<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ali.azimi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@zymyntharahmd451</link>
        <description>دیوانگی ما به کسی ربطی نداره??                                          instagram:ali.azimi789</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 09:26:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1762453/avatar/mfYd8k.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ali.azimi</title>
            <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لب میگون</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D9%84%D8%A8-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%D9%86-yh6xydtdwl1q</link>
                <description>چه می شد گر که آن دلبر ز خود ما را رضا می کردچه می شد گر به جای ترک کردن رو به ما می کردچه می شد گر به یک دیدن الهی آن ستم گسترز صدها درد بی درمان یکی دردم دوا می کردصفا بخش دل اغیار گشتن تا به کی آخر؟چه می شد گردمی هم با من مسکین صفا می کرداگر می آمد امشب آن فسونگر دلبر طراربساط عیش ما را با قدومش رو برا می کردبه رفتار ار که می آورد یارم قامت سروشاز آن قامت قیامت را به عالم او بپا می کرداز آن لعل لب میگون و مستی آفرین خویشچه می شد گر مرا سرمست و کام دل روا می کرداگر می آمد آن سرو خرامان جای ویرانیدرون خانه دل خانه ای از نو بپا می کرداگر آن ترک دل نمی کردی چه می کردی؟ز قید بند غم دل را به یک نازی رها می کرددل علی از عشقش چو کشتی غرقه در خون استچه می شد گر که او از مهر کار ناخدا می کرد</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 20:11:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفتم به چشم</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-psjcknqogybq</link>
                <description>گفت باید شعر خون از بر کنی گفتم به چشمگفت باید ترک جان و سر کنی گفتم به چشمگفت باید از حرم بیرون روی گفتم رومگفت باید عشق را باور کنی گفتم به چشمگفت این احرام بیرون کن ز تن تا جای آنروز عاشورا کفن در بر کنی گفتم به چشمگفت نخل عشق و آزادی به عالم تشنه استباید آن را سبز و باروآور کنی گفتم به چشمگفت با پیر عطش باید بسازی تشنه لبتا شراب وصل در ساغر کنی گفتم به چشمگفت تا نسل جوان از ره نگردد منحرفبهر شان باید فدا اکبر کنی گفتم به چشمگفت باید یادگاری از امام مجتبی سینه چاک و زینت سنگر کنی گفتم به چشمگفت باید آب را بخشی به عالم آبرو دوست دارم ترک آب آور کنی گفتم به چشمگفت باید تیر را بهر نشان خود نشانبر گلوی نازک اصغر کنی گفتم به چشمگفت باید حنجرت را جای زهرا مادرتبوسه گاه بوسه خواهر کنی گفتم به چشم</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Fri, 02 Sep 2022 14:16:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82-zqd9h0llcx14</link>
                <description>گل خیمه زد دوباره به دشت و دمن بیابلبل نشسته مست به طرف چمن بیا گفتی بهار آید و باهم صفا کنیمآمد بهار ای بت پیمان شکن بیامست از شمیم دلکش جان پرور بهار گردیده یاس و یاسمن و نسترن بیااز لاله و شقایق و از سبزه کوهسارپوشیده جامه ای به طراوت به تن بیااز نکهت بنفشه و از بوی ارغوانشرمنده گشته عنبر و مشک ختن بیاگردیده فارغ از همه این بوستان عشقز آواز جغد و نغمه زاغ و زغن بیادستم به دامنت صنما جان من مروجان می کنم نثار رهت جان من بیابی تو دقیقه ای نتوان کرد زنده‌گی دل را بسان من تو به دریا بزن بیادل می کند ز هجر فریاد روز و شبکای آهوی رمیده از این انجمن بیاعلی در فراق تو گوید به صد فغانجانم به لب رسید و تویی جان من بیا</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 18:04:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردش ایام</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-n49o05ejcjxy</link>
                <description>ای که می خواهی به کامت گردش ایام راپخته کن در کوره تدبیر فکر خام رادل بر این دنیای ظالم پرور مظلوم کشخوش مکن کز او نخواهی کرد حاصل کام راباد در غبغب میفکن چون شدی صاحب مقامروز روشن دارد از پی تیرگی شام راتا جوان هستی سر طاعت به امر حق برایور نه در پیری نداری قدرت انجام راما همه صید و اجل صیاد و دامش هست گورکس ندارد جرات بر چیدن این دام راخوش مکن بر کسب شهرت دل که در یک لحظه چرخمی کشد بر خاک ذلت شخص صاحب نام راآگه از راز سلونی می شوی مولا بگفتگر بخوانی یک ورق از دفتر اسلام راهمچنان علی پا بر فرق عالم می زنی از گلیمت گر که نگذاری تو بیرون گام را</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 17:48:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترک آرزو</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-sobknsqrexxi</link>
                <description>ترک گناه و فتنه و شر ترک آرزوستچون آرزو برای بشر بدترین عدوستاز خلق آنچه می طلبی از خدا طلبزیرا که خلق هر چه ببخشد از آن اوستآزاده آن کسی است که در گیر و دار دهردر پشت سر همان که چو آیینه روبروستگنجی گرانبهاست تو را آبرو ولیریزی به پای خلق خیالت که آب جوستچشم طمع به سفره رنگین کس مدوززیرا خورشت عزت تو حفظ آبرویتحرف نکو دلیل دل آگاهی تو نیستآگه دل آن کس است که اعمال او نکوستبی جست و جوی گمشده پیدا نمی شودیابنده آن کس است که مشغول جست و جوستعلی گفت تا که بماند به روزگارترک گناه و فتنه و شر ترک آرزوست</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 20:01:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سر زنش یار</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%B3%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-eggzemy2tvpp</link>
