<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات تیم فرمالو</title>
        <link>https://virgool.io/formaloo-team/feed</link>
        <description>در اینجا ما بخشی از تجربیاتمان در کار تیمی، فنی و مدیریتی فرمالو را با شما به اشتراک می‌گذاریم. https://idearun.co/fa/join</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:29:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/b2dqydh8vvp1/wvry4o.png</url>
            <title>تیم فرمالو</title>
            <link>https://virgool.io/formaloo-team</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شروع مسیر جدید و سندروم خودویران‌گری</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1-plhvst8sjdyk</link>
                <description>تا به حال شده است نسبت به ارزش شخصی خودتان و موقعیت شغلی و اجتماعی خودتان شک کنید، دائما در این فکر باشید که لایق موفقیت‌هایی که کسب کرده‌اید نیستید یا تنها به اتفاق و شانس به آنها دست پیدا کرده‌اید؟ و یا اعتماد به نفس کافی برای به دست گرفتن پروژه و رویارویی با چالش جدید را ندارید؟این شک و احساس درونی اگر همیشگی باشد از آن با نام imposter syndrome و یا همان سندروم خودویران‌گری یاد می‌کنند.روزهای تعطیل و آخر هفته‌های من اگر در کنار دوستان یا گشت و گذار سپری نشود به جستجو و زیر و رو کردن یوتیوب و شبکه های اجتماعی می‌گذرد. در یکی از گشت و گذار های یوتیوبی با front-end developer آمریکایی آشنا شدم که در یک ولاگ از پشیمانی‌های خود در راه پرپیچ خم توسعه وب می‌گفت و اولین موردی که به آن اشاره کرد، imposter syndrome بود. اینکه در ابتدای راه چقدر این موضوع او را آزرده می‌کرد و حتی از قبول خیلی از پرو‌ژه‌ها پا پس می‌کشید. و اگر زودتر با این سندروم مقابله می‌کرد می‌توانست موفق‌تر باشد و ظرفیت واقعی خود را به نمایش بگذارد. گرچه از نظرِ منِ مخاطب او هنوز هم جزو دسته senior های قابل احترام و موفق است.من با تمام وجود حس و تجربیاتش را درک می‌کردم. چرا که در بازه زمانیِ طولانی دقیقا در همان نقطه با همان حس های مشترک بودم. به عنوان یک front-end developer که حدود ۲ سال است بصورت حرفه‌ای وارد این کامیونیتی بزرگ شده‌ام همیشه ترس کمبود تجربه و اعتماد بنفس همراه من هست. ترس از اینکه هنوز تعداد زیادی فریم‌ورک‌ و تکنولوژی را امتحان نکرده‌ام و معنی فلان command یا اصطلاح را نمی‌دانم.اما دانستن اینکه این حس فقط برای من نیست و درصد زیادی از همکاران من حتی با سال ها تجربه و موفقیت هنوز با این شک و ترس دست و پنجه نرم می‌کنند باعث شد تا دست بکار شوم و این مقاله را بنویسم تا شروعی برای غلبه به این سندروم باشد.سندروم خودویران‌گری در محیط کار باعث می‌شود تا توانایی های شما در سایه‌‌ای از شک تردید قرار بگیرد و بازده و اعتماد بنفس شما را پایین بیاورد.حالا چگونه بر این ترس و شک کاذب غلبه کنیم ؟۱- این موضوع را در نظر بگیرید که شما در این حس تنها نیستید!بیش از ۷۰ درصد از همکاران شما این ترس را در سال های اولیه کارشان تجربه کرده‌‌اند و حتی درصد زیادی از آنها از پس غلبه بر آن برنیامده‌اند و هنوز این حس را با سالها تجربه به‌دوش می‌کشند.یک راه حل مناسب این است که با منتور و یا senior های خود در رابطه با این موضوع گپ بزنید و تجربیات مشابه‌شان را بشنوید. قطعا آنها متخصص متولد نشده‌اند و این دوره را کمابیش گذرانده‌اند. خواندن تجربیات دیگران در سایت هایی مثل reddit و quora هم خالی از لطف نیست و حتی می‌توانید نظرات دولوپرهای آن سر دنیا را هم بخوانید.۲- نگاهی به موفقیت‌هایی که کسب کرده‌اید بیندازیدباید با خودتان رو راست باشید! موفقیت با شانس حاصل نمی‌شود! برای موفقیت و موقعیت فعلی‌تان ارزش قائل شوید و از آنها با احترام یاد کنید. البته در بین ارزش قائل شدن و مغرور شدن مرز باریکی است که اکثرا اشتباه گرفته می‌شود و شاید همین رفتار متکبرانه از جانب همکاران، سندرم خودویرانگری را در بین اعضای تیم تشدید می‌کند. ناگفته نماند میزان اعتماد بین تیمی نیز در بهبود و یا تشدید این حس ‌تاثیر به‌سزایی دارد.۳- ایده‌آل گرایی بزرگ ترین مانع شما استاگر اعتقاد دارید که باید در هر جنبه از شغل خود سرآمد و ایده‌آل باشید، تجدید نظر کنید. اینکه دانش و تجربیات شما کم است، به این معنا نیست که هیچ چیز نمی‌دانید! تنها چیزی که به آن نیاز دارید زمان و تلاش است. اولویت ها و مهارت های مورد نیاز در این برهه زمانی را شناسایی کنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.یک تفکر مشترک بین خودویرانگرها این است که افراد موفق شکست نمی‌خورند! آنها بجای آنکه شکست و پستی های راه را جزئی از مسیر موفقیت ببینند، آن را مقصدی جدا و قطب مقابل موفقیت می‌دانند.البته هر ازگاهی شک کردن و به چالش کشیدن مهارت هایمان باعث می‌شود تا خودمان را تحلیل کنیم و ارزش‌ها و هدف‌های جدیدتری خلق کنیم. اما اگر این تردید همیشگی باشد محصولی جز ترس و کمبود اعتماد بنفس نخواهد داشت.در نهایت با صرف زمان و تلاش کافی در راهی که آغاز کرده‌اید پیشروی کنید و نگذارید ترس از شکست، شما را از لذت راه ها و چالش های جدید محروم کند. این شکست ها و تجربه ها هستند که قرار است از شما فردی باتجربه و ماهر بسازند. منابع و لینک‌های مفید: indeed.comHow you can use your imposter syndrome to your benefit? Why Do Software Developers Suffer From Imposter Syndrome ?</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>بهار دهقانی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Sep 2020 11:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه ۵ افزونه برتر فرم‌ساز وردپرس</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%DB%B5-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-oheufmieamgf</link>
                <description>ایجاد یک فرم از ابتدا می‌تواند یک پروسه طولانی باشد. بنابراین، بسیاری از دارندگان وب‌سایت‌های وردپرسی از افزونه‌های فرم‌ساز وردپرس برای انجام این کار استفاده می‌کنند. به کمک افزونه‌های فرم‌ساز وردپرس می‌توان انواع مختلفی از فرم‌ها را که برای وب‌سایت شما مورد نیاز است ایجاد کرد. این افزونه‌ها شما را قادر می‌سازند تا از ویژگی‌های آنها برای ایجاد فرم مورد نیاز و مورد نظر برای وب‌سایت خود استفاده کنید.در این مقاله، لیستی از ۵ افزونه برتر فرم‌ساز وردپرس را برای شما آماده کرده‌ایم. با استفاده از این افزونه‌ها شما می‌توانید به راحتی هر نوع فرم را به وب‌سایت خود اضافه کنید. این فرم‌ها شامل فرم‌های تماس، فرم‌های ثبت‌نام، فرم اشتراک در خبرنامه، کوییز و یا موارد دیگر می‌باشد.۱. Contact Form 7کاور Contact Forاگر می‌خواهید از نظر عموم مردم پیروی کنید، Contact Form 7 ساده‌ترین افزونه ساخت فرم تماس با وردپرس است. این افزونه بیش از ۵ میلیون نصب فعال دارد که در تعداد از همه رقبا پیشی می‌گیرد. این شاید از تنها افزونه‌های فرم تماس رایگان موجود باشد که نسخه پولی ندارد. تقریباً همه افزونه‌های فرم تماس محبوب دیگر freemium است که به این معنی است که در نسخه رایگان از ویژگی های محدودی برخوردار هستند.داشبورد Contact Form 7مزایا:ساده‌ترین افزونه موجود برای ساخت و مدیریت‌ فرم‌های تماس مختلفپشتیبانی از امکان گنجاندن CAPTCHA در فرم‌های تماساستفاده از فیلتر هرزنامه Akismet به منظور کاهش هرزنامه‌هادسترسی به ۵۴ زبان توسط این افزونهمعایب:نداشتن امکان پشتیبان‌گیری از فرم‌های تماسامکان نرسیدن جواب‌های ثبت‌شده برای فرم‌های تماس به ایمیل ثبت شدهرابط کاربری نسبتا قدیمی و تجربه کاربری سخت در ساخت فرم‌ها۲. WPFormsدر حین ایجاد فرم برای وب‌سایت خود، ممکن است به فکر استخدام توسعه‌دهنده‌ای برای آن باشید. این کار را نکنید! شما فقط می‌توانید افزونه WPForms را نصب کنید. این یک افزونه فرم‌ساز وردپرس است که به شما کمک می‌کند بدون نیاز به توسعه دهنده، یک فرم حرفه‌ای ایجاد کنید. این افزونه با تمرکز اصلی یک تجربه کاربری عالی ایجاد کرده است. بنابراین به خوبی با رابط کشیدن و رها کردن مجهز شده است. این قابلیت به شما کمک می‌کند بدون نیاز به کدزنی، فوراً فرم ایجاد کنید.کاور WPFormsاین افزونه همچنین دارای تعدادی الگوی فرم است که می توانید برای فرم خود استفاده کنید. این باعث می شود وقت شما در ایجاد یک فرم جدید صرفه جویی شود. همچنین می‌توانید با استفاده از این افزونه داده‌های موقعیت جغرافیایی را به فرم خود اضافه کنید تا درباره کاربران خود بیشتر بدانید.مزایا:آسان در استفادهویرایشگر با قابلیت کشیدن و رها کردن (‌Drag &amp; Drop)ادغام با سرویس‌هایی مانند MailChimp  و Zapierمعایب:بیشتر ویژگی‌ها در نسخه پولی در دسترس هستندشروع نسخه سالانه پولی از حدود ۴۰ دلار در سال۳. Ninja Formsداشبورد Ninja Formsاین افزونه نام بزرگی در بازار فرم‌ساز‌های وردپرسی است. طبق گفته ‌وب‌سایت این افزونه، این افزونه تاکنون بیش از ۱۶ میلیون بار بارگیری شده است. Ninja Forms یک افزونه پولی و بسته‌ای کمی متفاوت است. ویژگی‌های آن تقریبا با افزونه‌های دیگر یکی است اما قیمت‌گذاری آن، آن را مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه موجود نمی‌کند. به جای درج ویژگی‌های استاندارد در هر بسته پولی، باید ویژگی‌هایی مانند منطق شرطی، فرم‌های چندصفحه‌ای، بارگذاری پرونده و سایر موارد را از طریق افزونه‌های‌ درون‌برنامه‌ای (Add-on ها) خریداری کنید. نسخه رایگان این افزونه در فهرست افزونه‌های وردپرس موجود است و بیش از یک میلیون نصب فعال دریافت کرده است.مزایا:وجود نسخه رایگان هرچند محدودهیچ محدودیتی در تعداد ایجاد فرم‌ها، فیلدها و ایمیل‌ها وجود نداردقالبیت‌های شخصی‌سازی زیاد برای فرم‌هامعایب:بسیار گران (حتی در اشل جهانی)، از حدود ۱۰۰ دلار در سال شروع می‌شود۴. Formidable Formsنمونه فرم ساخته شده توسط افزونه Formidable Formsاین افزونه ادعا می کند پیشرفته‌ترین افزونه فرم‌ساز برای وردپرس است و فراتر از ساخت فرم‌های تماس. شما می‌توانید به کمک افزونه Formidable Forms فرم‌های اشتراک، فرم‌های درخواست کمک مالی، فرم‌های درخواست نقل‌قول، فرم سفارش پرداخت و غیره ایجاد کنید. فرم‌ها واکنش‌گرا هستند و به راحتی می‌توانید آنها را با استفاده از ویرایشگر با کشیدن و رها کردن داخلی ایجاد کنید. این افزونه یکی از محبوب ترین هاست و نسخه رایگان موجود در مخزن وردپرس بیش از ۲ میلیون نصب فعال دریافت کرده است. این افزونه ویژگی‌های رقابتی را با توجه به قیمت نسخه پولی ارائه می‌دهد.مزایا:ذخیره فرم‌ها و نتایج آن در پایگاه‌داده وردپرسامکان محدود کردن پاسخ‌ها بر اساس تاریخ یا محدودیت زمانی خاصامکان ارسال فرم‌های برنامه‌ریزی شدهمعایب:سفارشی‌سازی سخت برای فرم‌های پیچیدهوجود اکثر امکانات مثل فیلد‌های شرطی در نسخه پولیشروع نسخه پولی همراه با فیلد‌های پیچیده از حدود ۱۰۰ دلار در سال۵. Form Builder by Formalooساخت فرم‌ با قابلیت Drag &amp; Drop درون پنل وردپرس توسط افزونه فرم‌ساز فرمالوویژگی افزونه فرم‌ساز فرمالو این است که شما می توانید تعداد نامحدودی فرم با ویژگی‌هایی مانند فرم‌های شرطی، چندصفحه‌ای یا کوییز را به راحتی در داشبورد وردپرس خود به کمک کشیدن و رها کردن (Drag &amp; Drop) فیلد‌های مختلف بسازید و آن را در قالب اسکریپت، پیوند و یا iFrame به صورت رایگان و یا با هزینه بسیار پایین (برای ویژگی‌های پیشرفته مانند ویژگی محاسبات (Calculator)*) در وب‌سایت، وبلاگ و یا صفحه وردپرسی خود تعبیه کنید.* امکان ساخت پاسخ‌نامه خودکار با امکان اضافه کردن امتیاز یا مبلغ برای هر گزینه (هر فیلد) و نحوه جمع‌شدن و محاسبه این فیلد‌ها با دادن ضرایب مختلف (کاربرد مانند امکان ساخت سبد خرید و آزمون‌های هوشمند)انتخاب از بین بیش از ۱۰۰ قالب فرم در افزونه فرم‌ساز فرمالوهمچنین از طریق افزونه می‌توانید ابزارک‌ نظرسنجی را برای وب سایت خود ایجاد و ردیابی کنید. همچنین می‌توانید از بیش از ۱۰۰ قالب آماده رایگان موجود (مانند قالب فرم تماس با ما، آزمون و امتحان آنلاین، فرم پرسشنامه، فرم استخدام و ..) در وب‌سایت خود استفاده کنید که کار را برای شما آسان‌تر می‌کندساخت ابزارک نظرسنجی توسط افزونه فرم‌ساز فرمالوجمع‌بندیبه عنوان جمع‌بندی، از میان ۵ افزونه موجود، اگر به دنبال ساده‌ترین و کم‌امکانات‌ترین افزونه می‌گردید و به هیچ‌وجه نیاز به هزینه (چه ریالی چه دلاری) نمی‌بینید، بهترین گزینه موجود Contact Form 7 می‌باشد، اما همانطور که گفته شد باید به «معایب» ذکر شده نیز دقت کنید. از میان گزینه‌های بعدی با توجه به سابقه هر کدام از ۳ گزینه بعدی‌ (WPForms, Ninja Forms &amp; Formidable) یکی را با توجه به دانستن محدودیت‌ها و توانایی پرداخت دلاری در صورت نیاز انتخاب کنید. اگر سادگی را در کنار قابلیت‌های پیچیده‌تر در یک پکیج نیاز دارید و حاضر هستید در کنار امکانات رایگان (مثل ایجاد بی‌نهایت فرم، فرم ساز پیشرفته با Drag &amp; Drop، فاکتورساز و ...) برای امکانات بهتر و بیشتر هزینه خُرد ریالی ماهانه یا سالانه پرداخت کنید، افزونه فرم‌ساز فرمالو بهترین انتخاب است.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>طاده الکسانی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 10:10:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی مقدماتی با قوانین GDPR</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/what-does-gdpr-mean-for-startups-y8filroyxvjs</link>
