آمار مشکلات روحی جای بحث دارد!


همه ی ما میدونیم که انسان موجود پیچیده ای هست اونقدر که فرد حتی گاهی نمیدونه خودش چه احساسی داره.

در طول زندگی درگیر ماجراهای جدیدی میشه که بعضی ها براش آموزندست اما هرچی جلوتر میره با پیچیده شدن مسائل، موانع آموزنده به تخریب کننده های آرامش روانش تبدیل میشن.

ما میخوایم بفهمیم چطور شد که به چنین دردهای عمیقی رسیدیم و آیا راهکاری هست که از اونها جون سالم به در ببریم یا حتی بیشتر، با اون دارای توانایی های بی همتایی بشیم!؟

برای نشون دادن مهم بودن این مسئله به چند نکته اشاره میکنم:

آیا میدونستید طبق آمارهای گرفته شده از هر چهار نفر ایرانی یک نفر داری اختلال های روحی هست؟

این آمار ناراحت کننده فقط برای کشور خودمون نیست در سرتاسر دنیا اخبار شکه کننده ای از مشکلات روحی به گوش میرسه. از آفریقا گرفته با بالاترین آمار آزار جنسی تا آمریکا با یکی از بالاترین میزان خودکشی و اعتیاد

دوباره به نکته ای که در نوشته ی قبلی گفتم اشاره میکنم. ما نیاز داریم که با مشکلات خودمون و عواملشون بیشتر آشنا بشیم.

زخمهایی که روان ما برمیداره خیلی ماندگار تر از زخمهای جسم ماست. باقی موندن این زخم ها و عواملی که باعث تحریک شدنشون میشن اونها رو شبیه به بریدگی های بدن یک فرد دیابتی میکنن که سالها عذابش میدن.

دلیل اصلی بیماری های روانی به طور دقیق شناخته شده نیست. دلایلی از جمله ژنتیک و محیط اطراف و جامعه میتونن باعث بروز بیماری بشن.

آزار و عزیت، ترد شدن، شکست های عاطفی، آموزش های نامناسب، روانگردانها، شرایط سخت زندگی، استرس و برآورده نشدن نیازهای جسمی و روانی میتونن موجب این مشکلات بشن.

خیلی از افرادی که با مشکلات روحی دست و پنجه نرم میکنن هم میتونن به دیگران آسیب بزنن و هم درحال آسیب دیدن از دیگران بوده و یا هستن. آموزش های درست اجتماعی میتونن مقاومتمون رو بالا ببرن و کمک کنن که فرد مفید تری در جامعه باشیم. مشکلات روحی علاوه بر ایجاد عذاب درونی باعث میشن دنیای بیرون عذاب آورتر بشه و مارو از کنترل خودمون خارج کنه و بدون دنبال کردن راه حل هر روز سخت تر بشه.

تصویری که در بالای صفحه میبینید احتمالا براتون آشناست چون تصویری از ون گوگ نقاش معروفه که خودش از خودش کشیده.

اون هیچوقت در دوران خودش فرد مهمی نبود یا حتی میشه گفت از طرف خانواده به دلیل رفتارهای متفاوتش ترد شده بود و سالهای زیادی رو درگیر بیماری روانی بود و حتی مدتی رو انتخاب کرد که در بیمارستان روانی بگذرونه.

سالها بعد از مرگ تازه نقاشی های عجیب و غریبش که بنظر مردم بی منطق بودن مشهور شد.

بدون شک اون ذهنی متفاوت داشت. که باعث آزارش هم شد اما نگاه کنید که چه آثاری از خودش به جا گذاشت.

یا مثل گاوس دانشمند بزرگ ریاضیات که طبق تحقیقات داری خلق و خویی خشن بود و با علم امروزی به آدمهای افسرده و اجتماع گریز شباهت داشت.

حتی افرادی که دارای بیماری اتیسم هستند دارای توانایی های ریاضیاتی شگفت انگیزن که خیلی ها رو به وحشت هم میندازه.

و صدها مثال دیگه وجود داره که میتونید با سرچ اونهارو پیدا کنید.

اختلال روحی روانی کسی رو تبدیل به انسانی بی خاصیت نمیکنه. با تلاش میتونید توانایی های بخصوص خودتون رو پیدا کنید و رشدشون بدید. چیزهایی رو خلق کنید که خیلی ها حتی توان ایجادش رو ندارن. بدون شک بیماری باعث کند شدن شما در زمینه های دیگه خواهد شد، اما به این معنی نیست که آرزوها و اهدافتون رو دنبال نکنید و یک گوشه بشینید تا فروپاشیده شدن زندگی رو تماشا کنید.

در اکثر موارد مشکلات روانی تقصیر خود فرد نیست. مثل سرطان شروع به رشد میکنه.

شما مسئولیتی راجب مشکلاتی که خارج از کنترلتون بودن ندارید و گناهکار نیستید اما یادتون باشه یک وظیفه به گردن شماست و اون تحقیق و تلاشه.

با پیچیدگی های خودتون و زندگی بیشتر آشنا بشید، خودتون رو آمده کنید، مشکلات رو بهبود بدید و در این راه از آموخته هاتون به دیگران هم بدید.

روزی میرسه که برای خیلی از مشکلاتتون راه حل هایی پیدا میکنید و از خیلی هاشون درست مثل بچگیاتون درس های خوب زندگی میگیرد.

در ادامه حتما من رو از مشکلات روحیی که دوست دارید راجبشون بگم و باهم دیگه دربارشون کمک کنیم مطلع کنید!