                <description>بار الها چه کنم یار جوابم کرده استترک من کرده و بیگانه خطابم کرده استاز کفم برده به یک طرفه نگاهی دل و دینعشق او دربدر و خانه خرابم کرده استچشم مستش به خدا برده ز کف صبر و قرارخود چو آب است مرا همچو حسابم کرده استقد او کرده کمان قامت من وای به من زلف پر پیچ و خمش در تب و تابم کرده استیک طرف درد فراق از طرف یار مراآشنا با غم و اندوه و عذابم کرده استروی نیکوش روبوده است توان از تن منبوی او نشئه تر از بوی شرابم کرده استباز می بینمش هر شب من علی به خواببی خود از شور نی و چنگ و ربابه کرده است</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Tue, 30 Aug 2022 21:59:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانا و نادان</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-daymu7fscplw</link>
                <description>آدمی دانا به دانایی چو لب وا میکندبا کلام آتشین  خویش غوغا میکندآدم نادان به نادانی گر بگوید سخنخویش را چون پسته بی مغز رسوا میکندحرف دانا همچو تیری میکند در دل اثرهر کجا آتش بیفتد جایی خود وا میکندحرف نادان فقر و رنج و خستگی آرد به بارحرفی بی جا رخنه کی اندر دل ما میکندپس دلا رو کسب دانش کن که دانش بهر مارازها ز اسرار خلقت را هویدا می کندآدمی با جهد و عزم و کوشش و علم و عملکار یک صد ساله را یک ماهه اجرا میکندمی نماید اختراع تازه ای گاهی و گاهکشف شئ تازه ای از عمق دریا میکندعلم باشد گوهری ارزنده کز راه صحیحصد گره مشکل کار بشر وا میکندآدم دانا ز راه دانش و فکر درست کور مادر زاد را با علم بینا میکنداز من علی بشنو جست وجو کن جست و جوکآدمی با علم خواهد هرچه پیدا میکند</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Mon, 29 Aug 2022 21:38:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشک فراق</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%82-qikflexa7mnn</link>
                <description>مرا جز گفتن وصف تو ای دلبر شعار نیستمرا دیگر به عالم جز فغان و ناله کاری نیستز هجر روی ماه تو شب از روزم نمی دانمبیا بنگر که دل را بی تو دلبر غمگساری نیستکجا رفتی چرا رفتی چه دیدی از من مسکینبیا ای نازنین کآخر مرا بی تو بهاری نیستمرا دردی است بی درمان بیا دردم مداوا کنهمانا هیچ دردی بدتر از چشم انتظاری نیستتو رفتی بی خبر آخر چرا ای بی وفا دلبرنگفتی بی تو دل را مونس و غمخواری و یاری نیستمرا جز عشق تو همدم نباشد اندر این عالم مرا جز یاد تو محرم به عالم راز داری نیستمرا تا نیمه جانی هست بهر دیدنم بازآچرا که پنج روز عمر ما را اعتباری نیستمن علی از عشقت شدم مجنون صحرا گردز دیده اشک می بارم چه سازم اختیاری نیست</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Mon, 29 Aug 2022 00:09:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جذبه عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%AC%D8%B0%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-xflslfyeno2x</link>
                <description>آتش عشقت ای صنم ز دل زبانه می کشدزبانه همچو پرتو ماه شبانه می کشدبار غم زمانه را به دوش از برای تو بدون هیچ منت و عذر و بهانه می کشدنفاق عقل و عشق ببین بر سر تو فتاده استعشق مرا به سوی تو عقل به خانه می کشدحکمت عقل را نگر جذبه عشق را ببینکه عقل ناز عشق را چه عاشقانه می کشدراه گریز عقل را جذبه عشق بسته استعقل برای این عمل خط و نشانه می کشدبیا ببین سیاست عقل که چون مهندساننقشه برای عشق ما چه عاقلانه می کشدز کار عقل و عشق خود در عجبم از این جهتکه کار این دو عاقبت به تازیانه می کشدعقل مرا صد نوا منع کند که می مخورعشق به سوی می مرا در این میانه می کشدبیا ببین که روز و شب این دل دردمند منز دست عقل و عشق خود چه در زمانه می کشد</description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 23:46:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل دیوانه</title>
                <link>https://virgool.io/@zymyntharahmd451/%D8%AF%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-h0w5knpmue9i</link>
                <description>بی تو دیوانه تر از ما دل دیوانه ماستاین نشانه ز تو و عشق صمیمانه ماست شهر رسوا زده از صحبت رسوایی توست خلق را ورد زبان قصه افسانه ماستروزگاری است که چون صید گرفتار توامدام ما زلف تو و خال لبت دانه ماستتا تو را هست چو خورشید فروزنده روخی پس چرا تیره‌تر از شب همه شب خانه ماستنیست ما را به می و ساقی و پیمانه نیازلب تو هم می و میخانه وپیمانه ماستگر به داد دل ژولیده تو دلبر نرسییار ما ناله و فریاد غریبانه </description>
                <category>Ali.azimi</category>
                <author>Ali.azimi</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 23:18:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>