                <description>شما هم احتمالا وارد هر سایت خارجی می‌شوید یک بنر باز می‌شود و از شما درخواست قبول کردن کوکی‌ها را می‌دهد. حال بعضی صرفا یک پیغام ساده نمایش می‌دهند یا گزینه‌هایی برای انتخاب نمایش می‌دهند. این پیغام‌ها چیست و از کجا شروع شد و به چه منظور است؟ در این مقاله به بررسی آن می‌پردازیم.قوانین GDPR (The General Data Protection Regulation) چیست؟برگرفته از ویکی‌پدیا فارسی:مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا مقرراتی است که در مورد حفاظت از داده و محرمانگی همه اشخاص و خروج داده در اتحادیه اروپا و منطقه اقتصادی اروپا وضع شده‌است. هدف این مقررات اساساً، برای اعطای کنترل داده ها به شهروندان و ساکنان این منطقه و ساده‌سازی محیط مقررات گذاری برای کسب و کارهای بین‌المللی از طریق یکسان‌سازی مقررات است.این قوانین (تاریخ تصویب: ۱۴ آوریل ۲۰۱۶ و تاریخ اجرا: ۲۵ مه ۲۰۱۸) با هدف محدود کردن سرویس‌های بزرگ موجود مانند گوگل و فیس‌بوک در نحوه استفاده کردن از اطلاعات کاربران وضع شد.اما جرقه وضع این قوانین از کجا شروع شد؟در اوایل سال ۲۰۱۸، نقض داده‌های Facebook-Cambridge Analytica رخ داد (که به رسوایی کمبریج آنالیتیکا معروف است) که میلیون‌ها داده شخصی کاربران فیس‌بوک بدون رضایت توسط کمبریج آنالیتیکا جمع آوری شد تا بیشتر برای تبلیغات سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. این نقض داده‌ها بزرگترین نشت شناخته شده در تاریخ فیس‌بوک می‌باشد. داده‌ها از طریق برنامه‌ای ساخته شده توسط دکتر الكساندر كوگان، در سال ۲۰۱۳ جمع آوری شده و شامل یک سوال برای ساخت پروفایل‌های روانشناختی برای كاربران بود. این برنامه نه تنها داده‌های شخصی کاربرانی که سوالات را تکمیل کرده‌اند بلکه همچنین دوستان فیسبوک کاربران نیز جمع‌آوری کرد. کمبریج آنالیتیکا به دنبال فروش داده‌های رای‌دهندگان آمریکایی به کمپین‌های سیاسی بود و در نهایت کمک های لازم و تحلیلی را برای فعالیت های تد کروز و دونالد ترامپ ارائه داد.اما کلیات این قوانین چیست؟۱) اگر سرویس شما در حال جمع‌آوری داده می‌باشد، چرا و برای چی این کار صورت می‌گیرد؟ راه حل: قابلیت ردیابی کردن باید از اطلاعات حذف شود. به عنوان مثال بجای اینکه در تحلیل‌ها بگوییم: طاده دوست دارد x را، بگوییم y دوست دارد x را.۲) اگر سرویس شما به جمع‌آوری می‌پردازد، باید در نگه‌داری آن کوشا باشد و مسئولیت نگه‌داری آن را بپذیرد. که این کار در وب معنایی بسیار اهمیت دارد، چون در آن به شناسایی رفتار کاربران و نشان دادن تبلیغات هدفمند می‌پردازیم.۳) سرویس شما حق اشتراک‌گذاری اطلاعات قابل شناسایی مانند ایمیل، MAC Address و IP را به هیچ‌ وجه با هیچ‌کس ندارد.چطور با این قوانین تطابق پیدا کنیم؟اگر استارتاپ یا سرویس آنلاین شما بطور بین‌الملل فعالیت می‌کند (منظور از فعالیت بین‌المللی این است که یا خود شرکت در اتحادیه اروپا باشد و یا حتی یک مشتری (رایگان حتی) از اتحادیه اروپا داشته باشد)، حتما و هرچه زودتر برای جلوگیری از ایجاد مشکلات قانونی باید سایت خود را با این قوانین تطبیق دهید. چند قدم ساده برای این کار وجود دارد اما بسته به خدمتی که ارائه می‌دهید ممکن است این قدم‌ها متفاوت باشد که با کمی جستجو به زبان انگلیسی منابع زیادی می‌توان یافت.اما این چند قدم ساده را در نظر داشته باشید:۱) هر Web Service ای که به جمع‌آوری داده می‌پردازد باید آن را به کاربران خود اطلاع دهد. همانطور که که در تصویر اول و نمونه توییتر می‌بینید.۲) اگر از tracker هایی مانند Hotjar و Google Analytics و غیره استفاده می‌کنید، باید به کاربر اطلاع دهید. حال شاید این سوال پیش بیاید که سرویس‌هایی مانند Hotjar خود چگونه اطلاعات کاربر را پنهان می‌کنند. درست است که شما به عنوان صاحب خدمت قابل هستید رفتار کاربر خود را در قالب ویدیو مشاهده‌ کنید اما این ویدیو قابل شناسایی توسط چه کاربر نیست.۳) از داده‌ای که ذخیره می‌شود باید مراقبت شود. رمزعبور‌ها قابل شناسایی نباشند و اگر لو رفتند hash شده باشند. نباید تمام اطلاعات مربوط به یک کاربر در یک جا ذخیره شود.اما آنالیز داده چطور..؟حال اگر شما و یا سرویس شما قصد تبادل داده به منظور انجام تحلیل داده خارج از سرویس را داشته باشد، این داده رد و بدلی چگونه باید باشد؟ در قوانین GDPR دو نوع موجودیت برای این حالت تعریف شده: Controller که صاحب داده‌ها می‌باشد و Processor که کسی است که داده را پردازش می‌کند (می‌تواند در خود سرویس یا خارج از سرویس باشد).داده ارسالی در این صورت باید طوری باشد که داده از جایی که داده خام نگه‌داری می‌شود، به صورت غیرقابل‌شناسایی تبدیل شود و به تحلیل‌گر داده ارسال شود.جمع‌بندیاهمیت اجرای قانون خصوصا در اتحادیه اروپا بسیار مهم می‌باشد و اگر استارتاپ یا سرویس شما قصد ورود به بازار‌های بین‌المللی را دارد (منظور از ورود به بازار بین‌الملل این است که یا خود شرکت در اتحادیه اروپا باشد و یا حتی یک مشتری (رایگان حتی) از اتحادیه اروپا داشته باشد) حتما در اجرای درست این قوانین، به خصوص مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا، کوشا باشید. برای مطالعه بیشتر می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید:https://gdpr.eu/</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>طاده الکسانی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jul 2020 09:13:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امروز را با چه هدف و انگیزه‌ای آغاز کرده‌ای ؟</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%93%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-ov8h550ifsgx</link>
                <description>شاید شروع سال جدید آن هم در شرایط کنونی که اکثر اوقات را در دور کاری و خانه به سر می‌بریم و زمان بیشتری برای خلوت کردن داریم ، بهانه مناسبی باشد تا اهداف سال پیش رویمان را عمیق‌تر بررسی کنیم و آنها را موازی با علایق و روحیاتمان بچینیم .تا بحال از خودتان پرسیده‌اید که با چه هدف و انگیزه‌ای از خواب بیدار می‌شوید ؟ عده زیادی از ما بدلیل روزمرگی و یا شرایط نامناسب حاکم بر جامعه اهداف و انگیزه واقعی‌مان را فراموش کرده‌ایم و تنها با فکر کار و کسب درآمد رخت خواب خود را ترک می‌کنیم! حالا تصور کنید درصد زیادی از ما مشغول به انجام کاری هستیم که علاقه و رضایت چندانی به آن نداریم و روزانه مشکلات روحی و فشار ناشی از افسردگی بر ما بیشتر می‌شود! تغذیه نامناسب، احاطه شدن توسط افراد بی‌انگیزه و گاها عصبی، ساعت خواب نامنظم، عدم تحرک و بسیاری مشکلات روحی و جسمی دیگر همگی ناشی از بی‌انگیزگی و فراموش کردن ارزش زندگی‌مان است !ایکیگای (Ikigai) دلیل و هدف بسیاری از ژاپنی ها برای از خواب برخاستن است!ایکیگای در لغت به معنای  ٰدلیلی برای زندگی ٰ و در مفهوم ارزش زندگی هر فرد است، که روند ساده اما عمیقی دارد و تقاطع علایق و مهارت‌های ما با درآمدزایی و برآورده کردن نیازهای جامعه اطراف‌مان است. تصور کنید صبح شنبه برخلاف شنبه های دیگر، با انرژی فوق العاده‌ای از خواب بیدار می‌شوید و شوق زیادی برای شروع روز و انجام کاری که به آن علاقه‌مند هستید را دارید، این حسی است که ایکیگای در شما ایجاد خواهد کرد. البته که زندگی همیشه مسیر همواری ندارد و تجربه‌های تلخ و دشوار را هم برای شما رقم می‌زند و دقیقا این برهه از زمان است که بیش از پیش نیاز به یادآوری اهداف و ارزش زندگی‌تان دارید. شادی تنها دستاورد ایکیگای برای شما نخواهد بود و زندگی طولانی نیز از اهداف این شیوه زندگی است. هکتور گارسیا در کتاب ایکیگای با عنوان کردن قوانینی ما را در داشتن زندگی طولانی‌تر راهنمایی میکند.پرهیز از یکنواختی و بازنشستگی، عجله نکردن در انجام کارها و لذت بردن از جزییات، توجه به تغذیه، بازنگری در روابط، شکرگزار بودن و ... از جمله مواردی هستند که در این کتاب برای داشتن زندگی شاد و طولانی مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته‌اند .بحران وجودی در جهان مدرن امروزی رایج است و این یعنی افراد به جای آنکه دنبال خواسته‌های خود باشند، کاری را انجام می‌دهند که به آنها گفته شده‌است و یا دیگران انجام می‌دهند. این افراد اغلب سعی می کنند فاصله بین انتظارات و توقعات دیگران و خواسته های خود را با پول یا لذتهای جسمی یا سرکوب احساسات پر کنند و این کار حتی گاهی منجر به خودکشی فرد می‌شود.دلتنگی‌های روزهای تعطیل ، همان چیزی است که فرد بدون هیچگونه وظایف و تعهدات روزهای کاری هفته، پی می برد از درون تهی است.فرد باید ایکیگای خود (دلیلی که صبح بخاطر آن از خواب بیدار می شود) را پیدا کند.ـ بخشی از کتاب ایکیگای: راز ژاپنی‌ها برای زندگی طولانی و شادحالا چگونه ایکیگای خودمان را پیدا کنیم ؟ برای این تمرین نیاز به نموداری مانند نمودار زیر داریم که هر دایره از یک سوال اساسی ایکیگای تشکیل شده است. هر سوال را به سوالات کوچکتر تبدیل می‌کنیم، حداقل سه پاسخ برای هر بخش یادداشت می‌کنیم و حداکثر ۳۰ دقیقه برای کل این تمرین زمان می‌گذاریم. پیدا کردن ایکیگای ممکن است روز ها و حتی ماه ها طول بکشد، آنچه در این روند مهم است، اول پرسیدن سوال های چالش برانگیز و سخت در هر بخش، دوم صادقانه پاسخ دادن و سوم وارد عمل شدن در اولین فرصت است .پرسش اول : به چه کارهایی علاقه دارم ؟ از انجام چه کارهایی خسته نمی‌شوم ؟ چه کاری است که ذهنم دائما به سمتش کشیده می‌شود تا در اولین فرصت آن را انجام بدهم ؟ چه کاری آنقدر مجذوبم می‌کند که خوردن و خوابیدن را فراموش می‌کنم ؟پرسش دوم : در چه کاری مهارت دارم ؟ وقتم را صرف یادگیری چه مهارت‌هایی کرده‌ام ؟معمولا در چه زمینه هایی از من کمک گرفته می‌شود ؟دوست دارم در چه کارهایی مهارت کسب کنم ؟پرسش سوم : در قبال انجام چه کارهایی دستمزد گرفته ام ؟ در قبال انجام چه کارهایی قبلا دستمزد گرفته ام ؟اگر شغل فعلیم را نداشته باشم چه شغل دیگری را انتخاب خواهم کرد ؟دوست دارم در قبال انجام چه کاری به من دستمزد بدهند ؟پرسش چهارم : دنیا به انجام چه کارهایی نیاز دارد ؟معمولا سخت‌ترین بخش این تمرین همین سوال است و برای آسان‌تر کردن آن جهان را به دنیای اطرافمان و جامعه و ارتباطاتمان محدود می‌کنیم . آدم های اطرافم به چه چیزی نیاز دارند ؟ با انجام چه کاری می توانم تأثیر مثبتی بر اطرافیان بگذارم ؟زمانی که حس کردید پاسخ بیشتری برای سوال‌ها ندارید، یک دور تمام پرسش و پاسخ ها را بررسی کنید و نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین پاسخ برای هر بخش را انتخاب کنید. حالا نوبت آن رسیده که ۴ پاسخ منتخب‌تان را بهم مرتبط کرده و داستان و هدف زندگی‌تان را بسازید .پیدا کردن هدف زندگی‌تان براساس ایکیگای کار یکی دو روز نیست و ممکن است مدت ها طول بکشد و یا حتی بعد از مدتی نیاز به بازنگری و انجام دوباره این روند باشد .اما آنچه که در این روند مهم است یادآوری ارزش زندگی ِمنحصر به فرد شما برای تجربه ی زندگی شاد و طولانی است؛ پس از عجله بپرهیزید و از تمام جزئیات کمال استفاده را ببرید .</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>بهار دهقانی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 11:20:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری ارباب زمانمون بشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-wsefddc4c8ne</link>
