<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مرکز مشاوره آنلاین گپچه</title>
        <link>https://virgool.io/gapche/feed</link>
        <description>گپچه یک مرکز مشاوره آنلاین است و فعالیت اصلی آن تولید محتوا و ارائه خدمات آنلاین مشاوره ای توسط مشاورین مجرب کشور میباشد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:48:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/fslxpairiwsc/tlrz07.png</url>
            <title>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</title>
            <link>https://virgool.io/gapche</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۶ ابزار اولویت بندی برای افزایش بهره وری و مدیریت بهتر زمان</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DB%B6-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-akjzugs4bzbk</link>
                <description>۶ ابزار اولویت بندی برای افزایش بهره وری و مدیریت بهتر زمان
منبع: گپچهلینک مطلب: ۶ ابزار اولویت بندی برای افزایش بهره وری و مدیریت بهتر زماناولویت بندی یکی از آن مهارت‌های ضروری است که اگر بخواهید بهترین نتیجه را از تلاش‌های خود و اعضای تیم‌تان بگیرید، باید در آن مهارت داشته باشید. با کمک اولویت‌بندی می‌توانید در زندگی‌تان آرامش ایجاد کنید و طوری وقت‌تان را مدیریت کنید که بتوانید انرژی و تمرکز خود را روی چیزهایی بگذارید که واقعا اهمیت دارند. اهمیت اولویت‌بندی به‌خصوص آن زمانی معلوم می‌شود که وقت محدود اما کارها بی‌اندازه زیاد باشند. اولویت‌بندی کردن کمک می‌کند تا زمان گرانبهایتان را هوشمندانه خرج کنید و آن را به کارهایی اختصاص بدهید که از همه واجب‌ترند. به این ترتیب می‌توانید خود و تیم‌تان را از دست کارهای کم‌اهمیت خلاص کرده و در زمانی دیگر به آنها بپردازید…. یا اینکه خیلی بی سر و صدا کلا بی‌خیال آن کارها شوید. با اولویت‌بندی درست (و مدیریت دقیق کارهای اولویت‌بندی شده) می‌توانید هرج و مرج و آشفتگی را به نظم دربیاورید،استرس را تا حد خیلی زیادی کاهش بدهید، توان و انرژی خود و اعضای تیم‌تان را صرف مهم‌ترین کارها کنید و به نتایج موفقیت‌آمیز برسید. بدون اولویت‌بندی، فقط دارید مثل ماهی‌ای که در تور ماهیگیری گیر کرده، نومیدانه تقلا می‌کنید و دست و پا می‌زنید تا شاید خود را از از دام کارها و وظایف انبوه نجات بدهید.اولویت‌بندی از نوع سادهدر ساده‌ترین شکل اولویت‌بندی، کارها تنها بر مبنای یک عامل مرتب می‌شوند. این عامل می‌تواند محدودیت‌های زمانی، سود احتمالی و فایده‌ی کار، یا فشاری که برای انجام هر کار حس می‌کنید باشد.سود احتمالی و ارزش پروژه رایج‌ترین مبنایی است که برای اولویت‌بندی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سود احتمالی، چه حاصل تخمین صرف باشد و چه با سنجش دقیق و محاسبات مالی به‌دست بیاید، اغلب به بهینه‌ترین و مؤثرترین نتایج منتهی می‌شود.اگر افراد دیگری کارشان پیش شما گیر است و تا شما مسئولیت‌هایتان را انجام ندهید پروژه‌شان جلو نمی‌رود، بهتر است محدودیت زمانی را مبنای اولویت‌بندی قرار بدهید؛ به‌خصوص اگر انجام آن کار در موفقیت یک پروژه‌ی مهم تأثیرگذار باشد.وقتی رئیسی برای تحویل دادن کار به کارمندش فشار وارد می‌کند و دلیل موجه و منطقی برای این کار دارد، هیچ‌کس جز یک آدم نترس (و شاید احمق) بیخودی جلوی آن فشار مقاومت نمی‌کند.ابزارهای اولویت‌بندیشکل ساده‌ی اولویت‌بندی در خیلی از موقعیت‌ها جواب می‌دهد؛ اما موارد خاصی هم پیش می‌آید که اگر بخواهید واقعا کارها را درست انجام بدهید، به ابزارهای متفاوتی برای اولویت‌بندی و مدیریت زمان نیاز خواهید داشت. برخی از این ابزارها را در اینجا به شما معرفی می‌کنیم:۱. تحلیل مقایسه‌ای دو به دوتحلیل مقایسه‌ای دو به دو زمانی فایده‌ی خود را نشان می‌دهد که معیارهای تصمیم گیری‌ مورد نظر مبهم، انتزاعی یا متناقض باشند. در این نوع از تحلیل، هر کدام از موارد یک لیست را یک به یک با هرکدام از موارد دیگر لیست مقایسه کرده و به این شکل گزینه‌های موجود را اولویت‌بندی می‌کنید. در هر بار مقایسه بین دو مورد، شما باید تصمیم بگیرید که کدام یک از آن دو مهم‌تر است. ترکیب کردن نتایج حاصل از این تصمیم‌ها، یک لیست اولویت‌بندی شده تحویل‌تان خواهد داد.۲. ماتریس اولویت‌بندی کارهادر این روش سریع و ساده شما برای هرکدام از کارها، یک نمودار از ارزش آن کار بر حسب میزان تلاشی که می‌طلبد رسم می‌کنید. با کشیدن این نمودار، به سرعت می‌توانید «برد‌های سریع» را شناسایی کنید که در کمترین زمان، بهترین پاداش‌ها را ارائه می‌کنند. همچنین می‌توانید با تشخیص «برنامه‌های بی‌ثمر» که وقت فراوان می‌گیرند اما نتیجه‌ی چندانی ندارند، آنها را از برنامه‌ی خود حذف کنید. این تکنیک، راه مبتکرانه‌ای برای تصمیم گیری درست و مؤثر در مورد اولویت‌ها به شمار می‌رود.۳. اصل اهمیت/فوریت آیزنهاوراین تکنیک کمی شبیه ماتریس اولویت‌بندی کارهاست. اصل آیزنهاور از شما می‌خواهد کارهایتان را بر مبنای مهم و اضطراری بودن‌شان در چهار گروه دسته‌بندی کنید. خیلی وقت‌ها کارهایی که به نظر اضطراری می‌آیند، در واقع آنقدرها هم مهم نیستند. برای فعالیت‌های خیلی مهم (مثلا تلاش برای رسیدن به هدف‌های بزرگ زندگی‌) هم اغلب چندان اضطراری وجود ندارد. اصل آیزنهاور به شما کمک می‌کند تا با این مسئله راحت‌تر سر و کله بزنید.۴. ماتریس آنسوف و ماتریس بوستوناین دو ماتریس چند قانون کلی دست‌تان می‌دهند که بتوانید با آنها در مورد فرصت‌های ممکن تصمیم‌گیری کنید. با ماتریس آنسوف می‌توانید خطرات و ریسک‌های هر مورد را بسنجید و اولویت‌بندی را بر مبنای آنها انجام بدهید. طرز کار ماتریس بوستون هم تقریبا مشابه است؛ با این تفاوت که تصمیم‌گیری بر مبنای جذابیت یک بازار و میزان توانایی شما برای بهره بردن از آن انجام می‌گیرد.۵. تحلیل پَرِتوزمانی که انبوهی از مشکلات بر سرتان آوار شده است، تحلیل پَرِتو کمک می‌کند تا مهم‌ترین تغییراتی که باید ایجاد کنید را تشخیص بدهید. روش کار پَرِتو به این شکل است که ابتدا علت اصلی و ریشه‌ای هر مشکل را شناسایی می‌کنید. سپس مشکلات را برمبنای دلیل بنیادی‌شان در گروه‌های مختلف جای می‌دهید. سرانجام با شمردن مشکلات هر گروه، رایج‌ترین دلیل مشکل‌ساز را مشخص می‌کنید. به این ترتیب هم می‌توانید روی برطرف کردن شایع‌ترین مسئله تمرکز بکنید و هم در وقتی که صرف حل مسائل بعدی خواهید کرد صرفه‌جویی کنید.۶. نسخه‌ی ویرایش شده‌ی رأی‌شماری به شیوه‌ی بوردایکی از تکنیک‌های مفید برای اولویت‌بندی مسائل و پروژه‌های گروهی، نسخه‌ی ویرایش شده‌ی رأی‌شماری به شیوه بورداست. در این روش تمام افراد می‌توانند به طور مساوی در پروسه‌ی اولویت‌بندی نقش داشته باشند. روش بوردا به ویژه در دو حالت بسیار مفید واقع می‌شود؛ وقتی که رسیدن به اتفاق نظر عمومی در گروه اهمیت داشته باشد و زمانی که لازم است تصمیم اعضای یک گروه در مورد مسئله‌ای کاملا قاطعانه و هماهنگ باشد. روش کار به این شکل است که هر کدام از اعضای گروه مسائلی که به نظر خودش مهم است را اعلام می‌کند. بعد اعضا مسائل مطرح شده را بر مبنای اولویت، رتبه‌بندی می‌کنند. رتبه‌های به دست آمده با هم جمع شده و به این شکل اولویت‌بندی نهایی معلوم می‌شود. عادلانه بودن این روش باعث شده که در موقعیت‌های مختلف واقعا مفید واقع شود؛ به‌خصوص وقتی معیارهای اولویت‌بندی انتزاعی هستند و یا وقتی که لازم است همه‌ی اعضای گروه با اولویت‌های مشخص شده موافق باشند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين  گپچه و اينستاگرام گپچه  در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jul 2020 10:01:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرص ضد استرس، معرفی داروهای ضد اضطراب، روش‌های جایگزین برای کاهش استرس</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D9%82%D8%B1%D8%B5-%D8%B6%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B6%D8%AF-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-kykf3rzckx0k</link>
                <description>قرص ضد استرس، معرفی داروهای ضد اضطراب، روش‌های جایگزین برای کاهش استرس
منبع: گپچهلینک مطلب: پيشگيری از اضطراب، ۸ مکانیزم مؤثر برای مقابله با اضطرابمدام دچار استرس هستید؟ زندگی روزانه‌تان تحت‌الشعاع این غول سیاه قرار گرفته است؟ درصورتی‌که مدام اضطراب دارید و استرس به بخشی جدانشدنی در زندگی‌تان بدل شده است، احتمال دارد که به یکی از نواع اختلال اضطراب دچار شده باشید. در اغلب موارد، اختلالات اضطراب و استرس از طریق مشاوره، مصرف قرص ضد استرس و ترفندهای تراپی مانند رفتار درمانی شناختی (CBT) درمان می‌شوند. البته روش‌های دیگری مانند تغییر در سبک زندگی هم به درمان استرس کمک می‌کند. در این مقاله شما را با انواع داروی ضد استرس و ضد اضطراب، داروهای ضد افسردگی و همچنین راهکارهای تغییر سبک زندگی برای درمان استرس آشنا خواهیم کرد.داروهای ضد اضطراب و استرسداروهای ضد استرس با اثراتی که بر مغز و بدن می‌گذارند، باعث کاهش نشانه های اضطراب مانند ترس، نگرانی و حملات پانیک می‌شوند. داروهای ضداسترس را پزشک و گاهی‌اوقات روانپزشکان تجویز می‌کنند. داروهای ضداسترس درمان قطعی برای رفع اختلالات اضطراب و استرس نیستند، اما می‌توانند به کاهش علائم کمک کنند. انواع قرص ضد استرس در بازار موجود است. اما نوع قرص ضداضطراب و استرسی که هر فرد باید مصرف کند، وابسته به نوع اختلالی است که به آن دچار شده و البته در این میان، باید شرایط و وضعیت عمومی جسمانی هم درنظر گرفته شود. اگر شخصی از داروهای دیگر هم استفاده می‌کند، باید به تداخل دارویی توجه داشته باشد. درادامه، تعدادی از قرص های ضد استرس معرفی شده‌اند:بنزودیازپین هاگاهی‌اوقات، از انواع بنزودیازپین مانند والیوم (دیازپام)، زاناکس (آلپروزولام)، کلونوپین (کلونازپام) و آتیوان (لوازپام) برای درمان استرس در کوتاه‌مدت استفاده می‌شود. این قرص‌ها برای رفع اختلال اضطراب فراگیر و گاهی به‌عنوان مرحله دوم درمان برای رفع اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال حملات پانیک تجویز می‌شوند. برای درمان این اختلالات در مرحله نخست از قرص‌های ضدافسردگی کمک گرفته می‌شود. بنزودیازپین باعث تسکین ماهیچه‌ها و از بین بردن سایر علائم اضطراب می‌شود. اگر انواع قرص ضد استرس را به‌طور مداوم و در طولانی‌مدت مصرف کنید، احتمال اعتیاد به آنها وجود خواهد داشت.مسدودکننده‌های بِتامسدودکننده‌های بتا برای کنترل بیماری‌های قلبی استفاده می‌شوند و با کاهش ضربان قلب و فشار خون مانع از اثرگذاری اپی‌نفرین در بدن می‌شوند. اپی نفرین هورمونی است که در بدن به‌طور طبیعی ایجاد می‌شود و روی ضربان قلب و… اثراتی به‌جای می‌گذارد. مسدودکننده‌های بتا، نشانه‌های استرس و اضطراب مانند لرزش، تعریق و دیگر علائم را کاهش می‌دهند. این داروها برای درمان استرس در کوتاه‌مدت تجویز می‌شوند. سکترال (آسبوتولول)، تنورمین (آتنولول) و ایندرال (پروپرانولول) ازجمله مسدودکننده‌های بتا هستند. از عوارض جانبی مصرف این داروها می‌توان به افزایش وزن، خستگی و سردشدن دستان و پاها اشاره کرد. در‌صورتی‌که به دیابت یا آسم مبتلا باشید، نباید از مسدودکننده‌های بتا استفاده کنید.بوسپیرونبوسپار (بوسپیرون) برای درمان بلندمدت استرس مزمن و رفع اختلال اضطراب فراگیر استفاده می‌شود. این قرص ضد استرس، روی افزایش عملکرد سروتونین اثر می‌گذارد. سروتونین هم نوعی انتقال‌دهنده عصبی است که به بهبود خلق‌وخو و کاهش اضطراب کمک می‌کند. روزها طول می‌کشد تا اثرات مثبت بوسپار مشخص شود؛ به‌همین‌خاطر در درمان حملات آنی مانند حملات پانیک مفید نیست. برای اینکه این قرص ضد استرس اثرگذاری خود را نشان بدهد، باید به‌طور منسجم و پیوسته مصرف شود. در این صورت می‌تواند از علائم اضطراب بکاهد. بوسپیرون نوعی قرص ضد استرس است که مانند سایر داروهای کاهنده اضطراب، اعتیاد ایجاد نمی‌کند، میزان آرام‌‌بخشی کمتری دارد و خطر بیش‌مصرفی (اُوردوز) آن هم کمتر است. از عوارض جانبی مصرف آن می‌توان به سرگیجه، سردرد، برافروختگی و اختلالات خواب اشاره کرد.مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین و نوراپینفرینداروهای مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین هم گروه دیگری از داروهای مورداستفاده برای رفع استرس و اضطراب هستند. این داروها، ضدافسردگی به‌شمار می‌روند و از نمونه‌های آن می‌توان بونلافاکسین (افکسور)، سیمبالتا (دولوکستین) و پریستیک (دیس ونلافاکسین) را نام برد. مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین باعث افزایش ترشح سروتونین و نوراپی نفرین می‌شوند. در نتیجه خلق‌وخو را بهبود می‌بخشند. اثرگذاری این داروها شبیه بازدارنده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) است.داروهای ضد افسردگی‌ سه‌حلقه‌ای و عوارض آنهایکی از کاربردهای داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای، درمان استرس است. از جمله انواع مشهور این نوع از دارو و قرص ضد استرس می‌توان به توفرانیل (ایمی پرامین)، اِلاویل (آمی‌تریپتیلین)، پامِلور (نورتریپتیلین) و آنافرانیل (کلومی‌پرانیل) اشاره کرد . یبوست، خشکی دهان، تاری دید، کاهش فشار خون هنگام سرپا ایستادن و کاهش توان در ادرار کردن از عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای است.هشدارتمام قرص‌های ضداضطراب، عوارض جانبی دارند. اگر آنها را درست مصرف نکنید یا میزان دوز مصرفی بیش‌ازحد لازم باشد، نتایج عکس به‌همراه خواهند داشت و بهبودی حاصل نمی‌شود. قرص ضد استرس و سایر داروهای رفع اضطراب روی ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری تأثیر می‌گذارند. اگر قرص ضد استرس را بیش‌ازحد تجویزشده مصرف کنید، احتمال از دست دادن هوشیاری و حتی مرگ وجود دارد. مصرف این قرص‌ها با داروهای دیگری که به سیستم مرکزی اعصاب مربوط هستند نیز خطراتی مشابه به‌همراه دارد. استفاده از الکل و داروهای فعال‌کننده روان به‌صورت هم‌زمان با قرص‌ ضد استرس هم می‌تواند منجر به فقدان هوشیاری و مرگ بشود. ناگفته نماند که بسیاری از داروهای ضدافسردگی که برای درمان استرس استفاده می‌شوند، افکار موهومی چون میل به خودکشی در فرد به‌وجود می‌آورند.راهکارهای تغییر سبک زندگی برای مبارزه با استرسبرای درمان استرس می‌توانید از قرص ضد استرس استفاده کنید؛ البته دارو و قرصی که پزشک متخصص تجویز کرده باشد. به‌جز مراجعه به درمانگر و روانپزشک، با ایجاد تغییراتی در سبک زندگی و تزریق آرامش بیشتر به روزهای خود نیز می‌توانید از اضطراب‌های گوناگون دور شوید. مثلا:ورزش کردن؛مدیتیشن؛تمرینات روحی و معنوی؛رقص؛قدم زدن؛نوشتن و ثبت خاطرات روزانه؛آرام و بی‌دغدغه نشستن و دور کردن خود از افکار سیاه به‌مدت چند دقیقه؛تماشای طلوع یا غروب؛وقت گذراندن با دوستان؛تمرین حق شناسی و شکرگزاری؛تمرکز بر ابعاد مثبت زندگی؛کنار گذاشتن برنامه ریزی در برخی روزها و دل به دریا زدن؛چُرت زدن؛خوردن غذای دلخواه بدون پرهیز؛حل جدول یا سودوکو؛تماشای فیلم‌ها و ویدئوهای خنده‌دار؛گذراندن وقت با حیوانات؛برنامه ریزی و آماده شدن برای یک سفر؛آدامس جویدن؛ماساژ شقیقه‌ها برای چند دقیقه؛تمرینات و حرکات کششی آرامش‌بخش؛نوشتن شعر و ترانه؛نقاشی کردن، طراحی یا رنگ‌آمیزی؛تمیز کردن؛آشپزی.اگر استرس دارید، قرص ضد استرس و داروهای مربوط به اضطراب می‌توانند به شما کمک کنند، زیرا این داروها قادر به ایجاد تغییراتی در بدن و مغز هستند و به کاهش علائم استرس، تمرکز بر چیزهای دیگر و ایجاد آرامش در شما کمک می‌کنند، البته یادتان باشد که این قرص‌ها را هرگز بدون نسخه و مشورت پزشک مصرف نکنید و هرگز دوز مصرفی‌تان را بدون مشورت با پزشک عوض نکنید.ترفندهای دیگر مانند مراجعه به روان‌درمانگر و مشاور یا تکنیک‌های ریلکسیشن هم مفید هستند. برخی‌اوقات، ترکیب روش‌های نام‌برده هم مؤثر خواهند بود. شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 09:08:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پيشگيری از اضطراب، ۸ مکانیزم مؤثر برای مقابله با اضطراب</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D9%BE%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D9%8A%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DB%B8-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-ibrvxblqvoxq</link>
                <description>پيشگيری از اضطراب، ۸ مکانیزم مؤثر برای مقابله با اضطراب
منبع: گپچهلینک مطلب: پيشگيری از اضطراب، ۸ مکانیزم مؤثر برای مقابله با اضطراباین روزها شاید اضطراب تبدیل به امری عادی در زندگی خیلی از ما شده باشد. همه‌گیر شدن ویروس کرونا، قرنطینه خانگی چندماهه، ازدست‌رفتن خیلی از مشاغل و کاهش در‌آمد و نیز تردید و دودلی درمورد آینده و ترس از بیمار شدن خود و اعضای خانواده می‌توانند دلایلی برای این اضطراب باشند؛ اما باید بدانیم که اضطراب چیزی نیست که به آن عادت کنیم و آن را نادیده بگیریم، چون حتی بدون اینکه متوجه شویم، بر سلامت جسمی و روحی و حتی اجتماعی‌مان اثر منفی می‌گذارد. در این مقاله می‌خواهیم با ۸ مکانیزم مقابله با اضطراب آشنا شویم. با ما همراه باشید.شاید خیلی از راهکارهایی که تاکنون برایمقابله با استرس و اضطراب استفاده می‌کردید، دیگر در شرایط کنونی جواب‌گو نباشند. وقتی درمورد آینده تردید وجود داشته باشد، دیگر نمی‌توانید با گفتن این جمله خودتان را آرام کنید: چیزی که منشأ اضطرابم است، به‌زودی از بین می‌رود. بااین‌حال، نکته‌ای که درمورد مدیریت سلامت روحی وجود دارد این است که باید روش‌های غلبه بر اضطرابتان را همیشه تغییر دهید. این تغییر فقط به شرایط نامطمئن این روزها مربوط نمی‌شود، بلکه باید همیشه در جریان زندگی‌تان وجود داشته باشد. پس، با اینکه شاید کار سختی باشد، اما باید همیشه به‌دنبال روش‌های جدید برای مقابله با اضطراب باشید. خبر خوب این است که در این مقاله ما می‌خواهیم ۸ مکانیزم متفاوت برای مقابله با اضطراب را به شما معرفی کنیم.۱. از خودتان بپرسید آیا فایده‌ای دارد؟یکی از مکانیزم‌هایی که اضطراب می‌آفریند، فکرهای بیهوده است؛ فکر اینکه اگر این اتفاق یا آن اتفاق بیفتد، چه می‌شود. شاید ساعت‌ها با خودمان خلوت می‌کنیم و در این افکار فرو می‌رویم. هرچه بیشتر به این چیزها فکر می‌کنیم، بیشتر در افکار بیهوده‌مان غرق می‌شویم؛ تا جایی که نه‌تنها اضطرابمان بیشتر و بیشتر می‌شود، بلکه حتی ممکن است کارایی و تمرکزخود را نیز از دست بدهیم و نتوانیم کارهای روزانه‌مان را به‌خوبی انجام دهیم. ‌ در چنین مواقعی بهترین روش این است که برای لحظه‌ای کنترل افکارمان را به دست بگیریم و از خود بپرسیم: آیا انجام این کار مفید است؟ پس مانند روان‌درمانگر خودتان عمل کنید و هروقت درباره‌ سلامت خود، عزیزانتان، کار، خانواده، وضعیت اقتصادی و آینده نگران شدید، از خودتان بپرسید آیا فکرکردن به این مسائل مفید است؟ پاسخ همیشه منفی است و به ما اجازه می‌دهد لحظه‌ای متوجه افکارمان شویم. اگر بتوانید این کار را زودتر انجام دهید، زودتر از شر افکار منفی و اضطراب‌آور خلاص می‌شوید.۲. به موسیقی نوستالژیک گوش دهیدموسیقی همیشه ابزاری کارآمد در خود مراقبتی است و غلبه بر اضطراب هم از این قاعده مستثنی نیست؛ البته پیدا کردن قطعه موسیقی، نوازنده، ترانه یا خواننده مناسب فرایندی است که با آزمون‌وخطا همراه است. شاید موسیقی‌ای که در گذشته آرامتان می‌کرده، دیگر در شرایط خاص کنونی کارساز نباشد؛ بنابراین بهتر است حجم گسترده و متنوعی از موسیقی را امتحان کنید تا ببینید کدام بیشتر آرامتان می‌کند. موسیقی نوستالژیک، به‌ویژه موسیقی‌ای که شما را به یاد روزهای خوب گذشته می‌اندازد، از این لحاظ خوب است که شما را از اتفاقاتی که در حال حاضر در جریان است دور می‌کند. این شاید همان چیزی است که به دنبالش هستید.۳. روی تشک سوزن‌دار دراز بکشیدتشک سوزن‌دار تشکی است که در نقاط محرک طب سوزنی در سطح پوست، سوزن دارد. با درازکشیدن روی این تشکچه، نقاط حساس عصبی تحریک می‌شوند و درنتیجه جریان انرژی در اندام‌های مختلف بدن افزایش پیدا می‌کند. دراز کشیدن روی تشک سوزن‌دار باعث می‌شود تمرکز ذهن به نقاطی که تحریک شده‌اند معطوف شود و درنتیجه، اضطراب دست از سر ما بردارد.۴. بازی‌های ساده‌‌ٔ موبایل بازی کنیدبازی های کامپیوتری یا موبایل که نیازی به فکر ندارند و از فرایند سرعت و تکرار استفاده می‌کنند می‌توانند ذهن شما را برای مدتی درگیر خود کرده و درنتیجه افکار استرس‌زا را خاموش کنند. هرقدر این بازی‌ها ساده‌تر باشند و کمتر نیاز به فکر کردن داشته باشند، بهتر هستند. هروقت متوجه شدید افکار نگران‌کننده به سراغتان آمدند و ذهنتان آرام نمی‌گیرد، فورا سراغ موبایل‌تان و بازی‌های ساده، تکراری و بی‌هدف بروید و آن‌قدر به صفحه موبایل‌تان ضربه بزنید تا ذهن‌تان آرام شود!۵. به خودتان هشدار دهیداگر تنها زندگی می‌کنید یا اگر بیشتر ساعات روز تنها هستید، احتمالا بیشتر درگیر افکارتان می‌شوید. اگر از روانشناسان سؤال کنید، حتما به شما خواهند گفت که غرق‌شدن در افکار برای مدت طولانی اصلا به نفعتان نیست و جای تعجب ندارد اگر در چنین مواقعی افکار اضطراب‌آور به سراغتان بیایند. هر وقت چنین اتفاقی افتاد و سکوت ذهن‌تان جای خود را به افکار آشفته و اضطراب‌آور داد، بهترین راه این است که خودتان را ساکت کنید. برای ساکت کردن ذهن‌تان شروع کنید به هشدار دادن به خودتان؛ برای نمونه می‌توانید بگویید: «نه، دوباره شروع نکن» یا «نه، کافی است» یا اینکه فقط بگویید «نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه»! خواهید دید که همین ترفند ساده می‌تواند به شما کمک کند تا از افکار منفی دور شوید.۶. حیوان خانگی‌تان را نوازش کنیداگر حیوان خانگی دارید می‌توانید وقت بیشتری با او بگذرانید و نوازش کردن او را جزو برنامهٔ جدی روزانه‌تان قرار دهید؛ البته این راهکار شاید برای همهٔ افراد جواب ندهد، اما معمولا افرادی که حیوان خانگی دارند، در مواقعی که اضطراب به سراغ‌شان می‌آید می‌توانند با نوازش‌کردن آنها به آرامش برسند.۷. ورزش کنیدشاید این حرف کمی تکراری باشد و زیاد شنیده باشید که ورزش برای آرام شدن مفید است؛ اما باز هم شنیدنش بی‌ضرر نیست. هروقت احساس می‌کنید که اضطراب به سراغ‌تان آمده است، سوار دوچرخه شوید یا برای پیاده روی بیرون بروید. مطمئن باشید از تغییر وضعیت روحی‌تان متعجب خواهید شد.۸. اضطرابتان را بپذیریداین بار شاید برای اولین بار در زندگی اضطرابتان دلیل منطقی دارد. شاید تا قبل از این، خیلی از اضطراب‌ها از افکار بی‌منطق ناشی می‌شدند اما این روزها دیگر اضطراب تبدیل به واقعیتی روزمره شده که دامن خیلی از مردم دنیا را گرفته است. پس شاید ۷ مکانیزمی که تا اینجا به آنها اشاره کردیم خیلی هم کارآمد نباشند. شاید گاهی بهتر باشد اضطرابتان را عمیقا حس کنید و به خودتان بگویید «البته که مضطرب هستم و کاری هم نمی‌شود کرد.» شاید نیازی نباشد دنبال نیمهٔ پر لیوان بگردید و به خودتان بگویید که «همه چیز روبه‌راه خواهد شد». برای یک بار هم که شده، اضطرابتان را بپذیرید و زیاد به خودتان سخت نگیرید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين  گپچه و اينستاگرام گپچه  در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 08:49:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاهش افسردگی، راه طبیعی برای افزایش ترشح سروتونین در مغز</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%D8%B4%D8%AD-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-um9lqw3g9nv9</link>
                <description>کاهش افسردگی، راه طبیعی برای افزایش ترشح سروتونین در مغز
