خاطره بازی با خدای جنگ

بدون اینکه هیچ پیش زمینه و اطلاعاتی از بازی داشته باشم دیسک بازی رو داخل دستگاه گذاشتمو میخواستم که شروع به بازی کردن خدای جنگ کنم، توی همون منوی بازی با اون اهنگ حماسی و کوبنده، داشتم گزینه‌هایی رو که هیچ درکی ازشون نداشتم رو بالا و پایین میکردم فقط برام مهم بود که وارد بازی بشم.

درواقع توی اون زمان داستان،تریلرهای قبل انتشار و نقد ها نه مهم بود برام و نه از وجودشون خبری داشتم تمام بازی هارو هم از روی عکس پشتشون انتخاب میکردم ، در سن 9 سالگی وقتی مدارس تموم شده بود و تمام برنامم برای تابستون پیش رو بازی کردن ویدوئو گیم بود به مغازه محل رفتم و تعداد زیادی بازی گرفتم و خب بین اون همه بازی god of war II هم بود اگر از من بپرسن یکی از مهم ترین ،لذت بخش ترین و بهترین دوره های زندگیت رو برام تعریف کن بدون کوچک ترین شکی دوره ی 3 ماه ایی که بازی خدای جنگ داشتم رو تعریف میکنم ،تعداد زیادی بازی گرفته بودم ولی با قرار دادن دیسک بازی خدای جنگ در دستگاه و شروع بازی، به طور کلی تمام اون بازی ها از ذهنم پاک شد و من 90 روز تمام خدای جنگ بازی کردم.

اماده برای به خاک و خون کشیدن المپوس
اماده برای به خاک و خون کشیدن المپوس

بازی ایی رو که باید در طول 7-8 ساعت تموم میکردم رو بیشتر از 500 ساعت بازی کردم و زندگی تابستانه من تبدیل به یک لوپ شده بود، بیدار میشدم و تا شب که بخوابم خدای جنگ رو بازی میکردم و خب به خاطر نداشتن مموری کارت، هر روز از ابتدا بازی رو شروع میکردم و تا شب تمام تلاشم این بود که بتونم بیشتر از روز قبل بازی رو پیش ببرم اما روزانه بازی کردن خدای جنگ اونم از اول اصلا منو خسته نمیکرد ، اگر هر روز اون موزیک حماسی منوی بازی رو میشنیدم از تکرارش خسته نمیشدم ، اگر هر روز باید دقیقا همون دشمن هارو توی همون مکان های تکراری از بین میبردم خسته نمیشدم و اگر همیشه تا اون رودخانه قرمز رنگ میرسیدم و به اون هیولای سه سر میباختم بازم خسته نمیشدم.

من نسخه اول بازی رو بازی نکرده بودم و هیچ اطلاعی از داستان بازی نداشتم، توی اون سن زبان انگلیسی رو هم خوب بلد نبودم و داستان قسمت دوم رو هم نمیفهمیدم اما برام مهم نبود، اون گیمپلی سریع و روان و خونین بازی ، موسیقی حماسی و کوبنده ، محیط های فوق العاده جذاب ، دنیای اسطوره ایی و شخصیت با جذبه و کاریزماتیک کریتوس برام کافی بود تا god of war II به بهترین بازی زندگی من تبدیل بشه.

کاریزماتیک،با جذبه و البته عصبانی
کاریزماتیک،با جذبه و البته عصبانی

در طول تابستون نتونستم بازی رو تموم کنم و راستش از وجود چیزی به اسم مموری کارت هم خبری نداشتم و در ذهنم اون هیولای سه سر( که هیچوقت نتونستم شکستش بدم و به مراحل جلوتر برسم ) باس اخر بازی بود و فک میکردم به اخر بازی رسیدم و در صورت شکست دادن اون باس بازی تموم میشه،ولی انگار محکوم به شکست بودم و با هیچ ترفندی نمیتونستم از سد مول سِربِرِس عبور کنم. پس هیچوقت از اینکه بازی‌ایی رو که به این اندازه دوس دارم رو تموم نکردم اذیت نشدم. بعد از گذشت 3ماه هنوزم هم دوس داشتم به بازی کردن ادامه بدم ولی خب تابستون تموم شده بود و باید این تجربه ی رویایی رو کنار میذاشتم.

بعد از اینکه نسل 7 به سمت ایکس باکس رفتم و از تجربه god of war III محروم شدم،با عرضه نسخه remastered بازی برای ps4 سر از پا نمیشناختم، اما تصمیم گرفتم قبل از بازی نسخه سوم برای درک بهتر بازی و به یاد قدیم ها دوباره قسمت دوم رو تجربه کنم اما این بار متفاوت تر و بالغ تر، این بار دیگه قرار نبود هر روز از اول شروع کنم،این بار میخواستم اون هیولای سه سر(مول سِربِرِس) رو شکست بدم.

مول سِربِرِس،هیولای سه سر،کابوس شبانه من
مول سِربِرِس،هیولای سه سر،کابوس شبانه من