                <description>همیشه در مورد مدیریت زمان زیاد نوشته‌ن و زیاد گفته‌ن. یک چیزی درون خودمون هم همیشه قلقلکمون می‌ده که از زمانمون بهتر استفاده کنیم، ولی هر دفعه برنامه زمان‌بندی که نوشتیم به شکست منجر شه، بیخیال کل داستان می‌شیم و به روتین عادی زندگی‌مون ادامه می‌دیم و ترجیح می‌دیم نَفْسِ شنگول درونمون رو آزاد بذاریم تا هر کاری دلش خواست انجام بده!مدیریت زمان در واقع یکسری مهارته که با تمرین به دست میاد. کسایی که من رو می‌شناسن می‌دونن که چقدر روی برنامه‌ریزی و نظم وسواس دارم و به قولی فریک این جریاناتم. توی این چند سالی که روی برنامه‌ریزی رویدادهای تداکس‌تهران کار کردم و مدیر اجرایی ایده‌ران بودم، همه تجربیاتم رو تو زمینه مدیریت زمان ثبت کردم و توی این پست می‌خوام این مهارت‌ها رو کامل شرح بدم و روی هر مهارت بهتون تمرین بدم که تو کارهای هر روز خودتون بتونین انجام بدین و مَستِرِ داستان شین.این مطلب رو برای کارهای روزمره نوشته‌م تا برای همه کاربرد داشته باشه، ولی وقتی این مهارت‌ها رو یاد بگیرین، تو مسائل تخصصی‌تر هم می‌تونین ازشون استفاده کنین. انتهای مطلب هم یک نمونه از برنامه خودم و چند تا از ابزارهایی که توی این چند سال استفاده کردم رو معرفی می‌کنم تا خودتون امتحان کنید و ببینید کدوم برای شما مناسب‌ترینه.خیلی سعی کردم که این، یک مقاله انگیزشی نباشه و ایده‌های تاثیرگذاری رو مطرح کنه که برای هر کسی کاربرد داشته باشه. امیدوارم موفق شده باشم.هدف گذاشتنچهارچوب‌هایی مثل OKR می‌تونن خیلی تو زمینه هدف‌گذاری کمک کننده باشن. سه تا پنج هدفی که می‌خواید تا آخر سال بهش برسید رو انتخاب کنید. این هدف‌ها باید اون نتیجه نهایی باشن که می‌خواید بهشون رسیده باشید و اشکالی نداره اگر کیفی هستن؛ فقط توجه کنید که واقع‌گرایانه باشن و شما رو به هیجان بیارن. بعد این اهداف رو بکشنید و ببینید که برای اینکه تا آخر سال به هرکدوم برسید، تا آخر همین فصل از سال، باید به کجا رسیده باشید. مثلا اگر الان تو فروردین هستیم و می‌خواید تا آخر سال به هدف ۱ برسید و ۱۱ ماه به آخر سال مونده، ببینید تا آخر فصل بهار این هدف باید به کجا رسیده باشه. همین کار رو برای همه هدف‌هایی که نوشتید انجام بدید.بعد از اون برای هرکدوم از این اهداف، بین ۱ تا ۵ نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری بنویسید. نتایج کلیدی در واقع به شما کمک می‌کنن بفهمید چقدر به اون هدف نزدیک شدید. برای اینکه نتایج کلیدی درست رو تشخیص بدید، با خودتون فرض کنید که به هدف ۱ رسیدید، ببینید که چه نتایجی کسب کرده‌اید؟ مثلا کتاب‌های مشخصی رو خوندید، یا در یک آزمون حداقل رتبه x گرفتید، یا فروش ماه به ماه شرکتتون x درصد افزایش داشته و... سعی کنید نتایج کلیدی که می‌نویسید بلندپروازانه باشن و شما رو هُل بدن که بیشتر از قبل تلاش کنید و پیشرفت کنید.مرحله بعدی اینه که همه کارهایی که باید برای رسیدن به اون نتایج کلیدی انجام داده بشه رو لیست کنید. اگر این هدف‌گذاری رو می‌خواید برای تیمتون اجرا کنید، حتما مشخص کنید که چه کسی مسئول تحویل گرفتن اون کار هست و چه کسانی مسئول انجامشون. در نهایت هم به مرحله اجرا می‌رسیم. هر هفته لیست کارهای همون هفته رو مشخص کنید و هر شب تصمیم بگیرید که فردا می‌خواید روی کدومشون تمرکز کنید.یادتون باشه که هر چند هفته یک‌بار درصد پیشرفت نتایج کلیدی‌تون رو بررسی کنید و اگر عقب هستید، تصمیم بگیرید چه کارهایی باید انجام بدید تا به اهدافی که گذاشتید برسید.آخر هر فصل سال بررسی کنید که به چقدر از نتایج کلیدی رسیدید. اینجوری متوجه میشید که چقدر به اون هدف نزدیک شدید. اگر هر کدوم از نتایج کلیدی به ۷۰٪ نتیجه رسیدن، یعنی پیشرفت کردید و به خودتون جایزه بدید.اولویت‌بندیماهیت کار من جوریه که همیشهٔ خدا تسک‌های یهویی که همه هم فورس هستن و باید با اولویت بالا انجام بشن توش به وفور یافت می‌شه. تسک‌های برگزاری رویداد اینوتکس استیج، تسک‌های برگزاری تداکس‌تهران، تسک‌های جورواجور ایده‌ران، تسک‌های سبک‌من. هر روز یک نفر بهم پیام میده و یه تسک واجب اولویت‌بالا داره که باید تا آخر هفته (و گاهی همین امروز) انجام بشن! همه این‌ها کنار هم قابلیت این رو دارن که آدم رو مرز جنون برسونن. راستش من خودم هم گاهی تو اولویت‌بندی تسک‌هام کم میارم. چون اولویت‌ها رو خوب می‌دونم، ولی وقتی تعدادشون توی یک روز زیاد می‌شه، آمارش از دستم در میره! ولی تمرینی که به خودم دادم و داره کمکم می‌کنه اینه که یک فایل آنلاین اکسل (با Google Docs) ساختم و همه تسک‌هام رو اونجا می‌نویسم و روزم رو بر اون اساس تقسیم می‌کنم. فرمت اکسل رو در قسمت ابزارها قرار دادم، ولی ممکنه برای شما استفاده از ابزارهای دیگه مدیریت تسک راحت‌تر باشه. امتحان کنید و ببینید کدوم بیشتر براتون مناسب‌تره.یکی دیگه از راه‌حل‌های اولویت‌بندی و مدیریت تسک‌ها اینه که تا حد ممکن کارهای شبیه هم رو با هم انجام بدید. اینجوری تمرکز بیشتری روی اون کارها دارید.برای اولویت‌بندی تسک‌ها یک روش معروف هست به اسم ماتریس آیزنهاور. به این صورت که برای تشخصی اولویت هر تسک، بدونید که اون تسک چقدر مهم هست و چقدر ضروری هست. اگر کاری هم مهمه و هم فوری، باید همین الان انجامش بدید. اگر کاری مهمه، ولی فوری نیست، زمانی برای انجامش در نظر بگیرید و در اولویت بعدی انجامش بدید. اگر کاری مهم نیست ولی باید فوری انجام بشه، بهتره به فرد دیگه‌ای واگذارش کنید (همه کارها رو لازم نیست خودتون انجام بدید، مگه اینکه هیچ‌جوره چاره دیگه‌ای نداشته باشید). اگر هم کاری نه مهمه و نه فوری، کلا بهتره حذفش کنید.یادتون باشه که درجه اهمیت و فوریت کارها رو خودتون می‌تونید به خوبی تشخیص بدید؛ فقط کافیه با خودتون روراست باشید و منطقی تصمیم بگیرید.برنامه‌ریزی به اندازهاین هم یکی از مواردیه که خودم هم درگیرش هستم. بخاطر تمایل بیش از حدم به همیشه مشغول بودن و همواره کار کردن، تسک‌های زیادی رو توی سبد کارم می‌چینم تا انجام بدم. این موضوع در عین اینکه می‌تونه خیلی زود باعث فرسودگی بشه، به خود من کمک می‌کنه حس رضایت از کارم بالا بره. به خاطر همین برای اینکه بتونم دیرتر دچار فرسودگی بشم، تسک‌هایی که نمی‌رسم توی یک روز انجام بدم رو علامت میزنم تا فردا انجام بدم و اصلا خودم رو بابت نرسیدن به تسک‌هام ملامت نمی‌کنم، چون مطمئنم که همه تلاشم رو کردم.به نظرم خیلی خیلی خیلی مهمه که اول خوب خودتون رو بشناسید و فرمت کار کردن خودتون رو در بیارید. با خودتون روراست باشید. بعد از اون تصمیم بگیرید که چطور با توجه به طرز فکری و روال کاری‌تون، به اندازه مناسب برنامه‌ریزی کنید.مهم‌ترین چیز برنامه ریزی اینه که بازه زمانی باید به نسبت هدف در نظر گرفته بشه. برای یک سال، باید اهداف کلی بنویسید، بعد اون‌ها رو برای یک فصل سال، یک مرحله بشکنید و کمی جزئی‌تر کنید، بعد اون‌ها رو برای یک ماه آینده بکشنید و کمی جزئی‌تر کنید. در نهایت هم برای یک هفته و یک روز آینده اون‌ها رو بشکنید.انقدر تمرین کنید تا متوجه شید که برای یک سال، یک فصل، یک ماه، یک هفته و یک روز چقدر باید جزئیات مشخص کنید. قطعا هرچقدر بازه زمانی به الان نزدیک‌تر میشه، اون تسک هم جزئی‌تر نوشته میشه.همه کارها رو لازم نیست یکجا انجام بدید! اولویت‌بندی کنید و اونایی که لازمه رو به تعویق بندازید یا بدین یکی دیگه انجام بده. جلسه‌های طولانی بی‌خود رو هم حذف کنین. همیشه تو هر جلسه دنبال هدف باشید، اگر هدف جلسه واضح نیست یا صحبت‌ها در جهت رسیدن به هدف جلسه نیست، از اون بیاید بیرون. تو کشور ما متاسفانه عادت شده که جلسه‌های طولانی رو پربهره می‌دونن. در حالیکه اگر جلسه‌ای ۵ دقیقه طول بکشه ولی مفید و موثر باشه، خیلی بهتر از جلسه‌ایه که ۱ ساعت طول بکشه تا به همون نتیجه و هدف برسه.نظم و روتینلیست کارهایی که هر روز انجام می‌دید رو بنویسید. صبحانه، نهار، شام، مسواک، حمام، و... این‌ها رو منظم کنید و ترتیب انجام هر کدوم رو مشخص کنید. اینجوری نیاز نیست هر روز برای این کارها تصمیم‌گیری جداگانه انجام بدید و می‌تونید روی تصمیم‌گیری کارهای دیگه تمرکز کنید. داشتن روتین صبح (از زمان بیدار شدن از خواب تا وقتی که کار حرفه‌ای‌مون رو شروع می‌کنیم) و روتین شب (وقتی که کارمون تموم میشه تا زمان خواب) به بیشتر افراد خیلی می‌تونه کمک کنه.ممکنه فکر کنید که داشتن روتین صبح و روتین شب باعث می‌شه زندگی ماشینی پیدا کنید و از لذت تصمیم‌گیری‌های کوچکی مثل تصمیم‌گیری برای اینکه صبحانه چی بخورید غافل بشید. این تفکر خیلی رایجه و من هم در گذشته تو بازه‌هایی از زندگیم دچارش شده‌م. هر کسی تو بازه‌های مختلف زندگیش اولویت‌هایی داره. اولویت‌های الانتون رو بشناسید و بر همون اساس تصمیم‌گیری کنید. اگه فکر می‌کنید داشتن روتین روزانه بهتون کمک می‌‌کنه تمرکز بیشتری روی کارهای روزانه‌تون داشته باشید، ازش استفاده کنید.حتما قرارها و برنامه‌هایی که با دوستان و همکارانتون دارید رو روی تقویم بنویسید و هر شب وقتی می‌خواید لیست کارهای فرداتون رو مشخص کنید، قرارها و جلسه‌هاتون رو بالای لیست بنویسید.از ماتریس آیزنهاور که تو بخش اولویت‌بندی گفتم استفاده کنید تا کارهای هر روزتون رو اولویت‌بندی کنید و مهم‌ترین و فوری‌ترین‌ها رو اول روزتون انجام بدید (همون مثال معروف قورت دادن قورباغه قبل از هر چیز).هُل دادن هیولای تنبل و خوشگذرون درونهمه ما آدم‌ها با یک هیولای تنبل و خوش‌گذرون به دنیا میایم که باهامون رشد می‌کنه و بزرگ می‌شه. گاهی بد نیست یکم بهش رو بدیم تا شارژمون کنه و حالمون رو خوب کنه، ولی باید چهارچشمی حواسمون بهش باشه که ما رو کجا می‌بره و چقدر از زمانمون رو داره می‌گیره.به هیولامون یاد بدیم برای هر کاری به نسبت مفید بودنش زمان بذاره و زمان کار کردن (وقتی لازم داریم از همیشه فعال‌تر و جدی‌تر باشیم) بگیره بخوابه تا برای تفریح بعدی انرژی کافی داشته باشه!قطعا هر برنامه‌ریزی با چند درصد خطا اجرا می‌شه و این اصلا اشکالی نداره. مهم اینه که یاد بگیریم دفعه بعد چطور بهتر اون کار رو انجام بدیم. اگه روز اول تونستید درصدی از برنامه رو اجرا کنید این خودش یه پیروزیه. اغلب شنیدم که گفته می‌شه: «من همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم، ولی بعد از مدتی دیگه اجراش نمی‌کنم، حتی یادم میره که برنامه‌ای ریخته بودم. به خاطر همین دیگه نمی‌خوام برنامه‌ریزی کنم!» یادتون باشه که مشکل برنامه‌ریزی نبوده، بلکه کوتاه اومدن شما بوده. تا وقتی دوباره بلند می‌شی و ادامه می‌دی بازی همچنان ادامه داره :) برای اینکه یادتون نره هم، دفتر یا فایل برنامه‌ریزی رو جلوی چشمتون بذارید و هر روز پیشرفتتون رو از روش بررسی کنید.یک راه عالی برای هُل دادن هیولای درون اینه که فعال باشید. هر روز لیست تسک‌های روزتون رو بررسی کنید، حتی اگه فقط به انجام یکی از تسک‌ها رسیدید. هر روز ورزش کنید، حتی اگه شده چند تا حرکت کششی ساده یاد بگیرید و هر روز همون چند تا حرکت رو تکرار کنید. آب فراوون بخورید چون بهتون انرژی زیادی برای فعال بودن میده. به خودتون روحیه بدید. آهنگ‌های پرانرژی گوش بدید. لِم کارتون رو بدست بیارید و بفهمید دیگه انجام چه کارهایی باعث می‌شه انرژی بگیرید؛ هر روز همون کارها رو بکنید و براشون وقت پیدا کنید. اگه خسته از سر کار برگشتید، از خودتون بپرسید که این خستگی روحیه یا جسمی؟ اگه روحیه یه کاری بکنید که روحیه بگیرید. اگه جسمیه بازم یه کاری کنید که روحیه بگیرید! مسئول خوشحال کردن و روحیه دادن به خودتون بشید؛ فقط اینجوریه که فعال و پرانرژی باقی می‌مونید.اگه کاری رو توی همه برنامه‌هات می‌نویسی ولی اجراش نمی‌کنی، یا کلا از برنامه حذفش کن یا ببین چرا همچین چیزی نوشتی اصلا! شاید بهتر باشه تغییراتی توش بدی. مثلا من همیشه توی اهدافم می‌نویسم که برنامه خوابم رو منظم کنم و از ساعت ۱۱ شب تا ۵ صبح بخوابم، ولی تو یک سال اخیر حتی یک‌بار هم اجراش نکرده‌م! اغلب ساعت ۵ بیدار می‌شم، ولی هرگز ساعت ۱۱ نخوابیدم! این چند روز داشتم این موضوع رو بررسی می‌کردم و دیدم که همیشه از دوران دانشجویی ساعت ۱۲ برام راحت‌تر بوده بخوابم و تصمیم گرفتم که برای ماه آینده ساعتی که هدف میذارم رو به ۱۲ تا ۵ تغییر بدم و نتیجه رو ببینم. اگر هنوز احساس کم‌خوابی داشتم، اون رو به ۱۲ تا ۶ تغییر می‌دم :)مشخص کردن مرز بین زندگی حرفه‌ای و زندگی شخصیگاهی بهش ایجاد تعادل بین زندگی حرفه‌ای و زندگی شخصی هم گفته میشه. گاهی واقعیت اینه که ما به اندازه کافی زمان برای تفریح کردن داریم، ولی اون رو با تفریحاتی پر می‌کنیم که بجای اینکه بهمون روحیه و انرژی بدن، بیشتر ازمون انرژی می‌گیرن و اینجوری میشه که رضایتمون رو پایین میارن.