منبع: گپچهلینک مطلب: کاهش افسردگی، راه طبیعی برای افزایش ترشح سروتونین در مغزسروتونین چیست؟ شما تا به حال اسم آن را شنیده‌اید؟ اگر نشنیده‌اید باید بگوییم سروتونین نوعی هورمون ضد افسردگی و یکی از انواع هورمون های شادی است. این ماده‌ی شیمیایی انتقال‌دهنده‌ی مهمی در مغز ماست که گستره‌ی وسیعی از ابعاد سلامت مانند خواب، خلق‌وخو، روابط زناشویی و… را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. روش‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کنند میزان این ماده را در بدن خود افزایش بدهید. وقتی سروتونین به‌مقدار کافی در مغز ترشح بشود، شادتر خواهید بود و احساس بهتری را تجربه خواهید کرد. پس با گپچه همراه باشید تا از مواردی بگوییم که به ترشح بیشتر سروتونین کمک می‌کند:۱. ماساژ بدنماساژ روش خوبی برای خلاص شدن از فشارهاست و به بهتر شدن خلق‌وخو کمک زیادی می‌کند. مطالعات مختلف نشان می‌دهند که بعد از یک جلسه ماساژ، میزان سروتونین بدن افزایش پیدا می‌کند. علت این امر کاهش کورتیزول و استرس در بدن است. هر چقدر میزان کورتیزول در مغز بیشتر باشد، امکان ساخت و ترشح سروتونین کم‌تر و کم‌تر می‌شود. کورتیزول در واقع هورمون استرس است و شما را از آرامش دور می‌کند.۲. دریافت تریپتوفان بیشتراول از همه باید بگوییم تریپتوفان چیست: تریپتوفان نوعی اسیدآمینه است که وجودش برای تولید سروتونین ضروری و مهم است. افزایش این ماده در رژیم غذایی‌تان باعث می‌شود، مقدار ترشح سروتونین در بدن زیاد بشود. این ماده در گوشت بدون چربی، تخم مرغ و لبنیات یافت می‌شود. اگر گیاه‌خوار هستید نیز نگران نباشید چون آجیل و دانه‌ها نیز حاوی ماده‌ی تریپتوفان هستند.۳. مصرف بیشتر ویتامین Bهمه‌ی انواع ویتامین B برای سلامتی مفید هستند و باعث حفظ تناسب اندام می‌شوند اما برای افزایش ترشح میزان سروتونین، ویتامین B6 و ویتامین B12 غوغا می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف ویتامین B، به درمان افسردگیِکهن‌سالان نیز کمک می‌کند. به‌طور متوسط، بیشتر افراد در روز ۵۰ تا ۱۰۰ گرم ویتامین B دریافت می‌کنند. اما اگر از میزان مطلوبیت این ماده در بدن مطمئن نیستید، می‌توانید با مراجعه به پزشک و آزمایشگاه دریابید که کمبود ویتامین B دارید یا خیر.۴. دریافت نور خورشیدقرار گرفتن در معرض نور خورشید نیز باعث ترشح سروتونین می‌شود. حتی اگر هوا ابری هم باشد، باز اشعه‌ها و نور ملایمی که می‌تابد به شادتر شدن شما کمک می‌کند. پس دیگر دلیلی ندارد که در زمستان‌های ابری تمام روز را در خانه به سر ببرید. حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه را در صبح‌ها یا بعدازظهر، بیرون از منزل باشید. قدم بزنید، پیاده روی کنید و سعی کنید در هوای تازه از نور مستقیم یا غیرمستقیم خورشید بهره ببرید.۵. مصرف بیشتر منیزیممنیزیم در افزایش ترشح سروتونین بسیار مهم است. بیشتر افراد با کمبود مواد معدنی نظیر منیزیم در بدن خود مواجه هستند. این ماده فقط باعث افزایش سروتونین نمی‌شود بلکه به ایجاد تعادل در فشار خود و بهبود عملکرد اعصاب نیز کمک می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از بیماران به کمک مصرف این ماده‌ی معدنی، از افسردگی رهایی یافته‌اند. برای اضافه کردن منیزیم به رژیم غذایی‌تان می‌توانید از منابع منیزیم همچون سبزیجات با رنگ سبز تیره، ماهی، موز و حبوبات استفاده کنید.۶. تقویت مثبت‌انديشياین روزها آن‌قدر صحبت از مثبت‌اندیشی و جملات کلیشه‌ای در این باره افزایش یافته است که دیگر حق دارید از این واژه خوش‌تان نیاید. اما واقعیت این است که اجرای مثبت‌اندیشی به‌معنای واقعی آن در زندگی باعث می‌شود تا انتقال‌دهنده‌های عصبی بهتر عمل کنند و ماده‌ای مانند سروتونین بیشتر تولید و ترشح بشود. برای تقویت مثبت اندیشی خود باید بتوانید رویکردهای خود در زندگی را تغییر بدهید. ببینید که چه کارهایی حس و حال بهتری در شما ایجاد می‌کنند. مثلا می‌توانید معاشرت‌های دل‌نشین با دیگران را افزایش بدهید، کتاب و مجله بخوانید، تفریحات و سرگرمی‌های جالب برای خود تدارک ببینید و… .۷. کاهش مصرف قندیکی از نشانه‌های کمبود سروتونین، میل به مصرف قند است. زیرا انسولین برای ساخت تعدادی از مؤلفه‌های سروتونین ضروری است. متأسفانه به‌رغم ضرورت وجود قند برای تولید سروتونین، مصرف بیش از حد آن موجب اثرات منفی بر خلق‌وخو می‌شود. در نتیجه باید برای ترشح بیشتر سروتونین به راه‌کارهای سالم‌تری بیندیشید. مصرف زیاد مواد قندی علاوه بر تأثیرات منفی بر خلق‌وخو باعث ابتلا به بیماری‌های مانند  دیابت، امراض قلبی و… نیز می‌شود.۸. انجام مدیتیشنمدیتیشن نیز باعث افزایش میزان سروتونین در بدن می‌شود. حرکات مدیتیشن باعث می‌شود تا اسید ۵-هیدروکسی‌ایندولیستیک، که از مواد لازم برای تولید سروتونین است در بدن ترشح بشود. علاوه بر اینها، مدیتیشن به کم شدن اثرات هورمون استرس کمک می‌کند و در نتیجه‌ی آن شما احساس شادی بیشتری می‌کنید و ورم‌های بدن‌تان هم کمتر می‌شود.۹. ورزش کردنفواید ورزش را دست‌کم نگیرید، ورزش خیلی خیلی مهم است. انجام حرکات ورزشی به ترشح بیشتر سروتونین کمک می‌کند. در واقع هر فعالیتی که ضربان قلب‌تان را بالا ببرد، باعث ترشح بیشتر سروتونین می‌شود. پس سعی کنید ورزش کردن را در برنامه روزانه‌تان قرار بدهید و ورزش‌هایی را انتخاب کنید که برای‌تان جذاب‌تر و نشاط‌آورتر هستند. مثلا می‌توانید ایروبیک در آب، دویدن، استفاده از تردمیل۱۰. مصرف ویتامین Cشاید نقش ویتامین C مانند ویتامین B در افزایش سروتونین مطرح نباشد اما ویتامین C تا حد زیادی به افزایش روحیه و بهبود خلق‌وخو کمک می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که ویتامین C خواصی ضدافسردگی دارد. برخی دیگر از تحقیقات نشان می‌دهد، افرادی که در طول تنها ۱ هفته ویتامین C بیشتری مصرف کرده بودند، تغییراتی محسوس در خلق‌وخو پیدا کرده بودند. مصرف ویتامین C به افزایش ترشح سایر مواد شادی‌آور در بدن نیز کمک می‌کند. مثلا با استفاده از این ویتامین می‌توان میزان دوپامین و اپی‌نفرین را افزایش داد. ویتامین C در سبزیجات با برگ‌های سبز تیره، گوجه فرنگی، پرتقال و فلفل دلمه‌ای به وفور یافت می‌شود.۱۱. یاد گرفتن خودمراقبتیخب، همان‌طور که گفته شد وجود ماده‌ی کورتیزول در بدن، موجب تقویت حس و حال استرس‌آور می‌شود، و از ترشح سروتونین ممانعت می‌کند. همین موضوع نشان می‌دهد که برای داشتن اوقاتی خوب و حال و هوایی مثبت و شاد باید به دنبال راه‌کارهایی باشید که موجب کاهش استرس‌ شوند. سعی کنید برای خود زمانی قائل باشید، فشارهای کاری‌تان را کم کنید و بیشتر به خودتان و سلامتی‌تان اهمیت بدهید. خودمراقبتی برای هر فرد معنای مختلفی دارد اما در هر حال تلاش کنید که از خود مراقبت کنید و حواس‌تان به روح و جسم‌تان باشد.رژیم غذایی برای افزایش سروتونینهمان‌طور که گفته شد، با رعایت رژیم غذایی و مصرف برخی از مواد می‌توان میزان تریپتوفان را در بدن افزایش داد. تریپتوفان به ترشح بیشتر سروتونین کمک می‌کند. مواد غذایی حاوی آهن، منابع پروتئین و نیز منابع ویتامین B6 و ریبوفلاوین، مقدار معتنابهی اسیدآمینه دارند. البته مواد نام‌برده با همکاری کربوهیدرات‌ها می‌توانند موجب افزایش جذب اسیدهای آمینه و در نتیجه ترشح تریپتوفان در خون بشوند. پس برای افزایش میزان سروتونین در بدن باید ضمن مصرف مواد غذایی حاوی تریپتوفان، کربوهیدرات هم مصرف کنید. تریپتوفان دریافتی از مواد غذایی برای جذب شدن به‌وسیله‌ی مغز در رقابت با سایر اسیدهای آمینه قرار می‌گیرد. به همین دلیل با مصرف مکمل‌های حاوی سروتونین که دارای تریپتوفان تصفیه شده و خالص هستند، سطح سروتونین سریع‌تر بالا می‌رود. اما برای مصرف مکمل‌های حاوی تریپتوفان، حتما باید به پزشک مراجعه کنید. مواد غذایی مختلفی نیز هستند که با مصرف متداوم آنها، افزایش میزان ترشح سروتونین تا حد زیادی تضمین می‌شود. برنج، بلغور جو دوسر، حبوبات کامل و کربوهیدرات‌های سالم از این دست مواد هستند.در ادامه به تعدادی از مواد مفید در این زمینه اشاره شده است:۱. تخم‌مرغتخم مرغ تا حدود زیادی سطح تریپتوفان پلاسمای خون را بالا می‌برد. در مصرف تخم‌مرغ، زرده را کنار نگذارید زیرا سرشار از تریپتوفان، تیروسین، بیوتین، اسیدهای چرب امگا ۳، کولین و… است. تخم‌مرغ حاوی خواص بسیاری ازجمله خواص آنتی‌اکسیدانی است.۲. پنیرپنیر نیز منبع غنی دیگری از تریپتوفان است. پنیر خوش‌مزه است و انواع مختلف آن می‌تواند افراد با سلیقه‌های مختلف را راضی کند. پس از مصرف آن غافل نشوید.۳. آناناسآناناس سرشار از ماده‌ای به نام بروملین است. بروملین نوعی پروتئین است که عوارض شیمی‌درمانی را کاهش می‌دهد. بهدرمان سرفه های شدید نیز کمک می‌کند. می‌توان از آناناس در طبخ غذاهای مختلف مانند انواع خوراک مرغ نیز کمک گرفت.۴. آجیل و دانه‌هاهمه انواع آجیل و دانه‌ها سرشار از تریپتوفان هستند. پس هر نوع آجیل و دانه‌ی مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید و در طول روز حدود یک مشت از آن را نوش‌جان بفرمایید. این مواد در جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی، پیشگیری از سرطان و مشکلات تنفسی می‌شوند و شامل  فیبر، ویتامین‌ها و آنتی اکسیدان هستند.۵. ماهی سالمونسالمون سرشاز از خواص مفید است. پس جای تعجب نیست که در زمینه تریپتوفان نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد. مصرف سالمون علاوه بر افزایش میزان سروتونین به پایین آوردن فشار خون و متعادل کردن سطح کلسترول نیز کمک می‌کند و سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ است.۶. بوقلمونبوقلمون هم مملو از تریپتوفان است. مسیحیان از این غذا در روز شکرگزاری استفاده می‌کنند. واقعا باید به‌خاطر وجود چنین منبع غذایی غنی و مفیدی خدا را شکر کرد.به کمک مواد غذایی و ورزش، مثبت‌نگری و استفاده از رژیم غذایی پرفیبر نیز می‌توان میزان سروتونین را افزایش داد. مصرف مواد پروبیوتیک که به هضم بهتر غذا و فعالیت بهتر سیستم گوارش کمک می‌کنند نیز مفید خواهد بود.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين  گپچه و اينستاگرام گپچه  در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 08:38:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برنامه ریزی درسی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ts6k646mqaap</link>
                <description>چگونه برنامه ریزی درسی کنیم؟
منبع: گپچهلینک مطلب: چگونه برنامه ریزی درسی کنیم؟مطالعه بخش مهمی از موفقیت تحصیلی است. اما گاهی اوقات پیدا کردن وقت کافی برای مطالعه‌، سخت به نظر می‌رسد. مخصوصا خواندن بخش‌هایی که به مرور بیشتری نیاز دارند. یکی از راه‌های مطمئن برای موفقیت در مطالعه، داشتن یکبرنامه‌‌ ریزی درسی منسجم است. یک برنامه‌ی درسی مناسب می‌تواند راه‌گشا باشد، حتی اگر انجامش خیلی از آن چیزی که ما فکر می‌کنیم سخت‌تر به نظر برسد. شما نه‌تنها باید بر اساس اولویت مطالب برنامه‌ریزی کنید، بلکه باید آن‌قدر هوشمندانه عمل کنید که از مسئولیت‌های دیگرتان در قبال خانواده و دوستان غافل نشوید و در ضمن لازم نباشد سرگرمی‌هایتان را کنار بگذارید. در نهایت با کمی فکر و کمی فعالیت بیشتر، هیچ مشکلی برای انجام یک برنامه‌ریزی درسی مناسب و رسیدن به همه‌ی اهداف تحصیلی خود نخواهید داشت. با این نوشته همراه باشید تا گام به گام یاد بگیریم چگونه برنامه ریزی درسی کنیم و با صرف انرژی مناسب و وقت کافی، به تمام اهداف مطالعاتی خود برسیم.گام اول: برنامه‌‌‌هایتان را بنویسید۱. لیستی از تمام مواردی که نیاز به مطالعه دارند، تهیه کنیداولین گام برای برنامه ریزی درسی، تهیه‌ی فهرستی از تمام موضوعات و دروسی است که شما نیاز به مطالعه‌ی آنها دارید. تعهدات خود و کارهایی را که باید انجام بدهید، روی کاغذ بیاورید. این به شما کمک خواهد کرد تا ایده‌هایتان در رابطه با کارهایی که باید انجام شوند، پرورش یابند. اگر شما امتحاناتی پیش رو دارید، آنها را در اولویت مطالعه قرار بدهید.۲. بررسی کنید برای هر کلاس درس یا امتحان چه کارهایی باید انجام بدهیدابتدا همه‌ی موضوعاتی را که باید مطالعه کنید، یادداشت کنید. حالا ببینید برای هر موضوع چه کارهایی باید انجام بدهید. شاید زمان‌هایی که شما باید برای یک درس اختصاص بدهید یا روند برگزاری یک کلاس درسی خاص در هر هفته تغییر کند. این تغییرات، شانس‌ شما برای پیدا کردن زمان‌های سوخته‌ای است که می‌توانید برای مطالعه از آنها استفاده کنید.اگر یک کتاب راهنمای درسی یا یک کتاب برای مرور کردن دروس دارید، از آن برای کامل کردن لیستی که تهیه کرده‌اید، استفاده کنید.زمان‌هایی را برای مطالعه ذخیره کنید.زمان‌هایی را برای مرور یادداشت‌هایتان در نظر بگیرید.زمان‌هایی را برای راهنمایی گرفتن و مطالعه درباره‌ی امتحان مورد نظرتان اختصاص بدهید، (البته اگر احتیاج به راهنمایی گرفتن دارید).۳.لیست‌تان را اولویت‌ بندی کنیدپس از آنکه یک لیست از تمام موضوعات یا امتحانات پیش روی‌تان تهیه کردید، سعی کنید بفهمید برای هر کدام چه کارهایی لازم است انجام بدهید، حالا وقت آن رسیده است که لیست‌تان را بر اساس اولویت‌ها مرتب کنید. درس‌ها را به نسبت اهمیتی که دارند رتبه‌بندی کنید، این کار به شما کمک می‌کند بفهمید چه موضوعاتی نیاز به زمان بیشتری برای مطالعه دارند. همین‌طور اینکه چه موضوعاتی برای پر کردن زمان‌های خالی شما مناسب‌تر هستند.برای همه‌ی موضوعات و امتحانات یک شماره در نظر بگیرید. مثلا اگر به زمان بیشتری برای درس ریاضی نیاز دارید، عدد ۱ را برای ریاضی در نظر بگیرید و اگر کمترین زمانی‌ که احتیاج دارید مربوط به درس تاریخ است (فرض کنید ۵ موضوع برای مطالعه در نظر گرفته‌اید) شماره ۵ را به تاریخ اختصاص بدهید.برای هر موضوع درسی یا امتحان یک ضریب سختی قرار بدهید.برای هر موضوع درسی یا امتحان مقدار زمان مشخص و مورد نیاز را در نظر بگیرید.برای هر موضوع درسی یا امتحان مقدار زمانی‌ را که نیاز به مرور کردن دارد، اختصاص بدهید.۴. یک جدول با ستون‌ها و خانه‌های مشخص برای تقسیم‌بندی زمان‌های مفید درس خواندن طراحی کنیدپیش از آنکه ادامه بدهید، نیاز است زمان‌های‌ در دسترس در طول هفته‌ را، به‌صورت یک جدول با خانه‌های اختصاصی برای هر درس تقسیم‌بندی کنید. پس از انجام این کار می‌توانید هر ستون جدول را به یک موضوع اختصاص بدهید.یک ترفند برای ایجاد برنامه ریزی درسی، طراحی زمان مطالعه روزانه یا هفتگی هر درس است. با این کار شما یک برنامه دارید و دیگر لازم نیست مدام روند درس خواندن‌تان را کنترل کنید. با ایجاد یک برنامه‌ی روتین، شما به مطالعه کردن عادت می‌کنید.چک کنید چه زمان‌ها و روزهایی در طول هفته هست که می‌توانید همیشه در این اوقات مطالعه کنید. به‌عنوان مثال ممکن است شما بین ساعت ۳ تا ۴ بعد از ظهر، وقت‌تان آزاد باشد یا مثلا هر سه‌شنبه یا پنج‌شنبه وقت آزادتان بیشتر باشد. در صورت امکان سعی کنید برنامه ریزی درسی خود را پس از جمع‌آوری این اطلاعات انجام بدهید؛ چون معمولا چینش یک برنامه‌ی روتین و منظم به شما کمک می‌کند یک ذهن درس‌خوان داشته باشید و مطالب با سرعت بیشتری در ذهن‌تان جا بیفتد.بهتر است برای هر خانه‌ی جدول‌تان بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه زمان در نظر بگیرید. خانه‌های با زمان کوتاه‌تر معمولا از خانه‌های با زمان طولانی‌ مناسب‌تر هستند. این‌طوری شما برای درس خواندن بیشتر ترغیب می‌شوید و درس‌ها به نظرتان خسته‌کننده نمی‌آیند.برای تمام زمان‌های قابل استفاده‌تان خانه‌هایی را در نظر بگیرید.اگر شما مقدار مشخصی وقت قبل از امتحان‌تان دارید، به جای یک برنامه‌ی هفتگی روتین یک تقویم متغیر برای خودتان درست کنید. به‌طوری‌ که بتوانید مقداری زمان قبل از هر امتحان در نظر بگیرید.۵. زمان‌هایی را برای فعالیت‌های غیر درسی‌تان در نظر بگیریددر حالی‌که برای هر موضوع درسی زمانی را در نظر می‌گیرید، باید مطمئن شوید که اوقاتی را به خانواده، دوستان و استراحت‌تان اختصاص داده‌اید. اگر نتوانید بین زندگی شخصی و زندگی علمی خود تعادل ایجاد کنید، هرگز در تحصیل‌تان موفق نخواهید شد.زمان‌هایی را برای رویداد‌هایی که نمی‌توانید هرگز دوباره تجربه‌شان کنید (مثلا تولد مادربزرگ‌تان، یک مراسم مخصوص فامیلی، یا قرار ملاقات با پزشک‌تان) در نظر بگیرید.ستونی را برای زمان‌بندی کارهایی که ملزم به انجام آنها هستید در نظر بگیرید. تعهداتی مثل جلسات تمرینی شنا، زمان‌های مربوط به برنامه‌های خانوادگی یا انجام مراسم مذهبی.یادتان نرود مقدار مناسبی وقت برای استراحت، خواب و ورزش اختصاص بدهید.اگر تنها زمان محدودی قبل از امتحان فرصت دارید، فعالیت‌های غیر‌درسی‌ و فوق‌برنامه‌تان را لغو کنید یا به تعویق بیندازید.۶. جدولی را که در مرحله‌ی قبل طراحی کردید، پر کنیدزمانی‌ که ستون‌ها و خانه‌های جدول برنامه ریزی درسی‌ خود را طراحی کردید با توجه به آنچه که نیاز دارید، ستون‌ها را پر کنید. موضوعی را که هر جلسه باید مطالعه کنید، بنویسید. این کمک می‌کند که در مسیر درست باشید و به شما اجازه می‌دهد کتب و مطالب درسی‌تان را جلوتر از زمانی که پیش‌بینی کرده‌اید، پیش ببرید.یک چارت روزانه‌ی آماده یا چیزی شبیه به این تهیه کنید. می‌توانید از یک دفتر یادداشت ساده استفاده کنید.اگر تلفن همراه هوشمند دارید، می‌توانید برنامه‌ریزی خود را روی تلفن‌تان ذخیره کنید.در ابتدا فقط برای یک هفته برنامه طراحی کنید، تا زمانی‌ که کاملا روی برنامه‌ریزی مسلط شوید.اولویت مطالعه را برای نزدیک‌ترین امتحانات‌تان در نظر بگیرید. همه‌ی مطالب خود را برای محدودترین زمانی‌ که می‌توانید داشته باشید در نظر بگیرید و ببشتر به موارد اساسی قبل از امتحان مورد نظر بپردازید.دوره‌های درسی‌تان را اولویت‌بندی کنید. به اینکه در ابتدا در انجام این‌ کار ضعیف هستید فکر نکنید؛ شما مصمم هستید که بزنید وسط خال.گام دوم: برنامه‌‌ریزی مخصوص به خودتان را آماده کنید۱. برنامه ریزی درسی فعلی خود را ارزیابی کنیداولین قدم برای ایجاد یک برنامه ریزی درسی خوب این است که برنامه‌ریزی قبلی و چگونگی گذراندن زمان‌هایتان را تا این لحظه، بررسی کنید. ارزیابی برنامه‌ریزی فعلی‌تان کمک می‌کند که نگاه مناسب‌تری برای چگونگی استفاده از زمان داشته باشید، شما را قادر می‌سازد که بفهمید کدام زمان‌ها و روش‌ها برای اهداف مطالعاتی شما مناسب‌تر هستند و انجام کدام فعالیت‌ها را باید متوقف کنید.معین کنید در حال حاضر چند ساعت در هفته مطالعه می‌کنید.ببینید در حال حاضر چند ساعت در هفته به سرگرمی‌هایتان اختصاص می‌دهید.بررسی کنید تا الان چند ساعت در هفته را با دوستان و خانواده وقت می‌گذراندید.با یک حساب سرانگشتی ببینید کدام فعالیت‌ها را برای ذخیره زمان بیشتر می‌توانید حذف کنید. می‌دانم افراد علاقه‌ی زیادی دارند که وقت بیشتری را صرف سرگرمی کنند، اما چاره‌ای نیست شروع کنید.اگر شاغل هستید، دقت کنید که برنامه ریزی درسی‌ تان با برنامه‌ریزی شغلی شما هماهنگی داشته باشد.۲. سبک مطالعه‌ای را که برای‌تان مناسب‌تر است، پیدا کنیددرست است دانستن این مطلب که «زمان‌هایتان را چگونه سپری می‌کنید» برای ایجاد یک برنامه ریزی درسی خوب مهم است؛ اما در عین حال اینکه دقیقا بدانید کدام شیوه و سبک مطالعاتی برای شما مناسب‌تر است موضوع مهم‌تری است. همین‌طور به شما کمک می‌کند تا زمان‌هایی را که به‌طور معمول به هدر می‌رفته است کشف و از آنها برای مطالعه استفاده کنید. از خودتان چند سؤال بپرسید:آیا شما جزو کسانی هستید که یادگیری شنیداری‌تان بهتر است؟ اگر این‌طور باشد، می‌توانید از زمان‌هایی که مشغول رانندگی هستید یا اوقاتی که در حال ورزش یا پیاده‌روی هستید هم استفاده کنید.آیا شما به لحاظ بصری راندمان بهتری در یادگیری دارید؟ با مرور تصاویر یا دیدن فیلم بهتر مطالب را می‌فهمید و به خاطر می‌سپارید؟ اگر این‌طور است سعی کنید از طریق دیدن فیلم‌های مرتبط با مطالبی که باید بیاموزید، هم آموزش ببینید و هم سرگرم شوید.۳. خودتان را ملزم به اجرای برنامه‌تان کنیداگرچه ممکن است شما یک برنامه‌‌ی بسیار جذاب برای خودتان طراحی کنید، اما توجه داشته باشید که طراحی برنامه تضمین نمی‌کند که آن برنامه حتما اجرا شود. برای گرفتن نتیجه‌ی مناسب از برنامه‌ریزی‌تان، باید کمی وقت صرف کنید و سعی کنید خودتان را به اجرای برنامه‌ریزی طراحی شده «وادار» کنید. برای انجام این کار:باید بدانید برنامه‌ریزی شما چگونه عمل می‌کند؛ این یک نکته اساسی است. اگر معمولا تمرکزتان را از دست می‌دهید و زمان‌های زیادی از دست می‌رود سعی کنید در برنامه‌ریزی خود وقت‌های اضافه‌ای برای خودتان در نظر بگیرید.اگر می‌دانید که اهل وقت تلف کردن هستید و اصطلاحا کسی هستید که دقیقه‌ی نود به فکر درس خواندن می‌افتید، در جدول‌تان مقداری وقت اضافه قبل از پایان مهلت درس خواندن‌تان در نظر بگیرید. این وقت مثل یک ضربه‌گیر عمل می‌کند و باعث می‌شود ناگهان با پایان مهلت‌تان مواجه نشوید. این کار در واقع مقداری وقت برای‌ شما ذخیره می‌کند.اگر شما کسی هستید که انعطاف کمی در انجام کارها و برنامه‌ها دارید، خودتان را عادت بدهید تا بتوانید سرعت عمل بیشتری داشته باشید. می‌توانید این کار را با در نظر گرفتن پاداش یا تشویق در صورت سر وقت و دقیق انجام دادن برنامه ریزی درسی‌ تان انجام بدهید.گام سوم: از برنامه‌ریزیتان پیروی کنید۱. از وقت‌های آزادتان به بهترین شیوه استفاده کنیدیکی از بزرگ‌ترین چالش‌‌ها در دنبال کردن برنامه ریزی درسی، وسوسه شدن است. وسوسه‌ی اینکه با خودتان بگویید به جای اجرای برنامه استراحت کن، تفریح کن. یا اینکه خودتان را به نحوی سرگرم کنید. در هر صورت باید در برابر این وسوسه‌ها مقاومت کنید و فقط از زمان‌هایی که در برنامه ریزی درسی‌تان برای سرگرمی در نظر گرفته‌اید، استفاده کنید.وقت آزاد را به‌عنوان پاداش درس خواندن‌تان بدانید.از وقت آزاد به‌عنوان یک راه شارژ کردن دوباره‌ی خودتان استفاده کنید. می‌توانید چرت زدن در وقت آزاد را امتحان کنید. پیاده‌روی کنید یا برای آرامش‌ خود تمرینات یوگا انجام بدهید. یوگا کمک می‌کند برای برگشتن دوباره به فضایدرس خواندن، تمرکز لازم را به‌دست آورید.در وقت‌های آزادتان از محلی که در آنجا درس می‌خوانید خارج شوید؛ این باعث می‌شود حال و هوایتان عوض شود و کسل نشوید.۲. برای خودتان زنگ تفریح‌های کوتاه در نظر بگیرید و بیش از آن وقت‌تان را هدر ندهیدمطمئن شوید که برای هر کدام از خانه‌های جدول مشخص شده در برنامه‌‌ریزی، یک زنگ تفریح در نظر گرفته باشید، تا بتوانید در زمان مناسب به استراحت بپردازید. مهمترین عنصر در پیروی از برنامه‌ریزی‌تان این است که مطمئن شوید کاملا همه‌ی موارد برنامه‌ را رعایت می‌کنید و تنها از همان مقدار زمان استراحت که در برنامه گنجانده شده است، استفاده می‌کنید. تلف کردن زمان، بیشتر از آن مقداری که در برنامه‌ریزی به‌عنوان زنگ تفریح در نظر گرفته شده است، می‌تواند باعث تخریب برنامه‌ریزی شما شود و در این صورت در درس‌تان موفق نخواهید شد.برای هر کدام از خانه‌های مربوط به جدول برنامه‌ریزی‌تان یک زنگ تفریح بین ۵ تا ۱۰ دقیقه در نظر بگیرید. این زمان نباید از این مقدار بیشتر شود.در ابتدای کار می‌توانید از زنگ هشداردهنده روی ساعت یا تلفن همراه‌تان برای شروع و اتمام زنگ تفریح استفاده کنید. این کار باعث می‌شود زمان را رعایت کنید.از زنگ تفریح‌تان آگاهانه استفاده کنید. مطمئن شوید که از این وقت برای بازسازی خودتان بهره می‌برید. حرکات کششی انجام بدهید، به یک پیاده‌روی کوتاه بروید، یک میان وعده مختصر میل کنید، یا خوتان را با شنیدنموسیقی سرحال بیاورید.از مواردی که ممکن است حواس‌تان را پرت کند تا زمان استراحت‌تان را رعایت نکنید و وقت زیادتری به آن اختصاص بدهید اجتناب کنید.۳. به برنامه‌ریزی‌تان پایبند باشید و از آن سرپیچی نکنیدمهم‌ترین نکته درباره‌ی برنامه‌‌ریزی این است که شما باید آن‌ را درست اجرا کنید. هیچ موضوعی نباید باعث شود که شما از برنامه‌ریزی خودتان سرپیچی کنید.سعی کنید به‌طور منظم به تقویم یا برنامه‌تان نگاه کنید تا برای‌تان عادت شود. چون معمولا چیزی که جلوی چشم نیست، فراموش می‌شود. پس یادتان باشد که برنامه‌تان باید همیشه جلوی چشم‌تان باشد.هنگامی‌ که چیزی برای شما به روال عادی زندگی‌تان تبدیل شود، ذهن شما شروع به هماهنگی با آن می‌کند و اتوماتیک به انجام آن کارها عادت می‌کنید، مثل عادت به نشستن پشت میز یا مطالعه کردن. به‌عبارت دیگر، وقتی شما این کارها را انجام می‌دهید چون ذهن‌تان آماده شده است، ناخودآگاه برای درس خواندن متمرکز می‌شوید.۴. دیگران را در جریان برنامه‌ریزیتان قرار بدهیدگاهی اوقات اجرای برنامه‌ها سخت می‌شود؛ چون افراد مهم زندگی‌مان باعث می‌شوند ما از اهداف‌مان فاصله بگیریم. این اتفاق از طرف آنها عمدی نیست، آنها دوست دارند وقت‌شان را با شما بگذرانند. پس ناچارید برای جلوگیری از این اتفاق، برای افرادی که در زندگی‌تان هستند درباره‌ی برنامه‌‌ریزی‌تان توضیح بدهید. از آنها بخواهید خود را با برنامه‌‌ریزی شما هماهنگ کنند.یک کپی از برنامه‌ریزی روزانه‌تان را روی در یخچال خانه بچسبانید و یک کپی دیگر از برنامه‌ریزی‌تان را برای دوستان‌تان که مدام با آنها وقت می‌گذرانید ایمیل کنید.اگر کسی برنامه‌ای برای وقت گذراندن با شما ترتیب داده‌ است که با برنامه‌ریزی شما و زمان‌های مطالعه‌تان تداخل دارد، مؤدبانه از او بخواهید که اگر مقدور است برای زمان دیگری برنامه‌ریزی کند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 08:16:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴ گام برای خلاصه نویسی و یادگیری بهتر مطالب</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DB%B4-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-oouehxqebikj</link>
