<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات حال خوبتو با من تقسیم کن</title>
        <link>https://virgool.io/good-mood/feed</link>
        <description>کتابهایی است که با من نخوانده ای،فیلم هایی است که با من ندیده ای،ســـفـر هـایـی اســت کـه بـا من نـــرفـتـه ای،خاطراتی است که به من نگفته ای،حرفهای قشنگی است که به من نزده ای،شعرهای زیبایی است که برایم نسروده ای.با من مهربان باش و بیشتر دوستم داشته باش.حال خوبتو با من تقسیم کن!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:27:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ihnhhxrtus7o/q1skcy.png</url>
            <title>حال خوبتو با من تقسیم کن</title>
            <link>https://virgool.io/good-mood</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بدترین خبرِ روزگار تو!</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88-nnzqppujstkl</link>
                <description>روزیتوخواهی آمدآیا؟و روزگار راصلح و امنیتفرا خواهد گرفت؟ممکن استروزیاینبدترین خبری باشدکه در رسانه‌های جهانمخابره می‌شود:«طبق آخرین اخبار واصله،در کمالِ تاسف،از سرِیکی از شهروندان جهانتار موییکم شد.»تابلو «Only a Lock of Hair» از جان اورات میلیس</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Fri, 13 Feb 2026 06:14:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقطه‌ی روان!</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-gfkauo8aidia</link>
                <description>سحرِ امروزروی سرامیک‌های روشننقطه‌ای تیره راه می‌رفت—آن‌قدر کوچککه می‌شد با نوک انگشت پاکش کردو جهانهیچتکانی نخورد.خم شدم.باورم نمی‌شداین نقطهسامانه‌ای کامل باشد؛مفصل،حس،قلبی میکروسکوپیکه بی‌صدا می‌تپدو تصمیمی جدّیبرای عبور از یک مرزِ سردِ سفید.اما او می‌رفت؛بی‌تردید.و پرسشیدر من قد کشید:آیا در این قامتِ نقطه‌وارروحی هم خانه دارد؟شعله‌ای بی‌ادعاکه جهان رابه اندازه‌ی توانشحمل می‌کند؟شاید روحبه اندازه وابسته نیست.شاید عظمتدر مقیاس گم نمی‌شود.و اویعنی نقطهبا روحی شاید عظیماز جهان عبور می‌کرد.چنان مطمئنکه انگارسرامیک‌هاسیاره‌اندو هر بندِ پایشمداری تازه می‌سازد.من ایستاده بودمبا تردیدهای فلسفیِ بزرگ،و اوبی‌هیاهومعنای بودن رابر کف روشن جهانقدم می‌زد.۲۱ بهمن ۱۴۰۴</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Tue, 10 Feb 2026 07:15:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من خودم را دور نمی‌اندازم!</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D9%85%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%85-iu8xaizt95ec</link>
                <description>خودکشی یعنیوقتی هنوززندگی در تو جریان داردخودت رادور بیندازی—در سطل آشغالِ زمانه!منخودم رادور نمی‌اندازم.چونمانند آنساقه‌های هرس‌شده‌ی حسن‌یوسف‌هاکه مادرماز دورترین سطل‌های آشغال برمی‌داشت،هنوزتوانِ روییدن دارم،و نور خورشید راحتی از پُشت سیاه‌ترین ابرها می‌بینم.</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 14:58:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوب بودن؛ سهل و ممتنع، مثل شعرهای سعدی!</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-yhn7kyhticzy</link>