وقتی لیست کارهای روزانه‌تون و روتین‌هاتون رو مشخص کنید و بعد به هیولای تنبل و خوشگذرون درونتون یاد بدید که شما رو جاهایی ببره که بهتون انرژی واقعی میده، کم کم می‌بینید که رضایتتون هم بالا رفته و دیگه حتی به مرز بین زندگی حرفه‌ای و شخصی احتیاجی ندارید، چون مرزها خودشون مشخص می‌شن. کارهای شخصی و اجتماعی‌تون رو به اندازه کارهای حرفه‌ای‌تون جدی بگیرید و پیگیر انجام شدنشون باشید. پس نیازی نیست بین این‌ها مرز مشخص کنید!برای اینکه بین زندگی حرفه‌ای و زندگی شخصی‌تون مرز بذارید، سعی نکنید اون‌ها رو از هم جدا کنید! در عوض همه وظایف و کارهاتون رو بنویسید و بعد اون‌ها رو دسته‌بندی کنید.چه کارهای شخصی، چه خانوادگی، و چه حرفه‌ای. اگر همزمان روی چند موضوع به صورت حرفه‌ای کار می‌کنید هم، دسته‌بندی اون‌ها رو بنویسید. بعد از روی اون‌ها روتین روزانه، در بیارید. مثلا در مورد موضوع شخصی مثل ورزش، ممکنه بنویسید ۲ بار در هفته یوگا کنم و روزی یک‌بار هم حرکات کششی انجام بدم. از ابزارهایی که در انتهای مقاله اووردم می‌تونید برای نظم دادن به اون‌ها استفاده کنید.زمان گرفتن یا نگرفتن؟تا وقتی که مطمئنید به همه کارهای لیستتون پایبندید و همه‌شون رو تا آخر روز انجام میدید، نیازی نیست براشون زمان‌بندی مشخص کنید. کافیه لیست کارهاتون رو بنویسید و هر روز انجامشون بدید. ولی اگه حس می‌کنید هنوز هیولای درونتون داره شما رو جاهایی می‌بره که نه تنها انرژی نمی‌گیرید، بلکه خسته‌تر هم می‌شید، بهتره زمانی که هر کار ازتون می‌بره رو بگیرید و اون رو یادداشت کنید و با زمانی که حدس زده بودید مقایسه‌ش کنید. این مقایسه بهتون کمک می‌کنه بررسی کنید و بفهمید که کجای روال کاری‌تون ایراد داره و بهبودش بدید. پس به هیچ وجه برای ملامت کردن خودتون ازش استفاده نکنید.زمان‌بندی بیشتر برای کارهای تیمی به کار میاد؛ وقتی که تیم لازم داره بدونه شما چقدر برای انجام کار خاصی زمان لازم دارید و بتونه خودش رو با سرعت شما وفق بده.این موضوع به راهبر تیم هم کمک می‌کنه متوجه بشه که چه کسانی دارن میانگین سرعت تیم رو پایین میارن و سریعا براش چاره‌اندیشی کنه. معمولا بهترین راهکار اینه که با اون فرد صحبت بشه و ازش خواسته بشه که خودش رو به سرعت تیم برسونه تا بازدهی تیم بالا باشه. اگر بعد از چند ماه تغییری ایجاد نشد، بهتره اون فرد از تیم جدا بشه. این یک تصمیم سخت ولی استراتژیک و حیاتیه و لازمه راهبر تیم همیشه نسبت بهش منطقی برخورد کنه.تغییر دید به سمت پیشرفتکلا از بچگی چیزهای عجیب غریبی به ما یاد دادن! بهمون گفته‌ن که باید موفق باشیم، چون موفقیت چیز خوبیه و آدم‌های موفق خوشحال‌ترن!! به نظرم این بی‌خودترین چیزیه که ممکنه به یک آدم یاد بدن. اصلا موفقیت یعنی چی؟ پولدار یا معروف شدن؟ بیاید به جای موفق شدن از عبارت پیروز شدن استفاده کنیم. به ما یاد داده‌ن پیروز شیم، شکست نخوریم، ولی کسی بهمون نگفته پیشرفت کنیم! جالب نیست؟ انسان همیشه تو طول زمان «تکامل پیدا کرده». این جمله مصداق اینه که ما پیروز نمی‌شیم!‌ انتهایی با عنوان موفقیت یا شکست برای انسان وجود نداره. تنها چیزی که هست، تکامل و پیشرفته.آدم‌هایی که بهشون می‌گن «موفق» رو توی ذهنتون مرور کنید. همه این افراد «تاثیرگذار» بوده‌ن. یعنی تونستن کاری کنن که روی زندگی بقیه تاثیر مثبتی بذاره. شما رو هم دعوت می‌کنم که از این به بعد نسبت به کلمه موفق بدبین باشید و هرکسی رو موفق خطاب نکنید. کلا دست از برچسب زدن روی آدم‌ها بردارید. دست از جمله‌های انگیزشی و سخنرانی‌های موفقیت هم بردارید. به جاش به این فکر کنید که هر کس چقدر داره روی زندگی بقیه تاثیر می‌ذاره. شما چقدر دارید تاثیر می‌ذارید؟ شغل شما چقدر داره تاثیر می‌ذاره؟ لطفا برای تاثیر گذاشتن روی زندگی آدم‌ها دنبال به اشتراک‌گذاری جملات انگیزشی با بقیه نرید! این جمله‌ها به همون سرعت که آدم‌ها رو هیجان‌زده می‌کنه، به همون سرعت هم اونا رو سرد و ناامید می‌کنه. بزرگ‌تر از این جمله‌های انگیزشی فکر کنید. خلاقیت و فکرتون رو به کار بندازید و از تخصصتون برای تاثیرهای بیشتر از این‌ها استفاده کنید.برای مدیریت زمان واجبه به قدرت پیشرفت ایمان بیارید و کوتاه نیاید. حالا این دو تا چه ربطی به هم دارن؟ اگه در اجرا کردن، ضعف نشون دادید اشکالی نداره، هر کاری می‌کنین فقط کوتاه نیاین! بدونید که باید پیشرفت کنید، پس دفعه بعد حواستون رو جمع کنید، چشم و گوشِتون رو باز کنین تا بهتر از دفعه پیش عمل کنید. اگر باز هم، بازی رو به نَفسِ شنگولتون باختین، اشکالی نداره. بازی وقتی تموم میشه که کوتاه بیاین. این بازی کل زندگیه، نه فقط زمان. به جای تمرکز روی پیروز شدن، به پیشرفت و بهتر شدن فکر کنین و از بازیتون حسابی لذذذذذت ببرید و کِیف کنید.به جای اینکه روی موفق شدن تمرکز کنید، بهتر شدن رو سرلوحه کارتون قرار بدین چون ارزش و موندگاری پیشرفت کردن خیلی بیشتر از پیروز شدنه.یادتون باشه که برای شکست هم برنامه‌ریزی نکنین! یعنی نگید این رو می‌نویسم ولی اگه اجرا نشد اشکال نداره! نه شور باشین، نه بی‌نمک! برای پیشرفت برنامه‌ریزی کنید، نه برای موفقیت.خب حالا می‌رسیم به مرحله تمرین. برای اینکه دیدتون رو به سمت پیشرفت متمرکز کنید، یه تمرین خیلی آسون باید بکنید: هر روز پیشرفت کارتون رو از روی لیست کارهاتون چک کنید.مهارت لذت بردن از زندگیچیزی که تو ذهن همه ما شکل گرفته اینه که کسی که نظم و دیسیپلین داره، حتما یه آدم خشکه که مثل ربات طبق برنامه کار می‌کنه. با چیزی که توی فیلم‌ها نشون می‌دن کاری ندارم، ولی تو واقعیت، دیسیپلین داشتن، هیچ ربطی به این‌ها نداره!خودت رو مجبور نکن مثل یک ربات طبق برنامه کار کنی، به جاش روی پیشرفتت تمرکز کن و ببین چقدر داری بهتر میشی.حالا چرا مدیریت زمان کنیم؟چون با مدیریت زمان می‌تونیم پیشرفت کنیم و در عین حال از زندگی‌مون لذت ببریم.برای اینکه مطمئن شید دارید درست زمانتون رو مدیریت می‌کنید، مرتب برنامه‌هایی که می‌ریزید رو چک کنید، هر دفعه اون‌ها رو بهبود بدید میزان پیشرفتتون رو اندازه بگیرید.ابزارهاخب حالا از چه ابزارهایی استفاده کنیم؟ اصولا بهتره موقع شروع کار، وقت زیادی رو روی این موضوع نذارید، چون شما با هر ابزاری هم که کارتون رو شروع کنید، تا اون رو همراه با تیم تست نکنید، نمی‌دونید آیا این ابزار برای کار شما بهترین هست یا نه. اگر تست کردید و متوجه شدید یک ابزار براتون مناسب نیست، یک ابزار دیگه رو امتحان کنید. انقدر ابزارتون رو عوض کنید تا بهترینش رو پیدا کنید.درست مثل راهکار حل مسائل، ابزار مناسب برای تیم‌های مختلف فرق می‌کنه و آنچه برای یک تیم جواب داده، لزوما برای شما هم جواب نمی‌ده.در اینجا، ابزارهایی که خودم برای مدیریت زمان استفاده کرده‌م رو میارم. همیشه یادتون باشه که تعداد ابزارهایی که استفاده می‌کنید رو محدود کنید، چون غیرممکنه بتونید از تعداد زیادی ابزار به طور همزمان استفاده کنید. تعداد ابزار زیاد مساویه با استفاده نکردن از خیلی‌هاشون که حتی ممکنه حیاتی هم باشن.۱- هدف‌گذاری سالانه و فصلیما در ایده‌ران و فرمالو اعتقاد داریم که برای رشد محصولاتمون لازمه تیممون رشد کنه. به خاطر همین همیشه پیگیر اهداف تیم هستیم. ما این هدف‌ها رو توی نرم‌افزار Trello وارد می‌کنیم و نتایج‌کلیدی اون‌ها رو هم به صورت checklist در کارت هدف قرار می‌دیم. هر چند وقت یکبار هم لینک و فایل مربوط به کارهایی که انجام دادیم رو روی اون کارت قرار می‌دیم و میزان پیشرفتمون رو بررسی می‌کنیم. برای ما Trello جواب داده، ولی اگر باهاش راحت نیستید، بهترین ابزار یک دفتره (یا اگه با گوشی و لپ‌تاپتون راحت‌ترید، فایل Google Docs) که توش اهدافتون رو بنویسید و نتایج کلیدی‌شون رو مشخص کنید.۲- هدف‌های ماهانه و هفتگیمن برای این بخش از یک دفتر استفاده می‌کنم و همه هدف‌هام رو توش وارد می‌کنم. توی این دفتر همچنین هدف‌های سالانه و فصلیم رو هم دوباره می‌نویسم تا بتونم پیشرفت همه رو کنار همدیگه بررسی کنم. اگر ترجیح می‌دید همه هدف‌ها و تسک‌هاتون رو توی یک نرم‌افزار وارد کنید، به نظرم Trello خیلی برای این کار مناسبه.۳- تسک‌های روزانهبرای این تسک‌ها یک Google Sheet خیلی برام کاربردی بوده. قالب تسک‌های من رو از اینجا می‌تونید ببینید و برای خودتون ازش کپی بگیرید و به مدل خودتون ویرایشش کنید.قبل از این، از نرم‌افزار Any.Do استفاده می‌کردم. خوبی که این نرم‌افزار داشت این بود که می‌شد تسک‌ها رو توش دسته‌بندی کرد و می‌شد اون رو هم روی لپ‌تاپ نصب کرد و هم روی گوشی. ولی خب من دوست داشتم دستم تو پیدا کردن بهترین فرمت برنامه‌ریزی تسک‌ها باز باشه، بخاطر همین Google Sheets رو از همه‌چیز بهتر دیدم: روی هر دستگاهی قابل استفاده‌ست، حتی تو حالت آفلاین، و دستم هم تو مدیریت تسک‌ها بازه.برای این کار، نرم‌افزارهای تسکولو، Wunderlist، ToDoist، Trello و حتی Google Keep هم وجود دارن که ممکنه برای شما مناسب باشن.۴- جلسات و قرارهاحتما حتما از یک تقویم برای این کار استفاده کنید. من تقویم گوگل رو به بقیه تقویم‌ها ترجیح می‌دم، اون هم  بخاطر انعطافش و اینکه برای به اشتراک‌گذاری با همه قابل استفاده‌ست. البته می‌تونید از دفترچه تقویم چاپ شده یا سررسید هم استفاده کنید. حتی می‌تونید اهدافتون رو هم توی همین سررسید بنویسید. خودتون تصمیم بگیرید چی براتون بهترینه.اگه تو کارتون روی چند دسته‌بندی کار می‌کنید، بهتره رو تقویم گوگل، برای هر کدوم یک تقویم مجزا بسازید تا تفکیکشون براتون راحت‌تر باشه.۵- جلوگیری از چت کردن با چندین نفرهروقت بحث صرفه جویی زمان میشه، من به فرمالو فکر می‌کنم. من معمولا برای انکه نظر چند نفر از اعضای یک گروه چت رو بپرسم، بجای اینکه بهشون بگم نظرشون رو برام توی چت بنویسن یا پیام خصوصی بدن، یک فرم فرمالو می‌سازم و توی گروه مد نظرم میذارم و از اعضا می‌خوام که فرم رو پر کنن. اینجوری می‌تونم همه نظرات رو یک‌جا بخونم و بر اساسشون عمل کنم. این فرم‌ها همینطور برای رای‌گیری یا گرفتن فایل‌ها و عکس‌های تیم خیلی مفیده و تو زمان صرفه جویی زیادی می‌کنه.همچنین تو ارتباط و پشتیبانی از مشتری‌های خاص شرکتی، استفاده از ایمیل (برای من جی‌میل که قابلیت اضافه کردن ایمیل‌های شرکتی رو هم داره) خیلی به صرفه جویی وقت کمک می‌کنه. اگر از طریق پیام‌رسان با مشتری‌ها در تماس باشم، ناچارم هر چند وقت یک‌بار به پیامشون جواب بدم. ولی ایمیل بهم زمان بیشتری می‌ده و کمک می‌کنه که در زمان‌های مشخصی از روز (برای من یک بار صبح و یک بار شب) اون‌ها رو چک کنم و نسبت بهشون اقدام کنم.۶- پیگیری عادت‌هاخوبه که عادت‌هایی که دوست دارید به روال زندگی‌تون اضافه کنید رو بنویسید و پیشرفتشون رو کنترل کنید. برای این کار می‌تونید توی دفتر اهدافتون تقویم ماه جاری رو بکشید و هر روز که عادت مشخصی رو رعایت کردید، اونجا علامت بزنید. همچنین می‌تونید از شیت‌های اکسل گوگل، یا Trello یا تقویم گوگل استفاده کنید. در مورد عادات به خودتون آسون بگیرید و اگر تو اجراشون پیروز نبودید، انقدر استمرار نشون بدید تا اینکه بالاخره بهشون برسید. اگر چند ماه یک عادت رو نوشتید ولی اصلا اجرا نکردید، همونطور که تو مراحل مدیریت زمان گفتم، بررسی کنید که چطور می‌تونید اون رو تغییر بدید یا کلا حذف کنید.توی این مقاله سعی کردم تجربیاتم رو نسبت به مدیریت زمان بیارم و راهکارهایی ارائه بدم که کمک می‌کنن ارباب زمانمون باشیم و رضایتمون رو از زندگی و خودمون بالا ببریم. خوشحال می‌شم نظراتتون رو نسبت به این مطلب بدونم. شما از چه روش‌ها ابزارهایی برای مدیریت زمان استفاده می‌کنید؟ هر سوالی در این مورد داشتید تو قسمت نظرات بنویسید و قول می‌دم درباره‌شون مطالب بیشتری بنویسم.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>Mehrnoosh Baratpour</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 21:17:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر مهارت‌های نرم در رسیدن به هدف‌های شخصی و تیمی</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-tgu1ydiebtiy</link>