                <description>۴ گام برای خلاصه نویسی و یادگیری بهتر مطالب
منبع: گپچهلینک مطلب: ۴ گام برای خلاصه نویسی و یادگیری بهتر مطالبآشنایی با روش‌های درست مطالعه و یادداشت برداری در موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان و دانشجویان تأثیرگذار است. بسیاری از دانش‌آموزان تلاش می‌کنند شیوه‌ی درست خلاصه نویسی از کتاب‌های درسی‌شان را یاد بگیرند. خلاصه نویسی از کتاب‌ها کار بسیار حساس و مهمی است. روش‌های مؤثری برای خلاصه نویسی کتاب‌ها وجود دارد که با استفاده از آنها می‌توان به سؤالات امتحانی بهتر پاسخ داد و نمره‌های بهتری گرفت. در این مطلب نکات مفیدی درباره‌ی خلاصه نویسی آورده شده است. به شما پیشنهاد می‌کنیم که روی هر یک از مراحل با دقت تمرکز کنید. با این کار می‌توانید به‌راحتی با صرف زمان کمتری تمام نکات مهم را یاد بگیرید و در وقت خود صرفه‌جویی کنید. برای آشنایی با نکات خلاصه نویسی با ما همراه باشید.گام اول: هر فصل کتاب را کلی نگاه کنیدقدم اول مرحله‌ی اساسی در خلاصه نویسی محسوب می‌شود. با این کار هر فصل را به‌‌طور کلی وارسی می‌کنید. در این مرحله، به‌خوبی به موارد زیر توجه کنید:عنوان‌ها؛جدول‌ها؛تصاویر؛قسمت‌هایی از متن که پررنگ شده است؛قسمت‌هایی از متن که سبک نوشته تغییر کرده است (ایتالیک)؛و از همه مهم‌تر، قسمت خلاصه‌ی متن.هدف از نگاه کلی به فصل‌ها این است که ذهن شما نسبت به متنی که قرار است بخوانید آگاهی پیدا کند. این یکی از بهترین روش‌هایی است که با استفاده از آن، مغز بدون اینکه خسته شود یا فشار زیادی به آن وارد شود می‌تواند به‌راحتی و با کیفیت بالا اطلاعات جدید را دریافت کند. از طرفی با استفاده از این روش، نکات مهم برای مغز تعیین می‌شود و ذهن هنگام خواندن مجدد مطالب، با دقت بیشتری آن نکات را به‌خاطر می‌سپارد. این افزایش توجه سبب می‌شود که اطلاعات، بیشتر در خاطر شما باقی بمانند و علاوه‌بر آن می‌توانید موضوعاتی را که قرار است در آینده بخوانید پیش‌بینی کنید.خواندن خلاصه‌ی فصل‌ها (اگر وجود داشته باشد) هم خیلی می‌تواند به یادگیری بهتر شما کمک کند. شاید در ابتدا همه‌ی مطالبی را که می‌خوانید درک نکنید،‌ اما با‌این‌حال این کار را انجام دهید. همان‌طور که قبلا گفته شد نگاه کلی به مطالب میزان توجه و درک شما را از مطلب افزایش می‌دهد و سبب می‌شود که مطالب بیشتر در حافظه‌ی شما ثبت شوند. اگر در کلاس، دبیر یا استادتان به نکته‌ی خاصی اشاره کرد، حتما آن را یادداشت کنید و موقع مرور سریع مطالب به آن توجه کنید. حتما دبیر شما می‌داند که این اطلاعات باارزش هستند و دانستن آنها برای شما لازم است؛ در نتیجه احتمال اینکه این نکات به‌عنوان سؤالات امتحانی هم مطرح شوند، بسیار زیاد است.گام دوم: برای فهم بیشتر، نکات مهم را یادداشت کنیددر مرحله‌ی بعدی باید مطالب را بخوانید و نکات مهم آن را یادداشت کنید. ممکن است بسیاری از افراد برای خلاصه نویسی همه‌ی مطالب را با تمام جزئیات بنویسند اما این کار علاوه‌بر اینکه زمان زیادی می‌گیرد بی‌فایده است. در این روش ممکن است بسیاری از نکاتی را که واقعا مهم هستند، بی‌اهمیت بدانید و به آنها توجه نکنید. با استفاده از دو روش ساده می‌توانید مطمئن شوید که همه‌ی اطلاعات کلیدی و مهم را یادداشت کرده‌اید.۱. یادداشت مطالبی که به‌سختی متوجه می‌شویداگر بعضی از مطالب را به‌سختی متوجه می‌شوید، سعی کنید با استفاده از کلمات ساده‌ی قابل‌درک هر چیزی را که درباره‌ی آن موضوع فهمیدید، بنویسید. برای این کار از جمله‌های کوتاه و مناسب استفاده کنید. برای شروع، اول بخش‌هایی را که متوجه شده‌اید یادداشت کنید و بعد سراغ مطالب سخت‌تر بروید. بعضی اوقات استفاده از منابع مختلف می‌تواند به درک بهتر یک موضوع کمک کند. اگر هنوز بعضی از قسمت‌ها را متوجه نمی‌شوید، می‌توانید سریع در گوگل جست‌وجو کنید (برای یافتن اطلاعات دقیق‌تر، بد نیست با نکات مربوط به جستجوی حرفه‌ای در گوگل آشنا باشید). احتمالا می‌توانید عکس، فیلم یا اطلاعات دیگری درباره‌ی آن موضوع پیدا کنید که به فهم بیشتر شما کمک کند. حتما اطلاعاتی که با این روش به‌دست می‌آورید یادداشت کنید. با خلاصه نویسی مطالب، مغز شما روی مطالبی که بعد از مطالعه متوجه شدید تمرکز می‌کند. با این کار اطلاعات به بخش‌های کوچک‌تر و قابل‌فهم تقسیم می‌شوند و باعث یادگیری بهتر و راحت‌تر می‌شود. بسیاری از افراد سعی می‌کنند میزان زیادی از اطلاعات را یک‌باره و به‌طور هم‌زمان یاد بگیرند. این مطالب می‌تواند مثل خواندن یک جمله‌ی خیلی طولانی یا بخش‌های زیادی از یک کتاب باشد. در این حالت ذهن از اطلاعات زیاد پر می‌شود. در نتیجه یادگیری این مطالب در زمان کوتاه مشکل خواهد بود. برای یادگیری بهتر لازم است که این مطلب را به بخش‌های کوچک قابل‌فهم تبدیل کنیم تا ذهن بهتر روی آنها تمرکز کند.۲. یادداشت مطالبی که تابه‌حال نخوانده‌ایدتمام مفاهیم، تعاریف، تئوری‌ها و فرمول‌هایی را که تاکنون با آنها مواجه نشده‌اید یادداشت کنید. حتی سعی کنید که همه‌ی جزئیات مربوط به آنها را بنویسید. برای فهم بهتر این مطالب می‌توانید مثال‌های مربوط به آنها را هم بنویسید اما انجام این‌ کار ضروری نیست. در مرحله‌ی بعدی سعی کنید که این مفاهیم را درک کنید. آنها را برای خودتان تعریف کنید و برایش مثال بزنید. به‌مرور زمان، این مفاهیم برای‌تان قابل‌درک می‌شود و به‌‌راحتی آنها را یاد می‌گیرید. سعی کنید که همیشه به‌جای تایپ‌کردن خلاصه‌ها، آنها را با دست و روی کاغذ یادداشت کنید. این کار اهمیت زیادی دارد، زیرا هنگامی‌که مطالب را به‌صورت دست‌نویس تهیه می‌کنید، بیشتر درباره‌ی آنها فکر می‌کنید. در نتیجه مطالب بیشتر در ذهن شما باقی می‌ماند، به‌سادگی در حافظه‌ی بلندمدت شما ثبت می‌شود و بعدها بهتر جزئیات نوشته‌ها را به‌خاطر می‌آورید.هدف اولیه از این کار ذخیره‌سازی اطلاعات نیست، بلکه درک بهتر مطالب است. شاید برای یک امتحان نتوانید به این شیوه‌ی خلاصه نویسی تکیه کنید و حتما باید منبع اصلی آزمون را بخوانید، زیرا همه‌ی اطلاعات به‌صورت درست و کامل در کتاب وجود دارد. اگر از خلاصه‌های خود برای امتحان استفاده کنید، ممکن است بعضی از مطالب مهم را از قلم انداخته باشید و سرجلسه‌ی آزمون نتوانید به همه‌ی سؤال‌ها پاسخ مناسب بدهید.گام سوم: مطالب را سریع بخوانیددر مرحله‌ی آخر سعی کنید مطالب را تا جایی که امکان دارد سریع بخوانید و قدرت مطالعه‌ی خود را بالا ببرید. زمانی‌که از این روش برای مطالبی استفاده می‌کنید که تابه‌حال نخوانده‌اید، دوباره آنها را مرور کنید تا بهتر متوجه مفاهیم شوید. فقط به خلاصه‌ها و یادداشت‌های خود تکیه نکنید چون همان‌طور که گفته شد ممکن است مطالب مهم و ارزشمند را یادداشت نکرده باشید (از خلاصه نویسی برای مرور نهایی مطالب استفاده کنید). همچنین اگر با مطلبی آشنایی ندارید می‌توانید به‌آرامی آن را مطالعه کنید، اما برای مطالبی که متوجه شده‌اید از روش های تندخوانی استفاده کنید. این‌کار سبب می‌شود که مطالب بیشتر در ذهن شما باقی بماند و بیشتر آنها را درک کنید.گام چهارم: مطالب را مرور کنیدیکی از روش های درس خواندن صحیحمرور مطالب خوانده‌شده است. درصورتی‌که زمان کافی برای مطالعه‌ی کتاب‌تان دارید سعی کنید مطالب آن را مرور کنید. مرور مطالب سبب می‌شود که اطلاعات، بیشتر در ذهن‌تان باقی بماند. همچنین اگر سرجلسه‌ی امتحان زمان کافی دارید، سعی کنید که دوباره جواب‌های خود را بررسی کنید؛ این کار به شما این فرصت را می‌دهد جواب اشتباه سؤال یا انتخاب اشتباه گزینه‌‌ای را متوجه شوید و آن را درست کنید. بسیاری از دانش‌آموزان با وجود زمان کافی، ترجیح می‌دهد که سریع به سؤالات جواب دهند و از جلسه‌ی آزمون بیرون بیایند. به‌یاد داشته باشید که شما وقت و هزینه‌ی زیادی صرف کرده‌اید تا به مراحل بالاتر تحصیلی برسید، پس به‌راحتی فرصت‌های خود را از دست ندهید و از همه‌ی زمان آزمون درست استفاده کنید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 08:13:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیانت همسر</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-kzyfx8cbdbnz</link>
                <description>مشاوره خیانت همسر
منبع: گپچهلینک مطلب: خیانت همسرروانشناس در این موقعیت بهترین گزینه برای مشورت است، زیرا بسیاری از همسران در این موقعیت استرس تکرار دوباره رفتار را دارند و می‌گویند «اگر دوباره خواست این کار رو انجام بده چی؟!…». روانشناس با پی گیری عوامل درونی، درمان آشفتگی‌های فرد، رفع تعارضات زناشویی و جهت دادن فرد به سمت شخصیت یکپارچه و … درمان فرد را به کیفیتی می‌رساند؛ که طرف مقابلش رابطه‌ای متمرکز بر یک فرد را ترجیح دهد و احساس کند به این یکپارچگی ذهنی نیاز دارد. مشاوران و روانشناسان کلینیک گپچه می‌توانند شما را در پشت سر گذاشتن این بحران یاری کنند تا بتوانید بهترین و مناسب ترین تصمیم را برای زندگی تان بگیرید.روانشناس برای تجربه‌ی خیانت، بی‌وفایی، پیمان‌شکنی، یا عدم تعهد می‌تواند چه‌کاری انجام دهد؟روانشناس در مراحل هضم این احساس و هیجان به زوجین کمک می‌کند تا به‌درستی این تجربه را پشت سر بگذارند، به حال بهتری برسند و به نحوی با این تجربه برخورد کنند که طی زمان حالشان به صورت نوسانی بد و خوب نشود. اگر زوجین یک مسیر مشاوره‌ی لازم را با هوشمندی طی کنند، بهتر این تجربه را می‌پذیرند و به‌عنوان یک مسئله آن را به خاطر آرامش خودشان، بهتر مدیریت می‌کنند.سوالات متداول خیانتآیا بهبود زندگی زناشویی که خیانت در آن دیده شده است امکان پذیر است؟چطور می‌شود زندگی که با عشق شروع شده است خیانت در آن جای گیرد؟چرا با اینکه زنی در رابطه زناشویی سعی کرده است همسرش را تأمین کند خیانت از او می‌بیند؟با خیانت همسر چه کنیم؟توضیحات همسر بی وفا درباره خیانت خویش تا چه زمانی باید ادامه داشته باشد؟چگونه می‌شود زندگی را از خطر احتمالی خیانت های بعدی حفظ کرد؟خیانت چطور می‌تواند برای همسر پذیرفتنی شود؟آیا یکی از راه حل های پذیرفتن خیانت همسر نادیده گرفتن اوست؟آیا در بی وفایی که همسرم کرده است من نیز سهمی داشته‌ام؟فکر کردن به خیانت در زندگی از کجا آغاز می‌شود؟بازسازی زندگی زناشویی بعد از بی وفایی همسر چطور امکان پذیر است؟آیا برای حل خیانت همسر حمایت خانواده ها لازم است؟آیا بی وفایی، نیازهای عاطفی ارضا نشده را برطرف می‌کند؟آیا همسر بی وفا باید تمام وقت کنترل شود؟چه روش هایی در مورد پذیرش خیانت همسر می‌تواند مخرب باشد؟تعریف خیانت همسرتجارب بالینی و مشاوره های تلفنی و حضوری حاکی از این است که مسئله خیانت زناشویی در ایران رواج دارد. این مسئله و بحران را با نام های دیگری مانند بی وفایی، روابط فرا زناشویی، عهدشکنی، مثلث سازی عاطفی و… می‌توان نام برد. گاهی خیانت در زندگی مشترک با یک شیطنت و بازیگوشی خیلی ساده شروع می‌شود و این اتفاق خیلی ساده رابطه ها و برخوردهای بعدی را ایجاب می‌کند و درنهایت منجر به خیانت به همسر خود می‌شود. زن و شوهر برداشت و ذهنیت های متفاوتی از این اتفاق دارند اما در بیشتر مواقع شاهد این اتفاق هستیم که خیانت منجر به جدایی و از هم پاشیدگی بنیان خانواده می‌شود.نشانه های خیانت چیست؟خیانت زمانی اتفاق می‌افتد که آقا یا خانم حرف ها، فکرها، رفتارها و خاطراتی را که باید با همسر خود داشته باشد با شخص دیگری دارد و به نوعی می‌توان گفت مثلث سازی عاطفی اتفاق می‌افتد. زمانی که شخص سومی بین زن و شوهر قرار می‌گیرد باعث می‌شود که فرد به همسر خود توجه و رغبت کافی و همیشگی را نداشته باشد و شخص متوجه تغییراتی مانند بی تفاوتی، سرد شدن، بی میلی و بی حوصلگی و… در رفتار همسر خود می‌شود و مقدمه‌ایی برای شک کردن به وجود شخص سومی در زندگی زناشویی خود می‌شود.دلایل خیانت مرد و زنخیانت به دلایل زیادی از قبیل انتقام جویی، بی توجهی همسر، رابطه عاطفی سرد، مشکل در رابطه جنسی، تنوع طلبی و… ممکن است اتفاق بیفتد؛ اما رفتار و واکنش مناسب در برابر این بحران چیست؟بهترین شیوه برخورد با خیانتهر پدیده ای مبتنی بر پیامد آن ارزیابی می‌شود خیانت پیامدهای جدی دارد که حتی می‌توان از آن به‌عنوان یکی از دلایل اصلی طلاق یادکرد. بنا بر اهمیت این موضوع بهتر است زوجین برای حل کردن و پشت سر گذاشتن این بحران از مشاوران و متخصصان این حوزه کمک بگیرند.مراحل ذهنی فردی که خیانت دیده:مرحله اولاغلب هر فردی در مرحله‌ی اول هیجان غم و خشم را تجربه می‌کند که با همدلی آرام‌تر می‌شود و روانشناس جمله‌ی «باورم نمیشه» را چندین بار از او می‌شنود که عدم باورش نشانه‌ی انکار است. فرد تمایل دارد رویدادی که به ذهنیت و روانش آسیب می‌زند را نپذیرد.مرحله دوممرحله‌ی دوم بعد از آرام شدن، روانشناس فرد را دعوت می‌کند تا آنچه اتفاق افتاده را بپذیرد و با آن روبه‌رو شود. روانشناس در مورد مقاومت‌های همسر، تجربیات گذشته، احساس ناامیدی، روحیه فرد، نقاط ضعف همسر و … که مانع عبور از این مرحله می‌شود، با تکنیک‌های مشخص مشاوره‌ی لازم را ارائه می‌کند.مرحله سومدر مرحله‌ی سوم فرد به‌عنوان کسی که زندگی را طور دیگری می‌دید و معنای دیگری به رابطه‌اش می‌داد اما اکنون احساس می‌کند؛ فریب‌خورده است و به خاطر رابطه همسرش با دیگری قربانی شده است شروع به گله و شکایت می‌کند. وارد مرحله‌ی چانه زنی شده است و با این سؤال و جواب‌ها، سایش ذهنی لازم را تجربه می‌کند. روانشناس در این مرحله همسری که موجب ناراحتی شده است را به همکاری دعوت می‌کند و ضرورت این مرحله را تبیین می‌کند. زوجین متوجه می‌شوند که هر چه از این مسیر مشخص عبور می‌کنند بهتر به اطمینان خاطر می‌رسند و برای آینده آماده می‌شوند.ادامه دادن یا جدا شدن بعد خیانت همسراگر مشاور این سؤال را از زوجین بشنود؛ متوجه می‌شود که زوجین در این زمینه نیز هیجاناتی دارند. روانشناس با تکنیک‌های حرفه‌ای مراجع را با افکار و هیجاناتش روبه‌رو می‌کند:می‌ترسم همسرم دوباره این رفتار را تکرار کند!می‌ترسم جدا از همسرم زندگی کنم!نمی‌خواهم همسرم مرا احمق فرض کند!نمی‌خواهم همسرم فکر کند کار بدی انجام نداده است!روانشناس هم‌زمان و بعد از ترمیم ذهن همسری که آسیب‌دیده است به جهت درمان با همسری که رفتار را انجام داده است مراحل رسیدگی، ترمیم یا درمان را طی می‌کند. روانشناس بررسی می‌کند که علل رفتار، کمبودها، نیازهای جسمانی و جنسی و عوامل تحریک‌پذیری فرد چه بوده است که این رفتار را داشت؟!تشخیص زمینه‌های خیانتمشاور با بررسی شرایط خانوادگی، اصول تربیتی، عوامل خارجی و … این رفتار را ارزیابی می‌کند. مشاور عوامل درونی این رفتار از قبیل: نیازها، ترس‌ها، توقعات، طرح‌واره‌ها، باورها و … را ارزیابی می‌کند. روانشناس طی گفت‌وگو و مصاحبه بالینی علل اصلی رفتار را تشخیص می‌دهد. روانشناس نه این فرد را آدم بدی قضاوت می‌کند! نه همسرش را مقصر می‌داند! بلکه روانشناس هم مشخص می‌کند که چگونه فرد در این موقعیت برای این اقدام تحریک شده است؟! و هم کیفیت عملکرد همسر به‌عنوان یک همراه و همدل را ارزیابی می‌کند که تا چه اندازه این امنیت خاطر را برآورده کرده است؟ مشاور برآورد می‌کند، نیاز به امنیت فرد تا چه حدی در کنار همسرش برآورده شده است. افراد از لحاظ مراقبت در برابر رهایی، تهدید، تحقیر، طرد، مقایسه، سرزنش، زورگویی و خطر به احساس امنیت نیاز دارند. مهم است که نیاز به محبت هر فرد تا چه اندازه تأمین شود. روانشناس تأثیر محبت کم یا افراطی را ارزیابی می‌کند، اثر دوست داشتن‌های شرطی را در این فرد مشخص می‌کند و طی روال درمانی روحیه فرد را مدیریت می‌کند. ارتباط عاطفی و بین فردی پرتویی از قدرت یک فرد و جنبه‌ای از هویت اوست که بتواند آن را شکوفا کند. اگر فرد در ارتباط با همسرش به احساس توانمندی و کفایت دست یابد به آرامش می‌رسد و اگر در مردابی از حمایت افراطی، عدم رسیدگی، کنترل افراطی، موقعیت خطرناک، بدون فرصت کوشش و خطا گیر کرده باشد؛ به احساس رضایت شخصی نخواهد رسید و در دید دیگران احساس ناتوانی می‌کند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 08:11:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلالات رفتاری کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-qh4e76eoxebj</link>
                <description>اختلالات رفتاری کودکان
منبع: گپچهلینک مطلب: اختلالات رفتاری کودکاناصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنكه تعریف شود، تقریبا 85 سال پیش، وارد فرهنگ علم روان‌شناسی شده است. از آن هنگام معلمان، پزشكان، روان‌شناسان و افراد دیگری كه با مشكلات هیجانی و رفتاری كودكان در ارتباط هستند از این اصطلاح برای بیان مقصود خویش استفاده كرد‌ه‌اند. اما تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد، ارائه نشده است. ردز و پال، معتقدند كه تعریف اختلال رفتاری به لحاظ انفجار ایده‌ها و تعدد نظرات فراوانی كه توسط متخصصین رشته‌های گوناگون علوم انسانی در این مورد مطرح می‌باشد، روشنی و صراحت خود را از دست داده است. بیت، كودك با اختلالات رفتاری را كودكی می‌داند كه رفتارهایش به اندازه‌ای نامناسب است كه شركت او در كلاس درس، باعث از هم گسیختن حواس یا آشفتگی ذهنی سایر همكلاسان باشد و نیز فشاری بیش از حد به معلم وارد كند. كرك، رفتاری را انحرافی یا هنجاری می‌داند كه ضمن نامتناسب بودن با سن فرد، شدید، مزمن یا مداوم  باشد و گستره آن شامل رفتارهای بیش‌فعالی و پرخاشگرانه تا رفتارهای گوشه‌گیرانه است. ویژگی‌ این‌گونه رفتارها این است كه اولا تاثیر منفی بر فرایند رشد و انطباق مناسب كودك با محیط دارد، ثانیا مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط به‌ وجود می‌آورد. وود، معتقد است كه تعریف یك رفتار دشوار و اعمالی كه از آن تعریف ناشی می‌شود باید 4 عامل را دربرگیرد:عامل مزاحم: چه چیز و یا چه كسی عامل این مسأله است؟عامل رفتار دشوار:‌ رفتار دشوار چگونه تعریف می‌شود؟عامل محیطی: در چه موقعیتی مشكل رفتاری رخ می‌دهد؟عامل مورد زحمت:‌ چه كسی رفتار را مشكل تلقی می‌كند؟قانون آموزش و پرورش برای تمام كودكان معلول، اصطلاح &quot;آشفتگی عاطفی جدی&quot; را پیشنهاد كرده و آن را چنین تعریف می‌كند: این اصطلاح به معنای حالتی است كه در آن كودك، خصوصیاتی را در مدتی طولانی و با درجه‌ای شدید از خود نشان می‌دهد. به‌طوری كه آن رفتار تأثیر ناگواری بر پیشرفت تحصیلی او باقی می‌گذارد. این خصوصیات عبارتنداز:ناتوانی در یادگیری در صورتی كه نتوان آن را معلول عوامل هوشی، حسی و یا بهداشتی دانستناتوانی در ایجاد ارتباطی رضایت‌بخش با همسالان و معلمانرفتار یا احساساتی نامتناسب در موقعیت‌های طبیعی و عادینشان دادن ناشادی و یا افسردگی مداومگرایش به نشان دادن علایم جسمانی و یا ترس در رابطه با مسائل شخصی و یا درسی.نكته مهم در تعاریف اختلالات رفتاری، تعریفی از رفتار و بهنجاری و نابهنجاری آن است. منظور از رفتار به‌گونه‌ای كه در روان‌‌شناسی تعریف شده آن دسته از حالات، عادات، اعمال و گفتار است كه همواره قابل‌مشاهده، اندازه‌گیری، ارزیابی و بررسی و پیش‌بینی باشد.اما تمییز مفهوم نابهنجار از بهنجار كار دشواری است اگرچه ملاك‌های متعددی برای این تمییز مطرح ‌شده، ولی كافی نیستند. در واقع می‌توان گفت كه بهنجاری و نابهنجاری روی یك پیوستار قرار دارند و همین امر است كه تمایز روشن بین این دو مقوله را دشوار می‌سازد. نابهنجاری، همان بهنجاری است اما دچار افراط یا تفریط شده است. با وجود مسائل مطرح‌شده، معیارهایی وجود دارد كه اگرچه ناكافی هستند ولی به این تمایز كمك می‌كنند. یكی از ملا‌ك‌ها این است كه آیا رفتار باعث درد و رنج می‌شود یا خیر. معمولا رفتار نابهنجار باعث ناشادی افراد می‌شود. ملاك دیگر این است كه بررسی شود یك رفتار تا چه حد ناسازگارانه است، به این معنا كه آیا این رفتار با بهروزی فرد و جامعه تداخل می‌كند یا خیر. ملاك سوم، بررسی این وضعیت است كه آیا رفتار بر اساس زمان و مكان قابل توجیه عقلانی است یا خیر.ميگنا دات آي آر.ملاك چهارم، بررسی میزان كنترلی است كه فرد بر رفتارش دارد. معمولا رفتارهای نابهنجار در كنترل و احاطه فرد قرار ندارند. ملاك بررسی این موضوع این است كه آیا رفتار حاضر، از جمله‌ رفتارهایی است كه با قراردادهای اجتماعی(هنجار اجتماعی) در تضاد است و این رفتار توسط گروه اقلیت یا اكثریت مورد توجه است یا نه. رفتارهایی كه با ارزش‌های جامعه تطابق ندارند و توسط اقلیتی از جامعه بروز می‌كنند، می‌توانند نابهنجار تلقی شوند. همچنین در تعریف اختلال رفتاری باید به میزان، شدت، طول مدت، سن و موقعیتی كه رفتار در آن بروز می‌كند توجه داشت. میزان:‌ به این نكته كه رفتار در یك دوره زمانی چقدر رخ می‌دهد،‌ اشاره دارد. گاهی بیشتر كودكان بدون اجازه از جای خود بلند می‌شوند، كتك‌كاری می‌كنند اما كودكی كه هر روز نزاع می‌كند یا هر دو دقیقه از جایش برمی‌خیزد، میزان بالا و غیرعادی از این‌گونه رفتارها را نشان می‌دهد. شدت: به نیرومندی یا بزرگی رفتار اشاره دارد. برای مثال چنانچه كودكی به خاطر ناكام شدن در رسیدن به هدف با مشت بر روی میز بزند، ممكن است ضربه‌ای كه به میز می‌زند به گونه‌ای باشد كه سر و صدای زیادی ایجاد كند و یا اینكه به قدری شدید باشد كه به دست یا میز آسیب وارد كند. مورد اول پاسخی عادی در نظر گرفته می‌شود، اما مورد دوم رفتار شدید‌تر به عنوان واكنشی غیرعادی تلقی می‌گردد.طول مدت: مقدار زمانی است كه یك رفتار دوام یابد. هر كودكی ممكن است گاهی به دلیل آسیب دیدن احساساتش بهانه‌گیری و گریه و زاری كند. اما قشقرق و گریه و زاری كه یك ساعت یا دو ساعت ادامه می‌یابد با طغیان ده دقیقه‌ای كاملا متفاوت است. تناسب سنی: رفتارهای متناسب با سن به این واقعیت اشاره دارند كه برخی از رفتارها در كودكان سنین معین، كاملا بهنجار است اما همان رفتارها اگر به سنین بعدی ادامه یابند یا اینكه قبل از سن مورد انتظار بروز كنند، می‌تواند مشكل‌ساز و نابهنجار تلقی شوند. مثلا ترسیدن از هیولا در خانه و چسبیدن به والدین رفتارهایی هستند كه اگر از سوی كودكان 5 یا 6 ساله دیده شوند متناسب با سن هستند اما اگر در سنین بالاتر مشاهده شوند، غیرطبیعی تلقی می‌شوند. البته نكته مهمی كه باید به خاطر سپرد این است كه وجود دوره واحدی از آنچه نابهنجار به نظر می‌رسد، به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در كودك نیست. حوادثی كه در زندگی كودك رخ می‌دهند، همین‌طور فشارها و تغییرات بشری او می‌توانند منجر به بروز مشكل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید و مشكل رفتاری نشان دهد. رفتارهایی نابهنجار در نظر گرفته می‌شود كه چندین ماه ادامه پیدا كند و علت قابل شناسایی بلافاصله نداشته باشند مثل جدایی والدین، مرگ یكی از بستگان و ...با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان اختلالات رفتاری را این چنین تعریف كرد: رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن، انحرافی كه گستره آن شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، ‌اعمال افسرده‌گونه و گوشه‌گیرانه می‌باشد و بروز آنها به دور از انتظار مشاهده‌كننده است، به‌طوری كه وی آرزوی توقف این‌گونه رفتارها را دارد. علل اختلالات رفتاری محققین، مشكلات رفتاری را ناشی از علل مختلفی می‌دانند كه مهمترین آنها عبارتند از:اختلالات بیولوژیك(مشكلات ژنتیكی، نورولوژیكی و بیوشیمیایی)فضای نامساعد خانوادگی(نظریه رفتاری یادگیری و نظریه روانكاوی)تاثیرات سوء فرهنگی و اجتماعی(نظریه جامعه‌شناسی و بوم‌شناسی)تجربه‌های نامطلوب و شكست‌های پی در پی.اثرات اختلالات رفتاریالف. هوش و پیشرفت تحصیلیبا توجه به نتایجی كه از تحقیقات(اجرای تست‌های استاندارد) به دست آمده، اغلب كودكان مبتلا به اختلال رفتاری در مدارس، به لحاظ تحصیلی عقب‌مانده بوده و تقریبا یكسال عقب‌تر از سطح پیشرفت مورد انتظار قرار دارند. آنان به تناسب سن عقلی خود در مدرسه تلاش نمی‌كنند و خیلی به‌ندرت می‌توان در بین آنان كودكی را یافت كه از نظر تحصیلی پیشرفته باشد. تعداد زیادی از آنها كه دچار اختلال شدید و عمیق هستند حتی فاقد مهارت‌هایی نظیر خواندن و حساب می‌باشند و در میان آنهایی هم كه در ظاهر در خواندن و حساب توانا هستند، تعداد كمی قادرند از این مهارت‌ها در حل مسائل روزمره استفاده نمایند.