هوش انسان بستگی دارند .(عجب تناقضی شد)در طرف مقابل خانم کیم شاید هوشش در حد بقیه ی مردم جامعه باشه . ولی ثروتش خیلی بیشتر از بقیه ی مردمه و از آنجایی که من زیاد به شانس اعتقاد ندارم فکر می کنم کیم خیلی زیرکه . ( بازم به تناقض رسیدیم)یکی از دوستان زیر مطلب قبلی گفته بود از کجا میدونید تسلا به هدفش نرسیده ؟ یا از کجا میدونید کیم به اهدافش رسیده؟جاداره به اون عزیز بگم برادر یقینا در فقر مردن و دزدیده شدن اختراعات از اهداف تسلا نبوده و در طرف مقابل یقینا پولدار شدن از اهداف خانم کارداشیان بوده .در ضمن هدف اصلی من از طرح این سوال شک کردن به چیزایی هست که قبول داریم .در آخر باید بگم دوباره پذیرای نظراتت شما عزیزان هستم...</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 12:13:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رپ هنر است</title>
                <link>https://virgool.io/@zyaghoob/%D8%B1%D9%BE-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-mhua2efj8cjg</link>
                <description>2pacهنر تعریف های مختلفی داره . ولی به نظر من هرجور هنر رو تعریف کنیم بدون شک رپ هنر است. تو فرهنگ لغت برای تعریف هنر نوشته : هنر مجموعه ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که درجهت اثرگذاری بر عواطف و احساسات و هوش انسان یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می شود.حال یکی بیاد بگه رپ رو احساسات من اثر نداره یا بگه معنا یی خلق نمیکنه؟گرچه به نظر من هنر کاری هست که هرکسی نتونه انجام بده ، مثل دریبل زدن های لیونل مسی مثل سرعت دست فلوید میویدر مثل سرعت دویدن یوسن بولت یا مثل سرعت خروج کلمات از دهان مثل امینم.البته فکر کنم این موضوع تو خارج حل شدست . که اگر نبود سال 2002 امینم برای آهنگ لوزینگ یورسلفش اسکار نمی گرفت . ولی متاسفانه یه عده به اصطلاع روشن فکر هنوز تو ایران میگن رپ هنر نیست ، رپ جزء موسیقی نیست ، آیا همین اواخر که یه عزیز پیشکسوتی که می گفت : رپ به فرهنگ ما نمیخوره چون داخلش پر از فحش و دشنام و کلمات نا پسنده. یکی نیست بگه آخه بیرون از رپ فحش نداریم؟؟؟؟البته دلیل این مخالفتاشون محبوبیت روز افزون رپه .شاید دلیل مخالفت بعضی ها به این دلیله که معمولا در گذشته هنر متعلق به طبقه متمول جامعه بوده . به همین دلیل نمیتونن ببینن یه شاخه از هنر از دل پایین شهر و بعضا افراد خلافکار برخواسته ...خوشحال میشم نظراتتون رو در این مورد بخونم</description>
                <category>یعقوب</category>
                <author>یعقوب</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 18:37:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>