                <description>پیش از این نیز درباره‌ی انسان‌های خوب و خلاقیت و هنر خوب بودن نوشته‌ام. و این که خوب بودن در عین این‌که کاری ساده و پیش‌افتاده می‌نماید، کار هر کسی نیست. خوب بودن، مثل اشعار سعدی، سهل و ممتنع است. رشيد وطواط در حدائق‌السحر می‌نويسد: سهل و ممتنع، شعری است كه آسان نمايد، اما مثل آن دشوار توان گفت.چند روز پیش در حال رصد محتویات سایت دیوار یزد بودم که با یک آگهی خاص مواجه شدم. یک گربه‌ی پشمالو و دستی سر از جلوی خانه‌ی یک بنده خدایی درآورده بود و او از آن عکسی انداخته بود و نوشته بود &quot;گربه مال کیه، اگه صاحب داره بیاد ببردش&quot;موقع دیدن این آگهی به این فکر کردم که اگر من با این صحنه روبه‌رو می شدم چه می‌کردم؟ به این نتیجه رسیدم که خطاب به گربه چند تا &quot;پیشته!&quot; می‌گفتم و او را از دم خانه‌مان می‌راندم. بدون توجه به این‌که شاید این گربه صاحبی دارد که نگران گمشدن‌اش است.متوجه شدید چرا می‌گویم خوب بودن مثل شعرهای سعدی سهل و ممتنع است؟ برای همین!کتاب پیشنهادی:جملاتی از کتاب:</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 14:52:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خُنُک آن‌ که رنج‌هایش معنایی داشته باشد</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D8%AE%D9%8F%D9%86%D9%8F%DA%A9-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-q8wctcleqfvn</link>
                <description>امروز حسین (همان بچه‌فیلسوف سابق که حالا ششم دبستان است) اصرار کرد که از درس نهم فارسی به او ده خط دیکته بگویم. دیکته‌اش خوب است. گفتم خودت ده خط از درس را رونویسی کن می‌شود دیکته! قبول نکرد. گفت باید دیکته بگویی. من هم وسواس دارم درس را مروری کردم تا ببینیم کجای آن به درد دیکته گفتن می‌خورد.دست آخر این خطوط را برای دیکته گفتن انتخاب کردم:و از میان این خطوط یک جمله‌ی مرحوم دهخدا خیلی توجهم را به خود جلب کرد. مردی که چهل سال شبانه‌روز وقت گذاشت تا تکمیل‌ترین فرهنگ لغات فارسی را جمع‌آوری کند، درباره‌ی دلیل رنج‌هایی که کشیده است چنین می‌گوید:مرا هیچ چیز جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین ستمکار مغربی به تحمّل این رنج سنگین وانداشت.بدون تردید ما نیز هر کدام در این ایام رنج‌هایی را به دوش می‌کشیم. اگر برای این رنج‌ها دلیلی بیابیم، آن‌گاه زندگی‌مان معنا پیدا می‌کند و تحمل رنج‌ها آسانتر می‌گردد. و من اکنون در پی یافتن دلیلی برای رنج‌هایم هستم و معنایی برای آن‌ها. شما چطور؟بیهوده نیست که در آموزهای نیچه نیز چنین آمده است:به زندگی «آری» بگویید. تمایل عمومی به شکایت از سختی‌ها، غم‌ها و کشمکش‌های زندگی وجود دارد. اما فرد باید یاد بگیرد که به زندگی در تمام جنبه‌هایش «آری» گوید، و تمام تجربه چه شادی و چه غم را به یکسان در آغوش کشد. این گونه است که انسان زندگی را تأیید می‌کند و به آن معنا می‌بخشد.کتاب پیشنهادی:بخش کوتاهی از کتاب:غمگین بودن از خوشحال بودن خیلی راحت‌تره. من آدم‌های راحت‌طلب رو قبول ندارم. من آدم‌هایی که از همه چیز می‌نالند رو دوست ندارم. خوشحال باش لعنتی! هر کاری برای خوشحالی لازمه بکن!حُسن ختام: از درس نهم فارسی ششم دبستان</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 15:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین خبر این روزها</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-btfckzrswkhz</link>