ب. خصوصیات و سازش اجتماعیاین كودكان به دو گروه برون‌گرا و درون‌گرا تقسیم می‌شوند. اختلال‌های رفتاری برون‌گرایانه با خصوصیات پرخاشگری و تهاجم و رفتارهای درون‌گرایانه با صفات اضطرابی و گوشه‌گیرانه مشخص می‌شوند. این كودكان در برقراری روابط اجتماعی و عاطفی دوستانه با همسالان دچار مشكل جدی هستند. دسته درون‌گرا رابطه‌ای با دیگران برقرار نمی‌كنند و دسته برون‌گرا به علت خشم و عصبانیت و پرخاشگری دوستان را مورد بی‌احترامی، كتك زدن و ... قرار می‌دهند و آنها هم از برقراری روابط سالم اجتماعی محرومند. علاوه بر این برخی از این كودكان مهارت‌های لازم برای كنترل و محدود كردن رفتارهایشان را ندارند و در نوجوانی ناتوانی آنها در كنترل رفتار به تعارض‌های جدی منجر می‌شود. برخی از آنها با قوانین اجتماعی دچار مشكل می‌شوند و احتمال نقض قوانین در آنان افزایش می‌یابد و زمینه را برای فعالیت‌های غیرقانونی فراهم می‌كنند.ما كودكی را كه عقب‌مانده ذهنی و یا دچار فلج مغزی است سرزنش نمی‌كنیم، اما تعداد زیادی از مردم تصور می‌كنند كودكان بدرفتار قادر به كنترل رفتار خود می‌باشند و اگر بخواهند می‌توانند آن را متوقف سازند. این تصور كه این كودكان مسئول رفتار خود می‌باشند، در ارتباط متقابل بین آنها و اطرافیانشان نظیر خانواده، همكلاسان و حتی معلمانشان تاثیر نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت.ج. رشد زبانكودكان مبتلا به آشفتگی یا اختلال رفتاری ممكن است دارای اشكال خفیف تاخیر و مشكل زبانی باشند. برخی از آنها به‌ندرت می‌توانند حول موضوع اصلی صحبت كنند و مشكلاتی در استفاده از زبان به شكل مناسب به‌گونه‌ای كه به موقعیت و مكالمه معنی بدهد،‌ دارند.[9] برخی كودكان آشفته شدید به هیچ عنوان حرف نمی‌زنند و به نظر نمی‌رسد كه زبان را بفهمند. برخی نشانه‌های پژواك‌گویی از خود بروز می‌دهند. یعنی هر آنچه را می‌شنوند تكرار می‌كنند و چیز دیگری نمی‌گویند. گفتن سخنان بی‌معنا در بین آنان بسیار رایج است و مدام سوالات یا جملات را تكرار می‌كنند.انواع اختلال‌های رفتاریانواع مختلفی از اختلالات در منابع مختلف ذكر شده است كه مهمترین آنها عبارتند از:الف. اوتیسم: یكی از شایع‌ترین اختلال‌های روان‌پزشكی كودكی اوتیسم می‌باشد. علیرغم دامنه وسیع رفتارهایی كه به‌وسیله واژه اوتیسم پوشش داده می‌شود، تقریبا چهار نشانه وجود دارد كه به‌طور غیرقابل تغییر مورد تأكید است: انزوای اجتماعی، عقب‌ماندگی ذهنی، نقایص زبانی و رفتارهای كلیشه‌ای. این كودكان از هر تماس اجتماعی كناره‌گیری می‌كنند؛ وضعیتی كه در تنهایی افراطی‌ اوتیسم نامیده می‌شود. از نظر ارتباط اجتماعی، اوتیسم را می‌توان به سه طبقه فرعی تقسیم كرد:كناره‌گیر: كودك، به‌ندرت یك ارتباط اجتماعی خود به خودی برقرار می‌كندمنفعل: كودك، شروع‌كننده تماس نیست اما به تماس دیگری پاسخ می‌دهد.فعال: كودك، به دیگران به طریق غیرمعمول نزدیك می‌شود.ب. اختلال بیش‌فعالی – كمبود توجه: یكی از مشكلات نسبتا شایع كودكان دبستانی است. از برجسته‌ترین ویژگی‌های این اختلال، بی‌قراری افراطی و فراخنای توجه بسیار ضعیف است كه به رفتار فاقد سازمان و هدف منجر می‌شود. این نوع كودكان در پیگیری آموزش و به پایان رساندن تكالیف مشكلات عدیده‌ای دارند. آنها اغلب نمی‌توانند حتی به یاد آورند كه باید چه‌كار كنند. مطالعات اخیر پیرامون هوشبهر این كودكان نشان می‌دهد كه هوش این كودكان از توزیع بهنجار متفاوت نیست، به این معنی كه پیوستار هوشی آنها از سرآمدی (هوشبهر 115 به بالا) تا عقب‌ماندگی ذهنی شامل می‌شود.پ. اختلال سلوك: نوع دیگر از رفتارهای پرخاشگرانه كه اغلب پیامدهای آن جدی‌تر از بازی نافرمانی است، اختلال سلوك نام دارد. این افراد به هنجارهای اجتماعی و قواعد رفتاری که متناسب با سن آنهاست، آشكارا بی‌اعتنا هستند. برخی از آنها پرخاشگرند،‌ نزاع می‌كنند، از داخل یا خارج از خانه دزدی می‌كنند. دروغ می‌گویند، دیگران را تهدید می‌كنند، از خانه و مدرسه فرار می‌كنند، در سنین اولیه درگیر مسائل جنسی می‌شوند، به عضویت گروه‌های بزهكار درمی‌آیند، اموال دیگران را از بین می‌برند و معمولا چنین كودكانی دوستی نداشته و یا دوستان بسیار اندكی دارند.ت. اختلال لجبازی – نافرمانی: در این اختلال، كودك به شیوه‌ای منفی‌گرایانه، خصمانه و توام با نافرمانی در مقابل اشكال قدرت عمل می‌نماید. اما برخلاف اختلال سلوك، این رفتارها منجر به نقض جدی قانون و پایمال شدن حقوق دیگران نمی‌شود. برجسته‌ترین ویژگی‌های تشخیصی این اختلال عبارتند از: جر و بحث كردن با بزرگسالان، بی‌اعتنایی به دستورات، ایجاد مزاحمت برای دیگران،‌ كینه‌توزی و پرخاشگری و سرزنش دیگران.ث. اختلال تیك: یك فعالیت حركتی یا صوتی است كه به‌طور ناگهانی، سریع، نمودكننده، غیرموزون و كلیشه‌ای اتفاق می‌افتد. افرادی كه تحت تاثیر تیك قرار دارند، معمولا آن را غیرقابل مقاومت تلقی می‌كنند اما می‌توانند آن را برای مدت نسبتا طولانی متوقف سازند. همه شكل‌های تیك تحت تاثیر فشار روانی بدتر می‌شوند و در جریان فعالیت‌های مورد علاقه و لذت‌بخش رو به كاهش می‌گذارند. تیك‌های حركتی و صوتی را می‌توان به انواع ساده و مركب تقسیم كرد. تیك‌های حركتی ساده شامل پلك زدن، تكان دادن گردن، بالا انداختن شانه، و شكلك درآوردن است. تیك‌های صوتی ساده عبارتند از: صاف كردن گلو، خرخر كردن، بالا كشیدن بینی و فین كردن و پارس كردن است. تیك حركتی مركب شامل حركات بیانگر چهره‌ای، پریدن، لمس كردن و پا به زمین كوبیدن است. تیك‌های مركب عبارتند از: تكرار كلمات یا عبارات خارج از متن، هرزه‌گویی، مكررگویی و پژواك‌گویی. بیشتر اختلالات تیك گذرا هستند و تحت درمان دارویی برطرف می‌شوند.ج. فوبی‌ها(ترس‌های مرضی): ویژگی اصلی ترس‌های مرضی، وجود ترس آشكار و مداوم از اشیاء یا شرایط خاص است. ترس‌های مرضی با سنین مختلف رشد كودكان ارتباط دارند. معمولا نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به این اختلال به این موضوع شناخت كافی دارند كه ترس‌های ایشان غیرمنطقی است ولی این مساله ممكن است در مورد كودكان صادق نباشد. كانون ترس ممكن است پیش‌بینی آسیب دیدن از شی یا موقعیت مورد نظر باشد. اضطراب و ترس در كودكان ممكن است با گریه، بی‌قراری، سفت كردن اعضای بدن یا محكم چسبیدن ابراز شود. لازم به ذكر است ترس یا اجتناب باید به اندازه‌ای شدید باشد كه باعث پریشانی در فرد شده و با عملكردهای مختلف او تداخل نماید.در نوع دیگر از ترس‌های مرضی كه با بافت ترس‌های خاص متفاوت است، نوعی كناره‌گیری افراطی از افراد غیرآشنا وجود دارد كه این امر باعث می‌شود این كودكان در تماس‌های اجتماعی روزانه دچار مشكل گردند. فوبی اجتماعی، ترس شدید از موقعیت‌های اجتماعی ویژه و پرهیز از آنهاست. رایج‌ترین محرك‌هایی كه فوبی اجتماعی را ایجاد می‌كنند عبارتند از: صحبت كردن در جمع،‌ تعامل در موقعیت‌های اجتماعی، خوردن، نوشیدن و نوشتن در جمع و استفاده از توالت عمومی.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 08:09:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-bbkqmshxsctn</link>
                <description>روانشناسی نوجوانان
منبع: گپچهلینک مطلب: روانشناسی نوجواناننوجوانی یکی از مراحل مهم رشدی و دوره‌ای میان کودکی و بزرگسالی افراد است. در این دوران افراد باید به تکالیف رشدی و مهارت‌های فراوانی تسلط پیدا کنند. مهارت‌هایی از جمله:تفکر به شیوه عاقلانهداشتن هویتی باثباتکسب استقلالوالدین و مربیانی که همواره با نوجوانان در ارتباط‌ اند، تمایل دارند بر آنان کنترل داشته و تحت نفوذشان باشند، بنابراین شناخت ویژگی‌های این دوره سنی برایشان اهمیت قابل توجهی دارد. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان بر رشد جسمانی، رشد جنسی، بلوغ روانی، رشد شناختی، رشد اجتماعی و رشد عاطفی و هیجانی اشاره نمود. در زیر به‌طور خلاصه هریک مورد بررسی قرار می‌گیرد:رشد جسمانیدر این دوره نوجوانان با رشد سریع چهره و بدن خود روبرو هستند، تغییری که باعث می‌شود از حالت کودکی فاصله گیرند و به بزرگ‌سالی نزدیک شوند؛ رشد استخوان‌ها، رشد بخش بالایی سر (فک، بینی، دهان، گوش، لب) البته این رشد سریع طبق قانون خاصی نیست و از الگوی یکسانی نیز پیروی نمی‌کند و به عواملی از جمله وراثت، میزان و کیفیت تغذیه، وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده و … بستگی دارد.رشد جنسیهدف اصلی بلوغ جنسی رسیدن به توانایی تولید مثل در نوجوانان است که زمان آن در بین ملل و اقوام مختلف متفاوت است. فعالیت هورمون‌های واسطه‌ای غده هیپوفیز که بر ترشح غدد فوق کلیوی، هیپوفیز و جنسی تأثیرگذاراست، اولین علائم دوره بلوغ است. افزایش قد، به وجود آمدن جوش‌های صورت و … از فعالیت‌های غده فوق کلیوی است.آثار روانی بلوغبهتر است نوجوانان علی‌الخصوص دختران برای ورود به این مرحله از قبل اطلاعات لازم را کسب کرده باشند. از جمله عواملی که بر حالات روانی نوجوانان تأثیرگذاراست می‌توان بر آمادگی نوجوانان، فرهنگ جامعه و نگرش اعضای خانواده اشاره نمود. در بعضی از فرهنگ‌ها مراسمی برای دوره بلوغ نوجوانان در نظر گرفته می‌شود که در آن امتیازها و مسؤولیت‌هایی را به نوجوان می‌دهند. در ایران نیز مراسمی با عنوان جشن تکلیف گرفته می‌شود که ورود دختران به آن قبل از دوره نوجوانی‌شان است. تغییرات سریع جسمانی دارای پیامدهای متفاوتی برای نوجوانان است: دسته‌ای دچار کمبود اعتماد به نفس می‌شوند که نهایتاً از بزرگ‌سالان خود دوری می‌کنند و به جمع دوستانشان می‌پیوندند. برخی دیگر نیز از تغییرات ظاهری‌شان خوشنود شده و زمان زیادی را صرف خود می‌کنند، معمولاً قسمت اعظم وقت خود را مقابل آینه می‌گذرانند. درنتیجه‌ی تمرکز به خود، تصور می‌کنند که همواره مورد تأیید دیگران هستند و تلاش می‌کنند ایرادهای ظاهری خود را برطرف کنند، نسبت به جوش‌های صورت حساس می‌شوند، به خاطر اینکه در مقابل دیگران مهم جلوه می‌کنند، پذیرای انتقاد از سوی اطرافیان نیستند، به رفتارهای پرخطر دست می‌زنند بدون آنکه متوجه باشند ممکن است عواقبی برایشان داشته باشد و به نوعی در پی کسب تجربه هستند، به زعم آنان کسانی که متحمل خطر شده‌اند و به آن‌ها آسیب‌رسیده است، به اندازه کافی قوی نبوده‌اند. این تغییرات بر روابط اجتماعی نوجوانان نیز تأثیرگذار است. والدین و افرادی که با نوجوانان در ارتباط‌ اند در هنگام مشاهده رفتار دور از انتظار از او مانند یک فرد بزرگ‌سال انتظار دارند و سرزنشش می‌کنند در حالی که موقع واگذاری مسؤولیت به خاطر اینکه هنوز کودک‌اند و بزرگ نشده‌اند، از اعطای آن به نوجوان اجتناب می‌کنند. خودمحوری نوجوانان نیز باعث می‌شود تا فکر کنند هیچ‌کس دیگری مانند آن‌ها، این احساسات را نداشته، دیگران قادر به درک او نیستند و هیچ‌کس تا به حال همانند او دوست داشته نشده مورد نفرت هم قرار نگرفته است.رشد شناختیتغییراتی که در شیوه تفکر، استدلال، درک و فهم نوجوانان به وجود می‌آید جزء مراحل رشد شناختی آنان است. در این مرحله یاد می‌گیرند تا درباره امور تفکر انتزاعی داشته باشند. نوجوان در دنیای احتمالات آینده سیر می‌کند. او جهان را بهتر و برتر از چیزی که در واقعیت است، در نظر دارد. اوضاع موجود را با دیدی انتقادگرایانه می‌نگرد و همچون قهرمانان داستان در جستجوی ماجراجویی است. تفکر انتزاعی (صوری) به آن‌ها امکان می‌دهد تا موضوعات مختلفی را از قبیل مسائل فلسفی، سیاسی، اخلاقی، دینی آزمایش کنند و تفکر خود را در این موارد ارزیابی کنند و در جستجوی ارزش‌ها و عقاید خود باشند.رشد اجتماعیانسان ذاتاً موجودی است اجتماعی. در اوایل زندگی خود (دوره کودکی) با افراد محدودی ارتباط دارد که شامل خانواده او می‌شود اما در ادامه رشد خود دامنه افرادی که با آن‌ها در تعامل است بیشتر می‌شود مانند همکلاسی، همبازی، هم محله ای، همشهری و سایر موارد.نوجوان برای بهره‌برداری از رشد اجتماعی و تکامل آن به چه عواملی نیازمند است؟داشتن آگاهی و مهارت لازم در زمینه آداب اجتماعی و معاشرترعایت قوانین و مقرراتتمایل به ارتباط با دیگرانقدرت درک فعالیت های گروهی و شرکت در گروه‌های مختلفرفتارهای اجتماعی نوجوان به دو دسته: ۱- رفتارهای مبنی بر همکاری و ۲- رفتارهای مبنی بر مبارزه تقسیم می‌شوند. دسته اول جنبه مثبت دارند، باعث همکاری و در نتیجه نزدیکی بین آن‌ها می‌شوند مانند رهبری، دوستی، همدلی. نوع دوم جنبه منفی دارند و بیشتر باعث جدایی و تقابل نوجوانان می‌شود و از نمونه آن‌ها می‌توان بر پرخاشگری، دست انداختن دیگران، مشاجره، نزاع و … اشاره کرد.رشد هیجانی و عاطفی۱- نوجوان در بیان هیجان های خود به دلیل ترس از انتقاد دیگران دودل می‌شود، از بازگو کردن آن‌ها منصرف می‌شود و از جمع کناره می‌گیرد (افسردگی).۲- سرعت از محرک های هیجانی به سرعت تأثیر می‌پذیرد.۳- شدت عواطف در این دوره سنی به شدت بروز می‌کند.۴- عدم کنترل وقتی نمود پیدا می‌کند که نوجوان در بازگو کردن هیجانات خود شجاع می‌شود، برخی به رفتارهای پرخطر دست می‌زنند اما در نهایت از کار خود پشیمان می‌شوند و خود را سرزنش می‌کنند.۵- از اینکه چگونه در نزد دیگران جلوه کنند، نگران‌اند (مظنون بودن).۶- ناپایداری پاسخ های عاطفی آنان ثبات ندارد (ناپایداری).شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 08:52:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاوره روابط دختر و پسر</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-igrjev6srdmf</link>
                <description>مشاوره روابط دختر و پسر
منبع: گپچهلینک مطلب: مشاوره روابط دختر و پسردر نگاه کلی به کیفیت زندگی انسان درمی‌یابیم که انسان برای احساس خوشبختی و رهایی از دلتنگی به دوست و همدم احتیاج دارد. از آنجایی که در ارتباط با جنس مخالف رغبت و انگیزه بیشتری وجود دارد، تمایل آقایون و خانم‌ها به هم بیشتر می‌شود. روانشناس لازم است این تذکر را به افراد بدهد تا ارتباطی که در راستای آرامش و تعالی خاطر نیست، اصلاح شود. دختر و پسر در تعامل باهم احساس آرامش و امنیت، تعلق خاطر، مالکیت، وابستگی، دلبستگی، تنش و ناسازگاری، عادت یا یکنواختی، ضربه‌های روحی و … را به نسبت خاصی تجربه می‌کنند. هر چقدر که در یک رابطه انرژی مثبت بیشتری باشد، تداوم رابطه بیشتر خواهد شد. هر چقدر که در یک رابطه ناسازگاری‌ها و ضربه‌ها بیشتر باشد آن رابطه تلخ‌تر و کوتاه مدت تر خواهد بود. روانشناس طی مشاوره تلفنی در مورد دختر و پسری که در یک رابطه دچار تنش هستند، مفاهیم دلبستگی و وابستگی را تعریف می‌کند؛ با تفکیک این دو مفهوم، میزان و نوع میل درونی و بیرونی هر فرد را بررسی می‌کند؛ طی چنین برنامه‌ای انگیزه‌های ادامه یا ترک یک رابطه در دختر یا پسر مشخص می‌شوند. امروزه دختران و پسران در سه دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته اول کسانی که برای نیاز عاطفی دوستی را پذیرفته‌اند، دسته دوم کسانی که برای دفاع از خود دوستی را رد کرده‌اند، دسته سوم کسانی که برای نیاز خودشان دوستی را به دیگری تحمیل می‌کنند.روانشناس در برخورد با مراجع با موضوع روابط عاطفی به دو نوع افراد کمک می‌کند:دختر یا پسری که به خاطر ترک کردن یک رابطه دچار عذاب وجدان شده است که خودش را مسئول ناراحتی دیگری می‌داند و بدهکارانه رنج می‌برد.دختر یا پسری که به خاطر ترک شدن از طرف دیگری دچار افسردگی و ناراحتی شده است که خودش را قربانی می‌داند و طلبکارانه درد می‌کشد.مشاوره شکست عشقیافرادی که شکست عشقی را تجربه کرده اند؛ خودشان را مشابه کسانی می دانند که قربانی یک داستان رویایی شده اند و به نتیجه ای نرسیده اند؛ این احساس ناکامی در فرد شامل این است که به خودش ثابت می شود، کاری از دستش برنمی آید اما در عالم هشیاری آن را انکار می کند. کسی که در این حال چاره ای ندارد با مرور خوره وار افکار مرتبط با رابطه، جو دادن به هیجان های غم، خشم، سخنوری ها و رفتارهای آرامش یابی کاذب همچون عشق ستیزی، جدایی ستیزی و … سعی دارد که فعالانه از این موقعیت عبور کند.روانشناس با درک وسیعی که از موقعیتهای این چنینی دارد و درک عمیقی که از احساس فرد در این لحظه دارد، در صحبت مراجع خود را به آرامش می رساند؛ و بعد از شفاف سازی موقعیت مراجع، شخصیت پویای وی در جریان زندگی را جست و جو می کند. روان شناس با استفاده از تکنیک های قابل اجرا شخصیت پویای هر فرد، انگیزه های خارج شدن از حس ناکامی، برنامه ریزی های حیطه ی فردی، راهبرد درست جبران ناراحتی ها، برداشت های به جا از تجربه ی اتفاق افتاده و نحوه استدلال فرد را تقویت می کند و مراجع را به احساس خوبی از خودش خواهد رساند.مشاوره عشق یک‌ طرفهگاهی حرف‌ها بیان می‌شود و اختلافات ایجاد می‌شود، اما گاهی هم حرف‌هایی هرگز بیان نمی‌شوند، ارتباط و تعاملی اتفاق نمی‌افتد، احساسی در دل یک فرد ایجاد می‌شود اما هرچقدر هم فریادش بزند، اثری بر دیگری ندارد. عشق یک طرفه همان احساسی یک طرفه‌ای است که نسبت به یک نفر شکل گرفته است، حتی قبل از اینکه او این ایده را پذیرفته باشد. از یک سو میل به بیان یک ایده، احساس و هیجان و از سوی دیگر میل به ایجاد همان موقعیت فکری و هیجانی در طرف مقابل برای آن فرد چنان سخت است که مدام تحت فشار روانی است. روانشناس در چنین موقعیتی افکار، احساسات و هیجان‌های تل انبارشده فرد را جویا می‌شود و از طریق تبیین و هضم آن به او کمک می‌کند. برخی افراد به موضوع عشق یک طرفه خود وابسته می‌شوند که روانشناس زمینه‌ی میل به وابستگی که تداوم بخش این احساس است را تشخیص داده و فرد را در راستای حال بهتر همراهی می‌کند.مشاوره بی انگیزگی و افسردگی در روابطروانشناسی دوست امنی است؛ به شرط آنکه افراد را به کاری که به انجامش ایمان ندارند، وادار نکند. روانشناس ابتدا باید زیربنای فکری فرد را برای ترک عادت‌هایش و ایجاد تغییر در رفتارش فراهم سازد و بعد آموزش‌های لازم را ارائه کند. بسیاری از افراد وقتی روی یک احساس تمرکز می‌کنند، عواقب هیجانی و فکری آن را هم تقویت می‌کنند. افرادی که مدام از زندگی گله دارند و از هیچ چیز لذت نمی‌برند، در صحبت با روانشناس فقط حرف از خاطرات تلخ گذشته و شکست‌ها می‌زنند، تل انباری از نکته‌های دردآور دارند که چهره‌شان لحظه به لحظه برافروخته می‌شود و اشک می‌ریزند. در پاسخ به هر تکلیف و تلاشی که روانشناس از آن‌ها می‌خواهد بی انگیزگی را بیان می‌کنند.روانشناس طی پرسش و پاسخ از خاطرات و ذهنیت فرد وی را در هضم احساسات و تعدیل هیجانات کمک می‌کند. طی جریان انداختن حافظه و تخلیه خاطرات افکار منفی و وسواسی فرد خارج شده و طی تکنیک های تمرکز و ذهنیت فرد به شرایط خلائی از خاطرات رسانده می‌شود که به حال وی ثبات نسبی می‌بخشد. روانشناس با آموزش تکنیک های ذهن آگاهی کمک می‌کند که فرد استدلال‌هایش را مدیریت کند و نوسانات خلقی‌اش را کمتر کند. در موقعیت این چنینی، اگر بی انگیزگی راه به مشاور نداشته باشد، فرد یا اطرافیانش برای مراجعه به روانشناس اقدام نکنند، برای فرد ضعف و آسیب پذیری روانی ایجاد می‌کند. هم‌چین فردی در معرض استرس‌ها و مشکلات بعدی زندگی دچار دوره‌های افسردگی می‌شود و با نشخوار افکار افسرده ساز در مردابی از بی انگیزگی دست و پا می‌زند و اگر انرژی برای مراجعه به روانشناس نداشته باشد، محبت و عشقی به خودش نداشته باشد، آرام در افکار پوچی و خودکشی غرق می‌شود. روانشناس به این فرد یادآوری می‌کند که آنچه برایش مانده خودش است و بهتر است یک‌بار دیگر برای خودش زندگی کند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 08:48:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع مشکلات جنسی و اصول درمان آن</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86-auzodswy0liw</link>
                <description>انواع مشکلات جنسی و اصول درمان آن
منبع: گپچهلینک مطلب: انواع مشکلات جنسی و اصول درمان آنجنبه جنسی انسان ها، هر گونه رفتار و افکار آن‌ها را دربرمی گیرد که به جنسیت آن‌ها بستگی دارد و عبارت است از شانه زدن مو، ست کردن لباس ها باهم، معطر کردن بدن، برداشت افراد از ازدواج، بوسیدن همدیگر، رابطه جنسی جسمی و … . روان شناسی در حیطه مشاوره جنسی به دو صورت به افراد کمک می‌کند:آموزش دیدگاه و اصول صحیح جنسی و اصلاح غلط هادرمان اختلال های احساسی و عملکردیاصول درمانی هم بر دو جنبه یکی افکار و برداشت غالب بر رابطه و دیگری رفتارهای جنسی طرفین تمرکز دارند. بسیاری از افراد فکر می‌کنند که مشکلات جنسی آن‌ها زمینه جسمانی دارد و روانشناسی نمی‌تواند به آن‌ها کمک کند. اگر افراد توجه کنند که لذت و کارکرد جنسی همبستگی بالایی با حال خوب، روحیه شاد و سلامتی آن‌ها دارد می‌فهمند که اضطراب، افسردگی و علائم ناشی از نوسان خلقی می‌تواند به شدت کیفیت زندگی جنسی آن‌ها را تحت شعاع قرار دهد و مانع لذت بردن آن‌ها شود.در مورد مشکلات جنسی روانشناس چه کمکی می‌کند؟برخی افراد نسبت به مراجعه به روان شناس دید مثبتی ندارند و به‌ویژه در مورد مسائل جنسی پس از مراجعه‌ی مکرر به پزشک عمومی یا متخصصین زنان و زایمان با احتمال بسیار کمی یک‌بار هم فقط برای آزمایش به روانشناس مراجعه می‌کنند و اتفاقاً همین جاست که جواب نیازشان را می‌گیرند. بسیاری از افراد مجرد به دلیل عدم آگاهی کافی از اطلاعات جنسی، تنها از دوستانشان مشورت می‌گیرند که مشاوره جنسی به صورت تلفنی برایشان بسیار مفید است. آن‌ها می‌توانند در صحبت با یک روانشناس که بُعد روانی مسائل جنسی را بهتر از سایر معلمان، متخصصین دینی یا پزشکی درک می‌کند، ابهامات ذهن خود درباره مسائلی همچون ترس‌های جنسی، خود ارضایی، محدودیت های جنسی، تمایلات خاص جنسی را رفع کنند و از ناراحتی هایی که می‌توانست اصلاً ایجاد نشود جلوگیری کنند. اغلب سؤال‌های جنسی در مشاوره تلفنی مربوط به:ترس‌های جنسیخود ارضاییتمایلات خاصکم میلی جنسیکیفیت پایین رابطه جنسیدلخوری‌های ناشی از آنتنوع طلبیدلبستگی به غیرو سایر موارد است که یک روانشناس و مشاور جنسی با شناسایی و فرمول بندی مسئله و طی اصلاحات فکری و رفتاری فن های لازم جهت درمان را بکار می‌گیرد.روانشناسی جنسی کودکانعلم روان شناسی معتقد است که بعد جنسی زندگی انسان از بدو باروری یک جنین تا پیر شدن همان فرد ادامه دارد و این دور از ذهن نیست که کودکان هم تکانه های جنسی خاص خود را داشته باشند و نیاز به درمان هم احساس شود. روان شناسی ترتیب رشد جنسی کودک را تبیین می‌کند و به والدین نیز آموزش می‌دهد که در برابر رفتارهای جنسی کودک خود چه واکنشی نشان دهند. همان‌طور که ترس کودک از یک حیوان قابل درمان است، روان شناسی برای درمان وحشت ها، عادت ها و انزجارهای کودک که ناشی از مؤلفه ای جنسی هستند نیز پاسخ درمانی مناسبی ارائه کرده است.مشاوره جنسی تلفنیموتور محرک کشتی زناشویی، رابطه جنسی است، ۷۰ درصد مشکلات زندگی مشترک، ناشی از نارضایتی های جنسی و عدم آگاهی درست نسبت به این مسایل است. متاسفانه در کشور ما به دلیل سطح آموزش کم، مردان و زنان در مورد مسایل زناشویی و جنسی اطلاعات کمی دارند، همانطور که برای یک بیماری ساده به متخصص مراجعه می کنیم، باید برای حل مشکلات جنسی نیز با مشاوران آگاه و مطلع و امین صحبت کنیم، ولی متاسفانه به دلیل هنجارهای اشتباه جامعه ما صحبت در مورد مسائل و مشکلات جنسی انجام نمی شود. مشکلاتی مانند: گرم مزاجی، سرد مزاجی، تفاوت در میل جنسی، اجبار در رفتار جنسی، ترس از رابطه، زودانزالی، مشکلات ارگاسم زنان، تغذیه مناسب و … .شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 08:46:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری سریع</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-pqdauu6pj6xu</link>
                <description>یادگیری سریع