شروعی دوباره اما به همان اندازه لذت بخش

داستان قسمت اول رو خوندم و شروع کردم به بازی کردن قسمت دوم، پس از گذشت 8 سال از انتشار بازی، god of war II همچنان یک شاهکاربود، اون گیم پلی سریع،روان و خونین بازی همچنان حس فوق‌العاده ایی به گیمر میداد هرچند گرافیک بازی برای سال 2015 زیاد خوب نبود ولی محیط های بازی زیبا و جذاب بودن،طراحی مراحل بازی عالی بودن و حسابی گیمر رو غرق در خودشون میکردن، معما ها مبتکرانه و خلاقانه طراحی شده بودن و به درستی در طول بازی از این معما‌ها استفاده شده بود،برخلاف خیلی از بازی ها که از معما و پازل ها به عنوان یک فیلر استفاده میکنن، پازل های گاد اف وار یکی از نقاط قوت بازی حساب میشن و گیمر برای حل بعضی از این پازل‌ها باید حسابی تلاش میکرد،موسیقی حماسی بازی همچنان ضربان قلب رو بالا میبرد و لذت بازی رو چندبرابر میکرد،باس‌های بازی به بهترین شکل ممکن طراحی شده بودن و نبرد با انها همواره جذاب و نفسگیر بود.در صنعتی مثل صنعت گیم که بخاطر پیشرفت سریع تکنولوژی بازی ها همواره در حال پیشرفت کردن و بهتر شدن هستن و مکانیزم‌ها هر سال بهبود پیدا میکنن، معمولا بعد از گذشت 2-3 سال از انتشار یک بازی،اون بازی فرسوده میشه و به نوعی یک جایگزین بهتری براش پیدا میشه اما استثناء‌هایی هم وجود دارن و god of war II یکی از اون استثناء‌هاست، 8 سال از انتشار بازی گذشته بود و همچنان اکثر عناصر اصلی و فرعی بازی همچنان فوق‌العاده بودن و به راحتی میشد گفت god of war II در سال 2015 همچنان یکی از بهترین بازی های هک و اند اسلش بود و کمتر بازی میتونست در این ژانر جلوی خدای جنگ قد علم کنه

گیم‌پلی سریع،جذاب و خونین، نقطه قوت اصلی این بازی میباشد
گیم‌پلی سریع،جذاب و خونین، نقطه قوت اصلی این بازی میباشد

داستانی حماسی و غمناک

داستان بازی یکی از اون عناصری بود که در 9 سالگی اصلا متوجهش نشده بودم، اما این بار قبل از اینکه سراغ قسمت دوم برم ابتدا داستان نسخه اول رو خوندم، اون زمان تنها ایده هایی از داستان بازی داشتم ،شخصیت اصلی،کریتوس،خداس و اون بسیار خشمگینه اما هیچوقت خشمش رو درک نکردم و دلیلش رو نفهمیدم، اما خواندن داستان قسمت اول بازی برام کافی بود تا با همه وجود خشم و تنفر کریتوس رو درک کنم، یکی از دلایلی که باعث‌ شد حتی بیشتراز دفعه‌ی قبلی ازبازی لذت ببرم ، اون حس انتقام و خشمی بود که حالا منم حسش می‌کردم.

داستان بازی به قدری جذاب و درگیرکننده نوشته شده و روایت شده بود که نمیشد با شخصیت اصلی همزادپنداری نکرد،کریتوسی که بازیچه دست خدایان شده و از عالم و ادم رکب میخورد و باید کل زندگیش رو صرف انتقام گرفتن میکرد،انتقام خانوادش،انتقام برادرش و در اخر انتقام گرفتن از پدر خودش.

لحظه‌ی تولد خدای جنگ
لحظه‌ی تولد خدای جنگ

کریتوس که فریب آریس رو خورده بود و خانواده‌ی خودش رو به قتل رسونده بود یک حس اشنایی در وجودش شعله‌ور شده بود،حسی که قبلا هم احساس کرده بود، خشم و انتقام،خدایان قبلا هم برادر کریتوس را ازش گرفته بودن،اما خود کریتوس داستان پشت این ماجرا هارو نمیدانست و بخاطر همین همیشه حس خشم و عصبانیتش پوچ و بی اساس بود چون که نمیدونست باید از دست چه کسی و به چه دلیلی عصبانی باشد،اما اینبار خدایان علنی بر علیه او حرکت کردن،این‌بار کریتوس میدانست باید از دست چه کسی عصبانی باشه،این‌بار میدانست از چه کسی باید انتقام بگیره.به همین ترتیب کریتوس ماجراجویی خودش رو با هدف انتقام از آریس شروع میکنه و این ماجراجویی به مرگ و نابودی تمام خدایان یونان ختم میشود.

گاد اف وار داستانی غمناک رو روایت میکنه،داستانی غمناک در مورد مردی که بازیچه دست خدایان شده و البته در عین حال حماسی، چه چیزی حماسی تر از اینکه یه نیمه خدا بیاد و تمام یونان رو به خاک و خون بکشه و انتقام سختی از کسانی که در طول زندگیش،کریتوس رو مورد سوء استفاده خودشون قرار دادن بگیره

 داستان یک نیمه خدا در برابر تمام خدایان یونان
داستان یک نیمه خدا در برابر تمام خدایان یونان

در طول بازی به دفعات با توئیست هایی مواجه میشیم که علاوه بر شوکه کردنمون اَتش مارو برای دنبال کردن داستان کریتوس از پیش هم بیشتر میکنن،خدای جنگ در این مورد هم از بقیه رقبا جلو هست ما معمولا بازی های هک اند اسلش رو با داستانشون به یاد نمیاریم و بیشتر بخاطر گیمپلی به بازی کردنشون میپردازیم ولی گاد اف وار یه داستان فوق‌العاده‌رو هم تحویل گیمر‌ها میده

مشت های پسر بر پدر و پایان ماجرا
مشت های پسر بر پدر و پایان ماجرا


خدای جنگ،حتی قبل از اینکه داستانش رو هم بدونم بهترین بازی زندگیم بود و با بازی کردن دوباره این بازی بعد از 6 سال نه تنها به تجربه قبلیم ضربه‌ایی نخورد بلکه یک مهر تایید بود بر احساسی که نسبت به این بازی داشتم و اینبار با فهمیدن داستان، درک بهتر عناصر و مکانیزم های بازی ، حتی بیشتر از قبل عاشق god of war شدم.