بهترین اقتباس سینما از ویدئوگیم: چرا و چگونه

خیلی جاها وقتی صحبت از فیلم Scott Pilgrom vs. the World میشه اونو به عنوان یه فیلم خوب میشناسن. این ساخته قابل احترام ادگار رایت به واسطه‌ی نحوه داستانگویی و ویژوال‌هاش حتی گاهی به عنوان بهترین فیلم ویدئوگیمی تاریخ هم شناخته میشه اما بیاید ببینیم آیا در تاریخ سینما اقتباسی دقیق‌تر اقتباس رایت از خود خود "ویدئوگیم" وجود نداره؟؟




جمله‌ای منتسب به استنلی کوبریک (کبیر) هست که میگه "سینما عناصر سازنده‌اش رو از هنرهای دیگه قرض گرفته. بازیگری از تئاتر، طراحی صحنه و قاب‌بندی از نقاشی، صوت رو از موسیقی و... اما تدوین و هنرش محصول خود سینماست و چیزیه که به سینما هویت منحصر به فرد خودشو می‌بخشه." اما ویدئوگیم چی؟ چیزی که ویدئوگیم رو تبدیل به ویدئوگیم میکنه دو عنصره: "لول دیزاین و گیم‌پلی دیزاین". درسته که نحوه داستانگویی تعاملی ویدئوگیم نسبت به سینما کاملا تفاوت داره و هویت خودشو ایجاد میکنه اما بازهم اصول ساخت یک ویدئو در ابتدا حول محور لول دیزاین و گیم‌پلی دیزاین اثر بنا میشه. حالا اگه برگردیم و تاریخ سینما و کارنامه کارگردان‌های اونو بررسی کنیم میرسیم به آلفرد هیچکاک. کسی که خود به خود یکی از بزرگترین کارگردان‌های سینماست و آثارش چه از لحاط نواوری و گیفیت و فنی و بار هنری یکی از قویترین کارنامه‌های کاری رو در بین کارگردانان تاریخ براش بوجود میارن



اما اگر بیایم و فیلم‌هاش رو با متر و معیار‌های یک اثر ویدئوگیمی بررسی کنیم به موارد جالبی میرسیم. در داستانگویی، هیچکاک میاد و با Rare window حس و حال بازی‌های ادونچر رو برامون تداعی میکنه که تنها راه تعاملمون با جهانش فقط و فقط یک پنجره (بخوانید سیستمی که خود بازی در راستای تعامل گیمر با جهانش تعریف کرده) است. در Psycho شامل ترسی با المان‌های داستانگویی محیطی -که خودش یکی از ارکان لول دیزانه- هستیم و در Vertigo هم شاهد تعلیق‌ها و داستان روانشناختی Silent Hill وار هستیم. حتی مگ‌کافی (به این معنا که داستان با محوریت موضوعی آغاز میشه و در ادامه با پیشروی داستان و شخصیت‌ها شاهدیم که محوریت موضوعی داستان فیلم عوض میشه و اون موضوع ابتدایی به حاشیه رونده میشه یا کلا محو میشه) موجود در اکثر آثار هیچکاک مثل apartment یا بدنام این روزها تبدیل به خوراک آثار نقش آفرینی مثل Witcher یا Fallout شده و تبدیل به عنصر اصلی و جدا نشدنی در داستانگویی آثار میازاکی مثل دارک سولزها و Bloodborn شده. حتی در اکثر فیلمهاش شاهدیم که در لحظه، تمرکز داستانگویی تقریبا بطور کامل روی یک کاراکتر متمرکز شده و در ویدئوگیم حتی در آثاری مثل The Last of Us یا Resident Evil 4 و Perfect Dark که از دو کاراکتر نسبتا بولد شده و برجسته بهره میبرن هم رعایت میشه. اما هیچ‌کدوم اینا هرگز بهترین فیلم ویدئوگیمی تاریخ نیستن (بهترین به این معنا که المان‌های تعدادی از بی‌نهایت المان موجود برای ساخت یک بازی ویدئویی رو پکیج کرده باشن، اونا رو بشکل درستی به زبان سینما ترجمه کرده باشن و اگه ما با اون متر و معیارها اثر رو بررسی کنیم بشکل خوبی هم اجرا شده باشن). بهترین اثر ویدئو تاریخ "از نظر من" فیلم North by Nothwest هیچکاکه. همونطور که گفتم یکی از ارکان اصلی ویدئوگیم، گیم‌پلیه. فیلم کاراکترهاش رو با کمترین بک‌گراند استوری‌ای معرفی میکنه و به مرور و در قالب دیالوگ یا اکت بازیگرهاش‌، بخشی از اون رو بواسطه حس ادونچر و کنجاوی‌ای ویدئوگیمی جلوی مخاطبش میزاره. حتی مدل داستان‌گویی فیلم اینطوریه که کاراکتر ها از نقطه A شروع به حرکت میکنن تا میرسن به نقطه B و سپس شاهد کات خوردن داستان و یک نقطه 'A و 'B دیگه هستیم که مدل داستانگویی رایج بازی‌های خطیه.



فیلم حتی کل سکانس تعقیب شدن کری گرانت توسط هواپیما رو خالی از هرگونه دیالوگ داستانی و فقط و فقط با استفاده از داستانگویی محیطی (بخوانید لول دیزاین) روایت میکنه و در ادامه مجددا شاهد درخشش این داستانگویی محیطی در خلق تعلیق موجود در سکانس تعقیب و گریز پایانی فیلم با استفاده از شات‌های واید مورد استفاده رابرت بورکس هستیم. در ویدئوگیم زمانی که بازی در فاز گیم‌پلی قرار داره بواسطه اینکه کنترلر در دست بازیکن قرار داره، انسانی‌ترین تصمیم‌ها گرفته میشه و خب،



بازیکن با کاراکتر و آواتار خودش در بازی میتونه ارتباط برقرار کنه. این المان مهم رسما غیر قابل ترجمه بصورت مستقیم به زیان سینماست و دقیقا همون چیزیه که اکثر قریب به اتفاق اقتباس‌های ویدئوگیمی ازش غافل موندن اما شاهدیم که



فیلم میاد و کاراکتر اصلیش رو طوری میسازه که به گرفتن انسانی‌ترین تصمیمات و با جایگذین کردن حس همزاد پنداری بجای گیم‌پد و گیمر از همون لحظه‌ی پسا تیتراژ کاری میکنه که مخاطب با کاراکتر اصلی فیلم ارتباط بگیره و دقیقا ترکیب همین المان آخره با عناصر داستانی و فنی فیلمه که باعث میشه من North by Northwest رو بهترین فیلم ویدئوگیمی تاریخ بدونم. مسئله اینجاست که اگه ما Super Mario Bros رو جد آثار ویدئوگیمی امروز بدونیم، این فیلم ۲۶ سال قبل عرضه اون بازی ساخته شده و اینجاست که به بزرگی کار هیچکاک پی میبریم.

حالا نوبت شماست که بیاید و نظر خودتون رو راجع به اقتباس‌های سینما از ویدئوگیم با من به اشتراک بزارید و بگید آیا شما هم فیلمی رو میشناسید که تونسته باشه اقتباس درستی رو از ویدئوگیم در سینما و تلویزیون پیاده کرده باشه؟


رضا زاهدی
فروردین ۱۴۰۰