                <description>طراحی عکس از اریک مک‌گرومهارت‌های نرم ویژگی‌هایی هستن که تو برخورد با خودمون و جامعه بهمون کمک می‌کنن. اگه شما یک آشپز متخصص باشین، تا وقتی نتونین با چند تا آشپز متخصص دیگه همکاری کنین، با صاحب رستوران‌ها ارتباطات قوی برقرار کنین، و موقع آشپزی زمان رو خوب مدیریت کنین، نمی‌تونین شغل درست و حسابی پیدا کنین و موثر باشین. حتی اگه تصمیم بگیرید رستوران خودتون رو تاسیس کنین هم بخاطر نداشتن مهارت همکاری تیمی با افراد  دیگه، نداشتن ارتباطات قوی حرفه‌ای، و زمان‌بندی اشتباه، رستورانتون ورشکست می‌شه. شما یه Hard Skill یا مهارت سخت کسب کردین (تخصص آشپزی)، ولی تا وقتی Soft Skills یا مهارت‌های نرم رو به خودتون آموزش ندین، نمی‌تونین خودتون رو یه آشپز حرفه‌ای بدونین.توی این مقاله می‌خوام به صورت خلاصه مهارت‌های نرم رو معرفی کنم و بگم چطور می‌شه اون‌ها رو به ترتیب به دست آورد. در پست‌های آینده، مفصل به هر کدوم از این مهارت‌ها و تمرین‌هایی که می‌تونیم برای به دست آوردنشون انجام بدیم، می‌پردازم.مهارت‌های نرم چیا هستن؟مهارت‌های نرم یا Soft Skills مهارت‌هایی هستن که در ارتباط با خودمون و دنیای بیرون قرار دارن.مهارت‌هایی مثل نوع نگرش، توانایی برقراری ارتباطات، تفکر خلاق، اخلاق و وجدان کاری، کار تیمی، مدیریت زمان، شبکه‌سازی و نتورکینگ، تصمیم‌گیری، مثبت نگری، انعطاف‌پذیری، حل مسئله، تفکر نقادانه و توانایی مذاکره، مهارت نرم هستن.طراحی عکس از رادوستینا جورجیوااین مهارت‌ها وابسته به دانشمون نیستن و با تمرین و تکرار یکسری رفتار مشخص به دست میان. وقتی می‌تونیم بگیم یک نفر تو زمینه مدیریت زمان مهارت داره، که بتونه تو زندگی روزمره‌ش درست از زمان استفاده کنه.  کسی که تو کار تیمی مهارت داره، خودش رو به خوبی با محیط تیم وفق می‌ده و باعث رشد تیم می‌شه. اگر یک نفر تو زمینه شبکه‌سازی مهارت داره، به این معنیه که تو محیط‌های اجتماعی به خوبی ارتباط برقرار می‌کنه.مرحله اول برای تمرین مهارت‌های نرمهمین الان یک آدم حرفه‌ای که می‌شناسید رو توی ذهن خودتون مجسم کنید. ویژگی‌های اخلاقی اون فرد رو با خودتون مرور کنید. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که از افراد حرفه‌ای می‌بینیم کنترل احساساتشون هست. این افراد نسبت به احساسات خودشون آگاه هستن و اون‌ها رو به موقع بروز می‌دن. در نتیجه،  حین کار تیمی، یا شبکه‌سازی، یا هر کار دیگه‌ای، اگر بی‌احترامی یا ناهماهنگی ببینند به خوبی عکس‌العمل نشون می‌دن. البته که هر آدمی ظرفیت خاص خودش رو داره و وقتی ظرفش پر شد، سرریز می‌کنه، ولی وقتی حرفه‌ای هستیم ظرفمون هم پُر تَر هست.برای کسب مهارت‌های نرم، مهمه اول بتونیم احساسات خودمون رو بشناسیم و اون‌ها رو هدایت کنیم.طراحی عکس از مارینا بولسونواهدایت احساسات به این معنیه که بتونیم احساس سرخوردگی ناشی از شکست رو به انگیزه و انرژی بهتر کار کردن برای پیروزی در درازمدت تبدیل کنیم. یا اینکه احساس استرس ناشی از کارهای بی‌نهایت زیادمون رو به نظم، برنامه‌ریزی و زمان‌بندی کارها تبدیل کنیم. و یا وقتی از هم‌تیمی‌مون که خودسرانه کار می‌کنه عصبانی هستیم، بتونیم این احساس عصبانیت رو به سمت رفتار راهبرانه هدایت کنیم، مثلا راه‌هایی پیدا کنیم که کار تیمی رو بهش یاد بدیم.همونطور که تو مثال‌های بالا دیدید، احساسات منفی تبدیل شدن به یک سری کارهایی که برای حل مساله انجام می‌شن. بعد از هدایت احساسات، مهمه اون رو به یک سری کار موثر تبدیل کنیم تا بتونیم آگاهانه و عاملانه مساله‌ای که باعث ایجاد اون احساسات شده‌ن رو حل کنیم.چرا هدایت احساسات مهمه؟چه کسی بهتون یاد داده احساسات خودتون رو درک کنید و اون‌ها رو هدایت کنید؟ برای بیشترمون جواب «هیچکس» هست. همه‌مون توی زندگی موقعیت‌های مختلفی رو تجربه می‌کنیم که بسته به تجارب قبلی‌مون نسبت بهشون واکنش نشون می‌دیم. این واکنش قطعا همراه با احساسات مشخصی هستن: خوشحالی، هیجان، عصبانیت، ترس و... در همه این موقعیت‌ها ما تنهاییم و احساساتی که تجربه می‌کنیم رو هم به تنهایی تجربه می‌کنیم. مهمه که به خودمون یاد بدیم چطور این احساسات رو درست هدایت کنیم.تقریبا همه آدم‌ها از بچگی یاد می‌گیرن احساساتشون رو مخفی کنن. در خیلی از فرهنگ‌ها، ابراز احساسات به معنی ضعیف بودن تلقی می‌شه. به همین دلیله که در طول تاریخ خانم‌ها به واسطه ابراز احساساتشون موجودات ضعیف‌تری دیده می‌شدن. و البته به همین دلیله که اگر کسی متوجه ناراحتی یا شرمندگی‌مون بشه، ممکنه اون رو پشت یک احساس قوی‌تر مثل عصبانیت پنهان کنیم تا بتونیم از موضع قدرت، شرایط رو کنترل کنیم.طراحی عکس از آنا هرلیاحساسات و حالات روحی مختلف برای همه آدم‌ها وجود داره، و اینطور نیست که انسان خاصی به خاطر پیشرفت‌ها و پیروزی‌هایی که به دست آورده، تاحالا از شکست نترسیده، یا تنبلی نکرده. موضوع اینه که این افراد به خودشون یاد می‌دن که این احساساتشون رو هدایت کنن و اغلب موفق می‌شن این کار رو بکنن.در دنیا این موضوعات خیلی مورد بررسی قرار گرفته و انقدر روی اهمیت مهارت‌های نرم و هدایت احساسات تاکید شده که جوامع مختلف دارن اون‌ها رو تو مدارس آموزش می‌دن و به افراد بزرگسال جامعه هم پیشنهاد می‌کنن اون‌ها رو تمرین کنن و به خودشون آموزش بدن.تحقیقات نشون داده‌ن که انسان‌هایی که روی احساسات خودشون مهارت دارن، در زندگی، کسب و کار و روابط بهتر عمل می‌کنن و سریع‌تر رشد می‌کنن. به علاوه همینطور که با پیشرفت تکنولوژی کارها دارن مکانیزه می‌شن، این افراد کسانی هستند که غیرممکنه بتونن با ربات‌ها و ماشین‌ها جایگزین بشن. پس حالا که اهمیت هدایت احساسات و نقش اون در به دست آوردن و نگهداری مهارت‌های نرم رو فهمیدیم، بریم ببینیم چطور میشه اون‌ها رو تمرین کرد.خب حالا بیاین مهارت‌های نرم و هدایت احساساتمون رو تمرین کنیم۱. آگاهی نسبت به احساساتمرحله اول اینه که نسبت به احساسات خودتون آگاهی داشته باشین. برای این کار تمرینی که معمولا موثره، اینه که یک دفتر بردارید (یا نت گوشی‌تون) و تو طول روز هر زمان که احساساتتون شدیدتر از حالت عادی بود، اون احساسات رو یادداشت کنید. مثلا احساس بی‌حوصلگی زیاد، عصبانیت، ناراحتی، خوشحالی بیش از اندازه و... موقعیتی که باعث شده اون احساس در شما ایجاد شده رو بنویسید و بعد احساسات اون لحظه‌تون رو هم بهش اضافه کنید. این کار رو یک هفته هر روز انجام بدید.اگه یک روز فراموش کردین این کار رو بکنید، اشکال نداره، فرداش حواستون رو بیشتر جمع خودتون بکنید تا بتونید احساسات خودتون رو کشف کنید.هدف این تمرین اینه که هر روز حداقل یک موقعیت و احساس ناشی از اون رو دقیقا در لحظه وقوع، یادداشت کنید تا کم‌کم به حال لحظه‌ای خودتون واقف بشید.۲. هدایت احساساتوقتی نسبت به احساساتتون و اینکه چرا و چه زمانی رخ می‌دن آگاهی پیدا کنید، خیلی راحت می‌تونید اون‌ها رو تشخیص بدید و بعد هم هدایتشون کنید. هفته دوم تمرین، هر زمان که دیدید درگیر یک احساس مشخص هستید، به جای اینکه اون رو یادداشت کنید، تصمیم بگیرید که برای اون احساس می‌خواید چیکار کنید.مثلا اگه از اینکه زمان زیادی رو تو شبکه‌های اجتماعی می‌گذرونین ناراحتین، بشینید فکر کنید که به جای اون می‌خواید چیکار کنید. یک نفر ممکنه بگه خودم رو انقدر هُل می‌دم تا بالاخره عوض چک کردن شبکه‌های احتماعی به کارهای عقب‌افتاده‌م برسم. یک نفر دیگه ممکنه تصمیم بگیره اپلیکیشن محدودیت دسترسی زمانی به برنامه‌های گوشی رو نصب کنه. یک نفر دیگه هم ممکنه بگه بجای اینستاگرام‌گردی، می‌شینم کتابی که صد ساله دوست دارم بخونم رو تموم می‌کنم.خودتون تصمیم بگیرین که چه کاری برای شما بهترینه. اگه موفق نشدین، اشکالی نداره، باز هم امتحان کنین، یا اینکه یه تصمیم دیگه بگیرین. انقدر تصمیم بگیرین تا بالاخره موفق شید.هدف این تمرین اینه که برای احساساتتونیک کاری انجام بدید و اون‌ها با یک action یا عمل هدایت کنید.۳. تمرین مهارت‌های نرمحالا که یاد گرفتیم چطور می‌شه احساسات رو هدایت کرد، وقتشه مهارت‌های نرم رو تمرین کنیم. هرکدوم از مهارت‌های نرم دریایی از فن‌ها و نکات با خودشون دارن که نمی‌شه همه رو توی یک مقاله جا داد. تو مقاله‌های بعدی درباره هرکدوم از این مهارت‌ها بیشتر و دقیق‌تر می‌نویسم و برای هرکدوم تمرین‌ها و نکات راهبردی مناسبشون رو هم میارم.یادتون باشه، قبل از اینکه تمرین مهارت‌های نرم رو شروع کنین، حتما دو تا تمرین بالا رو انجام بدین.توی این مقاله دیدیم مهارت‌های نرم چی هستن و چه ارتباطی با هدایت احساسات دارن. بعد هم برای هدایت احساسات تمرین کردیم. در مقاله‌های بعدی، به هرکدوم از مهارت‌های نرم می‌پردازیم و می‌بینیم که چطور میشه اون‌ها رو تمرین کرد.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>Mehrnoosh Baratpour</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 19:43:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا از لبه تکنولوژی فاصله بگیرید!</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-w2dvefjim8yn</link>
                <description>با توجه سرعت بالای رشد و تغییر فناوری‌ها در دنیای امروز، یکی از مسائلی که هر سازمانی باید همواره در حال بررسی و تصمیم‌گیری در مورد آن باشد، این است که در چه زمانی و به چه شکلی از فناوری‌های جدید استفاده کند. در خیلی از موارد، عدم انتقال به فناوری‌های جدید می‌تواند هزینه‌های جدی برای سازمان‌ ایجاد کند و باعث شود که سازمان فرصت‌های زیادی را از دست بدهد، یا در معرض ریسک‌های مختلفی قرار بگیرد.اهمیت استفاده از فناوری‌های جدید عنوان یک مساله حیاتی در اکثر سازمان‌ها پذیرفته شده است. بخش‌هایی از سازمان مانند واحد تحقیق و توسعه باید همواره در حال شناسایی یا ایجاد فناوری‌های جدید و بررسی نقاط قوت و ضعف آن‌ها، و فرصت‌ها و چالش‌های احتمالی استفاده از آن‌ها در سازمان باشند. همچنین یک سازمان سالم باید همواره برنامه‌ای برای جایگزینی فناوری‌های قدیمی و یا منسوخ با فناوری‌های جدید داشته باشد.اما چرا این جایگزینی در استارتاپ‌ها با سایر شرکت‌ها و سازمان‌ها متفاوت است؟یکی از مهمترین مسائل در جایگزینی فناوری‌های یک سازمان، بررسی هزینه‌ و فایده ادامه استفاده از فناوری‌های قدیمی (از جمله هزینه‌های نگهداری، توسعه، هزینه فرصت و مسائل امنیتی و ...) و هزینه و فایده استفاده از فناوری‌های جدید (از جمله هزینه انتقال سیستم‌ها و زیرساخت‌ها، آموزش یا جذب نیروی انسانی آشنا با فناوری جدید، فرصت‌های جدید و ...)، و ایجاد برنامه‌ای برای انتقال است.بررسی صحیح موارد فوق نیازمند شناخت از شرایط سازمان و کسب و کار آن، دارایی‌های سازمان (از جمله دارایی‌های فنی، نیروی انسانی، و...)، برنامه رشد سازمان، و... است. در اینجاست که باید تفاوتی بین سازمان‌های جا افتاده‌تر و پایدارتر، و استارتاپ‌ها قائل شد. سازمان‌هایی که دارای پایداری بیشتری هستند، معمولا شناخت دقیق‌تری از شرایط کسب و کار، بازار هدف، تیم و ساختار سازمانی خود دارند. داشتن شناخت دقیق‌تر از خود سازمان و وضعیت فعلی و اهداف آینده آن باعث می‌شود که سازمان به شکل بهتری بتواند فناوری‌های قدیمی موجود در سازمان و فناوری‌های جدید را بررسی و مقایسه کند، و برنامه‌ای برای تغییر داشته باشد.شرایط استارتاپ‌ها برای استفاده از فناوری‌های جدید و به روز اما کمی تفاوت دارد از آن‌جا که هویت این شرکت‌ها با نوآوری و پویایی پیوند خورده، همواره این انتظار وجود دارد که این شرکت‌ها از به روزترین فناوری‌ها استفاده کنند و هرگز از روند‌های جدید در زمینه فناوری عقب نیفتند. اما آیا این انتظار به سود استارتاپ‌ها است؟برای بررسی مساله باید یک نکته مهم را روشن کرد. رسالت اصلی استارتاپ‌ها، ارائه خدمات جدید (یا ارائه خدمات موجود به روشی جدید) است. بنابراین، جز در مواردی که ارائه خدمات جدید نیاز به استفاده از امکانات فراهم شده توسط فناوری‌های  جدید دارد، استفاده از جدیدترین فناوری‌ها لزوما به رسالت اصلی این شرکت‌ها گره نخورده است. همچنین پویایی و انعطاف‌پذیری این شرکت‌ها، باید در بخش کسب و کار و انطباق با نیازهای مشتری و بازار باشد، و در تنها در مواردی که پاسخ‌گویی به کسب و کار نیازهایی دارد که با فناوری مورد استفاده همگام نیست، انتقال به فناوری‌های جدید اهمیت حیاتی دارند.استارتاپ‌ها، در مقایسه با سایر شرکت‌ها و سازمان‌ها، با ابهام بیشتری در وضعیت کسب و کار، نیرو، ساختار، و حتی اهداف خود روبرو هستند. این شرکت‌ها در مراحل اول باید آمادگی تغییرات سریع در خدمات خود، افراد تیم، ساختار سازمانی، و روش کار خود داشته باشند. این شرایط باعث می‌شود که برای بررسی و مقایسه فناوری‌های موجود با فناوری‌های جدید، حجم ابهام موجود بسیار بالا باشد. حتی در شرایط شروع کار که بحث انتخاب فناوری‌های اولیه برای شروع کار است (و مشکلات مربوط به انتخاب فناوری‌های موجود اصلا مطرح نیست)، باز هم ابهامات و مسائل موجود در رابطه با فناوری‌های جدید خود مساله بزرگی است.