منبع: گپچهلینک مطلب: یادگیری سریعدنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، هر لحظه با پیشرفت تکنولوژی، علم و ظهور نوآوری‌های مختلف، درحال تغییر و رشد است. البته این سرعت رشد و تغییر تا زمانی‌ که بتوانید با آن همگام شوید، خوب است؛ اما چنانچه قدرت یادگیری سریع نداشته باشید، از قافله عقب خواهید ماند. پس بهترین راه این است که مهارت خود را برای یادگیری سریع مباحث جدید افزایش دهید. در این مقاله شما را با ۱۰ تکنیک کاربردی موثر برای یادگیری سریع آشنا خواهیم کرد.۱. تند خوانیمطالعه یکی از عادت‌های مهم بنیان‌گذاران شرکت‌های موفق است. به‌عنوان مثال، وارن بافت، سرمایه‌دار آمریکایی، عادت دارد که در روز چند ساعت را به مطالعه و خواندن اختصاص دهد. یک خواننده‌ی معمولی به‌طور متوسط می‌تواند ۲۰۰ تا ۴۰۰ کلمه در دقیقه بخواند، این در حالی‌ است که یک خواننده‌ی ماهر می‌تواند ۱۰۰۰ تا ۱۷۰۰ کلمه در دقیقه می‌خواند. بدون شک مهارت خواندن سریع و مؤثر، برای یادگیری سریع، بسیار با ارزش است.مهارت تند خوانی شامل مهارت‌های زیر است:مهارت‌های خواندن کلمات به‌صورت گروهی (به‌صورت عبارت و جمله به‌جای مطالعه‌ی کلمه به کلمه)؛عدم تکرار کلمات هنگام خواندن متن در ذهن؛سطحی خواندن (مطالعه پاراگراف با هدف درک مفهوم کلی به‌جای مطالعه‌ی ریزبینانه)استفاده از ابزار راهنما (استفاده از یک مداد و خودکار برای دنبال کردن کلمات و سطرها هنگام خواندن)تند خوانی نیاز به تمرین دارد، اما زمانی که این مهارت به یک عادت در ذهن شما تبدیل شود، می‌توانید حجم انبوهی از اطلاعات را در بازه‌ی زمانی کوتاه مطالعه کنید.۲. کنترل محیط یادگیریهنگام یادگیری مطلبی جدید، گاهی همه‌چیز خوب پیش می‌رود و بسیار راحت مطلب را درک می‌کنیم، اما زمان‌هایی وجود دارند که انگار ذهن ما قفل می‌شود و سرعت یادگیری بسیار پایین می‌آید؛ همه‌ی ما این مسئله را تجربه کرده‌ایم. ساختار بدن ما برای خواب، دمای بدن و حتی توانایی ذهنی، ریتم و الگوی بیولوژیکی معینی دارد. زمان‌هایی را که هوشیاری و آگاهی شما در بالاترین حد ممکن قرار دارد، شناسایی کنید و در این زمان‌ها به یادگیری مطالب جدید بپردازید. محیط‌های بی‌نظم، پراسترس و ناامن قدرت نوآوری و هوشیاری شما را کاهش می‌دهند. برای اینکه در بهترین حالت یادگیری باشید، یک محیط منظم، امن و راحت را برای این کار انتخاب کنید. برای آرامش و تمرکز، نفس عمیق بکشید. مطالعات علمی حاکی از آن است که حتی دمای محیط نیز روی قدرت یادگیری ما تأثیر دارد. برای بهبود مهارت های یادگیری دمای محیط باید بین ۲۲ تا ۲۷ درجه‌ باشد.۳. یادداشت برداری کنیدتحقیقات ثابت کرده‌اند، تأثیر یادداشت برداری به کمک نوشتن با دست، بیشتر از تایپ با کیبورد در میزان یادگیری نقش دارد. سرعت نوشتن در مقایسه با تایپ کمتر است و همین مسئله، باعث تمرکز بیشتر روی اطلاعاتی می‌شود که درحال گوش دادن به آن‌ها هستیم. هنگام تایپ با کیبورد معمولا به مفهوم کلی اطلاعات توجه نمی‌کنیم و روی کلمات متمرکز می‌شویم. برای افزایش سرعت و قدرت یادگیری، مهارت یادداشت برداری به کمک نوشتن را در خود تقویت کنید. می‌توانید از نرم‌افزارهای مفیدی مثل evernote برای همگام‌سازی یادداشت‌های خود روی دستگاه‌های مختلف (لپ‌تاپ، تلفن همراه و…) استفاده کنید. این نرم‌افزار می‌تواند نوشته‌های دستی را اسکن کند و بخواند.۴. مدل‌های یادگیری خود را ترکیب کنیدیادگیری در هر فرد از چهار راه دیداری، شنیداری، خواندن/ نوشتن و لامسه (سبک‌های یادگیری VARK) انجام می‌شود. اگر سبک یادگیری شما دیداری است، یادگیری شما با مشاهده تصویری مطالب جدید به‌صورت عکس، نمودار یا پاورپوینت انجام می‌گیرد. اگر با گوش دادن سریع‌تر یاد می‌گیرید، گوش دادن به پادکست‌ها، مصاحبه‌ها و کتاب های صوتی در فرایند یادگیری شما مؤثر خواهند بود. سبک یادگیری برخی از افراد خواندن/ نوشتن است. این افراد با خواندن و یادداشت برداری از مطلب جدید، آن را یاد می‌گیرند. گروه آخر کسانی هستند که از حس لامسه برای یادگیری استفاده می‌کنند. لمس فیزیکی و تست کردن، یادگیری را در این گروه سرعت می‌بخشد. اگر روش یادگیری خود را به‌خوبی بشناسید، می‌توانید مناسب‌ترین سیستم را برای یادگیری خود انتخاب کنید و سرعت جذب و یادگیری اطلاعات را افزایش دهید. اگر طرفدار سرعت بیشتر هستید، تمام روش‌های چهارگانه را باهم ترکیب کنید. مثلا اگر درحال یادگیری برنامه نویسی هستید، حین خواندن کتاب آموزشی، مطالب را با صدای بلند تکرار کنید، یک نقشه‌ی ذهنی برای خود ترسیم کنید و بلافاصله کد موردنظر را روی کامپیوتر امتحان کنید.۵. ارتباط ذهنی ایجاد کنیدایجاد ارتباط بین چیزهایی که قبلا می‌دانستید با مطالب جدید، موجب یادگیری سریع شما می‌شود. استفاده از کلمات مخفف یا ساختن شعر برای به‌خاطرسپردن مراحل بازاریابی، استفاده از رنگ‌های موردعلاقه برای حفظ کردن الگوریتم و یا ایجاد یک تصویر خیالی برای به‌خاطرسپردن نام مشتری‌ها، تکنیک‌های ایجاد ارتباط ذهنی بین مطالب هستند. هر چه تعداد بیشتری از این تکنیک‌ها را بلد باشید، سرعت یادگیری شما بالاتر خواهد رفت.۶. به مغرتان تمرین بدهیدمغز هم مثل عضلات بدن است. هرچه بیشتر با آن تمرین کنید و از آن کار بکشید، بیشتر نتیجه خواهید گرفت. در پی یادگیری مطالب جدید باشید، برای مغرتان چالش‌های جدید ایجاد کنید و یا به وب‌سایت‌های جالبی مثل Lumosity وBrainHQ برای افزایش دقت، حافظه، تمرکز و سرعت ذهنی سر بزنید. هرچه مغز شما ورزیده‌تر شود، سرعت یادگیری شما هم بیشتر خواهد شد.۷. به موسیقی های موج آلفا گوش کنیدامواج مغزی انسان چهار الگو دارند: آلفا، بتا، تتا و دلتا. در سطح آلفا (بین ۸ تا ۱۳ هرتز) مغز ما بالاترین میزان تمرکز و بیشترین قدرت یادگیری را دارد. با گوش دادن به موسیقی در برخی موارد نه‌چندان دلنشین آلفا (مثل آهنگ‌های باروک) در حین یادگیری، مغز شما وارد این حالت خواهد شد (دوپینگ مغزی). اگر آهنگ‌های باروک را دوست ندارید، آهنگ‌های دیگر در فرکانس ۸ تا ۱۳ هرتز را امتحان کنید. بهتر است در حین یادگیری، ترانه گوش نکنید؛ چراکه متن ترانه ممکن است تمرکز شما را به بریزد.۸. تمرین ۶ ساعت بعد از یادگیریمالکولم گلدول، برای اولین بار در کتاب «تافته‌های جدابافته: داستان موفقیت» به مفهوم «تمرین آگاهانه و هدفمند» اشاره کرده است. در تمرین آگاهانه شما بر روی یادگیری مطلب تمرکز می‌کنید و با انجام تمرینات هدفمند دانسته‌ها و آموخته‌های خود را به‌چالش می‌کشید. در این کتاب، گلدول با کمک مفهوم تمرین هدفمند، علت پیشرفت افراد نخبه‌ و موسیقی‌دانان را توضیح می‌دهد.مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهند که تغییر آهسته‌ی روند تمرینات، به‌ویژه هنگام یادگیری مهارت های حرکتی، می‌تواند موجب سرعت گرفتن یادگیری شود. با تغییر آهسته‌ی تمرینات، اطلاعات موجود در حافظه با اطلاعات جدید تقویت شده و مطلب در مغز تثبیت می‌شود. بهترین زمان برای انجام تمرینات هدفمند، ۶ ساعت بعد از تمرین اول است، چراکه مغز برای تثبیت اطلاعات به ۶ ساعت زمان نیاز دارد.۹. عملی بیاموزید و آموخته‌هایتان را تجربه کنیدهیچ‌چیز به‌اندازه تجربه‌ی عملی در افزایش سرعت یادگیری، تأثیرگذار نیست. وقتی آنچه را در کتاب می‌خوانید، با دانش و تجربه‌ی عملی ترکیب کنید، نتیجه‌ی بهتری خواهید گرفت. به‌عنوان مثال، حتی اگر هزاران کتاب درمورد سرمایه گذاری در بورس مطالعه کرده باشید، تا زمانی‌که اولین سهم خود را در بورس خریداری کنید، به‌طور دقیق درک نخواهید کرد که این فرایند مستلزم چه مراحلی و سرمایه گذاری واقعی چگونه است. برای تجربه‌ی عملی و به‌کارگیری آن‌چه که یاد می‌گیرید، در آن غرق شوید! برای مثال، اگر درحال یادگیری زبان اسپانیایی هستید، می‌توانید چند ماه در شهر مکزیک زندگی کنید و در این مدت تا حد ممکن از صحبت به زبانی غیراسپانیایی پرهیز کنید (البته این مورد تا جایی که شرایط زندگی به شما اجازه می‌دهد، امکان‌پذیر خواهد بود.) تجربه‌ی عملی بیشتر از مطالعه‌ی کتاب و گوش دادن به فایل‌های صوتی، یادگیری شما را سرعت می‌بخشد.۱۰. آنچه را که یاد می‌گیرید، به شخص دیگری آموزش دهیدهنگام تدریس مطلب آموخته‌شده به فردی دیگری، حدود ۹۰ درصد آن مطلب در ذهن شما بازیابی و تثبیت می‌شود؛ به‌ویژه اگر این فرایند بلافاصله بعد از یادگیری مطلب جدید باشد، در یادگیری سریع شما تاثیر چشمگیری خواهد داشت. زمانی‌که اطلاعات و آموخته‌های خود را با فرد دیگری به‌اشتراک می‌گذارید، علاوه‌براینکه مطلب جدیدی به او آموزش می‌دهید، خودتان هم متوجه میزان تسلط‌تان بر موضوع و نقاط ضعف‌تان خواهید شد. سعی کنید این ۱۰ تکنیک را در خود نهادینه کنید و از تأثیر آن بر سرعت یادگیری‌تان شگفت‌زده شوید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 08:44:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مضرات سیگار</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D9%85%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1-nopntii1mqqb</link>
                <description>مضرات سیگار
منبع: گپچهلینک مطلب: مضرات سیگارسیگار می‌کشید؟ آیا از مضرات سیگار آگاه هستید؟ فرقی نمی‌کند روزی ۲ بار سیگار می‌کشید یا تبدیل به یک دودکش متحرک شده‌اید. در هر حال، مضرات سیگار، شما را به‌شدت تهدید می‌کند. سیگار حاوی تنباکوست. پس فرقی نمی‌کند روزی ۱ سیگار بکشید یا بیشتر. تنباکو برای بدن به‌شدت ضرر دارد؛ از مضرات سیگار می‌توان به ابتلا به بیماری‌ های ریوی از جملهعفونت ریه، سرطان ریه و همچنین افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی مثل حمله قلبی و … اشاره کرد. در این مقاله شما را با مضرات سیگار و آثار منفی متعدد آن برای سلامتی بدن آشنا خواهیم کرد.چقدر از مضرات سیگار آگاهید؟کشیدن تنباکو برای سلامتی بسیار مضر است. به هیچ عنوان نمی‌توان این ماده را دود کرد و سالم ماند. فرقی نمی‌کند که پیپ می‌کشید یا قلیان یا سیگار؛ در هر حال تنباکو دشمن درجه یک شماست. سیگار حاوی ۶۰۰ نوع ماده‌ی مختلف است. بسیاری از این مواد در سیگار برگ و قلیان هم پیدا می‌شوند. وقتی این ۶۰۰ ماده‌ی موجود در سیگار را آتش می‌زنید، بیش از ۷۰۰۰ ماده‌ی شیمیایی تولید می‌شود. بسیاری از این مواد سمی هستند و تقریبا ۶۹ مورد از آنها نیز باعث بروز سرطان می‌شوند. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای پیشگیری از مرگ و میر ناشی از آن است. اثرات سیگار بعضا فورا ظهور نمی‌کند اما عوارض و آثار مخربش برای سال‌های متمادی و طولانی در بدن باقی می‌ماند.سیگار بر کدام‌یک از ارگان‌های بدن اثر سوء می‌گذارد؟۱. دستگاه اعصاب مرکزییکی از مواد موجود در تنباکو، نیکوتین است. نیکوتین باعث تغییر خلق‌وخو می‌شود. نیکوتین در عرض چند ثانیه خودش را به مغز می‌رساند و برای مدتی باعث ایجاد انرژی در فرد می‌شود. اما وقتی اثرش از بین می‌رود، فرد احساس خستگیمی‌کند و نیاز به مصرف بیشتر دارد. نیکوتین به‌شدت اعتیادآور است و به همین خاطر ترک کردن آن، کار خیلی سختی است. نرسیدن نیکوتین به بدن روی عملکرد شناختی فرد هم اثر دارد و باعث می‌شود که او مضطرب، عصبی و دچارافسردگی بشود همچنین می‌تواند باعث بی خوابی  و سردرد هم برای فرد ایجاد کند.۲. دستگاه تنفسیوقتی دود وارد بدن می‌شود، موادی همراه با آن به بدن داخل می‌شوند که برای شُش‌ها بسیار مضرند. در طول زمان، این آسیب‌ها به مشکلات متنوعی می‌انجامد. علاوه بر عفونت و مشکلات مختلف ناشی از سیگار کشیدن، شُش‌های افراد سیگاری دچار وضعیت‌های مزمن و غیرقابل بازگشتی به شرح زیر هم می‌شود:آمفیزم: این مشکل به معنای از بین رفتن پارانشیم‌های ریوی است؛برونشیت مزمن: التهابی دائمی است که پوشش داخلی لوله‌های تنفسی شُش‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD): به مجموعه‌ای از مشکلات ریوی گفته می‌شود. سیگار کشیدن، آسم را هم بدتر می‌کند؛سرطان ریه.ممکن است، کنار گذاشتن تنباکو در آغاز موجب احتقان یا ناراحتی دستگاه تنفسی بشود و این قضیه تا بهبود یافتن راه‌های هوایی شُش‌ها کمی طول می‌کشد. افزایش تولید مخاط درست بعد از ترک سیگار، نشانه‌ی مثبتی مبنی بر بهبود یافتن سیستم تنفسی است. کودکانی که والدینی سیگاری دارند نسبت به کودکانی که والدین سیگاری ندارند، بیشتر در معرض سرفه کردن، خس خس سینه و حملات آسمی هستند. ضمن اینکه ابتلا به برونشیت و سینه پهلو هم در آنها بیشتر دیده می‌شود.۳. دستگاه قلبی-عروقیسیگار کشیدن تمام سیستم قلبی-عروقی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نیکوتین باعث تنگ شدن رگ‌های خونی می‌شود و در نتیجه در جریان خون، محدودیت به وجود می‌آید. در طول زمان، تنگ شدن رگ‌ها و آسیب‌دیدگی رگ‌های خونی باعثبیماری سرخرگ محیطی خواهد شد. سیگار کشیدن، فشار خون را هم بالا می‌برد، دیواره‌ی رگ‌های خونی را تضعیف می‌کند و لخته شدن بیشتر خون را به همراه دارد. همه‌ی اینها در کنار هم احتمال سکته‌ مغزی را افزایش می‌دهند. اگر سابقه‌ی بیماری‌ها و مشکلاتی نظیر: حمله‌ی قلبی، کار گذاشتن اِستِنت در رگ‌های خونی یا جراحی کنارگذر سرخرگ تاجی داشته باشید، با سیگار کشیدن بیشتر در خطر بروز مشکلات قلبی خواهید بود. مضرات سیگار فقط شامل آسیب دیدن سیستم قلبی-عروقی خود فرد نیست بلکه افراد بی‌گناه غیرسیگاری اطراف خود را نیز دچار مشکلاتی می‌کند. قرار داشتن در معرض سیگار دقیقا مانند این است که خود فرد غیرسیگاری، سیگار می‌کشد و خطراتی مانند: سکته‌ مغزی، حمله‌ی قلبی و بیماری‌های قلبی دیگر او را تهدید می‌کند. همان‌طور که می‌بینید، مضرات سیگار بی‌شمارند.۴. دستگاه پوششی (پوست، مو و ناخن)یکی از علائم بارز سیگار کشیدن، تغییرات پوستی است. مواد سازنده‌ی تنباکو باعث تغییر ساختار پوست می‌شوند. اخیرا مطالعه‌ای نشان داده است که سیگار کشیدن نقش جدی در ایجاد سرطان پوست دارد. ناخن‌های دست و پا هم از مضرات سیگار در امان نیستند. یکی دیگر از مضرات سیگار، ایجاد عفونت های قارچی است. ریزش مو، کچل شدن و سفید شدن موها نیز از عوارض سیگار است.۵. دستگاه هاضمهاز دیگر مضرات سیگار باید به امکان بروز سرطان دهان، گلو، سرطان حنجره و مِری اشاره کرد. سیگاری‌ها در خطر ابتلا بهسرطان لوزالمعده نیز هستند.حتی کسانی که پُک‌های عمیق به سیگار نمی‌زنند هم شدیدا در خطر ابتلا به سرطان دهان هستند. یکی دیگر از مضرات سیگار تأثیرات آن روی انسولین است و باعث افزایش احتمال مقاومت انسولینی می‌شود. به همین خاطر، فرد سیگاری بیشتر در معرض دچار شدن به دیابت نوع دوم و عوارض آن خواهد بود. نرخ دچار شدن به این بیماری در افراد سیگاری بیشتر از افراد غیرسیگاری است.۶. دستگاه تناسلی و تولید مثلنیکوتین باعث کاهش جریان خون در آلت تناسلی مردان و زنان است. در مردان، چنین موضوعی باعث کاهش فعالیت جنسی می‌شود. در زنان هم این امر موجب کاهش رضایت جنسی خواهد شد زیرا در روند آمیزش جنسی و رسیدن به ارگاسم اختلال ایجاد می‌کند. از سایر مضرات سیگار می‌توان به کاهش هورمون جنسی در زنان و مردان و نهایتا کاهش میل جنسی اشاره کرد. ترک کردن سیگار دشوار است اما به کمک پزشک می‌توانید به یک برنامه‌ی مطلوب برسید. از پزشک کمک بگیرید و بدانید که برای کنار گذاشتن سیگار، تعداد متنوعی از داروهای نسخه‌دار و بدون‌نسخه وجود دارد.سایر عوارض و مضرات سیگاریائسگی زودهنگام: زنان سیگاری زودتر از زنان غیرسیگاری یائسه می‌شوند. ضمن اینکه سیگار کشیدن باعث افزایش گرگرفتگی هم خواهد شد.اضطراب و تندمزاجی: دور ماندن از نیکوتین باعث کج‌خلقی و اضطراب هم می‌شود.بو گرفتن موها و بدن: بوی سیگار بسیار قوی است و روی مو و بدن باقی می‌ماند.زردی دندان‌: کشیدن سیگار در بلندمدت باعث زرد شدن دندان‌ها می‌شود و خطر التهاب و عفونت منجر به از دست دادن دندان و استخوان هم خواهد بود. علاوه‌بر دندان‌ها، ناخن‌ها و انگشتان افراد سیگاری هم زرد می‌شود.برونشیت: سیگاری‌ها و کسانی که در معرض دود آن هستند بیشتر به برونشیت مبتلا می‌شوند و به‌ویژه در کودکان، سایر مشکلات تنفسی مانند: سینه پهلو و بیماری سِل هم به وجود می‌آید.سرفه‌ متداوم:‌ سیگاری‌ها به دلیل آسیب‌دیدگی راه‌های هوایی در دستگاه تنفسی‌شان، زیاد سرفه می‌کنند.افزایش کلسترول: تنباکو، کلسترول خوب (HDL) را کاهش و کلسترول بد (LDL) را افزایش می‌دهد. ضمن اینکه کلسترول کلی و تری‌گلیسیرید (چربی‌ها بدن) را هم زیاد می‌کند.سیستم ایمنی: سیگار سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌کند و احتمال عفونت مثلا در مجاری تنفسی را افزایش می‌دهد.نازایی: هم مردان و هم زنانی که سیگار می‌کشند در معرض ناباروری دائم یا موقتی هستند.مشکل نعوظ: نعوظ به مقدار زیادی جریان خون نیاز دارد. اما نیکوتین، رگ‌ها را محدود می‌سازد و مشکلاتی در این زمینه به وجود می‌آورد.مشکلات دیابتی: سیگار کشیدن باعث افزایش مقاومت انسولینی است و به همین خاطر باعث احتمال ایجاد دو نوع دیابت در فرد می‌شود.لخته شدن خون: سیگار کشیدن، لختگی خون در نقاط مختلف بدن را زیادتر می‌کند و در نتیجه احتمال سکته‌ی قلبی، مغزی و لخته شدن خون در شُش (آمبولی ریه) بالاتر می‌رود.مشکلات بینایی: یکی دیگر از مضرات سیگار، ایجاد مشکلاتی نظیر: دژنراسیون وابسته‌به‌سن ماکولا، آب مروارید و آب سیاه است.کاهش حس بویایی و چشایی: سیگار کشیدن زیاد، این دو حس را در بدن از بین می‌برد و اشتها را هم کم می‌کند.سرطان ریه: سیگار به شکل محسوسی باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه در زنان و مردان است و در میان سرطان‌ها هم این مورد بیش از سایرین، قربانی می‌گیرد.تنگی رگ‌های خونی: رگ‌های خونی با سیگار کشیدن تنگ می‌شود و مشکلاتی مثل افزایش فشار خون، سکته‌ قلبی و مغزی را در پی دارد.سرطان دهانه‌ رحم: زنان سیگاری بیشتر در خطر ابتلا به سرطان دهانه‌ رحم هستند.چروک پوست صورت: کم شدن جریان خون در پوست مانع از تغذیه درست آن می‌شود. سایر مواد موجود در سیگار هم باعث پیری زودرس خواهد شد.مشکلات زایمان و بارداری: سیگار باعث افزایش احتمال سقط جنین است. آسم، عفونت گوش و مرگ جنین هم از عوارض سیگار کشیدن مادر است. مشکلات رشد، کمبود اکسیژن و نقص‌های جسمی در بدن جنین هم عوارض دیگری از سیگار کشیدن مادر است.سرطان خون: در مقایسه با افراد غیرسیگاری، سیگاری‌ها بیشتر در معرض ابتلا به سرطان خون ازجمله لوکمیا هستند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 15:49:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترک اعتیاد</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-qihezwczvdt7</link>
                <description>ترک اعتیاد
منبع: گپچهلینک مطلب: ترک اعتیادزمانی‌ که با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کنید، ترک آن از نظر خودتان یک هدف غیرممکن به‌نظر می‌رسد. مهم نیست تا چه حد غرقِ اعتیاد شده باشید، اما رهایی از آن هیچ‌وقت غیرممکن نیست. با درمان درست، حمایت اطرافیان و یافتنِ دلیل اصلی اعتیاد، تغییر امکان‌پذیر است. حتی اگر برای ترک اعتیاد تلاش کرده‌اید و موفق نشده‌اید، نباید امیدتان را از دست بدهید. قطعا برای رهایی از اعتیاد، موانعی وجود دارند که باید آنها را پشت سر بگذارید، اما همین‌ که به ترک اعتیاد فکر کنید، یعنی در مسیر بهبود گام برداشته‌اید.غلبه بر اعتیاد: تصمیم‌گیری برای تغییربرای بسیاری از کسانی که گرفتارِ اعتیاد هستند، گام نخست یا «تصمیم‌گیری برای تغییر» سخت‌ترین گام خواهد بود. اگر احساس می‌کنید آمادگیِ تغییر را ندارید، نگران نباشید، چون این تردید کاملا طبیعی محسوب می‌شود. ترک اعتیاد مستلزم تغییرات زیادی است، مثلا تغییر در:نحوه‌ی مقابله با استرس؛نحوه‌ی گذراندن اوقات فراغت؛نحوه‌ی انتخاب دوست؛نحوه‌ی تفکر درباره‌ی خودتان.با وجود اینکه می‌دانید ماده‌ی مخدری که گرفتارش هستید در زندگی شما مشکل‌ساز شده است اما، طبیعی است که برای ترکش به کشمکش درونی دچار شوید. ترک اعتیاد به زمان، انگیزه و حمایت اطرافیان احتیاج دارد. شما حق دارید قبل از شروع درمان، موقعیت شخصی خودتان را ارزیابی کنید.فکر کردن به تغییرمراقب زمان و میزان مصرف‌تان باشید تا بتوانید به نقش اعتیاد در زندگی‌تان بهتر پی ببرید.فهرست معایب و مزایای ترک اعتیاد، همین‌طور هزینه‌ها و مزایای عدم ترک اعتیاد را تهیه کنید.به چیزهایی که در زندگی برای‌تان مهم هستند، فکر کنید: همسر، فرزندان، شغل، سلامتی و علایق‌تان. اعتیاد شما چه تأثیراتی بر آنها خواهد گذاشت؟نظرِ فردی را که به او اعتماد دارید درباره‌ی اعتیادتان بپرسید.از خودتان بپرسید چه چیزهایی مانع تغییر شما می‌شوند و چه چیزهایی می‌توانند به تغییر شما کمک کنند؟آمادگی برای ترک اعتیاد در ۵ مرحله‌ی مهمدلایل ترک اعتیاد را به خودتان یادآوری کنید.تلاش‌های گذشته‌ی خود را برای ترک اعتیاد بررسی کنید. اقدامات اثربخش یا بی‌فایده را شناسایی کنید.اهداف دقیق و قابل اندازه‌گیری‌ای را برای خودتان مشخص کنید، مثلا روز خاصی برای آغاز ترک اعتیاد یا محدودیت‌هایی برای مصرف مواد مخدر.تمام چیزهایی را که یادآور اعتیاد شما هستند از خانه، محل کار و مکان‌های دیگر دور کنید.به خانواده و دوستان‌ خود اعلام کنید که قصد ترک اعتیاد دارید و از آنها تقاضای حمایت کنید.آشنایی با گزینه‌های درمانیپس از اینکه تصمیم به ترک اعتیاد گرفتید، وقتِ آن است که به‌دنبال گزینه‌های درمانی‌تان بروید. هنگام سنجیدن گزینه‌های درمانی به‌یاد داشته باشید که: هیچ درمانی برای همه اثربخش نیست. افراد مختلف نیازهای متفاوتی دارند. درمان اعتیاد باید با موقعیت فرد معتاد متناسب باشد. یافتن یک برنامه‌‌ی درست برای ترک اعتیاد بسیار مهم است. در پروسه‌ی درمان نباید صرفا به اعتیاد فرد پرداخته شود. اعتیاد کل زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از جمله روابط، شغل، بهداشت و سلامت روانی. موفقیت درمان به خلق یک مسیر جدید برای زندگی و یافتن دلایلِ اصلی روی آوردن به اعتیاد بستگی دارد. برای نمونه، ممکن است وابستگی به مواد مخدر ناشی از عدم‌ توانایی فرد در مدیریت استرس باشد که در این صورت، فرد باید راه‌های سالم‌تری را برای مقابله با موقعیت‌های استرس‌زا پیدا کند. تعهد و پیگیری برای به نتیجه رساندن پروسه‌ی درمان مهم است. ترک اعتیاد یک پروسه‌ی سریع و آسان نیست. به‌طور کلی، هرچه سابقه‌ی اعتیاد فرد طولانی‌تر باشد، پروسه‌ی درمان او هم طولانی‌تر خواهد بود. در هر صورت، مراقبت‌های طولانی‌مدت تکمیلی برای بهبود، حیاتی هستند.مکان‌های بسیاری برای دریافت کمک وجود دارند. همه‌ی افراد به سم‌زدایی مراقبت‌شده‌ی پزشکی یا اقامت طولانی‌مدت در مراکز ترک اعتیاد نیاز ندارند. مراقبتی که فرد معتاد به آن نیاز دارد به عوامل مختلفی بستگی خواهد داشت، از جمله سن، سابقه‌ی اعتیاد و شرایط پزشکی یا روانی. علاوه بر پزشکان و روان‌شناسان، بسیاری از روحانیون، مددکاران اجتماعی و مشاوران برای درمان اعتیاد خدماتی را ارائه می‌کنند. زمانی که تصمیم به ترک اعتیاد گرفتید، علاوه بر ترک، برای هرگونه مشکل پزشکی یا روانی‌ِ دیگری هم که به آن دچارید، کمک بگیرید. شانس موفقیت شما در ترک اعتیاد با درمان یکپارچه‌، بیشتر می‌شود. لب کلام این است که فرد معتاد از یک تیم یا مرکز درمانی، خدمات ترک اعتیاد و سلامت روان را توأم دریافت کند.درخواست کمکسعی نکنید به‌تنهایی اعتیاد خود را ترک کنید. موفقیتِ هر رویکرد درمانی، به داشتن مشوق و پشتیبان بستگی دارد. هرقدر اطرافیان بیشتری برای دل‌گرمی و مشورت داشته باشید، شانس بهبودی‌تان بیشتر می‌شود. به حمایت خانواده و دوستان نزدیک خود امید داشته باشید. حمایت این افراد سرمایه‌ی باارزشی در فرایند بهبود است. اگر به‌خاطر ناکامی‌های گذشته‌تان در ترک اعتیاد، تمایلی به پناه‌ آوردن به عزیزان خود ندارید از مشاور درخواست کمک کنید. با انسان‌های سالم روابط اجتماعی برقرار کنید. اگر زندگی اجتماعی شما در گذشته به مواد مخدر متکی بوده است، چاره‌ای جز قطع روابط ناسالم و ایجاد روابط جدید نخواهید داشت. ایجاد رابطه با دوستان سالم و دل‌سوز که از شما در پروسه‌ی درمان حمایت کنند، بسیار مهم است. سعی کنید در یک کلاس ثبت‌نام کنید، در رویدادهای اجتماعی مشارکت داشته باشید و به گروه‌های مدنی بپیوندید یا در انجمن‌های خیریه داوطلبانه شرکت کنید. به کمپ‌های ترک اعتیاد بروید. این کمپ‌ها فضای امن و مجهزی را برای گذراندنِ دوران بهبودی فراهم می‌کنند، به‌ویژه برای کسانی که سرپناهی ندارند یا در محیطی زندگی می‌کنند که بیشتر افراد آلوده به مواد مخدر هستند. جلسات درمانی را جدی بگیرید. به کمپ‌های ترک اعتیاد که دارای تابلو و مجوز رسمی از سازمان بهزیستی هستند مراجعه کنید و در جلسات آزاد آنها شرکت کنید تا با تجربیات دیگران در زمینه‌ی ترک اعتیاد و اقداماتی که برای پاک ماندن‌ انجام داده‌اند، آشنا شوید. سپری کردن زمان با کسانی که مشکل شما را درک می‌کنند و مسیر بهبود را طی کرده‌اند، بسیار مؤثر است.یادگیریِ روش‌های سالم برای مقابله با استرسپس از فکر کردن به تغییر و شروع درمان، همچنان باید با مشکلاتی مواجه شوید که منجر به اعتیاد شما شده‌اند. آیا در گذشته برای فرونشاندن احساسات دردناک، آرام کردن خودتان پس از یک روز سخت یا فراموش کردن مشکلات‌، از مواد مخدر استفاده کرده‌اید؟ زمانی‌ که پروسه‌ی درمان را آغاز می‌کنید، ممکن است دوباره سروکله‌ی این احساسات منفی (که قبلا تلاش می‌کردید با مواد مخدر سرکوب‌شان کنید)، پیدا ‌شود. برای موفقیتِ درمان، ابتدا باید مشکلات زیربنایی زندگی‌تان را حل کنید. زمانی‌ که مشکلات زیربنایی زندگی‌تان را حل کردید، گاهی‌ اوقات ممکن است استرس، تنهایی، ناامیدی، خشم، شرمساری واضطراب را تجربه کنید، اما فراموش نکنید که تمامی این احساسات طبیعی هستند. یافتن راه‌های سالمِ مقابله با این احساسات هنگام بروز آنها، بخش مهمی از درمان و بهبود شما خواهد بود.از بین بردن استرس بدون مواد مخدراعتیاد معمولا از تلاش‌های نادرست برای مدیریت استرس نشأت می‌گیرد. بسیاری از افراد برای آرام کردن خودشان پس از اتفاقات استرس‌زا و تلخ یا سرپوش گذاشتن روی خاطرات و احساسات دردناک، به الکل و مواد مخدر پناه می‌آورند، اما برای مدیریت استرس، راه‌های سالم‌تری هم وجود دارد. شما می‌توانید مشکلات‌تان را بدون اتکا به اعتیاد مدیریت کنید. استراتژی‌های سریع و متنوعِ مقابله با استرس برای برخی از افراد بهتر از دیگران جواب می‌دهد. نکته‌ی مهم این است که استراتژی مناسب خودتان را پیدا کنید. زمانی‌ که به توانایی خودتان برای مقابله‌ی سریع با استرس اطمینان پیدا کنید، مواجهه با احساسات شدید دیگر مانند گذشته، تهدیدآمیز یا دردناک نخواهد بود.