                <description>خبر برای ده روز پیش است. ولی من امروز به صورت اتفاقی آن را دیدم. موقع دیدن خبر گل از گلم شکفت. خبر درمان سرطانی که مادرم و احتمالاً خیلی‌های دیگر به آن مبتلا هستند با واکسن، بهترین خبر این روزها و ماه‌ها که چه عرض کنم، بهترین خبر این سال‌ها بود. نتواسنتم داخل سایتی که دکتر درستکار لینک آن را گذاشته بود بشوم و ببینم این واکسن الان در مرحله‌ی تولید است یا خیر. متاسفانه نمی‌دانم چرا در حال حاضر امکان ویرشت زدن و پیام دادن در ویراستی از سوی بنده وجود ندارد. امیدوارم این خبر شگفت‌انگیز درست و دقیق باشد و عمر مادرم و بیماران مبتلا به این سرطان بدخیم و سرطان‌های دیگر، به این واکسن قد بدهد.به امید شفای عاجل تمام بیماران صعب‌العلاج. با دعای خیر شما دوستان. یاحق.کتاب پیشنهادی:جملاتی از این کتاب:زخم مدخلی‌ست برای رسوخ نور به وجود آدمی.چگونه زمان را متوقف سازیم؟ با بوسیدن عزیزان. چگونه در زمان سفر کنیم؟ با مطالعه. چگونه از زمان بگریزیم؟ با هنر. چگونه زمان را لمس کنیم؟ با قلم به دست گرفتن. چگونه زمان را فروبنشانیم؟ با نفس کشیدن.شاید عشق تنها عبارت است از یافتن کسی که با او می‌توان، عجیب‌ترین بُعد خویش را آشکار ساخت.</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 22:56:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محفل</title>
                <link>https://virgool.io/good-mood/%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-acenpetr9lqe</link>
                <description>بادی سرد از نیم نگاه روزنه بر رخساره سپیدم میتابد و برودت خود را در دل منافذم جا میکند؛ گویی چشمه منزلش از یخچالی بزرگ بیرون آمده و از دامنه پهلوهای ابر ها سرازیر میشود؛ از آنجا جدار های فرسوده گونه هایم و نگاره های موه هایم او را تا نزدیکی مدخل بدرقه میکنند.راست گویی محفل گرمیست و عشق بازار دل انگیزی است.همگان دانند و میخوانند: اگر من نبودم دیگر دستی نبود که دورت حلقه چهارگوش زند و شیره وجودش را گوارای وجودت کند تا تو لیلی بازارش شوی و او مجنون محفل تو گردد.آمدم و دلباخته ات شدم اما عشق من و تو هرگز سالیان سال بر همان مهر و نشاط طفولیت خود باقی نماند.دم از سازش زدی؟ مگر من نساختم؟ بنگر چگونه در روزگاران شادمانی ات قلب خود را بر محبوبان فقیر و غنی ات گشودم و  مهر خود را از آنها دریغ نکردم تا همچون بینوایانی خسته دل سر بر سینه من بسپارند و آرام گیرند .بنگر چگونه در دوران اندوه چشم هایت، درب دلم را بستم و غم خانه ات شدم تا محبت خود را یکباره فقط معطوف تو کنم .نکند از یاد برده ای وقتی درخت جوانی ام را به پایت ریختم و در آستانه میوه دادن بودم؛ بغتتا کلید خانه ات را از من گرفتی و مرا بیرون راندی تا تنهایی را شریک منزل خود کنی.تو با این کار مرا آواره افکارم کردی و چنگی بر وجودم زدی که هنوز آثارش را میتوانی بر ترک جدار هایم و جیر جیر درهایم نظاره گر باشی.اما من چشم بر اینهمه رنج و بی مهری، بی مبالاتی تو بستم و سازش کردم؛ باز لانه ات شدم تا تو گنجشکی باشی که دستی بر چهره بی روح گریه آلودش میکشم و با آواز باد سرد برایش لالایی میگویم تا  باز در آغوشم آرام گیرد و بخوابد.همدم تو   اتاق</description>
                <category>حال خوبتو با من تقسیم کن</category>
                <author>محمدرضا نساجان</author>
                <pubDate>Mon, 10 Apr 2023 11:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>