بسیاری از فناوری‌های جدید، به ویژه فناوری‌های مربوط به تولید نرم‌افزار (مانند زبان‌ها و معماری‌های جدید، فریمورک‌های به روزتر و ...)، هنوز در بسیاری از شرایط آزمایش نشده‌اند و نقاط قوت و ضعف و محدودیت‌های آن‌ها شناخته شده نیست. تعداد کمتر شرکت‌ها و افراد استفاده کننده از این فناوری‌ها، باعث می‌شود که دریافت راهنمایی برای توسعه یا حل مشکلات مربوط به آن‌ها دشوارتر و زمان‌برتر باشد. همچنین در زمینه نیروی انسانی، استفاده از این فناوری‌ها می‌تواند هزینه مورد نیاز برای جذب و آموزش نیرو را افزایش دهد. به صورت کلی، این موارد باعث افزایش هزینه‌ها، کاهش سرعت، و کاهش چابکی شرکت می‌شود، که برای یک استارتاپ‌ می‌تواند به یک مساله مرگ و زندگی تبدیل شود.به عنوان مثالی برای استفاده و به روزرسانی فناوری‌ها، می‌توان از اینستاگرام نام برد. این شرکت از زمان شروع، با فریمورک جنگو کارش را شروع کرد. تا سال 2016 که اینستاگرام 500 میلیون کاربر داشت، این شرکت هنوز از نسخه 1.3 جنگو (که در سال 2011 منتشر شده بود) استفاده می‌کرد. تازه در این سال بود که بروزرسانی به نسخه 1.8 (در حالی که حتی نسخه 1.9 جنگو هم در آن زمان منتشر شده بود) آغاز شد. همچنین، تازه در همین سال بود که اینستاگرام تصمیم گرفت انتقال به پایتون 3 را نیز بررسی کند. در حالی که جنگو از سال 2013 از پایتون 3 پشتیبانی می‌کرد، و سال 2017 آخرین نسخه جنگو که از پایتون 2 پشتیبانی می‌کرد منتشر شد. یعنی اینستاگرام تنها زمانی بررسی انتقال به پایتون 3 را شروع کرد، که پایتون 2 در حال کنار گذاشته شدن بود.در موارد بالا، ما تنها به نسخه‌های جدید فناوری‌های مورد استفاده در اینستاگرام اشاره کردیم، و نه حتی فناوری‌های جدید. مثال‌های مشابه برای شرکت‌دیگری مانند وردپرس و فیسبوک نیز وجود دارد که نشان می‌دهد چطور حتی شرکت‌های بزرگتر در استفده از فناوری‌ها احتیاط به خرج می‌دهند.ما هم در ایده‌ران ناچار بودیم تصمیم‌های مشابه بگیریم. برای مثال ما از زمان شروع کار با نسخه 1.11 جنگو کار می‌کردیم، و تنها در همین اواخر (بعد از انتشار نسخه 3) انتقال خود به نسخه جدیدتر را شروع کردیم. حتی در این وضعیت هم تصمیم گرفتیم که از نسخه 2.2 جنگو استفاده کنیم تا مطمئن باشیم که اکثر کتابخانه‌های مورد استفاده‌مان همچنان از آن پشتیبانی می‌کنند، و نیاز به صرف زمان اضافی برای جایگزینی آن‌ها نخواهیم داشت.تصمیم‌گیری‌های مربوط به فناوری‌های مورد استفاده، باید بر عهده CTO یا مدیر فنی باشد. از این رو کسی که این نقش را در یک استارتاپ‌ دارد، باید در انتخاب فناوری‌های مورد استفاده به نکات زیر توجه کند:· رسالت اصلی تیم فنی شرکت در مراحل اول این است که با بالاترین سرعت بتواند به نیازها و تغییرات بخش کسب و کار جواب دهد. همچنین باید زیرساخت فنی لازم را فراهم کند که از تمام فعالیت‌های شرکت به شکلی کارا و بهینه پشتیبانی کند. برای این منظور بهتر است از فناوری‌های مطمئن‌تر استفاده کنند. البته باید در نظر داشت که این به معنی استفاده از فناوری‌های قدیمی و رو به زوال نیست. بلکه ترجیح با فناوری‌های جدید و رو به رشدی است که مدتی از معرفی آن‌ها گذشته و شناخته شده‌ترند. به عنوان مثال، استفاده از MongoDB برای برخی از پروژه‌ها، برای ما جذابیت زیادی داشت، اما بعد از بررسی، فهمیدیم که هزینه استفاده از این فناوری جدید، برای ما بیش از آورده آن است و استفاده از روش‌های ساده‌تری مانند JsonField پاسخ بهتری برای مساله ما است.· اگر کسب و کار و محصول یا خدمات ارائه شده توسط شرکت به یک فناوری روز وابسته است، تیم فنی باید شرایط استفاده از آن فناوری را فراهم کند. باید توجه داشت که استفاده از فناوری روز در اینجا به این خاطر توصیه شده است که در اینجا بخش کسب و کار شرکت وابستگی به آن دارد.· اغلب افراد حاضر استارتاپ‌ها تیم‌ها دارای روحیه بسیار پویا و خلاقی هستند که باعث می‌شود تمایل زیادی به یافتن و آزمایش جدیدترین فناوری‌های مربوط به کار خود را داشته باشند. این روحیه از طرفی می‌تواند فرصت‌های خوبی برای بهبود کار توسعه شرکت فراهم کند، و از طرفی تغییر مدام فناوری، هزینه‌های جدیدی (چه زمانی و چه مالی) تولید می‌کند که ممکن است برای شرکت در این مرحله مقدور نباشد. بنابراین ایجاد تعادل بین استفاده از فناوری‌های جدید یا حفظ فناوری‌های موجود، اهمیت بالایی برای ایجاد شرایط مناسب رشد افراد تیم و پیشرفت شرکت دارد.با توجه به روحیه افراد تیم، مدیر فنی باید مراقب این باشد که تیم یک حالت خشک و غیر قابل تغییر پیدا نکند. چنین شرایطی، جدا از کاهش انعطاف و رشد تیم و اعضا، باعث دلسردی و کاهش رضایت کاری اعضا نیز می‌شود که در نهایت به ضرر شرکت و کارکنان است.· استفاده از پروژه‌های کوچک جانبی که اغلب از ایده‌های افراد تیم شروع می‌شوند، می‌تواند فرصت خوبی برای بررسی و آزمایش فناوری‌های جدیدی باشد که در آینده می‌تواند مورد استفاده شرکت قرار گیرد. تخصیص زمانی برای انجام این پروژه‌ها، جدا از کمک به رشد اعضای تیم، در تصمیم‌گیری تغییر فناوری‌ها نیز بسیار موثر است. به عنوان مثال، در تجربه ما در ایده‌ران، زمانی که برخی از افراد تیم به استفاده از Graphql برای پروژه‌ها اصرار داشتند، ما با تعریف یک پروژه جانبی کوچک (یک سیستم پشتیبانی ساده)، استفاده از این فناوری را در جریان یک پروژه بررسی کردیم، و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هنوز زمان لازم برای استفاده از آن فرا نرسیده است.· به طور کلی، گاها طول عمر فناوری‌ها نسبت به عمر یک کسب و کار دست کم گرفته می‌شود. باید در نظر داشت که اغلب فناوری‌های پرطرفدار و قدرتمند می‌توانند چندین سال عمر کنند، در حالی که مراحل اولیه یک استارتاپ‌ (که بخش پر ابهام حیات آن است) نباید بیش از دو یا سه سال طول بکشد. مثال جنگو در اینستاگرام را در نظر داشته باشید. این شرکت تا زمانی که 500 میلیون کاربر داشت، از نسخه‌ای از جنگو استفاده می‌کرد که پنج سال قبل منتشر شده بود.سوالات زیر نیز می‌توانند معیار خوبی برای تصمیم‌گیری در مورد استفاده یا عدم استفاده از فناوری‌های جدید باشند:· فناوری مورد نظر چه ارزشی به کسب و کار شرکت در حال حاضر و آینده نزدیک اضافه می‌کند؟· هزینه انتقال به این فناوری جدید چقدر است؟· در صورت استفاده از این فناوری، هزینه توسعه سیستم و تیم در آینده چقدر خواهد بود؟· ریسک‌های استفاده یا عدم استفاده از این فناوری چیست؟· فناوری مورد نظر تا کنون در چه پروژه‌ها و شرکت‌هایی استفاده شده؟ شباهت زمینه کاری آن‌ها با زمینه کاری شرکت ما چیست؟· جامعه استفاده کنندگان از فناوری مورد نظر چقدر گسترده است؟ آیا در صورت بر خوردن به سوال یا مشکل، می‌توان از به راحتی از تجربیات افراد دیگر برای یافتن راه حل کمک گرفت؟به طور کلی تیم فنی در هر شرکتی باید بتواند یک تعادل بین رشد بعد کسب و کار و بعد فنی ایجاد کند. اما باید توجه داشت که در مراحل اولیه حیات یک شرکت، رسالت اصلی شرکت در بخش کسب و کار آن نهفته است و در تعادل فوق، بعد کسب و کار دارای سهم بیشتری خواهد بود. هرچه شرایط شرکت پایدارتر شود، می‌توان سهم بعد فنی را نیز افزایش داد.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>حسن نوری</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 15:56:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چابک ماندن در عین کار ریموت</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AA-f3ivisig10nb</link>
                <description>تو روزهایی به سر می‌بریم که خبرهای مربوط به ویروس کرونا در راس همه خبرها وجود داره و باعث نگرانی قشرهای مختلف جامعه جهانی شده و تو کشور ما هم مثل همیشه نگرانی‌ای شده افزون بر نگرانی‌های دیگه‌مون.در این میان، خیلی از دانشجوها، کارمندان، و پزشکان درخواست تعطیلی ادارات و مراکز تحصیلی تا پایان اسفند رو داشتند که عملا به صورت سراسری غیرممکن هست؛ ولی حداقل برای استارتاپ‌ها و شرکت‌هایی که مشتری آنلاین دارند فرصت خیلی خوبیه تا کار از راه دور را امتحان کنند و علاوه بر مقابله با انتشار ویروس کرونا، به سبز موندن زمین‌مون هم کمک کنند و همچنین رفت و آمدهای غیرضروری که باعث اتلاف وقت تیم می‌شه رو هم کاهش بدن.این شرایط برام انگیزه‌ای شد تا در مورد تجارب خودم به عنوان مدیر محصول، از کار ریموت تو شرکت ایده‌ران و استارتاپ فرمالو بنویسم. ما در ایده‌ران از ابتدای تاسیس، به صورت ریموت کار می‌کنیم و به خوبی با چالش‌های پیاده‌سازی اون در سطح شرکت آشنا هستیم. این روزها مخصوصا، به خاطر تاسیس دفتر بین‌المللی فرمالو در اروپا که باعث فاصله فیزیکی بین اعضای تیم شده و همینطور به خاطر شیوع ویرویس کرونا، تقریبا همه کارهامون رو به صورت ریموت انجام می‌دیم. توی این مقاله چند چالش مهم کار ریموت که ما تو مسیر کاریمون بهش بر خوردیم رو بررسی می‌کنم و ابزارها و روش‌هایی که بهمون کمک کردند کار تیمی‌مون رو بهبود بدیم و تیممون رو رشد بدیم رو هم معرفی می‌کنم.چالش‌هاچالش‌هایی که ما تو ایده‌ران با کار ریموت درگیرش شدیم، دلایل مختلفی داشتند، ولی وقتی این دلایل رو با دقت بررسی می‌کردیم، بیشتر اون‌ها به به یک نقطه ختم می‌شدند: فرهنگ سازمان. در اینجا خیلی مهمه که همواره مسائل رو از دید هر دو لبه کار ریموت رو در نظر بگیریم: ۱. اعضای تیم که ریموت کار می‌کنن و ۲. راهبری که مسئول تحویل گرفتن محصولیه که تیم پردازش و تولید می‌کنه. در ادامه چند نمونه چالش رو از دید هر دو نفر بررسی می‌کنم:چالش: اعضای تیم در زمان ریموت کار کردن به دلیل نبودن فشار مستقیم، بازدهی همیشگی رو ندارن و اصطلاحا بازیگوش می‌شنتا الان خیلی شنیدیم که بعضی افراد تا زمانی که زور و فشار بالای کارشون نباشه، خوب کار نمی‌کنند و بازدهی مناسبی ندارند. این مساله خیلی شبیه درس خوندن حین ترم تحصیلی در مقابل درس خوندن شب امتحان هست؛ اگر حین ترم درس‌ها رو خرد خرد بخونی (طی یک اسپرینت کارها رو با تخمین نسبتا درست، خرد خرد انجام بدی)، آخر ترم نتیجه خیلی بهتری می‌گیری و اعصابت هم آروم‌تر هست.توی این فرضیه، عضو تیم که آزادی بیشتری برای زمانش داره، با خودش فکر می‌کنه تا آخر شب (یا حتی آخر اسپرینت) وقت داره کارهاش رو انجام بده، پس الان می‌تونه از زمانی که در اختیار داره برای کارهای دیگه‌ش استفاده کنه. تا اینجای کار ایرادی وجود نداره، ولی ایراد زمانی پیش میاد که عضو تیم برای لذت بردن از زمانی که به دست آورده، ناخودآگاه وظایفش رو سبک و کوچک می‌بینه و در نتیجه زمانی شروع به انجام کارهاش می‌کنه که فرصت زیادی نداره.حالا بیایم این مساله رو از دید راهبری ببینیم که موظفه کارهای اعضای تیم رو تحویل بگیره. رفتار راهبر در مقابل بازیگوشی می‌تونه روی نتیجه تاثیرهای متفاوتی داشته باشه. فرض کنیم راهبر تصمیم می‌گیره کنترل و فشارها رو بیشتر کنه (ساده‌ترین راهی که به ذهنش می‌رسه). این کار تا وقتی که آزادی‌های کار ریموت رو نابود نکنه ایرادی نداره. در واقع اگر راهبر تصمیم بگیره برای کنترل بیشتر کار، عضو تیم رو تحت فشار بذاره و آزادی‌هایی که به‌دست آورده رو محدود کنه، این کارش می‌تونه تاثیر کاملا برعکسی روی نتیجه‌ای که دنبالشه بذاره.در عوض، راهبر قبل از افزایش فشار لازمه مساله رو مستقیما با عضو تیم در میون بذاره، بهش بگه حس می‌کنه دچار بازیگوشی و پایین اومدن سرعتش شده و ازش بخواد برای حل این موضوع راه حل قابل اجرا بده. راه حل قابل اجرا این نیست: «از این به بعد بیشتر/بهتر کار می‌کنم».راه حل قابل اجرا این هست: «فکر می‌کنم بهتره ساعت‌های مشخصی رو برای شروع و پایان کارهام در نظر بگیرم، مثلا ۱۰ صبح تا ۲ ظهر و ۸ تا ۱۲ شب».بعد از پیدا شدن راه حل اجرایی که خود عضو تیم ارائه داده، راهبر از عضو تیم می‌پرسه که اگه می‌تونه تو اجرای بهتر برنامه کمکی کنه الان در موردش صحبت کنن. بعد از اون هم به عضو تیم اعلام می‌کنه که تا هفته آینده روند بهبود کارهاش رو با هم بررسی می‌کنند و اگر بهبودی ندیدند، باید به دنبال یک راه حل اجرایی دیگه باشند.چالش: عضو تیم در زمان ریموت کار کردن به دلیل نبودن مرز مشخص بین زندگی شخصی و زندگی کاری، دچار فرسودگی و خستگی می‌شهاین حالت رو می‌شه برعکس حالت پیش در نظر گرفت: وقتی که عضو تیم برای انجام کارهاش، بیش از زمان کار حضوری وقت و انرژی صرف می‌کنه و عملا مرز درست و مشخصی برای کار و زندگیش قائل نمی‌شه. در نتیجه کار زیاد به مرور باعث خستگی و فرسودگی اون می‌شه.در این حالت، خوبه راهبر به جای اینکه از نتیجه کوتاه مدتی که به دست آورده راضی باشه، با آگاهی از اینکه این راه در درازمدت نتیجه عکس می‌ده، با عضو تیم صحبت کنه و ازش بخواد برای زمان‌بندی کارهاش یک برنامه اجرایی مشخص کنه و بر اساس همون کار کنه.