ورزش کنید. پیاده‌رویِ سریع می‌تواند برای تغییر روحیه‌ی شما کافی باشد. یوگا و مدیتیشین هم روش‌های خوبی برای سرکوب استرس و یافتن تعادل هستند.از محیطی که در آن با استرس مواجه شده‌اید، دوری کنید. از نور آفتاب، هوای تازه و تماشای مناظر زیبای بیرون لذت ببرید.سعی کنید از نوازش گربه، سگ یا هر حیوان خانگی دیگری که دارید، آرامش بگیرید.از حس بویایی‌تان بهره بگیرید. گل‌ها یا دانه‌های قهوه را بو کنید یا از بوییدن عطری لذت ببرید که خاطرات شیرینی از گذشته را به‌یاد شما می‌آورد. چشمان‌تان را ببندید و آن خاطرات شیرین را تجسم کنید تا استرس را از خودتان دور کنید.از خودتان پذیرایی کنید. برای خودتان چای بریزید، به گردن و شانه‌هایتان نرمش بدهید. دوش آب گرم بگیرید.محرک‌ها و تمایلات شدید خود را کنترل کنیدبهبود شما به پاک شدن‌تان ختم نمی‌شود. مغز شما برای بهبود و بازسازیِ ارتباطات گذشته به زمان احتیاج دارد. حین این بازسازی، ممکن است دوباره به مصرف مواد مخدر تمایل پیدا کنید، اما می‌توانید با دوری از افراد، مکان‌ها و موقعیت‌هایی که محرک تمایل شما به مصرف مواد هستند، از روند بهبود خود پشتیبانی کنید. از دوستانی که مواد مصرف می‌کنند دوری کنید. با این افراد معاشرت نکنید. با کسانی رابطه داشته باشید که از تصمیم شما برای ترک اعتیاد حمایت می‌کنند، نه کسانی‌ که تلاش می‌کنند شما را به عادت‌های مخرب گذشته سوق بدهند. از نوشیدن مشروبات الکلی اجتناب کنید. مشروبات الکلی موجب تضعیف خویشتن‌داری و قضاوت شما می‌شوند و تضعیف این دو به‌راحتی شما را به مصرف مواد مخدر سوق می‌دهد. متأسفانه دستیابی به مواد مخدر چندان دشوار نیست و وسوسه‌ی مصرف مواد حتی در دوران درمان نیز زیاد خواهد بود. پس بهترین کار این است که از هرگونه موقعیت و محیطی که به‌نحوی با مواد مخدر در ارتباط است، دوری کنید. اطلاعات درستی را درباره‌ی سابقه‌ی اعتیاد خود به درمان‌گر بدهید. اگر از مصرف داروهای مسکن منع شده‌اید، اما به خدمات پزشکی یا دندان‌پزشکی نیاز دارید و درد می‌کشید، صادقانه بگویید و درخواست کمک کنید تا راه‌چاره‌ای به شما پیشنهاد بشود یا حداقلِ داروهای لازم برای شما تجویز شوند. شما هرگز نباید به‌خاطر اعتیادی که گریبان‌گیر شما بوده است، احساس شرم یا حقارت کنید یا از مصرف دارو برای تسکین درد منع شوید. در صورت مشاهده‌ی چنین رفتارهایی، برای ترک اعتیاد باید به مراکز دیگری مراجعه کنید. در استفاده از داروهای نسخه‌دار محتاط باشید. از این داروها اجتناب کنید یا اگر مجبور به استفاده از آنها هستید، به‌شدت جانب احتیاط را رعایت کنید. داروهایی که وسوسه‌ یا احتمالِ سوءاستفاده از آنها بالاست، عبارتند از: مسکن‌ها، قرص‌های خواب‌آور و داروهای ضد اضطراب.مقابله با تمایل به مصرف مواد مخدرگاهی‌‌ اوقات نمی‌توان جلوی تمایلات را گرفت، بنابراین آشنایی با راه‌های مقابله با این وسوسه‌ها مهم و ضروری است:خودتان را سرگرم فعالیتی کنید که حواس‌تان را پرت ‌کند: کتاب بخوانید، با دوستان‌تان ملاقات کنید، به سینما بروید، خودتان را غرق یک سرگرمی‌ کنید، پیاده‌روی یا ورزش کنید. زمانی که خودتان را سرگرم این کارها کنید، میل به مصرف مواد مخدر کاهش می‌یابد.درباره‌ی این تمایل با دیگران صحبت کنید: هر زمان که تمایل به مصرف مواد مخدر به سراغ‌تان آمد، این موضوع را با دوستان یا اعضای خانواده در میان بگذارید. صحبت کردن می‌تواند در شناسایی دقیق منبع این تمایل، بسیار مفید باشد. مزیت دیگر صحبت کردن این است که معمولا باعث فرونشاندن این تمایل مخرب می‌شود و به حفظ تعهد شما برای ترک اعتیاد کمک می‌کند. بنابراین، نباید تمایل به مصرف مواد مخدر احساس بدی را در شما ایجاد کند، چون به‌راحتیِ صحبت کردن با دیگران می‌توانید با آن مقابله کنید.مِیل‌سواری کنید: بسیاری از افراد تلاش می‌کنند در برابر تمایلات خود مقاومت کنند، در حالی‌ که برخی از این تمایلات آن‌قدر قوی هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. زمانی که با این تمایلات مواجه می‌شوید، بهتر است مثل یک موج‌سوار روی امواج تمایلات منفی سوار شوید تا اوج بگیرند، بشکنند و سرانجام به امواج کف‌آلودِ ضعیف تبدیل شوند. به این تکنیک «میل‌سواری» می‌گویند.افکارتان را به چالش بکشید و آنها را تغییر بدهید: بسیاری از افراد هنگام مواجهه با میل شدید به مصرف مواد، فقط اثراتِ مثبت مواد مخدر را به‌یاد می‌آورند و عواقب منفی آن را فراموش می‌کنند. بنابراین، بهتر است به خودتان یادآوری کنید که اگر دوباره به مواد روی بیاورید، حال‌تان بهتر نخواهد شد و هر تلاشی که برای ترک اعتیاد کرده‌اید، به هدر خواهد رفت. مهم‌تر از همه، عزیزان‌تان را ناامید می‌کنید. برای اینکه این عواقب را فراموش نکنید، می‌توانید آنها را روی یک کارت کوچک بنویسید و همیشه همراه خود داشته باشید.این چهار راه‌کار از سوی «مؤسسه‌ی ملی سوءمصرف مشروبات الکلی و اعتیاد به الکل» اقتباس شده است. یک زندگی معنادار و عاری از مواد مخدر بسازید. شما می‌توانید با داشتنِ فعالیت‌ها و علایقی که به زندگی‌تان معنا می‌دهند، از خودتان در برابر وسوسه‌های بازگشتن به اعتیاد، محافظت کنید. بسیار مهم است که به کارهایی مشغول شوید که از انجام‌شان لذت می‌برید و به شما احساس مفید بودن می‌دهند. زمانی که زندگی شما پُر از فعالیت‌های مفید و هدفمند شود، دیگر اعتیاد جذابیتی برای شما نخواهد داشت. یک سرگرمی جدید پیدا کنید: کارهایی را انجام بدهید که شما را به تخیل و خلاقیت وامی‌دارند. خودتان را سرگرم کارهایی کنید که همیشه دوست داشتید روزی آنها را انجام بدهید. سرپرستی یک حیوان خانگی را قبول کنید: بله! پذیرفتن یک حیوان خانگی مسئولیت مهمی است، اما این احساس را به شما می‌دهد که موجود دیگری شما را دوست دارد و به مراقبت‌هایی که از او می‌کنید نیازمند است. به‌ علاوه، وجود حیوان خانگی باعث می‌شود به‌خاطر او از خانه بیرون بروید و فعالیت جسمانی‌تان را بیشتر کنید. عضو فعالی از جامعه‌ی خود باشید: مشارکت و فعالیت در گروه‌های اجتماعی سالم را جایگزینِ اعتیاد خود کنید. داوطلبانه در مساجد، انجمن‌های خیریه و هر جای دیگری که وجودتان می‌تواند برای دیگران مفید باشد، شرکت کنید. اهداف معناداری را برای خودتان تعیین کنید: داشتن هدفی که به امید رسیدن به آن تلاش کنید مانند پادزهر قدرتمندی در برابر اعتیاد عمل می‌کند. مهم نیست این اهداف چه باشند بلکه مهم این است که شما اهدافی دارید و برای رسیدن به آنها مصمم هستید. مراقب سلامتی‌تان باشید: ورزش منظم، خواب کافی و عادات غذایی سالم به بالا نگه‌داشتن سطح انرژی و پایین نگه‌داشتن سطح استرس شما کمک می‌کنند. هر چقدر بیشتر بتوانید سالم بمانید و احساس جسمانی خوبی داشته باشید، پاک ماندن‌تان آسان‌تر خواهد شد.اجازه ندهید عود کردن اعتیاد بر شما مسلط شودعود کردن اعتیاد، بخش رایجی از فرایند ترک اعتیاد است. با اینکه عود کردن این بیماری اتفاق ناامیدکننده‌ای است، اما می‌تواند فرصتی برای مرور اشتباهات‌ گذشته، شناسایی محرک‌های بیشتر و اصلاح روند درمان باشد. چه عواملی باعث عود اعتیاد می‌شوند؟ محرک‌های متنوعی می‌توانند افراد را در معرضِ بازگشت به الگوهای مخرّب قدیمی قرار بدهند. دلایل یا زمینه‌های عود اعتیاد برای هر فردی متفاوت از دیگری است. برخی از دلایل رایج آن عبارتند از:احساسات منفی (خشم، غم، آسیب روحی یا استرس)؛احساسات مثبت (اینکه بخواهید حال‌تان از آن‌چه که هست بهتر بشود)؛ناراحتی جسمی (عوارضِ ترک اعتیاد یا درد فیزیکی)؛آزمودنِ خویشتن‌داری («من می‌تونم فقط یک نخ سیگار بکشم و وسوسه نشم»)؛مشاجره با دیگران (جروبحث با همسر، خانواده یا دوستان نزدیک)؛فشارهای جامعه برای مصرف (تصور اینکه مصرف مواد مخدر چیز غیر معمولی نیست)؛مهمانی‌ها و اوقات خوش با خانواده با دوستان.نکته‌ی مهمی که باید به‌یاد داشته باشید این است که عودِ اعتیاد به معنای شکست مطلق درمان نیست. هرگز امیدتان را از دست ندهید. با پزشک یا مشاور خود تماس بگیرید و دوباره در جلسات ترک اعتیاد شرکت کنید. زمانی که دوباره برای ترک اعتیاد آمادگی پیدا کردید به محرک‌هایی که سبب عود اعتیاد شما شدند، گام‌هایی که اشتباه برداشتید و گام‌هایی که می‌توانستید بردارید، فکر کنید. هر زمان که اراده کنید می‌توانید دوباره پروسه‌ی ترک اعتیاد را از نو شروع کنید و از تجربه‌ی شکست‌های پیشین خودتان و دیگران برای تقویت تعهد دوباره‌ی خودتان بهره بگیرید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 15:47:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مشاوره کودک ؟</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-ksqnzsj5eyzh</link>
                <description>چرا مشاوره کودک ؟منبع: گپچهلینک مطلب: چرا مشاوره کودک ؟خانواده بیشترین تأثیر ممکن را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. آگاهی والدین از شیوه های تربیتی و خصوصیات رشدی کودک در هر سن تأثیر بسیار زیادی در نوع برخورد و رفتار آن‌ها با فرزندشان دارد. بی‌شک تمام والدین خواهان بهترین شیوه تربیتی برای فرزندان خود هستند و تلاش می‌کنند تا امکانات لازم را برای رفاه فرزندان خود تأمین کنند. اما گاهی والدین غافل از این هستند که توجه بیش از حد به کودک خود و مطابق میل کودک رفتار کردن و پاسخ مثبت دادن به تمام خواسته‌های کودکشان در همه شرایط می‌تواند چه عواقب و پیامدهایی داشته باشد. سؤال این است که آیا در همه شرایط باید به خواسته‌های کودک جواب مثبت داد؟ همه روزه شاهد مراجعه حضوری و یا تماس های تلفنی والدین به مراکز مشاوره هستیم که از دغدغه های ذهنی‌شان و یا مشکلاتی که در برخورد با فرزندشان دارند صحبت می‌کنند و خواستار راهکارهایی برای حل مشکل و برخورد مناسب با فرزندشان هستند. مسائلی مانند زورگویی کودک در محیط خانواده و مدرسه، ترس کودکان، لجبازی، گریه و پافشاری بر خواسته خود، عدم تمرکز کودک، بیش فعالی، خجالتی بودن، پرخاشگری کودک، اضطراب جدایی، آموزش مهارت های ارتباطی به کودکان، انتخاب بازی و اسباب بازی های مناسب هر سن، پاسخ به سؤالات جنسی کودکان و … ازجمله مواردی هستند که اکثر والدین با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند و دغدغه بسیاری از والدین است.روانشناسان کودک می‌توانند آگاهی و شناخت لازم و کافی را درزمینه مسائل تربیتی کودک، شیوه های تربیتی، برخورد مناسب با رفتارها و مشکلات کودکان و همچنین اطلاعات لازم را درباره نیازهای رشدی کودکان در سنین مختلف در اختیار والدین بگذارند تا والدین بتوانند بهترین و مناسب ترین برخورد را در برابر رفتارهای مشکل‌آفرین فرزندانشان داشته باشند.سوالات متداول از روانشناسان کودکبه سؤالات و کنجکاوی‌های جنسی فرزندان چگونه پاسخ دهیم ؟با حسادت فرزندان نسبت به برادر و خواهر کوچک‌تر چه رفتاری داشته باشیم ؟چه چیزی باعث دروغ‌گویی کودکان می‌شود ؟چگونه می‌توانیم الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشیم ؟آیا شیطنت و انرژی بسیار زیاد کودکان را می‌توان به بیش‌فعالی نسبت داد ؟در مقابل زورگویی و پرخاشگری کودکان چه رفتاری مناسب است ؟آیا همیشه اصرار و پافشاری کودکان برای به‌ دست آوردن خواسته‌هایشان لجبازی است ؟چگونه کودک را متوجه رفتار بد خویش کنیم ؟تنبیه کردن کودکان به چه روش‌هایی امکان‌پذیر است ؟چه سنی برای شروع آموزش به کودکان مناسب‌تر است ؟کودک من چرا اسباب‌بازی‌های خود را پرت می‌کند ؟آیا من بازی‌ها و آموزش‌های لازم سن فرزندم را می‌دانم ؟با اضطراب جدایی کودکان چگونه رفتار کنیم ؟طلاق والدین را به چه روشی برای فرزندان توضیح دهیم ؟چرا بعضی از کودکان مهد رفتن را دوست ندارند ؟چه کنیم که پرخاشگری در فرزندان باقی نماند ؟آیا باید تمام خواسته‌های کودکان را برآورده کنیم ؟گفتن جملاتی مانند تو بچه‌ی بدی هستی، دیگه دوستت ندارم و… چه پیامدهایی دارد ؟ناهماهنگی شیوه‌های تربیتی پدر و مادر چه تاثیری بر کودکان می‌گذارد ؟برخورد مناسب با ترس کودکان چیست ؟روانشناس کودک خوب چه ویژگی هایی دارد؟روان شناس بعد از تسلط بر حال والدین و همراه کردن آن‌ها با خودش از آن‌ها می‌خواهد که خود را معرفی کنند. روانشناس لازم است که سن، جنسیت و اگر کودک نقص جسمانی یا روانی دارد این‌ها را در نظر بگیرد. ارتباط کودک و والدین را چک کند. بپرسد که چه کسانی کنار هم در یک خانه زندگی می‌کنند. از اعتراض های والدین فهرستی تهیه کند. روان شناس خوب باید متوجه باشد که اساس بدرفتاری کودک به چه چیزی برمی‌گردد؟ آیا والدینش ناخودآگاه زمینه ی یک رفتار را مهیا می‌کنند؟ اغلب والدین در مورد مسائلی همچون خواب، تغذیه، دفع ادرار و مدفوع، مهارت های کلامی و غیرکلامی بچه‌ها مثل حرف زدن، راه رفتن، بازی کردن و …، خصلت های متأثر از هوش و ذکاوت، روال رشد جسمی، عقلی، جنسی و … سؤال هایی در مورد زمان و کیفیت این توانمندی ها می‌پرسند. روانشناس توصیه های لازم جهت بهبود محیط زندگی کودک، نحوه آموزش او، نحوه ارتباط عاطفی با او، گفت‌وگوی متناسب با سن کودک و پیام های آموزنده ای که احساس آرامش و امنیت کودک را مختل نکند را به والدین ارائه می‌کند. روان شناسی که به امور کودک مسلط باشد، تکنیک های مناسبی را به والدین آموزش می‌دهد که به افزایش رفتار مطلوب کودک، کاهش رفتار نامطلوب کودک یا شکل‌دهی تدریجی رفتار خاص در کودک منجر می‌شود.راهکارهای روانشناسی کودکوالدین با شکایت های مختلف با لحن های مختلف با هیجاناتی از قبیل ناراحتی، نگرانی، ترس و یا عصبانیت تماس می‌گیرند و دنبال مشورت و راه حل هستند. مشاور در دقایق اول صحبت، علاوه بر دلگرمی دادن به آن‌ها، به هیجان آن‌ها دقت می‌کند و در آن لحظه اولویت رسیدن والدین به آرامش است. روان شناس خوب به والدین در مورد ۴ نکته احساس مثبت امنیت و اعتماد می‌دهد:اول اینکه والدین را درک می‌کند و دلسوز آن‌هاست.دوم اینکه دلسوز کودک است و نیت بدی به سمت کودک ندارد.سوم اینکه والدین را بابت رفتارهای خوبشان تحسین می‌کند.چهارم اینکه درصورتی‌که برخورد والدین جان کودک را تهدید نکرده است، احساس عذاب نکنند و به این روانشناس اعتماد کنند.اهمیت مشاوره کودک و توجه والدیندوران کودکی زمان شکل‌گیری شخصیت، به وجود آمدن عادات مختلف و پیشگیری از بروز مشکلات در آینده فرد است. این دوران، دوره بازی، جنب و جوش، کنجکاوی و اساسی‌ترین مرحله برای رشد و ساخته شدن شخصیت کودک است. متأسفانه بی توجهی برخی والدین به دوران کودکی و شیوه‌های صحیح تربیت فرزند، اثرات جبران ناپذیری را برای آینده کودکان به بار می‌آورد. رفتارهایی مثل لج بازی، جیغ زدن و گریه‌های مداوم، پاسخ‌های مناسبی از سمت والدین دارند که باید با کمک مشاوران و روان‌شناسان آن‌ها را بیاموزند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 15:44:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجبیل و لاغری</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%B2%D9%86%D8%AC%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C-ksi1valp6ovn</link>
                <description>زنجبیل و لاغریمنبع: گپچهلینک مطلب: زنجبیل و لاغریزنجبیل ریشه‌ای است که طعمی تند و حالتی ترد دارد. خواص زنجبیل برای سلامتی بسیار است. یکی از فواید زنجبیل، توانایی‌اش در کاهش وزن و از بین بردن چربی‌های دور شکم است. این مقاله را بخوانید تا بیشتر با رابطه‌ی زنجبیل ولاغری آشنا شوید.پژوهش‌ها درباره‌ی رابطه‌ی زنجبیل و لاغری چه می‌گویند؟براساس آیورودا (نوعی علم باستانی در هندوستان که در آن از گیاهان طبی، ماساژ ویوگا برای سلامتی و درمان بیماران استفاده می‌شود) مصرف ریشه‌ی زنجبیل می‌تواند به کنترل وزن کمک کند و تحقیقات نیز خواص زنجبیل برای لاغری را تأیید کرده‌اند. در مطالعه‌ای که نتیجه‌ی آن در سال ۲۰۱۴ در مجله‌ی دانش غذا و کشاورزی به چاپ رسید،‌ دسته‌ای از موش‌ها که اضافه‌وزن داشتند، مورد آزمایش قرار گرفتند. به این موش‌ها به‌مدت ۳۰ روز مکمل جینجرول (ترکیبی که در زنجبیل یافت می‌شود) داده شد و آنها توانستند پس از این مدت وزن‌شان را کاهش بدهند. سطح قند خون و لپتین در این موش‌ها نسبتا کاهش یافته بود. لپتین ترکیبی است که در احساس سیری پس از صرف وعده‌‌ی غذایی مؤثر است و می‌تواند در لاغری نقش مثبتی داشته باشد. محققان نتیجه گرفتند زنجبیل می‌تواند مانع چاقی ناشی از رژیم‌های غذایی سرشار از چربی شود و می‌توان از زنجبیل به‌عنوان مکملی برای درمان چاقی استفاده کرد. براساس مطالعات دیگری که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ی پزشکی و دارویی اروپا منتشر شد، تأثیر زنجبیل بر لاغری با داروی لاغری ارلیستات برابر بود. همچنین زنجبیل از طریق بالا بردن کلسترول مفید خون (HDL) در کاهش سطح کلسترول خون تأثیر قابل توجهی دارد. با قدرتی که زنجبیل بر احساس سیری و هضم مناسب غذا دارد، نقشش در کاهش وزن تعجب‌آور نیست.خواص زنجبیل برای از بین بردن چربی دور شکمزنجبیل علاوه بر نقشش در کاهش وزن، به آب کردن شکم و پهلو نیز کمک می‌کند. اگر می‌خواهید شکم شش تکه داشته باشید، زنجبیل می‌تواند به شما کمک کند و بر عوامل ایجاد چربی دور شکم تأثیر بگذارد. این عوامل می‌تواند شامل پرخوری، تغییرات هورمونی و کمبود انرژی برای انجام تمرینات ورزشی باشد. زنجبیل باعث احساس سیری در شما می‌شود و به لطف این ویژگی زنجبیل، کمتر برای پرخوری وسوسه می‌شوید. زنجبیل به‌عنوان یک ماده‌ی طبیعی کاهش اشتها، در کاهش وزن به شما کمک می‌کند. زنجبیل تقریبا فاقد کالری است و می‌تواند به‌طور تازه یا به همراه غذا و نوشیدنی‌ها مصرف شود. تغییرات هورمونی و استرس مزمن می‌تواند باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول در خون شود. نتیجه‌‌ی این امر خروج دستگاه ایمنی و سوخت‌وساز بدن از حالت تعادل است. افزایش سطح کورتیزول خون می‌تواند به افزایش وزن منتهی شود و آب کردن چربی شکم و پهلو را دشوارتر کند. براساس مقاله‌ای که در بولتن بیولوژیکی و دارویی در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید، زنجبیل می‌تواند تولید کورتیزول را سرکوب کند. مصرف زنجبیل می‌تواند به بازگشت تعادل به بدن‌تان کمک کند و باعث شود راحت‌تر وزن‌تان را کاهش بدهید. طعم تیز و منحصربه‌فرد زنجبیل می‌تواند به‌طور طبیعی انرژی‌تان را از لحاظ جسمی و روانی افزایش بدهد.خواص زنجبیل برای افزایش سوخت وساز بدنبراساس مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد زنجبیل در کنار خاصیت سیرکنندگی خود، خاصیت گرمازایی هم دارد. غذاهای گرمازا با افزایش دمای بدن به افزایش سوخت‌وساز و کالری‌سوزی کمک می‌کنند. International Journal of Obesity  متذکر شده است که مصرف غذاهایی که خاصیت گرمازایی دارند،‌ می‌تواند ابزار بالقوه‌ای برای کاهش وزن باشد. این غذاها باعث افزایش مصرف انرژی و اکسیداسیون چربی می‌شوند و در مسیر کاهش وزن مانع کاهش سرعت سوخت‌وساز می‌شوند. در این مطالعه تفاوت صبحانه‌ی حاوی یک نوشیدنی زنجبیل (۲ گرم پودر زنجبیل حل‌شده در آب داغ) با صبحانه‌ای فاقد آن و تأثیرش بر مصرف انرژی و احساس سیری در مردانی که اضافه‌وزن داشتند، مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات حاکی از تأثیر چشمگیر زنجبیل در حرارت‌زایی است و شرکت‌کنندگانی که نوشیدنی حاوی زنجبیل مصرف کرده بودند، کمتر احساس گرسنگی می‌کردند، درنتیجه غذای مصرفی‌شان کاهش یافته بود. این نتایج حاکی از تأثیر بالقوه‌ی زنجبیل در لاغری است.نحوه‌ی مصرف زنجبیل برای کاهش وزناگر می‌خواهید از اثرات شگفت‌انگیز زنجبیل برای کاهش وزن بهره‌مند شوید، می‌توانید زنجبیل را به روش‌های زیر مصرف کنید.پیش از غذا خوردن یک تکه‌ی نازک زنجبیل بجوید. این کار به تنظیم سوخت‌وساز، تحریک هضم غذا، کاهش سطح کورتیزول و افزایش انرژی کمک می‌کند.تکه‌‌ی کوچکی زنجبیل را رنده و با کمی آب لیمو ترش و نمک ترکیب کنید. قبل از وعده‌های غذایی کمی از این ترکیب را مصرف کنید. این کار باعث کنترل اشتهای شما می‌شود و به هضم غذا کمک می‌کند. علاوه‌بر آن از خواص لیمو ترش هم بهره‌مند می‌شوید.زنجبیل یکی از ادویه‌های مناسب برای لاغری است. هر زمانی که خواستید مصرف زنجبیل‌تان را افزایش بدهید، می‌توانید از آن به‌عنوان یک طعم‌دهنده در غذاهایتان استفاده کنید. پختن زنجبیل به‌مدت کوتاه و در حدود ۶ دقیقه می‌تواند فواید آن را برای سلامتی افزایش بدهد. خوشبختانه زنجبیل طعم دلپذیری دارد و نیازی نیست طعم آن را در غذایتان پنهان کنید.زنجبیل تازه را برش بدهید و در انواع غذاها، سوپ‌‌ها و سُس‌ها بریزید. این کار طعم تند و خوبی به غذایتان می‌دهد و در کنار آن به حفظ سلامتی‌تان هم کمک می‌کند. بهترین زمان برای افزودن زنجبیل به غذا، مراحل انتهایی پخت است. اگر زنجبیل خیلی زود به غذا اضافه شود، در اثر فرایند پخت مقداری از جینجرول خود را از دست می‌دهد. پختن زنجبیل به‌مدت چند دقیقه باعث می‌شود آنتی‌اکسیدان‌های موجود در زنجبیل آزاد شوند.یک راه خوب دیگر برای افزایش مصرف زنجبیل در زندگی روزمره‌، درست کردن چای لیموترش و زنجبیل است. نوشیدن دو یا سه وعده از این چای در روز می‌تواند زنجبیل دریافتی‌تان را افزایش بدهد. درضمن درست کردن این نوشیدنی آسان است و طعم خوبی نیز دارد. لیموترش نیز می‌تواند به کاهش وزن کمک کند. برای تهیه‌ی چای لیموترش و زنجبیل می‌توانید ۵ سانتی‌متر ریشه‌ی زنجبیل را با یک لیتر آب، ۳۰ میلی‌لیتر لیمو ترش و ۵ میلی‌لیتر عسل مخلوط کنید. برای درست کردن این نوشیدنی، زنجبیل را با آب جوش به‌مدت ۵ دقیقه مخلوط کنید و درپوشی روی آن قرار بدهید. پس از خنک شدن ترکیب حاصل، عسل و لیمو را اضافه کنید و از خواص عسل و لیمو نیز بهره ببرید. همچنین می‌توانید به جای آب جوش از چای سبز برای تهیه‌ی این نوشیدنی استفاده کنید.با مصرف زنجبیل چقدر وزن کم می‌کنیم؟مصرف زنجبیل نمی‌تواند به سرعت وزن‌تان را کاهش بدهد. تأثیرات مصرف زنجبیل آهسته و تدریجی است. عجول نباشید و کمی صبر کنید تا از اثرات زنجبیل بهره‌مند شوید. گاهی اوقات از دست دادن حتی پانصد گرم در ماه نیز می‌تواند دستاورد بزرگی باشد. باید به یاد داشته باشید که روند کاهش وزن‌تان علاوه‌بر زنجبیل به موارد دیگری مانند ورزش، تغذیه، استرس و عوامل وراثتی نیز وابسته است. برای بهره‌مندی بهتر از فواید زنجبیل باید سایر روش‌های کاهش وزن را نیز به کار ببندید تا زودتر به نتیجه‌‌ی دلخواه‌تان برسید.چگونه روند کاهش وزن را سرعت ببخشیم؟در قدم اول مصرف چربی‌های ناسالم، غذاهای فرآوری‌شده، فست‌فودها، شکر و قند را متوقف کنید. همچنین با مصرف مواد غذایی زیر می‌توانید با سرعت بیشتری وزن‌تان را کاهش بدهید. برخی مواد غذایی می‌توانند به شما در کاهش وزن کمک کنند. روغن نارگیل،‌ زیره، سرکه‌ سیب، لیمو ترش و آب آن، چای سبز، عسل و دارچین و برخی از ادویه‌ها در روند کاهش وزن مؤثرند.کارهای زیر نیز می‌توانند به شما در کاهش وزن کمک کنند.تحرک داشته باشید. با ۴ یا ۵ وعده تمرین ورزشی ملایم در هفته می‌توانید سوخت‌و‌ساز بدن‌تان را افزایش بدهید. اگر برای انجام تمرینات ورزشی زمان کافی در اختیار ندارید، ۲۰ تا ۴۰ دقیقه پیاده‌ روی در روز نیز می‌تواند تأثیرات چشمگیری در سلامتی و تناسب اندام‌تان داشته باشد.تمرینات تناوبی (اینتروال) انجام بدهید. در این شیوه‌ی تمرینات ورزشی، تمرینات پُرفشار و کم‌فشار به تناوب انجام می‌شوند. براساس تحقیقات این شیوه از تمرینات ورزشی سرعت سوزاندن چربی‌ها را می‌تواند تا ۳۶ درصد افزایش بدهد.زنجبیل علاوه‌بر کاهش وزن، به درمان التهاب، کاهش حالت تهوع، بهبود گوارش و نابودی سلول‌های سرطانی کمک می‌کند. همچنین با درست کردن چای زنجبیل می‌توانید بدن خود را سم‌زدایی و با بسیاری از امراض مبارزه کنید. پودر زنجبیل را می‌توان ماه‌ها نگهداری کرد. بهترین شرایط برای نگهداری پودر زنجبیل قرار دادن آن در ظرف شیشه‌ای سر بسته و در مکانی تاریک و خنک است. ریشه‌ی زنجبیل تازه را می‌توان تا سه هفته در یخچال نگهداری کرد. همچنین می‌توان ریشه‌ی زنجبیل را به‌مدت ۶ ماه در فریزر نگهداری و در مواقع موردنیاز مصرف کرد. بیشتر افراد می‌توانند از فواید زنجبیل بهره‌مند شوند، اما زنجبیل گزینه‌ی مناسبی برای همه‌ی افراد نیست. ممکن است زنجبیل با برخی داروها تداخل داشته باشد و تأثیراتی منفی بر سلامت افراد بگذارد.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 15:38:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1-obypdj2sti0t</link>
                <description>تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر
منبع: گپچهلینک مطلب: تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تربسیاری از افراد با ثبت‌نام در باشگاه‌های ورزشی به دنبال عضله‌سازی و تناسب اندام هستند. بسیاری دیگر با اینکه وقت باشگاه رفتن ندارند، هفته‌ای چند بار پیاده‌روی می‌کنند تا استقامت‌شان بالا برود. خیلی‌ها هم اگرچه نه باشگاه می‌روند و نه پیاده‌روی می‌کنند، به شدت در حسرت اندکی وقت اضافه هستند تا هیکل‌شان را روی فرم بیاورند. اما آیا همین‌قدر که در صدد دستیابی به اندام ایده‌آل هستید، به سلامت مغز و تقویت حافظه‌ی‌تان هم فکر می‌کنید؟ آیا می‌دانستید با بهبود قدرت حافظه، سرعت یادگیری‌تان افزایش می‌یابد و در سنین پیری از ابتلا به بیماری آلزایمر در امان خواهید ماند؟ در این مقاله با ما همراه باشید تا با ۸ روش تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر که البته بسیار ساده و بی‌دردسر هستند، آشنا شوید.۱. کار کشیدن از حافظهتوآیلا ثارپ (Twyla Tharp)، رقصنده‌ و طراح رقص مشهور آمریکایی، در زمینه‌ی تمرین حافظه به نتایج جالبی دست یافته است. وی می‌گوید هر وقت پای تماشای اجراهایی که خودش طراحی کرده می‌نشیند، سعی می‌کند ۱۲ تا ۱۴ مورد از اصلاحاتی را که قصد دارد بعدتر با گروهش در میان بگذارد، حفظ کند. چنانچه فکر می‌کنید حفظ کردن این تعداد اصلاحات، کار شاقی نیست، سخت در اشتباه هستید. ثارپ در کتاب عادت خلاق ادعا می‌کند اغلب مردم فقط می‌توانند حداکثر سه مورد از اصلاحات را به یاد بیاورند.مقصود ثارپ این است که یاد بگیرید نکات مورد نظرتان را یادداشت نکنید، بلکه به ذهن بسپارید و سپس سعی کنید هر نکته را از حفظ با دیگران به بحث بگذارید. پژوهش‌هایی که پیرامون قدرت مغز انجام شده‌اند نیز به تأثیر مثبت این تمرین اذعان دارند. فعالیت‌های ذهنی، به ویژه فعالیت‌هایی که عملکرد مغز را در تمامی سطوح (دریافت، یادآوری و تفکر) تحریک می‌کنند، موجب بهبود بهره‌وری مغز می‌شوند. شاید با خودتان بگویید ما که طراح رقص نیستیم، پس این تمرین به دردمان نمی‌خورد. اما شاید در موقعیتی قرار بگیرید که لازم باشد در مورد یک سخنرانی اظهار نظر کنید یا ممکن است دوست‌تان علاقه‌مند باشد درباره‌ی آثار جالبی که در بازدید اخیرتان از فلان موزه مشاهده کردید، گپ بزنید. موقعیت‌هایی از این قبیل، فرصت‌های بسیار مناسبی هستند تا ماهیچه‌های مغزتان را ورزش دهید. تکرار، ساده‌ترین راهکاری است که در یادآوری هر چیزی مؤثر است. فرض کنید با شخص جدیدی به اسم سیاوش آشنا شده‌اید. وقتی سیاوش خودش را معرفی کرد، بهتر است به جای اینکه بگویید «از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.» از جمله‌ی «سیاوش، از آشنایی باهات خوش‌وقتم.» استفاده کنید تا با تکرار اسم طرف مقابل، اسمش را راحت‌تر به خاطر بسپارید.۲. تکرار مداوم یک کار جدیدوقتی خودتان را به انجام مداوم یک کار جدید عادت می‌دهید، مسیرهای عصبی جدیدی در مغز شکل می‌گیرند که موجب می‌شوند در انجام کارهای جدید، کارآمدتر و پرسرعت‌تر ظاهر شوید. یک کودک سه ساله به طور حتم آنقدر بزرگ شده که بتواند قاشق و چنگال دست بگیرد. اما فقط کافی است کودک دلبندتان را موقع غذا خوردن به حال خودش رها کنید تا ببینید چه افتضاحی به بار می‌آورد. کودکان در این سن اگرچه می‌توانند قاشق و چنگال دست بگیرند، هنوز قادر نیستند با قاشق و چنگال، شبیه بزرگ‌ترها غذا بخورند، اما سعی می‌کنند با تکرار مداوم این رفتار که البته در تمرین‌های اولیه چیزی جز کثیف‌کاری نیست، روش صحیح غذا خوردن با قاشق و چنگال را یاد بگیرند. با تکرار مداوم این رفتار، مسیرهای عصبی جدیدی در مغز کودک شکل می‌گیرند و موجب می‌شوند کودک در نهایت یاد بگیرد شبیه بزرگ‌ترها غذا بخورد.حتما دل‌تان می‌خواهد بدانید بزرگسالان چطور می‌توانند مغزشان را به تشکیل مسیرهای عصبی جدید وادار کنند؟ قدم اول این است که انجام هیچ کاری را به تعویق نیندازید. شاید بگویید عادت به تعویق انداختن امور چنان در رفتارتان ریشه کرده که نمی‌توانید ترکش کنید. اما برای اینکه موتورتان راه بیفتد، پیشنهاد می‌کنیم کاری را انتخاب کنید که معمولا طرفش نمی‌روید. سپس به انجام قسمت کوچکی از این کار مشغول شوید. از آنجایی که این کار کوچک در راستای تکمیل همان کار بزرگ‌تری است که معمولا طرفش نمی‌رفتید، تشکیل مسیرهای عصبی جدید در مغز به تدریج آغاز می‌شود. مثلا چنانچه عادت ندارید میز تحریرتان را مرتب کنید و همیشه انجام این کار را به تعویق می‌اندازید، می‌توانید با مرتب کردن فقط یک برگ کاغذ شروع کنید. یعنی از بین انبوه وسایلی که روی میز تحریرتان جمع شده است، یک برگ کاغذ بردارید و همان یک برگ را سر جایش قرار دهید. حتی می‌توانید برای شروع، بدون اینکه به کاغذ مورد نظر دست بزنید، فقط تصمیم بگیرید چه بلایی سرش بیاورید: آیا لازم است این کاغذ را دور بریزید یا داخل کِشو قرار دهید؟ در این مرحله، نیازی نیست کاغذ مورد نظر را در سطل آشغال بیندازید یا به داخل کِشو منتقل کنید، فقط کافی است در موردش تصمیم بگیرید. با همین اقدام خیلی خیلی کوچک می‌توانید دست به کار شوید و مطمئن باشید تشکیل مسیرهای عصبی جدید در مغز به تدریج آغاز می‌شود. با ادامه‌ی این روند، به تدریج از فردی تنبل که عادت دارد انجام هر کاری را به لحظه‌ی آخر موکول کند، به فردی زبر و زرنگ تبدیل خواهید شد که هر کاری را به وقتش انجام می‌دهد.۳. یادگیری یک مهارت جدیدبدیهی است که هرچه بیشتر از مغزتان کار بکشید، عملکرد مغز بهبود می‌یابد. مثلا یادگیری یک ساز جدید موجب خواهد شد در تبدیل اطلاعات دیداری (نُت موسیقی) به یک کار عملی (نواختن ساز) مهارت بیشتری پیدا کنید. یا مثلا یادگیری یک زبان جدید، مغزتان را با طرز تفکری متفاوت مواجه خواهد کرد و ناگزیرتان می‌کند خودتان را به شیوه‌ی دیگری ابراز کنید. حتی می‌توانید یک قدمِ بلندتر بردارید و به یادگیری رقص اقدام کنید. مطالعات نشان داده است یادگیری رقص در سالخوردگان به پیشگیری از آلزایمر کمک می‌کند.۴. دنبال کردن برنامه‌های آموزشی پرورش مغززمانی که روی کاناپه لم داده‌اید نیز می‌توانید با بهره‌گیری از دنیای اینترنت، عملکرد مغزتان را بهبود ببخشید. مطالعات بالینی نشان داده است برنامه‌های آموزشی پرورش مغز نظیر BrainHQ موجب تقویت حافظه می‌شوند و کمک‌تان می‌کنند سریع‌تر فکر کنید. با مراجعه به آدرس www.brainhq.com می‌توانید بازی‌‌هایی انجام دهید که گفته می‌شود روی عملکرد مغز، تأثیر مثبت می‌گذارند.۵. ورزش کردناحتمالا از همان اول که شروع به خواندن این مقاله کردید، منتظر بودید به این مورد برسید. ورزش نه تنها در سلامت جسمانی مؤثر است، بلکه موجب تقویت حافظه نیز می‌شود. فقط ۲۰ دقیقه ورزش به پردازش اطلاعات و عملکرد حافظه کمک می‌کند. همچنین با ورزش می‌توانید روند تشکیل اتصالات عصبی جدید در مغز را سرعت ببخشید. خلاصه اینکه ورزش به یادگیری سریع‌تر و افزایش سطح هوشیاری می‌انجامد و همگی این فواید فقط با تحرک بدنی حاصل می‌شود. چنانچه از جمله افرادی هستید که به طور منظم ورزش نمی‌کنید و از اینکه مغزتان را از فواید ورزش محروم کرده‌اید، احساس گناه می‌کنید، توصیه می‌کنیم از برنامه‌های ورزشی پرورش مغز نظیر Exercise Bliss غافل نشوید. با دنبال کردن آموزش‌هایی که در برنامه‌ی Exercise Bliss ارائه می‌شود، می‌توانید ورزش کردن را به راحتی آب خوردن به یک عادت دلپذیر تبدیل کنید.۶. معاشرت با خانواده و دوستانچنانچه قصد دارید از توانایی شناختی مطلوبی برخوردار شوید، پس حتما سعی کنید در زندگی‌تان روابط معنی‌دار برقرار کنید. هم‌صحبتی با دیگران و هم‌نشینی با افرادی که دوست‌شان دارید، موجب می‌شود واضح‌تر فکر کنید و خُلق‌تان باز شود. افراد برونگرا از برقراری ارتباط با دیگران فایده‌ی مضاعف می‌برند. ماریا بریلاکی (Maria Brilaki) که نویسنده‌ی اصلی این مقاله است، می‌گوید در یکی از کلاس‌هایی که در دانشگاه استنفورد تجربه‌ کرد، یاد گرفت افراد برونگرا از طریق صحبت کردن با دیگران سعی می‌کنند به درک صحیح‌تری از افکار خود برسند و در واقع با این رفتار، افکار خود را پردازش می‌کنند. ماریا می‌گوید استادش در کلاس تعریف کرد که وقتی نتیجه‌ی آزمون شخصیتش را دید، حسابی تعجب کرده بود، چرا که همیشه فکر می‌کرده خصلت درونگرایانه دارد، اما نتیجه‌ی آزمون ثابت کرده بود که از جمله افراد برونگرا به شمار می‌رود. از آن زمان به بعد، استاد ماریا متوجه شد که چقدر هم‌صحبتی با دیگران به ساماندهی افکارش کمک می‌کند و به این ترتیب بود که موقعیت جدیدش را به عنوان یک فرد برونگرا پذیرفت.۷. جدول حل نکردنهر وقت حرف از راهکارهای تقویت حافظه می‌شود، بسیاری از ما به فکر جدول حل کردن می‌افتیم. جدول حل کردن موجب تقویت فصاحت و روانی کلام می‌شود، اما مطالعات نشان داده است این فایده به تنهایی برای تقویت حافظه کافی نیست. جدول حل کردن اگرچه فعالیت سرگرم‌کننده‌ای است، در تقویت حافظه آنقدرها هم که تصور می‌شود، مؤثر نیست. البته، چنانچه از روی سرگرمی به جدول حل کردن روی آورده‌اید، پس حتما به این فعالیت مفرح ادامه دهید. اما چنانچه به امید تقویت حافظه جدول حل می‌کنید، بهتر است به فعالیت دیگری مشغول شوید که در تقویت مغز کارآمدتر باشد.۸. تغذیه‌ سالمخوراکی‌هایی نظیر ماهی، میوه و سبزیجات به عملکرد مطلوب مغز کمک می‌کنند. جالب است بدانید شکلات تلخ نیز در تقویت عملکرد مغز مؤثر است. وقتی شکلات می‌خورید، مغز دوپامین آزاد می‌کند. دوپامین موجب می‌شود سریع‌تر یاد بگیرید و راحت‌تر به خاطر بیاورید. همچنین، شکلات حاوی فلاونول‌ و آنتی‌اکسیدان است که به تقویت عملکرد مغز کمک می‌کنند. پس هر وقت به انجام فعالیت‌های ذهنی دشوار مشغول می‌شوید، یک تکه‌ی کوچک شکلات تلخ بخورید تا مغزتان سرحال‌تر شود. اکنون که با روش‌های تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر آشنا شدید، وقتش است که از همین حالا دست به کار شوید. امیدواریم با مطالعه‌ی این روش‌ها ترغیب شده باشید سبک زندگی‌تان را بهبود ببخشید. فقط کافی است راهکارهایی را که یاد گرفتید به کار ببندید تا باهوش‌تر از قبل زندگی کنید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 15:34:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل تصمیم‌گیری غلط</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%B7-ezahiocc8tjv</link>
                <description>دلایل تصمیم‌گیری غلطمنبع: گپچهلینک مطلب: دلایل تصمیم‌گیری غلطفکر می‌کنید در یک روز عادی چند بار تصمیم می‌گیرید؟ ده بار؟ شاید هم صد بار؟ به‌ باور روان‌شناس‌ها تعداد این تصمیم‌ها خیلی بیشتر از چیزی است که فکر می‌کنیم، چیزی حدود هزار بار! اما چقدر در تصمیم گیری مهارت داریم؟ چه چیزهایی می‌توانند بر تصمیم ما تأثیر منفی بگذارند؟ همراه ما باشید. در این مقاله می‌خواهیم پاسخ چنین سؤال‌هایی را بررسی کنیم. بعضی از تصمیماتی که می‌گیریم، اثر مهم و مستقیمی بر مسیر زندگی‌مان دارند (مثل تصمیم‌گیری درمورد رفتن به دانشگاه، ازدواج کردن یا بچه‌دار شدن) و بعضی دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند (مثل تصمیم‌گیری درمورد غذایی که قرار است برای ناهار بخوریم). بعضی از این تصمیم‌ها در زندگی‌ ما اثر مثبتی می‌گذارند (رشته‌ای انتخاب می‌کنیم که کار خوبی نصیب‌مان می‌کند) و بعضی دیگر خیر (غذایی که برای ناهار انتخاب کردیم، انتخاب خوبی نبود و سر دل‌مان می‌ماند). اگر گذشته را مرور کنیم و به بعضی از تصمیمات بدی که گرفته‌ایم فکر کنیم، کم‌وبیش فکرمان درگیر این موضوع می‌شود که دقیقا چه چیزی باعث شد که آن تصمیم را بگیریم؟ تصمیم‌هایی که حالا می‌توانیم به‌وضوح اثرات منفی و بدشان را ببینیم و به‌ خاطر بیاوریم. مثلا چرا با کسی ازدواج کردیم که انتخاب نامناسبی برای‌ ما بود؟ چرا درحالی که صاحب چهار فرزند هستیم، آن خودروی جمع‌وجور و گران‌قیمت را خریدیم؟ پاییز گذشته، هنگام خریدن این شلوار جینِ فاق‌بلند بدقواره،حواس‌مان کجا بود؟همهٔ ما، کمتر یا بیشتر با سؤال‌هایی مثل این‌ مواجه می‌شویم. احتمالا در آینده هم تصمیم‌های بدی خواهیم گرفت و بعضی مواقع، این مسئله گریزناپذیر است، اما اگر بتوانیم رویه‌ای را که در پس این تصمیم‌های بعضا غیرمنطقی وجود دارد، بشناسیم، می‌توانیم احتمال تصمیم‌گیری غلط را کمتر کنیم. عواملی وجود دارند که به اخذ تصمیم‌های غلط دامن می‌زنند و شناخت این عوامل روی طرز فکر ما تأثیر خواهد داشت. با این طرز فکر جدید، می‌توانیم احتمال تصمیم‌گیری صحیح را افزایش دهیم. درادامه سه عامل اصلی را که منجر به تصمیم‌گیری غلط می‌شوند، بررسی خواهیم کرد.۱. میانبرهای ذهنی که می‌توانند ما را به دام بیندازنداگر قرار بود که راجع‌ به تمامی سناریوهای احتمالی که قرار است با تصمیم‌ ما پیش بیایند، فکر کنیم، تعداد کارهایی که می‌توانستیم درطول روز انجام دهیم، بسیار کم می‌شد. مغز ما برای تصمیم‌گیری سریع و مقتصدانه به چند میانبُرِ شناختی متوصل می‌شود که با اصطلاح «مکاشفه‌ای» شناخته می‌شوند (مکاشفه‌ای یا ابتکاری، به انگلیسی heuristic: روشی برای حل مشکلات است که در آن با درس گرفتن از تجربیات گذشته، به راهکارهایی کاربردی برای پیدا کردن راه‌حل می‌رسیم). این قوانین ذهنی بیشتر متکی بر تجربه هستند و این امکان را به ما می‌دهند که سریع‌ و در بیشتر مواقع درست قضاوت کنیم. اما استفاده از این قوانین ذهنی می‌تواند اثرات بدی به همراه داشته باشد و به تفکر آشفته و تصمیم‌‌گیری بد بینجامد. لنگراندازی جانب‌گیرانه» مثالی از این میان‌بُر ذهنی است. خیلی از مردم در موقعیت‌های گوناگون نقطهٔ شروع اولیه‌ای را به‌عنوان لنگر مورداستفاده قرار می‌دهند تا بعد از میزان قرار دادن آن، به ارزشِ نهایی چیزی یا برآوردشان از آن برسند. مثلا شخصی را در نظر بگیرید که قصد خرید خانه دارد. او می‌داند که حدود قیمت خانه در محلهٔ موردنظرش ۳۵۰ میلیون تومان است. او احتملا مبنا را بر همین قیمت می‌گذارد و براساس آن سر قیمت خانه‌ای که قصد خریدنش را دارد چانه می‌زند. آموس توِرسکی و دنیل کاهنمن برای اثبات این قانون ذهنی آزمایشی انجام داده‌اند. آنها گردونه‌ای را در مقابل شرکت‌کنندگانِ آزمایش قرار دادند که دارای اعداد صفر تا صد بود. گردونه چرخانده می‌شد هر یک از شرکت‌کنندگان عددی دریافت می‌کرد؛ سپس از آنها سؤال می‌شد که حدس می‌زنند چند کشور از قارهٔ آفریقا به سازمان ملل تعلق دارند؟. نتیجه این شد که در بیشتر موارد، افرادی که عدد بالاتری از گردونه دریافت کرده بودند، حدس می‌زدند که تعداد زیادی از کشورهای این قاره به سازمان ملل تعلق دارند؛ عکس این قضیه نیز در افرادی که اعداد پایین‌تری دریافت کرده بودند صادق بود.حال سؤال مهمی که پیش می‌آید این است که چطور می‌توانیم آثار منفی این تصمیم‌گیری‌های مکاشفه‌ای و جانب‌گیرانه را به حداقل برسانیم؟ بنابر توصیهٔ افراد صاحب‌نظر، برای این کار باید آگاهی و شناخت‌مان را از وجود چنین تصمیم‌هایی بیشتر کنیم. فرضا، در لنگراندازی جانب‌گیرانه، می‌توانیم به‌جای اتکا به برآوردی به‌خصوص، محدوده‌ای از برآوردهای تقریبی داشته باشیم. مثلا تصور کنید که می‌خواهیم خودرو بخریم. در این حالت بهتر است به‌ جای اینکه حدود قیمت نوع خاصی از خودرو را در ذهن داشته باشیم، محدوده‌ای از قیمت‌های معقول را برای آن مشخص کنیم. مثلا اگر بدانیم که خودروی شاسی‌بلندی با اندازه و امکانات موردنظر ما، تقریبا بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان قیمت دارد، می‌توانیم موقع خرید خودرو، تصمیم بهتر و عاقلانه‌تری بگیریم.۲. نقش مقایسه‌های فکرنشده در تصمیم‌گیری‌های بداز کجا می‌توانید بفهمید که برای خرید تبلت سرتان کلاه نرفته است؟ یا مثلا از کجا می‌توانید بفهمید هزینه‌ای که بابت خرید یک لیتر شیر پرداخته‌اید، منصفانه بوده است؟ مقایسه، یکی از ابزارهای اصلی ما برای تصمیم‌گیری است. جواب این دو سؤال هم به همین مقایسه برمی‌گردد. شما از قبل قیمت عُرف تبلت یا یک لیتر شیر را می‌دانید و آن را با قیمتی که به شما می‌گویند مقایسه می‌کنید تا بهترین انتخاب یا تصمیم ممکن را داشته باشید. در حقیقت، ما برای ارزش‌گذاری اقلام مختلف، از مقایسهٔ آنها با دیگر اقلام استفاده می‌کنیم.اما اگر مقایسه‌هایمان بد باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ یا اگر اقلامی که به‌عنوان معیاری برای مقایسه از آنها استفاده می‌کنیم، نماینده‌های مناسبی نباشند، چه؟ مثلا این سؤال را در نظر بگیرید: برای اینکه چیزی را ۵۰ هزار تومان ارزان‌تر بخرید، حاضرید چقدر به خودتان زحمت بدهید؟ فرضا اگر قیمت جنسی ۱۵۰ هزار تومان باشد و کسی به شما بگوید که با ۱۵ دقیقه رانندگی بیشتر، می‌توانید همان جنس را ۵۰ هزار تومان ارزان‌تر بخرید، به احتمال زیاد این کار را می‌کنید. اما حالا فرض کنید که قیمت جنسی ۱ میلیون تومان باشد؛ باز هم حاضرید برای ۵۰ هزار تومان ارزان‌تر خریدن آن زحمت رانندگی بیشتر را به خودتان بدهید؟ جواب بیشتر مردم به این سؤال منفی است. چرا؟ ۵۰ هزار تومان ارزان‌تر، چه درمورد جنس اول و چه در مورد جنس دوم، برای ما ارزشی برابر دارد. ما در موقعیت‌هایی شبیه به این، گرفتار مقایسهٔ بد می‌شویم. مثلا اینجا مقایسهٔ هزینهٔ پرداختی با هزینه‌ای که  پس اندازمی‌شود، ما را به این نتیجه می‌رساند که ۵۰ هزار تومان کمتر برای جنس اول قابل‌ملاحظه است و برای جنس دوم خیر. وقتی پای تصمیم‌گیری درمیان باشد، اغلب بدون آنکه واقعا راجع‌ به گزینه‌هایی که پیش رو داریم فکر کنیم، تند و سرسری مقایسه می‌کنیم و به تصمیم نهایی می‌رسیم. اگر می‌خواهیم گرفتار تصمیم‌های بد نشویم، باید به منطق و سبک و سنگین کردن گزینه‌های پیش رو متوصل شویم.۳. تأثیر خوشبینی زیاد بر گرفتن تصمیم‌های بدشاید کمی عجیب به نظر برسد، اما مردم نوعی خوشبینی ذاتی دارند که می‌تواند تصمیم‌گیری خوب و عاقلانه را مختل کند.تالی شاروت در مطالعه‌ای بسیار جالب، از افراد سؤال کرد که احتمال رخ دادن وقایع ناخوشایندی مثل ابتلا به بیماری یا مورد سرقت قرار گرفتن خود را چقدر می‌دانند؟ بعد از آنکه هر شخص پیش‌بینی احتمالی‌ خود را بیان کرد، درصد واقعی احتمال وقوع چنین وقایعی در اختیارشان گذاشته شد. طبق نتایج این مطالعه، این‌طور به نظر می‌رسد که وقتی مردم بفهمند خطر رخ دادن واقعه‌ای بد، کمتر از چیزی است که فکر می‌کردند، اطلاعات جدید را قبول و پیش‌بینی‌شان را براساس آن اصلاح می‌کنند. اما از سوی دیگر، اگر بفهمند که خطر بروز واقعهٔ بد بیش از برآوردشان است، به آن توجه نمی‌کنند و اطلاعات جدید را نادیده می‌گیرند. شخصی را تصور کنید که فکر می‌کند خطر مرگ به‌واسطهٔ مصرف دخانیات ۵ درصد است. حالا اگر به او بگوییم که این خطر در واقعیت نزدیک به ۲۵ درصد است، به‌سادگی آن را نادیده می‌گیرد و روی حرف خودش می‌ماند. بخشی از خوش‌بینی بیش‌ازحد ما ریشه در این باور ذاتی دارد که فکر می‌کنیم مرگ برای همسایه است و اتفاق‌های بد، فقط برای دیگران رخ می‌دهد. وقتی خبرمان می‌کنند که برای کسی اتفاق ناخوشایندی افتاده است، اغلب به‌دنبال اشتباهاتی می‌گردیم که احتمالا از آن شخص سر زده‌اند و باعث شده‌اند که آن اتفاق برایش بیفتد. با این مقصر دانستن قربانیان حادثه، درحقیقت خودمان را از پذیرش این واقعیت که ما هم مثل هر شخص دیگری، در معرض وقایع ناخوشایند قرار داریم، مصون می‌کنیم.تالی شاروت این ویژگی را «خوشبینی جانب‌گیرانه» یا به عبارت دیگر، گرایش ما به دست بالا گرفتن امکان رخ دادن رویدادهای خوب و دست کم گرفتن امکان رخ دادن رویدادهای بد، می‌نامد. او بر این باور است که این گرایش، لزوما ریشه در این باور که نیروهای ماورائی و جادویی شرایط را به وفق مرادمان می‌کنند، ندارد، بلکه مسئله اینجاست که ما بیش‌ازحد به توانایی‌هایمان در فراهم کردن زمینه برای رخ دادن اتفاق‌های خوب اعتماد داریم. خب، حالا فکر می‌کنید این خوشبینی جانب‌گیرانه چه تأثیری بر تصمیم‌گیری‌های ما می‌گذارد؟ از آنجا که ممکن است دربارهٔ توانایی‌ها و چشم‌اندازمان از آینده بیش ازحد خوشبین باشیم، احتمال آنکه باور کنیم تصمیم‌هایمان، بهترین تصمیم‌های ممکن هستند، بیشتر و بیشتر می‌شود. شاید افراد صاحب‌نظر از مضرات سیگار کشیدن، بی‌تحرکی زیاد یا خوردن بیش‌ازحد شکر به ما هشدار بدهند، اما خوشبینی جانب‌گیرانهٔ ما باعث می‌شود باور کنیم که کارها و عاداتی مثل اینها بیشتر باعث مرگ دیگران می‌شوند و به سلامتی ما خللی وارد نمی‌کنند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 15:16:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل موثر بر تصمیم گیری</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-x8kwfwsowxju</link>
                <description>عوامل موثر بر تصمیم گیریمنبع: گپچهلینک مطلب: عوامل موثر بر تصمیم گیریتصمیم‌گیری یکی از حیاتی‌ترین و البته چالشی‌ترین مهارت‌های زندگی است. حتما بارها توصیه‌هایی درمورد تقویت قدرت تصمیم‌گیری به گوش‌تان خورده است. مثلا بسیار شنیده‌ایم که می‌گویند موقع تصمیم‌گیری بهتر است همه‌ی انتخاب‌های موجود را کنار هم بچینید و سپس تک‌تک‌شان را از جنبه‌های مختلف بررسی کنید. همچنین در توصیه‌ی دیگری که احتمالا برای‌تان ناآشنا نیست، گفته می‌شود که با مثانه‌ی پر تصمیم نگیرید. به این معنی که موقع تصمیم‌گیری بهتر است، احساس نیاز به دست‌شویی نداشته باشید. اما گاهی پژوهش‌های علمی به نتایج عجیب‌وغریب و دور از واقعیتی می‌رسند که همه‌ی توصیه‌های پیشین را زیرسؤال می‌برد. در ادامه، با ما همراه باشید تا با ۱۰ مورد از عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری که در نتایج این قبیل پژوهش‌های جنجالی مطرح شده‌اند، بیشتر آشنا شوید. اما دقت داشته باشید که آنچه در ادامه می‌خوانید، لزوما نسخه‌ی قاطع و کاملا اثبات‌شده‌ای برای تصمیم‌گیریِ بهتر نیست.۱. زمان روزتصمیم‌گیریِ زیاد خسته‌کننده است. به خستگی حاصل از گرفتن تصمیمات پشت‌سرهم اصطلاحا «خستگی تصمیم‌گیری» گفته می‌شود. ورزشکاری که بیش‌ازحد ورزش کند، از لحاظ جسمی تحلیل خواهد رفت. ذهن انسان نیز از این قضیه مستثنی نیست. به این معنی که اگر با تصمیمات پی‌درپی از ذهن‌تان کار بکشید، از لحاظ ذهنی فرسوده خواهید شد. خستگی تصمیم‌گیری لزوما به میزان سختی تصمیماتی که می‌گیریم مربوط نیست، بلکه اینجا حرف از کمّیت است. همه‌ی ما در طول روز ده‌ها یا صدها تصمیم می‌گیریم. لباس چی بپوشم؟ صبحانه چی بخورم؟ از کدوم مسیر برم سر کار که ترافیک نباشه؟ آهنگ چی گوش بدم؟ و… با هر تصمیمی که می‌گیریم، درواقع بخشی از قدرت تصمیم‌گیری‌مان تحلیل می‌رود، تا جایی که وقتی به انتهای روز می‌رسیم، دیگر حتی گاهی در مورد موضوعات ساده هم قادر به تصمیم‌گیری نیستیم. تفاوت اساسی بین خستگی جسمی و خستگی ذهنی در این است که معمولا کسی خودش متوجه نمی‌شود که چقدر به لحاظ قدرت ذهنی تحلیل رفته است.در پژوهشی که در سال ۲۰۱۱ انجام شد، پژوهشگران با رجوع به ۱۱۰۰ تصمیم قضایی سعی کردند چگونگی تأثیرگذاری خستگی تصمیم‌گیری را بر قضاوت قُضّات بررسی کنند. نتایج نشان داد زندانیانی که دفاعیات‌شان را در جلسات دادگاهیِ ابتدای روز شنیده شده بود، احتمال بالاتری وجود داشت که در رأی دادگاه پیروز شوند. اما زندانیانی که دادگاه‌شان در سایر اوقات روز برگزار شده‌ بود، به‌علت افزایش خستگی ذهنی قضات احتمال کمتری برای پیروزی داشتند. این پدیده علاوه‌بر محافل قضایی در میان سیاستمداران نیز جای بحث دارد. آیا تابه‌حال توجه کرده بودید که رنگ کت‌وشلوار اوباما تقریبا همیشه فقط چند رنگ خاص بوده است؟ اوباما در اصل با این تصمیم آگاهانه می‌خواسته از تعداد تصمیمات کوچکی که همه‌روزه باید می‌گرفته بکاهد تا ظرفیت ذهنی خود را برای تصمیمات بزرگ‌تر حفظ کند.۲. ادرارآیا هرگز شده که مجبور باشید یک تصمیم سرنوشت‌ساز برای کار یا زندگی‌تان بگیرید؟ معمولا در چنین مواقعی چه کار می‌کنید؟ مطمئنا اقداماتی که برای تصمیم‌گیری بهتر انجام می‌دهید، شامل مواردی چون «نگه داشتن ادرار» نمی‌شود. اما جالب است بدانید که براساس نتایج یک پژوهش علمی اگر ادرارتان را نگه دارید، روی قدرت تصمیم‌گیری‌تان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. پژوهش عجیب‌وغریبی که به آن اشاره شد، توسط دانشمندی هلندی به نام ماریجَم توک (Mirjam Tuk) انجام شده است. توک در این پژوهش سعی داشت بداند که کنترل ادرار چگونه می‌تواند روی نحوه‌ی رفتارمان تأثیر مثبت بگذارد. در نتایج این پژوهش مشاهده شد کسانی که واقعا نیاز به تخلیه‌ی ادرار دارند، درمورد مسائل مالی صبورتر می‌شوند و راحت‌تر حاضرند که قید پاداش‌های آنی و فوری را بزنند و در عوض برای دریافت پاداش‌های بزرگ‌تر اما زمان‌بر صبر کنند. همچنین در نتایج این پژوهش آمده است که این افراد قادرند سایر تکانه‌های خودکارتر و نیز شناختی‌تر را نیز بهتر کنترل کنند. گفتنی است که این پژوهش از برندگان جایزه‌ی «ایگ نوبل» است. این جایزه هر ساله به پژوهش‌هایی اهدا می‌شود که مردم را در وهله‌ی اول به‌خنده می‌اندازند و سپس به فکر فرو می‌برند. به‌منظور آزمایش این ادعا، از یک گروه داوطلب خواسته شد که ۶ فنجان آب بنوشند، درحالی‌که گروه دیگر فقط باید چند جرعه‌ی کوچک از ۵ فنجان جداگانه می‌نوشیدند. پس از ۴۰ دقیقه (مدتی که تقریبا طول می‌کشد تا آب به مثانه برسد)، میزان خودکنترلی شرکت‌کنندگان سنجیده شد. هرکس می‌توانست دو انتخاب داشته باشد: دریافت ۱۶ دلار در روز بعد یا دریافت ۳۰ دلار در ۳۵ روز بعد. به‌طور میانگین کسانی که نیاز به تخلیه‌ی ادرار داشتند، گزینه‌ی ۳۰ دلاری را انتخاب کردند که مبلغ بیشتر اما زمان دریافتش طولانی‌تر بود.