همیشه خوبه در نظر داشته باشیم که تب تند، زود عرق می‌کنه و نتایج سریعی که به دست میاریم به همون زودی ما رو وارد چالش‌های جدیدتری می‌کنند و نتیجه عکس می‌دن.به علاوه خوبه راهبر بتونه راه‌های برنامه‌ریزی زمان (به زودی درباره‌ش بیشتر می‌نویسم) رو به اعضای تیم آموزش بده و تشویقشون کنه علاوه بر اینکه برای زندگی شخصی و حرفه‌ای‌شون هدف‌گذاری می‌کنن، هم مرز این دو رو مشخص کنن و هم ارتباط اون‌ها رو کاملا برای خودشون شفاف کنن. اینجوری هر عضو تیم دقیقا می‌دونه چطور با رعایت مرز و ارتباط کارهاش، زمان‌بندی کنه و در عین حال به هدف‌هایی که برای خودش گذاشته هم برسه و رشد کنه.چالش: اختلاف ساعت کاری و منطقه زمانی اعضای تیم، ارتباطات رو مشکل و زمان‌گیر می‌کنهوقتی ریموت کار می‌کنیم، اعضای تیم ممکنه زمان‌های مختلفی رو برای انجام وظایفشون انتخاب کنن. ممکنه اصلا یک روز یکی از اعضای تیم انرژی و روحیه کافی برای انجام کار نداشته باشه و ترجیح بده امروز استراحت کنه و در عوض، کارهای امروز رو فردا و پسفردا ببنده. گاهی هم ممکنه هر کدوم از اعضای تیم در منطقه زمانی‌های متفاوت با ساعت روز و شب‌های متفاوتی زندگی کنند. اختلاف ساعت بین اعضای تیم ما بیشتر از ۲ ساعت نیست، ولی این مشکل رو با مشتری‌های بین‌المللی‌مون داریم. مخصوصا مشتری‌هایی که از کشورهای امریکا و کانادا هستند و اختلاف زمانی تا ۱۲ ساعت با ما دارند. همه این‌ها می‌تونن باعث ایجاد پیچیدگی‌هایی در هماهنگی‌های تیم بشن.چیزی که همه روش توافق داریم اینه که این اختلافات زمانی نباید باعث اصطلاحا روی زمین موندن کار و کند شدن و تعلیق کارها بشن. خیلی مهمه که زمان‌ها و جلسات ضروری، از پیش مشخص بشن و اعضای ریموت تیم در این زمان‌ها خودشون رو در دسترس و آنلاین قرار بدن. راهبر وظیفه داره به صورت شفاف این جلسات و زمان‌های مهم رو مشخص و اعلام کنه.برای حل این مساله قبل از هر چیز در نظر بگیرید که باید تعداد اعضای هر تیم رو بین ۳ تا ۹ نفر محدود کنید. خیلی خوبه این رو هم در نظر بگیرید که اعضای هر تیم در منطقه زمانی‌های نسبتا مشابهی باشند و ساعت‌های کاری که انتخاب می‌کنن تا حد ممکن هم‌پوشانی داشته باشند. اعضا زمان‌بندی کاری خودشون رو اعلام کنند و بازه زمانی مشترک بین اکثریت اعضا رو به عنوان زمان کلیدی ارتباطات در نظر بگیرید (زمانی که اکثر جلسات و هماهنگی‌ها صورت می‌گیره و اعضا موظف هستند به صورت آنلاین به هم پاسخ بدن).اگر زمان مشترک به سختی به دست میومد، لازمه در صورت امکان، راهبر فداکاری کنه و زمان‌بندی خودش رو با بقیه تیم هماهنگ کنه.چالش: کار ریموت در دراز مدت حس دور بودن از جامعه می‌ده و حتی برای درون‌گراترین‌ها هم می‌تونه گاهی ناخوش‌آیند باشه.یکی از شعارهای مورد علاقه ما تو ایده‌ران اینه: TGIF یا Thank God It&#x27;s Fun. در واقع تا جایی که می‌تونیم سعی می‌کنیم محیط کار رو برای تیممون باحال و خودمونی و در عین حال حرفه‌ای بکنیم.ما در ایده‌ران برخی از جلسات مهم تیم (جلسات برنامه‌ریزی اسپرینت و دمو) رو اغلب به صورت حضوری برگزار می‌کنیم تا تیم با هم بیشتر درگیر بشن و هماهنگی‌های لازم رو انجام بدن.اعضای فرمالو و ایده‌ران می‌تونن بسته به نیازشون از دفتر فیزیکی که داریم استفاده کنن. به علاوه هر چند وقت یک بار دورهمی‌های مختلف مثل جشن پایان سال، سفر به شهرهای مختلف، Game Night و Movie Night برگزار می‌کنیم تا تیم بتونه با هم خوش بگذرونه و ارتباط بیشتری برقرار کنه. البته که همه اعضای تیم برای شرکت توی این دورهمی‌ها مختار هستن، و حضور به هیچ‌کس اجبار نمی‌شه.به طور کلی کنار هم قرار گرفتن اعضای تیم، چه در قالب بازی و تفریح و چه در سفر و ورزش‌های مختلف، در نهایت به بهبود کار تیمی کمک زیادی می‌کنه، ولی لازمه دو نکته مهم رو تو این زمینه همواره رعایت کنیم:۱. فعالیت‌ها و تفریحاتی که انتخاب می‌کنیم باید برای همه اعضای تیم به شکل مشترک و یک‌جا فراهم بشه و نباید باعث تفکیک تیم بشه. مثلا استخر که باعث تفکیک تیم به دو دسته خانم‌ها و آقایون می‌شه رو نمی‌شه فعالیت تیمی در نظر گرفت؛ مخصوصا وقتی تعداد اعضای یکی از دسته‌ها به شکل قابل توجهی کمتر از دسته دیگه باشه.۲. همیشه یادمون باشه که برنامه‌های تفریحی اگرچه با هدف نزدیک کردن اعضای تیم برگزار می‌شن، ولی همیشه ممکنه بعضی از اعضای تیم به دلایل شخصی‌شون ترجیح بدن در اون‌ها شرکت نکنن و از تنهایی خودشون لذت بیشتری ببرن. پس در عین اینکه هر دفعه اون‌ها رو هم مثل بقیه اعضا دعوت می‌کنیم، اگه جوابشون منفی بود با اصرارهای بیش از حد اون‌ها رو تو رودربایستی نذاریم و بذاریم راحت باشن.چالش: وقتی که تیم به هر دلیلی بازدهی مناسب رو نداره، راهبر به شدت وسوسه می‌شه تعداد ساعت‌های کاری اعضای تیم رو بشمره و تیم رو تحت فشار بذاره که بیشتر کار کنههر راهبری ممکنه حداقل یک بار در تله مدیریت خطوط تولید گیر کرده باشه. به این صورت که ما فکر می‌کنیم اگر تعداد افرادی که در خط تولید کار می‌کنند رو دو برابر کنیم، تعداد ساعت‌هایی که کار می‌کنیم رو دو برابر کرده‌ایم و در نتیجه خروجی خط تولید هم دو برابر می‌شه.فرض کنید قراره یکی از خطوط تولید یک کارخانه رو مدیریت کنید. شما مسئول مدیریت ۴ نفری هستید که در این خط تولید مشغول به کار هستن. روز اول و دوم این خط تولید ۵۰ بسته تولید می‌کنه. روز سوم، ۴۸ بسته و روز چهارم ۵۲ بسته. روز پنجم یکی از اعضای خط تولید به خاطر بیماری غایب هست و خروجی خط تولید به ۲۰ بسته کاهش پیدا می‌کنه. حالا بذارید یه سوال سخت ازتون بپرسم: آیا شما این کاهش رو یک چالش می‌بینید؟ اگه بله، چه راه‌حلی برای اون ارائه می‌دید؟شما می‌تونید عضو بیمار رو بعد از پایان مرخصی ملامت کنید (عذاب وجدانش رو برانگیخته کنید) و ازش بخواید چند برابر کار کنه تا این عقب افتادگی رو جبران کنه، ولی مطمئن باشید که با شمردن ساعت‌های کاری افراد، به نتیجه‌ای که می‌خواید نمی‌رسید. در عوض، موضوع رو با کل تیم مطرح کنید و بگید که این اتفاق ممکنه برای هرکدوم از اعضای خط تولید اتفاق بیفته. حتی ممکنه یک روز در هفته اعضای خط تولید بخواد به صورت نوبتی استراحت کنه، ولی چیزی که مهمه نتیجه پایانی خط تولید هست. کارخانه برای ادامه حیاتش روی تولید ماهانه ۱۵۰۰ بسته از این خط تولید حساب کرده و ما مسئول هستیم این خروجی رو تحویل بدیم. بنابراین لازمه جوری زمان‌بندی و برنامه‌ریزی کنیم که این تعداد بسته رو در پایان ماه تحویل بدیم.نتیجه‌گرا بودن در این زمینه همیشه جواب می‌ده. هروقت وسوسه شدید به ساعت‌های کاری تیم توجه کنید، به خودتون هدفتون یادآور بشید.هدف شما از زیاد کردن ساعت‌های کاری این هست که نتیجه بهتر و سریع‌تری بگیرید درسته؟ پس اصل، گرفتن نتیجه هست. پس بیاید راه‌های بهینه‌ای پیدا کنیم که نتیجه بهتر و سریع‌تری بگیریم.این راه‌ها از شرکتی به شرکت دیگه و از تیمی به تیم دیگه متفاوته و فقط هم یک راه نیست! ما در ایده‌ران با توجه به ماهیت پروژه‌هامون ساختار تیمی خاص خودمون رو داریم و با توجه به همون، راهکارهای ممکن رو هم اجرا می‌کنیم.شما باید کارهای زیادی انجام بدید تا بتونید نتیجه و خروجی تیم رو بهبود بدید. لازمه چالش بهبود نتیجه رو با تیم در میون بذارید و همراه با تیم برای اون راه‌حل پیدا کنید. مطمئن باشید که با برگزای منظم جلسات بحث و بررسی روال‌های کاری، تیم خودش بهترین راه‌حل‌ها رو برای بهبود بهتون ارائه می‌ده. همه راه‌حل‌ها رو بنویسید، اصلی‌ترین‌ها و موثرترین‌هاش رو انتخاب کنید و شروع کنید طبق اونا، رفتارها و ضوابط رو تغییر بدید. بعد تو بازه‌های زمانی منظم نتیجه رو بررسی کنید و اگه روشی کار نمی‌کرد باز هم اون رو تغییر بدید. انقدر این تغییرات رو اعمال کنید تا هر دفعه یک قدم به نتایج بهتر نزدیک‌تر بشید.همیشه به یاد داشته باشید که در کار ریموت نتیجه‌گرا بودن وقتی معنی پیدا می‌کنه که بتونیم در مدت زمان مشخصی خروجی با کیفیت و به میزان مورد توقع ارائه بدیم. در صورتی که هر کدوم از این ارکان رعایت نشه، نتیجه بهینه و راضی کننده نیست و لازمه برای بهبود اون اقدامات و تغییراتی در تیم و روش‌های کاری شکل بدیم.راهکار کلیالبته که هر مساله راه‌حل خاص خودش رو داره و نمیشه برای تمام مسائل یک نسخه پیچید؛ ولی می‌شه مساله رو به شکل Big Picture دید و برای اون یک راهکار کلی دید. من هم اینجا یک پیشنهاد کلی برای راهبری ریموت یک تیم بهتون می‌گم:کنترل، مدیریت و فشار آوردن به تیم ریموت خوب و لازمه؛ البته تا حدی که به اعضای تیم، برای ایجاد مرز بین زندگی حرفه‌ای و زندگی شخصی آزادی عمل داده بشه و بهشون کمک کنه بین این دو ارتباط مستقیم برقرار کنن.در واقع شما با فراهم کردن امکان کار ریموت، مزایا و آزادی‌هایی به اعضای تیم ارائه می‌کنید که بهشون کمک‌های زیادی تو زندگی شخصی و حرفه‌ای‌شون می‌کنه. اگر دارید با رفتار اشتباه این آزادی‌ها و کمک‌ها رو سلب می‌کنید، بدونید و آگاه باشید که دارید یک رفتار متناقض از خودتون بروز می‌دید که تبعات خوبی نداره. همیشه به رفتار خودتون واقف باشید، بهش خوب فکر کنید و اگر اشتباهی کردید، به تیم اعلام کنید که متوجه اون اشتباه شدید و برطرفش می‌کنید. این رفتار از شما باعث می‌شه تیم هم نسبت به شما متعهدانه رفتار متقابل نشون بده و به رفتارهاش خوب فکر کنه و اون‌ها رو بهبود بده.به طور کلی نحوه رفتار موثر راهبر با هر مساله سازمان رو تو سه مرحله خلاصه می‌کنم:۱. مطرح کردن مساله با عضو تیم و دیدن مساله از جایگاه خود اون۲. درخواست ارائه یک راه حل اجرایی از طرف عضو تیم۳. بررسی کمک‌هایی که راهبر می‌تونه برای پیاده‌سازی راه حل ارائه کنه۴. مشخص کردن یک تاریخ (معمولا یک هفته کافیه) برای بررسی پیشرفت و بهبود این مساله با عضو تیمابزارهاخب حالا از چه ابزارهایی استفاده کنیم؟ اصولا بهتره موقع شروع کار، وقت زیادی رو روی این موضوع نذارید، چون شما با هر ابزاری هم که کارتون رو شروع کنید، تا اون رو همراه با تیم تست نکنید، نمی‌دونید آیا این ابزار برای کار شما بهترین هست یا نه.درست مثل راهکار حل مسائل، ابزار مناسب برای تیم‌های مختلف فرق می‌کنه و آنچه برای یک تیم جواب داده، لزوما برای شما هم جواب نمی‌ده.در اینجا، ابزارهایی که ما در تیم ایده‌ران طی این ۳ سال برای کار ریموت امتحان کردیم رو به همراه مزایا و معایب هرکدوم میارم و دلیل ادامه/قطع شدن استفاده‌مون از هرکدوم از ابزارها رو هم توضیح می‌دم. ما تعداد ابزارهایی که استفاده می‌کنیم رو محدود کردیم، چون غیرممکنه بتونی از تعداد زیادی ابزار به طور همزمان استفاده کنی. تعداد ابزار زیاد مساویه با استفاده نکردن از خیلی‌هاشون که حتی ممکنه حیاتی هم باشن.۱- برای مدیریت تسک‌ها و کارهای انجام‌شدنیما برای مدیریت کارهامون از وب‌سایت و اپلیکیشن Trello استفاده می‌کنیم. ترلو در عین راحتی استفاده، امکانات خیلی زیادی رو به شما می‌ده؛ از اتوماتیک کردن فرایندها و مدیریت کارها گرفته تا کنترل وضعیت هر کار انجام شدنی و افراد مسئول اون کارها. قبل از ترلو، از وب‌سایت و اپلیکیشن Asana استفاده می‌کردیم، ولی به نظرمون رسید که آسانا با وجود امکانات زیادی که داره، خیلی هم پیچیده‌ست و اصولا تیممون برای ارتباط برقرار کردن از طریق اون راحت نیست. بنابراین تصمیم گرفتیم به ترلو مهاجرت کنیم و امروز هم از این مهاجرتمون کاملا راضی هستیم.قانونی که برای صحبت‌هامون گذاشتیم اینه که اگر چیزی که می‌خوایم مطرح کنیم، مستقیما مربوط به یک تسک هست، اون رو در کارت ترلو همون تسک می‌نویسیم و نه هیچ جای دیگه.۲- برای ارتباطات لحظه‌ای اعضای تیم با همیکی از ابزارهای خیلی خوبی که ما در ایده‌ران برای ارتباطات درون تیمی استفاده می‌کردیم اپلیکیشن Slack بود. اسلک بهمون این امکان رو می‌داد که برای هر پروژه کانال مجزا تشکیل بدیم، اعضای مربوطه رو به اون کانال اضافه کنیم و صحبت‌های خارج از تسک‌ها رو در اون کانال‌ها انجام بدیم. همچنین امکان چت خصوصی  با اعضای تیم، همگام‌سازی با اپلیکیشن‌های مختلف و خیلی امکانات دیگه هم توی اسلک میسر هست.متاسفانه اسلک اکانت‌های کاربران ایرانی خودش رو مسدود کرد و ما خیلی سریع به نرم‌افزار Microsoft Teams مهاجرت کردیم. نرم‌افزار تیمز علاوه بر اینکه تقریبا همه امکانات اسلک رو داره، یک‌سری امکانات متنوع دیگه رو هم به صورت رایگان فراهم می‌کنه. بعد از مدتی استفاده از تیمز، به این نتیجه رسیدیم که هنوز از ابزاری که استفاده نمی‌کنیم راضی نیستیم، بنابراین ابزارهای دیگه‌ای مثل SamePage رو هم بررسی کردیم ولی هیچ‌کدوم راضی‌مون نمی‌کرد.ولی بالاخره بعد از کلی جستجو و تست، Discord رو کشف کردیم که البته یه نرم‌افزار برای ارتباط بین کسایی هست که بازی‌های آنلاین انجام می‌دن. این کاربرد ما رو خیلی جذب کرد، چرا که بخاطر اهمیت آنلاین بودن بازی‌کننده‌ها، کندی و قطع و وصلی‌های تیمز رو نداره، تقریبا همه امکانات اسلک رو داره، خوشگله، و رابط کاربری نسبتا آسون و روونی داره. تازه می‌تونیم بفهمیم هر لحظه هم‌تیمی‌مون داره به چه آهنگی تو اسپاتیفای گوش میده!صحبت‌های تیممون در دیسکورد (ما بهش میگیم دیسکو!) محدود به صحبت‌هایی هست که یا مربوط به هیچ تسک ترلو نیست، یا مربوط به چند تا تسک یا چند تا استوری هست. در واقع دیسکو مختص صحبت‌های کلی‌تر اعضای تیم هست.۳- برای جمع‌آوری اطلاعات، نظرسنجی از تیم و کلا هر اطلاعاتی که لازمه از تیم دریافت کنیمما برای این کار فرمالو رو برای خودمون نوشتیم و توسعه دادیم. البته اون زمان به این خوشگلی الان نبود ولی کارمون رو راه مینداخت! بعد از یه مدت، دیدیم دوستامون در تیم‌ها و شرکت‌های دیگه مشکلی شبیه ما دارن و فرمالو رو به اون‌ها هم دادیم تا استفاده کنن. کم کم فهمیدیم نیاز به فرمالو تو جامعه کم نیست! و تصمیم گرفتیم اون رو به صورت عمومی برای هرکسی که نیاز به ساختن فرم داره ارائه بدیم.فرمالو بهمون کمک می‌کنه نظرات و اطلاعات اعضای تیم رو جمع  کنیم و با کمک نمودارها و چارت‌هایی که بهمون می‌ده، خیلی سریع و راحت در موردشون تصمیم‌گیری کنیم.۴- برای برگزاری جلسات آنلاینما در ابتدا از نرم‌افزار Zoom برای این کار استفاده می‌کردیم، ولی بعد از اینکه این نرم‌افزار فیلتر شد، به Skype مهاجرت کردیم. همه جلسات ایده‌ران برای کسانی که ریموت هستند به صورت کنفرانس آنلاین برگزار میشه. البته اصراری در ویدیویی کردن تماس‌ها نداریم، ولی هر از چند گاهی تماس‌ها رو ویدیویی می‌کنیم تا حس و حال همدیگه رو بهتر درک کنیم. البته همونطور که قبلا هم گفتم، ترجیح ما این هست که اعضای تیم در جلسات مهمی مثل برنامه‌ریزی اسپرینت و دمو به صورت حضوری شرکت کنن، چون این باعث ایجاد هماهنگی‌های خیلی بهتری بین اعضای تیم میشه. ولی اگر هم این موضوع ممکن نباشه، این جلسات رو به صورت ویدیو کنفرانس و بدون مشکل برگزار می‌کنیم.موضوع خیلی مهم، استفاده از قابلیت Desktop Sharing هست که باعث میشه همه اعضای جلسه چیزی که داره در موردش بحث می‌شه رو ببینن و کاملا شفاف ارتباط برقرار کنن.تو جلسات Daily Standup و برنامه‌ریزی اسپرینت، بردهای ترلو  رو به ترتیب پروژه‌ها باز می‌کنیم و همه می‌بینن که داریم در مورد چه بردی و چه تسکی صحبت می‌کنیم. تو جلسات دمو، هر تیم پروژه رو روی دستگاه موبایل یا دسکتاپ خودش باز می‌کنه و آپدیت‌های صورت گرفته رو توضیح میده. به این ترتیب همه اعضای جلسه کاملا در مورد موضوعات مورد بحث شفاف هستند.۴- برای ذخیره فایل‌ها و مدارکما از ابتدا برای ذخیره فایل‌ها و مدارکمون از Google Drive استفاده کردیم و حسابی هم راضی هستیم. لینک مدارکی که لازم هست رو در نرم‌افزارهای دیگه‌ای که استفاده می‌کنیم قرار دادیم و به این ترتیب خیلی راحت به فایل‌ها و مدارکی که بیشترین کاربرد رو دارن هم دسترسی داریم.این بود داستان و تجربیات من از پیاده‌سازی کار ریموت تو ایده‌ران. خوشحال می‌شم نظراتتون رو نسبت به این مطلب بدونم. شما تو تیمتون از چه روش‌ها ابزارهایی برای کار ریموت استفاده می‌کنید؟ هر سوالی در این مورد داشتید تو قسمت نظرات بنویسید و قول می‌دم درباره‌شون مطالب بیشتری بنویسم.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>Mehrnoosh Baratpour</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 03:54:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انواع دیزاین پترن‌‌های iOS</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/ios-design-patterns-kc6lduh1kzc8</link>
                <description>من در این مقاله سعی‌ می‌کنم یک معرفی اجمالی از انواع دیزاین پترن‌های iOS داشته باشم و مزایا و معایب هر کدوم رو توضیح بدم. طبق تعریف ویکی‌پدیا فارسی، دیزاین پترن یا همون الگوی طراحی یه راه‌حل عمومی قابل تکرار برای مشکلات متداول تو زمینه طراحی نرم‌افزاره.1) Cocoa (Apple’s) MVCاولین دیزاین پترنی که می‌خوایم مورد بررسی قرار بدیم Cocoa (Apple’s) MVC ـه:Cocoa (Apple’s) MVCتو این الگو، اطلاعات بین لایه‌ها خوب پخش نشده و لایه‌ای مثل Controller خیلی شلوغ هستش و مسئولیت‌های زیادی گردنشه. در بین لایه‌ها (در بهترین حالت) لایه‌ی مدل قابل تست هستش. از بین الگو‌های ‌دیگه کد کمتری لازم داره، دولوپر‌های بیشتری می‌شناسنش و سرعت برنامه‌نویسی باهاش زیاده.این الگو زمانی که آماده نیستیم بیشتر وقتمون رو برای معماری صرف کنیم و احساس می کنیم الگویی با هزینه نگهداری بالا یه هزینه سربار برای پروژه کوچکمون ایجاد می‌کنه کاربردی و جواب پس داده است.2) MVPدومین دیزاین پترن MVP ـه که توش کلی کد باید بنویسیم (تقریبا ۲ برابر  MVC) اما قابلیت تست بیشتری داره چون لایه View که در اینجا یک زیرکلاس UIViewController هستش مسئول فقط و فقط View ـه (برخلاف MVC) و یک لایه میانی به اسم Presenter مسئول ارتباط Model و View ـه. لایه View در این الگو خیلی dumb ـه!این الگو به‌خاطر همون به اصطلاح dumb بودن لایه View تقسیم وظیفه خوبی انجام می‌ده و تست کردن منطق تجاری (Business Logic) رو برای ما آسون می‌کنه اما کدی که باید برای پیاده‌سازیش زده شه تقریبا ۲ برابر MVC ـه.3) MVVMMVVMتو MVVM ما با live data سروکار داریم. یعنی چی؟ یعنی ما بجای Direct Callback، دیتا رو Observe می‌کنیم. با Notification ها، Event ها، سرور ریکوست‌ها با همه این‌ها مثل دیتا برخورد می‌کنیم که بصورت live تغییراتشون مشاهده (Observe) می‌شه.تو این الگو، View Model فقط با Model سروکار مستقیم داره و آپدیت‌ها رو از اونجا می‌گیره یا به اون آپدیت می‌ده، پس View Model وابستگی به View نداره، که امکان تست رو بالا می‌بره و این Viewـه که بعد از آپدیت شدن دیتا توی View Model تغییر می‌کنه.توی iOS ما از Binding ها برای Observe دیتا استفاده می‌کنیم که می‌تونیم از کتاب‌خونه‌های ساده‌تر استفاده کنیم مثل RZDataBinding یا SwiftBond یا از کتاب‌خونه‌های پیچیده‌تر مثل RxSwift و Reactive Cocoa استفاده کنیم.این الگو از نظر تست‌پذیری (بجز لایه View) و تقسیم وظایف نسبت به مدل بالا بهتر عمل می‌کنه (به‌خاطر یک لایه بیشتر نسبت به MVP)، اما مقدار کدی که برای پیاده‌سازی این الگو باید زده شه تقریبا بیشتر و سنگین‌تر از مدل بالاست در حالت واقعی.نمونه کد MVVM4) VIPERVIPERهمونطور که توی تصویر می‌بینید، VIPER مخفف شده کلاس‌های تصویر بالاست. کلاس View وظیفه نگه‌داری تمام کدی را در اختیار داره که Interface رو به کاربر نشون می‌ده. همچنین این کلاس وظیفه دریافت عملیات توسط کاربر بر روی View رو نیز در اختیار داره که موقع انجام عملیات Presenter رو با خبر می‌کنه. کلاس Presenter بیشتر نقش واسط رو در میون ماژول‌های دیگه بازی می‌کنه و مثلا با ماژول Router که وظیفه لود Segue صفحات مختلف رو داره در ارتباطه و بعد از دریافت نتیجه فراخوانی‌های API و دریافت اطلاعات، وظیفه آپدیت View رو نیز بر عهده داره. کلاس Interactor وظیفه هندل کردن منطق تجاری (Business Logic) برنامه و API Call ها رو بر عهده داره و با کلاس Entity که مدل‌های داده‌ای ما رو شامل می‌شه به صورت مستقیم در ارتباطه.این الگو از نظر توزیع‌پذیری بهترین مدل‌های بالاست (به خاطر تعداد لایه‌های زیاد) و به خاطر این توزیع‌پذیری قابلیت تست بالایی رو هم داره، اما مقدار کدی که برای حتی کلاس‌هایی با وظیفه کم باید بنویسیم خیلی زیاده!جمع‌بندیمن در این مقاله سعی کردم ۴ الگوی معماری بیشتر استفاده شده در iOS رو به شما معرفی کنم و امیدوارم بعد از خوندن این مقاله متوجه شده باشید که هیچ الگوی برتری وجود نداره، بنابراین انتخاب الگوی معماری موضوعی‌ـه که در شرایط خاص هر پروژه می‌تونه متفاوت باشه و این اصلا مشکلی نداره.بنابراین، طبیعیه که ترکیبی از معماری‌ها و الگوها رو هم‌زمان تو یه برنامه داشته باشید. به عنوان مثال: شما با MVC شروع کردید، بعدا فهمیدید که حفظ کارآمدی یه صفحه خاص با MVC خیلی سخته و معماری اون صفحه رو تبدیل به MVVM  کردین. در این صورت دیگه نیازی به refactor صفحه‌های دیگه که با MVC به خوبی کار می‌کنن نیست، چون هر دو دیزاین پترن سازگاری بالایی با هم دارن. در آخر:Make everything as simple as possible, but not simpler — Albert Einstein</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>طاده الکسانی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Feb 2020 18:34:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اسنپ به مشتریان خیلی وفادار خود کد تخفیف نمی‌دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/formaloo-team/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D9%81%DB%8C%D9%81-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-as9zgf24tju3</link>
                <description>شاید شما نیز در مواجهه با دوستان خود (که شاید ماهی ۱ بار هم از اپلیکیشن‌هایی مانند اسنپ استفاده نمی‌کنند) از آن‌ها شنیده باشید که کد تخفیف‌های به تعداد و ۵۰ درصدی دریافت می‌کنند و با خود فکر کرده باشید خوب من که تقریبا هر روز از این اپلیکیشن استفاده می‌کنم و مشتری خیلی وفادار این شرکت هستم چرا این کد‌ها را دریافت نمی‌کنم؟ و اینکه مبنای این درصد تخفیف‌های متفاوت برای هر نفر چیست؟به طور خلاصه، اسنپ برای جلوگیری از ریزش مشتریان خود با دادن کد‌های تخفیف متعدد، آن‌ها را به استفاده‌ی مجدد از سرویس خود فرا می‌خواند.این در حالی است که اسنپ و یا هر شرکت دیگری از مشتریان وفادار خود اطمینان دارد و می‌داند که با ارائه‌ی همان سرویس قبلی و با همان امکانات می‌تواند آن‌ها را در پلتفرم خود باقی نگه دارد.پس این تخفیف‌ها به مشتریانی اهدا می‌شود که در اصطلاح مشتریان churn شده یا در مرز churn شدن هستند. در ادامه به معرفی مفهوم churn و Customer Churn Rate خواهیم پرداخت.همچنین گفتیم اسنپ برای هر مشتری درصد تخفیف متفاوتی در نظر می‌گیرد. برای محاسبه این درصد، اسنپ به متوسط مقدار هزینه‌ی هر کاربر (در این مثال متوسط پرداختی هر سفر برای هر کاربر) دقت می‌کند و با توجه به آن درصد تخفیف را محاسبه می‌کند. به عنوان مثال اگر متوسط هزینه هر کاربر برای سفر‌های خود ۱۵ هزار تومان باشد درصد تخفیف ۱۰ هزار تومانی می‌تواند باعث ضرردهی شود و اما برای کاربری که مسیر‌های طولانی را اکثرا طی می‌کند (مثلا سفر‌های متوسط ۳۰ هزار تومانی) این مقدار تخفیف می‌تواند معقول باشد.حال مفهوم Customer Churn Rate (نرخ رویگردانی مشتری) را که قبلا به آن اشاره کردیم معرفی می‌کنیم:به درصد از مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی خاص Customer Churn Rate گفته می‌شود. این در تضاد با مفهوم Retention Rate است که به معنای درصد مشتریانی که در یک بازه‌ی زمانی خاص توسط یک شرکت حفظ شده اند.روش‌های مختلفی برای محاسبه این rate وجود دارد مانند:نرخ رویگردانی مشتری = (تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی خاص / تعداد تمام مشتریان در شروع بازه زمانی) * ۱۰۰ که در آن:تعداد مشتریان از دست رفته = تعداد مشتریان در شروع بازه زمانی + مشتریان وارد شده در طول بازه زمانی - تعداد مشتریان در پایان بازه زمانیبه عنوان مثال شما در تاریخ ۱ مارچ، ۲۰۰ کاربر ثبت شده در خبرنامه‌ی خود دارید. در ماه مارچ ۵۰ کاربر دیگر در خبرنامه شما ثبت‌نام می‌کنند، در حالیکه در پایان ماه تعداد نفرات خبرنامه‌ی شما ۲۰۵ نفر است!۴۵ = ۲۰۰+۵۰-۲۰۵ = تعداد مشتریان از دست رفته۲۲.۵٪ = ۱۰۰*(۲۰۰/۴۵) = نرخ رویگردانی مشتریپس درصد مشتریان از دست رفته‌ی شما در ماه مارچ ۲۲.۵٪ می‌باشد. این درحالیست که حفظ مشتریان توسط شرکت‌ها بسیار آسان‌تر از جذب مشتریان جدید می‌باشد. خدمات ضعیف و تجربه‌ی کاربری ضعیف جزو عوامل مهم ترک مشتریان می‌باشند. پیشنهاد می‌شود حتما در مرحله‌ای از استارتاپ که مشغول جذب کاربران زیاد هستید از نرم‌افزار‌های کنترل روابط مشتری یا همان CRM استفاده کنید.</description>
                <category>تیم فرمالو</category>
                <author>طاده الکسانی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 15:02:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>