۳. شدت خشممی‌دانیم که خشم به نفرت و نفرت به رنج و عذاب می‌انجامد. اما نتایج یکی دیگر از آن‌دست پژوهش‌های عجیب‌و غریب نشان داد که اتفاقا خشم می‌تواند به گرفتن تصمیمات آگاهانه‌تر بینجامد. وِسلی مونز (Wesley Moons)، روان‌شناس در دانشگاه کالیفرنیا و همکارش دایان مَکی (Diane Mackie) که سعی داشتند در مورد تأثیر دقیق خشم بر قدرت تصمیم‌گیری اطلاعات کسب کنند، چند آزمایش جالب‌توجه طرح‌ریزی کردند. در آزمایش اول، گروهی از دانش‌آموزانی که سخت خشمگین و برآشفته بودند (احساس خشم به این افراد القا شده بود) در مقابل گروه دیگری که کاملا آرام و خونسرد بودند، قرار داده شدند. سپس به شرکت‌کنندگان متنی داده شد که ادعا می‌کرد دانش‌آموزان عادات مالی نسبتا خوبی دارند. این متن استدلال‌های قوی و ضعیف داشت. استدلال‌های قوی برگرفته از پژوهش‌های علمی بودند و استدلال‌های ضعیف هیچ پایه‌ی علمی موثقی نداشتند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا میزان قوت و ضعف این استدلال‌ها را ارزیابی کنند و بگویند که هر استدلال چقدر برای‌شان قانع‌کننده بوده است. در آزمایش دوم، به یک گروه از شرکت‌کنندگان گفته شد که این استدلال‌ها را سازمانی با تجربه‌ی کافی در زمینه‌ی مسائل مالی، مطرح کرده است. برعکس، به گروه دیگر گفته شد که این استدلال‌ها را یک سازمان پزشکی بدون تجربه‌ی کافی مرتبط درباره‌ی مسائل مالی، مطرح کرده‌اند. در هر دو آزمایش، دانش‌آموزان خشمگین ثابت کردند که خشم می‌تواند قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری افراد را تقویت کند. این گروه در آزمایش سوم نیز مجددا ثابت کردند که خشم می‌تواند افرادی را که معمولا خیلی تحلیلی فکر نمی‌کنند، به متفکرانی زیرک‌تر تبدیل کند.۴. انتخاب‌های بیش‌ازحد گستردهاحتمالا شما هم ترجیح‌ می‌دهید که وقتی می‌خواهید در مورد موضوعی تصمیم بگیرید، همه‌ی انتخاب‌های ممکن را جلوی روی‌تان بگذارید. اما مطالعات علمی بر این باورند که اگر بتوانیم از طیف انتخاب‌های ممکن بکاهیم، از نتیجه‌ی تصمیمات‌مان راضی‌تر خواهیم بود. پژوهشگران با بررسی نحوه‌ی واکنش مردم در مواجهه با انتخاب شکلات دریافتند که اغلب مردم ترجیح می‌دهند که بین ۳۰ نوع شکلات انتخاب داشته باشند تا مثلا بین ۶ نوع، زیرا انتخاب از یک طیف گسترده‌تر برای‌شان جالب‌تر است. در نتیجه‌ی این پژوهش مشاهده شد کسانی که از بین انتخاب‌های کمتر، خرید کرده‌ بودند، از انتخاب‌شان راضی‌تر بودند و احتمال بیشتری وجود داشت که دوباره از همان شکلات‌ها بخرند. بَری شوارتز (Barry Schwartz)، نویسنده‌ی کتاب «پارادوکس انتخاب»، این پارادوکس را چنین توضیح می‌دهد: «هرچه انتخاب‌های بیشتری در دسترس باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که فرد به یک انتخاب نامطلوب دست بزند و این احتمال می‌تواند همه‌ی لذتی را که فرد می‌توانسته از انتخاب واقعی خویش ببرد، خراب می‌کند.»۵. احساس غریزیشکی نیست که در مورد موضوعات مهم زندگی نباید شتاب‌زده تصمیم گرفت، بلکه باید وقت گذاشت و همه‌ی جوانب را خوب سنجید. اما گاهی علم به نتایجی می‌رسد که آدم انگشت‌به‌دهان می‌ماند. اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ذهن ناخودآگاه‌ در گرفتن تصمیمات آنی خیلی بهتر از ذهن خودآگاه‌ عمل می‌کند. پژوهشگران آلمانی با بررسی الگوهای مغزی در زمانِ پیش از تصمیم‌گیری دریافتند که ذهن ناخودآگاه می‌تواند تا حداکثر ۷ ثانیه سریع‌تر از ذهن خودآگاه تصمیم بگیرد. براساس نتایج پژوهشی که در نشریه‌ی «سایِنس» منتشر شده است، پژوهشگران به این نتیجه‌ی غیرعقلانی دست یافتند که درنگ و تأمل روی موضوعات در مواردی باعث می‌شود که اهمیت برخی جنبه‌های یک تصمیم در نظر فرد بالاتر برود، آن هم به قیمت از اهمیت‌افتادگی برخی جنبه‌های دیگر، و فرد در قضاوت کلی دچار مشکل شود. خلاصه‌اش این است که ذهن خودآگاه تصمیمات ساده را تقویت می‌کند، اما در تصمیمات پیچیده این‌طور نیست. در یک آزمایش، امکانات چند خودرو یک‌بار به زبان ساده و بار دیگر به زبان پیچیده برای عده‌ای از افراد توضیح داده شد. نتایج نشان داد که وقتی توضیحات به زبان ساده ارائه شد، ذهن خودآگاه به افراد در تشخیص خودروی بهتر کمک کرد. اما این ذهن ناخودآگاه بود که وقتی توضیحات به زبان پیچیده ارائه شد، در انتخاب خودروی تأثیرگذارتر عملکرد بهتری از خود نشان داد. این قضیه در مورد سایر انتخاب‌هایی که مردم در خریدهایشان انجام می‌دهند نیز صدق می‌کند.با همه‌ی این اوصاف، باز هم توصیه می‌کنیم که برای تصمیمات حساس زندگی‌تان وقت بگذارید و در چشم‌برهم زدن تصمیم نگیرید. تشخیص تفاوت تصمیماتی که از روی غریزه، اراده‌ی آزاد و حماقت می‌گیریم، کار آسانی نیست و علم هم هنوز به راه‌حل ساده‌ای که تشخیص این تفاوت‌ها را برای‌مان راحت‌تر کند، نرسیده است. پس فعلا همان بهتر که از تصمیمات آنی درمورد مسائل مهم خودداری کنید.۶. جنسیت فرزندانمطالعات نشان داده است که جنسیت فرزندان می‌تواند روی باورهای سیاسی والدین تأثیر بگذارد. در سال ۲۰۰۸ پژوهشی با عنوان «دخترها و رأی به جناح چپ» انجام شد که نشان داد جنسیت فرزند روی تصمیمات سیاسی والدین تأثیر می‌گذارد. گفته می‌شود که احتمال رأی والدین به حزب لیبرال به‌ازای هر فرزند دختر ۲ درصد افزایش می‌یابد. این درحالی است که زوجینِ دارای فرزند پسر به گرایش‌های محافظه‌کارانه روی می‌آورند. حتما می‌پرسید چرا؟ در این دو نظریه فرض بر آن است که والدین، به‌علت تبعیض دستمزد و ترجیحات زنانه‌ی متفاوت در خصوص کالاهای عمومی، در صورت داشتن فرزند دختر به جناح چپ و در صورت داشتن فرزند پسر به جناح راست گرایش پیدا می‌کنند.۷. مکان تصمیم‌گیریتا اینجا دیدیم که خلق‌وخو و حتی شدت نیاز به تخلیه‌ی ادرار می‌تواند روی قدرت تصمیم‌گیری‌مان تأثیر بگذارد. اما آیا فکر می‌کنید مکانی که در آن تصمیم می‌گیرید نیز نقش تعیین‌کننده‌ای روی انتخاب‌تان خواهد داشت؟ باید بگوییم که بله! شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مکان گرفتن تصمیم نهایی می‌تواند روی رأی مردم تأثیر بگذارد و به نتیجه‌گیری‌های نسبتا تعجب‌آوری معطوف‌شان کند. برای مثال، به نظر می‌رسد کسی که در یک مکان مذهبی مانند کلیسا رأی می‌دهد، احتمال دارد که در مورد موضوعات داغ سیاسی همچون سقط جنین یا ازدواج هم‌جنس‌بازها محافظه‌کارانه‌تر از آنچه واقعا هست، تصمیم بگیرد. یا مثلا وقتی رأی‌گیری حول محور موضوعاتی از قبیل تعیین بودجه‌ی مدارس دولتی یا سایر مسائل مربوط به آموزش عمومی باشد و رأی‌دهندگان در مدرسه به‌ویژه با حضور دانش‌آموزان یا اولیای مدرسه رأی بدهند، جو مدرسه می‌تواند موجب ایجاد رویکرد مثبت در رأی‌دهندگان شود. خلاصه اینکه بهتر است در جایی مثل بخش زایمان تصمیم به بچه‌دار شدن نگیرید!۸. دماواقعیت این است که بسیاری از ما در ارتباطات‌مان دیگران را تا حدودی بر اساس تأثیری که از کاریزما، زبان بدن یا حتی نوع لباس‌پوشیدن‌شان می‌گیریم، قضاوت می‌کنیم. شاید تأثیر چنین مواردی در تعیین طرز برخوردمان با مردم خیلی برای‌مان محسوس نباشد. پس اگر بگوییم که دما نیز در این معادله نقش دارد، حتما متعجب خواهید شد. جان بارگ (John Bargh)، روان‌شناس و لارِنس ویلیامز (Lawrence Williams)، مدرس بازاریابی، در پژوهشی مشترک کوشیدند تا ببینند که دما چگونه روی تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد. به گروهی از شرکت‌کنندگان یک فنجان قهوه‌ی داغ و به گروهی دیگر یک فنجان قهوه‌ی گرم داده شد که باید در دست‌شان نگه می‌داشتند. سپس نظر شرکت‌کنندگان در مورد شخصی فرضی پرسیده شد. کسانی که فنجان قهوه‌ی گرم در دست‌شان بود، آن شخص خیالی را خون‌گرم‌تر و اجتماعی‌تر ارزیابی کردند. پژوهشگران در آزمایشی دیگر مشاهده کردند که حس بخشندگی شرکت‌کنندگان با احساس اجسام گرم افزایش یافت و تمایل بیشتری پیدا کردند که مثلا اگر بُن خرید در اختیار دارند، به‌جای اینکه برای خودشان خرجش کنند، بُن‌ را به دیگری هدیه بدهند. گویا هرچه دما بیشتر باشد، راحت‌تر می‌توانیم به غریبه‌ها اعتماد کنیم، برای پیش‌خدمت‌ها انعام بگذاریم یا حتی به سرمایه‌گذاری‌های پرخطرتر دست بزنیم.۹. گام موسیقی پس‌زمینههمیشه شنیده‌ایم که می‌گویند بهتر است موقع تصمیم‌گیری به آهنگ‌های تند گوش کنیم. اما باز هم پاره‌ای از پژوهش‌های علمی به نتایجی دور از انتظار رسیده‌اند! به‌نظر می‌رسد که گوش‌دادن به موسیقی‌هایی با گام تند در مقایسه با موسیقی‌هایی با گام کُند به تصمیم‌گیری سریع‌تر و بهتر بیشتر کمک می‌کند. در پژوهشی که در سال ۲۰۰۹ انجام شد، پژوهشگران تأثیرات گام‌های مختلف موسیقی را بر قدرت تصمیم‌گیری بررسی کردند. نتایج نشان داد کسانی که موقع تصمیم‌گیری به آهنگ‌های تندتر گوش کرده بودند، در مقایسه با کسانی که در پس‌زمینه به آهنگ‌های آرام‌تر گوش کرده بودند، توانستند درمورد تصمیمات سخت‌تر به انتخاب بهتر و دقیق‌تری برسند. این نتایج در مورد تصمیمات ساده‌تر نیز تغییر نکرد.۱۰. بازی‌های کامپیوتریتأثیرات بازی‌های کامپیوتری روی کودکان از جمله موضوعات جنجال‌برانگیزی است که به‌ویژه اگر بحث سر بازی‌های اکشن و جنگی باشد، معمولا اوضاع به نفع انجام بازی‌های کامپیوتری پیش نخواهد رفت. اما نتایج برخی پژوهش‌های علمی حاکی از آن است که بازی‌های کامپیوتری پرخشونت به انجام‌دهنده‌ی بازی می‌آموزند که تصمیمات بهتر و دقیق‌تری بگیرد. البته ناگفته نماند که این نتایج هنوز بسیار جای بحث دارند! اما در هر صورت، پژوهشگران دانشگاه روچِستِر دریافته‌اند که بازی‌های کامپیوتری اکشن به انجام‌دهنده‌ی این بازی‌ها می‌آموزند که سریع‌تر به تصمیم درست برسند. گفته می‌شود کسانی که این نوع خاص از بازی‌ها را انجام می‌دهند، نه‌تنها نسبت به دنیای اطراف‌شان هشیارتر می‌شوند، بلکه در انجام چند کار هم‌زمان نیز پیشرفت می‌کنند و همچنین در رانندگی و جهت‌یابی توانمندتر می‌شوند. در پژوهش دیگری که در نشریه‌ی «کارِنت بایولوژی» منتشر شد، پژوهشگران ده‌ها جوان ۱۸ تا ۲۵ ساله را که عادت به بازی‌های کامپیوتری نداشتند، بررسی کردند. یک گروه باید بازی استراتژیک سیمز۲ (The Sims 2) و گروه دیگر باید بازی‌های اکشن ندای وظیفه‌ی۲ (Call of Duty 2) و مسابقه‌ی غیرواقعی (Unreal Tournament) را انجام می‌دادند. این افراد پس از انجام بازی‌ها در چند آزمون شرکت کردند که شامل سؤال و تمرین‌های تحلیلی و شنیداری بود. نتایج نشان داد کسانی که بازی‌های اکشن انجام داده بودند، توانستند ۲۵ درصد سریع‌تر از گروه مقابل در پاسخ به سؤالات آزمون و تمرین‌ها به نتیجه‌گیری برسند. به‌گفته‌ی دافنه باوِلیر (Daphne Bavelier)، یکی از پژوهشگران این مطالعه «تصمیمات‌ هرگز سیاه و سفید نیستند. مغز همیشه در حال محاسبه‌ی احتمالات است. برای مثال، وقتی حین رانندگی متوجه حرکتی در سمت راست‌تان می‌شوید، تخمین می‌زنید که آیا برخوردی رخ خواهد داد یا نه و سپس براساس ارزیابی این احتمال از بینِ ترمزکردن یا نکردن یکی را انتخاب می‌کنید.» درمجموع، شواهد نشان می‌دهد مغز کسانی که بازی‌های کامپیوتری اکشن انجام می‌دهند، در جمع‌آوری و پردازش اطلاعات دیداری و شنیداری بسیار کارآمدتر از کسانی که اهل بازی‌های کامپیوتری نیستند، عمل می‌کند و به همین خاطر است که این افراد می‌توانند سریع‌تر و بهتر تصمیم بگیرند.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 15:13:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم کمبود اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/gapche/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-k3wffxhxtanp</link>
                <description>علائم کمبود اعتماد به نفسمنبع: گپچهلینک مطلب: علائم کمبود اعتماد به نفسبرای همه‌ی ما لحظاتی وجود دارد که خجالت می‌کشیم، می‌ترسیم و مضطرب می‌شویم. گاهی خود را سرزنش می‌کنیم، تصویر نامناسبی از خود در ذهن داریم و اعتماد به نفس لازم را از دست می‌دهیم. تا این جای کار وضعیت عادی و همگانی است. البته بگذریم از دوستانی که همیشه و همیشه خود را دوست دارند و خود را درجه‌یک و عالی می‌دانند. بحث ما مسئله‌ی کمبود اعتماد به نفس است. یعنی وقتی نگاه منفی در تمام امور روزانه‌ی شما جاری است، همیشه منتظر شکست هستید و از نظر احساسی، فیزیکی یا روان‌شناسی ضعیف شده‌اید. اگر به خودتان ایمان ندارید، باید بدانید که باک موتور شما برای حرکت به سوی موفقیت خالی است. در ادامه ۲۰ مورد از علائم کمبود اعتماد به نفس مطرح شده‌ است. آنها را بخوانید و سعی کنید خود را بهتر بشناسید. گام اول برای حل هر مسئله‌ای شناخت آن است پس قبل از هر چیز باید بدانیم علائم کمبود اعتماد به نفس چیست و افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند چگونه رفتار می‌کنند؟۱. در جمع خود را با تلفن و… سرگرم می‌کنندافرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در جمع راحت نیستند. به ویژه وقتی دوست و آشنایی برای همراهی ندارند، صحبت کردن در جمع برای‌شان بسیار دشوار است. این افراد سعی می‌کنند خود را به روش‌های مختلف سرگرم کنند تا از ارتباط با سایرین دوری کنند و این روزها چه چیزی بهتر از تلفن همراه برای فرار از جمع؟! اگر شما هم این‌طور هستید، قدم اول را بردارید و با خود عهد کنید که در جمع با تلفن‌تان کار نکنید یا الکی خود را مشغول به کاری نشان ندهید. فقط به فکر این باشید که چطور سر صحبت را باز کنید و با اعتماد به نفس حرف بزنید. به خود بگویید: «من هم مثل بقیه‌ی افراد قدرت حرف‌ زدن و ارتباط برقرار‌ کردن رو دارم و اگه با کسی سر صحبت رو باز کنم، حتما گفت‌و‌گوی خوبی خواهیم‌ داشت.»۲. بیهوده موافقت می‌کنندافرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در بحث‌ها سریعا عقب‌نشینی می‌کنند. آنها توان متقاعد کردن دیگران را در خود نمی‌بینند. حتی وقتی که واقعا حق با دیگران نباشد، بیهوده با آنها موافقت می‌کنند تا نیازی به ادامه‌ی بحث پیش نیاید. دوستان عزیز! بدانید و آگاه باشید که هر کسی نظری دارد و نظر هر کس زاییده‌ی افکار، سواد و خواسته‌هایش است. با ابراز نکردن و دفاع نکردن از عقاید و ایده‌های خود، در واقع به افکار، سواد و خواسته‌هایتان توهین می‌کنید. شما درست به اندازه‌ی فردی که مخالفش هستید، حق دارید دیدگاه خود را بیان کنید و چه بسا که حق با شما باشد! ساکت ننشینید و با آرامش، نظر واقعی خود را مطرح‌ کنید. روش‌های متقاعد کردن متعدد هستند، مثلا می‌توانید از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنید.۳. بیش از حد به سر و وضع‌شان می‌رسندمرتب بودن، آرایش و پیرایش بسیار پسندیده است. اما اگر اهمیت‌ دادن به سر و وضع بیش از حد طبیعی باشد، یعنی شما از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برید. یادتان باشد اعتماد به نفس از درون سرچشمه می‌گیرد و ربطی به عوامل بیرونی ندارد. با خود بگویید من زیبا هستم و ضمن رعایت نکات بهداشتی و پیراستگی، خود را بیش از حد درگیر سر و وضع و لباس‌تان نکنید. باور کنید اگر ساعت‌ها جلوی آینه نایستید و وقت خود را صرف طراحی تابلویی از رنگ روغن نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.۴. انتقادپذیر نیستندانتقاد‌پذیر باشید. اگر دوست‌تان در مورد مسئله‌ای از شما انتقاد کرده است، از او نرنجید (خب البته ما در اینجا فرض کرده‌ایم دوست شما اصول انتقاد سازنده را به درستی رعایت کرده است!). سعی‌ کنید به آن بیندیشید و در صورت منطقی بودن، عیب خود را رفع‌ کنید. از علائم کمبود اعتماد به نفس، این است که فرد مذکور از شنیدن نقد سایرین آزرده می‌شود و در خود می‌شکند. این افراد با شنیدن نقد عصبانی می‌شوند و ناراحتی‌شان روی بقیه‌ی کارهایشان هم اثر می‌گذارد. مثلا نقدی که همکارش به او وارد کرده‌ است، باعث بدخلقی او با دوستان و خانواده‌اش می‌شود.۵. از ابراز نظر و عقیده‌شان می‌ترسنداول فکر کنید و بعد حرف بزنید. این راهکار کلید موفقیت شما در گفت‌و‌گو‌هاست. بی‌محابا و بی‌تفکر حرف‌ زدن، نتایج مخربی دارد. اول حرف خود را مزه‌مزه کنید و سپس ابراز عقیده کنید. در این صورت ترس و پشیمانی برای‌تان به بار نخواهد‌ آمد. بعد از اینکه فکر کردید و جوانب حرف خود را سنجیدید، نظر خود را شجاعانه ابراز‌ کنید و آرام و شمرده سخن بگویید تا تأثیرگذار بشوید.۶. سریع تغییر عقیده می‌دهنداز علائم کمبود اعتماد به نفس، نداشتن نظرات ثابت است. افرادی که در آنها علائم کمبود اعتماد به نفس دیده می‌شود، سریعا و تحت تأثیر عوامل و افراد مختلف نظرشان عوض می‌شود. در حقیقت این افراد، جرئت صراحت و کنترل زندگی خود را ندارند. دمدمی مزاج هستند، مدام شک می‌کنند و از این شاخه به آن شاخه می‌پرند. صریح باشید، فکر کنید، تصمیم‌تان را بگیرید و تغییرش ندهید.۷. در قبال تحسین، واکنش نامناسب نشان می‌دهندیکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس، واکنش‌های نامناسب در برابر تحسین‌شدن است. وقتی اعتماد به نفس کافی ندارید، مدام سعی می‌کنید تعریفی را که از شما می‌شود انکار کنید. مثلا وقتی شخصی از لباس خوب شما تعریف می‌کند، شروع می‌کنید به توجیه کردن دلایل مثبتی که قید کرده‌ است، به شکلی که فرد بیچاره را از گفته‌ی خود پشیمان می‌کنید. این یعنی شما یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس را دارید. مثلا می‌گویید: «نه این لباس رو از حراجی خریدم» یا «اتفاقا این تنها لباسیه که بهم میاد. من معمولا بدقواره و ناجورم». خب این چه کاری است که می‌کنید؟! بپذیرید که از نظر آن فرد، شما برازنده بوده‌اید و با تشکر‌ کردن نشان‌ دهید که لیاقت تحسین را داشته‌اید.۸. زود تسلیم می‌شوندافرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، قبل از رسیدن به اهداف و رؤیاهای خود تسلیم می‌شوند. آن‌قدر انرژی‌های منفی دارند که رمقی برای‌شان باقی نمی‌ماند. همیشه باید خود را باور داشت و به دنبال آرزوها رفت و از شکست نهراسید.۹. مدام خود را با دیگران مقایسه می‌کننداز دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس، مقایسه‌ی خود با دیگران است، به ویژه مقایسه با افرادی که موفق‌تر هستند. افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، به جای اینکه بر روی مسیر خود تمرکز کنند، مدام نگاه‌شان به دیگران است. مقایسه‌ کردن با دیگران مسخره‌ترین کار ممکن است. همان‌طور که بعضی از افراد از شما موفق‌تر هستند، دسته‌ای دیگر نیز وجود دارند که شما از آنها برتر هستید و این روند تا انتهای دنیا ادامه دارد. پس خودتان را فقط و فقط با شخص شخیص خودتان مقایسه‌ کنید. مهم‌ترین رقیب شما خودتان هستید.۱۰. خمیده و بی‌انگیزه راه‌ می‌روندافرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، خمیده هستند و صاف راه نمی‌روند. آنها طوری حرکت می‌کنند که انگار از خودشان شرمنده و خجل هستند. سعی کنید صاف راه بروید. سرتان را بالا بگیرید و برای تنظیم حرکات بدن خود وقت بگذارید.۱۱. اشتباهات‌شان را توجیه می‌کنندهر کسی اشتباه می‌کند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیل‌تراشی می‌کند و برای دیگران توضیح می‌دهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا‌ کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران می‌بینند.۱۲. تقصیرات را به گردن دیگران می‌اندازنداین افراد دیگران را بانی همه چیز می‌دانند، چه خوب و چه بد، البته بیشتر بدی‌ها را نتیجه‌ی اعمال دیگران می‌دانند. با این کار مسئولیت را از خود سلب می‌کنند و از بار پذیرش آن شانه خالی می‌کنند.۱۳. بهانه‌تراشی می‌کننداز دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس بهانه‌تراشی و دلیل آوردن در برابر انتقاد سایرین است. فردی که اعتماد به نفس کافی دارد، به آرامی به نقد و نظر دیگران گوش می‌کند و سر فرصت با بررسی و تحلیل آن نقد، تصمیم لازم را برای تغییر یا بی‌اعتنایی می‌گیرد. اما اگر در مقابل انتقاد دیگران سریعا شروع به دلیل و بهانه آوردن می‌کنید، یعنی یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس در شما هویدا شده‌ است. در واقع می‌خواهید به دیگران ثابت کنید که ارزشمند هستید و هیچ وقت اشتباه نمی‌کنید. در حالی‌که همه‌ی افراد ممکن است اشتباه کنند.۱۴. حالت تدافعی دارنددست‌ به‌ سینه‌ بودن یا مورب قرار‌دادن پاها به شکل ضربدری، از علائم کمبود اعتماد به نفس است. زبان بدن خیلی چیزها از درون و رفتار شما فاش می‌کند. افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند، همیشه حالت تدافعی دارند، منقبض و معذب هستند. در چنین مواردی حرکات بدن حالت ناراحت و منقبضی نشان می‌دهد.۱۵. به تأیید شدن از طرف دیگران نیاز دارندنمی‌توان همه را راضی نگه‌ داشت. اگر کارتان را به بهترین شکل ممکن انجام بدهید یا حتی درست‌ترین و منطقی‌ترین حرف ممکن را بزنید، باز هم فردی پیدا می‌شود که با شما مخالف است. متأسفانه افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، این طور به قضیه نگاه نمی‌کنند. آنها مدام در پی تأیید و رضایت دیگران هستند.۱۶. از پیروزی‌هایشان لذت نمی‌برندوقتی کمبود اعتماد به نفس داشته‌ باشید، از پیروزی‌هایتان هم لذت نمی‌برید. افرادی که این ویژگی‌ را دارند، نقش خود را در تمام وقایع، چه مثبت و چه منفی کم‌رنگ می‌بینند. بنابراین قادر نیستند از دستاوردهای خودشان لذت ببرند. همه‌ی موفقیت‌های خود را به پای شانس می‌گذارند و مطمئن هستند، دفعه‌ی دیگری در کار نیست و شانس همین یک‌بار در خانه‌شان را زده‌ است.۱۷. از تغییر می‌ترسندترس از تغییر هم یکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس است. افراد این چنینی، میلی به تغییر ندارند. حتی اگر در وضعیت کاری یا زندگی نامناسبی باشند، از تغییر می‌ترسند و توان لازم برای مدیریت‌ چالش‌های ناشی از تغییر را ندارند.۱۸. منفی‌بافی می‌کننداز دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس بدبینی است. افراد بدبین مدام غر می‌زنند و همه چیز را با منفی‌بافی نقد می‌کنند. به عبارت خودمانی، زبان خوش ندارند و احساسات منفی‌شان را به دوستان، همکاران و خانواده‌ی بی‌نوایشان نیز منتقل می‌کنند. آنها خوش‌بین نیستند و مانند بمبی بزرگ از نفرت و بدبینی، هر لحظه ممکن‌ است منفجر بشوند. برای داشتن اعتماد به نفس، لازم است خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنید.۱۹. از آینده می‌ترسندافرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، همیشه از آینده می‌ترسند. نمی‌توانند از زمان حال بهره ببرند. غصه‌ی آینده را می‌خورند و فراموش می‌کنند که دنیا دو روز است و این حساب و کتاب‌ها راه به جایی جز کوچه‌ی تاریک بدبینی و بدبختی نمی‌برد.۲۰. کمال‌گرا هستنداین افراد دوست دارند به کمال هر چیز دست پیدا‌ کنند. اما علی‌رغم این میل، جرئت کافی برای تلاش ندارند. در حقیقت ترس‌های آینده موجب می‌شود فکر کنند برای ابراز نظر و موفق بودن باید کاملِ کامل باشند. پس وقتی به نهایت موفقیت دست نمی‌یابند، خود را ناقص می‌بینند و شرم و خجالت به سراغ‌شان می‌آید.با شناخت علائم کمبود اعتماد به نفس ضمن اینکه می‌توانید مشکلات احتمالی خود را درباره‌ی این ویژگی نامطلوب شناسایی و رفع کنید، رفتار دیگران را هم بهتر درک خواهید کرد و اگر با فردی رو‌به‌رو بشوید که علائم کمبود اعتماد به نفس دارد، با او راحت‌تر ارتباط برقرار خواهید‌ کرد. اعتماد به نفس یکی از اصلی‌ترین محرک‌ها برای موفقیت است. کسب آن کمی تلاش و همت می‌خواهد. روی خودتان کار کنید. اعتماد به نفس بال پروازی است که خدای بزرگ برای پرواز به سمت شادی و موفقیت در اختیار بشر قرار داده‌ است. بال پرواز خود را نچینید. پرواز کنید و لذت شادی و پیروزی را تجربه‌ کنید.شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با مشاورین و متخصصان مجرب ما در مركز مشاوره آنلاين گپچه و اينستاگرام گپچه در تماس باشید.</description>
                <category>مرکز مشاوره آنلاین گپچه</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 10:00:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>